1
00:00:15,708 --> 00:00:16,958
‫بازرسی بدنی می‌کنین؟

2
00:00:19,541 --> 00:00:20,791
‫خیر، خانم.

3
00:00:21,791 --> 00:00:24,041
‫این روزها همه‌چیز غیرانسانی شده.

4
00:00:25,458 --> 00:00:28,575
‫خب، می‌تونین برین.
‫ده دقیقه، در رو باز بذارید.

5
00:00:28,625 --> 00:00:29,541
‫باشه.

6
00:00:32,583 --> 00:00:34,208
‫- سلام، جان.
‫- سلام، مامان.

7
00:00:34,708 --> 00:00:36,000
‫ببین به چه روزی افتادی.

8
00:00:36,958 --> 00:00:41,041
‫اصلاً حرف گوش نمی‌دی.
‫عصبی می‌شی.

9
00:00:42,208 --> 00:00:44,658
‫ولی پسرم، هرگز رانندۀ خوبی نبودی.

10
00:00:44,708 --> 00:00:46,158
‫هرگز رانندگیت خوب نبود.

11
00:00:46,208 --> 00:00:48,700
‫نمی‌تونستی موقع رانندگی دقت کنی.

12
00:00:48,750 --> 00:00:51,291
‫به چیزهای مختلف فکر می‌کردی.

13
00:00:55,583 --> 00:00:58,083
‫اوه، پسر عزیزم...

14
00:00:58,750 --> 00:01:02,375
‫چرا همۀ حرف‌ها رو توی دلت نگه می‌داری؟
‫اینم یه مشکلِ دیگه‌ایه.

15
00:01:03,958 --> 00:01:05,950
‫همیشه ازت می‌پرسم:
‫«چی شده، جان؟»

16
00:01:06,000 --> 00:01:07,700
‫[جان - آنتونیا]
‫[به حرف‌های مادرت گوش کن]

17
00:01:07,750 --> 00:01:10,450
‫و تو به‌جاش می‌گی:
‫«خب، این اشتباهه...»

18
00:01:10,500 --> 00:01:13,708
‫خدایا! خیر سرم مادرتم ها!

19
00:01:14,291 --> 00:01:17,875
‫هیچ‌چیز منو نمی‌ترسونه.
‫ولی نه، تو هیچوقت هیچی بهم نمی‌گی.

20
00:01:18,458 --> 00:01:20,458
‫حرف‌هاتو توی دلت نگه می‌داری.

21
00:01:22,833 --> 00:01:25,458
‫یه اتفاقی قراره برات بیفته
‫ولی نگران نباش.

22
00:01:28,208 --> 00:01:29,791
‫من عاشق این کار بودم.

23
00:01:29,833 --> 00:01:30,833
‫[یک ساعت قبل]

24
00:01:30,875 --> 00:01:32,291
‫واقعاً دلم تنگ شده بود.

25
00:01:33,125 --> 00:01:34,708
‫خیلی شبیه به آشپزیه.

26
00:01:36,333 --> 00:01:39,200
‫می‌دونی، اگه پسرم پلیس نمی‌شد،

27
00:01:39,250 --> 00:01:44,333
‫شاید منم مثل اون آقاهه
‫توی «برکینگ بد» می‌شدم.

28
00:01:46,041 --> 00:01:47,833
‫فراموشش کن.
‫(اشاره به شخصیت والتر وایت)

29
00:01:49,583 --> 00:01:50,583
‫ببین.

30
00:01:51,541 --> 00:01:55,333
‫این ضربان قلبش رو
‫مثل حشره‌خوار بالا می‌بره.

31
00:01:55,958 --> 00:01:57,908
‫باورشون نمی‌شه.

32
00:01:57,958 --> 00:02:02,033
‫- خیلی خطرناک نیست؟
‫- نه، جانِ من هیچیش نمی‌شه.

33
00:02:02,083 --> 00:02:04,575
‫خدایا، قراره بالاخره بابامو ببینم.

34
00:02:04,625 --> 00:02:08,533
‫- چقدر حالش بده؟
‫- حملۀ تندتپشی فوق بطنی.

35
00:02:08,583 --> 00:02:11,741
‫واسه پایداری وضعیتش
‫آدنوزین و ضد اضطراب تجویز کنین.

36
00:02:11,791 --> 00:02:12,958
‫تحت‌نظر داشته باشین.

37
00:02:13,541 --> 00:02:15,500
‫تو چه بی‌رحمی هستی، ننه.

38
00:02:15,750 --> 00:02:22,750
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫» ترجمه از امیر فرحناک «

39
00:02:23,750 --> 00:02:33,750
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

40
00:02:43,291 --> 00:02:44,291
‫[قسمت هفت: آینه]

41
00:02:44,333 --> 00:02:45,791
‫تا نیمه‌شب...

42
00:02:47,208 --> 00:02:50,958
‫دیگه زنده نمی‌مونن.

43
00:02:52,708 --> 00:02:56,125
‫مُردن هیچ چیز جالبی نداره.

44
00:02:56,958 --> 00:03:00,000
‫به سادگی تنفسه.

45
00:03:02,583 --> 00:03:04,500
‫من آدم خبیثی نیستم.

46
00:03:05,208 --> 00:03:08,333
‫من فقط یه خبررسانم.

47
00:03:10,458 --> 00:03:12,291
‫پیام می‌فرستم.

48
00:03:14,125 --> 00:03:19,125
‫می‌تونم بدون اینکه بسوزم،
‫از آتیش رد شم.

49
00:03:19,708 --> 00:03:23,083
‫می‌تونم بدون اینکه لکه‌ای روم بیفته،
‫کارهای خبیثانه‌ای کنم.

50
00:03:26,083 --> 00:03:29,833
‫می‌تونم بدترین کارها رو کنم...

51
00:03:36,541 --> 00:03:37,825
‫و با این حال...

52
00:03:37,875 --> 00:03:39,875
‫متنفرم کسی توی اتاقم باشه.

53
00:03:47,041 --> 00:03:49,208
‫باید هرچه زودتر بهش رسیدگی کرد.

54
00:03:52,375 --> 00:03:54,291
‫کار بهتری سراغ نداری؟

55
00:03:56,750 --> 00:03:58,250
‫برو بذار استراحت کنم.

56
00:04:22,458 --> 00:04:23,458
‫دنیل.

57
00:04:24,291 --> 00:04:27,991
‫فقط می‌خوام اینو بدونی.
‫قبل از تاریکی دارم میرم.

58
00:04:28,041 --> 00:04:29,658
‫پسرم اون بیرون بهم نیاز داره.

59
00:04:29,708 --> 00:04:31,875
‫[موفق باشی]

60
00:04:39,291 --> 00:04:41,625
‫دخترت هم به تو نیاز داره.
‫چه باور کنی چه نکنی.

61
00:04:43,958 --> 00:04:46,208
‫نیاز اون به تو بیشتر
‫از نیاز تو به اونه.

62
00:04:56,333 --> 00:04:58,458
‫هرگز لطفی که در حقم کردین
‫رو فراموش نمی‌کنم.

63
00:05:12,666 --> 00:05:15,083
‫فردا می‌بینمت.

