1
00:00:02,836 --> 00:00:04,704
‫- اسمت تساوه.
‫- بله.

2
00:00:04,754 --> 00:00:06,206
‫نام خانوادگی نداری.

3
00:00:06,256 --> 00:00:08,083
‫معروف به «غول آدم‌خوار».

4
00:00:08,133 --> 00:00:12,712
‫آها، قاتل‌هایی که
‫محفل گوئن موهسا تربیت می‌کنه همه همین‌طورن.

5
00:00:12,762 --> 00:00:15,048
‫پس توی یه ماه هشت نفر رو کشتی؟

6
00:00:15,098 --> 00:00:17,008
‫حسابی به جون مردم افتادی، نه؟

7
00:00:17,058 --> 00:00:19,594
‫اوه، این درست نیست.

8
00:00:19,644 --> 00:00:20,845
‫من آدم صادقی‌ام.

9
00:00:20,895 --> 00:00:22,806
‫پس راستش رو بهت می‌گم.

10
00:00:22,856 --> 00:00:25,892
‫درواقع دوازده نفر رو کشتم.
‫باید پنجاه درصد هم بهش اضافه کنی.

11
00:00:25,942 --> 00:00:27,352
‫- چی...
‫- دیدی؟

12
00:00:27,402 --> 00:00:29,854
‫من واقعاً هم صادقم، هم مردم‌دار.

13
00:00:29,904 --> 00:00:33,116
‫همیشه کارهای مزخرف رو می‌ندازن گردن من.

14
00:00:34,492 --> 00:00:36,027
‫تو آدم کشتی...

15
00:00:36,077 --> 00:00:38,580
‫هیچ عذاب وجدانی نداری؟

16
00:00:39,622 --> 00:00:42,992
‫ببخشید،
‫داریم درباره خیر و شر حرف می‌زنیم؟

17
00:00:43,042 --> 00:00:46,329
‫من واقعاً چیزهایی مثل اخلاق رو نمی‌فهمم.

18
00:00:46,379 --> 00:00:47,414
‫معلومه.

19
00:00:47,464 --> 00:00:50,375
‫مثلاً دلم نمیاد
‫کسی رو که تحسینش می‌کنم بکشم.

20
00:00:50,425 --> 00:00:53,044
‫ولی غیر از اون،
‫بقیه‌ش رو اصلاً نمی‌فهمم.

21
00:00:53,094 --> 00:00:56,673
‫اینکه محفل نتونست
‫ذهنم رو تحت تأثیر قرار بده

22
00:00:56,723 --> 00:01:00,310
‫احتمالاً چون زیادی خنگم
‫که این چیزها رو بفهمم.

23
00:01:02,395 --> 00:01:04,389
‫خیلی خوب می‌دونم محفل چطور کار می‌کنه.

24
00:01:04,439 --> 00:01:09,110
‫روی بچه‌ها از درد، دارو، لذت
‫و هر جور روشی استفاده می‌کنن تا...

25
00:01:10,069 --> 00:01:13,148
‫یعنی من یه جور برگزیده‌ام؟

26
00:01:13,198 --> 00:01:16,326
‫اوه نه، این دیگه فشارش خیلی زیاده.

27
00:01:18,369 --> 00:01:19,537
‫نمی‌ترسی؟

28
00:01:20,580 --> 00:01:23,032
‫اگه خوش‌شانس باشی،
‫حبس ابد می‌گیری.

29
00:01:23,082 --> 00:01:24,626
‫وگرنه اعدام می‌شی.

30
00:01:25,251 --> 00:01:26,544
‫نمی‌ترسی؟

31
00:01:27,212 --> 00:01:28,505
‫از ترس دارم می‌میرم.

32
00:01:29,088 --> 00:01:31,716
‫ولی ترسیدن چیزی رو عوض نمی‌کنه.

33
00:01:32,258 --> 00:01:35,295
‫پس می‌خوام از همین لحظه لذت ببرم.

34
00:01:35,345 --> 00:01:37,597
‫بیشتر مردم این‌طوری فکر نمی‌کنن.

35
00:01:38,515 --> 00:01:40,091
‫اصلاً قوه تخیل نداری؟

36
00:01:40,141 --> 00:01:41,301
‫خیلی نامردی!

37
00:01:41,351 --> 00:01:43,970
‫اتفاقاً تخیلم خیلی هم خوبه، باشه؟

38
00:01:44,020 --> 00:01:45,388
‫ولی...

39
00:01:45,438 --> 00:01:47,807
‫واقعاً نمی‌فهمم.

40
00:01:47,857 --> 00:01:51,986
‫چیزی مهم‌تر از سود و زیان خودت

41
00:01:52,862 --> 00:01:54,739
‫و کسی که تحسینش می‌کنی وجود داره؟

42
00:02:00,078 --> 00:02:01,579
‫جالبه.

43
00:02:02,538 --> 00:02:03,748
‫تساو.

44
00:02:04,290 --> 00:02:07,535
‫چطور انتخاب می‌کنی کی رو بکشی؟

45
00:02:07,585 --> 00:02:08,670
‫نمی‌دونم.

46
00:02:09,295 --> 00:02:11,339
‫اگه طرف راحت باشه، می‌کشمش.

47
00:02:13,174 --> 00:02:14,717
‫راحت باشه؟

48
00:02:15,635 --> 00:02:18,554
‫مثلاً این مردی که اسمش تالدی بود

49
00:02:19,055 --> 00:02:25,136
‫وسط روز و فقط توی هفتاد ثانیه
‫از اداره دولتی ناپدید شد.

50
00:02:25,186 --> 00:02:27,847
‫به نظرت این یعنی طرف راحتی بوده؟

51
00:02:27,897 --> 00:02:30,942
‫من درباره روشش حرف نمی‌زنم،
‫درباره حسشه.

52
00:02:31,567 --> 00:02:34,938
‫برای من سختی کشتن آدم‌ها
‫خیلی با هم فرق نداره.

53
00:02:34,988 --> 00:02:36,781
‫برای همین وقتی مجبورم یکی رو بکشم...

54
00:02:37,699 --> 00:02:40,243
‫کسی رو انتخاب می‌کنم
‫که بعدش دلم براش نسوزه.

