1
00:00:30,041 --> 00:00:34,166
‫[قسمت سوم: مراسم ختم]

2
00:00:35,166 --> 00:00:45,166
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

3
00:01:02,999 --> 00:01:06,583
‫...با دمای بالا که بیرونش خوب و ترد بشه،

4
00:01:06,666 --> 00:01:09,791
‫اما بعدش باید زیرش رو کم کنیم
‫که یواش بپزه

5
00:01:09,874 --> 00:01:12,249
‫و گوشت از داخل آب‌دار باقی بمونه.

6
00:01:12,333 --> 00:01:15,749
‫وقتی مادربزرگم که زن فوق‌العاده‌ای بود،

7
00:01:15,833 --> 00:01:20,666
‫درست از اون زن‌های سنتی،
‫این غذا رو درست می‌کرد، بهم می‌گفت

8
00:01:20,749 --> 00:01:24,374
‫میشا کوچولو، برای درست کردن راگو

9
00:01:24,458 --> 00:01:27,166
‫به صبر ماهی‌گیرها تو زمستون نیاز داری،

10
00:01:27,249 --> 00:01:30,749
‫که صبر می‌کنن تا رودخونه یادش بیاد
‫ماهی داره.

11
00:01:30,833 --> 00:01:35,749
‫هیچوقت نمی‌تونم این غذا رو
‫مثل مادربزرگم خوب بپزم،

12
00:01:35,833 --> 00:01:37,416
‫ای کاش می‌تونستم،

13
00:01:37,499 --> 00:01:40,374
‫ولی قول میدم که وقتی امتحانش کنید،

14
00:01:40,458 --> 00:01:42,208
‫انگشتتون رو هم می‌خورید.

15
00:01:42,749 --> 00:01:48,116
‫ولی می‌دونید، همیشه برای انجام کارتون
‫هر پنج حواستون رو به کار بگیرید.

16
00:01:48,166 --> 00:01:51,033
‫مربوط به جنگ است.
‫شرایط بحرانی‌تر...

17
00:01:51,083 --> 00:01:53,249
‫تلاش‌های اتحادیه اروپا...

18
00:01:53,333 --> 00:01:59,041
‫تلاش شکست‌خورده برای سرقت
‫از بوتیکی در پاساژ ال پاراسیو

19
00:01:59,124 --> 00:02:01,541
‫توسط یک نگهبان متوقف شد.

20
00:02:02,624 --> 00:02:05,999
‫در حال حاضر، پلیس ماربیا

21
00:02:06,083 --> 00:02:09,666
‫مطبوعات را در جریان آخرین
‫خبرهای تحقیقات قرار می‌دهد.

22
00:02:09,749 --> 00:02:16,208
‫متاسفانه می‌تونیم مرگ نگهبان
‫مانوئل وارگاس مارتینز رو تایید کنیم.

23
00:02:17,458 --> 00:02:18,958
‫ایشون تنها قربانی این اتفاق بود.

24
00:02:19,041 --> 00:02:22,333
‫هیچکدوم از کارمندان یا مشتری‌های
‫پاساژ آسیبی ندیدن.

25
00:02:22,416 --> 00:02:25,624
‫شاید ناراحت به نظر بیاد،
‫ولی دیشب از منم بهتر خوابید.

26
00:02:26,833 --> 00:02:29,499
‫تنها حرف راستی که زد این بود
‫که نگهبان مُرده.

27
00:02:31,458 --> 00:02:32,833
‫از هیچی که بهتره، تونی.

28
00:02:32,916 --> 00:02:34,541
‫اسمی از روس‌ها نیاورد.

29
00:02:36,208 --> 00:02:38,458
‫می‌فهمم. باید احتیاط کنن.

30
00:02:39,249 --> 00:02:41,083
‫برای حفظ اعتبار ماربیا،

31
00:02:41,666 --> 00:02:43,874
‫و چون هدف اصلیشون روس‌ها هستن.

32
00:02:45,749 --> 00:02:47,499
‫کمیسر خودش دیروز گفت،

33
00:02:48,208 --> 00:02:52,333
‫وقتی تو دنیای خودت غرق بودی.

34
00:02:55,916 --> 00:03:01,416
‫اتفاقاً گفتن می‌خوان تو کنفرانس مطبوعاتی
‫بعدی رو برگزار کنی،

35
00:03:02,291 --> 00:03:06,916
‫و یه گروه موسیقی بیاد بنوازه و لباس
‫مخصوص آتشنشان‌ها و گاوبازها رو بپوشی.

36
00:03:10,958 --> 00:03:14,666
‫تا اونجایی که می‌دونیم،
‫یوری تنها عضو خانواده لولا مورنو بوده.

37
00:03:15,541 --> 00:03:16,874
‫جز مادرش.

38
00:03:16,958 --> 00:03:18,541
‫می‌تونیم از اونجا شروع کنیم.

39
00:03:21,791 --> 00:03:24,999
‫«آره، جان. به نظرم ایده فوق‌العاده‌ایه.»

40
00:03:25,999 --> 00:03:27,541
‫تو ماشین منتظرتم.

41
00:03:27,624 --> 00:03:29,957
‫- ولی...
‫- و آره، عزیزم، خودت باید بشینی پشت فرمون.

42
00:05:01,416 --> 00:05:02,249
‫لعنتی.

43
00:05:48,332 --> 00:05:49,416
‫صبح بخیر.

44
00:05:50,457 --> 00:05:51,541
‫صبح بخیر، خانم.

45
00:05:52,207 --> 00:05:53,374
‫چه کمکی از دستم برمیاد؟

46
00:05:55,166 --> 00:05:56,624
‫بابت اتفاقی که برای دامادتون افتاده متاسفیم.

47
00:05:57,874 --> 00:05:59,416
‫ممنون. بله، واقعاً وحشتناکه.

