1
00:00:00,041 --> 00:00:02,035
‫تو ارتش بزرگ شدم،
‫تو ارتشم کار کردم.

2
00:00:02,085 --> 00:00:03,787
‫همیشه بهم می‌گفتن کجا برم، کی اونجا باشم.

3
00:00:03,837 --> 00:00:05,413
‫دلم می‌خواست کشورمو
‫اون‌جوری که خودم می‌خوام ببینم.

4
00:00:05,463 --> 00:00:08,416
‫متل، پول نقد، اسم مستعار، سفر سبک.

5
00:00:08,466 --> 00:00:11,169
‫بیشتر با اتوبوس می‌رم یا
‫جاده‌پیمایی می‌کنم. عادت می‌کنی بهش.

6
00:00:11,219 --> 00:00:14,047
‫فرماندهی تو واحد ۱۱۰ محققین ویژه

7
00:00:14,097 --> 00:00:15,465
‫پلیس ارتش.

8
00:00:15,515 --> 00:00:17,384
‫فقط برای این نیست
‫که می‌خوای اوضاع رو روبه‌راه کنی.

9
00:00:17,434 --> 00:00:18,968
‫برای اینم نیست
‫که عاشق آدمای بدبختی.

10
00:00:19,018 --> 00:00:20,345
‫برای اینه که از آدمای گردن‌کلفت متنفری.

11
00:00:20,395 --> 00:00:22,472
‫از این حروم‌لقمه‌های ازخودمچکر متنفری

12
00:00:22,522 --> 00:00:24,265
‫که فکر می‌کنن همین‌طوری می‌تونن
‫قسر دربرن.

13
00:00:24,315 --> 00:00:25,900
‫تازه اینو فهمیدی؟

14
00:00:36,995 --> 00:00:38,154
‫صد هزار سال پیش،

15
00:00:38,204 --> 00:00:39,989
‫یه سری آدما بودن که دور آتیش می‌موندن،

16
00:00:40,039 --> 00:00:41,583
‫یه سری هم بودن که سیر و سفر می‌کردن.

17
00:00:42,709 --> 00:00:45,920
‫مطمئنم که من نواده مستقیم
‫همون دسته سرگردانم.

18
00:00:46,504 --> 00:00:48,298
‫ذاتم همین‌جوریه.

19
00:00:52,218 --> 00:00:57,348
‫[این قسمت حاوی صحنه‌ای
‫مربوط به خودکشی می‌باشد]

20
00:00:58,348 --> 00:01:08,348
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

21
00:01:16,159 --> 00:01:21,581
‫[فیلادلفیا - ۲:۱۸ بامداد]

22
00:01:38,723 --> 00:01:40,350
‫با پنیر و پیاز.

23
00:01:50,109 --> 00:01:52,061
‫قطار مسافربری شمال در حال مسافرگیری.

24
00:01:52,111 --> 00:01:54,230
‫ادامه مسیر به سمت الس‌ورث-فدرال،

25
00:01:54,280 --> 00:01:57,158
‫اسپرینگ گاردن، سیتی هال و فراتر از آن.

26
00:03:26,998 --> 00:03:28,958
‫باید دستات رو ببینم.

27
00:03:33,045 --> 00:03:34,756
‫می‌تونم کنارت بشینم؟

28
00:03:35,840 --> 00:03:37,041
‫دست از سرم بردار.

29
00:03:37,091 --> 00:03:38,760
‫نمی‌تونم این کار رو بکنم.

30
00:03:41,429 --> 00:03:42,797
‫برو پی کارت.

31
00:03:42,847 --> 00:03:44,807
‫کلا چند نفر تو قطارن.

32
00:03:46,809 --> 00:03:49,479
‫اگه تا ساعت شلوغی صبر می‌کردی،
‫نقشه‌ت مؤثرتر می‌شد.

33
00:03:52,690 --> 00:03:55,485
‫فقط... یه دستت.

34
00:03:57,904 --> 00:03:59,071
‫فقط یه دستت رو بیار بیرون.

35
00:04:00,531 --> 00:04:01,816
‫نمی‌تونم.

36
00:04:01,866 --> 00:04:03,359
‫چرا، می‌تونی.

37
00:04:03,409 --> 00:04:05,611
‫چیزی که اون تو داری خیلی خطرناکه.

38
00:04:05,661 --> 00:04:07,830
‫هرچی کمتر باهاش تماس داشته باشی، بهتره.

39
00:04:08,956 --> 00:04:10,208
‫آروم باش.

40
00:04:11,459 --> 00:04:13,503
‫کاری نکن که نشه جبرانش کرد.

41
00:04:15,296 --> 00:04:16,798
‫یه دستت رو نشونم بده.

42
00:04:19,467 --> 00:04:20,510
‫خواهش می‌کنم.

43
00:04:31,103 --> 00:04:32,855
‫ممنونم.

44
00:04:37,068 --> 00:04:38,611
‫حالا...

45
00:04:40,488 --> 00:04:41,614
‫نشونم بده چی داری.

46
00:04:43,074 --> 00:04:44,192
‫باید ببینمش.

47
00:04:44,242 --> 00:04:45,493
‫خواهش می‌کنم.

48
00:04:47,453 --> 00:04:49,572
‫برو پی کارت.

49
00:04:49,622 --> 00:04:50,948
‫نمی‌تونم این کار رو بکنم.

50
00:04:50,998 --> 00:04:53,367
‫- چرا؟
‫- چون الان دیگه پام گیره.

51
00:04:53,417 --> 00:04:55,253
‫تو هرچی گیر کردی، منم الان توشم.

52
00:04:57,213 --> 00:04:58,289
‫فقط...

53
00:04:58,339 --> 00:05:00,841
‫درش بیار از تو کیف.

54
00:05:06,806 --> 00:05:08,641
‫این خیلی بهتر از بمبیه که فکر می‌کردم داری.

55
00:05:10,142 --> 00:05:11,886
‫تو مشکلی با من نداری.

56
00:05:11,936 --> 00:05:13,396
‫حتی منو نمی‌شناسی.

57
00:05:16,107 --> 00:05:18,351
‫تمومه.

58
00:05:18,401 --> 00:05:19,902
‫همه چی تموم شد.

59
00:05:20,528 --> 00:05:21,654
‫چی تموم شد؟

60
00:05:23,322 --> 00:05:24,448
‫فقط باهام حرف بزن.

61
00:05:27,535 --> 00:05:28,786
‫می‌تونم کمکت کنم.

62
00:05:30,538 --> 00:05:32,415
‫من پلیسم.

63
00:05:37,712 --> 00:05:39,130
‫تو پلیسی؟

64
00:05:43,301 --> 00:05:45,211
‫دیگه هیچ‌کس نمی‌تونه کمکم کنه.

65
00:05:45,261 --> 00:05:47,430
‫اوه، لعنتی!

66
00:06:02,486 --> 00:06:04,780
‫[بر اساس رمان «دوازده نشانه»
‫نوشته لی چایلد و شخصیت آن، جک ریچر]

67
00:06:27,803 --> 00:06:30,214
‫آقای ریچر، کارآگاه شان داکرتی.

68
00:06:30,264 --> 00:06:32,508
‫اینم همکارم کارآگاه تامارا گرینه.

69
00:06:32,558 --> 00:06:34,677
‫چند تا سوال ازت داریم.

70
00:06:34,727 --> 00:06:37,888
‫اگه صادق باشی و همکاری کنی
‫خیلی طول نمی‌کشه.

71
00:06:37,938 --> 00:06:39,315
‫خیلی راحته، نه؟

72
00:06:43,986 --> 00:06:46,313
‫نه؟ خب...

73
00:06:46,363 --> 00:06:47,815
‫خب، تو، خب،

74
00:06:47,865 --> 00:06:50,701
‫گواهینامه همراهت بود،
‫اما گواهینامه نداشتی.

75
00:06:53,662 --> 00:06:54,530
‫جوابی واسش نداری؟

76
00:06:54,580 --> 00:06:56,040
‫سوال نبود.

77
00:06:59,335 --> 00:07:00,336
‫فعلاً کجا زندگی می‌کنی؟

78
00:07:00,377 --> 00:07:01,912
‫آدرس این ساختمان چیه؟

79
00:07:01,962 --> 00:07:04,123
‫- چرا؟
‫- خب الان دارم اینجا زندگی می‌کنم.

80
00:07:04,173 --> 00:07:05,499
‫خونه‌ت کجاست، عوضی؟

81
00:07:05,549 --> 00:07:06,500
‫خونه ندارم.

82
00:07:06,550 --> 00:07:07,835
‫پس بی‌خانمانی.

83
00:07:07,885 --> 00:07:09,587
‫حالا فهمیدم چرا کارآگاه شدی.

84
00:07:09,637 --> 00:07:11,297
‫عوضی!

85
00:07:11,347 --> 00:07:13,966
‫فکر کردی تا حالا با آدمای زبون‌دراز
‫سر و کله نزدم؟

86
00:07:14,016 --> 00:07:16,969
‫باشه، باشه. بذار این‌جوری امتحان کنیم.

87
00:07:17,019 --> 00:07:18,763
‫قبل از مترو کجا بودی، ریچر؟

88
00:07:18,813 --> 00:07:20,181
‫کافه آپ‌تاون تو خیابون فرانکفورت.

89
00:07:20,231 --> 00:07:21,182
‫داشتم موزیک گوش می‌دادم.

90
00:07:21,232 --> 00:07:22,725
‫بعدش مستقیم رفتی مترو.