64
00:05:20,291 --> 00:05:21,458
‫آنتونیا اسکاتم.

65
00:05:22,416 --> 00:05:23,791
‫من همه‌چیز رو می‌دونم.

66
00:05:27,250 --> 00:05:28,500
‫باز کنید! پلیس!

67
00:05:30,250 --> 00:05:31,416
‫یه لحظه!

68
00:05:31,916 --> 00:05:34,166
‫هی، نرو! خانم، لطفاً.

69
00:05:36,291 --> 00:05:37,541
‫چیکار می‌کنی؟

70
00:05:38,458 --> 00:05:41,158
‫- الان کی پول اون قفل رو میده؟
‫- همه‌جا رو بگردین.

71
00:05:41,208 --> 00:05:42,950
‫- کی پولش رو میده؟
‫- خفه شو.

72
00:05:43,000 --> 00:05:45,083
‫- پدرم رو نترسونین!
‫- بیاین اینجا.

73
00:05:46,958 --> 00:05:51,208
‫چند روز پیش یه خانمی به اسم
‫آنتونیا اسکات...

74
00:05:52,500 --> 00:05:55,791
‫با کارآگاه گوتیرز اینجا بود.

75
00:05:56,500 --> 00:05:57,541
‫یه مرد گنده.

76
00:05:59,041 --> 00:06:01,541
‫- تابحال ندیدم‌شون.
‫- هرگز ندیدی‌شون؟

77
00:06:03,458 --> 00:06:04,908
‫ماری‌جوآنا داره.

78
00:06:04,958 --> 00:06:06,700
‫مهم نیست چی داره.

79
00:06:06,750 --> 00:06:08,166
‫نمی‌تونی داخل بری! هی!

80
00:06:15,083 --> 00:06:16,666
‫به چی زل زدی؟

81
00:06:53,083 --> 00:06:54,250
‫کارلا.

82
00:06:55,750 --> 00:06:56,833
‫چی شده؟

83
00:06:58,041 --> 00:07:01,200
‫خیلی ساکتی. چیزی شده؟

84
00:07:01,250 --> 00:07:02,375
‫نه.

85
00:07:03,125 --> 00:07:05,916
‫همه‌چی خوبه. مشکلی نیست.

86
00:07:07,125 --> 00:07:10,041
‫الان‌هاست که بیان نجات‌مون بدن.
‫خودت می‌بینی.

87
00:07:11,166 --> 00:07:13,625
‫مطمئنم باباجون ما رو نجات میده.

88
00:07:14,875 --> 00:07:16,750
‫اون تسلیم نمی‌شه.

89
00:07:18,416 --> 00:07:20,950
‫می‌دونستی توی جنگ خلیج فارس زندانی بود؟

90
00:07:21,000 --> 00:07:22,875
‫تونل کند و فرار کرد.

91
00:07:23,666 --> 00:07:25,583
‫بهش مدال افتخار دادن و چیزهای دیگه.

92
00:07:27,250 --> 00:07:29,625
‫کاش اونقدری زمان داشتیم که تونل بِکنیم.

93
00:07:41,416 --> 00:07:42,583
‫چرا؟

94
00:09:03,833 --> 00:09:05,708
‫حتی وقت نشد غذامو بخورم.

95
00:09:06,583 --> 00:09:08,700
‫منتظر نتایجیم.

96
00:09:08,750 --> 00:09:11,000
‫نتایج که مشخص شه،
‫طبق اون درمان رو شروع می‌کنیم.

97
00:09:11,666 --> 00:09:13,366
‫پس قطعاً اینجا می‌مونه؟

98
00:09:13,416 --> 00:09:15,541
‫- فعلاً می‌مونه.
‫- لعنتی.

99
00:09:16,166 --> 00:09:17,375
‫تا کِی؟

100
00:09:17,416 --> 00:09:20,000
‫این دیگه بستگی به روند بهبود خودش داره.

101
00:09:22,416 --> 00:09:23,541
‫عوضی بی‌قواره در رفت.

102
00:09:23,750 --> 00:09:24,750
‫[جان گوتیرز]

103
00:09:28,166 --> 00:09:29,291
‫لباست رو خوب نبستی.

104
00:09:42,000 --> 00:09:43,700
‫می‌خوای بزنی منو بکشی؟

105
00:09:43,750 --> 00:09:45,533
‫پسرم، ادبت کجا رفته!

106
00:09:45,583 --> 00:09:47,533
‫انقدر غر نزن و سوار شو.

107
00:09:47,583 --> 00:09:49,666
‫لباست هم عوض کن.
‫اصلاً مناسب نیست.

108
00:09:50,500 --> 00:09:51,666
‫بجنب، بدو!

109
00:09:56,541 --> 00:09:59,491
‫- رفتی کت و شلوار آوردی، مامان؟
‫- و اسلحه‌ت که خونه بود.

110
00:09:59,541 --> 00:10:01,575
‫نمی‌شد یه گرم‌کن میاوردی؟

111
00:10:01,625 --> 00:10:05,041
‫تو آخه توی عمرت گرم‌کن پوشیدی؟

112
00:10:06,750 --> 00:10:08,291
‫لعنت بهش.

113
00:10:35,416 --> 00:10:36,750
‫آمادۀ نقشۀ دوم هستی؟

114
00:10:43,916 --> 00:10:45,791
‫از این قیافه خوشم نمیاد.

115
00:10:47,625 --> 00:10:49,541
‫باید امروز خوشحالم کنی.

116
00:10:52,166 --> 00:10:54,375
‫تا سه ساعت دیگه کارِ کارلا رو تموم می‌کنی.

117
00:10:55,791 --> 00:10:57,375
‫ولی قبلش پسره رو بکش.

118
00:10:58,666 --> 00:11:00,000
‫نیازه؟

119
00:11:06,708 --> 00:11:08,708
‫محض رضای خدا، اون فقط یه بچه‌ست.

120
00:11:10,458 --> 00:11:12,000
‫می‌خوای من بکشمش؟

121
00:11:24,250 --> 00:11:26,041
‫فقط همین رو می‌خوای؟

122
00:11:26,291 --> 00:11:28,950
‫خیلی‌ها حاضرن در ازای
‫رازهایی که الان داری کلی آدم بکشن.

123
00:11:29,000 --> 00:11:30,583
‫من فقط همین رو ازت می‌خوام.

124
00:11:33,625 --> 00:11:35,000
‫از کجا فهمیدی؟

125
00:11:37,916 --> 00:11:40,250
‫پسری که مُرد روی چونه‌ش گودی داشت.

126
00:11:41,000 --> 00:11:43,750
‫یکی از والدین باید
‫توی ژن‌شون گودیِ چونه باشه.

127
00:11:43,791 --> 00:11:47,250
‫ممکنه از اقوام به ارث ببره،
‫ولی احتمالش یک در پنج هزاره.

128
00:11:47,625 --> 00:11:49,791
‫تریسا می‌دونه چه تصمیمی گرفتی؟

129
00:11:52,583 --> 00:11:54,375
‫تریسا بی‌خبره.

