1
00:00:26,416 --> 00:00:27,291
‫- ساکشی!
‫- اوه!

2
00:00:27,416 --> 00:00:29,791
‫سلام، فکر کردم خودت باشی.

3
00:00:29,916 --> 00:00:32,500
‫سلام، اومده بودم خرید.

4
00:00:32,541 --> 00:00:34,291
‫- به سلامتی.
‫- یه‌کم عجله دارم.

5
00:00:34,416 --> 00:00:35,916
‫تا بعد، باشه؟

6
00:00:36,000 --> 00:00:39,291
‫تو اینستاگرام بهت درخواست دادم.

7
00:00:39,416 --> 00:00:41,250
‫قبول نکردی؟

8
00:00:41,291 --> 00:00:44,291
‫ببخشید، ندیدم.
‫تو این چیزا افتضاحم.

9
00:00:44,375 --> 00:00:45,416
‫بعدا قبول می‌کنم.

10
00:00:47,166 --> 00:00:48,500
‫الان قبول کنم؟

11
00:00:52,791 --> 00:00:53,916
‫باشه.

12
00:00:56,416 --> 00:00:57,416
‫بفرما.

13
00:00:58,125 --> 00:00:59,000
‫قبول کردم.

14
00:00:59,041 --> 00:01:00,541
‫ممنون.

15
00:01:00,625 --> 00:01:01,916
‫خداحافظ.

16
00:01:02,916 --> 00:01:12,916
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

17
00:01:47,000 --> 00:01:48,125
‫چیکار می‌کنی؟

18
00:01:48,166 --> 00:01:51,041
‫مامانِ ریا، ساکشی رو می‌شناسی؟

19
00:01:51,875 --> 00:01:55,166
‫یه دونه عکس از دخترش تو اینستاگرام نذاشته.

20
00:01:55,666 --> 00:01:58,666
‫خب، عجیبه، نه؟

21
00:02:01,666 --> 00:02:04,791
‫نه، بعضی آدم‌ها، به دلایل امنیتی،

22
00:02:04,875 --> 00:02:06,875
‫عکس‌هاشون رو تو پلتفرم عمومی نمی‌ذارن.

23
00:02:08,041 --> 00:02:10,291
‫لطفا موبایلتو کنار بذار و بخواب.

24
00:02:39,541 --> 00:02:41,416
‫خیلی‌خب، تکون نخور!
‫تکون نخور! آره.

25
00:02:42,791 --> 00:02:45,166
‫عالی شد.

26
00:02:51,125 --> 00:02:52,291
‫می‌دونی، ناندینی

27
00:02:53,041 --> 00:02:56,666
‫از دیشب داره برای جلسه عکاسی خواهر دیدی

28
00:02:56,750 --> 00:02:58,125
‫آماده میشه.

29
00:02:59,125 --> 00:03:00,791
‫لبخندتو دوست دارم، ناندینی.

30
00:03:01,875 --> 00:03:04,750
‫- رابطه خیلی خاصی دارن.
‫- خیلی‌خب، بالا رو نگاه می‌کنی؟

31
00:03:04,791 --> 00:03:07,875
‫هر دوشون نه سال پیش
‫حوالی جشن دیوالی پیش ما اومدن.

32
00:03:07,916 --> 00:03:09,750
‫- سر بالا. آره.
‫- شریا داوطلبانه اومد،

33
00:03:09,791 --> 00:03:12,166
‫و ناندینی به‌عنوان کودک
‫تحت سرپرستی ما اضافه شد.

34
00:03:12,250 --> 00:03:15,791
‫ناندینی از همون بچگی فکر می‌کرد
‫که شریا مامان اونـه.

35
00:03:15,875 --> 00:03:18,041
‫خورشید رو می‌بینی؟ نگاهش کن.

36
00:03:18,625 --> 00:03:20,041
‫- خورشید رو می‌بینی؟
‫- آره.

37
00:03:20,166 --> 00:03:21,666
‫خیلی‌خب، اینطوری نکن...

38
00:03:23,291 --> 00:03:24,416
‫شریا.

39
00:03:24,916 --> 00:03:28,916
‫مثل هر سال، ازت تشکر می‌کنم
‫که تو وبسایت به ما کمک می‌کنی.

40
00:03:29,000 --> 00:03:29,875
‫خواهر.

41
00:03:31,875 --> 00:03:33,125
‫لبخند بزن، ناندینی.

42
00:03:36,125 --> 00:03:39,125
‫شریا، میشه تو چاپخونه همدیگه رو ببینیم؟

43
00:03:39,291 --> 00:03:40,666
‫یه زحمت واست دارم.

44
00:03:56,041 --> 00:03:57,541
‫یه‌کم به چپ.

45
00:03:58,375 --> 00:03:59,541
‫یه‌کم دیگه...

46
00:04:01,416 --> 00:04:04,375
‫آره، پرده‌ها رو ببین.
‫رو پرده‌ها زوم کن.

47
00:04:05,666 --> 00:04:08,125
‫آره. یه دقیقه صبر کن.

48
00:04:11,250 --> 00:04:13,791
‫یه‌کم به راست.
‫آره، روی ژاکتش زوم کن.

49
00:04:19,166 --> 00:04:20,500
‫حالا اون سمت.

50
00:04:21,666 --> 00:04:23,375
‫صبر کن.