55
00:02:41,744 --> 00:02:44,072
‫از کجا تشخیص می‌دی؟

56
00:02:44,122 --> 00:02:47,075
‫نمی‌دونم. فقط حس خودمه.

57
00:02:47,125 --> 00:02:49,752
‫حس می‌کنم انجامش آسونه.

58
00:02:50,336 --> 00:02:51,546
‫فهمیدم.

59
00:02:57,010 --> 00:02:58,261
‫عالیه.

60
00:02:58,761 --> 00:02:59,846
‫تساو.

61
00:03:01,347 --> 00:03:03,850
‫- مرگ برای تو زیادی آسونه.
‫- چی؟

62
00:03:07,103 --> 00:03:09,022
‫اگه مجازاتی بدتر از مرگ وجود داشته باشه...

63
00:03:09,605 --> 00:03:10,431
‫درسته.

64
00:03:10,481 --> 00:03:12,725
‫محکومت می‌کنم که قهرمان بشی.

65
00:03:12,775 --> 00:03:15,903
‫نه... نه، صبر کن! یه لحظه! قهرمان یعنی...

66
00:03:17,822 --> 00:03:19,615
‫بله، درست همینه.

67
00:03:22,660 --> 00:03:25,329
‫حتی اجازه مردن هم نداری.

68
00:03:26,329 --> 00:03:36,329
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

69
00:05:10,309 --> 00:05:11,135
‫دیدی؟

70
00:05:11,185 --> 00:05:14,472
‫من کلاً آدم زودکوتاه‌بیایی هستم، نه؟

71
00:05:14,522 --> 00:05:16,807
‫هرچی بیشتر درباره هدفم تحقیق می‌کنم،
‫بیشتر با خودم می‌گم:

72
00:05:16,857 --> 00:05:20,019
‫«نمی‌تونم همچین آدمی رو بکشم.
‫زن و بچه داره!»

73
00:05:20,069 --> 00:05:22,021
‫از این جور چیزها.

74
00:05:22,071 --> 00:05:24,523
‫- برای همین هیچ‌وقت هدف اصلی‌م رو نکشتم.
‫- باورم نمی‌شه همچین آدمی قهرمانه...

75
00:05:24,573 --> 00:05:26,817
‫- با این همه بار مردن هنوز همون‌طوریه.
‫- ولی اگه دست خالی برگردم،

76
00:05:26,867 --> 00:05:28,736
‫- محفل دوباره دعوام می‌کنه.
‫- این داستان رو ده‌ها بار شنیدم.

77
00:05:28,786 --> 00:05:31,280
‫برای همین آدم‌های بی‌ربط رو
‫جای هدفم می‌کشتم

78
00:05:31,330 --> 00:05:32,365
‫و مدرکش رو با خودم می‌آوردم.

79
00:05:32,415 --> 00:05:34,158
‫- من بهترین نیستم...
‫- تساو.

80
00:05:34,208 --> 00:05:35,668
‫خفه شو.

81
00:05:36,460 --> 00:05:37,662
‫ببخشید، داداش.

82
00:05:37,712 --> 00:05:40,122
‫باز زیادی حرف زدم؟

83
00:05:40,172 --> 00:05:42,792
‫چرا دهنش رو نبندیم؟

84
00:05:42,842 --> 00:05:46,212
‫اگه هم‌اتاق بشیم،
‫تا صبح یه‌ریز حرف می‌زنه.

85
00:05:46,262 --> 00:05:48,681
‫دستم نیست، نمی‌تونم ساکت بمونم.

86
00:05:49,265 --> 00:05:52,593
‫ببینین بچه‌ها. من گذشته غم‌انگیزی ندارم

87
00:05:52,643 --> 00:05:54,845
‫که توی محفل زیر
‫آموزش‌های وحشیانه بودم؟

88
00:05:54,895 --> 00:05:56,180
‫اون موقع من رو
‫توی یه سیاهچال زیرزمینی زندانی کرده بودن...

89
00:05:56,230 --> 00:05:57,223
‫ساکت شو!

90
00:05:57,273 --> 00:05:58,557
‫مجبورم نکن دوباره بگم.

91
00:05:58,607 --> 00:06:00,351
‫دیدی؟ زایلو عصبانی شده.

92
00:06:00,401 --> 00:06:02,987
‫وای! ببخشید، داداش!

93
00:06:03,571 --> 00:06:05,322
‫خب دوتا، تو هم عذرخواهی کن.

94
00:06:06,240 --> 00:06:07,191
‫من چرا باید عذرخواهی کنم؟

95
00:06:07,241 --> 00:06:09,944
‫همین اخلاقته که ازش بدم میاد.
‫خودت نمی‌فهمی؟

96
00:06:09,994 --> 00:06:10,903
‫باشه، باشه.

97
00:06:10,953 --> 00:06:12,863
‫دوتا، تو هم باید یاد بگیری
‫یه چیزی بامزه بگی.

98
00:06:12,913 --> 00:06:14,707
‫خب، زود باش عذرخواهی کن.

99
00:06:29,680 --> 00:06:31,757
‫خیلی نزدیکن.

100
00:06:31,807 --> 00:06:35,061
‫با این سرعت، شب می‌رسن.

101
00:06:37,730 --> 00:06:39,398
‫ب... بله.

102
00:06:41,108 --> 00:06:41,976
‫خب؟

103
00:06:42,026 --> 00:06:44,145
‫چند تا شوالیه مقدس می‌مونن؟

104
00:06:44,195 --> 00:06:45,604
‫حدود پنجاه نفر.

105
00:06:45,654 --> 00:06:47,823
‫همه‌شون سربازهای قابل‌اعتمادن.

106
00:06:48,365 --> 00:06:50,026
‫اصلاً کافی نیست.

107
00:06:50,076 --> 00:06:53,529
‫البته ونتیم از زندان میلنید
‫زندانی هم جمع کرده...

108
00:06:53,579 --> 00:06:55,072
‫زندانی جمع کرده؟

109
00:06:55,122 --> 00:06:56,198
‫با رشوه؟

110
00:06:56,248 --> 00:06:57,199
‫بله.

111
00:06:57,249 --> 00:07:00,085
‫گفت همه‌شون محکوم به اعدامن،
‫پس هر کاری بخوام می‌تونم باهاشون بکنم.

