1
00:00:23,110 --> 00:00:25,321
‫آفرین، زایلو.

2
00:00:26,864 --> 00:00:29,367
‫من هم تحسینت می‌کنم.

3
00:00:36,541 --> 00:00:37,958
‫زایلو فوربارتز،

4
00:00:37,959 --> 00:00:40,836
‫موفق شدی ارباب شیاطین
‫ابلیس رو شکست بدی.

5
00:00:40,837 --> 00:00:42,629
‫حالا درباره بعدش حرف بزنیم.

6
00:00:42,630 --> 00:00:45,590
‫حوصله شنیدن
‫حرف‌های دردسرساز رو ندارم.

7
00:00:45,591 --> 00:00:47,343
‫نه، باید گوش بدی.

8
00:00:48,052 --> 00:00:49,387
‫لازمه.

9
00:00:50,387 --> 00:01:00,387
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

10
00:01:05,069 --> 00:01:07,238
‫اون صندوق رو بذار اینجا!

11
00:01:08,030 --> 00:01:09,407
‫بازم بار می‌رسه.

12
00:01:12,660 --> 00:01:14,370
‫تازه صید شدن.

13
00:01:20,334 --> 00:01:21,878
‫زودتر جابه‌جاش کن.

14
00:01:43,649 --> 00:01:44,983
‫قضیه از این قراره.

15
00:01:44,984 --> 00:01:46,776
‫تو و بانو تئوریتا

16
00:01:46,777 --> 00:01:51,282
‫موقتاً به ما ملحق می‌شید،
‫محفل سیزدهم شوالیه‌های مقدس.

17
00:01:52,116 --> 00:01:53,408
‫«ملحق» می‌شیم، می‌گی...

18
00:01:53,409 --> 00:01:54,994
‫مگه ما قطعه یدکی‌ایم؟

19
00:01:55,745 --> 00:01:58,705
‫درباره وضعیت نگران‌کننده بانو تئوریتا،

20
00:01:58,706 --> 00:02:01,292
‫ارتش و معبد
‫مدام با هم اختلاف داشتن.

21
00:02:02,001 --> 00:02:04,419
‫بعد از پیروزی بزرگ
‫در نبرد دژ،

22
00:02:04,420 --> 00:02:06,255
‫اوضاع کم‌کم تغییر کرد.

23
00:02:07,965 --> 00:02:12,094
‫زایلو، باید همچنان
‫از بانو تئوریتا محافظت کنی.

24
00:02:12,887 --> 00:02:14,680
‫اگه قراره ازش محافظت کنم...

25
00:02:17,391 --> 00:02:19,477
‫حتی یه روز هم مرخصی نداشتم.

26
00:02:20,102 --> 00:02:22,312
‫فعلاً باید ما رو از
‫خط مقدم منتقل کنن.

27
00:02:22,313 --> 00:02:24,856
‫- از اول هم قصدم همین بود.
‫- چی؟

28
00:02:24,857 --> 00:02:29,736
‫وظیفه‌تون به‌عنوان اعضای یگان قهرمانان اینه
‫ که همین‌جا از بانو تئوریتا محافظت کنید،

29
00:02:29,737 --> 00:02:32,323
‫توی شهر بندری ایوف.

30
00:02:33,741 --> 00:02:36,410
‫یعنی می‌گی این شهر
‫از میدان جنگ خطرناک‌تره؟

31
00:02:37,119 --> 00:02:38,788
‫دقیقاً همین‌طوره.

32
00:02:39,372 --> 00:02:42,457
‫بعضی از بدعت‌گذارهایی که
‫از معبد اخراج شدن،

33
00:02:42,458 --> 00:02:44,877
‫وجود الهه جدید رو قبول ندارن.

34
00:02:45,461 --> 00:02:47,295
‫ممکنه با محفل آدمکش‌ها
‫همدست بشن

35
00:02:47,296 --> 00:02:49,130
‫و بخوان به بانو تئوریتا آسیب بزنن.

36
00:02:49,131 --> 00:02:51,508
‫بسه. بعداً بقیه‌ش رو می‌شنوم.

37
00:02:51,509 --> 00:02:52,593
‫زایلو.

38
00:02:53,886 --> 00:02:56,513
‫تو باید از من محافظت کنی.

39
00:02:56,514 --> 00:02:58,556
‫تو و بقیه قهرمان‌ها

40
00:02:58,557 --> 00:03:01,352
‫دارید می‌رید تعطیلات، زایلو!

41
00:03:20,454 --> 00:03:21,454
‫ها؟

42
00:03:33,009 --> 00:03:36,219
‫شنیدم از پس یه مورد
‫آلودگی شیطانی براومدی،

43
00:03:36,220 --> 00:03:37,345
‫زایلو.

44
00:03:37,346 --> 00:03:38,889
‫تو دیگه از کجا پیدات شد، جیس؟

45
00:03:39,849 --> 00:03:43,643
‫شنیدم سه تا ارباب شیاطین رو زدی.

46
00:03:43,644 --> 00:03:46,856
‫ولی شرط می‌بندم بیشتر کارها رو دوتا
‫و نورگال انجام دادن.

