1
00:00:03,753 --> 00:00:06,164
‫این همه‌شه که تونستیم پیدا کنیم.

2
00:00:06,214 --> 00:00:08,792
‫توی کورهٔ محفل پیداش کردیم.

3
00:00:08,842 --> 00:00:11,469
‫ولی بیشترش کاملاً سوخته و خاکستر شده...

4
00:00:15,890 --> 00:00:16,891
‫این...

5
00:00:17,350 --> 00:00:19,144
‫یه جور نشونه‌ست؟

6
00:00:23,898 --> 00:00:26,026
‫ماهایزل زلکوف.

7
00:00:27,152 --> 00:00:30,480
‫اگه راهی پیدا کنیم که اون مرد رو بگیریم...

8
00:00:30,530 --> 00:00:32,816
‫فکر نکنم بشه.

9
00:00:32,866 --> 00:00:35,694
‫شاید تا الان از شهر فرار کرده باشه.

10
00:00:35,744 --> 00:00:37,120
‫یا شاید...

11
00:00:42,125 --> 00:00:43,201
‫اجازه ندارین.

12
00:00:43,251 --> 00:00:45,412
‫نمی‌تونم بذارم بیاد بیرون.

13
00:00:45,462 --> 00:00:48,957
‫بله، کاملاً درک می‌کنم.

14
00:00:49,007 --> 00:00:51,176
‫ولی شرایط عوض شده.

15
00:00:51,760 --> 00:00:54,637
‫باید این بار استثنا قائل بشیم
‫و آزادش کنیم.

16
00:00:56,681 --> 00:00:58,425
‫این واقعیه؟

17
00:00:58,475 --> 00:01:00,093
‫البته.

18
00:01:00,143 --> 00:01:02,595
‫حتی مُهر گالتویل هم روشه.

19
00:01:02,645 --> 00:01:05,890
‫مسئول ارتش
‫آدم کاملاً منطقی‌ایه.

20
00:01:05,940 --> 00:01:09,477
‫اوه، هرچقدر می‌خواین بررسیش کنین.

21
00:01:09,527 --> 00:01:12,188
‫ولی زندانی کردن یه قهرمان این‌طوری

22
00:01:12,238 --> 00:01:14,524
‫واقعاً مجازات حساب نمی‌شه، نه؟

23
00:01:14,574 --> 00:01:19,454
‫حبس کردنش اون تو عملاً یعنی
‫بذاریم با خیال راحت بخوابه،

24
00:01:20,330 --> 00:01:21,498
‫درسته؟

25
00:01:25,460 --> 00:01:27,746
‫یه کم وقت بدین. می‌رم بررسی کنم.

26
00:01:27,796 --> 00:01:29,631
‫بفرمایین.

27
00:01:30,631 --> 00:01:40,631
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

28
00:03:05,393 --> 00:03:08,271
‫می‌خوام برم بیرون، شوالیهٔ من.

29
00:03:08,855 --> 00:03:10,890
‫تو هیچ‌وقت دلت نمی‌خواد بری بیرون؟

30
00:03:10,940 --> 00:03:13,810
‫تو زیادی عاشق کرهٔ زِف هستی.

31
00:03:13,860 --> 00:03:16,146
‫دیگه این ممنوعیتِ
‫بیرون رفتن رو تحمل نمی‌کنم.

32
00:03:16,196 --> 00:03:18,072
‫می‌خوام برم بیرون!

33
00:03:19,324 --> 00:03:20,900
‫گفتنش به من فایده‌ای نداره...

34
00:03:20,950 --> 00:03:22,610
‫پس در این صورت، الهه.

35
00:03:22,660 --> 00:03:26,623
‫پیشنهاد می‌کنم برین
‫موزهٔ هنر دوجین.

36
00:03:27,415 --> 00:03:30,493
‫اونجا کلی آثار کلاسیک
‫از قرون میانه هست.

37
00:03:30,543 --> 00:03:34,873
‫خود ساختمون هم با
‫فنون مدرن ناشیدا ساخته شده.

38
00:03:34,923 --> 00:03:37,083
‫خیلی چیزها برای دیدن داره.

39
00:03:37,133 --> 00:03:39,294
‫شهر ایوف یکی از مراکز مهم کشتیرانیه.

40
00:03:39,344 --> 00:03:42,005
‫- پر از انواع گنجینه‌هاست.
‫- موزهٔ هنر چه جذابیتی داره؟

41
00:03:42,055 --> 00:03:44,015
‫اگه می‌خوای قدم بزنی،
‫برو ساحل.

42
00:03:44,807 --> 00:03:46,893
‫وقتی بالای ساحل پرواز می‌کنی
‫منظره خیلی قشنگه.

43
00:03:47,185 --> 00:03:49,679
‫پرواز به سمت جنگل
‫برای شکار هم خوبه.

44
00:03:49,729 --> 00:03:51,940
‫طوری می‌گی انگار ما هم می‌تونیم پرواز کنیم.

45
00:03:52,607 --> 00:03:55,652
‫همه‌چی رو با معیار اژدها نسنج.

46
00:03:56,236 --> 00:03:58,104
‫چی؟ مشکلی داری؟

47
00:03:58,154 --> 00:04:00,523
‫م... معلومه، ما می‌تونیم هرجا بریم.

48
00:04:00,573 --> 00:04:02,283
‫به‌هرحال، بریم توی شهر.

49
00:04:02,867 --> 00:04:04,027
‫- فکر نکنم بشه.
‫- چی؟

50
00:04:04,077 --> 00:04:06,696
‫یادتون رفته دفعهٔ قبل
‫توی شهر بهمون حمله شد؟

51
00:04:06,746 --> 00:04:08,615
‫بالادستی‌ها اجازه نمی‌دن.

52
00:04:08,665 --> 00:04:11,492
‫چی؟ امکان نداره...

53
00:04:11,542 --> 00:04:12,911
‫نه.

54
00:04:12,961 --> 00:04:14,621
‫هنوز یه راه برای گرفتن اجازه هست.

55
00:04:14,671 --> 00:04:16,122
‫واقعاً؟

56
00:04:16,172 --> 00:04:18,458
‫رفتن به معبد
‫نباید مشکلی داشته باشه.

57
00:04:18,508 --> 00:04:20,001
‫خیلی به پادگان نزدیکه،

58
00:04:20,051 --> 00:04:22,337
‫پس می‌تونن کاملاً ازتون محافظت کنن.

