1
00:00:09,759 --> 00:00:11,086
‫تئوریتا...

2
00:00:11,136 --> 00:00:12,303
‫موفق شدیم...

3
00:00:12,846 --> 00:00:13,630
‫آره.

4
00:00:13,680 --> 00:00:15,507
‫قرار بود همین بشه.

5
00:00:15,557 --> 00:00:19,310
‫اجازه می‌دم سرم رو نوازش کنی
‫و ازم تعریف کنی.

6
00:00:20,812 --> 00:00:22,806
‫بگو: «واقعاً که یه الهه‌ای.»

7
00:00:22,856 --> 00:00:24,858
‫«تئوریتا، فوق‌العاده‌ای!»

8
00:00:27,444 --> 00:00:28,820
‫فوق‌العاده‌ای، تئوریتا.

9
00:00:29,863 --> 00:00:32,073
‫الهه‌ی بزرگی هستی.

10
00:00:33,491 --> 00:00:35,785
‫شاید همه همین رو می‌خوان.

11
00:00:36,661 --> 00:00:39,447
‫وقتی کاری رو به آخر می‌رسونی

12
00:00:39,497 --> 00:00:40,915
‫و بابتش تحسینت می‌کنن،

13
00:00:42,959 --> 00:00:47,213
‫شاید بعضی‌ها فکر کنن
‫ارزشش رو داره که جونشون رو به خطر بندازن.

14
00:00:48,213 --> 00:00:58,213
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

15
00:01:08,776 --> 00:01:09,861
‫کمک...

16
00:01:11,196 --> 00:01:12,939
‫لطفاً کمکمون کنین...

17
00:01:12,989 --> 00:01:14,566
‫بابام...

18
00:01:14,616 --> 00:01:15,909
‫یه موجود این کار رو کرد...

19
00:01:16,576 --> 00:01:18,161
‫حالا آدم‌های بیشتری هستن که
‫باید ازشون محافظت کنم.

20
00:01:18,745 --> 00:01:22,073
‫- تئوریتا، همین‌جا بمون...
‫- یه دختر بچه جلوتره.

21
00:01:22,123 --> 00:01:23,074
‫هی!

22
00:01:23,124 --> 00:01:24,659
‫نترس.

23
00:01:24,709 --> 00:01:28,037
‫من، الهه تئوریتا،
‫و شوالیه‌ام، زایلو فوربارتز،

24
00:01:28,087 --> 00:01:30,707
‫امنیتت رو تضمین می‌کنیم.

25
00:01:30,757 --> 00:01:33,751
‫باید فوراً
‫اون آقا رو درمان کنیم.

26
00:01:33,801 --> 00:01:35,962
‫اسمت چیه؟

27
00:01:36,012 --> 00:01:37,046
‫من...

28
00:01:37,096 --> 00:01:38,515
‫من...

29
00:01:39,599 --> 00:01:41,184
‫حالت خوبه؟

30
00:01:45,730 --> 00:01:46,731
‫تئوریتا!

31
00:01:50,443 --> 00:01:51,444
‫بمیر!

32
00:01:59,494 --> 00:02:00,862
‫وای، لعنتی!

33
00:02:00,912 --> 00:02:02,280
‫من الان یه بچه رو زدم؟

34
00:02:02,330 --> 00:02:03,531
‫ها؟

35
00:02:03,581 --> 00:02:05,867
‫عجیبه.

36
00:02:05,917 --> 00:02:07,118
‫تساو!

37
00:02:07,168 --> 00:02:08,953
‫تو همین الان به یه غیرنظامی شلیک کردی؟

38
00:02:09,003 --> 00:02:12,207
‫نه، دیدم تئوریتا مورد حمله قرار گرفت...

39
00:02:12,257 --> 00:02:13,124
‫ها؟

40
00:02:13,174 --> 00:02:14,509
‫ها چیه؟!

41
00:02:17,553 --> 00:02:19,889
‫چطور... ممکنه؟

42
00:02:26,729 --> 00:02:28,097
‫فرار کرد؟

43
00:02:28,147 --> 00:02:29,190
‫تئوریتا!

44
00:02:29,691 --> 00:02:31,017
‫زخمی شدی؟

45
00:02:31,067 --> 00:02:33,027
‫گفتم این‌قدر به خودت فشار نیار...

46
00:02:33,611 --> 00:02:34,604
‫زایلو...

47
00:02:34,654 --> 00:02:35,697
‫چی؟

48
00:02:36,281 --> 00:02:37,365
‫فکر کنم...

49
00:02:38,449 --> 00:02:41,494
‫باید یاد بگیرم درست از این استفاده کنم.

50
00:02:44,330 --> 00:02:46,124
‫با این جلوش رو گرفتی؟

51
00:02:47,250 --> 00:02:49,460
‫باید یه بهترش رو بخریم.

52
00:02:50,294 --> 00:02:51,629
‫درست‌وحسابی تمرینت می‌دم.

53
00:02:52,547 --> 00:02:53,881
‫راستی،

54
00:02:54,382 --> 00:02:56,592
‫اون یه پریه که خودش رو شبیه آدم کرده...؟

55
00:02:59,053 --> 00:03:01,764
‫ممکنه اسپریگن باشه.

56
00:03:03,057 --> 00:03:05,301
‫ظاهراً واقعاً تهدیدی هستی

57
00:03:05,351 --> 00:03:07,228
‫برای آلودگی شیطانی.

58
00:03:07,937 --> 00:03:09,480
‫همین رو دوست دارم.

59
00:03:15,862 --> 00:03:19,532
‫معیارهای یه الهه همیشه بالاست.

60
00:03:20,199 --> 00:03:21,442
‫بریم.

61
00:03:21,492 --> 00:03:24,237
‫برگردیم پیش اون عوضی‌های پست.

62
00:03:24,287 --> 00:03:25,154
‫آره.

63
00:03:25,204 --> 00:03:27,782
‫بالاخره جای ما همون‌جاست.

64
00:03:27,832 --> 00:03:29,667
‫ولی قبلش...