51
00:04:24,250 --> 00:04:27,041
‫تیر چراغ برقه؟

52
00:04:27,125 --> 00:04:28,416
‫بله، خانم.

53
00:04:30,666 --> 00:04:32,000
‫زوم کن.

54
00:04:33,291 --> 00:04:34,291
‫یه‌کم بیشتر.

55
00:04:36,041 --> 00:04:39,041
‫خانم، نهایت زوم همینه.
‫بیشتر نمیشه.

56
00:04:39,791 --> 00:04:42,041
‫و این عکس جزئیات زیادی نداره.

57
00:04:48,041 --> 00:04:51,000
‫کاش یه‌کم اطلاعات بیشتری وجود داشت.

58
00:04:51,041 --> 00:04:54,166
‫نگران نباش. بابت این موضوع
‫به خودت استرس وارد نکن.

59
00:04:54,666 --> 00:04:56,250
‫- لطفا.
‫- باشه.

60
00:04:56,791 --> 00:04:59,041
‫بگذریم، خواستم تشکر کنم.

61
00:04:59,666 --> 00:05:01,416
‫اگه تو نبودی، چیکار می‌کردم؟

62
00:05:01,541 --> 00:05:02,500
‫ساکت شو.

63
00:05:04,000 --> 00:05:07,166
‫به هر حال، من میرم دنبال سیدهی، بشه؟

64
00:05:07,250 --> 00:05:08,541
‫- باشه.
‫- می‌بینمت.

65
00:05:08,666 --> 00:05:09,541
‫خداحافظ.

66
00:05:09,666 --> 00:05:10,625
‫مراقب خودت باش.

67
00:05:16,791 --> 00:05:20,625
‫مامان، دارم واسه جشن حاضر میشم.
‫لطفا مزاحم نشو.

68
00:05:22,333 --> 00:05:25,916
‫عزیزم، اول بهم بگو، مشق‌تو نوشتی؟

69
00:05:26,000 --> 00:05:28,916
‫مامان، مشق نوشتن یعنی بهره‌کشی از بچه‌ها.

70
00:05:29,000 --> 00:05:30,791
‫پررو بازی درنیار.

71
00:05:30,875 --> 00:05:35,875
‫خیلی‌خب، می‌دونی که باید
‫راس ساعت ده شب خونه باشی، درسته؟

72
00:05:35,916 --> 00:05:38,666
‫ده؟ اون سیندرلا بود
‫که محدودیت داشت.

73
00:05:39,375 --> 00:05:43,875
‫سیندرلا هر روز خونه
‫و دستشویی‌ها رو تمیز می‌کرد.

74
00:05:43,916 --> 00:05:44,875
‫خیلی‌خب، باشه.

75
00:05:44,916 --> 00:05:48,666
‫ساعت نه برمی‌گردم، خوبه؟

76
00:05:48,791 --> 00:05:50,666
‫لطفا با هر دو لنگه کفشت برگرد.

77
00:05:54,000 --> 00:05:55,791
‫واقعا تو تربیت تو گل کاشتم.

78
00:05:55,916 --> 00:05:58,416
‫راست میگی.
‫من بهترین مامان دنیا رو دارم.

79
00:06:07,458 --> 00:06:09,875
‫- سیسیل خوبه، نه؟
‫- مطمئنی؟ اینجا کافه نداره؟

80
00:06:10,041 --> 00:06:12,250
‫هر کافه‌ای باشه خوبه، می‌دونی.

81
00:06:12,291 --> 00:06:14,041
‫راستش، جمعیتِ اینجا عالیه.

82
00:06:14,125 --> 00:06:16,166
‫- به مدیر زنگ میزنم.
‫- آره، آره. اسمش چیه؟

83
00:06:16,250 --> 00:06:18,250
‫- راهی، راهول...
‫- راجیو.

84
00:06:18,291 --> 00:06:19,250
‫- ساکشی؟
‫- بله.

85
00:06:19,916 --> 00:06:21,416
‫- سلام.
‫- سلام.

86
00:06:22,125 --> 00:06:23,000
‫گاراو.

87
00:06:23,041 --> 00:06:25,375
‫ایشون شوهر من، آلوکه.

88
00:06:25,416 --> 00:06:26,575
‫- سلام.
‫- سلام، آلوک.

89
00:06:26,625 --> 00:06:28,416
‫- مادر شوهرم، مادهو.
‫- سلام.

90
00:06:28,541 --> 00:06:29,541
‫- سلام، خاله.
‫- سلام.

91
00:06:29,583 --> 00:06:31,333
‫ایشون مامان ریاست، ازشون تعریف کرده بودم.

92
00:06:31,500 --> 00:06:32,666
‫بله، یادم اومد.

93
00:06:32,791 --> 00:06:33,875
‫- سلام.
‫- کدوم بچه‌ی شماست؟

94
00:06:33,916 --> 00:06:37,000
‫بازیگر نقش مامان سیدهی، خاله.

95
00:06:37,041 --> 00:06:38,625
‫- اوه، وای.
‫- عالی بود.

96
00:06:38,666 --> 00:06:41,791
‫- مامان و بابا، بازی منو دیدید؟
‫- آره! محشر بودی.

97
00:06:41,875 --> 00:06:44,291
‫- ممنون.
‫- عالی بودی.

98
00:06:44,416 --> 00:06:45,500
‫اوه، ستاره‌ی ما اومد.

99
00:06:45,541 --> 00:06:47,875
‫ریا، تو هم عالی بودی.

