1
00:00:17,166 --> 00:00:18,041
‫سلام.

2
00:00:19,041 --> 00:00:29,041
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

3
00:00:56,166 --> 00:00:59,291
‫شریا، دیگه نباید یواشکی همدیگه رو ببینیم.
‫[۸ سال قبل]

4
00:01:00,125 --> 00:01:02,291
‫مجبوریم این‌همه دروغ بگیم،

5
00:01:02,416 --> 00:01:05,250
‫و یه روز بالأخره آنویتا
‫به دروغ‌هامون پی می‌بره.

6
00:01:05,291 --> 00:01:06,416
‫دوستت دارم.

7
00:01:08,416 --> 00:01:10,416
‫- شریا...
‫- از باسکار جدا میشم.

8
00:01:13,000 --> 00:01:14,750
‫بیا باهم یه زندگی جدید شروع کنیم.

9
00:01:14,791 --> 00:01:16,666
‫شریا، خواهش می‌کنم این حرف رو نزن.

10
00:01:16,791 --> 00:01:19,541
‫نمی‌خوام به رویاهایی فکر کنم
‫که هیچوقت واقعی نمیشن.

11
00:01:20,916 --> 00:01:23,500
‫توی این رویا،
‫تو فقط به یه نفر خیانت می‌کنی.

12
00:01:24,125 --> 00:01:25,791
‫اما من دارم به دو نفر نارو می‌زنم.

13
00:01:25,875 --> 00:01:27,500
‫به شوهرم و به صمیمی‌ترین دوستم،

14
00:01:27,541 --> 00:01:29,875
‫و حالم از خودم به هم می‌خوره.

15
00:01:32,666 --> 00:01:34,916
‫ولی نمی‌تونم عاشقت نباشم، آلوک.

16
00:01:36,666 --> 00:01:38,166
‫چرا برات مهم نیست؟

17
00:01:38,250 --> 00:01:40,166
‫چرا، برام مهمه.

18
00:01:40,250 --> 00:01:42,166
‫- اما...
‫- اما چی؟

19
00:01:42,291 --> 00:01:45,625
‫اما الان اصلاً امکانش نیست.
‫خودت که می‌دونی آنویتا بارداره، نه؟

20
00:01:48,791 --> 00:01:50,416
‫اون بچه باید مال من می‌بود.

21
00:01:53,125 --> 00:01:54,541
‫آلوک!

22
00:02:21,583 --> 00:02:22,458
‫ممنون.

23
00:02:24,458 --> 00:02:26,208
‫- اوه.
‫- اوه، سلام.

24
00:02:26,333 --> 00:02:28,291
‫- سلام.
‫- سلام.

25
00:02:28,333 --> 00:02:30,041
‫نمی‌دونستم داری میای.

26
00:02:30,958 --> 00:02:32,708
‫آره، داشتم از این طرف رد می‌شدم،

27
00:02:32,833 --> 00:02:34,791
‫گفتم یه خبری از آنویتا بگیرم.

28
00:02:36,166 --> 00:02:37,041
‫چیزی می‌خوری؟

29
00:02:38,583 --> 00:02:40,166
‫نه، دستت درد نکنه.

30
00:02:41,333 --> 00:02:43,458
‫به هر حال، من دیگه کم‌کم برم.

31
00:02:44,458 --> 00:02:45,791
‫شماها راحت باشید.

32
00:02:45,833 --> 00:02:48,291
‫- باید برم پرورشگاه.
‫- می‌بینمت.

33
00:03:28,041 --> 00:03:29,708
‫شنیدم اون دختربچه رو پیدا کردن.

34
00:03:30,916 --> 00:03:34,208
‫اسمش کایرانه، دارن برش می‌گردونن.

35
00:03:35,416 --> 00:03:37,208
‫اگه بیاد تو این خونه چی؟

36
00:03:37,833 --> 00:03:39,583
‫اگه دختر اول آلوک

37
00:03:40,208 --> 00:03:43,041
‫پاش به این خونه باز بشه،

38
00:03:43,666 --> 00:03:44,916
‫بیچاره و نابود میشه.

39
00:03:45,583 --> 00:03:49,333
‫هر کاری لازمه بکن، بابا.
‫از این خونه دورش کن.

40
00:03:49,458 --> 00:03:51,666
‫نباید پاش به دم درِ خونه برسه.

