1
00:00:06,041 --> 00:00:14,041
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫» ترجمه از امیر فرحناک «

2
00:00:15,041 --> 00:00:25,041
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

3
00:00:28,041 --> 00:00:29,291
‫من...

4
00:00:33,375 --> 00:00:35,625
‫نمی‌خواستم کار به اینجا بکشه.

5
00:00:42,583 --> 00:00:44,166
‫بابا...

6
00:00:46,583 --> 00:00:47,791
‫مامان.

7
00:00:49,791 --> 00:00:51,166
‫خواهش می‌کنم.

8
00:00:59,666 --> 00:01:00,666
‫آهای!

9
00:01:01,875 --> 00:01:03,000
‫تو کی هستی؟

10
00:01:04,000 --> 00:01:05,416
‫اسمم خورخه‌ست.

11
00:01:08,416 --> 00:01:09,791
‫تو که بچه‌ای!

12
00:01:11,125 --> 00:01:12,125
‫می‌ترسم.

13
00:01:14,833 --> 00:01:16,333
‫چرا گریه می‌کنی؟

14
00:01:53,000 --> 00:01:56,000
‫[قسمت شش: تغییر چهره]

15
00:02:09,250 --> 00:02:12,700
<i>‫...با تیراندازی یک زن ناشناس...</i>

16
00:02:12,750 --> 00:02:14,616
<i>‫در مدرسۀ بریتانیایی باربارا به شوک فرو رفت.</i>

17
00:02:14,666 --> 00:02:18,000
<i>‫پزشکی قانونی همچنان</i>
<i>‫تعداد قربانی‌ها رو اعلام نکـ...</i>

18
00:02:20,791 --> 00:02:22,241
‫[شیرفایند]
‫[تیراندازی]

19
00:02:22,291 --> 00:02:23,541
‫لعنتی...

20
00:02:25,125 --> 00:02:27,875
‫بجنب.

21
00:02:29,333 --> 00:02:30,950
‫چی از قاتل می‌دونین؟

22
00:02:31,000 --> 00:02:33,116
‫یه زن با موهای تیره
‫که لباس سفید به تن داشت.

23
00:02:33,166 --> 00:02:35,366
‫اون یکی از معلمین و دوتا
‫از همکارهای دیگۀ ما رو کشت.

24
00:02:35,416 --> 00:02:37,866
‫بین قربانی‌ها دانش‌آموزی هم پیدا می‌شه؟

25
00:02:37,916 --> 00:02:40,250
‫نه، خداروشکر،
‫دانش‌آموزها حال‌شون خوبه.

26
00:02:41,000 --> 00:02:42,741
‫غیر از یکی‌شون که ربوده شده.

27
00:02:42,791 --> 00:02:44,583
‫نوۀ سفیر بریتانیا.

28
00:02:52,125 --> 00:02:53,625
‫کجاست؟

29
00:02:56,583 --> 00:02:59,208
‫سه ساله که ندیدمت.

30
00:03:01,125 --> 00:03:04,408
‫نمی‌دونستم شکسته بود یا نه،
‫ولی انتظار یه چیزی رو داشتم.

31
00:03:04,458 --> 00:03:05,625
‫شکستگی؟

32
00:03:06,500 --> 00:03:09,000
‫واقعاً انتظار یه شکستگی داشتی؟

33
00:03:10,041 --> 00:03:11,583
‫خورخه‌ست؟

34
00:03:13,875 --> 00:03:15,708
‫داری راجع‌به خورخه حرف می‌زنی؟

35
00:03:15,833 --> 00:03:18,083
‫اوضاع رو از این بدتر نکن!

36
00:03:19,000 --> 00:03:21,291
‫دونفر پایین منتظرتن.

37
00:03:21,583 --> 00:03:23,666
‫می‌خوام همراه من بیای.

38
00:03:23,875 --> 00:03:25,541
‫به جرم قتل و آدم‌ربایی...

39
00:03:25,583 --> 00:03:26,583
‫بازداشتی.

40
00:03:31,875 --> 00:03:33,283
‫- بجنبید.
‫- تخت رو بیارین.

41
00:03:33,333 --> 00:03:35,750
‫- از اتاق مارکس یورنته‌ست!
‫- تخت رو بیارین.

42
00:03:39,000 --> 00:03:41,033
‫داره فرار می‌کنه!

43
00:03:41,083 --> 00:03:42,833
‫هی! وایسا!

44
00:04:11,916 --> 00:04:12,958
‫[اتاق تعویض لباس]

45
00:04:31,833 --> 00:04:32,866
‫خودشه!

46
00:04:32,916 --> 00:04:35,166
‫- بی‌حرکت، پلیس!
‫- سر جات بمون!

47
00:04:52,833 --> 00:04:54,125
‫لعنت بهت، آنتونیا.

48
00:05:00,375 --> 00:05:01,333
‫لعنتی.

49
00:05:05,833 --> 00:05:07,083
‫خدایا...

50
00:05:08,750 --> 00:05:10,458
‫نذار چیزی‌شون بشه.

51
00:05:21,333 --> 00:05:22,250
‫وایسا!

52
00:05:33,833 --> 00:05:36,166
‫خب، دیگه ملکۀ سرخ نیستی.

53
00:05:37,000 --> 00:05:38,450
‫آمبولانس رو خبر کنید!

54
00:05:38,500 --> 00:05:39,416
‫هی!

55
00:05:42,250 --> 00:05:44,000
‫آنتونیا!

56
00:05:47,000 --> 00:05:48,083
‫بیا نزدیک‌تر.

57
00:05:50,416 --> 00:05:51,916
‫برو دنبال خورخه.

58
00:05:52,250 --> 00:05:56,000
‫ازیکیل و کارلا باید زیرزمین باشن.
‫پیداشون کن.

59
00:05:56,750 --> 00:05:58,875
‫بجنب! برو!

60
00:06:00,125 --> 00:06:02,458
‫پلیس! پلیس!

61
00:06:03,833 --> 00:06:04,958
‫وایسا!

62
00:06:06,708 --> 00:06:08,166
‫شما خوبین؟

63
00:07:04,750 --> 00:07:07,333
‫- منو از مسدودی‌ها درآوردی.
‫- به‌زودی مسدودت می‌کنم.

64
00:07:08,083 --> 00:07:09,658
‫رد گوشیت رو می‌زنن.

65
00:07:09,708 --> 00:07:11,033
‫نمی‌تونم خاموشش کنم.

66
00:07:11,083 --> 00:07:13,208
‫- به من زنگ می‌زنه.
‫- ازیکیل؟

67
00:07:15,541 --> 00:07:16,875
‫بهم وقت بده، خواهش می‌کنم.

68
00:07:17,833 --> 00:07:21,783
‫این اتفاق با مارکس برای تو افتاده.
‫نمی‌خوام واسه من و پسرم بیفته.

69
00:07:21,833 --> 00:07:24,033
‫فقط ۱۵ دقیقه. بیشتر نه!

70
00:07:24,083 --> 00:07:27,533
‫واسه قدیم‌ها و به‌خاطر
‫اینکه پسرت رو دوست دارم.

