1
00:00:17,892 --> 00:00:18,760
‫«قهرمان» سنگین‌ترین مجازات است

2
00:00:18,810 --> 00:00:19,761
‫قهرمان‌ها مجبورند
‫در خط مقدم بایستند،

3
00:00:19,811 --> 00:00:20,929
‫و در نبردی بی‌پایان
‫با بلای شیاطین بجنگند،

4
00:00:20,979 --> 00:00:23,314
‫جایی که حتی اجازه مردن هم ندارند
‫این مجازات پایانی ندارد

5
00:00:24,314 --> 00:00:34,314
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

6
00:00:38,163 --> 00:00:39,989
‫اوضاع بده.

7
00:00:40,039 --> 00:00:41,458
‫خیلی بده!

8
00:00:56,222 --> 00:00:57,223
‫هی!

9
00:01:01,144 --> 00:01:02,846
‫لعنت به این فوات‌ها...

10
00:01:02,896 --> 00:01:03,980
‫لرد زلکوف...

11
00:01:08,985 --> 00:01:12,614
‫چرا اونجایی؟

12
00:01:23,791 --> 00:01:25,368
‫اگه زود بهشون نرسیم،
‫اون تابوت...

13
00:01:25,418 --> 00:01:26,411
‫نه.

14
00:01:26,461 --> 00:01:27,662
‫از همین‌جا می‌پریم بیرون.

15
00:01:27,712 --> 00:01:28,580
‫منتظر علامتم باش.

16
00:01:28,630 --> 00:01:30,290
‫صبر کن، پس «هدف حفاظتی‌مون» چی؟

17
00:01:30,340 --> 00:01:31,966
‫نمی‌شه همین‌طوری فرار کنیم...

18
00:01:34,719 --> 00:01:36,888
‫لعنتی، شاید واقعاً کارمون تمومه!

19
00:01:43,603 --> 00:01:46,481
‫امکان نداره... نکنه معبد می‌خواد...

20
00:01:48,566 --> 00:01:49,976
‫نه! بس کن!

21
00:01:50,026 --> 00:01:52,278
‫نه!

22
00:02:15,218 --> 00:02:17,545
‫زایلو! زود باش!

23
00:02:17,595 --> 00:02:19,847
‫یه کاری با این یارو بکن!

24
00:02:56,676 --> 00:02:58,761
‫تکون نخور!
‫این‌طوری نمی‌تونم خون‌ریزی رو بند بیارم!

25
00:02:59,387 --> 00:03:00,922
‫کافیه. فقط منو بکش.

26
00:03:00,972 --> 00:03:02,840
‫بعداً که دوباره زنده‌م می‌کنن.

27
00:03:02,890 --> 00:03:04,133
‫ساکت شو!

28
00:03:04,183 --> 00:03:06,052
‫عمراً جنازه‌ت رو کول کنم.

29
00:03:06,102 --> 00:03:07,637
‫ولم کن!

30
00:03:07,687 --> 00:03:09,681
‫مهم نیست
‫جنازه مال یکی دیگه باشه.

31
00:03:09,731 --> 00:03:11,983
‫تا وقتی یه جنازه باشه، می‌تونیم...

32
00:03:13,484 --> 00:03:15,770
‫بسه! خوب گوش کن!

33
00:03:15,820 --> 00:03:18,106
‫زنده‌کردن دوباره ما قهرمان‌ها

34
00:03:18,156 --> 00:03:20,441
‫فقط یه فراینده که روح مرده‌ها رو
‫از جهنم بیرون می‌کشه

35
00:03:20,491 --> 00:03:23,202
‫و دوباره توی بدن‌ها جا می‌ده.

36
00:03:23,786 --> 00:03:27,031
‫روی حافظه و هویت آدم
‫عوارض بدی می‌ذاره.

37
00:03:27,081 --> 00:03:29,742
‫چون این‌همه مردی،
‫یادت رفته؟

38
00:03:29,792 --> 00:03:30,793
‫بگو!

39
00:03:35,590 --> 00:03:36,749
‫تازه،

40
00:03:36,799 --> 00:03:40,553
‫انگار شوالیه‌های مقدس اصلاً قصد ندارن
‫جنازه‌ت رو جمع کنن.

41
00:03:44,849 --> 00:03:46,976
‫اگه واقعاً می‌خوای بمیری،

42
00:03:48,936 --> 00:03:51,147
‫برو یه جایی بمیر که نبینمت.

43
00:03:55,443 --> 00:03:58,154
‫دیگه وقتشه تصمیمت رو بگیری.

44
00:04:02,867 --> 00:04:05,244
‫اگه فهمیدی،
‫دندون رو جگر بذار و تحمل کن.

45
00:04:23,471 --> 00:04:25,548
‫اَه، دیگه از این کارها نکن.

46
00:04:25,598 --> 00:04:26,682
‫چه احمقی.

47
00:04:29,352 --> 00:04:32,647
‫دوتا باید عادت دزدی‌ت رو ترک کنی.

48
00:04:33,356 --> 00:04:34,807
‫- آخه...
‫- چی؟

49
00:04:34,857 --> 00:04:38,110
‫اتفاقی یه گروه حمل‌ونقل
‫شوالیه‌های مقدس رو دیدم.

50
00:04:38,778 --> 00:04:41,898
‫تازه تقصیر خودشونه که ارابه‌ها رو
‫بدون هیچ مراقبتی نگه داشتن.

51
00:04:41,948 --> 00:04:44,859
‫هرجور نگاهش کنم،
‫تقصیر خود دزده.

52
00:04:44,909 --> 00:04:48,412
‫من فقط گفتم بری ردِ
‫پری‌ها رو پیدا کنی.

53
00:04:55,711 --> 00:04:56,712
‫زایلو.

54
00:04:58,714 --> 00:05:01,092
‫واقعاً خیلی پری اینجاست.

55
00:05:02,093 --> 00:05:03,294
‫آره.

56
00:05:03,344 --> 00:05:06,214
‫برای یه آلودگی شیطانی، این مقیاس
‫ خیلی بزرگه.

57
00:05:06,264 --> 00:05:10,009
‫طبق اطلاعات قبل از مأموریت ستاد،
‫فکر کنم پنج‌هزار تا بودن.

58
00:05:10,059 --> 00:05:11,427
‫پنج‌هزار تا؟!

59
00:05:11,477 --> 00:05:14,805
‫یعنی من و تو دوتایی باید جلوی
‫یه ارتش به این بزرگی رو بگیریم؟

60
00:05:14,855 --> 00:05:15,856
‫آره.

61
00:05:16,482 --> 00:05:20,861
‫این جنگل به‌زودی گرفتار
‫ آلودگی شیطانی می‌شه.

62
00:05:21,445 --> 00:05:24,690
‫باید موقع عقب‌نشینی از اون احمق‌های
‫شوالیه مقدس پشتیبانی کنیم.

63
00:05:24,740 --> 00:05:27,159
‫معلومه که نیروی کمکی هم
‫در کار نیست.

64
00:05:29,870 --> 00:05:32,039
‫اگه به فرار فکر می‌کنی،
‫بهتره فراموشش کنی.

65
00:05:32,331 --> 00:05:34,750
‫مگر اینکه بخوای سرت رو از دست بدی.

66
00:05:36,752 --> 00:05:39,121
‫ولی فکر کنم فرقی نمی‌کنه.

67
00:05:39,171 --> 00:05:42,792
‫بالاخره ما قهرمان‌ها
‫حتی اگه بمیریم هم دوباره زنده می‌شیم.

68
00:05:42,842 --> 00:05:45,594
‫چه جنازه خودمون باشه چه مال یکی دیگه،

69
00:05:46,137 --> 00:05:47,296
‫تا وقتی یه جنازه باشه...

70
00:05:47,346 --> 00:05:49,015
‫همین الان بهت نگفتم؟

71
00:05:49,890 --> 00:05:52,977
‫هر بار زنده‌شدن، حافظه و هویتت رو
‫کم‌کم از بین می‌بره.

72
00:05:53,602 --> 00:05:56,647
‫یه روز حتی یادت نمی‌مونه
‫خودت کی هستی.

73
00:05:59,692 --> 00:06:00,735
‫نمی‌خوام...

74
00:06:02,028 --> 00:06:03,946
‫این اتفاق بیفته.

75
00:06:07,366 --> 00:06:09,493
‫قهرمان‌ها حق انتخابی

76
00:06:13,414 --> 00:06:15,249
‫جز تموم‌کردن مأموریت ندارن،

77
00:06:16,667 --> 00:06:18,335
‫کار دیگه‌ای ازمون برنمیاد.

78
00:06:20,004 --> 00:06:21,547
‫دیگه وقتشه بی‌خیال بشی.

79
00:06:23,132 --> 00:06:24,750
‫- باید راه بیفتیم.
‫- هان؟

80
00:06:24,800 --> 00:06:27,928
‫تا ما داریم حرف می‌زنیم،
‫شوالیه‌های مقدس دارن تلفات می‌دن...

81
00:06:37,605 --> 00:06:38,606
‫این چیه؟

82
00:06:47,406 --> 00:06:49,116
‫هی، این...

83
00:06:50,284 --> 00:06:51,485
‫دوتا!

84
00:06:51,535 --> 00:06:54,622
‫شوخی می‌کنی.
‫آخه چرا رفتی یه تابوت دزدیدی؟

85
00:06:55,706 --> 00:06:56,574
‫خب...

86
00:06:56,624 --> 00:07:00,077
‫فقط حس کردم می‌تونم بدزدمش.

87
00:07:00,127 --> 00:07:02,329
‫تا به خودم اومدم...

88
00:07:02,379 --> 00:07:05,541
‫ب... ببین، شاید یه چیزی توش باشه
‫که به دردمون بخوره...

89
00:07:05,591 --> 00:07:06,542
‫احمق!

90
00:07:06,592 --> 00:07:09,678
‫چون یه همچین چیزی دزدیدی
‫پری‌ها افتادن دنبالت!

91
00:07:11,055 --> 00:07:12,056
‫نکنه...

92
00:07:12,723 --> 00:07:15,392
‫هی، چیزی توشه؟

93
00:07:16,227 --> 00:07:17,595
‫- احتمالاً.
‫- چی؟

94
00:07:17,645 --> 00:07:21,015
‫خیلی سنگین بود و به زور تکون می‌خورد.

95
00:07:21,065 --> 00:07:23,684
‫آخه چرا یه جنازه دزدیدی؟

96
00:07:23,734 --> 00:07:27,938
‫- اصلاً نمی‌فهممت. تازه...
‫- خودمم نمی‌فهمم.

97
00:07:27,988 --> 00:07:30,065
‫تا به خودم اومدم، دزدیده بودمش.

98
00:07:30,115 --> 00:07:33,077
‫تازه، یه همچین جایی بود...

99
00:07:34,620 --> 00:07:35,704
‫مزخرف نگو.

100
00:07:36,372 --> 00:07:38,541
‫حواست باشه، وگرنه قبل از اینکه پری‌ها برسن
‫خودم حسابت رو می‌رسم.

101
00:07:40,292 --> 00:07:41,368
‫بابا، این‌طوری نباش.

102
00:07:41,418 --> 00:07:42,828
‫اگه دست‌وپاگیره،
‫همین‌جا ولش می‌کنیم.