41
00:04:00,041 --> 00:04:04,666
‫[واحد حمایت از کودکان شیملا]

42
00:04:44,708 --> 00:04:45,583
‫سلام.

43
00:05:01,791 --> 00:05:03,083
‫سلام.

44
00:05:03,166 --> 00:05:04,291
‫خاله،

45
00:05:04,333 --> 00:05:06,791
‫خواهش می‌کنم من رو
‫ببر پیش مامان و بابام.

46
00:05:06,833 --> 00:05:08,458
‫اینجا تنهایی می‌ترسم.

47
00:05:15,041 --> 00:05:16,458
‫نگران نباش.

48
00:05:16,541 --> 00:05:18,833
‫از اینجا می‌برمت بیرون.

49
00:05:18,875 --> 00:05:24,708
‫گریه نکن.

50
00:05:25,416 --> 00:05:26,291
‫باشه؟

51
00:05:33,958 --> 00:05:35,041
‫الان برمی‌گردم.

52
00:05:40,333 --> 00:05:43,916
‫آنویتا، هنوز ثابت نشده
‫که این دختر مال ما باشه.

53
00:05:43,958 --> 00:05:46,291
‫تا وقتی جواب آزمایش دی‌ان‌ای نیاد،

54
00:05:46,333 --> 00:05:48,291
‫ما هیچ حق قانونی‌ای نداریم.

55
00:05:58,666 --> 00:06:00,458
‫اون بچه برنمی‌گرده.

56
00:06:01,333 --> 00:06:04,958
‫هشت سال پیش هم که به خاطر پسرت
‫اومدی پیش من،

57
00:06:06,291 --> 00:06:08,416
‫کاری که خواسته بودی رو کردم یا نه؟

58
00:06:08,916 --> 00:06:10,791
‫بچه رو غیبش کردی.

59
00:06:11,541 --> 00:06:12,541
‫پس برو.

60
00:06:13,166 --> 00:06:14,583
‫واسه مراسم دعا،

61
00:06:14,708 --> 00:06:17,583
‫چند تار از موهای عروست رو برام بیار،

62
00:06:18,541 --> 00:06:21,958
‫با یه وسیله از اون افسره که
‫ازش استفاده کرده باشه.

63
00:06:22,083 --> 00:06:23,708
‫افسر کورانا؟

64
00:06:23,833 --> 00:06:25,291
‫اگه جلوش رو نگیریم،

65
00:06:26,083 --> 00:06:28,708
‫نمی‌تونیم جلوی برگشتن
‫اون بچه رو هم بگیریم.

66
00:06:42,166 --> 00:06:43,958
‫نتیجه‌ی آزمایش دی‌ان‌ای اومد.

67
00:06:46,166 --> 00:06:47,708
‫کایران دختر شما نیست.

68
00:06:50,458 --> 00:06:52,708
‫آنویتا، باید کایران رو بفرستیم

69
00:06:52,791 --> 00:06:54,791
‫پیش پدر و مادر خودش.

70
00:06:56,208 --> 00:06:58,666
‫امضای یکی از شما دو نفر لازمه.

71
00:06:59,458 --> 00:07:00,458
‫باشه.

72
00:07:08,208 --> 00:07:09,916
‫دیگه نا ندارم.

73
00:07:12,083 --> 00:07:13,291
‫می‌تونم یه چیزی بپرسم؟

74
00:07:16,458 --> 00:07:18,916
‫هنوزم اون فال‌های تاروت رو می‌گیری؟

75
00:07:18,958 --> 00:07:20,458
‫نه، من...

76
00:07:21,083 --> 00:07:22,666
‫- همه رو کنار گذاشتم.
‫- خواهش می‌کنم.

77
00:07:22,708 --> 00:07:24,208
‫نه، آخه...

78
00:07:24,333 --> 00:07:25,416
‫خواهش می‌کنم.

79
00:07:28,791 --> 00:07:29,833
‫به خاطر من.

80
00:07:32,208 --> 00:07:33,583
‫فقط برای آخرین بار.

81
00:07:35,416 --> 00:07:36,958
‫فقط می‌خوام بدونم،

82
00:07:38,333 --> 00:07:39,833
‫باید امیدم رو قطع کنم؟

83
00:07:44,708 --> 00:07:46,958
‫آنویتا، این کارت‌ها

84
00:07:48,333 --> 00:07:50,208
‫نه دروغ میگن،

85
00:07:50,333 --> 00:07:52,291
‫نه حقیقت رو آسون‌تر می‌کنن.

