1
00:00:05,625 --> 00:00:07,166
‫من پلیس فاسدی نیستم.

2
00:00:07,250 --> 00:00:10,125
‫می‌تونی «منتور» صدام کنی، کارآگاه گوتیرز.

3
00:00:10,250 --> 00:00:12,125
‫و می‌تونم از این مخمصه بکشمت بیرون.

4
00:00:12,541 --> 00:00:13,750
‫آنچه گذشت...

5
00:00:13,791 --> 00:00:17,166
‫می‌خوام مراقب آنتونیا اسکات باشی
‫و بشی دست‌راستِ ملکه‌ی سرخمون.

6
00:00:17,750 --> 00:00:20,625
‫- پلیس خوبی هستی؟
‫- یه پلیس فوق‌العاده‌ام.

7
00:00:20,750 --> 00:00:21,875
‫پس بزن بریم.

8
00:00:22,000 --> 00:00:24,875
‫چند سال پیش، یه برنامه توی اروپا راه افتاد

9
00:00:24,916 --> 00:00:27,375
‫تا بهترین مأمورهای هر کشور رو گلچین کنن.

10
00:00:27,500 --> 00:00:29,291
‫پادشاه یا ملکه‌ی سرخ.

11
00:00:29,375 --> 00:00:32,625
‫ضریب هوشیش ۲۴۲ئه.

12
00:00:32,666 --> 00:00:35,791
‫این باعث شده باهوش‌ترین آدم روی زمین باشه.

13
00:00:35,875 --> 00:00:36,791
‫آنتونیا!

14
00:00:38,375 --> 00:00:40,416
‫من و تو هیچ‌وقت آبمون توی یه جوب نمی‌ره.

15
00:00:40,500 --> 00:00:41,750
‫حالت خوبه؟

16
00:00:42,375 --> 00:00:43,750
‫دیگه هیچ‌وقت بهم دست نزن.

17
00:00:48,666 --> 00:00:52,125
‫وقتی دچار استرس می‌شم،
‫تعادل شیمیایی مغزم به هم می‌‌ریزه.

18
00:00:52,875 --> 00:00:54,750
‫انگار مغزم زیادی دور می‌گیره.

19
00:00:55,375 --> 00:00:57,125
‫این قرص‌ها سرعتم رو میارن پایین.

20
00:00:57,250 --> 00:00:58,250
‫خنگم می‌کنن.

21
00:00:59,041 --> 00:01:01,000
‫تو باید آنتونیا باشی.

22
00:01:01,041 --> 00:01:03,125
‫تو و جان خیلی خوب با هم می‌سازین.

23
00:01:03,166 --> 00:01:05,625
‫من فقط اونو دارم، اونم فقط منو داره.

24
00:01:05,708 --> 00:01:06,916
‫یکی داره سعی می‌کنه یه پیام بفرسته.

25
00:01:06,958 --> 00:01:08,708
‫- چی می‌خوای؟
‫- بهت هشدار بدم.

26
00:01:08,791 --> 00:01:11,083
‫اون باهوش‌ترین مرد دنیاست.

27
00:01:11,166 --> 00:01:12,958
‫می‌خواد ملکه‌ی سرخ رو نابود کنه.

28
00:01:13,041 --> 00:01:16,166
‫واسه همین، سعی می‌کنه تو و هر کی رو که دوست داری بکشه.

29
00:01:16,291 --> 00:01:17,491
‫آنتونیا!

30
00:01:17,541 --> 00:01:19,791
‫نه قیافه‌شو دیدم، نه اسم واقعی‌شو می‌دونم...

31
00:01:19,875 --> 00:01:21,125
‫خیلی باهوشه.

32
00:01:21,166 --> 00:01:22,541
‫به باهوشی تو؟

33
00:01:22,625 --> 00:01:23,875
‫بیشتر.

34
00:01:23,916 --> 00:01:25,166
‫می‌خواست منو بکشه.

35
00:01:25,250 --> 00:01:26,616
‫و شوهرت رو به این روز انداخت.

36
00:01:26,666 --> 00:01:29,250
‫من قبلاً مادرم رو به خاک سپردم.
‫نمی‌خوام تو رو هم دفن کنم.

37
00:01:29,291 --> 00:01:32,750
‫تو آدم خوبی هستی،
‫توی این ماجرا باید پشت هم باشیم.

38
00:01:33,875 --> 00:01:35,875
‫خب، میریم سر قرار، خوش‌تیپ؟

39
00:01:36,000 --> 00:01:37,541
‫تو منو به دردسر می‌ندازی.

40
00:01:37,625 --> 00:01:39,250
‫تو به دردسر نیاز داری.

41
00:01:39,375 --> 00:01:40,500
‫هی.

42
00:01:40,625 --> 00:01:41,666
‫بهم زنگ می‌زنی؟

43
00:01:41,750 --> 00:01:44,000
‫امیدوارم از غذای «کوکوچاس» خوشت بیاد.

44
00:01:46,291 --> 00:01:47,625
‫دیگه رازی بینمون نباشه.

45
00:01:47,750 --> 00:01:50,875
‫یا کاملاً بهم اعتماد می‌کنی،
‫یا همین الان می‌ذارم می‌رم.

46
00:01:55,875 --> 00:01:58,125
‫پسرم نباید بمیره. بهم پسش بده.

47
00:01:58,166 --> 00:02:00,541
‫اگه نمی‌خوای بمیره، باید انتخاب کنی.

48
00:02:01,125 --> 00:02:03,500
‫ساندرا از اولش هم داشته
‫برامون پیام می‌فرستاده.

49
00:02:03,541 --> 00:02:05,750
‫داره باهامون بازی می‌کنه.

50
00:02:05,791 --> 00:02:06,875
‫ساندرا!

51
00:02:09,500 --> 00:02:10,625
‫قراره بمیری.

52
00:02:10,666 --> 00:02:13,041
‫می‌تونی منو بکشی، ولی باختی.

53
00:02:13,125 --> 00:02:15,125
‫هنوز تموم نشده.

54
00:02:18,125 --> 00:02:19,125
‫جان؟

55
00:02:20,750 --> 00:02:22,791
‫جنازه‌ی ساندرا پیدا نشده، نه؟

56
00:02:22,875 --> 00:02:25,291
‫اون پاش رو روی بمبی که خودش کار گذاشته بود نمی‌ذاشت.

57
00:02:26,250 --> 00:02:28,125
‫ما عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی اونیم.

58
00:02:28,166 --> 00:02:29,416
‫بازی کی؟

59
00:02:29,500 --> 00:02:31,541
‫به خودش میگه «آقای وایت».

