1
00:00:01,126 --> 00:00:02,627
‫آنچه گذشت...

2
00:00:02,752 --> 00:00:05,880
‫من امی اوچوا هستم.
‫لوکاس برادر ناتنیمه.

3
00:00:06,089 --> 00:00:08,174
‫و اینم همون مردیه که نزدیک بود بکشتش.

4
00:00:08,300 --> 00:00:09,968
‫صد قدم هم نمی‌تونم برم

5
00:00:10,135 --> 00:00:12,012
‫بدون اینکه کسی درباره پدر مقتولم
‫ازم مصاحبه نخواد.

6
00:00:12,178 --> 00:00:14,139
‫از کارگروهی که قراره قاتل پدرت رو پیدا کنه،

7
00:00:14,264 --> 00:00:15,599
‫چیزی شنیدی؟

8
00:00:15,765 --> 00:00:16,975
‫پدرم و دادستان صمیمی بودن.

9
00:00:17,142 --> 00:00:19,811
‫هر کی کشتتش قسر در نمی‌ره.

10
00:00:19,936 --> 00:00:21,646
‫می‌دونم بهت گفتم یکم وقت می‌خوام،

11
00:00:21,813 --> 00:00:25,150
‫- اما فکر کنم چیزی که واقعاً نیاز داشتم...
‫- یه دوست بود.

12
00:00:25,275 --> 00:00:28,195
‫پلیس ایالتی یه پرونده
‫درباره امی اوچوا داره.

13
00:00:28,695 --> 00:00:30,322
‫دستات رو بده.

14
00:00:31,406 --> 00:00:34,242
‫مدرک رو کردن.
‫اون پدرش رو کشته.

15
00:00:35,242 --> 00:00:45,242
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

16
00:01:29,506 --> 00:01:32,634
‫اگه هر چی فهمیدی بهم بگی
‫واقعاً ممنون می‌شم.

17
00:01:32,759 --> 00:01:34,428
‫هی مل، امی رو دستگیر کردی؟

18
00:01:34,553 --> 00:01:36,597
‫نه، من و افرادم نه. پلیس ایالتی.

19
00:01:36,722 --> 00:01:38,015
‫- آره، ولی خب...
‫- عضو کارگروهن.

20
00:01:38,140 --> 00:01:39,683
‫این اتهام چرنده. اون پدرش رو نکشته.

21
00:01:39,850 --> 00:01:41,643
‫- می‌دونم.
‫- آره خب، ما اون شب پیشش بودیم.

22
00:01:41,768 --> 00:01:43,312
‫گفتم که می‌دونم.

23
00:01:43,437 --> 00:01:46,974
‫داشتم با سروانم حرف می‌زدم،
‫همین حرفایی که بهم می‌زنی رو بارش ‌کردم،

24
00:01:47,024 --> 00:01:48,484
‫اما اوضاع بدتر از چیزیه که فکر می‌کنی.

25
00:01:48,609 --> 00:01:50,110
‫مدرک دارن.

26
00:01:50,235 --> 00:01:51,904
‫وقتی کار اون نبوده
‫چه مدرکی می‌تونن داشته باشن؟

27
00:01:52,029 --> 00:01:56,075
‫کارگروه دو روز پیش بدون هماهنگی
‫خونه‌ش رو تفتیش کرد.

28
00:01:56,200 --> 00:01:58,077
‫منم همین الان فهمیدم.

29
00:01:58,202 --> 00:02:01,789
‫یه برتا کامپکت نه میلی‌متری
‫تو کانال تهویه هوا پیدا کردن.

30
00:02:01,914 --> 00:02:05,376
‫گلوله‌هایی که از بدن مقتول درآوردن
‫با اسلحه جوره.

31
00:02:05,501 --> 00:02:07,503
‫همون اسلحه‌‌ست که ویکتور اوچوا رو کشته.

32
00:02:16,512 --> 00:02:19,515
‫امی، ریچارد،
‫جفتتون معاون دادستان کوتو رو می‌شناسید.

33
00:02:19,640 --> 00:02:22,518
‫- حدس می‌زنیم می‌‌خوای درباره توافق صحبت کنی؟
‫- اشتباه حدس می‌زنی.

34
00:02:22,643 --> 00:02:24,520
‫پس چرا خواستی حرف بزنیم؟

35
00:02:26,105 --> 00:02:30,693
‫تا من و تو حرف بزنیم، جنیس.
‫این مسخره‌بازی چیه.

36
00:02:33,195 --> 00:02:34,613
‫چند وقته همدیگه رو می‌شناسیم؟

37
00:02:35,948 --> 00:02:38,075
‫- خیلی وقته.
‫- خیلی وقته.

38
00:02:38,200 --> 00:02:41,787
‫وقتی هنوز دانشگاه می‌رفتم بابام حمایتت کرد.

39
00:02:41,954 --> 00:02:44,290
‫تو کسی بودی که متقاعدم کردی
‫برم حقوق بخونم و من...

40
00:02:45,082 --> 00:02:46,876
‫عمراً باور کنی من این کار رو کردم.

41
00:02:47,001 --> 00:02:51,213
‫باور نمی‌کردم اما نادیده گرفتن حقایق سخته.

42
00:02:51,380 --> 00:02:53,299
‫کدوم حقایق؟
‫اسلحه‌ای که پلیس پیدا کرده؟

43
00:02:53,340 --> 00:02:54,258
‫یکیش همون.

44
00:02:54,383 --> 00:02:56,385
‫یکی اونجا جاسازش کرده.

45
00:02:56,552 --> 00:02:58,554
‫من دو ماه گذشته رو خونه برادرم بودم.

46
00:02:58,721 --> 00:03:00,639
‫خونه‌م خالی بوده.

47
00:03:00,765 --> 00:03:03,559
‫چیزی که پلیس کاملاً ازش باخبره،
‫با توجه به اینکه خانم اوچوا رو زیر نظر دارن.

48
00:03:03,726 --> 00:03:06,979
‫- به نظر ما واضحه که براش پاپوش دوختن.
‫- برای ما که واضح نیست.

49
00:03:07,146 --> 00:03:10,483
‫با رفتن پدرش امپراتوری املاکش
‫به موکل شما می‌رسه.

50
00:03:10,608 --> 00:03:13,194
‫من امپراتوری املاکش رو نمی‌خواستم.

51
00:03:13,319 --> 00:03:15,988
‫حتی اگر می‌خواستم نیازی نبود
‫بکشمش تا به دستش بیارم.

52
00:03:16,113 --> 00:03:17,782
‫اون همیشه برنامه‌ش این بود من اداره‌ش کنم.

53
00:03:17,907 --> 00:03:19,408
‫نگهبان‌های پدرت شما دو نفر رو دیدن

54
00:03:19,533 --> 00:03:21,243
‫که روز قتل بیرون خونه‌ش دعوا می‌کردید.

55
00:03:21,410 --> 00:03:23,412
‫طبق اظهارات اونا جروبحث داغی بوده.

56
00:03:23,537 --> 00:03:26,457
‫می‌دونی که ما اختلاف‌نظر داشتیم.
‫منکرش نمی‌شم.

57
00:03:26,582 --> 00:03:28,084
‫اینم فراموش کردید که موکلم عذرموجه داره.

58
00:03:28,209 --> 00:03:30,878
‫اون تو یه مهمونی با کلی شاهد بوده،

59
00:03:31,003 --> 00:03:32,755
‫از جمله یکی از کارآگاه‌های جنایی خودتون.

60
00:03:32,880 --> 00:03:35,800
‫تا جایی که می‌دونم تو اون مهمونی
‫دو تا سابقه‌دار هم بودن،

61
00:03:35,925 --> 00:03:37,426
‫پس زیاد روی آدمایی که باهاشون بوده
‫مانور نده.

62
00:03:37,593 --> 00:03:41,514
‫در ضمن معلوم شده عذرموجه
‫انقدرها هم محکم نیست.

63
00:03:41,639 --> 00:03:43,015
‫داری درباره چی حرف می‌زنی؟

64
00:03:43,182 --> 00:03:46,018
‫استخری که سناتور ایالتی توش پیدا شد گرم بوده.

65
00:03:46,144 --> 00:03:48,104
‫دمای بدنش رو ثابت نگه داشته،

66
00:03:48,229 --> 00:03:50,648
‫یعنی پزشکی قانونی نتونسته
‫زمان دقیق مرگ رو مشخص کنه.

67
00:03:50,815 --> 00:03:53,276
‫یعنی موکلت می‌تونسته بکشتش.

68
00:03:53,401 --> 00:03:54,569
‫مهمونی بوده باشه یا نه.

69
00:03:54,694 --> 00:03:58,156
‫امی، می‌دونم پدرت بداخلاق بود.

70
00:03:58,781 --> 00:04:01,033
‫شایعات روابط خلافش رو هم می‌دونم.

71
00:04:01,200 --> 00:04:04,454
‫می‌تونم انواع سناریوها رو تصور کنم
‫که اوضاع رو عوض کنه.

72
00:04:04,620 --> 00:04:07,248
‫اگه اون شب چاره‌ای نداشتی،
‫اگه احساس خطر کردی،

73
00:04:07,373 --> 00:04:12,253
‫می‌تونم اتهام رو سبکتر کنم
‫اما فقط زمانی می‌تونم کمکت کنم که باهام حرف بزنی.

74
00:04:17,842 --> 00:04:19,010
‫کار من نبود.

75
00:04:20,720 --> 00:04:22,972
‫من هیچ ‌وقت همچین کاری نمی‌کردم.

76
00:04:25,558 --> 00:04:27,018
‫همین رو می‌تونم بگم.

77
00:04:27,644 --> 00:04:29,771
‫پس تو دادگاه می‌بینمتون.

78
00:04:32,982 --> 00:04:35,193
‫آره، من... نه، می‌فهمم.

79
00:04:35,318 --> 00:04:37,070
‫می‌دونم درخواست بزرگیه.

80
00:04:38,696 --> 00:04:40,782
‫داره به دوستاش تو اداره زنگ می‌زنه،

81
00:04:40,907 --> 00:04:43,159
‫ببینه کسی پرونده امی رو یواشکی بهمون میده یا نه.

82
00:04:43,284 --> 00:04:45,203
‫شاید کارگروه دور و بر مظنون‌های دیگه هم بوده.

83
00:04:45,328 --> 00:04:47,330
‫شاید سرنخ‌هایی باشه که ولش کردن،
‫یکی دیگه که بتونم آمارش رو دربیارم اما...

84
00:04:47,455 --> 00:04:49,040
‫- ممنون که گوش کردی.
‫- فعلاً که خبری نبوده؟

85
00:04:49,833 --> 00:04:52,085
‫فردا می‌بینمت.

86
00:04:53,878 --> 00:04:57,257
‫منو گذاشتن کنار.
‫با یه مشت بی‌عرضه کار می‌کنم. یکیشون جیگر نداره.

87
00:04:57,382 --> 00:05:00,301
‫منصفانه بگیم، تو شاهد پرونده‌ای.
‫همه‌مون هستیم.

88
00:05:00,468 --> 00:05:02,470
‫کنفرانس خبری چطور بود؟
‫چیز جدیدی فهمیدی؟

89
00:05:02,637 --> 00:05:05,181
‫وثیقه در حدی تعیین شد که امی بتونه بده.

