1
00:00:01,292 --> 00:00:04,788
‫با پشتیبانی نیروهای اژدهاسوار
‫واحد قهرمانان محکوم،

2
00:00:04,838 --> 00:00:04,950
‫تونستیم گروهی از قاتل‌ها رو
‫با موفقیت عقب بزنیم.

3
00:00:05,000 --> 00:00:07,582
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

4
00:00:07,632 --> 00:00:10,877
‫اما خط دفاعی شوالیه‌های مقدس
‫از چند نقطه شکسته شد،

5
00:00:10,927 --> 00:00:13,179
‫و تقریباً نصفشون کشته شدن.

6
00:00:13,763 --> 00:00:16,850
‫این یه حمله غافلگیرانه بود
‫تا ما و الهه تئوریتا رو جدا کنن.

7
00:00:17,767 --> 00:00:19,552
‫حمله‌ای که بی‌نقص اجرا شده بود.

8
00:00:19,602 --> 00:00:23,306
‫بین ما خائن هست؟

9
00:00:23,356 --> 00:00:25,684
‫اگه نتونیم به افراد خودمون اعتماد کنیم،

10
00:00:25,734 --> 00:00:27,569
‫نمی‌تونیم درست بجنگیم.

11
00:00:28,153 --> 00:00:31,656
‫تقریباً همه تک‌تیراندازهایی که
‫در منطقه مستقر بودن از بین رفتن.

12
00:00:32,240 --> 00:00:34,693
‫به نظرم تدابیر امنیتی
‫برای الهه تئوریتا

13
00:00:34,743 --> 00:00:36,903
‫باید دوباره و این بار
‫توسط افراد قابل اعتماد بررسی بشه.

14
00:00:36,953 --> 00:00:38,163
‫فایده‌ای نداره.

15
00:00:40,749 --> 00:00:43,793
‫همین به‌اصطلاح «افراد قابل اعتماد»
‫خودشون مشکوکن.

16
00:00:44,586 --> 00:00:46,921
‫حتی به آدم‌هایی که همین الان اینجا نشستن
‫هم باید شک کرد.

17
00:00:48,506 --> 00:00:51,793
‫مگه قهرمان‌های محکوم
‫از همه مشکوک‌تر نیستن؟

18
00:00:51,843 --> 00:00:54,754
‫حداقل باید
‫یه تحقیق داخلی انجام بدیم.

19
00:00:54,804 --> 00:00:57,007
‫با محفل دوازدهم شوالیه‌های مقدس
‫تماس بگیریم.

20
00:00:57,057 --> 00:01:01,428
‫اونا متخصص جاسوسی‌ان،
‫ولی هیچ‌وقت علنی ظاهر نشدن.

21
00:01:01,478 --> 00:01:04,981
‫اگه ندونیم به کی اعتماد کنیم،
‫نمی‌تونیم بجنگیم.

22
00:01:05,607 --> 00:01:07,275
‫حرفتون بی‌راه نیست.

23
00:01:10,403 --> 00:01:12,397
‫نظر تک‌تکتون رو درک می‌کنم.

24
00:01:12,447 --> 00:01:16,451
‫مایلم نظر مشاور رو هم
‫در این مورد بدونم.

25
00:01:17,077 --> 00:01:19,454
‫نظر شما چیه، کاهن اعظم مارلن؟

26
00:01:21,581 --> 00:01:22,582
‫بذارید ببینم...

27
00:01:23,333 --> 00:01:27,629
‫تازه از پایتخت اول
‫به اینجا مأمور شدم.

28
00:01:28,213 --> 00:01:30,498
‫حتی درباره خود من هم،

29
00:01:30,548 --> 00:01:33,960
‫اینکه بتونیم به هم اعتماد کنیم یا نه
‫موضوع بسیار مهمیه.

30
00:01:34,010 --> 00:01:35,462
‫اما راستش رو بخواید،

31
00:01:35,512 --> 00:01:38,223
‫نمی‌دونم بتونم واحد اطلاعات رو
‫به کار بگیرم یا نه.

32
00:01:38,932 --> 00:01:41,101
‫بازجویی از زندانی‌ها چطور پیش می‌ره،
‫پاتوش؟

33
00:01:41,893 --> 00:01:43,762
‫پیشرفتی نداشته.

34
00:01:43,812 --> 00:01:48,441
‫بیشتر بازمانده‌هایی که گرفتیم
‫ماجراجوهایی‌ان که اطلاعات مهمی ندارن.

35
00:01:49,442 --> 00:01:52,353
‫اگه فقط می‌تونستیم اون قاتل‌ها رو بگیریم...

36
00:01:52,403 --> 00:01:53,988
‫نگرانش نباش.

37
00:01:54,489 --> 00:01:58,243
‫بیش از حد بابت کارهات
‫خودت رو مسئول می‌دونی.

38
00:01:59,077 --> 00:02:02,872
‫پشیمونی و اضطراب زیاد
‫نتیجه خوبی نمی‌ده.

39
00:02:05,041 --> 00:02:07,577
‫یادم می‌مونه، عمو.

40
00:02:07,627 --> 00:02:09,587
‫هنوز هم این‌قدر خودداری.

41
00:02:10,213 --> 00:02:13,583
‫فکر کنم همین از تو انتظار می‌ره،
‫پاتوش کیویا.

42
00:02:13,633 --> 00:02:14,751
‫کاهن اعظم.

43
00:02:14,801 --> 00:02:16,419
‫- بله؟
‫- زایلو، دیگه حرف نزن.

44
00:02:16,469 --> 00:02:19,380
‫نظر من حتماً به درد می‌خوره.

45
00:02:19,430 --> 00:02:23,726
‫وگرنه جلوی مرد بزرگی مثل شما
‫دستم رو بالا نمی‌بردم.

46
00:02:24,936 --> 00:02:27,856
‫ممکنه تند باشه،
‫ولی به جمع‌وجور شدن اوضاع کمک می‌کنه.