130
00:11:56,750 --> 00:11:58,083
‫و نباید هم بدونه!

131
00:11:59,666 --> 00:12:00,500
‫هرگز.

132
00:12:06,291 --> 00:12:07,375
‫خودت بچه داری؟

133
00:12:08,250 --> 00:12:09,041
‫یکی.

134
00:12:11,250 --> 00:12:12,500
‫ازیکیل گرفته‌تش.

135
00:12:14,125 --> 00:12:15,125
‫متأسفم.

136
00:12:16,250 --> 00:12:18,625
‫نیازی نیست. نجاتش میدم.

137
00:12:21,750 --> 00:12:22,875
‫ازت چی خواسته؟

138
00:12:25,125 --> 00:12:27,750
‫تو هرگز بهم نمی‌گی چی از تو خواسته، می‌گی؟

139
00:12:29,750 --> 00:12:31,500
‫به‌نظر می‌رسه که دست‌کم گرفتمت.

140
00:12:34,666 --> 00:12:35,666
‫آره.

141
00:12:37,416 --> 00:12:39,083
‫اون پسر تریسا بود.

142
00:12:41,083 --> 00:12:42,541
‫باهم یه مدرسه می‌رفتن.

143
00:12:44,000 --> 00:12:47,916
‫هم سن و هم قد بودن.

144
00:12:49,916 --> 00:12:51,666
‫راحت می‌شد قاطی‌شون کرد.

145
00:12:52,500 --> 00:12:54,541
‫پس آلوارو پیش تریسائه؟

146
00:12:58,375 --> 00:12:59,375
‫آره.

147
00:13:00,750 --> 00:13:02,166
‫تا وقتی که ازیکیل زنده باشه.

148
00:13:03,083 --> 00:13:05,833
‫نمی‌خوام برگرده تا اشتباهش رو جبران کنه.

149
00:13:06,916 --> 00:13:09,000
‫چی باعث شده فکر کنی اشتباه بوده؟

150
00:13:10,000 --> 00:13:11,833
‫تو توضیح بهتری داری؟

151
00:13:14,500 --> 00:13:16,250
‫چیزی که خواستم رو بهم میدی؟

152
00:13:32,541 --> 00:13:34,916
‫همون جوابی رو بهت می‌دم که به دوستت دادم.

153
00:13:35,833 --> 00:13:38,166
‫یه گلوله توی مغز اون هیولا خالی کن.

154
00:13:44,416 --> 00:13:46,416
‫- پُره، نه؟
‫- هفده‌تا گلوله.

155
00:13:47,583 --> 00:13:50,000
‫- بلدی ازش استفاده کنی؟
‫- زود یاد می‌گیرم.

156
00:14:17,000 --> 00:14:18,791
‫[شمارۀ ناشناس]
‫[دو فایل ارسال شده]

157
00:14:27,250 --> 00:14:31,000
‫مهم نیست گوشی مامانته یا خودت.
‫این پیام رو که گوش دادی خاموشش کن.

158
00:14:32,750 --> 00:14:35,866
‫- موهاتو خراب نکن، لعنتی.
‫- وقتی زیرزمین رفتیم باهم حرف می‌زنیم.

159
00:14:35,916 --> 00:14:38,125
‫اون پایین دیگه نمی‌تونن ردمون رو بزنن.

160
00:14:39,583 --> 00:14:41,575
‫من خیلی توی معذرت‌خواهی خوب نیستم.

161
00:14:41,625 --> 00:14:44,541
‫یا وقت‌هایی که باید احساسی شم،
‫ولی بذار ببینم چطور پیش میره.

162
00:14:45,500 --> 00:14:46,991
‫تو دوبار جونم رو نجات دادی.

163
00:14:47,041 --> 00:14:50,325
‫آدم خوبی هستی،
‫با اینکه جوک‌هات منو نمی‌خندونن.

164
00:14:50,375 --> 00:14:51,750
‫و من می‌خوام...

165
00:14:53,166 --> 00:14:54,166
‫نه.

166
00:14:55,291 --> 00:14:57,791
‫من نیاز دارم الان کنار هم باشیم.

167
00:14:59,250 --> 00:15:01,833
‫آدم‌های توی سکوی نفتی رو نجات بدیم.

168
00:15:03,041 --> 00:15:04,033
‫خیلی‌خب.

169
00:15:04,083 --> 00:15:07,333
‫حالا حواست رو جمع کن
‫گوش بده چی بهت می‌گم.

170
00:15:19,125 --> 00:15:21,583
‫[من روی آب ساخته شدم،
‫ دیوارهایم از آتش است.]

171
00:16:02,000 --> 00:16:03,291
‫ببین چی پیدا کردم.

172
00:16:11,875 --> 00:16:14,541
‫اینو خیلی‌وقت پیش بهش داده بودم.

173
00:16:15,291 --> 00:16:17,250
‫حتی بازش هم نکرد.

174
00:16:20,583 --> 00:16:23,000
‫می‌دونی اون چقدر می‌ارزه؟

175
00:16:25,625 --> 00:16:28,416
‫هرگز نفهمیدم چطور کارلا
‫رو راضی به انجام کاری کنم.

176
00:16:29,791 --> 00:16:30,750
‫اون چیه؟

177
00:16:35,000 --> 00:16:36,333
‫این...

178
00:16:37,875 --> 00:16:38,875
‫خب، این...

179
00:16:39,875 --> 00:16:41,791
‫عروسک محبوب کارلائه.

180
00:16:44,583 --> 00:16:48,041
‫شب‌ها چون از تاریکی می‌ترسید بغلش می‌کرد.

181
00:16:49,291 --> 00:16:51,541
‫هنوز هم از تاریکی می‌ترسه.

182
00:16:53,041 --> 00:16:54,166
‫حالا می‌بینم...

183
00:16:56,000 --> 00:16:58,875
‫توی کمدش عروسک‌های دیگه‌ای هم هست.

184
00:17:01,500 --> 00:17:02,791
‫به‌علاوۀ قرص‌ها.

185
00:17:04,333 --> 00:17:05,700
‫کلی قرص.

186
00:17:05,750 --> 00:17:08,916
‫خیلی چیزها هست که ازشون بی‌خبرم.

187
00:17:12,291 --> 00:17:14,166
‫نتونستم از دخترم محافظت کنم، تورس.

188
00:17:15,250 --> 00:17:18,916
‫می‌تونم بهترین ماءالشعیر جهان رو بخرم
‫ولی نمی‌تونم از دخترم...

189
00:17:20,250 --> 00:17:21,825
‫محافظت کنم.

190
00:17:21,875 --> 00:17:23,166
‫تقصیر تو نیست!

191
00:17:23,666 --> 00:17:25,616
‫نباید احساس گناه کنی.

192
00:17:25,666 --> 00:17:27,750
‫به‌نظرت باید تسلیم می‌شدم؟

193
00:17:30,375 --> 00:17:32,666
‫به‌نظرم تو سخت‌ترین تصمیم ممکن رو گرفتی.

194
00:17:37,875 --> 00:17:38,916
‫آره.

195
00:17:43,500 --> 00:17:47,291
‫اگه دخترم رو بهتر بزرگ می‌کردم...