90
00:05:05,306 --> 00:05:07,225
‫کاراش داره انجام می‌شه و الان آزاد می‌شه.

91
00:05:07,350 --> 00:05:10,478
‫اما غیر از اون هیچ خبر خوبی نیست.

92
00:05:10,603 --> 00:05:13,898
‫ظاهراً حکم بازرسی سرزده‌ای که
‫پلیس ایالتی رو به اسلحه رسوند،

93
00:05:14,065 --> 00:05:15,900
‫نتیجه یه گزارش ناشناس بوده.

94
00:05:16,026 --> 00:05:18,194
‫هر کی زنگ زده رسماً داشته دروغ می‌گفته.

95
00:05:18,320 --> 00:05:20,697
‫اون شب تو مهمونی
‫عمراً امی بعد از کشتن پدرش

96
00:05:20,822 --> 00:05:22,198
‫اومده باشه اونجا،

97
00:05:22,324 --> 00:05:24,701
‫از اونجا هم نرفته بود که بکشتش.

98
00:05:24,868 --> 00:05:26,328
‫فکر کنم اون ‌قدر پلیس بودم که اینو بفهمم.

99
00:05:26,494 --> 00:05:29,122
‫فکر می‌کنی راهی هست
‫که تماس‌‌گیرنده رو شناسایی کنیم؟

100
00:05:29,289 --> 00:05:32,042
‫احتمالش هست همون کسی باشه
‫که اسلحه رو جاساز کرده، نه؟

101
00:05:32,167 --> 00:05:34,044
‫می‌گم کسی رو تو پلیس ایالتی می‌شناسی؟

102
00:05:34,169 --> 00:05:37,422
‫می‌تونم چند تا شماره دربیارم
‫اما دلت رو خوش نکن.

103
00:05:37,547 --> 00:05:41,009
‫رفقای ناهار خودم حرف نمی‌زنن.
‫ایالتی‌ها که دیگه اصلاً تحویل نمی‌گیرن.

104
00:05:45,222 --> 00:05:46,723
‫سلام، رفیق.

105
00:05:46,848 --> 00:05:48,809
‫نمی‌دونم شنیدی یا نه اما الان اصلاً وقت...

106
00:05:48,934 --> 00:05:50,519
‫رفته رو پیغام‌‌گیر.
‫پیام می‌ذارم.

107
00:05:50,685 --> 00:05:52,312
‫- نه ویش، من اینجام.
‫- هی، آر.جی.

108
00:05:52,437 --> 00:05:54,147
‫- صدام رو داری؟ صدات رو دارم.
‫- خب انگار نیستی.

109
00:05:54,272 --> 00:05:58,235
‫به هر حال، یه یارویی تو کافه‌س
‫سراغت رو می‌گیره. آدم خوش‌برخوردیه.

110
00:05:58,360 --> 00:05:59,486
‫ازم خواست یه زنگ بهت بزنم.

111
00:06:00,612 --> 00:06:02,030
‫خب، می‌خوای چی‌ کار کنی؟

112
00:06:02,155 --> 00:06:04,366
‫بهش می‌گم یه وقت دیگه شانسش رو امتحان کنه.

113
00:06:04,533 --> 00:06:06,535
‫باشه، فعلاً رفیق.

114
00:06:08,078 --> 00:06:09,705
‫- چی شد؟
‫- نه، ویش بود.

115
00:06:09,830 --> 00:06:13,542
‫مطمئنم فقط وانمود می‌کرد صدام رو نمی‌شنوه.

116
00:06:13,709 --> 00:06:15,460
‫انگار داشت برای یکی نقش بازی می‌کرد.

117
00:06:15,585 --> 00:06:17,337
‫از اصطلاح «آدم خوش‌برخورد» استفاده کرد.

118
00:06:17,462 --> 00:06:20,799
‫اون اوایل تو آپالاچی
‫رمز ما برای آدمای خطرناک بود.

119
00:06:21,550 --> 00:06:24,636
‫مثل وقتی که با یکی روبرو می‌شی
‫و متوجه می‌شی آدم کشته.

120
00:06:25,262 --> 00:06:27,764
‫مهم نبود چطور رفتار می‌کنه
‫یا چی میگه.

121
00:06:28,640 --> 00:06:30,309
‫تو چشماش مشخص بود.

122
00:06:30,434 --> 00:06:31,977
‫فکر می‌کنی می‌خواسته بهت بگه
‫همچین کسی تو کافه‌س؟

123
00:06:32,102 --> 00:06:34,313
‫نه فقط تو کافه.
‫دنبال من می‌گرده.

124
00:06:34,438 --> 00:06:36,148
‫آره، ویش داشت هشدار می‌داد دور بمونم.

125
00:06:36,940 --> 00:06:39,568
‫پس طبیعتاً اولین واکنشت اینه که
‫مستقیم بری اونجا.

126
00:06:39,693 --> 00:06:42,529
‫اگه مشکلیه که اسم من روشه
‫نمی‌تونم بذارم رو دوش ویش.

127
00:06:44,907 --> 00:06:47,493
‫حداقل بهم دروغ می‌گی که
‫مواظب خودت هستی؟

128
00:06:49,953 --> 00:06:51,079
‫سلام.

129
00:06:52,122 --> 00:06:54,416
‫- چرا اصلاً خودم رو خسته می‌کنم؟
‫- چی شده؟

130
00:06:54,541 --> 00:06:57,336
‫آرزوی مرگ داری یا چی؟
‫یا کلاً گوش نمی‌دی؟

131
00:06:57,461 --> 00:07:00,172
‫خب، شاید منم به همون اندازه که تو نگران منی
‫نگرانت می‌شم.

132
00:07:00,297 --> 00:07:01,048
‫ تا حالا بهش فکر کردی؟

133
00:07:01,381 --> 00:07:04,551
‫باشه. اونی که بابتش زنگ زدی،
‫همون آدم خوش‌برخورده هنوز اینجاست؟

134
00:07:05,928 --> 00:07:07,471
‫خیلی خب.

135
00:07:07,596 --> 00:07:08,972
‫اگه حس کردی می‌خواد آبکشت کنه،

136
00:07:09,139 --> 00:07:11,850
‫لطف کن و برو بیرون.

137
00:07:11,975 --> 00:07:14,478
‫- باشه، آره.
‫- تازه طی کشیدم.

138
00:07:19,566 --> 00:07:21,193
‫من آر.جی هستم. شنیدم کارم داری.

139
00:07:21,360 --> 00:07:24,655
‫آقای دکر. اسم من آگوستینه.

140
00:07:25,698 --> 00:07:27,866
‫می‌بینم که به هشدار دوستت توجه نکردی.

141
00:07:29,159 --> 00:07:30,119
‫خب آره...

142
00:07:30,244 --> 00:07:32,371
‫فهمیدی من پشت خط بودم،

143
00:07:33,205 --> 00:07:35,749
‫و با این حال زیاد غافلگیر نشدی که پیدام شد.

144
00:07:35,874 --> 00:07:37,793
‫درباره‌ت تحقیق کردم، آقای دکر.

145
00:07:37,918 --> 00:07:39,795
‫شخصیتت رو تا حدی می‌شناسم.

146
00:07:39,920 --> 00:07:41,547
‫برای همین می‌خوام استخدامت کنم.

147
00:07:43,132 --> 00:07:47,052
‫بخشید، آقای آگوستین بودید دیگه؟
‫ممنون از پیشنهادتون. واقعاً میگم.

148
00:07:47,178 --> 00:07:50,097
‫اما از شانس شما من فعلاً
‫مشتری جدید قبول نمی‌کنم.

149
00:07:50,222 --> 00:07:51,765
‫سرم یکم شلوغه.

150
00:07:51,891 --> 00:07:54,602
‫خبر دارم. حداقل فکر کنم خبر دارم.

151
00:07:55,728 --> 00:08:00,149
‫یکی از دوستات امیلیا اوچوا به جرم قتل دستگیر شده.

152
00:08:00,274 --> 00:08:01,984
‫براش اهمیت قائلی.

153
00:08:02,109 --> 00:08:04,111
‫معتقدی براش پاپوش دوختن.

154
00:08:04,236 --> 00:08:09,784
‫و برای همین مگه اینکه اشتباه شناخته باشمت
‫می‌خوای هر طور شده اثباتش کنی.

155
00:08:09,909 --> 00:08:11,452
‫اینا رو از کجا می‌دونی؟

156
00:08:11,619 --> 00:08:13,996
‫همون‌‌طور که گفتم فرصت داشتم
‫زیر نظرت داشته باشم.

157
00:08:14,121 --> 00:08:16,749
‫حدس می‌زنم پولی هم نمی‌گیری.

158
00:08:16,874 --> 00:08:19,543
‫حتی اگر خانم اوچوا پیشنهاد می‌داد
‫قبول نمی‌کردی،

159
00:08:19,669 --> 00:08:21,671
‫اما شاید پول من رو قبول کنی؟

160
00:08:21,837 --> 00:08:25,341
‫ببخشید میشه یه لحظه بری عقب‌تر؟

161
00:08:25,466 --> 00:08:28,302
‫می‌خوای بهم پول بدی کاری رو بکنم
‫که می‌دونی مجانی دارم انجام می‌دم؟

162
00:08:28,427 --> 00:08:30,388
‫- آره.
‫- چون؟

163
00:08:30,513 --> 00:08:35,893
‫چون در حالی که تو معتقدی
‫برای خانم اوچوا پاپوش دوختن من خودم مطمئنم

164
00:08:36,060 --> 00:08:40,147
‫و کارفرمایان من خیلی دوست دارن بدونن
‫قاتل واقعی پدرش کیه.

165
00:08:41,482 --> 00:08:43,317
‫پنجاه هزار دلار کافیه؟

166
00:08:49,991 --> 00:08:54,370
‫خب، نفهمیدی این کارفرمایاش کی هستن؟

167
00:08:54,495 --> 00:08:57,665
‫نه، اما فکر کنم بتونیم حدس بزنیم.
‫باندهای خلاف یا کارتل.

168
00:08:57,790 --> 00:09:01,335
‫آره، آدمای ناجوری که
‫ویکتور قبل مرگش باهاشون کاسبی می‌کرد.

169
00:09:01,461 --> 00:09:02,587
‫آره.

170
00:09:02,754 --> 00:09:04,088
‫یادت میاد شاه‌کلیدم رو کجا می‌ذارم؟

171
00:09:04,213 --> 00:09:05,798
‫جعبه ابزار پشت جیپت؟

172
00:09:05,965 --> 00:09:07,633
‫آره، دقیقاً. چند تا کلید رو میز دیدم.

173
00:09:07,800 --> 00:09:09,802
‫یه فورد اسکیپ اجاره‌ایه‌. حدس می‌زنم تو پارکینگه.

174
00:09:09,969 --> 00:09:12,755
‫خیلی خب.
‫اگه در ماشینش رو باز کردم دنبال چی بگردم؟

175
00:09:12,805 --> 00:09:14,140
‫هر چی.

176
00:09:14,265 --> 00:09:15,850
‫کجا می‌مونه، برای کی کار می‌کنه،
‫صبحانه چی خورده.

