1
00:00:05,004 --> 00:00:07,207
‫آنچه گذشت...

2
00:00:07,257 --> 00:00:08,792
‫گروه ضربت رویام بود.

3
00:00:08,842 --> 00:00:11,086
‫ولی با یه مأموریت، همه چی عوض شد.

4
00:00:11,136 --> 00:00:12,337
‫نه، نیکو. نیکو!

5
00:00:12,387 --> 00:00:13,588
‫حواست رو جمع کن.

6
00:00:13,638 --> 00:00:15,590
‫بدون جوخه‌های قدیمی.
‫بدون سلسله‌مراتب سابق.

7
00:00:15,640 --> 00:00:19,427
‫افتخار داریم بازگشت دنیل هارلسون
‫به پلیس لس‌آنجلس رو خوش‌آمد بگیم.

8
00:00:19,477 --> 00:00:21,062
‫نظرت در مورد تیم جدیدت چیه؟

9
00:00:21,604 --> 00:00:24,140
‫اینجا رختکنه،
‫نه لوکیشن تولید محتوای مزخرفت.

10
00:00:24,190 --> 00:00:26,184
‫- مراعات کن.
‫- به جوخه‌ی ۴۴ خوش اومدید.

11
00:00:26,234 --> 00:00:28,436
‫گروه ضربت. ماییم که وارد می‌شیم.
‫محکم می‌ریم،

12
00:00:28,486 --> 00:00:30,438
‫سریع می‌ریم و تر و تمیز تمومش می‌کنیم.

13
00:00:30,488 --> 00:00:31,606
‫هیچ جایی برای خطا نیست.

14
00:00:31,656 --> 00:00:33,149
‫این تمرین نبود،

15
00:00:33,199 --> 00:00:35,485
‫جن‌گیری با حرکاتِ شنا و پروانه بود.

16
00:00:35,535 --> 00:00:36,653
‫قرار بود اوضاع فرق کنه.

17
00:00:36,703 --> 00:00:37,904
‫قرار بود خودت فرق داشته باشی.

18
00:00:37,954 --> 00:00:39,656
‫یا شاید تو نازک نارنجی هستی.

19
00:00:39,706 --> 00:00:42,158
‫من نیومدم اینجا تاوان گذشته‌ی تو رو بدم.
‫اومدم خدمت کنم.

20
00:00:42,208 --> 00:00:43,868
‫این تیمی که انداختن گردنم...

21
00:00:43,918 --> 00:00:45,662
‫نه حرف گوش میدن،
‫نه به هم اعتماد دارن.

22
00:00:45,712 --> 00:00:47,288
‫یکی‌شون امروز ول کرد رفت،
‫انگار کارِ تابستونیه.

23
00:00:47,338 --> 00:00:48,790
‫خب، شاید الان وظیفه‌ات همینه.

24
00:00:48,840 --> 00:00:50,500
‫این‌که کار رو بهشون یاد بدی.

25
00:00:50,550 --> 00:00:53,303
‫اسم تو روی تمام پرونده‌های پرسنلی بود،
‫این‌طوری فهمیدم.

26
00:00:53,344 --> 00:00:54,921
‫تو هیچوقت همچین تیمی بهم نمی‌دادی،
‫نه این‌جوری.

27
00:00:54,971 --> 00:00:56,423
‫حتماً پرونده‌ها دستکاری شدن.

28
00:00:56,473 --> 00:00:58,049
‫کل این قضیه، من و این تیم،
‫همش پاپوش بوده.

29
00:00:58,099 --> 00:01:00,260
‫و من دیگه پیاده‌نظام کسی نیستم.
‫اسم می‌خوام.

30
00:01:00,310 --> 00:01:01,678
‫می‌خوای باهاشون چیکار کنی؟

31
00:01:01,728 --> 00:01:03,021
‫دفنشون می‌کنم.

32
00:01:04,021 --> 00:01:14,021
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

33
00:01:40,516 --> 00:01:41,643
‫هی، نمی‌تونی از این طرف بیای تو.

34
00:01:59,035 --> 00:02:00,536
‫- آدل.
‫- بابا!

35
00:02:03,706 --> 00:02:06,459
‫نه، بابا! نه!

36
00:02:08,336 --> 00:02:11,297
‫بگو ببینم، چرا فکر می‌کنی می‌تونی
‫مهره‌ی مفیدی برای گروه ضربت باشی؟

37
00:02:11,798 --> 00:02:13,541
‫این مصاحبه‌ی کاریه؟

38
00:02:13,591 --> 00:02:14,959
‫فکر می‌کردم قبلاً استخدام شدم.

39
00:02:15,009 --> 00:02:17,011
‫یکی این شغل رو بهت داده، سمی.

40
00:02:17,512 --> 00:02:18,880
‫یکی این تیم رو به من داده.

41
00:02:18,930 --> 00:02:20,798
‫باید بفهمم این واقعاً یه تیمه

42
00:02:20,848 --> 00:02:22,258
‫یا یه فاجعه که قراره رخ بده.

43
00:02:22,308 --> 00:02:24,260
‫پس بیا فرض کنیم استخدام نشدی،

44
00:02:24,310 --> 00:02:25,478
‫و دوباره بگو،

45
00:02:26,270 --> 00:02:27,305
‫چرا اینجایی؟

46
00:02:27,355 --> 00:02:28,898
‫من تو یه خانواده‌ی پلیس بزرگ شدم.

47
00:02:29,440 --> 00:02:31,484
‫خدمت به جامعه
‫تنها چیزی بوده که همیشه می‌خواستم.

48
00:02:39,617 --> 00:02:41,486
‫ایول، عوضی‌ها!

49
00:02:41,536 --> 00:02:43,446
‫تو گروه ضربت،
‫باید یه هدف واحد داشته باشی.

50
00:02:43,496 --> 00:02:44,781
‫من فقط یه هدف دارم.

51
00:02:44,831 --> 00:02:46,407
‫گروه ضربت نخبه‌ترینِ نخبه‌هاست

52
00:02:46,457 --> 00:02:48,251
‫و من می‌خوام ثابت کنم
‫که بهترینِ بهترین‌هام.

53
00:02:52,714 --> 00:02:54,874
‫زمانم چطور بود؟
‫سریع‌ترین بودم، مگه نه؟

54
00:02:54,924 --> 00:02:56,417
‫گروه ضربت یعنی تیم،

55
00:02:56,467 --> 00:02:58,169
‫نه این‌که از بقیه بهتر باشی.

56
00:02:58,219 --> 00:03:00,096
‫حقیقتش اینه که کار تیمی
‫برام چالش‌برانگیزه،

57
00:03:00,513 --> 00:03:01,965
‫یه چالش خوب.

58
00:03:02,015 --> 00:03:03,549
‫مهارت‌های تعاملی هیچوقت نقطه قوتم نبوده،

59
00:03:03,599 --> 00:03:06,427
‫و اون تصادف، آسیب مغزیم بدترش کرد.

60
00:03:06,477 --> 00:03:08,855
‫اما تراپیستم فکر می‌کنه
‫عضویت تو گروه ضربت

61
00:03:08,896 --> 00:03:10,231
‫شاید کمکم کنه خودم رو بازیابی کنم.

62
00:03:12,108 --> 00:03:13,518
‫نمی‌خوای تکون بخوری؟

63
00:03:13,568 --> 00:03:15,228
‫اتلاف وقته.

64
00:03:15,278 --> 00:03:16,729
‫حتی نمی‌دونم از کجا شروع کنم.

65
00:03:16,779 --> 00:03:18,356
‫شاید بهتره با تعریف و تمجید شروع کنی.

66
00:03:18,406 --> 00:03:21,659
‫منظورم اینه که فقط می‌تونم حدس بزنم
‫چه افتخاراتی اون توئه.

67
00:03:22,660 --> 00:03:24,404
‫وای، وقتی گفتن «محرمانه»،

68
00:03:24,454 --> 00:03:25,663
‫واقعاً منظورشون همون بود.

69
00:03:26,205 --> 00:03:27,457
‫فکر می‌کنی این خنده‌داره؟

70
00:03:29,584 --> 00:03:30,585
‫یه ذره.

71
00:03:31,335 --> 00:03:32,462
‫داره تقلب می‌کنه.

72
00:03:32,503 --> 00:03:34,213
‫نمی‌تونی از محیط تیراندازی بری بیرون.

73
00:03:39,635 --> 00:03:41,929
‫مظنون زمین‌گیر شد. کد چهار.

74
00:03:42,388 --> 00:03:43,723
‫ما اینجا چیکار می‌کنیم؟

75
00:03:44,515 --> 00:03:47,143
‫پهپاد هوا می‌کنیم، دیوارها رو خراب می‌کنیم.

76
00:03:47,685 --> 00:03:48,928
‫اینا قواعد درگیری نیستن.

77
00:03:48,978 --> 00:03:50,722
‫و خلافکارها طبق قانون بازی می‌کنن؟

78
00:03:50,772 --> 00:03:52,849
‫به نظرم قوانین مثل گاردریل هستن،
‫درست مثل قانون که حکم گاردریل رو داره.

79
00:03:52,899 --> 00:03:55,318
‫وقتی خلافکارها بهشون می‌کوبن،
‫اون موقع ما رو خبر می‌کنن.

80
00:03:56,527 --> 00:03:58,070
‫ما هم باید قانون داشته باشیم.

81
00:03:58,780 --> 00:04:01,357
‫مالک، نوبت توئه.

82
00:04:01,407 --> 00:04:02,408
‫سلاحت رو بذار زمین.

83
00:04:02,450 --> 00:04:04,652
‫می‌دونم نمی‌خوای بمیری.
‫منم نمی‌خوام بمیرم.

84
00:04:04,702 --> 00:04:06,195
‫و در مورد گروگانت، اگه اون بمیره،

85
00:04:06,245 --> 00:04:07,321
‫در هر صورت کارت تمومه.

86
00:04:07,371 --> 00:04:08,998
‫پس فقط سلاحت رو بذار زمین.

87
00:04:17,006 --> 00:04:18,049
‫همون‌جا بمون!

88
00:04:20,176 --> 00:04:20,927
‫امنه!

89
00:04:22,595 --> 00:04:24,013
‫می‌تونستی شلیک کنی، مالک.

90
00:04:24,722 --> 00:04:25,765
‫آره، می‌تونستم.

91
00:04:25,806 --> 00:04:28,092
‫در عوض، گروگان و مظنون رو
‫زنده آوردم بیرون.

92
00:04:28,142 --> 00:04:31,687
‫نتیجه‌ی خوبی بود. اما ممکن بود
‫گروگان و خودت رو از دست بدی.

93
00:04:32,563 --> 00:04:34,724
‫اولویت‌های ما اینا هستن:
‫اول گروگان،

94
00:04:34,774 --> 00:04:35,892
‫بعد رهگذرها،

95
00:04:35,942 --> 00:04:38,227
‫بعد افسرها، بعد مظنون‌ها.

96
00:04:38,277 --> 00:04:40,571
‫تو الان برای نجات چهارمی،
‫اولی تا سومی رو به خطر انداختی.

97
00:04:41,405 --> 00:04:43,983
‫اصلاحات در گروه ضربت
‫یعنی قمار نکردن برای پایان‌های خوش.

98
00:04:44,033 --> 00:04:47,912
‫حرف زدن تمرکزت رو برای شلیک بهم می‌زنه.
‫تیراندازها هیچوقت مذاکره نمی‌کنن.