91
00:07:22,775 --> 00:07:24,727
‫نه. بعدش یه ساندویچ گوشت و پنیر گرفتم.

92
00:07:24,777 --> 00:07:26,187
‫ساعت ۲ شب ساندویچ گوشت و پنیر خوردی؟

93
00:07:26,237 --> 00:07:28,239
‫- اومدم فیلی.
‫- چرا؟

94
00:07:29,073 --> 00:07:30,107
‫چون خوشمزه‌ست.

95
00:07:30,157 --> 00:07:32,193
‫چرا... ای خدا.

96
00:07:32,243 --> 00:07:34,403
‫چرا اومدی فیلادلفیا؟ چون اصلا مثل...

97
00:07:34,453 --> 00:07:35,988
‫- اهالی اینجا حرف نمی‌زنی.
‫- تیم فیلیز یه جوون داره

98
00:07:36,038 --> 00:07:37,948
‫که سرعت پرتابش ۱۶۰ کیلومتره.

99
00:07:37,998 --> 00:07:39,992
‫می‌خواستم قبل اینکه کتفش داغون بشه
‫بازی‌شو ببینم.

100
00:07:40,042 --> 00:07:42,286
‫اوه، اما به جاش زدی
‫مغز یه زن رو ترکوندی.

101
00:07:42,336 --> 00:07:45,247
‫من نکشتمش. اصلا نمی‌شناسمش.

102
00:07:45,297 --> 00:07:47,416
‫تنها دلیلی که رفتم سمتش این بود
‫که چند تا از

103
00:07:47,466 --> 00:07:49,335
‫نشونه‌های رفتاری یه
‫بمب‌گذار انتحاری رو داشت.

104
00:07:49,385 --> 00:07:50,586
‫مثلاً چه نشونه‌هایی؟

105
00:07:50,636 --> 00:07:51,837
‫تو نمی‌دونیشون؟

106
00:07:51,887 --> 00:07:54,089
‫از ۱۱ سپتامبر به بعد،
‫همه پلیس‌های شهری تو آمریکا می‌دوننشون.

107
00:07:54,139 --> 00:07:56,675
‫تو از کجا می‌دونی؟
‫سوالای اطلاعات عمومی

108
00:07:56,725 --> 00:07:58,260
‫پشت قوطی کراتین بوده؟

109
00:07:58,310 --> 00:07:59,228
‫من پلیس ارتش بودم.

110
00:08:00,229 --> 00:08:02,014
‫و یه زن مضطرب رو دیدم، عرق‌کرده بود،

111
00:08:02,064 --> 00:08:04,266
‫بی‌قرار بود، زیر لب حرف می‌زد،
‫شاید دعا می‌کرد، خیره به جلو بود.

112
00:08:04,316 --> 00:08:06,477
‫تا مجبور نباشه آدمایی
‫رو که می‌خواد بکشه ببینه.

113
00:08:06,527 --> 00:08:08,020
‫نسبت به فصل پالتوی سنگینی پوشیده
‫بود تا مواد منفجره رو مخفی کنه.

114
00:08:08,070 --> 00:08:10,898
‫یه کیف بزرگ داشت.
‫تمام نشونه‌ها رو داشت.

115
00:08:10,948 --> 00:08:14,652
‫از جمله همونی که هیچ‌کس رو نمی‌کشه
‫جز خودش.

116
00:08:14,702 --> 00:08:16,028
‫می‌دونی من چی فکر می‌کنم؟

117
00:08:16,078 --> 00:08:17,288
‫چرت و پرت؟

118
00:08:18,831 --> 00:08:20,324
‫فکر می‌کنم تو هم دست داشتی توش.

119
00:08:20,374 --> 00:08:22,910
‫توی قطار شاهد بود. از اونا بپرس.

120
00:08:22,960 --> 00:08:24,870
‫- اونا دیدن چی شد.
‫- ما پرسیدیم. اونا ندیدن.

121
00:08:24,920 --> 00:08:26,747
‫بعضیاشون خواب بودن،
‫بقیه‌شونم حواسشون نبود.

122
00:08:26,797 --> 00:08:28,624
‫چهار تا شاهد بود و هیچ‌کس هیچی ندید؟

123
00:08:28,674 --> 00:08:30,668
‫- سه تا.
‫- چهار تا بودن.

124
00:08:30,718 --> 00:08:34,088
‫یه زن ریزنقش اسپانیایی‌تبار حدود ۴۰ ساله،
‫یه مرد سیاهپوست حدود ۳۰ ساله،

125
00:08:34,138 --> 00:08:35,881
‫هر دو خسته بودن، هر دو تازه
‫از شیفت شب برگشته بودن.

126
00:08:35,931 --> 00:08:37,383
‫یه مهاجر بالکانی، حدود ۲۵ ساله.

127
00:08:37,433 --> 00:08:39,176
‫تو از کجا فهمیدی
‫اون مهاجر بالکان بود؟

128
00:08:39,226 --> 00:08:41,345
‫رنگ و رو، قد و قامت.

129
00:08:41,395 --> 00:08:43,597
‫آدمای اون منطقه به‌طور میانگین قدبلندترن.

130
00:08:43,647 --> 00:08:46,475
‫داشت رو پیتزاش سس گوجه
‫می‌زد که ریشه تو آلبانی داره،

131
00:08:46,525 --> 00:08:49,645
‫و تی‌شرت ایالت کلرادو تنش
‫بود که با «اُ» غلط نوشته شده بود.

132
00:08:49,695 --> 00:08:52,439
‫لباسای ایراددار رو می‌دن
‫به خیریه‌ها، اونم هرچی

133
00:08:52,489 --> 00:08:54,858
‫صدقه‌ای اندازه‌ش بوده
‫پوشیده. پس، بالکانی بود.

134
00:08:54,908 --> 00:08:56,493
‫مهاجر.

135
00:08:57,119 --> 00:09:00,072
‫خب، شرلوک هلمز،
‫این شد سه تا. گفتی چهار تا.

136
00:09:00,122 --> 00:09:02,074
‫مرد سفیدپوست. حدود ۵۰ ساله.

137
00:09:02,124 --> 00:09:04,451
‫انتهای واگن. شلوار خاکی. تی‌شرت یقه دار.

138
00:09:04,501 --> 00:09:05,794
‫هیچ‌کس اون‌شکلی اونجا نبود.

139
00:09:06,420 --> 00:09:07,538
‫پس توی اون شلوغی جیم زده.

140
00:09:07,588 --> 00:09:10,457
‫اسلحه، جنازه، هزار تا دلیل برای فرار هست.

141
00:09:10,507 --> 00:09:12,251
‫شاید به زنش گفته رفته مأموریت کاری،

142
00:09:12,301 --> 00:09:14,420
‫اما داشته با قطار می‌رفته
‫زن دیگه‌ش رو ببینه.

143
00:09:14,470 --> 00:09:16,930
‫نمی‌دونم. کی اهمیت می‌ده؟ ولی اونجا بود.

144
00:09:17,598 --> 00:09:19,633
‫تو آنا مریک رو کشتی؟ اسلحه مال تو بود؟

145
00:09:19,683 --> 00:09:21,760
‫این بازی چیه، پلیس خوب، پلیس خنگ؟

146
00:09:21,810 --> 00:09:23,804
‫اون با یه مگنوم ۳۵۷. کشته شد.

147
00:09:23,854 --> 00:09:26,473
‫یه قطره خون هم روم نیست و
‫باید تا مچ دستم رد باروت باشه.

148
00:09:26,523 --> 00:09:28,392
‫اما وقتی رسیدم اینجا،
‫پشت سرم اومدی تو دستشویی

149
00:09:28,442 --> 00:09:29,977
‫و گذاشتی دستام رو بشورم.

150
00:09:30,027 --> 00:09:32,187
‫اگه فکر می‌کردی من به این زن
‫شلیک کردم این کار رو نمی‌کردی.

151
00:09:32,237 --> 00:09:34,073
‫انگشت‌نگاریم می‌کردی و حقوق
‫قانونیم رو بهم گوشزد می‌کردی.

152
00:09:36,200 --> 00:09:37,201
‫داری وقت می‌کشی.

153
00:09:45,125 --> 00:09:47,995
‫حق با توئه. ما نگهت داشتیم چون زنگ زدن

154
00:09:48,045 --> 00:09:49,797
‫یه سری آدمای دیگه می‌خوان
‫ازت چند تا سوال بپرسن.

155
00:09:49,922 --> 00:09:51,498
‫مامورای فدرال از واشنگتن.

156
00:09:51,548 --> 00:09:52,791
‫از کجا می‌دونی؟

157
00:09:52,841 --> 00:09:54,710
‫اگه اف‌بی‌آی بود،
‫تا الان داشتند ازم بازجویی می‌کردند

158
00:09:54,760 --> 00:09:56,428
‫چون همین پایین‌شهر دفتر نمایندگی دارند.

159
00:09:57,888 --> 00:09:59,131
‫حتماً از بچه‌های واشنگتن هستند.

160
00:09:59,181 --> 00:10:03,018
‫سیا، سازمان مبارزه با مواد مخدر، وزارت
‫دفاع، یا هر سازمان دیگه‌ای از این قبیل.

161
00:10:04,103 --> 00:10:06,305
‫معلوم شده مقتول انتحاری‌مون
‫برای دولت فدرال کار می‌کرده.

162
00:10:06,355 --> 00:10:09,058
‫یه جورایی، این موضوع
‫همه چی رو پیچیده‌تر می‌کنه،

163
00:10:09,108 --> 00:10:11,727
‫برای همین ازت با خوش‌رویی می‌خوام،
‫اگه می‌شه یه کم بیشتر بمونی

164
00:10:11,777 --> 00:10:14,029
‫تا اونا برسن
‫و تکلیف روشن بشه.