60
00:02:32,541 --> 00:02:42,541
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

61
00:02:44,750 --> 00:02:47,375
‫♪ از روی این عکس رنگ‌ورورفته ♪

62
00:02:47,416 --> 00:02:50,958
‫[مادرید]

63
00:02:51,000 --> 00:02:53,375
‫♪ چه آروم نگاهم می‌کنی ♪

64
00:02:53,500 --> 00:02:57,875
‫♪ و آبیِ بی‌پایان چشمات ♪

65
00:02:57,916 --> 00:03:02,125
‫♪ تاریکی و ناامیدی رو می‌شوره و می‌بره ♪

66
00:03:02,250 --> 00:03:06,041
‫♪ جنگ چه سرنوشت شومی داره ♪

67
00:03:06,125 --> 00:03:09,791
‫♪ که رفقای بی‌شماری رو به خاک سپرد ♪

68
00:03:10,875 --> 00:03:14,375
‫♪ و بدون عشق تو، عزیز دلم ♪

69
00:03:15,541 --> 00:03:18,416
‫♪ حتی یه روزم نمی‌تونستم دووم بیارم ♪

70
00:03:29,541 --> 00:03:33,958
‫امروز صبح امتحان داشتم، اونم ریاضی!
‫آخه من واقعاً می‌خوام...

71
00:03:34,041 --> 00:03:35,916
‫آنتونیو، بسه دیگه.

72
00:03:36,041 --> 00:03:37,833
‫خوشگل شده، دیگه دست بهش نزن.

73
00:03:37,916 --> 00:03:40,916
‫- من واسه پولش اینجام.
‫- بیخیال. این‌قدر سرخاب سفیدابش نکن.

74
00:03:41,041 --> 00:03:41,833
‫ناتاشا.

75
00:03:42,791 --> 00:03:43,666
‫با توئم‌ها.

76
00:03:43,708 --> 00:03:45,166
‫ناتاشا، به چپ نگاه کن.

77
00:03:48,416 --> 00:03:50,916
‫سمت چپِ دوربین، نه چپِ خودت!

78
00:03:51,041 --> 00:03:53,791
‫اصلاً می‌دونی چپ کدوم طرفه
‫یا کلاً گیج می‌زنی؟

79
00:03:54,333 --> 00:03:55,166
‫چی گفت؟

80
00:03:56,208 --> 00:03:57,333
‫یالا.

81
00:03:59,166 --> 00:04:00,541
‫هر سه‌تاتون تکون نخورین.

82
00:04:04,416 --> 00:04:06,416
‫خب، حالا یه کم از هم فاصله بگیرین.

83
00:04:06,541 --> 00:04:09,041
‫شما دو تا، به ناتاشا فضا بدین. خیلی خب.

84
00:04:09,083 --> 00:04:12,291
‫ناتاشا، حالا یه نگاه رویایی بهم بده، باشه؟

85
00:04:17,666 --> 00:04:19,166
‫رویایی ناتاشا، نه خواب‌آلود!

86
00:04:19,291 --> 00:04:21,041
‫گمشو بابا.

87
00:04:22,833 --> 00:04:25,291
‫خیلی خب، یه کاریش می‌کنم.

88
00:04:26,416 --> 00:04:27,458
‫همون‌جا بمون.

89
00:04:27,541 --> 00:04:28,958
‫آها، همینه.

90
00:04:29,041 --> 00:04:31,208
‫تکون نخور. یه کوچولو لبات رو غنچه کن.

91
00:04:43,291 --> 00:04:44,291
‫این چه کوفتیه؟

92
00:05:14,083 --> 00:05:19,791
‫[قسمت یک: یک جسد]

93
00:05:30,166 --> 00:05:30,958
‫مامان.

94
00:05:32,541 --> 00:05:33,458
‫نوبت توئه.

95
00:05:45,416 --> 00:05:47,958
‫رخ به اِی۸. اون میره به بی۳.

96
00:05:48,666 --> 00:05:50,041
‫اسب به ای۶...

97
00:08:06,541 --> 00:08:07,583
‫موفق شدی.

98
00:08:10,416 --> 00:08:12,416
‫می‌دونستم می‌تونم روت حساب کنم.

99
00:08:19,541 --> 00:08:21,041
‫شکستت دادم، آنتونیا.

100
00:08:30,583 --> 00:08:31,833
‫هنوز تموم نشده.

101
00:08:35,708 --> 00:08:36,541
‫آنتونیا...

102
00:08:37,833 --> 00:08:38,916
‫پِخ!

103
00:08:41,083 --> 00:08:41,916
‫کیش!

104
00:08:45,208 --> 00:08:46,041
‫کیش.

105
00:08:46,708 --> 00:08:47,583
‫مامان؟

106
00:08:49,041 --> 00:08:49,833
‫جانم؟

107
00:09:07,458 --> 00:09:09,583
‫چیزی شده؟ مریضی؟

108
00:09:10,291 --> 00:09:11,291
‫نه، اصلاً.

109
00:09:17,208 --> 00:09:18,583
‫خب، پس کیش دادی، آره؟

110
00:09:22,083 --> 00:09:23,083
‫اسب به اف۷.

111
00:09:23,791 --> 00:09:24,708
‫کیش.

112
00:09:28,291 --> 00:09:30,166
‫رخ به اِی۸. کیش.

113
00:09:34,916 --> 00:09:35,833
‫وزیر در برابر وزیر.

114
00:09:36,791 --> 00:09:37,791
‫کیش‌ومات.

115
00:09:37,833 --> 00:09:39,666
‫ای بابا، اصلاً نمیشه باهات بازی کرد.

116
00:09:40,541 --> 00:09:41,666
‫این‌طوری اصلاً حال نمیده.

117
00:09:42,916 --> 00:09:43,916
‫وقت تمومه.

118
00:09:46,916 --> 00:09:48,166
‫زمان چقدر زود گذشت.

119
00:09:49,416 --> 00:09:50,666
‫بهت خوش گذشت؟

120
00:09:54,583 --> 00:09:56,583
‫مطمئنم هفته دیگه منو می‌بری.

121
00:09:56,666 --> 00:09:58,083
‫پدربزرگ منتظرمه.

122
00:09:58,166 --> 00:09:59,166
‫خداحافظ.

123
00:10:13,875 --> 00:10:16,458
‫[جان گوتیرز]

124
00:10:22,333 --> 00:10:24,791
‫بیا. عینک محافظ و ماسک.

125
00:10:41,708 --> 00:10:44,166
‫سعی کن دستش رو بکشی بیرون. ببینیم می‌تونیم...

126
00:10:45,958 --> 00:10:48,041
‫محکم‌تر بکش. محکم‌تر!

127
00:10:52,166 --> 00:10:56,166
‫هی داداش، یکی از اون لباس‌ها بده به من.
‫این مگس‌ها دیوونه‌م کردن.

128
00:10:56,708 --> 00:10:58,416
‫مطمئن نیستم سایز شما داشته باشیم.

129
00:11:15,833 --> 00:11:18,000
‫- بیا، با هم می‌کشیمش.
‫- حتماً.

130
00:11:18,083 --> 00:11:22,083
‫یا اینکه می‌تونیم مثل زنگ تفریح
‫قایم‌باشک بازی کنیم.

131
00:11:22,208 --> 00:11:23,875
‫برید کنار، لعنتی‌ها!‌

132
00:11:25,750 --> 00:11:28,708
‫«با هم!» گندش بزنن.

133
00:11:40,208 --> 00:11:41,958
‫لعنت به این شانس.

134
00:11:42,000 --> 00:11:44,500
‫این‌طوری نمی‌تونی جنازه رو دربیاری، کارآگاه.