99
00:04:48,955 --> 00:04:51,999
‫اگه تنهایی و شرایط ایجاب می‌کنه شلیک کنی،
‫باید بکنی.

100
00:04:52,542 --> 00:04:55,169
‫چون اگه نکنی، یه نفر خونریزی می‌کنه.

101
00:05:19,527 --> 00:05:20,853
‫چیزی لازم داری، گروهبان؟

102
00:05:20,903 --> 00:05:22,530
‫چه بلایی سر فرمانده مایرز اومد؟

103
00:05:22,905 --> 00:05:24,190
‫منتقل شد.

104
00:05:24,240 --> 00:05:27,451
‫اون به قول ما تو بخش مدیریت، مازاد بود.

105
00:05:27,910 --> 00:05:30,329
‫که باعث می‌شه تو با من بمونی.

106
00:05:30,955 --> 00:05:33,082
‫آنجلا پایک هستم، فرمانده جدیدتون.

107
00:05:33,582 --> 00:05:36,202
‫اونا دوست دارن من رو تو بخش‌هایی بذارن
‫که درست کار نمی‌کنن.

108
00:05:36,252 --> 00:05:38,921
‫من چیزهای خراب رو به کار می‌ندازم.

109
00:05:39,880 --> 00:05:41,874
‫فکر می‌کردم من واسه همین اینجام.

110
00:05:41,924 --> 00:05:43,134
‫نه، گروهبان هارلسون،

111
00:05:43,175 --> 00:05:44,385
‫تو اینجایی چون تبلیغات خوبیه.

112
00:05:44,844 --> 00:05:47,630
‫نمی‌دونم چطور تصمیمت تو شکستن قوانین
‫برای لو دادن فیلم دوربین بدنت،

113
00:05:47,680 --> 00:05:49,473
‫تو رو یه اصلاح‌طلب نشون داد.

114
00:05:50,349 --> 00:05:51,475
‫من که خیلی متقاعد نشدم.

115
00:05:52,226 --> 00:05:54,520
‫آره، خب، منم متقاعد نشدم
‫که اداره دنبال اصلاحاته.

116
00:05:55,062 --> 00:05:56,397
‫فکر کنم یکی یه بمب ساعتی داده دستم،

117
00:05:56,439 --> 00:05:58,224
‫و فقط امیدوار بوده که
‫صدای تیک‌تاکش رو نشنوم.

118
00:05:58,274 --> 00:06:00,685
‫هوم؟ به نظر میاد فکر می‌کنی
‫ما آدم اشتباهی رو

119
00:06:00,735 --> 00:06:02,019
‫برای فرماندهی این جوخه انتخاب کردیم.

120
00:06:02,069 --> 00:06:03,646
‫نه، می‌گم اونا یه جوخه‌ی واقعی نیستن.

121
00:06:03,696 --> 00:06:05,022
‫یه اینفلوئنسر با اسلحه دارم.

122
00:06:05,072 --> 00:06:06,983
‫که رکورد تیراندازی آکادمی رو شکسته.

123
00:06:07,033 --> 00:06:09,402
‫یه آدم مرموزِ غیرقابل‌پیش‌بینی دارم
‫که اصلاً سابقه‌ای نداره.

124
00:06:09,452 --> 00:06:12,196
‫نه، نه، نه، اون سابقه داره.
‫تو فقط ازش خبر نداری.

125
00:06:12,246 --> 00:06:13,990
‫فکر می‌کنی این بچه‌ها
‫آینده‌ی گروه ضربت هستن؟

126
00:06:14,040 --> 00:06:15,658
‫اگه تو بخوای، هستن.

127
00:06:15,708 --> 00:06:17,910
‫من اونا رو زیر فشار گذاشتم.
‫اونا اصلاً آماده نیستن.

128
00:06:17,960 --> 00:06:21,714
‫شاید رفیقت هیکس درست توجیهت نکرده،
‫واسه همین من می‌کنم.

129
00:06:22,840 --> 00:06:24,750
‫اگه اینجایی که دوران طلایی
‫گروه ضربت رو برگردونی

130
00:06:24,800 --> 00:06:26,377
‫برگرد و برو،

131
00:06:26,427 --> 00:06:28,796
‫چون اون دوران طلایی برامون کلی شکایت

132
00:06:28,846 --> 00:06:30,339
‫یه عالمه تلفات

133
00:06:30,389 --> 00:06:33,476
‫و مقامات رو تا مرز این برده که
‫پرونده‌های سخت رو بسپارن به کلانتری.

134
00:06:36,228 --> 00:06:37,688
‫بچه داری، آنجلا؟

135
00:06:38,856 --> 00:06:39,774
‫چرا؟

136
00:06:40,191 --> 00:06:41,684
‫چون اگه یکی بزنه به خونه‌ات

137
00:06:41,734 --> 00:06:43,694
‫و اسلحه بذاره رو سر دخترت،

138
00:06:44,069 --> 00:06:45,688
‫می‌خوای کلانتری که مسئول

139
00:06:45,738 --> 00:06:49,200
‫۴۲ شهر و ۷۰۰۰ کیلومتر مربعه بیاد؟

140
00:06:50,159 --> 00:06:51,827
‫یا می‌خوای یکی جونش رو نجات بده؟

141
00:06:57,166 --> 00:06:58,334
‫چی‌توزِ تند می‌خوری؟

142
00:07:01,337 --> 00:07:02,505
‫خودت ضرر می‌کنی.

143
00:07:04,840 --> 00:07:06,759
‫ببین هاندو،

144
00:07:07,676 --> 00:07:09,879
‫اگه سعی داری ثابت کنی
‫این شغل واسه شکست طراحی شده،

145
00:07:09,929 --> 00:07:11,005
‫خب راحته.

146
00:07:11,055 --> 00:07:11,889
‫استعفا بده.

147
00:07:12,973 --> 00:07:14,759
‫اما اگه سعی داری ثابت کنی
‫که گروه ضربت هنوز واقعاً مهمه،

148
00:07:14,809 --> 00:07:15,810
‫اون بازیِ سخت‌تریه.

149
00:07:18,437 --> 00:07:20,481
‫دیشب تو محله‌ی کره‌ای‌ها
‫یه حادثه‌ی پرتلفات داشتیم.

150
00:07:20,523 --> 00:07:23,067
‫امروز تیمت باید یه حکم اجرا کنه.

151
00:07:25,653 --> 00:07:27,104
‫اگه بگم آماده نیستن چی؟

152
00:07:27,154 --> 00:07:28,322
‫پس آماده‌شون کن.

153
00:07:28,697 --> 00:07:29,907
‫وگرنه یکی دیگه می‌کنه.

154
00:08:03,983 --> 00:08:06,694
‫توی یه کافه در محله‌ی کره‌ای‌ها
‫شش نفر کشته داشتیم.

155
00:08:07,528 --> 00:08:10,698
‫اینچون پالاس، قبل و بعدش.

156
00:08:11,448 --> 00:08:15,160
‫تمام قربانی‌ها کره‌ای بودن،
‫ولی الان این مرد رو شناسایی کردن.

157
00:08:16,120 --> 00:08:18,155
‫- کیم جی‌هو.
‫- چشم تیزی داری.

158
00:08:18,205 --> 00:08:20,991
‫اون یکی از بزرگ‌ترین
‫باندهای مواد مخدر شهر رو می‌چرخونه.

159
00:08:21,041 --> 00:08:22,535
‫و با مرگ کیم،

160
00:08:22,585 --> 00:08:24,628
‫راه برای بزرگ‌ترین رقیبش باز شده
‫تا دست به کار بشه.

161
00:08:26,088 --> 00:08:27,831
‫مونته بارزاریان.

162
00:08:27,881 --> 00:08:29,750
‫اون و کیم یه آتش‌بس داشتن
‫که شهر رو تقسیم می‌کرد

163
00:08:29,800 --> 00:08:30,968
‫و اسلحه‌ها رو دور نگه می‌داشت.

164
00:08:31,010 --> 00:08:32,886
‫ولی اسلحه‌ای که دیشب استفاده شده،

165
00:08:34,054 --> 00:08:35,180
‫نشون می‌ده اون توافق تمومه.

166
00:08:35,472 --> 00:08:38,175
‫هوم، اف‌ان پی۹۰. اون اسلحه فوق‌العاده‌ست.

167
00:08:38,225 --> 00:08:40,177
‫یعنی، دقت در سطح نظامی،

168
00:08:40,227 --> 00:08:42,012
‫ماژول هدف‌گیری لیزری جلوی سلاح،

169
00:08:42,062 --> 00:08:44,356
‫خشاب ۵۰تایی. یه شاهکارِ زیباست.

170
00:08:46,275 --> 00:08:47,685
‫منظورم اینه که وحشتناکه.

171
00:08:47,735 --> 00:08:49,687
‫اگه اون اسلحه‌ها بره تو خیابون،

172
00:08:49,737 --> 00:08:51,981
‫جنازه‌ها خیلی سریع رو هم تلنبار می‌شه.

173
00:08:52,031 --> 00:08:53,732
‫خب، کارگروه گفت

174
00:08:53,782 --> 00:08:55,067
‫یه کانتینر دو روز پیش رسیده

175
00:08:55,117 --> 00:08:57,444
‫به انبار پارچه‌ی بارزاریان.

176
00:08:57,494 --> 00:08:58,737
‫نتونستن حکم بگیرن،

177
00:08:58,787 --> 00:09:00,331
‫اما بعد از دیشب،
‫قاضی امضاش کرد.

178
00:09:01,040 --> 00:09:03,784
‫ما می‌ریم تو و مطمئن می‌شیم کارگروه
‫توسط این زرادخانه‌ی جدید

179
00:09:03,834 --> 00:09:04,835
‫غافلگیر نشه.

180
00:09:05,169 --> 00:09:06,829
‫مجهز شید. پنج دقیقه دیگه راه می‌افتیم.

181
00:09:06,879 --> 00:09:09,590
‫خب، مطمئنم می‌خواین بدونین کی قراره
‫به عنوان سرتیم هدایتمون کنه.

182
00:09:10,549 --> 00:09:12,217
‫با کمال تأسف، هیچ‌کدومتون آماده نیستین.

183
00:09:12,593 --> 00:09:13,969
‫پس تست می‌گیرم.

184
00:09:15,179 --> 00:09:16,221
‫جود،

185
00:09:17,306 --> 00:09:20,559
‫نوبت توئه و این بار،
‫طبق قواعد عمل کن.

186
00:09:21,268 --> 00:09:22,603
‫سرخود کارِ احمقانه‌ای نکن.

187
00:09:24,980 --> 00:09:26,473
‫خب، قرار بود ما بهترین باشیم،

188
00:09:26,523 --> 00:09:28,809
‫ولی این مارک۱۸ها آشغالن.

189
00:09:28,859 --> 00:09:30,519
‫دوربین‌های قدیمی دارن.

190
00:09:30,569 --> 00:09:33,322
‫و بیشترشون حتی قنداق قابل تنظیم ندارن.

191
00:09:34,239 --> 00:09:36,075
‫دیدین بقیه چی دارن؟

192
00:09:36,408 --> 00:09:37,326
‫مسخره‌ست، نه؟

193
00:09:38,327 --> 00:09:40,487
‫می‌دونی، چیزی که اینجا مسخره‌ست
‫اولویت‌هاست.