165
00:10:16,323 --> 00:10:17,983
‫می‌مونم چون
‫شاید فدرال‌ها یه چیزی بدونن

166
00:10:18,033 --> 00:10:19,693
‫در مورد اینکه چرا خودش رو کشت،
‫و منم می‌خوام بدونم.

167
00:10:19,743 --> 00:10:21,361
‫گفتی قربانی رو نمی‌شناختی.

168
00:10:21,411 --> 00:10:22,988
‫چرا برات مهمه؟

169
00:10:23,038 --> 00:10:26,742
‫چون درمانده بود
‫و به کمک نیاز داشت...

170
00:10:26,792 --> 00:10:27,918
‫و من کمکی بهش نکردم.

171
00:10:30,128 --> 00:10:32,790
‫خب. پس یه کم منتظر می‌مونیم.

172
00:10:32,840 --> 00:10:35,000
‫اما در مورد این حرفا، تو خودت پلیس بودی.

173
00:10:35,050 --> 00:10:36,376
‫می‌دونی که باید فضولی می‌کردیم،

174
00:10:36,426 --> 00:10:38,921
‫حتی با اینکه می‌دونیم
‫تو هیچ نقشی تو این اتفاق نداشتی.

175
00:10:38,971 --> 00:10:42,925
‫خب، آره، شاید مستقیماً نه، اما...

176
00:10:42,975 --> 00:10:45,385
‫اون خانوم هیچ کاری نمی‌کرد
‫تا اینکه تو رفتی سمتش،

177
00:10:45,435 --> 00:10:48,430
‫اون‌قدر به همش ریختی
‫که خودش رو بکشه.

178
00:10:48,480 --> 00:10:50,891
‫چند تا خودکشی تو وسایل نقلیه عمومی دیدم.

179
00:10:50,941 --> 00:10:52,559
‫آدما می‌پرن جلو قطار.

180
00:10:52,609 --> 00:10:55,187
‫هیچ‌کدومشون تو قطار
‫مخشون رو توی هوا نپاشوندن.

181
00:10:55,237 --> 00:10:58,982
‫گاهی اوقات آدمایی که
‫لبه پرتگاهن رو هل می‌دن.

182
00:10:59,032 --> 00:11:01,026
‫شاید تو هلش دادی.

183
00:11:01,076 --> 00:11:03,912
‫و تو همین‌جا می‌مونی
‫چون من دارم بهت می‌گم بمون.

184
00:11:04,955 --> 00:11:06,957
‫واقعاً فکر می‌کنی
‫می‌تونی منو مجبور به کاری کنی؟

185
00:11:21,054 --> 00:11:22,172
‫پیاز، فلفل دلمه‌ای،

186
00:11:22,222 --> 00:11:24,466
‫- پنیر اضافه.
‫- برای چی؟

187
00:11:24,516 --> 00:11:26,184
‫برای چیزبرگرم.

188
00:11:26,476 --> 00:11:27,769
‫طول می‌کشه تا برسن.

189
00:11:28,562 --> 00:11:30,597
‫نزدیک ساعت ۵ صبحه.

190
00:11:30,647 --> 00:11:31,648
‫اومدم فیلی.

191
00:11:40,449 --> 00:11:41,775
‫صبحانه بدی نیست.

192
00:11:41,825 --> 00:11:42,993
‫گفته بودم.

193
00:11:46,413 --> 00:11:47,573
‫این دیگه چیه.

194
00:11:47,623 --> 00:11:48,665
‫این گریتیه.

195
00:11:50,751 --> 00:11:51,877
‫عروسک شانس تیم فلایرز.

196
00:11:53,295 --> 00:11:55,080
‫- اهل هاکی نیستم.
‫- از دستت رفته.

197
00:11:55,130 --> 00:11:57,165
‫ترکیب کاملی از سرعت،
‫مهارت و قدرت بدنیه.

198
00:11:57,215 --> 00:11:59,501
‫دو نفر با هم مشکل دارن، می‌افتن به جون هم.

199
00:11:59,551 --> 00:12:01,003
‫بدون سیاست، بدون چرنديات.

200
00:12:01,053 --> 00:12:03,255
‫خب...

201
00:12:03,305 --> 00:12:04,514
‫یه کمم چرنديات داره.

202
00:12:07,017 --> 00:12:08,435
‫با گریتی من درست حرف بزن.

203
00:12:11,688 --> 00:12:12,973
‫خب، با کی درافتادی؟

204
00:12:13,023 --> 00:12:15,017
‫- منظورت چیه؟
‫- خب، تو باهوشی.

205
00:12:15,067 --> 00:12:16,727
‫واضحه که از همکارت باهوش‌تری،

206
00:12:16,777 --> 00:12:19,771
‫اما گیر شیفت شب افتادی،
‫مسئول خودکشی‌ها شدی.

207
00:12:19,821 --> 00:12:21,615
‫این کارا گزارش‌نویسیه، نه کار پلیسی.

208
00:12:23,033 --> 00:12:24,409
‫خب، روی کیو کم کردی؟

209
00:12:26,036 --> 00:12:27,662
‫سرت به کار خودت باشه.

210
00:12:34,169 --> 00:12:36,713
‫این جیکوب، برادر آناست.

211
00:12:37,047 --> 00:12:38,548
‫پلیس نیوجرسیه.

212
00:12:39,049 --> 00:12:41,051
‫جوری راه می‌ره که انگار هنوز تو شوکه.

213
00:12:41,802 --> 00:12:44,046
‫شونه‌ها افتاده و
‫رو به جلو خمیده، قوزکرده.

214
00:12:44,096 --> 00:12:46,139
‫غریزه بدوی برای محافظت از خودت.

215
00:12:47,391 --> 00:12:48,600
‫ولی فایده‌ای نداره.

216
00:12:53,939 --> 00:12:55,599
‫مامورای فدرال تا چند دقیقه دیگه می‌رسن.

217
00:12:55,649 --> 00:12:56,983
‫تمومش کن.

218
00:13:19,464 --> 00:13:22,125
‫خیلی نگران به نظر نمی‌رسی
‫که ما اینجاییم تا ازت سوال بپرسیم.

219
00:13:22,175 --> 00:13:24,419
‫قبلاً پلیس فیلیپین ازم بازجویی کرده.

220
00:13:24,469 --> 00:13:26,046
‫خوب از پسش براومدم.

221
00:13:26,096 --> 00:13:28,098
‫فکر کردم این بار بهتر عمل می‌کنم.

222
00:13:29,182 --> 00:13:30,600
‫خب شماها مال کدوم ارگانید؟

223
00:13:33,395 --> 00:13:34,688
‫اسمتون چیه؟

224
00:13:40,318 --> 00:13:41,686
‫باشه.

225
00:13:41,736 --> 00:13:43,780
‫بهتون می‌گم اسنپ، کرکل و پاپ.

226
00:13:44,489 --> 00:13:46,441
‫خب چی کشونده یه مشت
‫مامور تیم «ب» رو تا فیلی؟

227
00:13:46,491 --> 00:13:48,193
‫کی گفته ما تیم «ب» هستیم؟

228
00:13:48,243 --> 00:13:50,821
‫نصف‌شبی از خواب بیدارتون کردن
‫که نزدیک ۳ ساعت رانندگی کنین

229
00:13:50,871 --> 00:13:53,031
‫تا از کسی بازجویی کنین که خودتونم
‫می‌دونین تو تیراندازی نقشی نداشته،

230
00:13:53,081 --> 00:13:54,533
‫چون پلیسای شهر قبلاً همه‌چی رو بهتون گفتن.

231
00:13:54,583 --> 00:13:57,160
‫شما اینجایین تا رئیساتون بتونن
‫یه تیک کوچولو بزنن

232
00:13:57,210 --> 00:14:01,298
‫تو اون چک‌لیستشون که یعنی با آخرین نفری
‫که با «آنا مریک» حرف زده مصاحبه کردین.

233
00:14:01,840 --> 00:14:04,801
‫اگه عرضه‌اش رو داشتین که بگین نه،
‫الان زیر پتوتون خواب بودین.

234
00:14:06,428 --> 00:14:07,637
‫تیم «ب».

235
00:14:09,598 --> 00:14:11,057
‫شایدم «سی».

236
00:14:12,726 --> 00:14:14,636
‫خب، می‌خوام بدونم چرا دولت این‌قدر پیگیر...

237
00:14:14,686 --> 00:14:16,513
‫خودکشی یکی از کارمنداش شده.

238
00:14:16,563 --> 00:14:20,934
‫ببین، روال کار این‌طوریه
‫که تو جواب سؤالای ما رو می‌دی.

239
00:14:20,984 --> 00:14:22,602
‫چرا با آنا مریک حرف زدی؟

240
00:14:22,652 --> 00:14:24,195
‫فکر کردم می‌خواد قطار رو بفرسته رو هوا.

241
00:14:25,280 --> 00:14:27,732
‫شما نظامی بودین، آقای ریچر،
‫با کلی مدال افتخار،

242
00:14:27,782 --> 00:14:30,577
‫اما موقع رفتن روابطتون چندان جالب نبود.

243
00:14:31,578 --> 00:14:33,622
‫مشکلی با ارتش یا دولت دارین؟

244
00:14:34,289 --> 00:14:35,749
‫تا دلت بخواد.