135
00:11:44,583 --> 00:11:46,833
‫لطف می‌کنی یه کمکی بهم بکنی؟

136
00:11:51,375 --> 00:11:52,458
‫حالت خوبه؟

137
00:11:54,708 --> 00:11:56,958
‫- کاملاً درست شد.
‫- دمت گرم، گوتیرز!

138
00:12:02,208 --> 00:12:03,500
‫چی دستگیرمون شده؟

139
00:12:04,250 --> 00:12:06,083
‫جریان آب تا اینجا آوردتش.

140
00:12:06,833 --> 00:12:08,625
‫و اگه تکون نمی‌خوره...

141
00:12:10,708 --> 00:12:14,583
‫واسه اینه که مچ پاش توی علف‌های رودخونه گیر کرده.

142
00:12:14,708 --> 00:12:15,833
‫«علف‌های رودخونه»؟!

143
00:12:17,208 --> 00:12:20,708
‫«علف رودخونه» دیگه چه صیغه‌ایه، آگوادو؟
‫به زبون آدمیزاد باهام حرف بزن لطفاً.

144
00:12:20,750 --> 00:12:22,625
‫- جلبک رودخونه‌ای.
‫- جلبک رودخونه‌ای.

145
00:12:23,333 --> 00:12:25,375
‫- جلبک رودخونه‌ای!
‫- کمکم کن لطفاً.

146
00:12:25,458 --> 00:12:28,083
‫- معلومه، اصلاً واسه همین اومدم اینجا.
‫- اون طرفش رو بگیر.

147
00:12:28,750 --> 00:12:29,750
‫جلبک رودخونه‌ای!

148
00:12:34,208 --> 00:12:36,000
‫- ممنون، افسر.
‫- کارآگاه!

149
00:12:37,208 --> 00:12:40,333
‫شنیدم یه ورود بسیار تماشایی داشتی، کارآگاه.

150
00:12:43,708 --> 00:12:46,208
‫خیلی متأسفم که ندیدینش، رئیس.

151
00:12:46,250 --> 00:12:47,208
‫منم همین‌طور.

152
00:12:50,500 --> 00:12:52,583
‫- یه نخ بهم می‌دی؟
‫- تو که اهل سیگار نیستی.

153
00:12:54,083 --> 00:12:55,500
‫شما هم نبودی.

154
00:12:56,583 --> 00:12:58,333
‫الان رسوندمش به روزی سه پاکت.

155
00:13:00,375 --> 00:13:01,375
‫تبریک میگم.

156
00:13:04,083 --> 00:13:05,958
‫تو هم نگران آنتونیا هستی؟

157
00:13:07,083 --> 00:13:09,875
‫به نظرت طبیعیه که هنوز فکر می‌کنه ساندرا زنده‌ست؟

158
00:13:11,958 --> 00:13:13,750
‫جسدش هیچ‌وقت پیدا نشد.

159
00:13:14,458 --> 00:13:17,833
‫نمی‌تونیم خروارها آوار مترو رو زیرو رو کنیم.

160
00:13:18,458 --> 00:13:21,208
‫یا چشممون دنبال هر جنازه‌ای باشه
‫که این‌ور اون‌ور پیدا میشه.

161
00:13:21,250 --> 00:13:24,083
‫باید ساندرا و آقای وایت رو فراموش کنه.

162
00:13:24,208 --> 00:13:25,458
‫پرونده بسته شد. تمام.

163
00:13:27,250 --> 00:13:29,625
‫آنتونیا با این حال و روزش مهره قابل اعتمادی نیست.

164
00:13:33,250 --> 00:13:35,083
‫آنتونیا واسه شما فقط همینه؟

165
00:13:36,583 --> 00:13:37,583
‫یه مهره؟

166
00:13:38,333 --> 00:13:41,375
‫فکر می‌کنی انحصار احساسات فقط دست توئه؟

167
00:13:42,083 --> 00:13:44,000
‫من از پسِ این تجملات برنمیام.

168
00:13:45,333 --> 00:13:46,208
‫ببین.

169
00:13:47,708 --> 00:13:49,208
‫حلال‌زاده‌ست، صحبت «مهره‌تون» بود.

170
00:14:00,458 --> 00:14:03,583
‫باهاش حرف بزن سر عقل بیاد.
‫حرف تو رو می‌خونه.

171
00:14:04,750 --> 00:14:05,708
‫نمی‌دونم چرا.

172
00:14:09,708 --> 00:14:11,500
‫راستش خودمم نمی‌دونم.

173
00:14:14,750 --> 00:14:15,708
‫کارآگاه...

174
00:14:16,833 --> 00:14:18,000
‫کارآگاه!

175
00:14:18,750 --> 00:14:21,583
‫هنوز نرفته دلت برام تنگ شد؟

176
00:14:22,875 --> 00:14:25,208
‫می‌دونستی سال ۱۹۷۰...

177
00:14:25,333 --> 00:14:29,125
‫توی همین قسمت رودخونه،
‫نشت زباله‌های رادیواکتیو رخ داده؟

178
00:14:31,333 --> 00:14:32,458
‫خیلی نامردی، رئیس!

179
00:14:59,458 --> 00:15:02,583
‫دخترجون، باید جواب پیام‌های دوستات رو بدی.

180
00:15:05,750 --> 00:15:07,708
‫منتور فرستادت باهام حرف بزنی؟

181
00:15:09,000 --> 00:15:10,250
‫اینم یکی از دلایلش بود.

182
00:15:11,333 --> 00:15:12,875
‫فرستادمش پی کارش.

183
00:15:16,083 --> 00:15:17,333
‫از دیدنت خوشحالم.

184
00:15:19,375 --> 00:15:20,750
‫یه جوری شدی.

185
00:15:21,375 --> 00:15:22,833
‫یه جور خوب یا یه جور بد؟

186
00:15:25,583 --> 00:15:27,458
‫تأییدش می‌کنم، آگوادو.

187
00:15:27,583 --> 00:15:29,375
‫جسد رو از روی پل انداختن پایین.

188
00:15:30,458 --> 00:15:33,375
‫جریان آب با خودش آوردتش تا اینکه غرق شده.

189
00:15:34,208 --> 00:15:37,625
‫و گازهای ناشی از تجزیه شدن فرستادنش روی سطح آب.

190
00:15:37,708 --> 00:15:39,458
‫شنیدم آگوادو، عالیه.

191
00:15:40,083 --> 00:15:43,083
‫ممنون دکتر. بگین اون بطری‌ها رو بردارن لطفاً.

192
00:15:46,250 --> 00:15:48,083
‫چرا نرفتی پایین جسد رو چک کنی؟

193
00:15:48,875 --> 00:15:51,750
‫چون ساندرا فخاردو نیست.
‫خیلی وقت نیست که مرده.

194
00:15:55,708 --> 00:15:57,458
‫منم از دیدنت خوشحالم.

195
00:16:03,458 --> 00:16:05,458
‫اون مرد کوچولو چطوره؟

196
00:16:08,583 --> 00:16:09,500
‫خورخه.

197
00:16:09,583 --> 00:16:11,375
‫ملاقات‌هات با خورخه چطور پیش میره؟

198
00:16:16,000 --> 00:16:18,000
‫خودم می‌دونم منتور چه فکری دربارم می‌کنه.