59
00:04:22,387 --> 00:04:25,798
‫کیویا، تو هم گاهی حرف‌های خوب
‫می‌زنی.

60
00:04:25,848 --> 00:04:27,550
‫اتفاقی افتاده؟

61
00:04:27,600 --> 00:04:29,802
‫آره، واقعاً کم پیش میاد.

62
00:04:29,852 --> 00:04:31,596
‫چیزی نیست...

63
00:04:31,646 --> 00:04:35,433
‫فقط می‌خواستم بانو تئوریتا حالش بهتر بشه.

64
00:04:35,483 --> 00:04:36,726
‫دقیقاً.

65
00:04:36,776 --> 00:04:39,437
‫زایلو، تو هم باید سعی کنی حالم رو بهتر کنی.

66
00:04:39,487 --> 00:04:41,364
‫خودت واقعاً اینو گفتی...

67
00:04:42,657 --> 00:04:46,361
‫زایلو، تو هم برو به
‫کاهن اعظم مارلن سلام کن.

68
00:04:46,411 --> 00:04:49,822
‫من چند تا سرباز قابل‌اعتماد جمع می‌کنم.

69
00:04:49,872 --> 00:04:51,582
‫تو نمیای؟

70
00:04:54,002 --> 00:04:55,420
‫من...

71
00:04:56,296 --> 00:04:57,547
‫کار زیاد دارم.

72
00:04:59,132 --> 00:05:00,208
‫فهمیدم.

73
00:05:00,258 --> 00:05:02,302
‫من حواسم به تئوریتا هست.

74
00:05:07,307 --> 00:05:10,635
‫- الهه!
‫- بانو تئوریتا، الههٔ شمشیرها!

75
00:05:10,685 --> 00:05:12,512
‫لطفاً کتابم رو امضا کنین!

76
00:05:12,562 --> 00:05:14,430
‫مال منم!

77
00:05:14,480 --> 00:05:15,857
‫بسپرینش به من!

78
00:05:16,441 --> 00:05:20,812
‫الههٔ بزرگ تئوریتا
‫به همه‌تون برکت می‌ده!

79
00:05:20,862 --> 00:05:21,938
‫عالیه!

80
00:05:21,988 --> 00:05:24,524
‫- پس مال منم!
‫- مال منم، بانو تئوریتا!

81
00:05:24,574 --> 00:05:27,902
‫- بانو تئوریتا، برای خواهرم هم لطفاً!
‫- می‌گن امضای الهه

82
00:05:27,952 --> 00:05:28,903
‫- بلا رو دور می‌کنه.
‫- و

83
00:05:28,953 --> 00:05:31,572
‫- مال مادرم هم!
‫- ولی مردم هنوز به این چیزها اعتقاد دارن.

84
00:05:31,622 --> 00:05:33,416
‫خیلی خب، امضا که گرفتین،
‫راه رو باز کنین.

85
00:05:34,834 --> 00:05:36,202
‫الهه،

86
00:05:36,252 --> 00:05:38,830
‫لطفاً اینا رو میل کنین.

87
00:05:38,880 --> 00:05:40,957
‫تقریباً هم‌اندازهٔ نوهٔ منی،

88
00:05:41,007 --> 00:05:44,335
‫ولی داری با آلودگی شیطانی می‌جنگی.

89
00:05:44,385 --> 00:05:45,795
‫بله، دقیقاً همین‌طوره.

90
00:05:45,845 --> 00:05:48,047
‫من خیلی بزرگم.

91
00:05:48,097 --> 00:05:49,424
‫نظرت چیه، شوالیهٔ من؟

92
00:05:49,474 --> 00:05:51,884
‫این آرزوی دیرینهٔ الهه بوده.

93
00:05:51,934 --> 00:05:53,845
‫حتماً تو هم خیلی به من افتخار می‌کنی.

94
00:05:53,895 --> 00:05:56,055
‫اوه، از خوراکی‌هام به تو هم می‌دم.

95
00:05:56,105 --> 00:05:57,390
‫ممنون.

96
00:05:57,440 --> 00:05:59,609
‫- بالاخره باید امتحانش کنم که مسموم نباشه.
‫- آه!

97
00:06:00,193 --> 00:06:01,811
‫- ببخشید، مادربزرگ.
‫- اون صاعقهٔ اوج‌گیر نیست؟

98
00:06:01,861 --> 00:06:03,563
‫- فعلاً من نگهش می‌دارم.
‫- همون قاتل ارباب شیاطین؟

99
00:06:03,613 --> 00:06:06,149
‫اون زایلو فوربارتز، شاهین تندرئه.

100
00:06:06,199 --> 00:06:08,192
‫- چی؟
‫- یعنی می‌شه امضاش رو بگیرم؟

101
00:06:08,242 --> 00:06:10,320
‫اونا منو هم می‌شناسن؟

102
00:06:10,370 --> 00:06:13,164
‫خیلی محبوب شدی.

103
00:06:13,873 --> 00:06:15,458
‫کاهن اعظم مارلن...

104
00:06:16,459 --> 00:06:19,704
‫ماموریتت در قلعهٔ موریید
‫و عملکردت در صدف سودریک

105
00:06:19,754 --> 00:06:22,131
‫ظاهراً حسابی برات اعتبار آورده.

106
00:06:23,132 --> 00:06:25,084
‫من یه قهرمان محکومم، می‌دونی.

107
00:06:25,134 --> 00:06:27,795
‫- آه، عالی‌جناب!
‫- بچه‌ها احتمالاً هنوز

108
00:06:27,845 --> 00:06:29,130
‫- معنی این عنوان رو نمی‌فهمن.
‫- ببخشید.

109
00:06:29,180 --> 00:06:31,716
‫- خیلی خب، بریم.
‫- نظر منم درباره‌ات عوض شده.

110
00:06:31,766 --> 00:06:32,633
‫باشه...

111
00:06:32,683 --> 00:06:35,353
‫از خواهرزاده‌ام خیلی درباره‌ات شنیدم.

112
00:06:37,230 --> 00:06:43,069
‫پاتوش زیادی برای شرافت ارزش قائله
‫و جون خودش رو نادیده می‌گیره.