245
00:14:36,041 --> 00:14:37,417
‫اون‌قدری هست که بخوای براش کاری بکنی؟

246
00:14:38,084 --> 00:14:40,170
‫- مثلاً چی؟
‫- خیانت.

247
00:14:41,630 --> 00:14:43,173
‫زیاد تو فاز من نیست.

248
00:14:46,343 --> 00:14:48,011
‫چیزی از آنا گرفتی؟

249
00:14:49,095 --> 00:14:50,338
‫گرفتن چی؟

250
00:14:50,388 --> 00:14:52,799
‫شاید چیزی بهت داده و
‫تو هم یه جا قایمش کردی،

251
00:14:52,849 --> 00:14:54,517
‫که بعداً برگردی برش داری.

252
00:14:55,185 --> 00:14:58,555
‫ببین، کرکل،
‫منو تو همون ایستگاه گشتن،

253
00:14:58,605 --> 00:15:00,557
‫و تا الانم دیگه باید کل مترو رو
‫زیر و رو کرده باشین.

254
00:15:00,607 --> 00:15:02,976
‫ایستگاه رو گشتین، زیر
‫صندلی‌ها رو نگاه کردین،

255
00:15:03,026 --> 00:15:04,644
‫و جز آدامس و آب دماغ چیزی پیدا نکردین.

256
00:15:04,694 --> 00:15:07,022
‫اگه تو قطار چیزی رو قایم کرده بودم،
‫تا الان پیداش کرده بودین.

257
00:15:07,072 --> 00:15:10,075
‫دولت این‌قدر نگرانه که اون
‫چی ممکنه به من داده باشه؟

258
00:15:12,452 --> 00:15:14,946
‫- دنبال چی می‌گردین؟
‫- یه بار دیگه می‌گم،

259
00:15:14,996 --> 00:15:16,740
‫ماییم که اینجاییم تا سؤال بپرسیم.

260
00:15:16,790 --> 00:15:18,325
‫تو اینجایی که جوابشون رو بدی.

261
00:15:18,375 --> 00:15:19,876
‫دیگه نه، اسنپ.

262
00:15:28,385 --> 00:15:30,378
‫به جرم قتل آوردنت، بدون
‫هیچ اتهامی ولت کردن.

263
00:15:30,428 --> 00:15:32,255
‫روزت بهتر از مال من گذشت.

264
00:15:32,305 --> 00:15:34,799
‫بار اولم نیست، بار آخرم هم نخواهد بود.

265
00:15:34,849 --> 00:15:36,559
‫مراقب خودت باش، تامارا.

266
00:15:37,811 --> 00:15:39,813
‫تو هم همین‌طور.

267
00:15:58,456 --> 00:16:00,875
‫می‌تونم یه لحظه وقتتون رو بگیرم؟

268
00:16:01,876 --> 00:16:03,828
‫همین الانشم یه لحظه وقتم رو گرفتی.

269
00:16:03,878 --> 00:16:07,123
‫اون زنی که تو مترو مرد، چیزی بهتون داد؟

270
00:16:07,173 --> 00:16:09,250
‫تا الان که چیزی جز دردسر نداشته.

271
00:16:09,300 --> 00:16:11,002
‫دادیش به پلیس؟

272
00:16:11,052 --> 00:16:12,595
‫چیو بدم به پلیس؟

273
00:16:13,972 --> 00:16:15,882
‫فلش رو.

274
00:16:15,932 --> 00:16:18,268
‫من پادوها رو از ده فرسخی می‌شناسم.

275
00:16:19,477 --> 00:16:22,397
‫خب، رئیست کیه؟

276
00:16:54,095 --> 00:16:55,597
‫اگه فقط قهوه‌ست، بشین جلوی پیشخون.

277
00:17:03,563 --> 00:17:05,682
‫جیکوب؟

278
00:17:05,732 --> 00:17:07,150
‫بله.

279
00:17:09,527 --> 00:17:11,020
‫می‌شناسمتون؟

280
00:17:11,070 --> 00:17:13,189
‫نه، ولی من آخرین نفری‌ام که
‫با خواهرت حرف زد.

281
00:17:13,239 --> 00:17:15,783
‫قبلا پلیس بودم. می‌تونم کمک کنم.

282
00:17:17,535 --> 00:17:20,196
‫انتخاب کردین؟

283
00:17:20,246 --> 00:17:23,241
‫مـ... من همون... قهوه می‌خورم.

284
00:17:23,291 --> 00:17:25,293
‫اگه فقط قهوه‌ست، جلوی پیشخون بشین.

285
00:17:31,966 --> 00:17:34,552
‫زیاد طولش نمی‌دیم.

286
00:17:37,889 --> 00:17:39,549
‫اصلاً می‌دونی چی شد؟

287
00:17:39,599 --> 00:17:42,185
‫من فقط چیزی رو می‌دونم که دیدم.
‫یه زن آشفته.

288
00:17:43,353 --> 00:17:45,763
‫دو نفر بیرون ریختن سرم به‌خاطر
‫یه فلشی که قرار بوده پیش آنا باشه.

289
00:17:45,813 --> 00:17:47,473
‫تو درموردش چیزی می‌دونی؟

290
00:17:47,523 --> 00:17:49,183
‫- ریختن سرت؟
‫- آره.

291
00:17:49,233 --> 00:17:50,643
‫به‌خاطر یه فلش.

292
00:17:50,693 --> 00:17:53,646
‫یه... فلش حافظه؟

293
00:17:53,696 --> 00:17:55,481
‫- ظاهراً.
‫- نه.

294
00:17:55,531 --> 00:17:58,568
‫نه، من چیزی درموردش نمی‌دونم. من...

295
00:17:58,618 --> 00:18:02,739
‫فقط اینو می‌دونم که عمراً
‫خواهرم خودش رو کشته باشه.

296
00:18:02,789 --> 00:18:04,032
‫خودم دیدم که این کار رو کرد.

297
00:18:04,082 --> 00:18:06,084
‫برام مهم نیست چی دیدی.

298
00:18:07,210 --> 00:18:09,212
‫اون آدم شادی بود.

299
00:18:10,421 --> 00:18:12,457
‫عاشق کارش بود،

300
00:18:12,507 --> 00:18:15,468
‫اون... عاشق خواهرزاده‌م «بن» بود.

301
00:18:18,179 --> 00:18:19,931
‫همه‌چی...

302
00:18:20,973 --> 00:18:22,425
‫همه‌چی عالی بود.

303
00:18:22,475 --> 00:18:24,844
‫بهش نمی‌خورد که همه‌چیزش عالی باشه.

304
00:18:24,894 --> 00:18:26,604
‫خیلی وحشت‌زده بود.

305
00:18:27,480 --> 00:18:28,723
‫هیچ‌کدوم از اینا با عقل جور درنمیاد.

306
00:18:28,773 --> 00:18:31,351
‫می‌دونی چرا وسط تابستون
‫یه پالتوی زمستونی پوشیده بود؟

307
00:18:31,401 --> 00:18:33,770
‫نه. من... نمی‌دونم.

308
00:18:33,820 --> 00:18:35,897
‫شاید...

309
00:18:35,947 --> 00:18:37,398
‫شاید اسلحه رو توش قایم کرده بوده.

310
00:18:37,448 --> 00:18:39,484
‫اسلحه تو کیفش بود.

311
00:18:39,534 --> 00:18:41,402
‫می‌دونی اسلحه رو از کجا آورده بود؟

312
00:18:41,452 --> 00:18:44,113
‫بابامون قبل از مرگش داد به اون.

313
00:18:44,163 --> 00:18:47,742
‫یه زن مجرد که تنها زندگی می‌کرد.
‫می‌دونی، نگرانش بود.

314
00:18:47,792 --> 00:18:50,211
‫- پدر بن چی؟
‫- اون عوضی مرده.

315
00:18:51,129 --> 00:18:54,290
‫مرتیکه تا دید تست حاملگیش
‫دو تا خط صورتی افتاد، فلنگ رو بست.

316
00:18:54,340 --> 00:18:57,794
‫چند ماه بعدش، با ماشین رفت تو درخت

317
00:18:57,844 --> 00:19:00,546
‫در حالی که نصف بطری
‫الکل رو بالا کشیده بود.

318
00:19:00,596 --> 00:19:02,473
‫می‌دونی، من تو بزرگ
‫کردن خواهرزاده‌م کمک کردم.

319
00:19:04,475 --> 00:19:06,853
‫وقتی اوضاع مالی خراب بود،
‫پول سیم دندوناش رو دادم.

320
00:19:08,438 --> 00:19:10,273
‫اولین توپ راگبیش رو براش خریدم.

321
00:19:11,441 --> 00:19:13,609
‫الان لاین‌بکره تو دانشگاه تمپل.

322
00:19:15,027 --> 00:19:17,321
‫با بورسیه کامل.

323
00:19:19,824 --> 00:19:22,151
‫نمی‌دونم چطوری بهش بگم.

324
00:19:22,201 --> 00:19:23,903
‫نمی‌دونه مادرش مرده؟

325
00:19:23,953 --> 00:19:25,613
‫نه، پیداش نمی‌کنم.

326
00:19:25,663 --> 00:19:27,457
‫طبیعیه؟

327
00:19:29,500 --> 00:19:32,745
‫فکر کنم. اون...
‫اون یه بچه ۲۰ ساله‌ست.

328
00:19:32,795 --> 00:19:34,539
‫می‌دونی، کارای بهتری داره تا اینکه

329
00:19:34,589 --> 00:19:37,125
‫تا کله‌سحر داییش زنگ می‌زنه بپره پای تلفن.

