1
00:01:28,416 --> 00:01:29,500
‫شریا!

2
00:01:30,250 --> 00:01:32,791
‫- میشه حواست به بچه‌ام باشه، لطفاً؟
‫- بله، حتماً.

3
00:01:34,916 --> 00:01:36,916
‫سلام، من مادر آنوشکام.

4
00:01:37,041 --> 00:01:39,250
‫می‌تونم یه لحظه باهاتون صحبت کنم، لطفاً؟

5
00:01:39,291 --> 00:01:41,666
‫ببینید، ما نگرانیم.

6
00:01:41,750 --> 00:01:44,250
‫آنویتا دوباره به یکی دیگه
‫از والدین تهمت زده.

7
00:01:44,291 --> 00:01:45,750
‫فردا به همه‌مون تهمت می‌زنه.

8
00:01:45,791 --> 00:01:48,500
‫گاراو و ساکشی آدم‌های خوبی‌ان.

9
00:01:48,541 --> 00:01:53,416
‫لطفاً قبل از این‌که به کسی آسیب بزنه
‫یه فکری برای درمانش بکنید.

10
00:02:04,166 --> 00:02:08,125
‫نه، سیدی. بعد از اون روز،
‫دیگه نمی‌تونم بیام خونه‌تون.

11
00:02:08,166 --> 00:02:10,166
‫اجازه نمیدن بیام.

12
00:02:10,916 --> 00:02:12,625
‫مامانم مریضه.

13
00:02:13,250 --> 00:02:15,000
‫بهت که گفتم.

14
00:02:15,041 --> 00:02:16,791
‫منظوری نداشت.

15
00:02:16,875 --> 00:02:18,041
‫می‌دونم.

16
00:02:18,166 --> 00:02:21,041
‫ولی من حتی اجازه ندارم
‫باهات حرف بزنم.

17
00:02:22,041 --> 00:02:32,041
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

18
00:02:35,666 --> 00:02:37,291
‫چی شده عزیزم؟

19
00:02:38,125 --> 00:02:40,750
‫چی شده؟ بیا اینجا.

20
00:02:46,041 --> 00:02:47,250
‫چی شده؟

21
00:02:48,041 --> 00:02:50,625
‫همه چی رو خراب کردی، مامان.

22
00:02:51,916 --> 00:02:54,916
‫ریا حتی اجازه نداره باهام حرف بزنه.

23
00:02:55,000 --> 00:02:58,916
‫همه‌ی بچه‌های مدرسه دارن مسخره‌ام می‌کنن.

24
00:02:59,666 --> 00:03:01,375
‫چرا این کارها رو می‌کنی؟

25
00:03:02,500 --> 00:03:04,666
‫همه فکر می‌کنن دیوونه‌ای.

26
00:03:07,541 --> 00:03:10,291
‫این‌طور نیست، سیدی.

27
00:03:10,416 --> 00:03:14,041
‫من فقط سعی دارم خواهرت رو پیدا کنم.

28
00:03:14,125 --> 00:03:16,291
‫تو همیشه فقط به فکر اون هستی.

29
00:03:16,916 --> 00:03:18,291
‫پس من چی؟

30
00:03:18,916 --> 00:03:21,250
‫تو دوستم نداری، مگه نه؟

31
00:03:21,291 --> 00:03:23,541
‫فقط اون رو دوست داری، درسته مامان؟

32
00:03:25,125 --> 00:03:26,875
‫این‌طور نیست، سیدی.

33
00:03:26,916 --> 00:03:28,875
‫معلومه. معلومه که دوستت دارم.

34
00:03:28,916 --> 00:03:30,375
‫من از آپکشا متنفرم.

35
00:03:31,166 --> 00:03:33,041
‫امیدوارم هیچوقت برنگرده.

36
00:03:33,125 --> 00:03:34,166
‫امیدوارم بمیره.

37
00:03:38,625 --> 00:03:40,666
‫سیدی، بریم. یالا، بریم.

