1
00:00:05,000 --> 00:00:12,963
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

2
00:00:13,013 --> 00:00:16,683
‫شوالیه‌ی من. این راه فرق داره
‫با راهی که ازش اومدیم.

3
00:00:17,517 --> 00:00:19,436
‫چون دستور بعدی‌مون رو گرفتیم.

4
00:00:20,645 --> 00:00:23,189
‫قهرمان‌ها مسیر ثابتی ندارن.

5
00:00:32,073 --> 00:00:34,567
‫آدم‌های توی جاده بیشتر شدن.

6
00:00:34,617 --> 00:00:36,403
‫چون جایی که بعدش می‌ریم...

7
00:00:36,453 --> 00:00:39,247
‫یه جشن کوچیک راه انداخته...

8
00:00:40,540 --> 00:00:43,168
‫- راستی، زایلو...
‫- هان؟

9
00:00:44,002 --> 00:00:48,757
‫وقتشه یه استراحتی بکنیم، نه...؟

10
00:00:49,674 --> 00:00:51,126
‫مگه همین الان استراحت نکردیم؟

11
00:00:51,176 --> 00:00:54,137
‫دیگه... نمی‌تونم...

12
00:01:01,394 --> 00:01:03,263
‫اونجا مقصد ماست؟

13
00:01:03,313 --> 00:01:04,848
‫بله...

14
00:01:04,898 --> 00:01:07,142
‫یه قلعه مهمه
‫که از پایتخت دوم دفاع می‌کنه

15
00:01:07,192 --> 00:01:09,402
‫و نقطه دفاعی اونجاست.

16
00:01:10,028 --> 00:01:13,490
‫یه دژ طبیعی که رودخونه‌ای بزرگ
‫و صخره‌ها ازش محافظت می‌کنن،

17
00:01:16,159 --> 00:01:17,452
‫قلعه موریید،

18
00:01:17,952 --> 00:01:20,580
‫که به «آشیانه رهگذران» هم معروفه.

19
00:01:24,793 --> 00:01:25,827
‫ارزونه!

20
00:01:25,877 --> 00:01:27,495
‫همه جنس‌های اینجا تازه‌ان!

21
00:01:27,545 --> 00:01:29,672
‫جوون، سلیقه‌ی خوبی داری.

22
00:01:32,425 --> 00:01:35,003
‫ای بابا، حواله نظامی‌م کافی نیست.

23
00:01:35,053 --> 00:01:37,055
‫می‌شه پنج‌تا از اینا بدین؟

24
00:01:37,639 --> 00:01:40,383
‫کسی نامه‌ای برای فرستادن داره؟

25
00:01:40,433 --> 00:01:42,469
‫- لطفاً اینو برای مادرم بفرستین.
‫- هرجای پادشاهی متحد باشه،

26
00:01:42,519 --> 00:01:44,104
‫می‌تونیم بفرستیم!

27
00:01:45,814 --> 00:01:46,940
‫هی.

28
00:01:48,483 --> 00:01:51,194
‫همین که از تعمیرگاه برگشتی
‫باز شروع کردی؟

29
00:01:51,778 --> 00:01:53,813
‫دوتا، هیچ‌وقت آدم نمی‌شی، نه؟

30
00:01:53,863 --> 00:01:55,648
‫اشکالی نداره، اشکالی نداره.

31
00:01:55,698 --> 00:01:57,859
‫یه کم دزدی که چیزی نمی‌شه.

32
00:01:57,909 --> 00:01:59,277
‫بالاخره جشنه دیگه.

33
00:01:59,327 --> 00:02:01,821
‫حتی اگه این همون
‫مبادله بزرگِ مورد انتظار باشه،

34
00:02:01,871 --> 00:02:03,865
‫اگه گیر بیفتی بد می‌شه.

35
00:02:03,915 --> 00:02:06,876
‫بازرگان‌های شرکت توسعه ورکل
‫خیلی عاشق پولن.

36
00:02:09,629 --> 00:02:11,956
‫بی‌خیال، این‌قدر خشک نباش.

37
00:02:12,006 --> 00:02:14,467
‫بیا از این مرخصی نادر لذت ببریم.

38
00:02:15,760 --> 00:02:19,005
‫قهرمان‌هایی مثل ما
‫اصلاً چیزی به اسم مرخصی ندارن.

39
00:02:19,055 --> 00:02:22,509
‫الان در بهترین حالت فقط آماده‌باشیم.

40
00:02:22,559 --> 00:02:28,648
‫ولی دست‌کم یه وقتی گیرمون میاد
‫که بشه اسمش رو استراحت گذاشت.

41
00:02:29,774 --> 00:02:31,101
‫آره، راستی.

42
00:02:31,151 --> 00:02:35,238
‫ونتیم فقط همینو می‌گه.

43
00:02:39,576 --> 00:02:42,912
‫اگه چند نفر دیگه هم
‫می‌اومدن پیشمون، عالی می‌شد...

44
00:02:43,538 --> 00:02:45,115
‫بی‌خیال.

45
00:02:45,165 --> 00:02:47,534
‫تازه اگه همچین فرصتی هم پیش می‌اومد،

46
00:02:47,584 --> 00:02:49,919
‫بازم نمی‌ذاشتن بریم.

47
00:02:50,420 --> 00:02:51,963
‫راست می‌گی...

48
00:02:54,799 --> 00:02:57,010
‫فرمانده کل، کجایین؟

49
00:02:57,594 --> 00:02:59,671
‫- فرمانده کل زایلو!
‫- چی؟

50
00:02:59,721 --> 00:03:01,548
‫فرمانده کل زایلو.

51
00:03:01,598 --> 00:03:03,633
‫بازرگان‌های کاروان رسیدن.

52
00:03:03,683 --> 00:03:05,635
‫برو برام یه چیزی برای نوشیدن بخر.

53
00:03:05,685 --> 00:03:09,347
‫متأسفانه،
‫خزانه کشور خالیه.

54
00:03:09,397 --> 00:03:12,859
‫یادتون رفته
‫حواله نظامی‌مون تموم شده؟

55
00:03:13,443 --> 00:03:16,771
‫اگه چیزی می‌خواین،
‫پول قرض کنین و بخرین.