103
00:07:42,878 --> 00:07:44,964
‫اگه سرمون داد زدن،
‫خب پسش می‌دیم، مگه نه؟

104
00:07:55,474 --> 00:07:57,968
‫جنازه توی این باید مال یکی از 
‫افراد خاندان سلطنتی، یه اشراف‌زاده،

105
00:07:58,018 --> 00:08:01,105
‫یا یکی از کله‌گنده‌های 
‫شوالیه‌های مقدس باشه.

106
00:08:01,689 --> 00:08:03,057
‫شاید...

107
00:08:03,107 --> 00:08:05,943
‫یکی از همونایی باشه که دلم می‌خواد بزنمشون.

108
00:08:08,237 --> 00:08:11,156
‫وای...
‫انگار این دختر خیلی مهمیه.

109
00:08:12,116 --> 00:08:13,234
‫دوتا.

110
00:08:13,284 --> 00:08:14,735
‫اوضاع خرابه.

111
00:08:14,785 --> 00:08:15,786
‫آره.

112
00:08:16,287 --> 00:08:17,780
‫حتماً بچه خاندان سلطنتیه، نه؟

113
00:08:17,830 --> 00:08:19,039
‫نه.

114
00:08:20,374 --> 00:08:23,118
‫اون حتی انسان هم نیست.

115
00:08:23,168 --> 00:08:25,996
‫این بچه یه الهه‌ست.

116
00:08:26,046 --> 00:08:27,540
‫چی؟

117
00:08:27,590 --> 00:08:29,250
‫چی یعنی «چی»؟

118
00:08:29,300 --> 00:08:30,960
‫گفتم الهه‌ست، لعنتی!

119
00:08:31,010 --> 00:08:32,670
‫گفتی «الهه»؟

120
00:08:32,720 --> 00:08:36,882
‫تا جایی که یادمه، خیلی وقت پیش برای جنگ با
‫اربابان شیاطین ساخته شدن، درسته؟

121
00:08:36,932 --> 00:08:37,800
‫آره.

122
00:08:37,850 --> 00:08:41,937
‫همون‌هایی‌ان که بهشون می‌گن
‫«تنها امید بشریت.»

123
00:08:42,479 --> 00:08:43,764
‫ولی...

124
00:08:43,814 --> 00:08:45,432
‫مگه باید شبیه این دختر باشن؟

125
00:08:45,482 --> 00:08:48,811
‫اونایی که من می‌شناسم
‫شبیه نهنگ‌های غول‌پیکرن

126
00:08:48,861 --> 00:08:51,113
‫یا یه توده آهن...

127
00:08:51,780 --> 00:08:53,148
‫بریم. اگه جرئت کنی اون رو با خودت بیاری،

128
00:08:53,198 --> 00:08:54,325
‫- حسابت رو می‌رسم.
‫- هان؟

129
00:08:56,827 --> 00:08:57,828
‫هان...

130
00:08:58,579 --> 00:08:59,655
‫صدای شیپور؟

131
00:08:59,705 --> 00:09:00,739
‫ممکنه شوالیه‌های مقدس باشن؟

132
00:09:00,789 --> 00:09:02,825
‫از شدت صدا که معلومه،

133
00:09:02,875 --> 00:09:05,661
‫باید یه واحد شناسایی
‫یا یه واحد چریکی باشه...

134
00:09:05,711 --> 00:09:07,079
‫اوضاع چطوره؟

135
00:09:07,129 --> 00:09:09,340
‫با اون چشم‌های تیزت،
‫باید بتونی ببینیشون، نه؟

136
00:09:10,507 --> 00:09:11,592
‫یه...

137
00:09:12,343 --> 00:09:13,594
‫گروه فوات اونجاست...

138
00:09:14,136 --> 00:09:15,346
‫و...

139
00:09:16,555 --> 00:09:17,639
‫دارن بهشون حمله می‌کنن!

140
00:09:22,227 --> 00:09:23,437
‫یکی کمک کنه!

141
00:09:38,577 --> 00:09:40,204
‫لعنتی، خیلی زیادن!

142
00:09:40,996 --> 00:09:43,290
‫هر طور شده باید همین‌جا جلوشون رو بگیریم!

143
00:09:52,091 --> 00:09:53,717
‫سریع‌تر از چیزی که فکر می‌کردم پیشروی کردن.

144
00:09:54,635 --> 00:09:57,629
‫باید حواسشون جمع می‌بود
‫که پری‌ها کمین نکنن...

145
00:09:57,679 --> 00:09:59,089
‫زایلو، بیا از اینجا بریم!

146
00:09:59,139 --> 00:10:01,475
‫یه جا قایم می‌شیم
‫تا نبرد تموم بشه.

147
00:10:03,018 --> 00:10:04,978
‫همه‌شون نمردن.

148
00:10:05,521 --> 00:10:06,555
‫هان؟

149
00:10:06,605 --> 00:10:09,349
‫بعضی‌هاشون هنوز به زور زنده‌ان.

150
00:10:09,399 --> 00:10:11,518
‫فکر کنم بهترین کار نجات‌دادن اون‌هاست.

151
00:10:11,568 --> 00:10:12,978
‫داری چی می‌گی؟

152
00:10:13,028 --> 00:10:14,688
‫اصلاً بهترین کار این نیست!

153
00:10:14,738 --> 00:10:16,106
‫مأموریت ما اینه که

154
00:10:16,156 --> 00:10:19,026
‫کمک کنیم بیش از نصف شوالیه‌های مقدس
‫از میدان نبرد خارج بشن.

155
00:10:19,076 --> 00:10:22,362
‫نجات هر نفر بیشتر،
‫احتمال موفقیت مأموریت رو بالا می‌بره.

156
00:10:22,412 --> 00:10:24,081
‫- چی؟
‫- می‌ریم بجنگیم.

157
00:10:24,623 --> 00:10:26,492
‫قبل از اینکه خورشید کامل غروب کنه،

158
00:10:26,542 --> 00:10:28,118
‫اون‌ها رو نجات می‌دیم.

159
00:10:28,168 --> 00:10:30,921
‫- مستقیم می‌پریم پایین...
‫- جنگیدن...

160
00:10:32,339 --> 00:10:34,800
‫نجات‌دادن...

161
00:10:37,886 --> 00:10:38,971
‫فهمیدم.

162
00:10:40,514 --> 00:10:42,057
‫چه کلمات دلنشینی.

163
00:10:42,766 --> 00:10:45,269
‫گویا تو شوالیه منی.

164
00:10:46,728 --> 00:10:47,938
‫بسیار خوب.

165
00:10:48,772 --> 00:10:50,732
‫قبولت می‌کنم.

166
00:10:51,650 --> 00:10:56,572
‫این شجاعت کاملاً برازنده
‫الهه‌ای چون منه.

167
00:11:00,576 --> 00:11:02,494
‫قراره بجنگیم، درسته؟

168
00:11:03,287 --> 00:11:06,540
‫و این نبرد برای نجات دیگرانه.

169
00:11:07,124 --> 00:11:08,125
‫پس،

170
00:11:08,584 --> 00:11:13,714
‫من هم به‌عنوان یک الهه، 
‫پیروزی را نصیبت می‌کنم.

171
00:11:16,508 --> 00:11:20,087
‫بنابراین، وقتی دشمن را
‫با موفقیت از بین بردیم،

172
00:11:20,137 --> 00:11:22,306
‫باید از من ستایش کنی

173
00:11:23,432 --> 00:11:24,433
‫و...

174
00:11:25,017 --> 00:11:26,643
‫سرم را نوازش کنی!

175
00:11:31,064 --> 00:11:33,267
‫هرچقدر خواستی سرم را نوازش کن.

176
00:11:33,317 --> 00:11:37,312
‫هرطور دوست داری از قدرت عظیم
‫این الهه تعریف کن.

177
00:11:37,362 --> 00:11:41,241
‫یا می‌توانی ترانه‌ای بسازی
‫و خوبی‌هایم را بستایی.

178
00:11:41,950 --> 00:11:45,654
‫اون غرور ازخودراضی
‫و نیاز شدیدش به تحسین‌شدن...

179
00:11:45,704 --> 00:11:47,739
‫شکی نیست که واقعیه.

180
00:11:47,789 --> 00:11:49,616
‫هان؟ واقعاً؟

181
00:11:49,666 --> 00:11:50,576
‫آره.

182
00:11:50,626 --> 00:11:52,578
‫اون یه الهه‌ست،

183
00:11:52,628 --> 00:11:55,205
‫و احتمالاً همونیه
‫که هنوز فعال نشده،

184
00:11:55,255 --> 00:11:57,916
‫الهه سیزدهم.

185
00:11:57,966 --> 00:12:00,335
‫من الهه تئوریتا هستم،

186
00:12:00,385 --> 00:12:03,639
‫نگهبانی که برای مردم معجزه می‌آورد.

187
00:12:04,181 --> 00:12:05,891
‫تئوریتا...

188
00:12:06,391 --> 00:12:07,517
‫شوالیه من،

189
00:12:08,018 --> 00:12:10,270
‫هرچقدر می‌خوای به من تکیه کن.

190
00:12:10,854 --> 00:12:13,390
‫اگر خواسته‌ات همین باشه،
‫برآورده‌اش می‌کنم.

191
00:12:13,440 --> 00:12:16,985
‫چرا که معنای وجود من همینه.

192
00:12:19,112 --> 00:12:20,447
‫گفتنش آسونه.

193
00:12:21,573 --> 00:12:23,450
‫- مسخره‌ست.
‫- هان؟

194
00:12:24,034 --> 00:12:26,161
‫من از الهه‌ها متنفرم.

195
00:12:28,997 --> 00:12:31,867
‫دوتا، حواست بهش باشه.

196
00:12:31,917 --> 00:12:33,126
‫هان؟ آها...

197
00:12:33,710 --> 00:12:35,871
‫من نمی‌خوام به
‫قدرت یه الهه تکیه کنم!

198
00:12:35,921 --> 00:12:37,255
‫آه، صبر کن...

199
00:12:46,723 --> 00:12:47,632
‫دوتا!

200
00:12:47,682 --> 00:12:49,301
‫جهت و فاصله رو بررسی کن.

201
00:12:49,351 --> 00:12:51,261
‫کجا تعدادشون بیشتره؟

202
00:12:51,311 --> 00:12:53,680
‫م... من واقعاً دلم نمی‌خواد این کار رو بکنم.

203
00:12:53,730 --> 00:12:55,098
‫باید از عقب‌نشینی پشتیبانی کنیم!

204
00:12:55,148 --> 00:12:57,692
‫اگه سروصدا راه نندازیم و توجهشون
‫ رو جلب نکنیم،فایده‌ای نداره.

205
00:12:58,568 --> 00:13:01,279
‫آه... بابا... فهمیدم.

206
00:13:07,744 --> 00:13:08,737
‫ساعت ده،

207
00:13:08,787 --> 00:13:11,198
‫به اندازه یه انگشت به سمت ساعت نه!

208
00:13:11,248 --> 00:13:12,616
‫اون طرف، هان؟

209
00:13:12,666 --> 00:13:14,159
‫فهمیدم.

210
00:13:14,209 --> 00:13:17,245
‫اون مرد ژنده‌پوش هم
‫چشم‌های تیزی داره.