113
00:06:43,986 --> 00:06:47,365
‫می‌شه گفت می‌خواد یه قهرمان باشه.

114
00:06:47,865 --> 00:06:50,118
‫این برات دردسرساز نیست؟

115
00:06:50,827 --> 00:06:51,994
‫کی می‌دونه...

116
00:06:52,578 --> 00:06:54,947
‫آدم‌های این‌طوری
‫کم هم نیستن.

117
00:06:54,997 --> 00:06:58,000
‫خصوصاً اونایی که
‫با آلودگی شیطانی می‌جنگن.

118
00:06:58,626 --> 00:07:00,995
‫به‌عنوان عموش طبیعیه
‫که نگرانش باشین.

119
00:07:01,045 --> 00:07:02,413
‫درسته...

120
00:07:02,463 --> 00:07:06,626
‫من پاتوش رو مثل دختر خودم می‌دونم.

121
00:07:06,676 --> 00:07:10,221
‫اگه کسی بهش خیانت کنه
‫و دلش رو بشکنه،

122
00:07:10,972 --> 00:07:12,140
‫هیچ‌وقت نمی‌بخشمش.

123
00:07:14,851 --> 00:07:16,719
‫گوش کن، زایلو فوربارتز.

124
00:07:16,769 --> 00:07:19,272
‫با اینکه انگار نامزد داری...

125
00:07:20,064 --> 00:07:22,150
‫- چیه؟
‫- این زنگ...

126
00:07:23,901 --> 00:07:25,520
‫زایلو، چی شده؟

127
00:07:25,570 --> 00:07:27,105
‫حملهٔ دشمنه.

128
00:07:27,155 --> 00:07:30,066
‫دشمن وارد شهر ایوف شده.

129
00:07:30,116 --> 00:07:32,326
‫بهمون حمله شده.

130
00:07:42,628 --> 00:07:44,163
‫چه تصادفی.

131
00:07:44,213 --> 00:07:47,208
‫اینجا چی کار می‌کنی؟

132
00:07:47,258 --> 00:07:51,462
‫خب، متوجه یه اشتباه
‫توی گزارشی که تحویل دادم شدم،

133
00:07:51,512 --> 00:07:53,881
‫پس باید فوراً اصلاحش کنم...

134
00:07:53,931 --> 00:07:58,511
‫خیلی از اسناد مهم ارتش
‫و معبد اینجا نگهداری می‌شن.

135
00:07:58,561 --> 00:08:01,013
‫فقط افسرها اجازهٔ ورود دارن.

136
00:08:01,063 --> 00:08:03,099
‫آه، این‌طوره؟

137
00:08:03,149 --> 00:08:05,443
‫پس بابت اینکه بدون اطلاع از قوانین
‫سرزده اومدم عذر می‌خوام.

138
00:08:07,570 --> 00:08:10,481
‫وسط نبردیم. از اینجا برو!

139
00:08:10,531 --> 00:08:13,568
‫باشه، باشه.
‫همین الان واحد قهرمان‌ها رو جمع می‌کنم.

140
00:08:13,618 --> 00:08:17,038
‫اگه می‌شه، لطفاً نگین
‫که اینجا همدیگه رو دیدیم...

141
00:08:35,139 --> 00:08:39,977
‫یه فکری هم به حال من بکن. هر بار
‫منم که باید مجوز جعلی درست کنم...

142
00:08:42,313 --> 00:08:43,689
‫زایلو.

143
00:08:44,690 --> 00:08:46,651
‫هی، رفیق زایلو.

144
00:08:47,235 --> 00:08:49,437
‫خوشحالم می‌بینم این‌قدر سرحالی.

145
00:08:49,487 --> 00:08:52,732
‫تا وقتی نبودم ظاهراً خیلی سرت شلوغ بوده.

146
00:08:52,782 --> 00:08:55,651
‫حتی توی اتاق تنبیه هم
‫دلم برات می‌سوخت.

147
00:08:55,701 --> 00:08:58,404
‫می‌بینم هنوز همون
‫لبخند مصنوعی رو داری.

148
00:08:58,454 --> 00:09:02,625
‫این همون الهه‌ست، درسته؟

149
00:09:04,168 --> 00:09:06,295
‫از آشنایی‌تون خوشوقتم، بانو تئوریتا.

150
00:09:06,879 --> 00:09:08,247
‫من راینو هستم،

151
00:09:08,297 --> 00:09:12,502
‫توپچیِ واحد قهرمانان محکوم ۹۰۰۴.

152
00:09:12,552 --> 00:09:16,097
‫من و رفیق زایلو
‫مثل دو تا شریکیم، نه؟

153
00:09:16,973 --> 00:09:18,341
‫نیستیم، خب؟

154
00:09:18,391 --> 00:09:20,009
‫هی، ونتیم!

155
00:09:20,059 --> 00:09:22,637
‫فکر نمی‌کنی
‫برای آزاد کردنش زود بود؟

156
00:09:22,687 --> 00:09:25,515
‫فقط قیافه‌ش رو می‌بینم
‫خونم به جوش میاد!

157
00:09:25,565 --> 00:09:27,725
‫مگه خودت نبودی
‫که گفتی بیارمش بیرون؟

158
00:09:27,775 --> 00:09:29,769
‫واقعاً که، داوطلب شدی
‫قهرمان محکوم بشی،

159
00:09:29,819 --> 00:09:31,270
‫ولی آخرش افتادی توی اتاق تنبیه...

160
00:09:31,320 --> 00:09:33,064
‫دقیقاً داری چه کار می‌کنی؟

161
00:09:33,114 --> 00:09:36,817
‫فقط می‌خوام خودم رو وقف
‫مردم بی‌دفاعی کنم

162
00:09:36,867 --> 00:09:38,986
‫که پری‌ها دارن نابودشون می‌کنن.

163
00:09:39,036 --> 00:09:41,531
‫اتفاقی که عملیات قبلی افتاد
‫اجتناب‌ناپذیر بود.

164
00:09:41,581 --> 00:09:45,826
‫شلیک توپ به خونهٔ مردم عادی رو
‫اجتناب‌ناپذیر می‌دونی؟

165
00:09:45,876 --> 00:09:47,328
‫اصلاً چی داری می‌گی؟

166
00:09:47,378 --> 00:09:48,546
‫باشه، باشه.