47
00:02:28,481 --> 00:02:31,810
‫پاتوش، می‌تونی نظرش رو هم در نظر بگیری.

48
00:02:31,860 --> 00:02:33,319
‫بله...

49
00:02:33,903 --> 00:02:36,781
‫خب پس، قهرمان زایلو.

50
00:02:37,365 --> 00:02:39,692
‫نظرت رو بشنویم.

51
00:02:39,742 --> 00:02:43,204
‫باشه، اول باید واسطه
‫ماجراجوها رو پیدا کنیم.

52
00:02:43,872 --> 00:02:45,748
‫یعنی همون انجمن.

53
00:02:53,089 --> 00:02:54,591
‫لیدئو سودریک...

54
00:02:55,300 --> 00:02:57,502
‫این مرد نماینده
‫انجمن ماجراجوهاست؟

55
00:02:57,552 --> 00:03:00,296
‫می‌گن جد این مرد
‫نیروهای خصوصی رو جمع کرد

56
00:03:00,346 --> 00:03:04,017
‫و دزدهای دریایی‌ای رو که
‫در خلیج کوریو می‌تاختن رو سرکوب کرد.

57
00:03:04,601 --> 00:03:06,728
‫و ظاهراً همین شد دلیل
‫تأسیس انجمن.

58
00:03:06,811 --> 00:03:09,055
‫هرچند داستان پیدایش قشنگی به نظر میاد،

59
00:03:09,105 --> 00:03:12,433
‫آخرش فقط دعوای قلمرو
‫بین دزدهای دریایی بوده، نه؟

60
00:03:12,483 --> 00:03:14,269
‫فارغ از واقعیت ماجرا،

61
00:03:14,319 --> 00:03:16,446
‫لیدئو سودریک
‫چهره معروفی توی این شهره.

62
00:03:17,363 --> 00:03:19,858
‫این مکان که به
‫«صدف سودریک» معروفه،

63
00:03:19,908 --> 00:03:22,869
‫می‌شه گفت خودِ تاریخ
‫انجمن ماجراجوهاست.

64
00:03:29,000 --> 00:03:30,168
‫زایلو.

65
00:03:32,670 --> 00:03:33,922
‫همه‌چی روبه‌راهه؟

66
00:03:34,422 --> 00:03:36,499
‫ها؟ منظورت چیه؟

67
00:03:36,549 --> 00:03:38,168
‫نه، منظورم اینه که...

68
00:03:38,218 --> 00:03:41,554
‫مجازات تازه‌ای
‫برات در نظر نگرفتن یا چیزی؟

69
00:03:48,436 --> 00:03:49,429
‫خوبم.

70
00:03:49,479 --> 00:03:51,814
‫هیچ‌کس باهام درگیر نشد.

71
00:03:52,774 --> 00:03:53,775
‫که این‌طور...

72
00:03:54,400 --> 00:03:55,401
‫چی؟

73
00:03:55,860 --> 00:03:59,397
‫این دفعه باز حواست رفته
‫سمت اون تک‌تیرانداز زن؟

74
00:03:59,447 --> 00:04:00,732
‫معلومه که نه.

75
00:04:00,782 --> 00:04:02,992
‫منظورم این نبود...

76
00:04:04,786 --> 00:04:07,113
‫نه، چیزی نیست.

77
00:04:07,163 --> 00:04:08,623
‫پس چیه؟

78
00:04:12,210 --> 00:04:14,162
‫بیاید افراد مناسب برای مأموریت رو
‫مرور کنیم.

79
00:04:14,212 --> 00:04:16,289
‫اگه خواستی می‌تونی با من مشورت کنی.

80
00:04:16,339 --> 00:04:19,801
‫نه، گفتم چیزی برای حرف زدن نیست.

81
00:04:21,761 --> 00:04:24,264
‫واقعاً اون‌طوری نیست.

82
00:04:25,306 --> 00:04:28,101
‫اصلاً اون‌طوری نیست.

83
00:04:32,021 --> 00:04:34,349
‫باورم نمی‌شه شکست خوردیم...

84
00:04:34,399 --> 00:04:36,809
‫اون اژدهاسوار توی نقشه نبود.

85
00:04:36,859 --> 00:04:40,063
‫قهرمان‌ها از چیزی که شنیده بودم
‫قوی‌ترن.

86
00:04:40,113 --> 00:04:42,774
‫از اون بدتر،
‫اون یارو کاملاً تازه‌کاره.

87
00:04:42,824 --> 00:04:45,368
‫بهتره حذفش کنیم یا بکشیمش.

88
00:04:46,035 --> 00:04:47,278
‫منظورت منم؟

89
00:04:47,328 --> 00:04:51,324
‫بوجوم رو توی پاتوق من پیدا کردن.

90
00:04:51,374 --> 00:04:53,334
‫اون موقع اوضاع خیلی بد شد.

91
00:04:54,252 --> 00:04:56,496
‫ده تا ماجراجو دردسر درست کردن.

92
00:04:56,546 --> 00:04:58,506
‫تک‌تکشون مردن.

93
00:05:02,051 --> 00:05:05,179
‫اگه فکر می‌کنی تازه‌کاره،
‫درست تربیتش کن.

94
00:05:06,097 --> 00:05:07,640
‫ممکنه دست‌وپام رو ببنده.

95
00:05:08,224 --> 00:05:09,976
‫پول بیشتری می‌خوام.

96
00:05:11,561 --> 00:05:14,480
‫فقط چون دشمن یه کم قوی‌تره
‫پول بیشتری می‌خوای؟

97
00:05:21,779 --> 00:05:22,772
‫که این‌طور...

98
00:05:22,822 --> 00:05:25,608
‫انگار این کار
‫برای تحریک من بوده...

99
00:05:25,658 --> 00:05:28,695
‫برادر، این زن مثل یه سگ ولگرده.

100
00:05:28,745 --> 00:05:30,747
‫صاحب مشخصی نداره،
‫برای همین خیلی خطرناکه.