38
00:03:42,750 --> 00:03:44,666
‫بریم سیدی، یالا.

39
00:05:24,000 --> 00:05:25,000
‫آلوک؟

40
00:05:25,666 --> 00:05:26,666
‫آلوک.

41
00:05:26,750 --> 00:05:28,666
‫سیدی رو تنها گذاشتی، کجا رفتی؟

42
00:05:30,541 --> 00:05:32,041
‫آلوک، گوش کن.

43
00:05:32,166 --> 00:05:33,541
‫چیزی نمونده بود بگیرمش.

44
00:05:33,625 --> 00:05:36,750
‫تقریباً تو چنگم بود، ولی از دستم در رفت.

45
00:05:36,791 --> 00:05:37,666
‫کی؟

46
00:05:37,791 --> 00:05:38,875
‫همون آدم‌ربا.

47
00:05:38,916 --> 00:05:42,625
‫آنویتا، از کجا معلوم
‫که همون زن بوده؟

48
00:05:44,791 --> 00:05:46,666
‫تو این شهر مضحکه‌ی خاص و عام شدیم.

49
00:05:47,916 --> 00:05:49,375
‫خوندی چی نوشتن؟

50
00:05:50,791 --> 00:05:52,250
‫آلوک.

51
00:05:56,875 --> 00:06:00,000
‫برام مهم نیست مردم شهر پشتم چی میگن.

52
00:06:00,041 --> 00:06:02,416
‫- اونا که بچه‌شون رو از دست ندادن.
‫- خفه شو، آنویتا!

53
00:06:02,541 --> 00:06:03,875
‫خواهش می‌کنم خفه شو.

54
00:06:03,916 --> 00:06:06,125
‫آخر شبی، وقتی به خونه‌مون حمله شد،

55
00:06:06,166 --> 00:06:08,375
‫چطور تونستی سیدی رو تنها بذاری؟

56
00:06:09,666 --> 00:06:12,500
‫می‌خوای همون‌طور که آپکشا رو از دست دادی،
‫سیدی رو هم از دست بدی؟

57
00:06:15,250 --> 00:06:16,250
‫ببخشید، چی؟

58
00:06:20,291 --> 00:06:22,000
‫من آپکشا رو از دست دادم؟

59
00:06:26,875 --> 00:06:27,875
‫درسته.

60
00:06:30,416 --> 00:06:33,916
‫ما آپکشا رو به خاطر بی‌احتیاطی تو از دست دادیم.

61
00:06:34,000 --> 00:06:37,291
‫تو بی‌احتیاطی، درست مثل امشب
‫که با سیدی بودی.

62
00:06:37,416 --> 00:06:39,916
‫باید متوجه می‌شدی کی اومد تو بیمارستان،

63
00:06:40,000 --> 00:06:42,291
‫کی بچه‌مون رو از بغلت کشید بیرون.

64
00:06:42,416 --> 00:06:45,541
‫اگه فقط قیافه‌ی اون پرستاره رو
‫دیده بودی، امروز ما...

65
00:06:46,750 --> 00:06:47,666
‫من نمی‌دونستم.

66
00:06:49,041 --> 00:06:51,541
‫ما سال‌های زیادی رو
‫به خاطر اشتباهات تو از دست دادیم.

67
00:06:53,291 --> 00:06:54,916
‫اشتباه از دست دادن آپکشا.

68
00:06:56,041 --> 00:06:57,916
‫انقدر غرق گشتن دنبال آپکشا بودی

69
00:06:58,000 --> 00:07:00,791
‫که یادت رفت یه دختر دیگه هم داریم، سیدی،

70
00:07:01,791 --> 00:07:04,125
‫که به محبت و وقت ما نیاز داره.

71
00:07:05,291 --> 00:07:06,541
‫گذشته‌ها گذشته.

72
00:07:06,625 --> 00:07:09,166
‫محض رضای خدا بیخیال شو، آنویتا.

73
00:07:09,750 --> 00:07:12,166
‫اگه به خاطر من نه،
‫لااقل به خاطر سیدی.