330
00:19:37,175 --> 00:19:39,919
‫پلیسای فیلادلفیا گفتن آنا
‫برای دولت فدرال کار می‌کرد.

331
00:19:39,969 --> 00:19:41,212
‫کدوم بخش؟

332
00:19:41,262 --> 00:19:43,631
‫وزارت ارتش، منابع انسانی،

333
00:19:43,681 --> 00:19:47,093
‫برای یه... ژنرالی کسی.

334
00:19:47,143 --> 00:19:48,177
‫حتماً یه شاخه‌ای از فرماندهی کُله،

335
00:19:48,227 --> 00:19:52,181
‫فرماندهی منابع انسانی ارتش آمریکا.
‫بخش پرسنلی.

336
00:19:52,231 --> 00:19:53,766
‫کاغذبازی و بایگانی.

337
00:19:53,816 --> 00:19:55,059
‫چیز هیجان‌انگیزی نیست.

338
00:19:55,109 --> 00:19:57,195
‫برای اون هیجان‌انگیز بود.

339
00:19:59,614 --> 00:20:03,826
‫اینکه از حومه جرسی دربیاد، بره واشنگتن.

340
00:20:06,996 --> 00:20:09,415
‫یادمه چقدر به خودش افتخار می‌کرد وقتی...

341
00:20:15,129 --> 00:20:16,339
‫متأسفم.

342
00:20:20,927 --> 00:20:22,428
‫ما جفتمون بچه‌خونده بودیم.

343
00:20:25,264 --> 00:20:28,384
‫و ما... ما هیچ‌وقت با هم دعوا نکردیم.

344
00:20:28,434 --> 00:20:30,311
‫حتی یه بار.

345
00:20:31,604 --> 00:20:33,814
‫همیشه فکر می‌کردم خیلی خوش‌شانسم.

346
00:20:35,691 --> 00:20:40,313
‫می‌دونی، از بین اون همه بچه‌ای تو دنیا
‫که به خونواده نیاز داشتن،

347
00:20:40,363 --> 00:20:42,648
‫اون شد خواهر من.

348
00:20:42,698 --> 00:20:43,950
‫برگشتن.

349
00:20:46,369 --> 00:20:47,612
‫چی؟ کیا؟

350
00:20:47,662 --> 00:20:49,739
‫همونایی که به‌خاطر فلش خواهرت
‫افتاده بودن دنبالم.

351
00:20:49,789 --> 00:20:52,750
‫می‌شناسیشون؟

352
00:20:55,252 --> 00:20:56,337
‫نه.

353
00:21:01,634 --> 00:21:04,670
‫- ۵۰ دلار می‌دم فلشت رو بده.
‫- چرا؟

354
00:21:04,720 --> 00:21:05,922
‫همیشه سؤال می‌پرسی

355
00:21:05,972 --> 00:21:07,590
‫وقتی یکی برای یه چیزی
‫پنج برابر قیمت پول می‌ده؟

356
00:21:07,640 --> 00:21:08,808
‫باشه، قبوله.

357
00:21:10,935 --> 00:21:12,228
‫داری چی‌کار می‌کنی؟

358
00:21:13,521 --> 00:21:14,972
‫اون آدما حاضر بودن بیفتن دنبال من

359
00:21:15,022 --> 00:21:17,016
‫چون فکر می‌کردن آنا تو
‫قطار یه چیزی به من داده.

360
00:21:17,066 --> 00:21:19,276
‫- می‌خوام بفهمم چرا.
‫- به تو چه ربطی داره؟

361
00:21:21,404 --> 00:21:22,939
‫خواهرت تو یه قضیه‌ای درگیر شده
‫که اون‌قدر بزرگه

362
00:21:22,989 --> 00:21:24,440
‫که دولت فدرال رو نگران کرده،

363
00:21:24,490 --> 00:21:27,109
‫و یه عده می‌خوان تو خیابون
‫به‌خاطرش لت‌وپارم کنن.

364
00:21:27,159 --> 00:21:31,072
‫اون‌قدر بزرگ که هیچ راه فراری ندید
‫و به‌خاطرش خودش رو کشت.

365
00:21:31,122 --> 00:21:32,698
‫من آخرین نفری بودم که
‫شاید می‌تونست کمکش کنه

366
00:21:32,748 --> 00:21:35,618
‫تا از هر مخمصه‌ای که توش گیر کرده بود
‫بیاد بیرون،

367
00:21:35,668 --> 00:21:37,578
‫ولی نکردم.

368
00:21:37,628 --> 00:21:40,039
‫- پس منم میام.
‫- نه. تو یونیفرم داری.

369
00:21:40,089 --> 00:21:41,749
‫فقط اوضاع رو پیچیده‌تر می‌کنی.

370
00:21:41,799 --> 00:21:44,627
‫همین‌جا بمون، بازم سعی کن
‫خواهرزاده‌ت رو پیدا کنی.

371
00:21:44,677 --> 00:21:46,212
‫شاید چیزی بدونه.

372
00:21:46,262 --> 00:21:48,347
‫۹۰ دقیقه دیگه برمی‌گردم.

373
00:21:51,809 --> 00:21:53,386
‫ببین چی آوردم.

374
00:21:53,436 --> 00:21:55,429
‫رئیستون اینو می‌خواد،
‫منم پول و جواب می‌خوام.

375
00:21:55,479 --> 00:21:57,640
‫می‌تونین یه قرار ملاقات بذارین،
‫یا می‌تونین سعی کنین ازم بگیرینش،

376
00:21:57,690 --> 00:21:59,183
‫و منم دوباره آش‌ولاشتون کنم.

377
00:21:59,233 --> 00:22:01,861
‫با هر دو راه مشکلی ندارم.

378
00:22:12,788 --> 00:22:14,699
‫ممنون که قبول کردین ببینینم.

379
00:22:14,749 --> 00:22:16,409
‫فکر خودم بود.

380
00:22:16,459 --> 00:22:20,246
‫آره، ولی بعد از اینکه پسرخاله‌هام
‫حد و مرز رو رد کردن،

381
00:22:20,296 --> 00:22:22,164
‫کلاً ناامید شدم که اصلاً بتونیم حرف بزنیم.

382
00:22:22,214 --> 00:22:25,876
‫پس، ممنون که رفتار اونا رو
‫به پای من ننوشتین.

383
00:22:25,926 --> 00:22:29,004
‫اونا رو من و خاله‌شون خیلی تعصب دارن.

384
00:22:29,054 --> 00:22:30,723
‫مادرم، آمیشا هاث.

385
00:22:33,267 --> 00:22:34,560
‫من «لایلا» هستم.

386
00:22:35,352 --> 00:22:37,263
‫ریچر.

387
00:22:37,313 --> 00:22:38,848
‫مادرته؟

388
00:22:38,898 --> 00:22:42,476
‫تو ۱۹ سالگی منو به دنیا آورد،
‫و از اون موقع فقط ما دو تا بودیم.

389
00:22:42,526 --> 00:22:44,778
‫اونم فلش رو می‌خواد، یا فقط خودت؟

390
00:22:48,324 --> 00:22:50,534
‫باهام قدم بزن، همه‌چی رو برات توضیح می‌دم.

391
00:22:56,332 --> 00:22:58,584
‫می‌دونستی به اینجا می‌گن شهر عشق برادرانه؟

392
00:23:00,169 --> 00:23:01,704
‫از این خوشم میاد.

393
00:23:01,754 --> 00:23:04,590
‫طرفداراشون سمت بابانوئل
‫گلوله‌برفی پرت می‌کنن.

394
00:23:06,342 --> 00:23:07,760
‫متوجه نمی‌شم.

395
00:23:08,719 --> 00:23:09,845
‫مهم نیست.

396
00:23:11,096 --> 00:23:12,640
‫ببین، فقط می‌خوام بدونم قضیه چیه.

397
00:23:14,767 --> 00:23:17,603
‫اوه. بهتره از اولش شروع کنم.

398
00:23:18,604 --> 00:23:21,599
‫تو دهه ۹۰، مادرم با یه سرباز
‫آمریکایی به اسم «جان» آشنا شد.

399
00:23:21,649 --> 00:23:23,934
‫تو نیروی دلتا بود.

400
00:23:23,984 --> 00:23:26,979
‫هیچ‌وقت فامیلیش رو نفهمید،
‫ولی با هم ازدواج کوتاهی داشتن،

401
00:23:27,029 --> 00:23:29,156
‫و تو الان عملاً داری با نتیجه
‫همون ازدواج قدم می‌زنی.

402
00:23:30,866 --> 00:23:32,326
‫خب.

403
00:23:34,161 --> 00:23:37,656
‫در ضمن داری با یه آدم خیلی مریض قدم می‌زنی.

404
00:23:37,706 --> 00:23:39,708
‫سرطان خون دارم.

405
00:23:41,335 --> 00:23:42,786
‫اون کبودی‌های رو دستت؟

406
00:23:42,836 --> 00:23:45,372
‫دکترام می‌گن به پیوند
‫مغز استخوان نیاز دارم،

407
00:23:45,422 --> 00:23:47,291
‫ولی اهداکننده‌ی سازگار به‌سختی گیر میاد.

408
00:23:47,341 --> 00:23:50,002
‫و وقتی دورگه‌ باشی، خب، تقریباً غیرممکنه.

409
00:23:50,052 --> 00:23:52,379
‫مادرت چی؟

410
00:23:52,429 --> 00:23:55,057
‫بیماری کلیوی داره، پس نمی‌تونه اهدا کنه.