177
00:09:16,684 --> 00:09:19,645
‫مشخصه این یارو بیشتر از ما
‫از کثافت‌کاری‌های ویکتور خبر داره.

178
00:09:19,687 --> 00:09:21,481
‫تا من برمی‌گردم سرش رو گرم کن.

179
00:09:21,606 --> 00:09:23,024
‫- نقشه همینه.
‫- باشه.

180
00:09:26,736 --> 00:09:28,112
‫بفرما.

181
00:09:30,490 --> 00:09:31,783
‫دوستت فکر می‌کنه من آدم خطرناکیم.

182
00:09:31,908 --> 00:09:34,452
‫آره، مگه اشتباه می‌کنه؟

183
00:09:35,203 --> 00:09:36,788
‫درباره دوستات زیاد حرف نزدی.

184
00:09:36,913 --> 00:09:39,916
‫اشکالی داره بپرسم
‫منفعتشون تو خانواده اوچوا چیه؟

185
00:09:40,583 --> 00:09:42,794
‫من به عنوان نماینده اونا اینجام.
‫همین‌ قدر بدونی کافیه.

186
00:09:42,919 --> 00:09:43,962
‫باشه.

187
00:09:44,128 --> 00:09:46,422
‫خب، یه سوال دیگه.

188
00:09:47,173 --> 00:09:50,051
‫من می‌دونم چرا مطمئنم
‫برای امی اوچوا پاپوش دوختن،

189
00:09:50,176 --> 00:09:51,511
‫اما چی باعث شده تو انقدر مطمئن باشی؟

190
00:09:52,136 --> 00:09:54,514
‫من سه هفته پیش رسیدم فورت لادردیل.

191
00:09:55,181 --> 00:09:58,309
‫پرونده ویکتور اوچوا خیلی کند پیش می‌رفت.

192
00:09:59,060 --> 00:10:00,728
‫کارفرماهام داشتن بی‌تاب می‌شدن.

193
00:10:01,646 --> 00:10:05,483
‫من خیلی قبل‌تر از پلیس خونه خانم اوچوا رو گشتم.

194
00:10:06,234 --> 00:10:08,445
‫اون موقعی که من گشتم اسلحه تو کانال هوا نبود.

195
00:10:08,570 --> 00:10:10,071
‫پس توی خونه امی بودی؟

196
00:10:12,282 --> 00:10:14,367
‫- خونه منم گشتی؟
‫- چرا باید این کار رو بکنم؟

197
00:10:15,118 --> 00:10:17,162
‫مگه تو هم مظنون قتل ویکتور اوچوا هستی؟

198
00:10:17,287 --> 00:10:18,872
‫نمی‌تونم بگم انگیزه نداشتم.

199
00:10:20,123 --> 00:10:24,002
‫اگه قرار بود خونه همه کسایی که
‫برای کشتن ویکتور اوچوا انگیزه داشتن رو بگردم،

200
00:10:24,169 --> 00:10:26,212
‫- واقعاً سرم شلوغ می‌شد.
‫- درست می‌گی.

201
00:10:27,255 --> 00:10:30,383
‫که یادم انداخت امشب جاهای دیگه هم کار دارم.

202
00:10:34,262 --> 00:10:37,766
‫برای اون ۵۰ هزار دلاری که گفتم
‫فقط یه درخواست دارم،

203
00:10:38,683 --> 00:10:41,561
‫اینکه هر چی کشف کردی رو

204
00:10:41,728 --> 00:10:42,979
‫قبل از اینکه ببری پیش پلیس با من در میان بذاری.

205
00:10:45,524 --> 00:10:48,109
‫- قبوله؟
‫- نه. یعنی...

206
00:10:49,027 --> 00:10:50,570
‫ببخشید. نه، هنوز نه.

207
00:10:52,781 --> 00:10:55,408
‫- پولش کمه؟
‫- نه، بحث اون نیست.

208
00:10:56,201 --> 00:10:58,995
‫هنوز دارم سعی می‌کنم چیزایی که
‫بهم نمی‌گی رو هضم کنم.

209
00:10:59,162 --> 00:11:01,998
‫آخه بر کسی پوشیده نیست که
‫ویکتور با تبهکارای سازمان‌یافته دستش تو یه کاسه بود.

210
00:11:02,124 --> 00:11:04,167
‫باعث میشه فکر کنم تو دلال یه سری آدمِ بدی.

211
00:11:04,292 --> 00:11:06,962
‫یه سری آدم بد که کلی پول رو ویکتور
‫سرمایه‌گذاری کرده بودن.

212
00:11:07,796 --> 00:11:10,173
‫هر چی باشه خریدنِ یه سناتور ایالتی
‫ارزون تموم نمیشه.

213
00:11:12,426 --> 00:11:14,344
‫هر کی کشتتش یه سرمایه رو از دستشون درآورده،

214
00:11:14,469 --> 00:11:15,846
‫و وظیفه توئه این شخص رو پیدا کنی.

215
00:11:16,012 --> 00:11:18,223
‫وقتی پیداش کردی
‫وظیفته که عدالت رو اجرا کنی.

216
00:11:18,348 --> 00:11:20,600
‫به هر حال، یه جورایی از عدالت.

217
00:11:22,436 --> 00:11:23,770
‫تا اینجا چطور پیش رفتم؟

218
00:11:25,689 --> 00:11:30,694
‫همون‌ طور که گفتم
‫من یه موکلم و پولم هم نقدِ نقد.

219
00:11:30,819 --> 00:11:33,822
‫همه این مسایل دیگه بی‌اهمیتن.

220
00:11:35,657 --> 00:11:40,329
‫خب، حدس می‌زنم باید تصمیم بگیرم
‫که برای منم بی‌اهمیتن یا نه.

221
00:11:41,204 --> 00:11:42,414
‫می‌تونم بهش فکر کنم؟

222
00:11:43,373 --> 00:11:46,043
‫البته. فقط زیاد طولش نده.

223
00:11:48,462 --> 00:11:50,047
‫- بهت خبر می‌دم.
‫- باشه.

224
00:11:58,597 --> 00:12:00,307
‫هی. چطور پیش رفت؟

225
00:12:02,726 --> 00:12:04,353
‫سیخ شاه‌کلیدم شکست.

226
00:12:04,478 --> 00:12:08,023
‫نه، ماشین شکستش وقتی قفلش باز نشد.

227
00:12:08,732 --> 00:12:10,901
‫اگه بخوام صادق باشم غرورم هم جریحه‌دار شد.

228
00:12:11,068 --> 00:12:13,612
‫با این حال، وقتی از تو پنجره نگاه کردم
‫متوجه یه چیزی شدم،

229
00:12:13,737 --> 00:12:16,407
‫یه تگ از آینه آویزون بود که روش یه آرم داشت،

230
00:12:16,532 --> 00:12:21,078
‫مثل سر یه خرگوش که به یه طرفه
‫و یه فلامینگو که به طرف دیگه نگاه می‌کنه.

231
00:12:23,539 --> 00:12:24,999
‫خب؟

232
00:12:25,708 --> 00:12:27,543
‫- این همونیه که دیدی؟
‫- خودشه.

233
00:12:27,668 --> 00:12:29,420
‫تفرجگاهه. مسافرخونه لاکی برد.

234
00:12:29,545 --> 00:12:31,547
‫اونجا زاغ‌سیاه چند نفر رو چوب زدم.

235
00:12:31,672 --> 00:12:33,549
‫این تگ به پارک‌بان می‌گه که تو مهمونی.

236
00:12:33,674 --> 00:12:36,885
‫هوم. خب، می‌گم به قیمت یه شاه‌کلید می‌ارزید.

237
00:14:01,637 --> 00:14:03,222
‫- هی.
‫- هی.

238
00:14:08,728 --> 00:14:09,979
‫اوضاعت چطوره؟

239
00:14:10,271 --> 00:14:13,733
‫- مثل مگس دورِ شیرینی.
‫- آره.

240
00:14:14,817 --> 00:14:16,486
‫درک می‌کنم با اسم مستعار اتاق گرفتی،

241
00:14:16,527 --> 00:14:19,655
‫واقعاً فکر می‌کنی قاتل معروف والدین
‫بهترین اسم مستعار برای انتخابه؟

242
00:14:19,781 --> 00:14:21,866
‫باید یه جوری حس شوخ‌طبعی رو حفظ کرد.

243
00:14:23,368 --> 00:14:25,703
‫- در ضمن لیزی تبرئه شد.
‫- اونم حرفیه.

244
00:14:30,208 --> 00:14:31,959
‫امروز خیلی تو فکرت بودم.

245
00:14:33,628 --> 00:14:36,005
‫- آره؟
‫- اینکه چطور تو هم جایی بودی که من الان هستم.

246
00:14:37,799 --> 00:14:41,886
‫کسی که حتی نمی‌شناسیش دروغی بگه...

247
00:14:42,720 --> 00:14:44,472
‫که می‌تونه باعث بشه بیفتی زندان.

248
00:14:48,476 --> 00:14:51,145
‫موقعیت واقعاً مزخرفیه.

249
00:14:51,271 --> 00:14:52,397
‫همین‌ طوره.

250
00:14:54,941 --> 00:14:56,317
‫می‌دونم می‌خوای بهم کمک کنی.

251
00:14:57,527 --> 00:14:58,528
‫ممنونم.

252
00:15:00,155 --> 00:15:01,948
‫فقط نمی‌دونم استحقاقش رو دارم یا نه.

253
00:15:02,615 --> 00:15:04,200
‫چرا اجازه نمی‌دی من تو این مورد قضاوت کنم؟

254
00:15:04,325 --> 00:15:05,535
‫هی، کمک داره می‌رسه،

255
00:15:05,660 --> 00:15:07,495
‫چه خوشت بیاد چه نیاد از طرف همه ما.

256
00:15:08,455 --> 00:15:10,331
‫اما ما هم به کمک تو نیاز داریم.

257
00:15:10,957 --> 00:15:12,417
‫اول از همه با این.

258
00:15:16,337 --> 00:15:17,881
‫نظرت چیه؟ این یارو رو قبلاً دیدی؟

259
00:15:18,047 --> 00:15:20,508
‫شاید اون و پدرت یه زمانی همدیگه رو دیدن یا...

260
00:15:20,633 --> 00:15:22,594
‫تا اونجا که یادمه نه. من...

261
00:15:22,719 --> 00:15:24,429
‫گفتی سعی کرد استخدامت کنه؟

262
00:15:24,554 --> 00:15:27,682
‫آره، این کار رو کرد. آره،
‫اما عمراً من این شغل رو قبول کنم.

263
00:15:28,516 --> 00:15:31,353
‫فقط گفتم بهش فکر می‌کنم
‫تا ازم شاکی نشه.

264
00:15:32,646 --> 00:15:34,022
‫داستان این آرمادیلو چیه؟

265
00:15:34,147 --> 00:15:36,983
‫نمی‌دونم. اصلاً به این یارو نمی‌خورد.

266
00:15:37,108 --> 00:15:39,277
‫اسم روی تگ «دنیای امید» بود.

267
00:15:39,444 --> 00:15:42,155
‫معلوم شد یه خیریه‌ست که برای
‫کودکان پناهجو اسباب‌بازی می‌فرسته.