65
00:03:30,376 --> 00:03:32,378
‫می‌فهمی که، نه؟

66
00:03:36,799 --> 00:03:39,752
‫باید با تمام توانت

67
00:03:39,802 --> 00:03:42,346
‫ازم تعریف کنی

68
00:03:42,889 --> 00:03:44,557
‫و از ته دل ستایشم کنی!

69
00:03:48,060 --> 00:03:51,764
‫حدود ۱۳۰ غیرنظامی
‫به پناهگاه رسیدن.

70
00:03:51,814 --> 00:03:53,349
‫هیچ تلفاتی نداشتیم.

71
00:03:53,399 --> 00:03:56,269
‫از محفل سیزدهم
‫شوالیه‌های مقدس هم همین انتظار می‌رفت.

72
00:03:56,319 --> 00:03:58,988
‫همه‌ش به لطف فرمانده کیویا و
‫رهبری بی‌نقصشه.

73
00:03:59,572 --> 00:04:02,950
‫ولی فرمانده
‫و ستوان پیاده‌نظام کجا رفتن؟

74
00:04:04,619 --> 00:04:07,655
‫فکر کنم این بار می‌خواستن
‫افتخارش نصیب ما بشه.

75
00:04:07,705 --> 00:04:11,626
‫آخه همیشه فرمانده و راجیت
‫اول از همه اعتبارش رو می‌گیرن.

76
00:04:14,504 --> 00:04:16,956
‫از تلاش شجاعانه‌تون متشکرم.

77
00:04:17,006 --> 00:04:20,376
‫امیدوارم ارتش و معبد
‫همچنان در کنار هم همکاری کنن

78
00:04:20,426 --> 00:04:22,503
‫- ببخشید منتظرتون گذاشتم.
‫- و برای خیر این شهر تلاش کنن!

79
00:04:22,553 --> 00:04:23,638
‫- چطور پیش رفت؟
‫- بله، قربان!

80
00:04:23,971 --> 00:04:24,839
‫- فرنسی.
‫- خب،

81
00:04:24,889 --> 00:04:26,299
‫همه برگردین سر پست‌هاتون.

82
00:04:26,349 --> 00:04:27,842
‫به تخلیه‌شده‌ها کمک برسونین.

83
00:04:27,892 --> 00:04:30,561
‫- درست همون‌طور شد که پیش‌بینی کردین.
‫- بله، قربان!

84
00:04:52,959 --> 00:04:53,960
‫اول...

85
00:04:54,877 --> 00:04:57,255
‫باید این آسیب‌ها رو ترمیم کنم...

86
00:04:59,048 --> 00:05:00,299
‫و یه بدن ...

87
00:05:00,883 --> 00:05:04,053
‫ میزبان جدید پیدا کنم...

88
00:05:08,391 --> 00:05:10,393
‫پیدات کردم.

89
00:05:14,188 --> 00:05:17,316
‫می‌خواستم ببینمت، اسپریگن.

90
00:05:19,610 --> 00:05:20,770
‫ها؟

91
00:05:20,820 --> 00:05:22,071
‫نمی‌دونستی؟

92
00:05:23,030 --> 00:05:25,816
‫در واقع، وقتی آلودگی شیطانی
‫اطراف رو آلوده می‌کنه،

93
00:05:25,866 --> 00:05:26,993
‫یه جور خاص...

94
00:05:27,493 --> 00:05:28,527
‫چطور بگم؟

95
00:05:28,577 --> 00:05:29,954
‫یه «طول موج» مخصوص داره.

96
00:05:30,454 --> 00:05:32,907
‫اگه از یه نژاد باشین،
‫می‌تونین اون موج رو تشخیص بدین.

97
00:05:32,957 --> 00:05:35,701
‫این‌طوری ردت رو تا اینجا گرفتم.

98
00:05:35,751 --> 00:05:36,869
‫تو... کی هستی...؟

99
00:05:36,919 --> 00:05:39,672
‫راستی، می‌دونی اسپریگن؟

100
00:05:40,298 --> 00:05:43,542
‫من یه قهرمان محکومم،

101
00:05:43,592 --> 00:05:49,924
‫ولی بین اعضای واحد قهرمانان محکوم،
‫ظاهراً جرم من از همه سبک‌تره

102
00:05:49,974 --> 00:05:52,810
‫و سرراست‌تره.

103
00:05:55,479 --> 00:05:57,273
‫فکر می‌کنی چیه؟

104
00:06:02,528 --> 00:06:03,529
‫اَه...

105
00:06:06,824 --> 00:06:07,992
‫جرمم...

106
00:06:09,076 --> 00:06:11,454
‫کشتن هم‌نوع‌های خودمه.

107
00:06:12,121 --> 00:06:15,374
‫چون از این کار لذت می‌برم.

108
00:06:17,168 --> 00:06:18,828
‫آدم‌ها شگفت‌انگیزن.

109
00:06:18,878 --> 00:06:21,414
‫می‌گن این جور سرگرمی
‫خیلی هم رایجه،

110
00:06:21,464 --> 00:06:24,417
‫و انگیزه پشتش واقعاً حوصله‌سربره.

111
00:06:24,467 --> 00:06:25,376
‫نزدیکم نشو!

112
00:06:25,426 --> 00:06:29,046
‫- اینکه بگن حوصله‌سربره واقعاً عجیبه.
‫- نزدیکم نشو...!

113
00:06:29,096 --> 00:06:31,465
‫برای همین خودم تسلیم شدم.

114
00:06:31,515 --> 00:06:34,635
‫هر کاری گفتن انجام دادم.

115
00:06:34,685 --> 00:06:37,680
‫الان هم دارم اخلاقیاتشون رو یاد می‌گیرم.

116
00:06:37,730 --> 00:06:41,475
‫و به این نتیجه رسیدم
‫که برای شما، آلودگی‌های شیطانی،

117
00:06:41,525 --> 00:06:43,736
‫من فقط یه قاتلم.

118
00:06:44,403 --> 00:06:47,064
‫- نه!
‫- کشتن هم‌نوعت فقط برای لذت.