194
00:09:40,537 --> 00:09:44,283
‫چون ظاهراً، اگه تو اولین عملیاتت
‫به یکی شلیک کنی

195
00:09:44,333 --> 00:09:45,868
‫و بعدش تو دوره‌ی آموزشی تقلب کنی،

196
00:09:45,918 --> 00:09:47,169
‫هاندو تو رو می‌کنه سرتیم.

197
00:09:48,128 --> 00:09:51,006
‫شاید هاندو فهمیده
‫من وسواس ستاره‌های طلایی رو ندارم،

198
00:09:51,340 --> 00:09:52,633
‫فقط نتیجه برام مهمه.

199
00:09:53,258 --> 00:09:56,095
‫احتمالاً، فرماندهی یه عملیاتِ نسبتاً
‫کنترل شده رو بهت سپرده

200
00:09:56,136 --> 00:09:59,757
‫تا بعد از اون تیراندازی،
‫ثباتت رو تو میدان بسنجه.

201
00:09:59,807 --> 00:10:01,508
‫ببینید، لازم نیست دوستش داشته باشید،

202
00:10:01,558 --> 00:10:03,135
‫ولی الان من کاپیتان تیمم،

203
00:10:03,185 --> 00:10:05,312
‫و انتظار دارم طبق نقشه‌ای
‫که من می‌گم بازی کنین.

204
00:10:06,396 --> 00:10:08,148
‫چیزی واسه اضافه کردن داری، تفنگدار دریایی؟

205
00:10:09,233 --> 00:10:11,485
‫نه. حق با توئه.

206
00:10:12,861 --> 00:10:14,446
‫هاندو تصمیمش رو گرفته.

207
00:10:16,907 --> 00:10:18,325
‫بریم حکم رو اجرا کنیم.

208
00:10:20,202 --> 00:10:22,996
‫پلیس لس‌آنجلس در حال اجرای حکم.
‫دست‌ها بالا.

209
00:10:23,413 --> 00:10:24,907
‫نباید بهشون وقت بدیم
‫اسلحه‌ها رو قایم کنن.

210
00:10:24,957 --> 00:10:26,408
‫کانتینر رو پیدا کنید.

211
00:10:26,458 --> 00:10:28,126
‫سمی، مالک، این کارگرها رو ببرین بیرون.

212
00:10:28,460 --> 00:10:30,537
‫هاندو، ایثن، سمت چپ.

213
00:10:30,587 --> 00:10:32,381
‫کس، تو با منی.

214
00:10:32,589 --> 00:10:33,590
‫در. در.

215
00:10:35,259 --> 00:10:36,543
‫برو، برو، برو، برو، برو!

216
00:10:36,593 --> 00:10:38,345
‫حرکت کنید. حرکت کنید.

217
00:10:47,938 --> 00:10:49,690
‫تیم ۴۴، کانتینر رو پیدا کردیم،
‫ولی خالی شده.

218
00:10:51,567 --> 00:10:53,519
‫دنبال اسلحه‌ها بگردید.
‫ممکنه یه جا جاساز شده باشن.

219
00:10:53,569 --> 00:10:54,695
‫مفهومه.

220
00:11:04,329 --> 00:11:06,281
‫سمت چپ رو پوشش بده.
‫من راست رو می‌گیرم.

221
00:11:06,331 --> 00:11:07,499
‫اون طرف همدیگه رو می‌بینیم.

222
00:11:41,033 --> 00:11:43,035
‫جود، کجایی؟

223
00:12:00,969 --> 00:12:03,839
‫- عقلت رو از دست دادی؟
‫- من مأمورت کردم بری اون یکی سالن.

224
00:12:03,889 --> 00:12:05,507
‫اونجا رو پاکسازی کردم، تو غیبت زد.

225
00:12:05,557 --> 00:12:07,843
‫یه صدایی شنیدم و رفتم چکش کنم.

226
00:12:07,893 --> 00:12:09,886
‫این بهونه نمی‌شه که تک‌روی کنی.

227
00:12:09,936 --> 00:12:12,556
‫نزدیک بود بهم شلیک کنی،
‫حتی اعلام حضور هم نکردی.

228
00:12:12,606 --> 00:12:13,440
‫بسه دیگه!

229
00:12:15,484 --> 00:12:16,610
‫اون‌قدرها هم نزدیک نبود.

230
00:12:16,651 --> 00:12:18,270
‫منظورت شلیک به خودی تو جوخه‌ی منه؟

231
00:12:18,320 --> 00:12:19,354
‫دقیقاً همین‌طور به نظر می‌رسید.

232
00:12:19,404 --> 00:12:20,731
‫رفتم یه صدایی رو چک کنم.

233
00:12:20,781 --> 00:12:22,274
‫از تیم جدا شدی
‫و ارتباطت رو قطع کردی.

234
00:12:22,324 --> 00:12:23,442
‫آدم‌ها این‌طوری می‌میرن.

235
00:12:23,492 --> 00:12:24,993
‫- من نکردم...
‫- چرا، همین کار رو کردی!

236
00:12:26,828 --> 00:12:28,372
‫حالا، همه چی روشنه؟

237
00:12:28,955 --> 00:12:31,458
‫چیزی که روشنه اینه که
‫درِ لعنتی انبارم رو شکستید.

238
00:12:41,176 --> 00:12:43,378
‫ولی فکر کنم درِ من کمترین
‫دغدغه‌ی شما باشه، نه؟

239
00:12:43,428 --> 00:12:47,557
‫اون تو طبقه‌ی سوم هم هست،
‫ولی گمونم متوجهش نشدید.

240
00:12:55,315 --> 00:12:57,526
‫دلیل موجه‌تون رسیدن یه محموله‌ست.

241
00:12:58,568 --> 00:13:00,862
‫این شرکت تو کار پارچه‌ست.
‫می‌دونی چیکار می‌کنیم، نه؟

242
00:13:01,196 --> 00:13:02,489
‫ما پارچه وارد می‌کنیم.

243
00:13:03,406 --> 00:13:05,033
‫کیم جی‌هو دیشب کشته شده.

244
00:13:06,409 --> 00:13:08,453
‫خب، پدر من هیچ ربطی به اون قضیه نداره.

245
00:13:09,788 --> 00:13:10,989
‫و حالا که رقیبت حذف شده،

246
00:13:11,039 --> 00:13:12,249
‫آزادی بری سراغ قاچاق اسلحه.

247
00:13:12,290 --> 00:13:13,950
‫عجب شانسی آوردی، مگه نه مونته؟

248
00:13:14,000 --> 00:13:16,912
‫ببین، گذشته هرچی بوده،
‫این یه کسب‌وکار قانونیه.

249
00:13:16,962 --> 00:13:18,497
‫حتی زمانی که قانونی هم نبود،

250
00:13:18,547 --> 00:13:20,799
‫پدرم هیچوقت کاری به اسلحه‌ها نداشت.

251
00:13:21,258 --> 00:13:23,093
‫چون اون و کیم با هم توافق کرده بودن.

252
00:13:23,885 --> 00:13:26,004
‫اما اگه دنبال گسترش کارش
‫تو یه بازار جدید بوده باشه،

253
00:13:26,054 --> 00:13:28,423
‫مثلاً یه مدل اسلحه جدید،
‫تازه برای خیابون،

254
00:13:28,473 --> 00:13:30,258
‫اول از همه باید کیم رو حذف می‌کرد.

255
00:13:30,308 --> 00:13:33,261
‫اوه، بیخیال، این مزاحمتِ آشکاره
‫و خودتم این رو می‌دونی.

256
00:13:33,311 --> 00:13:36,940
‫هیچ مدرکی علیه من،
‫این خانواده و این شرکت ندارید.

257
00:13:38,525 --> 00:13:40,101
‫بیخیال شو، جناب گروه ضربتی.

258
00:13:40,151 --> 00:13:43,438
‫هیچ اسلحه‌ای پیدا نمی‌کنی،
‫مگر این‌که خودت جاسازشون کرده باشی.

259
00:13:43,488 --> 00:13:46,241
‫پس لطفاً، تیمِ تازه کارت رو بردار

260
00:13:47,367 --> 00:13:48,368
‫و برو بیرون.

261
00:13:55,208 --> 00:13:56,793
‫بهم بگو که تو کیم رو نکشتی.

262
00:13:58,378 --> 00:13:59,838
‫از من بازجویی نکن.

263
00:14:00,797 --> 00:14:03,667
‫یه مدرک حقوق دهن‌پرکن
‫تو رو رئیس نمی‌کنه.

264
00:14:03,717 --> 00:14:06,052
‫متأسفم، ولی من سخت تلاش کردم
‫تا وجهه‌مون رو پاک کنم.

265
00:14:06,469 --> 00:14:07,429
‫درک می‌کنم.

266
00:14:08,221 --> 00:14:10,765
‫و حالا، متأسفانه،
‫وجهه دیگه اولویت نداره.

267
00:14:12,350 --> 00:14:15,186
‫مهم نیست کی رفته سراغ کیم.

268
00:14:16,104 --> 00:14:19,190
‫آدم‌هاش دقیقاً همون فکری رو می‌کنن
‫که پلیس‌ها می‌کنن.

269
00:14:20,317 --> 00:14:21,443
‫که کار من بوده.

270
00:14:22,027 --> 00:14:23,478
‫باید آماده بشیم.

271
00:14:23,528 --> 00:14:25,071
‫خب، حالا داری از اسلحه حرف می‌زنی.

272
00:14:25,780 --> 00:14:27,357
‫اون معامله‌ای که
‫بهمون پیشنهاد شده بود.

273
00:14:27,407 --> 00:14:29,067
‫چقدر سریع می‌تونی جورش کنی؟

274
00:14:29,117 --> 00:14:30,694
‫- سریع.
‫- خوبه.

275
00:14:30,744 --> 00:14:33,121
‫ولی از این بابت مطمئنی؟
‫اسلحه فروختن؟

276
00:14:34,247 --> 00:14:35,540
‫ما اسلحه نمی‌فروشیم.

277
00:14:36,124 --> 00:14:37,334
‫ازشون استفاده می‌کنیم.

278
00:14:43,423 --> 00:14:44,716
‫عقلت رو از دست دادی؟

279
00:14:51,056 --> 00:14:53,058
‫وزن‌ها با هم نمی‌خونه.

280
00:14:53,933 --> 00:14:56,094
‫حق با کارگروه بود
‫و من می‌تونم ثابتش کنم.

281
00:14:56,144 --> 00:14:58,346
‫یه تکه از برچسب محموله رو
‫روی کانتینر پیدا کردم.

282
00:14:58,396 --> 00:15:00,307
‫وضوحش رو بالا بردم،
‫که رسیدم به یه حساب کاربری

283
00:15:00,357 --> 00:15:03,727
‫که لیست تمام محموله‌های نساجی
‫بارزاریان رو در شش ماه گذشته بهم داد.

284
00:15:03,777 --> 00:15:06,196
‫برای هک کردن حساب‌هاشون حکم گرفتی؟

285
00:15:07,197 --> 00:15:08,690
‫یا خدا.

286
00:15:08,740 --> 00:15:10,942
‫مالک راست می‌گفت که
‫ما به گاردریل نیاز داریم،

287
00:15:10,992 --> 00:15:12,243
‫یا چرخ کمکی.

288
00:15:12,911 --> 00:15:14,821
‫قرار نیست از این به عنوان مدرک استفاده کنیم.