211
00:13:17,295 --> 00:13:19,256
‫هی، تو چرا اینجایی؟

212
00:13:22,634 --> 00:13:25,087
‫یعنی چی چرا؟ تو شوالیه منی.

213
00:13:25,137 --> 00:13:26,963
‫گفتم که پیروزی را نصیبت می‌کنم.

214
00:13:27,013 --> 00:13:28,390
‫خودسرانه تصمیم نگیر!

215
00:13:36,606 --> 00:13:38,016
‫دارن میان، شوالیه من.

216
00:13:38,066 --> 00:13:39,651
‫بهت احتیاجی ندارم!

217
00:13:43,780 --> 00:13:44,823
‫به‌هرحال،

218
00:13:45,365 --> 00:13:46,449
‫برو عقب!

219
00:14:01,298 --> 00:14:02,082
‫این چه قدرتیه؟

220
00:14:02,132 --> 00:14:04,209
‫مُهر مقدس گرما و نوره.

221
00:14:04,259 --> 00:14:06,303
‫یه جای نزدیک پیدا کن و قایم شو.

222
00:14:11,391 --> 00:14:13,935
‫ما حواسشون رو پرت می‌کنیم، تو هم زود...

223
00:14:23,236 --> 00:14:25,480
‫اَه... الان بالا میارم.

224
00:14:25,530 --> 00:14:27,941
‫دوتا! همین‌طور وایسا نکن!

225
00:14:27,991 --> 00:14:29,234
‫تو هم شلیک کن!

226
00:14:29,284 --> 00:14:30,702
‫فقط پشت سر هم شلیک کن!

227
00:14:32,871 --> 00:14:34,956
‫م... می‌دونم!

228
00:14:37,834 --> 00:14:39,586
‫صبر کن...!

229
00:14:48,720 --> 00:14:50,547
‫زدمش! خیلی خوب بودم، نه؟

230
00:14:50,597 --> 00:14:52,173
‫اونم با این عصای صاعقه قدیمی!

231
00:14:52,223 --> 00:14:55,352
‫اینقدر که زیادن.
‫نزدن‌شون غیرممکنه.

232
00:14:56,353 --> 00:14:57,604
‫همین‌طور پشتم رو پوشش بده.

233
00:14:58,188 --> 00:14:59,439
‫فقط منو نزن!

234
00:15:03,401 --> 00:15:05,437
‫ما هم نباید ببازیم!

235
00:15:05,487 --> 00:15:07,856
‫اِم، من...

236
00:15:07,906 --> 00:15:09,691
‫مهم‌تر از اون، اگه خسته شدی،

237
00:15:09,741 --> 00:15:11,451
‫- می‌تونی یه کم استراحت کنی.
‫- صبر کن!

238
00:15:18,124 --> 00:15:19,451
‫دیگه کی هنوز زنده‌ست؟

239
00:15:19,501 --> 00:15:20,669
‫خودم می‌رم سراغشون.

240
00:15:27,300 --> 00:15:28,510
‫محو شو!

241
00:15:49,531 --> 00:15:50,607
‫ب... ببخشید!

242
00:15:50,657 --> 00:15:52,150
‫از این فاصله نمی‌تونم درست نشونه بگیرم...

243
00:15:52,200 --> 00:15:53,910
‫فقط شلیک کن!

244
00:15:55,286 --> 00:15:56,529
‫زود باش و همه‌شون رو تموم کن!

245
00:15:56,579 --> 00:15:58,289
‫اون طرف؟

246
00:15:58,873 --> 00:16:00,917
‫ص... صبر کن منم بیام!

247
00:16:01,918 --> 00:16:03,711
‫شوالیه من، صبر کن!

248
00:16:04,796 --> 00:16:06,673
‫شوالیه من!

249
00:16:21,688 --> 00:16:23,565
‫هی، زنده‌ای، نه؟

250
00:16:24,149 --> 00:16:25,150
‫بله.

251
00:16:26,359 --> 00:16:27,560
‫نجات پیدا کردیم.

252
00:16:27,610 --> 00:16:29,312
‫فکر نمی‌کردم کسی به کمکمون بیاد...

253
00:16:29,362 --> 00:16:30,989
‫همین الان از اینجا برو، زود.

254
00:16:32,615 --> 00:16:33,783
‫منظورت چیه؟

255
00:16:34,284 --> 00:16:36,786
‫عوضی، تو قهرمان محکومی!

256
00:16:37,453 --> 00:16:38,404
‫قهرمان؟

257
00:16:38,454 --> 00:16:40,115
‫چرا یه محکوم اینجاست؟

258
00:16:40,165 --> 00:16:41,749
‫چرا اون اینجاست؟

259
00:16:42,750 --> 00:16:43,877
‫چطور ممکنه؟

260
00:16:50,008 --> 00:16:53,052
‫انگار جو خیلی
‫خوب نیست...

261
00:16:53,845 --> 00:16:56,714
‫این دستوره. فقط باید فرار کنید.

262
00:16:56,764 --> 00:16:58,758
‫موج بعدی به‌زودی می‌رسه.

263
00:16:58,808 --> 00:17:00,685
‫به کار ما دخالت نکن!

264
00:17:02,520 --> 00:17:06,065
‫اگه تو نجاتمون بدی، به حیثیتمون برمی‌خوره!

265
00:17:08,109 --> 00:17:09,519
‫هی، زایلو.

266
00:17:09,569 --> 00:17:12,572
‫معمولاً باید ازمون
‫تشکر کنن، نه؟

267
00:17:13,489 --> 00:17:15,533
‫قهرمان‌بودن همینه دیگه.

268
00:17:16,159 --> 00:17:16,985
‫این مزخرفات رو بذار کنار...

269
00:17:17,035 --> 00:17:19,279
‫می‌دانم، شوالیه من.

270
00:17:19,329 --> 00:17:22,665
‫محاله همین‌طوری
‫رهاشون کنیم و فرار کنیم.

271
00:17:23,333 --> 00:17:24,742
‫درسته؟ مگه نه؟

272
00:17:24,792 --> 00:17:25,960
‫صبر کن!

273
00:17:27,795 --> 00:17:29,455
‫اون موهای طلایی.

274
00:17:29,505 --> 00:17:30,673
‫اون چشم‌ها.

275
00:17:31,174 --> 00:17:32,175
‫نکنه اون...

276
00:17:33,509 --> 00:17:35,837
‫چرا اون رو با خودت آوردی؟

277
00:17:35,887 --> 00:17:38,097
‫قرار بود تحویل
‫گروه حمل‌ونقل بشه!

278
00:17:46,064 --> 00:17:47,398
‫جواب بده!

279
00:17:49,025 --> 00:17:51,819
‫اگه جواب بدم، شمشیرت رو میاری پایین؟

280
00:18:00,995 --> 00:18:02,614
‫باشه، بسه دیگه.

281
00:18:02,664 --> 00:18:05,074
‫الان وقت بحث‌کردن سر این نیست.

282
00:18:05,124 --> 00:18:07,460
‫موج بعدی داره می‌رسه.
‫باید یه فکری بکنیم.

283
00:18:08,503 --> 00:18:11,289
‫زایلو! دوتا! صدای منو می‌شنوید؟

284
00:18:11,339 --> 00:18:13,750
‫ونتیم، یهویی به مُهر ارتباطی وصل نشو!

285
00:18:13,800 --> 00:18:14,834
‫به دردسر افتادیم.

286
00:18:14,884 --> 00:18:16,794
‫خوب گوش کن! همه‌چی به‌هم ریخته.

287
00:18:16,844 --> 00:18:18,755
‫حسابی به‌هم ریخته!

288
00:18:18,805 --> 00:18:21,966
‫ونتیم همیشه می‌گه «به دردسر افتادیم.»

289
00:18:22,016 --> 00:18:23,134
‫این بار واقعاً بده.

290
00:18:23,184 --> 00:18:25,720
‫اون‌قدر بد که ممکنه همه‌چی از هم بپاشه.

291
00:18:25,770 --> 00:18:27,930
‫زایلو، الان سرت خلوته؟

292
00:18:27,980 --> 00:18:29,273
‫نه، نیست.

293
00:18:33,986 --> 00:18:35,813
‫خب؟ اون صدا رو شنیدی؟

294
00:18:35,863 --> 00:18:37,907
‫هنوزم فکر می‌کنی سرم خلوته؟

295
00:18:38,491 --> 00:18:40,902
‫فکر کنم نه...

296
00:18:40,952 --> 00:18:42,695
‫ولی اگه این رو بهت نگم،

297
00:18:42,745 --> 00:18:45,031
‫بعداً حتماً سرم غر می‌زنی، زایلو.

298
00:18:45,081 --> 00:18:46,499
‫چیه؟

299
00:18:47,583 --> 00:18:51,504
‫نیروی اصلی شوالیه‌های مقدس
‫داره به‌سمت آلودگی شیطانی پیشروی می‌کنه.

300
00:18:57,093 --> 00:18:59,587
‫فهمیدم. فوراً به معبد گزارش بده.

301
00:18:59,637 --> 00:19:00,638
‫چشم، قربان!

302
00:19:01,681 --> 00:19:02,840
‫به ارتش چطور گزارش بدیم؟

303
00:19:02,890 --> 00:19:04,967
‫- گروه حمل‌ونقل چی؟
‫- ونتیم. الان چی گفتی؟

304
00:19:05,017 --> 00:19:06,018
‫هان؟

305
00:19:06,728 --> 00:19:07,637
‫- امنیت الهه.
‫- گفتم اگه بهت نگم،

306
00:19:07,687 --> 00:19:09,722
‫- سرم غر می‌زنی...
‫- اولویت اصلی ماست.

307
00:19:09,772 --> 00:19:11,349
‫- باید جلوش رو بگیریم
‫- نه، بعدش رو می‌گم!

308
00:19:11,399 --> 00:19:12,850
‫- به هر قیمتی!
‫- آها...

309
00:19:12,900 --> 00:19:15,103
‫- ولی...
‫- شوالیه‌های مقدس توی اون جنگل

310
00:19:15,153 --> 00:19:16,646
‫- دوباره جمع شدن.
‫- باید چی کار کنیم؟

311
00:19:16,696 --> 00:19:19,607
‫مقابل آلودگی شیطانی
‫خط دفاعی تشکیل دادن،

312
00:19:19,657 --> 00:19:23,861
‫و می‌گن می‌خوان همین‌جا
‫جلوی پیشروی آلودگی شیطانی رو بگیرن.

313
00:19:23,911 --> 00:19:26,114
‫چی؟ چه خبره؟

314
00:19:26,164 --> 00:19:29,075
‫من از کجا باید
‫یه همچین چیزی رو بدونم؟

315
00:19:29,125 --> 00:19:32,662
‫هی، فرمانده‌تون با خودش چی فکر کرده؟

316
00:19:32,712 --> 00:19:34,797
‫مگه دستور عقب‌نشینی نگرفتید؟

317
00:19:39,719 --> 00:19:41,095
‫نکنه...

318
00:19:42,513 --> 00:19:44,682
‫از اول نقشه‌تون همین بود؟

319
00:19:50,271 --> 00:19:51,097
‫درسته.

320
00:19:51,147 --> 00:19:53,608
‫این تصمیم فرمانده کیویاست.

