1
00:00:03,461 --> 00:00:04,587
‫پیداشون می‌کنم...

2
00:00:05,000 --> 00:00:06,164
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

3
00:00:06,214 --> 00:00:09,134
‫اونایی که برای من
‫و شوالیه‌های مقدسم پاپوش درست کردن...

4
00:00:11,052 --> 00:00:12,053
‫و...

5
00:00:12,637 --> 00:00:15,515
‫اونایی رو هم که برای سنروا پاپوش 
‫درست کردن پیدا می‌کنم.

6
00:00:16,391 --> 00:00:17,767
‫قسم می‌خورم...

7
00:00:18,643 --> 00:00:20,311
‫می‌کشمشون.

8
00:00:22,021 --> 00:00:23,765
‫زایلو، زایلو!

9
00:00:23,815 --> 00:00:26,317
‫داشتی خواب چیزی رو می‌دیدی؟

10
00:00:29,112 --> 00:00:34,275
‫یه مرد لاغر به اسم ونتیم
‫گفت بیدارت کنم.

11
00:00:34,325 --> 00:00:36,861
‫حالا درست‌وحسابی ازم تشکر کن
‫ و ازم تعریف کن.

12
00:00:36,911 --> 00:00:38,697
‫بهش بگو دارم میام.

13
00:00:38,747 --> 00:00:40,573
‫نمی‌تونم این کار رو بکنم.

14
00:00:40,623 --> 00:00:42,909
‫اگه برم،
‫دوباره می‌خوابی، نه؟

15
00:00:42,959 --> 00:00:44,043
‫آره.

16
00:00:44,711 --> 00:00:45,578
‫واقعاً که...

17
00:00:45,628 --> 00:00:48,498
‫این‌که اعتراف کنی
‫باعث نمی‌شه دوباره خوابت ببره.

18
00:00:48,548 --> 00:00:49,833
‫چرا؟

19
00:00:49,883 --> 00:00:51,468
‫یعنی چی «چرا»؟

20
00:00:52,177 --> 00:00:53,795
‫چرا هنوز اینجایی؟

21
00:00:53,845 --> 00:00:56,055
‫تا الان باید فهمیده باشی ما چه جور 
‫آدم‌هایی هستیم.

22
00:00:58,725 --> 00:00:59,726
‫درسته.

23
00:01:00,643 --> 00:01:02,637
‫می‌گن اونایی که به قهرمان‌شدن
‫محکوم می‌شن،

24
00:01:02,687 --> 00:01:04,689
‫همه آدم‌هایی‌ان
‫که جنایت‌های وحشتناکی کردن.

25
00:01:05,732 --> 00:01:08,226
‫درباره گذشته تو هم شنیدم...

26
00:01:08,276 --> 00:01:10,236
‫- پس...
‫- شوالیه من!

27
00:01:10,820 --> 00:01:13,072
‫حتماً دلیلی داشته، نه؟

28
00:01:16,910 --> 00:01:20,488
‫هر دلیلی هم داشته باشم،
‫واقعیت اینه که یه الهه رو کشتم.

29
00:01:20,538 --> 00:01:22,323
‫این عوض نمی‌شه.

30
00:01:22,373 --> 00:01:24,576
‫گذشته از نابودی یه الهه،

31
00:01:24,626 --> 00:01:27,871
‫پیمان با رضایت دو طرف هم
‫می‌تونه فسخ بشه.

32
00:01:27,921 --> 00:01:29,414
‫- پس زودتر...
‫- قبول نمی‌کنم.

33
00:01:29,464 --> 00:01:30,540
‫چی؟

34
00:01:30,590 --> 00:01:34,302
‫ گفتم که، تو شوالیه منی.

35
00:01:38,556 --> 00:01:40,467
‫زایلو، بیداری؟

36
00:01:40,517 --> 00:01:42,260
‫به دردسر افتادیم!

37
00:01:42,310 --> 00:01:44,262
‫ونتیم، یهو داد نزن!

38
00:01:44,312 --> 00:01:45,396
‫یه بار دیگه اینکارو کنی، می‌کشمت.

39
00:01:47,148 --> 00:01:52,228
‫متأسفانه ممکنه قبل از اینکه تو منو بکشی،
‫خودم بمیرم.

40
00:01:52,278 --> 00:01:53,146
‫چی؟

41
00:01:53,196 --> 00:01:55,406
‫انگار مأموریت بعدی‌مون رسیده.

42
00:01:56,282 --> 00:01:57,358
‫جدی می‌گی؟

43
00:01:57,408 --> 00:02:00,612
‫بالاخره ما قهرمان‌ها فقط
‫گوشت دم توپیم.

44
00:02:00,662 --> 00:02:03,323
‫ولی اگه بشه، دوست ندارم بمیرم.

45
00:02:03,373 --> 00:02:06,034
‫بریم درباره جزئیات حرف بزنیم.

46
00:02:06,084 --> 00:02:07,327
‫عوضی...

47
00:02:07,377 --> 00:02:08,536
‫شوالیه من.

48
00:02:08,586 --> 00:02:09,996
‫بریم.

49
00:02:10,046 --> 00:02:12,382
‫به قدرت من نیاز داری، نه؟

50
00:02:14,467 --> 00:02:15,510
‫آروم‌تر!

51
00:02:16,052 --> 00:02:17,128
‫- چی شده؟
‫- ای حشره گستاخ!

52
00:02:17,178 --> 00:02:19,380
‫- اون تاتسویا و اعلیحضرتن.
‫- چطور جرئت کردی خوابم رو خراب کنی؟

53
00:02:19,430 --> 00:02:21,758
‫تاتسویا؟ اعلیحضرت؟

54
00:02:21,808 --> 00:02:22,842
‫آره.