167
00:09:49,130 --> 00:09:51,123
‫به‌هرحال، فعلاً با هم همکاری کنیم

168
00:09:51,173 --> 00:09:53,968
‫و از این بحران رد بشیم.

169
00:09:55,177 --> 00:09:56,178
‫خب حالا...

170
00:09:56,721 --> 00:09:58,881
‫ایوف چگ در منطقهٔ بندر.

171
00:09:58,931 --> 00:10:02,218
‫ظاهراً پری‌ها اینجا ظاهر شدن.

172
00:10:02,268 --> 00:10:04,478
‫بعدش،
‫گلهٔ پری‌ها شروع به حرکت کرد.

173
00:10:05,771 --> 00:10:06,847
‫اونا به توی جیا اومدن.

174
00:10:06,897 --> 00:10:08,983
‫و این برج مرجانی رو اشغال کردن.

175
00:10:10,192 --> 00:10:12,111
‫مگه اونجا یکی از تأسیسات مهم
‫دفاع ساحلی نیست؟

176
00:10:15,323 --> 00:10:17,900
‫ارباب شیاطین هم بین پری‌هاست.

177
00:10:17,950 --> 00:10:20,703
‫ممکنه کل توی جیا
‫به یه پری تبدیل شده باشه.

178
00:10:21,203 --> 00:10:22,538
‫- اون طعمه‌ست.
‫- طعمه‌ست.

179
00:10:24,624 --> 00:10:26,826
‫دشمن توپخونه هم داره، درسته؟

180
00:10:26,876 --> 00:10:28,911
‫با توجه به جهت فعلی
‫باد و سرعتش،

181
00:10:28,961 --> 00:10:32,548
‫از توی‌جیا می‌تونن
‫تمام ایوف چگ رو زیر آتش بگیرن.

182
00:10:33,132 --> 00:10:36,010
‫یعنی عملاً کل منطقه رو
‫گروگان گرفتن؟

183
00:10:36,594 --> 00:10:38,504
‫دستور گالتویل چیه؟

184
00:10:38,554 --> 00:10:41,015
‫اِم... دربارهٔ اون...

185
00:10:41,641 --> 00:10:43,217
‫ازمون خواستن
‫محفل سیزدهم شوالیه‌های مقدس

186
00:10:43,267 --> 00:10:46,762
‫و نیروی دفاعی شهر ایوف
‫در منطقهٔ داخلی مستقر بشن،

187
00:10:46,812 --> 00:10:50,433
‫و واحد قهرمان‌ها از
‫منطقهٔ بندر دفاع کنه.

188
00:10:50,483 --> 00:10:51,484
‫چی؟!

189
00:10:52,151 --> 00:10:54,395
‫می‌خوان تا رسیدن نیروی کمکی
‫دوام بیاریم

190
00:10:54,445 --> 00:10:57,448
‫و بعد ضدحمله رو شروع کنیم.

191
00:10:57,948 --> 00:10:59,650
‫تا نیروی کمکی برسه صبر کنیم؟

192
00:10:59,700 --> 00:11:01,944
‫یعنی می‌خوان مردم منطقهٔ بندر رو
‫به حال خودشون بذارن تا بمیرن؟

193
00:11:01,994 --> 00:11:03,863
‫اتحاد اشراف احتمالاً می‌خواد

194
00:11:03,913 --> 00:11:06,115
‫دفاع از منطقهٔ داخلی رو
‫در اولویت بذاره.

195
00:11:06,165 --> 00:11:07,908
‫بالاخره اون منطقه

196
00:11:07,958 --> 00:11:10,419
‫نهادهای اصلی
‫و دارایی‌های اشراف رو تو خودش داره.

197
00:11:11,212 --> 00:11:13,673
‫اه! فقط به فکر حفظ خودشونن؟

198
00:11:14,382 --> 00:11:15,383
‫اِم...

199
00:11:15,841 --> 00:11:20,087
‫به نظرم زخمی شدن یا مردن
‫توی همچین نبردی بی‌فایده‌ست.

200
00:11:20,137 --> 00:11:21,005
‫چی؟

201
00:11:21,055 --> 00:11:24,350
‫ش... شاید بهتر باشه
‫خیلی فعال وارد ماجرا نشیم...

202
00:11:24,934 --> 00:11:26,811
‫چه پررویی‌ای، ونتیم.

203
00:11:27,395 --> 00:11:28,971
‫هرچقدر هم اوضاع سخت باشه،

204
00:11:29,021 --> 00:11:32,725
‫الان فقط ما هستیم
‫که می‌تونیم مردم رو نجات بدیم.

205
00:11:32,775 --> 00:11:36,028
‫این نبرد ارزش این رو داره
‫که جونمون رو به خطر بندازیم.

206
00:11:37,071 --> 00:11:39,732
‫هی، این‌قدر راحت جونت رو به خطر ننداز.

207
00:11:39,782 --> 00:11:41,901
‫همین از الههٔ ما انتظار می‌رفت.

208
00:11:41,951 --> 00:11:44,403
‫چه ارادهٔ زیبایی.

209
00:11:44,453 --> 00:11:46,781
‫من کاملاً موافقم.

210
00:11:46,831 --> 00:11:50,242
‫رفیق زایلو،
‫الان وقت جنگیدنه.

211
00:11:50,292 --> 00:11:54,372
‫دست به دست هم بدیم و برای
‫آینده و امید مردم نهایت تلاشمون رو بکنیم!

212
00:11:54,422 --> 00:11:55,623
‫ساکت باش.

213
00:11:55,673 --> 00:11:57,333
‫بالاخره فقط یه کاره.

214
00:11:57,383 --> 00:12:00,294
‫زایلو، می‌دونم حتماً از پسش برمیای.

215
00:12:00,344 --> 00:12:02,346
‫بهت ایمان دارم.

216
00:12:03,931 --> 00:12:04,932
‫خیلی خب.

217
00:12:05,433 --> 00:12:08,102
‫نمی‌ذارم همه‌چی همون‌طور پیش بره
‫که اون جماعت می‌خوان.

218
00:12:08,853 --> 00:12:11,272
‫ما رو دست‌کم نگیرین.

219
00:12:14,692 --> 00:12:16,477
‫اینجا یه سنگر می‌سازیم.

220
00:12:16,527 --> 00:12:18,688
‫برای مردم پناهگاه می‌شه.