56
00:03:16,821 --> 00:03:18,940
‫ونتیم و بقیه
‫الان بیکار نیستن؟

57
00:03:18,990 --> 00:03:22,569
‫صدر اعظم مواظب دوتاست
‫که دست‌کجی نکنه.

58
00:03:22,619 --> 00:03:24,571
‫باز داره بلوف می‌زنه.

59
00:03:24,621 --> 00:03:28,199
‫تساو کجاست؟ هنوز
‫از مأموریتش برنگشته؟

60
00:03:28,249 --> 00:03:30,501
‫بله، فعلاً به یه یگان دیگه قرض داده شده.

61
00:03:31,836 --> 00:03:35,874
‫همه‌شون همین‌طورن.
‫هیچ احترامی برای پادشاه قائل نیستن!

62
00:03:35,924 --> 00:03:39,427
‫واقعاً نمی‌شه بذاری
‫یه کم با آرامش کتاب بخونم؟

63
00:03:42,680 --> 00:03:45,516
‫اینجایی، شوالیه‌ی من!

64
00:03:46,100 --> 00:03:47,810
‫یکی می‌ره، یکی دیگه میاد...

65
00:03:48,478 --> 00:03:49,929
‫درِ اتاقت باز بود.

66
00:03:49,979 --> 00:03:52,223
‫این‌قدر بی‌احتیاط نیستی؟

67
00:03:52,273 --> 00:03:54,767
‫دوتا خودش رفت بیرون.

68
00:03:54,817 --> 00:03:56,394
‫کلید دست اونه.

69
00:03:56,444 --> 00:03:59,147
‫شوالیه‌ی من، نمی‌خوای
‫بری مبادله بزرگ رو ببینی؟

70
00:03:59,197 --> 00:04:00,982
‫نمی‌خوام اون شوالیه‌های مقدس رو ببینم.

71
00:04:01,032 --> 00:04:04,319
‫پس پاشو با من بازی کن!

72
00:04:04,369 --> 00:04:05,778
‫چرا؟

73
00:04:05,828 --> 00:04:07,655
‫چرا خودت تنهایی نمی‌ری؟

74
00:04:07,705 --> 00:04:11,326
‫مـ... من یه الهه‌ام.

75
00:04:11,376 --> 00:04:13,962
‫به این چیزها علاقه‌ای ندارم.

76
00:04:15,338 --> 00:04:17,757
‫دوست نداری شوالیه‌های مقدس
‫زیر نظرت داشته باشن؟

77
00:04:18,758 --> 00:04:21,252
‫این‌جوری حرف نزن.

78
00:04:21,302 --> 00:04:22,253
‫مهم‌تر از اون،

79
00:04:22,303 --> 00:04:25,715
‫افتخار بازی کردن با من رو
‫نصیبت می‌کنم.

80
00:04:25,765 --> 00:04:27,225
‫خوشحال نمی‌شی؟

81
00:04:27,892 --> 00:04:28,885
‫زیگ، هان...

82
00:04:28,935 --> 00:04:31,971
‫ونتیم بازی کردنش رو یادم داده.

83
00:04:32,021 --> 00:04:34,732
‫شکست دادنم آسون نیست.

84
00:04:35,775 --> 00:04:41,439
‫این همون تاکتیک اصیل «نیزه پنهان»ه
‫که زمانی پادشاهی مایت به کار می‌برد...

85
00:04:41,489 --> 00:04:42,865
‫بی‌خیال.

86
00:04:43,533 --> 00:04:46,861
‫اگه ونتیم اینو گفته،
‫احتمالاً سرت کلاه گذاشته.

87
00:04:46,911 --> 00:04:48,162
‫هان؟

88
00:04:49,789 --> 00:04:51,866
‫به‌هرحال الان سرم شلوغه.

89
00:04:51,916 --> 00:04:53,952
‫هان؟ می‌خوای کتاب بخونی؟

90
00:04:54,002 --> 00:04:56,412
‫بعداً هم می‌تونی بخونیش.

91
00:04:56,462 --> 00:04:58,498
‫اتفاقی یه نشانک درست کردم.

92
00:04:58,548 --> 00:05:00,550
‫برام مهم نیست. می‌تونی ازش استفاده کنی.

93
00:05:03,303 --> 00:05:04,345
‫راستی،

94
00:05:05,138 --> 00:05:07,840
‫تعجب کردم زایلو اهل مطالعه‌ست.

95
00:05:07,890 --> 00:05:09,976
‫- چی می‌خونی؟
‫- شعر.

96
00:05:10,476 --> 00:05:11,894
‫شعر؟

97
00:05:13,479 --> 00:05:15,014
‫زایلو...

98
00:05:15,064 --> 00:05:16,599
‫تو شعر می‌خونی...

99
00:05:16,649 --> 00:05:18,810
‫هی، چرا این‌قدر تعجب کردی؟

100
00:05:18,860 --> 00:05:20,937
‫چه مجموعه شعریه؟

101
00:05:20,987 --> 00:05:23,731
‫افتخار خوندنش برای من رو
‫نصیبت می‌کنم.

102
00:05:23,781 --> 00:05:24,824
‫نمی‌خوام.

103
00:05:25,658 --> 00:05:28,653
‫پس دست‌کم بیا با هم بخونیمش.

104
00:05:28,703 --> 00:05:29,996
‫این دیگه اشکالی نداره، نه؟

105
00:05:31,289 --> 00:05:34,542
‫این چیزی نیست که یه الهه دوست داشته باشه.

106
00:05:35,293 --> 00:05:38,454
‫یه کتاب شعر باستانیه
‫به اسم «اژدهای شوریده».

107
00:05:38,504 --> 00:05:42,917
‫شاعرش کسی به اسم آلتویارد کومت بوده
‫که زندگی آشفته‌ای داشته.

108
00:05:42,967 --> 00:05:45,878
‫اواخر عمرش خیال می‌کرد
‫می‌تونه اژدها بشه.

109
00:05:45,928 --> 00:05:48,973
‫هر شب پرواز تمرین می‌کرد
‫و آخرش خودش رو به کشتن داد.

110
00:05:50,725 --> 00:05:52,385
‫واقعاً آدم عجیبی بوده.

111
00:05:52,435 --> 00:05:55,646
‫بیشتر شاعرهای اون دوره همین‌طور بودن.