55
00:02:22,892 --> 00:02:25,770
‫اونا هم مثل من قهرمانن.

56
00:02:33,444 --> 00:02:35,063
‫وای!

57
00:02:35,113 --> 00:02:37,649
‫زایلو! رودخونه یخ زده!

58
00:02:37,699 --> 00:02:40,610
‫فکر نمی‌کردم یه رودخونه
‫به این بزرگی یخ بزنه.

59
00:02:40,660 --> 00:02:43,071
‫بیا زایلو! باید این رو ببینی!

60
00:02:43,121 --> 00:02:45,031
‫بیا دیگه. نگاه کن، نگاه کن!

61
00:02:45,081 --> 00:02:47,125
‫اونجا رو ببین!

62
00:02:48,209 --> 00:02:49,585
‫یه نگاه بنداز.

63
00:02:51,004 --> 00:02:54,207
‫انتقال الهه سیزدهم
‫لغو شده.

64
00:02:54,257 --> 00:02:57,427
‫مأموریت جدید صادر شده.
‫عملیات در تونل‌های زِوان گان رو شروع کنید.

65
00:02:58,511 --> 00:03:01,506
‫اونجا هم به آلودگی شیطانی
‫آلوده شده؟

66
00:03:01,556 --> 00:03:04,467
‫چهارمین جنگ پاکسازی...

67
00:03:04,517 --> 00:03:08,554
‫از وقتی آلودگی شیطانی شماره یک،
‫«مار»، ظاهر شد،

68
00:03:08,604 --> 00:03:12,191
‫جنگل‌ها نابود شدن
‫و زمین‌ها آلوده شدن.

69
00:03:12,859 --> 00:03:18,106
‫توی بیست سال گذشته،
‫نصف زیستگاه بشر از بین رفته.

70
00:03:18,156 --> 00:03:22,068
‫باید جلوی گسترش این آسیب رو بگیریم.

71
00:03:22,118 --> 00:03:25,830
‫یگان قهرمان‌ها همین حالا راهی
‫تونل‌های زِوان گان شده.

72
00:03:26,581 --> 00:03:29,208
‫اگه با اسب بری، باید بتونی
‫خیلی زود بهشون برسی.

73
00:03:30,126 --> 00:03:31,577
‫همین الان راه می‌افتم.

74
00:03:31,627 --> 00:03:33,629
‫روی تو حساب می‌کنم.

75
00:03:38,217 --> 00:03:40,253
‫آهان، راستی.

76
00:03:40,303 --> 00:03:44,340
‫اگه اتفاقی کاهن اعظم مارلن رو دیدی،

77
00:03:44,390 --> 00:03:46,434
‫سلام من رو هم بهش برسون.

78
00:03:51,856 --> 00:03:56,227
‫راستی، اون دزد، دوتا، این دوروبر نیست.

79
00:03:56,277 --> 00:03:58,613
‫دوتا توی تعمیرگاهه.

80
00:03:59,572 --> 00:04:02,859
‫مطمئنم زایلو حسابش رو رسیده.

81
00:04:02,909 --> 00:04:04,110
‫واقعاً که.

82
00:04:04,160 --> 00:04:07,655
‫به‌عنوان زیردست من، باید
‫بیشتر مراقب رفتارت باشی.

83
00:04:07,705 --> 00:04:10,583
‫بله، بله.
‫اعلیحضرت کاملاً درست می‌فرماین.

84
00:04:11,167 --> 00:04:14,579
‫هی... منظورت از «اعلیحضرت» چیه؟

85
00:04:14,629 --> 00:04:16,247
‫همون چیزی که شنیدی.

86
00:04:16,297 --> 00:04:21,711
‫نورگال واقعاً باور داره پادشاه
‫پادشاهی متحدِه.

87
00:04:21,761 --> 00:04:23,054
‫چی؟

88
00:04:23,846 --> 00:04:25,423
‫یه حمله تروریستی گسترده...

89
00:04:25,473 --> 00:04:27,675
‫علیه سران اون پادشاهی
‫«غصب‌شده» راه انداخت

90
00:04:27,725 --> 00:04:29,519
‫و آخرش به قهرمان‌شدن محکوم شد.

91
00:04:30,269 --> 00:04:31,687
‫یه تروریست سابقه‌داره.

92
00:04:33,064 --> 00:04:34,140
‫آره...

93
00:04:34,190 --> 00:04:37,101
‫پ... پس اون یارو اونجا چی؟

94
00:04:37,151 --> 00:04:38,728
‫اون تاتسویاست.

95
00:04:38,778 --> 00:04:40,271
‫نمی‌دونم جرمش چی بوده،

96
00:04:40,321 --> 00:04:43,616
‫ولی از همه بیشتر
‫توی یگان قهرمان‌ها بوده.

97
00:04:44,200 --> 00:04:47,361
‫یکم گیج و منگ به نظر میاد.

98
00:04:47,411 --> 00:04:49,238
‫چون قهرمان‌ها هر بار که
‫دوباره زنده می‌شن، بخشی از خودشون

99
00:04:49,288 --> 00:04:51,582
‫و خاطراتشون رو، از دست می‌دن.

100
00:04:52,583 --> 00:04:54,502
‫اگه حواسم نباشه،
‫ممکنه منم آخرش مثل اون بشم.

101
00:04:56,128 --> 00:04:57,497
‫ای بابا.

102
00:04:57,547 --> 00:05:01,759
‫این مجازات دیگه چقدر می‌تونه بدتر بشه؟

103
00:05:10,810 --> 00:05:11,811
‫خب...

