1
00:00:05,000 --> 00:00:15,000
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

2
00:00:32,198 --> 00:00:33,199
‫مرل؟

3
00:00:35,034 --> 00:00:36,035
‫خودتی؟

4
00:00:38,663 --> 00:00:39,873
‫کی اونجاست؟

5
00:00:41,166 --> 00:00:42,459
‫کی اونجاست؟

6
00:00:46,087 --> 00:00:48,923
‫هر کی هستی،
‫این چیز مال منه!

7
00:00:49,090 --> 00:00:52,051
‫خودم از دریاچه کشیدمش بیرون!
‫حق مالکیتش با منه!

8
00:00:54,888 --> 00:00:56,014
‫جلو نیا!

9
00:00:58,391 --> 00:00:59,350
‫جلو نیا!

10
00:01:02,312 --> 00:01:03,438
‫بیولومینسانس یا زیست‌تابی.

11
00:01:03,563 --> 00:01:05,899
‫تولید نور توسط یه موجود زنده.

12
00:01:06,024 --> 00:01:09,319
‫بفرما. یه نفر قراره امتحان زیستش رو بترکونه،
‫بهت قول میدم.

13
00:01:09,903 --> 00:01:13,114
‫خب، اطلاعات مائوریسیو رو برای مهمونی گرفتم.

14
00:01:13,239 --> 00:01:15,325
‫همونیه که یه خونه رو آتیش زد؟

15
00:01:15,450 --> 00:01:18,745
‫نه، مائوریسیو وسایل الکترونیکی تعمیر می‌کنه.
‫فیل خونه رو آتیش زد.

16
00:01:18,912 --> 00:01:20,413
‫- تصادفی بود.
‫- بی‌خیال فیل شو.

17
00:01:20,538 --> 00:01:21,915
‫در ضمن تنها چیزی که تو این مهمونی

18
00:01:21,956 --> 00:01:22,832
‫بعد از جمعه تغییر می‌کنه

19
00:01:22,957 --> 00:01:25,627
‫اینکه دیگه لازم نیست
‫به افسر آزادی مشروط گزارش بدم.

20
00:01:25,752 --> 00:01:27,337
‫واقعاً می‌خوای این همه دردسر بکشی؟

21
00:01:27,504 --> 00:01:29,422
‫محض اطلاع، من با اون موافقم.
‫به نظرم مهمونی مسخره‌ست.

22
00:01:29,547 --> 00:01:31,841
‫باشه، بالاخره به آخر آزادی مشروطت رسیدی.

23
00:01:31,966 --> 00:01:33,510
‫این خودش یه چیزیه. بی‌اهمیت نیست.

24
00:01:33,635 --> 00:01:35,086
‫چیزیه که ارزش یه جشن کوچک رو داره،

25
00:01:35,136 --> 00:01:35,762
‫با چند تا از دوستات

26
00:01:35,929 --> 00:01:36,921
‫و پنیر از بخش لاکچریِ

27
00:01:36,971 --> 00:01:37,597
‫سوپرمارکت.

28
00:01:37,722 --> 00:01:38,932
‫پنیر دوست دارم.

29
00:01:39,057 --> 00:01:39,974
‫میتوز.

30
00:01:40,141 --> 00:01:42,352
‫من چند هفته پیش امی رو دعوت کردم.

31
00:01:42,519 --> 00:01:45,647
‫گفتم شاید اگه ترودی رو بیاری برات عجیب بشه.

32
00:01:45,772 --> 00:01:47,649
‫نه. یعنی، قرار نیست من...

33
00:01:47,774 --> 00:01:50,318
‫- ترودی کیه؟
‫- هیچ ‌کی. میتوز.

34
00:01:50,443 --> 00:01:53,521
‫ترودی تکنسین جذاب بخش صحنه جرمه که عمو آر.جی

35
00:01:53,571 --> 00:01:55,531
‫داره سعی می‌کنه بهش نخ بده.

36
00:01:55,657 --> 00:01:58,326
‫هیچ نخ دادنی در کار نیست.
‫اصلاً و ابداً. میتوز.

37
00:01:58,451 --> 00:02:02,705
‫عمو آر.جی
‫و ترودی نشستن روی درخت.

38
00:02:02,830 --> 00:02:06,292
‫- دارن دل و قلوه می‌گیرن.
‫- دارن دل و قلوه می‌گیرن.

39
00:02:06,417 --> 00:02:08,544
‫ممنون. مرسی بابت این،
‫واقعاً لطف کردین.

40
00:02:08,670 --> 00:02:10,421
‫خب، باید درباره پیش‌غذاها حرف بزنیم.

41
00:02:10,588 --> 00:02:12,248
‫والا من باید برم یه مشتری جدید رو ببینم،

42
00:02:12,298 --> 00:02:13,549
‫پس با صلاح‌دید خودت تصمیم بگیر.

43
00:02:15,927 --> 00:02:18,888
‫قرار نیست از چیزی کمتر از
‫یه گنجینه ملی محافظت کنی.

44
00:02:19,555 --> 00:02:21,090
‫به نظر میاد مسابقه خیلی جدی باشه.

45
00:02:21,140 --> 00:02:21,891
‫انسان در برابر ماهی.

46
00:02:22,016 --> 00:02:24,060
‫چیز شکوهمندیه‌.

47
00:02:24,185 --> 00:02:25,728
‫حداقل وقتی شرافتمندانه انجام بشه.

48
00:02:25,853 --> 00:02:28,348
‫بله، تو پیامتون گفتین نگران

49
00:02:28,398 --> 00:02:29,232
‫تقلب هستین.

50
00:02:29,399 --> 00:02:30,558
‫آره، این فصل توی کل این ورزش

51
00:02:30,608 --> 00:02:31,859
‫خیلی زیاد شده.

52
00:02:31,985 --> 00:02:34,612
‫برای همین دو هفته پیش یه راهنمای ماهیگیری محلی،

53
00:02:34,737 --> 00:02:36,781
‫فینچ پالمر رو استخدام کردم
‫تا هر شب توی دریاچه گشت بزنه.

54
00:02:36,948 --> 00:02:39,200
‫ملت قبل از شروع مسابقه هم تقلب می‌کنن؟

55
00:02:39,325 --> 00:02:41,202
‫آره.
‫یکی از قدیمی‌ترین کلک‌های بازی

56
00:02:41,369 --> 00:02:43,413
‫اینه که قبلش ماهی‌های بزرگ و باارزش رو بگیرن

57
00:02:43,538 --> 00:02:45,915
‫و توی قفس‌های مخفی دور تا دور دریاچه قایم کنن.

58
00:02:46,040 --> 00:02:48,751
‫روز مسابقه هم متقلب میره ماهی‌ها رو برمیداره

59
00:02:48,876 --> 00:02:50,628
‫و ادعا می‌کنه که همون موقع شکارشون کرده.

60
00:02:50,795 --> 00:02:52,213
‫عجب.

61
00:02:52,338 --> 00:02:54,507
‫خب، وظیفه فینچ این بود که
‫هر شب با دوربینش بره بیرون

62
00:02:54,632 --> 00:02:56,551
‫و از هر کسی روی دریاچه عکس بگیره.

63
00:02:56,676 --> 00:02:58,594
‫اما متأسفانه دیروز صبح

64
00:02:58,720 --> 00:03:02,807
‫قایقش رو سرگردون و خالی پیدا کردن.

65
00:03:03,433 --> 00:03:05,435
‫البته به جز یه بطری نوشیدنی که اونم خالی بود.

66
00:03:05,560 --> 00:03:09,313
‫پس شاید نوشیدنی خورده،
‫افتاده تو آب و نتونسته بیاد بالا.

67
00:03:09,439 --> 00:03:11,140
‫بدتر از این فاجعه، ممکنه مسابقه

68
00:03:11,190 --> 00:03:12,358
‫عقب بیفته

69
00:03:12,483 --> 00:03:14,485
‫چون پلیس داره دریاچه رو برای پیدا کردن
‫جنازه‌ش می‌گرده.

70
00:03:14,652 --> 00:03:16,070
‫قرار بود دو روز دیگه شروع کنیم.

71
00:03:16,237 --> 00:03:18,865
‫اگه دنبال یه نفر جدید میگردین
‫که شبانه مراقب دریاچه باشه،

72
00:03:19,032 --> 00:03:20,450
‫من زیاد اهل قایق‌سواری نیستم.

73
00:03:20,575 --> 00:03:23,244
‫وجدانم اجازه نمیده کس دیگه‌ای رو بفرستم روی آب.

74
00:03:23,870 --> 00:03:26,914
‫چیزی که من می‌خوام یه جفت چشم دیگه
‫روی خشکیه.

75
00:03:27,498 --> 00:03:29,792
‫- و اگه چیز مشکوکی دیدی...
‫- مثلاً بودار؟

76
00:03:29,917 --> 00:03:32,044
‫غیرعادی.

77
00:03:32,211 --> 00:03:33,880
‫وظیفت اینه که خبر بدی.

78
00:03:34,672 --> 00:03:37,258
‫نمی‌خوام طوری حرف بزنم
‫که این دستمزد رو از دست بدم،

79
00:03:37,383 --> 00:03:40,470
‫اما فکر نمی‌کنید استخدام
‫یه کارآگاه خصوصی یکم زیاده‌روی باشه؟

80
00:03:40,595 --> 00:03:42,138
‫یعنی برنده چی گیرش میاد؟

81
00:03:42,263 --> 00:03:44,265
‫یه قلاب جدید؟ یه جعبه ابزار با اسم خودش؟

82
00:03:44,432 --> 00:03:46,225
‫جایزه نفر اول ربع میلیون دلاره.

83
00:03:47,226 --> 00:03:48,936
‫و اینم

84
00:03:50,271 --> 00:03:52,106
‫چیزیه که حاضرم بهت بپردازم.

85
00:03:57,945 --> 00:03:59,030
‫بریم ماهیگیری.

86
00:04:01,032 --> 00:04:03,659
‫وقتی شروع کنیم مسابقه دو روز طول می‌کشه،

87
00:04:03,785 --> 00:04:05,278
‫و هر روز ماهیگیرا پنج تا از بزرگ‌ترین

88
00:04:05,328 --> 00:04:06,579
‫صیدهاشون رو وزن می‌کنن،

89
00:04:06,704 --> 00:04:08,873
‫و سنگین‌ترین وزن مجموع برنده میشه.

90
00:04:09,040 --> 00:04:11,709
‫و آخرش چی میشه؟
‫یه کباب‌خورون مفصل؟

91
00:04:13,085 --> 00:04:15,171
‫قانون ای‌بی‌سی «صید و رهاسازی» ـه.

92
00:04:15,296 --> 00:04:17,173
‫تک‌تک اون موجودات باشکوه

93
00:04:17,215 --> 00:04:18,674
‫دوباره برمی‌گردن توی دریاچه.

94
00:04:22,553 --> 00:04:24,096
‫- پهپادهای نظارتی.
‫- واو، چه جالب.

95
00:04:24,263 --> 00:04:25,973
‫یه لایه امنیتی دیگه ایجاد می‌کنن،

96
00:04:26,098 --> 00:04:28,768
‫و وقتی شرکت‌کننده‌ها روی آب هستن زیر نظر دارنشون.

97
00:04:28,893 --> 00:04:32,104
‫الانم دارن به نیروهای انتظامی کمک می‌کنن تا
‫فینچ بیچاره رو پیدا کنن.

98
00:04:32,271 --> 00:04:33,523
‫چیزی پیدا شد، آقایون؟

99
00:04:33,689 --> 00:04:35,691
‫هنوز نه، ولی فیلترهای پلاریزه رو تنظیم کردم.

100
00:04:35,816 --> 00:04:37,777
‫بازتاب نور رو می‌گیره و دید زیر آب رو بهتر می‌کنه.

101
00:04:37,902 --> 00:04:39,445
‫پیداش می‌کنیم، آقای واس.

102
00:04:42,782 --> 00:04:44,659
‫بیشتر حرفای این دوتا رو نمی‌فهمم،

103
00:04:44,784 --> 00:04:47,119
‫اما شرکتشون بسیار پیشرفته‌ست.

104
00:04:47,286 --> 00:04:49,539
‫و می‌خوام تو هم دقیقاً به اندازه اونا توی چشم باشی.

105
00:04:49,705 --> 00:04:53,000
‫نشان که بهم نمیدین، نه؟
‫شاید یه نشان به شکل یه ماهی کوچک.

106
00:04:54,961 --> 00:04:57,213
‫آدمایی که می‌خوام حواست بهشون باشه،

107
00:04:57,338 --> 00:05:00,216
‫خائنین به ورزش ما آدمای خلاقی هستن.

108
00:05:00,341 --> 00:05:02,635
‫باشه. یعنی، می‌تونم یه چیزی ازتون بپرسم؟

109
00:05:02,760 --> 00:05:05,346
‫هیچ نظری دارین چرا تقلب امسال اینقدر زیاد شده؟

110
00:05:07,265 --> 00:05:09,058
‫دیکی دوپری.