119
00:06:47,114 --> 00:06:50,568
‫- ولم کن!
‫- یه قتل پیش‌پاافتاده و حوصله‌سربر...

120
00:06:50,618 --> 00:06:52,319
‫- بس کن!
‫- ولی برای آدم‌ها،

121
00:06:52,369 --> 00:06:54,780
‫- ولم کن! ولم کن!
‫- ظاهراً همین آدم رو قهرمان می‌کنه.

122
00:06:54,830 --> 00:06:55,998
‫چرا؟

123
00:06:56,749 --> 00:06:59,452
‫هنوز نمی‌تونم درست توضیح بدم
‫دلیلش چیه.

124
00:06:59,502 --> 00:07:00,586
‫ولم کن!

125
00:07:01,253 --> 00:07:02,580
‫بله، بله.

126
00:07:02,630 --> 00:07:04,749
‫صداهایی که تا الان درآوردی...

127
00:07:04,799 --> 00:07:06,801
‫برای گوشم مثل موسیقیه.

128
00:07:07,343 --> 00:07:09,295
‫حسابی به وجد میاردم.

129
00:07:09,345 --> 00:07:11,972
‫کاری می‌کنه دلم بخواد
‫آهسته‌آهسته کارت رو تموم کنم.

130
00:07:14,975 --> 00:07:17,978
‫آهان، راستی. یادم رفت خودم رو معرفی کنم.

131
00:07:20,064 --> 00:07:23,517
‫من آلودگی شیطانی، پاک پوکا هستم.

132
00:07:23,567 --> 00:07:27,696
‫جلوی آدم‌ها خودم رو
‫به اسم صاحب اصلی این بدن معرفی می‌کنم،

133
00:07:28,280 --> 00:07:30,241
‫«راینو».

134
00:07:32,368 --> 00:07:33,360
‫خب پس...

135
00:07:33,410 --> 00:07:34,820
‫خواب‌های خوب ببینی،

136
00:07:34,870 --> 00:07:36,372
‫اسپریگن.

137
00:07:46,674 --> 00:07:49,919
‫دیگه نمی‌تونم مأموریت رو ادامه بدم...

138
00:07:49,969 --> 00:07:54,223
‫باز هم پادشاهم رو ناامید می‌کنم...

139
00:07:56,934 --> 00:07:57,935
‫آره.

140
00:07:58,519 --> 00:08:01,522
‫از یه عروسک خونی به‌عنوان بدل استفاده کردم.

141
00:08:02,690 --> 00:08:05,818
‫اون شمشیر مقدس زیادی خطرناکه...

142
00:08:06,318 --> 00:08:11,532
‫برای کشتنشون، خون آدم بیشتری لازم دارم...

143
00:08:16,704 --> 00:08:18,956
‫درباره دلاوری‌هات شنیدم.

144
00:08:19,582 --> 00:08:20,866
‫خوب کار کردی.

145
00:08:20,916 --> 00:08:21,917
‫فوق‌العاده بود.

146
00:08:22,501 --> 00:08:24,169
‫ممنونم.

147
00:08:25,045 --> 00:08:30,793
‫شنیدم استقرار نیروها و فرماندهی‌تون هم
‫بی‌نقص بوده، عمو.

148
00:08:30,843 --> 00:08:32,970
‫فقط شانس باهام یار بود.

149
00:08:33,512 --> 00:08:36,348
‫حتماً این هم لطف
‫قدیسان باستانی بوده.

150
00:08:37,391 --> 00:08:38,801
‫دستاوردهای این بارت

151
00:08:38,851 --> 00:08:42,354
‫باید باعث بشه بین کاهنان اعظم
‫به بالاترین جایگاه برسی.

152
00:08:42,938 --> 00:08:45,683
‫اگه واقعاً چنین افتخاری
‫نصیبم بشه،

153
00:08:45,733 --> 00:08:48,060
‫اول از همه نیروها رو جابه‌جا می‌کنم.

154
00:08:48,110 --> 00:08:51,438
‫باید متحدتر بشیم.

155
00:08:51,488 --> 00:08:53,065
‫وقتی اون موقع برسه، پاتوش،

156
00:08:53,115 --> 00:08:57,077
‫باید وضعیت فعلیت رو بهتر کنیم.

157
00:09:03,459 --> 00:09:05,753
‫می‌گی جابه‌جایی نیروها؟

158
00:09:06,754 --> 00:09:07,755
‫یعنی،

159
00:09:08,088 --> 00:09:11,208
‫می‌خوای کل مدیران معبد رو

160
00:09:11,258 --> 00:09:13,218
‫با اعضای همزیست‌ها عوض کنی؟

161
00:09:22,895 --> 00:09:25,731
‫لیدئو سودریک رو بازجویی کردی؟

162
00:09:27,066 --> 00:09:30,144
‫فرستاده همزیست‌ها که باهاش
‫ملاقات کرده بود...

163
00:09:30,194 --> 00:09:32,521
‫ماهایزل زلکوف...

164
00:09:32,571 --> 00:09:36,108
‫وقتی کاهن‌ها برای پیروزی در نبرد
‫دعا می‌کنن،

165
00:09:36,158 --> 00:09:37,860
‫همه این اسم رو به زبون میارن.

166
00:09:37,910 --> 00:09:39,286
‫چی شده؟

167
00:09:39,912 --> 00:09:42,197
‫در مرکز و مناطق دیگه،

168
00:09:42,247 --> 00:09:44,658
‫این اسم رو «زلکوف» تلفظ می‌کنن.

169
00:09:44,708 --> 00:09:48,712
‫فقط مردم شمال
‫اون رو «زلکاف» تلفظ می‌کنن.

170
00:09:51,381 --> 00:09:54,626
‫با در نظر گرفتن ثروتی که برای
‫به حرکت درآوردن انجمن ماجراجویان لازمه

171
00:09:54,676 --> 00:09:57,513
‫و این سرنخ که اون شخص
‫یکی از مسئولان معبد در شماله،

172
00:09:58,388 --> 00:10:00,974
‫می‌تونیم مظنون رو محدود کنیم.

173
00:10:02,017 --> 00:10:03,018
‫عمو...