104
00:05:12,270 --> 00:05:15,439
‫انگار خیلی هم از دیدنمون خوشحال شدن.

105
00:05:16,983 --> 00:05:17,984
‫بریم.

106
00:05:23,322 --> 00:05:26,234
‫این شهر چقدر دلگیره.

107
00:05:26,284 --> 00:05:30,705
‫خب، با این وضع قراره
‫آلودگی شیطانی ببلعتش.

108
00:05:34,750 --> 00:05:36,619
‫این‌جا زیاد دووم نمیاره.

109
00:05:36,669 --> 00:05:39,956
‫واقعاً هیچ کاری از دستتون برنمیاد؟

110
00:05:40,006 --> 00:05:43,000
‫متأسفانه این تصمیم
‫ارتشه.

111
00:05:43,050 --> 00:05:47,380
‫معمولاً همه رو تخلیه می‌کردیم.

112
00:05:47,430 --> 00:05:49,098
‫منتظر کسی‌ان؟

113
00:05:58,274 --> 00:05:59,608
‫می‌خوام یه چیزی ازت بپرسم.

114
00:06:01,068 --> 00:06:02,445
‫تو...

115
00:06:03,237 --> 00:06:04,855
‫قهرمانی؟

116
00:06:04,905 --> 00:06:07,525
‫این‌قدر نگران نباش.

117
00:06:07,575 --> 00:06:09,735
‫اومدیم تونل‌ها رو پاکسازی کنیم.

118
00:06:09,785 --> 00:06:11,821
‫اگه ابزار حفاری دارید،
‫می‌شه بهمون قرض بدید...

119
00:06:11,871 --> 00:06:13,072
‫حالا دیگه،

120
00:06:13,122 --> 00:06:14,457
‫چه کاری از دستتون برمیاد؟

121
00:06:15,916 --> 00:06:18,494
‫دیگه... خیلی دیره.

122
00:06:18,544 --> 00:06:20,838
‫چرا زودتر کاری نکردید...

123
00:06:26,552 --> 00:06:27,762
‫اِم...

124
00:06:31,515 --> 00:06:34,477
‫چیه؟ داری به چی نگاه می‌کنی؟

125
00:06:35,519 --> 00:06:37,688
‫تونل‌ها از اون طرفه.

126
00:06:40,024 --> 00:06:41,025
‫ممنون.

127
00:06:46,238 --> 00:06:49,116
‫بابام برنگشت.

128
00:06:50,201 --> 00:06:52,028
‫گفته بود...

129
00:06:52,078 --> 00:06:54,872
‫روز تولدم برمی‌گرده.

130
00:07:05,049 --> 00:07:06,050
‫لعنتی.

131
00:07:06,759 --> 00:07:08,928
‫این‌طوری نگام نکن.

132
00:07:10,846 --> 00:07:14,008
‫چون تونل‌های زِوان گان
‫سنگ‌آهن مرغوب تولید می‌کنن،

133
00:07:14,058 --> 00:07:15,968
‫که می‌شه ازش به‌عنوان
‫کاتالیزور مُهرهای مقدس استفاده کرد،

134
00:07:16,018 --> 00:07:18,137
‫شرکت توسعه ورکل و ارتش

135
00:07:18,187 --> 00:07:20,681
‫انگار سرمایه‌گذاری زیادی روش کردن.

136
00:07:20,731 --> 00:07:24,018
‫ولی حالا کل این تونل‌ها خودشون
‫ به یه پری تبدیل شدن.

137
00:07:24,068 --> 00:07:26,604
‫عجب طعنه روزگاریه.

138
00:07:26,654 --> 00:07:27,772
‫فهمیدم.

139
00:07:27,822 --> 00:07:30,950
‫شوالیه من، «مُهر مقدس» چیه؟

140
00:07:31,534 --> 00:07:33,611
‫طبق حرف آدم‌های معبد،

141
00:07:33,661 --> 00:07:36,697
‫دانشی‌ـه که خدا به بشر بخشیده.

142
00:07:36,747 --> 00:07:37,748
‫ولی،

143
00:07:38,374 --> 00:07:41,961
‫با بدن فعلیم فقط می‌تونم
‫از دوتاشون استفاده کنم.

144
00:07:42,503 --> 00:07:45,381
‫این تخصص اعلیحضرت نورگاله،نه؟

145
00:07:46,131 --> 00:07:49,335
‫بالاخره اعلیحضرت نابغه‌ایه
‫که می‌تونه به‌تنهایی تنظیمی رو انجام بده

146
00:07:49,385 --> 00:07:51,629
‫که معمولاً چند نفر لازم داره.

147
00:07:51,679 --> 00:07:52,922
‫الهه.

148
00:07:52,972 --> 00:07:57,843
‫با استفاده از نور خورشید به‌عنوان انرژی
‫برای مُهرهای مقدس حک‌شده روی اشیا

149
00:07:57,893 --> 00:08:02,273
‫و فعال‌کردنشون با اراده انسان
‫و نیروی حیات به‌عنوان جرقه،

150
00:08:02,856 --> 00:08:04,850
‫می‌شه اثرهای مختلفی ایجاد کرد،

151
00:08:04,900 --> 00:08:08,946
‫مثل فرودآوردن صاعقه،
‫شکافتن زمین و آزادکردن گرما.

152
00:08:11,198 --> 00:08:12,858
‫وای!

153
00:08:12,908 --> 00:08:15,486
‫محشره، زایلو!