47
00:03:47,565 --> 00:03:49,607
‫در مورد ابلیس،

48
00:03:49,608 --> 00:03:51,652
‫قبول، اون یکی رو حساب خودت می‌ذارم.

49
00:03:52,528 --> 00:03:54,363
‫خودم دوتاشون رو زدم، می‌دونی؟

50
00:03:55,698 --> 00:03:57,324
‫خالی نمی‌بندی که؟

51
00:03:57,325 --> 00:03:59,826
‫راینو هم جبهه غربی نیست؟

52
00:03:59,827 --> 00:04:01,953
‫اون یارو دوباره از دستور سرپیچی کرد.

53
00:04:01,954 --> 00:04:03,674
‫یه مدتی باید توی اتاق تنبیه بمونه.

54
00:04:04,332 --> 00:04:06,876
‫قهرمان محکوم توی اتاق تنبیه؟

55
00:04:07,501 --> 00:04:11,088
‫به‌هرحال،
‫امتیاز دو به یکه، پس من بردم.

56
00:04:11,672 --> 00:04:13,214
‫انگار اون‌قدرا هم تعریفی نداری.

57
00:04:13,215 --> 00:04:15,216
‫ص... صبر کن!

58
00:04:15,217 --> 00:04:16,968
‫زایلو شوالیه منه.

59
00:04:16,969 --> 00:04:19,387
‫اجازه نمی‌دم تحقیرش کنی.

60
00:04:19,388 --> 00:04:20,847
‫تو همون الهه‌ای؟

61
00:04:20,848 --> 00:04:22,892
‫شنیدم دوتا پیدات کرده.

62
00:04:23,476 --> 00:04:26,312
‫خوش به حالت که یکی مثل این بچه
‫داره ازت محافظت می‌کنه.

63
00:04:27,521 --> 00:04:29,939
‫چ... چطور جرئت می‌کنی
‫این‌طور با من حرف بزنی؟

64
00:04:29,940 --> 00:04:32,817
‫تا حالا این‌همه
‫بی‌احترامی ندیده بودم!

65
00:04:32,818 --> 00:04:36,071
‫خب، عصبانی شدن از دست
‫این یارو فایده‌ای نداره.

66
00:04:36,072 --> 00:04:40,785
‫دوتا پیداش نکرد.
‫از شوالیه‌های مقدس دزدیدش.

67
00:04:41,911 --> 00:04:43,496
‫تقریباً همونه دیگه.

68
00:04:44,121 --> 00:04:46,040
‫قانون‌های آدم‌ها برام مهم نیست.

69
00:04:46,707 --> 00:04:48,625
‫بده ببینم.

70
00:04:48,626 --> 00:04:50,503
‫اگه دیر کنم نیلی عصبانی می‌شه.

71
00:04:52,963 --> 00:04:54,924
‫سلام منو به نیلی برسون.

72
00:05:00,179 --> 00:05:02,556
‫زایلو! اون کی بود؟

73
00:05:03,057 --> 00:05:04,516
‫اسمش جیسه.

74
00:05:04,517 --> 00:05:06,684
‫اژدهاسوار یگان ماست.

75
00:05:06,685 --> 00:05:09,479
‫یه احمقه که برای اژدهاها
‫ گیاه ممنوعه می‌کاره

76
00:05:09,480 --> 00:05:11,523
‫و بعد می‌فروشتشون.

77
00:05:11,524 --> 00:05:13,483
‫و برای همین قهرمان شد؟

78
00:05:13,484 --> 00:05:15,568
‫جرم دومش شورش بود.

79
00:05:15,569 --> 00:05:19,323
‫ظاهراً برای آزاد کردن اژدهاها
‫جلوی ارتش ایستاده بود.

80
00:05:19,949 --> 00:05:22,826
‫معمولاً یه روزه دستگیرش می‌کردن.

81
00:05:22,827 --> 00:05:26,330
‫ولی از اشراف بلندپایه‌ست،
‫و اژدهاها هم عجیب دوستش دارن.

82
00:05:26,956 --> 00:05:30,418
‫همین باعث شورشی شد که بعدها
‫به «شورش جیس» معروف شد.

83
00:05:31,460 --> 00:05:35,798
‫قهرمان‌ها واقعاً یه مشت آدم عجیبن...

84
00:05:42,054 --> 00:05:44,014
‫ببخشید...

85
00:05:48,561 --> 00:05:51,062
‫ل... لطفاً آروم باش، زایلو.

86
00:05:51,063 --> 00:05:52,189
‫باشه؟

87
00:05:53,941 --> 00:05:55,483
‫ل... لطفاً یه لحظه صبر کن!

88
00:05:55,484 --> 00:05:58,027
‫اگه خاندان مستیبولت
‫نیروی کمکی نمی‌فرستاد،

89
00:05:58,028 --> 00:06:01,197
‫خسارت خیلی بیشتر می‌شد، مگه نه؟

90
00:06:01,198 --> 00:06:03,783
‫آره، پس اگه بذاری دوبار بزنمت
‫می‌بخشمت.

91
00:06:03,784 --> 00:06:06,494
‫زایلو! دست به خشونت نزن!

92
00:06:06,495 --> 00:06:07,662
‫اشکالی نداره.