174
00:10:03,644 --> 00:10:07,097
‫هر وقت فرصت داشتی،
‫منو می‌بردی بیرون تا دنیا رو ببینم،

175
00:10:07,147 --> 00:10:09,483
‫با اینکه بچه‌ای بودم
‫که چیزی ازش نمی‌دونستم.

176
00:10:11,944 --> 00:10:14,688
‫وقتی می‌خواستم
‫راهی متفاوت از پدر و مادرم انتخاب کنم...

177
00:10:14,738 --> 00:10:17,825
‫و مسیر خودم رو بسازم،

178
00:10:19,451 --> 00:10:21,995
‫هرچی لازم داشتم برام فراهم کردی...

179
00:10:23,122 --> 00:10:24,581
‫این شمشیر یکی از هموناست.

180
00:10:28,877 --> 00:10:31,171
‫وقتی منو توی شهر می‌بردی،

181
00:10:31,839 --> 00:10:36,093
‫اسم مستعاری که همیشه استفاده
‫ می‌کردی زلکاف بود.

182
00:10:37,594 --> 00:10:39,054
‫یادت مونده.

183
00:10:39,555 --> 00:10:41,515
‫چطور می‌تونستم فراموش کنم؟

184
00:10:42,057 --> 00:10:45,928
‫البته من سوابق
‫رفت‌وآمدت رو هم بررسی کردم.

185
00:10:45,978 --> 00:10:48,347
‫و توی نبرد قبلی،

186
00:10:48,397 --> 00:10:52,568
‫واحدی که آلودگی شیطانی رو
‫در حال نفوذ به منطقه داخلی پیدا کرد،

187
00:10:53,277 --> 00:10:55,270
‫به گفته خودت،

188
00:10:55,320 --> 00:10:58,031
‫واحد ۷۱۱۰ بود.

189
00:10:59,283 --> 00:11:02,119
‫اما همچین واحدی اصلاً وجود نداره.

190
00:11:05,247 --> 00:11:07,499
‫خوب تحقیق کردی.

191
00:11:12,504 --> 00:11:13,547
‫عمو.

192
00:11:14,256 --> 00:11:16,425
‫چرا طرف همزیست‌ها رو گرفتی؟

193
00:11:18,635 --> 00:11:21,263
‫برای آدم‌هایی که برام مهمن.

194
00:11:21,847 --> 00:11:24,141
‫لطفاً تکون نخور، عمو!

195
00:11:25,809 --> 00:11:28,387
‫من و خانواده‌م.

196
00:11:28,437 --> 00:11:29,563
‫عمو!

197
00:11:31,440 --> 00:11:35,193
‫و مؤمن‌هایی که خودشون رو
‫وقف معبد کردن.

198
00:11:35,777 --> 00:11:38,363
‫می‌خوام نجاتشون بدم.

199
00:11:40,949 --> 00:11:41,992
‫پاتوش.

200
00:11:44,494 --> 00:11:46,997
‫بشریت سقوط می‌کنه.

201
00:11:47,873 --> 00:11:49,491
‫برای همین امیدوارم

202
00:11:49,541 --> 00:11:53,587
‫حداقل آدم‌های درستکار
‫و خانواده عزیزم

203
00:11:54,129 --> 00:11:55,756
‫در امان بمونن.

204
00:11:57,674 --> 00:11:59,009
‫پس...

205
00:11:59,968 --> 00:12:01,712
‫بقیه چی؟

206
00:12:01,762 --> 00:12:03,639
‫برام مهم نیستن!

207
00:12:05,349 --> 00:12:07,301
‫مگه همه همین‌طور نیستن؟

208
00:12:07,351 --> 00:12:08,393
‫پاتوش.

209
00:12:09,436 --> 00:12:13,223
‫یا ترجیح می‌دی قهرمانی باشی
‫که غریبه‌ها رو نجات می‌ده

210
00:12:13,273 --> 00:12:15,817
‫و خانواده خودش رو کنار می‌ذاره؟

211
00:12:16,401 --> 00:12:17,728
‫عمو، من فقط...

212
00:12:17,778 --> 00:12:23,200
‫هنوز زیادی ساده‌ای.
‫خیلی مونده تا بزرگ بشی.

213
00:12:24,618 --> 00:12:27,204
‫زودتر بزرگ شو، پاتوش.

214
00:12:27,788 --> 00:12:31,625
‫یاد بگیر خانواده‌ت
‫و آدم‌های اطرافت رو دوست داشته باشی.

215
00:12:32,834 --> 00:12:36,788
‫اگه بشه، امیدوارم در آینده
‫به‌عنوان یکی از همزیست‌ها

216
00:12:36,838 --> 00:12:40,300
‫در اداره این دنیا سهم داشته باشی.

217
00:12:40,884 --> 00:12:42,294
‫من...

218
00:12:42,344 --> 00:12:45,514
‫بشریت شکست می‌خوره
‫از آلودگی شیطانی.

219
00:12:46,139 --> 00:12:48,842
‫از بین آدم‌هایی که زنده می‌مونن،

220
00:12:48,892 --> 00:12:51,228
‫ما باید جایگاه ناظران رو به دست بگیریم

221
00:12:52,062 --> 00:12:55,432
‫و بقیه مردم رو
‫به راه درست هدایت کنیم...

222
00:12:55,482 --> 00:12:56,733
‫لطفاً، دیگه بس کن!

223
00:13:01,196 --> 00:13:02,531
‫واقعاً حیف شد...

224
00:13:03,198 --> 00:13:04,199
‫عمو...

225
00:13:08,411 --> 00:13:09,412
‫من...

226
00:13:09,955 --> 00:13:10,997
‫من واقعاً...

227
00:13:11,665 --> 00:13:12,833
‫واقعاً...

228
00:13:14,126 --> 00:13:16,378
‫خیلی برات احترام قائل بودم...

229
00:13:19,589 --> 00:13:21,091
‫داری گریه می‌کنی؟

230
00:13:23,051 --> 00:13:24,052
‫حتی اگه...

231
00:13:24,886 --> 00:13:27,305
‫اون آدم‌ها هیچ ربطی به من نداشته باشن...