111
00:05:09,183 --> 00:05:11,185
‫این فصل یهویی پیداش شد و چهار تا از

112
00:05:11,227 --> 00:05:12,270
‫شش تا مسابقه آخر رو برد.

113
00:05:12,395 --> 00:05:14,772
‫این جور برد پشت سر هم...

114
00:05:14,939 --> 00:05:17,149
‫چطور بگم، به خیلی بیشتر از شانس نیاز داره.

115
00:05:17,316 --> 00:05:19,902
‫لاقل بیشتر این بچه‌ها این‌ طوری فکر می‌کنن.

116
00:05:20,027 --> 00:05:21,737
‫حالا اونا دست‌پاچه شدن تا بهش برسن.

117
00:05:21,862 --> 00:05:23,322
‫هی، دیکی.

118
00:05:25,032 --> 00:05:26,033
‫اون یارو.

119
00:05:26,158 --> 00:05:27,702
‫اون چه ربطی به دیکی داره؟

120
00:05:27,827 --> 00:05:30,788
‫خب، اون یکی از اسپانسرهای دیکیه.
‫طعمه‌جذب‌کننده ماهی می‌فروشه.

121
00:05:30,955 --> 00:05:33,165
‫اینجا غرفه داره اما اسمش یادم نیست.

122
00:05:33,291 --> 00:05:34,959
‫رجی. اسمش رجیه.

123
00:05:35,084 --> 00:05:37,378
‫و اگه دیکی باهاش همکاره شاید دیکی هم متقلبه.

124
00:05:37,503 --> 00:05:40,214
‫ببین، رجی کلاهبردار نیست اما چیزی هم کم نداره.

125
00:05:40,381 --> 00:05:42,508
‫همیشه داره نقشه می‌کشه.
‫همیشه دنبال یه راه دروئه.

126
00:05:42,633 --> 00:05:44,593
‫من اصلاً بهش اعتماد ندارم.

127
00:05:45,344 --> 00:05:48,597
‫اینا رو از پرونده‌های قبلیت می‌دونی؟

128
00:05:48,723 --> 00:05:51,350
‫نه. همه‌اینا رو می‌دونم چون اون بابامه.

129
00:06:13,581 --> 00:06:15,207
‫«ماسک‌ماستر سلکت»، آقایون،

130
00:06:15,374 --> 00:06:18,252
‫نسل جدید طعمه‌های جذب‌کننده ماهیه‌.

131
00:06:18,419 --> 00:06:21,497
‫طعمه زنده تبدیل به روغنی میشه که نه تنها

132
00:06:21,547 --> 00:06:22,798
‫ماهی‌های غول‌پیکر رو جذب می‌کنه،

133
00:06:22,923 --> 00:06:25,426
‫بلکه باعث میشه عاشقت بشن.

134
00:06:25,593 --> 00:06:28,763
‫حرف منو باور نمی‌کنید؟ از دیکی دوپری بپرسید.

135
00:06:28,888 --> 00:06:32,016
‫تک‌تک بردهاش توی امسال، بدون استثنا،

136
00:06:32,058 --> 00:06:33,601
‫با استفاده از ماسک‌ماستر بوده.

137
00:06:33,726 --> 00:06:35,511
‫جدی؟ یعنی نمی‌دونم. به نظر من که بو همون

138
00:06:35,561 --> 00:06:36,771
‫روغن ماهی معمولی رو میده.

139
00:06:41,817 --> 00:06:43,277
‫- روغن ماهی؟
‫- آره.

140
00:06:43,444 --> 00:06:47,823
‫این مثل اینه که به نوشیدنی بگی کانادا درای!

141
00:06:47,948 --> 00:06:50,826
‫چیزی که داری بوش رو احساس می‌کنی، رایحه شیرین و دلنشینِ

142
00:06:50,951 --> 00:06:53,746
‫نه گونه طعمه‌ست، بله نه گونه،

143
00:06:53,871 --> 00:06:55,873
‫که همه‌شون توسط دانشمندامون ترکیب شدن.

144
00:06:56,040 --> 00:06:58,501
‫دانشمندا؟ ببخشید، گفتی دانشمندا؟

145
00:06:58,667 --> 00:07:00,085
‫- خب، بهترین‌های این کار.
‫- جدی؟

146
00:07:00,252 --> 00:07:01,670
‫می‌تونی اسم یکیشون رو بگی؟

147
00:07:01,837 --> 00:07:04,256
‫فقط برای اینکه سرچشون کنم و مدرکشون رو چک کنم.

148
00:07:04,423 --> 00:07:07,968
‫آره، آره. آقایون...
ولی ما نیازی نداریم.

149
00:07:11,889 --> 00:07:13,132
‫واقعاً لازم بود؟

150
00:07:13,182 --> 00:07:15,684
‫جذب‌کننده ماهی؟ جدی؟ جریان اون جرم‌گیری دندونا چی شد پس؟

151
00:07:15,810 --> 00:07:18,103
‫گیر درگیری‌های دادگاهی افتاد.

152
00:07:18,270 --> 00:07:19,605
‫پخش‌کننده‌ش دزد بود.

153
00:07:19,730 --> 00:07:22,107
‫آره، می‌دونی، این منو یاد مزرعه آلپاکا می‌ندازه.

154
00:07:22,274 --> 00:07:24,235
‫یا مزرعه توربین بادی بود؟ ببین، یادم نمیاد.

155
00:07:24,276 --> 00:07:25,236
‫همه‌رو با هم قاطی می‌کنم.

156
00:07:25,361 --> 00:07:27,863
‫آره، سر و مر و گنده شدی پسرم.

157
00:07:28,697 --> 00:07:30,199
‫هنوزم برای روزنامه عکس می‌گیری؟

158
00:07:30,241 --> 00:07:30,950
‫برای همین اینجایی؟

159
00:07:31,075 --> 00:07:33,619
‫نه، الان کارآگاه خصوصی‌ام.

160
00:07:33,744 --> 00:07:35,496
‫- کارآگاه؟
‫- آره.

161
00:07:35,621 --> 00:07:38,290
‫مدیر مسابقه ازم خواسته مراقب متقلبا باشم.

162
00:07:38,457 --> 00:07:41,877
‫تقلب آفتِ مطلقِ این ورزشِ زیباست.

163
00:07:42,002 --> 00:07:43,921
‫رفیقت دیکی هم همین حس رو داره؟

164
00:07:44,088 --> 00:07:45,706
‫تا جایی که شنیدم، ماسک‌ماستر تنها

165
00:07:45,756 --> 00:07:46,924
‫دلیل بردهاش نبوده...

166
00:07:47,091 --> 00:07:51,095
‫هی، ادی. بیا اینجا.
‫می‌خوام با یکی آشنا بشی.

167
00:07:51,262 --> 00:07:53,889
‫ادی...
‫این پسرمه، آر.جی.

168
00:07:54,014 --> 00:07:57,184
‫ای بابا!
‫من سال‌هاست این رفیق قدیمی رو می‌شناسم.

169
00:07:57,309 --> 00:07:59,144
‫هیچ وقت نگفته بود پسر داره.

170
00:07:59,311 --> 00:08:01,647
‫واقعاً؟ جالبه. منم معمولاً به بقیه

171
00:08:01,689 --> 00:08:02,523
‫نمی‌گم بابا دارم.

172
00:08:02,690 --> 00:08:04,775
‫هه هه.

173
00:08:05,609 --> 00:08:06,944
‫هی...

174
00:08:15,327 --> 00:08:17,955
‫نمی‌دونم چرا داریم وقتمون رو با این کار تلف می‌کنیم.

175
00:08:18,747 --> 00:08:21,792
‫چند روز دیگه، جنازه این یارو خودش میاد روی آب.

176
00:08:23,252 --> 00:08:26,297
‫می‌خوای مسابقه دو روز عقب بیفته یا سر وقت شروع شه؟

177
00:08:26,797 --> 00:08:28,716
‫اگه فینچ پالمر رو پیدا کنیم، قهرمان میشیم.

178
00:08:32,720 --> 00:08:33,679
‫شنیدی؟

179
00:08:44,023 --> 00:08:46,650
‫اون دیگه چه بلایی بود؟

180
00:08:51,655 --> 00:08:52,948
‫یا خدا.

181
00:08:54,700 --> 00:08:55,993
‫اون فینچ پالمره.

182
00:08:58,370 --> 00:09:01,290
‫دو تا تیر خورده تو سینه‌ش. مشخصه که غرق نشده.

183
00:09:01,415 --> 00:09:03,709
‫حتی مطمئن نیستم اصلاً توی آب بوده باشه.

184
00:09:05,002 --> 00:09:07,004
‫خب، اون شاخه شکسته اونجا...

185
00:09:07,129 --> 00:09:09,214
‫باید همون‌جایی باشه که جنازه افتاده بود، نه؟

186
00:09:09,381 --> 00:09:10,883
‫- آره.
‫- خب، اگه اونجا بوده،

187
00:09:11,008 --> 00:09:13,052
‫چطوری از اونجا سر درآورده؟

188
00:09:13,177 --> 00:09:14,595
‫نمی‌دونم.

189
00:09:14,720 --> 00:09:17,181
‫شاید قاتل از یه جای دیگه دریاچه دنبالش کرده.

190
00:09:17,348 --> 00:09:18,766
‫فینچ رفته بالای درخت تا قائم بشه.

191
00:09:18,891 --> 00:09:21,143
‫قاتل دیده‌ش و از همین پایین بهش تیر زده.

192
00:09:21,268 --> 00:09:23,729
‫یا فینچ روی زمین تیر خورده و قاتل

193
00:09:23,771 --> 00:09:24,980
‫جنازه‌ش رو برده اون بالا.

194
00:09:25,105 --> 00:09:27,107
‫تکی بالا رفتن از اون درخت خودش خیلی سخته،

195
00:09:27,149 --> 00:09:28,609
‫چه برسه به اینکه یه جنازه هم کولت باشه.

196
00:09:28,776 --> 00:09:31,236
‫هر کاری که کرده، فکر کنم تیر آخرش این بوده که

197
00:09:31,278 --> 00:09:32,363
‫قایق رو روی دریاچه ول کرده.

198
00:09:32,488 --> 00:09:35,616
‫حواس همه ما رو داد پایین، در حالی که جنازه اون بالا بود.

199
00:09:35,741 --> 00:09:37,117
‫هنوز باورم نمیشه وقتی امروز صبح

200
00:09:37,159 --> 00:09:38,368
‫رسیدم اینجا تو رو دیدم.

201
00:09:38,494 --> 00:09:40,621
‫می‌دونی،داشتم با خودم فکر می‌کردم چه کیفی میده

202
00:09:40,662 --> 00:09:41,455
‫اگه بتونم

203
00:09:41,622 --> 00:09:42,998
‫بدون تو روی یه پرونده قتل کار کنم.

204
00:09:43,123 --> 00:09:44,708
‫ولی نه، نه، نه.
‫حالا شدی...

205
00:09:44,750 --> 00:09:45,584
‫شدی پلیس ماهی‌ها.

206
00:09:45,709 --> 00:09:47,252
‫من پلیس ماهی‌ها نیستم.

207
00:09:47,419 --> 00:09:49,421
‫حتی نگهبانم نیستم. من فقط استخدام شدم تا مراقب متقلبا باشم.

208
00:09:49,588 --> 00:09:51,465
‫مگه این همون کاری نیست که اونم قرار بود بکنه؟

209
00:09:51,632 --> 00:09:54,426
‫آره، مدیر مسابقات استخدامش کرده بود تا شبانه توی دریاچه گشت بزنه

210
00:09:54,593 --> 00:09:56,178
‫و از چیزایی که می‌بینه عکس بگیره.

211
00:09:56,303 --> 00:09:58,055
‫می‌دونم هیچ دوربینی پیش جنازه نبوده،

212
00:09:58,180 --> 00:09:59,640
‫اما ممکنه تیم غواصی موقعی که داشتند

213
00:09:59,681 --> 00:10:00,641
‫دریاچه رو می‌گشتن چیزی پیدا کرده باشن؟

214
00:10:00,808 --> 00:10:03,018
‫نه، ولی بعضی چیزایی که پیدا کردن جالب بود.

215
00:10:03,143 --> 00:10:07,815
‫یه چمدون قدیمی پر از مجسمه کوتوله‌های باغچه،
‫یه تلویزیون کمدی مال دهه ۶۰،

216
00:10:07,940 --> 00:10:10,067
‫و یه آدمک تست تصادف که تقربیاً نو بود.

217
00:10:10,192 --> 00:10:12,194
‫آره، قاتل باید فینچ رو موقع عکس گرفتن دیده باشه

218
00:10:12,319 --> 00:10:14,321
‫و موقع رفتن دوربین رو با خودش برده.