93
00:06:07,663 --> 00:06:09,914
‫هنوز یه چیزی رو ازم قایم می‌کنه.

94
00:06:09,915 --> 00:06:11,916
‫ن... نه، این‌طور نیست.

95
00:06:11,917 --> 00:06:13,751
‫آهان، راستی،

96
00:06:13,752 --> 00:06:15,420
‫فرنسی بهم گفت

97
00:06:15,421 --> 00:06:20,258
‫حتماً باید ببینیش،
‫وگرنه فردا حسابم رو می‌رسه.

98
00:06:20,259 --> 00:06:22,970
‫فرنسی؟ کیه؟

99
00:06:23,554 --> 00:06:25,431
‫یه زمانی نامزدم بود.

100
00:06:27,308 --> 00:06:28,308
‫چی؟

101
00:06:32,855 --> 00:06:34,607
‫چه خجالت‌آور، زایلو.

102
00:06:36,650 --> 00:06:39,528
‫چی کار می‌کنی؟ زود باش بشین.

103
00:06:42,323 --> 00:06:45,325
‫هیچ پیشرفتی نکردی.

104
00:06:45,326 --> 00:06:47,619
‫قبلاً مثل مگس بودی،

105
00:06:47,620 --> 00:06:49,162
‫حالا شدی کرم ابریشم.

106
00:06:49,163 --> 00:06:50,206
‫خیلی بی‌رحمانه‌ست.

107
00:06:51,498 --> 00:06:54,167
‫می‌شه آدم‌ها رو
‫به چیزهای عجیب تشبیه نکنی؟

108
00:06:54,168 --> 00:06:58,172
‫اوه؟ بین مردم عادی
‫این توهین حساب می‌شه؟

109
00:06:58,839 --> 00:07:03,676
‫فقط نمی‌خوام وجهه داماد
‫خاندان مستیبولت رو خراب کنی.

110
00:07:03,677 --> 00:07:06,054
‫از همین‌جا معلومه فرق داریم.

111
00:07:06,055 --> 00:07:08,056
‫پس عوضش می‌کنم.

112
00:07:08,057 --> 00:07:10,476
‫قصد نداشتم ناراحتت کنم.

113
00:07:13,979 --> 00:07:16,022
‫پس این همون الهه‌ست؟

114
00:07:16,023 --> 00:07:18,149
‫این‌طوری نگاهش نکن. می‌ترسه.

115
00:07:18,150 --> 00:07:20,068
‫م... من نمی‌ترسم!

116
00:07:20,069 --> 00:07:21,737
‫من الهه‌ام، می‌دونی؟

117
00:07:22,613 --> 00:07:25,740
‫آره، و منم این‌طوری نگاهش نمی‌کنم.

118
00:07:25,741 --> 00:07:28,117
‫تو فرنسی هستی، درسته؟

119
00:07:28,118 --> 00:07:31,538
‫چه رابطه‌ای
‫با شوالیه من، زایلو، داری؟

120
00:07:31,539 --> 00:07:34,249
‫الان که گفتم، نامزد سابقمه.

121
00:07:34,250 --> 00:07:36,960
‫من «سابق» نیستم.

122
00:07:36,961 --> 00:07:39,712
‫اون پیمان هنوز سر جاشه، زایلو.

123
00:07:39,713 --> 00:07:43,049
‫مسخره‌بازی درنیار. من یه قهرمانم.

124
00:07:43,050 --> 00:07:44,968
‫حق ازدواج ندارم.

125
00:07:44,969 --> 00:07:48,179
‫- اوهوم.
‫- از نظر قانونی حتی آدم هم حساب نمی‌شم.

126
00:07:48,180 --> 00:07:50,098
‫«فرنسی» بود، درسته؟

127
00:07:50,099 --> 00:07:52,725
‫این مرد یه قهرمان و شوالیه منه.

128
00:07:52,726 --> 00:07:55,853
‫کار تمام عمرش اینه که
‫کاملاً خودش رو وقف کنه

129
00:07:55,854 --> 00:07:58,022
‫تا از قدرت من استفاده کنه و ستایشم کنه.

130
00:07:58,023 --> 00:08:01,317
‫هرچند دلم برات می‌سوزه،

131
00:08:01,318 --> 00:08:03,152
‫اون نمی‌تونه ازدواج کنه!

132
00:08:03,153 --> 00:08:06,615
‫زایلو، انگار باز یه آدم عجیب
‫بهت علاقه‌مند شده.

133
00:08:07,366 --> 00:08:11,244
‫منو یاد آرمادیلوی گوش‌دراز پدرم می‌اندازه.
‫اون هم دوستت داشت.

134
00:08:11,245 --> 00:08:14,414
‫آره، و چنگت هم زد.

135
00:08:14,415 --> 00:08:16,040
‫اون یه تاجر از غرب بود...

136
00:08:16,041 --> 00:08:17,750
‫ص... صبر کن!

137
00:08:17,751 --> 00:08:20,003
‫ پای گذشته رو وسط کشیدن انصاف نیست!

138
00:08:20,004 --> 00:08:23,339
‫تازه یه الهه رو
‫با اون حیوون عجیب مقایسه کردی.

139
00:08:23,340 --> 00:08:24,799
‫این دیگه خیلی بی‌احترامیه!