71
00:07:27,583 --> 00:07:29,208
‫ولی من مثل تو توی هچل نمیفتم.

72
00:07:30,125 --> 00:07:31,458
‫فقط ۱۵ دقیقه، آنتونیا.

73
00:07:32,333 --> 00:07:33,750
‫قبل از اون زنگ می‌زنه.

74
00:07:35,583 --> 00:07:36,958
‫مرسی.

75
00:07:48,458 --> 00:07:49,458
‫اونجاست!

76
00:07:50,125 --> 00:07:51,000
‫بیاین.

77
00:07:57,958 --> 00:07:59,458
‫- حالشون خوبه؟
‫- کی‌ها؟

78
00:08:00,250 --> 00:08:01,875
‫همکارهام توی ماشین.

79
00:08:02,458 --> 00:08:04,783
‫- بله.
‫- شمایین که حال‌تون بده.

80
00:08:04,833 --> 00:08:07,500
‫- شما بازداشتین.
‫- از غیب گفتی!

81
00:08:51,375 --> 00:08:54,458
‫[نه که دیوونه باشم، ولی صبرم سر اومده]

82
00:08:55,291 --> 00:08:57,575
‫- سلام، آنتونیا.
‫- ازیکیل.

83
00:08:57,625 --> 00:09:00,825
‫قوانین بازی این نبود.
‫بچه‌مو بذار بره!

84
00:09:00,875 --> 00:09:04,575
‫اشتباه می‌کنی.
‫همۀ این‌ها جزئی از بازی بود.

85
00:09:04,625 --> 00:09:06,875
‫بچه‌ها تقاص گناه والدین‌شون رو پس می‌دن.

86
00:09:25,000 --> 00:09:26,541
‫می‌خوام باهاش حرف بزنم.

87
00:09:28,375 --> 00:09:30,408
‫نمی‌دونم داری از چی حرف می‌زنی.

88
00:09:30,458 --> 00:09:31,791
‫چرا، خوبم می‌دونی.

89
00:09:32,416 --> 00:09:33,875
‫می‌خوام باهاش حرف بزنم.

90
00:09:35,041 --> 00:09:36,625
‫تمام مدت کار اون بود.

91
00:09:48,000 --> 00:09:49,116
‫ساندرا؟

92
00:09:49,166 --> 00:09:52,500
‫اسمم هم می‌دونی! خیلی باهوشی.

93
00:09:53,000 --> 00:09:55,291
‫تو دختر فاخاردویی.

94
00:09:56,458 --> 00:09:58,541
‫درسته، آنتونیا.

95
00:10:00,375 --> 00:10:03,791
‫- سورپرایز! من اینجام.
‫- جای تعجبی نداره.

96
00:10:04,375 --> 00:10:05,575
‫از اولش هم نمرده بودی.

97
00:10:05,625 --> 00:10:06,666
‫شاید مُرده بودم!

98
00:10:07,250 --> 00:10:11,166
‫داستان راجع‌به بچه‌هاییه که می‌میرن
‫و والدینی که به دنیا برمی‌گردن.

99
00:10:13,375 --> 00:10:15,741
‫پسرم نباید بمیره.
‫اونو بهم برگردون.

100
00:10:15,791 --> 00:10:17,825
‫اونجا رو چک کنین!
‫از این طرف برین.

101
00:10:17,875 --> 00:10:19,250
‫آنتونیای بی‌چاره.

102
00:10:20,125 --> 00:10:22,458
‫حالا می‌دونی چه حسیه
‫وقتی احساس امنیت نکنی.

103
00:10:22,958 --> 00:10:24,291
‫به این سادگی نیست.

104
00:10:25,166 --> 00:10:26,616
‫اگه نمی‌خوای که بمیره،

105
00:10:26,666 --> 00:10:29,200
‫باید انتخاب کنی، مثل بقیۀ پدر مادرها.

106
00:10:29,250 --> 00:10:30,825
‫چه انتخابی؟

107
00:10:30,875 --> 00:10:32,375
‫بین زندگی پسرت و...

108
00:10:33,041 --> 00:10:34,616
‫کارلا اورتیز.

109
00:10:34,666 --> 00:10:37,250
‫- می‌خوای نجاتش بدی؟
‫- و اگه انتخاب نکنم؟

110
00:10:37,958 --> 00:10:40,658
‫اونوقت تا ۳۰ ساعت دیگه خورخه می‌میره.

111
00:10:40,708 --> 00:10:42,375
‫پس کارلا هم توی همین وضعیت گیر کرده.

112
00:10:43,458 --> 00:10:47,658
‫همیشه دقیق بودی، آنتونیا اسکات.
‫همیشه!

113
00:10:47,708 --> 00:10:50,791
‫باشه، ولی جام امن نیست و پلیس دنبالمه.

114
00:10:52,375 --> 00:10:56,625
‫اگه می‌خوای با قوانین تو بازی کنم،
‫می‌خوام به ازاش یه چیزی به من بدی.

115
00:10:57,916 --> 00:10:59,625
‫باید قوی باشی، آنتونیا.

116
00:11:00,291 --> 00:11:02,375
‫یادت نره. مثل من قوی باش.

117
00:11:03,375 --> 00:11:05,000
‫«من روی آب ساخته شدم.

118
00:11:06,541 --> 00:11:08,366
‫دیوارهایم از آتش است.»

119
00:11:08,416 --> 00:11:09,875
‫هی، ایست!

120
00:11:33,125 --> 00:11:35,908
‫آسیب زدن به بچه به چه دردی می‌خوره؟

121
00:11:35,958 --> 00:11:39,325
‫به همون دردی که واسه
‫کارلا و آلوارو تروبا خورد.

122
00:11:39,375 --> 00:11:42,325
‫تو همیشه اینو می‌گی، مأموریت خودته.

123
00:11:42,375 --> 00:11:43,575
‫باید جلوی والدین رو بگیریم.

124
00:11:43,625 --> 00:11:46,658
‫و تنها راهش از طریق بچه‌هاشونه.

125
00:11:46,708 --> 00:11:49,200
‫و خورخه اسکات هم بچۀ اون زنه.

126
00:11:49,250 --> 00:11:51,616
‫ولی من نمی‌خوام، می‌فهمی؟
‫نمی‌خوام!

127
00:11:51,666 --> 00:11:54,200
‫نمی‌خوام.

128
00:11:54,250 --> 00:11:56,791
‫- نمی‌خوام به بچه‌ها آسیبی برسونم، می‌فهمی؟
‫- بابا، بابا!

129
00:12:22,291 --> 00:12:23,375
‫البته.

130
00:12:25,041 --> 00:12:27,291
‫می‌خوای ازش محافظت کنی،
‫همون‌طوری که از من کردی.

131
00:12:43,583 --> 00:12:48,500
‫می‌دونم کاری از دست وکیل‌هام ساخته نیست،
‫ولی خوشم نمیاد تو کارهام سرک می‌کشی.

132
00:12:53,375 --> 00:12:54,500
‫بگو ببینم...