48
00:06:01,791 --> 00:06:03,374
‫از دخترتون بی‌خبرید؟

49
00:06:03,957 --> 00:06:07,832
‫لولا؟ همیشه ازش بی‌خبرم.
‫سرش تو کار خودشه.

50
00:06:10,291 --> 00:06:11,582
‫خیلی سرتون شلوغه.

51
00:06:13,499 --> 00:06:14,582
‫خیلی مشتری دارید؟

52
00:06:17,166 --> 00:06:22,499
‫از وقتی سعی کردن بکشنش سعی کردید
‫باهاش تماس بگیرید؟

53
00:06:22,582 --> 00:06:24,707
‫لولای من بلده مراقب خودش باشه.

54
00:06:27,957 --> 00:06:30,999
‫بهش گفته بودم اون مرد روس
‫به دردش نمی‌خوره.

55
00:06:31,582 --> 00:06:35,082
‫شاید هیکلی باشه،
‫ولی عقل نداره.

56
00:06:35,166 --> 00:06:36,499
‫«برات دردسر درست می‌کنه.»

57
00:06:37,707 --> 00:06:39,291
‫چه دردسری؟

58
00:06:40,166 --> 00:06:41,916
‫یه جور اصطلاحه دیگه.

59
00:06:42,749 --> 00:06:45,416
‫چون همه مردها دردسرن.

60
00:06:45,999 --> 00:06:49,249
‫شما که نمی‌دونید کی کمکش کرده
‫قایم بشه؟

61
00:06:49,332 --> 00:06:51,582
‫من دوستاش رو نمی‌شناسم.
‫آدم توداریه.

62
00:07:00,082 --> 00:07:02,124
‫تا حالا فوندوک امتحان کردید؟

63
00:07:04,040 --> 00:07:04,957
‫یه لحظه.

64
00:07:07,165 --> 00:07:07,999
‫فوندوک.

65
00:07:11,124 --> 00:07:12,415
‫نفری یک شیشه برای شما.

66
00:07:13,165 --> 00:07:14,374
‫مهمون من.

67
00:07:15,082 --> 00:07:17,499
‫چیزیه که دامادم وارد می‌کنه...
‫ببخشید، وارد می‌کرد.

68
00:07:19,249 --> 00:07:21,665
‫شبیه نوسیاست، ولی تولید روسیه‌ست.

69
00:07:22,374 --> 00:07:26,040
‫هرچند به نظر من طعم فندقیشون اندازه
‫اسپانیاییش خوشمزه نیست.

70
00:07:27,707 --> 00:07:29,082
‫[سالن مو و زیبایی تره]

71
00:07:30,457 --> 00:07:32,874
‫بدون سرنخ اومدیم بیرون،
‫همونطور که وارد شده بودیم.

72
00:07:33,499 --> 00:07:36,165
‫و با این شیشه‌های نوسیا شبیه
‫احمق‌ها شدیم.

73
00:07:36,249 --> 00:07:38,582
‫به اندازه کافی می‌دونیم.
‫سرنخ فوندوکه.

74
00:07:45,332 --> 00:07:47,624
‫میفته روی سرت.

75
00:07:51,832 --> 00:07:53,624
‫- این چیه؟
‫- ببین چی اینجاست.

76
00:08:09,040 --> 00:08:11,499
‫مشخصه قرار نیست چیزی
‫بهمون بگه، درسته؟

77
00:08:13,415 --> 00:08:14,790
‫به اندازه کافی کمکمون کرد.

78
00:08:16,207 --> 00:08:19,082
‫هر وقت خواستی به دستیارت هم بگو.

79
00:08:23,540 --> 00:08:24,374
‫تو بشین پشت فرمون.

80
00:08:25,249 --> 00:08:26,582
‫چشم، قربان.

81
00:08:32,582 --> 00:08:34,415
‫آنتونیا، یه سری چیزها هیچ
‫راه‌حلی ندارن.

82
00:08:35,707 --> 00:08:36,957
‫ولی قضیه خورخه داره.

83
00:08:37,540 --> 00:08:38,665
‫از دست نمی‌دیش.

84
00:08:56,415 --> 00:08:58,457
‫کجا میری، فرشته‌ی عشق؟

85
00:09:10,207 --> 00:09:12,040
‫بریم، گیزه ایتزالا.

86
00:09:28,415 --> 00:09:32,999
‫مرد لایقی مثل یوری وورونین

87
00:09:33,082 --> 00:09:37,082
‫مستحق یه خداحافظی درست و حسابیه.

88
00:09:39,249 --> 00:09:41,707
‫موافقی، کریل؟

89
00:09:43,582 --> 00:09:47,124
‫چیزی که متعلق به سزار هست
‫رو به سزار پس بده.

90
00:10:28,373 --> 00:10:29,665
‫خانم.

91
00:11:49,665 --> 00:11:51,832
‫[یوری وورونین]

92
00:11:55,832 --> 00:11:57,832
‫[اصلان اورلوف]

93
00:12:01,665 --> 00:12:05,498
‫خدایا رحم کن! خدایا رحم کن!

94
00:12:05,582 --> 00:12:09,998
‫خدایا رحم کن!

95
00:12:11,373 --> 00:12:13,165
‫آمین.

96
00:12:16,457 --> 00:12:21,790
‫امیدوارم خداوند تو و گناهانت رو
‫ببخشه، یوری وورونین، ای بنده‌ی خدا،

97
00:12:21,873 --> 00:12:25,998
‫و تو رو به قلمروش در بهشت ببره.

98
00:12:33,873 --> 00:12:36,282
‫[ولادیمیر سوکولوف]
‫وقتی تو یه رستوران تو مسکو

99
00:12:36,332 --> 00:12:38,790
‫با یوری وورونین آشنا شدم،

100
00:12:40,332 --> 00:12:42,748
‫گیج شده بود.