101
00:05:31,456 --> 00:05:33,207
‫ایری، برو عقب.

102
00:05:34,459 --> 00:05:35,585
‫اشکالی نداره.

103
00:05:38,004 --> 00:05:38,913
‫شیجی بائو.

104
00:05:38,963 --> 00:05:42,050
‫انجمن ماجراجوها
‫مثل ارتشی که توش بودی نیست.

105
00:05:44,594 --> 00:05:46,971
‫اگه کنار بکشی، پولی نمی‌گیری.

106
00:05:48,306 --> 00:05:49,932
‫سه برابر این مبلغ رو آماده کن.

107
00:05:52,643 --> 00:05:54,721
‫من هم باید آدم استخدام کنم.

108
00:05:54,771 --> 00:05:56,055
‫این بار یه حرفه‌ای.

109
00:05:56,105 --> 00:05:57,307
‫تو!

110
00:05:57,357 --> 00:05:59,776
‫من هم می‌خوام پول بیشتری بگیرم.

111
00:06:00,610 --> 00:06:02,653
‫می‌خوام یه کتاب دیگه بخرم.

112
00:06:03,321 --> 00:06:05,615
‫خیلی این نویسنده رو دوست دارم.

113
00:06:06,240 --> 00:06:07,950
‫آلتویارد کومت...

114
00:06:08,701 --> 00:06:10,828
‫شاعر فوق‌العاده‌ایه.

115
00:06:15,625 --> 00:06:18,336
‫برادر، فکر می‌کنی خوب پیش بره؟

116
00:06:19,003 --> 00:06:21,839
‫لازم نیست نگران چیزی باشی.

117
00:06:26,803 --> 00:06:29,263
‫کسی هست که نگرانش باشی؟

118
00:06:48,699 --> 00:06:50,943
‫کم پیش میاد
‫ صبح این‌قدر زود ببینمت.

119
00:06:50,993 --> 00:06:53,404
‫نیلی از اصطبل اژدهاها
‫بیرونت کرده؟

120
00:06:53,454 --> 00:06:54,697
‫- آره.
‫- چی؟

121
00:06:54,747 --> 00:06:57,033
‫نیلی حسودی می‌کنه.

122
00:06:57,083 --> 00:06:59,794
‫منو کنار اژدهای دیگه دید.

123
00:07:00,294 --> 00:07:02,622
‫ولی ماجرا اون چیزی نیست که فکر می‌کنه...

124
00:07:02,672 --> 00:07:06,259
‫هی، روی اعصاب جیس نرو.

125
00:07:06,926 --> 00:07:09,921
‫شما دوتا هر فرصتی گیر بیارید
‫ با هم دعوا می‌کنید.

126
00:07:09,971 --> 00:07:11,139
‫این‌طور نیست.

127
00:07:11,722 --> 00:07:12,799
‫چرا، هست.

128
00:07:12,849 --> 00:07:16,552
‫از نظر من، شما دوتا
‫نماد خشم و خشونتید.

129
00:07:16,602 --> 00:07:18,721
‫- اونا قهرمانن.
‫- اگه بشه، امیدوارم

130
00:07:18,771 --> 00:07:20,556
‫- زمان غذا خوردنمون رو جدا کنیم.
‫- اون که نگاه ترسناکی داره

131
00:07:20,606 --> 00:07:22,183
‫زایلو فوربارتز، درسته؟

132
00:07:22,233 --> 00:07:23,684
‫- تئوریتا کجاست؟
‫- شنیدم دیوونه‌ایه که

133
00:07:23,734 --> 00:07:24,769
‫- تمام بدنش رو پر از مُهرهای مقدس کرده.
‫- با تو نیست؟

134
00:07:24,819 --> 00:07:26,362
‫هنوز خوابه.

135
00:07:27,113 --> 00:07:28,106
‫و،

136
00:07:28,156 --> 00:07:30,241
‫یه خواهشی ازت دارم.
‫نباید چیزی از این قضیه بفهمه.

137
00:07:30,825 --> 00:07:31,776
‫ها؟

138
00:07:31,826 --> 00:07:33,069
‫ای بابا.

139
00:07:33,119 --> 00:07:34,946
‫باز می‌خوای یه کاری برات بکنم،
‫نه؟

140
00:07:34,996 --> 00:07:36,447
‫آره.

141
00:07:36,497 --> 00:07:38,616
‫و خطرناکه، درسته؟

142
00:07:38,666 --> 00:07:41,702
‫کاری که نتونی
‫تئوریتا رو همراهت ببری؟

143
00:07:41,752 --> 00:07:43,880
‫آره، خوب می‌فهمی، نه؟

144
00:07:45,798 --> 00:07:47,508
‫ای بابا، سرحال باش.

145
00:07:48,259 --> 00:07:50,336
‫می‌تونی بدون دستبند بری بیرون،
‫می‌دونی که.

146
00:07:50,386 --> 00:07:54,298
‫گفتنش آسونه،
‫ولی تساو خیلی آسیب دید، نه؟

147
00:07:54,348 --> 00:07:56,634
‫شنیدم دست راستش له شده.

148
00:07:56,684 --> 00:07:57,760
‫آره.

149
00:07:57,810 --> 00:08:00,480
‫شانس آورد
‫فقط دست راستش بود.

150
00:08:01,606 --> 00:08:04,108
‫راستی، چه عملیاتی هست؟

151
00:08:05,067 --> 00:08:07,153
‫اول باید به
‫انجمن ماجراجوها نفوذ کنید.

152
00:08:08,196 --> 00:08:11,357
‫اگه انجمن ماجراجوهاست،
‫بهتر نیست از راینو بخوایم؟

153
00:08:11,407 --> 00:08:13,234
‫قبلاً ماجراجو بوده، درسته؟

154
00:08:13,284 --> 00:08:14,485
‫نه.

155
00:08:14,535 --> 00:08:16,571
‫راینو الان توی اتاق مجازاته.