196
00:17:49,500 --> 00:17:52,083
‫مطمئن بودم که اون هم همین کارو می‌کرد.

197
00:17:54,500 --> 00:17:57,250
‫[از این سکو به بعد قطار شما را می‌برد.]

198
00:18:07,541 --> 00:18:08,541
‫لعنتی.

199
00:18:33,875 --> 00:18:35,041
‫لعنتی.

200
00:19:17,000 --> 00:19:20,575
‫خیر، خانم. من علاقه‌ای
‫به تعویض تأمین‌کننده‌ها ندارم.

201
00:19:20,625 --> 00:19:22,666
‫- ممنون.
‫- دلم واسه احمق‌بازی‌هات تنگ شده بود.

202
00:19:23,416 --> 00:19:25,450
‫موقعیت اصلیت رو برام بفرست.

203
00:19:25,500 --> 00:19:26,950
‫کجایی؟

204
00:19:27,000 --> 00:19:28,583
‫زیر کاوا آلتا.

205
00:19:29,875 --> 00:19:33,366
‫الان باید اونجا باهم ماءالشعیر بخوریم.

206
00:19:33,416 --> 00:19:35,500
‫نقشه رو به گوشی مادرت ارسال می‌کنم.

207
00:19:43,500 --> 00:19:45,366
‫- لعنتی.
‫- چی شده؟

208
00:19:45,416 --> 00:19:47,250
‫فکر کنم یکی دنبالمه.

209
00:19:47,791 --> 00:19:48,741
‫بهش توجه نکن.

210
00:19:48,791 --> 00:19:52,200
‫واسه تو گفتنش راحته.
‫تو رو که کسی دنبال نمی‌کنه.

211
00:19:52,250 --> 00:19:53,991
‫اگه می‌خواست تو رو بکشه،
‫تا الان مُرده بودی.

212
00:19:54,041 --> 00:19:56,083
‫خب، خیالم پس راحت شد!

213
00:20:18,041 --> 00:20:19,208
‫یه در اینجاست.

214
00:20:20,083 --> 00:20:21,325
‫توی نقشه نبود!

215
00:20:21,375 --> 00:20:24,741
‫شاید مسیرو اشتباه رفتی، نابغه.

216
00:20:24,791 --> 00:20:27,083
‫نه، درسته.

217
00:20:28,666 --> 00:20:31,333
‫وایسا، فکر کنم بتونم بدون کلید بازش کنم.

218
00:20:31,916 --> 00:20:32,875
‫بازش کن.

219
00:20:38,333 --> 00:20:39,166
‫اوه اوه...

220
00:20:39,875 --> 00:20:41,625
‫اوه اوه، چی شد؟

221
00:20:48,083 --> 00:20:49,083
‫یه بمب اینجاست.

222
00:20:49,666 --> 00:20:50,750
‫عالی شد.

223
00:20:51,916 --> 00:20:53,583
‫می‌خوای چیکار کنی؟

224
00:20:55,500 --> 00:20:56,666
‫خنثی‌ش‌ کنم.

225
00:20:58,291 --> 00:21:01,375
‫یه مواد منفجرۀ سمتکس پلاستیکیه.

226
00:21:02,083 --> 00:21:03,991
‫مدلش رو عوض کرده.

227
00:21:04,041 --> 00:21:07,291
‫- نمی‌دونم سیم قرمزه یا صورتی.
‫- بهش دست نزن!

228
00:21:07,875 --> 00:21:09,200
‫به من نگو چیکار کنم.

229
00:21:09,250 --> 00:21:15,283
‫آنتونیا، بهش فکر هم نکن!
‫نه، نکن، نه!

230
00:21:15,333 --> 00:21:17,375
‫فخاردو خیلی حرفه‌ایه.

231
00:21:19,333 --> 00:21:22,741
‫حتماً از کپسول آلومینیومی
‫کوتاه‌مدت استفاده کرده.

232
00:21:22,791 --> 00:21:24,916
‫خب، بذار ببینم.

233
00:21:26,125 --> 00:21:29,291
‫احتمال اینکه درست حدس بزنی چقدره؟

234
00:21:30,291 --> 00:21:32,200
‫احتمالش ۶۸/۵ درصده.

235
00:21:32,250 --> 00:21:34,416
‫خب، اگه اشتباه حدس بزنی چی می‌شه؟

236
00:21:35,791 --> 00:21:37,783
‫باید تنهایی خورخه رو نجات بدی.

237
00:21:37,833 --> 00:21:39,500
‫امکان نداره!

238
00:21:40,375 --> 00:21:41,825
‫گوش بده چی می‌گم.

239
00:21:41,875 --> 00:21:45,916
‫احتمال ۶۸/۵ درصد خیلی پایینه.

240
00:21:47,166 --> 00:21:49,200
‫اگه ۹۰ درصد بود باز یه چیزی!

241
00:21:49,250 --> 00:21:51,325
‫خودت می‌تونی با نقشه پیش بری.

242
00:21:51,375 --> 00:21:54,125
‫بیا شانس‌مون رو امتحان نکنیم!
‫دور می‌زنیمش، تمام.

243
00:21:57,125 --> 00:21:59,000
‫می‌دونستم، قرمزه بود.

244
00:22:00,833 --> 00:22:03,916
‫اصلاً گوشِت با من نبود، نه؟

245
00:22:11,833 --> 00:22:14,125
‫با بمب برامون نقشه کشیدن، جان.

246
00:22:20,000 --> 00:22:22,750
‫اگه هر قسمت وایسم،
‫به موقع نمی‌رسیم.

247
00:22:38,000 --> 00:22:39,000
‫جان.

248
00:22:41,291 --> 00:22:44,033
‫ساندرا از اولش برامون پیام می‌فرستاد.

249
00:22:44,083 --> 00:22:46,000
‫داشت امتحان‌مون می‌کرد.

250
00:22:46,666 --> 00:22:48,950
‫دلیلی نداره بذاره تا اینجا بیایم...

251
00:22:49,000 --> 00:22:50,616
‫تا مثل یگان مقابله با آدم‌ربایی بمیریم.

252
00:22:50,666 --> 00:22:52,083
‫زیادی آسونه.

253
00:22:53,083 --> 00:22:56,500
‫آنتونیا، زیر دیپلم حرف بزن.

254
00:23:04,250 --> 00:23:05,708
‫اون‌ها ستاره نبودن.

255
00:23:06,916 --> 00:23:08,583
‫هشت‌تا انفجار بودن.

256
00:23:09,250 --> 00:23:10,750
‫ناوالکخیگو.

257
00:23:11,166 --> 00:23:12,166
‫دیوارنماها.

258
00:23:13,583 --> 00:23:15,666
‫منظور ساندرا تاکسی نبود.

259
00:23:16,333 --> 00:23:19,033
‫داشت راجع‌به بمب‌هایی که
‫توی مادرید کار گذاشته حرف می‌زد.

260
00:23:19,083 --> 00:23:21,083
‫و داشت می‌گفت اون‌ها کجان.

261
00:23:25,250 --> 00:23:26,666
‫نزدیک بود یکی‌شون رو فعال کنم.