133
00:12:55,500 --> 00:12:56,541
‫واقعیت داره؟

134
00:12:58,750 --> 00:12:59,750
‫تأیید شده.

135
00:13:00,833 --> 00:13:03,000
‫ولی پلیس می‌خواد مخفی نگه داره.

136
00:13:03,916 --> 00:13:05,116
‫کشته شدن.

137
00:13:05,166 --> 00:13:08,491
‫تمامی یگان مقابله با آدم‌ربایی
‫یا کشته شدن یا آسیب شدیدی دیدن.

138
00:13:08,541 --> 00:13:11,250
‫- پارا هم همین‌طور؟
‫- پاش قطع شد. توی آی‌سی‌یوئه.

139
00:13:14,833 --> 00:13:16,333
‫جانشینش چی؟

140
00:13:19,500 --> 00:13:20,708
‫رامون.

141
00:13:21,000 --> 00:13:22,541
‫باید تصمیم‌مون رو مشخص کنیم.

142
00:13:24,625 --> 00:13:26,416
‫«کنیم؟»
‫من تصمیم می‌گیرم.

143
00:13:28,541 --> 00:13:30,916
‫مثل همیشه، تصمیم‌ها با خودمه.

144
00:13:33,166 --> 00:13:36,750
‫اگه نیاز بود برگه‌ای رو امضا کنم،
‫بذارش رو میزم.

145
00:13:39,166 --> 00:13:41,833
‫حالا هم می‌خوام تنها باشم.

146
00:14:07,291 --> 00:14:09,000
‫آنتونیا کجاست؟

147
00:14:14,250 --> 00:14:15,500
‫و شما...

148
00:14:16,083 --> 00:14:17,250
‫من پدرم.

149
00:14:18,375 --> 00:14:20,000
‫من که پدر ندارم.

150
00:14:20,541 --> 00:14:26,200
‫به من گفته بودن شوخی‌های بی‌مزه می‌کنین.

151
00:14:26,250 --> 00:14:29,291
‫جناب گوتیرز،
‫بعید بدونم متوجه شده باشین،

152
00:14:30,000 --> 00:14:32,000
‫که توی چه موقعیت حساسی هستیم.

153
00:14:36,250 --> 00:14:38,500
‫می‌شه کنترل رو بهم بدین؟

154
00:14:40,000 --> 00:14:41,333
‫چرا ازش محافظت می‌کنین؟

155
00:14:42,083 --> 00:14:43,500
‫چرا شما نمی‌کنین؟

156
00:14:44,083 --> 00:14:46,200
‫خورخه رو گروگان گرفتن.

157
00:14:46,250 --> 00:14:49,200
‫مطمئنم آنتونیا دستی توی ماجرا داره.

158
00:14:49,250 --> 00:14:52,791
‫سال‌هاست واسه اینکه وضعیتش
‫پایدار باشه دارو مصرف می‌کنه.

159
00:14:53,125 --> 00:14:56,541
‫دیگه نمی‌تونه اعمال خودش رو کنترل کنه.
‫می‌دونم که ایشون براتون عزیزن.

160
00:14:57,250 --> 00:14:58,541
‫کمکم کنین.

161
00:15:01,166 --> 00:15:05,500
‫اگه به من کمک کنین پیداش کنم،
‫بدون شکایت آزادتون می‌کنم برین.

162
00:15:06,125 --> 00:15:09,833
‫یه کراوات به خوشگلیِ اونی که
‫خودتون زدین بهم هدیه می‌دین؟

163
00:15:10,500 --> 00:15:12,041
‫احمق نباش.

164
00:15:12,291 --> 00:15:13,541
‫اون دوست تو نیست.

165
00:15:14,250 --> 00:15:16,866
‫اون اصلاً دوستی نداره،
‫و خودت هم اینو می‌دونی.

166
00:15:16,916 --> 00:15:20,075
‫فکر می‌کنه خیلی از ما بهتره.

167
00:15:20,125 --> 00:15:25,791
‫یه لطفی در حق منِ چلاق کن
‫و اون کنترل رو بی‌زحمت بهم بده.

168
00:15:35,791 --> 00:15:39,250
‫آنتونیا به هرچی که دست می‌زنه نابود می‌شه.

169
00:15:40,500 --> 00:15:43,500
‫مادرش مُرده.
‫همسرش توی کمائه.

170
00:15:43,791 --> 00:15:46,250
‫و خدا می‌دونه خورخه کجاست.

171
00:15:53,291 --> 00:15:54,916
‫و کار توام دیگه تمومه.

172
00:15:56,625 --> 00:15:58,125
‫جناب پیتر.

173
00:16:01,500 --> 00:16:04,833
‫شما روح‌تون هم خبر نداره
‫دخترتون کیه.

174
00:16:08,000 --> 00:16:10,125
‫بی‌زحمت موقع رفتن در هم ببندین.

175
00:16:22,541 --> 00:16:23,625
‫خورخه!

176
00:16:25,750 --> 00:16:27,166
‫اونجایی؟

177
00:16:28,791 --> 00:16:29,916
‫آره.

178
00:16:32,041 --> 00:16:33,083
‫حالت خوبه؟

179
00:16:34,000 --> 00:16:35,750
‫مچم درد می‌کنه.

180
00:16:36,750 --> 00:16:38,083
‫منو بستن.

181
00:16:40,250 --> 00:16:42,033
‫اذیتت که نکردن؟

182
00:16:42,083 --> 00:16:44,125
‫نه، کار دیگه‌ای نکردن.

183
00:16:47,166 --> 00:16:49,000
‫از تاریکی می‌ترسی؟

184
00:16:50,083 --> 00:16:51,875
‫سلول من تاریک نیست.

185
00:16:52,750 --> 00:16:53,791
‫واقعاً؟

186
00:16:54,750 --> 00:16:56,583
‫اونجا چرا روشنه، خورخه؟

187
00:17:01,666 --> 00:17:03,950
‫نظرت چیه «اون چیه که...» بازی کنیم؟

188
00:17:04,000 --> 00:17:06,916
‫تا یکم حواس‌مون پرت شه.
‫می‌خوای بازی کنیم؟

189
00:17:08,166 --> 00:17:10,000
‫از وقتی بچه بودم دیگه بازی نکردم.

190
00:17:10,875 --> 00:17:12,208
‫با مامانم بازی کردم.

191
00:17:12,916 --> 00:17:14,500
‫چه بازی‌ای می‌کردین؟

192
00:17:15,500 --> 00:17:16,791
‫«اون چیه که...»

193
00:17:17,666 --> 00:17:19,833
‫بازی کلمات،

194
00:17:21,500 --> 00:17:24,250
‫اردک بازی. اون بازی محبوبم بود.

195
00:17:25,000 --> 00:17:27,500
‫منم خیلی دوست دارم با پسرم بازی کنم.

196
00:17:29,000 --> 00:17:31,333
‫البته کاش بیشتر کنارش بودم.

197
00:17:33,625 --> 00:17:35,833
‫برو، شروع کن.