156
00:08:16,621 --> 00:08:18,664
‫نمی‌شه پیش‌بینی کرد چی کار می‌کنه.

157
00:08:19,457 --> 00:08:22,034
‫ونتیم چی؟

158
00:08:22,084 --> 00:08:24,287
‫رفته تعمیرگاه با اعلیحضرت.

159
00:08:24,337 --> 00:08:26,706
‫انگار بالاخره
‫یه پای مناسب پیدا کردن.

160
00:08:26,756 --> 00:08:28,758
‫اما...

161
00:08:29,717 --> 00:08:31,844
‫اگه تو انجامش نمی‌دی دوتا، خودم می‌رم.

162
00:08:32,428 --> 00:08:33,504
‫امروز هم که بیکارم.

163
00:08:33,554 --> 00:08:36,182
‫چی؟ جدی؟ پس...

164
00:08:37,350 --> 00:08:40,186
‫دوتا، به مهارتت نیاز دارم.

165
00:08:42,647 --> 00:08:43,731
‫باشه.

166
00:08:45,441 --> 00:08:47,985
‫برای دوتا دردسر درست نکن.

167
00:08:48,736 --> 00:08:53,991
‫دوتا یه بار دست خودش رو
‫به یه اژدهای گرسنه داد تا بخوره.

168
00:08:54,825 --> 00:08:57,036
‫حتی نمی‌دونم خودم می‌تونستم 
‫تا این حد پیش برم یا نه.

169
00:08:59,997 --> 00:09:02,416
‫عجیبه، ولی بهت احترام می‌ذاره.

170
00:09:02,959 --> 00:09:04,619
‫بی‌خیال این بحث.

171
00:09:04,669 --> 00:09:05,745
‫خب؟

172
00:09:05,795 --> 00:09:07,538
‫دقیقاً قراره چه کار کنیم؟

173
00:09:07,588 --> 00:09:09,632
‫می‌خوای با چه قیافه‌ای نفوذ کنم؟

174
00:09:10,841 --> 00:09:12,009
‫خب...

175
00:09:23,312 --> 00:09:24,814
‫مشکلی هست؟

176
00:09:25,398 --> 00:09:29,527
‫یا هنوز فکر می‌کنی
‫لباس مردونه پوشیدم؟

177
00:09:33,781 --> 00:09:35,908
‫نه، این لباس بهت میاد.

178
00:09:36,492 --> 00:09:38,619
‫واقعاً شبیه یه بانوی اشراف‌زاده شدی.

179
00:09:39,203 --> 00:09:41,330
‫مطمئنم خواستگار زیاد پیدا می‌کنی.

180
00:09:43,874 --> 00:09:46,327
‫ل... لازم نیست این‌طوری چاپلوسی کنی.

181
00:09:46,377 --> 00:09:48,287
‫حتی اگه ازم تعریف کنی،

182
00:09:48,337 --> 00:09:51,165
‫اصلاً روی حالم اثر نمی‌ذاره.

183
00:09:51,215 --> 00:09:52,833
‫خوبه.

184
00:09:52,883 --> 00:09:55,803
‫ولی چه جور درخواستی
‫باید سرهم کنیم...؟

185
00:09:56,971 --> 00:10:00,474
‫کارهای انجمن ماجراجوها که باشه،
‫مثلاً نابود کردن پری‌ها، درسته؟

186
00:10:00,975 --> 00:10:03,644
‫اون کار ارتشه، نه؟

187
00:10:04,186 --> 00:10:06,272
‫رسیدگی به راهزن‌ها چطوره؟

188
00:10:06,939 --> 00:10:10,268
‫هر دوتون زیادی
‫سراغ خشونت می‌رید.

189
00:10:10,318 --> 00:10:12,812
‫اگه مرز بودیم،
‫شاید همچین درخواستی می‌گرفتن.

190
00:10:12,862 --> 00:10:14,647
‫ولی اینجا ایوفه.

191
00:10:14,697 --> 00:10:17,742
‫به نظرت چه جور درخواستی مناسبه؟

192
00:10:20,786 --> 00:10:22,997
‫آه... پس...

193
00:10:23,539 --> 00:10:27,118
‫شما دوتا رو می‌ذاریم جای
‫زن یه اشراف‌زاده و همراهش.

194
00:10:27,168 --> 00:10:28,327
‫- چی؟!
‫- ها؟

195
00:10:28,377 --> 00:10:30,838
‫و شما دوتا
‫نقشه کشیدید شوهرش رو از سر راه بردارید.

196
00:10:31,339 --> 00:10:34,342
‫اشراف‌زاده‌ای هست که بخواید بکشید؟

197
00:10:37,261 --> 00:10:39,221
‫متهم دوتا لوزولاس،

198
00:10:39,764 --> 00:10:43,267
‫بیش از هزار اتهام کیفری داری.

199
00:10:44,769 --> 00:10:45,720
‫بله...

200
00:10:45,770 --> 00:10:49,932
‫اما اینجا فقط بابت یه جرم
‫محاکمه می‌شی.

201
00:10:49,982 --> 00:10:52,685
‫اون هم فرار از
‫زندان قلعه سلطنتی

202
00:10:52,735 --> 00:10:55,821
‫و دزدیدن اون اژدهاست.

203
00:10:58,741 --> 00:11:01,360
‫ها؟ صبر کنید... یه لحظه.

204
00:11:01,410 --> 00:11:02,403
‫چیه؟

205
00:11:02,453 --> 00:11:03,738
‫پس اون بچه چی؟

206
00:11:03,788 --> 00:11:06,407
‫اون جزو جرم‌هام حساب نمی‌شه؟

207
00:11:06,457 --> 00:11:09,543
‫- درباره چی حرف می‌زنی؟
‫- ولیعهد!

208
00:11:10,127 --> 00:11:11,871
‫- گفت ولیعهد.
‫- منظورش چیه؟

209
00:11:11,921 --> 00:11:13,497
‫این چه ربطی
‫به والاحضرت داره؟

210
00:11:13,547 --> 00:11:17,209
‫اون بچه بهم گفت: «لطفاً نجاتم بده.»