101
00:12:42,832 --> 00:12:43,832
‫[خانواده اسپانیایی]

102
00:12:43,915 --> 00:12:48,707
‫نوجوون که بود آرزوش این بود
‫که بوکسور بشه.

103
00:12:49,790 --> 00:12:52,540
‫چندین ساعت تو باشگاه
‫تمرین می‌کرد،

104
00:12:53,207 --> 00:12:55,448
‫ولی دیگه براش دیر کرده بود.

105
00:12:55,498 --> 00:12:56,782
‫[کریل ربو]

106
00:12:56,832 --> 00:12:58,665
‫آینده‌ای در اون رشته نداشت.

107
00:12:58,748 --> 00:13:01,540
‫[آدم‌کش‌های احتمالی]

108
00:13:01,665 --> 00:13:07,665
‫یوری وورونین یکی از بسیار
‫مردان جوون روس بود

109
00:13:07,748 --> 00:13:09,373
‫که رویاهاش جلوی چشمش نابود شدن...

110
00:13:10,457 --> 00:13:12,498
‫به نظرت باهاش تماس می‌گیره؟

111
00:13:12,582 --> 00:13:15,582
‫نه، حتماً گوشیش رو خاموش کرده.
‫می‌دونه که می‌تونن ردش رو بزنن.

112
00:13:16,165 --> 00:13:18,040
‫آسیبی که سریال‌های تلویزیونی
‫زده بودن...

113
00:13:18,123 --> 00:13:20,665
‫آوردمش به ماربیا.

114
00:13:21,207 --> 00:13:24,290
‫تو یکی از ساختمون‌های خودم
‫استخدامش کردم.

115
00:13:24,957 --> 00:13:29,998
‫یوری وورونین مرد خوبی بود.

116
00:13:30,082 --> 00:13:32,957
‫اون خانمی که کنار کچله وایساده
‫شبیه مامانمه.

117
00:13:33,832 --> 00:13:35,915
‫رئیس خاندان رومانیاییه.

118
00:13:36,832 --> 00:13:39,040
‫مامان منم خیلی قدرتمنده.

119
00:13:41,748 --> 00:13:42,915
‫اون عضو خاندان صربستانیه،

120
00:13:42,998 --> 00:13:44,207
‫خاندان سوئدی،

121
00:13:45,373 --> 00:13:46,373
‫و خاندان آمریکایی.

122
00:13:47,123 --> 00:13:50,790
‫الان تنها چیزی که کم داریم
‫تونی سوپرانو و خاندانشه.

123
00:13:50,873 --> 00:13:54,706
‫یادش رفته بود کیه و باید کی باشه.

124
00:13:55,831 --> 00:14:00,415
‫یادش رفته بود که قدرشناس بودن
‫وظیفشه.

125
00:14:01,456 --> 00:14:05,748
‫معنی کلمه «وفاداری» رو فراموش کرده بود.

126
00:14:06,581 --> 00:14:09,831
‫ما امروز جمع شدیم

127
00:14:10,498 --> 00:14:15,206
‫که دیگه کسی مرتکب همچین
‫اشتباهی نشه.

128
00:14:27,456 --> 00:14:30,956
‫باید هزینه تمیز کردن وسیله‌ای که
‫بهش دست زدید رو بدید.

129
00:14:31,623 --> 00:14:35,165
‫یه قطعه باارزش از قرن هجدهمه،

130
00:14:35,248 --> 00:14:36,831
‫نه از وسایل ایکه‌آ.

131
00:14:39,498 --> 00:14:42,415
‫پدر، وسایل ایکه‌آ هم به دلیل
‫خوبی ساخته شدن.

132
00:14:42,498 --> 00:14:44,581
‫لطفاً درباره یوری وورونین برامون بگید.

133
00:14:45,290 --> 00:14:48,331
‫در نهایت، اونی که قراره ما رو
‫قضاوت کنه خداونده.

134
00:14:49,540 --> 00:14:53,915
‫به این دو روح گمراه رحم کنید و
‫درباره یوری وورونین برامون بگید.

135
00:14:53,998 --> 00:14:57,623
‫اصلان اورلوف بهتر از همه توصیفش کرد.

136
00:15:00,998 --> 00:15:03,040
‫خب، پس درباره اورلوف برامون بگید.

137
00:15:03,623 --> 00:15:05,206
‫مرد دست و دلبازیه.

138
00:15:06,331 --> 00:15:10,040
‫هزینه بازسازی این کلیسا رو داد،

139
00:15:10,123 --> 00:15:14,540
‫و وسیله‌ای که کثیف کردید رو
‫هم اون به ما اهدا کرده.

140
00:15:16,081 --> 00:15:18,456
‫دستور داده بود از لنینگراد بیارنش.

141
00:15:19,415 --> 00:15:20,373
‫سنت پترزبورگ.

142
00:15:21,081 --> 00:15:22,331
‫بله، سنت پترزبورگ.

143
00:15:23,373 --> 00:15:24,748
‫ببخشید، من دیگه پیر شدم.

144
00:15:25,998 --> 00:15:30,081
‫ولی پیری هم مزایای خودش رو داره.

145
00:15:33,040 --> 00:15:36,248
‫دیگه کسی نمی‌تونه فریبم بده.

146
00:15:40,373 --> 00:15:44,581
‫می‌دونید چرا همسر مرحوم نیومده بود
‫مراسمش؟

147
00:15:45,123 --> 00:15:47,165
‫خوب نمی‌شناسمش.

148
00:15:47,248 --> 00:15:52,540
‫درسته که مردهای روس تو کلیسا
‫ازدواج می‌کنن.