219
00:10:14,446 --> 00:10:17,199
‫خب، این منطقهٔ بازرسی توئه،
‫پلیس ماهیگیر.
‫مظنونی مد نظرت داری؟

220
00:10:18,033 --> 00:10:20,611
‫در واقع، یک نفر بود که ازم
‫خواسته شده بود

221
00:10:20,661 --> 00:10:22,162
‫توجه ویژه‌ای بهش داشته باشم.

222
00:10:22,746 --> 00:10:25,332
‫اره،
‫می‌شناسمش. معلومه که می‌شناسم.

223
00:10:25,457 --> 00:10:27,743
‫همون یاروییه که همه فکر می‌کردن
‫تو دریاچه غرق شده،

224
00:10:27,793 --> 00:10:29,127
‫اما در عوض بالای درخت بود.

225
00:10:29,837 --> 00:10:31,880
‫خب که چی؟ من چرا اینجام؟

226
00:10:32,422 --> 00:10:35,968
‫خب دیکی،
‫شایعاتی دربارهٔ برد‌های اخیرت وجود داره.

227
00:10:36,093 --> 00:10:37,052
‫معلومه که هست.

228
00:10:37,177 --> 00:10:39,388
‫حسودا همیشه حسادت می‌کنن.

229
00:10:39,513 --> 00:10:42,099
‫بازم می‌پرسم، من چرا اینجام؟

230
00:10:42,808 --> 00:10:44,510
‫شبی که فینچ پالمر کشته شد،
‫بهش پول داده شده بود

231
00:10:44,560 --> 00:10:45,185
‫تا دنبال کسایی بگرده

232
00:10:45,310 --> 00:10:47,729
‫که سعی دارن ماهی‌های صیدشده را
‫تو قفس‌های دور دریاچه جا بگذارن.

233
00:10:47,896 --> 00:10:50,816
‫- فرض می‌کنم
‫از این قضیه باخبری؟
‫- معلومه که هستم.

234
00:10:50,941 --> 00:10:52,651
‫همهٔ آدم‌های توی مسابقه باخبرن.

235
00:10:53,277 --> 00:10:55,195
‫اما چطوریه که من تنها کسی‌ام که اینجام؟

236
00:10:55,320 --> 00:10:57,489
‫چون تو تنها کسی هستی
‫با سابقهٔ کیفری که شامل

237
00:10:57,531 --> 00:10:58,323
‫سه مورد ضرب‌وجرحه.

238
00:10:59,700 --> 00:11:02,202
‫ببین، مسئله اینه که من
‫سابقهٔ همهٔ شرکت‌کننده‌ها را

239
00:11:02,244 --> 00:11:03,704
‫بررسی کردم،

240
00:11:03,871 --> 00:11:05,697
‫و مال تو تنها موردی بود
‫که این‌قدر

241
00:11:05,747 --> 00:11:06,623
‫سیاه و خراب بود.

242
00:11:06,748 --> 00:11:08,959
‫بعد هم شبکه‌های اجتماعیت هستن.

243
00:11:09,126 --> 00:11:10,586
‫ماهی‌ها تنها حیواناتی نیستن
‫که دوست داری صید کنی.

244
00:11:10,711 --> 00:11:12,337
‫تو خارج از فصل مسابقه شکار گوزن می‌کنی.

245
00:11:12,504 --> 00:11:15,257
‫آدمی مثل تو،
‫ردگیری و تیراندازی به فینچ برات کاری نداشته.

246
00:11:15,382 --> 00:11:17,843
‫من هرگز کسی رو نکشتم،
‫و تمام ماهیامو

247
00:11:17,884 --> 00:11:19,303
‫عادلانه و درست صید می‌کنم.

248
00:11:19,469 --> 00:11:21,046
‫باشه، خب اگه این راسته،
‫فکر کنم مشکلی نداشته باشی

249
00:11:21,096 --> 00:11:22,097
‫بهم بگی

250
00:11:22,222 --> 00:11:24,308
‫بین ساعت‌های ۹ تا ۱۱ شب

251
00:11:24,474 --> 00:11:25,559
‫چهارشنبه‌شب کجا بودی.

252
00:11:25,726 --> 00:11:27,978
‫این زمانیه که فکر می‌کنیم
‫فینچ تیر خورده و کشته شده.

253
00:11:31,273 --> 00:11:32,733
‫من،

254
00:11:34,109 --> 00:11:36,778
‫خونهٔ پسرعموم لری بودم، خوابیده بودم.

255
00:11:36,945 --> 00:11:39,156
‫پسرعمو لری می‌تونه اینو تأیید کنه؟

256
00:11:39,323 --> 00:11:40,699
‫اون رانندهٔ تریلیه.

257
00:11:40,824 --> 00:11:42,993
‫احتمالاً اون شب
‫وسطای کشور بوده.

258
00:11:43,160 --> 00:11:45,746
‫فقط وقتی شهر میام بهم اجازه می‌ده خونه‌ش بمونم.

259
00:11:45,871 --> 00:11:48,248
‫دلیل محکم و قاطعی نیست، دیکی.

260
00:11:48,749 --> 00:11:50,417
‫هی.

261
00:11:50,542 --> 00:11:52,878
‫ببخشید خلوتتون را به هم می‌زنم،
‫اما یه نفر طبقهٔ پایینه

262
00:11:52,919 --> 00:11:54,087
‫که می‌گه پدرته.

263
00:11:54,713 --> 00:11:56,214
‫کسی که می‌گه چیت میشه؟

264
00:11:58,967 --> 00:12:00,010
‫هی، چه خبره؟

265
00:12:00,177 --> 00:12:02,971
‫خیلی حقیری پسرم، خیلی حقیر.

266
00:12:03,096 --> 00:12:04,681
‫ببخشید، منظورتون چیه؟

267
00:12:04,806 --> 00:12:06,350
‫از من خوشت نمیاد، پوشیده نیست.

268
00:12:06,475 --> 00:12:08,352
‫اما این‌طور رفتاری با دیکی کردن،

269
00:12:08,477 --> 00:12:09,936
‫طوری که مردم فکر کنن ارتباطی

270
00:12:10,062 --> 00:12:12,773
‫با اتفاقی که برای اون مرد بیچاره بالای درخت افتاده داشته.

271
00:12:14,733 --> 00:12:16,685
‫واقعاً داری می‌گی من بخاطر تو
‫در مورد دیکی

272
00:12:16,735 --> 00:12:17,402
‫به پلیس گفتم؟

273
00:12:19,571 --> 00:12:21,239
‫غیرقابل‌باوری. من در مورد دیکی به پلیس گفتم

274
00:12:21,281 --> 00:12:21,823
‫چون،

275
00:12:21,990 --> 00:12:24,117
‫همون‌طور که خوب می‌دونی،
‫مردم فکر می‌کنن اون یه تقلبکاره.

276
00:12:24,242 --> 00:12:25,535
‫شایعات. حرف‌وحدیث.

277
00:12:25,660 --> 00:12:27,913
‫می‌دونستی تا حالا سه بار به خاطر ضرب‌وجرح دستگیر شده؟

278
00:12:28,038 --> 00:12:28,997
‫این را می‌دونستی؟

279
00:12:29,122 --> 00:12:30,999
‫تو، بین همهٔ مردم، باید خوب بدونی

280
00:12:31,166 --> 00:12:33,585
‫که اتهام ضرب‌وجرح از یک مرد قاتل نمی‌سازه.

281
00:12:33,752 --> 00:12:36,296
‫واقعاً می‌خوای نبش قبر کنی بابا؟ واقعاً می‌خوای نبش قبر کنی؟

282
00:12:36,421 --> 00:12:39,508
‫دو سال پیش،
‫من تمام راه را تا اپالاچی رانندگی کردم

283
00:12:39,633 --> 00:12:42,094
‫تا دیدنت بیام،
‫مطمئن بشم که حالت خوبه.

284
00:12:42,219 --> 00:12:44,471
‫وقتی رسیدم اونجا بهم چی گفتن؟

285
00:12:45,055 --> 00:12:48,392
‫«نه. شرمنده آقا،
‫اون نمی‌خواد ببیندت.»

286
00:12:48,558 --> 00:12:49,810
‫اون کار برای صدمه زدن به من بود.

287
00:12:49,976 --> 00:12:51,686
‫اینم همین‌طوره.

288
00:12:51,812 --> 00:12:53,897
‫می‌دونم بهترین پدر نبودم.

289
00:12:54,022 --> 00:12:57,067
‫تو هیچ‌جور پدری نبودی.
‫تو رفتی! یادت میاد؟

290
00:12:58,068 --> 00:13:00,153
‫حالت خوبه قهرمان؟

291
00:13:00,278 --> 00:13:02,239
‫به محض اینکه شنیدم اومدم.

292
00:13:02,364 --> 00:13:04,157
‫اره، خوبم.
‫فقط می‌خوام از اینجا بزنم بیرون.

293
00:13:04,282 --> 00:13:05,617
‫بریم.

294
00:13:10,997 --> 00:13:12,707
‫اون جدی‌جدی پدرته؟

295
00:13:12,833 --> 00:13:15,043
‫اره.
‫اون یکی از اسپانسرهای دیکیه.

296
00:13:16,086 --> 00:13:17,712
‫می‌خوای درباره‌ش حرف بزنیم؟

297
00:13:17,838 --> 00:13:20,298
‫نه، فقط...
‫حدود صدتا پیام از مدیر EBC دارم.

298
00:13:20,423 --> 00:13:22,759
‫خبر جدید می‌خواد.
‫باید برم باهاش صحبت کنم.

299
00:13:22,884 --> 00:13:25,554
‫- حدس می‌زنم دیکی
‫اعتراف نکرده؟
‫- نه.

300
00:13:25,679 --> 00:13:27,514
‫نه، اما حق با تو بود
‫که اونو زیر نظر گذاشتی.

301
00:13:27,639 --> 00:13:29,141
‫اون از یه چیزی نگران و مضطربه.

302
00:13:29,641 --> 00:13:30,767
‫برو موکلت را ببین.

303
00:13:30,892 --> 00:13:32,435
‫من می‌خوام 
‫به همسر فینچ پالمر سر بزنم،

304
00:13:32,561 --> 00:13:34,896
‫ببینم بیرون از EBC دشمنی داشته یا نه.

305
00:13:35,438 --> 00:13:36,439
‫اره.

306
00:13:39,234 --> 00:13:43,947
‫فینچ و من
‫هنوز تو یه خانه زندگی می‌کردیم،
‫اما زندگیمون نه اون‌قدر مشترک بود.

307
00:13:44,114 --> 00:13:46,158
‫شش ماه پیش، از هم جدا شدیم.

308
00:13:46,950 --> 00:13:49,536
‫اما به اندازهٔ کافی پادکست‌های جنایی واقعی گوش دادم تا بگم

309
00:13:49,703 --> 00:13:52,289
‫وقتی یک فرد متأهل کشته می‌شه، همسرش

310
00:13:52,330 --> 00:13:53,874
‫همیشه اولین مظنونه.

311
00:13:53,999 --> 00:13:55,709
‫برای همین چند تا مدرک آماده کردم

312
00:13:55,834 --> 00:13:58,336
‫تا به جواب دادن به سوالاتی که می‌دونستم تو راهن کمک کنم.

313
00:13:58,920 --> 00:14:02,173
‫شبی که فینچ کشته شد،
‫من توی یک عروسی توی اورلاندو بودم.

314
00:14:02,299 --> 00:14:04,926
‫این صورت‌حساب هتلمه،

315
00:14:05,051 --> 00:14:07,554
‫به‌علاوهٔ رسیدهای کارت اعتباری مسیر رانندگی،

316
00:14:07,721 --> 00:14:09,723
‫و اسامی و شماره‌های بقیهٔ مهمان‌ها

317
00:14:09,764 --> 00:14:11,266
‫که تأیید می‌کنن من اونجا بودم.

318
00:14:11,391 --> 00:14:13,560
‫ممنونم. این کمک می‌کنه.

319
00:14:13,685 --> 00:14:15,896
‫می‌تونی به کس دیگه‌ای فکر کنی که ممکن بود بخواد

320
00:14:15,937 --> 00:14:16,646
‫به فینچ آسیب بزنه؟

321
00:14:16,771 --> 00:14:20,275
‫چند سال اخیر،
‫گروه دوستانش کمی عجیب‌وغریب شده بود،

322
00:14:20,400 --> 00:14:21,902
‫یک‌مقدار اهل تئوری توطئه.

323
00:14:22,569 --> 00:14:25,947
‫راستش، این یکی از دلایلی بود
‫که من و اون از هم فاصله گرفتیم.

324
00:14:26,072 --> 00:14:28,909
‫اما آدمایی که دیدم
‫همه بی‌خطر به نظر می‌رسیدن.

325
00:14:28,992 --> 00:14:30,035
‫اون مال توئه؟

326
00:14:30,160 --> 00:14:32,078
‫نه، اون مال فینچ بود.