289
00:15:14,871 --> 00:15:15,955
‫برو سر اصل مطلب، ایثن.

290
00:15:16,665 --> 00:15:20,669
‫باشه. کانتینری که پیدا کردیم،
‫وزنش سه برابرِ بقیه‌ی کانتینرها بود.

291
00:15:21,336 --> 00:15:23,880
‫- توش پارچه نبوده.
‫- این ثابت نمی‌کنه که توش اسلحه بوده.

292
00:15:24,506 --> 00:15:27,842
‫موافقم. اما لیست محموله‌ها
‫مبدأ ارسال رو داره.

293
00:15:28,259 --> 00:15:30,879
‫کانتینری که دیدیم از بلژیک اومده بود.

294
00:15:30,929 --> 00:15:32,889
‫یعنی جایی که اف‌ان پی۹۰ها ازش میان.

295
00:15:33,348 --> 00:15:34,716
‫باشه، فهمیدم. ولی اونا خالی بودن.

296
00:15:34,766 --> 00:15:35,850
‫پس این چه کمکی می‌کنه؟

297
00:15:35,892 --> 00:15:37,594
‫یه محموله‌ی سنگین دیگه
‫فردا داره می‌رسه.

298
00:15:37,644 --> 00:15:39,896
‫دو برابر بزرگ‌تر و با یه محل تخلیه‌ی جدید.

299
00:15:40,897 --> 00:15:42,557
‫اونا روی انبار ریسک نمی‌کنن،

300
00:15:42,607 --> 00:15:43,942
‫ولی اون اسلحه‌ها رو می‌خوان.

301
00:15:47,737 --> 00:15:50,115
‫باشه، هرچی درباره‌ی محل تخلیه داری
‫بهم نشون بده.

302
00:15:52,367 --> 00:15:54,486
‫طبقِ بارنامه‌ای که ایثن پیدا کرده،

303
00:15:54,536 --> 00:15:56,112
‫تحویل کافه ساعت ۹ صبحه،

304
00:15:56,162 --> 00:15:59,074
‫که یعنی فقط ۳۰ دقیقه وقت داریم
‫تا منطقه‌ی محاصره رو آماده کنیم.

305
00:15:59,124 --> 00:16:01,451
‫ایثن، تو دوربین‌ها رو طوری می‌کاری

306
00:16:01,501 --> 00:16:02,869
‫که ورودی و خروجی پارکینگ رو بگیره.

307
00:16:02,919 --> 00:16:04,579
‫همین که بارزاریان‌ها اسلحه‌ها رو بگیرن،

308
00:16:04,629 --> 00:16:05,755
‫تصویرشون رو ضبط می‌کنیم.

309
00:16:06,172 --> 00:16:07,874
‫کسیدی و جود، شما محدوده‌ی اطراف رو

310
00:16:07,924 --> 00:16:09,751
‫از زوایای ۲-۳ و ۳-۴ تحت نظر می‌گیرین

311
00:16:09,801 --> 00:16:11,002
‫تا محاصره کامل بشه.

312
00:16:11,052 --> 00:16:12,629
‫هاندو با ایثن روی پشت‌بوم بغلی مستقر می‌شن.

313
00:16:12,679 --> 00:16:14,214
‫اون زمانِ رسیدن محموله رو اعلام می‌کنه،

314
00:16:14,264 --> 00:16:15,807
‫و وقتی مدرک کافی برای بازداشت داشتیم،
‫خبر می‌ده.

315
00:16:16,141 --> 00:16:17,592
‫من و مالک هم اینجا می‌مونیم.

316
00:16:17,642 --> 00:16:19,602
‫اگه اسلحه‌ها رو آوردن تو،
‫با فرمان هاندو حرکت می‌کنیم.

317
00:16:20,603 --> 00:16:21,896
‫شنیدید سرتیم چی گفت.

318
00:16:23,189 --> 00:16:24,023
‫بیاید بریم.

319
00:16:26,192 --> 00:16:27,068
‫هی.

320
00:16:27,944 --> 00:16:30,238
‫- نقشه‌ی خوبیه، سمی.
‫- می‌دونم.

321
00:16:35,618 --> 00:16:37,120
‫مظنونین دارن میان!

322
00:16:41,541 --> 00:16:43,076
‫همه در حالت آماده‌باش.

323
00:16:43,126 --> 00:16:45,420
‫سمی فرمان می‌ده.
‫طبق دستور اون عمل کنین.

324
00:17:05,440 --> 00:17:07,725
‫تمام واحدها، یه سوزوکی اِستیم
‫داره به سمت شما میاد.

325
00:17:07,775 --> 00:17:10,019
‫بذارین از دید خارج بشه، بعد بگیرینش.

326
00:17:10,069 --> 00:17:11,738
‫دو تا ماشینِ دیگه هم تو راهن.

327
00:17:27,670 --> 00:17:30,748
‫تصویر داریم، مونته بارزاریان، پسرش آندره،

328
00:17:30,798 --> 00:17:31,716
‫و سه نفر دیگه.

329
00:17:32,634 --> 00:17:34,385
‫احتمالاً واسه جابه‌جایی اسلحه‌ها آدم آوردن.

330
00:17:34,969 --> 00:17:36,512
‫همه، صبر کنین.

331
00:17:42,018 --> 00:17:43,186
‫بجنب.

332
00:17:50,777 --> 00:17:52,153
‫همه حرکت کنین!

333
00:17:53,154 --> 00:17:54,781
‫حواستون به همه‌ی تیراندازها باشه.

334
00:17:54,822 --> 00:17:58,451
‫تیرانداز زمین‌گیر شد!

335
00:18:11,214 --> 00:18:14,550
‫سمی. سمی، حرکت کن. سمی!

336
00:18:18,262 --> 00:18:20,890
‫سمی! سمی، زود باش.

337
00:18:21,641 --> 00:18:22,642
‫سمی!

338
00:18:32,568 --> 00:18:33,945
‫پنج تا تیرانداز دیگه باقی موندن.

339
00:18:39,450 --> 00:18:40,785
‫یه تیراندازِ دیگه زمین‌گیر شد.

340
00:18:41,202 --> 00:18:42,453
‫من رو از اینجا ببر بیرون!

341
00:18:45,123 --> 00:18:46,290
‫مونته از پا در اومد.

342
00:18:47,208 --> 00:18:48,710
‫سمی، من رو پوشش بده!

343
00:18:54,424 --> 00:18:55,883
‫تیرانداز پشت ماشینه.

344
00:18:58,928 --> 00:19:00,054
‫تیرانداز کجا رفت؟

345
00:19:01,347 --> 00:19:03,591
‫دو نفر موتورسوار داریم.

346
00:19:03,641 --> 00:19:05,977
‫- کسیدی، من رو پوشش بده.
‫- مفهومه.

347
00:19:13,364 --> 00:19:23,364
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

348
00:19:30,751 --> 00:19:32,003
‫عجب شلیکی کردی.

349
00:19:33,421 --> 00:19:34,213
‫خیلی خب.

350
00:19:35,756 --> 00:19:37,091
‫کد چهار. منطقه تحت کنترله.

351
00:19:55,318 --> 00:19:56,777
‫تیم پزشکی پنج دقیقه دیگه می‌رسه.

352
00:19:57,195 --> 00:19:58,779
‫فکر نکنم انقدر وقت داشته باشیم.

353
00:20:06,287 --> 00:20:08,406
‫- انگار حق با ما بود.
‫- در مورد اسلحه‌ها، آره،

354
00:20:08,456 --> 00:20:11,292
‫ولی تیراندازها، آدم‌های کیم نیستن.

355
00:20:11,792 --> 00:20:13,127
‫شاید اونا مزدور بودن.

356
00:20:13,711 --> 00:20:15,671
‫اونم با همون سلاح‌هایی
‫که کیم رو باهاش کشتن؟

357
00:20:20,176 --> 00:20:21,010
‫نه.

358
00:20:22,762 --> 00:20:25,514
‫یه جنگ تمام‌عیار راه افتاده
‫و حتی نمی‌دونیم با کی طرفیم.

359
00:20:32,230 --> 00:20:33,439
‫چه خبر، رفقا؟

360
00:20:33,940 --> 00:20:35,433
‫من یکم استراحت لازم دارم

361
00:20:35,483 --> 00:20:37,518
‫چون امروز اون بیرون
‫عین غرب وحشی بود.

362
00:20:37,568 --> 00:20:39,153
‫- رفیقتون...
‫- داری چه غلطی می‌کنی؟

363
00:20:41,197 --> 00:20:44,150
‫من به وضوح گفتم
‫حق نداری تو اداره فیلم بگیری.

364
00:20:44,200 --> 00:20:46,819
‫- در واقع، مجوزش رو گرفتم.
‫- چی گفتی؟

365
00:20:46,869 --> 00:20:48,487
‫یه تولیدکننده‌ی اسلحه
‫که براش کار می‌کردم

366
00:20:48,537 --> 00:20:51,741
‫پیشنهاد داد به جوخه‌ی ۴۴
‫اسلحه‌های سفارشی تراز اول بده،

367
00:20:51,791 --> 00:20:53,117
‫به شرطی که تبلیغشون کنم.

368
00:20:53,167 --> 00:20:54,619
‫اوه، پس الان تیزر تبلیغاتی می‌سازیم؟

369
00:20:54,669 --> 00:20:56,579
‫منظورم اینه که معامله‌ی منصفانه‌ایه.

370
00:20:56,629 --> 00:20:58,456
‫بدون هزینه زرادخانه‌مون رو ارتقا می‌دیم.

371
00:20:58,506 --> 00:21:01,258
‫- این رو با من هماهنگ نکرده بودی.
‫- با هیچکس هماهنگ نکردم.

372
00:21:01,634 --> 00:21:03,052
‫تولیدکننده از طریقِ سلسله‌مراتب اقدام کرد.

373
00:21:03,094 --> 00:21:04,971
‫- مقامات بالا راضی بودن.
‫- من راضی نیستم.

374
00:21:06,973 --> 00:21:08,758
‫ببین، قصد نداشتم عصبانیت کنم.

375
00:21:08,808 --> 00:21:11,352
‫اما اگه متوجه نشدی، باید بگم
‫اداره‌ی پلیس مشکل وجهه‌ی عمومی داره

376
00:21:12,061 --> 00:21:13,813
‫و آدم‌ها از من خوششون میاد.

377
00:21:14,313 --> 00:21:15,856
‫می‌دونم واسه همین اینجام.

378
00:21:16,649 --> 00:21:18,476
‫به خاطر فیلم‌برداری‌ام و تیراندازی‌ام.

379
00:21:18,526 --> 00:21:21,112
‫من پرونده‌ات رو خوندم سمی،
‫اونجا یه چیز دیگه نوشته.

380
00:21:22,279 --> 00:21:24,482
‫و این فکر که می‌تونی
‫اتفاق امروز رو پیروزی جلوه بدی؟

381
00:21:24,532 --> 00:21:25,533
‫توهین‌آمیزه.

382
00:21:28,202 --> 00:21:29,862
‫ما جلوی یه محموله‌ی اسلحه رو گرفتیم

383
00:21:29,912 --> 00:21:31,247
‫که حالا دیگه وارد خیابون نمی‌شه.

384
00:21:31,664 --> 00:21:33,240
‫و دست کم شش نفر کشته شدن.

385
00:21:33,290 --> 00:21:34,575
‫این چیزی نیست که جشن بگیری.