149
00:15:53,873 --> 00:15:57,081
‫هرچند، اونا تو هر دو کلیسا
‫ازدواج کردن،

150
00:15:57,165 --> 00:15:59,623
‫هم کلیسای ارتدکس و هم کلیسای کاتولیک.

151
00:16:00,290 --> 00:16:02,665
‫می‌دونیم که لولا کاتولیکه.

152
00:16:02,748 --> 00:16:05,665
‫کاتولیک‌ترین آدم ممکنه،

153
00:16:05,748 --> 00:16:10,040
‫چون قبلاً تو یه رستوران خصوصی کار می‌کرده.

154
00:16:11,956 --> 00:16:15,206
‫من عاقد ازدواج زن‌های زیادی مثل اون
‫و مردهای خودمون بودم.

155
00:16:18,415 --> 00:16:19,248
‫فندک دارید؟

156
00:16:23,998 --> 00:16:24,915
‫ممنون، پدر.

157
00:16:27,206 --> 00:16:28,040
‫خواهش می‌کنم.

158
00:16:40,748 --> 00:16:44,123
‫ادعا می‌کنه لولا رو نمی‌شناسه،
‫ولی مطمئنه که پول‌پرسته.

159
00:16:44,206 --> 00:16:46,831
‫همه چی رو از چشم اون می‌بینه.

160
00:16:46,915 --> 00:16:49,331
‫کشیش‌ها کلاً همه چی رو می‌اندازن
‫تقصیر زن‌ها.

161
00:16:52,456 --> 00:16:55,290
‫- چقدر طولش دادن. بتمن و رابین.
‫- کی؟

162
00:16:56,123 --> 00:16:57,206
‫رومرو و بلگرانو.

163
00:17:16,831 --> 00:17:20,956
‫ای پدر ما که در آسمانی.

164
00:17:37,498 --> 00:17:39,456
‫بریم ببینیم این دوستان روشنفکرمون
‫چی می‌خوان بگن.

165
00:17:40,748 --> 00:17:41,706
‫مسخره بازی درنیار.

166
00:17:42,456 --> 00:17:43,581
‫اون زنه نابغه‌ست.

167
00:17:44,831 --> 00:17:45,664
‫صحیح.

168
00:17:46,831 --> 00:17:49,164
‫باهوش بودن تو صحنه جرم یه چیزه،

169
00:17:49,248 --> 00:17:52,914
‫و ریسک کردن تو مسائلی که هیچی
‫ازش نمی‌دونی یه چیز دیگه‌ست.

170
00:17:59,289 --> 00:18:00,123
‫ظهر بخیر.

171
00:18:00,664 --> 00:18:02,706
‫ظهر بخیر، کمیسر.

172
00:18:02,789 --> 00:18:05,373
‫تحقیقات چطور پیش میره؟
‫خبری نشد؟

173
00:18:06,248 --> 00:18:07,081
‫یه مقدار.

174
00:18:09,498 --> 00:18:10,414
‫میشه بهمون بگید؟

175
00:18:11,748 --> 00:18:14,623
‫فکر نکنم برای گفتنش آماده باشیم.

176
00:18:15,206 --> 00:18:16,748
‫شما چیزی پیدا کردید،

177
00:18:16,831 --> 00:18:19,164
‫یا منتظرید ما همه کارها رو
‫انجام بدیم؟

178
00:18:19,248 --> 00:18:20,539
‫واسه همین به شما زنگ زدیم.

179
00:18:20,623 --> 00:18:23,331
‫باید هماهنگ بشیم که یه کار رو
‫دو بار انجام ندیم.

180
00:18:24,123 --> 00:18:27,748
‫باید همزمان با کارهاتون ما رو
‫در جریان قرار بدید.

181
00:18:29,081 --> 00:18:29,914
‫بیاید دنبالم.

182
00:18:31,414 --> 00:18:32,414
‫«به صورت همزمان.»

183
00:18:34,081 --> 00:18:36,831
‫خدا رو شکر اینا هم از همه جا بی‌خبرن.

184
00:18:46,831 --> 00:18:52,831
‫[تولوم]

185
00:18:55,248 --> 00:18:59,539
‫میشه به مدیر اینجا بگید
‫بیاد بیرون؟

186
00:19:00,956 --> 00:19:02,289
‫برو پی کارت.

187
00:19:07,706 --> 00:19:08,706
‫به مدیر بگو بیاد.

188
00:19:10,414 --> 00:19:11,373
‫لطفاً.

189
00:19:14,748 --> 00:19:15,581
‫ممنون.

190
00:19:25,831 --> 00:19:27,748
‫خوشبختم. من ولادیمیرم.

191
00:19:28,914 --> 00:19:30,039
‫جان گوتیرز.

192
00:19:49,623 --> 00:19:50,456
‫چطوری؟

193
00:19:51,956 --> 00:19:52,956
‫بهترم.

194
00:19:55,914 --> 00:19:56,998
‫برات چای ریختم.

195
00:19:58,748 --> 00:19:59,998
‫ممنون، یایزا.

196
00:20:05,123 --> 00:20:06,373
‫یه مدت بود همدیگه رو ندیده بودیم، نه؟

197
00:20:07,748 --> 00:20:09,748
‫بگی نگی.

198
00:20:12,331 --> 00:20:13,664
‫از وقتی ازدواج کردی...

199
00:20:15,789 --> 00:20:17,331
‫من رو یادت رفت.

200
00:20:23,331 --> 00:20:24,748
‫من و یوری دیگه با هم نیستیم.

201
00:20:26,248 --> 00:20:27,581
‫مجبور شدم فرار کنم.

202
00:20:29,081 --> 00:20:30,498
‫اون این بلا رو سر پات آورده؟

203
00:20:33,581 --> 00:20:36,123
‫کل انسولینی که داری همینه؟

204
00:20:40,206 --> 00:20:41,206
‫گیر آوردنش به همین سادگی نیست.