154
00:08:15,536 --> 00:08:16,779
‫ولی،

155
00:08:16,829 --> 00:08:18,822
‫فقط با مُهرهای مقدس
‫نمی‌شه دشمن رو شکست داد.

156
00:08:18,872 --> 00:08:20,991
‫می‌گن یک ماه پیش،

157
00:08:21,041 --> 00:08:25,287
‫معدنچی‌هایی که به پری تبدیل شدن
‫شروع کردن بی‌هدف به مردم حمله کنن.

158
00:08:25,337 --> 00:08:27,498
‫کار آلودگی شیطانیه، هان؟

159
00:08:27,548 --> 00:08:28,999
‫آره.

160
00:08:29,049 --> 00:08:31,085
‫جزئیاتش هنوز معلوم نیست،

161
00:08:31,135 --> 00:08:34,880
‫ولی اسمش رو گذاشتن
‫شماره پنجاه‌ویک، «نیلوفر».

162
00:08:34,930 --> 00:08:36,131
‫و مأموریت ما اینه که

163
00:08:36,181 --> 00:08:40,219
‫برای حمله شوالیه‌های مقدس
‫یه مسیر حفر کنیم.

164
00:08:40,269 --> 00:08:43,305
‫ولی متأسفانه،

165
00:08:43,355 --> 00:08:46,942
‫من باید به‌عنوان فرمانده توی شهر بمونم.

166
00:08:47,526 --> 00:08:50,070
‫- چی؟ شوخیت گرفته؟
‫- باشه.

167
00:08:50,738 --> 00:08:51,739
‫همه.

168
00:08:52,156 --> 00:08:53,357
‫زود باشید

169
00:08:53,407 --> 00:08:55,868
‫و برید داخل!

170
00:09:07,129 --> 00:09:08,914
‫شاید داریم

171
00:09:08,964 --> 00:09:10,916
‫قبر خودمون رو می‌کنیم.

172
00:09:10,966 --> 00:09:15,179
‫من که مُهرهای مقدس رو روشون حک کردم،
‫حاصل کارتون همین‌قدره؟

173
00:09:15,721 --> 00:09:17,798
‫زودتر برید جلو و بکنید!

174
00:09:17,848 --> 00:09:19,883
‫داریم با نهایت سرعتمون پیش می‌ریم.

175
00:09:19,933 --> 00:09:21,101
‫مگه نه؟

176
00:09:23,395 --> 00:09:26,273
‫انگار خیلی بهت سخت می‌گذره، زایلو.

177
00:09:27,107 --> 00:09:30,728
‫پس چرا من جاش رو نگیرم؟

178
00:09:30,778 --> 00:09:32,446
‫نه.

179
00:09:33,030 --> 00:09:36,108
‫نمی‌تونیم بی‌فکر
‫انرژی یه الهه رو هدر بدیم.

180
00:09:36,158 --> 00:09:39,403
‫ولی من که کاری ندارم بکنم.

181
00:09:39,453 --> 00:09:40,320
‫چی؟

182
00:09:40,370 --> 00:09:43,824
‫اگه فقط بشینم،
‫هیچ‌کس ازم تعریف نمی‌کنه!

183
00:09:43,874 --> 00:09:45,793
‫فقط همون‌جا بمون.

184
00:09:47,127 --> 00:09:50,506
‫انگار مأموریتت رو
‫خیلی جدی گرفتی.

185
00:09:51,799 --> 00:09:53,425
‫زایلو فوربارتز.

186
00:09:54,968 --> 00:09:57,337
‫معلومه که باید جدی باشم،
‫وگرنه می‌میرم.

187
00:09:57,387 --> 00:09:59,173
‫الهه.

188
00:09:59,223 --> 00:10:02,092
‫مایلید توی چادر ما استراحت کنید؟

189
00:10:02,142 --> 00:10:05,304
‫نه، باید نتیجه کار شوالیه‌م رو ببینم.

190
00:10:05,354 --> 00:10:07,022
‫چون من الهه‌ام.

191
00:10:07,773 --> 00:10:08,932
‫ولی...

192
00:10:08,982 --> 00:10:12,936
‫الهه می‌خواد با ما تا خط مقدم بیاد.

193
00:10:12,986 --> 00:10:16,824
‫پس من هم به‌عنوان پادشاه، 
‫درخواستت رو رد می‌کنم.

194
00:10:17,616 --> 00:10:20,027
‫زایلو، این مرد این‌طوریه...

195
00:10:20,077 --> 00:10:21,904
‫به‌خاطر عوارض
‫زنده‌شدن دوباره‌ست؟

196
00:10:21,954 --> 00:10:23,038
‫همیشه همین‌طوری بوده.

197
00:10:23,914 --> 00:10:25,082
‫که این‌طور...

198
00:10:26,875 --> 00:10:30,454
‫دوتا لوزولاس توضیح داد
‫چطور الهه رو دزدیده.

199
00:10:30,504 --> 00:10:32,673
‫پس چرا اون موقع توضیح ندادی؟

200
00:10:33,674 --> 00:10:35,551
‫اگه می‌گفتم، باور می‌کردی؟

201
00:10:36,635 --> 00:10:39,221
‫تازه، وقتش هم نبود.

202
00:10:40,180 --> 00:10:41,965
‫دفعه بعد حتماً
‫درست توضیح بده.

203
00:10:42,015 --> 00:10:44,601
‫این وظیفه کساییه که
‫توی یه مأموریتن.

204
00:10:45,227 --> 00:10:46,228
‫خودت می‌گی؟

205
00:10:46,937 --> 00:10:49,481
‫تو بودی که دستور دادی
‫این مأموریت رو انجام بدیم.