112
00:07:01,003 --> 00:07:03,622
‫مجازات مجرم هر جا باشه
‫فرقی نمی‌کنه.

113
00:07:03,672 --> 00:07:04,790
‫می‌بینمشون.

114
00:07:04,840 --> 00:07:06,584
‫ممکنه دیده‌بان‌های پری‌ها باشن.

115
00:07:06,634 --> 00:07:08,210
‫واقعاً؟

116
00:07:08,260 --> 00:07:09,386
‫بذار ببینم.

117
00:07:17,603 --> 00:07:19,346
‫یکم شبیه سگه.

118
00:07:19,396 --> 00:07:21,557
‫ممکنه سیر سیث باشه؟

119
00:07:21,607 --> 00:07:23,768
‫از این فاصله می‌تونه ببینه؟

120
00:07:23,818 --> 00:07:26,687
‫چشم‌هاش از حد انسان فراتره.

121
00:07:26,737 --> 00:07:28,280
‫تساو، از پسش برمیای؟

122
00:07:28,781 --> 00:07:30,524
‫خب، امتحان می‌کنم.

123
00:07:30,574 --> 00:07:31,992
‫حتی اگه خطا کردم،

124
00:07:33,327 --> 00:07:35,204
‫لطفاً من رو نکشین.

125
00:07:35,788 --> 00:07:38,115
‫اون «دیزی» ساخت شرکت ورکله؟

126
00:07:38,165 --> 00:07:41,252
‫بله.یه سلاح تک‌تیراندازیه که
‫ اعلیحضرت تنظیمش کرده.

127
00:07:42,169 --> 00:07:44,163
‫آه، ولی مطمئنی؟

128
00:07:44,213 --> 00:07:45,414
‫اگه دوست و آشنا داشته باشن
‫بیچاره نمی‌شن...

129
00:07:45,464 --> 00:07:47,424
‫نمی‌تونی بدون ور زدن
‫شلیک کنی؟

130
00:07:50,177 --> 00:07:51,178
‫چشم.

131
00:08:03,607 --> 00:08:05,809
‫چطور بود؟ خورد وسط هدف، نه؟

132
00:08:05,859 --> 00:08:07,645
‫آره، ولی هنوز بیشترن.

133
00:08:07,695 --> 00:08:08,988
‫باشه، باشه...

134
00:08:12,533 --> 00:08:14,818
‫- می‌شه کار رو سپرد به اینا؟
‫- یکی دیگه از پشت! زود باش!

135
00:08:14,868 --> 00:08:16,904
‫- نگران اون دوتا نباش.
‫- همه تقویت‌هاش

136
00:08:16,954 --> 00:08:18,531
‫- روی برد و قدرت آتیشه.
‫- مأموریتشون رو انجام می‌دن.

137
00:08:18,581 --> 00:08:20,199
‫- مخصوصاً تیراندازی تساو.
‫- سرعت شلیکشم زیاد نیست.

138
00:08:20,249 --> 00:08:22,159
‫- هیچ‌وقت ندیدم خطا کنه.
‫- زودتر شلیک کن!

139
00:08:22,209 --> 00:08:23,452
‫- باشه.
‫- گرفتم.

140
00:08:23,502 --> 00:08:26,288
‫- حالا فقط باید تله‌ها رو بچینیم.
‫- من واقعاً نابغه‌ام.

141
00:08:26,338 --> 00:08:27,623
‫آره، موج بعدی هم داره میاد.

142
00:08:27,673 --> 00:08:29,208
‫- اصلاً گوش نمی‌دادی، نه؟
‫- چی؟

143
00:08:29,258 --> 00:08:31,677
‫حتی توی این وضعیت
‫بازم کوتاه نمیای؟

144
00:08:32,386 --> 00:08:35,723
‫عمراً بذارم آدم‌هایی که از مرگمون خوشحال
‫می‌شن آزادانه هر کاری دلشون خواست بکنن.

145
00:08:36,307 --> 00:08:37,391
‫تازه...

146
00:08:38,058 --> 00:08:40,561
‫هنوز باید نشون بدیم
‫اون آدم چقدر به درد می‌خوره...

147
00:08:42,855 --> 00:08:43,764
‫اونجا!

148
00:08:43,814 --> 00:08:45,057
‫- نگاه کن، کنارشم چندتای دیگه‌ان.
‫- شنیدم خیلی عجله داری

149
00:08:45,107 --> 00:08:46,433
‫- که اسم و رسمی برای خودت درکنی...
‫- چشم.

150
00:08:46,483 --> 00:08:48,686
‫- هنوز همه‌شون رو نزدیم.
‫- و نیروهات رو به خطر می‌ندازی.

151
00:08:48,736 --> 00:08:49,937
‫عجب فرمانده سخت‌گیری هستی.

152
00:08:49,987 --> 00:08:52,690
‫از کدوم خاندان اشرافی هستی؟

153
00:08:52,740 --> 00:08:54,400
‫- بله، تقریباً تمومه.
‫- من اشراف‌زاده نیستم.

154
00:08:54,450 --> 00:08:55,734
‫- فکر کنم همین بود.
‫- امکان نداره.

155
00:08:55,784 --> 00:08:57,903
‫- آه، دوباره دارن میان.
‫- گالتوایل اجازه می‌ده کسی

156
00:08:57,953 --> 00:08:59,538
‫- مثل تو فرمانده باشه؟
‫- چشم.

157
00:09:00,831 --> 00:09:01,991
‫اون یه پریه؟

158
00:09:02,041 --> 00:09:03,492
‫اوه، منظورت همونیه
‫که زیر سایه اون صخره‌ست؟

159
00:09:03,542 --> 00:09:06,045
‫- عموم کاهن اعظمه.
‫- اون یه پریه.

160
00:09:06,920 --> 00:09:09,298
‫این تقریباً بالاترین مقام
‫توی معبده.

161
00:09:09,798 --> 00:09:11,333
‫پس تعجبی نداره اسمش رو نشنیده بودم.

162
00:09:11,383 --> 00:09:13,585
‫داداش، تموم شد.

163
00:09:13,635 --> 00:09:15,679
‫همه تیرها خورد به هدف!

164
00:09:16,180 --> 00:09:18,098
‫دوتا و تساو، همین‌جا آماده باشین.