327
00:14:39,044 --> 00:14:40,837
‫♪ و من می‌بینمت ♪
‫♪ که اونجا ایستادی ♪

328
00:14:45,592 --> 00:14:46,635
‫سرکشی به خونه.

329
00:14:47,469 --> 00:14:49,012
‫- این نمی‌تونه اتفاق خوبی باشه.
‫- نیست.

330
00:14:49,596 --> 00:14:52,223
‫دوربین فینچ پالمر،
‫تو خونه‌ش بود.

331
00:14:52,349 --> 00:14:54,684
‫اون شبی که کشته شد
‫اصلاً عکاسی نمی‌کرده.

332
00:14:55,310 --> 00:14:56,561
‫پس اگه عکاسی نمی‌کرده،

333
00:14:56,686 --> 00:14:57,937
‫رو دریاچه داشته چی‌کار می‌کرده؟

334
00:14:58,063 --> 00:15:00,190
‫باید اینو بذاریم توی دسته‌بندی
‫سوالاتی که می‌تونن منتظر بمونن،

335
00:15:00,315 --> 00:15:02,901
‫چون اگه هنوز فکر می‌کنی
‫توسط کسی کشته شده که دستشو موقع تقلب رو کرده...

336
00:15:04,653 --> 00:15:07,656
‫نفر بعدی که باید باهاش حرف بزنیم
‫پدرته.

337
00:15:15,747 --> 00:15:16,665
‫آقای دکر.

338
00:15:16,873 --> 00:15:19,209
‫من کارآگاه آبرو هستم.
‫ممنون که تشریف آوردید.

339
00:15:19,376 --> 00:15:21,169
‫همیشه خوشحال می‌شم به پلیس کمک کنم

340
00:15:21,294 --> 00:15:25,507
‫و در مورد شخصیت یک دوست
‫و همکار مورد اعتماد صحبت کنم.

341
00:15:25,632 --> 00:15:28,468
‫همون‌طور که دیروز به پسرم گفتم،
‫دیکی دوپری

342
00:15:28,635 --> 00:15:32,597
‫دیکی دیگه مظنون اصلی ما
‫در قتل فینچ پالمر نیست.

343
00:15:32,722 --> 00:15:33,973
‫این آقا مظنونه.

344
00:15:34,766 --> 00:15:36,810
‫می‌دونم شرکت شما
‫اسپانسر اصلی دیکیه،

345
00:15:36,935 --> 00:15:41,856
‫اما چه نیازی به ماسک‌ماستر سلکت داره
‫وقتی تو را داره که ماهی‌های پیش‌صیدشده را براش فرومی‌کنی؟

346
00:15:41,981 --> 00:15:44,275
‫اون عکس‌ها سه‌شنبه‌شب
‫توسط فینچ پالمر گرفته شده‌ن.

347
00:15:44,442 --> 00:15:45,777
‫چهارشنبه‌شب،
‫اون تیر خورد و کشته شد.

348
00:15:45,902 --> 00:15:48,029
‫سخته که ارتباط بینشونو ندید.

349
00:15:48,154 --> 00:15:50,824
‫اگه تو فینچ را کشتی،
‫تنها سوال اینه که

350
00:15:50,865 --> 00:15:52,867
‫چرا نزدیک به ۲۴ ساعت صبر کردی.

351
00:15:52,992 --> 00:15:54,694
‫اما با توجه به اینکه اون هرگز این عکس‌ها را

352
00:15:54,744 --> 00:15:55,870
‫برای مدیر EBC فرستاد،

353
00:15:56,037 --> 00:15:56,996
‫من یک نظریه دارم.

354
00:15:57,122 --> 00:15:58,915
‫فینچ سعی کرد با اینا
‫ازت باج‌گیری کنه.

355
00:15:59,082 --> 00:16:02,168
‫تو هم به‌جای پول دادن بهش،
‫کشوندی‌اش به دریاچه و به رگبار بستیش.

356
00:16:02,293 --> 00:16:03,253
‫این فقط...

357
00:16:03,378 --> 00:16:06,047
‫نه... نه، آر.جی، بهش بگو.

358
00:16:06,172 --> 00:16:07,424
‫چی را بهش بگم؟

359
00:16:07,549 --> 00:16:08,967
‫اینکه من قاتل نیستم.

360
00:16:10,301 --> 00:16:12,387
‫پسر، تو منو می‌شناسی.

361
00:16:12,971 --> 00:16:16,015
‫من چیزی را بهت می‌گم که به هر کسی توی این موقعیت می‌گفتم.

362
00:16:16,141 --> 00:16:19,018
‫راستشو بگو.
‫نقطهٔ قوتت نیست، می‌دونم.

363
00:16:21,479 --> 00:16:23,356
‫این تنها راهیه
‫که می‌تونی به خودت کمک کنی.

364
00:16:23,481 --> 00:16:24,524
‫راستشو بگو.

365
00:16:24,691 --> 00:16:26,443
‫دیروز،
‫وقتی با دیکی صحبت کردیم،

366
00:16:26,568 --> 00:16:29,070
‫کاملاً مشخص بود که داره چیزی را مخفی می‌کنه.

367
00:16:29,195 --> 00:16:30,780
‫شاید بخاطر اینه
‫که با تو بوده

368
00:16:30,822 --> 00:16:32,031
‫شبی که فینچ کشته شد.

369
00:16:32,157 --> 00:16:34,325
‫شاید اون کسی بوده
‫که ماشه را کشیده.

370
00:16:37,078 --> 00:16:40,123
‫دیکی برای اون شب مدرک عدم حضور داره. جفتمون داریم.

371
00:16:40,915 --> 00:16:42,876
‫ما توی انبار دیکی بودیم

372
00:16:42,917 --> 00:16:43,918
‫تو پمبروک پاینز،

373
00:16:44,085 --> 00:16:45,712
‫همونی که تو خیابون وینزوره.

374
00:16:45,837 --> 00:16:48,715
‫یکی دیگه از اسپانسراش،
‫شرکت کانشیرو،

375
00:16:48,756 --> 00:16:50,258
‫اونا چوب ماهیگیری می‌سازن،

376
00:16:50,383 --> 00:16:52,177
‫و مسئله اینه که
‫دیکی زیاد...

377
00:16:52,218 --> 00:16:53,720
‫چوب‌های اونا را دوست نداره.

378
00:16:53,887 --> 00:16:56,514
‫برای همین داشتیم با سشوار صنعتی
‫برچسب‌های کانشیرو را می‌چسبوندیم

379
00:16:56,681 --> 00:16:59,058
‫روی اون برند چوبی که خودش دوست داره.

380
00:16:59,184 --> 00:17:02,228
‫دیکی بهتون نگفت
‫چون براش گرون تموم می‌شد

381
00:17:02,270 --> 00:17:03,646
‫و قراردادش با کانشیرو رو از دست میداد.

382
00:17:03,771 --> 00:17:05,940
‫نگهبان شب انبار،

383
00:17:06,065 --> 00:17:07,942
‫منظورم اینه که اون رفت‌وآمد ما را دید.

384
00:17:08,776 --> 00:17:09,986
‫به انبار زنگ بزنید. خودش بهتون می‌گه.

385
00:17:12,405 --> 00:17:14,199
‫همین‌جا منتظر بمونید.

386
00:17:17,368 --> 00:17:18,953
‫- آر.جی.
‫- بله؟

387
00:17:19,078 --> 00:17:22,165
‫تمام داروندار من گیرِ ماسک‌ماستر سلکته.

388
00:17:22,874 --> 00:17:26,711
‫اگه کاری از دستت برمیاد،
‫فقط این چیزا را بین خودمون نگه دار.

389
00:17:28,880 --> 00:17:31,291
‫شاید به زندان نری،
‫اما دیگه برنمی‌گردی

390
00:17:31,341 --> 00:17:32,175
‫به EBC.

391
00:17:32,300 --> 00:17:33,968
‫کار تو و دیکی تمومه.

392
00:17:43,770 --> 00:17:46,773
‫نگهبان انبار داستان پدرتو تأیید کرد.

393
00:17:46,898 --> 00:17:49,567
‫اون و دیکی ‫شبی که فینچ پالمر کشته شد اونجا بودن،

394
00:17:49,734 --> 00:17:51,569
‫برای همین پدرتو ولش کردم بره.

395
00:17:51,694 --> 00:17:52,737
‫باشه.

396
00:17:52,862 --> 00:17:53,905
‫خوبه.

397
00:17:54,948 --> 00:17:57,200
‫نمی‌تونم بفهمم خیالت راحت شده
‫یا ناامید شدی.

398
00:17:57,867 --> 00:18:00,453
‫ناامیدم...
‫لیست مظنونامون

399
00:18:00,495 --> 00:18:01,913
‫دوباره برگشت به صفر،

400
00:18:02,038 --> 00:18:04,624
‫مگر اینکه فکر کنی
‫اون یارو این کارو کرده.

401
00:18:05,416 --> 00:18:07,502
‫حدس می‌زنم اون همون آدمک ساختگیه
‫که تیم غواصی پیدا کردن

402
00:18:07,627 --> 00:18:08,962
‫وقتی داشتن تور تو دریاچه می‌انداختن.

403
00:18:09,087 --> 00:18:10,630
‫اره، یه نفر برای شوخی گذاشتش اینجا.

404
00:18:10,797 --> 00:18:13,132
‫تقریباً مطمئنم
‫رگزدیل ازش می‌ترسه.

405
00:18:13,257 --> 00:18:14,884
‫همین الان یه پیام از پزشکی قانونی گرفتم.

406
00:18:15,009 --> 00:18:16,552
‫کالبدشکافی فینچ پالمر
‫تموم شده،

407
00:18:16,594 --> 00:18:17,804
‫می‌خواد چند تا چیز را بررسی کنه.

408
00:18:17,970 --> 00:18:20,139
‫می‌تونی بیای.
‫حتی می‌تونی یکی رو همراهت بیاری

409
00:18:20,181 --> 00:18:21,015
‫دوست جدیدتو.

410
00:18:25,019 --> 00:18:25,845
‫- سلام. چطوری؟
‫- سلام.

411
00:18:25,895 --> 00:18:26,979
‫از دیدنت خوشحالم.

412
00:18:27,563 --> 00:18:30,191
‫اون دست
‫همین الان تو بدن یه جنازه بود...

413
00:18:30,316 --> 00:18:31,818
‫منظورم اینه که دستکش دستش بود، می‌دونی.

414
00:18:31,943 --> 00:18:34,862
‫ارنی،
‫نه خودِ جنازه، اما بازم.

415
00:18:35,488 --> 00:18:37,240
‫رنگ قشنگیه بهت میاد.

416
00:18:37,365 --> 00:18:39,534
‫ممنون.

417
00:18:39,701 --> 00:18:41,285
‫اره، می‌دونم نباید
‫اینجا باشم.

418
00:18:41,452 --> 00:18:44,163
‫فقط یه چیزی هست
‫که باید نشونت بدم
‫دربارهٔ پرونده، منظورمه.

419
00:18:44,288 --> 00:18:45,998
‫اما... می‌دونی،
‫ارنی، تو اول بگو.

420
00:18:46,124 --> 00:18:47,291
‫این‌طوری هیجان‌انگیزتر میشه.

421
00:18:47,417 --> 00:18:49,043
‫باشه، علت مرگ

422
00:18:50,128 --> 00:18:52,004
‫جراحت‌های ناشی از گلوله به قفسهٔ سینه بوده.

423
00:18:52,130 --> 00:18:53,923
‫اره، این تو صحنهٔ جرم کاملاً مشخص بود.

424
00:18:54,090 --> 00:18:55,550
‫اره، خب، این چیزیه که مشخص نبود.

425
00:18:55,717 --> 00:18:57,552
‫گلوله‌ها با یک مسیر مستقیم شلیک شدن،

426
00:18:57,593 --> 00:18:58,177
‫این‌طوری.

427
00:18:58,302 --> 00:19:00,722
‫تیرانداز هم‌سطح با مقتول بوده.

428
00:19:00,847 --> 00:19:03,891
‫باشه، پس هر کی به فینچ شلیک کرده از پایین این کارو نکرده.

429
00:19:04,016 --> 00:19:05,518
‫اره، پس فینچ
‫رو زمین تیر خورده

430
00:19:05,560 --> 00:19:06,394
‫و بعد برده شده بالا.

431
00:19:06,519 --> 00:19:07,812
‫اشتباهه.

432
00:19:07,937 --> 00:19:10,606
‫ببخشید. برای همین خواستم
‫اون اول بگه.

433
00:19:10,731 --> 00:19:12,900
‫بیاین، بیاین اینو ببینین.

434
00:19:16,821 --> 00:19:18,656
‫این همون درختیه
‫که جسد توش بود.

435
00:19:18,781 --> 00:19:20,908
‫با یه بالابر رفتم به صحنه
‫که بررسیش کنم.

436
00:19:21,492 --> 00:19:24,328
‫خب، این شاخه‌های شکسته که حدود
‫۶۰ سانتی از تنه فاصله دارن،

437
00:19:24,495 --> 00:19:27,331
‫مسیر افتادن جسد
‫رو نشون می‌دن.