205
00:20:45,664 --> 00:20:46,664
‫یایزا...

206
00:20:48,123 --> 00:20:50,872
‫میشه چند روز دیگه هم اینجا
‫پیشت بمونم؟

207
00:20:51,789 --> 00:20:53,789
‫تا وقتی یه جای دیگه برای
‫موندن پیدا کنم.

208
00:20:55,247 --> 00:20:59,706
‫اول می‌خوام یه فکری به حال این
‫وضعیتم بکنم بعد مامانم رو نگران کنم.

209
00:21:10,081 --> 00:21:12,664
‫باشه، مشکلی نیست.
‫می‌تونی چند روز بمونی.

210
00:21:22,289 --> 00:21:23,122
‫ممنون.

211
00:21:31,664 --> 00:21:35,372
‫امیدوارم تو یه چیزی فهمیده باشی.
‫چون تو پایگاه داده‌ی خودمون هیچی پیدا نکردم.

212
00:21:37,414 --> 00:21:39,122
‫هیچکس تو رستوران اون رو یادش نیست.

213
00:21:39,664 --> 00:21:42,122
‫باور نمی‌کنم.
‫دخترها چی؟

214
00:21:43,456 --> 00:21:44,539
‫فقط دوتا موندن.

215
00:21:45,456 --> 00:21:49,039
‫یکیشون تعطیلاته،
‫اون یکی شیفتش رو تموم کرده بود.

216
00:21:50,331 --> 00:21:53,039
‫کسی رو پیدا نمی‌کنیم.
‫پنج سال گذشته.

217
00:21:53,122 --> 00:21:55,414
‫ماربیا شهر کوچیکیه.
‫یکی رو پیدا می‌کنیم.

218
00:21:57,706 --> 00:22:00,372
‫شاید کوچیک باشه،
‫ولی یک میلیون رستوران داره.

219
00:22:01,247 --> 00:22:03,414
‫لولا می‌دونه که شایعات با سرعت
‫پخش میشن.

220
00:22:03,497 --> 00:22:06,289
‫هر کی کمکش کرده هم صد در صد
‫یه چیزی برای پنهان کردن داره.

221
00:22:06,372 --> 00:22:07,581
‫اینم از شارژرت.

222
00:22:08,497 --> 00:22:09,331
‫ممنون.

223
00:22:20,081 --> 00:22:21,372
‫شب بخیر، عزیزم.

224
00:22:44,893 --> 00:22:54,893
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

225
00:23:18,414 --> 00:23:21,664
‫رمز، «یک، پنج، فاکس‌ترات.»

226
00:23:22,956 --> 00:23:24,039
‫آنتونیا، دارم میام تو.

227
00:23:28,539 --> 00:23:29,956
‫کلیدت رو برداشته بودم.

228
00:23:30,664 --> 00:23:32,914
‫با تبلت کاریت همچین چیزهایی نبین.

229
00:23:33,747 --> 00:23:34,664
‫جان.

230
00:23:35,247 --> 00:23:36,122
‫جان!

231
00:23:39,414 --> 00:23:41,372
‫هر چقدر می‌خوای ببین.

232
00:23:41,456 --> 00:23:43,122
‫می‌خوام یه چیزی بهت بگم.

233
00:23:53,747 --> 00:23:56,914
‫یه نرم‌افزاری داریم.
‫به اسم هایمدال.

234
00:23:57,789 --> 00:24:00,747
‫محرمانه‌ترین راز سازمان ملکه‌ی سرخه.

235
00:24:02,039 --> 00:24:06,081
‫هایمدال تک‌تک ارتباطات بین
‫شهروندان اتحادیه اروپا رو ثبت و ضبط می‌کنه.

236
00:24:08,914 --> 00:24:12,914
‫به این بهونه ساخته شده بود که
‫هر کسی می‌تونه خطرناک،

237
00:24:12,997 --> 00:24:17,247
‫افراطی و دشمن سیستم دموکراتیکی
‫که ساختیم بشه.

238
00:24:17,789 --> 00:24:21,039
‫پس هایمدال کل ارتباطات رو

239
00:24:21,122 --> 00:24:23,539
‫تو بزرگترین هارد سیاره ذخیره می‌کنه.

240
00:24:24,539 --> 00:24:27,247
‫فقط دو نفر از اعضای سازمان می‌دونن
‫هارد کجاست.

241
00:24:29,622 --> 00:24:31,039
‫و من بهش دسترسی دارم.

242
00:24:42,789 --> 00:24:43,705
‫پس...

243
00:24:49,747 --> 00:24:52,247
‫من تمام این مدت داشتم برای
‫کی کار می‌کردم؟

244
00:24:55,872 --> 00:24:58,705
‫وقتی با هدف خوبی ازش استفاده بشه،
‫ابزار فوق‌العاده‌ایه.

245
00:24:59,455 --> 00:25:00,914
‫می‌تونه جون خیلی‌ها رو نجات بده.

246
00:25:01,914 --> 00:25:02,914
‫«هدف خوب.»

247
00:25:07,830 --> 00:25:12,080
‫«خوبی» یه ایده‌ی بچگونه‌ست، آنتونیا.
‫درست مثل شرارت، یادته؟

248
00:25:15,039 --> 00:25:19,997
‫اگه آدم‌های خوبی که کنترل اون وسیله
‫دستشونه یه روز نظرشون رو عوض کنن چی؟

249
00:25:20,705 --> 00:25:22,955
‫یا اگه بیفته دست یه آدم اشتباهی؟

250
00:25:25,080 --> 00:25:30,164
‫یا اگه کسایی که ازش استفاده می‌کنن
‫ترجیح بدن آدم‌هایی مثل من وجود نداشته باشن چی؟

251
00:25:31,247 --> 00:25:32,205
‫یا...