198
00:17:37,000 --> 00:17:39,291
‫من نمی‌تونم.
‫چون اینجا اصلاً نور نیست.

199
00:17:41,000 --> 00:17:43,500
‫باشه. من یه چیزی می‌بینم...

200
00:17:44,500 --> 00:17:45,866
‫چی می‌بینی؟

201
00:17:45,916 --> 00:17:47,333
‫اون چیه که...

202
00:17:48,291 --> 00:17:49,950
‫چیه؟

203
00:17:50,000 --> 00:17:53,533
‫که با... «گ» شروع می‌شه.

204
00:17:53,583 --> 00:17:56,125
‫با «گ» شروع می‌شه...

205
00:17:58,541 --> 00:18:00,500
‫نمی‌دونم چی با «گ» شروع می‌شه!

206
00:18:01,583 --> 00:18:03,375
‫بیا یه دور دیگه باز کنیم.

207
00:18:04,750 --> 00:18:08,200
‫من یه چیزی می‌گم،
‫تو بگو نزدیکه یا نه.

208
00:18:08,250 --> 00:18:09,291
‫باشه.

209
00:18:11,000 --> 00:18:12,250
‫میزه؟

210
00:18:13,166 --> 00:18:17,166
‫یه‌جور میزه با آینه و چندتا لامپ دورش.

211
00:18:17,833 --> 00:18:19,250
‫میز آرایشه.

212
00:18:20,375 --> 00:18:21,866
‫بُرس هم هست؟

213
00:18:21,916 --> 00:18:24,333
‫آره و رنگ.

214
00:18:25,458 --> 00:18:30,333
‫بُرس آرایش.
‫کلی مژۀ مصنوعی. حال به‌هم زنه.

215
00:18:31,541 --> 00:18:34,366
‫و لباس هم هست.
‫همه‌شون روی هم افتادن.

216
00:18:34,416 --> 00:18:36,291
‫دیگه چی می‌بینی؟

217
00:18:36,625 --> 00:18:39,208
‫بازم لباس از رگال آویزونه.

218
00:18:39,625 --> 00:18:43,250
‫- چه لباس‌هایی؟
‫- نمی‌دونم، همه‌جور لباس هست.

219
00:18:43,750 --> 00:18:45,291
‫همه مدل.

220
00:18:48,000 --> 00:18:52,491
‫موچین و قیچی هم روی میز هست؟

221
00:18:52,541 --> 00:18:55,083
‫نه، موچین و قیچی نمی‌بینم.

222
00:18:56,083 --> 00:19:00,666
‫فقط یه کلاه گیس هست.
‫همون بود که با «گ» شروع می‌شد.

223
00:19:02,375 --> 00:19:04,616
‫قبل از اینکه بره به همه‌چی یه نگاه انداخت.

224
00:19:04,666 --> 00:19:07,750
‫یه سری وسایل رو برداشت توی کیفش گذاشت.

225
00:19:08,500 --> 00:19:10,500
‫و بعدش بهم سیلی زد.

226
00:19:11,916 --> 00:19:13,750
‫تا حالا کسی منو نزده بود.

227
00:20:06,333 --> 00:20:08,033
‫خیلی آروم این کارو کن.

228
00:20:08,083 --> 00:20:09,283
‫می‌خوام تماشا کنم.

229
00:20:09,333 --> 00:20:11,958
‫باید بدونه که داره
‫تا سر حد مرگ خون‌ریزی می‌کنه.

230
00:20:14,541 --> 00:20:15,583
‫هرچی تو بگی.

231
00:20:16,541 --> 00:20:17,791
‫می‌خوام احساس تنهایی کنه.

232
00:20:23,541 --> 00:20:25,291
‫حالا چه اصراری داری؟

233
00:20:28,708 --> 00:20:31,158
‫چون آخرین لباسی که
‫توی مغازه‌ش خریدم...

234
00:20:31,208 --> 00:20:35,166
‫منو زشت نشون داد! منو!
‫غیرممکنه!

235
00:20:36,833 --> 00:20:38,166
‫چیه؟

236
00:20:39,625 --> 00:20:41,783
‫فکر می‌کنی من مثل تو آدم خوبی نیستم؟

237
00:20:41,833 --> 00:20:44,208
‫- نه، موضوع این نیست، ولی...
‫- می‌دونم.

238
00:20:44,916 --> 00:20:46,791
‫بعضی وقت‌ها انگار اصلاً منو نمی‌شناسی.

239
00:20:49,375 --> 00:20:52,458
‫بعد از اون کاری که با من کردی،
‫چه انتظاری داشتی، بابا؟

240
00:20:55,208 --> 00:20:57,041
‫انتظار داشتی خوش و خُرم برگردم؟

241
00:20:57,833 --> 00:21:00,208
‫که یه آدم عادی باشم؟

242
00:21:01,125 --> 00:21:02,491
‫متأسفم.

243
00:21:02,541 --> 00:21:04,916
‫من با دل و جون
‫این مأموریت مزخرف رو قبول کردم.

244
00:21:16,583 --> 00:21:18,375
‫خوشگله، مگه نه؟

245
00:21:19,291 --> 00:21:20,750
‫باز داری میری؟

246
00:21:22,000 --> 00:21:23,208
‫کجا؟

247
00:21:41,250 --> 00:21:42,658
‫فکر خوبی نیست.

248
00:21:42,708 --> 00:21:44,416
‫فکر بهتری ندارم.

249
00:21:45,291 --> 00:21:46,908
‫واقعاً بی‌چاره‌ای.

250
00:21:46,958 --> 00:21:47,916
‫ببین.

251
00:21:48,833 --> 00:21:50,658
‫اونو خاموش کن.
‫نگرانم می‌کنه.

252
00:21:50,708 --> 00:21:53,533
‫هر کاری که می‌گه انجام بده.
‫نیازی نیست تمیز به‌نظر برسه.

253
00:21:53,583 --> 00:21:57,666
‫فقط کافیه جلوی خون‌ریزی رو بگیری.
‫پس، لطفاً بخیه‌ها رو سفت کن.

254
00:21:59,083 --> 00:22:03,833
‫خیلی‌خب، مثل خالکوبیه، مثل خالکوبیه.
‫انگار داری نقاشی می‌کشی، خب.

255
00:22:05,208 --> 00:22:06,116
‫بزن.

256
00:22:06,166 --> 00:22:07,958
‫لعنت بهش، من نیستم.

257
00:22:11,666 --> 00:22:14,658
‫با یه نخ مونوفیلامنتِ
‫سه‌تاییِ غیرقابل جذب بخیه...

258
00:22:14,708 --> 00:22:18,200
‫- بیا، نمی‌خوام داد بزنی.
‫- من هرگز مواد روان‌گردان استفاده نمی‌کنم.

259
00:22:18,250 --> 00:22:20,158
‫- تقریباً هرگز.
‫- میای جلو درِ خونه‌م...

260
00:22:20,208 --> 00:22:23,250
‫و ازم می‌خوی بخیه بزنمت،
‫انگار که کارم بخیه زدنه!