438
00:19:27,498 --> 00:19:29,167
‫حالا، تنه.

439
00:19:29,792 --> 00:19:32,503
‫این عکسا از ارتفاع حدود
‫۴٫۵ متری زمین گرفته شدن،

440
00:19:32,628 --> 00:19:33,921
‫درست زیر جایی که
‫جسد گیر کرده بود،

441
00:19:34,046 --> 00:19:37,425
‫و ببین این همه شاخه‌ی جوون
‫دو طرفش چطوره.

442
00:19:37,550 --> 00:19:40,845
‫هیچ‌کدومشون نشکسته،
‫حتی خم هم نشده.

443
00:19:40,970 --> 00:19:43,055
‫پس اگه کسی از درخت بالا رفته بود،
‫چه فینچ، چه قاتل،

444
00:19:43,181 --> 00:19:45,057
‫یه تعداد از این شاخه‌ها
‫می‌شکستن.

445
00:19:45,183 --> 00:19:49,187
‫خب، ولی اگه هیچ‌کس از درخت بالا نرفته،
‫این جسد چطوری رفته اون بالا؟

446
00:19:51,355 --> 00:19:53,357
‫آها، اینجایی.

447
00:19:54,108 --> 00:19:55,693
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

448
00:19:55,818 --> 00:19:57,695
‫باید چندتا چیزی رو که پلیس
‫ضبط کرده بود برمی‌داشتم،

449
00:19:57,820 --> 00:20:00,364
‫وقتی فکر می‌کردن من... بابامو کشتم.

450
00:20:00,531 --> 00:20:02,200
‫آها. آره، اون.

451
00:20:02,366 --> 00:20:04,952
‫یه سر به اتاق کارتون زدم
‫گفتم شاید اونجا باشی.

452
00:20:05,077 --> 00:20:06,370
‫خواستم سلام کنم.

453
00:20:06,537 --> 00:20:08,706
‫- سلام، آره.
‫- خوبی؟

454
00:20:08,831 --> 00:20:10,666
‫من؟ آره، نه، خوبم.
‫خوبم.

455
00:20:12,084 --> 00:20:13,211
‫این یه دروغه.

456
00:20:15,671 --> 00:20:18,591
‫تو... می‌خوای بریم یه جا حرف بزنیم؟

457
00:20:18,966 --> 00:20:20,176
‫شاید بتونم کمکت کنم.

458
00:20:21,385 --> 00:20:22,386
‫آره.

459
00:20:24,388 --> 00:20:26,891
‫خب، فقط برای اینکه روشن بشه،

460
00:20:27,516 --> 00:20:31,354
‫تو خوشحالی که پدرت یه نفرو با
‫تیر نزده و تو درخت قایمش نکرده، درسته؟

461
00:20:33,648 --> 00:20:34,607
‫آره.

462
00:20:34,732 --> 00:20:36,234
‫خیلی مکث کردی.

463
00:20:36,400 --> 00:20:38,236
‫خب، پدر خاصیه دیگه.

464
00:20:39,695 --> 00:20:42,865
‫جالبه، می‌دونی، وقتی
‫بچه بودم، راستش...

465
00:20:45,076 --> 00:20:48,120
‫به نوعی می‌پرستیدمش.
‫اون والد باحاله بود.

466
00:20:48,246 --> 00:20:50,998
‫- همونی که همیشه می‌گفت آره.
‫- هوم.

467
00:20:51,123 --> 00:20:53,167
‫وقتی ده سالم بود، یه بازی بود

468
00:20:53,292 --> 00:20:56,045
‫که خیلی، خیلی می‌خواستم ببینمش،
‫اورنج بال،

469
00:20:56,212 --> 00:20:57,546
‫میامی - نبراسکا.

470
00:20:58,547 --> 00:21:00,591
‫مشکل این بود که...
‫بلیتاش تموم شده بود.

471
00:21:00,633 --> 00:21:04,553
‫گفت: «پسر، هیچ‌کس جلوی
‫مردی که تخته‌شاسی دستشه رو نمی‌گیره.»

472
00:21:06,013 --> 00:21:07,223
‫باشه.

473
00:21:07,348 --> 00:21:10,017
‫از جلوی نگهبان رد شد
‫و ۴۵ دقیقه

474
00:21:10,184 --> 00:21:11,644
‫فقط نرده‌ها رو بررسی کرد.

475
00:21:12,228 --> 00:21:15,439
‫هر کی می‌پرسید، همون لحظه
‫یه شغل از خودش درمیاورد.

476
00:21:16,232 --> 00:21:17,984
‫«اومدم بوگیرهای دستشویی رو بشمرم.»

477
00:21:18,109 --> 00:21:21,529
‫«اومدم مطمئن شم سرخ‌کن‌ها
‫از ۱۹۰ درجه بالاتر نمی‌رن.»

478
00:21:23,114 --> 00:21:25,908
‫آخرش کل بازی رو از راهرو دیدم.

479
00:21:27,827 --> 00:21:29,078
‫میامی با یه امتیاز برد.

480
00:21:32,039 --> 00:21:34,959
‫شونزده سالم بود که پدر و مادرم
‫طلاق گرفتن. اون قسمتشو فهمیدم.

481
00:21:35,084 --> 00:21:36,627
‫به هم نمی‌خوردن.

482
00:21:37,712 --> 00:21:42,550
‫ولی چیزی که نفهمیدم این بود که
‫بعدش چطور یهو غیبش زد.

483
00:21:44,468 --> 00:21:46,679
‫من و برادرام فکر می‌کردیم
‫حداقل آخر هفته‌ها می‌بینیمش،

484
00:21:46,804 --> 00:21:48,139
‫ولی نه.

485
00:21:50,015 --> 00:21:53,936
‫رفت یه ایالت دیگه، مدام از
‫یه ایده‌ی بزرگ می‌پرید سر یکی دیگه.

486
00:21:54,061 --> 00:21:56,939
‫موتورهایی که با
‫روغن سیب‌زمینی سرخ‌کرده کار می‌کنن،

487
00:21:57,064 --> 00:21:59,525
‫باغ ترافل، تبلیغات با بالن.

488
00:21:59,692 --> 00:22:02,027
‫حدس می‌زنی چندتاش جواب داد؟

489
00:22:03,863 --> 00:22:06,615
‫حدود یک سال بعد، مامانم
‫تصادف بدی کرد.

490
00:22:07,658 --> 00:22:08,909
‫نزدیک بود بمیره.

491
00:22:10,077 --> 00:22:11,328
‫می‌دونی بابام چیکار کرد؟

492
00:22:12,079 --> 00:22:13,456
‫گل فرستاد.

493
00:22:14,540 --> 00:22:15,708
‫خونه نیومد؟

494
00:22:20,796 --> 00:22:22,631
‫ببخشید. من...

495
00:22:23,591 --> 00:22:25,801
‫می‌دونم پدرت خیلی بدتر از
‫این‌ها رو سرت آورده.

496
00:22:25,926 --> 00:22:28,596
‫نه. اشکالی نداره.
‫مسابقه که نیست.

497
00:22:30,139 --> 00:22:34,477
‫البته اگه بود، من برنده می‌شدم، نه؟

498
00:22:36,520 --> 00:22:39,440
‫من هیچ‌وقت پدرمو
‫نفهمیدم.

499
00:22:41,317 --> 00:22:43,486
‫ولی خوشحالم که
‫از پدرت برام گفتی.

500
00:22:45,029 --> 00:22:47,907
‫حس می‌کنم تو رو
‫یه کم بهتر می‌فهمم.

501
00:22:48,365 --> 00:22:51,952
‫نمی‌دونم این چیز خوبیه
‫یا بد.

502
00:22:52,828 --> 00:22:54,872
‫همیشه چیز خوبیه.

503
00:23:00,961 --> 00:23:02,254
‫ببخشید.

504
00:23:03,506 --> 00:23:04,548
‫حلال‌زاده‌ست.

505
00:23:05,549 --> 00:23:07,343
‫می‌گه تو یه کافه به اسم
‫بیلج‌واتر ببینمش.

506
00:23:07,468 --> 00:23:09,303
‫می‌گه مهمه.

507
00:23:10,137 --> 00:23:11,847
‫شاید می‌خواد معذرت‌خواهی کنه.

508
00:23:11,972 --> 00:23:15,309
‫احتمال بیشتر اینه که می‌خواد
‫حدود ۳۸۰ لیتر طعمه‌ی ماهی بهم بفروشه.

509
00:23:22,733 --> 00:23:23,559
‫سلام.

510
00:23:23,609 --> 00:23:24,518
‫ممنون که اومدی.

511
00:23:24,568 --> 00:23:25,611
‫آره.

512
00:23:28,364 --> 00:23:31,992
‫امروز یه‌ذره مونده بود
‫وسایلمو جمع کنم و از اینجا برم.

513
00:23:32,660 --> 00:23:35,412
‫بعد یاد اون نگاهی افتادم
‫که تو چشمات دیدم.

514
00:23:35,579 --> 00:23:38,457
‫تو واقعاً فکر کردی
‫من می‌تونستم اون مرد رو بکشم؟

515
00:23:38,582 --> 00:23:41,252
‫بابا، اگه منو اینجا خواستی که
‫منتظر باشی ازت معذرت‌خواهی کنم، نمی‌شه...

516
00:23:41,377 --> 00:23:44,046
‫نه، نه، نه، خواستم بیای چون
‫این یه هشدار بود.

517
00:23:44,213 --> 00:23:45,798
‫یه هشدار بزرگ.

518
00:23:45,965 --> 00:23:50,344
‫پسر خودم فکر کنه قصد قتل دارم.

519
00:23:51,011 --> 00:23:55,516
‫باعث شد بفهمم چقدر باید
‫رابطه‌مون رو درست کنم.

520
00:23:56,100 --> 00:23:57,685
‫برای همین تصمیم گرفتم

521
00:23:57,810 --> 00:24:02,398
‫برای نشون دادن حسن نیت
‫این پرونده رو واست حل کنم.

522
00:24:02,856 --> 00:24:05,943
‫برای همین امشب اومدم اینجا.

523
00:24:06,068 --> 00:24:08,445
‫- جدی؟ باشه.
‫- پرس‌وجو کردم.

524
00:24:08,612 --> 00:24:12,783
‫فهمیدم اینجا
‫کافه‌ همیشگی فینچ پالمر بوده.

525
00:24:13,617 --> 00:24:15,452
‫گفتم یه سر بیام،

526
00:24:15,619 --> 00:24:17,454
‫جذبه‌ی دکرمو روشن کنم،

527
00:24:17,621 --> 00:24:19,832
‫ببینم می‌شه چندتا راز بیرون کشید.

528
00:24:19,999 --> 00:24:23,252
‫خیلی جالبه، ولی فکر کنم می‌بینی
‫کارآگاه خصوصی بودن به آسونی...

529
00:24:23,377 --> 00:24:25,754
‫نه، نه، نه، نه، نه.
‫متوجه نیستی، عزیزم.

530
00:24:25,879 --> 00:24:26,964
‫کار تمومه.

531
00:24:28,716 --> 00:24:31,635
‫می‌دونم کی فینچ پالمر رو کشته.

532
00:24:37,850 --> 00:24:39,184
‫بفرما. مرل کروز.

533
00:24:39,560 --> 00:24:42,813
‫این اون و فینچ هستن
‫تو روز سنت پاتریک پارسال.

534
00:24:43,522 --> 00:24:45,232
‫ممنون.

535
00:24:45,399 --> 00:24:48,736
‫گاهی با هم بحث می‌کردن، بیشتر سر
‫چیزای الکی

536
00:24:48,861 --> 00:24:53,282
‫مثل اینکه فرود روی ماه الکی بوده
‫یا آدم‌سوسماری‌ها واقعین.

537
00:24:53,449 --> 00:24:56,035
‫فکر کنم هر دوشون زیادی
‫سریال فایل‌های مجهول رو دیده بودن.

538
00:24:56,160 --> 00:24:59,079
‫آره، زنش به دوست من گفت
‫که اون و رفیقاش یه‌خورده

539
00:24:59,246 --> 00:25:02,166
‫اهل نظریه‌ی توطئه‌ان.

540
00:25:02,291 --> 00:25:04,001
‫می‌دونی که همه‌ی اینارو
‫قبلاً بهش گفتم، آره؟

541
00:25:04,126 --> 00:25:07,463
‫آره، می‌دونم. یه‌ذره...
‫یه‌ذره مشکل اعتماد داریم.

542
00:25:07,588 --> 00:25:09,256
‫چهارشنبه آخر شب،
‫مرل تنها اومد.

543
00:25:09,840 --> 00:25:11,216
‫رنگش مثل گچ سفید بود.

544
00:25:11,925 --> 00:25:14,887
‫یه یه نوشیدنی قوی سفارش داد.
‫مرل هیچ‌وقت اینو نمی‌خورد.