74
00:07:12,750 --> 00:07:13,666
‫و می‌دونی چیه؟

75
00:07:14,916 --> 00:07:16,750
‫تا وقتی از این کارها دست نکشی،

76
00:07:16,791 --> 00:07:18,250
‫من سیدی رو با خودم می‌برم.

77
00:07:18,291 --> 00:07:20,791
‫چون اون حقش نیست مدام
‫وسط این دیوونه‌بازی‌ها باشه.

78
00:07:20,916 --> 00:07:22,041
‫همچین خبری نیست.

79
00:07:22,666 --> 00:07:24,375
‫حق نداری سیدی رو جایی ببری.

80
00:07:25,125 --> 00:07:26,041
‫سیدی.

81
00:07:27,916 --> 00:07:28,791
‫بیا.

82
00:07:30,625 --> 00:07:32,541
‫من می‌خوام با بابا برم.

83
00:07:36,541 --> 00:07:37,541
‫شنیدی؟

84
00:07:40,041 --> 00:07:42,041
‫این رو از زبون دختر خودت شنیدی؟

85
00:08:11,041 --> 00:08:13,541
‫عزیزم، آروم باش.

86
00:08:14,125 --> 00:08:17,375
‫الان همه یکم احساساتی‌ان.

87
00:08:20,166 --> 00:08:23,166
‫گاهی اوقات یه فاصله‌ی کوتاه
‫برای زن و شوهر خوبه.

88
00:08:23,791 --> 00:08:26,291
‫مخصوصاً الان برای سیدی.

89
00:08:27,166 --> 00:08:28,041
‫مامان.

90
00:08:31,916 --> 00:08:33,500
‫وسایل ضروری رو جمع کردم.

91
00:08:34,666 --> 00:08:36,416
‫چیزی از قلم افتاده باشه، بهت میگم.

92
00:08:36,500 --> 00:08:37,916
‫کجا می‌خواید بمونید؟

93
00:08:40,291 --> 00:08:41,416
‫خونه‌ی شریا.

94
00:08:51,000 --> 00:08:52,041
‫اون خیلی ناراحته.

95
00:08:52,666 --> 00:08:53,666
‫خوابش نمی‌بره.

96
00:08:57,250 --> 00:08:59,041
‫کارم تقریباً تموم شد.
‫بذار من امتحان کنم.

97
00:09:00,416 --> 00:09:01,458
‫هی، سیدی.

98
00:09:02,833 --> 00:09:04,333
‫بیا اینجا.

99
00:09:07,208 --> 00:09:08,333
‫گریه نداره که.

100
00:09:09,666 --> 00:09:11,708
‫به زودی همه چی رو درست می‌کنیم. باشه؟

101
00:09:15,708 --> 00:09:17,208
‫می‌خوای برات قصه بگم؟

102
00:09:17,833 --> 00:09:18,791
‫نه.

103
00:09:20,333 --> 00:09:22,833
‫حرف‌های خیلی بدی به مامان زدم.

104
00:09:26,708 --> 00:09:28,916
‫بهش گفتم ازش متنفرم.

105
00:09:29,541 --> 00:09:31,583
‫ولی من از مامان متنفر نیستم.

106
00:09:32,291 --> 00:09:33,166
‫اشکالی نداره.

107
00:09:33,208 --> 00:09:34,708
‫منظوری نداشتم.

108
00:09:36,708 --> 00:09:37,708
‫اشکالی نداره.

109
00:09:38,541 --> 00:09:40,166
‫اون می‌دونه منظوری نداشتی.

110
00:09:42,041 --> 00:09:44,333
‫مامان یه روز خوب میشه؟

111
00:09:49,291 --> 00:09:50,666
‫یکم طول می‌کشه.

112
00:09:50,708 --> 00:09:52,583
‫ولی کاملاً خوب میشه.

113
00:09:53,958 --> 00:09:55,333
‫باشه؟

114
00:10:00,916 --> 00:10:03,208
‫- خوابید؟
‫- آره.