211
00:11:17,259 --> 00:11:18,260
‫حقیقت داره.

212
00:11:18,844 --> 00:11:20,713
‫گفت توی قلعه سلطنتی زندانیش کردن

213
00:11:20,763 --> 00:11:22,223
‫و ازم خواست کمکش کنم فرار کنه.

214
00:11:22,973 --> 00:11:24,634
‫برای همین خواستم با اژدها
‫کمکش کنم فرار کنه.

215
00:11:24,684 --> 00:11:26,644
‫این چرندیات رو تموم کن!

216
00:11:28,187 --> 00:11:30,056
‫هیچ مدرکی وجود نداره

217
00:11:30,106 --> 00:11:33,067
‫که ولیعهد
‫چنین حرفی به تو زده باشه.

218
00:11:33,776 --> 00:11:36,228
‫همین‌طور هیچ مدرکی نیست که
‫خواسته باشه قلعه سلطنتی رو ترک کنه.

219
00:11:36,278 --> 00:11:39,065
‫نه... این درست نیست.

220
00:11:39,115 --> 00:11:41,484
‫وقتی از زندان فرار می‌کردم دیدمش.

221
00:11:41,534 --> 00:11:44,445
‫حتماً شاهزاده اول
‫این پادشاهی فدراله.

222
00:11:44,495 --> 00:11:46,739
‫حدود ده سالشه،

223
00:11:46,789 --> 00:11:48,332
‫و نگاه ترسویی داره.

224
00:11:49,208 --> 00:11:50,835
‫بهم گفت خاندان سلطنتی عجیب شدن.

225
00:11:51,460 --> 00:11:53,120
‫همچنین گفت اعلیحضرت
‫مدتیه رفتار عجیبی دارن،

226
00:11:53,170 --> 00:11:54,372
‫پس حتماً کار صدراعظم...

227
00:11:54,422 --> 00:11:57,124
‫ساکت شو، دوتا لوزولاس.

228
00:11:57,174 --> 00:11:58,626
‫ن... نه.

229
00:11:58,676 --> 00:12:01,253
‫واقعاً یه چیزی
‫توی خاندان سلطنتی درست نیست.

230
00:12:01,303 --> 00:12:05,433
‫آخه ولیعهد حتی
‫به آدمی مثل من پناه آورد!

231
00:12:05,975 --> 00:12:07,927
‫به آدمی مثل من...

232
00:12:07,977 --> 00:12:10,938
‫یه د... دزد خرده‌پا.

233
00:12:11,522 --> 00:12:12,682
‫ساکت!

234
00:12:12,732 --> 00:12:15,401
‫من هم وجدان دارم.

235
00:12:15,985 --> 00:12:18,863
‫فقط آدم‌های زیادی نیستن
‫که وجدانم رو به درد بیارن.

236
00:12:19,447 --> 00:12:23,701
‫ولی اگه کسی از من ضعیف‌تر باشه،
‫مثل ولیعهد اون موقع،

237
00:12:24,410 --> 00:12:26,787
‫طبیعیه که بخوام
‫کمکش کنم، نه؟

238
00:12:32,418 --> 00:12:34,253
‫این خیلی عجیبه.

239
00:12:34,837 --> 00:12:38,090
‫اگه این‌طوره،
‫پس کی قراره به اون بچه کمک کنه؟

240
00:12:39,091 --> 00:12:42,261
‫خواهش می‌کنم، باید اون بچه رو نجات بدید!

241
00:12:42,845 --> 00:12:45,131
‫انگار نمی‌تونیم
‫بازجویی رو ادامه بدیم.

242
00:12:45,181 --> 00:12:49,343
‫بازپرس، به نظرم حکم اعدام
‫مناسب‌ترین حکم براشه.

243
00:12:49,393 --> 00:12:51,887
‫بله، درست می‌گید.

244
00:12:51,937 --> 00:12:56,108
‫اما این مرد به مجازاتی
‫حتی سخت‌تر محکوم شده.

245
00:12:57,359 --> 00:12:58,778
‫و چه کسی این حکم رو صادر کرده؟

246
00:12:59,403 --> 00:13:02,606
‫اتحاد مرکزی اشراف
‫پیشنهادش داده.

247
00:13:02,656 --> 00:13:04,617
‫از قبل تصمیمش گرفته شده.

248
00:13:06,952 --> 00:13:07,945
‫این دیگه چه وضعشه...

249
00:13:07,995 --> 00:13:09,989
‫دفعه بعد حتماً می‌دزدمش...

250
00:13:10,039 --> 00:13:12,116
‫دوتا لوزولاس.

251
00:13:12,166 --> 00:13:13,250
‫محکوم می‌شی

252
00:13:13,834 --> 00:13:15,628
‫که به‌عنوان قهرمان خدمت کنی.

253
00:13:22,843 --> 00:13:24,178
‫دردسر خیلی بزرگیه،

254
00:13:25,012 --> 00:13:26,764
‫ولی باید انجامش بدم...

255
00:13:36,565 --> 00:13:38,726
‫هی، اینجا یه چیز خوب دارم.

256
00:13:38,776 --> 00:13:40,194
‫می‌خواید؟

257
00:13:41,153 --> 00:13:42,446
‫- دارن نادیده‌م می‌گیرن.
‫- ای بابا.

258
00:13:43,364 --> 00:13:44,824
‫چه ناخوشایند.

259
00:13:47,034 --> 00:13:48,369
‫نَفَس اژدها...

260
00:13:48,953 --> 00:13:51,030
‫همون تنباکوییه که
‫به‌خاطر جیس معروف شد؟

261
00:13:51,080 --> 00:13:53,541
‫اون بدون شک یه جرم آشکاره.