165
00:09:18,640 --> 00:09:20,100
‫کیویا، بریم.

166
00:09:23,854 --> 00:09:25,055
‫همه‌ش رو خالی کن.

167
00:09:25,105 --> 00:09:26,932
‫اینجا تجهیزات کافی نداریم.

168
00:09:26,982 --> 00:09:28,851
‫فرمانده داره می‌ره.

169
00:09:28,901 --> 00:09:30,527
‫زود باشین آماده شین.

170
00:09:43,290 --> 00:09:45,501
‫شنیدم می‌مونی، فرمانده کیویا.

171
00:09:46,168 --> 00:09:48,704
‫باورم نمی‌شه می‌خوای با چشم خودت
‫مرگ قهرمان‌ها رو ببینی.

172
00:09:48,754 --> 00:09:51,165
‫هرچند یه کم برام خوشایند نیست،

173
00:09:51,215 --> 00:09:52,549
‫ولی برای سلامتیت دعا می‌کنم.

174
00:09:54,843 --> 00:09:56,837
‫منم برای سلامتیت دعا می‌کنم،

175
00:09:56,887 --> 00:09:58,055
‫کیویا.

176
00:09:58,722 --> 00:10:00,974
‫پلمری، زیاد ازم دور نشو.

177
00:10:01,683 --> 00:10:03,260
‫این مرد همون الهه‌کشه.

178
00:10:03,310 --> 00:10:04,386
‫تو...

179
00:10:04,436 --> 00:10:05,804
‫خیلی خب، هورد.

180
00:10:05,854 --> 00:10:07,064
‫از کنارت دور نمی‌شم.

181
00:10:08,982 --> 00:10:13,437
‫هورد، توی این مأموریت به درد خوردم؟

182
00:10:13,487 --> 00:10:14,438
‫عالی بودی.

183
00:10:14,488 --> 00:10:15,948
‫هیچ شکی توش نیست.

184
00:10:16,824 --> 00:10:18,117
‫پس...

185
00:10:18,909 --> 00:10:21,870
‫می‌گی «همون‌طور که از پلمری انتظار می‌رفت»؟

186
00:10:22,704 --> 00:10:24,281
‫باشه.

187
00:10:24,331 --> 00:10:26,333
‫همون‌طور که از پلمری انتظار می‌رفت.

188
00:10:30,754 --> 00:10:32,923
‫دیگه مرخص می‌شیم.

189
00:10:40,931 --> 00:10:42,883
‫اون الهه نهمه؟

190
00:10:42,933 --> 00:10:45,060
‫بله، بانو پلمریه.

191
00:10:45,686 --> 00:10:46,637
‫کسی که باهاش پیمان بسته

192
00:10:46,687 --> 00:10:48,555
‫فرماندهٔ محفل نهم
‫شوالیه‌های مقدسه،

193
00:10:48,605 --> 00:10:50,599
‫هورد کلیویوس. می‌شناسیش، نه؟

194
00:10:50,649 --> 00:10:54,478
‫می‌گن اشراف‌زاده‌ایه
‫که زمانی زمین‌های وسیعی توی جنوب داشته.

195
00:10:54,528 --> 00:10:58,023
‫نوشیدنی مخصوص کلیویوس جنس گرون‌قیمتیه.

196
00:10:58,073 --> 00:10:59,066
‫ولی...

197
00:10:59,116 --> 00:11:02,411
‫چیزی که اینجاست
‫اصلاً شبیه بهش نیست...

198
00:11:05,497 --> 00:11:07,533
‫اَه، خسته‌کننده‌ست.

199
00:11:07,583 --> 00:11:10,244
‫قراره فرمانروای شیطانی رو
‫به این قلعه بکشونیم

200
00:11:10,294 --> 00:11:12,120
‫و این بشکه‌ها رو منفجر کنیم؟

201
00:11:12,170 --> 00:11:15,249
‫آره، ابلیس رو چند بار
‫با سم قوی می‌کشیم.

202
00:11:15,299 --> 00:11:17,801
‫یعنی خودمون هم می‌میریم، نه؟

203
00:11:18,468 --> 00:11:19,720
‫خوشم نمیاد.

204
00:11:20,220 --> 00:11:21,838
‫داره اعصابم رو خرد می‌کنه.

205
00:11:21,888 --> 00:11:24,675
‫یکی رو بکشم؟

206
00:11:24,725 --> 00:11:25,717
‫چی؟

207
00:11:25,767 --> 00:11:27,853
‫بچه، الان چی گفتی؟

208
00:11:28,604 --> 00:11:29,938
‫دلت می‌خواد بمیری؟

209
00:11:31,773 --> 00:11:35,143
‫شما قهرمان‌های پست
‫زیادی پررو نشین...

210
00:11:35,193 --> 00:11:36,695
‫بسه، زوفلک!

211
00:11:37,821 --> 00:11:38,822
‫فهمیدم.

212
00:11:43,160 --> 00:11:45,362
‫چرا دست به کار شدی؟

213
00:11:45,412 --> 00:11:46,738
‫که خشمم رو خالی کنم.

214
00:11:46,788 --> 00:11:50,784
‫داداش، تو هم وقتی عصبانی می‌شی
‫به سنگ‌ها لگد می‌زنی، نه؟

215
00:11:50,834 --> 00:11:52,869
‫سنگ با آدم فرق داره.

216
00:11:52,919 --> 00:11:55,080
‫اوه، این تبعیض علیه آدم‌هاست!

217
00:11:55,130 --> 00:11:57,416
‫آدم‌ها هم بخشی از طبیعتن.

218
00:11:57,466 --> 00:11:59,668
‫داداش، فکر نکنم درست باشه
‫این‌قدر طرفشون رو بگیری.

219
00:11:59,718 --> 00:12:01,712
‫پیدات کردم، زایلو!

220
00:12:01,762 --> 00:12:03,422
‫الهه!

221
00:12:03,472 --> 00:12:05,474
‫مراقب خونه بودی؟

222
00:12:06,642 --> 00:12:08,218
‫بی‌خیال حرف‌های اضافه بشیم.

223
00:12:08,268 --> 00:12:10,929
‫مهم‌تر اینکه یواشکی
‫بدون اینکه به من بگی زدی بیرون، نه؟

224
00:12:10,979 --> 00:12:13,348
‫این کاری نیست که شوالیه من باید بکنه.