321
00:19:54,275 --> 00:19:55,476
‫کیویا؟

322
00:19:55,526 --> 00:19:56,769
‫اون یارو احمقه؟

323
00:19:56,819 --> 00:19:58,196
‫عوضی!

324
00:19:58,988 --> 00:20:01,282
‫ما به ایشون ایمان داریم.

325
00:20:02,366 --> 00:20:05,653
‫اگه برای ایشون و افتخار
‫شوالیه‌های مقدس باشه،

326
00:20:05,703 --> 00:20:08,664
‫از فداکردن جونمون هم دریغ نمی‌کنیم.

327
00:20:13,127 --> 00:20:14,629
‫منو نخندون.

328
00:20:16,047 --> 00:20:18,332
‫وقتی نصفه‌جونید، چه کاری ازتون برمیاد؟

329
00:20:18,382 --> 00:20:21,043
‫خب، درباره حرف قبلی...

330
00:20:21,093 --> 00:20:23,254
‫چیه؟ زود بگو!

331
00:20:23,304 --> 00:20:25,965
‫واقعاً اشکالی نداره نجاتشون ندیم؟

332
00:20:26,015 --> 00:20:28,009
‫اگه بیشتر از نصف
‫شوالیه‌های مقدس کشته بشن،

333
00:20:28,059 --> 00:20:31,220
‫عملیات یگان قهرمان‌ها
‫شکست‌خورده حساب می‌شه.

334
00:20:31,270 --> 00:20:32,972
‫اگه این‌طور بشه، فقط نمی‌میرید.

335
00:20:33,022 --> 00:20:35,725
‫بعد از زنده‌شدن دوباره،
‫روی آتیش هم مجازاتتون می‌کنن.

336
00:20:35,775 --> 00:20:37,226
‫خیلی دردناک می‌شه.

337
00:20:37,276 --> 00:20:39,312
‫این واقعاً بده.

338
00:20:39,362 --> 00:20:41,564
‫اِم... چی کار کنیم، زایلو؟

339
00:20:41,614 --> 00:20:44,192
‫چرا این‌قدر درمانده به نظر میای؟

340
00:20:44,242 --> 00:20:47,912
‫نجات مردم از خطر
‫بزرگ‌ترین افتخاره!

341
00:20:48,496 --> 00:20:49,822
‫درست نمی‌گم، شوالیه من؟

342
00:20:49,872 --> 00:20:51,707
‫هر دوتون ساکت شید!

343
00:20:52,959 --> 00:20:53,826
‫ونتیم.

344
00:20:53,876 --> 00:20:56,120
‫شوالیه‌های مقدس کجا جلوشون رو می‌گیرن؟

345
00:20:56,170 --> 00:20:59,040
‫هان؟ آها، خب...

346
00:20:59,090 --> 00:21:00,791
‫لعنتی، تازه داری بررسی می‌کنی؟

347
00:21:00,841 --> 00:21:03,252
‫نه، معلومه که نه.

348
00:21:03,302 --> 00:21:07,715
‫اِم... در دومین گذرگاه
‫در امتداد رودخانه پرسل

349
00:21:07,765 --> 00:21:09,634
‫آرایش گرفتن.

350
00:21:09,684 --> 00:21:11,602
‫دومین گذرگاه؟

351
00:21:13,354 --> 00:21:15,765
‫اگه فکر می‌کنی بری بهشون ملحق بشی،
‫بی‌خیالش شو.

352
00:21:15,815 --> 00:21:17,817
‫فقط دست‌وپاگیر می‌شی.

353
00:21:18,943 --> 00:21:23,356
‫ما از قبل تصمیم گرفتیم کنار فرمانده کیویا
‫زندگی کنیم و بمیریم.

354
00:21:23,406 --> 00:21:25,658
‫تو فقط یه قهرمانی، چی می‌فهمی؟

355
00:21:26,283 --> 00:21:28,703
‫به‌هرحال، فقط به سمت جنوب برید
‫ و عقب‌نشینی کنید.

356
00:21:29,495 --> 00:21:32,615
‫پری‌هایی رو که یگان چریکی‌تون رو نابود کردن
‫قبلاً عقب روندم.

357
00:21:32,665 --> 00:21:34,075
‫چی؟

358
00:21:34,125 --> 00:21:36,410
‫اگه بتونید به
‫انتهای جنوبی جنگل برسید،

359
00:21:36,460 --> 00:21:38,663
‫یگان ناظر ما اونجا منتظره.

360
00:21:38,713 --> 00:21:41,716
‫یه لطفی بکنید و اون یارو ونتیم رو
‫یه گوشمالی بدید.

361
00:21:43,759 --> 00:21:47,972
‫حالا هم می‌رم از فرمانده‌تون
‫شکایت کنم.

362
00:21:50,808 --> 00:21:54,145
‫واقعاً می‌خوای عقب‌نشینی ما رو پوشش بدی؟

363
00:21:54,937 --> 00:21:55,763
‫دوتا.

364
00:21:55,813 --> 00:21:57,606
‫عملیات رو طبق برنامه ادامه بده.

365
00:21:58,190 --> 00:22:00,151
‫زایلو، جدی می‌گی؟

366
00:22:00,776 --> 00:22:02,278
‫متأسفانه، آره.

367
00:22:02,820 --> 00:22:06,574
‫به شوالیه‌های مقدس ملحق شو
‫و نذار شکست بخورن.

368
00:22:07,074 --> 00:22:08,442
‫چی...

369
00:22:08,492 --> 00:22:11,112
‫از شوالیه من کمتر از این انتظار نداشتم!
‫آفرین!

370
00:22:11,162 --> 00:22:13,155
‫من مخالفم.

371
00:22:13,205 --> 00:22:17,326
‫زایلو، که نمی‌خوای برای اون
‫شوالیه‌های مقدس بمیری، نه؟

372
00:22:17,376 --> 00:22:18,703
‫خب، چون تو...

373
00:22:18,753 --> 00:22:20,004
‫ساکت شو!

374
00:22:21,839 --> 00:22:26,419
‫منم فکر می‌کنم اون شوالیه‌های مقدس
‫بهتره همشون بمیرن.

375
00:22:26,469 --> 00:22:29,013
‫از آدم‌هایی که فقط دنبال
‫جون‌دادنن متنفرم.

376
00:22:29,597 --> 00:22:31,173
‫ولی می‌دونی چیه؟

377
00:22:31,223 --> 00:22:33,008
‫اگه به خاطر این چیزها رهاشون کنیم،

378
00:22:33,058 --> 00:22:35,553
‫از بالا بهمون نگاه می‌کنن.

379
00:22:35,603 --> 00:22:37,354
‫و من نمی‌تونم تحملش کنم.

380
00:22:38,647 --> 00:22:39,932
‫- وای!
‫- دیگه این چیه؟

381
00:22:39,982 --> 00:22:41,525
‫بریم.

382
00:22:42,401 --> 00:22:44,854
‫اگه شوالیه‌های مقدس نابود بشن،

383
00:22:44,904 --> 00:22:46,655
‫کار ما هم تمومه.

384
00:23:05,591 --> 00:23:06,926
‫الان فرصت داریم تدارکاتمون رو تکمیل کنیم.

385
00:23:16,602 --> 00:23:17,511
‫دشمن دیده شد!

386
00:23:17,561 --> 00:23:19,563
‫فوراً آرایش بگیرید!

387
00:23:24,276 --> 00:23:26,153
‫یگان عصای صاعقه، پیشروی کنید!

388
00:23:39,792 --> 00:23:41,877
‫برای مقابله آماده بشید!

389
00:23:44,213 --> 00:23:46,173
‫تا جای ممکن نزدیکشون کنید!

390
00:24:02,231 --> 00:24:04,024
‫آتش!

391
00:24:14,493 --> 00:24:15,986
‫موج اول، نابود شد!

392
00:24:16,036 --> 00:24:18,122
‫ولی تعدادشون خیلی زیاده!

393
00:24:19,123 --> 00:24:20,541
‫یه تروله!

394
00:24:26,088 --> 00:24:27,715
‫از عصای صاعقه بزرگ استفاده کنید!

395
00:24:28,632 --> 00:24:30,718
‫نباید بذاریم از رودخونه رد بشه!

396
00:24:35,472 --> 00:24:36,598
‫آتش!

397
00:24:53,824 --> 00:24:56,068
‫اوه، جنگ شروع شده.

398
00:24:56,118 --> 00:24:59,071
‫ترکیب مُهر توپخانه
‫ساخت شرکت ورکل؟

399
00:24:59,121 --> 00:25:02,374
‫قدرتش بالاست، ولی برای ارتشی به این بزرگی
‫مهمات کافی ندارن.

400
00:25:02,916 --> 00:25:05,627
‫زایلو، هیچ‌کدوم از شوالیه‌های اینجا 
‫رو می‌شناسی؟

401
00:25:07,171 --> 00:25:08,213
‫نه، نمی‌شناسم.

402
00:25:09,048 --> 00:25:10,958
‫اون نشان روی پرچم رو هم تا حالا ندیدم.

403
00:25:11,008 --> 00:25:12,960
‫پس لازم نیست خودمون رو قاطی کنیم.

404
00:25:13,010 --> 00:25:14,920
‫فکر کنم خودشون از پسش برمیان.

405
00:25:14,970 --> 00:25:16,972
‫داری چی می‌گی؟

406
00:25:17,973 --> 00:25:22,186
‫نمی‌خواهی افتخار پیروزی را
‫با آن‌ها شریک شوی؟

407
00:25:24,271 --> 00:25:27,691
‫محاله کسی همچین افتخاری رو
‫با ما شریک بشه...

408
00:25:29,485 --> 00:25:30,486
‫مهمات تموم شد!

409
00:25:31,278 --> 00:25:33,280
‫فرمانده، این توپ دیگه از کار افتاده!

410
00:25:34,072 --> 00:25:35,941
‫با سلاح‌های معمولی درگیرشون بشید!

411
00:25:35,991 --> 00:25:38,452
‫نیزه‌دارها اون‌هایی رو که رد می‌شن می‌زنن.

412
00:25:55,344 --> 00:25:58,922
‫پری‌ها باید از جهت‌های دیگه هم
‫در حال نزدیک‌شدن باشن.

413
00:25:58,972 --> 00:26:01,925
‫ارباب شیطانی که کنترلشون می‌کنه
‫باهوشه

414
00:26:01,975 --> 00:26:03,560
‫و می‌تونه تاکتیکی عمل کنه.

415
00:26:04,353 --> 00:26:07,022
‫باید زود بهشون ملحق بشیم
‫و درباره راه مقابله حرف بزنیم...

416
00:26:10,817 --> 00:26:11,818
‫کجاست؟

417
00:26:12,361 --> 00:26:13,812
‫هان؟ عجیبه.

418
00:26:13,862 --> 00:26:15,322
‫جدی؟

419
00:26:18,242 --> 00:26:19,109
‫از هم جدا بشیم.

420
00:26:19,159 --> 00:26:20,194
‫تو کار خودت رو بکن، منم می‌رم هرچی...

421
00:26:20,244 --> 00:26:21,320
‫چیز باارزش دست شوالیه‌های مقدسه، می‌دزدم

422
00:26:21,370 --> 00:26:23,822
‫اون همراه کجا رفت؟

423
00:26:23,872 --> 00:26:24,990
‫من از کجا بدونم؟

424
00:26:25,040 --> 00:26:28,827
‫اولین کسیه که ثابت کرد
‫ما یه مشت آدم غیرقابل‌اعتمادیم.