112
00:05:56,272 --> 00:05:59,809
‫اگه وارد ارتش نشده بودم،
‫شاید می‌خواستم شاعری مثل اون بشم.

113
00:05:59,859 --> 00:06:01,060
‫شاعر؟!

114
00:06:01,110 --> 00:06:03,229
‫چی شده؟ چرا این‌قدر جا خوردی...

115
00:06:03,279 --> 00:06:05,023
‫زایلو فوربارتز.

116
00:06:05,073 --> 00:06:06,991
‫پس اینجا بودی.

117
00:06:07,492 --> 00:06:09,944
‫فکر نمی‌کردم بانو تئوریتا
‫هم پیشت باشه.

118
00:06:09,994 --> 00:06:14,582
‫کیویا، انتظار نداشتم
‫تو هم بیای.

119
00:06:15,792 --> 00:06:18,536
‫فکر نمی‌کردم فرمانده والامقام
‫شوالیه‌های مقدس

120
00:06:18,586 --> 00:06:20,288
‫تا اینجا تشریف بیارن.

121
00:06:20,338 --> 00:06:22,924
‫بالاخره تکلیف سرنوشت ما روشن شده؟

122
00:06:24,008 --> 00:06:26,169
‫یا یه دستور عملیاتی دیگه داریم؟

123
00:06:26,219 --> 00:06:28,629
‫هردوش.

124
00:06:28,679 --> 00:06:31,182
‫ولی برای چیز دیگه‌ای اومدم.

125
00:06:31,849 --> 00:06:33,426
‫یه موضوعی هست که می‌خوام
‫با تو در میون بذارم.

126
00:06:33,476 --> 00:06:34,644
‫من چیزی برای گفتن ندارم.

127
00:06:36,104 --> 00:06:37,555
‫با من بیا. می‌رم و...

128
00:06:37,605 --> 00:06:39,107
‫من هم میام!

129
00:06:39,649 --> 00:06:40,817
‫چی؟

130
00:06:41,401 --> 00:06:43,728
‫الان توی شهر
‫جشن مبادله بزرگ برپاست.

131
00:06:43,778 --> 00:06:46,731
‫فکر می‌کنم بهتره
‫موقع خرید حرف بزنیم.

132
00:06:46,781 --> 00:06:51,194
‫اگه کیویا هم باشه، یه الهه
‫مثل من هم می‌تونه بیاد، نه؟

133
00:06:51,244 --> 00:06:53,905
‫بله، فکر خیلی خوبیه.

134
00:06:53,955 --> 00:06:56,874
‫خیلی خب. بریم، شوالیه‌ی من!

135
00:07:08,553 --> 00:07:09,420
‫ای بابا...

136
00:07:09,470 --> 00:07:11,013
‫- زایلو، نگاه کن!
‫- چی؟

137
00:07:11,597 --> 00:07:13,174
‫اون خوراکیه؟

138
00:07:13,224 --> 00:07:15,426
‫یا یه جور وسیله زینتیه؟

139
00:07:15,476 --> 00:07:17,136
‫آبنباته.

140
00:07:17,186 --> 00:07:18,721
‫تا حالا ندیدیش؟

141
00:07:18,771 --> 00:07:20,640
‫آب... نبات...؟

142
00:07:20,690 --> 00:07:24,185
‫دوره‌ای که من ساخته شدم
‫همچین چیزی وجود نداشت.

143
00:07:24,235 --> 00:07:26,604
‫درست مثل جواهرن.

144
00:07:26,654 --> 00:07:27,822
‫هان؟

145
00:07:29,490 --> 00:07:31,576
‫اون خوراکی بلند و باریک چیه؟

146
00:07:32,577 --> 00:07:33,911
‫نودل سرخ‌شده‌ست.

147
00:07:34,412 --> 00:07:35,988
‫یه غذای غربیه که توش
‫رشته‌های باریک گندمی رو

148
00:07:36,038 --> 00:07:37,657
‫با سس تخمیری تفت می‌دن
‫و کره هم اضافه می‌کنن...

149
00:07:37,707 --> 00:07:40,710
‫وای، فهمیدم! اون یکی چی؟

150
00:07:41,419 --> 00:07:43,254
‫ببین، همونی که علامت خرس داره!

151
00:07:44,088 --> 00:07:45,298
‫اون...

152
00:07:45,798 --> 00:07:47,792
‫اون چیه؟ تا حالا ندیدمش.

153
00:07:47,842 --> 00:07:49,627
‫کرم‌های میوولی.

154
00:07:49,677 --> 00:07:51,754
‫یه بستنی معروفه توی پایتخت اول.

155
00:07:51,804 --> 00:07:54,632
‫روی یخِ تراشیده خامه می‌ریزن،

156
00:07:54,682 --> 00:07:56,342
‫بعد روش عسل و مغزها می‌ریزن.

157
00:07:56,392 --> 00:07:57,593
‫واقعاً محشره.

158
00:07:57,643 --> 00:07:59,470
‫اون خرسه هم نمادشه.

159
00:07:59,520 --> 00:08:01,647
‫الان دنبال یه اسم براش می‌گردن.

160
00:08:02,190 --> 00:08:04,183
‫چه عالی!

161
00:08:04,233 --> 00:08:06,018
‫پیشرفت تمدن رو حس می‌کنم.

162
00:08:06,068 --> 00:08:07,820
‫من اولین باره اسمش رو می‌شنوم.

163
00:08:08,821 --> 00:08:09,730
‫تو از کجا این‌همه می‌دونی؟

164
00:08:09,780 --> 00:08:13,075
‫عجیب نیست.
‫منم از این خوراکی‌های یخی می‌خورم.

165
00:08:15,620 --> 00:08:18,489
‫الان داشتی به چی فکر می‌کردی؟

166
00:08:18,539 --> 00:08:19,824
‫شوالیه‌ی من.

167
00:08:19,874 --> 00:08:21,701
‫خوشمزه به نظر میاد، زایلو.

168
00:08:21,751 --> 00:08:23,619
‫واقعاً خوشمزه به نظر میاد.

169
00:08:23,669 --> 00:08:27,131
‫نظرت چیه؟
‫نمی‌خوای امتحانش کنی؟

170
00:08:28,716 --> 00:08:30,168
‫انگار چاره‌ای ندارم.