86
00:07:52,333 --> 00:07:54,166
‫می‌دونی ترسم از چیه؟

87
00:07:54,833 --> 00:07:58,666
‫می‌ترسم کارت‌ها چیزی
‫از اون بچه بهت بگن،

88
00:07:58,708 --> 00:08:00,041
‫که فقط عذابت رو بیشتر کنه.

89
00:08:00,083 --> 00:08:03,291
‫نکن آنی، فقط اعصابت رو بهم می‌ریزه، لطفاً.

90
00:08:03,791 --> 00:08:05,958
‫- راست میگه. ولش کن.
‫- آره.

91
00:08:07,583 --> 00:08:08,541
‫نه.

92
00:08:11,291 --> 00:08:12,208
‫هر چی که باشه...

93
00:08:14,458 --> 00:08:15,833
‫آمادگیش رو دارم.

94
00:08:17,583 --> 00:08:18,791
‫لطفاً برام فال بگیر.

95
00:08:31,083 --> 00:08:33,458
‫باید سه کارت از بین اینا انتخاب کنی، آنویتا.

96
00:08:34,833 --> 00:08:35,958
‫کارت اول،

97
00:08:36,833 --> 00:08:39,416
‫از گذشته‌ات بهت میگه.

98
00:09:02,833 --> 00:09:04,458
‫سه شمشیر.

99
00:09:05,333 --> 00:09:07,708
‫- یعنی چی؟
‫- یعنی خیانت.

100
00:09:08,666 --> 00:09:10,333
‫شمشیرِ خیانت.

101
00:09:10,458 --> 00:09:13,958
‫فریب، حقه، دورویی.

102
00:09:14,833 --> 00:09:18,333
‫کارت سه شمشیر یعنی
‫داره بهت خیانت میشه.

103
00:09:18,416 --> 00:09:20,708
‫اونم از طرف یکی از نزدیکانت.

104
00:09:20,791 --> 00:09:23,333
‫خودت اصلاً ازش خبر نداری.

105
00:09:23,458 --> 00:09:24,958
‫یکی از نزدیکانم؟

106
00:09:25,041 --> 00:09:26,958
‫حالا نوبت کارت دومه.

107
00:09:27,083 --> 00:09:28,583
‫این کارت

108
00:09:29,708 --> 00:09:32,208
‫میگه الان تو زندگیت

109
00:09:32,291 --> 00:09:34,291
‫داره چی می‌گذره،

110
00:09:34,333 --> 00:09:37,583
‫مشکلاتت چیه و چطور میشه حلشون کرد.

111
00:09:48,208 --> 00:09:49,333
‫ماه.

112
00:09:49,958 --> 00:09:53,666
‫یعنی توهم، فریبکاری، حیله‌گری.

113
00:09:54,833 --> 00:09:56,083
‫یه نفر سعی داره

114
00:09:57,166 --> 00:09:59,833
‫روانت رو به بازی بگیره.

115
00:10:00,333 --> 00:10:04,208
‫کاری کنه حس کنی دیوونه شدی.

116
00:10:05,291 --> 00:10:07,458
‫حالا کارت سوم رو برمی‌داریم، آنویتا.

117
00:10:07,541 --> 00:10:11,583
‫این کارت میگه توی آینده چی در انتظارته.

118
00:10:13,541 --> 00:10:17,416
‫این‌که آپکشا رو پیدا می‌کنی یا نه.

119
00:10:41,583 --> 00:10:42,583
‫اون زنده‌ست.

120
00:10:46,083 --> 00:10:47,291
‫پیداش می‌کنی.

121
00:10:48,458 --> 00:10:49,541
‫واقعاً؟

122
00:10:50,333 --> 00:10:51,833
‫این کارت خورشیده.

123
00:10:53,208 --> 00:10:54,541
‫یعنی امید.

124
00:10:55,333 --> 00:10:57,291
‫آنویتا، نباید امیدت رو از دست بدی.

125
00:10:57,791 --> 00:11:00,833
‫حتی تو سخت‌ترین لحظات هم نباید ناامید شی.

126
00:11:02,291 --> 00:11:04,958
‫دخترت رو پیدا می‌کنی،
‫بهت قول میدم.