221
00:12:18,738 --> 00:12:22,483
‫طبق نقشهٔ من، موانعِ
‫مُهر مقدس رو بسازین.

222
00:12:22,533 --> 00:12:23,609
‫چشم!

223
00:12:23,659 --> 00:12:25,653
‫بعدش، آتیش روشن کنین.

224
00:12:25,703 --> 00:12:28,989
‫ظرف‌های آغشته به مُهر مقدس
‫و غذا جمع کنین.

225
00:12:29,039 --> 00:12:30,116
‫چشم!

226
00:12:30,166 --> 00:12:32,993
‫هی، اون آدم‌های
‫محفل اینجا چی کار می‌کنن؟

227
00:12:33,043 --> 00:12:36,330
‫ظاهراً اعلی‌حضرت گفته
‫براشون کار جدید پیدا می‌کنه.

228
00:12:36,380 --> 00:12:39,208
‫گفته بهشون
‫حقوق و سمت رسمی هم می‌ده.

229
00:12:39,258 --> 00:12:40,551
‫سمت رسمی...

230
00:12:41,218 --> 00:12:43,337
‫اول هیزم جمع کنین.

231
00:12:43,387 --> 00:12:45,756
‫- هرچقدر می‌تونین بیارین!
‫- چشم، قربان!

232
00:12:45,806 --> 00:12:49,727
‫- بجنبین! وقت تلف نکنین!
‫- خب، از راهزن بودن که بهتره.

233
00:13:01,280 --> 00:13:03,065
‫خیلی داغه، ولی خوشمزه‌ست.

234
00:13:03,115 --> 00:13:04,408
‫هی، تاتسویا.

235
00:13:05,201 --> 00:13:06,285
‫تو هم باید بخوری.

236
00:13:08,954 --> 00:13:10,831
‫نادون، با دستت نخور!

237
00:13:11,916 --> 00:13:13,200
‫برای خوردن عجله داره.

238
00:13:13,250 --> 00:13:15,836
‫نه، سوپ رو هم داری می‌ریزی...

239
00:13:18,881 --> 00:13:21,717
‫غذای گرم بخورین، روحیه‌تون بهتر می‌مونه.

240
00:13:22,343 --> 00:13:25,588
‫واقعاً اول از همه
‫آشپزخونه راه انداختی.

241
00:13:25,638 --> 00:13:27,423
‫همین از رفیق نورگاله انتظار می‌رفت.

242
00:13:27,473 --> 00:13:29,016
‫تحسین‌برانگیزه.

243
00:13:29,517 --> 00:13:32,011
‫ا... این تجهیزات فوق‌العاده‌ان.

244
00:13:32,061 --> 00:13:34,764
‫اون مجموعهٔ مُهر توپخانهٔ نِوِنه.

245
00:13:34,814 --> 00:13:38,901
‫ولی هیچ‌کس نمی‌دونه
‫چرا این زره قدیمی رو پوشیده.

246
00:13:40,986 --> 00:13:44,190
‫فکر می‌کردم بعد از مدت‌ها
‫اولین نبرد کامل تیممون باشه.

247
00:13:44,240 --> 00:13:48,077
‫رفیق تساو و جیس نمی‌تونن اعزام بشن؟

248
00:13:48,744 --> 00:13:51,030
‫تساو هنوز داره دستش رو درمان می‌کنه.

249
00:13:51,080 --> 00:13:53,574
‫ولی با توجه به شرایط فعلی،

250
00:13:53,624 --> 00:13:56,085
‫گفتم فقط درمان ضروری رو انجام بدن
‫و الان داره میاد اینجا.

251
00:13:57,127 --> 00:13:58,746
‫رفیق جیس چی؟

252
00:13:58,796 --> 00:14:00,956
‫اجازهٔ اعزامش رو نگرفتن؟

253
00:14:01,006 --> 00:14:03,834
‫ونتیم داره توی مذاکرات کمک می‌کنه.

254
00:14:03,884 --> 00:14:07,588
‫فرستادن اژدهای پرنده توی شهر
‫خیلی خطرناکه،

255
00:14:07,638 --> 00:14:08,722
‫ولی یه راهی پیدا می‌کنیم.

256
00:14:09,306 --> 00:14:11,183
‫اعلی‌حضرت نمی‌تونه پایگاه رو ترک کنه.

257
00:14:11,767 --> 00:14:14,395
‫دوتا هم باید بدونه
‫نبرد چه‌طور پیش می‌ره.

258
00:14:14,979 --> 00:14:17,306
‫ما چهارتا می‌ریم توی‌جیا.

259
00:14:17,356 --> 00:14:19,266
‫به عبارت دیگه،

260
00:14:19,316 --> 00:14:22,236
‫شدیداً کمبود نیرو داریم.

261
00:14:22,862 --> 00:14:26,031
‫پس، اجازه هست یه پیشنهاد بدم؟

262
00:14:27,825 --> 00:14:29,118
‫بگو بشنویم.

263
00:14:29,785 --> 00:14:32,571
‫این دیوار رو با توپخونه منفجر کنیم.

264
00:14:32,621 --> 00:14:34,907
‫اگه بذاریم پری‌ها
‫وارد منطقهٔ داخلی بشن،

265
00:14:34,957 --> 00:14:37,868
‫سربازهای دیگه هم
‫مجبور می‌شن بجنگن.

266
00:14:37,918 --> 00:14:40,129
‫کمبود نیرو هم حل می‌شه.

267
00:14:40,713 --> 00:14:41,881
‫ها؟

268
00:14:42,464 --> 00:14:46,168
‫سختی و رنج
‫باید بین همه تقسیم بشه.

269
00:14:46,218 --> 00:14:49,972
‫این‌طوری آدم‌ها به هم نزدیک‌تر می‌شن.
‫همین هم ارزشمندش می‌کنه.

270
00:14:50,973 --> 00:14:53,425
‫شوالیهٔ من، این مرد...

271
00:14:53,475 --> 00:14:54,935
‫می‌دونم...

272
00:14:55,519 --> 00:14:56,637
‫رد شد.

273
00:14:56,687 --> 00:14:59,607
‫مردم عادی رو به خطر ننداز، نادون.

274
00:15:00,482 --> 00:15:03,394
‫یا تو فکر بهتری داری،
‫رفیق زایلو؟

275
00:15:03,444 --> 00:15:04,603
‫راینو.