262
00:13:56,877 --> 00:13:57,953
‫راستی،

263
00:13:58,003 --> 00:14:00,464
‫چرا به ارتش پیوستی؟

264
00:14:02,341 --> 00:14:03,375
‫منظورت چیه؟

265
00:14:03,425 --> 00:14:06,337
‫دختر یه کاهن که
‫زمین‌های زیادی در اختیار داره

266
00:14:06,387 --> 00:14:08,889
‫نیازی به پیوستن به ارتش نداره، نه؟

267
00:14:10,266 --> 00:14:11,308
‫چون...

268
00:14:13,060 --> 00:14:15,513
‫پدر و مادرم هر دو کاهنن.

269
00:14:15,563 --> 00:14:17,932
‫هر دو توی معبد مقام دارن.

270
00:14:17,982 --> 00:14:19,900
‫و از اون راه
‫امتیازهای مختلفی گرفتن.

271
00:14:20,901 --> 00:14:22,394
‫امتیاز...

272
00:14:22,444 --> 00:14:26,282
‫همون کاهن‌های اشرافی‌ان که
‫قدرت و ایمان رو پول می‌کنن؟

273
00:14:26,866 --> 00:14:28,108
‫بله.

274
00:14:28,158 --> 00:14:31,821
‫انگار فقط به راه‌های قانونی
‫مثل اعانه اکتفا نمی‌کردن.

275
00:14:31,871 --> 00:14:35,291
‫از این کار پدر و مادرم متنفر بودم.

276
00:14:35,791 --> 00:14:38,911
‫برای همین می‌خواستم
‫زندگی متفاوتی از اونا داشته باشم.

277
00:14:38,961 --> 00:14:40,921
‫به همین خاطر تصمیم گرفتم به ارتش بپیوندم.

278
00:14:45,342 --> 00:14:46,343
‫اون...

279
00:14:46,677 --> 00:14:48,888
‫اولین شمشیر تمرینمه.

280
00:14:50,055 --> 00:14:51,849
‫عمویم برام خریدش.

281
00:14:54,268 --> 00:14:58,439
‫می‌خوام با استعداد خودم
‫زندگی خودم رو بسازم.

282
00:14:59,023 --> 00:15:02,902
‫عمویم توی این راه ازم حمایت کرد.

283
00:15:06,363 --> 00:15:08,190
‫راستی، زایلو.

284
00:15:08,240 --> 00:15:12,286
‫- اون... نامزدت...
‫- زایلو.

285
00:15:13,078 --> 00:15:14,580
‫رفتم انجمن رو بررسی کردم.

286
00:15:15,706 --> 00:15:17,499
‫سریع بود. آفرین.

287
00:15:18,167 --> 00:15:20,002
‫حتی یه کم زیادی سریع.

288
00:15:20,586 --> 00:15:22,955
‫امنیتشون خیلی سفت‌وسخت به نظر میاد.

289
00:15:23,005 --> 00:15:25,040
‫حدود بیست تا نگهبان دارن.

290
00:15:25,090 --> 00:15:26,417
‫کمتر از چیزیه که فکر می‌کردم.

291
00:15:26,467 --> 00:15:29,136
‫ولی چند تا بچه عجیب
‫اون دوروبر می‌چرخن.

292
00:15:29,678 --> 00:15:31,213
‫فکر کنم قاتلن.

293
00:15:31,263 --> 00:15:32,965
‫بچه؟

294
00:15:33,015 --> 00:15:34,592
‫نابخشودنیه...

295
00:15:34,642 --> 00:15:40,147
‫شنیدم یتیم‌ها رو بزرگ می‌کنن
‫تا سربازهای وفادار بارشون بیارن.

296
00:15:43,734 --> 00:15:44,735
‫به‌هرحال،

297
00:15:45,527 --> 00:15:48,856
‫کافیه وقتی شما دوتا نفوذ کردید
‫نماینده رو بدزدم، درسته؟

298
00:15:48,906 --> 00:15:51,984
‫هرچند از آدم‌ربایی
‫خاطره خوشی ندارم.

299
00:15:52,034 --> 00:15:53,577
‫فقط انجامش بده.

300
00:15:54,078 --> 00:15:57,323
‫کیویا، تو دختر
‫یه اشراف‌زاده ثروتمندی.

301
00:15:57,373 --> 00:15:58,749
‫و من همراهتم.

302
00:16:00,167 --> 00:16:02,077
‫م... می‌دونم.

303
00:16:02,127 --> 00:16:03,253
‫بسپارش به من!

304
00:16:04,797 --> 00:16:05,881
‫آخ.

305
00:16:08,217 --> 00:16:12,087
‫انگار واقعاً خودِ قهرمان محکومه،
‫زایلو فوربارتز.

306
00:16:12,137 --> 00:16:16,050
‫شکی نیست
‫اون زن دیگه هم شوالیه مقدسه.

307
00:16:16,100 --> 00:16:18,260
‫زایلو فوربارتز.

308
00:16:18,310 --> 00:16:19,762
‫بدترین حالت ممکنه...

309
00:16:19,812 --> 00:16:22,564
‫ولی اگه خوب پیش بره...

310
00:16:23,148 --> 00:16:25,359
‫اگه بتونیم زنده بگیریمش...

311
00:16:26,568 --> 00:16:28,654
‫پس منتظر
‫فرصت مناسب برای حمله می‌مونم.

312
00:16:29,822 --> 00:16:31,941
‫با شیجی بائو و بقیه تماس بگیر.

313
00:16:31,991 --> 00:16:34,660
‫برای احتیاط، دورسامی رو هم بیدار کن.

314
00:16:37,496 --> 00:16:38,956
‫نذار برگردن.

315
00:16:39,456 --> 00:16:40,833
‫فهمیدم.

316
00:16:51,552 --> 00:16:53,762
‫این برای خانواده‌م هم هست.

317
00:17:05,399 --> 00:17:07,359
‫می‌خوام یکی رو برام از سر راه بردارید.