199
00:16:20,708 --> 00:16:22,583
‫تو می‌تونی بگی چه فکری می‌کنی؟

200
00:16:22,708 --> 00:16:24,750
‫فکر و ذکر این کارها با توئه، تونی.

201
00:16:25,958 --> 00:16:27,708
‫من فقط دوستت دارم.

202
00:16:28,875 --> 00:16:29,833
‫فهمیدی؟

203
00:16:33,208 --> 00:16:35,750
‫وقتی افتادی توی آب خیلی خنده‌دار شده بودی.

204
00:16:36,875 --> 00:16:38,083
‫ولی حتماً یه دوش درست‌وحسابی بگیر.

205
00:16:39,458 --> 00:16:41,583
‫اینجا نشت مواد رادیواکتیو بوده.

206
00:16:55,750 --> 00:16:58,666
‫[ماربیا]

207
00:17:04,083 --> 00:17:05,625
‫شنیدی که دکتر چی گفت.

208
00:17:06,875 --> 00:17:08,458
‫تا همین الانشم کلی رشد کرده.

209
00:17:09,333 --> 00:17:11,125
‫ولی به زور میشه دیدش، عزیزم.

210
00:17:11,333 --> 00:17:13,583
‫خیلی خب. بگیرش، عشقم.

211
00:17:15,583 --> 00:17:17,833
‫- این پسر ماست، لولا.
‫- یه یوریِ فسقلی.

212
00:17:18,583 --> 00:17:21,458
‫یه وورونین کوچولو که بهترین ویژگی‌های
‫من و تو رو به ارث می‌‌بره.

213
00:17:22,083 --> 00:17:23,500
‫حالا دیگه همه‌چی قراره عوض بشه.

214
00:17:24,833 --> 00:17:26,625
‫آره، مخصوصاً واسه من.

215
00:17:26,708 --> 00:17:28,125
‫نه، منظورم اون نبود.

216
00:17:31,208 --> 00:17:32,208
‫انجامش دادم.

217
00:17:33,583 --> 00:17:34,833
‫چی‌کار کردی؟

218
00:17:35,625 --> 00:17:37,875
‫اون قضیه... حل‌وفصل شد.

219
00:17:38,958 --> 00:17:39,833
‫امروز صبح.

220
00:17:40,500 --> 00:17:41,333
‫تموم شد.

221
00:17:41,458 --> 00:17:42,458
‫دیگه تمومه.

222
00:17:43,583 --> 00:17:44,500
‫چی؟!

223
00:17:48,708 --> 00:17:50,083
‫مگه همینو نمی‌خواستی؟

224
00:17:51,208 --> 00:17:53,000
‫ولی نه الان یوری، نه الان!

225
00:17:53,708 --> 00:17:55,625
‫چطور تونستی بدون اینکه اول از من بپرسی این کار رو بکنی؟

226
00:17:55,708 --> 00:17:58,375
‫دیوونه شدی؟ پیش خودت چی فکر کردی؟

227
00:17:58,458 --> 00:17:59,625
‫به خاطر اون این کارو کردم.

228
00:18:00,333 --> 00:18:01,333
‫به خاطر تو.

229
00:18:05,583 --> 00:18:06,583
‫یوری...

230
00:18:08,541 --> 00:18:10,166
‫من میرم خرید.

231
00:18:12,166 --> 00:18:15,791
‫- صبر کن، می‌رسونمت.
‫- نه عزیزم، برو خونه. به توله زنگ می‌زنم.

232
00:18:26,166 --> 00:18:27,750
‫بدو مامان، بریم.

233
00:18:42,916 --> 00:18:45,166
‫توله جان، بریم خونه.

234
00:18:45,208 --> 00:18:46,083
‫حتماً.

235
00:19:02,416 --> 00:19:03,416
‫توله!

236
00:19:44,166 --> 00:19:45,791
‫دست‌ها بالا!

237
00:19:56,875 --> 00:20:00,041
‫[بروکسل]

238
00:20:47,666 --> 00:20:49,458
‫همه‌ی حقایق رو می‌دونیم.

239
00:20:59,500 --> 00:21:02,041
‫- بله؟
‫- سلام، عصر بخیر. جان خونه‌ست؟

240
00:21:02,875 --> 00:21:05,000
‫- تو باید توماس باشی، نه؟
‫- بله.

241
00:21:05,041 --> 00:21:07,916
‫الان میاد پایین.
‫سر لباس پوشیدن یکم وسواسیه.

242
00:21:08,000 --> 00:21:10,000
‫نمیای بالا خونه جدیدمون رو ببینی؟

243
00:21:10,125 --> 00:21:12,416
‫عین قصر می‌مونه اینجا.

244
00:21:12,500 --> 00:21:14,500
‫مامان، این حرف رو خودتم باور نداری!

245
00:21:15,875 --> 00:21:18,375
‫می‌خوای توی این سرما دمِ در معطلش کنی؟

246
00:21:18,416 --> 00:21:21,125
‫توماس، به حرف این زن گوش نکن.
‫کلاً دنبال شَره.

247
00:21:21,166 --> 00:21:22,500
‫باشه.

248
00:21:23,375 --> 00:21:26,000
‫بهم نگفته بودی این‌قدر خوش‌تیپه!

249
00:21:27,000 --> 00:21:30,291
‫باورت بشه یا نه، مامان،
‫یه سری چیزها هست که بهت نمیگم.

250
00:21:30,375 --> 00:21:33,125
‫- اومدم، توماس.
‫- منتظر می‌مونم، نگران نباش.

251
00:21:33,750 --> 00:21:35,500
‫- پسر خوبی باش.
‫- حواسم هست.

252
00:21:39,500 --> 00:21:42,375
‫دفعه پیش بیشتر اهل حرف زدن بودی.
‫اتفاقی افتاده؟

253
00:21:43,000 --> 00:21:45,000
‫تو بگو. چیزی شده؟

254
00:21:50,125 --> 00:21:52,125
‫یه لحظه هم از فکر درنمیام.

255
00:21:52,250 --> 00:21:54,875
‫گاهی وقتا باید بی‌خیال شی، توماس.

256
00:21:56,250 --> 00:21:57,750
‫خیلی باحالی، جان.

257
00:21:59,000 --> 00:22:03,041
‫وقتی بقیه اینو بهم میگن،
‫نمی‌دونم باید خوشحال بشم یا نگران.

258
00:22:03,125 --> 00:22:04,625
‫نه، نگران نباش.

259
00:22:07,166 --> 00:22:09,625
‫در ضمن، حواسم هست که همیشه انقدر شیک لباس می‌پوشی.

260
00:22:11,375 --> 00:22:12,916
‫می‌تونی یه راز رو نگه داری؟

261
00:22:14,250 --> 00:22:15,125
‫امتحانم کن.

262
00:22:18,750 --> 00:22:20,500
‫قبلاً هم به همین شیکی لباس می‌پوشیدم،

263
00:22:22,375 --> 00:22:24,416
‫ولی کت‌وشلوارام فیک بودن.

264
00:22:24,500 --> 00:22:26,625
‫شیک‌پوشی رو که نمیشه جعل کرد.

265
00:22:28,250 --> 00:22:29,791
‫اصالت و وقار از درون میاد.