171
00:08:30,218 --> 00:08:32,345
‫پس دوتا از اون چیزهای
‫خوشمزه می‌خرم...

172
00:08:32,803 --> 00:08:34,138
‫نه، سه‌تا.

173
00:08:36,516 --> 00:08:38,050
‫من نمی‌خوام.

174
00:08:38,100 --> 00:08:40,102
‫می‌خوام حواله نظامی‌م رو نگه دارم
‫و هدرش ندم.

175
00:08:40,811 --> 00:08:42,813
‫شنیدی که. پس دوتا.

176
00:08:43,773 --> 00:08:44,599
‫برو بخرشون.

177
00:08:44,649 --> 00:08:45,683
‫متوجه شدم.

178
00:08:45,733 --> 00:08:48,402
‫می‌تونین روم حساب کنین!

179
00:08:55,910 --> 00:08:56,944
‫زایلو.

180
00:08:56,994 --> 00:09:01,165
‫- نظرم درباره‌ت یه کم عوض شده.
‫- چی؟

181
00:09:03,292 --> 00:09:06,754
‫تو سربازهای من رو در کووُنج نجات دادی

182
00:09:07,547 --> 00:09:11,467
‫و غیرنظامی‌هایی رو هم که می‌خواستیم
‫در زِوان گان رها کنیم نجات دادی.

183
00:09:12,093 --> 00:09:16,264
‫آدم‌هایی که نجات دادی دارن ازت تشکر می‌کنن.

184
00:09:17,139 --> 00:09:18,307
‫که این‌طور.

185
00:09:20,059 --> 00:09:21,727
‫پس یه ارزشی داشته.

186
00:09:23,980 --> 00:09:26,857
‫نمی‌دونستم می‌تونی این‌طور لبخند بزنی.

187
00:09:28,276 --> 00:09:30,987
‫آخه خیلی چیزها توی این دنیا
‫اعصابم رو خرد می‌کنه.

188
00:09:31,737 --> 00:09:35,783
‫به‌هرحال، نتیجه خوبی نشون دادی.

189
00:09:36,993 --> 00:09:42,949
‫و شاید بانو تئوریتا به‌خاطر پیمانی که
‫با تو بست نجات پیدا کرده باشه.

190
00:09:42,999 --> 00:09:44,542
‫منظورت چیه؟

191
00:09:46,043 --> 00:09:50,715
‫وجود بانو تئوریتا
‫در ویرانه‌های شمالی تأیید شد.

192
00:09:51,507 --> 00:09:54,043
‫ما، محفل سیزدهم
‫شوالیه‌های مقدس،

193
00:09:54,093 --> 00:09:56,629
‫بعد از حفاری اعزام شدیم
‫تا باهاش پیمان ببندیم

194
00:09:56,679 --> 00:09:59,048
‫و ازش نگهداری و استفاده کنیم.

195
00:09:59,098 --> 00:10:02,184
‫ولی ارتش و معبد
‫با هم اختلاف داشتن.

196
00:10:03,269 --> 00:10:04,562
‫حتماً بهت سخت گذشته.

197
00:10:05,146 --> 00:10:06,055
‫داری از چی حرف می‌زنی؟

198
00:10:06,105 --> 00:10:08,808
‫همه‌ش تقصیر توئه که
‫الهه سنروا رو کشتی!

199
00:10:08,858 --> 00:10:09,859
‫چی؟

200
00:10:10,443 --> 00:10:14,572
‫بعد از اون ماجرا،
‫ارتش به یه فکر افتاد.

201
00:10:15,072 --> 00:10:17,908
‫اگه می‌شه یه الهه رو کشت،

202
00:10:19,035 --> 00:10:21,954
‫پس می‌شه برعکسش عمل کرد
‫و تعداد الهه‌ها رو بیشتر کرد؟

203
00:10:22,997 --> 00:10:27,627
‫برای همین ارتش می‌خواست
‫بانو تئوریتا رو بررسی کنه.

204
00:10:29,712 --> 00:10:31,539
‫«بررسی» فقط اسم قشنگشه.

205
00:10:31,589 --> 00:10:33,958
‫در اصل منظورشون کالبدشکافیه، نه؟

206
00:10:34,008 --> 00:10:35,009
‫البته.

207
00:10:35,509 --> 00:10:40,348
‫معبد مخالف بود،
‫ولی دست بالا با ارتش بود.

208
00:10:40,973 --> 00:10:44,427
‫اما اوضاع کم‌کم داره عوض می‌شه.

209
00:10:44,477 --> 00:10:48,264
‫تو توی مدت کوتاهی دو آلودگی شیطانی
‫رو شکست دادی

210
00:10:48,314 --> 00:10:50,608
‫و مفید بودن
‫بانو تئوریتا رو ثابت کردی.

211
00:10:51,984 --> 00:10:53,978
‫مفید بودنش رو ثابت کردم...

212
00:10:54,028 --> 00:10:56,572
‫یعنی فکر می‌کردین
‫بی‌فایده‌ست؟

213
00:10:57,365 --> 00:10:59,909
‫تازه پیداش کردیم،
‫پس هنوز توانایی‌هاش معلوم نیست...

214
00:11:00,242 --> 00:11:02,945
‫می‌دونیم قدرت
‫احضار شمشیر داره.

215
00:11:02,995 --> 00:11:05,748
‫همین توی ویرانه‌ها ثبت شده.

216
00:11:08,167 --> 00:11:09,702
‫می‌گن الهه‌ها
‫در زمان اولین جنگ پاکسازی

217
00:11:09,752 --> 00:11:12,121
‫به این دنیا فرود اومدن،

218
00:11:12,171 --> 00:11:15,132
‫در دوره‌ای که به
‫عصر بزرگ تمدن معروفه.

219
00:11:16,050 --> 00:11:18,377
‫الهه‌ها یه جور «دروازه» هستن.

220
00:11:18,427 --> 00:11:21,263
‫ماهیتشون با هم فرق داره.

221
00:11:23,182 --> 00:11:25,101
‫بعضی‌ها می‌تونن سم‌های قوی تولید کنن،

222
00:11:25,768 --> 00:11:28,104
‫صاعقه یا طوفان‌های شدید
‫فرا بخونن،

223
00:11:28,688 --> 00:11:30,564
‫یا آینده رو ببینن.