545
00:25:15,053 --> 00:25:17,681
‫آدم نوشیدنی سبک بود.
‫همیشه ماءالشعیر سفارش می‌داد.

546
00:25:17,806 --> 00:25:20,768
‫چهارشنبه، سه استکان
‫نوشیدنی قوی خورد،

547
00:25:20,893 --> 00:25:23,562
‫بعد مثل برق و باد از پارکینگ رفت.

548
00:25:23,687 --> 00:25:25,606
‫- آدرس مرل رو داری؟
‫- نه.

549
00:25:25,731 --> 00:25:27,941
‫و حتی اگه داشتم، فکر نکنم
‫اونجا پیداش کنی.

550
00:25:28,066 --> 00:25:31,361
‫قبل از رفتن، گوشیشو گذاشت رو زمین
‫و له‌اش کرد.

551
00:25:31,904 --> 00:25:34,448
‫- می‌ترسید ردیابی بشه.
‫- ممنون.

552
00:25:34,573 --> 00:25:37,326
‫برش داشتم که اگه
‫برگشت بهش بدم.

553
00:25:37,493 --> 00:25:39,077
‫بفرما.

554
00:25:42,080 --> 00:25:43,415
‫این کیه؟

555
00:25:44,208 --> 00:25:45,876
‫- داتی، مادر مرل.
‫- که این‌طور.

556
00:25:46,043 --> 00:25:47,085
‫نوشیدنیشو با ۲ تا لیمو می‌خوره.

557
00:25:47,628 --> 00:25:49,546
‫اونم مشتری ثابته.

558
00:25:49,713 --> 00:25:53,091
‫امکانش هست آدرسشو هم داشته باشی؟

559
00:25:54,802 --> 00:25:57,387
‫ساعت نزدیک ۸ شده.
‫کل شب اینجا بودیم.

560
00:25:57,513 --> 00:25:59,515
‫از مرل خبری نیست.

561
00:26:00,808 --> 00:26:02,267
‫شاید حدست غلط بود.

562
00:26:02,392 --> 00:26:04,770
‫شاید اصلاً پیش مادرش نمونده.

563
00:26:04,895 --> 00:26:06,980
‫خودت اصرار کردی باهام بیای.

564
00:26:07,105 --> 00:26:08,649
‫اینو یادته، نه؟

565
00:26:08,774 --> 00:26:12,736
‫ببخشید. فکر کردم
‫تموم کردن پرونده...

566
00:26:12,903 --> 00:26:15,656
‫آسون‌تره. همه‌چی باید
‫آسون و سریع باشه.

567
00:26:15,781 --> 00:26:17,282
‫کمترین زحمت ممکن.

568
00:26:18,033 --> 00:26:19,409
‫ای بابا.

569
00:26:24,748 --> 00:26:27,000
‫ببخشید. من فقط...
‫خسته‌ام.

570
00:26:27,125 --> 00:26:29,753
‫تو هیچ چیزی نداری
‫که بابتش معذرت بخوای.

571
00:26:30,462 --> 00:26:32,047
‫من به کار سخت حساسیت دارم.

572
00:26:32,172 --> 00:26:33,757
‫همیشه داشتم.

573
00:26:34,967 --> 00:26:39,221
‫ولی قسم می‌خورم، هر بار بهت گفتم
‫شانسم داره عوض می‌شه،

574
00:26:39,346 --> 00:26:42,558
‫هر بار گفتم دارم پول درمیارم

575
00:26:42,724 --> 00:26:45,269
‫که همه‌چی رو
‫برای همه‌مون عوض می‌کنه،

576
00:26:45,394 --> 00:26:46,395
‫جدی می‌گفتم.

577
00:26:47,104 --> 00:26:48,438
‫باور داشتم.

578
00:26:49,439 --> 00:26:51,483
‫و بعد یه روز فهمیدم.

579
00:26:52,234 --> 00:26:55,237
‫اونقدر تو سرکار گذاشتن مردم
‫حرفه‌ای شده بودم

580
00:26:56,697 --> 00:26:58,448
‫که خودمو هم سرکار می‌ذاشتم.

581
00:26:59,533 --> 00:27:03,620
‫این چند سال اخیر، چندین بار
‫نزدیک بود بهت زنگ بزنم.

582
00:27:04,579 --> 00:27:06,164
‫نزدیک بود، ها؟

583
00:27:06,331 --> 00:27:10,752
‫آره. تا اونجا می‌رسیدم که تصور می‌کردم
‫ازم می‌پرسی چیکار می‌کنم.

584
00:27:11,753 --> 00:27:13,747
‫هیچ جوابی نداشتم

585
00:27:13,797 --> 00:27:16,300
‫که دلم بخواد بلند به زبون بیارمش.

586
00:27:16,800 --> 00:27:18,844
‫ولی نباید اجازه می‌دادم
‫این جلومو بگیره.

587
00:27:20,887 --> 00:27:22,556
‫من به تو اهمیت می‌دم، آر.جی.

588
00:27:23,849 --> 00:27:26,393
‫حتی اگه توی نشون دادنش
‫افتضاح باشم.

589
00:27:29,688 --> 00:27:30,856
‫هی، ببین.

590
00:27:30,981 --> 00:27:32,774
‫آره.

591
00:27:32,899 --> 00:27:35,819
‫برای خانمی به این کوچیکی
‫خرید زیادیه.

592
00:27:35,986 --> 00:27:38,447
‫این نوشیدنی مورد علاقه‌ مرله.

593
00:27:39,281 --> 00:27:41,366
‫- اونجاست. حق با تو بود.
‫- آره.

594
00:27:42,075 --> 00:27:43,410
‫خب، حالا چی؟

595
00:27:43,535 --> 00:27:45,495
‫من حواس داتی رو پرت می‌کنم.

596
00:27:45,620 --> 00:27:48,582
‫تو از پشت می‌ری
‫و مرل رو دستگیر می‌کنی.

597
00:27:48,707 --> 00:27:50,000
‫چی؟ این چه حرفیه؟

598
00:27:50,167 --> 00:27:52,544
‫- فقط اگه مقاومت کرد زور به کار می‌برم.
‫- چی؟

599
00:27:52,669 --> 00:27:54,254
‫هی، هی، هی،
‫هی، هی، نه، نکن.

600
00:27:54,421 --> 00:27:56,798
‫همین‌جا بمون.
‫به مل زنگ می‌زنم.

601
00:27:59,760 --> 00:28:01,887
‫سوابق تماس‌های گوشیتون
‫رو بررسی کردیم، آقای کروز.

602
00:28:02,012 --> 00:28:05,891
‫می‌دونیم شما و فینچ پالمر
‫روزی که مرد ۲۹ بار تماس گرفتید.

603
00:28:06,016 --> 00:28:08,143
‫همین‌طور می‌دونیم همون موقع‌ای
‫که کشته شد،

604
00:28:08,268 --> 00:28:10,687
‫گوشیتون به دکل مخابراتی‌ای
‫تقریباً ۱٫۶ کیلومتر اون‌ور وصل بود.

605
00:28:10,854 --> 00:28:13,982
‫اون شب کنار دریاچه بودید.
‫فقط نمی‌دونیم چرا.

606
00:28:14,107 --> 00:28:16,610
‫قطعاً برای کمک به اون
‫که دنبال ماهیگیرای متقلب بگرده نبود.

607
00:28:16,735 --> 00:28:19,112
‫می‌دونیم فینچ اون شب
‫دوربینشو خونه گذاشته بود.

608
00:28:19,237 --> 00:28:23,408
‫حدس من اینه که یکی از اون
‫اختلاف‌نظرای کوچیکتون بالا گرفت.

609
00:28:23,533 --> 00:28:26,995
‫به فینچ گفتید بیاد دریاچه
‫و بهش شلیک کردید.

610
00:28:27,579 --> 00:28:29,206
‫کار قشنگیه.

611
00:28:29,331 --> 00:28:31,083
‫یکی از بهترین جعلیاتیه
‫که تا حالا دیدم.

612
00:28:31,249 --> 00:28:33,210
‫فکر می‌کنی این جعلیه؟

613
00:28:33,335 --> 00:28:35,670
‫عکس نه، جسد.

614
00:28:35,837 --> 00:28:39,091
‫- یعنی چی جسد جعلیه؟
‫- یعنی فینچ نمرده.

615
00:28:39,257 --> 00:28:40,258
‫ربوده شده.

616
00:28:41,134 --> 00:28:43,303
‫چیزی که تو سردخونه دارید
‫یه کپیه،

617
00:28:43,470 --> 00:28:45,972
‫فقط گوشتی به شکل آدم.

618
00:28:46,097 --> 00:28:48,683
‫با چندتا سلول ازش می‌تونستن
‫کلونش کنن.

619
00:28:48,809 --> 00:28:51,144
‫باشه، باشه، باشه. «اونا» کی هستن؟

620
00:28:51,269 --> 00:28:53,271
‫مامورای فدرال.

621
00:28:53,396 --> 00:28:56,233
‫شما دوتا با اصطلاح یو‌اِی‌پی آشنایید؟

622
00:28:56,358 --> 00:29:01,238
‫آره، این اسمیه که معتقدین به آدم‌فضایی‌ها
‫این روزا به بشقاب‌پرنده می‌دن...

623
00:29:01,363 --> 00:29:03,740
‫«پدیده‌ی هوایی ناشناخته.»

624
00:29:03,907 --> 00:29:06,701
‫پدیده‌ی ناهنجار ناشناخته.

625
00:29:06,868 --> 00:29:10,121
‫ببینید، اون شب فینچ دید
‫یکی‌شون تو دریاچه سقوط کرد.

626
00:29:10,288 --> 00:29:12,582
‫برای همین فردای اون روز
‫اینقدر تلفنی حرف زدیم.

627
00:29:12,707 --> 00:29:16,378
‫می‌خواست برگرده، با سونار
‫یو‌اِی‌پی رو پیدا کنه و بکشه بیرون.

628
00:29:16,962 --> 00:29:18,880
‫می‌خواست من هم باشم
‫که با هم بررسیش کنیم.

629
00:29:19,005 --> 00:29:20,048
‫من دیر کردم.

630
00:29:20,507 --> 00:29:22,217
‫تا آخر عمرم باید با این زندگی کنم،

631
00:29:22,342 --> 00:29:25,846
‫چون تا برگشتم، یو‌اِی‌پی
‫خودشو تعمیر کرده بود.

632
00:29:25,971 --> 00:29:31,309
‫دوباره تو هوا بود و داشت
‫فینچ رو تو یه پرتو نور بالا می‌کشید.

633
00:29:34,813 --> 00:29:36,356
‫من جا موندم.

634
00:29:36,523 --> 00:29:40,944
‫و برای همین رفتی بیلج‌واتر
‫که... غم و غصه‌ت رو از یاد ببری؟

635
00:29:41,111 --> 00:29:42,737
‫می‌دونستم طولی نمی‌کشه

636
00:29:42,904 --> 00:29:45,156
‫که بچه‌های رایت‌پترسون بیان سراغم،
‫[پایگاه هوایی نظامی]

637
00:29:45,323 --> 00:29:48,368
‫برای همین گوشیمو له کردم
‫و رفتم پیش مامانم.

638
00:29:48,535 --> 00:29:50,745
‫ببینید، لازم نیست باور کنید.

639
00:29:50,912 --> 00:29:54,499
‫ولی اگه عاقل باشید،
‫عکسایی که گرفتم رو باور می‌کنید.

640
00:29:55,125 --> 00:29:57,335
‫یه کامپیوتر بیارید.
‫بذارید برم تو کلاودم.

641
00:29:57,502 --> 00:29:58,920
‫نشونتون می‌دم.

642
00:29:59,754 --> 00:30:03,925
‫همون‌طور که گفتم، فینچ نمرده،
‫فقط ربوده شده.

643
00:30:10,974 --> 00:30:13,226
‫- معلومه که مرل کروز...
‫- دیوونه‌ست.

644
00:30:13,351 --> 00:30:17,731
‫اینم معلومه که برای یه موجود فضایی دستور
‫بازداشت صادر نمی‌کنم. ولی با این حال...

645
00:30:17,814 --> 00:30:21,109
‫یه چیزی باید جسدشو از اون
‫شاخه‌ی بالایی برداشته باشه.

646
00:30:21,234 --> 00:30:22,652
‫و اگه این عکس واقعی باشه...

647
00:30:22,819 --> 00:30:24,613
‫و متادیتاش می‌گه اصله.

648
00:30:24,779 --> 00:30:27,198
‫پس یه چیزی بلندش کرده
‫و برده، ولی...

649
00:30:27,324 --> 00:30:29,492
‫- ولی چی؟
‫- سنجاقک جهش‌یافته.

650
00:30:29,617 --> 00:30:31,661
‫اورانیوم خورده یا یه همچین چیزی.

651
00:30:31,828 --> 00:30:35,415
‫الان ۶ متر ارتفاعشه، یه چیزی مثل
‫اسپایدرمن معکوس.