127
00:11:05,791 --> 00:11:07,166
‫این کارت‌ها هم

128
00:11:08,333 --> 00:11:09,458
‫دروغ نمیگن.

129
00:12:41,666 --> 00:12:44,458
‫چیزهایی رو که خواسته بودم آوردی؟

130
00:12:50,583 --> 00:12:52,916
‫از اون پلیسه چیزی نیاوردی؟

131
00:12:53,708 --> 00:12:55,333
‫به زودی میارم، بابا.

132
00:13:07,666 --> 00:13:10,708
‫این کار حال و روز آنویتا رو
‫از این هم بدتر می‌کنه.

133
00:13:11,208 --> 00:13:15,708
‫این‌طوری، اطرافیانش هم
‫دیگه باورش نمی‌کنن.

134
00:13:16,666 --> 00:13:19,583
‫کم‌کم اعتماد به نفسش رو از دست میده.

135
00:13:20,416 --> 00:13:22,791
‫اون‌وقت خودش دست از گشتن برمی‌داره.

136
00:13:37,208 --> 00:13:39,958
‫مامان، کمک می‌خوای؟

137
00:13:41,083 --> 00:13:42,208
‫نه، نه.

138
00:13:42,291 --> 00:13:43,958
‫واسه تو هم قهوه درست کردم.

139
00:13:50,458 --> 00:13:52,833
‫- این شنبه بستنی انبه می‌خوریم، باشه؟
‫- آره.

140
00:13:52,916 --> 00:13:56,083
‫- باشه.
‫- ولی دو تا اسکوپ، باهم می‌خوریم.

141
00:13:57,916 --> 00:14:01,083
‫مامان‌بزرگ، واسه ریا هم نودل بذار، لطفاً.

142
00:14:01,166 --> 00:14:02,958
‫واسه ریا؟ باشه، حتماً.

143
00:14:03,041 --> 00:14:04,458
‫این ریا کی هست حالا؟

144
00:14:05,416 --> 00:14:07,958
‫دوست جدیدش تو مدرسه‌ی جدید.

145
00:14:08,041 --> 00:14:09,833
‫دو سال ازت بزرگ‌تره، درسته؟

146
00:14:10,458 --> 00:14:13,208
‫الان دوستِ مورد علاقه‌ی دخترته.

147
00:14:13,291 --> 00:14:14,208
‫جدی؟

148
00:14:14,708 --> 00:14:16,791
‫کلاس چهارمه.

149
00:14:16,833 --> 00:14:19,333
‫هیچوقت به بازی کردن با من نه نمیگه.

150
00:14:19,416 --> 00:14:21,916
‫پس ریا رو به ما هم معرفی می‌کنی دیگه،
‫مگه نه؟

151
00:14:22,458 --> 00:14:24,833
‫شماها دیگه راه بیفتید، دیرتون شد.

152
00:14:24,916 --> 00:14:26,083
‫داروهات رو خوردی؟

153
00:14:27,333 --> 00:14:28,666
‫می‌خورم.

154
00:14:35,333 --> 00:14:36,916
‫باشه، می‌خورم.

155
00:14:47,583 --> 00:14:48,958
‫- راحت شدی؟
‫- خیلی.

156
00:14:49,666 --> 00:14:53,041
‫خب، سیدی خانم،
‫واسه بررسی وسایل صبحگاهی آماده‌ای؟

157
00:14:53,083 --> 00:14:54,083
‫بله!

158
00:14:54,208 --> 00:14:55,458
‫- ظرف غذا؟
‫- حاضره!

159
00:14:55,958 --> 00:14:57,333
‫- قمقمه آب؟
‫- حاضره.

160
00:14:57,416 --> 00:14:58,291
‫عالیه.

161
00:14:58,333 --> 00:14:59,666
‫بوس بده.

162
00:14:59,708 --> 00:15:01,333
‫- انجام شد!
‫- بزن بریم.

163
00:15:03,166 --> 00:15:04,541
‫هی، بغلم کو؟

164
00:15:04,583 --> 00:15:05,458
‫زود باش، عجله کن.

165
00:15:05,583 --> 00:15:07,083
‫- باشه، خداحافظ!
‫- خداحافظ!

166
00:15:33,333 --> 00:15:35,666
‫- یه لیوان دیگه براتون بریزم، خانم؟
‫- آره، لطفاً.