276
00:15:04,653 --> 00:15:07,857
‫چیزی که مردم معمولی رو
‫وادار به عمل می‌کنه پیوند نیست.

277
00:15:07,907 --> 00:15:09,199
‫منفعت شخصیه.

278
00:15:10,409 --> 00:15:12,828
‫کشتی‌های لنگرگرفته توی بندر رو بزن.

279
00:15:13,495 --> 00:15:15,873
‫با توانایی تو باید
‫از همین‌جا هم بتونی هدف بگیری.

280
00:15:16,373 --> 00:15:18,409
‫فهمیدم. انجام می‌دم.

281
00:15:18,459 --> 00:15:20,411
‫همین از رفیق زایلو انتظار می‌رفت.

282
00:15:20,461 --> 00:15:23,464
‫بعدش باید اونجا رو بگیریم.

283
00:15:24,048 --> 00:15:25,916
‫توی‌جیا رو تصرف می‌کنیم

284
00:15:25,966 --> 00:15:27,676
‫و ارباب شیاطین اونجا رو می‌کشیم.

285
00:15:36,769 --> 00:15:39,847
‫فرمانده کیویا، لطفاً
‫دستورهای این مأموریت رو صادر کنین.

286
00:15:39,897 --> 00:15:42,316
‫بله، همین الان می‌رم.

287
00:15:45,819 --> 00:15:48,188
‫هرچقدر نگاهش می‌کنم،
‫باز هم دستور مسخره‌ایه.

288
00:15:48,238 --> 00:15:49,899
‫کاریش نمی‌شه کرد.

289
00:15:49,949 --> 00:15:52,151
‫حمایت اشراف ضروریه.

290
00:15:52,201 --> 00:15:55,913
‫تازه، توی این منطقه کلی
‫ساختمون متعلق به معبد هست.

291
00:15:57,039 --> 00:15:59,867
‫اوه، ببخشید مزاحم شدم.

292
00:15:59,917 --> 00:16:01,327
‫چیه؟

293
00:16:01,377 --> 00:16:04,830
‫مگه واحد قهرمان‌ها
‫دستور اعزام نگرفته؟

294
00:16:04,880 --> 00:16:10,427
‫بله، به‌عنوان فرمانده‌شون،
‫مطمئن می‌شم شجاعانه بجنگن.

295
00:16:10,928 --> 00:16:13,464
‫اما شنیدم کشتی‌های مُهر مقدس
‫که توی بندر بودن

296
00:16:13,514 --> 00:16:16,508
‫مورد حملهٔ پری‌ها قرار گرفتن.

297
00:16:16,558 --> 00:16:17,718
‫چی گفتی؟

298
00:16:17,768 --> 00:16:22,014
‫الان نمی‌تونیم اجازه بدیم
‫هیچ‌کدوم از دارایی‌های معبد از بین بره.

299
00:16:22,064 --> 00:16:25,476
‫پس می‌خوام اجازهٔ
‫اعزام اژدها رو بگیرم.

300
00:16:25,526 --> 00:16:26,602
‫غیرممکنه!

301
00:16:26,652 --> 00:16:29,730
‫چرا پری‌ها باید اول
‫به کشتی‌های مُهر مقدس حمله کنن...؟

302
00:16:29,780 --> 00:16:30,898
‫گزارش!

303
00:16:30,948 --> 00:16:33,242
‫یکی از کشتی‌های بزرگ مُهر مقدس آتیش گرفته!

304
00:16:33,742 --> 00:16:34,743
‫چی...؟

305
00:16:35,452 --> 00:16:38,163
‫از طرف معبد
‫درخواست نجات اومده.

306
00:16:40,582 --> 00:16:42,918
‫- خوب بود. می‌تونی بری.
‫- چشم!

307
00:16:46,380 --> 00:16:47,623
‫فهمیدم.

308
00:16:47,673 --> 00:16:49,124
‫ظاهراً حرفت درست بوده.

309
00:16:49,174 --> 00:16:50,542
‫پس واقعاً همین‌طوره؟

310
00:16:50,592 --> 00:16:54,338
‫وقتی اولین بار شنیدم،
‫خودمم باورم نمی‌شد.

311
00:16:54,388 --> 00:16:56,390
‫واقعاً تأسف‌آوره.

312
00:16:58,600 --> 00:16:59,969
‫متوجه شدم.

313
00:17:00,019 --> 00:17:02,054
‫اجازهٔ اعزام اژدها صادر شد.

314
00:17:02,104 --> 00:17:03,097
‫فرمانده!

315
00:17:03,147 --> 00:17:06,100
‫وقتی معبد درخواست داده،
‫دلیل موجهی داریم.

316
00:17:06,150 --> 00:17:08,394
‫ما هم فوراً
‫نیروهامون رو به حرکت درمیاریم.

317
00:17:08,444 --> 00:17:11,188
‫ممنون که درک کردین.

318
00:17:11,238 --> 00:17:12,773
‫اوه، یه چیز دیگه.

319
00:17:12,823 --> 00:17:16,285
‫لطفاً سلام من رو
‫به کاهن اعظم مارلن برسونین.

320
00:17:18,078 --> 00:17:20,447
‫تو! منظورت از این حرف چی بود؟

321
00:17:20,497 --> 00:17:22,408
‫ها؟ نه، من فقط...

322
00:17:22,458 --> 00:17:24,201
‫چرا اسم عموی من رو آوردی؟

323
00:17:24,251 --> 00:17:25,619
‫منظورت چی بود؟

324
00:17:25,669 --> 00:17:27,880
‫نه... این‌طوری نیست. من...

325
00:17:29,256 --> 00:17:33,252
‫عموی من، کاهن اعظم مارلن،
‫مرد بزرگیه!

326
00:17:33,302 --> 00:17:35,337
‫تمام زندگیش رو وقف معبد کرده

327
00:17:35,387 --> 00:17:38,257
‫و هر کاری از دستش برمی‌اومده برای حمایت از
‫شوالیه‌های مقدس و من انجام داده.

328
00:17:38,307 --> 00:17:41,218
‫چطور جرئت می‌کنی با
‫همچین مرد بزرگی اون‌طور رفتار کنی...

329
00:17:41,268 --> 00:17:43,429
‫نه... منظورم این نبود.