268
00:15:42,948 --> 00:15:45,242
‫آدرسشون رو با رسیدهای آگوستین تطبیق دادم.

269
00:15:45,367 --> 00:15:47,953
‫چند روز پیش پونصد متری
‫دفتر مرکزی اونا بنزین زده.

270
00:15:48,078 --> 00:15:49,788
‫فکر می‌کنی رفته اونجا سر زده.

271
00:15:49,913 --> 00:15:51,248
‫علتش رو از من نپرس.

272
00:15:52,123 --> 00:15:54,876
‫شاید فقط از عروسک پولیشی خوشش میاد.
‫من... نمی‌دونم.

273
00:15:55,043 --> 00:15:56,336
‫من این اسم رو قبلاً شنیدم.

274
00:15:56,461 --> 00:15:58,088
‫دنیای امید. من...

275
00:15:58,880 --> 00:16:01,258
‫یادمه بابام یه بار می‌‌گفت

276
00:16:01,424 --> 00:16:03,385
‫کَسایی که پشت این خیریه‌ن حامی مالی بودن.

277
00:16:03,510 --> 00:16:05,804
‫حامیِ چی؟
‫جیبش یا کارزارش؟

278
00:16:06,596 --> 00:16:09,266
‫چرا یه خیریه باید بخواد
‫به یه سناتور ایالتی رشوه بده؟

279
00:16:09,391 --> 00:16:11,893
‫نمی‌دونم، اما این اولین ارتباطیه
‫که تونستم بین

280
00:16:12,018 --> 00:16:13,395
‫این یارو و پدرت پیدا کنم.

281
00:16:13,937 --> 00:16:15,814
‫فردا صبح می‌رم یه سری بهشون می‌زنم.

282
00:16:18,108 --> 00:16:20,861
‫اگه اونا به پدرم رشوه می‌دادن،

283
00:16:20,986 --> 00:16:23,280
‫واقعاً فکر می‌کنی
‫همین‌جوری رک و راست بهت می‌گن؟

284
00:16:23,405 --> 00:16:25,115
‫کی می‌تونه به من نه بگه؟

285
00:16:41,798 --> 00:16:45,218
‫خب، اسم اوچوا حتی قبل دستگیری امی هم
‫خیلی حساسیت‌زا بود.

286
00:16:45,344 --> 00:16:47,429
‫حدس می‌زنم خوششون نیاد داری همکاری می‌کنی.

287
00:16:47,596 --> 00:16:49,890
‫از کی تا حالا نظر بقيه برام مهم بوده؟

288
00:16:51,308 --> 00:16:52,351
‫کسی اونجا هست؟

289
00:17:08,992 --> 00:17:11,453
‫این قرار بوده بره پورتو پرنسِ هائیتی.

290
00:17:11,787 --> 00:17:13,497
‫جنسای تو این جعبه انقدرها هم بامزه نیستن.

291
00:17:13,622 --> 00:17:15,958
‫- اینا تفنگ ای‌آر-۱۵ هستن.
‫- هوم.

292
00:17:19,211 --> 00:17:21,213
‫این یکی هم پر موشک‌اندازه.

293
00:17:21,380 --> 00:17:22,798
‫شنیدم گفتید پلیسید؟

294
00:17:24,800 --> 00:17:26,927
‫آره، خیلی بد شد.

295
00:17:27,052 --> 00:17:29,722
‫هر دوتاتون دستا بالا، جوری که ببینمشون لطفاً.

296
00:17:29,847 --> 00:17:32,057
‫- باشه. آره.
‫- هی، با اون اسلحه آروم‌تر رفتار کن.

297
00:17:32,224 --> 00:17:35,978
‫مشکلی نیست. شما کاری که می‌گم رو بکنید،
‫کسی آسیب نمی‌بـ...

298
00:17:36,103 --> 00:17:37,771
‫تماس از طرف مامان.

299
00:17:38,355 --> 00:17:39,982
‫لعنت.

300
00:17:40,107 --> 00:17:42,192
‫- از بین این همه...
‫- تماس از طرف مامان.

301
00:17:42,901 --> 00:17:44,778
‫می‌گم، نمی‌دونم. شاید فقط بهش زنگ بزنی؟

302
00:17:44,903 --> 00:17:46,822
‫من مامانم رو رد تماس نمی‌کنم.

303
00:17:46,989 --> 00:17:48,365
‫- جدی؟
‫- تماس از طرف مامان.

304
00:17:48,490 --> 00:17:50,034
‫یه لحظه صبر کن.

305
00:17:51,952 --> 00:17:53,203
‫وای!

306
00:17:58,459 --> 00:17:59,627
‫وانت تو بود؟

307
00:18:00,211 --> 00:18:01,795
‫اون اسلحه فقط یه گلوله می‌خوره، درست میگم؟

308
00:18:01,921 --> 00:18:04,048
‫چون مال من ۱۶ تا می‌خوره.

309
00:18:07,635 --> 00:18:09,053
‫گندش بزنن.

310
00:18:10,262 --> 00:18:11,889
‫بدجوری تو دردسر افتادی، دويل.

311
00:18:12,056 --> 00:18:15,059
‫شلیک با موشک‌انداز به پلیس
‫خیلی جدی گرفته میشه.

312
00:18:15,184 --> 00:18:17,770
‫تازه فدرال‌ها هم قراره کلی سوال درباره

313
00:18:17,895 --> 00:18:20,439
‫قاچاق اسلحه به خارج از کشور
‫تو جعبه‌هایی که روش نوشته اسباب‌بازی ازت بپرسن.

314
00:18:20,564 --> 00:18:24,068
‫می‌خوام تو وقت همه‌تون صرفه‌جویی کنم.
‫من... یه کلمه براتون دارم.

315
00:18:24,819 --> 00:18:26,404
‫بازداشتِ محافظت‌شده.

316
00:18:26,529 --> 00:18:27,655
‫آره، اون...

317
00:18:28,280 --> 00:18:30,741
‫اون میشه دو تا کلمه، اما لطفاً بگو.

318
00:18:30,866 --> 00:18:32,451
‫آدمایی که پول اون تفنگ‌ها رو دادن؟

319
00:18:32,618 --> 00:18:34,829
‫همین الانشم یه یارویی رو فرستادن انگشتام رو بشکنه

320
00:18:34,954 --> 00:18:38,124
‫فقط چون چند تا یادگاری برای خودم نگه داشتم.

321
00:18:38,290 --> 00:18:40,501
‫یادگاری؟ یعنی داشتی از محموله اسلحه
‫برای خودت کش می‌رفتی؟

322
00:18:40,668 --> 00:18:42,295
‫حتی نمی‌خوام فکر کنم
‫بخاطر از دست دادنِ کلِ محموله

323
00:18:42,461 --> 00:18:43,796
‫چه بلایی سر من میارن.

324
00:18:43,921 --> 00:18:45,089
‫بذار یه چیزی ازت بپرسم.

325
00:18:46,132 --> 00:18:48,801
‫یارویی که این بلا رو سر دستت آورد اسمش چی بود؟

326
00:18:48,926 --> 00:18:51,596
‫آره. من فقط به اسم آقای آگوستین می‌شناسمش.

327
00:18:51,721 --> 00:18:53,306
‫هیچ‌وقت اسم کوچیکش رو نفهمیدم.

328
00:18:53,472 --> 00:18:54,891
‫همون یاروییه که بت می‌گفتم
‫همونی که سعی کرد استخدالم کنه.

329
00:18:55,016 --> 00:18:57,059
‫و نگران هستی که گروهی که براشون کار می‌کنه،

330
00:18:57,184 --> 00:18:59,645
‫- بتونن تو زندان هم بهت دسترسی داشته باشن.
‫- آره.

331
00:18:59,770 --> 00:19:01,939
‫فقط دفتر دادستانی می‌تونه بهت توافق پیشنهاد بده،

332
00:19:02,106 --> 00:19:04,317
‫اما من می‌تونم جورش کنم
‫به شرطی که هر چی می‌خوایم بدونیم رو بهمون بگی.

333
00:19:04,483 --> 00:19:06,861
‫- هر چی باشه.
‫- اون اسلحه‌ها دست کی می‌رفت؟

334
00:19:06,986 --> 00:19:10,281
‫یه گروه به اسم «نان لاسل» تو هائیتی.

335
00:19:10,448 --> 00:19:12,700
‫آگوستین هم برای همونا کار می‌کنه.

336
00:19:13,242 --> 00:19:14,786
‫من زیاد پیگیر سیاست نیستم،

337
00:19:14,911 --> 00:19:17,705
‫اما انگار یه جور جنگ داخلی اونجا در جریانه.

338
00:19:17,830 --> 00:19:20,041
‫دولت هائیتی رسماً فروپاشیده.

339
00:19:20,166 --> 00:19:22,418
‫باندهای مسلح دارن برای کنترل کشور می‌جنگن.

340
00:19:22,543 --> 00:19:24,712
‫حدس می‌زنم نان لاسل یکی از اون باندها باشه.

341
00:19:24,879 --> 00:19:26,130
‫اون خیریه.

342
00:19:26,255 --> 00:19:28,049
‫در واقع یه پوششه برای رد کردنِ اسلحه، درست می‌گم؟

343
00:19:28,174 --> 00:19:32,011
‫چند تا جعبه‌ای که فرستاده میشه پر از اسباب‌بازی‌ان
‫تا از بازرسی رد بشن.

344
00:19:32,136 --> 00:19:34,681
‫چند تا جعبه بعدی هم که لازم نیست
‫از بازرسی رد بشن

345
00:19:34,806 --> 00:19:37,100
‫پر از تفنگ‌های تهاجمی و آر.پی.جی هستن.

346
00:19:37,225 --> 00:19:38,976
‫این همه اسلحه از کجا اومده؟

347
00:19:39,143 --> 00:19:42,522
‫خب، این بخشش رو دیگه مدرکی علیه‌م ندارید.
‫من همه‌شون رو کاملاً قانونی خریدم.

348
00:19:42,647 --> 00:19:45,316
‫تا دور بزنی و بفروشیشون
‫به آدمایی که نمی‌تونن قانونی بخرن.

349
00:19:45,441 --> 00:19:47,652
‫- کاملاً مطمئنم این بخشش جرمه.
‫- آره.

350
00:19:47,777 --> 00:19:49,862
‫ویکتور اوچوا. اسمی ازش شنیدی؟

351
00:19:49,988 --> 00:19:51,364
‫سناتور ایالت فلوریدا؟

352
00:19:51,531 --> 00:19:53,074
‫همون ‌طور که گفتم من پیگیر سیاست نیستم.

353
00:19:53,199 --> 00:19:54,242
‫خب، اون به قتل رسیده.

354
00:19:54,951 --> 00:19:56,536
‫داریم سعی می‌کنیم بفهمیم
‫کی این کار رو کرده.

355
00:19:57,412 --> 00:20:00,415
‫شما... فکر می‌کردید من می‌دونم کی کشتتش؟

356
00:20:00,540 --> 00:20:04,919
‫چون اگه کسی هست که می‌خواید بگم
‫اون کشتتش فقط اسمش رو بهم بگید.

357
00:20:05,044 --> 00:20:06,754
‫هر چی شما بخواید میگم.