206
00:10:50,107 --> 00:10:51,108
‫چی؟

207
00:10:51,900 --> 00:10:56,230
‫معدنی که این‌طور به پری آلوده شده
‫معمولاً بهتره به حال خودش رها بشه.

208
00:10:56,280 --> 00:10:58,899
‫همه مشغول آماده‌شدن برای زمستونن.
‫الان وقت این کار نیست.

209
00:10:58,949 --> 00:11:00,609
‫چی می‌خوای بگی؟

210
00:11:00,659 --> 00:11:03,111
‫نمی‌دونم تصمیم ارتشه یا معبد،

211
00:11:03,161 --> 00:11:05,706
‫ولی این مأموریت بی‌فایده‌ست، نه؟

212
00:11:06,331 --> 00:11:07,991
‫هدف واقعیش چیه؟

213
00:11:08,041 --> 00:11:10,711
‫اگه فقط برای اذیت‌کردن ما نیست...

214
00:11:17,009 --> 00:11:19,545
‫می‌خواید با تئوریتا
‫کاری بکنید؟

215
00:11:19,595 --> 00:11:20,887
‫خب؟

216
00:11:25,934 --> 00:11:27,686
‫این حدس‌های بی‌خود رو تموم کن.

217
00:11:28,395 --> 00:11:30,689
‫فقط روی مأموریت تمرکز کن.

218
00:11:36,194 --> 00:11:37,237
‫ای بابا.

219
00:11:38,155 --> 00:11:41,074
‫کل این ماجرا داره عجیب می‌شه.

220
00:11:52,461 --> 00:11:53,670
‫دارن میان!

221
00:12:09,770 --> 00:12:11,271
‫عمراً بذارم!

222
00:12:14,483 --> 00:12:16,943
‫کنترل انفجارها سخته.
‫تاتسویا!

223
00:12:21,990 --> 00:12:23,700
‫محشره...

224
00:12:28,001 --> 00:12:38,001
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

225
00:12:42,302 --> 00:12:45,005
‫از سرباز نخبه‌م همین انتظار می‌ره.

226
00:12:45,055 --> 00:12:47,182
‫هرچند نیازی به پشتیبانی نداره...

227
00:12:47,974 --> 00:12:50,894
‫ولی وقتشه بذاریم یکم استراحت کنه.

228
00:12:56,566 --> 00:12:57,976
‫اوه...

229
00:12:58,026 --> 00:13:00,520
‫بخشی ازش آلوده شده،

230
00:13:00,570 --> 00:13:03,323
‫ولی سطحش سالم به نظر میاد.

231
00:13:05,742 --> 00:13:08,945
‫این‌جا رو تبدیل کنیم به
‫پایگاه خط مقدم شوالیه‌های مقدس.

232
00:13:08,995 --> 00:13:11,123
‫شروع کنید اردوگاه رو برپا کنید!

233
00:13:18,505 --> 00:13:19,414
‫زایلو!

234
00:13:19,464 --> 00:13:21,583
‫نوبت منه، نه؟

235
00:13:21,633 --> 00:13:23,335
‫بسپرش به من.

236
00:13:23,385 --> 00:13:24,886
‫آروم باش.

237
00:13:25,512 --> 00:13:27,798
‫این میله رو کجا فرو کنم؟

238
00:13:27,848 --> 00:13:28,757
‫آه!

239
00:13:28,807 --> 00:13:32,561
‫شوالیه من، منطقه آلوده
‫باز هم گسترش پیدا کرده!

240
00:13:33,436 --> 00:13:34,479
‫همون‌جا بمون.

241
00:13:42,487 --> 00:13:48,401
‫میخ‌های فولادی رو با فاصله سه قدم بلند
‫و با فاصله‌های مساوی توی زمین بکوب.

242
00:13:48,451 --> 00:13:51,371
‫بعد طناب‌ها رو بهشون ببند و با
‫مُهر مقدس یه مانع درست کن.

243
00:13:53,665 --> 00:13:55,083
‫باشه، نگاه کن!

244
00:13:56,376 --> 00:13:59,996
‫همین‌طوری،
‫از این‌جا به بعدش رو خودم انجام بدم، نه؟

245
00:14:00,046 --> 00:14:02,632
‫وقتی تموم شد، یادت نره
‫حسابی بهم پاداش بدی.

246
00:14:06,803 --> 00:14:08,763
‫به‌هرحال، روی تو حساب می‌کنم.

247
00:14:09,389 --> 00:14:11,057
‫مواظب باش زخمی نشی.

248
00:14:11,850 --> 00:14:13,727
‫خودت دیگه می‌خوای چی کار کنی، زایلو؟

249
00:14:14,519 --> 00:14:16,596
‫می‌رم تدارکات بیارم.

250
00:14:16,646 --> 00:14:20,442
‫باید بین شوالیه‌های مقدسی که بعداً میان
‫تقسیمشون کنیم...

251
00:14:21,067 --> 00:14:22,068
‫اون صدا چی بود؟

252
00:14:26,489 --> 00:14:28,567
‫خوب انجامش دادم، نه؟

253
00:14:28,617 --> 00:14:30,402
‫وای!

254
00:14:30,452 --> 00:14:32,737
‫محشره!

255
00:14:32,787 --> 00:14:34,247
‫واقعاً فوق‌العاده‌ست.

256
00:14:38,168 --> 00:14:42,247
‫این یه وسیله اعدام مرگباره که برای
‫دفع هرکس بی‌احتیاط نزدیک بشه ساخته شده.

257
00:14:42,297 --> 00:14:43,582
‫اسمش هست...

258
00:14:43,632 --> 00:14:45,592
‫زولین‌ولکوف.