252
00:25:34,080 --> 00:25:35,955
‫آدم‌های باهوشی مثل تو؟

253
00:25:37,830 --> 00:25:40,080
‫مثلاً می‌تونه جون لولا رو نجات بده.

254
00:25:42,580 --> 00:25:44,747
‫با هایمدال به سوابق پزشکیش،

255
00:25:45,580 --> 00:25:47,372
‫تشخیص دیابتش و بارداریش
‫دسترسی پیدا کردم.

256
00:25:52,455 --> 00:25:56,497
‫جون پسرم رو نجات داد، جان.
‫رمز کارلا اورتیز رو بهم داد.

257
00:26:03,872 --> 00:26:06,497
‫فکر کردم تو یادداشت چسب‌دار
‫پیداش کردی.

258
00:26:16,705 --> 00:26:18,747
‫پس کل جادوت یه دروغه.

259
00:26:25,039 --> 00:26:28,122
‫یعنی من به خاطر یه دستگاه جاسوس
‫و یه مشت آشغال

260
00:26:28,205 --> 00:26:30,039
‫جونم رو تو خطر انداخته بودم؟

261
00:26:35,830 --> 00:26:36,914
‫آره؟

262
00:26:38,622 --> 00:26:40,455
‫مثل بچه‌ها گولم زدی.

263
00:26:42,747 --> 00:26:45,497
‫من احمق‌ترین همدست دنیام، نه؟

264
00:26:47,164 --> 00:26:49,914
‫نمی‌خوای بدونی «یک، پنج، فاکس‌ترات»
‫یعنی چی؟

265
00:26:55,122 --> 00:26:58,622
‫یعنی گولم زدی و بهم دروغ گفتی.

266
00:26:59,205 --> 00:27:00,997
‫چاره‌ای نداشتم، جان.

267
00:27:06,664 --> 00:27:07,664
‫معنیش چیه؟

268
00:27:08,747 --> 00:27:11,414
‫یه خبرچین نفوذی حرفه‌ای احتمالی.

269
00:27:12,705 --> 00:27:14,164
‫الان فهمیدیم یوری چیکار کرده،

270
00:27:14,830 --> 00:27:16,830
‫اورلوف داشته تو مراسم ختمش درباره
‫چی صحبت می‌کرده،

271
00:27:16,914 --> 00:27:18,997
‫و چرا جون لولا مورنو در خطره.

272
00:27:25,289 --> 00:27:26,122
‫درسته.

273
00:27:30,914 --> 00:27:31,914
‫- همین؟
‫- آره.

274
00:27:31,997 --> 00:27:32,872
‫درسته.

275
00:27:36,539 --> 00:27:40,080
‫امیدوارم از کل مکالمات خصوصیم
‫لذت برده باشین.

276
00:28:29,288 --> 00:28:30,747
‫زمستونِ ماربیا.

277
00:28:30,830 --> 00:28:32,205
‫ازش خوشتون میاد؟

278
00:28:33,497 --> 00:28:36,663
‫همیشه بهت چی میگم، کریل؟

279
00:28:39,580 --> 00:28:41,122
‫که ما واسه حموم آفتاب گرفتن
‫نیومدیم اینجا.

280
00:28:42,205 --> 00:28:46,413
‫خانواده سلطنتی برای حموم آفتاب گرفتن
‫میان اینجا.

281
00:28:46,497 --> 00:28:49,747
‫بازیگرها، خوش‌گذرون‌ها...

282
00:28:49,830 --> 00:28:51,330
‫ولی ما سربازیم.

283
00:28:57,872 --> 00:28:59,705
‫مهم اینه که

284
00:28:59,788 --> 00:29:05,830
‫مردم پیغامی که دیروز تو کلیسا
‫براشون تعریف کردم رو درک کرده باشن.

285
00:29:05,913 --> 00:29:08,413
‫اهمیت سکوت.

286
00:29:09,580 --> 00:29:10,830
‫فهمیدن.

287
00:29:11,997 --> 00:29:13,330
‫واضح و شفاف حرفتون رو زدید.

288
00:29:21,997 --> 00:29:22,997
‫نکن!

289
00:29:24,580 --> 00:29:28,705
‫اونم نقش مهمی تو زمین داره.

290
00:29:36,247 --> 00:29:39,330
‫باید در اسرع وقت زن یوری رو بکشیم.

291
00:29:39,413 --> 00:29:43,663
‫وگرنه مردم حرفام رو جدی نمی‌گیرن.

292
00:29:44,163 --> 00:29:47,538
‫ممکنه فکر کنن اصلان اورلوف ضعیفه.

293
00:29:48,288 --> 00:29:50,747
‫که گذر سال‌ها من رو از پا انداخته.

294
00:29:51,538 --> 00:29:53,538
‫این اجازه رو بهشون نمیدم.

295
00:29:54,038 --> 00:29:58,330
‫اصلان اورلوف الان قوی‌تر از همیشه‌ست!

296
00:29:58,913 --> 00:30:00,080
‫پیداش می‌کنیم.

297
00:30:00,830 --> 00:30:02,872
‫- می‌کشیمش.
‫- نه...

298
00:30:04,497 --> 00:30:07,997
‫باید به بدترین شیوه ممکن بمیره.

299
00:30:08,080 --> 00:30:13,038
‫این وظیفه گرگ سیاهه.

300
00:30:59,038 --> 00:30:59,955
‫صبح بخیر.

301
00:31:41,538 --> 00:31:44,371
‫درباره شرکت‌هایی که به اورلوف
‫مرتبط هستن تحقیق کردم.

302
00:31:49,371 --> 00:31:51,288
‫چند ماه طول می‌کشه که بخوایم
‫به نتیجه برسیم.