140
00:08:24,800 --> 00:08:30,221
‫به‌هرحال،
‫دارم راهی پیدا می‌کنم که عفوت کنن.

141
00:08:30,222 --> 00:08:31,806
‫صبر کن، من...

142
00:08:31,807 --> 00:08:34,143
‫و یه مدتی هم اینجا می‌مونم.

143
00:08:34,893 --> 00:08:35,935
‫آخه...

144
00:08:35,936 --> 00:08:39,648
‫باید رد آلودگی شیطانی رو بگیرم.

145
00:08:43,277 --> 00:08:44,320
‫منظورت چیه؟

146
00:08:44,903 --> 00:08:46,530
‫همون که گفتم.

147
00:08:47,114 --> 00:08:48,615
‫حدود یه ماهه،

148
00:08:48,616 --> 00:08:52,952
‫همراه اربابان نایت‌گانت‌ها
‫با آلودگی شیطانی می‌جنگم.

149
00:08:52,953 --> 00:08:54,370
‫اما چند روز پیش،

150
00:08:54,371 --> 00:08:57,332
‫ارتش ارباب شیاطین
‫اطراف این شهر ناپدید شد.

151
00:08:57,333 --> 00:08:58,291
‫ناپدید شد؟

152
00:08:58,292 --> 00:09:01,669
‫آره، آلودگی شیطانی شماره ۵۹،

153
00:09:01,670 --> 00:09:02,962
‫اسپریگن.

154
00:09:02,963 --> 00:09:04,256
‫می‌ترسم اون موجود...

155
00:09:05,132 --> 00:09:07,217
‫شکل انسان به خودش گرفته باشه.

156
00:09:08,135 --> 00:09:10,219
‫یه ارباب شیاطین با ظاهر انسان...

157
00:09:10,220 --> 00:09:11,179
‫اسپریگن.

158
00:09:11,180 --> 00:09:14,182
‫حتی بین اربابان شیاطین هم
‫توانایی نادریه.

159
00:09:14,183 --> 00:09:16,143
‫اه، دردسر شد.

160
00:09:17,102 --> 00:09:20,022
‫ممکنه وارد این شهر شده باشه.

161
00:09:20,522 --> 00:09:21,773
‫مراقب باش.

162
00:09:21,774 --> 00:09:24,860
‫بالاخره یه شهر رو
‫توی قلمرو ما نابود کرده.

163
00:09:25,611 --> 00:09:28,405
‫خب، دیگه مزاحمتون نمی‌شیم.

164
00:09:31,075 --> 00:09:33,826
‫اونجا کی داره یواشکی گوش می‌ده؟

165
00:09:33,827 --> 00:09:36,413
‫نه، منظور خاصی نداشتم...

166
00:09:37,331 --> 00:09:38,456
‫قانونه.

167
00:09:38,457 --> 00:09:41,042
‫سرپرست باید توی هر دیدار
‫با قهرمان حضور داشته باشه...

168
00:09:41,043 --> 00:09:43,128
‫فهمیدم. پس من دیگه می‌رم.

169
00:09:43,962 --> 00:09:46,674
‫دفعه بعد باید
‫بهونه بهتری جور کنی.

170
00:09:55,349 --> 00:09:57,433
‫من که حتماً می‌رم!

171
00:09:57,434 --> 00:09:59,852
‫از ونتیم و دوتا شنیدم.

172
00:09:59,853 --> 00:10:03,564
‫می‌گن شهر پر از جنس‌های کمیاب
‫از غرب و شماله.

173
00:10:03,565 --> 00:10:05,525
‫هر غذایی بخوای می‌تونی
‫تا سیر شی بخوری.

174
00:10:05,526 --> 00:10:08,737
‫فقط دوتا با اون دست‌کجیش
‫می‌تونه از پسش بربیاد.

175
00:10:09,571 --> 00:10:11,490
‫تازه، برای تفریح هم نمی‌ریم.

176
00:10:12,116 --> 00:10:13,866
‫اون بدعت‌گذارهای معبد...

177
00:10:13,867 --> 00:10:16,452
‫هرکی دنبال جونته رو می‌کشونیم بیرون
‫و همشون رو یک‌جا جمع می‌کنیم

178
00:10:16,453 --> 00:10:17,453
‫و کارشون رو تموم می‌کنیم.

179
00:10:17,454 --> 00:10:19,706
‫آره، می‌دونم.

180
00:10:19,707 --> 00:10:21,291
‫معلومه که می‌دونم.

181
00:10:22,042 --> 00:10:23,202
‫اول یه چیز رو روشن کنم.

182
00:10:23,919 --> 00:10:25,879
‫درباره شمشیر مقدس به کسی چیزی نگو.

183
00:10:28,507 --> 00:10:31,968
‫اگه گالتویل بفهمه،
‫اوضاع پیچیده‌تر می‌شه...

184
00:10:31,969 --> 00:10:33,511
‫اشکالی پیش نمی‌آد.

185
00:10:33,512 --> 00:10:35,221
‫من یه الهه‌ام، می‌دونی؟

186
00:10:35,222 --> 00:10:36,432
‫لازم نیست نگران باشی!

187
00:10:38,183 --> 00:10:40,351
‫منم باهات می‌آم توی شهر.