224
00:11:31,899 --> 00:11:34,560
‫با ظهور یه آلودگی شیطانی
‫بیدار می‌شن.

225
00:11:34,610 --> 00:11:38,197
‫بعد از انجام مأموریتشون،
‫برمی‌گردن توی تابوت‌هاشون و می‌خوابن.

226
00:11:40,700 --> 00:11:44,028
‫درباره توانایی‌های الهه‌ها می‌دونم.

227
00:11:44,078 --> 00:11:49,041
‫حتی شنیدم تاتسویا رو
‫یه الهه از دنیای دیگه احضار کرده.

228
00:11:49,625 --> 00:11:52,995
‫در مقایسه با ۱۲ الهه‌ای
‫که تا حالا پیدا شدن،

229
00:11:53,045 --> 00:11:57,007
‫ارتش معتقده
‫توانایی احضار شمشیرش ضعیف‌تره.

230
00:11:58,342 --> 00:12:03,514
‫برای همین ما... با اینکه می‌دونستیم
‫چه سرنوشتی در انتظار بانو تئوریتاست...

231
00:12:05,975 --> 00:12:08,686
‫فهمیدم. پس واسه همین تو...

232
00:12:09,353 --> 00:12:14,191
‫اون تاکتیک انتحاری که در کووُنج به کار بردی
‫یه جور جبران بود؟

233
00:12:16,235 --> 00:12:20,448
‫حالا اگه یه الهه بی‌فایده باشه چی...

234
00:12:20,948 --> 00:12:22,650
‫بفرمایین. ممنون که صبر کردین.

235
00:12:22,700 --> 00:12:24,493
‫ممنون.

236
00:12:25,286 --> 00:12:28,456
‫زایلو، گرفتمشون!
‫آخرش برای کیویا هم یکی خریدم.

237
00:12:32,293 --> 00:12:34,003
‫بیاین همه با هم بخوریم...

238
00:12:39,967 --> 00:12:41,794
‫درباره مأموریت بعدی بگو.

239
00:12:41,844 --> 00:12:42,753
‫چی؟

240
00:12:42,803 --> 00:12:46,849
‫اگه مأموریت رو خوب انجام بدم،
‫دیگه کالبدشکافیش نمی‌کنن، درسته؟

241
00:12:48,893 --> 00:12:54,023
‫کاری می‌کنم اون جماعت گالتویل
‫به مفید بودنش اعتراف کنن.

242
00:12:58,444 --> 00:12:59,528
‫مأموریت دفاعیه.

243
00:13:01,322 --> 00:13:05,618
‫فقط شما قهرمان‌ها
‫از این قلعه دفاع می‌کنین.

244
00:13:06,660 --> 00:13:07,745
‫تا پای جون ازش دفاع کنین.

245
00:13:10,122 --> 00:13:11,991
‫می‌گی تا پای جون دفاع کنیم؟

246
00:13:12,041 --> 00:13:13,492
‫درسته.

247
00:13:13,542 --> 00:13:18,205
‫فقط شما قهرمان‌ها باید در برابر
‫ آلودگی شیطانی از این قلعه دفاع کنین.

248
00:13:18,255 --> 00:13:20,750
‫یعنی می‌خواین بمیریم؟

249
00:13:20,800 --> 00:13:23,252
‫زایلو، لطفاً آروم باش.

250
00:13:23,302 --> 00:13:24,670
‫نمی‌تونی همین‌طوری بری جلو
‫و بزنی یا بکشی...

251
00:13:24,720 --> 00:13:27,089
‫فکر کردی من کی‌ام؟

252
00:13:27,139 --> 00:13:30,259
‫ببخشید، وقتی می‌گین
‫«تا پای جون از قلعه دفاع کنین»،

253
00:13:30,309 --> 00:13:32,812
‫دقیقاً هدفمون چیه؟

254
00:13:34,522 --> 00:13:37,099
‫توی همین قلعه بمونین. همین.

255
00:13:37,149 --> 00:13:38,851
‫نبرد فرسایشی، هان؟

256
00:13:38,901 --> 00:13:40,978
‫تا کی باید دوام بیاریم؟

257
00:13:41,028 --> 00:13:42,571
‫تا وقتی بمیرین.

258
00:13:44,573 --> 00:13:47,651
‫محفل نهم و سیزدهم
‫شوالیه‌های مقدس

259
00:13:47,701 --> 00:13:49,987
‫نیروشون رو
‫در عقب نگه می‌دارن.

260
00:13:50,037 --> 00:13:52,907
‫وقتی شما نابود شدین
‫و قلعه سقوط کرد،

261
00:13:52,957 --> 00:13:55,251
‫حمله ویژه رو شروع می‌کنیم.

262
00:13:56,001 --> 00:13:57,703
‫اون به‌اصطلاح حمله ویژه...

263
00:13:57,753 --> 00:13:59,163
‫سمه.

264
00:13:59,213 --> 00:14:02,925
‫الهه محفل نهم
‫یه معجزه انجام می‌ده.

265
00:14:04,385 --> 00:14:06,462
‫این برای کشتن
‫ارباب شیطانی کافیه؟

266
00:14:06,512 --> 00:14:08,923
‫شنیدم هرچقدر هم
‫عملیات حمله بزرگ باشه،

267
00:14:08,973 --> 00:14:11,926
‫نمی‌شه کامل از بین بردش، درسته؟

268
00:14:11,976 --> 00:14:13,344
‫درسته.

269
00:14:13,394 --> 00:14:15,805
‫عملیات قبلی این بود که

270
00:14:15,855 --> 00:14:18,349
‫سم کشنده‌ای رو که الهه تولید کرده بود
‫به هدف شلیک کنن.

271
00:14:18,399 --> 00:14:20,601
‫آخرش فقط موقتاً
‫بردش توی حالت مرگ‌مانند.

272
00:14:20,651 --> 00:14:22,611
‫حمله کردن بهش بی‌فایده بود.

273
00:14:23,153 --> 00:14:26,023
‫حتی تساو هم نتونست کارش رو تموم کنه.

274
00:14:26,073 --> 00:14:27,483
‫با توجه به این نتیجه

275
00:14:27,533 --> 00:14:30,528
‫و توانایی الهه سوم
‫برای دیدن آینده،

276
00:14:30,578 --> 00:14:33,239
‫گالتویل راهبردمون رو عوض کرد.