411
00:23:56,100 --> 00:23:57,593
‫پس تنها امیدت پیدا کردن جانه؟

412
00:23:57,643 --> 00:23:59,103
‫آره.

413
00:24:00,104 --> 00:24:03,390
‫فقط می‌دونم که سال ۹۸
‫تو اندونزی مستقر بوده.

414
00:24:03,440 --> 00:24:07,478
‫برای همین با ارتش، گروه‌های کهنه‌سربازا
‫و تالارهای گفتگوی نظامی تماس گرفتم.

415
00:24:07,528 --> 00:24:09,154
‫هیچ‌کدوم جواب نداد.

416
00:24:10,406 --> 00:24:14,360
‫آخر سر زنگ زدم پنتاگون،
‫ولی فقط از این بخش به اون بخش پاسم می‌دادن

417
00:24:14,410 --> 00:24:16,946
‫تا اینکه بالاخره با فوق‌العاده‌ترین زن دنیا
‫ارتباط گرفتم

418
00:24:16,996 --> 00:24:18,697
‫که تو منابع انسانی کار می‌کرد.

419
00:24:18,747 --> 00:24:20,407
‫آنا مریک.

420
00:24:20,457 --> 00:24:22,952
‫خودش هم بچه‌خونده بود، برای همین
‫کلافگی ندونستن

421
00:24:23,002 --> 00:24:25,537
‫سابقه بیولوژیکی رو درک می‌کرد.

422
00:24:25,587 --> 00:24:28,799
‫نگران بود که اگه یه روز پسرش مریض بشه،
‫اطلاعات کافی برای کمک بهش رو نداشته باشه.

423
00:24:29,883 --> 00:24:32,469
‫قول داد هر کاری از دستش برمیاد برای
‫پیدا کردن پدرم بکنه، و همین کار رو هم کرد.

424
00:24:33,554 --> 00:24:34,722
‫یه آدم مهمیه.

425
00:24:36,890 --> 00:24:38,842
‫فلش رو دیدی؟

426
00:24:38,892 --> 00:24:41,303
‫نه، ولی مامورای فدران دنبالش نمی‌افتادن

427
00:24:41,353 --> 00:24:43,439
‫مگه اینکه پای یه آدم مهم در میون باشه.

428
00:24:44,523 --> 00:24:46,642
‫نماینده کنگره، «جان سمپسون»،

429
00:24:46,692 --> 00:24:48,560
‫نماینده کارولینای شمالی.

430
00:24:48,610 --> 00:24:50,145
‫می‌شناسیش؟

431
00:24:50,195 --> 00:24:53,073
‫نه زیاد. اسمش رو تو اخبار دیدم.

432
00:24:53,824 --> 00:24:56,568
‫پیشتاز حزبش برای نامزدی ریاست‌جمهوریه.

433
00:24:56,618 --> 00:24:57,903
‫و شانسش هم زیاده.

434
00:24:57,953 --> 00:25:01,407
‫بذار حدس بزنم. نمی‌خواست باهات حرف بزنه.

435
00:25:01,457 --> 00:25:03,033
‫جواب هیچ‌کدوم از پیام‌هام رو نداد.

436
00:25:03,083 --> 00:25:05,285
‫پس می‌خوای با اطلاعاتی که آنا
‫از پنتاگون برات دزدیده،

437
00:25:05,335 --> 00:25:07,171
‫ازش اخاذی کنی.

438
00:25:08,589 --> 00:25:11,583
‫- پس تو فلش ایناست.
‫- می‌دونم کار زشتیه،

439
00:25:11,633 --> 00:25:13,669
‫اما من فقط ۲۹ سالمه، ریچر.

440
00:25:13,719 --> 00:25:15,462
‫دلم نمی‌خواد بمیرم.

441
00:25:15,512 --> 00:25:18,757
‫آنا مدارکی داشت که ثابت می‌کرد «سمپسون»
‫اون موقع تو اندونزی بوده.

442
00:25:18,807 --> 00:25:21,301
‫و در کنار شهادت مادرم،

443
00:25:21,351 --> 00:25:23,887
‫خب، امیدوارم اون‌قدر فشار عمومی ایجاد کنه

444
00:25:23,937 --> 00:25:25,723
‫که مجبور بشه تست دی‌ان‌ای بده.

445
00:25:25,773 --> 00:25:29,643
‫و اگه آزمایشش بهش بخوره،
‫این یه خودکشی سیاسیه که...

446
00:25:29,693 --> 00:25:31,979
‫نخواد مغز استخونش رو به
‫بچه خودش اهدا کنه، مگه نه؟

447
00:25:32,029 --> 00:25:35,107
‫چرا آنا می‌خواست تو فیلادلفیا همو ببینین؟

448
00:25:35,157 --> 00:25:37,109
‫می‌گفت دی‌سی تحت‌نظرترین شهر دنیاست،

449
00:25:37,159 --> 00:25:40,237
‫و با دادن این پرونده‌ها به من،
‫عملاً داشت جاسوسی می‌کرد.

450
00:25:40,287 --> 00:25:43,282
‫قرار بود تو هتلم ببینمش،
‫ولی خب هیچ‌وقت پیداش نشد.

451
00:25:43,332 --> 00:25:45,167
‫خودکشی کرد.

452
00:25:46,502 --> 00:25:48,662
‫آره. اخبار رو دیدم.

453
00:25:48,712 --> 00:25:50,214
‫چرا؟

454
00:25:51,548 --> 00:25:52,925
‫کاش می‌دونستم.

455
00:25:53,592 --> 00:25:56,220
‫ولی اگه چیزی که ازش خواستم یه‌جورایی
‫باعث این کار شده باشه، داغونم می‌کنه.

456
00:25:57,304 --> 00:26:00,641
‫ببین، راستش پول زیادی ندارم...

457
00:26:02,017 --> 00:26:03,769
‫ولی می‌تونی همه‌شو
‫در ازای اون فلش برداری.

458
00:26:05,854 --> 00:26:07,806
‫متأسفم که الکی امیدوارت کردم.

459
00:26:07,856 --> 00:26:09,274
‫هیچی تو این نیست.

460
00:26:22,955 --> 00:26:24,373
‫همه‌ش فقط یه مشت نقاشیه.

461
00:26:24,581 --> 00:26:25,749
‫دوباره بگرد.

462
00:26:26,083 --> 00:26:27,618
‫اینو از یه دانشجوی هنر گرفتم.

463
00:26:27,668 --> 00:26:29,461
‫کلش همینه.

464
00:26:30,462 --> 00:26:32,581
‫من از وضعیتت خبر نداشتم.

465
00:26:32,631 --> 00:26:34,374
‫من قبلاً کارآگاه بودم.

466
00:26:34,424 --> 00:26:36,343
‫تو ذاتمه که دنبال اطلاعات باشم.

467
00:26:38,679 --> 00:26:41,006
‫پس فلش باید دست پلیس باشه.

468
00:26:41,056 --> 00:26:42,299
‫شاید.

469
00:26:42,349 --> 00:26:44,051
‫ولی اگه دست اونا بود،
‫فدرال‌ها دیگه نمیومدن بپرسن...

470
00:26:44,101 --> 00:26:45,352
‫که آیا آنا امروز صبح اونو به من داده یا نه.

471
00:26:46,937 --> 00:26:48,472
‫آره، می‌فهمم.

472
00:26:48,522 --> 00:26:52,351
‫من... من تو هتل کارتر تو خیابون دهم می‌مونم

473
00:26:52,401 --> 00:26:54,853
‫تا کارای مراسم خاکسپاری آنا ردیف بشه.

474
00:26:54,903 --> 00:26:57,564
‫خب، اون دوستی بود
‫که به خاطر کمک به من مرد.

475
00:26:57,614 --> 00:26:59,608
‫این کمترین کاریه که می‌تونم بکنم.

476
00:26:59,658 --> 00:27:03,028
‫این شماره موبایل و شماره اتاقم.

477
00:27:03,078 --> 00:27:05,080
‫فلش...

478
00:27:08,750 --> 00:27:12,412
‫اگه چیزی پیدا کردی، لطفاً بهم خبر بده.

479
00:27:12,462 --> 00:27:14,589
‫چی باعث شده فکر کنی بازم دنبالش می‌گردم؟

480
00:27:15,924 --> 00:27:18,543
‫همون‌طور که خودت گفتی،
‫قبلاً کارآگاه بودی.

481
00:27:18,593 --> 00:27:21,054
‫تو ذاتته که دنبال اطلاعات باشی.

482
00:27:24,683 --> 00:27:25,851
‫موفق باشی، لایلا.

483
00:27:48,957 --> 00:27:50,534
‫بهش ۴۰ دلار دادم.

484
00:27:50,584 --> 00:27:53,662
‫بیشتر از یک ساعت گذشته.
‫داشت شاکی می‌شد.

485
00:27:53,712 --> 00:27:55,414
‫خواهرزاده‌ت با خبر چطور کنار اومد؟

486
00:27:55,464 --> 00:27:57,174
‫هنوز پیداش نکردم.

487
00:27:58,175 --> 00:28:00,085
‫تو چی؟ چیزی پیدا کردی؟

488
00:28:00,135 --> 00:28:03,338
‫آره. ظاهراً خواهرت
‫یه سری اطلاعات محرمانه...

489
00:28:03,388 --> 00:28:05,590
‫البته کاملاً بی‌خطر، در مورد جان سمپسون
‫نماینده مجلس رو دزدیده بوده...

490
00:28:05,640 --> 00:28:07,559
‫تا به یه زن کمک کنه ثابت کنه اون پدرشه.