358
00:20:06,921 --> 00:20:09,007
‫ما انقدرها هم این‌ جوری کار نمی‌کنیم، دويل اما...

359
00:20:10,175 --> 00:20:11,217
‫ممنون.

360
00:20:23,547 --> 00:20:33,547
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

361
00:20:45,877 --> 00:20:48,338
‫آقای دکر، درست به موقع رسیدی.

362
00:20:49,339 --> 00:20:52,759
‫- برای چی؟
‫- میگوی کریول. دست‌پخت خانوادگیه.

363
00:20:53,343 --> 00:20:55,095
‫حدس می‌زنم ترجیح می‌دی تندیش کمتر باشه.

364
00:20:55,845 --> 00:20:56,930
‫این...

365
00:20:57,555 --> 00:20:58,598
‫خیلی ملاحظه کردی.

366
00:21:02,602 --> 00:21:05,063
‫اگه اومده بودم بکشمت،
‫تا حالا فهمیده بودی.

367
00:21:05,230 --> 00:21:07,524
‫این چاقو... نشونه‌ی صلحه.

368
00:21:07,649 --> 00:21:08,692
‫آها.

369
00:21:10,360 --> 00:21:12,237
‫خواهش می‌کنم. بشین.

370
00:21:14,698 --> 00:21:16,032
‫مگه می‌شه نه گفت؟

371
00:21:22,205 --> 00:21:23,290
‫ممنون.

372
00:21:25,959 --> 00:21:29,671
‫کارت درباره‌ی من واقعاً حرفه‌ای بوده.

373
00:21:31,840 --> 00:21:34,426
‫حدس می‌زنم اومدی چون شنیدی
‫دویل کوون دستگیر شده، درسته؟

374
00:21:34,593 --> 00:21:37,971
‫مشخصا اونم به خاطر اینکه
‫تو دنبال من گشتی.

375
00:21:40,766 --> 00:21:42,476
‫نگران نباش. عصبانی نیستم.

376
00:21:43,393 --> 00:21:45,437
‫تو همون کاری رو کردی
‫که من جات می‌کردم.

377
00:21:46,188 --> 00:21:47,939
‫- آب انگور می‌خوری؟
‫- نه، ممنون.

378
00:21:53,445 --> 00:21:54,863
‫هنوز مطمئن نیستی.

379
00:21:55,656 --> 00:21:58,075
‫دیدم با دویل چی کار کردی،
‫اونم فقط واسه کلاهبرداری.

380
00:21:58,200 --> 00:22:02,204
‫نگرانی که چون یه محموله‌ی کامل
‫اسلحه‌مون رو از دست دادیم،

381
00:22:02,329 --> 00:22:03,789
‫کارم فقط شکوندن انگشت نباشه.

382
00:22:05,332 --> 00:22:08,502
‫دویل از ما دزدی کرد. تو نکردی.

383
00:22:09,920 --> 00:22:14,091
‫ولی قرار بود دنبال قاتل
‫آقای اوچوا بگردی.

384
00:22:14,216 --> 00:22:17,636
‫دارم می‌گردم. و شاید الان که
‫چند تا چیز دستم اومده نزدیک‌تر شده باشم.

385
00:22:18,720 --> 00:22:22,474
‫کارفرمات، نان لاسل، ویکتور رو
‫خریده بودن، مگه نه؟

386
00:22:23,475 --> 00:22:25,811
‫برای جنگشون اسلحه‌ی قاچاق
‫آمریکایی لازم داشتن،

387
00:22:25,936 --> 00:22:29,898
‫و یه سناتور ایالتی رشوه‌خور می‌تونست
‫جریان اسلحه رو باز نگه داره.

388
00:22:30,065 --> 00:22:32,776
‫مثلاً یه لایحه می‌اومد
‫که کنترل بندرها رو سخت‌گیرانه‌تر کنه،

389
00:22:32,901 --> 00:22:35,738
‫ویکتور می‌تونست اونو رد کنه.

390
00:22:37,489 --> 00:22:39,783
‫حالا می‌فهمی چرا
‫کارفرماهای من جواب می‌خوان.

391
00:22:40,951 --> 00:22:43,329
‫فرض کن یه گروه رقیب
‫پشت این قتل بوده

392
00:22:43,495 --> 00:22:46,498
‫تا رسیدن اسلحه به ما رو قطع کنه، هوم؟

393
00:22:46,999 --> 00:22:50,210
‫اگه این‌طور باشه،
‫باید جواب بدیم.

394
00:22:50,336 --> 00:22:51,962
‫و اگه این‌طور نباشه چی؟

395
00:22:52,880 --> 00:22:55,049
‫اگه قتل ربطی بهشون نداشته باشه؟

396
00:22:55,174 --> 00:22:58,510
‫بازم انگشت می‌شکنم؟

397
00:22:58,677 --> 00:23:00,512
‫یا بدتر؟

398
00:23:01,430 --> 00:23:02,973
‫این دیگه به صلاحدید خودم بستگی داره.

399
00:23:07,853 --> 00:23:09,939
‫پیشنهادمو قبول نمی‌کنی، نه؟

400
00:23:10,064 --> 00:23:12,900
‫نمی‌تونم یکی رو همین‌طوری تحویلتون بدم،
‫هر کاری هم کرده باشه.

401
00:23:14,944 --> 00:23:17,738
‫راستش بیشتر از این ناراحتم
‫که غذا نمی‌خوری.

402
00:23:18,280 --> 00:23:19,281
‫اوه.

403
00:23:28,082 --> 00:23:30,209
‫- واقعاً خوشمزه‌س.
‫- هوم.

404
00:23:34,588 --> 00:23:35,798
‫می‌شه یه لطفی ازت بخوام؟

405
00:23:35,965 --> 00:23:38,342
‫درخواستمو رد می‌کنی
‫و بعد خودت یه درخواست می‌کنی؟

406
00:23:38,467 --> 00:23:40,886
‫من هنوز باید قاتل اصلی رو پیدا کنم
‫و این به نفع هر دومونه.

407
00:23:42,221 --> 00:23:43,264
‫بگو.

408
00:23:43,889 --> 00:23:46,600
‫حس می‌کنم یکی تو تحقیقات دارین...

409
00:23:47,143 --> 00:23:49,353
‫شاید یه عضو کارگروه.

410
00:23:50,396 --> 00:23:54,066
‫می‌دونستی اسلحه تو دریچه‌ی
‫کولر مخفی شده بود. این علنی نشده بود.

411
00:23:54,191 --> 00:23:57,820
‫در مورد منبعت نمی‌پرسم، ولی اگه درست
‫حدس زده باشم،

412
00:23:57,987 --> 00:24:01,115
‫دیدن پرونده‌ی اون قضیه
‫خیلی کمک می‌کنه.

413
00:24:02,408 --> 00:24:03,993
‫ببینم چی کار می‌تونم بکنم.

414
00:24:04,118 --> 00:24:05,202
‫باشه.

415
00:24:07,788 --> 00:24:09,157
‫[امی: می‌تونی صحبت کنی؟]

416
00:24:09,207 --> 00:24:11,083
‫باید یه تماس بگیرم.

417
00:24:11,584 --> 00:24:15,296
‫تو، اِ... خب، راحت باش،
‫مثل خونه‌ی خودته.

418
00:24:15,880 --> 00:24:17,298
‫اوه، قبل از اینکه یادم بره، باید بپرسم.

419
00:24:17,423 --> 00:24:18,841
‫این آرمادیلو برای چیه؟

420
00:24:19,008 --> 00:24:20,009
‫آه.

421
00:24:20,802 --> 00:24:24,055
‫هدیه‌ست برای دخترم. پنج سالشه.

422
00:24:24,222 --> 00:24:27,517
‫یعنی چند تا انگشت می‌شکنی،
‫یه سر هم می‌ری مغازه‌ی کادو.

423
00:24:27,642 --> 00:24:29,143
‫یه سفر کاری معمولی دیگه‌ست.

424
00:24:35,650 --> 00:24:36,692
‫هی، پیامتو دیدم.

425
00:24:36,818 --> 00:24:38,152
حدودا حالم خوبه

426
00:24:38,319 --> 00:24:39,854
‫با موشک‌انداز بهت شلیک شده؟!

427
00:24:39,904 --> 00:24:42,240
‫خب، بهم نخورد.

428
00:24:45,201 --> 00:24:46,619
‫داشتم فکر می‌کردم.

429
00:24:47,829 --> 00:24:50,123
‫داشتم فکر می‌کردم
‫که دیگه نمی‌تونم ادامه بدم.

430
00:24:51,249 --> 00:24:52,458
‫چی رو نمی‌تونی ادامه بدی؟

431
00:24:52,583 --> 00:24:54,494
‫هیچ‌کدومشو.

432
00:24:54,544 --> 00:24:56,921
‫برای همین ازت خواستم زنگ بزنی...
‫که بگم تصمیممو گرفتم.

433
00:24:57,046 --> 00:24:58,298
‫باشه.

434
00:24:59,257 --> 00:25:01,134
‫فردا صبح به وکیلم زنگ می‌زنم.

435
00:25:01,759 --> 00:25:04,137
‫می‌گم پیشنهادی که بهم دادن رو قبول کنه.

436
00:25:12,353 --> 00:25:14,355
‫- بهت گفتم نیا.
‫- خب، حرفای عجیبی زدی.

437
00:25:14,480 --> 00:25:16,316
‫اومدم مطمئن شم
‫دیوونگی نمی‌کنی.

438
00:25:16,441 --> 00:25:18,526
‫قبول کردن پیشنهاد که دیوونگی نیست.

439
00:25:18,651 --> 00:25:20,862
‫چرا، هست. می‌دونی چرا؟
‫چون بی‌گناهی.

440
00:25:20,987 --> 00:25:22,947
‫- واقعاً؟
‫- آره، هستی.

441
00:25:24,741 --> 00:25:27,952
‫شاید بابامو نکشته باشم،
‫ولی به خاطر من مرده.

442
00:25:29,621 --> 00:25:32,916
‫وقتی تهدید کرد که تو رو
‫دوباره می‌فرسته زندان، تموم شد.

443
00:25:33,041 --> 00:25:36,169
‫تصمیم گرفتم اونه که
‫باید بره زندان.

444
00:25:37,212 --> 00:25:40,507
‫چیزی که نفهمیدم،
‫چیزی که نتونستم بفهمم،

445
00:25:40,632 --> 00:25:42,133
‫اینه که اون نمی‌تونست بره زندان،

446
00:25:42,258 --> 00:25:45,428
‫چون اگه می‌رفت،
‫یکی دیگه آسیب‌پذیر می‌شد.

447
00:25:46,221 --> 00:25:47,430
‫یکی خطرناک.

448
00:25:47,597 --> 00:25:49,933
‫یکی که رازهایی داشت
‫که می‌دونست بابام لو می‌ده.

449
00:25:51,059 --> 00:25:52,978
‫- هیچ‌وقت فکرشو نمی‌کردم.
‫- امی، این...

450
00:25:53,103 --> 00:25:55,188
‫باید می‌دونستم چقدر
‫تو خطر انداختمش.

451
00:25:55,313 --> 00:25:56,982
‫ویکتور خودش این وضع رو ساخت.
‫خودت می‌دونی.