425
00:26:28,877 --> 00:26:30,162
‫دفعه بعد ببینمش، حسابش رو می‌رسم.

426
00:26:30,212 --> 00:26:33,665
‫همان‌طور که انتظار می‌رفت،
‫فقط من هستم که می‌تونی به من تکیه کنی.

427
00:26:33,715 --> 00:26:35,884
‫به قدرت معجزه نیاز داری، درسته؟

428
00:26:36,468 --> 00:26:37,878
‫قبلاً بهت گفتم.

429
00:26:37,928 --> 00:26:39,388
‫قدرت یه الهه...

430
00:26:43,934 --> 00:26:44,760
‫لعنتی!

431
00:26:44,810 --> 00:26:47,437
‫با مُهر پرواز می‌تونم
‫به‌موقع برسم؟

432
00:27:02,619 --> 00:27:03,704
‫خاکستر شو!

433
00:27:07,332 --> 00:27:08,333
‫اینم از این!

434
00:27:33,233 --> 00:27:34,484
‫کمان‌ها رو بکشید!

435
00:27:35,193 --> 00:27:36,570
‫آتش!

436
00:28:04,222 --> 00:28:05,223
‫چه خبره...؟

437
00:28:05,724 --> 00:28:07,559
‫چی شده؟ هی!

438
00:28:08,643 --> 00:28:09,770
‫اگه همین‌جا تموم بشه،

439
00:28:10,771 --> 00:28:12,606
‫خیلی آسون می‌شه!

440
00:28:13,440 --> 00:28:16,234
‫این رو بگیر...!

441
00:28:16,777 --> 00:28:17,903
‫اینم بگیر!

442
00:28:29,211 --> 00:28:39,211
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

443
00:28:50,519 --> 00:28:51,636
‫تو کی هستی؟

444
00:28:51,686 --> 00:28:54,139
‫تو فرمانده کیویا هستی؟

445
00:28:54,189 --> 00:28:56,099
‫شوالیه من!

446
00:28:56,149 --> 00:28:58,560
‫چرا من را رها کردی؟

447
00:28:58,610 --> 00:28:59,770
‫الهه!

448
00:28:59,820 --> 00:29:01,021
‫چرا اینجایی؟

449
00:29:01,071 --> 00:29:03,064
‫مگه تو رو به گالتویل نفرستاده بودن؟

450
00:29:03,114 --> 00:29:04,483
‫نگرانش نباش.

451
00:29:04,533 --> 00:29:06,610
‫تو! بلایی سر
‫گروه حمل‌ونقل آوردی؟

452
00:29:06,660 --> 00:29:09,037
‫نه، اون‌ها حالشون خوبه.

453
00:29:10,080 --> 00:29:12,457
‫به‌هرحال، تقصیر من نیست.

454
00:29:13,208 --> 00:29:14,543
‫تازه...

455
00:29:15,043 --> 00:29:16,795
‫ما هنوز پیمانی نبستیم.

456
00:29:18,296 --> 00:29:19,456
‫شوالیه من.

457
00:29:19,506 --> 00:29:21,041
‫این یعنی چه؟

458
00:29:21,091 --> 00:29:22,250
‫بهت گفتم.

459
00:29:22,300 --> 00:29:24,928
‫من از الهه‌ها متنفرم.

460
00:29:27,097 --> 00:29:30,559
‫برو بین این آدم‌ها شوالیه‌ت رو پیدا کن.

461
00:29:35,897 --> 00:29:37,307
‫زود توضیح بده!

462
00:29:37,357 --> 00:29:39,943
‫تو کی هستی و اینجا چه خبره؟

463
00:29:40,485 --> 00:29:42,279
‫خودمم می‌خوام توضیح بدم،

464
00:29:42,821 --> 00:29:45,240
‫ولی فکر نکنم الان وقت
‫توضیح‌دادن باشه.

465
00:29:48,410 --> 00:29:49,744
‫ارباب شیاطینه...

466
00:30:12,058 --> 00:30:13,685
‫داره میاد...

467
00:30:14,311 --> 00:30:15,854
‫آلودگی شیطانی

468
00:30:16,771 --> 00:30:18,189
‫شماره چهل‌وهفت...

469
00:30:19,899 --> 00:30:21,359
‫اود گوگی.

470
00:30:48,678 --> 00:30:49,679
‫رسید!

471
00:30:50,138 --> 00:30:52,015
‫نذارید از رودخونه رد بشه!

472
00:30:55,268 --> 00:30:56,603
‫صبر کنید! آتش‌بس!

473
00:31:17,540 --> 00:31:19,000
‫- بخوابید زمین!
‫- پناه بگیرید!

474
00:31:25,590 --> 00:31:26,583
‫لعنتی!

475
00:31:26,633 --> 00:31:29,544
‫می‌تونه یه میدان نیرو درست کنه
‫و حمله‌ها رو منحرف کنه؟

476
00:31:29,594 --> 00:31:30,929
‫چه دشمن دردسرسازی.

477
00:31:31,888 --> 00:31:34,132
‫فقط می‌تونیم از نزدیک باهاش بجنگیم.

478
00:31:34,182 --> 00:31:36,634
‫دژکوب یا منجنیق دارید؟

479
00:31:36,684 --> 00:31:39,220
‫هنوز دارن توی پایتخت اول
‫ آماده‌شون می‌کنن.

480
00:31:39,270 --> 00:31:42,107
‫تا هنوز اون طرفه،
‫مُهر زمین سوخته رو امتحان کنیم.

481
00:31:42,273 --> 00:31:44,059
‫- یگان مهندسی رزمی، سریع آماده بشید!
‫- بی‌خیالش شو.

482
00:31:44,109 --> 00:31:46,019
‫اون کل این منطقه رو منفجر می‌کنه،

483
00:31:46,069 --> 00:31:49,322
‫هم آدم‌های حامل مُهر مقدس رو قربانی می‌کنه
‫هم خود زمین رو.

484
00:32:00,959 --> 00:32:02,786
‫نمی‌تونیم این خط مقدم رو نگه داریم.

485
00:32:02,836 --> 00:32:04,754
‫نیروها رو به سمت شرق عقب بکشین!

486
00:32:09,759 --> 00:32:11,044
‫نقشه ما تغییری نمی‌کنه.

487
00:32:11,094 --> 00:32:12,428
‫به هر قیمتی این خط رو حفظ می‌کنیم.

488
00:32:12,679 --> 00:32:13,680
‫چی...

489
00:32:14,222 --> 00:32:15,173
‫شوخی می‌کنی؟

490
00:32:15,223 --> 00:32:18,142
‫به ما دستور دادن از عقب‌نشینی‌تون
‫پشتیبانی کنیم!

491
00:32:19,310 --> 00:32:21,020
‫از عقب‌نشینی ما پشتیبانی کنید...؟

492
00:32:22,355 --> 00:32:24,182
‫تو یه قهرمانی؟

493
00:32:24,232 --> 00:32:26,234
‫آره، برای همین اینجام.

494
00:32:27,527 --> 00:32:28,978
‫ستاد گالتویل گفته

495
00:32:29,028 --> 00:32:31,948
‫تصمیم نهایی با
‫فرمانده حاضر در میدانه!

496
00:32:32,532 --> 00:32:33,441
‫پس،

497
00:32:33,491 --> 00:32:35,610
‫ما جونمون رو فدای افتخارمون می‌کنیم.

498
00:32:35,660 --> 00:32:37,453
‫کی به افتخار لعنتی‌تون اهمیت می‌ده؟

499
00:32:38,121 --> 00:32:39,664
‫افتخار ما از همه‌چی مهم‌تره!

500
00:32:40,957 --> 00:32:42,166
‫دیگه بسه.

501
00:32:43,084 --> 00:32:45,078
‫دلیل‌هاتون برام مهم نیست.

502
00:32:45,128 --> 00:32:47,664
‫ولی تکلیف ما که
‫اینجا با شما گیر افتادیم چی می‌شه؟

503
00:32:47,714 --> 00:32:50,416
‫برام مهم نیست چه بلایی سر قهرمان‌ها میاد.

504
00:32:50,466 --> 00:32:53,294
‫شما مجرم‌هایی هستید
‫که حتی اجازه مردن هم ندارید.

505
00:32:53,344 --> 00:32:56,764
‫حالا که حرفش شد،
‫الهه چرا اینجاست؟

506
00:32:57,557 --> 00:32:58,758
‫من...

507
00:32:58,808 --> 00:33:01,060
‫دارم شوالیه‌ام، زایلو، را دنبال می‌کنم...

508
00:33:02,687 --> 00:33:05,431
‫به ما دستور داده بودن
‫الهه رو به گالتویل منتقل کنیم.

509
00:33:05,481 --> 00:33:09,819
‫قرار بود مأموریت رو تموم کنیم
‫و همین‌جا هم قبرمون بشه...

510
00:33:10,445 --> 00:33:11,446
‫ولی حالا...

511
00:33:13,072 --> 00:33:14,282
‫یه لحظه صبر کن.

512
00:33:14,866 --> 00:33:15,867
‫تو زایلویی؟

513
00:33:22,206 --> 00:33:23,207
‫چه خبره؟

514
00:33:30,923 --> 00:33:33,134
‫امکان نداره...

515
00:33:43,770 --> 00:33:44,812
‫بخوابید زمین!

516
00:33:51,694 --> 00:33:52,862
‫تلفات رو گزارش بدید!

517
00:33:55,031 --> 00:33:56,157
‫زایلو، اون رو ببین!

518
00:34:00,745 --> 00:34:02,288
‫این چیزها دیگه چین؟

519
00:34:03,581 --> 00:34:05,208
‫نیا... نزدیک‌تر نیا!

520
00:34:08,252 --> 00:34:10,129
‫ن... نه!

521
00:34:12,173 --> 00:34:13,800
‫افتضاحه.

522
00:34:30,900 --> 00:34:32,610
‫هر طور شده باید این موضع رو حفظ کنیم!

523
00:34:33,069 --> 00:34:34,695
‫لعنتی! دیگه داریم کم میاریم!

524
00:34:43,371 --> 00:34:44,872
‫دو تا دیگه مونده...

525
00:34:47,375 --> 00:34:48,376
‫شوالیه من!

526
00:35:07,562 --> 00:35:08,679
‫شانسم تموم شد.

527
00:35:08,729 --> 00:35:10,273
‫تو هنوز...

528
00:35:34,839 --> 00:35:36,174
‫شوالیه من...

529
00:35:37,925 --> 00:35:40,636
‫بلند... شو...

530
00:35:45,766 --> 00:35:49,854
‫از... قدرتم استفاده کن...

531
00:35:54,859 --> 00:35:56,152
‫با این وضع...

532
00:35:56,819 --> 00:35:59,739
‫همه اینجا به شکل وحشتناکی می‌میرن...

533
00:36:02,992 --> 00:36:04,660
‫این دیگه چه مسخره‌بازیه...؟

534
00:36:05,328 --> 00:36:10,124
‫دیگه هیچ‌وقت نمی‌خوام اون اتفاق...
‫با یه الهه تکرار بشه...

535
00:36:15,129 --> 00:36:16,163
‫کیویا!