262
00:23:28,458 --> 00:23:30,458
‫حرفت رو نشنیده می‌گیرم.

263
00:23:31,416 --> 00:23:34,708
‫هشت بمب توی هشت نقطۀ مهم
‫از مادرید کار گذاشته شدن.

264
00:23:36,750 --> 00:23:38,700
‫نقشۀ بزرگ‌تری داره.
‫می‌خواد همه‌چیزو نابود کنه.

265
00:23:38,750 --> 00:23:40,458
‫اینم یه نظریه.

266
00:23:42,833 --> 00:23:45,825
‫- جان، به من اعتماد داری؟
‫- دوست من...

267
00:23:45,875 --> 00:23:48,833
‫با توجه به وضعیتی که توشیم،
‫فکر نکنم راه دیگه‌ای داشته باشم!

268
00:23:52,083 --> 00:23:54,950
‫همین‌طوری برو.
‫من حواسم بهت هست.

269
00:23:55,000 --> 00:23:58,500
‫فقط باید حواست به بمب‌ها باشه.
‫من بهت می‌گم کجان.

270
00:24:01,333 --> 00:24:03,583
‫یه متر جلوتر یه بمبه.

271
00:24:10,833 --> 00:24:12,208
‫می‌تونی ادامه بدی.

272
00:24:13,125 --> 00:24:15,416
‫به روی چشم!

273
00:24:32,583 --> 00:24:34,208
‫دیگه نمی‌تونم!

274
00:24:34,958 --> 00:24:37,041
‫می‌شه بیای منو ببوسی و شب بخیر بگی؟

275
00:24:52,791 --> 00:24:54,833
‫دخترۀ روانی!

276
00:24:56,083 --> 00:24:57,916
‫می‌شه دقیق‌تر توضیح بدی؟

277
00:24:58,708 --> 00:25:00,583
‫جان، چی شده؟

278
00:25:09,666 --> 00:25:10,583
‫عکس‌ها.

279
00:25:13,208 --> 00:25:15,791
‫همه‌جا عکس‌هامون هست.

280
00:25:17,208 --> 00:25:18,583
‫حق با تو بود.

281
00:25:19,833 --> 00:25:21,783
‫داره بازی‌مون میده.

282
00:25:21,833 --> 00:25:22,875
‫از همون اولش داشت بازی‌مون می‌داد.

283
00:25:23,583 --> 00:25:25,241
‫این‌ها همه‌ش واسه اون یه بازیه.

284
00:25:25,291 --> 00:25:28,041
‫تا وقتی بخواد به بازیش ادامه بده،
‫جای نگرانی‌ای واسه ما نیست.

285
00:25:31,875 --> 00:25:33,333
‫صدامو می‌شنوی، جان؟

286
00:25:35,625 --> 00:25:36,708
‫مادرم نه!

287
00:25:39,166 --> 00:25:41,083
‫کدوم گوری هستی، دخترۀ عوضی؟

288
00:25:41,708 --> 00:25:42,875
‫بیا بیرون.

289
00:25:43,208 --> 00:25:44,866
‫خودت رو نشون بده، عوضی!

290
00:25:44,916 --> 00:25:45,833
‫نه.

291
00:25:46,541 --> 00:25:48,783
‫- جان آروم باش.
‫- بیا بیرون، کثافت!

292
00:25:48,833 --> 00:25:51,783
‫اون هم می‌خواد عصبی شی
‫و کنترلت رو از دست بدی.

293
00:25:51,833 --> 00:25:54,125
‫- جان!
‫- می‌دونم صدامو می‌شنوی. بیا بیرون.

294
00:25:54,833 --> 00:25:57,783
‫- می‌دونم صدامو می‌شنوی.
‫- گوش بده به من، خواهش می‌کنم، آروم باش!

295
00:25:57,833 --> 00:25:59,075
‫- بیا بیرون، عوضی!
‫- جان!

296
00:25:59,125 --> 00:26:01,741
‫جان، تمومش کن.
‫دو متر جلوتر یه بمبه!

297
00:26:01,791 --> 00:26:04,041
‫- من اینجام! بیا! بیا دیگه!
‫- جان، وایسا!

298
00:26:16,416 --> 00:26:17,291
‫جان؟

299
00:26:19,416 --> 00:26:20,583
‫صداتو دارم.

300
00:26:22,125 --> 00:26:23,625
‫دیگه این کارو نکن.

301
00:26:25,291 --> 00:26:26,416
‫چیزی نمونده بود خودتو بکشی.

302
00:26:27,041 --> 00:26:28,041
‫من خوبم.

303
00:26:30,166 --> 00:26:32,458
‫آروم‌ام.

304
00:26:34,875 --> 00:26:36,166
‫مرسی، آنتونیا.

305
00:26:49,791 --> 00:26:50,791
‫الان نه!

306
00:26:55,166 --> 00:26:56,241
‫بیا بریم.

307
00:26:56,291 --> 00:26:59,541
‫هنوز نیمه‌شب نشده.
‫رئیس گفت تقلب نکنیم.

308
00:27:02,916 --> 00:27:04,083
‫«رئیس؟»

309
00:27:08,208 --> 00:27:11,166
‫- چی شده؟ چرا دارن داد می‌زنن؟
‫- تو که برات مهم نیست!

310
00:27:12,291 --> 00:27:14,158
‫نگران نباش، داریم نزدیک می‌شیم.

311
00:27:14,208 --> 00:27:15,541
‫من می‌ترسم.

312
00:27:19,291 --> 00:27:21,083
‫می‌خوای با من آهنگ بخونی؟

313
00:27:21,666 --> 00:27:25,166
‫خجالت می‌کشم.
‫ما که همدیگه رو نمی‌شناسیم.

314
00:27:26,541 --> 00:27:29,916
‫خیلی بامزه‌ای، خورخه.
‫اگه پسرم بود ازت خوشش می‌اومد.

315
00:27:42,791 --> 00:27:44,041
‫الان نه، لطفاً.

316
00:27:44,541 --> 00:27:45,991
‫الان نه، لطفاً.

317
00:27:46,041 --> 00:27:47,041
‫چی شده؟

318
00:27:47,625 --> 00:27:48,958
‫چه اتفاقی افتاده؟

319
00:27:52,791 --> 00:27:53,791
‫آنتونیا.

320
00:27:55,833 --> 00:27:56,741
‫خواهش می‌کنم.

321
00:27:56,791 --> 00:27:58,241
‫آنتونیا، چی شده؟

322
00:27:58,291 --> 00:27:59,458
‫الان نه!

323
00:28:01,583 --> 00:28:03,041
‫قرص‌هات تموم شدن؟

324
00:28:06,708 --> 00:28:08,116
‫فکر کن، فکر کن...

325
00:28:08,166 --> 00:28:10,958
‫ولم کنین!

326
00:28:12,041 --> 00:28:13,791
‫مراقب بمب باش!
‫جلو نرو!

327
00:28:15,291 --> 00:28:16,991
‫ولم کنین! نه!

328
00:28:17,041 --> 00:28:19,075
‫- خورخه!
‫- ولم کنین!