232
00:13:28,306 --> 00:13:31,226
‫حتی اگه غریبه باشن...

233
00:13:31,935 --> 00:13:33,353
‫رها کردنشون

234
00:13:34,396 --> 00:13:35,639
‫اشتباه بزرگیه.

235
00:13:35,689 --> 00:13:37,065
‫پاتوش.

236
00:13:37,691 --> 00:13:41,820
‫این طرز فکر خیلی خودحق‌پندارانه
‫و غیرعادیه.

237
00:13:42,696 --> 00:13:46,817
‫حتی می‌شه گفت
‫قهرمان‌بازیِ ناشی از خودبزرگ‌بینیه.

238
00:13:46,867 --> 00:13:49,945
‫حالا که فکر می‌کنم،
‫شاید خودم این‌طوری بزرگت کردم...

239
00:13:49,995 --> 00:13:50,862
‫ساکت شو!

240
00:13:50,912 --> 00:13:52,781
‫راجیت، دستگیرش کن!

241
00:13:52,831 --> 00:13:53,832
‫بله!

242
00:13:55,876 --> 00:13:58,086
‫لطفاً تاوان گناهات رو بده...

243
00:14:06,553 --> 00:14:07,679
‫فرمانده!

244
00:14:32,662 --> 00:14:33,872
‫واقعاً حیف شد...

245
00:14:34,372 --> 00:14:35,498
‫پاتوش.

246
00:14:36,333 --> 00:14:39,461
‫من واقعاً تو رو...

247
00:14:40,045 --> 00:14:41,338
‫مثل دختر خودم می‌دونستم.

248
00:15:11,117 --> 00:15:11,901
‫زود باش!

249
00:15:11,951 --> 00:15:12,819
‫- چه خبره؟
‫- از این طرف!

250
00:15:12,869 --> 00:15:14,120
‫کاهن اعظم مارلن!

251
00:15:38,853 --> 00:15:40,980
‫راینو هنوز برنگشته؟

252
00:15:41,564 --> 00:15:43,525
‫اگه کیویا بفهمه دردسر می‌شه.

253
00:15:44,025 --> 00:15:45,393
‫ونتیم.

254
00:15:45,443 --> 00:15:48,605
‫وقتشه برای اون یارو
‫قلاده یا زنجیر بذاریم.

255
00:15:48,655 --> 00:15:52,108
‫تو دیگه حرف نزن، جیس.

256
00:15:52,158 --> 00:15:53,651
‫اوه، خدای من.

257
00:15:53,701 --> 00:15:56,121
‫فکر کنم می‌تونیم راینو رو
‫به حال خودش بذاریم.

258
00:15:57,122 --> 00:15:59,032
‫شاید داره از این
‫موقعیت سوءاستفاده می‌کنه.

259
00:15:59,082 --> 00:16:01,701
‫یا شاید یه پری رو گرفته
‫و داره شکنجه‌ش می‌کنه.

260
00:16:01,751 --> 00:16:06,247
‫یه بار دیدم یه پری زنده برگردوند.

261
00:16:06,297 --> 00:16:08,166
‫درسته، دوتا؟

262
00:16:08,216 --> 00:16:09,167
‫آره.

263
00:16:09,217 --> 00:16:11,086
‫گفت می‌خواد ازش نمونه درست کنه
‫یا یه همچین چیزی.

264
00:16:11,136 --> 00:16:12,345
‫هه.

265
00:16:14,139 --> 00:16:15,090
‫- هی!
‫- داداش!

266
00:16:15,140 --> 00:16:17,467
‫یه کم هم برای من نگه دار!

267
00:16:17,517 --> 00:16:18,635
‫احمق!

268
00:16:18,685 --> 00:16:21,971
‫تو از همه کمتر کار کردی.
‫این چه حرفیه می‌زنی؟

269
00:16:22,021 --> 00:16:24,891
‫تساو! به تو و راینو دستور می‌دم
‫بشینین به کارهاتون فکر کنین!

270
00:16:24,941 --> 00:16:26,226
‫نه بابا!

271
00:16:26,276 --> 00:16:28,937
‫من تئوریتا رو از خطر نجات دادم!

272
00:16:28,987 --> 00:16:30,480
‫هرچی.

273
00:16:30,530 --> 00:16:32,448
‫بیاین اینو تموم کنیم
‫و بریم پی کارمون.

274
00:16:35,660 --> 00:16:36,611
‫زایلو.

275
00:16:36,661 --> 00:16:37,662
‫ها؟

276
00:16:39,164 --> 00:16:40,165
‫فرنسی.

277
00:16:40,957 --> 00:16:42,700
‫خیلی به‌هم‌ریخته‌ای.

278
00:16:42,750 --> 00:16:44,953
‫چرا فقط اینجا نشستی؟

279
00:16:45,003 --> 00:16:47,831
‫ببخشید، ولی امروز دیگه تعطیلیم.

280
00:16:47,881 --> 00:16:50,049
‫اگه نمی‌خوایش، بده‌ش به من!

281
00:16:51,217 --> 00:16:53,920
‫دیگه نمی‌خوام از تو سرزنش بشنوم.

282
00:16:53,970 --> 00:16:55,922
‫چه مایه آبروریزیه.

283
00:16:55,972 --> 00:16:58,466
‫اون‌وقت به خودت می‌گی
‫داماد خانواده ماستیبولت؟

284
00:16:58,516 --> 00:17:01,344
‫از یه لمور خواب زمستونی هم بدتری.

285
00:17:01,394 --> 00:17:03,263
‫باشه، دیگه بی‌خیال.

286
00:17:03,313 --> 00:17:04,439
‫کارمون اینجا تمومه.

287
00:17:05,315 --> 00:17:06,349
‫آره.

288
00:17:06,399 --> 00:17:10,195
‫ولی حمله‌شون به این شهر
‫فقط برای پرت کردن حواس بود.

289
00:17:11,112 --> 00:17:12,113
‫چی؟

290
00:17:13,239 --> 00:17:14,232
‫ها؟

291
00:17:14,282 --> 00:17:15,775
‫یعنی...