303
00:31:54,663 --> 00:32:00,538
‫پولش تو چندین حساب تو چندین
‫کشور مختلف در جریانه،

304
00:32:01,121 --> 00:32:03,830
‫ولی همیشه بعد از چهارمین
‫تراکنش ردش گم میشه.

305
00:32:09,205 --> 00:32:10,496
‫ولی یه الگویی داره.

306
00:32:11,955 --> 00:32:16,205
‫همیشه یه مقدار خاصی ناپدید میشه
‫و وارد هیچ حساب قابل ردیابی نمیشه.

307
00:32:19,913 --> 00:32:22,246
‫اینا رو خودت تنهایی فهمیدی؟

308
00:32:23,663 --> 00:32:25,538
‫یا دوستت هایمدال کمکت کرد؟

309
00:32:35,913 --> 00:32:37,163
‫من بهت اهمیت میدم.

310
00:32:42,830 --> 00:32:43,955
‫ولی...

311
00:32:45,496 --> 00:32:47,371
‫همیشه کار درست رو انجام نمیدم.

312
00:32:52,413 --> 00:32:53,455
‫حرفم رو باور می‌کنی؟

313
00:33:13,746 --> 00:33:15,913
‫تولدت مبارک، آنتونیا اسکات.

314
00:33:20,163 --> 00:33:24,830
‫پر فوندوکه.
‫رویای مافیای ماربیا.

315
00:33:29,580 --> 00:33:32,788
‫الان باید شمع رو فوت کنی.

316
00:33:34,746 --> 00:33:36,246
‫یا نکنی. هر جور مایلی.

317
00:33:39,205 --> 00:33:42,455
‫آنتونیا، مومش داره می‌ریزه روی کیک.

318
00:33:43,455 --> 00:33:44,955
‫جواب همینجاست.

319
00:33:46,288 --> 00:33:47,621
‫یعنی... روی شمع؟

320
00:33:48,205 --> 00:33:49,830
‫تو کیک.

321
00:33:50,496 --> 00:33:51,413
‫توی کیک.

322
00:33:52,705 --> 00:33:54,830
‫اگه رد فوندوک رو بزنیم،
‫لولا مورنو رو پیدا می‌کنیم.

323
00:34:25,871 --> 00:34:26,955
‫بهم دروغ گفتی.

324
00:34:28,413 --> 00:34:30,538
‫تو رستوران یکی سراغت رو گرفته.

325
00:34:30,621 --> 00:34:32,788
‫وسایلت رو جمع کن و گورت رو
‫از خونه من گم کن.

326
00:34:33,621 --> 00:34:34,705
‫می‌خواستم بهت بگم.

327
00:34:34,788 --> 00:34:36,330
‫نمی‌خوام بیان سراغ من!

328
00:34:36,413 --> 00:34:40,080
‫خودت باید تقاص ازدواج با اون
‫مافیای آشغال رو پس بدی.

329
00:34:40,705 --> 00:34:41,705
‫از خونه من برو بیرون.

330
00:34:44,538 --> 00:34:45,621
‫باشه.

331
00:34:46,954 --> 00:34:50,413
‫ولی بازم برام انسولین پیدا کن.
‫باید تزریق کنم.

332
00:34:50,496 --> 00:34:52,329
‫گفتم از خونه من برو بیرون.

333
00:34:58,663 --> 00:35:00,121
‫فکر می‌کردم دوستمی.

334
00:35:02,788 --> 00:35:06,288
‫نمی‌فهمی؟ من حامله‌م.
‫نمی‌تونم همینجوری بذارم و برم.

335
00:35:07,579 --> 00:35:10,121
‫ببین، شماره پلیسه اینجاست.

336
00:35:10,204 --> 00:35:13,954
‫کافیه بهش زنگ بزنم.

337
00:35:42,246 --> 00:35:43,829
‫لولا نمی‌تونه تا یه مدت طولانی قایم بشه.

338
00:35:44,663 --> 00:35:48,746
‫به انسولین نیاز داره. سه روز گذشته.
‫برای گیر آوردنش هر کاری لازم باشه انجام میده.

339
00:35:50,329 --> 00:35:53,913
‫درسته که مرگ‌ها به شدت مشکوک هستن،

340
00:35:55,413 --> 00:36:00,746
‫اما متاسفانه هنوز فکر می‌کنیم
‫ممکنه تصادفی باشن.

341
00:36:00,829 --> 00:36:06,204
‫یه ملکه‌ی سرخ دیگه خودکشی می‌کنه
‫و یکی دیگه از دستیارها ناپدید میشه

342
00:36:06,288 --> 00:36:09,288
‫و اون وقت هنوز فکر می‌کنید تصادفیه؟

343
00:36:09,371 --> 00:36:12,954
‫اصرار دارم. همه‌ش تصادفی به نظر میاد.

344
00:36:13,038 --> 00:36:15,746
‫به هر حال باید گوش به زنگ باشید.

345
00:36:17,079 --> 00:36:20,496
‫ببخشید. یه تماس مهمه.

346
00:36:22,163 --> 00:36:26,413
‫در هر صورت، درباره ناپدید شدن
‫دستیار تحقیق می‌کنیم،

347
00:36:26,496 --> 00:36:28,704
‫شاید یه علت برای توطئه باشه.

348
00:36:29,704 --> 00:36:31,288
‫الان وقتش نیست. چی شده؟

349
00:36:31,371 --> 00:36:33,621
‫هیچوقت برای جواب دادن به تماسم
‫اینقدر طولش نمی‌دادی.

350
00:36:33,704 --> 00:36:35,954
‫منم کار و زندگی دارم، آنتونیا اسکات.

351
00:36:36,038 --> 00:36:39,538
‫کار و زندگی... ای کاش منم داشتم.