329
00:28:19,125 --> 00:28:20,666
‫آنتونیا، به خورخه فکر کن!

330
00:29:03,291 --> 00:29:04,075
‫خورخه.

331
00:29:04,125 --> 00:29:06,866
‫خودشه.
‫اسمش رو بگو.

332
00:29:06,916 --> 00:29:09,158
‫- خورخه.
‫- خودشه. اسمش رو بگو.

333
00:29:09,208 --> 00:29:11,366
‫- خورخه.
‫- خورخه.

334
00:29:11,416 --> 00:29:13,458
‫- خورخه.
‫- خودشه، پسرته.

335
00:29:32,708 --> 00:29:34,041
‫پسرته.

336
00:29:35,083 --> 00:29:36,958
‫به قرص نیازی نداری.

337
00:29:37,666 --> 00:29:39,416
‫به هیچ‌چیز نیازی نداری.

338
00:29:41,125 --> 00:29:42,791
‫باید نجاتش بدی.

339
00:29:48,833 --> 00:29:50,125
‫تو مادرشی.

340
00:29:55,291 --> 00:29:56,375
‫آنتونیا.

341
00:29:59,166 --> 00:30:00,291
‫آنتونیا!

342
00:30:04,166 --> 00:30:05,541
‫من خوبم.

343
00:30:06,208 --> 00:30:08,666
‫آنتونیا، بیا.

344
00:30:15,041 --> 00:30:16,416
‫مرسی، جان.

345
00:30:49,416 --> 00:30:50,625
‫رسیدیم.

346
00:30:51,791 --> 00:30:55,666
‫من ساندرا رو بیرون می‌کشم.
‫تو ترتیب فخاردو رو بده.

347
00:30:55,958 --> 00:30:57,491
‫فکر می‌کنی بتونی از پسش بربیای؟

348
00:30:57,541 --> 00:30:58,916
‫ببین، آی‌کیوی ۲۴۲...

349
00:31:00,291 --> 00:31:02,458
‫ناسلامتی اهل بیلبائوام.

350
00:31:03,291 --> 00:31:05,416
‫وقتی زمانش برسه، کارم رو می‌کنم.

351
00:31:06,041 --> 00:31:09,741
‫خودم دیدم جوری گردن یه جَوون رو بُریدی
‫که انگار داشتی هلو پوست می‌کندی.

352
00:31:09,791 --> 00:31:11,491
‫اونوقت الان می‌گی
‫تقلب توی کارِت نیست!

353
00:31:11,541 --> 00:31:14,125
‫برات چه فرقی داره
‫الان بمیرن یا یه ساعت دیگه؟

354
00:31:14,166 --> 00:31:17,291
‫- کی اهمیت میده؟
‫- خدا. اون همه‌مون رو می‌بینه.

355
00:31:19,541 --> 00:31:20,583
‫خدا، هوم؟

356
00:31:23,833 --> 00:31:25,541
‫ساندرا!

357
00:31:27,666 --> 00:31:28,991
‫بالاخره پیدات کردم!

358
00:31:29,041 --> 00:31:32,075
‫منم تو رو پیدا کردم، آنتونیا اسکات.

359
00:31:32,125 --> 00:31:33,158
‫من اینجام!

360
00:31:33,208 --> 00:31:34,458
‫بکش‌شون.

361
00:31:39,291 --> 00:31:40,333
‫بیا بیرون!

362
00:31:41,541 --> 00:31:43,291
‫بیا بیرون!
‫خودت رو نشون بده.

363
00:31:44,875 --> 00:31:46,666
‫وقتش رسیده باهم روبه‌رو بشیم.

364
00:31:53,958 --> 00:31:55,491
‫«صدا» چیز خارق‌العاده‌ایه.

365
00:31:55,541 --> 00:31:56,833
‫موافقی؟

366
00:31:57,541 --> 00:32:00,166
‫آدم هیچوقت نمی‌دونه از کجا داره میاد.

367
00:32:00,916 --> 00:32:02,075
‫پنجاه میلی ثانیه.

368
00:32:02,125 --> 00:32:04,491
‫این فاصلۀ بین صدا و اکوشه.

369
00:32:04,541 --> 00:32:06,325
‫فاصلۀ کمیه.

370
00:32:06,375 --> 00:32:08,291
‫ولی اونقدری هست که نذاره تو پیدام کنی.

371
00:33:32,791 --> 00:33:34,658
‫چیزی نیست، منم کارلا!

372
00:33:34,708 --> 00:33:36,958
‫- طناب! بدو!
‫- طناب...

373
00:33:44,125 --> 00:33:45,625
‫بدو، بجنب.

374
00:33:50,041 --> 00:33:51,458
‫بیا، بریم.

375
00:33:53,500 --> 00:33:54,575
‫خورخه، فرار کن.

376
00:33:54,625 --> 00:33:55,833
‫نه!

377
00:33:57,500 --> 00:34:00,083
‫ولش کن! ولش کن!

378
00:34:06,208 --> 00:34:09,375
‫خیلی آروم دست‌هاتو ببر بالا.

379
00:34:10,083 --> 00:34:11,833
‫کارلا، تو خوبی؟

380
00:34:15,000 --> 00:34:16,250
‫خورخه!

381
00:34:32,583 --> 00:34:33,708
‫موفق شدی!

382
00:34:34,708 --> 00:34:36,333
‫می‌دونستم ناامیدم نمی‌کنی.

383
00:34:36,916 --> 00:34:38,241
‫این کارها واسه چیه؟

384
00:34:38,291 --> 00:34:41,158
‫فکر می‌کنی این‌ها واسه
‫کارلا اورتیز و آلوارو تروبائه؟

385
00:34:41,208 --> 00:34:42,991
‫پس به‌خاطر منه؟

386
00:34:43,041 --> 00:34:45,291
‫یه پیامبر از طرف خدای خودش حرف می‌زنه.

387
00:34:47,041 --> 00:34:48,825
‫یه پیامبر وعدۀ فردی از آینده رو میده.

388
00:34:48,875 --> 00:34:52,541
‫علاقه‌ای به نقل قول‌های بیمارگونه‌ت ندارم!
‫من پسرم رو می‌خوام.

389
00:34:56,833 --> 00:34:58,041
‫پسره.

390
00:35:04,791 --> 00:35:06,291
‫پسرت مُرده.

391
00:35:08,250 --> 00:35:11,791
‫الان که داریم باهم حرف می‌زنیم
‫فخاردو داره تیکه تیکه‌ش می‌کنه.

392
00:35:27,000 --> 00:35:29,000
‫آزمون نهایی هم پشت‌سر گذاشتی.

393
00:35:30,500 --> 00:35:32,833
‫همیشه ذهنت رو کنترل می‌کنی.

394
00:35:35,333 --> 00:35:36,416
‫فرار کن!

395
00:35:37,541 --> 00:35:39,166
‫برو خورخه! برو!

396
00:36:06,750 --> 00:36:07,875
‫دیگه کافیه!

397
00:36:12,458 --> 00:36:13,708
‫عوضی!

398
00:36:16,541 --> 00:36:19,125
‫از عکس‌هات زیباتری.