452
00:25:57,107 --> 00:25:58,858
‫- تو چی؟
‫- می‌تونم...

453
00:25:58,984 --> 00:26:00,568
‫چه بلایی سرت میاد
‫که من متوجهش نیستم؟

454
00:26:00,694 --> 00:26:02,112
‫هیچ بلایی سر ما نمیاد.

455
00:26:02,237 --> 00:26:04,322
‫امروز نزدیک بود کشته بشی.

456
00:26:08,827 --> 00:26:14,207
‫اگه... اگه تو مرده بودی... یا مل،
‫اونم گردن من بود.

457
00:26:14,374 --> 00:26:17,335
‫باید تا آخر عمرم
‫با این کنار می‌اومدم.

458
00:26:18,044 --> 00:26:20,964
‫شاید پاپوش باشه،
‫ولی پاپوش خوبیه.

459
00:26:21,923 --> 00:26:24,634
‫اگه مبارزه کنم، ممکنه تا آخر عمر
‫زندان بمونم.

460
00:26:24,759 --> 00:26:29,014
‫اگه معامله رو قبول کنم، کار رو برای
‫همه راحت‌تر می‌کنم، از جمله خودم.

461
00:26:29,139 --> 00:26:32,100
‫خیلی خب. پس اون کسی که
‫واقعاً پدرتو کشته چی؟

462
00:26:32,267 --> 00:26:35,812
‫هنوز بیرونه. تو این کارو کنی،
‫آزاد می‌شه. می‌ره پی کارش.

463
00:26:37,606 --> 00:26:38,690
‫دارم پیشرفت می‌کنم.

464
00:26:38,815 --> 00:26:40,901
‫واقعاً. یه چیزی رو می‌شه.

465
00:26:41,026 --> 00:26:42,986
‫فقط یه روز دیگه بهم وقت بده.

466
00:26:43,570 --> 00:26:46,239
‫فردا به وکیلت زنگ نزن.
‫یه روز دیگه بهم بده.

467
00:26:48,158 --> 00:26:49,910
‫ببخشید. بله.

468
00:26:50,077 --> 00:26:52,162
‫- کجایی؟
‫- پیش امی‌ام. همه‌چی روبراهه؟

469
00:26:52,287 --> 00:26:53,914
‫اصلاً روبراه نیست.

470
00:26:54,081 --> 00:26:56,208
‫هر دوتون باید بیاین خونه.
‫همین الان.

471
00:26:59,169 --> 00:27:01,713
‫چند ساعت بعد از اینکه دویل کوون
‫رو تو بازداشتگاه گذاشتیم،

472
00:27:01,838 --> 00:27:04,466
‫خواست با مسئول پرونده‌ی
‫ویکتور اوچوا صحبت کنه.

473
00:27:04,591 --> 00:27:07,135
‫برای گرفتن یه کپی از اینم
‫یه لطف بزرگ خرج کردم.

474
00:27:07,302 --> 00:27:10,097
‫بله قربان، برتا پی‌ایکس۴ کامپکت.

475
00:27:10,222 --> 00:27:13,433
‫کوچیک و سبک‌وزن، لگد کم.
‫عین همونیه که بهش فروختم.

476
00:27:13,559 --> 00:27:15,602
‫منظورت امیلیا اوچواست؟

477
00:27:15,727 --> 00:27:17,187
‫آره، اسمش همین بود.

478
00:27:17,312 --> 00:27:20,023
‫گفت باباش یه سیاستمدار
‫گردن کلفته.

479
00:27:20,148 --> 00:27:21,733
‫ویکتور اوچوا.

480
00:27:21,859 --> 00:27:23,735
‫وقتی با این یارو حرف زدیم،
‫اصلاً اسم ویکتور رو نشنیده بود.

481
00:27:23,861 --> 00:27:25,070
‫بدتر هم می‌شه.

482
00:27:25,195 --> 00:27:26,905
‫- این زن چه شکلی بود؟
‫- خوشگل.

483
00:27:27,030 --> 00:27:30,284
‫هم‌قد تو. موی بلند قهوه‌ای،
‫چشمای درشت قهوه‌ای.

484
00:27:30,409 --> 00:27:31,827
‫چند تا عکس نشونت می‌دیم.

485
00:27:31,952 --> 00:27:34,279
‫اگه زنی که بهش اسلحه فروختی
‫رو دیدی، بگو.

486
00:27:34,329 --> 00:27:35,531
‫همین‌جاست، همین.

487
00:27:35,581 --> 00:27:37,875
‫گفت تو ساختمونش چند تا دزدی شده.
‫نگرانش کرده بود.

488
00:27:38,000 --> 00:27:39,960
‫گفت می‌خواد بتونه
‫از خودش دفاع کنه.

489
00:27:40,627 --> 00:27:42,504
‫پس بعد از اینکه با ما حرف زد،
‫یکی سراغش رفته.

490
00:27:42,629 --> 00:27:44,548
‫آره، گفت برای یه معامله
‫هر کاری می‌کنه.

491
00:27:44,715 --> 00:27:48,260
‫معلومه یکی جایگاه گرفتن معامله رو
‫براش جور کرده و بهش گفته چی بگه.

492
00:27:48,385 --> 00:27:49,678
‫نه، یکی نه.

493
00:27:51,722 --> 00:27:53,307
‫الان می‌دونم کی داره برام پاپوش می‌دوزه.

494
00:27:58,771 --> 00:28:01,190
‫امی، اینجا چی کار می‌کنی؟
‫کی راهت داد؟

495
00:28:01,315 --> 00:28:03,901
‫اوه، دستیارتون سر میزش نبود،

496
00:28:04,026 --> 00:28:05,819
‫برای همین خودمون
‫راحت اومدیم تو.

497
00:28:05,986 --> 00:28:07,404
‫سلام، من آر.جی. دکرم.

498
00:28:07,571 --> 00:28:09,114
‫دفترتون یه بار منو تعقیب قضایی کرد،

499
00:28:09,240 --> 00:28:10,532
‫ولی فکر نکنم
‫تا حالا افتخار آشنایی داشتیم.

500
00:28:10,658 --> 00:28:13,160
‫امی، این چه وضعشه؟

501
00:28:13,953 --> 00:28:15,496
‫دیروز یه داستان شنیدم.

502
00:28:17,331 --> 00:28:22,628
‫یه مردی به اسم دویل کوون به پلیس گفته
‫من ازش اسلحه خریدم.

503
00:28:24,421 --> 00:28:26,841
‫گفته دلیلش این بوده که
‫از دزدی‌های ساختمونم نگران بودم

504
00:28:27,007 --> 00:28:28,509
‫که دو سال پیش اتفاق افتاد.

505
00:28:30,010 --> 00:28:33,222
‫اون قسمت که اسلحه خریدم،
‫دروغ بود،

506
00:28:33,389 --> 00:28:37,893
‫ولی اون قسمت که نگران دزدی‌ها بودم،
‫راست بود.

507
00:28:39,895 --> 00:28:41,814
‫و واقعاً براش پیش یکی رفتم.

508
00:28:43,232 --> 00:28:45,234
‫ولی دویل کوون نبود.

509
00:28:46,819 --> 00:28:47,820
‫تو بودی.

510
00:28:49,071 --> 00:28:53,617
‫گفتی با یکی صحبت می‌کنی،
‫چند تا ماشین گشت بیشتر می‌فرستن.

511
00:28:55,286 --> 00:28:58,956
‫ولی چون می‌دونستم
‫یه امتیاز ویژه می‌خوام،

512
00:28:59,081 --> 00:29:01,250
‫نگرانیمو با هیچ‌کس دیگه
‫در میون نذاشتم.

513
00:29:02,043 --> 00:29:03,085
‫فقط با تو.

514
00:29:04,670 --> 00:29:07,173
‫دزدی‌ها تموم شد؟
‫فکر نکنم هیچ‌وقت پرسیده باشم.

515
00:29:09,842 --> 00:29:11,844
‫تو به دویل کوون گفتی چی بگه.

516
00:29:13,554 --> 00:29:15,473
‫چون تو بابامو کشتی.

517
00:29:16,849 --> 00:29:19,560
‫امی، چرا باید این کارو بکنم؟

518
00:29:19,685 --> 00:29:22,396
‫احتمالاً چون تو هم
‫دقیقاً مثل اون فاسدی.

519
00:29:22,522 --> 00:29:24,524
‫آخه اون تو رو گذاشت رو این صندلی.

520
00:29:24,649 --> 00:29:27,360
‫محاله اگه فکر می‌کرد
‫رشوه نمی‌گیری این کارو بکنه.

521
00:29:27,485 --> 00:29:31,155
‫تازه فهمیدم یکی از جیره‌هایی
‫که بهش می‌رسید

522
00:29:31,280 --> 00:29:33,825
‫مال یه گروه نظامی هائیتی بود.

523
00:29:33,950 --> 00:29:35,827
‫نان لاسل. اسمشونو شنیدی.

524
00:29:35,952 --> 00:29:38,287
‫فکر کنم چون تو رو هم خریدن.

525
00:29:38,913 --> 00:29:41,999
‫و با شناختی که از بابام دارم،
‫احتمالاً اون معرفیت کرده.

526
00:29:43,251 --> 00:29:45,920
‫بهشون گفته خوبه یه دادستان
‫جیره‌خور داشته باشن

527
00:29:46,087 --> 00:29:47,964
‫اگه یکی از آدماشون دستگیر شد.

528
00:29:48,089 --> 00:29:50,758
‫آره، یعنی فکر می‌کنیم شما دو تا
‫اونقدر از رازای هم خبر داشتین

529
00:29:50,883 --> 00:29:53,261
‫که نابودی متقابل تضمین بشه.

530
00:29:54,887 --> 00:29:59,892
‫آخرین باری که ویکتور رو دیدم، یادآوری کرد
‫شما از قدیمی‌ترین دوستاشین.

531
00:30:00,018 --> 00:30:02,437
‫اون شب شما رو به خونه‌ش
‫خواست، نه؟

532
00:30:02,895 --> 00:30:04,939
‫فشار آورد که
‫پرونده‌ی علیه‌شو ول کنین.

533
00:30:05,857 --> 00:30:07,942
‫ولی این شما رو تو موقعیت
‫سختی گذاشت، مگه نه؟

534
00:30:08,109 --> 00:30:10,570
‫چون اگه حرفشو گوش نمی‌کردین،
‫شما رو هم با خودش پایین می‌کشید،

535
00:30:10,695 --> 00:30:14,490
‫ولی اگه ولش می‌کردین،
‫خودکشی شغلی بود.

536
00:30:15,325 --> 00:30:18,328
‫پرونده خیلی پرسروصدا بود،
‫برای همین به راه سوم فکر کردین.

537
00:30:19,329 --> 00:30:20,330
‫بهش شلیک کردین.

538
00:30:22,540 --> 00:30:23,917
‫می‌تونی هیچ‌کدومشو ثابت کنی؟

539
00:30:25,960 --> 00:30:30,882
‫چون اگه تنها مدرکت که من ویکتور رو
‫کشتم یه فروشنده‌ی اسلحه‌ست

540
00:30:31,007 --> 00:30:34,469
‫که داستانی رو می‌دونست که من هم
‫می‌دونستم، خب، توضیح خیلی ساده‌تری هست.