225
00:12:13,398 --> 00:12:14,641
‫بانو تئوریتا.

226
00:12:14,691 --> 00:12:17,227
‫ما وظیفه‌مون رو انجام دادیم.

227
00:12:17,277 --> 00:12:18,320
‫لطفاً به ما رحم کنین.

228
00:12:25,243 --> 00:12:26,320
‫زایلو.

229
00:12:26,370 --> 00:12:29,906
‫انگار توی شناسایی با کیویا
‫خیلی بهت خوش گذشته.

230
00:12:29,956 --> 00:12:32,617
‫چیزی به اسم «شناساییِ خوش‌گذرونی» نداریم.

231
00:12:32,667 --> 00:12:34,703
‫ب... بانو تئوریتا!

232
00:12:34,753 --> 00:12:36,588
‫این توت‌ها رو از جنگل چیدیم.

233
00:12:37,881 --> 00:12:40,133
‫خیلی شیرینن.

234
00:12:42,677 --> 00:12:43,879
‫شما دوتا

235
00:12:43,929 --> 00:12:45,380
‫با هم رفتین جنگل؟

236
00:12:45,430 --> 00:12:47,057
‫برای چیدن توت؟

237
00:12:47,599 --> 00:12:49,384
‫به نظر خوش می‌گذشته.

238
00:12:49,434 --> 00:12:51,011
‫- نه، ما فقط...
‫- نقشه رو داری؟

239
00:12:51,061 --> 00:12:52,604
‫- داشتیم وظیفه‌مون رو انجام می‌دادیم.
‫- آره.

240
00:12:53,688 --> 00:12:55,390
‫زایلو، شوالیه من!

241
00:12:55,440 --> 00:12:58,276
‫- محفل نهم شوالیه‌های مقدس رو دیدم!
‫- داداش، بگیر.

242
00:12:59,444 --> 00:13:00,445
‫که این‌طور.

243
00:13:01,113 --> 00:13:03,482
‫«که این‌طور» تحویلم نده!

244
00:13:03,532 --> 00:13:04,649
‫خوب گوش کن!

245
00:13:04,699 --> 00:13:07,194
‫روزی هفت بار!
‫اون الهه‌ای که اونجاست

246
00:13:07,244 --> 00:13:09,905
‫روزی هفت بار سرش رو نوازش می‌کنن!

247
00:13:09,955 --> 00:13:11,581
‫خب که چی؟

248
00:13:12,082 --> 00:13:14,743
‫من حتی یه بار هم سرم نوازش نشده!

249
00:13:14,793 --> 00:13:17,204
‫نمی‌گم هفت بار این کار رو بکن،

250
00:13:17,254 --> 00:13:18,797
‫ولی حداقل نصفش...

251
00:13:19,589 --> 00:13:22,918
‫من حتی یه بار هم سرم نوازش نشده!

252
00:13:22,968 --> 00:13:24,302
‫بیا!

253
00:13:26,513 --> 00:13:27,514
‫که این‌طور.

254
00:13:29,516 --> 00:13:33,345
‫- آخ! چرا نمی‌فهمی، شوالیه من؟
‫- اون رو ول کن.

255
00:13:33,395 --> 00:13:35,013
‫- گفتم سرم رو نوازش کن!
‫- با این وضع،

256
00:13:35,063 --> 00:13:36,181
‫- پری‌ها زیر پامون له‌مون می‌کنن.
‫- فقط سرم رو نوازش کن!

257
00:13:36,231 --> 00:13:37,099
‫و همه‌چی تموم می‌شه.

258
00:13:37,149 --> 00:13:38,058
‫فرمانده کیویا.

259
00:13:38,108 --> 00:13:40,769
‫چند غریبه از در پشتی اومدن.

260
00:13:40,819 --> 00:13:42,821
‫می‌گن برای دیدن این مرد اومدن.

261
00:13:44,197 --> 00:13:45,198
‫من؟

262
00:13:47,617 --> 00:13:48,944
‫شماها...

263
00:13:48,994 --> 00:13:52,405
‫شنیدیم یه چیزی
‫داره به این قلعه نزدیک می‌شه.

264
00:13:52,455 --> 00:13:54,533
‫ما فقط معدنچی‌های ساده‌ایم،

265
00:13:54,583 --> 00:13:57,168
‫ولی مطمئنم کاری هست
‫که بتونیم برای کمک انجام بدیم.

266
00:14:01,214 --> 00:14:03,917
‫شرایطمون رو می‌فهمی، نه؟

267
00:14:03,967 --> 00:14:06,628
‫شما پادشاه و قهرمان‌هایی هستین
‫که جونمون رو نجات دادین.

268
00:14:06,678 --> 00:14:09,005
‫طبیعیه که بخوایم کمکتون کنیم.

269
00:14:09,055 --> 00:14:10,090
‫متأسفم.

270
00:14:10,140 --> 00:14:12,392
‫ما نه پادشاهیم، نه قهرمان.

271
00:14:12,934 --> 00:14:14,219
‫برگردین پیش خانواده‌هاتون.

272
00:14:14,269 --> 00:14:16,980
‫این به نفع خودمون هم هست.

273
00:14:17,856 --> 00:14:21,309
‫همه‌مون اهل روستاهای اطرافیم.

274
00:14:21,359 --> 00:14:25,272
‫حالا که معدن رو از دست دادیم،
‫اگه این قلعه هم سقوط کنه...

275
00:14:25,322 --> 00:14:28,783
‫غذا، سرپناه
‫و دلگرمیمون رو از دست می‌دیم.

276
00:14:31,161 --> 00:14:34,155
‫نمی‌گم درکتون نمی‌کنم،
‫ولی به‌زور جون سالم به در بردین...

277
00:14:34,205 --> 00:14:36,741
‫درست به‌موقع اومدین، مردم من.

278
00:14:36,791 --> 00:14:38,285
‫- اعلیحضرت!
‫- شما...

279
00:14:38,335 --> 00:14:39,369
‫- چه باشکوه!
‫- همه‌تون جنگجویان

280
00:14:39,419 --> 00:14:40,287
‫- پادشاهی من هستین.
‫- مثل همیشه باشکوه!