292
00:17:15,825 --> 00:17:18,486
‫آلودگی شیطانی، آبادون.

293
00:17:18,536 --> 00:17:21,573
‫می‌گن از خط دفاعی
‫محفل نهم شوالیه‌های مقدس عبور کرده

294
00:17:21,623 --> 00:17:24,042
‫و یه حمله غافلگیرانه
‫به پایتخت دوم کرده.

295
00:17:26,294 --> 00:17:28,246
‫یعنی پایتخت من...

296
00:17:28,296 --> 00:17:32,550
‫پری‌ها بهش حمله کردن...؟

297
00:17:33,551 --> 00:17:37,764
‫همه حرکت‌هامون رو می‌دونستن.
‫کاملاً بازی‌مون دادن.

298
00:17:38,514 --> 00:17:39,632
‫نکنه...

299
00:17:39,682 --> 00:17:40,934
‫آره.

300
00:17:41,517 --> 00:17:42,644
‫پایتخت دوم

301
00:17:43,269 --> 00:17:44,270
‫سقوط کرده.

302
00:17:47,607 --> 00:17:52,270
‫پایتخت دوم، زیلنت،
‫نماد پادشاهی فدراله.

303
00:17:52,320 --> 00:17:54,155
‫و یه نقطه دفاعی کلیدی هم هست.

304
00:17:58,826 --> 00:17:59,869
‫آه...

305
00:18:01,871 --> 00:18:04,782
‫حالا قلعه گالتویل
‫و پایتخت اول

306
00:18:04,832 --> 00:18:08,419
‫انگار تیغ گذاشتن زیر گلوشون.

307
00:18:13,007 --> 00:18:14,751
‫شنیدم کشته شده
‫به دست یکی از نزدیک‌هاش.

308
00:18:14,801 --> 00:18:16,210
‫مگه آدم مهمی توی معبد نبود؟

309
00:18:16,260 --> 00:18:18,596
‫ببخشید، اجازه بدین رد بشیم...

310
00:18:19,222 --> 00:18:21,633
‫چرا کاهن اعظم مارلن رو کشتی؟

311
00:18:21,683 --> 00:18:23,301
‫- برین کنار!
‫- خودت باید بمیری!

312
00:18:23,351 --> 00:18:24,886
‫قاتل!

313
00:18:24,936 --> 00:18:26,062
‫محکومش کنین به مرگ!

314
00:18:26,729 --> 00:18:28,556
‫باشه، برین کنار!

315
00:18:28,606 --> 00:18:29,599
‫فرمانده...

316
00:18:29,649 --> 00:18:31,526
‫امکان نداره...

317
00:18:41,619 --> 00:18:45,156
‫پاتوش کیویا، فرمانده
‫محفل سیزدهم شوالیه‌های مقدس.

318
00:18:45,206 --> 00:18:50,995
‫چرا کاهن اعظم مارلن کیویا
‫و ستوان پیاده‌نظام راجیت هیترو رو کشتی؟

319
00:18:51,045 --> 00:18:53,915
‫چند بار می‌خواین
‫همین سؤال رو ازم بپرسین؟

320
00:18:53,965 --> 00:18:56,217
‫- عموم عضو همزیست‌ها بود...
‫- نه.

321
00:18:57,343 --> 00:19:01,347
‫تو از محبوبیت و توانایی‌های
‫کاهن اعظم مارلن می‌ترسیدی.

322
00:19:01,889 --> 00:19:05,351
‫برای همین به بشریت خیانت کردی
‫و عموت رو کشتی.

323
00:19:06,519 --> 00:19:09,972
‫اگه بتونی واقعیت‌ها رو
‫دقیق بیان کنی،

324
00:19:10,022 --> 00:19:12,150
‫همین الان آزادت می‌کنم.

325
00:19:12,942 --> 00:19:14,819
‫سر زیردست‌هام چی اومده؟

326
00:19:18,364 --> 00:19:19,941
‫واحد قهرمان‌ها.

327
00:19:19,991 --> 00:19:22,243
‫وضعیت زایلو فوربارتز چطوره؟

328
00:19:24,287 --> 00:19:26,489
‫چرا محاکمه‌ای در کار نبود؟

329
00:19:26,539 --> 00:19:29,000
‫بذارین توی دادگاه حرف بزنم!

330
00:19:32,211 --> 00:19:34,338
‫لطفاً دوباره فکر کن.

331
00:19:35,006 --> 00:19:36,883
‫وقت زیادی داریم.

332
00:19:59,322 --> 00:20:01,566
‫عذر می‌خوام.

333
00:20:01,616 --> 00:20:04,702
‫بحث و بررسی کمی طول کشید.

334
00:20:06,037 --> 00:20:08,906
‫چون فقط برای یه نفر دیگه جا داریم.

335
00:20:08,956 --> 00:20:10,958
‫یه مدت مردد بودم.

336
00:20:22,053 --> 00:20:23,838
‫پاتوش کیویا.

337
00:20:23,888 --> 00:20:27,183
‫فرمانده سابق محفل سیزدهم
‫شوالیه‌های مقدس.

338
00:20:27,850 --> 00:20:30,553
‫توانایی نظامیت رو بذاریم کنار،

339
00:20:30,603 --> 00:20:33,890
‫اراده‌ت واقعاً تحسین‌برانگیزه.

340
00:20:33,940 --> 00:20:34,932
‫یه آدم مهم رو کشتی

341
00:20:34,982 --> 00:20:37,151
‫که همیشه باهات مهربون بود
‫با دست‌های خودت.

342
00:20:37,985 --> 00:20:40,563
‫برای آدم‌هایی که هیچ‌وقت ندیدی،

343
00:20:40,613 --> 00:20:43,858
‫حتی کسی رو که بیش از همه بهش مدیون بودی
‫مجازات کردی

344
00:20:43,908 --> 00:20:45,076
‫و هیچ رحم نکردی.

345
00:20:45,576 --> 00:20:49,413
‫این کار به‌وضوح فراتر از
‫منفعت شخصیه.