491
00:28:08,477 --> 00:28:09,561
‫دیگه چی؟

492
00:28:10,228 --> 00:28:11,438
‫فقط همین.

493
00:28:13,815 --> 00:28:15,183
‫جان سمپسون؟

494
00:28:15,233 --> 00:28:16,693
‫جان سمپسون.

495
00:28:18,445 --> 00:28:20,155
‫کجا می‌ری؟

496
00:28:21,323 --> 00:28:23,784
‫می‌رم هر چی می‌تونم
‫درباره جان سمپسون پیدا کنم.

497
00:28:24,868 --> 00:28:28,739
‫به من ربطی نداره، ولی مامورای فدرال
‫دارن این قضیه رو بررسی می‌کنن.

498
00:28:28,789 --> 00:28:31,616
‫فکر می‌کنی یه پلیس تنها از یه شهر
‫کوچیک تو نیوجرسی می‌تونه چی‌کار کنه؟

499
00:28:31,666 --> 00:28:33,418
‫نمی‌دونم.

500
00:28:34,586 --> 00:28:38,215
‫ولی خواهرم مرد چون داشت
‫به یه نفر کمک می‌کرد تا پدرشو پیدا کنه.

501
00:28:39,216 --> 00:28:41,668
‫آنا دقیقاً همین‌طوری بود.

502
00:28:41,718 --> 00:28:45,222
‫هیچ‌وقت کسی رو ناامید نمی‌کرد.
‫منم قرار نیست ناامیدش کنم.

503
00:28:49,100 --> 00:28:50,802
‫باشه.

504
00:28:50,852 --> 00:28:52,479
‫بریم.

505
00:28:53,730 --> 00:28:54,981
‫تو هم میای؟

506
00:28:58,026 --> 00:29:00,737
‫من تو مچ‌گیری آدمایی که می‌خوان قسر در برن،
‫مهارت دارم.

507
00:29:12,791 --> 00:29:14,493
‫هی! دارین چی‌کار می‌کنین؟

508
00:29:14,543 --> 00:29:16,169
‫پرونده‌هامون رو می‌بریم.

509
00:29:16,962 --> 00:29:18,038
‫پرونده‌های شما توی واشنگتنه.

510
00:29:18,088 --> 00:29:20,040
‫- میز من اینجاست.
‫- سخت نگیر.

511
00:29:20,090 --> 00:29:22,042
‫پرونده‌ی خودکشی آنا مریک رو
‫دارن تحویل می‌گیرن.

512
00:29:22,092 --> 00:29:24,920
‫چیش رو تحویل بگیرن؟
‫وقتی زنه مرد، پرونده هم بسته شد.

513
00:29:24,970 --> 00:29:26,838
‫پرونده‌ها لطفاً، کارآگاه.

514
00:29:26,888 --> 00:29:28,723
‫سروان پاشو امضا کرده.

515
00:29:39,943 --> 00:29:42,487
‫- عوضیا.
‫- اصلاً به تو چه ربطی داره؟

516
00:29:43,572 --> 00:29:46,107
‫سیستم پدرتو در آورد،
‫هنوز درس نگرفتی؟

517
00:29:46,157 --> 00:29:49,653
‫کارتتو بزن بیا تو، کارتتو بزن برو بیرون،
‫و دعا کن این وسط تلفنت زنگ نخوره.

518
00:29:49,703 --> 00:29:51,947
‫مهم درآمدشه، نه نتیجه کار.

519
00:29:51,997 --> 00:29:53,782
‫می‌دونم.

520
00:29:53,832 --> 00:29:55,250
‫ولی بازم...

521
00:29:56,251 --> 00:29:58,253
‫به وسایلم دست زدن.

522
00:30:02,507 --> 00:30:03,792
‫هیچ رسوایی‌ای تو کارنامه‌ش نیست،

523
00:30:03,842 --> 00:30:05,752
‫هیچ نقطه سیاهی نداره.

524
00:30:05,802 --> 00:30:08,430
‫هیچ سیاست‌مداری این‌قدر پاک نیست.

525
00:30:10,974 --> 00:30:13,260
‫چرا داری چاپش می‌کنی؟

526
00:30:13,310 --> 00:30:15,971
‫اطلاعات در مورد این یاروئه.

527
00:30:16,021 --> 00:30:18,848
‫اینا یه مشت چرت‌وپرت ظاهریه.

528
00:30:18,898 --> 00:30:21,601
‫این... اینا پیشینه‌شه.

529
00:30:21,651 --> 00:30:23,853
‫به اطلاعات نظامیش نیاز دارم.

530
00:30:23,903 --> 00:30:26,815
‫سوابق نیروی دلتا باید محرمانه باشه،
‫ولی شاید اسناد دولتی‌ای باشه...

531
00:30:26,865 --> 00:30:30,485
‫که به‌طور کلی درباره مأموریت‌های خارج از کشوری
‫که ممکنه سمپسون توشون بوده باشه، حرف بزنن.

532
00:30:30,535 --> 00:30:32,954
‫می‌تونه یکم روشن کنه این یارو کیه.

533
00:30:34,622 --> 00:30:35,749
‫ببخشید.

534
00:30:36,583 --> 00:30:38,118
‫بایگانی نظامی‌تون کجاست؟

535
00:30:38,168 --> 00:30:40,795
‫اوه، منظورت چیزای قدیمیه؟
‫چیزای قدیمی تو زیرزمینه.

536
00:30:42,547 --> 00:30:45,508
‫پس انگار باید برم زیرزمین
‫تا دنبال «چیزای قدیمی» بگردم.

537
00:32:05,004 --> 00:32:06,840
‫فلش رو بده من.

538
00:32:08,550 --> 00:32:09,717
‫نه.

539
00:33:23,082 --> 00:33:25,084
‫[اتاق زغال‌سنگ]
‫[فقط ورود کارکنان مجاز است]

540
00:33:47,357 --> 00:33:48,766
‫باید بریم.

541
00:33:48,816 --> 00:33:50,443
‫لایلا هاث تو دردسر افتاده.

542
00:33:57,658 --> 00:34:00,069
‫سطل زغال‌سنگ؟

543
00:34:00,119 --> 00:34:02,989
‫- من پلیسم! نمی‌تونی همچین غلطی بکنی.
‫- خفه شو.

544
00:34:03,039 --> 00:34:04,574
‫لطفاً بعد از شنیدن بوق
‫پیام خود را بگذارید.

545
00:34:04,624 --> 00:34:06,492
‫لایلا، ریچرم.

546
00:34:06,542 --> 00:34:08,328
‫یکی همین الان بهم حمله کرد،
‫ممکنه بیان سراغ تو.

547
00:34:08,378 --> 00:34:10,004
‫از هتل بزن بیرون.

548
00:34:12,090 --> 00:34:14,425
‫- چقدر دیگه راهه؟
‫- چند دقیقه.

549
00:34:15,843 --> 00:34:17,553
‫دارم دوباره زنگ می‌زنم.

550
00:34:52,338 --> 00:34:54,248
‫- تو طبقه‌های بالان.
‫- اتاق ۵۰۶.

551
00:34:54,298 --> 00:34:56,008
‫از پله‌های غربی برو.

552
00:35:27,206 --> 00:35:28,207
‫لایلا!

553
00:35:29,250 --> 00:35:30,501
‫همون‌جا بمون!

554
00:36:32,396 --> 00:36:33,522
‫لعنتی.

555
00:36:42,156 --> 00:36:43,157
‫برگرد داخل.

556
00:36:51,332 --> 00:36:53,000
‫فکر کنم دماغم شکسته.

557
00:36:53,668 --> 00:36:55,036
‫پلیس‌ها هر لحظه ممکنه برسن.

558
00:36:55,086 --> 00:36:57,079
‫- باید بریم.
‫- ولی ما که آدم‌خوباییم.

559
00:36:57,129 --> 00:36:58,956
‫می‌خوای به سؤالاشون
‫درباره اینکه چرا اینجایی جواب بدی؟

560
00:36:59,006 --> 00:37:01,550
‫حق‌السکوت گرفتن جرمه،
‫حالا دلیلت هر چقدر هم می‌خواد موجه باشه.

561
00:37:03,803 --> 00:37:05,212
‫- خونواده‌ت کجان؟
‫- رفتن غذا بگیرن.

562
00:37:05,262 --> 00:37:07,256
‫بهشون زنگ می‌زنم و می‌گم
‫برنگردن اینجا.

563
00:37:07,306 --> 00:37:10,518
‫بعد از اینکه لباس پوشیدی این کارو بکن.
‫همین الان باید بریم.

564
00:37:17,775 --> 00:37:19,602
‫سرتون رو پایین نگه‌دارین.

565
00:37:19,652 --> 00:37:21,654
‫- اون لیف رو بنداز دور.
‫- داره خون میاد.

566
00:37:24,740 --> 00:37:26,158
‫منوها.

567
00:37:33,791 --> 00:37:35,326
‫بازم میان.

568
00:37:35,376 --> 00:37:37,078
‫کارکنان هتل می‌تونن چهره‌تو توصیف کنن.

569
00:37:37,128 --> 00:37:39,413
‫برو لباس جدید بخر.
‫طوسی، سرمه‌ای، رنگای تیره.

570
00:37:39,463 --> 00:37:40,623
‫چرا؟

571
00:37:40,673 --> 00:37:42,375
‫چون نباید تو چشم باشی.

572
00:37:42,425 --> 00:37:44,794
‫و زنی مثل تو،
‫همین‌جوریش هم حسابی تو چشمه.