352
00:36:39,621 --> 00:36:42,788
‫من حاضرم زندگیم رو با تو
‫جابجا کنم، کارآگاه گوتیرز.

353
00:36:42,871 --> 00:36:45,371
‫قراره بریم دنبال یه سرنخ.
‫حکم می‌خوایم.

354
00:38:22,412 --> 00:38:25,329
‫[نسخه‌ی خدمات درمانی خصوصی]

355
00:39:18,162 --> 00:39:21,079
‫[اتاق فرمان بروکسل]

356
00:39:24,454 --> 00:39:26,996
‫خب، دکتر، به نتیجه رسیدید؟

357
00:39:28,204 --> 00:39:31,996
‫خودکشی نبوده.
‫ملکه‌ی سرخ آلمانی به قتل رسیده.

358
00:39:32,579 --> 00:39:33,829
‫ممکنه اون برگشته باشه.

359
00:39:35,829 --> 00:39:37,621
‫مُرده‌ها از کی تا حالا زنده میشن؟

360
00:39:39,579 --> 00:39:40,704
‫ممنون، آگوادو.

361
00:39:56,621 --> 00:39:59,621
‫[تاریخچه باشگاه قایق‌رانی ماربیا:
‫پناهگاهی برای انسان‌های خاص]

362
00:40:19,579 --> 00:40:22,829
‫نمی‌فهمم چرا رومرو نگفته بود
‫یوری خبرچینه.

363
00:40:22,912 --> 00:40:24,954
‫اون پول می‌گیره که به ما اعتماد نکنه.

364
00:41:07,037 --> 00:41:08,579
‫شما دو نفر اینجا چیکار می‌کنید؟

365
00:41:08,662 --> 00:41:10,454
‫هر چیزی جای خودش.
‫ظهر بخیر.

366
00:41:11,204 --> 00:41:13,204
‫دفتر رو بستیم.
‫فردا برگردید.

367
00:41:13,287 --> 00:41:15,037
‫کارمون زیاد طول نمی‌کشه.

368
00:41:16,204 --> 00:41:20,037
‫اسم شرکتی که مسئول حمل و نقل فوندوکه
‫رو می‌خوایم.

369
00:41:22,579 --> 00:41:25,787
‫می‌دونین، فوندوک، نوسیای روسی.

370
00:41:27,037 --> 00:41:29,121
‫آره، نوسیای روسی.

371
00:41:30,079 --> 00:41:33,037
‫شرمنده، نمی‌تونم اطلاعاتش رو
‫در اختیارتون بذارم.

372
00:41:33,954 --> 00:41:35,079
‫الان چی؟

373
00:41:35,871 --> 00:41:39,454
‫منشی مسئول این اطلاعات رفته و من...

374
00:41:39,537 --> 00:41:41,162
‫همون منشی که ازش سوءاستفاده می‌کنید؟

375
00:41:42,454 --> 00:41:43,329
‫بله؟

376
00:41:43,412 --> 00:41:49,120
‫گفت همون منشی که ازش سوءاستفاده
‫می‌کنید یا نه.

377
00:41:49,204 --> 00:41:53,329
‫خب، سوءاستفاده یا نه...
‫نمی‌دونم دقیقاً چیکار می‌کنه.

378
00:41:53,412 --> 00:41:56,329
‫مطمئنم زنت خوشحال میشه
‫بیشتر بدونه.

379
00:41:56,412 --> 00:41:59,579
‫- متوجه منظورتون نمیشم.
‫- حداقل حواسشون جمع بوده.

380
00:42:04,537 --> 00:42:07,454
‫دکمه‌های پیراهنتون...

381
00:42:11,704 --> 00:42:14,120
‫الان مدارک رو میارم. یه لحظه وایسین.

382
00:42:24,204 --> 00:42:27,287
‫اسم شرکت، شرکت با مسئولیت محدود
‫لمون‌دراپ مالاگاست.

383
00:42:27,370 --> 00:42:29,954
‫مثل شهر مالاگا، ولی بدون لهجه.

384
00:42:31,495 --> 00:42:34,704
‫به خاطر اندازه کانتینرها همیشه
‫از این بخش استفاده می‌کنن.

385
00:42:35,454 --> 00:42:40,037
‫این الان نباید اینجا باشه.
‫سه روز پیش باید تخلیه‌ش می‌کردن.

386
00:42:40,120 --> 00:42:41,579
‫پس چرا نکردن؟

387
00:42:41,662 --> 00:42:46,037
‫فکر کنم به خاطر مسائل بخش لجستیک.
‫نمی‌دونم، گاهی اوقات کارشون عقب میفته.

388
00:42:47,537 --> 00:42:49,245
‫کلی شیشه فوندوک میشه توش جا داد.

389
00:42:50,495 --> 00:42:51,620
‫باید راندمان کار رو ببرن بالا.

390
00:42:53,079 --> 00:42:57,870
‫مثلاً این یکی مقصدش سنت پترزبورگ بوده

391
00:42:57,954 --> 00:43:01,329
‫و حداقل از شش‌تا بندر رد شده.

392
00:43:02,704 --> 00:43:03,662
‫خیلی خب.

393
00:43:05,412 --> 00:43:06,579
‫میشه بازش کنید؟

394
00:43:08,204 --> 00:43:11,662
‫گفتید اینجا رو نشونتون بدم،
‫کار بیشتری از دستم برنمیاد.

395
00:43:11,745 --> 00:43:14,037
‫بدون حکم نمی‌تونم بازش کنم.

396
00:43:16,954 --> 00:43:19,537
‫منتور چیزی درباره حکم نگفت، نه؟

397
00:44:03,620 --> 00:44:04,787
‫[بر اساس رمان گرگ سیاه، اثر خوان گومز خواردو]

398
00:44:06,787 --> 00:44:16,787
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M