536
00:36:16,213 --> 00:36:17,623
‫از الهه استفاده کن!

537
00:36:17,673 --> 00:36:19,675
‫تو باهاش پیمان ببند!

538
00:36:21,594 --> 00:36:22,712
‫کیویا!

539
00:36:22,762 --> 00:36:24,096
‫کجایی؟

540
00:36:49,580 --> 00:36:50,581
‫زایلو.

541
00:36:54,418 --> 00:36:56,128
‫تو شوالیه منی.

542
00:36:56,712 --> 00:37:00,424
‫اگه این‌طور ادامه پیدا کنه،
‫ آدم‌های بیشتری می‌میرن.

543
00:37:02,802 --> 00:37:04,679
‫می‌خوای بذاری این اتفاق بیفته؟

544
00:37:07,014 --> 00:37:08,224
‫ساکت شو.

545
00:37:09,308 --> 00:37:10,309
‫من...

546
00:37:12,687 --> 00:37:13,688
‫حتی اگه...

547
00:37:15,231 --> 00:37:17,149
‫حتی اگه از من متنفری...

548
00:37:17,942 --> 00:37:20,111
‫حتی اگه از الهه‌ها متنفری...

549
00:37:21,904 --> 00:37:25,074
‫باز هم پیروزی رو نصیبت می‌کنم.

550
00:37:33,874 --> 00:37:35,084
‫لعنتی...

551
00:37:37,169 --> 00:37:39,964
‫خواهش می‌کنم. راه دیگه‌ای نیست.

552
00:37:41,632 --> 00:37:43,042
‫فهمیدم.

553
00:37:43,092 --> 00:37:45,970
‫حالا، بهای بستن
‫پیمان را تقدیم کن.

554
00:37:50,224 --> 00:37:52,560
‫- روش بستن پیمان اینه که...
‫- می‌دونم.

555
00:37:56,939 --> 00:37:58,107
‫این کافیه، نه؟

556
00:37:59,817 --> 00:38:02,653
‫تئوریتا، قدرتت رو به من قرض بده.

557
00:38:03,279 --> 00:38:08,859
‫پس سوگند می‌خوری که به‌عنوان شوالیه من
‫عظمتت را نشان بدهی؟

558
00:38:08,909 --> 00:38:11,112
‫قسم می‌خورم. دیگه زود باش!

559
00:38:11,162 --> 00:38:13,456
‫بسیار خوب، شوالیه من، زایلو.

560
00:38:14,290 --> 00:38:16,750
‫قدرت الهه را به تو می‌سپارم.

561
00:38:25,134 --> 00:38:26,844
‫بازم انجامش دادم...

562
00:38:29,013 --> 00:38:32,266
‫باز هم این‌طوری زندگیم رو
‫به خطر انداختم...

563
00:38:35,936 --> 00:38:37,930
‫پیمان کامل شد.

564
00:38:37,980 --> 00:38:40,441
‫حالا هوشیاری‌ام را
‫با شوالیه‌ام شریک می‌شوم.

565
00:38:43,194 --> 00:38:45,779
‫چه برکتی می‌خواهی؟

566
00:38:49,366 --> 00:38:50,442
‫درسته.

567
00:38:50,492 --> 00:38:51,994
‫نشونشون بده چی تو چنته داری.

568
00:38:52,953 --> 00:38:54,496
‫از همین‌جا پرت‌شون می‌کنیم عقب!

569
00:38:55,206 --> 00:38:56,866
‫«پرت‌شون می‌کنیم عقب.»

570
00:38:56,916 --> 00:38:58,667
‫چه عزم باشکوهی!

571
00:39:00,211 --> 00:39:02,997
‫پس با کمال میل قدرت الهه را نصیبت می‌کنم

572
00:39:03,047 --> 00:39:05,424
‫با قدرت الهه!

573
00:39:09,345 --> 00:39:10,971
‫آرزو کنید!

574
00:39:11,722 --> 00:39:14,683
‫من تئوریتا، الهه شمشیرها هستم!

575
00:39:45,255 --> 00:39:47,333
‫چطور بود، شوالیه من؟

576
00:39:47,383 --> 00:39:49,919
‫به تو اجازه می‌دم
‫قدرت عظیمم را بستایی

577
00:39:49,969 --> 00:39:51,887
‫و هرچقدر می‌خواهی تحسینم کنی.

578
00:39:54,431 --> 00:39:57,760
‫زایلو، گفتم اجازه داری تحسینم کنی!
‫سرم را نوازش کن...

579
00:39:57,810 --> 00:39:59,103
‫ببخشید.

580
00:39:59,895 --> 00:40:01,980
‫هنوز کار داریم.

581
00:40:07,194 --> 00:40:09,446
‫اول باید باقی‌مونده
‫پری‌ها رو از بین ببریم.

582
00:40:18,664 --> 00:40:19,490
‫شمشیر بعدی رو بده.

583
00:40:19,540 --> 00:40:20,574
‫خدای من.

584
00:40:20,624 --> 00:40:23,160
‫بعداً باید درست‌وحسابی از من تعریف کنی.

585
00:40:23,210 --> 00:40:25,421
‫فقط اگه زنده از اینجا بریم بیرون!

586
00:40:28,340 --> 00:40:29,341
‫اینم بگیر!

587
00:40:30,759 --> 00:40:31,760
‫بعدی!

588
00:40:33,721 --> 00:40:35,839
‫بعدی...!

589
00:40:35,889 --> 00:40:36,890
‫بعدی!

590
00:40:38,016 --> 00:40:39,768
‫این... این دیگه...

591
00:40:41,019 --> 00:40:42,020
‫هنوز زنده‌ای.

592
00:40:43,480 --> 00:40:46,016
‫کیویا، تو و بقیه
‫برید سراغ باقی‌مونده‌ها.

593
00:40:46,066 --> 00:40:47,401
‫زودتر هم به زخمی‌ها کمک کنید.

594
00:40:48,277 --> 00:40:51,105
‫چرا تو داری دستور می‌دی؟
‫یه قهرمان معمولی حق نداره...

595
00:40:51,155 --> 00:40:53,532
‫معلومه، برای اینکه زنده بمونیم!

596
00:40:56,535 --> 00:40:58,570
‫من قصد ندارم اینجا بمیرم.

597
00:40:58,620 --> 00:41:01,457
‫و نمی‌خوام دوباره مرگ همه‌تون رو ببینم.

598
00:41:02,082 --> 00:41:03,250
‫پس...

599
00:41:05,252 --> 00:41:07,004
‫می‌رم ارباب شیطانی رو از بین ببرم.

600
00:41:08,213 --> 00:41:10,591
‫- چی...
‫- اگه زنده برگشتم،

601
00:41:11,383 --> 00:41:14,169
‫با کمال میل هر شکایت
‫یا مجازاتی رو قبول می‌کنم.

602
00:41:14,219 --> 00:41:15,888
‫تعریف و تمجید هم باشه، بد نیست.

603
00:41:17,139 --> 00:41:19,133
‫زایلو، داریم می‌ریم، درسته؟

604
00:41:19,183 --> 00:41:20,517
‫برای حفظ افتخار.

605
00:41:21,685 --> 00:41:25,564
‫همه فقط یه مشت حرف
‫خسته‌کننده و احمقانه می‌زنن.

606
00:41:26,648 --> 00:41:28,275
‫برای حفظ افتخار؟

607
00:41:29,359 --> 00:41:30,694
‫عقلت رو از دست دادی؟

608
00:41:35,199 --> 00:41:36,617
‫به‌هرحال،

609
00:41:37,451 --> 00:41:40,988
‫الان فقط می‌خوام توی یه جنگ تمام‌عیار
‫حسابی خودم رو خالی کنم.

610
00:41:41,038 --> 00:41:42,956
‫خودت رو آماده کن!

611
00:41:51,673 --> 00:41:52,916
‫نیفتی.

612
00:41:52,966 --> 00:41:54,334
‫چه گستاخ.

613
00:41:54,384 --> 00:41:58,055
‫این منم که باید نگران
‫شما انسان‌ها باشم.

614
00:42:04,603 --> 00:42:06,680
‫شوالیه من، وقتشه
‫به وظیفه‌ام عمل کنم.

615
00:42:06,730 --> 00:42:09,066
‫نه، هنوز نه.

616
00:42:16,448 --> 00:42:20,235
‫چرا؟ من را دست‌کم گرفتی؟

617
00:42:20,285 --> 00:42:22,863
‫می‌دونم قدرت
‫یه الهه هم حدی داره.

618
00:42:22,913 --> 00:42:26,241
‫اگه زیادی به خودت فشار بیاری،
‫اون جرقه قوی‌تر می‌شه.

619
00:42:26,291 --> 00:42:27,960
‫اون...

620
00:42:28,543 --> 00:42:30,537
‫حتی فکرش رو هم نکن
‫تا آخرین نفس بجنگی.

621
00:42:30,587 --> 00:42:32,923
‫من قبولش ندارم.

622
00:42:34,007 --> 00:42:35,500
‫تازه...

623
00:42:35,550 --> 00:42:38,887
‫مگه یه الهه نباید همه تاکتیک‌ها رو
‫به شوالیه‌ش بسپره؟

624
00:42:45,060 --> 00:42:48,480
‫یه مسیر باز می‌کنم!

625
00:42:56,113 --> 00:42:57,606
‫چه باشکوه.

626
00:42:57,656 --> 00:42:59,741
‫- حالا نوبت منه...
‫- هنوز نه!

627
00:43:03,829 --> 00:43:04,830
‫زایلو!

628
00:43:08,667 --> 00:43:10,711
‫تئوریتا، می‌زنیم به دلشون!

629
00:43:18,051 --> 00:43:19,586
‫زایلو، حالا بگذار من ادامه بدم...

630
00:43:19,636 --> 00:43:20,929
‫هنوز نه!

631
00:43:27,477 --> 00:43:29,146
‫پس این ارباب شیطانیه...

632
00:43:30,313 --> 00:43:32,474
‫م... من نمی‌ترسم.

633
00:43:32,524 --> 00:43:34,976
‫شکست‌دادن ارباب شیطانی
‫آرزوی دیرینه یه الهه‌ست.

634
00:43:35,026 --> 00:43:36,228
‫حالا وقتشه من
‫به وظیفه‌ام عمل کنم...

635
00:43:36,278 --> 00:43:37,612
‫هنوز نه!

636
00:43:38,238 --> 00:43:39,781
‫فقط یه کم دیگه...

637
00:44:00,719 --> 00:44:01,720
‫اینم بگیر!

638
00:44:14,149 --> 00:44:16,401
‫فقط یکی‌شون رو شکستم،
‫این‌طور داد می‌زنی؟

639
00:44:23,617 --> 00:44:24,743
‫همینه.

640
00:44:28,622 --> 00:44:30,657
‫زایلو، با این وضع محاصره می‌شیم.

641
00:44:30,707 --> 00:44:32,492
‫دیگه وقتشه من حمله کنم.

642
00:44:32,542 --> 00:44:35,203
‫آره، برو یه مسیر باز کن!

643
00:44:35,253 --> 00:44:37,130
‫اونم یه مسیر بزرگ!

644
00:44:37,964 --> 00:44:38,832
‫البته.

645
00:44:38,882 --> 00:44:40,717
‫چشم‌هایت را باز کن و خوب تماشا کن!