330
00:17:43,479 --> 00:17:45,347
‫راستش، اون... چیزه.

331
00:17:45,397 --> 00:17:47,099
‫چه‌طور بگم...؟

332
00:17:47,149 --> 00:17:50,235
‫می‌خواستم پیشنهاد کنم امنیت
‫آبراه‌های زیرزمینی رو بیشتر کنین...

333
00:18:04,124 --> 00:18:05,284
‫بدو!

334
00:18:05,334 --> 00:18:06,618
‫اون طرف نه!

335
00:18:06,668 --> 00:18:08,003
‫برو سمت پناهگاه!

336
00:18:10,130 --> 00:18:11,790
‫زایلو، از روبه‌رو دارن حمله می‌کنن!

337
00:18:11,840 --> 00:18:12,750
‫بوگی‌ها!

338
00:18:12,800 --> 00:18:14,710
‫از سمت راست هم دارن نزدیک می‌شن!

339
00:18:14,760 --> 00:18:18,422
‫خوبه. وضعیت رو زیر نظر داشته باش.

340
00:18:18,472 --> 00:18:19,681
‫دارن میان!

341
00:18:22,476 --> 00:18:24,103
‫این واقعاً...

342
00:18:24,686 --> 00:18:26,930
‫بوگی‌ها بلای جون توپخونه‌ان.

343
00:18:26,980 --> 00:18:28,932
‫رفیق زایلو، روی تو حساب می‌کنم.

344
00:18:28,982 --> 00:18:30,275
‫می‌دونم.

345
00:18:38,534 --> 00:18:40,736
‫ما هم می‌ریم، تئوریتا!

346
00:18:40,786 --> 00:18:43,831
‫بله. بهت برکت می‌دم!

347
00:18:55,050 --> 00:18:56,552
‫نابودشون کن!

348
00:18:59,138 --> 00:19:02,466
‫همون‌طور که فکر می‌کردم. توی زندگی،
‫باید با قهرمان‌ها هم‌پیمان شد.

349
00:19:02,516 --> 00:19:04,726
‫از این خوشحال‌تر نمی‌شم.

350
00:19:05,561 --> 00:19:07,846
‫می‌ریم داخل!
‫یک‌راست تا توی‌جیا...

351
00:19:07,896 --> 00:19:08,939
‫صبر کن!

352
00:19:09,523 --> 00:19:11,266
‫جلوتون یه انباره.

353
00:19:11,316 --> 00:19:15,104
‫اِم، لوگوی شرکت توسعهٔ
‫وِرکل روشه.

354
00:19:15,154 --> 00:19:16,688
‫اونجا یه آتیش روشنه.

355
00:19:16,738 --> 00:19:18,732
‫انگار یکی توی ساختمون قایم شده.

356
00:19:18,782 --> 00:19:20,567
‫پری‌ها اونجا رو هم محاصره کردن.

357
00:19:20,617 --> 00:19:22,569
‫تبدیل به پناهگاه شده؟

358
00:19:22,619 --> 00:19:24,238
‫چه دردسری.

359
00:19:24,288 --> 00:19:26,782
‫خب، حالا چی کار کنیم، رفیق زایلو؟

360
00:19:26,832 --> 00:19:28,367
‫زایلو،

361
00:19:28,417 --> 00:19:30,961
‫این نبرد بزرگیه و شرافت داره.

362
00:19:32,129 --> 00:19:33,130
‫من...

363
00:19:33,839 --> 00:19:35,007
‫می‌دونم.

364
00:19:44,391 --> 00:19:47,427
‫راینو، می‌خوام طوری کار کنی
‫که انگار جونت بهش بسته‌ست.

365
00:19:47,477 --> 00:19:49,521
‫- پس خودت رو آماده کن!
‫- حتماً.

366
00:19:51,064 --> 00:19:52,816
‫برای آدم‌هایی که حتی نمی‌شناسم،

367
00:19:53,859 --> 00:19:55,736
‫حاضرم خودم رو فدا کنم.

368
00:19:58,113 --> 00:20:00,157
‫داره جالب می‌شه.

369
00:20:19,843 --> 00:20:22,087
‫اصابت مُهر فلاش‌شکن تأیید شد.

370
00:20:22,137 --> 00:20:24,840
‫واقعاً تیم خوبی هستیم، نه؟

371
00:20:24,890 --> 00:20:27,301
‫مخصوصاً شما، الهه تئوریتا.

372
00:20:27,351 --> 00:20:29,303
‫قدرتتون فوق‌العاده‌ست.

373
00:20:29,353 --> 00:20:31,221
‫ب... بله.

374
00:20:31,271 --> 00:20:35,734
‫ولی نمی‌دونم چرا، قبول کردن
‫تعریف از طرف تو یه‌کم سخته...

375
00:20:37,694 --> 00:20:40,147
‫لازم نیست این‌قدر جلوم گارد بگیری.

376
00:20:40,197 --> 00:20:42,316
‫ما اون‌قدرها هم با هم فرق نداریم.

377
00:20:42,366 --> 00:20:44,034
‫شما دوتا اصلاً شبیه هم نیستین، خب؟

378
00:20:44,743 --> 00:20:47,029
‫شوالیه‌های مقدس باید
‫تا الان حرکت کرده باشن.

379
00:20:47,079 --> 00:20:48,572
‫درسته، ونتیم؟

380
00:20:48,622 --> 00:20:50,616
‫ها؟ اوه، بله.

381
00:20:50,666 --> 00:20:53,493
‫بالاخره راضیشون کردم
‫اجازه بدن جیس اعزام بشه.

382
00:20:53,543 --> 00:20:55,621
‫گفتم آبراه‌های زیرزمینی
‫رو هم ببندن.

383
00:20:55,671 --> 00:20:56,672
‫آبراه‌ها؟

384
00:20:57,172 --> 00:20:58,540
‫بهشون نفوذ شده؟

385
00:20:58,590 --> 00:21:01,426
‫نه. اون موقع اوضاع فوری بود،
‫برای همین از خودم درآوردم.

386
00:21:01,927 --> 00:21:03,795
‫از خودت درآوردی؟ تو...

387
00:21:03,845 --> 00:21:06,089
‫نه، فکر کنم فکر خوبیه.

388
00:21:06,139 --> 00:21:08,558
‫باید امنیت شهر رو بیشتر کنیم.