652
00:30:35,540 --> 00:30:37,042
‫- چی؟
‫- باشه، خیلی خب.

653
00:30:37,208 --> 00:30:39,961
‫تو یه چیز بهتر بگو
‫که اونقدر بزرگ باشه که آدم بلند کنه

654
00:30:40,086 --> 00:30:42,380
‫و رو دریاچه پرواز کنه.

655
00:30:44,632 --> 00:30:46,426
‫نمی‌دونم می‌تونه آدم بلند کنه یا نه،

656
00:30:46,551 --> 00:30:49,471
‫ولی قطعاً می‌دونم چی رو دریاچه پرواز می‌کنه.

657
00:30:59,898 --> 00:31:02,692
‫باید باهام بیاید
‫و به چندتا سؤال جواب بدید.

658
00:31:04,819 --> 00:31:08,031
‫باید بگم، اگه دنبال کمک
‫فنی هستید،

659
00:31:08,156 --> 00:31:09,699
‫باید شریکم اینجا باشه.

660
00:31:09,866 --> 00:31:12,535
‫والت واقعاً مغز این مجموعه‌ست.

661
00:31:12,702 --> 00:31:15,413
‫خب فقط بگید شما دوتا
‫چطور شریک شدید؟

662
00:31:15,538 --> 00:31:17,248
‫تو آرگوس باهم آشنا شدیم.

663
00:31:17,373 --> 00:31:18,917
‫اون پیمانکار بزرگ دفاعی.

664
00:31:19,042 --> 00:31:21,544
‫ریز بخش تجاری
‫بود. من مهندس بودم.

665
00:31:21,711 --> 00:31:26,049
‫یه فرصت دیدیم و رفتیم و دو سال
‫پیش درون نوا رو راه انداختیم.

666
00:31:26,174 --> 00:31:29,135
‫و الان دوربین‌ها رو
‫رو مسابقات ماهیگیری پرواز می‌دید؟

667
00:31:29,302 --> 00:31:32,305
‫امنیت رویدادها
‫کسب‌وکار اصلی ماست.

668
00:31:32,430 --> 00:31:35,225
‫نظارت بر جمعیت،
‫از این قبیل کارا.

669
00:31:35,350 --> 00:31:38,144
‫وب‌سایتتون به نظر من
‫یه‌خورده بلندپروازانه‌تره.

670
00:31:38,269 --> 00:31:40,730
‫نوشته دارید روی یه پلتفرم
‫خودران نسل بعدی

671
00:31:40,855 --> 00:31:42,357
‫برای حمل بار سنگین کار می‌کنید.

672
00:31:42,482 --> 00:31:44,901
‫درسته. یه پهپاد به اندازه‌ای
‫که بتونه آدم رو جابه‌جا کنه.

673
00:31:45,026 --> 00:31:46,653
‫کجا جابه‌جا کنه؟

674
00:31:46,778 --> 00:31:49,948
‫از میدون جنگ، از منطقه‌ی سیل‌زده،
‫از آتیش‌سوزی جنگل.

675
00:31:50,573 --> 00:31:51,950
‫پس نمونه‌ی اولیه دارید؟

676
00:31:52,117 --> 00:31:54,452
‫نمی‌تونم درباره‌ی فناوری ثبت‌شده‌ای
‫که در دست توسعه داریم حرف بزنم.

677
00:31:54,577 --> 00:31:56,162
‫تا خرخره قرارداد محرمانگی داریم.

678
00:31:56,287 --> 00:31:58,998
‫فینچ پالمر به دوستش گفته دیده
‫یه یو‌اِی‌پی تو دریاچه سقوط کرده

679
00:31:59,165 --> 00:32:00,750
‫همون جایی که شما کار می‌کردید.

680
00:32:01,501 --> 00:32:03,753
‫فینچ پالمر به
‫آدم‌فضایی‌ها اعتقاد داشت؟

681
00:32:03,920 --> 00:32:06,089
‫فکر می‌کنیم
‫چیزی که دیده رو اشتباه فهمیده.

682
00:32:06,214 --> 00:32:09,092
‫اون وسیله‌ای که اون شب سقوط کرد
‫از فضا نیومده بود.

683
00:32:09,217 --> 00:32:10,343
‫از آزمایشگاه شما بود.

684
00:32:11,177 --> 00:32:14,264
‫وقتی پلیس ته دریاچه رو گشت،
‫این یارو رو پیدا کرد.

685
00:32:14,389 --> 00:32:16,933
‫فکر کردم، «نکنه این همونی بود
‫که آدم‌جابه‌جاکن شما

686
00:32:17,058 --> 00:32:19,435
‫اون شب که سقوط کرد
‫داشت می‌برد؟»

687
00:32:19,978 --> 00:32:22,897
‫فینچ شب بعد برگشت دریاچه
‫تا یو‌اِی‌پی رو بیرون بکشه.

688
00:32:23,773 --> 00:32:26,526
‫به ذهنمون رسید شاید شما
‫پهپادهای نظارتی گشت‌زنی داشتید.

689
00:32:26,651 --> 00:32:28,069
‫- عقب بایست!
‫- دیدیدش که دنبالش می‌گرده.

690
00:32:32,240 --> 00:32:35,410
‫یکی به فینچ رسید
‫و دوتا گلوله بهش زد.

691
00:32:36,035 --> 00:32:37,787
‫چرا باید سر یه پهپاد
‫سقوط‌کرده آدم بکشیم؟

692
00:32:37,954 --> 00:32:40,582
‫می‌دونید چندتا نمونه‌ی اولیه
‫تو تحقیق و توسعه سقوط می‌کنن؟

693
00:32:40,707 --> 00:32:42,250
‫احتمالاً خیلی.

694
00:32:42,417 --> 00:32:44,210
‫ولی چندتاشون رو
‫شخص ثالث پیدا می‌کنه؟

695
00:32:44,335 --> 00:32:47,881
‫و مهم‌تر، چندتاشون با
‫فناوری دزدی ساخته شدن؟

696
00:32:48,006 --> 00:32:52,051
‫اسناد دادگاه نشون می‌ده
‫رفتنتون از آرگوس به دعوای حقوقی کشید.

697
00:32:52,218 --> 00:32:53,970
‫حسابی ازتون شکایت کردن.

698
00:32:54,512 --> 00:32:57,140
‫گفتن پهپادهای شما
‫کپی فناوری اوناست.

699
00:32:58,016 --> 00:33:00,518
‫مجبور شدن شکایتو پس بگیرن.
‫هیچ‌چیزشو نتونستن ثابت کنن.

700
00:33:00,643 --> 00:33:03,187
‫چون دستشون به هیچ‌کدوم
‫از پهپادهای شما نرسید.

701
00:33:03,313 --> 00:33:04,564
‫ولی دست فینچ پالمر رسید، نه؟

702
00:33:05,148 --> 00:33:07,483
‫اون شب وقتی تو دریاچه
‫بهش رسیدید چی شد؟

703
00:33:07,650 --> 00:33:08,985
‫گفتید می‌خواید پسش بگیرید.

704
00:33:09,110 --> 00:33:11,070
‫گفت: «نه، می‌خوام یو‌اِی‌پی
‫خودمو به دنیا نشون بدم.»

705
00:33:11,237 --> 00:33:14,699
‫می‌دونستید یکی می‌فهمه
‫که فناوریتون مال خودتون نیست،

706
00:33:14,824 --> 00:33:15,950
‫برای همین کشتیدش.

707
00:33:16,075 --> 00:33:17,535
‫ولی بعدش جسدش رو دستتون مونده بود.

708
00:33:17,660 --> 00:33:21,039
‫ایده‌ی تو بود که با یه نمونه‌ی
‫اولیه‌ی دیگه ناپدیدش کنین؟

709
00:33:21,205 --> 00:33:25,668
‫این رو دوست فینچ گرفته، ولی
‫عکس برخورد با آدم‌فضایی نیست.

710
00:33:25,835 --> 00:33:28,880
‫شمایید که فینچ رو دارید
‫تا اقیانوس اطلس می‌برید.

711
00:33:35,261 --> 00:33:38,431
‫آره، اینو هم درست انجام ندادید.
‫سر همون درخت ولش کردید.

712
00:33:39,057 --> 00:33:41,726
‫شماها اینجا کار زیادی دارین.

713
00:33:43,978 --> 00:33:46,397
‫در واقع فکر کنم این شمایید
‫که کار دارید.

714
00:33:46,522 --> 00:33:49,317
‫فرضیه‌‌ی جالبیه،
‫ولی فقط همینو دارید.

715
00:33:50,068 --> 00:33:51,486
‫یه فرضیه‌.

716
00:33:51,653 --> 00:33:53,488
‫اگه فکر می‌کنید درون نوا مدرکی...

717
00:33:53,613 --> 00:33:54,947
‫در تأیید این ادعاها داره،

718
00:33:56,074 --> 00:33:57,867
‫می‌تونین حکم بازرسی بگیرید.

719
00:34:00,453 --> 00:34:02,413
‫پس تفرقه انداختن هم جواب نداد.

720
00:34:02,538 --> 00:34:04,165
‫آره، باید بریم تو انبارشون.

721
00:34:04,290 --> 00:34:06,709
‫باید پهپادی که برای جابه‌جایی
‫جسد فینچ استفاده کردن گیر بیاریم.

722
00:34:06,876 --> 00:34:08,378
‫- فکر نمی‌کنی گم و گورش کردن؟
‫- نه، نه، نه.

723
00:34:08,503 --> 00:34:10,421
‫نه اگه آخرین نمونه‌ی
‫کارآمدشون باشه.

724
00:34:10,546 --> 00:34:12,256
‫برای میلیونر شدن بهش احتیاج دارن.

725
00:34:12,382 --> 00:34:14,300
‫فکر می‌کنی ممکنه
‫ردی ازش مونده باشه.

726
00:34:14,425 --> 00:34:16,719
‫یه قطره خون فینچ، یه تار موش.

727
00:34:16,844 --> 00:34:19,097
‫متأسفانه حتی اگه حق با تو باشه،
‫هیچ قاضی با این مدارک

728
00:34:19,263 --> 00:34:20,223
‫حکم بازرسی نمی‌ده.

729
00:34:20,348 --> 00:34:22,183
‫- آره.
‫- باید بریم خونه.

730
00:34:22,308 --> 00:34:24,602
‫اگه به مهمونی تو دیر برسیم، کاترین
‫جسدمونو می‌ذاره بالای یه درخت.

731
00:34:24,727 --> 00:34:25,770
‫آره، درسته.

732
00:34:26,604 --> 00:34:28,856
‫[پایان یک اشتباه]

733
00:34:28,898 --> 00:34:30,691
‫می‌دونم خیلی از خانما ماهیگیری می‌کنن.

734
00:34:40,410 --> 00:34:41,661
‫نظرت چیه؟

735
00:34:41,786 --> 00:34:43,830
‫نظرم اینه که از بین همه‌ی
‫مهمونی‌هایی که تا حالا

736
00:34:43,996 --> 00:34:47,041
‫برای جشن پایان آزادی
‫مشروط یه نفر گرفته شده،

737
00:34:47,166 --> 00:34:49,127
‫این قطعاً یکی از اونهاست.

738
00:34:49,252 --> 00:34:52,255
‫باید بگم، یه هفته پیش اگه
‫ازم می‌پرسیدی کدوم آدم

739
00:34:52,380 --> 00:34:55,591
‫قطعاً امشب اینجا نیست،
‫می‌گفتم پدرت.

740
00:34:55,716 --> 00:34:57,343
‫منم همین‌طور.

741
00:34:57,468 --> 00:34:59,053
‫با این حال، فکر نمی‌کنم
‫دعوتش می‌کردی

742
00:34:59,178 --> 00:35:01,180
‫اگه رابطه‌تون یه‌کم بهتر نشده بود.

743
00:35:01,305 --> 00:35:04,600
‫آره،  به نظر می‌رسه واقعاً
‫می‌خواد گذشته رو جبران کنه.

744
00:35:05,226 --> 00:35:07,019
‫وقتی پای پدر خوب بودن وسطه،

745
00:35:07,186 --> 00:35:09,397
‫اون همیشه لوسی با توپ فوتباله،

746
00:35:09,438 --> 00:35:10,857
‫و من چارلی براون‌ هستم.

747
00:35:11,023 --> 00:35:14,277
‫اگه به رجی دکر فرصت بدی
‫ناامیدت کنه، می‌کنه.

748
00:35:15,361 --> 00:35:18,030
‫می‌دونم نمی‌خواستی
‫این مهمونی رو بگیرم.

749
00:35:18,197 --> 00:35:20,116
‫ولی فکر می‌کنم کوتاهی کردم اگه
‫یادآوری نکنم

750
00:35:20,241 --> 00:35:23,119
‫که هدفش جشن گرفتن
‫فرصت‌های دوباره‌ست.