100
00:06:47,916 --> 00:06:49,000
‫بازیگر خیلی خوبی هستی.

101
00:06:49,041 --> 00:06:49,916
‫ممنون، خاله.

102
00:06:50,041 --> 00:06:52,291
‫از همون نوزادی کلی ادا و اطوار داره.

103
00:06:53,750 --> 00:06:55,625
‫خانم فیلیپ، تئاتر عالی بود.

104
00:06:55,666 --> 00:06:57,125
‫نه، نه، به خاطر بچه‌ها بود.

105
00:06:57,166 --> 00:06:59,625
‫بچه‌ها خیلی زحمت کشیدن.

106
00:06:59,666 --> 00:07:02,916
‫و این دو تا رو نگاه کنید.
‫انگار خواهر هستن.

107
00:07:03,000 --> 00:07:05,625
‫نقش مادر و دختر رو بهشون دادیم.

108
00:07:08,416 --> 00:07:13,625
‫مامان، میشه لطفا ریا بیاد خونه‌مون؟
‫فردا هم تعطیله.

109
00:07:13,666 --> 00:07:15,166
‫می‌دونی، من یه فکر بهتر دارم.

110
00:07:15,291 --> 00:07:16,625
‫- یه لحظه، بذار بپرسم.
‫- چی؟

111
00:07:16,666 --> 00:07:20,416
‫گاراو، شما و ساکشی امشب برای شام
‫خونه‌ی ما تشریف میارید؟

112
00:07:20,958 --> 00:07:23,250
‫خب، بچه‌ها دوست دارن بازی کنن،

113
00:07:23,291 --> 00:07:25,500
‫و می‌تونیم دوست‌هامون،
‫شریا و باسکار رو هم دعوت کنیم.

114
00:07:25,541 --> 00:07:26,791
‫- نظرت چیه؟
‫- آره.

115
00:07:26,916 --> 00:07:28,625
‫فکر خیلی خوبیه.

116
00:07:28,666 --> 00:07:31,791
‫دوستان، از خدامونه،
‫ولی قبل اینکه بیایم شام رو آماده کردیم.

117
00:07:31,916 --> 00:07:33,875
‫بی‌خیال، میشه بعدا خورد.

118
00:07:33,916 --> 00:07:35,416
‫شام امشب رو فردا ناهار بخورید.

119
00:07:35,541 --> 00:07:37,375
‫- تازه خوشمزه‌تر هم میشه.
‫- آره.

120
00:07:38,916 --> 00:07:42,375
‫- باشه، بریم.
‫- عالیه.

121
00:07:42,416 --> 00:07:43,875
‫- ایول.
‫- بریم.

122
00:07:46,916 --> 00:07:48,791
‫- بازم بخورید.
‫- نه، نه، ممنون. دستتون درد نکنه.

123
00:07:48,916 --> 00:07:51,291
‫- دیگه جا ندارم. ممنون.
‫- لطفا...

124
00:07:51,416 --> 00:07:53,791
‫خیلی‌خب دوستان، یکی دیگه دارم.

125
00:07:53,875 --> 00:07:56,000
‫به مردی که

126
00:07:57,166 --> 00:07:59,000
‫جیم دوست نداره، چی میگن؟

127
00:08:01,625 --> 00:08:04,666
‫- چی؟
‫- جیم‌ناستیک. (متنفر از باشگاه)

128
00:08:04,791 --> 00:08:05,791
‫بامزه بود.

129
00:08:05,916 --> 00:08:06,916
‫خیلی بامزه بود.

130
00:08:08,416 --> 00:08:09,666
‫بامزه بود.

131
00:08:09,791 --> 00:08:11,416
‫عذرخواهی می‌کنم.

132
00:08:11,541 --> 00:08:14,625
‫بعد چند تا لیوان نوشیدنی،
‫جوک‌های بی مزه‌ی آلوک

133
00:08:14,666 --> 00:08:16,200
‫و رفتارهای معذب‌کننده‌ی باسکار

134
00:08:16,250 --> 00:08:17,416
‫ظاهر میشه.

135
00:08:17,500 --> 00:08:19,500
‫نه، نه، درستش همینه.

136
00:08:19,541 --> 00:08:22,666
‫خب، شما خیلی وقته همدیگه رو می‌شناسید.

137
00:08:22,750 --> 00:08:24,541
‫به نظر خیلی صمیمی هستید.

138
00:08:24,666 --> 00:08:26,750
‫آره، از زمان دانشگاه.

139
00:08:27,625 --> 00:08:31,750
‫در واقع، من و شریا...
‫از دانشگاه، از هم جدا نمی‌شدیم.

140
00:08:31,791 --> 00:08:34,500
‫و در حقیقت، اونو خواهر دوقلو صدا میزنم.

141
00:08:35,416 --> 00:08:37,916
‫این خواهر دوقلو باید بره دستشویی.

142
00:08:38,666 --> 00:08:39,666
‫ببخشید.

143
00:08:45,750 --> 00:08:46,625
‫آلوک.

144
00:08:47,958 --> 00:08:48,916
‫آروم بخور.

145
00:08:50,000 --> 00:08:52,791
‫خب، مهمون‌ها رو می‌ترسونی.

146
00:08:52,875 --> 00:08:54,541
‫اوه، الان حلش می‌کنیم.