386
00:21:34,625 --> 00:21:36,160
‫بگذریم از این‌که اشتباهاتی هم بود.

387
00:21:36,210 --> 00:21:37,420
‫چندین اشتباه.

388
00:21:40,214 --> 00:21:41,499
‫شاید امروز عالی نبود،

389
00:21:41,549 --> 00:21:43,259
‫ولی هر کدوم از ما یکی رو کشتیم،

390
00:21:43,843 --> 00:21:45,678
‫یا زمینه رو براش فراهم کردیم.

391
00:21:46,512 --> 00:21:47,888
‫من جونِ یکی رو نجات دادم.

392
00:21:47,930 --> 00:21:49,674
‫تو وقتی زیر آتیش بودیم،
‫موقعیتت رو ترک کردی.

393
00:21:49,724 --> 00:21:51,842
‫حق نداری از تیم جدا شی
‫و قهرمان‌بازی دربیاری، مالک.

394
00:21:51,892 --> 00:21:54,345
‫وقتی یکی از نیروها ارتباطش قطع می‌شه،
‫تیم رو تضعیف می‌کنه.

395
00:21:54,395 --> 00:21:56,305
‫فرقی با کاری که جود دیروز کرد نداشت.

396
00:21:56,355 --> 00:21:58,649
‫- یعنی باید می‌ذاشتم مونته بمیره؟
‫- آره.

397
00:21:59,316 --> 00:22:01,944
‫اون اولویت نبود.
‫دفعِ تهدید اولویت داشت.

398
00:22:02,403 --> 00:22:04,188
‫این شغل تصمیم‌های سختی لازم داره

399
00:22:04,238 --> 00:22:06,949
‫و تصمیمِ سخت این بود که
‫مونته بارزاریان رو ول کنی بمیره.

400
00:22:08,784 --> 00:22:09,952
‫من این رو قبول نمی‌کنم.

401
00:22:14,248 --> 00:22:16,534
‫ببینید، امروز پیشرفت داشتیم.

402
00:22:16,584 --> 00:22:18,169
‫اما چیزی که الان گفتی، خودش مشکله.

403
00:22:18,753 --> 00:22:20,588
‫شما می‌خواین همه چی عادلانه و انسانی باشه،

404
00:22:20,629 --> 00:22:22,089
‫اما هیچ سیاه و سفیدی وجود نداره.

405
00:22:23,340 --> 00:22:25,292
‫و اگه نمی‌تونید بپذیرید که نمی‌دونید

406
00:22:25,342 --> 00:22:26,427
‫چه چیزهایی رو نمی‌دونید...

407
00:22:28,220 --> 00:22:30,639
‫اون‌وقت شاید پرونده‌های پرسنلی‌تون
‫در مورد شما حق داشتن.

408
00:22:44,028 --> 00:22:46,280
‫خب، من به یه نوشیدنی لازم دارم.
‫کی پایه‌ست؟

409
00:22:49,158 --> 00:22:50,242
‫من می‌تونم میزبانی کنم.

410
00:22:50,993 --> 00:22:53,112
‫همین نزدیکی زندگی می‌کنم.
‫یه کافه کامل دارم.

411
00:22:53,162 --> 00:22:54,822
‫دلسترهای فوق‌العاده‌ای هم دارم.

412
00:22:54,872 --> 00:22:58,375
‫در ضمن، متخصص مغز و اعصابم
‫اصرار داره مهمونی بدم.

413
00:22:59,585 --> 00:23:02,087
‫تحقیقات می‌گه ارتباط انسانی
‫به بهبود مغزم کمک می‌کنه.

414
00:23:03,464 --> 00:23:06,041
‫من آسیب مغزی دیده بودم.

415
00:23:06,091 --> 00:23:07,801
‫واسه همینه که گاهی
‫ممکنه عادی به نظر نیام.

416
00:23:08,427 --> 00:23:10,638
‫پس، آره.

417
00:23:12,056 --> 00:23:13,307
‫بیخیال، بچه‌ها.

418
00:23:13,849 --> 00:23:17,061
‫نمی‌تونین توان‌بخشیِ ایثن رو رد کنین.

419
00:23:17,603 --> 00:23:18,929
‫خودش گفت نوشیدنیِ مجانیه.

420
00:23:18,979 --> 00:23:21,065
‫خب، به احترام علوم مغز و اعصاب...

421
00:23:23,108 --> 00:23:24,026
‫باشه.

422
00:23:37,539 --> 00:23:39,241
‫جستجوی پسرِ کیم جی‌هو چطور پیش می‌ره؟

423
00:23:39,291 --> 00:23:41,126
‫واحد جرائم مهم هنوز نتونسته پیداش کنه.

424
00:23:42,503 --> 00:23:44,588
‫- ذرت برشته می‌خوری؟
‫- عمراً.

425
00:23:45,464 --> 00:23:47,833
‫فکر می‌کنی اون پسره پشتِ حمله
‫به مونته بارزاریان بوده؟

426
00:23:47,883 --> 00:23:50,878
‫نه. تیراندازها از همون سلاح‌های
‫حمله به کیم استفاده کردن.

427
00:23:50,928 --> 00:23:52,421
‫که یعنی بازیگرهای جدیدی
‫وارد میدون شدن

428
00:23:52,471 --> 00:23:54,056
‫که سعی دارن هم کیم
‫و هم مونته رو حذف کنن.

429
00:23:54,515 --> 00:23:56,550
‫خب، هیچ‌کدوم از کسایی که تیمت
‫زنده گذاشته حرف نمی‌زنن،

430
00:23:56,600 --> 00:23:58,135
‫پس ما نمی‌دونیم، می‌دونیم؟

431
00:23:58,185 --> 00:24:00,054
‫به هر حال، اون پسره
‫به تیرانداز زل زده بوده.

432
00:24:00,104 --> 00:24:01,430
‫می‌خوام بدونم چی دیده.

433
00:24:01,480 --> 00:24:03,315
‫وقتی پیداش کردن،
‫می‌خوام اولین نفر بازجویی‌اش کنم.

434
00:24:03,357 --> 00:24:05,017
‫آره. عاشق این ابتکارم.

435
00:24:05,067 --> 00:24:07,102
‫اما چطوره بذاریم حرفه‌ای‌ها انجامش بدن؟

436
00:24:07,152 --> 00:24:08,612
‫- یعنی چی؟
‫- یعنی...

437
00:24:09,071 --> 00:24:11,357
‫گزارشِ پس از عملیاتت در مورد انبار نساجی،

438
00:24:11,407 --> 00:24:12,616
‫شبیه یه قصه‌ی عبرت‌آموز بود.

439
00:24:13,242 --> 00:24:16,412
‫تقریباً یه حادثه‌ی شلیک به خودی
‫بدون حضور هیچ دشمنی.

440
00:24:16,829 --> 00:24:18,155
‫هدف از دست رفته.

441
00:24:18,205 --> 00:24:20,032
‫بعد عملیاتِ امروز تبدیل شد
‫به کشتارِ «اوکی کرال».

442
00:24:20,082 --> 00:24:21,709
‫- پس یه تیم واقعی بهم بده.
‫- امکانش نیست.

443
00:24:22,126 --> 00:24:23,452
‫اگه نمی‌تونی با این تیم
‫کار رو پیش ببری،

444
00:24:23,502 --> 00:24:25,537
‫اون‌وقت گروه ضربتی که می‌شناسی
‫ممکنه کارش تموم باشه.

445
00:24:25,587 --> 00:24:27,623
‫ما امروز اون موقعیت رو کنترل کردیم.

446
00:24:27,673 --> 00:24:30,134
‫هاندو، خواهش می‌کنم.
‫سعی نکن یه افتضاح رو خوب جلوه بدی.

447
00:24:30,634 --> 00:24:32,803
‫دیروز گوش نمی‌دادم،
‫ولی الان دارم گوش می‌دم.

448
00:24:33,554 --> 00:24:35,965
‫باید بدونی که اگه گزارش پس از عملیاتِ امروز

449
00:24:36,015 --> 00:24:37,424
‫شبیه گزارش قبلی باشه،

450
00:24:37,474 --> 00:24:39,518
‫کل این آزمایش ممکنه به نفس‌های آخرش برسه.

451
00:24:41,645 --> 00:24:43,731
‫این همون چیزیه که از اول می‌خواستی.

452
00:24:46,316 --> 00:24:47,526
‫شب بخیر، هاندو،

453
00:24:48,485 --> 00:24:50,571
‫و حتماً مطمئن شو که امشب
‫اون گزارش به دستم برسه.

454
00:24:58,829 --> 00:25:00,414
‫به خونه‌ی ایثن خوش اومدین.

455
00:25:04,293 --> 00:25:06,503
‫تنهایی اینجا زندگی می‌کنی؟

456
00:25:06,920 --> 00:25:08,005
‫ایثن، تو...

457
00:25:09,131 --> 00:25:10,799
‫- تو پولداری؟
‫- سمی.

458
00:25:11,633 --> 00:25:13,469
‫نمی‌تونی این‌جور چیزها رو از مردم بپرسی.

459
00:25:14,344 --> 00:25:15,713
‫ولی هستی؟

460
00:25:15,763 --> 00:25:17,297
‫از نظر فنی،
‫حتی صاحب اینجا هم نیستم.

461
00:25:17,347 --> 00:25:19,391
‫صندوق امانات خانوادگی‌مون
‫سال‌ها پیش ساختمون رو خرید

462
00:25:19,433 --> 00:25:21,185
‫به عنوانِ پوششی برای نوسانات بازار.

463
00:25:21,935 --> 00:25:24,062
‫من فقط این طبقه رو
‫از اون نهاد اجاره کردم.

464
00:25:24,772 --> 00:25:28,016
‫با این حال نرخ سرمایه بعد از آخرین اصلاحات
‫دیوانه‌وار شد،

465
00:25:28,066 --> 00:25:29,810
‫افزایش قیمت‌ها از پیش‌بینی‌ها فراتر رفت،

466
00:25:29,860 --> 00:25:32,396
‫و کسر استهلاک هزینه‌ها رو تقریباً خنثی کرد.

467
00:25:32,446 --> 00:25:35,399
‫پس طبق بیشترِ معیارهای مالی،

468
00:25:35,449 --> 00:25:37,701
‫آره، پولدارم.

469
00:25:38,494 --> 00:25:40,988
‫باشه، واسه هضم این حرف‌ها
‫نوشیدنی لازم دارم.

470
00:25:41,038 --> 00:25:42,489
‫آره، موافقم.

471
00:25:42,539 --> 00:25:43,874
‫الان دلسترها رو میارم.

472
00:25:45,959 --> 00:25:47,411
‫می‌دونی، از ایثن خوشم میاد،

473
00:25:47,461 --> 00:25:50,122
‫ولی با این وضع زندگی،
‫اصلاً واسه چی پلیس شده؟

474
00:25:50,172 --> 00:25:52,124
‫معلومه که واسه حقوقش
‫تو این کار نیست.

475
00:25:52,174 --> 00:25:53,342
‫برای این احترام قائلم.

476
00:25:53,717 --> 00:25:56,962
‫منم همین‌طور.
‫فقط خیلی عجیبه.

477
00:25:57,012 --> 00:25:57,596
‫عجیب؟

478
00:25:58,222 --> 00:25:59,806
‫کلمه‌ی خوبی برای توصیف ایثنه،

479
00:26:00,390 --> 00:26:01,558
‫از جنبه‌های مختلف.