277
00:14:33,289 --> 00:14:37,618
‫تصمیم گرفتیم قلعه موریید رو
‫به یه تله عظیمِ سمّی و کشنده تبدیل کنیم.

278
00:14:37,668 --> 00:14:41,213
‫تا این ارباب شیطانی پشت سر هم بمیره.

279
00:14:41,714 --> 00:14:45,584
‫واقعاً این می‌تونه از
‫قدرت بازسازی عجیبش هم جلو بزنه؟

280
00:14:45,634 --> 00:14:48,796
‫و می‌خواین تا وقتی برای این کار بمیریم
‫اینجا وقت بخریم؟

281
00:14:48,846 --> 00:14:50,089
‫درسته.

282
00:14:50,139 --> 00:14:51,966
‫می‌خوایم قلعه موریید رو

283
00:14:52,016 --> 00:14:55,469
‫سنگ قبر آلودگی شیطانی
‫ شماره پانزده، «ابلیس»، کنیم.

284
00:14:55,519 --> 00:14:58,055
‫اِم... فرمانده.

285
00:14:58,105 --> 00:15:03,519
‫چرا بعد از اینکه ارباب شیطانی رو
‫با موفقیت کشوندیم داخل، فرار نکنیم؟

286
00:15:03,569 --> 00:15:06,188
‫تصمیم گالتویله.

287
00:15:06,238 --> 00:15:09,400
‫اگه حتی یه نفر از شما از قلعه خارج بشه،

288
00:15:09,450 --> 00:15:12,870
‫مُهر مقدس روی گردنتون
‫همه افراد یگانتون رو می‌کشه.

289
00:15:13,996 --> 00:15:16,198
‫همه افراد یگان؟

290
00:15:16,248 --> 00:15:18,200
‫چرا تا این حد؟

291
00:15:18,250 --> 00:15:20,961
‫اگه زنده بمونیم دردسر درست می‌کنیم؟

292
00:15:28,719 --> 00:15:30,462
‫انگار واقعاً ازمون خوششون نمیاد.

293
00:15:30,512 --> 00:15:32,798
‫متوجه شدم. عملیات رو انجام می‌دیم.

294
00:15:32,848 --> 00:15:33,757
‫چی...

295
00:15:33,807 --> 00:15:37,678
‫ولی چند بخش از عملیات هست
‫که می‌خوام اصلاحشون کنم.

296
00:15:37,728 --> 00:15:38,721
‫اصلاح؟

297
00:15:38,771 --> 00:15:44,276
‫اول، این قانون که اگه یکی‌مون
‫از قلعه خارج بشه، همه‌مون می‌میریم.

298
00:15:44,818 --> 00:15:46,687
‫این واقعاً بدجوری مشکل داره.

299
00:15:46,737 --> 00:15:47,688
‫چرا؟

300
00:15:47,738 --> 00:15:52,109
‫ما یه مشت مجرمیم
‫که اخلاق درست‌وحسابی نداریم.

301
00:15:52,159 --> 00:15:56,739
‫مطمئنم یکی پیدا می‌شه که بخواد
‫از قلعه بره و زودتر همه‌چی رو تموم کنه.

302
00:15:56,789 --> 00:15:58,616
‫اون‌وقت
‫کل عملیات خراب می‌شه.

303
00:15:58,666 --> 00:15:59,667
‫پس،

304
00:16:00,209 --> 00:16:01,660
‫نباید این‌طور باشه که اگه یه نفر رفت،

305
00:16:01,710 --> 00:16:05,289
‫بلکه اگه همه فرار کردن، همگی بمیریم.

306
00:16:05,339 --> 00:16:09,460
‫فکر می‌کنم این‌طوری
‫عملیات مطمئن‌تر اجرا می‌شه.

307
00:16:09,510 --> 00:16:11,003
‫آهان، یه چیز دیگه.

308
00:16:11,053 --> 00:16:13,013
‫درباره بانو تئوریتا،

309
00:16:14,139 --> 00:16:18,344
‫الهه ما خیلی دلسوزه.

310
00:16:18,394 --> 00:16:21,847
‫حتی اگه اطرافیانش مخالفت کنن،
‫احتمالاً خودش انتخاب می‌کنه بمونه.

311
00:16:21,897 --> 00:16:23,474
‫لطفاً این مورد رو هم اجازه بدین.

312
00:16:23,524 --> 00:16:26,727
‫مـ... من در جایگاهی نیستم
‫که همچین اجازه‌ای بدم.

313
00:16:26,777 --> 00:16:28,103
‫طبق دستور ارتش، الهه

314
00:16:28,153 --> 00:16:30,064
‫زیر نظر محفل سیزدهم
‫شوالیه‌های مقدسه...

315
00:16:30,114 --> 00:16:34,193
‫زایلو. فوراً با فرمانده کیویا تماس بگیر.

316
00:16:34,243 --> 00:16:35,452
‫باشه.

317
00:16:39,206 --> 00:16:41,158
‫چیز دیگه‌ای هم می‌خوای؟

318
00:16:41,208 --> 00:16:43,577
‫نیرو. آدم کم داریم.

319
00:16:43,627 --> 00:16:45,871
‫متوجه شدم. دیگه چی؟

320
00:16:45,921 --> 00:16:46,956
‫سلاح و آذوقه.

321
00:16:47,006 --> 00:16:48,624
‫متوجه شدم. دیگه چی؟

322
00:16:48,674 --> 00:16:49,541
‫عفو.

323
00:16:49,591 --> 00:16:51,969
‫متوجه شدم. دیگه چی؟

324
00:16:53,804 --> 00:16:55,305
‫عفو شوخی بود.

325
00:16:56,056 --> 00:16:58,017
‫اگه بشه،
‫سواره‌نظام و توپخانه هم می‌خوام.

326
00:16:58,559 --> 00:17:00,511
‫راهی هست
‫جیس و راینو رو برگردونیم؟

327
00:17:00,561 --> 00:17:03,138
‫الان توی جبهه غربی هستن.

328
00:17:03,188 --> 00:17:05,399
‫ولی احتمالاً می‌شه تساو رو برگردوند.

329
00:17:06,191 --> 00:17:07,184
‫تساو، هان؟

330
00:17:07,234 --> 00:17:09,770
‫هی، دارین یواشکی چی می‌گین؟

331
00:17:09,820 --> 00:17:11,689
‫ای بابا، زایلو.