261
00:22:24,125 --> 00:22:25,825
‫می‌ترسم چیزیت شه!

262
00:22:25,875 --> 00:22:28,658
‫- کارت با سوزنه!
‫- ولی نه با کسی که ۵۰ کیلوئه.

263
00:22:28,708 --> 00:22:32,291
‫- بدون بی هوشی این کارو نمی‌کنم، تمام.
‫- پس عوارضش رو چیکار کنم؟

264
00:22:32,708 --> 00:22:33,908
‫ممکنه معتاد شم.

265
00:22:33,958 --> 00:22:36,950
‫ممکنه حالم بد شه،
‫وقتی سرم گیج میره توهم بزنم.

266
00:22:37,000 --> 00:22:40,241
‫به آرامش فکر کن، به خنده، هاها!

267
00:22:40,291 --> 00:22:41,658
‫به افکار خلاقانه فکر کن.

268
00:22:41,708 --> 00:22:44,458
‫جدی می‌گم،
‫این درد رو تسکین می‌ده، باور کن.

269
00:22:54,041 --> 00:22:56,250
‫آفرین دختر خوب. خیلی‌خب.

270
00:22:57,083 --> 00:22:58,083
‫و...

271
00:23:06,208 --> 00:23:08,541
‫راستش خیلی هم کارم توی بخیه زدن خوبه.

272
00:23:12,083 --> 00:23:13,833
‫بعدش چی گفت؟

273
00:23:18,291 --> 00:23:21,000
‫- خورخه؟
‫- نمی‌خوام بگم.

274
00:23:22,250 --> 00:23:24,158
‫خورخه، تو چشم و گوشِ منی.

275
00:23:24,208 --> 00:23:26,958
‫می‌خوام هرچی بهت گفت رو بهم بگی.

276
00:23:28,708 --> 00:23:31,208
‫گفت می‌خواد که تو عذاب بکشی.

277
00:23:32,958 --> 00:23:36,583
‫بعدش اون ازش پرسید
‫چرا این کارها رو می‌کنه.

278
00:23:37,250 --> 00:23:39,125
‫و اونم جواب داد:

279
00:23:39,958 --> 00:23:43,200
‫«بعد از اون کاری که با من کردی،
‫چه انتظاری داشتی؟»

280
00:23:43,250 --> 00:23:46,700
‫به‌خاطر او آقاهه هم شده،
‫دختره نمی‌تونه آدم خوبی باشه.

281
00:23:46,750 --> 00:23:48,283
‫دیگه چی؟

282
00:23:48,333 --> 00:23:49,791
‫بعدش هم رفت.

283
00:23:50,375 --> 00:23:55,408
‫آقاهه بهش گفت نره،
‫ولی اون به حرفش گوش نداد.

284
00:23:55,458 --> 00:24:00,708
‫صداش کرد: «بابا، بابا، بابا، بابا...»

285
00:24:01,708 --> 00:24:04,208
‫بعش زار زار گریه کرد.

286
00:24:06,958 --> 00:24:08,625
‫می‌دونی چیه، خورخه؟

287
00:24:10,208 --> 00:24:11,875
‫من یه فکری دارم.

288
00:24:16,500 --> 00:24:26,333
‫بابا! بابا! بابا!

289
00:24:27,375 --> 00:24:31,208
‫بابا! بابا!

290
00:24:32,291 --> 00:24:36,583
‫بابا! بابا! بابا!

291
00:24:37,458 --> 00:24:42,250
‫بابا! بابا! بابا!

292
00:24:43,875 --> 00:24:48,958
‫بابا! بابا! بابا!

293
00:24:49,708 --> 00:24:50,783
‫انقدر داد و بی‌داد نکن!

294
00:24:50,833 --> 00:24:52,791
‫کی رو صدا می‌کنی؟ بگو ببینم، کی؟

295
00:24:54,000 --> 00:24:55,741
‫دست از سرش بردار!

296
00:24:55,791 --> 00:25:00,750
‫فکر کردی کی رو صدا می‌کنه؟ باباش رو!
‫چون ترسیده، نمی‌بینی؟

297
00:25:01,833 --> 00:25:03,083
‫ولش کن بره!

298
00:25:13,041 --> 00:25:16,833
‫می‌خوای منم کتک بزنی؟
‫آره، فقط اداست.

299
00:25:17,708 --> 00:25:19,375
‫فقط می‌خوای سرم شیره بمالی.

300
00:25:20,458 --> 00:25:23,325
‫تا همین‌جا کافی نبود؟

301
00:25:23,375 --> 00:25:26,625
‫همین که دیدی پدرم واسه
‫آزاد کردنم یه قدم هم برنداشت.

302
00:25:29,208 --> 00:25:31,000
‫می‌دونم که می‌خوای منم بکشی.

303
00:25:32,250 --> 00:25:33,375
‫منم قبول می‌کنم.

304
00:25:36,541 --> 00:25:37,958
‫ولی با پسره کاری نداشته باش.

305
00:25:39,625 --> 00:25:42,625
‫چرا می‌خوای به یه پسربچه آسیب برسونی؟

306
00:25:43,833 --> 00:25:45,875
‫دیدم چطور باهاش حرف می‌زدی.

307
00:25:46,458 --> 00:25:48,208
‫با ناامیدی.

308
00:25:49,958 --> 00:25:52,333
‫شنیدن صدای گریۀ بچه خیلی وحشتناکه.

309
00:25:54,333 --> 00:25:57,833
‫تو که نمی‌خوای این صدا توی سرت باشه؟

310
00:25:59,041 --> 00:26:00,541
‫بذار بره.

311
00:26:02,375 --> 00:26:03,958
‫من می‌دونم تو آدم خوبی هستی.

312
00:26:05,000 --> 00:26:07,208
‫تو فقط کارهایی که اون
‫ازت می‌خواد رو انجام میدی.

313
00:26:10,208 --> 00:26:12,208
‫- دخترت...
‫- خفه شو!

314
00:26:27,250 --> 00:26:29,375
‫تو هیچی از دختر من نمی‌دونی.

315
00:26:59,833 --> 00:27:01,616
‫نه. هنوز بیداره؟

316
00:27:01,666 --> 00:27:03,958
‫خودت که می‌شناسیش، آنتونیا.
‫نمی‌خواست بخوابه.

317
00:27:04,000 --> 00:27:05,450
‫- آره، از خواب متنفره.
‫- بابایی!

318
00:27:05,500 --> 00:27:07,583
‫- بیا اینجا ببینم، قهرمان.
‫- برو پیش بابایی.

319
00:27:09,791 --> 00:27:11,241
‫خب، شما دوتا چیکار کردین؟

320
00:27:11,291 --> 00:27:14,200
‫کار خاصی نکردیم.
‫منو توی بازی کارت پوکمون‌ها داغون کرد.

321
00:27:14,250 --> 00:27:15,950
‫- بیا.
‫- مرسی.

322
00:27:16,000 --> 00:27:17,700
‫- یه بوس کنم؟
‫- باشه.

323
00:27:17,750 --> 00:27:18,875
‫باشه، باشه، باشه!