480
00:26:03,060 --> 00:26:05,312
‫- مرسی.
‫- خیلی خب.

481
00:26:09,233 --> 00:26:10,517
‫کسی نمی‌خواد سخنرانی کنه؟

482
00:26:10,567 --> 00:26:12,110
‫فکر کنم همه فقط یه نوشیدنی می‌خوایم.

483
00:26:13,487 --> 00:26:15,906
‫سلام. ببخشید که دیر کردم،

484
00:26:16,406 --> 00:26:19,701
‫ولی، خب، بهم یاد دادن
‫هیچوقت دست خالی مهمونی نرم.

485
00:26:20,619 --> 00:26:22,279
‫یادگاری‌های مهمونی آوردم.

486
00:26:22,329 --> 00:26:25,207
‫- پرونده‌های پرسنلی‌مون رو دزدیدی؟
‫- خیلی خب، خبرچین. آروم باش.

487
00:26:25,749 --> 00:26:27,659
‫- تو فوق‌العاده‌ای، پسر.
‫- می‌دونم، نه؟

488
00:26:27,709 --> 00:26:29,044
‫تعریف نبود.

489
00:26:31,380 --> 00:26:35,667
‫ببینید، هاندو الان همه‌مون رو
‫شست و پهن کرد، خب؟

490
00:26:35,717 --> 00:26:37,544
‫از روز اول به ما میگه شکست خورده.

491
00:26:37,594 --> 00:26:40,923
‫ولی فکر کردم حقمونه
‫چیزهایی که اون خونده رو بخونیم،

492
00:26:40,973 --> 00:26:42,808
‫ببینیم خودش کسیه که
‫چرت‌وپرت میگه یا نه.

493
00:26:43,225 --> 00:26:45,177
‫نه، من نیازی ندارم
‫یه پرونده‌ی مسخره رو بخونم

494
00:26:45,227 --> 00:26:47,638
‫در مورد این‌که چطور هیچکس
‫به دخترِ یه‌پا اعتماد نداره.

495
00:26:47,688 --> 00:26:49,431
‫خیلی خب. هر طور راحتی.

496
00:26:49,481 --> 00:26:52,818
‫ولی اگه فرقی می‌کنه،
‫من همه‌شون رو خوندم.

497
00:26:53,735 --> 00:26:56,238
‫و کسیدی، در مورد تو همچین چیزی ننوشته.

498
00:27:13,463 --> 00:27:15,048
‫[آنجلا پایک]

499
00:27:17,634 --> 00:27:21,221
‫سلام. دلت می‌خواد کتک بخوری؟

500
00:27:22,347 --> 00:27:24,007
‫آه، یکی داره کُند می‌شه.

501
00:27:24,057 --> 00:27:26,310
‫اوه، دیگ به دیگ می‌گه روت سیاه، داداش.

502
00:27:29,271 --> 00:27:32,099
‫خیلی خب، می‌بینم که یکی تقریباً
‫به فرمِ پلیس رسیده.

503
00:27:32,149 --> 00:27:33,600
‫من بازنشسته شدم چون دلم می‌خواست،

504
00:27:33,650 --> 00:27:35,310
‫نه چون نمی‌تونستم از پسش بربیام.

505
00:27:35,360 --> 00:27:38,822
‫در ضمن، دستمزدِ تعقیب همسرهای خائن
‫و وارث‌های گمشده بهتره.

506
00:27:40,032 --> 00:27:42,117
‫باورم نمی‌شه زدی بیرون و دوباره برگشتی.

507
00:27:43,285 --> 00:27:44,995
‫بذار بگیم یه کارِ ناتموم بود.

508
00:27:49,750 --> 00:27:51,626
‫اوه، هاندو. هاندو.

509
00:27:52,002 --> 00:27:56,006
‫هه. زیاده.

510
00:27:59,468 --> 00:28:01,762
‫هی، بابت تو و میشل متأسفم.

511
00:28:02,846 --> 00:28:04,598
‫می‌دونی، همیشه دوستش داشتم.

512
00:28:05,348 --> 00:28:07,476
‫آره. طلاق.

513
00:28:07,976 --> 00:28:09,061
‫تقصیر خودم بود.

514
00:28:09,644 --> 00:28:12,564
‫وقتی از گروه ضربت اومدم بیرون، عصبانی بودم.

515
00:28:13,648 --> 00:28:14,975
‫اصلاً آدمِ باحالی نبودم.

516
00:28:15,025 --> 00:28:16,810
‫تو هیچوقت باحال نبودی.

517
00:28:16,860 --> 00:28:18,153
‫خیلی خب، مواظبِ حرف زدنت باش.

518
00:28:18,528 --> 00:28:19,488
‫خب، برگشتن چطوره؟

519
00:28:20,238 --> 00:28:21,648
‫کلاسِ مهدکودکت چطور پیش می‌ره؟

520
00:28:21,698 --> 00:28:22,449
‫اوه، لعنتی.

521
00:28:23,366 --> 00:28:25,660
‫فکر می‌کردم بزرگ کردن ویویان سخته،
‫ولی، مرد...

522
00:28:27,913 --> 00:28:29,414
‫ولی اونا الان مشکل من نیستن.

523
00:28:30,457 --> 00:28:32,542
‫می‌خوام در مورد یکی برام تحقیق کنی.

524
00:28:32,918 --> 00:28:34,244
‫خب، دوباره پلیس شدی.

525
00:28:34,294 --> 00:28:36,463
‫بیشتر از یه کارآگاه خصوصی دسترسی داری.

526
00:28:36,838 --> 00:28:37,923
‫آره، مرد.

527
00:28:38,507 --> 00:28:40,801
‫نمی‌تونم از اون دسترسی‌ها استفاده کنم
‫تا در مورد یه پلیس دیگه تحقیق کنم.

528
00:28:41,885 --> 00:28:44,221
‫مخصوصاً کسی که
‫واسه بازرسی داخلی کار می‌کرده.

529
00:28:45,847 --> 00:28:50,310
‫«نامزد در تفسیرِ نشانه‌های احساسی
‫و مفاهیم پنهان مشکل دارد،

530
00:28:50,936 --> 00:28:52,596
‫محدودیتی که نگرانی‌هایی ایجاد می‌کند

531
00:28:52,646 --> 00:28:54,514
‫در مورد مناسب بودن برای فشار کاری زیاد،

532
00:28:54,564 --> 00:28:57,651
‫و تقاضاهای شدید ارتباطی گروه ضربت.»

533
00:28:59,653 --> 00:29:02,072
‫نمی‌شه باهاش بحث کرد.
‫نفر بعدی کیه؟

534
00:29:05,033 --> 00:29:07,994
‫اوه، به اشتراک نمی‌ذاریم، نه؟

535
00:29:10,205 --> 00:29:11,573
‫شاید تو باید به اشتراک بذاری، جود.

536
00:29:11,623 --> 00:29:13,625
‫می‌دونی، چون ایده‌ی خودت بود.

537
00:29:14,918 --> 00:29:17,170
‫بسیار خب.

538
00:29:18,838 --> 00:29:21,216
‫هر چیزی که لازمه در مورد من بدونید.

539
00:29:23,593 --> 00:29:25,212
‫اوه، واقعاً؟

540
00:29:25,262 --> 00:29:27,931
‫- پرونده‌ات رو جعل کردی؟
‫- من همچین کاری نکردم.

541
00:29:28,640 --> 00:29:32,227
‫- فقط محرمانه‌ست.
‫- مزخرفه.

542
00:29:33,770 --> 00:29:35,397
‫مرموز؟ آره.

543
00:29:35,939 --> 00:29:37,524
‫مزخرف؟ نه.

544
00:29:37,941 --> 00:29:39,693
‫خب، به نظرم همه‌شون چرته.

545
00:29:40,235 --> 00:29:42,979
‫اینا فقط یه مشت فرضیاتِ تاریخ گذشته‌ست

546
00:29:43,029 --> 00:29:44,281
‫از آدم‌هایی که من رو نمی‌شناسن.

547
00:29:44,573 --> 00:29:45,782
‫هی، برام مهم نیست هاندو چی می‌گه.

548
00:29:45,824 --> 00:29:48,535
‫تو پیشاهنگی ترکوندم، مگه نه؟

549
00:29:50,412 --> 00:29:51,955
‫ما که اسلحه‌ها رو گرفتیم.

550
00:29:52,622 --> 00:29:53,290
‫دقیقاً.

551
00:29:54,207 --> 00:29:56,126
‫حداقل، بهتر از دیروز بود.

552
00:29:57,294 --> 00:29:59,629
‫چرا تو نمیگی تو پرونده‌ات چی نوشته، کسیدی؟

553
00:30:01,298 --> 00:30:03,800
‫در واقع، باید برم.

554
00:30:04,968 --> 00:30:07,012
‫خوش گذشت.

555
00:30:11,725 --> 00:30:12,926
‫مشکلات کنترل خشم.

556
00:30:12,976 --> 00:30:15,895
‫آره، اون در بهترین حالت،
‫یه ناراحتی جزئی بود.

557
00:30:16,563 --> 00:30:18,231
‫نه، منظورم اون نیست.

558
00:30:18,273 --> 00:30:19,733
‫منظورم پرونده‌شه.

559
00:30:19,774 --> 00:30:21,484
‫نگرانِ پاش نیستن.

560
00:30:21,860 --> 00:30:23,361
‫نگرانِ عصبانیتش هستن.

561
00:30:25,113 --> 00:30:26,489
‫منم باید برم.

562
00:30:27,407 --> 00:30:29,492
‫چیه؟ ساعتِ خاموشی‌ات گذشته؟

563
00:30:29,993 --> 00:30:32,237
‫- نوبتِ منه که از بچه مراقبت کنم.
‫- تو بچه داری؟

564
00:30:32,287 --> 00:30:34,864
‫مرد، هیچوقت بهمون نگفتی پدری.

565
00:30:34,914 --> 00:30:36,082
‫پیش نیومد بگم.

566
00:30:36,624 --> 00:30:39,002
‫ممنون، ایثن. اینجا محشره.

567
00:30:39,753 --> 00:30:42,088
‫شما رو نمی‌دونم،
‫ولی من یه نوشیدنیِ دیگه لازم دارم.

568
00:30:42,672 --> 00:30:44,249
‫چیزِ سنگین‌تری نداری، ای؟

569
00:30:44,299 --> 00:30:46,426
‫اوه، کابینتِ اون ته.

570
00:30:47,010 --> 00:30:49,888
‫قفسه‌ی بالایی نوشیدنی‌های باکیفیته.
‫از خودت پذیرایی کن.

571
00:30:54,017 --> 00:30:58,313
‫- چی اون توئه، ای؟
‫- اوه، اون واسه مهمون‌ها نیست.

572
00:30:59,064 --> 00:31:00,315
‫یه اتاقِ مخفی.

573
00:31:02,025 --> 00:31:04,152
‫باعث می‌شه بیشتر دلم بخواد چکش کنم.

574
00:31:04,569 --> 00:31:08,823
‫خواهش می‌کنم. لطفاً نه!
‫اون در باید بسته بمونه.

575
00:31:10,408 --> 00:31:11,326
‫باشه.

576
00:31:12,452 --> 00:31:13,411
‫فهمیدم.

577
00:31:14,079 --> 00:31:14,871
‫متأسفم، مرد.