167
00:15:37,208 --> 00:15:38,458
‫ممنونم.

168
00:15:38,583 --> 00:15:40,333
‫مطمئنی نمی‌خوری؟

169
00:15:41,041 --> 00:15:43,333
‫نه، موقع کار نمی‌نوشم.

170
00:15:45,083 --> 00:15:49,333
‫بگو ببینم خانم مادو، چه مناسبتی
‫باعث این ناهار فوق‌العاده شده؟

171
00:15:50,583 --> 00:15:52,041
‫مناسبت خاصی نیست.

172
00:15:52,666 --> 00:15:55,083
‫فقط می‌خواستم ازت تشکر کنم

173
00:15:55,833 --> 00:15:58,083
‫که به آنویتا و آلوک کمک کردی.

174
00:15:59,041 --> 00:16:01,208
‫نیازی به تشکر از من نیست.

175
00:16:02,208 --> 00:16:05,791
‫این پرونده برای من خیلی بیشتر از یه شغله.

176
00:16:06,416 --> 00:16:10,166
‫تا دستم به اون آدم‌ربا نرسه،
‫اصلاً نمی‌تونم بازنشسته بشم.

177
00:16:11,208 --> 00:16:13,666
‫- می‌تونم یه چیزی بپرسم؟
‫- بله.

178
00:16:14,791 --> 00:16:18,416
‫راستش، وضعیت سلامت آنویتا داره بدتر میشه.

179
00:16:20,791 --> 00:16:23,208
‫فقط می‌خوایم یه لطفی در حق ما بکنید.

180
00:16:24,041 --> 00:16:26,708
‫لطفاً این پرونده رو مختومه اعلام کنید.

181
00:16:29,833 --> 00:16:31,416
‫خانم مادو، شما...

182
00:16:32,583 --> 00:16:37,583
‫داری میگی اداره پلیس باید دست از گشتن
‫دنبال نوه‌ات برداره؟

183
00:16:37,666 --> 00:16:39,208
‫بله، کاملاً.

184
00:16:39,958 --> 00:16:44,166
‫با هر خبری که از سرنخ جدید می‌رسه،
‫حال آنویتا بدتر میشه.

185
00:16:44,708 --> 00:16:47,958
‫هشت ساله که وقت نمی‌کنه
‫به آلوک یا سیدی برسه.

186
00:16:49,541 --> 00:16:52,416
‫فقط ازتون می‌خوام که
‫دیگه تشویقش نکنید.

187
00:16:53,666 --> 00:16:55,166
‫اون برای شما احترام زیادی قائله.

188
00:16:55,666 --> 00:16:58,833
‫اگه شما دست بردارید،
‫شاید اونم دست برداره.

189
00:17:05,541 --> 00:17:06,708
‫نمی‌تونم، خانم.

190
00:17:07,666 --> 00:17:13,916
‫شک‌های یه مادر هیچ فرقی
‫با شک‌های یه پلیس نداره.

191
00:17:13,958 --> 00:17:16,291
‫من سال‌ها از عمرم رو وقف این پرونده کردم.

192
00:17:16,958 --> 00:17:18,583
‫و آنویتا رو مثل خواهرم می‌دونم،

193
00:17:19,208 --> 00:17:21,791
‫پس اصلاً امکان نداره دست
‫از گشتن دنبال دختره بردارم.

194
00:17:22,708 --> 00:17:26,791
‫آنویتا شاید الان هیچ مدرکی نداشته باشه،

195
00:17:28,708 --> 00:17:33,208
‫ولی من کاملاً مطمئنم که
‫حقیقت برملا میشه.

196
00:17:53,083 --> 00:17:53,958
‫ریا!

197
00:17:59,583 --> 00:18:00,708
‫مامان، ریا.

198
00:18:02,458 --> 00:18:03,833
‫ریا.

199
00:18:03,916 --> 00:18:04,791
‫مامان!

200
00:18:05,333 --> 00:18:06,666
‫سلام!

201
00:18:10,708 --> 00:18:11,958
‫مدرسه چطور بود؟

202
00:18:15,083 --> 00:18:16,166
‫ریا!

203
00:18:16,833 --> 00:18:18,166
‫مامان، بیا.

204
00:18:18,208 --> 00:18:19,958
‫می‌خواستی ریا رو ببینی، مگه نه؟

205
00:18:29,083 --> 00:18:30,208
‫مامان!