318
00:17:08,694 --> 00:17:09,561
‫چی؟

319
00:17:09,611 --> 00:17:12,823
‫می‌دونم درخواست بی‌ادبانه‌ایه،
‫ولی ترجیح می‌دم باتجربه باشه.

320
00:17:13,824 --> 00:17:16,068
‫ببخشید، شما کی هستید؟

321
00:17:16,118 --> 00:17:17,945
‫من مدلین هستم.

322
00:17:17,995 --> 00:17:19,822
‫لطفاً نام خانوادگی‌م رو نپرسید.

323
00:17:19,872 --> 00:17:20,873
‫بله...

324
00:17:23,542 --> 00:17:26,462
‫خب، چه کسی شما رو معرفی کرده؟

325
00:17:27,171 --> 00:17:29,339
‫درخواست حذف آدم قبول می‌کنید یا نه؟

326
00:17:29,840 --> 00:17:30,624
‫جوابم رو بدید.

327
00:17:30,674 --> 00:17:32,501
‫خانم مدلین.

328
00:17:32,551 --> 00:17:35,137
‫ما هر کاری رو قبول نمی‌کنیم.

329
00:17:36,055 --> 00:17:37,756
‫عذر می‌خوام، خانم.

330
00:17:37,806 --> 00:17:41,552
‫بانوی من در محیط بسته‌ای بزرگ شدن،
‫و هیچ‌وقت جایی مثل این نیومدن.

331
00:17:41,602 --> 00:17:44,763
‫معرفی‌نامه نداریم،
‫ولی واقعاً به آخر خط رسیدیم.

332
00:17:44,813 --> 00:17:46,765
‫اگه بدترین حالت پیش اومد، حداقل بذارید

333
00:17:46,815 --> 00:17:48,776
‫بی‌هیچ رد و نشونی از این شهر بریم.

334
00:17:49,777 --> 00:17:51,487
‫یه سؤال ازتون دارم.

335
00:17:52,154 --> 00:17:53,530
‫می‌خواید چه کسی رو از سر راه بردارید؟

336
00:17:54,782 --> 00:17:57,943
‫هدف ما شوهر اشراف‌زاده ایشونه،
‫از خاندان نگهبانان پل گینای...

337
00:17:57,993 --> 00:17:59,445
‫خاندان هیستید رو می‌شناسید؟

338
00:17:59,495 --> 00:18:00,612
‫نه.

339
00:18:00,662 --> 00:18:03,157
‫پسر سوم
‫یکی از شاخه‌های اون خاندانه.

340
00:18:03,207 --> 00:18:05,084
‫بینشون مشکلاتی پیش اومده.

341
00:18:05,667 --> 00:18:08,328
‫با اینکه من با
‫خاندان هیستید وصلت کردم،

342
00:18:08,378 --> 00:18:10,581
‫این مرد و من... اِم...

343
00:18:10,631 --> 00:18:14,001
‫زیر درخت مقدس هارگرا
‫به هم قول دادیم!

344
00:18:14,051 --> 00:18:15,169
‫بله...

345
00:18:15,219 --> 00:18:19,389
‫می‌خوام شوهرم رو از سر راه بردارم
‫و با این مرد ازدواج کنم.

346
00:18:19,973 --> 00:18:23,093
‫حتی اگه مجبور بشم باهاش فرار کنم!

347
00:18:23,143 --> 00:18:26,146
‫آه، لطفاً... یه لحظه صبر کنید.

348
00:18:26,897 --> 00:18:29,016
‫- این دوتا دردسرساز به نظر میان...
‫- حس می‌کنم

349
00:18:29,066 --> 00:18:30,476
‫- به ما شک کردن.
‫- باید به بالادستی‌ها گزارش بدیم؟

350
00:18:30,526 --> 00:18:32,227
‫توهم نزدی.

351
00:18:32,277 --> 00:18:34,730
‫- نمی‌دونیم واقعاً اشراف‌زاده‌ست یا نه.
‫- بده. چی کار کنیم؟

352
00:18:34,780 --> 00:18:37,149
‫- درست می‌گی...
‫- اگه این‌طوره، شلوغش می‌کنیم.

353
00:18:37,199 --> 00:18:38,358
‫چی؟

354
00:18:38,408 --> 00:18:40,577
‫یه جنجال راه می‌ندازیم و همه‌چی رو
‫ به‌هم می‌ریزیم.

355
00:18:41,245 --> 00:18:43,113
‫همون چیزیه که می‌گن
‫از آب گل‌آلود ماهی گرفتن.

356
00:18:43,163 --> 00:18:46,450
‫و کسی که می‌بریم
‫خودِ لیدئو سودریکه.

357
00:18:46,500 --> 00:18:49,078
‫چ... چه نقشه بی‌فکریه؟

358
00:18:49,128 --> 00:18:50,462
‫به‌هرحال، انجامش می‌دیم.

359
00:18:51,213 --> 00:18:52,589
‫اول از اون آدم‌ها شروع می‌کنیم...

360
00:18:54,133 --> 00:18:57,094
‫انگار شما دوتا دنبال
‫ماجراجوهای ماهر می‌گردید.

361
00:18:57,594 --> 00:18:58,679
‫- چ...
‫- شما...

362
00:18:59,263 --> 00:19:00,973
‫شما خانم رنزاری هستید.

363
00:19:01,682 --> 00:19:05,427
‫شما زن یه اشراف‌زاده‌اید،
‫و شما هم همراهش هستید.

364
00:19:05,477 --> 00:19:06,478
‫درسته؟

365
00:19:09,898 --> 00:19:11,692
‫می‌شه از اتاق طبقه بالا استفاده کنم؟

366
00:19:15,404 --> 00:19:17,072
‫چه آبروریزی‌ای، زایلو.

367
00:19:18,240 --> 00:19:19,983
‫همون واکنشی بود که انتظار داشتم.

368
00:19:20,033 --> 00:19:21,819
‫چه احمق تمام‌عیاری.