266
00:22:31,625 --> 00:22:32,916
‫حواست به جاده باشه، پهلوون.

267
00:22:34,125 --> 00:22:36,291
‫آره، راست میگی.

268
00:22:37,625 --> 00:22:41,625
‫خب، دلت چی می‌خواد بخوریم؟ ژاپنی، ایتالیایی؟

269
00:22:43,666 --> 00:22:44,666
‫تو چی؟

270
00:22:45,250 --> 00:22:50,000
‫یه چیز محلی دور همدیگه بخوریم به نظرم.

271
00:22:51,375 --> 00:22:54,000
‫دور همدیگه که هستیم توماس.

272
00:22:56,250 --> 00:22:58,250
‫ولی بریم غذای ژاپنی بخوریم، باشه؟

273
00:22:59,041 --> 00:23:00,041
‫باشه.

274
00:23:06,916 --> 00:23:09,125
‫لعنت بهش!

275
00:23:09,166 --> 00:23:12,416
‫- کاره؟
‫- بیشتر شبیه غل و زنجیره.

276
00:23:14,000 --> 00:23:16,500
‫خیلی خوشحالم که زنگ زدی، رئیس.

277
00:23:16,541 --> 00:23:20,625
‫می‌خوام بری دنبال آنتونیا و امشب راه بیفتین سمت ماربیا.

278
00:23:22,291 --> 00:23:24,666
‫حتماً باید همین امشب باشه.

279
00:23:31,500 --> 00:23:32,875
‫دم شما هم گرم.

280
00:23:33,666 --> 00:23:35,791
‫پس نه غذای ژاپنی شد نه محلی، درسته؟

281
00:23:39,250 --> 00:23:41,666
‫باید با این مسئله روبه‌رو بشی آنتونیو.

282
00:23:41,958 --> 00:23:44,625
‫نمی‌تونی همینطوری ازش رو برگردونی.

283
00:23:45,250 --> 00:23:47,625
‫ترجیح می‌دم در موردش صحبت نکنم.

284
00:23:48,125 --> 00:23:49,375
‫می‌دونی که فایده‌ای نداره.

285
00:23:49,416 --> 00:23:52,041
‫دکترها هم همین رو گفتن.

286
00:23:52,833 --> 00:23:55,708
‫اینجوری زنده نگه داشتنش بی‌رحمانه‌ست.

287
00:23:55,958 --> 00:23:58,166
‫صدات رو بیار پایین لطفاً.

288
00:23:59,083 --> 00:24:00,250
‫دخترم.

289
00:24:00,583 --> 00:24:03,041
‫ولی می‌دونی، صدامون رو نمی‌شنوه.

290
00:24:08,250 --> 00:24:11,541
‫اون شعری که توی مدرسه یاد گرفتی رو یادته؟

291
00:24:12,916 --> 00:24:15,500
‫او شمال من بود، جنوب من بود،

292
00:24:16,458 --> 00:24:18,500
‫شرق و غرب من بود.

293
00:24:18,750 --> 00:24:21,583
‫هفته‌ی کاری من و استراحت یک‌شنبه‌ی من بود.

294
00:24:21,791 --> 00:24:24,166
‫ظهر من، نیمه‌شب من،

295
00:24:24,583 --> 00:24:26,833
‫من ترانه‌ام را می‌خوانم.

296
00:24:28,458 --> 00:24:31,583
‫فکر می‌کردم عشق تا ابد ماناست.

297
00:24:32,500 --> 00:24:34,208
‫اشتباه می‌کردم.

298
00:24:42,625 --> 00:24:43,958
‫ببخشید.

299
00:24:45,041 --> 00:24:46,458
‫این کار رو نمی‌کنم.

300
00:24:48,000 --> 00:24:50,333
‫مثل خاموش کردن خودم می‌مونه.

301
00:24:51,916 --> 00:24:53,875
‫پس به خاطر اون این کار رو نمی‌کنی.

302
00:24:54,125 --> 00:24:56,250
‫داری به خاطر خودت این کار رو می‌کنی.

303
00:24:58,458 --> 00:25:00,625
‫فقط بهش فکر کن آنتونیو.

304
00:25:01,500 --> 00:25:05,416
‫بعضی وقت‌ها می‌گم ای کاش انقدر باهوش نبودی مامان‌بزرگ.

305
00:25:07,000 --> 00:25:08,916
‫من دقیقاً مثل توئم.

306
00:25:09,958 --> 00:25:11,416
‫کاریش نمی‌تونم بکنم.

307
00:25:12,291 --> 00:25:13,291
‫برو.

308
00:25:13,833 --> 00:25:14,833
‫سعی کن یه‌کمی بخوابی.

309
00:25:25,875 --> 00:25:27,000
‫سفر رفتن رو دوست داری؟

310
00:25:39,416 --> 00:25:42,166
‫- می‌خوای حرف بزنیم؟
‫- نه.

311
00:25:43,375 --> 00:25:45,041
‫وگرنه ممکنه خوابم ببره.

312
00:25:45,125 --> 00:25:46,416
‫خوابت نمی‌بره.

313
00:25:46,500 --> 00:25:49,125
‫فقط می‌خوای بدونی مشکلی دارم یا نه.

314
00:25:49,166 --> 00:25:50,875
‫حواست به جاده باشه و تمرکز کن.

315
00:25:55,541 --> 00:25:56,500
‫منتوره.

316
00:25:58,625 --> 00:26:01,875
‫داشت بهمون خیلی خوش می‌گذشت. جواب بده.

317
00:26:03,625 --> 00:26:05,666
‫همگی اینجاییم. الان می‌تونی بگی.

318
00:26:05,750 --> 00:26:09,041
‫امروز، یه نفر قصد جون زنی به اسم لولا مورنو رو کرده،

319
00:26:09,125 --> 00:26:10,875
‫توی یه مرکز خرید در ماربیا.

320
00:26:10,916 --> 00:26:14,375
‫موفق شده فرار کنه،
‫اما هیچ رد و نشونی ازش نیست.

321
00:26:14,416 --> 00:26:16,125
‫خب که چی؟

322
00:26:16,166 --> 00:26:20,375
‫لولا مورنو یه آدم معمولی نیست.
‫همسر یوری وورونینه.

323
00:26:20,416 --> 00:26:23,250
‫یوری وورونین، تبعه‌ی روسیه و شهروند اسپانیا.

324
00:26:23,375 --> 00:26:25,875
‫علی‌الظاهر کارش واردات فوندوکه.

325
00:26:26,000 --> 00:26:26,916
‫فوندوک؟

326
00:26:27,500 --> 00:26:31,541
‫یه شکلات صبحانه‌ی فندقی روسی.
‫از این هله‌هوله‌ها.

327
00:26:31,625 --> 00:26:33,125
‫عاشقش میشی، تونی.

328
00:26:33,250 --> 00:26:39,625
‫نکته‌ی مهم اینه که یوری وورونین
‫در اصل خزانه‌دار خاندان اورلوفه.

329
00:26:39,750 --> 00:26:41,625
‫تامبوفسکایا، همون مافیای روسیه.