332
00:17:11,739 --> 00:17:14,483
‫اتاق فرمانده کیویا اون طرف نیست؟

333
00:17:14,533 --> 00:17:15,651
‫آ... آره، راست می‌گی.

334
00:17:15,701 --> 00:17:18,612
‫بسپارش به من. درستش می‌کنم.

335
00:17:18,662 --> 00:17:20,531
‫بهم اعتماد کن.

336
00:17:20,581 --> 00:17:22,658
‫اصلاً بهت اعتماد ندارم.

337
00:17:22,708 --> 00:17:24,168
‫واقعاً از پسش برمیای؟

338
00:17:25,210 --> 00:17:26,662
‫خب، چطور بگم؟

339
00:17:26,712 --> 00:17:29,173
‫هیچ‌کس حرفم رو باور نمی‌کنه،

340
00:17:29,840 --> 00:17:31,508
‫ولی می‌دونی چیه؟

341
00:17:32,426 --> 00:17:33,711
‫با اینکه از ظاهرم معلوم نیست،

342
00:17:33,761 --> 00:17:37,556
‫من مردی‌ام که فقط یه قدم
‫تا نجات دنیا فاصله داره.

343
00:17:43,437 --> 00:17:46,265
‫اینجا خیلی دلگیره.

344
00:17:46,315 --> 00:17:49,727
‫قرار نبود منو ببرین دادگاه؟

345
00:17:49,777 --> 00:17:53,397
‫عذر می‌خوام، ونتیم لئوپول.

346
00:17:53,447 --> 00:17:57,026
‫دوست داشتم توی اتاق
‫رسمی‌تری باهاتون صحبت کنم.

347
00:17:57,076 --> 00:18:00,070
‫همیشه دلم می‌خواست ببینمتون.

348
00:18:00,120 --> 00:18:01,905
‫حتی براتون احترام قائل بودم.

349
00:18:01,955 --> 00:18:03,615
‫احترام؟

350
00:18:03,665 --> 00:18:06,618
‫تو هم می‌خوای از راه
‫کلاه گذاشتن سر مردم نون بخوری؟

351
00:18:06,668 --> 00:18:10,330
‫اگه این‌طوره،
‫نباید به کسی مثل من احترام بذاری.

352
00:18:10,380 --> 00:18:12,458
‫بالاخره آخرش گیر افتادم.

353
00:18:12,508 --> 00:18:15,961
‫درسته. کاملاً درست می‌گین.

354
00:18:16,011 --> 00:18:18,964
‫اگه بخوام از
‫جرم‌هایی که کردم بگم،

355
00:18:19,014 --> 00:18:20,466
‫جدی‌ترینش احتمالاً

356
00:18:20,516 --> 00:18:23,727
‫تلاش برای فروختن
‫کاخ به یه سیرک بود...

357
00:18:24,728 --> 00:18:27,139
‫اون جرم واقعاً بی‌سابقه بود.

358
00:18:27,189 --> 00:18:31,727
‫برای اینکه زمین پایتخت رو
‫به یه سیرکِ اجراکننده در پایتخت بفروشین،

359
00:18:31,777 --> 00:18:34,563
‫طرح انتقال پایتخت رو
‫جعل کردین.

360
00:18:34,613 --> 00:18:36,148
‫واقعاً چشمگیره.

361
00:18:36,198 --> 00:18:40,410
‫راستش می‌خواستم
‫پیش‌پرداخت رو بگیرم و در برم.

362
00:18:41,245 --> 00:18:42,946
‫کلاهبرداری سرمایه‌گذاری هم هست،

363
00:18:42,996 --> 00:18:46,033
‫جعل عتیقه و بلیت بخت‌آزمایی.

364
00:18:46,083 --> 00:18:50,079
‫شرکت توسعه ورکل
‫برای بیش از صد جرم ازتون شکایت کرده.

365
00:18:50,129 --> 00:18:52,664
‫ببخشید. درباره‌شون فکر کردم.

366
00:18:52,714 --> 00:18:54,917
‫لازم نیست.

367
00:18:54,967 --> 00:18:56,418
‫در عوض،

368
00:18:56,468 --> 00:18:59,596
‫چرا خواستین کلاهبردار بشین؟

369
00:19:00,389 --> 00:19:06,095
‫راستش از بچگی
‫دیدن ناامیدی مردم رو دوست نداشتم.

370
00:19:06,145 --> 00:19:08,722
‫برای همین یه دروغ می‌ساختم تا آرومشون کنم

371
00:19:08,772 --> 00:19:11,266
‫و همونی رو می‌گفتم که دوست داشتن بشنون.

372
00:19:11,316 --> 00:19:13,977
‫واقعاً تلاش قابل‌توجهیه.

373
00:19:14,027 --> 00:19:18,482
‫باورم نمی‌شه برای خوشحال کردن همه
‫همچین نقشه بزرگی کشیدین.

374
00:19:18,532 --> 00:19:20,526
‫بله...

375
00:19:20,576 --> 00:19:21,860
‫ببخشید...

376
00:19:21,910 --> 00:19:24,446
‫من به اعدام محکوم می‌شم؟

377
00:19:24,496 --> 00:19:27,207
‫نه، متأسفانه نمی‌شین.

378
00:19:27,708 --> 00:19:31,286
‫در واقع بابت کلاهبرداری
‫محکوم نمی‌شین.

379
00:19:31,336 --> 00:19:35,549
‫- کلاهبرداری نه؟ پس...
‫- مشکل اصلی اینه.

380
00:19:36,425 --> 00:19:40,212
‫این همون روزنامه درجه‌سه‌ایه
‫که قبلاً براش کار می‌کردم.

381
00:19:40,262 --> 00:19:41,713
‫این مقاله چی؟

382
00:19:41,763 --> 00:19:43,966
‫این مقاله رو شما نوشتین.

383
00:19:44,016 --> 00:19:48,512
‫نوشته که در معبد، گالتویل
‫و حتی بین خاندان سلطنتی،

384
00:19:48,562 --> 00:19:51,473
‫جاسوس‌هایی هستن که تحت تأثیر
‫آلودگی شیطانی قرار گرفتن

385
00:19:51,523 --> 00:19:54,735
‫و در ظاهر انسان پنهان شدن.