281
00:14:40,337 --> 00:14:42,455
‫جنگجو به معنای واقعی کلمه!

282
00:14:42,505 --> 00:14:43,707
‫اعلیحضرت.

283
00:14:43,757 --> 00:14:45,458
‫این مزخرفات رو نگین!

284
00:14:45,508 --> 00:14:47,544
‫چی می‌گی،
‫فرمانده کل زایلو؟

285
00:14:47,594 --> 00:14:50,672
‫الان شدیداً کمبود نیرو داریم.

286
00:14:50,722 --> 00:14:52,173
‫می‌دونم.

287
00:14:52,223 --> 00:14:53,550
‫ولی اینا...

288
00:14:53,600 --> 00:14:56,928
‫معلومه که از مردمم نمی‌خوام
‫جونشون رو فدا کنن.

289
00:14:56,978 --> 00:14:59,598
‫ولی می‌تونن کمکم کنن.

290
00:14:59,648 --> 00:15:00,515
‫چی؟

291
00:15:00,565 --> 00:15:04,561
‫هرچقدر هم حکاکی
‫مُهر مقدس پیچیده باشه،

292
00:15:04,611 --> 00:15:06,646
‫اگه نقشه من رو ببینن،

293
00:15:06,696 --> 00:15:08,740
‫هرکسی می‌تونه از روش انجامش بده.

294
00:15:09,491 --> 00:15:12,319
‫با قدرت مردمی
‫که از من فرمان می‌برن،

295
00:15:12,369 --> 00:15:16,665
‫می‌تونیم این قلعه رو تبدیل کنیم به
‫یه دژ نظامی تسخیرناپذیر!

296
00:15:17,624 --> 00:15:21,711
‫و افتخار پیروزی رو
‫با هم به دست بیاریم!

297
00:15:23,546 --> 00:15:25,423
‫بله، اعلیحضرت!

298
00:15:26,049 --> 00:15:27,167
‫مردم من!

299
00:15:27,217 --> 00:15:29,836
‫فوراً کار رو شروع کنین.

300
00:15:29,886 --> 00:15:36,184
‫اعلیحضرت...

301
00:15:44,025 --> 00:15:44,809
‫خیلی خب.

302
00:15:44,859 --> 00:15:47,779
‫تا اینجا همه‌چی
‫طبق نقشه پیش رفته.

303
00:15:48,405 --> 00:15:49,939
‫خب، زایلو.

304
00:15:49,989 --> 00:15:52,200
‫جزئیات نقشه رو توضیح بده.

305
00:15:53,785 --> 00:15:58,915
‫تاتسویا، راه زیرزمینی رو ببند.
‫حدود بیست شوالیه مقدس هم با خودت ببر.

306
00:16:00,417 --> 00:16:01,618
‫تساو، در پشتی با تو.

307
00:16:01,668 --> 00:16:03,453
‫هرچی نزدیک شد، نابودش کن.

308
00:16:03,503 --> 00:16:05,338
‫اوه، پس نوبت منه، نه؟

309
00:16:06,256 --> 00:16:07,916
‫راستی، دوتا کجاست؟

310
00:16:07,966 --> 00:16:10,293
‫یه مأموریت دیگه داره.

311
00:16:10,343 --> 00:16:13,129
‫بعدش، معدنچی‌ها
‫پشت خط مقدم می‌مونن

312
00:16:13,179 --> 00:16:15,924
‫و از همون‌جا از شوالیه‌های مقدس
‫ پشتیبانی می‌کنن.

313
00:16:15,974 --> 00:16:17,759
‫دستور داریم پل متحرک قلعه رو بالا نکشیم.

314
00:16:17,809 --> 00:16:19,302
‫جای خطرناکیه.

315
00:16:19,352 --> 00:16:22,347
‫لازم نیست زیادی به خودتون فشار بیارین.
‫فقط نصف روز دوام بیارین.

316
00:16:22,397 --> 00:16:25,683
‫بله، منم تنظیم
‫مُهر مقدس رو ادامه می‌دم.

317
00:16:25,733 --> 00:16:27,060
‫بعدش؟

318
00:16:27,110 --> 00:16:28,445
‫خودت چی کار می‌کنی، زایلو؟

319
00:16:30,071 --> 00:16:31,322
‫من پیش‌قدم می‌شم.

320
00:16:35,076 --> 00:16:36,778
‫از داداشم کمتر از این انتظار نداشتم.

321
00:16:36,828 --> 00:16:37,737
‫آره.

322
00:16:37,787 --> 00:16:39,405
‫خوب گوش کنین.

323
00:16:39,455 --> 00:16:42,033
‫تا جایی که می‌تونین
‫حمله پری‌ها رو عقب نگه دارین.

324
00:16:42,083 --> 00:16:44,043
‫من شکل واقعی ابلیس رو بیرون می‌کشم.

325
00:16:44,711 --> 00:16:46,871
‫قبل از اینکه به این قلعه برسه،

326
00:16:46,921 --> 00:16:49,299
‫از تله‌هایی که از قبل آماده کردیم

327
00:16:50,175 --> 00:16:51,467
‫برای کشتنش استفاده می‌کنم.

328
00:16:52,260 --> 00:16:54,053
‫برای اینکه همه زنده بمونن...

329
00:16:54,554 --> 00:16:55,722
‫تنها راه همینه.

330
00:16:56,598 --> 00:16:58,216
‫داری شوخی می‌کنی؟

331
00:16:58,266 --> 00:16:59,342
‫می‌کشمت!

332
00:16:59,392 --> 00:17:00,727
‫زیادی جوگیر نشو!

333
00:17:01,728 --> 00:17:04,973
‫چرا باید از دستور قهرمان‌ها اطاعت کنیم؟

334
00:17:05,023 --> 00:17:07,892
‫بگو ببینم! شما از آدم‌ها هم بدتر نیستین؟

335
00:17:07,942 --> 00:17:09,986
‫ای الهه‌کش!

336
00:17:16,534 --> 00:17:18,995
‫می‌شه لطفاً داداشم رو عصبانی نکنین؟

337
00:17:19,621 --> 00:17:22,323
‫نمی‌خوام وسط دعوا
‫گیر بیفتم.