147
00:08:54,625 --> 00:08:56,166
‫مهمون‌ها هم با من یه لیوان دیگه می‌خورن.

148
00:08:56,291 --> 00:08:57,541
‫حتما.

149
00:08:58,291 --> 00:09:01,208
‫- کی قهوه می‌خوره؟
‫- من، ممنون میشم.

150
00:09:01,958 --> 00:09:03,291
‫آنو، بشین.

151
00:09:03,416 --> 00:09:04,916
‫وقت نوشیدنیـه.

152
00:09:05,000 --> 00:09:06,041
‫نوش جان.

153
00:09:17,375 --> 00:09:18,291
‫بله؟

154
00:09:21,041 --> 00:09:22,125
‫بله، بابا.

155
00:09:23,791 --> 00:09:24,708
‫بله.

156
00:09:28,583 --> 00:09:31,541
‫- آلوک؟
‫- جریان چیه؟

157
00:09:32,333 --> 00:09:34,125
‫خیلی به باسکار عشق و علاقه نشون میدی.

158
00:09:35,208 --> 00:09:36,375
‫شوهر منه.

159
00:09:37,458 --> 00:09:38,500
‫خیلی‌خب.

160
00:09:38,625 --> 00:09:40,125
‫باشه، باشه.

161
00:10:08,125 --> 00:10:09,291
‫گندش بزنن!

162
00:10:13,875 --> 00:10:15,833
‫شب بود و می‌خواستیم بریم کوه که قدم بزنیم.

163
00:10:16,416 --> 00:10:19,375
‫ما رو نگاه کرد و گفت...

164
00:10:19,458 --> 00:10:20,750
‫- ممنون.
‫- نه، این یکی رو بردار.

165
00:10:22,375 --> 00:10:24,250
‫این یکی شکر نداره.

166
00:10:24,333 --> 00:10:26,625
‫باشه. ممنون.

167
00:10:26,708 --> 00:10:28,875
‫همین‌طور که تو شب از کوه بالا میرفتیم،

168
00:10:28,958 --> 00:10:30,083
‫- یه «بابا» رو دیدیم.
‫- خیلی ممنون.

169
00:10:30,125 --> 00:10:31,875
‫گفت 
‫«اگه اون بالا گم شدید، آسمون رو نگاه کنید.»

170
00:10:31,958 --> 00:10:33,750
‫«نور ستاره‌ها راهنمایی‌تون می‌کنه.»

171
00:10:33,833 --> 00:10:35,250
‫- «متوجه میشید.»
‫- متخصص این کاراست.

172
00:10:35,333 --> 00:10:36,625
‫چه خبرا؟

173
00:10:36,750 --> 00:10:39,500
‫هیچی. داریم در مورد تو حرف میزنیم.

174
00:10:39,583 --> 00:10:43,166
‫و مثل میزبان‌های بی ادب،
‫فقط از خودمون تعریف می‌کنیم.

175
00:10:43,750 --> 00:10:46,250
‫دوستان، از خودتون بگید.

176
00:10:46,333 --> 00:10:49,083
‫- ساکشی؟
‫- چی بگم؟

177
00:10:49,125 --> 00:10:52,458
‫نه، می‌دونیم گاراو معماره، اما تو چی؟

178
00:10:53,375 --> 00:10:54,375
‫شغل تو چیه؟

179
00:10:54,958 --> 00:10:57,375
‫سرگرمیت چیه؟ داستان تو چیه؟

180
00:10:57,500 --> 00:10:59,500
‫داستان خاصی ندارم.

181
00:10:59,625 --> 00:11:01,500
‫با گاراو تو دانشگاه آشنا شدم.

182
00:11:01,583 --> 00:11:03,500
‫عاشق شدیم و ازدواج کردیم.

183
00:11:04,000 --> 00:11:07,500
‫من یه زنِ خونه‌دار شادم
‫و الان یه مادر شادتر شدم.

184
00:11:08,166 --> 00:11:09,541
‫صحیح.

185
00:11:11,791 --> 00:11:14,333
‫تو این دنیا هیچ لذتی بالاتر
‫از بچه‌دار شدن وجود نداره.

186
00:11:17,000 --> 00:11:19,250
‫آنی، واسه بچه‌ها بستنی سفارش دادی، آره؟

187
00:11:19,375 --> 00:11:20,583
‫- بیارم؟
‫- آره.

188
00:11:20,666 --> 00:11:21,000
‫خیلی‌خب.

189
00:11:21,500 --> 00:11:22,333
‫ریا، سیدهی، بستنی.

190
00:12:17,125 --> 00:12:21,875
‫اما باسکار، غذاخوری کنار جاده‌ی
‫بیمارستانِ شما غذای فوق العاده‌ای داره.

191
00:12:25,750 --> 00:12:27,625
‫لازم نیست سفارش بدیم.
‫خودم می‌پزم...

192
00:12:27,750 --> 00:12:30,750
‫دختر خوب! خیلی‌خب.

193
00:12:34,750 --> 00:12:35,875
‫آره!

194
00:12:39,000 --> 00:12:40,125
‫اینو ببین!

195
00:12:50,583 --> 00:12:52,333
‫بستنی!

196
00:12:55,250 --> 00:12:56,250
‫به‌به!

197
00:12:56,375 --> 00:12:58,625
‫قبل اینکه بیایم اینجا...

198
00:13:00,125 --> 00:13:02,625
‫یه‌کم صبر کن، بعدش عادت می‌کنی...