751
00:35:24,036 --> 00:35:25,621
‫تو یه فرصت دوباره گرفتی.

752
00:35:26,205 --> 00:35:27,748
‫شاید وقتشه اونم یکی بگیره.

753
00:35:30,126 --> 00:35:32,336
‫درسته.

754
00:35:34,213 --> 00:35:36,674
‫قهرمان امشب.

755
00:35:37,508 --> 00:35:41,929
‫- خوش می‌گذره، پسر؟
‫- آره، معلومه.

756
00:35:42,054 --> 00:35:43,639
‫- هوم.
‫- هوم؟

757
00:35:43,764 --> 00:35:44,724
‫«هوم» یعنی چی؟

758
00:35:44,849 --> 00:35:46,392
‫اون لبخند.

759
00:35:46,517 --> 00:35:47,935
‫لبخند تصنعیته،

760
00:35:48,060 --> 00:35:51,314
‫همونی که وقتی وانمود می‌کنی
‫خوبی می‌زنی.

761
00:35:51,439 --> 00:35:55,151
‫یادمه سال ۸۶ هم وقتی موش
‫صحراییت مرد همین‌جوری لبخند زدی.

762
00:35:55,276 --> 00:35:57,236
‫مکسول.

763
00:35:57,862 --> 00:35:59,238
‫نه، این...

764
00:35:59,405 --> 00:36:00,573
‫برای این پرونده‌ست.

765
00:36:00,698 --> 00:36:02,658
‫مرل کروز، فینچ پالمر رو نکشته،

766
00:36:02,783 --> 00:36:06,287
‫برای همین من و مل امروز رفتیم
‫سراغ اونایی که فکر می‌کنیم کشتنش.

767
00:36:06,454 --> 00:36:07,580
‫به جایی نرسیدیم.

768
00:36:07,705 --> 00:36:09,874
‫خب بیا حرف بزنیم.
‫شاید بتونم کمک کنم.

769
00:36:16,005 --> 00:36:17,590
‫این لعنتی
‫اصلاً تو هوا ثابت نمی‌مونه.

770
00:36:17,715 --> 00:36:19,675
‫این سومین ساخته،
‫سه بار زمین خورده.

771
00:36:21,302 --> 00:36:23,638
‫شاید مشکل از فناوری آرگوسه.
‫شاید باید بذاریمش کنار.

772
00:36:23,763 --> 00:36:26,349
‫نه، فناوری آرگوس تنها چیزیه
‫که این رو از زمین بلند می‌کنه.

773
00:36:40,446 --> 00:36:42,907
‫آقایون. اسمم رجیه.

774
00:36:43,074 --> 00:36:45,493
‫تازه به گوشم رسید که شما دوتا

775
00:36:45,660 --> 00:36:48,621
‫مظنون یه تحقیقات بزرگ قتل هستید.

776
00:36:49,413 --> 00:36:50,831
‫خب، خبر خوب.

777
00:36:50,956 --> 00:36:52,291
‫در ازای یه مبلغی،

778
00:36:53,167 --> 00:36:55,044
‫می‌دونم چطور ازش درتون بیارم.

779
00:36:57,713 --> 00:36:59,632
‫خب، قضیه اینه.

780
00:36:59,757 --> 00:37:02,301
‫یکی از آشناهام
‫گاهی برای پلیس کار می‌کنه.

781
00:37:02,885 --> 00:37:06,722
‫بهم گفت می‌دونن شما اون یارو
‫کنار دریاچه رو کشتید.

782
00:37:06,847 --> 00:37:09,058
‫ما هیچ‌کسو نکشتیم.

783
00:37:09,183 --> 00:37:11,936
‫شما دوتا، هیچ‌وقت پوکر بازی نکنید.

784
00:37:12,603 --> 00:37:14,355
‫پلیس اینم می‌دونه

785
00:37:14,522 --> 00:37:16,440
‫که از یکی از پهپادهاتون

786
00:37:16,482 --> 00:37:17,858
‫برای جابه‌جایی جسد استفاده کردید.

787
00:37:18,734 --> 00:37:20,528
‫بله، ممنون. پلیس
‫این چیزارو بهمون گفته.

788
00:37:20,695 --> 00:37:23,239
‫آره؟ اینم گفتن که فکر می‌کنن
‫هنوز اون پهپاد

789
00:37:23,280 --> 00:37:24,698
‫دست خودتونه؟

790
00:37:25,157 --> 00:37:27,243
‫ها؟

791
00:37:27,368 --> 00:37:31,872
‫ببینید، هر کی سریال ان‌سی‌آی‌اس
‫یا چیزی مثل اونو دیده باشه

792
00:37:32,998 --> 00:37:37,753
‫می‌گه «بچه‌ها، خیلی احمقانه‌ست اگه
‫فکر کنید روش دی‌ان‌ای مونده.»

793
00:37:38,462 --> 00:37:40,506
‫ولی من، من کارآفرینم.

794
00:37:40,631 --> 00:37:43,551
‫می‌فهمم که نمی‌تونید رویاتونو

795
00:37:43,592 --> 00:37:44,927
‫بندازید تو آشغال‌دونی،

796
00:37:45,052 --> 00:37:46,971
‫برای همین اینو آوردم.

797
00:37:49,974 --> 00:37:52,643
‫حلال معجزه‌گر. خودم اختراعش کردم.

798
00:37:52,768 --> 00:37:56,355
‫پهپادتونو با یه کم از این تمیز کنید...

799
00:37:56,522 --> 00:37:57,940
‫دیگه خلاص می‌شین.

800
00:37:59,900 --> 00:38:01,861
‫قراره بابتش پول بدیم؟

801
00:38:01,986 --> 00:38:06,198
‫نه. نه، اون مبلغی که گفتم بابت
‫قربانی‌ایه که واستون پیدا کردم.

802
00:38:08,576 --> 00:38:11,412
‫پلیس یه مظنون دیگه داشت

803
00:38:11,579 --> 00:38:13,247
‫قبل از اینکه رو شما دوتا تمرکز کنه.

804
00:38:13,372 --> 00:38:15,124
‫یه آدم عجیب‌غریب.

805
00:38:15,249 --> 00:38:18,002
‫می‌خواست بهشون بگه
‫آدم‌فضایی‌ها پشت ماجرا بودن.

806
00:38:18,127 --> 00:38:22,631
‫و باز هم پلیس شما رو
‫یه کم بیشتر از اون دوست داره.

807
00:38:22,798 --> 00:38:26,302
‫ولی اگه تو ملکش چیزی پیدا کنن
‫که اونو به جرم

808
00:38:26,343 --> 00:38:27,511
‫وصل کنه...

809
00:38:27,636 --> 00:38:29,930
‫مثلاً اسلحه‌ی قتل،

810
00:38:30,055 --> 00:38:32,766
‫شاید دوباره
‫ازش خوششون بیاد.

811
00:38:33,434 --> 00:38:34,685
‫کیه؟

812
00:38:34,810 --> 00:38:36,478
‫اگه بگم، دیگه اهرمی نمی‌ذارم

813
00:38:36,604 --> 00:38:39,273
‫که الان پنج درصد
‫از شرکتتونو بخوام، درسته؟

814
00:38:39,398 --> 00:38:41,275
‫- پنج درصد؟
‫- ساکت شو. ساکت شو.

815
00:38:42,359 --> 00:38:44,403
‫من یه چیز خوب رو
‫وقتی می‌بینم می‌شناسم، پسرا،

816
00:38:44,528 --> 00:38:47,531
‫و این طرح پهپاد غول‌پیکر که دارید،

817
00:38:47,656 --> 00:38:49,033
‫واقعاً چیز خوبیه.

818
00:38:49,200 --> 00:38:50,618
‫منم می‌خوام باشم.

819
00:38:52,745 --> 00:38:55,706
‫دوستم دیکی دوپری،
‫قراره تا ۲۰ دقیقه دیگه

820
00:38:55,748 --> 00:38:56,707
‫بهش زنگ بزنم.

821
00:38:57,291 --> 00:38:59,710
‫اگه نزنم، می‌ره پیش پلیس.

822
00:39:06,842 --> 00:39:08,302
‫- دو درصد.
‫- سه.

823
00:39:09,053 --> 00:39:10,721
‫پایین‌تر از این نمیام.

824
00:39:22,441 --> 00:39:23,851
‫عجب.

825
00:39:23,901 --> 00:39:26,145
‫انتظار داشتم بگی زیر یه دریچه‌ی فاضلاب

826
00:39:26,195 --> 00:39:26,896
‫توی یه جای انداختیش.

827
00:39:26,946 --> 00:39:29,657
‫واقعاً نگهش داشتی؟

828
00:39:29,782 --> 00:39:31,492
‫خیلی شانس آوردی که من اینجام.

829
00:39:33,953 --> 00:39:37,289
‫وکیلمو می‌فرستم درباره‌ی
‫اون سه درصد باهاتون تماس بگیره.

830
00:39:42,378 --> 00:39:43,462
‫جالبه...

831
00:39:44,463 --> 00:39:45,798
‫وقتی پسرم این نقشه رو کشید،

832
00:39:45,923 --> 00:39:47,591
‫فکر نمی‌کردم از پسش بربیام،

833
00:39:47,716 --> 00:39:49,009
‫که عجیبه چون معمولاً

834
00:39:49,134 --> 00:39:51,178
‫فکر می‌کنم از پس هر کاری برمیام.

835
00:39:51,679 --> 00:39:54,056
‫ولی حس خوبیه که بدونم اون باور داشت

836
00:39:54,098 --> 00:39:54,890
‫از پسش برمیام.

837
00:39:55,015 --> 00:39:56,976
‫وایسا. وایسا، چی...

838
00:39:58,102 --> 00:40:00,604
‫چی داری می‌گی؟ کدوم نقشه؟

839
00:40:00,729 --> 00:40:03,065
‫همونی که توش من میکروفن می‌بندم،
‫میام اینجا

840
00:40:03,190 --> 00:40:05,526
‫و می‌بینم می‌تونم وادارت کنم
‫بگی اسلحه‌ت کجاست.

841
00:40:06,235 --> 00:40:09,655
‫به هر حال، بهتره حالا برای
‫آقایون پلیس بشینین رو زمین.

842
00:40:31,343 --> 00:40:32,344
‫چیه؟

843
00:40:32,469 --> 00:40:33,721
‫نه، کار قشنگی بود.

844
00:40:33,846 --> 00:40:35,514
‫حتی تخته‌شاسی هم لازم نشد.

845
00:40:41,520 --> 00:40:42,813
‫این چیزه واقعاً جواب می‌ده؟

846
00:40:42,938 --> 00:40:44,398
‫باید یه جوری ازش خلاص شد.

847
00:40:44,523 --> 00:40:45,983
‫- خوبه؟
‫- آره.

848
00:40:49,653 --> 00:40:52,489
‫اوه. خوب انداختی.

849
00:40:54,950 --> 00:40:57,578
‫خب، بعد از این برنامه‌ت چیه؟

850
00:40:58,454 --> 00:41:00,539
‫چند روز پیش یه دوست قدیمی بهم زنگ زد،

851
00:41:00,706 --> 00:41:05,544
‫یه ایده‌ی هیجان‌انگیز داشت برای یه
‫کسب‌وکار جدید تو حوزه‌ی بهداشت سرویس.

852
00:41:05,711 --> 00:41:07,254
‫فرچه دستشویی خودتمیزشو.

853
00:41:08,547 --> 00:41:09,965
‫چیه؟ فرصت حسابیه.

854
00:41:10,132 --> 00:41:11,341
‫نه، مطمئنم هست.

855
00:41:12,176 --> 00:41:14,178
‫البته برای کس دیگه.

856
00:41:14,678 --> 00:41:17,097
‫- هوم؟
‫- من؟ یه کم استراحت می‌کنم.

857
00:41:17,973 --> 00:41:19,141
‫دوباره ارزیابی می‌کنم.

858
00:41:19,766 --> 00:41:23,729
‫مطمئن می‌شم تو مسیر درستم که چیزایی
‫رو که واقعاً تو زندگی می‌خوام به دست بیارم.

859
00:41:24,396 --> 00:41:25,397
‫مثلاً؟

860
00:41:25,564 --> 00:41:27,733
‫- چی، امروز؟
‫- آره.

861
00:41:27,858 --> 00:41:29,985
‫بزرگ‌ترین ماهی‌ای که
‫این دریاچه مونده.

862
00:41:30,152 --> 00:41:32,529
‫- آره، این اتفاق نمی‌افته.
‫- چرا؟

863
00:41:32,654 --> 00:41:34,398
‫چون من بزرگ‌ترین ماهی‌ای رو
‫می‌گیرم که

864
00:41:34,448 --> 00:41:35,240
توی ‫این دریاچه مونده.

865
00:41:35,407 --> 00:41:38,160
‫- واقعا؟ خب، یه چیزی نشونم بده.
‫- خواهیم دید.

866
00:41:40,160 --> 00:41:50,160
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M