573
00:37:44,844 --> 00:37:46,754
‫برو پیش مادرت.

574
00:37:46,804 --> 00:37:48,798
‫یه متل داغون بگیر که فقط پول نقد قبول کنه.

575
00:37:48,848 --> 00:37:51,133
‫جالب نیست، ولی امنه.

576
00:37:51,183 --> 00:37:52,468
‫تو کجا می‌ری؟

577
00:37:52,518 --> 00:37:53,769
‫باید برم یه پلیس رو ببینم.

578
00:38:03,821 --> 00:38:06,315
‫نه، نه، مشکلی نیست. باشه.
‫خیلی خب، باشه.

579
00:38:06,365 --> 00:38:08,275
‫وقتی برگشت،
‫بگو حتماً بهم زنگ بزنه.

580
00:38:08,325 --> 00:38:10,828
‫این خیلی خیلی مهمه، باشه؟

581
00:38:12,121 --> 00:38:13,164
‫ممنون.

582
00:38:15,082 --> 00:38:17,076
‫یکی از دوستای انجمن برادری بن...

583
00:38:17,126 --> 00:38:19,787
‫می‌گه یک روز و نیم پیش،
‫با یه زن خیلی خوشگل از کافه رفته...

584
00:38:19,837 --> 00:38:21,547
‫و هنوز به دانشگاه برنگشته.

585
00:38:23,215 --> 00:38:25,209
‫می‌ذارم یکم خوش بگذرونه.

586
00:38:25,259 --> 00:38:27,336
‫وقتی باهاش حرف بزنم،
‫کل دنیاش قراره زیر و رو بشه.

587
00:38:27,386 --> 00:38:29,680
‫- یا وقتی تو اخبار می‌بینتش.
‫- پیداش شد.

588
00:38:30,806 --> 00:38:32,925
‫باز چی شده؟

589
00:38:32,975 --> 00:38:35,853
‫- منتظرم بودین؟
‫- باید یه چیزی ازت بپرسم.

590
00:38:36,937 --> 00:38:38,514
‫کارآگاه تامارا گرین.

591
00:38:38,564 --> 00:38:39,849
‫بابت خواهرت متأسفم.

592
00:38:39,899 --> 00:38:41,851
‫ببین، من تازه کارتمو زدم.

593
00:38:41,901 --> 00:38:44,270
‫باید موقعی می‌اومدی که هنوز
‫بابت سر و کله زدن با مردم بهم پول می‌دادن.

594
00:38:44,320 --> 00:38:46,313
‫نمی‌شد. داکرتی از من خوشش نمیاد.

595
00:38:46,363 --> 00:38:47,982
‫منصرفت می‌کرد تا بهم لطفی نکنی.

596
00:38:48,032 --> 00:38:50,818
‫اون پیرمرد هیچ غلطی نمی‌تونه
‫بکنه که منو منصرف کنه.

597
00:38:50,868 --> 00:38:52,236
‫چی می‌خوای؟

598
00:38:52,286 --> 00:38:54,113
‫از صبح که رفتم،
‫فلشی چیزی پیدا نشده؟

599
00:38:54,163 --> 00:38:55,539
‫الان داری مثل مامورای فدرال حرف می‌زنی.

600
00:38:56,457 --> 00:38:57,575
‫اونا هم دنبالش بودن.

601
00:38:57,625 --> 00:38:58,784
‫اولین چیزی بود که سراغشو گرفتن.

602
00:38:58,834 --> 00:39:00,703
‫همون چیزی رو بهت می‌گم که به اونا گفتم.

603
00:39:00,753 --> 00:39:03,497
‫قبل از اینکه اونا برسن، از همه مدارک و
‫وسایل شخصی صورت‌برداری کردم،

604
00:39:03,547 --> 00:39:04,965
‫و هیچ فلشی اونجا نبود.

605
00:39:08,010 --> 00:39:09,378
‫چرا؟ توش چیه؟

606
00:39:09,428 --> 00:39:10,588
‫نمی‌دونم.

607
00:39:10,638 --> 00:39:12,590
‫ولی یه عده فکر می‌کنن
‫آنا مریک یکی بهم داده.

608
00:39:12,640 --> 00:39:14,049
‫دو نفر به خاطرش سعی کردن منو بکشن.

609
00:39:14,099 --> 00:39:15,301
‫از صبح که دیدمت تا الان؟

610
00:39:15,351 --> 00:39:16,677
‫روز شلوغی بود.

611
00:39:16,727 --> 00:39:18,470
‫یکی تو کتابخونه بهم حمله کرد،
‫یکی تو هتل.

612
00:39:18,520 --> 00:39:20,481
‫چه بلایی سر اون آدما اومد؟

613
00:39:22,066 --> 00:39:23,225
‫در رفتن.

614
00:39:23,275 --> 00:39:25,311
‫مامورای فدرال چیزی نگفتن...

615
00:39:25,361 --> 00:39:26,937
‫- در مورد این‌که چرا...
‫- ببین،

616
00:39:26,987 --> 00:39:29,356
‫تنها چیزی که می‌دونم اینه که یه زن
‫تو یکی از متروهای من خودکشی کرده.

617
00:39:29,406 --> 00:39:31,901
‫اون‌قدر مهم بوده که مامورای فدرال
‫رسماً پرونده رو تحویل گرفتن.

618
00:39:31,951 --> 00:39:34,445
‫حالا تو می‌گی یه عده
‫به خاطر یه فلش افتادن دنبالت؟

619
00:39:34,495 --> 00:39:36,572
‫و من فکر می‌کنم شاید
‫یه بلایی سرشون آورده باشی.

620
00:39:36,622 --> 00:39:39,158
‫همون‌طور که گفتم، اونا فرار کردن.

621
00:39:39,208 --> 00:39:41,076
‫بند انگشتات داغونه،
‫صورتت کبوده

622
00:39:41,126 --> 00:39:43,871
‫و پشت گوشت هم خون خشک‌شده هست.

623
00:39:43,921 --> 00:39:45,631
‫خون من نیست.

624
00:39:47,341 --> 00:39:50,252
‫می‌دونی چیه؟ به من ربطی نداره.

625
00:39:50,302 --> 00:39:52,922
‫من با معتادایی که اوردوز می‌کنن و دزدی‌های
‫کوچیک فروشگاه‌های واوا سروکله می‌زنم.

626
00:39:52,972 --> 00:39:55,674
‫تو می‌خوای مثل گاوچرونا
‫برای خودت بگردی، بفرما.

627
00:39:55,724 --> 00:39:57,885
‫من می‌خوام این پنج سال رو هم تموم کنم
‫و حقوق بازنشستگیمو بگیرم.

628
00:39:57,935 --> 00:39:59,845
‫دو شب پشت‌سرهم شیفت بودم.

629
00:39:59,895 --> 00:40:03,265
‫می‌رم خونه،
‫اسپورت‌سنتر می‌بینم و می‌گیرم می‌خوابم.

630
00:40:03,315 --> 00:40:06,101
‫کمک اضافی می‌خوای؟ بارنی فایف رو داری.
‫[شخصیت برنامه اندی گریفیث]

631
00:40:06,151 --> 00:40:07,945
‫بازم تسلیت می‌گم.

632
00:40:10,322 --> 00:40:11,899
‫حالا چی؟

633
00:40:11,949 --> 00:40:13,776
‫با سمپسون حرف می‌زنیم.

634
00:40:13,826 --> 00:40:16,111
‫- تو رانندگی می‌کنی.
‫- تا دی‌سی؟

635
00:40:16,161 --> 00:40:18,864
‫- فقط یکی دو روز.
‫- نه، نه، من نمی‌تونم ماشین پلیس رو ببرم.

636
00:40:18,914 --> 00:40:20,699
‫برام شر می‌شه.

637
00:40:20,749 --> 00:40:22,493
‫باید برش گردونم نیوجرسی.

638
00:40:22,543 --> 00:40:26,789
‫هر شب ساعت ۶ عصر یه قطار
‫از ایستگاه پن به دی‌سی می‌ره.

639
00:40:26,839 --> 00:40:28,215
‫اونجا می‌بینمت.

640
00:40:29,550 --> 00:40:31,009
‫باشه.

641
00:40:33,011 --> 00:40:34,263
‫باشه.

642
00:40:35,264 --> 00:40:36,390
‫باشه.

643
00:40:49,361 --> 00:40:50,938
‫می‌خوایم باهات صحبت کنیم.

644
00:40:50,988 --> 00:40:54,400
‫غریبه‌هایی با کت‌وشلوار که وسط روز
‫می‌خوان حرف بزنن؟

645
00:40:54,450 --> 00:40:56,201
‫دارین مجله «برج دیده‌بانی» پخش می‌کنین؟

646
00:40:57,619 --> 00:40:58,821
‫تفنگ بیهوشی؟

647
00:40:58,871 --> 00:41:00,823
‫اون‌قدر قویه که یه گوریل رو از پا درمیاره.

648
00:41:00,873 --> 00:41:02,783
‫می‌بینیم.

649
00:41:02,833 --> 00:41:04,918
‫بگیرینش.

650
00:41:09,673 --> 00:41:12,000
‫جنگیدن فایده‌ای نداره، آقای ریچر.

651
00:41:12,050 --> 00:41:13,218
‫دارو الان...

652
00:41:18,515 --> 00:41:19,766
‫زود باشین.

653
00:41:32,446 --> 00:41:37,451
‫«ترجمه از میثم موسویان»

654
00:41:39,451 --> 00:41:49,451
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M