115
00:10:05,625 --> 00:10:06,666
‫چی شده؟

116
00:10:14,250 --> 00:10:15,875
‫فکر کنم تو و سیدی بهتره

117
00:10:16,666 --> 00:10:17,875
‫برید هتل.

118
00:10:21,666 --> 00:10:22,875
‫این کار درست نیست.

119
00:10:24,000 --> 00:10:26,250
‫باسکار تو زندانه و از همه چی خبر داره.

120
00:10:28,166 --> 00:10:31,291
‫فکر کن وقتی بفهمه اینجا زندگی می‌کنی
‫چه حسی بهش دست میده.

121
00:10:39,000 --> 00:10:40,541
‫داری شوخی می‌کنی، شریا؟

122
00:10:41,916 --> 00:10:43,875
‫شریا، بعد از این همه سال،

123
00:10:43,916 --> 00:10:46,291
‫حالا که با هم هستیم،
‫عذاب وجدان گرفتی؟

124
00:10:48,041 --> 00:10:50,666
‫نگران احساسات باسکاری؟

125
00:10:53,750 --> 00:10:54,625
‫شریا!

126
00:10:55,250 --> 00:10:57,125
‫اون یه خلافکاره.

127
00:10:57,166 --> 00:10:58,416
‫یه مجرمه.

128
00:11:03,125 --> 00:11:04,291
‫یعنی ما نیستیم؟

129
00:11:18,541 --> 00:11:19,500
‫این رو نگاه کن.

130
00:11:20,166 --> 00:11:21,291
‫دقیقاً همین‌جا بود.

131
00:11:22,416 --> 00:11:24,875
‫فکر کنم یه جایی همین اطراف زمین خورد.

132
00:11:24,916 --> 00:11:27,541
‫ولی بعدش نتونستم بگیرمش.

133
00:11:27,625 --> 00:11:29,291
‫خیلی تلاش کردم.

134
00:11:34,500 --> 00:11:35,416
‫جناب صاحب.

135
00:11:39,541 --> 00:11:40,541
‫این خونه.

136
00:11:42,916 --> 00:11:46,041
‫با توجه به این، به نظر میاد
‫به شدت آسیب دیده باشه.

137
00:11:47,375 --> 00:11:49,041
‫پس بعد از اون دیگه ندیدیش؟

138
00:11:49,166 --> 00:11:51,791
‫نه، غیبش زد. دیگه ندیدمش.

139
00:11:54,125 --> 00:11:57,666
‫جناب کورانا، این اتفاق واقعاً افتاد.
‫این دفعه توهم نزدم.

140
00:11:57,791 --> 00:12:00,666
‫می‌دونم. حرفت رو باور می‌کنم.

141
00:12:01,291 --> 00:12:02,625
‫یه چیز کاملاً روشنه.

142
00:12:03,166 --> 00:12:06,166
‫دخترم تو خونه‌ی ساکشی ماتور زندگی می‌کنه.

143
00:12:06,291 --> 00:12:08,250
‫فقط دستم بهش نمی‌رسه.

144
00:12:08,291 --> 00:12:11,666
‫نیازی نیست دستت بهش برسه، آنویتا.
‫باید ثابت کنی ریا دخترته.

145
00:12:11,750 --> 00:12:14,166
‫چطوری، آقای کورانا؟
‫چطور این کار رو بکنم؟

146
00:12:14,291 --> 00:12:15,416
‫آزمایش دی‌ان‌ای.

147
00:12:16,166 --> 00:12:19,875
‫موی ریا، بزاقش، خونش،
‫هر چیزی که دستمون بهش برسه.

148
00:12:20,916 --> 00:12:22,666
‫غیررسمی انجامش می‌دیم.

149
00:12:22,791 --> 00:12:24,291
‫فقط باید یه نمونه گیر بیاریم.