188
00:10:40,352 --> 00:10:43,564
‫اگه کار به جاهای باریک بکشه،
‫می‌تونم سپر و شمشیر الهه باشم.

189
00:10:44,314 --> 00:10:45,148
‫ها؟

190
00:10:45,149 --> 00:10:46,608
‫فقط مونده...

191
00:10:47,526 --> 00:10:49,569
‫تصمیم بگیریم کی رو ببریم.

192
00:10:49,570 --> 00:10:52,156
‫ونتیم به درد نگهبانی نمی‌خوره.

193
00:10:52,823 --> 00:10:56,452
‫دوتا رو هم نمی‌شه بدون دستبند
‫توی خیابون ول کرد.

194
00:10:57,202 --> 00:11:01,080
‫اعلیحضرت هم شروع می‌کنه به غر زدن
‫که خودش محافظ می‌خواد.

195
00:11:01,081 --> 00:11:02,666
‫تاتسویا هم که...

196
00:11:04,168 --> 00:11:06,003
‫بهتره نذاریم
‫توی جمع ظاهر بشه.

197
00:11:06,712 --> 00:11:08,922
‫خیلی گزینه ندارم، نه؟

198
00:11:19,141 --> 00:11:23,269
‫اون احمق‌ها نیلی رو
‫توی همچین جایی نگه داشتن.

199
00:11:23,270 --> 00:11:26,565
‫حداقل باید اون‌قدر بزرگ باشه
‫که بتونه بال‌ها و دمش رو باز کنه.

200
00:11:27,149 --> 00:11:29,108
‫هی، جیس...

201
00:11:29,109 --> 00:11:31,903
‫من به‌عنوان فرمانده کار دارم.

202
00:11:31,904 --> 00:11:33,530
‫می‌شه برگردم؟

203
00:11:34,239 --> 00:11:36,991
‫قوی‌ترین عضو این یگان کیه؟

204
00:11:36,992 --> 00:11:39,703
‫تو و نیلی.

205
00:11:43,707 --> 00:11:47,251
‫پس سرحال نگهش دار

206
00:11:47,252 --> 00:11:49,421
‫و ساکت باش، حقه‌باز.

207
00:11:50,005 --> 00:11:52,298
‫یه کم دیگه صبر کن، نیلی.

208
00:11:52,299 --> 00:11:54,635
‫به‌زودی یه جای خواب خوب برات می‌سازم.

209
00:11:58,222 --> 00:12:02,225
‫فقط داشتم قد
‫بقیه اژدهاها رو اندازه می‌گرفتم.

210
00:12:02,226 --> 00:12:04,186
‫زیر بال‌هاشون رو نگاه نکردم.

211
00:12:05,020 --> 00:12:06,479
‫نگاه نکردم.

212
00:12:06,480 --> 00:12:07,731
‫قسم می‌خورم.

213
00:12:09,483 --> 00:12:11,859
‫- این خیلی طول می‌کشه.
‫- مگه تا حالا بهت دروغ گفتم؟

214
00:12:11,860 --> 00:12:13,237
‫صبر کن...

215
00:12:13,946 --> 00:12:15,446
‫اون خودش اومده بود پیشم.

216
00:12:15,447 --> 00:12:18,247
‫- واقعاً فقط همین یکی مونده؟
‫- چاره‌ای جز اندازه گرفتنش نداشتم.

217
00:12:20,168 --> 00:12:30,168
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

218
00:12:32,089 --> 00:12:35,758
‫نه، اون‌ها واقعاً از حد گذرونده بودن.

219
00:12:35,759 --> 00:12:38,427
‫اسم محفل گوئن موهساست.

220
00:12:38,428 --> 00:12:41,264
‫حتی من که همون‌جا بزرگ شدم، با خودم گفتم،

221
00:12:41,265 --> 00:12:44,016
‫«آره... این واقعاً
‫یه انجمن مخفی شرورانه‌ست.»

222
00:12:44,017 --> 00:12:47,645
‫یه آیین هم دارن که توش بچه‌ها رو
‫به الهه پیشکش می‌کنن.

223
00:12:47,646 --> 00:12:49,855
‫بهش می‌گن «مراسم مقدس».

224
00:12:49,856 --> 00:12:51,357
‫- این واقعاً...
‫- خیلی خب، بسه دیگه.

225
00:12:51,358 --> 00:12:52,316
‫باشه.

226
00:12:52,317 --> 00:12:53,985
‫اگه این‌قدر سروصدا کنیم،

227
00:12:53,986 --> 00:12:56,321
‫دیگه تغییر قیافه‌مون فایده‌ای نداره.

228
00:12:57,656 --> 00:12:58,656
‫راستی...

229
00:13:01,618 --> 00:13:03,537
‫- بهت می‌آد.
‫- ها؟

230
00:13:04,288 --> 00:13:06,168
‫فکر نمی‌کردم
‫خودت رو شکل مردها دربیاری.

231
00:13:06,832 --> 00:13:08,250
‫برای محافظ بودن عالی شدی.

232
00:13:12,504 --> 00:13:14,171
‫نگاه کن، زایلو.