199
00:13:52,375 --> 00:13:54,083
‫حالت خوبه؟

200
00:13:55,750 --> 00:13:56,750
‫آنویتا؟

201
00:13:58,125 --> 00:13:59,958
‫آنویتا، حالت خوبه؟

202
00:14:00,000 --> 00:14:01,625
‫باید هضم بشه.

203
00:14:01,708 --> 00:14:04,000
‫چیزی هم هست که باید حل بشه.

204
00:14:04,125 --> 00:14:05,625
‫آره، درسته.

205
00:14:05,750 --> 00:14:09,208
‫- آره، آره، خوبم.
‫- خاله، رو دستِ موموی اینجا نیست.

206
00:14:09,250 --> 00:14:12,000
‫ولی فکر می‌کنم به هوا سرد ربط داره.

207
00:14:13,250 --> 00:14:14,125
‫الو؟

208
00:14:15,583 --> 00:14:16,625
‫بله، بالدو.

209
00:14:18,750 --> 00:14:19,708
‫باشه.

210
00:14:21,750 --> 00:14:24,875
‫ولی چرا من و مدیر باید بیایم؟

211
00:14:26,833 --> 00:14:27,916
‫خوشمزه‌ست؟

212
00:14:28,875 --> 00:14:31,375
‫آره، کی جرئت داره رو حرفِ کورانا حرف بزنه؟

213
00:14:32,000 --> 00:14:32,916
‫باشه.

214
00:14:34,458 --> 00:14:35,458
‫چی شده؟

215
00:14:36,250 --> 00:14:37,750
‫کورانا برای تحقیقات پلیس

216
00:14:38,250 --> 00:14:40,083
‫گفته ما بریم.

217
00:14:40,875 --> 00:14:42,333
‫تالریا رو یادت میاد؟

218
00:14:43,875 --> 00:14:47,333
‫نمی‌دونم، رفیق.
‫هشت ساله اونو ندیدم.

219
00:14:48,625 --> 00:14:49,875
‫خیلی بی‌مورده.

220
00:14:50,500 --> 00:14:53,000
‫ببخشید، ماجرا چیه؟

221
00:14:53,083 --> 00:14:55,958
‫چیز خاصی نیست. چند سال پیش،

222
00:14:56,000 --> 00:14:59,208
‫یه نگهبان به اسم تالریا
‫تو بیمارستان ما کار می‌کرد.

223
00:14:59,750 --> 00:15:02,458
‫جنازه‌شو پیدا کردن.

224
00:15:03,333 --> 00:15:04,750
‫خارج از منطقه قبیله‌ای.

225
00:15:05,375 --> 00:15:06,375
‫واسه همین.

226
00:15:07,125 --> 00:15:09,125
‫به‌نظر کار قبیله‌هاست.

227
00:15:09,250 --> 00:15:12,833
‫- ممکنه زیر سر اون‌ها باشه.
‫- قبیله‌های بدبخت.

228
00:15:13,750 --> 00:15:15,875
‫هر موقع اتفاق بدی میفته،

229
00:15:15,958 --> 00:15:18,083
‫همه اهالی شهر تقصیر رو
‫گردن قبایل بیچاره می‌ندازن.

230
00:15:18,833 --> 00:15:22,375
‫همین بهونه‌ای شده تا پلیس‌ها
‫از تحقیقات قِسر در برن.

231
00:15:22,500 --> 00:15:24,125
‫«حتما کار قبیله‌هاست.»

232
00:15:25,208 --> 00:15:28,458
‫بگذریم عزیزم، باید بریم خونه.
‫از وقتِ خواب ریا هم گذشته.

233
00:15:28,500 --> 00:15:29,375
‫بریم عزیزم.

234
00:15:29,541 --> 00:15:31,166
‫وقتی خانم آدم میگه،
‫باید بلند شد و رفت خونه.

235
00:15:31,208 --> 00:15:32,208
‫- شب بخیر. می‌بینمتون.
‫- شب بخیر.

236
00:15:32,250 --> 00:15:34,000
‫نه مامان، من نمی‌خوام بیام.

237
00:15:35,458 --> 00:15:37,958
‫مامان، تو رو خدا،
‫میشه ریا امشب بمونه؟

238
00:15:38,000 --> 00:15:39,375
‫لطفا مامان، خواهش می‌کنم.

239
00:15:39,500 --> 00:15:41,075
‫- ریا، نه. دفعه بعد اجازه میدم.
‫- لطفا. مامان.

240
00:15:41,125 --> 00:15:44,000
‫نه، امشب خاله آنویتا رو
‫تو زحمت نمی‌ندازیم، باشه؟

241
00:15:44,583 --> 00:15:46,666
‫بذار بمونه.

242
00:15:48,875 --> 00:15:50,500
‫نه، فکر کنم بهتره بریم خونه.

243
00:15:50,625 --> 00:15:55,125
‫خب، شما دو تا می‌تونید
‫بعد مدت‌ها خلوت کنید.

244
00:15:55,208 --> 00:15:59,125
‫و بعد صبحونه، ریا رو میارم.

245
00:15:59,750 --> 00:16:00,625
‫باشه؟

246
00:16:00,750 --> 00:16:02,958
‫عزیزم، بذار بمونه.