578
00:31:19,125 --> 00:31:21,878
‫به جز اونجا، بقیه‌اش واسه توئه.

579
00:31:23,755 --> 00:31:24,756
‫باشه.

580
00:31:31,930 --> 00:31:33,214
‫من چرا اینجام.

581
00:31:33,264 --> 00:31:34,758
‫همین سؤال رو از خودم می‌پرسم.

582
00:31:34,808 --> 00:31:37,302
‫دقیقاً مناسبِ این موقعیت لباس نپوشیدم،

583
00:31:37,352 --> 00:31:39,012
‫ولی لازمه یه نگاهی به یه چیزی بندازی.

584
00:31:39,062 --> 00:31:40,805
‫منظورم اینه که من چرا تو گروه ضربتم؟

585
00:31:40,855 --> 00:31:42,265
‫چون هیچکس تو هیچ اداره‌ای

586
00:31:42,315 --> 00:31:44,100
‫حاضر نیست با یه جاسوسِ
‫حق به جانب کار کنه؟

587
00:31:44,150 --> 00:31:46,269
‫اومدم پیش تو چون می‌فهمی چه اتفاقی می‌افته

588
00:31:46,319 --> 00:31:48,772
‫وقتی کسایی که قدرت دارن
‫از سیستم سوءاستفاده می‌کنن.

589
00:31:48,822 --> 00:31:50,156
‫تو دنبال تغییری،

590
00:31:50,865 --> 00:31:52,192
‫اما آدم‌هایی که طرفدار تغییرنن،

591
00:31:52,242 --> 00:31:54,194
‫تو مسابقاتِ محبوبیت برنده نمی‌شن.

592
00:31:54,244 --> 00:31:56,287
‫من و تو یه چیز رو می‌خوایم.

593
00:31:56,913 --> 00:32:00,667
‫و تنها مانعی که سر راهمونه
‫دنیل هاندو هارلسونه.

594
00:32:01,376 --> 00:32:03,787
‫یه گزارش عملیات نوشته
‫که شبیه داستان تخیلیه.

595
00:32:03,837 --> 00:32:04,879
‫پنج یا شش تا کشته،

596
00:32:05,255 --> 00:32:06,673
‫تو می‌گی همه چی طبق مقررات بوده؟

597
00:32:07,131 --> 00:32:09,584
‫آخه این تیم جدیدی که
‫هاندو همش ازش می‌ناله،

598
00:32:09,634 --> 00:32:11,719
‫آموزش ندیدید، حریفتون قوی‌تر بوده،

599
00:32:12,220 --> 00:32:14,464
‫بعد هم هدف زمین‌گیر شده،
‫بدون هیچ تلفات خودی؟

600
00:32:14,514 --> 00:32:17,383
‫توقع داری باور کنم که اونجا
‫یهو همه چی گل و بلبل شده؟

601
00:32:17,433 --> 00:32:20,019
‫یه نگاه به این بنداز و بگو که قصه نبافته.

602
00:32:31,781 --> 00:32:33,157
‫یه چیز رو جا انداخته.

603
00:32:34,075 --> 00:32:35,785
‫یه چیز مهم که...

604
00:32:37,662 --> 00:32:39,956
‫- این رو تبدیل به دروغ می‌کنه.
‫- خیلی خب.

605
00:32:40,915 --> 00:32:42,492
‫حالا شد یه چیزی.

606
00:32:42,542 --> 00:32:46,462
‫دقیقاً بهم بگو هاندو در مورد
‫چی دروغ گفته، هوم؟

607
00:33:09,902 --> 00:33:11,487
‫تسلیت می‌گم، جون.

608
00:33:13,531 --> 00:33:16,117
‫- واقعاً؟
‫- من پدرت رو می‌شناختم.

609
00:33:17,118 --> 00:33:18,444
‫از کار و بارش خوشم نمی‌اومد،

610
00:33:18,494 --> 00:33:19,996
‫ولی برای مرام کارش احترام قائل بودم.

611
00:33:21,331 --> 00:33:22,665
‫سخت می‌شد پیدات کرد.

612
00:33:22,707 --> 00:33:24,784
‫اگه یکی قصد جونت رو داشت،
‫خودت قایم نمی‌شدی؟

613
00:33:24,834 --> 00:33:25,543
‫شاید.

614
00:33:26,210 --> 00:33:28,087
‫یا شاید هم دنبال انتقام می‌رفتم.

615
00:33:28,921 --> 00:33:30,798
‫ما به بارزاریان‌ها حمله نکردیم.

616
00:33:31,549 --> 00:33:32,550
‫حداقل هنوز نه.

617
00:33:32,592 --> 00:33:34,711
‫می‌دونم. همون اسلحه بوده
‫که باهاش پدرت رو کشتن.

618
00:33:34,761 --> 00:33:35,803
‫پس می‌خوام بدونم،

619
00:33:36,471 --> 00:33:38,139
‫کی ممکنه دنبال کشتن هر دوتا‌تون باشه؟

620
00:33:38,890 --> 00:33:39,849
‫به من نگاه نکن.

621
00:33:40,641 --> 00:33:43,978
‫- فکر می‌کردم کار مونته باشه.
‫- می‌دونم اونجا بودی، جون.

622
00:33:44,395 --> 00:33:45,480
‫فیلمش رو دیدم.

623
00:33:46,814 --> 00:33:48,850
‫وقتی تیرانداز به پدرت شلیک کرد،
‫دقیقاً همون‌جا بودی.

624
00:33:48,900 --> 00:33:49,942
‫صاف بهش نگاه می‌کردی.

625
00:33:50,860 --> 00:33:52,945
‫اگه فیلم رو دیدی،
‫می‌دونی چیزی توی اون نیست.

626
00:33:54,280 --> 00:33:56,357
‫پدرت یه چیزی گفت.
‫توی فیلم دیدم،

627
00:33:56,407 --> 00:33:57,658
‫ولی صدا نداشت.

628
00:33:59,243 --> 00:34:01,120
‫نمی‌خوای بدونی کی پشت این قضیه‌ست؟

629
00:34:04,040 --> 00:34:07,085
‫- گفت «آدل».
‫- که یعنی چی؟

630
00:34:08,461 --> 00:34:09,337
‫پسرم.

631
00:34:11,881 --> 00:34:14,133
‫آخرین کاری که کرد صدا زدن من بود.

632
00:34:14,801 --> 00:34:16,427
‫ولی کاری از دستم برنمی‌اومد.

633
00:34:19,347 --> 00:34:21,641
‫مطمئنی داشته تو رو صدا می‌زده؟

634
00:34:22,141 --> 00:34:23,393
‫قیافه‌اش رو دیدم،

635
00:34:24,102 --> 00:34:26,813
‫به نظرم قشنگ می‌دونست طرف کیه.

636
00:34:29,774 --> 00:34:32,693
‫از پسر مونته بارزاریان
‫چقدر اطلاعات داری؟

637
00:34:41,035 --> 00:34:42,411
‫می‌دونی چیه؟
‫شاید باید نوشیدنی رو ترک کنم.

638
00:34:42,954 --> 00:34:44,997
‫معلومه کارتون از دلستر رد شده بوده.

639
00:34:45,373 --> 00:34:46,783
‫جفتتون شبیه جنازه‌ی متحرکید.

640
00:34:46,833 --> 00:34:49,577
‫حالم داغونه، ولی قیافه‌ام عالیه، باشه؟

641
00:34:49,627 --> 00:34:50,837
‫من همیشه عالی‌ام.

642
00:34:51,462 --> 00:34:54,757
‫نگران نباشید خانم‌ها و آقایون،
‫پرونده‌ها برگشتن سر جاشون.

643
00:34:57,051 --> 00:34:59,720
‫هاندوئه. شاید اون‌قدرا هم
‫که فکر می‌کنی زرنگ نیستی.

644
00:35:01,097 --> 00:35:02,598
‫سلام، چی می‌خوای؟

645
00:35:07,687 --> 00:35:08,771
‫باشه. گرفتم.

646
00:35:09,147 --> 00:35:09,981
‫چی شد؟

647
00:35:10,022 --> 00:35:11,941
‫هاندو فهمیده کی پشت
‫سوءقصد به جون مونته بوده.

648
00:35:13,776 --> 00:35:15,103
‫- پسرش.
‫- چی؟

649
00:35:15,153 --> 00:35:16,562
‫آندره درمان و مرخص شده،

650
00:35:16,612 --> 00:35:18,064
‫ولی الان دوباره به عنوان ملاقاتی پذیرش شده.

651
00:35:18,114 --> 00:35:19,398
‫- پنج دقیقه‌ای حرکت می‌کنیم.
‫- صبر کن، صبر کن.

652
00:35:19,448 --> 00:35:20,733
‫سر اسلحه‌ها بازداشتش نکردن؟

653
00:35:20,783 --> 00:35:21,701
‫نه، وکیله.

654
00:35:22,201 --> 00:35:24,946
‫قبل از این‌که برن سراغش،
‫مو رو از ماست می‌کشن بیرون.

655
00:35:24,996 --> 00:35:26,322
‫و هاندو به تو زنگ زد

656
00:35:26,372 --> 00:35:27,999
‫چون قراره سرتیم این عملیات باشی؟

657
00:35:28,583 --> 00:35:29,333
‫آره.

658
00:35:30,084 --> 00:35:32,495
‫راه بیفتید بریم.
‫مونته زیر عمل دومشه.

659
00:35:32,545 --> 00:35:34,922
‫باید قبل از این‌که برسه به باباش،
‫آندره رو بگیریم.

660
00:36:16,714 --> 00:36:18,257
‫خیلی خب، نقشه اینه.

661
00:36:18,883 --> 00:36:20,876
‫توی تمام ورودی‌ها و خروجی‌ها
‫نیروی گشتی گذاشتیم.

662
00:36:20,926 --> 00:36:23,045
‫سمی، جود، راه‌پله‌ها رو پاکسازی کنید.

663
00:36:23,095 --> 00:36:24,964
‫هاندو، تو و کسیدی برید سراغ مونته.

664
00:36:25,014 --> 00:36:26,215
‫توی بخش ریکاوری چهاره.

665
00:36:26,265 --> 00:36:27,675
‫ایثن، برو اتاق حراست.

666
00:36:27,725 --> 00:36:28,643
‫ببین می‌تونی آندره رو
‫توی دوربین‌ها پیدا کنی یا نه، خب؟

667
00:36:31,312 --> 00:36:32,513
‫چیز دیگه‌ای هست؟

668
00:36:32,563 --> 00:36:34,223
‫حواست باشه تیم سریع
‫ولی آروم عمل کنه.

669
00:36:34,273 --> 00:36:36,525
‫هول شدن به نفع اونه، نه ما.

670
00:36:37,026 --> 00:36:37,902
‫بجنبید.

671
00:36:42,073 --> 00:36:43,866
‫پلیس لس‌آنجلس، مانیتور رو بده من.

672
00:36:44,325 --> 00:36:46,577
‫تصاویر راهروها رو از ده دقیقه پیش بیار بالا.

673
00:36:58,464 --> 00:36:59,882
‫عه، من باید جابه‌جاش کنم.

674
00:37:00,466 --> 00:37:02,126
‫آره، پلیس می‌خواد بره توی یه اتاق امن‌تر.

675
00:37:02,176 --> 00:37:04,170
‫منم همین رو بهشون گفتم.

676
00:37:04,220 --> 00:37:06,630
‫تو راه بیفت، من اتاق رو امن می‌کنم.