369
00:19:21,869 --> 00:19:26,365
‫اگه من به دادتون نرسیده بودم،
‫الان حسابی گرفتار شده بودید.

370
00:19:26,415 --> 00:19:30,202
‫نه، ما قصد داشتیم
‫اونجا شلوغ‌کاری راه بندازیم.

371
00:19:30,252 --> 00:19:32,871
‫درسته.
‫و همراهمون یواشکی وارد می‌شد

372
00:19:32,921 --> 00:19:35,007
‫و مدرک رو پیدا می‌کرد.
‫همه‌چی هماهنگ شده بود.

373
00:19:35,591 --> 00:19:38,468
‫شما عضو
‫شوالیه‌های مقدس هستید، درسته؟

374
00:19:39,052 --> 00:19:41,672
‫من فرمانده محفل سیزدهم
‫شوالیه‌های مقدسم،

375
00:19:41,722 --> 00:19:43,015
‫پاتوش کیویا.

376
00:19:43,515 --> 00:19:46,885
‫ممکنه نامزد من رو زیادی لوس نکنید؟

377
00:19:46,935 --> 00:19:52,474
‫اون مرد هنوز بی‌ملاحظه، بی‌تربیت،
‫نابالغ و بی‌فکره.

378
00:19:52,524 --> 00:19:54,852
‫نمی‌خوام غریبه‌ها دخالت کنن.

379
00:19:54,902 --> 00:19:56,270
‫کدوم غریبه؟

380
00:19:56,320 --> 00:19:59,189
‫توی این عملیات، غریبه خودتی.

381
00:19:59,239 --> 00:20:00,858
‫من نامزدشم.

382
00:20:00,908 --> 00:20:03,152
‫هر اتفاقی بیفته کنارش می‌مونم.

383
00:20:03,202 --> 00:20:05,370
‫این چیزی رو عوض نمی‌کنه!

384
00:20:09,374 --> 00:20:13,871
‫می‌دونستم به‌خاطر اخلاق‌هاتون
‫با هم کنار نمیاید،

385
00:20:13,921 --> 00:20:15,205
‫ولی از چیزی که فکر می‌کردم بدتره.

386
00:20:15,255 --> 00:20:17,166
‫چی؟ اخلاق‌هامون؟

387
00:20:17,216 --> 00:20:19,126
‫گفتی با هم کنار نمیایم؟

388
00:20:19,176 --> 00:20:22,296
‫چرا فقط همین به ذهنت می‌رسه؟

389
00:20:22,346 --> 00:20:23,839
‫واقعاً احمقی؟

390
00:20:23,889 --> 00:20:26,550
‫نه، از احمق بودن هم رد کرده.

391
00:20:26,600 --> 00:20:29,261
‫اصلاً آدم‌ها رو نمی‌شناسه.

392
00:20:29,311 --> 00:20:30,762
‫موافقم.

393
00:20:30,812 --> 00:20:33,223
‫چشم بصیرتش مثل
‫موش کور سوسوباناست.

394
00:20:33,273 --> 00:20:36,685
‫حتی می‌شه گفت درخت‌های کنار جاده
‫از اون باهوش‌ترن.

395
00:20:36,735 --> 00:20:39,730
‫فقط وقتی سرزنشم می‌کنید
‫این‌قدر یهو با هم صمیمی نشید.

396
00:20:39,780 --> 00:20:41,907
‫الان وقت بازی نیست.

397
00:20:43,533 --> 00:20:46,361
‫حالا که حرفش شد، تو چرا اینجایی؟

398
00:20:46,411 --> 00:20:49,414
‫در نقش ماجراجو اومدیم
‫تا تحقیق کنیم.

399
00:20:50,040 --> 00:20:53,460
‫فقط یه قدم تا
‫تماس با لیدئو سودریک فاصله داریم.

400
00:20:53,961 --> 00:20:56,088
‫خب پس، ببخشید مزاحم شدیم.

401
00:20:56,630 --> 00:20:57,965
‫الان ما هم...

402
00:20:59,383 --> 00:21:00,876
‫ببخشید، مهمانان محترم.

403
00:21:00,926 --> 00:21:04,137
‫رئیس انجمن می‌خواد
‫جزئیات درخواستتون رو بدونه.

404
00:21:06,181 --> 00:21:09,059
‫فرنسی، اگه می‌خوای کنار بکشی،
‫الان وقتشه.

405
00:21:09,559 --> 00:21:10,602
‫مزخرف نگو.

406
00:21:11,270 --> 00:21:12,813
‫این‌قدر حیرت کردم که حتی نمی‌تونم حرف بزنم.

407
00:21:17,693 --> 00:21:20,570
‫آخرش واقعاً خیلی راحت‌تره
‫که فقط شلوغش کنیم.

408
00:21:39,798 --> 00:21:41,174
‫ادب سرت نمی‌شه.

409
00:21:43,093 --> 00:21:44,886
‫انگار درست تربیتت نکردن.

410
00:22:16,752 --> 00:22:17,753
‫بگیر.

411
00:22:32,976 --> 00:22:34,811
‫انگار قراره
‫حسابی سر و صدا به پا بشه.

412
00:22:38,774 --> 00:22:41,226
‫قرار نبود این کار رو بکنیم...

413
00:22:41,276 --> 00:22:42,561
‫باورکردنی نیست.

414
00:22:42,611 --> 00:22:44,813
‫- واقعاً انجامش دادی.
‫- بله.

415
00:22:44,863 --> 00:22:47,657
‫تا وقتی لیدئو سودریک رو بیرون می‌کشیم،

416
00:22:48,158 --> 00:22:50,327
‫کل شهر رو هم پاکسازی می‌کنیم.

417
00:22:51,620 --> 00:22:52,788
‫این دیگه چیه...؟

418
00:22:53,413 --> 00:22:55,532
‫به این می‌گن
‫خدمت به جامعه.

419
00:22:55,582 --> 00:22:57,876
‫این خیلی بده!

420
00:22:59,876 --> 00:23:09,876
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M