399
00:36:23,583 --> 00:36:25,325
‫مامان، تویی؟

400
00:36:25,375 --> 00:36:28,375
‫خورخه! نه، خورخه!

401
00:36:29,500 --> 00:36:30,533
‫مامان!

402
00:36:30,583 --> 00:36:32,416
‫نزدیک نشو!

403
00:36:32,958 --> 00:36:33,908
‫نه!

404
00:36:33,958 --> 00:36:35,908
‫مثل اینکه خیلی این فسقلی رو دوست داری.

405
00:36:35,958 --> 00:36:37,075
‫ولش کن بره!

406
00:36:37,125 --> 00:36:38,708
‫اون اسلحۀ خوشگلت رو بنداز...

407
00:36:39,458 --> 00:36:41,041
‫تا باهات معامله کنم.

408
00:36:42,000 --> 00:36:43,458
‫جون تو در ازای جون پسرت.

409
00:36:44,375 --> 00:36:46,083
‫سر قولت نمی‌مونی!

410
00:36:47,208 --> 00:36:48,283
‫پنج...

411
00:36:48,333 --> 00:36:49,708
‫حرف‌هات هیچ ارزشی ندارن!

412
00:36:49,750 --> 00:36:52,041
‫چرا باباجون نیومد؟

413
00:36:52,250 --> 00:36:54,791
‫من می‌خوام برم خونه.

414
00:36:55,291 --> 00:36:56,583
‫چهار...

415
00:36:56,750 --> 00:36:57,908
‫بازی محبوب...

416
00:36:57,958 --> 00:36:59,625
‫باباجون رو یادته؟

417
00:36:59,666 --> 00:37:00,750
‫آره.

418
00:37:01,083 --> 00:37:02,375
‫سه...

419
00:37:04,250 --> 00:37:05,708
‫دو...

420
00:37:08,708 --> 00:37:09,583
‫یک.

421
00:37:10,208 --> 00:37:11,208
‫برو!

422
00:37:17,708 --> 00:37:19,125
‫هفده‌تا گلوله داره.

423
00:37:21,875 --> 00:37:23,908
‫[سرعت گلوله و زاویۀ شلیک]

424
00:37:23,958 --> 00:37:26,541
‫[احتمال برخورد گلوله به هدف]

425
00:37:35,708 --> 00:37:36,750
‫ده‌تا.

426
00:37:48,125 --> 00:37:50,083
‫خورخه یورنته اسکات.

427
00:38:13,583 --> 00:38:14,791
‫سلام، خورخه.

428
00:38:20,750 --> 00:38:22,500
‫می‌خوام مامانم رو ببینم.

429
00:38:40,708 --> 00:38:43,125
‫۱۲، ۱۳، ۱۴، ۱۵...

430
00:38:46,208 --> 00:38:47,208
‫هفده‌تا.

431
00:38:48,625 --> 00:38:50,333
‫

432
00:38:52,958 --> 00:38:55,500
‫بیا قال قضیه رو بکن
‫و سخنرانیت رو بذارش واسه بعد.

433
00:38:56,083 --> 00:38:58,250
‫شخصیت‌های داخل رمان که نیستیم.

434
00:39:04,541 --> 00:39:06,541
‫بذار از این لحظه لذت ببرم.

435
00:39:07,458 --> 00:39:09,241
‫من شکستت دادم، آنتونیا.

436
00:39:09,291 --> 00:39:11,541
‫دیگه باهوش‌ترین بچۀ توی کلاس نیستی.

437
00:39:34,208 --> 00:39:35,208
‫تو برنده نشدی.

438
00:39:39,125 --> 00:39:40,791
‫تو می‌میری.

439
00:39:41,791 --> 00:39:43,283
‫و الان هم شکست خوردی.

440
00:39:43,333 --> 00:39:45,083
‫این نقشۀ تو نبود.

441
00:39:45,125 --> 00:39:46,500
‫خودم اشتباه کردم.

442
00:39:47,083 --> 00:39:49,625
‫- دنبال‌شون برو.
‫- تو که عشق بازی‌ای.

443
00:39:49,791 --> 00:39:51,541
‫یه نگاه به دور و ورت بنداز، آنتونیا.

444
00:39:53,125 --> 00:39:55,041
‫تو می‌خواستی اینجا بیام...

445
00:39:55,708 --> 00:39:59,333
‫که ببینی تمام اون تست‌هایی که پشت‌سر گذاشتم
‫واسه هیچ و پوچ بود؟

446
00:39:59,750 --> 00:40:02,408
‫می‌خواستی ببینی نتونستم
‫جون کارلا اورتیز رو نجات بدم.

447
00:40:02,458 --> 00:40:04,325
‫- نقشه‌ت...
‫- دارن بهت هشدار میدن.

448
00:40:04,375 --> 00:40:07,241
‫این بود که بذاری زنده بمونم
‫تا مرگ پسرم رو ببینم.

449
00:40:07,291 --> 00:40:08,208
‫نه.

450
00:40:08,958 --> 00:40:12,250
‫می‌خواستم بدونی تک‌تک دقایق زندگیت
‫همه‌ش اشتباه خودت بود.

451
00:40:13,125 --> 00:40:14,375
‫خورخه زنده‌ست.

452
00:40:15,666 --> 00:40:19,166
‫و وقتی خورخه زنده‌ست،
‫این یعنی جان کارش رو درست انجام داده.

453
00:40:19,208 --> 00:40:20,833
‫و فخاردو مُرده.

454
00:40:22,250 --> 00:40:24,333
‫و تو تنها شدی،

455
00:40:25,625 --> 00:40:27,000
‫و تو باختی.

456
00:40:27,708 --> 00:40:30,125
‫اگه بخوای می‌تونی منو بکشی،

457
00:40:31,041 --> 00:40:32,333
‫ولی تو باختی.

458
00:40:37,000 --> 00:40:37,833
‫ساندرا.

459
00:40:40,083 --> 00:40:41,208
‫تو اشتباه می‌کنی.

460
00:40:42,750 --> 00:40:44,333
‫هنوز تموم نشده.

461
00:41:02,750 --> 00:41:04,708
‫خورخه!

462
00:41:17,583 --> 00:41:19,458
‫خورخه!

463
00:41:23,833 --> 00:41:26,041
‫خورخه!

464
00:41:33,958 --> 00:41:34,958
‫جان؟

465
00:41:37,208 --> 00:41:38,416
‫مامان خودتی؟

466
00:41:40,375 --> 00:41:41,541
‫مامان!

467
00:41:44,833 --> 00:41:47,033
‫خوبی؟ خوبی؟

468
00:41:47,083 --> 00:41:48,083
‫حالت خوبه؟

469
00:41:48,125 --> 00:41:50,500
‫آره، من خوبم.

470
00:43:41,125 --> 00:43:43,825
‫چرا هیشه درو باز می‌ذاری؟

471
00:43:43,875 --> 00:43:46,158
‫چون می‌خوام بیای دیدنم.

472
00:43:46,208 --> 00:43:48,791
‫- حالا میام.
‫- اون چیه؟

473
00:43:49,125 --> 00:43:50,916
‫اون آورده.