677
00:37:06,680 --> 00:37:08,140
‫هنوز کاملاً بیهوشه.

678
00:37:38,921 --> 00:37:41,257
‫تیم ۴۴، به مشکل خوردیم.
‫مونته نیست.

679
00:37:42,174 --> 00:37:43,918
‫ایثن، باید این یارو رو پیدا کنی.

680
00:37:43,968 --> 00:37:45,261
‫دارم روش کار می‌کنم.

681
00:37:46,387 --> 00:37:47,430
‫دارم چک می‌کنم.

682
00:37:49,640 --> 00:37:50,391
‫صبر کن.

683
00:37:50,933 --> 00:37:53,602
‫انبار بخش هشت غربی.
‫کی اون نزدیکیه؟

684
00:38:04,655 --> 00:38:06,774
‫به نگهبان شلیک شده. نبض نداره.

685
00:38:06,824 --> 00:38:09,118
‫بهیار هم بیهوشه و کارتش رو دزدیدن.

686
00:38:09,451 --> 00:38:11,328
‫هی آقا، حالت خوبه؟

687
00:38:12,288 --> 00:38:13,873
‫می‌تونی اسمت رو به ما بگی؟

688
00:38:14,957 --> 00:38:18,002
‫مایکل جانسون.
‫هنوز از کارتش استفاده نشده.

689
00:38:23,007 --> 00:38:23,799
‫صبر کن.

690
00:38:24,592 --> 00:38:27,545
‫همین الان برای باز کردن
‫اتاق عمل شماره چهار

691
00:38:27,595 --> 00:38:28,846
‫توی طبقه هشتم کشیده شد.

692
00:38:47,156 --> 00:38:48,866
‫چه غلطی داری می‌کنی؟

693
00:38:51,327 --> 00:38:53,320
‫خدایا. خدایا.

694
00:38:53,370 --> 00:38:55,414
‫پلیس لس‌آنجلس، اسلحه‌ات رو بنداز!

695
00:38:55,789 --> 00:38:56,699
‫محاصره شدی، آندره!

696
00:38:56,749 --> 00:38:58,125
‫برید عقب وگرنه می‌کشمش!

697
00:38:58,834 --> 00:39:00,870
‫نمی‌تونیم این کار رو بکنیم.
‫راه فراری نداری.

698
00:39:00,920 --> 00:39:02,705
‫تیم من شش تا اسلحه داره،
‫تو فقط یکی داری.

699
00:39:02,755 --> 00:39:05,416
‫حالا فقط به این حروم‌لقمه‌ی
‫نمک‌نشناس شلیک کنید.

700
00:39:05,466 --> 00:39:06,842
‫هدف در تیررس کسیه؟

701
00:39:09,011 --> 00:39:11,096
‫این زاویه رو پوشش بده. آندره،

702
00:39:11,764 --> 00:39:14,049
‫قطعاً نمی‌خواستی امروز این‌طوری تموم بشه.

703
00:39:14,099 --> 00:39:16,886
‫تو با اون اسلحه،
‫آخرش به جای بدی ختم می‌شه.

704
00:39:16,936 --> 00:39:19,096
‫ولی اگه بندازیش زمین،
‫شاید بتونی از اینجا بری بیرون.

705
00:39:19,146 --> 00:39:21,941
‫از رفقای وکیلت بخوای تو رو از این گندی
‫که زدی خلاص کنن.

706
00:39:22,524 --> 00:39:24,310
‫هی، مشکل هرچی که هست،
‫اون پدرته، مرد.

707
00:39:24,360 --> 00:39:25,978
‫اگه فقط صبر می‌کردی،
‫همه چی به تو می‌رسید.

708
00:39:26,028 --> 00:39:28,864
‫همه چی نابود می‌شد.
‫دنیا عوض شده.

709
00:39:29,156 --> 00:39:30,324
‫تو نمی‌فهمی.

710
00:39:30,866 --> 00:39:32,401
‫الان قرن بیست و یکه،

711
00:39:32,451 --> 00:39:35,287
‫و تو یه دایناسوری که
‫جلوی پیشرفت وایساده.

712
00:39:35,788 --> 00:39:37,998
‫ببین، آندره، به من نگاه کن.

713
00:39:40,876 --> 00:39:42,378
‫روش قدیمی ما اینه که

714
00:39:43,754 --> 00:39:45,130
‫فقط بهت شلیک کنیم.

715
00:39:45,839 --> 00:39:46,840
‫ولی من این رو نمی‌خوام.

716
00:39:47,633 --> 00:39:49,051
‫واسه همین اسلحه‌ام پایینه، داداش.

717
00:39:49,093 --> 00:39:50,803
‫- تو هم می‌تونی همین کار رو بکنی.
‫- به حرفش گوش بده.

718
00:39:55,015 --> 00:39:56,433
‫هدف در تیررسمه.

719
00:40:01,105 --> 00:40:02,314
‫شلیک کن.

720
00:40:03,982 --> 00:40:05,025
‫حرکت کنید.

721
00:40:31,927 --> 00:40:33,929
‫حس می‌کنم خودم حکم اعدامش رو دادم.

722
00:40:36,265 --> 00:40:37,933
‫تو سعی کردی با روش خودت
‫حلش کنی، پسر.

723
00:40:39,351 --> 00:40:40,769
‫اون این راه رو انتخاب کرد، نه تو.

724
00:40:41,728 --> 00:40:42,729
‫به من نگاه کن.

725
00:40:45,649 --> 00:40:47,943
‫می‌دونم با روش‌های قدیمی مشکل داری.

726
00:40:49,903 --> 00:40:51,313
‫و شاید فکر کنی من یه دایناسورم

727
00:40:51,363 --> 00:40:53,115
‫که جلوی پیشرفت وایساده.

728
00:40:55,242 --> 00:40:56,902
‫بذار یه حقیقتی رو بهت بگم
‫که سخت یاد گرفتم.

729
00:40:56,952 --> 00:41:00,114
‫این شغل توی موقعیت‌های غیرممکن قرارت می‌ده.

730
00:41:00,164 --> 00:41:01,907
‫نظرم در مورد این تیم هرچی که باشه،

731
00:41:01,957 --> 00:41:04,877
‫حالا می‌دونم حداقل یه نفر رو دارم
‫که می‌تونم روش حساب کنم.

732
00:41:06,962 --> 00:41:08,589
‫اونا دنبالت اومدن، مالیک.

733
00:41:09,715 --> 00:41:11,041
‫بهت اعتماد دارن.

734
00:41:11,091 --> 00:41:13,760
‫و با فرماندهی تو عملکردشون خیلی بهتر بود.

735
00:41:16,472 --> 00:41:17,806
‫تست تموم شد.

736
00:41:18,849 --> 00:41:21,268
‫از این به بعد تو سرتیم هستی.

737
00:41:36,783 --> 00:41:38,035
‫داره برات عادت می‌شه.

738
00:41:38,702 --> 00:41:40,320
‫شلیک به موقعی که باید انجام بشه.

739
00:41:40,370 --> 00:41:42,281
‫فقط خوشحالم که زاویه‌ی دید پیدا کردم.

740
00:41:42,331 --> 00:41:45,000
‫ولی جدی، اصلاً...

741
00:41:45,626 --> 00:41:49,338
‫اصلاً خشکت نزد یا تردید نکردی.
‫تحسین‌برانگیزه.

742
00:41:50,339 --> 00:41:51,798
‫ولی حتماً بار روانی سنگینی داره.

743
00:41:53,967 --> 00:41:55,177
‫هی، امروز کارت عالی بود.

744
00:41:55,802 --> 00:41:56,887
‫خوب فرماندهی کردی.

745
00:41:58,263 --> 00:41:59,056
‫ممنون.

746
00:42:00,641 --> 00:42:01,767
‫تیراندازیت عالی بود، جود.

747
00:42:05,270 --> 00:42:07,439
‫ولی جدی، توی پرونده‌اش چی بود؟

748
00:42:07,481 --> 00:42:08,774
‫از اونجا که همه‌شون رو خوندی.

749
00:42:09,733 --> 00:42:12,477
‫طرف توی افغانستان خدمت کرده،
‫مدال ستاره برنزی گرفته

750
00:42:12,527 --> 00:42:15,147
‫چون دو نفر رو از یه هلیکوپتر
‫در حال سوختن کشیده بیرون.

751
00:42:15,197 --> 00:42:17,240
‫واسه همین با خودم گفتم
‫قضیه‌اش هرچی که باشه،

752
00:42:17,783 --> 00:42:20,202
‫رازش رو نگه می‌دارم تا رابطه‌ام
‫باهاش خوب بمونه.

753
00:42:20,577 --> 00:42:22,988
‫به هر حال، در جایگاهی نیستم که بگم.

754
00:42:23,038 --> 00:42:24,373
‫می‌تونم یه چیز دیگه بپرسم؟

755
00:42:24,957 --> 00:42:28,410
‫در کل میونه‌ی خوبی با نوشیدنی دارم.

756
00:42:28,460 --> 00:42:31,755
‫خیلی خب. خوب شد گفتی.
‫ولی سؤالم این نبود.

757
00:42:33,256 --> 00:42:35,050
‫چرا پرونده‌ها رو برداشتی؟

758
00:42:40,931 --> 00:42:42,474
‫من مأمور مخفی بودم.

759
00:42:44,559 --> 00:42:45,602
‫یه نفر کشته شد،

760
00:42:46,311 --> 00:42:48,855
‫و باید می‌فهمیدم که
‫من رو مقصر می‌دونستن یا نه.

761
00:42:50,607 --> 00:42:51,441
‫بودی؟

762
00:42:53,944 --> 00:42:55,195
‫یعنی، پرونده رو که دیدی.

763
00:42:56,905 --> 00:42:58,240
‫هیچ جوابی توش نبود.

764
00:43:02,285 --> 00:43:03,412
‫چه اتفاقی افتاد؟

765
00:43:05,914 --> 00:43:08,575
‫باید کلی نوشیدنی بخورم

766
00:43:08,625 --> 00:43:10,085
‫تا سفره‌ی دلم رو باز کنم.

767
00:43:13,672 --> 00:43:15,048
‫شب بخیر، سمی.

768
00:43:16,091 --> 00:43:16,842
‫شب بخیر.

769
00:43:44,494 --> 00:43:46,446
‫بله. چیزی از پایک گیر آوردی؟

770
00:43:46,496 --> 00:43:48,782
‫خب، داشتم شک می‌کردم
‫که اون توی اخراج شدنت

771
00:43:48,832 --> 00:43:50,125
‫نقشی داشته یا نه.

772
00:43:51,793 --> 00:43:52,711
‫کارِ اون بوده؟

773
00:43:53,128 --> 00:43:54,788
‫مطمئن نیستم،

774
00:43:54,838 --> 00:43:59,050
‫ولی لیست اعضای هیئت رسیدگی به پرونده‌ی
‫نیروهای گروه ضربتِ توی دوربین بدنت

775
00:43:59,092 --> 00:44:01,094
‫توی شب مرگ نیکو ریس رو پیدا کردم.

776
00:44:01,344 --> 00:44:02,929
‫اون یکی از سه عضو هیئت بوده.

777
00:44:04,973 --> 00:44:06,016
‫باید برم.

778
00:44:32,417 --> 00:44:38,423
‫«ترجمه از سینا صداقت»

779
00:44:40,423 --> 00:44:50,423
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M