233
00:13:14,172 --> 00:13:16,591
‫می‌خوای یه یادگاری بخریم؟

234
00:13:16,592 --> 00:13:18,259
‫برای یادبود امروز؟

235
00:13:18,260 --> 00:13:19,635
‫یادبود چی؟

236
00:13:19,636 --> 00:13:23,222
‫یادبود اولین باری که
‫الهه بزرگ و شوالیه‌اش

237
00:13:23,223 --> 00:13:25,100
‫با هم توی خیابون قدم زدن.

238
00:13:25,726 --> 00:13:26,810
‫که این‌طور...

239
00:13:27,311 --> 00:13:29,061
‫خب، چی می‌خوای؟

240
00:13:29,062 --> 00:13:31,647
‫تو هم باید باهام انتخاب کنی.

241
00:13:31,648 --> 00:13:34,026
‫نگفتم این یادگاری
‫برای هردومونه؟

242
00:13:39,781 --> 00:13:41,866
‫نظرت درباره این پارچه چیه؟

243
00:13:41,867 --> 00:13:44,160
‫برق نمی‌زنه؟

244
00:13:44,161 --> 00:13:48,122
‫همه‌شون از اون طرف خلیج کوریو
‫از غرب آوردن.

245
00:13:48,123 --> 00:13:49,373
‫اینجا کلی جنس کمیاب
‫و باارزش هست.

246
00:13:49,374 --> 00:13:51,542
‫نگاه کن، حتی اون دستبند هم هست.

247
00:13:51,543 --> 00:13:54,086
‫فکر نمی‌کنی بهم می‌آد؟

248
00:13:54,087 --> 00:13:57,840
‫یشم؟ اون‌قدر گرونه
‫که با پولش می‌شه خونه خرید.

249
00:13:57,841 --> 00:13:59,550
‫دلم نمی‌خواد دوتا رو بیارم اینجا.

250
00:13:59,551 --> 00:14:01,761
‫من درباره قیمتش نپرسیدم.

251
00:14:01,762 --> 00:14:03,847
‫الان دوتا هم
‫مسئله ما نیست.

252
00:14:05,098 --> 00:14:06,098
‫تساو.

253
00:14:06,099 --> 00:14:08,226
‫توی این وضعیت تو چی کار می‌کردی؟

254
00:14:09,561 --> 00:14:11,479
‫توی جمعیت؟

255
00:14:11,480 --> 00:14:13,690
‫بهترین راه اینه که خودت رو
‫یه مهاجم بی‌هدف جا بزنی.

256
00:14:14,816 --> 00:14:17,526
‫زایلو، داری به من گوش می‌دی؟

257
00:14:17,527 --> 00:14:20,029
‫می‌خوام تو انتخاب کنی.

258
00:14:20,030 --> 00:14:21,156
‫باشه، باشه...

259
00:14:28,413 --> 00:14:30,581
‫اگه این باشه،
‫می‌تونم خوب و بدش رو تشخیص بدم.

260
00:14:30,582 --> 00:14:31,916
‫چاقو...؟

261
00:14:31,917 --> 00:14:33,042
‫خوب نیست؟

262
00:14:33,043 --> 00:14:35,211
‫خب، دست بچه دادن چاقو
‫یکم خطرناکه.

263
00:14:35,212 --> 00:14:37,421
‫می‌تونم ازت یاد بگیرم چطور ازش استفاده کنم!

264
00:14:37,422 --> 00:14:38,840
‫فقط یکی رو انتخاب کن.

265
00:14:40,384 --> 00:14:41,384
‫پس این‌طور...

266
00:14:44,638 --> 00:14:46,139
‫این یکی چطوره؟

267
00:14:50,268 --> 00:14:51,727
‫خوبه.

268
00:14:51,728 --> 00:14:52,980
‫خیلی قشنگه.

269
00:14:55,315 --> 00:14:56,315
‫همین رو می‌برم.

270
00:14:57,609 --> 00:14:58,860
‫این یکی رو هم.

271
00:14:59,736 --> 00:15:00,816
‫با حواله نظامی حساب می‌کنم.

272
00:15:06,827 --> 00:15:09,287
‫تئوریتا. اگه گیر افتادی ازش استفاده کن.

273
00:15:09,997 --> 00:15:11,039
‫چی؟

274
00:15:34,312 --> 00:15:36,690
‫نه!

275
00:15:41,153 --> 00:15:44,031
‫اوه، این خوب به نظر می‌آد.

276
00:15:47,659 --> 00:15:49,952
‫زایلو، از مسیر دوم برو!

277
00:15:49,953 --> 00:15:51,037
‫باشه.

278
00:15:51,038 --> 00:15:52,413
‫بریم، تئوریتا.

279
00:15:52,414 --> 00:15:54,666
‫ا... الان شروع شد؟

280
00:15:55,500 --> 00:15:57,878
‫ببخشید، برای گردش
‫از یه مسیر دیگه می‌ریم.

281
00:16:15,520 --> 00:16:16,729
‫چه خبره؟

282
00:16:16,730 --> 00:16:18,355
‫چرا شوالیه‌های مقدس اینجا نیستن؟

283
00:16:18,356 --> 00:16:20,024
‫اوضاع خوب نیست.