247
00:16:03,500 --> 00:16:05,250
‫عزیزم، اجازه داری امشب رو بمونی،

248
00:16:05,375 --> 00:16:07,583
‫اما خاله ریا رو اذیت نکن، باشه؟

249
00:16:10,458 --> 00:16:11,533
‫هورا!

250
00:16:11,583 --> 00:16:14,000
‫دوست دارم اتاق‌مو نشونت بدم.
‫بریم!

251
00:16:14,916 --> 00:16:17,375
‫- خب؟ یک، دو، سه، شروع.
‫- عمو، خیلی‌خب.

252
00:16:17,458 --> 00:16:21,583
‫- نزدیک بود. جفتشو گرفتی.
‫- خیلی‌خب، خیلی‌خب. بریم.

253
00:16:21,625 --> 00:16:24,625
‫مسواک قبل خواب اجباریه.
‫یالا، بریم.

254
00:16:24,750 --> 00:16:27,583
‫اما خاله آنویتا، من مسواکمو نیاوردم.

255
00:16:27,625 --> 00:16:29,500
‫عیب نداره، تو مسواک سیدهی رو بزن.

256
00:16:29,625 --> 00:16:30,625
‫سیدهی هم مسواک منو میزنه.

257
00:16:30,750 --> 00:16:32,750
‫- حالم بد شد!
‫- اذیت‌شون نکن!

258
00:16:32,833 --> 00:16:33,958
‫شوخی می‌کنم.

259
00:16:34,000 --> 00:16:36,250
‫هر کی مسواک خودشو میزنه.

260
00:16:36,333 --> 00:16:37,500
‫- بریم.
‫- یالا.

261
00:16:37,625 --> 00:16:38,625
‫زود باشید.

262
00:16:48,250 --> 00:16:50,500
‫- بفرما. خواهش می‌کنم.
‫- ممنون.

263
00:16:50,625 --> 00:16:51,833
‫من زودتر میزنم.

264
00:16:51,875 --> 00:16:53,250
‫نه، من زودتر میزنم.

265
00:16:59,958 --> 00:17:02,625
‫آره. آره، حوله همین جاست.

266
00:17:05,416 --> 00:17:06,583
‫ممنون.

267
00:17:25,208 --> 00:17:27,375
‫آدم‌های خوبی هستن، نه؟

268
00:17:27,500 --> 00:17:28,500
‫آره.

269
00:17:29,375 --> 00:17:30,250
‫اما...

270
00:17:31,375 --> 00:17:33,500
‫آنویتا یه‌کم زورگوئه، اینطور فکر نمی‌کنی؟

271
00:17:34,625 --> 00:17:36,875
‫خب، اون روز،

272
00:17:36,958 --> 00:17:40,000
‫عملا منو مجبور کرد
‫تو اینستاگرام فالوش کنم.

273
00:17:40,875 --> 00:17:42,875
‫اما خودِ ریا اصرار داشت، عزیزم.

274
00:17:42,958 --> 00:17:44,250
‫خب اون بچه‌ست.

275
00:17:44,333 --> 00:17:46,958
‫ما پدر و مادر هستیم.
‫ما باید تصمیم‌گیرنده باشیم.

276
00:17:48,125 --> 00:17:51,458
‫و لطفا، دفعه بعد،
‫جلوی همه از من حمایت کن.

277
00:17:51,500 --> 00:17:53,500
‫خیلی‌خب، باشه. عصبی نشو.

278
00:18:59,104 --> 00:19:09,104
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

279
00:20:14,708 --> 00:20:16,000
‫آنویتا؟

280
00:20:16,083 --> 00:20:17,125
‫چی شده؟

281
00:20:17,250 --> 00:20:20,125
‫مامان یه نفر بیرونـه.

282
00:20:20,250 --> 00:20:22,708
‫خون ریخته.

283
00:20:22,750 --> 00:20:26,500
‫- و جنازه‌ی یه پرنده افتاده.
‫- خون ریخته؟ مطمئنی؟

284
00:20:26,625 --> 00:20:27,583
‫آره.

285
00:20:29,000 --> 00:20:30,708
‫الان بیرون بودم و خودم دیدم.

286
00:20:30,750 --> 00:20:33,500
‫انگار جادوی سیاهه.

287
00:20:34,750 --> 00:20:35,750
‫نشونم بده.

288
00:20:35,833 --> 00:20:38,958
‫نه، نه، نباید بریم. من ترسیدم.

289
00:20:39,000 --> 00:20:41,583
‫چیزی نمیشه. من کنارتم.

290
00:20:41,625 --> 00:20:43,583
‫- بیا بریم.
‫- نه، نه.

291
00:20:43,625 --> 00:20:45,708
‫من کنارتم. بریم.

292
00:20:49,000 --> 00:20:50,250
‫نترس.

293
00:20:53,750 --> 00:20:56,083
‫دیدی؟ هیچی اینجا نیست.

294
00:20:57,500 --> 00:20:59,250
‫نه، خودم دیدم.

295
00:21:00,125 --> 00:21:04,083
‫اینجا موش و روباه داره،
‫کار اون‌هاست، خب؟

296
00:21:04,125 --> 00:21:06,708
‫نه، شمع روشن کرده بودن.

297
00:21:06,750 --> 00:21:09,125
‫یه دایره اینجا بود.

298
00:21:09,250 --> 00:21:11,750
‫انگار جادوگری بود.

299
00:21:13,875 --> 00:21:17,250
‫قبل خواب،
‫داشتیم درباره قبیله‌ها حرف میزدیم، درسته؟

300
00:21:17,958 --> 00:21:20,500
‫در مورد آیین و مذهب‌شون.