646
00:44:51,686 --> 00:44:53,430
‫- بعدی...
‫- مشکلی نیست.

647
00:44:53,480 --> 00:44:55,724
‫می‌دونم شوالیه‌ام چی می‌خواد.

648
00:44:55,774 --> 00:44:56,900
‫می‌تونی انجامش بدی؟

649
00:44:59,194 --> 00:45:00,487
‫البته.

650
00:45:01,071 --> 00:45:02,948
‫من یک الهه‌ام.

651
00:45:03,782 --> 00:45:06,326
‫فقط کافیه امیدوار باشی!

652
00:45:16,253 --> 00:45:18,922
‫یه گنده‌شه، درست همون‌طور که می‌خواستم.

653
00:45:25,387 --> 00:45:26,838
‫بمیر!

654
00:45:26,888 --> 00:45:29,349
‫سوسک لعنتی!

655
00:45:53,540 --> 00:45:55,375
‫ش... شوالیه من...

656
00:45:56,376 --> 00:45:57,377
‫خیلی خب، حالا...

657
00:46:02,507 --> 00:46:03,508
‫تئوریتا!

658
00:46:07,512 --> 00:46:09,931
‫زایلو... زایلو!

659
00:46:10,432 --> 00:46:11,683
‫زایلو!

660
00:46:12,183 --> 00:46:13,393
‫زایلو!

661
00:46:16,980 --> 00:46:18,640
‫زایلو، زخمت چطوره؟

662
00:46:18,690 --> 00:46:20,233
‫از من محافظت کردی...

663
00:46:29,034 --> 00:46:30,819
‫شوالیه من، صدایم را می‌شنوی؟

664
00:46:30,869 --> 00:46:32,570
‫نگاهم کن!

665
00:46:32,620 --> 00:46:34,456
‫آه... زایلو؟

666
00:46:37,959 --> 00:46:40,378
‫تو اینجا چی کار می‌کنی؟

667
00:46:46,384 --> 00:46:47,719
‫مُهر زمین سوخته...

668
00:46:52,307 --> 00:46:53,308
‫تو...

669
00:46:55,935 --> 00:46:57,262
‫باز رفتی دزدی، نه؟

670
00:46:57,312 --> 00:46:59,305
‫نه، این‌طور نیست!

671
00:46:59,355 --> 00:47:02,984
‫فقط یواشکی رفتم توی اردوگاه و این
‫اتفاقی درست جلوی پام بود...

672
00:47:03,610 --> 00:47:05,019
‫آفرین.

673
00:47:05,069 --> 00:47:07,155
‫این بار ازت می‌گذرم.

674
00:47:12,076 --> 00:47:13,820
‫اون... اون...

675
00:47:13,870 --> 00:47:17,707
‫قدرتش با درجه‌های روی پیچ
‫و شکل شیارها تنظیم می‌شه.

676
00:47:18,625 --> 00:47:21,169
‫خوبه که مدلیه که باهاش آشنایی دارم.

677
00:47:21,753 --> 00:47:23,204
‫بعدش چی کار کنیم؟

678
00:47:23,254 --> 00:47:26,132
‫یه ضربه سنگین دیگه بهش می‌زنم.

679
00:47:29,302 --> 00:47:31,763
‫این بار دیگه واقعاً تمومه.

680
00:47:34,098 --> 00:47:35,600
‫- زای...
‫- محکم بچسب بهم!

681
00:48:17,850 --> 00:48:18,851
‫چه خبره؟

682
00:48:19,852 --> 00:48:21,020
‫تموم شد؟

683
00:48:23,273 --> 00:48:25,475
‫پری‌ها دارن پراکنده می‌شن.

684
00:48:25,525 --> 00:48:27,944
‫وقتی آلودگی شیطانی از بین می‌ره،
‫این اتفاق می‌افته.

685
00:48:28,611 --> 00:48:31,239
‫خودمم چند بار
‫ارباب شیطانی رو شکست دادم،

686
00:48:31,906 --> 00:48:35,151
‫ولی اولین باره
‫یه پایان این‌قدر مسخره می‌بینم.

687
00:48:35,201 --> 00:48:39,364
‫البته واقعیت اینه که به لطف
‫دست‌کجی این یارو پیروز شدیم.

688
00:48:39,414 --> 00:48:42,000
‫- بعداً یه نوشیدنی حسابی مهمونش می‌کنم...
‫- شوالیه من!

689
00:48:44,585 --> 00:48:47,497
‫شوالیه من، تو به‌شکلی درخشان
‫ارباب شیطانی را شکست دادی!

690
00:48:47,547 --> 00:48:48,831
‫و همه‌اش هم به لطف الهه بود...

691
00:48:48,881 --> 00:48:52,418
‫همه‌اش به لطف عنایت باشکوهی بود
‫که من ارزانی‌ات کردم.

692
00:48:52,468 --> 00:48:55,638
‫امیدوارم اعتراضی نداشته باشی.

693
00:48:58,224 --> 00:49:00,435
‫- نه...
‫- بسیار خب.

694
00:49:06,232 --> 00:49:10,111
‫دیگه وقتش نشده از من تعریف کنی؟

695
00:49:11,404 --> 00:49:12,572
‫آره.

696
00:49:13,656 --> 00:49:14,699
‫خوب شد زنده موندی.

697
00:49:15,450 --> 00:49:17,652
‫این روش عجیبی برای تعریف‌کردن از منه.

698
00:49:17,702 --> 00:49:19,912
‫یعنی فقط زنده‌موندن باعث می‌شه تحسینم کنی؟

699
00:49:21,414 --> 00:49:23,374
‫برای من همینه کافیه.

700
00:49:24,375 --> 00:49:25,376
‫جدی می‌گم.

701
00:49:27,295 --> 00:49:28,296
‫ولی...

702
00:49:29,422 --> 00:49:32,375
‫واقعاً اشکالی نداره
‫یه همچین الهه‌ای وجود داشته باشه؟

703
00:49:32,425 --> 00:49:36,137
‫چی؟ من از کجا بدونم؟
‫مگه بقیه باید این رو تعیین کنن؟

704
00:49:38,181 --> 00:49:39,599
‫که این‌طور...

705
00:49:42,185 --> 00:49:43,011
‫پس،

706
00:49:43,061 --> 00:49:45,763
‫اگه حرفت درست باشه،

707
00:49:45,813 --> 00:49:49,642
‫اینکه زنده موندم
‫و ارباب شیطانی رو شکست دادم

708
00:49:49,692 --> 00:49:52,570
‫یعنی فوق‌العاده،
‫شگفت‌انگیز و بزرگم، درسته؟

709
00:49:53,613 --> 00:49:54,614
‫شاید.

710
00:49:55,615 --> 00:49:56,649
‫این کافی نیست.

711
00:49:56,699 --> 00:49:59,035
‫اجازه می‌دم بیشتر از من تعریف کنی.

712
00:49:59,619 --> 00:50:00,528
‫زود باش دیگه.

713
00:50:00,578 --> 00:50:02,405
‫لازم نیست خجالت بکشی، درسته؟

714
00:50:02,455 --> 00:50:04,574
‫ببین، من کاملاً آماده‌ام.

715
00:50:04,624 --> 00:50:07,001
‫هر وقت آماده بودی می‌تونی شروع کنی.

716
00:50:07,585 --> 00:50:10,329
‫زود باش، زود باش! شوالیه من!

717
00:50:10,379 --> 00:50:12,465
‫باشه، فهمیدم.

718
00:50:22,725 --> 00:50:24,560
‫بالاخره پیدات کردم.

719
00:50:25,520 --> 00:50:26,471
‫تو

720
00:50:26,521 --> 00:50:28,689
‫زایلو فوربارتز هستی، درسته؟

721
00:50:29,440 --> 00:50:32,151
‫و اونی هم که افتاده اونجا
‫دوتا لوزولاسه، نه؟

722
00:50:33,986 --> 00:50:35,146
‫مهم نیست.

723
00:50:35,196 --> 00:50:38,941
‫الهه را هنگام انتقال دزدیدی،
‫مُهر زمین سوخته را برداشتی،

724
00:50:38,991 --> 00:50:41,319
‫و خودسرانه برای شکست‌دادن
‫ارباب شیطانی اقدام کردی.

725
00:50:41,369 --> 00:50:43,329
‫واقعاً مجرم خطرناکی هستی.

726
00:50:44,330 --> 00:50:46,240
‫بله، همین‌طوره.

727
00:50:46,290 --> 00:50:47,875
‫الهه تئوریتا.

728
00:50:48,417 --> 00:50:51,704
‫قرار بود ما شما را
‫تا قلعه گالتویل همراهی کنیم،

729
00:50:51,754 --> 00:50:54,757
‫ما،سیزدهمین محفل شوالیه‌های مقدس..

730
00:50:55,341 --> 00:50:58,135
‫هرچند گروه حمل‌ونقل
‫مدت‌ها پیش حرکت کرده بود...

731
00:51:02,014 --> 00:51:04,675
‫اون قهرمان شما رو دزدید

732
00:51:04,725 --> 00:51:06,936
‫و بدون اجازه با شما
‫پیمان بست.

733
00:51:07,478 --> 00:51:08,930
‫زایلو فوربارتز.

734
00:51:08,980 --> 00:51:10,648
‫این همون آدمه.

735
00:51:11,274 --> 00:51:12,809
‫که این‌طور...

736
00:51:12,859 --> 00:51:15,653
‫اگر این‌طوره،
‫پس حتماً تقدیر بوده.

737
00:51:17,572 --> 00:51:18,656
‫من...

738
00:51:20,491 --> 00:51:24,203
‫من به زایلو فوربارتز ایمان دارم.
‫به شوالیه‌ام ایمان دارم.

739
00:51:25,037 --> 00:51:28,708
‫او کسیه که
‫تمام اربابان شیاطین را شکست خواهد داد.

740
00:51:29,375 --> 00:51:32,336
‫شایسته‌ترین شوالیه
‫برای دریافت عنایت منه.

741
00:51:34,839 --> 00:51:36,340
‫اما، الهه...

742
00:51:36,924 --> 00:51:41,379
‫شما از جرمی که
‫این مرد مرتکب شده خبر ندارید...

743
00:51:41,429 --> 00:51:42,713
‫جرم؟

744
00:51:42,763 --> 00:51:44,599
‫چه جرمی؟

745
00:51:45,099 --> 00:51:46,475
‫او یک الهه را کشت.

746
00:51:47,768 --> 00:51:49,895
‫این مرد که زمانی شوالیه مقدس بود،

747
00:51:50,771 --> 00:51:52,773
‫با دست‌های خودش کشت

748
00:51:54,233 --> 00:51:56,193
‫الهه‌ای رو که
‫با اون پیمان بسته بود!

749
00:52:19,633 --> 00:52:21,752
‫متهم، زایلو فوربارتز،

750
00:52:21,802 --> 00:52:25,056
‫فرمانده محفل پنجم شوالیه‌های مقدس
‫پادشاهی متحد.

751
00:52:26,140 --> 00:52:28,968
‫تو در رأس شوالیه‌های مقدست،

752
00:52:29,018 --> 00:52:33,889
‫شب پیش از حادثه،
‫به آلودگی شیطانی شماره یازده نزدیک شدی.