338
00:17:22,373 --> 00:17:25,326
‫چ... چرا به من شلیک نکردی؟

339
00:17:25,376 --> 00:17:26,536
‫یعنی چی «چرا»؟

340
00:17:26,586 --> 00:17:32,383
‫چون هیکل‌گنده و سرحالی،
‫باید بتونی کارت رو درست انجام بدی.

341
00:17:36,804 --> 00:17:38,056
‫داداش...

342
00:17:40,016 --> 00:17:43,645
‫تساو.
‫قبول دارم این روش مؤثره...

343
00:17:44,354 --> 00:17:45,772
‫ولی دیگه تکرارش نکن.

344
00:17:51,027 --> 00:17:52,520
‫آه، راستی.

345
00:17:52,570 --> 00:17:54,898
‫بهتره همین‌جا بکشیمش...

346
00:17:54,948 --> 00:17:58,284
‫نه، ببرینش و
‫با مُهر مقدس خون‌ریزی رو بند بیارین.

347
00:18:07,460 --> 00:18:09,287
‫خب، چی می‌خوای؟

348
00:18:09,337 --> 00:18:12,507
‫راستش،
‫یه نامه برای تو دارم.

349
00:18:13,216 --> 00:18:15,126
‫- از طرف...
‫- نه.

350
00:18:15,176 --> 00:18:16,636
‫نامه رو بسوزون.

351
00:18:17,679 --> 00:18:18,921
‫اِ...

352
00:18:18,971 --> 00:18:22,759
‫از طرف فرنسی مستیبولته.

353
00:18:22,809 --> 00:18:24,594
‫اگه درست یادم باشه
‫خاندان مستیبولت...

354
00:18:24,644 --> 00:18:27,013
‫همون نایت‌گانت‌های جنوبن، نه؟

355
00:18:27,063 --> 00:18:29,474
‫گفتن ارتششون رو در اختیارمون می‌ذارن...

356
00:18:29,524 --> 00:18:32,310
‫شخصاً،

357
00:18:32,360 --> 00:18:36,030
‫دوست دارم ازشون کمک بخوام...

358
00:18:36,781 --> 00:18:37,949
‫اگه ممکن باشه...

359
00:18:38,741 --> 00:18:40,910
‫دیگه درباره‌ش حرف نمی‌زنیم.

360
00:18:41,953 --> 00:18:44,038
‫ف... فهمیدم.

361
00:18:44,580 --> 00:18:47,992
‫فقط حیفه که
‫اون دو هزار سرباز رو از دست بدیم...

362
00:18:48,042 --> 00:18:51,287
‫راستی،
‫جیس و رینو نتونستن بیان؟

363
00:18:51,337 --> 00:18:54,082
‫جیس جواب داد:
‫«نمی‌خوام نلی رو خسته کنم.»

364
00:18:54,132 --> 00:18:56,084
‫«حواست باشه، وگرنه می‌کشمت.»

365
00:18:56,134 --> 00:18:58,136
‫رینو جواب نداد.

366
00:18:58,636 --> 00:19:00,421
‫با اینکه خودش داوطلب شد قهرمان بشه،

367
00:19:00,471 --> 00:19:02,006
‫هنوز هم مثل همیشه عجیب‌وغریبه.

368
00:19:02,056 --> 00:19:03,800
‫مزدورها چی؟

369
00:19:03,850 --> 00:19:05,718
‫سعی کردم باهاشون تماس بگیرم.

370
00:19:05,768 --> 00:19:07,470
‫ولی اگه پولی در کار نباشه...

371
00:19:07,520 --> 00:19:09,555
‫دوتا داره پولش رو جور می‌کنه.

372
00:19:09,605 --> 00:19:11,441
‫امیدوارم به‌موقع برسه...

373
00:19:13,025 --> 00:19:15,278
‫خب، زود ببرینش داخل.

374
00:19:15,862 --> 00:19:17,647
‫- محکم ببندینش.
‫- زودتر معدنچی‌ها رو بفرستیم برن.

375
00:19:17,697 --> 00:19:19,982
‫- آماده‌ست.
‫- واقعاً آخر دنیاست

376
00:19:20,032 --> 00:19:21,826
‫اگه حتی اونا هم مجبور بشن بجنگن.

377
00:19:23,828 --> 00:19:25,246
‫آخر دنیا...

378
00:19:25,997 --> 00:19:28,241
‫اعلیحضرت، حالا چی کار کنیم؟

379
00:19:28,291 --> 00:19:29,158
‫زایلو.

380
00:19:29,208 --> 00:19:31,911
‫- این‌طوری نگهش دار، من تنظیمش می‌کنم.
‫- اگه...

381
00:19:31,961 --> 00:19:33,504
‫- بله.
‫- یعنی، اگه...

382
00:19:34,297 --> 00:19:38,584
‫اگه یکی واقعاً می‌خواست
‫بشریت رو از بین ببره...

383
00:19:38,634 --> 00:19:40,303
‫تو چی کار می‌کردی؟

384
00:19:45,766 --> 00:19:46,767
‫چی؟

385
00:19:47,852 --> 00:19:51,022
‫زایلو، به نظریه‌های توطئه علاقه داری؟

386
00:19:51,856 --> 00:19:53,349
‫چه چیز خسته‌کننده‌ای.

387
00:19:53,399 --> 00:19:56,394
‫اون مقاله عجیب خودت رو یادت هست؟

388
00:19:56,444 --> 00:19:59,647
‫توش از پرستنده‌های فرمانروای شیطانی
‫یا طرفدارهای همزیستی گفته بودی...

389
00:19:59,697 --> 00:20:02,400
‫هرجور نگاهش کنی،
‫اون خبر جعلیه، نه؟

390
00:20:02,450 --> 00:20:05,494
‫طبیعیه این‌طوری فکر کنی.

391
00:20:06,787 --> 00:20:09,448
‫ولی اگه واقعاً پرستنده‌های
‫ فرمانروای شیطانی وجود داشته باشن،

392
00:20:09,498 --> 00:20:12,451
‫یا گروهی که طرفدار همزیستی
‫با فرمانروایان شیطانی باشه،

393
00:20:12,501 --> 00:20:16,380
‫و پشت پرده تلاش کنه
‫باعث شکست بشریت بشه...