206
00:18:35,916 --> 00:18:37,166
‫بیا!

207
00:18:37,208 --> 00:18:38,541
‫بیا بریم، مامان!

208
00:18:56,708 --> 00:18:57,583
‫اوه، سلام.

209
00:18:58,833 --> 00:19:00,333
‫سلام، سلام.

210
00:19:00,458 --> 00:19:03,333
‫ما چند روز پیش هم همدیگه رو دیدیم، مگه نه؟

211
00:19:04,208 --> 00:19:07,458
‫- آره، با خانم گهلوت.
‫- درسته.

212
00:19:07,583 --> 00:19:10,916
‫راستی، نودل‌هاتون خیلی خوشمزه بود.

213
00:19:10,958 --> 00:19:13,958
‫من و ریا تا تهش رو خوردیم. ممنون.

214
00:19:14,083 --> 00:19:15,666
‫نه، خواهش می‌کنم.

215
00:19:15,708 --> 00:19:18,083
‫سیدی داشت بهم می‌گفت که

216
00:19:18,166 --> 00:19:20,458
‫ریا تازه اومده این مدرسه.

217
00:19:20,583 --> 00:19:21,458
‫بله.

218
00:19:21,958 --> 00:19:23,583
‫ما اینجا یه خونه داشتیم،

219
00:19:24,083 --> 00:19:26,291
‫ولی هر سال فقط برای تعطیلات می‌اومدیم.

220
00:19:26,791 --> 00:19:27,958
‫ولی این بار موندگار شدیم.

221
00:19:28,083 --> 00:19:29,416
‫چه عالی.

222
00:19:29,958 --> 00:19:30,958
‫کجا زندگی می‌کردید؟

223
00:19:31,083 --> 00:19:31,958
‫دهلی.

224
00:19:32,041 --> 00:19:34,458
‫من عاشق دهلی‌ام.

225
00:19:34,958 --> 00:19:37,041
‫ولی به خاطر کارِ گاراو مجبور شدیم بیایم.

226
00:19:37,083 --> 00:19:40,083
‫پس گفتم:
‫«بریم زندگی روی تپه‌ها رو تجربه کنیم.»

227
00:19:40,791 --> 00:19:43,083
‫خب، شغلت چیه گاراو؟

228
00:19:43,208 --> 00:19:44,583
‫خب، من معمارم.

229
00:19:44,666 --> 00:19:48,041
‫یه سری بنای میراث فرهنگی تو جنگل هست
‫که دارم بازسازی‌شون می‌کنم.

230
00:19:48,083 --> 00:19:51,208
‫پروژه‌ی طولانی مدتیه،
‫واسه همین گفتیم بهتره کلاً بیایم اینجا.

231
00:19:51,291 --> 00:19:52,458
‫- چه خوب.
‫- مامان!

232
00:19:52,583 --> 00:19:54,708
‫امروز هردومون برای تئاتر مدرسه انتخاب شدیم!

233
00:19:54,833 --> 00:19:56,083
‫واقعاً؟

234
00:19:56,166 --> 00:19:58,333
‫- من قراره نقش مامانِ سیدی رو بازی کنم.
‫- وای، عالیه!

235
00:19:59,458 --> 00:20:01,916
‫خب، پس حالا حتماً باید
‫بیایم تئاتر رو ببینیم، نه؟

236
00:20:02,583 --> 00:20:03,708
‫- بریم؟
‫- آره.

237
00:20:04,416 --> 00:20:05,708
‫از دیدنتون خیلی خوشحال شدم.

238
00:20:05,791 --> 00:20:10,166
‫شما و همسرتون باید یه شب
‫برای شام بیاید خونه‌مون.

239
00:20:10,208 --> 00:20:11,333
‫آره، حتماً.

240
00:20:11,458 --> 00:20:13,583
‫با آلوک حرف می‌زنم و هماهنگ می‌کنم.

241
00:20:13,666 --> 00:20:14,708
‫- خداحافظ.
‫- فعلاً. خداحافظ.

242
00:20:14,791 --> 00:20:16,541
‫- خداحافظ سیدی.
‫- خداحافظ ریا.

243
00:20:19,958 --> 00:20:23,541
‫مامان، پدر و مادرِ ریا چقدر مهربونن، مگه نه؟

244
00:20:53,958 --> 00:20:55,708
‫وای، مامان! نودل!