389
00:21:09,142 --> 00:21:12,638
‫فرنسی و افراد نایت‌گانت
‫توی شهر نگهبانی می‌دن.

390
00:21:12,688 --> 00:21:14,473
‫بالاخره هنوز باید
‫حواسمون به اسپریگان باشه.

391
00:21:14,523 --> 00:21:15,599
‫وای، زایلو!

392
00:21:15,649 --> 00:21:18,227
‫مستقیم روبه‌رو! روی پشت‌بوم!

393
00:21:18,277 --> 00:21:19,770
‫اوضاع بده!

394
00:21:19,820 --> 00:21:20,687
‫چی؟

395
00:21:20,737 --> 00:21:22,447
‫چی بده؟

396
00:21:26,201 --> 00:21:27,986
‫اوه، اون‌ها عصای صاعقه‌ان؟

397
00:21:28,036 --> 00:21:30,030
‫باورم نمی‌شه می‌تونن از 
‫مُهر مقدس استفاده کنن.

398
00:21:30,080 --> 00:21:31,323
‫جدی می‌گی؟

399
00:21:31,373 --> 00:21:34,376
‫یعنی همزیست‌ها پشت این قضیه‌ان؟ راینو!

400
00:21:35,794 --> 00:21:37,087
‫فهمیدم.

401
00:21:49,308 --> 00:21:50,425
‫آسیبی ندیدم.

402
00:21:50,475 --> 00:21:53,228
‫ولی درخشش بدنم یه‌کم کم شده.

403
00:21:56,023 --> 00:21:58,600
‫اه، می‌خواستم برای فرار از پرتوهاشون
‫برم توی یه کوچه، ولی...

404
00:21:58,650 --> 00:22:01,061
‫فکر نکنم وقت داشته باشیم
‫مسیر رو دور کنیم.

405
00:22:01,111 --> 00:22:02,404
‫هی، وایسا...

406
00:22:13,248 --> 00:22:16,076
‫خ... خونه‌های مردم...

407
00:22:16,126 --> 00:22:19,288
‫آره، نجات جون مردم اولویته.

408
00:22:19,338 --> 00:22:21,882
‫منظورم این نبود...

409
00:22:22,382 --> 00:22:23,884
‫خیلی خب، بریم.

410
00:22:24,468 --> 00:22:26,720
‫پیش مردم گیر افتاده!

411
00:22:27,262 --> 00:22:29,431
‫- حرکت!
‫- نابودشون کنین!

412
00:22:31,224 --> 00:22:33,343
‫نذارین وارد منطقهٔ داخلی بشن!

413
00:22:33,393 --> 00:22:34,728
‫آتش!

414
00:22:37,397 --> 00:22:39,516
‫خیلی خب، اینا آخرین‌ها هستن.

415
00:22:39,566 --> 00:22:40,901
‫آتش!

416
00:22:42,361 --> 00:22:45,689
‫بسته شده؟

417
00:22:45,739 --> 00:22:50,319
‫قرار بود پری‌ها از طریق
‫آبراه‌های زیرزمینی نفوذ کنن.

418
00:22:50,369 --> 00:22:52,746
‫تشخیص تاکتیکی فوق‌العاده‌ای بود.

419
00:22:53,538 --> 00:22:55,499
‫احترام می‌ذارم.

420
00:22:56,083 --> 00:22:57,826
‫چه خبره؟ یه چیزی اینجاست.

421
00:22:57,876 --> 00:22:58,877
‫پریه؟

422
00:22:59,419 --> 00:23:00,620
‫چی؟ انسانه؟

423
00:23:00,670 --> 00:23:02,748
‫تو کی هستی؟ اونجا چی کار می‌کنی؟

424
00:23:02,798 --> 00:23:07,010
‫همه‌تون، امیدوارم مقاومت نکنین.

425
00:23:07,594 --> 00:23:10,597
‫خیلی دردناکه که با زجر بمیرین.

426
00:23:32,536 --> 00:23:33,570
‫عمو!

427
00:23:33,620 --> 00:23:34,988
‫پاتوش.

428
00:23:35,038 --> 00:23:36,573
‫اومدی.

429
00:23:36,623 --> 00:23:39,409
‫شنیدم توی منطقهٔ داخلی هم
‫پری‌ها هستن...

430
00:23:39,459 --> 00:23:42,537
‫بله، نگهبان‌ها بهم گزارش دادن.

431
00:23:42,587 --> 00:23:45,006
‫ظاهراً از طریق
‫ویرانه‌های زیرزمینی نفوذ کردن.

432
00:23:55,725 --> 00:23:58,553
‫ارتش و معبد
‫دارن با هم همکاری می‌کنن...

433
00:23:58,603 --> 00:24:01,473
‫عمو، خودت سربازها رو
‫سازماندهی کردی؟

434
00:24:01,523 --> 00:24:04,684
‫الان وقت این نیست
‫که مقابل هم قرار بگیریم.

435
00:24:04,734 --> 00:24:07,270
‫اگه نتونم این دو گروه رو
‫وادار به همکاری کنم،

436
00:24:07,320 --> 00:24:09,239
‫پس کاهن اعظم بودنم
‫چه فایده‌ای داره؟

437
00:24:09,948 --> 00:24:11,233
‫از این بحران استفاده کنیم

438
00:24:11,283 --> 00:24:14,244
‫تا اتحاد بین ارتش
‫و معبد رو محکم‌تر کنیم.

439
00:24:14,828 --> 00:24:19,708
‫چنین پیوندی، بشریت رو به پیروزی می‌رسونه.

440
00:24:20,292 --> 00:24:21,418
‫عمو...

441
00:24:23,753 --> 00:24:26,957
‫آرمانت واقعاً به من انگیزه می‌ده.

442
00:24:27,007 --> 00:24:29,459
‫روی تو حساب می‌کنم، پاتوش.

443
00:24:29,509 --> 00:24:31,837
‫با هم از این آزمون عبور می‌کنیم.

444
00:24:31,887 --> 00:24:32,929
‫بله.

445
00:24:38,852 --> 00:24:42,272
‫باشد که برکت‌های
‫قدیس ماهایزل همراه‌مون باشه.

446
00:24:45,025 --> 00:24:47,194
‫خیلی خب، از دفاع
‫می‌ریم روی حمله.

447
00:24:49,194 --> 00:24:59,194
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M