324
00:27:20,083 --> 00:27:21,283
‫- خداحافظ.
‫- فعلاً، عزیزم.

325
00:27:21,333 --> 00:27:23,750
‫- خدافظ.
‫- خدافظ کریستینا. مرسی.

326
00:27:24,916 --> 00:27:27,833
‫- سلام! نگاهش کن!
‫- خیلی‌خب.

327
00:27:28,666 --> 00:27:29,833
‫حالا بابا!

328
00:27:32,500 --> 00:27:34,250
‫- ژاکتش رو فراموش کرده.
‫- اوه.

329
00:27:35,666 --> 00:27:38,075
‫من باز می‌کنم.
‫تو برو ببین می‌تونی بخوابونیش.

330
00:27:38,125 --> 00:27:39,375
‫- بیا.
‫- بفرما.

331
00:27:42,500 --> 00:27:43,833
‫من نمی‌خوابم.

332
00:27:53,250 --> 00:27:54,250
‫آنتونیا!

333
00:27:55,833 --> 00:27:58,116
‫خورخه!
‫عزیزم، منو نگاه کن!

334
00:27:58,166 --> 00:28:00,158
‫خوبی؟ خورخه، منو نگاه کن!

335
00:28:00,208 --> 00:28:02,083
‫چیز نیست، عزیزم.
‫تکون نخور.

336
00:28:02,583 --> 00:28:03,583
‫مارکس!

337
00:28:04,375 --> 00:28:05,041
‫مارکس! مارکس! مارکس!

338
00:28:05,750 --> 00:28:06,791
‫مارکس!

339
00:28:09,000 --> 00:28:11,125
‫مارکس! مارکس!

340
00:28:11,875 --> 00:28:12,958
‫مارکس!

341
00:28:13,541 --> 00:28:14,416
‫خورخه!

342
00:28:15,250 --> 00:28:17,750
‫نه، نه، خواهش می‌کنم!

343
00:28:18,375 --> 00:28:19,366
‫خواهش می‌کنم!

344
00:28:19,416 --> 00:28:21,250
‫خواهش می‌کنم، نه!

345
00:28:22,250 --> 00:28:25,416
‫خواهش می‌کنم! خواهش می‌کنم!

346
00:28:30,125 --> 00:28:34,000
‫خورخه، برو توی اتاقت!

347
00:29:29,625 --> 00:29:39,625
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

348
00:30:35,250 --> 00:30:37,375
‫گریه کن، آنتونیا.

349
00:30:39,708 --> 00:30:41,041
‫تو می‌تونی.

350
00:30:41,875 --> 00:30:43,541
‫مامان، خواهش می‌کنم کمکم کن!

351
00:30:44,291 --> 00:30:46,166
‫دور و ورت رو نگاه کن، آنتونیا.

352
00:30:48,291 --> 00:30:50,125
‫تو نمی‌تونی توی تاریکی بمونی.

353
00:30:52,541 --> 00:30:53,541
‫دنبالم بیا.

354
00:30:55,541 --> 00:30:57,166
‫اون‌ها نمی‌خوان بهت حمله کنن.

355
00:30:58,250 --> 00:30:59,416
‫می‌خوان بهت هشدار بدن.

356
00:31:01,541 --> 00:31:03,375
‫- کی‌ها؟
‫- دنبال‌شون برو.

357
00:31:35,250 --> 00:31:38,083
‫[من روی آب ساخته شدم،
‫دیوارهایم از آتش است.]

358
00:31:48,583 --> 00:31:50,625
<i>‫من روی آب ساخته شدم،</i>

359
00:31:53,083 --> 00:31:54,833
<i>‫دیوارهایم از آتش است.</i>

360
00:32:26,291 --> 00:32:28,533
‫بابا، رسماً داشتم بهش می‌گفتم...

361
00:32:28,583 --> 00:32:30,200
‫«باید بخوابی وگرنه
‫نمی‌تونی بچه‌تو پیدا کنی.»

362
00:32:30,250 --> 00:32:32,158
‫ولی مثل همیشه گفتم...

363
00:32:32,208 --> 00:32:35,283
‫«همه‌چی درست می‌شه.»
‫که البته هیچکس باور نمی‌کنه.

364
00:32:35,333 --> 00:32:36,700
‫خب، اون باور کرد.

365
00:32:36,750 --> 00:32:40,500
‫خوابش برد، انگار واقعاً
‫به حرف‌هام داشت فکر می‌کرد...

366
00:32:41,166 --> 00:32:42,666
‫و خوابش برد.

367
00:32:43,166 --> 00:32:45,033
‫مثل سگ‌های سبز عجیبه.

368
00:32:45,083 --> 00:32:47,916
‫نه، سگ‌های سبز در واقع
‫واسه جزیرۀ گران کاناریا هستن.

369
00:32:49,166 --> 00:32:51,158
‫واسه همین اسمش رو گران کاناریا گذاشتن.
‫(اشاره به سگ «کاناریو»)

370
00:32:51,208 --> 00:32:53,375
‫- من از جزیرۀ کاناریا نیومدم!
‫- متأسفم.

371
00:32:54,750 --> 00:32:56,658
‫- صبح بخیر.
‫- صبح بخیر.

372
00:32:56,708 --> 00:32:59,958
‫صبحونه میل داری؟
‫چی می‌خوری؟

373
00:33:02,833 --> 00:33:04,616
‫هر غذای ناسالمی که داری بیار.

374
00:33:04,666 --> 00:33:06,083
‫تو هم عین خودمی!

375
00:33:06,875 --> 00:33:08,583
‫- نوشابه داری؟
‫- نه.

376
00:33:11,333 --> 00:33:13,583
‫بیا، این مافین‌ها حالت رو جا میارن.

377
00:33:18,708 --> 00:33:21,833
‫واسه اینکه کسی پیدات نکنه،
‫باید تغییر چهره بدی.

378
00:33:23,666 --> 00:33:25,158
‫از اولش هم کسی پیدام نمی‌کرد.

379
00:33:25,208 --> 00:33:29,416
‫اگه تمام پلیس‌های مادرید عکست رو
‫داشته باشن، شاید نتونی قسر در بری.

380
00:33:31,083 --> 00:33:32,283
‫خب بگو ببینم.

381
00:33:32,333 --> 00:33:34,533
‫واسه اینکه پلیس تو رو نشناسه...

382
00:33:34,583 --> 00:33:37,033
‫باید دقیقاً برعکس چیزی باشی که الان هستی.

383
00:33:37,083 --> 00:33:38,916
‫مثلاً جلب توجه نکن.

384
00:33:39,333 --> 00:33:40,333
‫خب، چه‌جوری؟

385
00:33:40,916 --> 00:33:43,783
‫مثلاً اگه پیراهن شطرنجی دوست داری،

386
00:33:43,833 --> 00:33:46,616
‫این دفعه یه پیراهن کارتونی بپوش.

387
00:33:46,666 --> 00:33:48,875
‫همیشه جوابه،
‫چون حواس‌شون پرت می‌شه.