150
00:12:24,916 --> 00:12:26,166
‫چطوری نمونه بگیرم؟

151
00:12:29,541 --> 00:12:33,291
‫نه، نه. صورتم رو ندید.

152
00:12:35,750 --> 00:12:37,666
‫انقدر جلوجلو فکر نکن.

153
00:12:37,791 --> 00:12:39,416
‫نگران نباش، یه کاریش می‌کنم.

154
00:12:41,166 --> 00:12:42,041
‫باشه.

155
00:13:02,916 --> 00:13:05,166
‫سانیا! پاری!

156
00:13:05,291 --> 00:13:06,666
‫یه لحظه بیاین اینجا.

157
00:13:06,791 --> 00:13:08,875
‫کمکم کنید، باشه؟

158
00:13:19,041 --> 00:13:20,416
‫دخترم.

159
00:13:20,541 --> 00:13:24,291
‫داشتم برای خودم قهوه درست می‌کردم،
‫برای تو هم ریختم. بیا.

160
00:13:25,500 --> 00:13:26,625
‫ممنون، مامان.

161
00:13:29,875 --> 00:13:33,166
‫یه فنجون قهوه‌ی خوب
‫آخرِ روز خیلی می‌چسبه، نه؟

162
00:13:36,041 --> 00:13:37,750
‫یکم پریشون به نظر میای.

163
00:15:00,000 --> 00:15:01,166
‫ریا؟

164
00:15:04,041 --> 00:15:05,166
‫بیا اینجا، دخترم.

165
00:15:06,291 --> 00:15:09,541
‫مامان و بابام بهم گفتن
‫از شما دوری کنم.

166
00:15:09,625 --> 00:15:12,500
‫نه، نه. چرا دخترم؟

167
00:15:13,166 --> 00:15:14,625
‫من که کاریت ندارم.

168
00:15:15,541 --> 00:15:18,291
‫تو حتی اومدی خونه‌مون موندی.

169
00:15:18,375 --> 00:15:19,916
‫مگه کاریت کردم؟

170
00:15:20,875 --> 00:15:22,125
‫مگه نه؟

171
00:15:22,166 --> 00:15:27,791
‫روز تولد آپکشا،
‫حالم یکم خوب نبود.

172
00:15:28,875 --> 00:15:30,750
‫خب؟ فقط همین.

173
00:15:32,041 --> 00:15:34,666
‫بیا. فقط می‌خوام باهات حرف بزنم.

174
00:15:38,791 --> 00:15:41,916
‫برات شکلات آوردم.

175
00:15:42,666 --> 00:15:43,750
‫می‌خوای؟

176
00:15:50,125 --> 00:15:51,250
‫می‌خوای؟

177
00:15:59,041 --> 00:16:00,166
‫دهنت رو باز کن، دخترم.

178
00:16:01,916 --> 00:16:02,791
‫دهنتو باز کن.

179
00:16:06,666 --> 00:16:07,916
‫خاله، داری چیکار می‌کنی؟

180
00:16:08,041 --> 00:16:09,250
‫یه لحظه، کاریت ندارم.

181
00:16:09,291 --> 00:16:11,041
‫- کاری باهات ندارم.
‫- خواهش می‌کنم!

182
00:16:11,125 --> 00:16:12,291
‫- لطفاً نکنید!
‫- ریا، یه لحظه!

183
00:16:12,416 --> 00:16:14,666
‫- لطفاً، نکنید. خواهش می‌کنم، نه.
‫- ریا...

184
00:16:14,750 --> 00:16:16,416
‫نه! خواهش می‌کنم!

185
00:16:16,541 --> 00:16:18,166
‫کمکم کنید! کمک!

186
00:16:18,250 --> 00:16:20,416
‫- ریا!
‫- خاله، نه! خواهش می‌کنم!

187
00:16:20,500 --> 00:16:22,000
‫- یه لحظه طول می‌کشه.
‫- خواهش می‌کنم.

188
00:16:22,041 --> 00:16:23,541
‫- دخترم، فقط یه لحظه.
‫- مامان!