330
00:26:42,875 --> 00:26:45,666
‫این مربوط به دایره‌ی جرایم و مواده.
‫به ما چه ربطی داره؟

331
00:26:45,750 --> 00:26:49,750
‫توی کشور ما، اونا کارهاشون رو
‫با احتیاط تمام پیش بردن.

332
00:26:49,875 --> 00:26:52,875
‫بی‌رحمانه، ولی بی‌سروصدا.

333
00:26:52,916 --> 00:26:54,500
‫اتفاق امروز فرق داره.

334
00:26:55,291 --> 00:26:57,250
‫اوضاع داره عوض میشه.

335
00:26:57,375 --> 00:27:00,250
‫از تو بعیده ما رو صرفاً بر اساس یه حدس بفرستی مأموریت.

336
00:27:00,375 --> 00:27:05,416
‫زن این یارو وورونین هم لابد
‫از روی خجالت به پلیس گزارش نداده؟

337
00:27:05,500 --> 00:27:07,416
‫از سر کم‌رویی‌شه؟

338
00:27:07,500 --> 00:27:11,125
‫همین باعث شده فکر کنیم شاید
‫کلید یه ماجرای مهم دست اون باشه.

339
00:27:12,750 --> 00:27:15,750
‫حواستون رو جمع کنین.
‫این جماعت فوق‌العاده سنگدل هستن.

340
00:27:15,875 --> 00:27:19,625
‫باید قبل از آدم‌های اورلوف،
‫لولا مورنو رو پیدا کنین.

341
00:27:21,416 --> 00:27:23,625
‫اگه هنوز زنده باشه، پیداش می‌کنیم.

342
00:27:23,666 --> 00:27:25,041
‫تمام تلاشتون رو بکنین.

343
00:27:25,666 --> 00:27:26,791
‫موفق باشی، آنتونیا.

344
00:27:27,625 --> 00:27:28,666
‫موفق باشی، کارآگاه.

345
00:27:29,500 --> 00:27:33,500
‫و اگه زحمتی نیست، این دفعه
‫بیشتر هوای ماشین رو داشته باشین.

346
00:27:35,375 --> 00:27:37,166
‫روش حساب نکن، رئیس.

347
00:27:37,250 --> 00:27:39,750
‫[رستوران بایلن]

348
00:27:52,916 --> 00:27:54,291
‫خب، نظرت چیه؟

349
00:27:55,000 --> 00:27:56,875
‫اصلاً شبیه املت مامانت نیست.

350
00:27:57,666 --> 00:28:00,875
‫هیچ املت سیب‌زمینی‌ای شبیه املت مامان من نمیشه.

351
00:28:04,750 --> 00:28:07,125
‫- خب پس چی؟
‫- اتلاف وقته.

352
00:28:10,541 --> 00:28:11,625
‫مافیا کسل‌کننده‌ست.

353
00:28:11,750 --> 00:28:13,291
‫کاملاً قابل پیش‌بینی.

354
00:28:13,375 --> 00:28:14,625
‫«مافیا کسل‌کننده‌ست»!

355
00:28:16,000 --> 00:28:18,125
‫نظرمو پرسیدی، منم گفتم.

356
00:28:20,125 --> 00:28:22,375
‫منم دلم نمی‌خواست الان اینجا باشم، آنتونیا.

357
00:28:25,125 --> 00:28:28,125
‫راستش، الان باید توی تخت استراحت می‌کردم.

358
00:28:28,750 --> 00:28:32,875
‫ولی حالا وسط ناکجاآبادم،
‫با یه زن دیوونه که خیلی هم دوستش دارم.

359
00:28:33,916 --> 00:28:36,750
‫واسه همین، ممنون میشم اگه یکم ذوق و شوق نشون بدی.

360
00:28:38,666 --> 00:28:40,666
‫کارِ اون نگهبانه بوده.

361
00:28:46,916 --> 00:28:48,625
‫خدایا، خودت بهم صبر بده.

362
00:28:49,500 --> 00:28:51,375
‫تو هم خیلی قابل پیش‌بینی هستی.

363
00:30:27,250 --> 00:30:28,500
‫صبح بخیر.

364
00:30:29,916 --> 00:30:32,625
‫به ماربیا خوش اومدی، آنتونیا اسکات.

365
00:30:46,791 --> 00:30:49,625
‫به ما گفته بودن میاین.
‫من کارآگاه بلگرانو هستم.

366
00:30:49,750 --> 00:30:51,291
‫کارآگاه گوتیرز.

367
00:30:51,375 --> 00:30:54,416
‫این خانوم محترم هم همکارم، آنتونیا اسکاته.

368
00:31:32,041 --> 00:31:34,875
‫قاتل مثل کف دستش این مرکز خرید رو می‌شناسه.

369
00:31:34,916 --> 00:31:36,541
‫از کجا اینو میگی؟

370
00:31:38,125 --> 00:31:39,916
‫من و تو فکر می‌کنیم،

371
00:31:40,625 --> 00:31:42,375
‫کاری که اون می‌کنه یه چیز دیگه‌ست.

372
00:32:03,541 --> 00:32:05,666
‫دوربین‌های مداربسته رو چک کردین؟

373
00:32:05,750 --> 00:32:07,500
‫آره، ولی فایده‌ای نداشته.

374
00:32:08,166 --> 00:32:10,875
‫فقط مردمی رو نشون میده
‫که موقع حمله دارن فرار می‌کنن.

375
00:32:11,916 --> 00:32:13,666
‫- راست میگه.
‫- می‌دونم.

376
00:32:13,750 --> 00:32:16,250
‫مهاجم از نقطه کور استفاده کرده تا چهره‌ش نیفته.

377
00:32:16,791 --> 00:32:18,041
‫حسابی برنامه‌ریزی کرده بوده.

378
00:32:45,875 --> 00:32:47,375
‫قاتل از این نقطه شلیک کرده.

379
00:32:47,416 --> 00:32:49,500
‫دو تا تیر در کسری از ثانیه.

380
00:32:50,500 --> 00:32:53,250
‫اولی شیشه رو شکسته
‫و مانکن رو داغون کرده.

381
00:32:53,291 --> 00:32:54,541
‫دومی خورده به میز.

382
00:32:56,416 --> 00:32:58,041
‫- تیرش خطا رفته.
‫- موافق نیستم.

383
00:32:58,125 --> 00:33:01,166
‫سرِ لولا دقیقاً باید جایی می‌بود
‫که الان مانکن هست.

384
00:33:01,250 --> 00:33:02,791
‫حتی یه سانتیمتر هم این‌ورتر نه.

385
00:33:03,791 --> 00:33:05,375
‫این لولا بوده که چابکی نشون داده.

386
00:33:07,125 --> 00:33:09,250
‫نگهبان بخت‌برگشته هم بد موقعی سررسیده.

387
00:33:09,750 --> 00:33:11,166
‫با یه تیر خلاصش کرده.

388
00:33:12,041 --> 00:33:15,041
‫لکه‌های خون سمت راست
‫مال راننده‌ی خانم مورنوئه، درسته؟

389
00:33:16,375 --> 00:33:17,375
‫بله.

390
00:33:19,541 --> 00:33:21,416
‫آناتولی اولگ پاستوشنکو.