259
00:14:46,217 --> 00:14:48,803
‫یعنی «داوری احمق».

260
00:14:52,307 --> 00:14:55,135
‫خب، چطوری این تله رو خنثی کنیم؟

261
00:14:55,185 --> 00:14:56,728
‫اگه خوب نگاه کنی،

262
00:14:57,312 --> 00:15:00,640
‫می‌بینی بعضی قسمت‌های زمین
‫حمله رو فعال می‌کنن،

263
00:15:00,690 --> 00:15:01,691
‫ولی بعضی‌ها نه.

264
00:15:02,275 --> 00:15:04,936
‫ولی تله اصلی دقیقاً همینه.

265
00:15:04,986 --> 00:15:07,188
‫اگه یه احمق با اون محفظه
‫تماس پیدا کنه،

266
00:15:07,238 --> 00:15:09,941
‫با شعله داوری خاکستر می‌شه.

267
00:15:09,991 --> 00:15:12,360
‫تنها راه خنثی‌کردن تله
‫استفاده از این کلیده...

268
00:15:12,410 --> 00:15:13,486
‫تاتسویا!

269
00:15:13,536 --> 00:15:14,537
‫چ... چی کار می‌کنی؟

270
00:15:15,121 --> 00:15:16,456
‫ای مرد گستاخ!

271
00:15:16,956 --> 00:15:20,118
‫می‌خوای کل گروه حمله رو
‫از بین ببری؟

272
00:15:20,168 --> 00:15:23,463
‫ حداقل فقط وسایل لازم رو نگه دار
‫و بقیه رو جمع کن.

273
00:15:24,964 --> 00:15:27,042
‫ش... شماها...

274
00:15:27,092 --> 00:15:31,554
‫- قهرمان‌ها واقعاً عجیب‌غریبن.
‫- قصد دارید علیه من شورش کنید؟

275
00:15:35,308 --> 00:15:38,053
‫لعنتی، آتیش خیلی کمه.

276
00:15:38,103 --> 00:15:39,687
‫بسپرش به من.

277
00:15:44,943 --> 00:15:47,312
‫بیشترش کنم؟

278
00:15:47,362 --> 00:15:49,781
‫نه، همین حرارت کم خوبه.

279
00:15:59,249 --> 00:16:00,325
‫تموم شد!

280
00:16:00,375 --> 00:16:03,244
‫حتی از قبلی هم بهتر شده.

281
00:16:03,294 --> 00:16:05,789
‫یکی دیگه می‌خوای، شوالیه من؟

282
00:16:05,839 --> 00:16:07,665
‫آه، آره...

283
00:16:07,715 --> 00:16:09,167
‫خوشمزه‌ست، نه؟

284
00:16:09,217 --> 00:16:12,504
‫با این دیگه مهارت
‫«آشپزی» رو یاد گرفتم.

285
00:16:12,554 --> 00:16:15,465
‫- اجازه داری ازم تشکر کنی و تعریفم رو بکنی.
‫- اگه دوتا یا ونتیم اینجا بودن،

286
00:16:15,515 --> 00:16:17,809
‫خیلی بهتر انجامش می‌دادن.

287
00:16:18,977 --> 00:16:22,847
‫نمی‌دونم بودجه جیره‌ها
‫درست تقسیم شده یا نه.

288
00:16:22,897 --> 00:16:26,267
‫باید وزیر دارایی رو پاسخ‌گو کنم.

289
00:16:26,317 --> 00:16:27,477
‫موافقم.

290
00:16:27,527 --> 00:16:30,113
‫ولی اول باید
‫این عملیات رو تموم کنیم.

291
00:16:31,156 --> 00:16:34,776
‫این عملیات خوب پیش می‌ره،
‫مگه نه زایلو؟

292
00:16:34,826 --> 00:16:38,872
‫- چی؟
‫- به ارباب شیطانی نزدیک شدیم؟

293
00:16:39,873 --> 00:16:40,874
‫احتمالاً.

294
00:16:41,583 --> 00:16:45,044
‫می‌شه گفت همه‌اش
‫به لطف عنایت منه.

295
00:16:45,628 --> 00:16:49,749
‫مطمئنم شوالیه‌های مقدس هم
‫ازم ممنون می‌شن، نه؟

296
00:16:49,799 --> 00:16:52,468
‫آره. شاید یکم.

297
00:16:54,220 --> 00:16:55,588
‫شوالیه من.

298
00:16:55,638 --> 00:17:00,176
‫نظرت چیه بریم و ارباب شیطانی رو شکست بدیم؟

299
00:17:00,226 --> 00:17:01,469
‫احمقی؟

300
00:17:01,519 --> 00:17:02,637
‫عمراً.

301
00:17:02,687 --> 00:17:04,522
‫تازه، این نافرمانی از دستوره.

302
00:17:05,023 --> 00:17:08,610
‫- ولی... ولی من الهه‌ام...
‫- نه.

303
00:17:09,360 --> 00:17:11,271
‫پس برو پیش شوالیه‌های مقدس بمون.

304
00:17:11,321 --> 00:17:12,822
‫بازم داری همون حرف رو می‌زنی!

305
00:17:13,448 --> 00:17:15,024
‫شوالیه من، زایلو!

306
00:17:15,074 --> 00:17:17,735
‫باید بیشتر به من تکیه کنی.

307
00:17:17,785 --> 00:17:22,031
‫تا وقتی نگی
‫من برترین الهه‌ام،

308
00:17:22,081 --> 00:17:24,250
‫بی‌خیال نمی‌شم!

309
00:17:26,085 --> 00:17:26,911
‫زایلو.