284
00:16:20,025 --> 00:16:22,026
‫فقط می‌شه فرض کرد
‫یه اتفاقی افتاده.

285
00:16:22,027 --> 00:16:25,613
‫این‌ها آدمکش‌های اون محفل نیستن.

286
00:16:25,614 --> 00:16:28,574
‫به نظر نمی‌آد آموزش‌دیده باشن.

287
00:16:28,575 --> 00:16:32,579
‫پس ممکنه از گروهی باشن
‫که با آلودگی شیطانی همدسته.

288
00:16:33,747 --> 00:16:35,207
‫همزیست‌ها؟

289
00:16:36,500 --> 00:16:39,835
‫حداقلش اینه که گروهی‌ان
‫که از مرگ الهه سود می‌برن.

290
00:16:39,836 --> 00:16:42,516
‫با اینکه همیشه فکر می‌کردم
‫توی ارتش نفوذ نکردن...

291
00:16:46,676 --> 00:16:48,428
‫اوه، چندش‌آوره!

292
00:16:57,354 --> 00:16:59,231
‫این یارو دیگه چشه...

293
00:17:02,692 --> 00:17:05,987
‫انگار یه حقه‌ای تو کاره، داداش...

294
00:17:07,697 --> 00:17:09,533
‫خیلی درد داره!

295
00:17:10,117 --> 00:17:11,993
‫زایلو، من...

296
00:17:12,577 --> 00:17:14,955
‫عقب بمون. الان کارش رو تموم می‌کنم.

297
00:17:40,272 --> 00:17:41,606
‫صبر کن!

298
00:17:53,160 --> 00:17:54,327
‫ماده مهرکننده؟

299
00:17:56,121 --> 00:17:57,247
‫بگیر که اومد!

300
00:18:04,129 --> 00:18:04,962
‫هنوز می‌تونی بجنگی؟

301
00:18:04,963 --> 00:18:06,672
‫فکر کردی داری با کی حرف می‌زنی؟

302
00:18:06,673 --> 00:18:08,049
‫بس کن دیگه!

303
00:18:12,512 --> 00:18:15,056
‫بسه دیگه، شیجی بائو.

304
00:18:15,557 --> 00:18:18,809
‫حریفت الهه‌ست
‫و قهرمان محکوم.

305
00:18:18,810 --> 00:18:21,395
‫شانس بردنت یک به هزاره.

306
00:18:21,396 --> 00:18:23,523
‫وقت عقب‌نشینیه.

307
00:18:25,525 --> 00:18:27,651
‫شنیدی چی گفتم، شیجی بائو؟

308
00:18:27,652 --> 00:18:30,404
‫اه، واقعاً آماتوری.

309
00:18:30,405 --> 00:18:32,698
‫این‌قدر راحت بقیه رو
‫با اسم صدا نکن.

310
00:18:32,699 --> 00:18:33,908
‫بوجوم.

311
00:18:33,909 --> 00:18:36,660
‫فهمیدم. پس این‌طوریه.

312
00:18:36,661 --> 00:18:39,122
‫من زیاد از این کار سر درنمی‌آرم،

313
00:18:39,706 --> 00:18:41,957
‫پس لطفاً به‌عنوان ارشدم
‫بازم چیز یادم بده...

314
00:18:41,958 --> 00:18:44,585
‫قربان، اگه عجله نکنیم
‫شوالیه‌های مقدس می‌رسن...

315
00:18:44,586 --> 00:18:46,212
‫ساکت.

316
00:18:46,213 --> 00:18:48,672
‫دارم با شیجی بائو حرف می‌زنم.

317
00:18:48,673 --> 00:18:51,301
‫پریدن وسط حرف بقیه
‫بی‌ادبیه.

318
00:18:54,429 --> 00:18:57,598
‫مگه بهت نگفتن
‫بی‌هدف به کسی آسیب نزنی؟

319
00:18:57,599 --> 00:18:59,183
‫آسیب؟

320
00:18:59,184 --> 00:19:01,310
‫من همچین کاری نکردم.

321
00:19:01,311 --> 00:19:02,604
‫این حرف خیلی بی‌رحمانه‌ست.

322
00:19:03,355 --> 00:19:05,105
‫ولی حسابی به فکش آسیب زدی.

323
00:19:05,106 --> 00:19:08,735
‫تو واقعاً عجیب‌غریبی.

324
00:19:09,569 --> 00:19:10,654
‫کیویا!

325
00:19:11,863 --> 00:19:13,156
‫نیسکف!

326
00:19:18,745 --> 00:19:20,537
‫عصای صاعقه‌ات رو شلیک نکن.

327
00:19:20,538 --> 00:19:22,749
‫اگه از پشت بهم بخوره
‫یکم می‌سوزه.

328
00:19:54,197 --> 00:19:58,201
‫قهرمان محکوم...
‫تو همون زایلو فوربارتز افسانه‌ای هستی؟

329
00:19:58,952 --> 00:20:01,662
‫تو بوجومی، درسته؟

330
00:20:01,663 --> 00:20:03,580
‫توی سیرک کار می‌کردی؟

331
00:20:03,581 --> 00:20:04,665
‫نه.

332
00:20:04,666 --> 00:20:07,293
‫تو همونی هستی که
‫چاقو پرت کردنت خوبه.