541
00:30:34,594 --> 00:30:37,555
‫فروشنده داره راست می‌گه،
‫ضمن اینکه،

542
00:30:37,722 --> 00:30:40,391
‫اگه من این همه مدت
‫اسلحه‌ی قتل رو داشتم،

543
00:30:40,517 --> 00:30:43,853
‫چرا باید اینقدر صبر می‌کردم
‫تا تو رو گیر بندازم؟

544
00:30:44,813 --> 00:30:47,273
‫باید بگم، اگه نقشه‌تون اینه که

545
00:30:47,399 --> 00:30:50,360
‫اینا رو به هیئت منصفه بفروشین،
‫من شانسمو خوب می‌دونم.

546
00:30:50,485 --> 00:30:52,946
‫هر دوتون همین الان از اینجا برین،

547
00:30:53,113 --> 00:30:55,782
‫قبل از اینکه ورود غیرمجاز رو
‫به اتهاماتتون اضافه کنم.

548
00:31:00,161 --> 00:31:01,204
‫امی؟

549
00:31:01,955 --> 00:31:04,165
‫بهت گفتم حاضرم معامله رو بهتر کنم.

550
00:31:05,125 --> 00:31:07,335
‫قبل از اینکه نظرم عوض شه، قبول کن.

551
00:31:17,846 --> 00:31:20,181
‫- آر.جی. بهت گفت چی شد؟
‫- اوه، آره.

552
00:31:20,307 --> 00:31:22,851
‫دادستان فورت لادردیل یه قاتله،

553
00:31:23,018 --> 00:31:25,103
‫و امی هنوز داره می‌ره زندان.

554
00:31:25,228 --> 00:31:26,605
‫روزت چطور بود؟

555
00:31:27,439 --> 00:31:30,525
‫نسبت به امی، خیلی راحت‌تر بود.
‫ولی حداقل دوباره سرحال شده.

556
00:31:30,650 --> 00:31:32,277
‫دیگه محاله معامله رو قبول کنه.

557
00:31:32,444 --> 00:31:33,528
‫نه.

558
00:31:34,654 --> 00:31:36,198
‫این بوی چیه؟

559
00:31:36,323 --> 00:31:39,326
‫اوه، پیتزای یخ‌زده. حال
‫آشپزی نداشتم.

560
00:31:40,243 --> 00:31:41,328
‫چند وقته داره داغ می‌شه؟

561
00:31:45,665 --> 00:31:49,503
‫یکی از اداره بالاخره کمک کرد
‫و پرونده رو برات گرفت؟

562
00:31:50,212 --> 00:31:51,922
‫آر.جی. هم یه کپی داره.

563
00:31:52,672 --> 00:31:54,383
‫اگه بره سراغ لیک چی؟

564
00:31:54,508 --> 00:31:56,218
‫- کی؟
‫- آگوستین.

565
00:31:56,385 --> 00:31:59,304
‫اگه بندازیمش دنبال لیک، هیچ کنترلی
‫رو نحوه‌ی برخوردش باهاش نداریم.

566
00:31:59,429 --> 00:32:02,265
‫می‌تونه غیبش کنه. فردا سر کار نمیاد.

567
00:32:02,391 --> 00:32:04,726
‫و بعدش امی هنوز به‌خاطر قتل گیره.

568
00:32:04,851 --> 00:32:06,853
‫- هوم.
‫- چیز به‌دردبخوری توشه؟

569
00:32:07,229 --> 00:32:09,481
‫آزمایشگاه جنایی یه باقی‌مونده‌ی
‫عجیب رو اسلحه پیدا کرده.

570
00:32:09,523 --> 00:32:12,317
‫«اکریلیک، ماسه، رنگدانه‌ی آبی.»

571
00:32:12,442 --> 00:32:14,278
‫کارگروه هنوز نفهمیده چیه،

572
00:32:14,444 --> 00:32:17,823
‫ولی می‌دونن مال خونه‌ی ویکتور
‫یا آپارتمان امی نیست.

573
00:32:18,448 --> 00:32:22,870
‫ولی فکر می‌کنم شاید بتونه کمک کنه
‫بفهمیم اسلحه کجاها بوده.

574
00:32:22,995 --> 00:32:24,997
‫یادته انجمن ساکنین درباره‌ی ساختن

575
00:32:25,122 --> 00:32:27,291
‫زمین پیکل‌بال بالای خیابون
‫حرف می‌زد؟

576
00:32:28,083 --> 00:32:29,459
‫معلومه که یادمه.

577
00:32:29,585 --> 00:32:31,086
‫کلی تحقیق کردم، می‌خواستم مطمئن شم

578
00:32:31,253 --> 00:32:33,463
‫مصالحی که استفاده می‌کنن
‫سمی نباشه.

579
00:32:34,464 --> 00:32:37,092
‫با احترام، این چه ربطی
‫به هر چیزی داره؟

580
00:32:37,676 --> 00:32:42,598
‫سه تا سرنخ بهت می‌دم:
‫اکریلیک، ماسه، رنگدانه‌ی آبی.

581
00:32:46,226 --> 00:32:49,229
‫باقی‌مونده‌ی آبی که کارگروه پیدا کرد،
‫ترکیب شیمیاییش همونه

582
00:32:49,354 --> 00:32:51,106
‫- که تو اون سطل بود.
‫- خب.

583
00:32:51,273 --> 00:32:53,650
‫یعنی سطح بازی زمین
‫پیکل‌بال از همینه.

584
00:32:54,318 --> 00:32:55,903
‫من و کت تو انجمنیم.

585
00:32:56,028 --> 00:32:57,821
‫موافقت نکردن تو محله‌ی ما زمین بسازن،

586
00:32:57,946 --> 00:33:00,699
‫نه به خاطر مواد شیمیایی،
‫به خاطر سروصدا.

587
00:33:00,824 --> 00:33:04,453
‫تو محله‌های دیگه سر پیکل‌بال
‫همدیگه رو تیکه‌تیکه می‌کردن.

588
00:33:04,578 --> 00:33:06,497
‫به‌خاطر راکت‌هاشه. سیم ندارن.

589
00:33:06,622 --> 00:33:08,290
‫- با یکی توپ بزنی...
‫- صدای تق می‌ده.

590
00:33:08,415 --> 00:33:11,919
‫- صدای بلند، دوباره و دوباره و دوباره.
‫- هوم.

591
00:33:12,086 --> 00:33:14,505
‫کسایی که نزدیک زمین زندگی می‌کنن،
‫عصبانی می‌شن.

592
00:33:14,672 --> 00:33:17,508
‫و گاهی خشن می‌شن.

593
00:33:17,675 --> 00:33:19,426
‫خب، تئوریت چیه؟

594
00:33:19,551 --> 00:33:21,887
‫همون اسلحه‌ای که ویکتور رو کشت
‫تو یه دعوای پیکل‌بال استفاده شده؟

595
00:33:22,012 --> 00:33:23,597
‫باشه. ببین.

596
00:33:23,722 --> 00:33:26,308
‫چند تا مورد سال گذشته
‫که مردم زمین‌ها رو خراب کردن.

597
00:33:26,475 --> 00:33:28,644
‫هوم.
‫اسمی از اسلحه نمی‌بینم.

598
00:33:28,769 --> 00:33:30,187
‫نه، ولی این یکی رو ببین.

599
00:33:32,523 --> 00:33:36,152
‫اگه اسلحه هیچ‌وقت
‫روی زمین پیکل‌بال نبوده باشه چی؟

600
00:33:36,944 --> 00:33:39,989
‫اگه توی زمین پیکل‌بال بوده باشه چی؟

601
00:33:43,826 --> 00:33:47,872
‫نه اینکه قدر نشناسم که
‫پلیس اومده دوباره نگاه کنه،

602
00:33:47,997 --> 00:33:50,166
‫مخصوصاً با یه افسر
‫به این خوشتیپی.

603
00:33:50,291 --> 00:33:51,584
‫پلیس نیست.

604
00:33:51,751 --> 00:33:53,544
‫- بازم خوشتیپه.
‫- لطف دارین.

605
00:33:54,336 --> 00:33:57,381
‫همون‌طور که پشت تلفن گفتم،
‫تصمیم گرفتیم شکایت نکنیم.

606
00:33:57,548 --> 00:34:01,385
‫هر کدوم از ساکنین خرابکار باشه،
‫خودمون به صورت داخلی حلش می‌کنیم.

607
00:34:01,552 --> 00:34:04,805
‫باشه. خب، موضوع اینه، پرل،

608
00:34:04,972 --> 00:34:07,558
‫کارآگاه آبریو و من فکر نمی‌کنیم
‫این خرابکاری باشه.

609
00:34:07,725 --> 00:34:10,645
‫تو موارد دیگه دیدیم مردم
‫رنگ می‌پاشیدن رو زمین،

610
00:34:10,770 --> 00:34:12,355
‫بعضی‌ها تورها رو پاره می‌کردن.

611
00:34:12,480 --> 00:34:14,857
‫ولی این، به نظر من انگار
‫یکی با چکش‌بادی افتاده به جونش.

612
00:34:14,982 --> 00:34:17,568
‫انگار یکی می‌خواسته
‫چیزی رو بکنه بیرون.

613
00:34:18,945 --> 00:34:21,739
‫خیلی خب، فرض کنیم درست می‌گیم
‫و لیک اسلحه رو اینجا چال کرده.

614
00:34:21,864 --> 00:34:24,867
‫اگه نتونیم به خودش ربطش بدیم،
‫هیچ‌چیزی نیست.

615
00:34:29,789 --> 00:34:31,707
‫فکر کنم همین الان ربط دادم. هی، پرل؟

616
00:34:32,375 --> 00:34:33,626
‫بله، خوشگله؟

617
00:34:33,793 --> 00:34:36,420
‫اون گاری اونجا،
‫آرم مرکز اجتماعیه روشه؟

618
00:34:36,587 --> 00:34:38,798
‫- مال ماست، کوکونات هاربر.
‫- کوکونات هاربر.

619
00:34:38,923 --> 00:34:40,716
‫- و رو همه‌ی گاری‌هاست؟
‫- بله.

620
00:34:49,600 --> 00:34:53,229
‫خب، این چیزی که مشخصه دنبالشی
‫ولی به من نمی‌گی،

621
00:34:53,354 --> 00:34:56,232
‫فکر می‌کنی برای قانع کردن هیئت منصفه
‫که امی بی‌گناهه کافیه؟

622
00:34:56,357 --> 00:34:57,400
‫قطعاً نه.

623
00:34:57,984 --> 00:34:59,610
‫ولی قرار نیست هیئت منصفه رو قانع کنم.

624
00:35:04,240 --> 00:35:09,037
‫چون باید مطمئن شیم که
‫درک از شرایط خبر داره. و، ام...

625
00:35:09,746 --> 00:35:11,080
‫بعداً می‌بینمت.

626
00:35:12,040 --> 00:35:14,208
‫کارآگاه آبریو، آقای دکر.

627
00:35:14,709 --> 00:35:16,628
‫امی نظرش عوض شده؟

628
00:35:16,753 --> 00:35:19,964
‫حالا که می‌گین، امروز
‫سرحال‌تر به نظر می‌رسید،

629
00:35:20,089 --> 00:35:21,633
‫ولی فکر کنم منظورتون این نبود.