346
00:20:50,039 --> 00:20:52,867
‫می‌شه اسمش رو باور یه قهرمان گذاشت.

347
00:20:52,917 --> 00:20:56,462
‫یا شاید هم فقط یه توهم.

348
00:20:58,339 --> 00:21:00,841
‫چطور... می‌دونی...؟

349
00:21:01,509 --> 00:21:04,345
‫الهه من می‌تونه کتاب احضار کنه.

350
00:21:04,845 --> 00:21:08,307
‫به یه معنا،
‫اطلاعات رو احضار می‌کنه.

351
00:21:11,852 --> 00:21:14,271
‫می‌دونم، انفیه.

352
00:21:15,439 --> 00:21:16,565
‫ممنون.

353
00:21:17,817 --> 00:21:18,818
‫تو...

354
00:21:19,819 --> 00:21:21,779
‫یه شوالیه مقدسی؟

355
00:21:24,490 --> 00:21:25,524
‫درسته.

356
00:21:25,574 --> 00:21:27,902
‫از محفل دوازدهم شوالیه‌های مقدس.

357
00:21:27,952 --> 00:21:32,415
‫پس قبلاً همکار بودیم.

358
00:21:34,959 --> 00:21:38,454
‫اومدم یه انتخاب بهت پیشنهاد بدم.

359
00:21:38,504 --> 00:21:40,089
‫دو راه پیش روت داری.

360
00:21:40,673 --> 00:21:41,674
‫راه اول:

361
00:21:42,174 --> 00:21:45,594
‫به‌عنوان یکی از همزیست‌ها
‫حکم مرگ رو بپذیری.

362
00:21:46,679 --> 00:21:48,047
‫راه دوم:

363
00:21:48,097 --> 00:21:49,965
‫یه قهرمان محکوم بشی

364
00:21:50,015 --> 00:21:52,810
‫و به جنگ با آلودگی شیطانی ادامه بدی.

365
00:21:56,230 --> 00:21:58,766
‫قهرمان دوباره زنده می‌شه
‫حتی اگه بمیره.

366
00:21:58,816 --> 00:22:00,943
‫آزادی عمل هم نداره.

367
00:22:01,569 --> 00:22:02,820
‫افتخاری هم نصیبش نمی‌شه.

368
00:22:03,320 --> 00:22:06,615
‫همه‌چیزش رو برای آدم‌هایی
‫که هیچ‌وقت ندیده فدا می‌کنه.

369
00:22:07,366 --> 00:22:09,735
‫اگه من بودم، احتمالاً رد می‌کردم.

370
00:22:09,785 --> 00:22:13,372
‫و شخصاً فکر نمی‌کنم
‫این راه مناسب تو باشه.

371
00:22:13,956 --> 00:22:15,040
‫قهرمان...

372
00:22:16,459 --> 00:22:18,461
‫قهرمان محکوم دقیقاً چیه؟

373
00:22:22,381 --> 00:22:24,800
‫تا جایی که اجازه داشته باشم جواب می‌دم.

374
00:22:25,384 --> 00:22:28,137
‫حتماً شایعه‌هایی شنیدی.

375
00:22:28,679 --> 00:22:33,559
‫الهه نخست
‫قدرت احضار قهرمان‌ها رو داره.

376
00:22:34,769 --> 00:22:37,096
‫خیلی وقت پیش، در آغاز جنگ بزرگ،

377
00:22:37,146 --> 00:22:40,441
‫قهرمان‌هایی رو از دنیایی دیگه احضار کرد.

378
00:22:41,150 --> 00:22:44,695
‫اما نمی‌تونست باهاشون ارتباط برقرار کنه.

379
00:22:47,406 --> 00:22:50,993
‫برای همین مردم گذشته
‫روش‌شون رو عوض کردن.

380
00:22:51,785 --> 00:22:57,666
‫کسانی رو که در این دنیا مرده بودن
‫به‌عنوان قهرمان احضار کردن.

381
00:22:59,919 --> 00:23:02,087
‫مرده‌ها رو احضار کردن...

382
00:23:03,714 --> 00:23:04,915
‫رستاخیز؟

383
00:23:04,965 --> 00:23:06,842
‫درسته.

384
00:23:08,552 --> 00:23:12,631
‫اونا در خط مقدم
‫جنگ با آلودگی شیطانی می‌ایستن.

385
00:23:12,681 --> 00:23:14,967
‫حتی اجازه مردن هم ندارن.

386
00:23:15,017 --> 00:23:17,061
‫و همچنان به جنگ ادامه می‌دن.

387
00:23:18,437 --> 00:23:20,189
‫پس قهرمان یعنی این...

388
00:23:21,982 --> 00:23:23,150
‫یه قهرمان محکوم...

389
00:23:23,859 --> 00:23:25,444
‫دقیقاً.

390
00:23:25,945 --> 00:23:29,073
‫و اینکه چرا حالا
‫به یه نوع مجازات تبدیل شده...

391
00:23:29,573 --> 00:23:32,910
‫خب، دلایل زیادی داره.

392
00:23:33,410 --> 00:23:34,195
‫و،

393
00:23:34,245 --> 00:23:37,915
‫قدرت الهه نخست هم بی‌نقص نیست.

394
00:23:38,499 --> 00:23:40,492
‫اگه کسی رو چند بار زنده کنه،

395
00:23:40,542 --> 00:23:44,129
‫می‌دونی چه اتفاقی می‌افته، نه؟

396
00:23:47,758 --> 00:23:50,052
‫بخشی از حافظه‌ت رو از دست می‌دی،

397
00:23:50,844 --> 00:23:53,764
‫و ذهنت کم‌کم فرسوده می‌شه...

398
00:23:54,265 --> 00:23:59,511
‫ظاهراً آدم‌ها چیزی دارن
‫که بهش می‌گن «روح».

399
00:23:59,561 --> 00:24:03,941
‫هرچقدر بتونه سوژه رو دقیق‌تر
‫«به یاد بیاره»،

400
00:24:04,441 --> 00:24:09,521
‫احضار، یا بهتره بگم رستاخیز،
‫دقیق‌تر انجام می‌شه.