189
00:16:23,625 --> 00:16:25,666
‫- خواهش می‌کنم! کمک!
‫- یه لحظه...

190
00:16:25,791 --> 00:16:28,041
‫- لطفاً نکنید! خواهش می‌کنم!
‫- دهنت رو باز کن!

191
00:16:29,500 --> 00:16:32,041
‫ریا، خواهش می‌کنم.
‫ریا، خواهش می‌کنم.

192
00:16:32,125 --> 00:16:33,791
‫ریا، خواهش می‌کنم.

193
00:16:33,875 --> 00:16:35,250
‫ریا، خواهش می‌کنم.

194
00:16:35,291 --> 00:16:37,625
‫ریا، خواهش می‌کنم!
‫دخترم، فقط یه لحظه.

195
00:16:37,666 --> 00:16:39,166
‫خواهش می‌کنم، دخترم.

196
00:16:39,666 --> 00:16:41,166
‫خواهش می‌کنم! ریـ...

197
00:16:43,541 --> 00:16:45,916
‫جناب کورانا، حرف‌هاشون رو باور نکنید.

198
00:16:46,000 --> 00:16:48,541
‫من هیچوقت به ریا آسیبی نمی‌زنم.

199
00:16:48,625 --> 00:16:50,416
‫- من فقط داشتم...
‫- دستت رو می‌کردی تو دهنش

200
00:16:50,500 --> 00:16:51,541
‫که از بزاقش نمونه بگیری.

201
00:16:52,125 --> 00:16:53,166
‫برای آزمایش دی‌ان‌ای.

202
00:16:54,041 --> 00:16:56,375
‫بذار یه موضوعی رو کاملاً برات روشن کنم.

203
00:16:56,416 --> 00:16:59,500
‫وقتی دختر تو دزدیده شد،
‫ما اصلاً شیملا نبودیم.

204
00:17:00,250 --> 00:17:02,291
‫من و ساکشی فقط تابستون‌ها میایم اینجا

205
00:17:02,375 --> 00:17:04,000
‫که خونه رو تمیز کنیم.

206
00:17:04,041 --> 00:17:07,166
‫دخترت نوامبر دزدیده شد،
‫وقتی که ما اصلاً اینجا نبودیم.

207
00:17:07,291 --> 00:17:08,166
‫ما دهلی بودیم!

208
00:17:08,250 --> 00:17:10,291
‫تازه همین چند هفته پیش
‫اثاث‌کشی کردیم اینجا.

209
00:17:10,375 --> 00:17:12,416
‫چند بار باید بهت بگیم؟

210
00:17:12,500 --> 00:17:14,875
‫ریا دختر تو نیست!

211
00:17:14,916 --> 00:17:17,250
‫تو مریضی. باید توی تیمارستان باشی!

212
00:17:17,291 --> 00:17:19,541
‫- من... من مریض نیستم.
‫- آنویتا.

213
00:17:19,625 --> 00:17:21,041
‫- آنویتا.
‫- تو... تو آدم‌ربایی.

214
00:17:21,166 --> 00:17:23,791
‫- آنویتا.
‫- من دقیقاً همین رو میگم.

215
00:17:23,916 --> 00:17:24,791
‫دیدید چی گفت؟

216
00:17:25,500 --> 00:17:29,125
‫جناب، تا وقتی این آزاده،
‫من و دخترم ریا امنیت نداریم.

217
00:17:29,166 --> 00:17:31,916
‫آنویتا، ما چرا باید دختر تو رو بدزدیم؟

218
00:17:32,041 --> 00:17:33,541
‫آخه اصلاً بهش فکر کن!

219
00:17:34,125 --> 00:17:37,125
‫ریا دختر منه.

220
00:17:37,166 --> 00:17:40,625
‫ریا دخترِ منه، من، من!

221
00:17:40,666 --> 00:17:42,291
‫آزمایش دی‌ان‌ای همه چی رو مشخص می‌کنه.