391
00:33:21,500 --> 00:33:24,791
‫متولد ۱۹۷۱ در گرجستان.
‫توی تفلیس پلیس بوده.

392
00:33:36,041 --> 00:33:37,500
‫وظیفه‌ش رو خیلی خوب انجام داده.

393
00:33:45,000 --> 00:33:49,500
‫بعد از اینکه تیر خورده به پاش،
‫سینه‌خیز رفته سمتش تا ازش محافظت کنه.

394
00:33:53,166 --> 00:33:57,416
‫ولی قبل از اون، آناتولی هم باید شلیک کرده باشه.

395
00:34:06,291 --> 00:34:07,625
‫راننده هم شلیک کرده؟

396
00:34:08,250 --> 00:34:09,875
‫نه، مسلح نبوده.

397
00:34:10,416 --> 00:34:13,166
‫شلیک کرده، ولی یکی سعی کرده مخفیش کنه.

398
00:34:13,500 --> 00:34:14,875
‫شلیک کرده.

399
00:34:15,291 --> 00:34:18,000
‫خونِ قاتل دقیقاً همین‌جا ریخته.

400
00:34:18,041 --> 00:34:19,250
‫خیلی کم.

401
00:34:20,125 --> 00:34:21,791
‫لطفاً ببین بوی وایتکس حس می‌کنی؟

402
00:34:29,375 --> 00:34:30,625
‫آره، بوی وایتکس میاد.

403
00:34:31,250 --> 00:34:33,000
‫از لومینول استفاده کردن؟

404
00:34:33,041 --> 00:34:37,166
‫پزشکی قانونی اینجا بوده، ولی توی گزارشش
‫چیزی از شلیک متقابل نگفته.

405
00:34:37,250 --> 00:34:39,625
‫- کس دیگه‌ای به صحنه دسترسی داشته؟
‫- نه.

406
00:34:41,125 --> 00:34:42,541
‫یا این، یا اینکه قاتل تنها نبوده.

407
00:34:50,416 --> 00:34:52,750
‫قربانی پابرهنه فرار کرده و پاهاش زخمی شده.

408
00:34:52,875 --> 00:34:55,291
‫از اون موقع خبری ازش نشده؟

409
00:34:56,125 --> 00:34:59,625
‫مشخصاتش رو به همه گشت‌ها بی‌سیم زدیم،
‫ولی کسی چیزی ندیده.

410
00:35:00,791 --> 00:35:03,125
‫امیدوارم ظرف ۴۸ ساعت آینده پیداش کنیم.

411
00:35:03,750 --> 00:35:06,125
‫خانم مورنو دیابت داره و بارداره.

412
00:35:08,166 --> 00:35:10,500
‫می‌تونیم بریم محل سکونت وورونین؟

413
00:35:11,625 --> 00:35:14,791
‫راستش، یه چیزی هست که هنوز نمی‌دونین.

414
00:35:59,500 --> 00:36:04,375
‫[یوری: حق با تو بود. بد پیش رفت. معذرت می‌خوام.]

415
00:36:15,916 --> 00:36:17,250
‫یوری، خواهش می‌کنم.

416
00:36:19,166 --> 00:36:20,166
‫الو؟

417
00:36:24,625 --> 00:36:25,500
‫شما کی هستین؟

418
00:36:26,625 --> 00:36:27,500
‫الو.

419
00:36:28,375 --> 00:36:29,291
‫شما؟

420
00:36:34,166 --> 00:36:35,625
‫بگین تماس رو ردیابی کنن.

421
00:36:51,875 --> 00:36:54,041
‫بلگرانو با بچه‌های مادرید اینجاست.

422
00:36:54,875 --> 00:36:55,750
‫خیلی خب.

423
00:38:19,125 --> 00:38:20,125
‫صبح بخیر، من...

424
00:38:21,291 --> 00:38:24,750
‫کمیسر رومرو، من جان گوتیرز هستم. همکارم رو ببخشین.

425
00:38:28,750 --> 00:38:30,375
‫وقت زیادی نداریم.

426
00:38:30,500 --> 00:38:34,250
‫شانس آوردیم که قاضی انتقال جسد رو به تأخیر انداخت.

427
00:38:44,041 --> 00:38:47,500
‫ممنون، بلگرانو. ببخشید که استقبال گرمی نشد.

428
00:38:49,000 --> 00:38:50,250
‫اثر انگشتی پیدا شده؟

429
00:38:50,291 --> 00:38:52,625
‫نه، فقط مال صاحبخونه‌هاست.

430
00:38:54,250 --> 00:38:56,625
‫امیدوارم این سگ لعنتی رو ببرن.

431
00:38:58,750 --> 00:39:02,375
‫این نژاد قابل کنترل نیست.
‫واسه کشتن آموزش دیدن.

432
00:39:03,291 --> 00:39:05,250
‫سلام خوشگله.

433
00:39:05,916 --> 00:39:07,750
‫سلام کوچولو.

434
00:39:09,250 --> 00:39:12,750
‫آفرین، همینه.

435
00:39:14,625 --> 00:39:17,250
‫آموزش بسیار تأثیرگذاری بود، کمیسر!

436
00:39:20,250 --> 00:39:21,500
‫فعلاً.

437
00:39:24,000 --> 00:39:27,916
‫اگه اشکالی نداره، به همکارم فضا بدیم
‫تا بتونه یه نگاهی به دور و بر بندازه؟

438
00:39:28,500 --> 00:39:30,125
‫از هر کمکی استقبال میشه.

439
00:39:31,250 --> 00:39:32,416
‫می‌تونیم داخل حرف بزنیم؟

440
00:39:33,375 --> 00:39:34,375
‫بفرمایین.

441
00:39:50,666 --> 00:39:52,125
‫صبحانه‌ی قهرمانان!

442
00:39:56,041 --> 00:39:57,750
‫یکم عجیبه، نه؟

443
00:40:01,541 --> 00:40:02,875
‫«عجیب» قشنگ برازنده‌شه.

444
00:40:03,000 --> 00:40:03,958
‫واقعاً همون‌قدر که میگن کاردرسته؟

445
00:40:05,250 --> 00:40:06,583
‫کارش خودِ معجزه‌ست.

446
00:40:09,208 --> 00:40:11,083
‫دیشب خوب نخوابیدین، کمیسر؟

447
00:40:12,250 --> 00:40:15,958
‫ما دو برابر این امکانات نیاز داریم،
‫ولی همینیه که هست.

448
00:40:16,875 --> 00:40:18,958
‫یه چیزی بگین که ندونم.

449
00:40:19,083 --> 00:40:22,250
‫ببین کارآگاه، شاید این آدما واسه شما مظنون باشن،

450
00:40:22,333 --> 00:40:24,125
‫اما همسایه‌های ما هم هستن.

451
00:40:24,208 --> 00:40:28,125
‫از سوپرمارکت‌های ما خرید می‌کنن،
‫بچه‌هاشون رو می‌برن مدرسه.

452
00:40:28,833 --> 00:40:30,708
‫حتی جرم مشخصی هم مرتکب نشدن.

453
00:40:30,833 --> 00:40:34,458
‫کاری که اینجا می‌کنن
‫فقط پولشوییِ درآمدهای حاصل از تجارتشون توی اروپاست.