401
00:24:09,571 --> 00:24:13,826
‫هرچند سوابق انفیه هم کمک می‌کنن،

402
00:24:14,410 --> 00:24:18,447
‫الهه نخست با تمام توانش

403
00:24:18,497 --> 00:24:22,785
‫شب و روز خاطرات قهرمان‌ها رو
‫به یاد میاره.

404
00:24:22,835 --> 00:24:28,048
‫در بهترین حالت فقط برای
‫یه نفر دیگه جا مونده.

405
00:24:29,717 --> 00:24:31,385
‫تا این حد...

406
00:24:33,345 --> 00:24:36,181
‫واقعاً قهرمان می‌تونه برگ برنده باشه؟

407
00:24:38,642 --> 00:24:40,102
‫فکر کنم.

408
00:24:40,936 --> 00:24:45,274
‫حداقل خودم امیدوارم همین‌طور باشه.

409
00:24:46,066 --> 00:24:48,610
‫این‌ها تنها رازهاییه که می‌تونم بگم.

410
00:24:49,236 --> 00:24:53,198
‫درباره مُهرهای مقدسِ محدودکننده
‫و «ترمیم» یه وقت دیگه حرف می‌زنیم.

411
00:24:55,242 --> 00:24:56,285
‫خب،

412
00:24:56,910 --> 00:24:58,654
‫انتخابت چیه،

413
00:24:58,704 --> 00:25:00,914
‫پاتوش کیویا؟

414
00:25:08,547 --> 00:25:10,841
‫اگه بگم حاضرم قهرمان بشم،

415
00:25:11,633 --> 00:25:14,553
‫منو از اینجا آزاد می‌کنی؟

416
00:25:15,053 --> 00:25:16,505
‫بله.

417
00:25:16,555 --> 00:25:19,717
‫ولی باید یه بار بمیری.

418
00:25:19,767 --> 00:25:22,686
‫بدنت تکه‌تکه می‌شه
‫و بعد از اینجا بیرون برده می‌شه.

419
00:25:23,437 --> 00:25:25,848
‫این تنها چیزیه
‫که سرش کوتاه نمیام.

420
00:25:25,898 --> 00:25:28,475
‫یا می‌تونی بمیری
‫در حالی که به الهه ایمان داری

421
00:25:28,525 --> 00:25:31,019
‫یا بی‌ایمان بهش.

422
00:25:31,069 --> 00:25:33,614
‫فقط همین دو انتخاب رو داری.

423
00:25:37,910 --> 00:25:39,536
‫من...

424
00:25:40,120 --> 00:25:41,997
‫توی خانواده‌ای از کاهن‌ها به دنیا اومدم.

425
00:25:42,581 --> 00:25:44,208
‫در نهایت خانواده‌م رو ترک کردم...

426
00:25:45,542 --> 00:25:48,086
‫عموم، یکی از معدود آدم‌هایی که
‫منو درک می‌کرد،

427
00:25:49,922 --> 00:25:51,590
‫به دست خودم کشته شد.

428
00:25:54,009 --> 00:25:57,805
‫بارها و بارها فکر کردم
‫توی این تاریکی...

429
00:25:58,680 --> 00:26:03,977
‫زیردست‌هام و واحد قهرمان‌ها
‫درباره جرمم چی فکر می‌کنن...

430
00:26:05,938 --> 00:26:09,233
‫اگه فکر کنن دیوونه شدم،
‫می‌تونم قبولش کنم.

431
00:26:09,983 --> 00:26:10,984
‫ولی

432
00:26:11,318 --> 00:26:13,195
‫اگه ازم متنفر باشن...

433
00:26:14,780 --> 00:26:20,327
‫و فکر کنن یکی از همزیست‌ها هستم
‫که به بشریت خیانت کرده...

434
00:26:24,373 --> 00:26:25,999
‫اینکه این‌طوری نگاهم کنن...

435
00:26:27,209 --> 00:26:30,087
‫زیردست‌هام و اون مرد...

436
00:26:35,634 --> 00:26:36,843
‫تحملش رو ندارم...

437
00:26:44,184 --> 00:26:45,227
‫اگه...

438
00:26:46,979 --> 00:26:48,272
‫اگه بتونم...

439
00:26:48,814 --> 00:26:50,983
‫دوباره شمشیرم رو بلند کنم و بجنگم،

440
00:26:52,359 --> 00:26:53,360
‫اون‌وقت...

441
00:26:54,278 --> 00:26:59,241
‫همین‌جا قسم می‌خورم برای آدم‌هایی
‫که هیچ‌وقت ندیدم بجنگم.

442
00:27:00,993 --> 00:27:02,703
‫قهرمان می‌شم.

443
00:27:13,672 --> 00:27:14,923
‫فهمیدم...

444
00:27:15,424 --> 00:27:18,043
‫نباید از این انتخاب پشیمون بشی.

445
00:27:18,093 --> 00:27:19,970
‫من هم توصیه‌ش نمی‌کنم.

446
00:27:20,554 --> 00:27:23,473
‫کاری می‌کنم نتونی این راز رو فاش کنی.

447
00:27:24,641 --> 00:27:26,268
‫شخصاً،

448
00:27:26,768 --> 00:27:29,855
‫هنوز با قهرمان شدنت مخالفم.

449
00:27:31,606 --> 00:27:33,483
‫با این حال،

450
00:27:34,234 --> 00:27:37,654
‫به سوگندت احترام می‌ذارم.

451
00:27:38,280 --> 00:27:41,033
‫حالا، بگیرش.

452
00:27:59,551 --> 00:28:02,129
‫به خاطر بشریت،

453
00:28:02,179 --> 00:28:05,348
‫عزمت رو نشونم بده.

454
00:28:08,018 --> 00:28:09,686
‫پاتوش کیویا.

455
00:28:10,312 --> 00:28:11,313
‫من

456
00:28:11,813 --> 00:28:13,440
‫تو رو محکوم می‌کنم

457
00:28:14,441 --> 00:28:15,984
‫به قهرمان شدن.

458
00:28:17,984 --> 00:28:27,984
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M