310
00:17:26,961 --> 00:17:29,088
‫از نیروی اصلی پیام اومده.

311
00:17:29,964 --> 00:17:33,209
‫این... درخواست کمک فوریه؟

312
00:17:33,259 --> 00:17:35,044
‫درخواست... نیروی کمکی فوری...

313
00:17:35,094 --> 00:17:36,754
‫نیروی کمکی می‌خوایم...

314
00:17:36,804 --> 00:17:40,099
‫آلودگی شیطانی بهمون حمله کرده...

315
00:17:44,437 --> 00:17:46,064
‫فرمانده، دوباره دارن میان!

316
00:17:47,273 --> 00:17:48,650
‫برای مقابله آماده بشید!

317
00:17:57,575 --> 00:17:59,118
‫همه، پیشروی کنید!

318
00:18:19,013 --> 00:18:20,932
‫بدتر از چیزی که فکر می‌کردم
‫دارن ضربه می‌خورن...

319
00:18:25,853 --> 00:18:27,313
‫- باید کمکشون کنیم...
‫- شوالیه من.

320
00:18:30,358 --> 00:18:32,477
‫اون پری‌ها...

321
00:18:32,527 --> 00:18:35,196
‫قبلاً انسان بودن، نه؟

322
00:18:36,280 --> 00:18:37,190
‫آره.

323
00:18:37,240 --> 00:18:38,783
‫ولی حالا تبدیل به ناکر شدن.

324
00:18:44,372 --> 00:18:45,740
‫حمله رو ادامه بدید!

325
00:18:45,790 --> 00:18:48,418
‫دلم نمی‌خواد، ولی چاره‌ای ندارم.

326
00:18:49,043 --> 00:18:52,330
‫اگه شوالیه‌های مقدس نابود بشن،
‫سر ما هم می‌ره.

327
00:18:52,380 --> 00:18:55,717
‫دستور رو صادر کن،
‫فرمانده شوالیه‌های مقدس!

328
00:18:57,427 --> 00:18:59,053
‫زایلو فوربارتز...

329
00:19:00,596 --> 00:19:03,141
‫- از جناح بزنیدشون!
‫- چشم!

330
00:19:03,725 --> 00:19:06,969
‫برید، سربازان نخبه پادشاهی من!

331
00:19:07,019 --> 00:19:11,941
‫به این شهروندهایی که به پری تبدیل شدن
‫آرامش ابدی بدید!

332
00:19:20,241 --> 00:19:22,994
‫- ما هم باید...
‫- این آدما...

333
00:19:23,870 --> 00:19:26,914
‫دیگه نمی‌تونن به حالت قبل برگردن؟

334
00:19:27,623 --> 00:19:28,833
‫چی؟

335
00:19:29,709 --> 00:19:31,669
‫توی این شهر...

336
00:19:32,336 --> 00:19:35,339
‫هنوز آدم‌هایی هستن
‫که منتظر برگشتنشونن...

337
00:19:37,175 --> 00:19:39,093
‫وقتی به اون شکل دربیان،

338
00:19:39,927 --> 00:19:41,679
‫دیگه راه برگشتی نیست...

339
00:19:45,683 --> 00:19:49,520
‫حداقل باید
‫از این عذاب خلاصشون کنیم.

340
00:19:51,564 --> 00:19:53,566
‫حالا! حمله کنید!

341
00:20:12,460 --> 00:20:14,203
‫این مأموریت واقعاً سخته...

342
00:20:14,253 --> 00:20:15,246
‫آره...

343
00:20:15,296 --> 00:20:17,840
‫باورم نمی‌شه انسان‌ها
‫می‌تونن به پری تبدیل بشن...

344
00:20:19,383 --> 00:20:20,251
‫این چیه؟

345
00:20:20,301 --> 00:20:22,086
‫نه... چرا...؟

346
00:20:22,136 --> 00:20:23,963
‫- هی، حالت خوبه؟
‫- اون صدا...

347
00:20:24,013 --> 00:20:25,056
‫هی!

348
00:20:26,307 --> 00:20:28,467
‫ن... نمی‌خوام بشنومش...

349
00:20:28,517 --> 00:20:29,385
‫اون صدا...

350
00:20:29,435 --> 00:20:30,728
‫همه...

351
00:20:31,312 --> 00:20:32,313
‫از روی صدا...

352
00:20:33,481 --> 00:20:37,735
‫انگار بیشتر از ده معدنچی
‫که نتونستن فرار کنن اینجا موندن.

353
00:20:38,486 --> 00:20:39,862
‫وحشتناکه.

354
00:20:40,363 --> 00:20:44,317
‫اونا رعیت‌های وفاداری‌ان
‫که به تاج‌وتخت من خدمت می‌کنن.

355
00:20:44,367 --> 00:20:46,527
‫هر طور شده باید نجاتشون بدیم.

356
00:20:46,577 --> 00:20:48,154
‫نمی‌شه.

357
00:20:48,204 --> 00:20:51,407
‫هدف این مأموریت
‫نجات غیرنظامی‌ها نیست.

358
00:20:51,457 --> 00:20:54,752
‫اگه شوالیه‌های مقدس به‌خاطر این تلفات بدن،
‫ارزشش رو نداره.

359
00:20:56,295 --> 00:20:59,632
‫زایلو فوربارتز،
‫می‌خوام نظرت رو بدونم.

360
00:21:00,424 --> 00:21:03,177
‫اگه عملیات رو به نجات تغییر بدیم،

361
00:21:03,803 --> 00:21:06,639
‫فکر می‌کنی چند نفر تلفات می‌دیم؟

362
00:21:11,686 --> 00:21:14,230
‫پس تو هم مرددی؟

363
00:21:16,148 --> 00:21:18,100
‫آماده باشید. ممکنه تلفات زیادی بدیم.