388
00:33:50,083 --> 00:33:51,708
‫ببین، این...

389
00:33:52,458 --> 00:33:53,283
‫[اون...

390
00:33:53,333 --> 00:33:55,116
‫می‌دونی، یه...

391
00:33:55,166 --> 00:33:56,033
‫[اون اصلاً...

392
00:33:56,083 --> 00:33:57,616
‫شلوار ورزشی هم دارم.

393
00:33:57,666 --> 00:33:58,533
‫...سلیقه نداره.]

394
00:33:58,583 --> 00:34:01,283
‫شلوار گورخری، سبک هِوی‌متال،
‫مثل ژاکت‌های چرمی.

395
00:34:01,333 --> 00:34:03,833
‫یا مثلاً هودی بپوش.
‫همیشه می‌تونی سرت کلاه بکشی.

396
00:34:04,583 --> 00:34:07,450
‫- نمی‌دونم، چیزی خوشت اومد؟
‫- نمی دونم.

397
00:34:07,500 --> 00:34:10,658
‫- ولی راست می‌گه.
‫- چیزهای دیگه هم دارم. تو خیلی عجیبی.

398
00:34:10,708 --> 00:34:13,333
‫واسه همین مناسبته.
‫این هم دارم.

399
00:34:14,333 --> 00:34:19,450
‫این زنونه‌تره. این چکمه‌ها.
‫این پیراهن رو ببین عالیه.

400
00:34:19,500 --> 00:34:20,708
‫یا شاید این. اینم هم هست...

401
00:34:21,583 --> 00:34:24,583
‫یه لباس صورتی! تو هیچ‌وقت صورتی نمی‌پوشی.
‫[منو بکش]

402
00:34:31,666 --> 00:34:33,658
‫[خواهش می‌کنم.]

403
00:34:33,708 --> 00:34:34,916
‫این هم دارم... نگاه!

404
00:34:36,750 --> 00:34:39,116
‫این! مثل فروشگاه می‌مونه.

405
00:34:39,166 --> 00:34:41,125
‫اینجا رو! یکی هم اینه.

406
00:34:42,083 --> 00:34:42,866
‫بذار ببینم...

407
00:34:42,916 --> 00:34:48,533
‫[التماس می‌کنم]

408
00:34:48,583 --> 00:34:52,533
‫از این لباس مجلسی‌ها هم هست.

409
00:34:52,583 --> 00:34:56,500
‫[نمی‌تونم]

410
00:34:56,541 --> 00:34:57,666
‫نگاه کن.
‫[نمی‌تونم]

411
00:35:03,083 --> 00:35:04,500
‫شما دوتا دارین حرف می‌زنین؟

412
00:35:07,000 --> 00:35:08,166
‫بیا.

413
00:35:09,833 --> 00:35:11,166
‫توام امتحان کن.

414
00:35:30,333 --> 00:35:31,666
‫درست بود؟

415
00:35:32,500 --> 00:35:33,583
‫«بابا.»

416
00:35:45,000 --> 00:35:46,375
‫«منو ببوس، دخترم.»

417
00:35:50,833 --> 00:35:53,000
‫عاشقتم، بابا.

418
00:35:54,083 --> 00:35:56,833
‫نیازی نیست نگران باشی.
‫دیگه تنها نیستی.

419
00:35:57,708 --> 00:35:59,750
‫دیگه هیچی بین ما فاصله نمی‌اندازه.

420
00:36:00,416 --> 00:36:03,583
‫خداروشکر که باز کنارمی.
‫دیگه ترکم نکن.

421
00:38:04,625 --> 00:38:07,408
‫مردم نمی‌دونن که زیر این شهر،
‫محیطی توخالیه.

422
00:38:07,458 --> 00:38:10,450
‫زیر مادرید، یک مادرید دیگه‌‌ست.

423
00:38:10,500 --> 00:38:11,533
‫[شبکۀ زهکشی]

424
00:38:11,583 --> 00:38:15,208
‫اگه بخوایم حتی می‌تونیم
‫به کاخ سلطنتی مادرید بریم.

425
00:38:18,416 --> 00:38:20,825
‫از کار این پایین خوشت اومده؟

426
00:38:20,875 --> 00:38:21,908
‫بستگی داره.

427
00:38:21,958 --> 00:38:24,783
‫وقتی در آخر اسم واحدمون از...

428
00:38:24,833 --> 00:38:28,950
‫اتمی، بیولوژیک و شیمیایی
‫به «تداکس» تغییر کرد،

429
00:38:29,000 --> 00:38:30,950
‫بعضی‌هامون راحت‌تر با قضیه کنار اومدیم.

430
00:38:31,000 --> 00:38:32,033
‫منظورت چیه؟

431
00:38:32,083 --> 00:38:34,750
‫تروریست‌های لعنتی عاشق زیرزمین بودن.

432
00:38:35,583 --> 00:38:37,700
‫اول از همه قاچاقچی‌های مواد.

433
00:38:37,750 --> 00:38:41,158
‫قاتل‌های سریالی.
‫توی مادرید این آدم‌ها هم داشتیم.

434
00:38:41,208 --> 00:38:44,500
‫همه‌مون فکر می‌کنیم «توی مادرید خیلی
‫خوش می‌گذره و مادرید پر از زندگیه.»

435
00:38:45,250 --> 00:38:50,333
‫اون‌ها نمی‌دونن این پایین چه خبره.
‫جاسوس‌ها، ارواح، آدم بدها.

436
00:38:50,666 --> 00:38:53,958
‫به زحمت به تعادل رسیده، به زحمت!

437
00:38:54,125 --> 00:38:57,041
‫واسه اینکه دستگیرشون کنی،
‫کم‌کم به یکی از اون‌ها تبدیل می‌شه.

438
00:38:57,958 --> 00:39:01,916
‫همین پایین بود که بیناییم رو از دست دادم.

439
00:39:02,500 --> 00:39:04,666
‫- کار بمب بود؟
‫- اسید.

440
00:39:07,375 --> 00:39:09,833
‫اگه ایرادی نداره،
‫می‌خوام یه عکس از نقشه بگیرم.

441
00:39:11,458 --> 00:39:13,083
‫- نه، بگیر.
‫- وقتی گوشیم رو روشن کنم،

442
00:39:14,125 --> 00:39:15,708
‫پلیس‌ها می‌ریزن اینجا.

443
00:39:16,333 --> 00:39:17,458
‫مهم نیست برام.

444
00:39:17,916 --> 00:39:20,125
‫من عاشق مهمون جدیدم.
‫هیچوقت کسی پیشم نمیاد.

445
00:39:23,958 --> 00:39:25,291
‫نقشه‌ها رو بردار.

446
00:39:27,250 --> 00:39:29,333
‫نیازی نیست این لطف رو در حقم کنی.

447
00:39:30,666 --> 00:39:33,958
‫ولی به پلیس نگو واسه چی اینجا اومدم.

448
00:39:39,083 --> 00:39:40,083
‫مرسی.

449
00:39:43,958 --> 00:39:45,500
‫فاخاردو دوستت بود؟

450
00:39:46,916 --> 00:39:47,783
‫آره.