245
00:20:55,833 --> 00:20:58,666
‫آره و همش مال توئه.

246
00:20:58,708 --> 00:20:59,666
‫بفرمایید.

247
00:21:02,666 --> 00:21:05,416
‫از کِی تا حالا بهش هله‌هوله میدی؟

248
00:21:05,500 --> 00:21:06,916
‫اینا زودله.

249
00:21:07,041 --> 00:21:09,375
‫- از کدو سبز درست شده.
‫- زودل؟

250
00:21:09,416 --> 00:21:11,875
‫- آره.
‫- خوشمزه‌ست؟

251
00:21:14,291 --> 00:21:15,166
‫خوشمزه‌ست.

252
00:21:15,291 --> 00:21:17,291
‫- تو هم می‌خوری؟
‫- نه.

253
00:21:42,416 --> 00:21:43,541
‫داری چیکار می‌کنی؟

254
00:21:44,791 --> 00:21:47,416
‫هیچی، یه پیام کاری بود.

255
00:21:47,541 --> 00:21:48,916
‫همیشه همینه.

256
00:21:49,791 --> 00:21:53,250
‫یعنی، تو همونی هستی که گفتی
‫باید وقت بیشتری با هم بگذرونیم.

257
00:21:54,166 --> 00:21:55,916
‫که می‌خوای این قضیه رو درست کنی.

258
00:21:56,000 --> 00:21:57,416
‫چرا مستقیم نمیگی؟

259
00:21:57,541 --> 00:22:00,250
‫که دیگه هیچ علاقه‌ای
‫به این زندگی مشترک نداری؟

260
00:22:00,291 --> 00:22:01,291
‫شریا.

261
00:22:02,250 --> 00:22:04,375
‫من واقعاً سعی می‌کنم اوضاع بهتر شه.

262
00:22:20,250 --> 00:22:21,250
‫حرفت تموم شد؟

263
00:22:21,291 --> 00:22:22,791
‫دارم میرم دستشویی.

264
00:22:39,041 --> 00:22:40,916
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

265
00:22:45,666 --> 00:22:47,000
‫دو و نیم میلیون.

266
00:22:47,041 --> 00:22:48,250
‫چی؟

267
00:22:49,125 --> 00:22:51,125
‫عقلت رو از دست دادی؟

268
00:22:51,166 --> 00:22:52,500
‫هشت ساله داری این کار رو می‌کنی.

269
00:22:52,541 --> 00:22:54,625
‫تا الان پولت رو گرفتی، مگه نه؟

270
00:22:54,666 --> 00:22:57,375
‫خودت گفتی از این به بعد
‫پول بیشتری نمی‌خوای.

271
00:22:57,416 --> 00:22:59,416
‫آره، درسته، ولی...

272
00:22:59,541 --> 00:23:01,750
‫نظرم عوض شد.

273
00:23:01,791 --> 00:23:04,166
‫چون قضیه اینه که،
‫تو پول خیلی خوبی در میاری.

274
00:23:05,625 --> 00:23:07,166
‫توی اون اقامتگاه دیدمت.

275
00:23:09,541 --> 00:23:13,250
‫یکم دست و دل باز باش مرد.
‫یکم هم به ما برس. مگه چی میشه؟

276
00:23:14,416 --> 00:23:15,625
‫اگه این کار رو نکنم چی؟

277
00:23:16,375 --> 00:23:17,875
‫اون‌وقت باید بری زندان.

278
00:23:18,500 --> 00:23:19,541
‫آشغال!

279
00:23:19,666 --> 00:23:22,416
‫دکتر، آروم باش. آروم، آروم.

280
00:23:22,916 --> 00:23:26,541
‫اگه بلایی سر من بیاد، فلش مموری
‫خود به خود می‌رسه دست پلیس.

281
00:23:27,625 --> 00:23:30,500
‫اون‌وقت می‌فهمن که واقعاً
‫توی بیمارستانت چه خبره.

282
00:23:31,875 --> 00:23:32,750
‫ولم کن!

283
00:23:36,625 --> 00:23:39,791
‫چرت و پرت نگو و پول رو آماده کن.
‫فهمیدی؟

284
00:24:49,291 --> 00:24:50,291
‫باسکار.

285
00:24:51,291 --> 00:24:52,541
‫می‌تونی از پسش بربیای؟

286
00:24:53,791 --> 00:24:58,250
‫فقط باید ببینیم باید با تالریا چیکار کنیم.