630
00:35:21,758 --> 00:35:23,426
‫آره، می‌خواستیم یه صحبت کوچیک
‫باهاتون داشته باشیم،

631
00:35:23,551 --> 00:35:26,930
‫ولی فکر می‌کنیم این یکی رو
‫می‌خواین خصوصی بشنوین.

632
00:35:28,640 --> 00:35:29,641
‫بفرمایین.

633
00:35:40,151 --> 00:35:42,153
‫یه سؤال خوب اون روز
‫ازمون پرسیدین.

634
00:35:42,779 --> 00:35:44,280
‫اگه اسلحه‌ی قتل همیشه دستتون بود،

635
00:35:44,447 --> 00:35:47,283
‫چرا نزدیک سه ماه صبر کردین
‫تا امی رو باهاش گیر بندازین؟

636
00:35:47,450 --> 00:35:50,328
‫دوستام اون موقع جوابی نداشتن،
‫ولی الان فکر می‌کنیم داریم.

637
00:35:50,453 --> 00:35:52,997
‫چون در اصل قرار نبود
‫هیچ‌کسی رو گیر بندازین.

638
00:35:53,123 --> 00:35:55,458
‫مشکلی نداشتین که
‫قتل حل‌نشده بمونه.

639
00:35:56,084 --> 00:35:59,170
‫برای همین اسلحه رو زیر یه زمین
‫پیکل‌بال که داشت ساخته می‌شد چال کردین.

640
00:35:59,295 --> 00:36:01,423
‫خیلی طول کشید بفهمیم
‫چرا اون نقطه رو انتخاب کردین.

641
00:36:01,548 --> 00:36:04,676
‫بعد همکار خوشتیپم
‫یه چیزی یادش اومد.

642
00:36:04,801 --> 00:36:07,012
‫آره، اون روز که تو دفترتون بودم،

643
00:36:07,137 --> 00:36:09,305
‫یه عکس از شما با یه زوج مسن دیدم.

644
00:36:10,098 --> 00:36:11,683
‫پدر و مادرتونن، درسته؟

645
00:36:12,267 --> 00:36:14,144
‫دومینیک و روزان لیک.

646
00:36:14,269 --> 00:36:18,565
‫تو عکس، یه گاری گلف با آرم
‫یه مجتمع سالمندان بود.

647
00:36:18,690 --> 00:36:21,401
‫- کوکونات هاربر، درسته؟
‫- امروز صبح اونجا بودیم.

648
00:36:21,526 --> 00:36:23,236
‫تأیید کردیم پدر و مادرتون
‫ساکن اونجان.

649
00:36:23,361 --> 00:36:26,239
‫برای همین می‌دونستین
‫اون زمین پیکل‌بال قراره ساخته شه.

650
00:36:26,364 --> 00:36:28,700
‫باید بگم، هر جا که
‫لیاقتش هست، تعریف می‌کنم.

651
00:36:28,867 --> 00:36:32,037
‫چال کردن اسلحه زیر اون همه چیز،
‫نقشه‌ی خوبی بود.

652
00:36:32,913 --> 00:36:35,373
‫به احتمال زیاد
‫هیچ‌کس پیداش نمی‌کرد.

653
00:36:36,166 --> 00:36:38,793
‫- اگه همون‌جا ولش می‌کردین.
‫- ولی نکردین.

654
00:36:38,919 --> 00:36:41,588
‫احتمالاً، اگه بخوایم حدس بزنیم،
‫چون بهتون خبر رسید

655
00:36:41,713 --> 00:36:44,966
‫که نماینده‌ی گروهی که بهتون
‫رشوه می‌داد اومده شهر.

656
00:36:45,133 --> 00:36:46,668
‫آقای آگوستین.

657
00:36:46,718 --> 00:36:48,678
‫یهو حل‌نشده موندن قتل ویکتور
‫خطرناک شد.

658
00:36:48,804 --> 00:36:49,721
‫یه قربانی لازم داشتین.

659
00:36:49,888 --> 00:36:51,681
‫امی رو لازم داشتین.

660
00:36:51,807 --> 00:36:55,185
‫پس اسلحه رو کندین، کاشتین،
‫و خودتون خبرشو به پلیس دادین.

661
00:36:56,978 --> 00:37:00,766
‫قصد دارین همه‌ی اینا رو ببرین دادگاه؟
‫بفرمایین.

662
00:37:00,816 --> 00:37:03,902
‫نه، آخرین جایی که می‌بریمش
‫دادگاهه.

663
00:37:04,194 --> 00:37:05,779
‫می‌بریمش پیش آقای آگوستین.

664
00:37:05,946 --> 00:37:07,698
‫یا حداقل من می‌برم.

665
00:37:07,823 --> 00:37:10,951
‫ببین، وقتی تو سیستم قضایی کار می‌کنی
‫خط قرمزایی هست که رد نمی‌کنی.

666
00:37:11,118 --> 00:37:15,914
‫مطمئنم برای شما تازگی داره، ولی
‫بهتون فرصت می‌دم اعتراف کنین.

667
00:37:16,832 --> 00:37:19,751
‫چون تا وقتی آگوستین بفهمه
‫شما ویکتور رو کشتین،

668
00:37:19,876 --> 00:37:21,878
‫شما از قبل تو بازداشت حفاظتی هستین.

669
00:37:22,546 --> 00:37:23,839
‫معامله رو قبول کنین.

670
00:37:25,007 --> 00:37:26,967
‫قبل از اینکه نظرم عوض شه قبول کنین.

671
00:37:34,349 --> 00:37:38,645
‫فورت لادردیل امشب غرق در شوکه
‫بعد از گزارش‌هایی که می‌گه دادستان جنیس لیک

672
00:37:38,770 --> 00:37:41,690
‫به قتل سناتور ایالتی ویکتور اوچوا
‫اعتراف کرده.

673
00:37:41,815 --> 00:37:44,485
‫دختر سناتور، امیلیا اوچوا،

674
00:37:44,776 --> 00:37:46,945
‫ولی با تحول شگفت‌انگیز امروز،

675
00:37:47,070 --> 00:37:48,947
‫تمام اتهامات خانم اوچوا
‫لغو شده.

676
00:37:50,616 --> 00:37:51,233
‫در خبرهای دیگه...

677
00:37:51,283 --> 00:37:53,243
‫چطور اسم تو رو نبردن؟

678
00:37:53,410 --> 00:37:57,039
‫خب، با توجه به اینکه اعترافو
‫با قول دادن دادستان به

679
00:37:57,206 --> 00:38:00,417
‫یه گروه نظامی هائیتی گرفتم،
‫شاید بهتر باشه.

680
00:38:01,001 --> 00:38:03,420
‫یادم اومد. رفیقت آگوستین
‫امروز یه چیزی واست آورد.

681
00:38:03,545 --> 00:38:04,371
‫هوم.

682
00:38:04,421 --> 00:38:07,758
‫اگه این تهدیده که چرا دادستان رو
‫به پلیس دادی نه به اون،

683
00:38:07,925 --> 00:38:09,343
‫- نگو.
‫- باشه.

684
00:38:09,468 --> 00:38:11,762
‫- مگه اینکه منم تهدید شده باشم.
‫- درسته.

685
00:38:12,346 --> 00:38:13,847
‫نه، نمی‌خوام بدونم.

686
00:38:16,767 --> 00:38:19,812
‫[دستورالعمل میگوی کریول]

687
00:38:20,479 --> 00:38:22,648
‫[شاید بتونی غذای تند بخوری.

688
00:38:23,190 --> 00:38:25,025
‫واقعاً ازش خوشت میاد، نه؟

689
00:38:25,150 --> 00:38:27,987
‫صحبت از دوستی‌های عجیب
‫و وصف‌ناپذیر شد.

690
00:38:28,654 --> 00:38:31,407
‫هی، همه‌ی اتهامات لغو شد.
‫همین الان تو اخبار شنیدم. باورنکردنیه.

691
00:38:31,532 --> 00:38:34,159
‫جوری می‌گی انگار
‫هیچ نقشی توش نداشتی.

692
00:38:35,786 --> 00:38:36,954
‫هی، بیخیال.

693
00:38:38,455 --> 00:38:40,624
‫- ممنونم.
‫- خواهش، خواهش.

694
00:38:41,584 --> 00:38:42,793
‫ام...

695
00:38:43,586 --> 00:38:45,796
‫می‌شه یه لحظه بیرون
‫باهات صحبت کنم؟

696
00:38:48,132 --> 00:38:49,550
‫اون شب می‌گفتی

697
00:38:49,675 --> 00:38:51,844
‫خودتو بابت اتفاقی که
‫برای بابات افتاد مقصر می‌دونی.

698
00:38:52,428 --> 00:38:53,971
‫و من امیدوار بودم،

699
00:38:54,096 --> 00:38:57,475
‫یعنی حالا که می‌دونیم
‫مقصر واقعی کیه، که...

700
00:38:57,600 --> 00:38:59,560
‫به خودم سخت نگیرم؟

701
00:38:59,685 --> 00:39:01,187
‫می‌دونی، شاید همین‌قدر.

702
00:39:01,312 --> 00:39:04,440
‫قبول دارم، دونستن حقیقت کمک می‌کنه، ولی...

703
00:39:05,066 --> 00:39:06,859
‫ولی هنوز کلی کار دارم.

704
00:39:07,485 --> 00:39:11,155
‫اگه ۱۵ سال پیش می‌پرسیدی
‫می‌خوام با زندگیم چی کار کنم،

705
00:39:11,280 --> 00:39:13,407
‫می‌گفتم می‌خوام به مردم کمک کنم.

706
00:39:14,200 --> 00:39:17,620
‫هر چی بهم گذشته رو
‫به چشم یه زنگ هشدار می‌بینم.

707
00:39:18,871 --> 00:39:20,748
‫فقط باید، نمی‌دونم...

708
00:39:22,291 --> 00:39:24,377
‫سعی کنم اون نسخه‌ی خودمو
‫دوباره پیدا کنم.

709
00:39:24,961 --> 00:39:26,420
‫مثل یه پرونده‌ی گم‌شده.

710
00:39:26,587 --> 00:39:30,925
‫- درسته. مثل یه... پرونده‌ی گم‌شده.
‫- خب...

711
00:39:32,260 --> 00:39:33,928
‫کاش یه کارآگاه خصوصی
‫خوب می‌شناختم.

712
00:39:34,053 --> 00:39:37,014
‫باید تقویمم رو چک کنم.
‫این روزا خیلی سرم شلوغه.

713
00:39:37,139 --> 00:39:38,808
‫داخل حین خوردن نوشیدنی چکش کن.

714
00:39:38,933 --> 00:39:41,227
‫بریم. ولی راستش
‫فکر نکنم از پس هزینه‌م بربیای.

715
00:39:41,352 --> 00:39:42,937
‫نه، جدی می‌گم. نرخم داره بالا می‌ره.

716
00:39:43,062 --> 00:39:44,981
‫- نگو.
‫- چرا، می‌گم.

717
00:39:48,234 --> 00:39:51,863
‫«ترجمه از مریم و میثم موسویان»

718
00:39:53,863 --> 00:40:03,863
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M