454
00:40:35,500 --> 00:40:36,625
‫چقدر عالی.

455
00:40:37,500 --> 00:40:39,958
‫این یعنی ما هیچ‌وقت برنده‌ی این جنگ نمیشیم.

456
00:41:04,958 --> 00:41:06,000
‫اصلاً منطقی نیست.

457
00:41:09,583 --> 00:41:14,208
‫یه مرکز خرید، اونم روز روشن،
‫زیادی تابلو نیست؟

458
00:41:14,833 --> 00:41:16,208
‫هر غلطی بخوان می‌کنن.

459
00:41:16,333 --> 00:41:18,958
‫فکر می‌کنی این ماجرا تسویه‌حساب شخصی باشه؟

460
00:41:19,000 --> 00:41:20,833
‫نه، بعید می‌دونم.

461
00:41:21,583 --> 00:41:25,750
‫پس چرا واسه کشتن وورونین این سیرک رو راه انداختن؟

462
00:41:26,583 --> 00:41:27,750
‫تو علتش رو می‌دونی؟

463
00:41:32,750 --> 00:41:35,500
‫شما اصلاً چرا به این قتل علاقه‌مند شدین؟

464
00:41:37,000 --> 00:41:38,083
‫تو علتش رو می‌دونی؟

465
00:41:41,250 --> 00:41:43,833
‫این جریان مثل جنگ سرده، یادت میاد؟

466
00:41:45,083 --> 00:41:46,125
‫یه تعادلی وجود داره.

467
00:41:47,000 --> 00:41:51,208
‫واسه اینکه ما کارمون رو انجام بدیم،
‫اون تعادل باید دست‌نخورده بمونه.

468
00:41:52,375 --> 00:41:56,083
‫چیزی که تو می‌خوای اینه
‫که من لونه‌ی زنبور رو به هم نریزم، درسته؟

469
00:42:02,083 --> 00:42:03,708
‫ظاهراً که معجزه تموم شد.

470
00:42:06,125 --> 00:42:08,083
‫تازه اولشه، کمیسر.

471
00:42:56,333 --> 00:42:58,083
‫ساحل آفتاب، زهی خیال باطل!

472
00:43:40,458 --> 00:43:42,083
‫اصلان اورلوف رو می‌شناسی؟

473
00:43:43,958 --> 00:43:47,458
‫- توی چه تیمی بازی می‌‌کنه؟
‫- همه اصلان اورلوف رو می‌شناسن.

474
00:43:48,500 --> 00:43:50,583
‫من نمی‌شناسم. اسمشم نشنیدم.

475
00:43:51,833 --> 00:43:55,250
‫سه سال توی کلوب تولوم
‫به عنوان بادیگارد کار کردی، درسته؟

476
00:43:55,958 --> 00:43:58,208
‫- آره.
‫- اونجا مال اصلان اورلوفه.

477
00:43:58,333 --> 00:44:01,458
‫- مطمئنی نمی‌دونی اون کیه؟
‫- نمی‌دونم.

478
00:44:01,500 --> 00:44:05,833
‫اون موقع‌ها معتاد بودم،
‫واسه همین حافظه‌ی درست‌وحسابی ندارم.

479
00:44:27,208 --> 00:44:30,083
‫بدون حضور وکیلم هیچ حرفی نمی‌زنم.

480
00:44:31,000 --> 00:44:33,250
‫وکیلت هیچ غلطی نمی‌تونه بکنه.

481
00:44:35,125 --> 00:44:37,375
‫اون‌قدرا هم که فکر می‌کنی باهوش نیستی، یوری.

482
00:44:38,958 --> 00:44:40,125
‫این نظر شماست.

483
00:44:43,458 --> 00:44:44,875
‫حسابی گند زدی.

484
00:44:46,125 --> 00:44:47,625
‫بدجوری.

485
00:44:47,708 --> 00:44:50,708
‫بلگرانو، دوست عزیزمون وورونین
‫چقدر اوضاعش خرابه؟

486
00:44:53,375 --> 00:44:56,208
‫حدود دوازده سال ناقابل.

487
00:44:57,500 --> 00:44:58,375
‫به جرم قاچاق.

488
00:44:59,250 --> 00:45:00,333
‫برات مهم نیست؟

489
00:45:02,583 --> 00:45:03,625
‫به من نگاه کن.

490
00:45:07,250 --> 00:45:08,708
‫پرسیدم برات مهم نیست؟

491
00:45:09,625 --> 00:45:12,208
‫چون واسه ما مهمه. می‌دونی چرا؟

492
00:45:12,750 --> 00:45:17,208
‫چون تک‌تک یوروهای توی اون قصر مجللت
‫به خون آلوده‌ست.

493
00:45:17,250 --> 00:45:21,333
‫چون همکارهای ما سرِ به دام انداختن
‫آشغال‌هایی مثل تو جون دادن.

494
00:45:21,458 --> 00:45:23,750
‫پس بهتره برات مهم باشه عوضی!

495
00:45:26,375 --> 00:45:27,583
‫ببین، یوری...

496
00:45:30,458 --> 00:45:31,625
‫تو پیش اورلوف کم آوردی.

497
00:45:32,583 --> 00:45:34,250
‫فکر می‌کنی می‌بخشتت؟

498
00:45:37,083 --> 00:45:39,333
‫و می‌دونی دیگه‌ به کی
‫قراره خیانت کنی؟

499
00:45:42,250 --> 00:45:44,250
‫اون زن خوشگل و جوونت.

500
00:45:45,083 --> 00:45:48,833
‫چون از پشت میله‌های زندان
‫سخته بتونی ازش محافظت کنی.

501
00:45:52,708 --> 00:45:56,083
‫تازه خیلی هم جذابه.
‫خیلی بلاها ممکنه سرش بیاد.

502
00:45:56,833 --> 00:45:57,833
‫کثافت بی‌همه‌چیز!

503
00:45:57,875 --> 00:45:58,958
‫ولش کن!

504
00:46:02,000 --> 00:46:02,958
‫بسه دیگه.

505
00:46:15,083 --> 00:46:17,583
‫داری غیرمنطقی تا می‌کنی، یوری.

506
00:46:31,125 --> 00:46:32,333
‫از جون من چی می‌خواین؟

507
00:46:46,458 --> 00:46:48,833
‫بگو قاضی بیاد و سریع دستور انتقال جسد رو بده.

508
00:46:50,458 --> 00:46:51,708
‫بهش خبر میدم.

509
00:47:02,250 --> 00:47:05,875
‫[دوسلدورف]

510
00:47:50,166 --> 00:47:52,666
‫[ورود ممنوع! خطر مرگ]

511
00:48:18,291 --> 00:48:20,666
‫هی، داری چی‌کار می‌کنی؟
‫همین الان از اونجا بیا پایین!

512
00:48:33,833 --> 00:48:37,166
‫نه! کمک!

513
00:48:38,041 --> 00:48:41,791
‫سریع! به اورژانس زنگ بزنین!

514
00:48:43,333 --> 00:48:44,583
‫[بر اساس رمان گرگ سیاه، اثر خوان گومز خواردو]

515
00:48:46,583 --> 00:48:56,583
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M