386
00:19:55,235 --> 00:19:58,021
‫آه... بله، اینو نوشتم.

387
00:19:58,071 --> 00:20:01,316
‫چون دیگه رسوایی تازه‌ای
‫درباره شوالیه‌های مقدس و الهه‌ها نبود،

388
00:20:01,366 --> 00:20:02,901
‫یا حاشیه تازه‌ای از خاندان سلطنتی،

389
00:20:02,951 --> 00:20:04,987
‫بالادستی‌هام گفتن مقاله‌هایی بنویسم

390
00:20:05,037 --> 00:20:07,664
‫که اضطراب مردم رو
‫حتی بیشتر کنه.

391
00:20:08,957 --> 00:20:10,701
‫صادقانه بهتون می‌گم.

392
00:20:10,751 --> 00:20:15,747
‫کلاهبرداری، جعل، نوشتن رسوایی
‫یا حتی نظریه توطئه،

393
00:20:15,797 --> 00:20:17,466
‫هر کاری می‌خواین بکنین.

394
00:20:18,383 --> 00:20:19,593
‫اما،

395
00:20:20,219 --> 00:20:22,846
‫نوشتن حقیقت خیلی دردسرسازه.

396
00:20:23,722 --> 00:20:24,548
‫هان؟

397
00:20:24,598 --> 00:20:27,134
‫خصوصاً که شما توانایی این رو دارین

398
00:20:27,184 --> 00:20:29,519
‫مردم رو وادار کنین
‫مطالب ساختگی‌تون رو باور کنن.

399
00:20:30,020 --> 00:20:34,016
‫یا دست‌کم، کاری کنین
‫ما باورش کنیم.

400
00:20:34,066 --> 00:20:40,898
‫- هان؟ نه، صبر کنین! من...
‫- برای اینکه نتونین حقیقت رو بگین،

401
00:20:40,948 --> 00:20:44,451
‫یه قید ویژه
‫روی مُهر مقدستون می‌ذاریم.

402
00:20:46,536 --> 00:20:48,330
‫هان؟ صبر کنین...

403
00:20:48,997 --> 00:20:50,782
‫- لطفاً... صبر کنین!
‫- متأسفانه،

404
00:20:50,832 --> 00:20:53,327
‫اعدام برای شما زیادی راحته.

405
00:20:53,377 --> 00:20:55,337
‫چـ... چطور ممکنه؟

406
00:20:56,004 --> 00:20:58,590
‫من هیچی نمی‌دونم.

407
00:20:59,341 --> 00:21:03,011
‫فقط نمی‌خواستم کسی رو ناامید کنم...

408
00:21:04,513 --> 00:21:07,015
‫ونتیم لئوپول.

409
00:21:07,891 --> 00:21:09,226
‫تو رو محکوم می‌کنم

410
00:21:10,185 --> 00:21:12,229
‫که قهرمان باشی.

411
00:21:16,024 --> 00:21:20,103
‫باورم نمی‌شه با همه‌ چی
‫جز عفو موافقت کرد.

412
00:21:20,153 --> 00:21:25,692
‫اگه الهه به خطر بیفته،
‫کار ونتیمه که از اونجا خارجش کنه، درسته؟

413
00:21:25,742 --> 00:21:28,070
‫واقعاً خوب بلده
‫از موقعیت استفاده کنه.

414
00:21:28,120 --> 00:21:32,124
‫اون مرد یه روز وسط شلوغی
‫میدون جنگ کشته می‌شه.

415
00:21:33,166 --> 00:21:36,411
‫راستی،
‫تساو برگشته به یگان، نه؟

416
00:21:36,461 --> 00:21:38,005
‫احتمالاً.

417
00:21:39,881 --> 00:21:43,377
‫شاید بهتر باشه
‫پیش ونتیم بمونم.

418
00:21:43,427 --> 00:21:47,222
‫حس می‌کنم تساو هر لحظه
‫یه دردسر تازه درست می‌کنه...

419
00:21:48,098 --> 00:21:49,299
‫باز؟

420
00:21:49,349 --> 00:21:51,260
‫هی، هی، چه شانسی داره.

421
00:21:51,310 --> 00:21:53,262
‫این هفتمین باره.

422
00:21:53,312 --> 00:21:54,354
‫هه.

423
00:21:57,566 --> 00:21:59,443
‫باز هم یه برد بزرگ.

424
00:22:00,694 --> 00:22:02,354
‫من برش می‌دارم.

425
00:22:02,404 --> 00:22:05,232
‫خیلی خب، اون حواله‌های نظامی
‫که گذاشتی وسط رو بده.

426
00:22:05,282 --> 00:22:08,443
‫اَه، چطور تونستی این کارو بکنی؟

427
00:22:08,493 --> 00:22:09,403
‫چی؟

428
00:22:09,453 --> 00:22:11,071
‫مشکلی باهاش داری؟

429
00:22:11,121 --> 00:22:15,367
‫نه. راستش چشم و گوشم
‫فوق‌العاده تیزه.

430
00:22:15,417 --> 00:22:17,995
‫می‌دونی، من آدمی‌ام
‫که حس عدالت خیلی قوی‌ای داره.

431
00:22:18,045 --> 00:22:20,505
‫نمی‌تونم تحمل کنم
‫مردم کار بد بکنن.

432
00:22:21,089 --> 00:22:23,250
‫اگه حواله‌های نظامی رو بذاری زمین
‫و همین الان بری،

433
00:22:23,300 --> 00:22:24,459
‫دیگه بهت گیر نمی‌دم...

434
00:22:24,509 --> 00:22:29,765
‫بسه دیگه!
‫اگه یه بار دیگه همچین چیزی بگی...

435
00:22:35,896 --> 00:22:38,106
‫دیگه بهش احتیاجی نداری، نه؟

436
00:22:38,982 --> 00:22:41,610
‫همون دست شیطونی که باهاش تقلب می‌کنی.

437
00:22:44,529 --> 00:22:48,325
‫واقعاً... واسه همین گفتم...

438
00:22:49,701 --> 00:22:51,161
‫ولی خب،

439
00:22:57,250 --> 00:22:58,877
‫گرسنمه.

440
00:23:00,877 --> 00:23:10,877
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M