753
00:52:33,939 --> 00:52:35,933
‫بعد، درست پیش از سپیده‌دم،

754
00:52:35,983 --> 00:52:39,770
‫همراه با الهه سنروا
‫وارد نبرد شدی.

755
00:52:39,820 --> 00:52:42,114
‫آیا این گزارش درسته؟

756
00:52:43,991 --> 00:52:45,151
‫بله.

757
00:52:45,201 --> 00:52:46,652
‫می‌دونستم...

758
00:52:46,702 --> 00:52:47,737
‫خودش بود...

759
00:52:47,787 --> 00:52:52,333
‫من... با آلودگی شیطانی
‫شماره یازده جنگیدم.

760
00:52:53,209 --> 00:52:54,744
‫نبرد سختی بود.

761
00:52:54,794 --> 00:52:58,464
‫چون نیروهای کمکی که قولش را داده بودند
‫هیچ‌وقت نرسیدند.

762
00:52:59,465 --> 00:53:01,550
‫متهم فقط
‫به سؤال‌ها پاسخ بدهد.

763
00:53:03,219 --> 00:53:05,004
‫در نتیجه اینکه متهم
‫الهه را با خود برد

764
00:53:05,054 --> 00:53:07,548
‫و خودسرانه با ارباب شیطانی
‫وارد نبرد شد،

765
00:53:07,598 --> 00:53:10,718
‫یگان متحمل خسارت سنگینی شد.

766
00:53:10,768 --> 00:53:12,261
‫آیا این گزارش درسته؟

767
00:53:12,311 --> 00:53:13,471
‫نیست!

768
00:53:13,521 --> 00:53:15,056
‫خودسرانه نبود.

769
00:53:15,106 --> 00:53:16,732
‫من دستور رسمی گرفته بودم.

770
00:53:17,316 --> 00:53:20,561
‫قلعه گالتویل
‫هرگز چنین دستوری صادر نکرده.

771
00:53:20,611 --> 00:53:22,563
‫هیچ سابقه‌ای از آن وجود ندارد.

772
00:53:22,613 --> 00:53:23,781
‫دروغ می‌گی.

773
00:53:24,281 --> 00:53:27,109
‫پیام‌رسان سواره
‫یک دستور معتبر همراهش داشت.

774
00:53:27,159 --> 00:53:29,070
‫طبق اون دستور،

775
00:53:29,120 --> 00:53:31,489
‫یگان پیاده‌نظام ۷۱۱۰
‫از منطقه اوتوب...

776
00:53:31,539 --> 00:53:33,866
‫چنین یگانی وجود ندارد.

777
00:53:33,916 --> 00:53:36,786
‫این تو بودی که بیش‌ازحد
‫دنبال افتخار بودی،

778
00:53:36,836 --> 00:53:39,622
‫و زیردست‌ها و الهه را
‫به نبردی بی‌پروا کشاندی.

779
00:53:39,672 --> 00:53:41,082
‫نه، من...

780
00:53:41,132 --> 00:53:45,127
‫یگان تو همیشه
‫به اقدامات خودسرانه معروف بوده.

781
00:53:45,177 --> 00:53:48,597
‫شنیدم تخلفات زیادی
‫از همین دست داشته‌ای.

782
00:53:49,181 --> 00:53:50,508
‫اونجا میدان جنگه!

783
00:53:50,558 --> 00:53:52,760
‫بعضی وقت‌ها،
‫باید همون‌جا تصمیم گرفت.

784
00:53:52,810 --> 00:53:54,261
‫تازه، من اختیار این کار رو دارم!

785
00:53:54,311 --> 00:53:56,138
‫آن اختیار را

786
00:53:56,188 --> 00:53:58,182
‫خاندان سلطنتی
‫پادشاهی متحد به تو داده بود.

787
00:53:58,232 --> 00:54:01,185
‫اما مهم‌تر از آن، در نهایت...

788
00:54:01,235 --> 00:54:04,530
‫تو الهه سنروا را کشتی.

789
00:54:05,281 --> 00:54:07,199
‫این بخش هم درسته، نه؟

790
00:54:10,578 --> 00:54:11,871
‫بله.

791
00:54:12,746 --> 00:54:13,823
‫امکان نداره.

792
00:54:13,873 --> 00:54:15,533
‫واقعاً این کار رو کرده؟

793
00:54:15,583 --> 00:54:17,284
‫این یارو وحشیه!

794
00:54:17,334 --> 00:54:18,577
‫الهه‌کش!

795
00:54:18,627 --> 00:54:20,037
‫همین حالا محکومش کنید!

796
00:54:20,087 --> 00:54:22,298
‫مجازات معمولی براش خیلی کمه!

797
00:54:24,091 --> 00:54:26,552
‫چون هیچ راه دیگه‌ای نبود!

798
00:54:27,761 --> 00:54:30,840
‫نتونستیم یگانی رو که
‫قرار بود نجات بدیم پیدا کنیم.

799
00:54:30,890 --> 00:54:33,968
‫نیروهای کمکی که قرار بود
‫به ما ملحق بشن هیچ‌وقت نیومدن.

800
00:54:34,018 --> 00:54:37,096
‫- کاملاً تنها افتاده بودیم...
‫- معلومه که نمی‌اومدن.

801
00:54:37,146 --> 00:54:39,890
‫از اول هم
‫چنین دستوری وجود نداشت.

802
00:54:39,940 --> 00:54:41,559
‫چون همه کارها رو خودسرانه انجام دادی.

803
00:54:41,609 --> 00:54:43,027
‫نه!

804
00:54:46,405 --> 00:54:47,731
‫سنروا...

805
00:54:47,781 --> 00:54:49,366
‫الهه...

806
00:54:49,908 --> 00:54:52,578
‫می‌خواست اون یگان رو نجات بده
‫و حسابی ازش تشکر کنن.

807
00:54:53,120 --> 00:54:55,155
‫و چون می‌خواست
‫ما هم ازش تعریف کنیم،

808
00:54:55,205 --> 00:54:57,750
‫با تمام وجود
‫به جنگیدن ادامه داد.

809
00:54:59,084 --> 00:55:00,461
‫برای همین...

810
00:55:01,629 --> 00:55:04,048
‫تمام قدرتش رو مصرف کرد...

811
00:55:06,592 --> 00:55:08,093
‫دیگه به آخر خط رسیده بود...

812
00:55:08,677 --> 00:55:09,678
‫برای همین...

813
00:55:10,554 --> 00:55:11,680
‫من...

814
00:55:32,076 --> 00:55:35,412
‫می‌دونید وقتی الهه‌ها
‫قدرتشون رو از دست می‌دن چه اتفاقی می‌افته؟

815
00:55:37,081 --> 00:55:39,416
‫ضعیف و بی‌دفاع می‌شن.

816
00:55:40,084 --> 00:55:41,210
‫و در نهایت...

817
00:55:41,877 --> 00:55:44,671
‫آلودگی شیطانی فاسدشون می‌کنه.

818
00:55:46,048 --> 00:55:49,168
‫هیچ گزارشی از چنین وضعیتی وجود نداشته.

819
00:55:49,218 --> 00:55:52,671
‫معبد هم چنین احتمالی را
‫رد کرده.

820
00:55:52,721 --> 00:55:53,714
‫دلیلش این بود که

821
00:55:53,764 --> 00:55:56,759
‫تعداد بیش‌ازحد مُهرهای مقدسی که
‫روی بدنت حک شده بود از کنترل خارج شد

822
00:55:56,809 --> 00:55:58,594
‫و در نهایت
‫الهه خودت را کشتی.

823
00:55:58,644 --> 00:55:59,845
‫چی؟!

824
00:55:59,895 --> 00:56:02,097
‫این مزخرفات رو تموم کنید!

825
00:56:02,147 --> 00:56:03,732
‫من کاملاً سالمم!

826
00:56:04,525 --> 00:56:07,686
‫فاسدشدن یه الهه؟ این دیگه چرنده.

827
00:56:07,736 --> 00:56:09,271
‫فقط به حرفم گوش کنید!

828
00:56:09,321 --> 00:56:10,939
‫هیچ‌چیز خطرناک‌تر از

829
00:56:10,989 --> 00:56:13,784
‫الهه‌ای که با آلودگی شیطانی
‫فاسد شده نیست!

830
00:56:14,410 --> 00:56:19,289
‫حتی ممکنه ارباب شیطانی‌ای به وجود بیاد
‫که بتونه از قدرت الهه استفاده کنه!

831
00:56:22,918 --> 00:56:25,754
‫سنروا هم این رو می‌دونست...

832
00:56:27,005 --> 00:56:29,049
‫فسادش از قبل
‫شروع شده بود...

833
00:56:29,800 --> 00:56:31,210
‫پس چاره‌ای نداشتم جز اینکه...

834
00:56:31,260 --> 00:56:32,636
‫کارش رو تموم کنم...

835
00:56:35,430 --> 00:56:36,515
‫بازپرس.

836
00:56:37,099 --> 00:56:41,228
‫متهم بارها سخنان توهین‌آمیزی
‫درباره الهه‌ها بر زبان آورده.

837
00:56:41,728 --> 00:56:44,356
‫حالا که نکات مهم را تأیید کرده‌ایم،

838
00:56:44,898 --> 00:56:47,476
‫به‌نظر من باید
‫حق صحبت‌کردن را از او بگیریم.

839
00:56:47,526 --> 00:56:49,144
‫همین‌طور به نظر می‌رسد.

840
00:56:49,194 --> 00:56:51,897
‫صبر کنید، به حرفم گوش کنید!

841
00:56:51,947 --> 00:56:53,657
‫موضوع جدیه!

842
00:56:54,241 --> 00:56:57,119
‫نمی‌شه به معبد یا ارتش اعتماد کرد!

843
00:57:00,289 --> 00:57:02,199
‫اگه زود نجنبیم...

844
00:57:02,249 --> 00:57:04,543
‫و اون‌ها رو پیدا نکنیم...

845
00:57:09,298 --> 00:57:10,507
‫فهمیدم...

846
00:57:12,217 --> 00:57:13,260
‫همه این‌ها...

847
00:57:14,178 --> 00:57:16,305
‫یه پاپوش بود؟

848
00:57:17,639 --> 00:57:19,850
‫لعنتی... شماها...

849
00:57:26,815 --> 00:57:28,567
‫پیداشون می‌کنم...

850
00:57:29,776 --> 00:57:31,320
‫قسم می‌خورم...

851
00:57:32,487 --> 00:57:34,656
‫اون‌هایی رو پیدا می‌کنم...

852
00:57:35,949 --> 00:57:39,870
‫که برای من...
‫و شوالیه‌های مقدسم پاپوش درست کردن...

853
00:57:40,412 --> 00:57:41,947
‫و...

854
00:57:41,997 --> 00:57:45,117
‫اون‌هایی که برای سنروا پاپوش درست کردن
‫ هم پیدا می‌کنم.

855
00:57:45,167 --> 00:57:46,793
‫زایلو فوربارتز.

856
00:57:47,377 --> 00:57:48,921
‫- بدین‌وسیله محکومت می‌کنم...
‫- قسم می‌خورم...

857
00:57:49,338 --> 00:57:51,423
‫- به قهرمان‌شدن.
‫- پیداشون می‌کنم و نابودشون می‌کنم.

858
00:57:53,423 --> 00:58:03,423
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M