394
00:20:17,340 --> 00:20:19,258
‫فکر نمی‌کنی همه‌چی معنی پیدا می‌کنه؟

395
00:20:19,800 --> 00:20:23,429
‫حتی این فرمان جنگی بی‌منطق.

396
00:20:27,642 --> 00:20:29,852
‫اگه همچین آدمی واقعاً وجود داشته باشه...

397
00:20:30,478 --> 00:20:33,606
‫از هر آدم پستی هم پست‌تره.

398
00:20:49,789 --> 00:20:51,624
‫فرمانروای شیطانی هنوز خیلی دوره...

399
00:20:52,708 --> 00:20:54,001
‫اومدن، شوالیه من.

400
00:20:55,002 --> 00:20:56,087
‫اونا کویسته بودارن،

401
00:20:56,671 --> 00:20:58,339
‫پیش‌قراول ارتش.

402
00:21:00,424 --> 00:21:01,425
‫خیلی خب.

403
00:21:01,884 --> 00:21:03,511
‫شروع کنیم.

404
00:21:06,806 --> 00:21:10,301
‫بقای بشریت
‫به این نبرد بستگی داره.

405
00:21:10,351 --> 00:21:12,603
‫باید از سرزمینمون دفاع کنیم!

406
00:21:13,145 --> 00:21:15,314
‫همه، آماده نبرد!

407
00:21:17,066 --> 00:21:17,975
‫اون پادشاه لعنتی...

408
00:21:18,025 --> 00:21:20,444
‫بهش گفتم بره عقب
‫و پشتیبانی کنه...

409
00:21:21,195 --> 00:21:24,031
‫همینه! آتش!

410
00:21:34,625 --> 00:21:36,293
‫مانع دفاعی، فعال شو!

411
00:21:51,809 --> 00:21:53,678
‫آفرین به همگی!

412
00:21:53,728 --> 00:21:56,939
‫حمله‌تون ضربه سنگینی
‫به روحیه دشمن زد.

413
00:21:59,442 --> 00:22:01,477
‫برای شلیک بعدی آماده شین!

414
00:22:01,527 --> 00:22:02,937
‫اعلیحضرت...

415
00:22:02,987 --> 00:22:05,281
‫زیادی جلو نرفته؟

416
00:22:07,158 --> 00:22:09,360
‫ونتیم. جدی می‌گم، اگه بلایی
‫سر اعلیحضرت بیاد،

417
00:22:09,410 --> 00:22:11,445
‫- کار این قلعه تمومه.
‫- دارن میان! آتش!

418
00:22:11,495 --> 00:22:14,156
‫- لعنتی، خطا کردم!
‫- هر کاری کردم نگهش دارم،

419
00:22:14,206 --> 00:22:15,916
‫ولی اصلاً به حرفم گوش نکرد...

420
00:22:16,959 --> 00:22:21,130
‫اگه زبونت هم به درد نخوره،
‫دیگه چه فایده‌ای داری؟

421
00:22:21,756 --> 00:22:24,341
‫تساو، خیلی وقت‌ها باهام
‫ بی‌ادبانه حرف می‌زنی.

422
00:22:26,093 --> 00:22:27,461
‫راه رو برای سواره‌نظام باز کنین!

423
00:22:27,511 --> 00:22:30,514
‫پشتیبانی از فرمانده کیویا
‫و بقیه رو شروع کنین! آتش!

424
00:22:33,476 --> 00:22:34,260
‫بریم،

425
00:22:34,310 --> 00:22:36,220
‫محفل سیزدهم شوالیه‌های مقدس!

426
00:22:36,270 --> 00:22:39,106
‫حمله!

427
00:23:03,088 --> 00:23:05,040
‫- زوفلک!
‫- چشم!

428
00:23:05,090 --> 00:23:07,635
‫همه نیروها، برگردین!

429
00:23:08,844 --> 00:23:11,972
‫آرایششون رو به هم بزنین!
‫نذارین به قلعه نزدیک بشن!

430
00:23:13,682 --> 00:23:16,727
‫کیویا و بقیه واقعاً خوبن.

431
00:23:17,645 --> 00:23:18,554
‫داداش!

432
00:23:18,604 --> 00:23:20,022
‫اون چیه؟

433
00:23:23,484 --> 00:23:25,444
‫اون...

434
00:23:26,529 --> 00:23:29,490
‫بله. منم از اینجا تأییدش کردم.

435
00:23:34,995 --> 00:23:36,830
‫نمی‌خوام باور کنم، ولی...

436
00:23:38,123 --> 00:23:39,875
‫- آدم‌ان.
‫- آدم‌ان؟

437
00:23:42,878 --> 00:23:43,662
‫تیر آتشین!

438
00:23:43,712 --> 00:23:46,298
‫- مواظب باشین!
‫- مانع دفاعی آتیش گرفته!

439
00:23:47,049 --> 00:23:47,833
‫اوضاع بده!

440
00:23:47,883 --> 00:23:51,170
‫با این وضع مُهر مقدس کار نمی‌کنه!

441
00:23:51,220 --> 00:23:52,930
‫بشکه‌ها رو عقب ببرین! آتیش می‌گیرن!

442
00:23:57,059 --> 00:23:58,510
‫موج دوم داره میاد!

443
00:23:58,560 --> 00:23:59,887
‫خیلی زیادن!

444
00:23:59,937 --> 00:24:01,847
‫نمی‌تونیم موج بعدی رو تحمل کنیم.

445
00:24:01,897 --> 00:24:03,432
‫لعنتی...

446
00:24:03,482 --> 00:24:05,935
‫دروازه اصلی دیگه زیاد دوام نمیاره.

447
00:24:05,985 --> 00:24:07,319
‫دارن می‌شکننش!

448
00:24:09,613 --> 00:24:11,023
‫لعنتی...

449
00:24:11,073 --> 00:24:11,941
‫با این وضع...

450
00:24:11,991 --> 00:24:13,484
‫- اومدن داخل!
‫- قبل از اینکه فرمانروای شیطانی

451
00:24:13,534 --> 00:24:14,868
‫- پیداش بشه...
‫- آتیش رو خاموش کنین!

452
00:24:23,961 --> 00:24:25,796
‫همه‌مون نابود می‌شیم!

453
00:24:27,796 --> 00:24:37,796
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M