301
00:21:20,583 --> 00:21:23,250
‫حتما داشتی بهش فکر می‌کردی.

302
00:21:23,375 --> 00:21:25,875
‫فراموش کن. برو بخواب.

303
00:21:26,875 --> 00:21:28,125
‫چیزی نیست.

304
00:21:29,875 --> 00:21:31,000
‫چیزی نیست.

305
00:21:48,458 --> 00:21:50,000
‫چی شده؟

306
00:21:50,875 --> 00:21:52,250
‫و اینا چیه؟

307
00:21:52,333 --> 00:21:56,750
‫قربان، یه خروس و این خاکسترها رو
‫بیرونِ اتاق شما پیدا کردیم.

308
00:21:56,875 --> 00:22:00,375
‫انگار افراد قبیله دوباره دارن
‫سحر و جادو تمرین می‌کنن.

309
00:22:02,250 --> 00:22:04,208
‫از صبح حالم خوب نبود.

310
00:22:05,250 --> 00:22:07,250
‫حتما تاثیر داشته.

311
00:22:07,375 --> 00:22:08,750
‫پاک کنید.

312
00:22:08,875 --> 00:22:10,500
‫- و واسم آب بیار.
‫- چشم قربان.

313
00:22:10,583 --> 00:22:12,208
‫چوهان، بیا اینو تمیز کن.

314
00:22:15,750 --> 00:22:17,458
‫قربان، یه خبر جدید دارم.

315
00:22:18,000 --> 00:22:19,083
‫بگو.

316
00:22:19,625 --> 00:22:21,708
‫قربان، لطفا برید دکتر.

317
00:22:21,750 --> 00:22:24,500
‫رو مخ من نرو، مرد.
‫خبرتو بگو.

318
00:22:26,583 --> 00:22:29,083
‫قربان، کنار جنازه‌ی تالریا
‫هیچ موبایلی پیدا نکردیم.

319
00:22:29,125 --> 00:22:31,583
‫اما سابقه‌شو درآوردیم.

320
00:22:31,625 --> 00:22:36,250
‫قربان، اون یه خونه بزرگ تو بمبئی خریده بود.
‫و یه بی‌ام‌و جدید هم قسطی خریده.

321
00:22:36,833 --> 00:22:39,708
‫اون یه نگهبان ساده‌ست.
‫لاتاری برده بود؟

322
00:22:39,750 --> 00:22:41,458
‫پزشکی‌قانونی چیزی نگفته؟

323
00:22:41,500 --> 00:22:44,000
‫قربان، هیچ اثر انگشتی رو قربانی پیدا نشد.

324
00:22:44,083 --> 00:22:45,583
‫ولی دارن کالبد شکافی انجام میدن.

325
00:22:45,625 --> 00:22:48,500
‫طبق درخواست‌تون،
‫به مدیر و باسکار گفتم بیان.

326
00:22:48,583 --> 00:22:49,583
‫خیلی‌خب.

327
00:22:50,458 --> 00:22:51,583
‫راه بیفتیم.

328
00:22:51,625 --> 00:22:53,708
‫- چشم قربان.
‫- شاید چیزی پیدا کردیم.

329
00:22:56,875 --> 00:22:59,208
‫با یه جسم سخت به سرش ضربه زدن.

330
00:22:59,500 --> 00:23:01,750
‫پشت جمجمه‌اش شکافته شده.

331
00:23:02,625 --> 00:23:06,000
‫به احتمال زیاد سلاح قتل فلزی بوده.

332
00:23:06,125 --> 00:23:07,250
‫به احتمال زیاد میله بوده.

333
00:23:09,500 --> 00:23:11,250
‫بعد اینکه از شیملا رفت،

334
00:23:11,833 --> 00:23:14,958
‫تالریا هیچ‌وقت با شما تماس گرفت؟

335
00:23:15,000 --> 00:23:15,958
‫نه.

336
00:23:16,500 --> 00:23:19,875
‫فقط یه روز اومد و گفت باید بره بمبئی.

337
00:23:20,750 --> 00:23:23,250
‫بعد از اون، اولین باره که می‌بینمش.

338
00:23:24,833 --> 00:23:26,250
‫تو چی، باسکار؟

339
00:23:27,750 --> 00:23:29,458
‫نسبت به اون شناخت نداری؟

340
00:23:30,250 --> 00:23:32,000
‫خب، از زندگیش چیزی نمی‌دونی،

341
00:23:32,083 --> 00:23:34,625
‫یا اینکه ممکنه دشمن داشته؟

342
00:23:34,750 --> 00:23:35,875
‫نه، قربان.

343
00:23:36,958 --> 00:23:38,041
‫مرد خوبی بود.

344
00:23:38,583 --> 00:23:41,750
‫چند سال اینجا کار کرد و بعد ناپدید شد.

345
00:23:42,875 --> 00:23:43,750
‫صحیح.

346
00:23:44,500 --> 00:23:49,875
‫وقتی بچه‌ی آنویتا گم شد،
‫تالریا اینجا کار می‌کرد؟

347
00:23:51,375 --> 00:23:54,375
‫و یک هفته بعد از کودک‌ربایی، استعفا داد.

348
00:23:54,500 --> 00:23:57,125
‫و شما مشکوک نشدید؟

349
00:23:57,208 --> 00:23:58,375
‫لعنتی.