364
00:21:18,150 --> 00:21:21,020
‫اگه توی تونل باریک بجنگیم
‫و هم‌زمان از غیرنظامی‌ها محافظت کنیم...

365
00:21:21,070 --> 00:21:22,405
‫فرمانده کیویا.

366
00:21:22,989 --> 00:21:24,315
‫با اجازه،

367
00:21:24,365 --> 00:21:27,618
‫واقعاً لازمه نظر
‫اون مرد رو بپرسید؟

368
00:21:28,369 --> 00:21:31,113
‫مُهر زمین سوخته رو فعال کنید
‫و کل تونل رو ببندید.

369
00:21:31,163 --> 00:21:33,833
‫مگه دستور گالتویل همین نبود؟

370
00:21:35,584 --> 00:21:36,794
‫می‌دونم...

371
00:21:37,878 --> 00:21:41,707
‫می‌خواید مردم من رو
‫رها کنید تا بمیرن...؟

372
00:21:41,757 --> 00:21:48,180
‫ش... شماها! همه‌تون! می‌خواید
‫علیه من... علیه من شورش کنید؟

373
00:21:49,056 --> 00:21:49,965
‫- عوضی!
‫- عجب.

374
00:21:50,015 --> 00:21:51,884
‫- چی کار می‌کنی؟ ولم کن!
‫- چه منظره زشتی.

375
00:21:51,934 --> 00:21:54,345
‫نورگال سنریج.

376
00:21:54,395 --> 00:21:57,390
‫آخرین شاگرد حکیم هوردو.

377
00:21:57,440 --> 00:22:00,476
‫باورم نمی‌شه مردی که آکادمی
‫به‌عنوان الگو ستایشش می‌کرد

378
00:22:00,526 --> 00:22:01,686
‫آخرش به این روز افتاده.

379
00:22:01,736 --> 00:22:03,521
‫ای خائن‌ها!

380
00:22:03,571 --> 00:22:06,357
‫دستور می‌دم تک‌تکتون
‫اعدام بشید!

381
00:22:06,407 --> 00:22:07,942
‫آروم باشید، اعلیحضرت.

382
00:22:07,992 --> 00:22:08,901
‫اگه سرشون داد بزنید،

383
00:22:08,951 --> 00:22:10,486
‫مُهر مقدسی که روی گردنتونه
‫شما رو می‌کشه.

384
00:22:10,536 --> 00:22:12,788
‫زایلو، تو هم داری بهم خیانت می‌کنی؟

385
00:22:25,509 --> 00:22:26,761
‫لعنتی...

386
00:22:29,680 --> 00:22:32,967
‫- خودمون عملیات نجات رو انجام می‌دیم.
‫- چی؟

387
00:22:33,017 --> 00:22:35,886
‫پایگاه خط مقدم آماده شده.

388
00:22:35,936 --> 00:22:38,431
‫شوالیه‌های مقدس می‌تونن طبق برنامه پیش برن.

389
00:22:38,481 --> 00:22:41,809
‫اگه نتونستیم به‌موقع فرار کنیم،
‫همون‌جا دفنمون کنید.

390
00:22:41,859 --> 00:22:44,653
‫برای یه قهرمان،
‫شکست یعنی چیزی جز مرگ نیست.

391
00:22:45,863 --> 00:22:48,732
‫زایلو، اینه شوالیه من!

392
00:22:48,782 --> 00:22:51,318
‫شما شوالیه‌های مقدس
‫اعتراضی ندارید، نه؟

393
00:22:51,368 --> 00:22:54,738
‫وقتی همه رو نجات دادیم، بهتره حسابی
‫ازمون تعریف کنید...

394
00:22:54,788 --> 00:22:56,832
‫مراقب تئوریتا باشید.

395
00:22:58,334 --> 00:23:00,786
‫- هان؟
‫- معلومه.

396
00:23:00,836 --> 00:23:02,588
‫نمی‌تونیم بذاریم یه الهه زنده‌به‌گور بشه.

397
00:23:04,381 --> 00:23:06,584
‫ص... صبر کن، شوالیه من!

398
00:23:06,634 --> 00:23:08,544
‫هر وقت که باشه، من همیشه...

399
00:23:08,594 --> 00:23:09,962
‫بانو تئوریتا.

400
00:23:10,012 --> 00:23:12,256
‫زایلو، گولم زدی!

401
00:23:12,306 --> 00:23:14,350
‫برای این کارت حقته بمیری!

402
00:23:15,434 --> 00:23:18,979
‫همه هر چی دلشون می‌خواد می‌گن...

403
00:23:19,563 --> 00:23:23,309
‫راستش، برام مهم نیست
‫سر اون مردم عادی چی میاد.

404
00:23:23,359 --> 00:23:24,393
‫ولی می‌دونی چیه؟

405
00:23:24,443 --> 00:23:26,654
‫چیزی که حرصم رو درمیاره،

406
00:23:27,446 --> 00:23:29,773
‫چه ستادی باشه که این عملیات مزخرف رو چیده،

407
00:23:29,823 --> 00:23:32,993
‫ چه اونایی که از مردن ما خوشحال می‌شن.

408
00:23:34,203 --> 00:23:36,872
‫قبرها که به‌هرحال کنده شده.

409
00:23:38,290 --> 00:23:42,044
‫ببینیم تا کجا می‌تونیم پیش بریم.

410
00:23:44,044 --> 00:23:54,044
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M