451
00:39:47,833 --> 00:39:49,908
‫به نظرت چرا مرگ خودش رو جعل کرد؟

452
00:39:49,958 --> 00:39:53,625
‫همون‌طور که گفتم،
‫فکر کنم این کارو کرد تا مردم باورش کنن.

453
00:39:54,208 --> 00:39:55,325
‫احمق‌ها.

454
00:39:55,375 --> 00:39:56,825
‫اون‌هایی که مثل خودش بودن...

455
00:39:56,875 --> 00:40:00,666
‫می‌دونستن که جسد یهو ناپدید نمی‌شه،
‫حتی با چنین انفجاری!

456
00:40:01,958 --> 00:40:04,325
‫همیشه فکر می‌کردم با اون دختره فرار کرده.

457
00:40:04,375 --> 00:40:05,625
‫کدوم دختره؟

458
00:40:05,791 --> 00:40:07,458
‫همونی که توی آسایشگاه روانی باهاش آشنا شد.

459
00:40:07,500 --> 00:40:09,250
‫اونجا اصلاً با کسی آشنا نشد!

460
00:40:09,291 --> 00:40:10,708
‫اون دختر خودش بود!

461
00:40:12,166 --> 00:40:13,416
‫غیرممکنه.

462
00:40:24,125 --> 00:40:25,833
‫بجنب، بیا. برید!

463
00:40:26,333 --> 00:40:28,500
‫- در رو باز کن، زود!
‫- برید، برید، برید!

464
00:40:36,708 --> 00:40:40,166
‫[چهار سال قبل]

465
00:41:01,125 --> 00:41:02,333
‫میای یا نه؟

466
00:41:57,166 --> 00:41:58,375
‫بابا.

467
00:42:01,625 --> 00:42:03,333
‫من نمُردم.

468
00:42:34,208 --> 00:42:35,583
‫کارلا...

469
00:42:36,916 --> 00:42:37,950
‫کارلا.

470
00:42:38,000 --> 00:42:39,208
‫خورخه!

471
00:42:43,916 --> 00:42:45,666
‫چی شده، خورخه؟

472
00:42:47,833 --> 00:42:51,500
‫صبح شده و من هنوز صبحونه نخوردم.

473
00:42:51,833 --> 00:42:53,500
‫صبح شده؟

474
00:42:54,500 --> 00:42:56,083
‫تو از کجا می‌دونی؟

475
00:42:57,083 --> 00:42:58,916
‫چون گشنه‌مه.

476
00:43:02,250 --> 00:43:03,750
‫گشنه‌ته؟

477
00:43:04,666 --> 00:43:05,750
‫خب...

478
00:43:06,750 --> 00:43:08,333
‫چی دوست داری بخوری؟

479
00:43:09,416 --> 00:43:12,000
‫بگو ببینم، من برات درست می‌کنم.

480
00:43:13,000 --> 00:43:15,083
‫من آشپز خیلی خوبی‌ام، می‌دونی؟

481
00:43:16,625 --> 00:43:19,125
‫بیا آشپزی‌بازی کنیم، خب؟

482
00:43:19,833 --> 00:43:21,416
‫- بگو ببینم...
‫- امم...

483
00:43:22,250 --> 00:43:26,000
‫ساندویچ همبرگر و پنیر.

484
00:43:28,000 --> 00:43:29,083
‫دیگه چی؟

485
00:43:30,000 --> 00:43:32,250
‫بیکن، خوب سرخ شه.

486
00:43:33,000 --> 00:43:34,833
‫آب پرتقال می‌خوام.

487
00:43:35,833 --> 00:43:36,950
‫و شکلات.

488
00:43:37,000 --> 00:43:39,375
‫باباجون هیچوقت نمی‌ذاشت
‫صبحونه شکلات بخورم.

489
00:43:41,250 --> 00:43:44,125
‫پس خوش به حالت که من اینجا مامانم.

490
00:43:47,291 --> 00:43:48,366
‫نه!

491
00:43:48,416 --> 00:43:52,041
‫مامان من اینجا نیست!
‫هیچوقت پیشم نبوده.

492
00:43:54,166 --> 00:43:55,750
‫این حرف رو نزن، خورخه.

493
00:43:56,791 --> 00:43:59,750
‫مطمئنم که مادرت واسه‌ت جونش هم میده.

494
00:44:00,083 --> 00:44:04,750
‫من با باباجونم زندگی می‌کنم.
‫مامان‌جونم برام جونش هم میده.

495
00:44:15,166 --> 00:44:17,166
‫چیکار می‌کردی؟

496
00:44:18,958 --> 00:44:20,708
‫داشتم به چندتا کار مختلف رسیدگی می‌کردم.

497
00:44:21,500 --> 00:44:23,000
‫یه خبرهایی دارم.

498
00:44:23,666 --> 00:44:24,916
‫تو چی؟

499
00:44:36,666 --> 00:44:38,700
‫ماریچو، آنتونیام. چیزی نیست.

500
00:44:38,750 --> 00:44:42,750
‫- پلیس که اینجا نیس؟
‫- بیا داخل، بدو.

501
00:44:46,583 --> 00:44:47,991
‫منو ترسوندی، دختر!

502
00:44:48,041 --> 00:44:51,116
‫ببخشید، متواری‌ام و نمی‌خواستم در بزنم.

503
00:44:51,166 --> 00:44:53,491
‫راستش از ظاهرت ترسیدم.

504
00:44:53,541 --> 00:44:55,208
‫بد بودی بدتر شدی.

505
00:44:55,958 --> 00:44:57,041
‫خوبی؟

506
00:44:57,541 --> 00:44:58,708
‫جان نجاتم داد.

507
00:44:59,083 --> 00:45:00,333
‫می‌دونم.

508
00:45:00,458 --> 00:45:02,741
‫دارم براش غذا می‌برم.
‫دستگیرش کردن.

509
00:45:02,791 --> 00:45:03,700
‫این هم می‌دونم.

510
00:45:03,750 --> 00:45:06,833
‫واسه همین اینجا اومدم.
‫گفتی می‌تونم روت حساب کنم.

511
00:45:07,750 --> 00:45:09,908
‫- می‌تونم؟
‫- واسه چه کاری؟

512
00:45:09,958 --> 00:45:11,250
‫واسه نجات جان.

513
00:45:13,208 --> 00:45:14,250
‫البته.

514
00:45:40,166 --> 00:45:42,750
‫اگه می‌خوای باز هم راه بری، استفاده کن.

515
00:45:43,833 --> 00:45:45,208
‫آنتی‌بیوتیکه.

516
00:46:05,166 --> 00:46:06,458
‫مرسی.

517
00:46:07,416 --> 00:46:08,833
‫از من تشکر نکن.

518
00:46:09,625 --> 00:46:11,833
‫زمان مرگ رو جلو بردیم.

519
00:46:13,791 --> 00:46:21,791
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫» ترجمه از امیر فرحناک «

520
00:46:23,791 --> 00:46:33,791
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M