287
00:25:45,416 --> 00:25:48,291
‫پودری که بهم دادی داره اثرش رو می‌ذاره.

288
00:25:50,916 --> 00:25:54,625
‫فکر کنم وقتشه که
‫قربانی نهایی رو انجام بدیم.

289
00:25:55,666 --> 00:25:59,375
‫آنویتا باید برای همیشه از زندگی آلوک بره.

290
00:26:01,291 --> 00:26:03,375
‫آماده‌سازی رو شروع کن.

291
00:26:09,416 --> 00:26:11,416
‫آماده‌سازی رو شروع کن.

292
00:26:44,500 --> 00:26:46,250
‫فکر می‌کردم تنهایی میای.

293
00:26:48,375 --> 00:26:50,250
‫ولی بابات رو هم با خودت آوردی.

294
00:26:51,916 --> 00:26:53,291
‫می‌خوای بترسونیم؟

295
00:26:54,125 --> 00:26:56,666
‫فقط خواستیم بهت بگیم که از این به بعد،

296
00:26:57,375 --> 00:26:59,541
‫دیگه پولی بهت نمی‌رسه.

297
00:26:59,666 --> 00:27:00,791
‫این آخرین باره.

298
00:27:00,916 --> 00:27:03,041
‫بعد از این دیگه حق نداری
‫با ما تماس بگیری.

299
00:27:03,541 --> 00:27:04,541
‫باشه.

300
00:27:05,125 --> 00:27:07,041
‫پولم رو بدید و میرم پی کارم.

301
00:27:07,166 --> 00:27:08,791
‫اول بهم قول بده

302
00:27:09,375 --> 00:27:11,125
‫که دیگه این کار رو نمی‌کنی.

303
00:27:12,291 --> 00:27:14,916
‫باشه مرد، قول میدم.

304
00:27:16,541 --> 00:27:17,916
‫دیگه این کار رو نمی‌کنم، مرد.

305
00:27:18,791 --> 00:27:19,916
‫پول کجاست؟

306
00:27:22,041 --> 00:27:23,166
‫توی صندوق عقب.

307
00:27:42,000 --> 00:27:43,041
‫بشمارشون.

308
00:27:44,541 --> 00:27:47,750
‫بیخیال، چی داری میگی؟

309
00:27:48,416 --> 00:27:49,666
‫شما آدم‌های خوبی هستید.

310
00:27:50,166 --> 00:27:52,416
‫ولی قضیه اینه که من به خوبیِ شما نیستم.

311
00:27:53,416 --> 00:27:54,791
‫به هر حال، می‌بینمتون.

312
00:27:55,625 --> 00:27:57,541
‫اگه بازم چیزی لازم داشتم...

313
00:27:58,041 --> 00:28:00,166
‫دوباره داری شروع می‌کنی؟

314
00:28:00,291 --> 00:28:01,791
‫این بازی مسخره تا کِی ادامه داره؟

315
00:28:01,916 --> 00:28:05,666
‫این بازی تا وقتی که زنده‌ای ادامه داره.

316
00:28:07,791 --> 00:28:09,166
‫شماها مثل عابر بانکِ منید.

317
00:28:10,041 --> 00:28:11,250
‫منبع دائمِ پول.

318
00:28:12,500 --> 00:28:14,250
‫هیچوقت دست از سرتون برنمی‌دارم.

319
00:28:16,041 --> 00:28:17,625
‫هی، چیکار کردی؟

320
00:28:18,541 --> 00:28:19,416
‫هی!

321
00:28:29,666 --> 00:28:32,875
‫- وایسا!
‫- تنها راهش همین بود، باسکار.

322
00:28:32,916 --> 00:28:34,291
‫- کشتیش!
‫- بجنب، بیا بریم.

323
00:28:34,375 --> 00:28:35,291
‫هی!

324
00:28:35,875 --> 00:28:37,125
‫باسکار، بیا بریم!

325
00:28:37,916 --> 00:28:39,166
‫باسکار، یالا!

326
00:28:45,541 --> 00:28:47,416
‫باسکار، چیکار می‌کنی؟
‫بیا بریم!

327
00:29:03,666 --> 00:29:08,666
‫«ترجمه از سینا صداقت»

328
00:29:10,666 --> 00:29:20,666
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M