350
00:23:59,000 --> 00:24:01,500
‫الان که گفتید،
‫متوجه ارتباط‌شون شدم.

351
00:24:02,333 --> 00:24:05,375
‫فکر می‌کنید اون تو گم شدنِ بچه دست داشته؟

352
00:24:05,458 --> 00:24:07,583
‫نه، ولی ممکنه، درسته؟

353
00:24:09,666 --> 00:24:12,325
‫نگهبان اتاق دوربین بیمارستان

354
00:24:12,375 --> 00:24:16,000
‫یک هفته بعد از گم شدن بچه
‫از کارش استعفا میده.

355
00:24:16,083 --> 00:24:18,375
‫و هشت سال بعد جنازه‌اش پیدا میشه.

356
00:24:19,625 --> 00:24:20,750
‫بعلاوه،

357
00:24:21,458 --> 00:24:23,375
‫یه خونه‌ی شیک تو بمبئی

358
00:24:24,041 --> 00:24:25,208
‫و ماشین گرون‌قیمت داره.

359
00:24:25,833 --> 00:24:28,041
‫حتما گنج پیدا کرده بود،

360
00:24:28,083 --> 00:24:30,375
‫که دستِ آخر به قیمت جونش تموم شد.

361
00:24:30,458 --> 00:24:32,125
‫- بالدو!
‫- چی شده، جناب کورانا؟

362
00:24:32,208 --> 00:24:33,625
‫- بالدو!
‫- جناب کورانا!

363
00:24:33,750 --> 00:24:35,333
‫- آقای دکتر!
‫- جناب کورانا!

364
00:24:35,375 --> 00:24:37,500
‫- قربان! بلندش کن!
‫- جناب کورانا!

365
00:24:39,541 --> 00:24:41,083
‫جناب کورانا!

366
00:24:46,125 --> 00:24:47,791
‫هی! بلند نشو.

367
00:24:49,708 --> 00:24:51,833
‫بخواب. بهت مسکن تزریق کردم.

368
00:24:52,750 --> 00:24:53,833
‫دردت بهتره؟

369
00:24:56,458 --> 00:24:59,083
‫آره، یه‌کم.

370
00:25:00,625 --> 00:25:03,250
‫چند وقت بیهوش بودم؟

371
00:25:03,875 --> 00:25:04,958
‫دو ساعت.

372
00:25:05,000 --> 00:25:07,625
‫- خدای من، خیلی زیاده.
‫- قربان، لطفا.

373
00:25:07,750 --> 00:25:09,250
‫نباید جایی برید.

374
00:25:09,375 --> 00:25:10,333
‫دراز بکشید.

375
00:25:11,125 --> 00:25:13,708
‫بالدو گفت چند روزه درد دارید.

376
00:25:15,166 --> 00:25:16,875
‫با توجه به سوابق پزشکی‌تون،

377
00:25:17,583 --> 00:25:19,375
‫باید چند تا آزمایش بگیریم.

378
00:25:19,458 --> 00:25:21,083
‫می‌خوام ام‌آرآی بگیرم.

379
00:25:23,750 --> 00:25:24,833
‫استراحت کنید.

380
00:25:30,250 --> 00:25:31,500
‫یه کاری کن، بالدو.

381
00:25:31,583 --> 00:25:32,625
‫بله قربان؟

382
00:25:32,750 --> 00:25:34,875
‫سوابقِ موبایل تالریا رو دربیار.

383
00:25:36,000 --> 00:25:40,500
‫امکان داره آخرین نفری که بهش زنگ زده
‫قاتل تالریا باشه.

384
00:25:40,625 --> 00:25:42,958
‫چشم، قربان.
‫لطفا استراحت کنید.

385
00:25:54,750 --> 00:25:55,625
‫پیاده شو.

386
00:25:59,500 --> 00:26:00,375
‫در رو ببند.

387
00:26:01,208 --> 00:26:02,083
‫بیا.

388
00:26:22,000 --> 00:26:23,000
‫سلام!

389
00:26:24,083 --> 00:26:25,250
‫خانم ساکشی خونه هستن؟

390
00:26:25,375 --> 00:26:26,958
‫رفتن بیرون.

391
00:26:27,458 --> 00:26:28,458
‫که اینطور.

392
00:26:29,000 --> 00:26:31,833
‫اومدم ریا رو برسونم.

393
00:26:31,875 --> 00:26:32,833
‫بسیار خب.

394
00:26:32,875 --> 00:26:34,000
‫یه دقیقه.

395
00:26:36,541 --> 00:26:37,875
‫باید برم دستشویی.

396
00:26:37,958 --> 00:26:39,708
‫بله، حتما خانم. بفرمایید.

397
00:26:44,583 --> 00:26:46,375
‫سرویس اون‌طرفه، خانم.

398
00:26:46,500 --> 00:26:47,750
‫- این‌طرف؟
‫- بله.

399
00:26:47,875 --> 00:26:49,625
‫خیلی‌خب. ممنون.

400
00:26:49,750 --> 00:26:52,250
‫- سیدهی، برو با ریا بازی کن.
‫- باشه.

401
00:26:53,750 --> 00:26:55,458
‫ریا، اون بازی رو نشونم بده.

402
00:29:00,458 --> 00:29:01,375
‫آنویتا؟

403
00:29:03,375 --> 00:29:13,375
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M