474
00:43:51,458 --> 00:43:54,950
‫چاق نیست،
‫ولی نتونست یه گلدون رو داخل بیاره.

475
00:43:55,000 --> 00:43:56,408
‫ببین، بچه‌جون...

476
00:43:56,458 --> 00:43:57,908
‫سربه‌سر من نذار.

477
00:43:57,958 --> 00:44:00,458
‫خودت گفتی از پله‌ها بیام.

478
00:44:01,250 --> 00:44:02,875
‫- خدافظ!
‫- خدافظ.

479
00:44:05,291 --> 00:44:06,708
‫از دست این بچه‌ها...

480
00:44:11,041 --> 00:44:12,458
‫مارکس ازشون نگه‌داری می‌کرد.

481
00:44:13,083 --> 00:44:15,625
‫پیش من که باشن پژمرده می‌شن.
‫یه‌جورایی ابرقدرتمه.

482
00:44:15,666 --> 00:44:18,458
‫زیادی بهش آب نده.

483
00:44:22,416 --> 00:44:26,250
‫از وقتی مأموریت‌مون تموم شد،
‫راستش رو بخوای حوصله‌م سر رفته.

484
00:44:27,750 --> 00:44:28,741
‫خورخه چطوره؟

485
00:44:28,791 --> 00:44:32,208
‫عالیه. راجع‌به خیلی چیزها باهم حرف زدیم.

486
00:44:33,375 --> 00:44:35,041
‫درست همون‌طوری که باید!

487
00:44:37,708 --> 00:44:38,741
‫مادرت چطوره؟

488
00:44:38,791 --> 00:44:40,875
‫چپ و راست پُز پسرش رو میده.

489
00:44:41,375 --> 00:44:43,875
‫- پُز چیو؟
‫- منظورت چیه پز چیو؟

490
00:44:51,375 --> 00:44:53,625
‫یکی طلب من!

491
00:44:56,375 --> 00:44:58,125
‫آپارتمان پایین خالیه.

492
00:45:00,250 --> 00:45:03,041
‫می‌تونین اینجا بیاین.
‫می‌تونیم همسایه باشیم.

493
00:45:05,125 --> 00:45:09,575
‫می‌دونم، فقط دنبال املت گوجۀ مامانمی.

494
00:45:09,625 --> 00:45:10,625
‫مگه نه؟

495
00:45:13,125 --> 00:45:16,208
‫بگو چی شده.
‫نیومدی که فقط یه درخت بنجامین بهم بدی.

496
00:45:18,958 --> 00:45:20,916
‫جسد ساندرا پیدا نشده، مگه نه؟

497
00:45:21,916 --> 00:45:23,916
‫یعنی ممکنه یه‌روز سورپرایزت کنم؟

498
00:45:24,750 --> 00:45:27,375
‫روی بمبی که خودش کار گذاشت پا نمی‌ذاره.

499
00:45:28,125 --> 00:45:30,125
‫ناپدید شد، مثل پدرش.

500
00:45:31,125 --> 00:45:32,375
‫درسته.

501
00:45:34,125 --> 00:45:35,208
‫چیه؟

502
00:45:39,375 --> 00:45:40,450
‫ببین...

503
00:45:40,500 --> 00:45:45,950
‫روی جسدی که داخل قبر دختر فخاردو بود
‫آزمایش دی‌ان‌ای انجام داد.

504
00:45:46,000 --> 00:45:47,125
‫خب؟

505
00:45:48,250 --> 00:45:50,000
‫جسد واسه دختر فخاردوئه.

506
00:47:17,250 --> 00:47:18,625
‫اشتباه نبوده.

507
00:47:23,625 --> 00:47:25,916
‫یکی می‌خواسته منو از سوراخ بیرون بکشه.

508
00:47:30,916 --> 00:47:34,291
‫جوری نشون بده که انگار
‫این‌ها همه‌ش انتقام علیه ثروتمندهاست.

509
00:47:36,541 --> 00:47:40,208
‫نه از قتل‌شون لذت می‌برده،

510
00:47:42,791 --> 00:47:46,291
‫نه می‌خواسته روحی که
‫پر از عذابه رو بیشتر عذاب بده.

511
00:47:50,625 --> 00:47:52,750
‫فقط یه بازی بود.

512
00:48:08,625 --> 00:48:09,791
‫بابا.

513
00:48:11,000 --> 00:48:12,375
‫من زنده‌ام.

514
00:48:12,916 --> 00:48:13,916
‫بابا.

515
00:48:15,541 --> 00:48:16,625
‫من نمُردم.

516
00:48:18,375 --> 00:48:19,458
‫برگشتم.

517
00:48:21,125 --> 00:48:22,625
‫یه پلیس سابق.

518
00:48:22,958 --> 00:48:24,500
‫یه تیکه آشغال.

519
00:48:25,166 --> 00:48:26,625
‫اون خیلی هم باهوش نیست.

520
00:48:27,375 --> 00:48:28,708
‫مگه نه، آنتونیا.

521
00:48:30,166 --> 00:48:32,875
‫یه پیامبر از طرف خدای خودش حرف می‌زنه.

522
00:48:33,666 --> 00:48:35,625
‫یه پیامبر وعدۀ یکی از آینده رو میده.

523
00:48:36,208 --> 00:48:38,125
‫محاله تمامش رو برنامه‌ریزی کرده باشی.

524
00:48:38,958 --> 00:48:40,666
‫حقیقت نداره.

525
00:48:41,375 --> 00:48:44,666
‫تو خیلی باهوشی، ولی
‫یه چیزی داری که با عقل جور درنمیاد.

526
00:48:47,125 --> 00:48:48,791
‫یه ذهن دیگه‌ای پشت این اتفاقاته.

527
00:48:49,416 --> 00:48:51,075
‫گول نخوردی؟

528
00:48:51,125 --> 00:48:53,875
‫من واقعیت رو با چیزی که
‫توی سرم می‌گذره قاتی نمی‌کنم.

529
00:48:54,500 --> 00:48:55,991
‫منو نخندون!

530
00:48:56,041 --> 00:48:58,000
‫یه نگاه به دست‌های خودت بنداز!

531
00:49:09,625 --> 00:49:12,408
‫اون می‌خواست قربانی بدونه
‫که داره به زانو درمیاد.

532
00:49:12,458 --> 00:49:13,541
‫کمک!

533
00:49:14,708 --> 00:49:16,575
‫بابا، من زنده‌ام.

534
00:49:16,625 --> 00:49:18,750
‫با بچه‌ها کاری نداشته باش.

535
00:49:28,666 --> 00:49:32,333
‫- آنتونیا.
‫- ماها عروسک‌های این بازی‌ایم!

536
00:49:32,458 --> 00:49:33,833
‫بازیِ کی؟

537
00:49:34,541 --> 00:49:36,125
‫بهت که گفتم.

538
00:49:39,041 --> 00:49:41,166
‫خودش رو «آقای وایت» صدا می‌کنه.
‫(وایت به معنای سفید)

539
00:49:41,208 --> 00:49:49,208
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫» ترجمه از امیر فرحناک «

540
00:49:51,208 --> 00:50:01,208
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M