333
00:20:07,294 --> 00:20:09,169
‫فکر کنم خودت بیشتر به درد سیرک می‌خوری.

334
00:20:09,170 --> 00:20:12,007
‫آره، راستش
‫حدود سه سال توی سیرک بودم.

335
00:20:12,590 --> 00:20:14,133
‫روی ذوزنقه هوایی هم خیلی خوبم.

336
00:20:14,134 --> 00:20:16,553
‫جدی؟ معلومه پس.

337
00:20:17,095 --> 00:20:21,974
‫بین همه آدم‌هایی که می‌شناسم،
‫تو از همه بهترینی.

338
00:20:21,975 --> 00:20:23,518
‫بهت احترام می‌ذارم.

339
00:20:25,145 --> 00:20:27,604
‫بوجوم، زیادی حرف می‌زنی.

340
00:20:27,605 --> 00:20:29,982
‫اطلاعات اضافه بهشون نده.

341
00:20:29,983 --> 00:20:32,443
‫فهمیدم. پس این‌طوریه.

342
00:20:32,444 --> 00:20:33,527
‫یه چیز دیگه هم یاد گرفتم.

343
00:20:33,528 --> 00:20:35,946
‫این‌ها خیلی خطرناکن.

344
00:20:35,947 --> 00:20:39,826
‫اون زن
‫ماجراجوی معروف، شیجی بائوه.

345
00:20:40,577 --> 00:20:43,954
‫برخلاف تو، انگار
‫توی از پا درآوردن هدف‌هاش خیلی موفقه.

346
00:20:43,955 --> 00:20:45,122
‫درسته؟

347
00:20:45,123 --> 00:20:47,876
‫من که مهربونم و همه دوستم دارن...

348
00:20:51,379 --> 00:20:53,756
‫زایلو، شمشیرها رو سرشون فرود می‌آرم...

349
00:20:53,757 --> 00:20:55,007
‫بی‌خیال.

350
00:20:55,008 --> 00:20:56,508
‫ولی اگه من بودم...

351
00:20:56,509 --> 00:21:01,473
‫می‌دونم برای یه الهه چقدر سخته
‫که به یه انسان آسیب بزنه.

352
00:21:02,307 --> 00:21:06,686
‫ولی یه چیز عجیبه...
‫یه حس خیلی عجیبی دارم...

353
00:21:07,520 --> 00:21:09,396
‫داداش، رسیدن!

354
00:21:09,397 --> 00:21:11,608
‫آره، به‌موقع رسیدن، نه؟

355
00:21:12,400 --> 00:21:13,525
‫ها...

356
00:21:13,526 --> 00:21:14,569
‫هوم؟

357
00:21:28,958 --> 00:21:30,585
‫کمک... کمک!

358
00:21:39,344 --> 00:21:40,552
‫اوه.

359
00:21:40,553 --> 00:21:43,430
‫ما رو به چه جای تنگی کشوندی.

360
00:21:43,431 --> 00:21:45,015
‫باید از نیلی تشکر کنی.

361
00:21:45,016 --> 00:21:47,476
‫آره. ببخشید، نیلی.

362
00:21:47,477 --> 00:21:49,479
‫نجاتمون دادی، نیلی!

363
00:21:51,106 --> 00:21:53,400
‫آه، نیلی خیلی مهربونه.

364
00:21:54,067 --> 00:21:56,068
‫معلومه که دوباره می‌ریم تعطیلات.

365
00:21:56,069 --> 00:21:57,862
‫فردا با پرواز بریم ساحل.

366
00:22:00,031 --> 00:22:01,865
‫فهمیدم.

367
00:22:01,866 --> 00:22:03,910
‫شعله اژدها واقعاً طاقت‌فرساست.

368
00:22:09,999 --> 00:22:11,959
‫خون کافی نیست.

369
00:22:11,960 --> 00:22:13,794
‫درسم رو گرفتم.

370
00:22:13,795 --> 00:22:16,923
‫خب پس، من دیگه... می‌رم.

371
00:22:22,637 --> 00:22:23,930
‫این یارو دیگه چشه؟

372
00:22:24,597 --> 00:22:26,724
‫شعله‌های نیلی سوزوندش...

373
00:22:28,309 --> 00:22:29,309
‫تئوریتا.

374
00:22:29,853 --> 00:22:31,728
‫می‌خواستی چی بگی؟

375
00:22:31,729 --> 00:22:33,690
‫درباره اون مرد گوژپشت.

376
00:22:34,858 --> 00:22:36,734
‫راستش، خودم هم نمی‌دونم.

377
00:22:37,235 --> 00:22:38,610
‫فقط به یه دلیلی،

378
00:22:38,611 --> 00:22:41,655
‫وقتی می‌خواستم حمله کنم،
‫مقاومتی که نسبت به اون مرد حس می‌کردم

379
00:22:41,656 --> 00:22:43,324
‫یه کم ضعیف‌تر به نظر می‌رسید...

380
00:22:45,702 --> 00:22:47,035
‫شاید...

381
00:22:47,036 --> 00:22:49,956
‫اون مرد ممکنه اسپریگن باشه.

382
00:22:51,956 --> 00:23:01,956
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M