222
00:17:42,416 --> 00:17:45,125
‫تو چه حقی داری
‫ازش آزمایش دی‌ان‌ای بگیری؟

223
00:17:45,166 --> 00:17:48,250
‫جناب، این دنیا هنوز
‫قانون و مقررات داره، نه؟

224
00:17:48,291 --> 00:17:50,416
‫آلوک، من واقعاً نگران همسرتم.

225
00:17:50,541 --> 00:17:52,541
‫لطفاً، حتماً یه فکری به حال درمانش بکن.

226
00:17:52,625 --> 00:17:55,125
‫تو فکریم بچه‌ها. ببینید، شرمنده‌ام.

227
00:17:55,166 --> 00:17:57,375
‫ولی آنویتا افسردگی شدید داره.
‫داره بدتر هم میشه.

228
00:17:57,416 --> 00:17:58,625
‫دچار توهم میشه.

229
00:17:58,666 --> 00:18:00,916
‫آلوک، من دیوونه نیستم!

230
00:18:01,000 --> 00:18:02,666
‫نه، من مریض نیستم.

231
00:18:02,791 --> 00:18:04,166
‫دارم برای دخترم می‌جنگم.

232
00:18:04,250 --> 00:18:05,416
‫- باشه.
‫- ولی تو نه.

233
00:18:05,541 --> 00:18:07,416
‫- طرفِ همه رو می‌گیری جز من.
‫- آنویتا!

234
00:18:07,500 --> 00:18:08,500
‫- آنویتا...
‫- من دیوونه نیستم.

235
00:18:08,541 --> 00:18:11,166
‫- جیوتی.
‫- جناب کورانا، من مریض نیستم.

236
00:18:11,291 --> 00:18:12,166
‫- جیوتی.
‫- جناب کورانا.

237
00:18:12,291 --> 00:18:13,166
‫- آروم باش.
‫- جناب کورانا.

238
00:18:13,250 --> 00:18:14,666
‫- خواهش می‌کنم، راست میگم.
‫- آنویتا.

239
00:18:14,791 --> 00:18:17,291
‫- آروم باش.
‫- جناب کورانا، خواهش می‌کنم. من دیوونه نیستم.

240
00:18:17,416 --> 00:18:20,291
‫جناب کورانا، من مریض نیستم.

241
00:18:20,416 --> 00:18:22,250
‫- ببین آلوک.
‫- خواهش می‌کنم! من مریض نیستم!

242
00:18:22,291 --> 00:18:24,750
‫ما درک می‌کنیم همه‌ی اینا چقدر برات سخته.

243
00:18:26,041 --> 00:18:29,291
‫ولی ما نمی‌تونیم سر امنیتمون مصالحه کنیم.

244
00:18:29,416 --> 00:18:32,125
‫نمی‌تونیم با ترس و لرز زندگی کنیم. متوجهی؟

245
00:18:33,250 --> 00:18:35,041
‫ببینید، ساکشی، گاراو.

246
00:18:36,375 --> 00:18:37,916
‫من ازتون معذرت می‌خوام.

247
00:18:38,541 --> 00:18:41,750
‫ولی لطفاً از آنویتا شکایت نکنید.
‫خواهش می‌کنم.

248
00:18:41,791 --> 00:18:44,250
‫- متأسفم، مجبوریم این کار رو بکنیم.
‫- وگرنه دست برنمی‌داره.

249
00:18:44,291 --> 00:18:48,375
‫جناب کورانا، شما می‌دونید
‫آنویتا حالش خوب نیست.

250
00:18:49,416 --> 00:18:52,291
‫نمی‌تونه اینجا بمونه.
‫لطفاً یه کاری بکنید.

251
00:18:53,583 --> 00:18:54,458
‫بچه‌ها.

252
00:18:55,500 --> 00:18:56,541
‫بچه‌ها، یه فرصت دیگه بدید.

253
00:19:03,875 --> 00:19:06,125
‫شما بگید جناب کورانا، چیکار باید بکنیم؟

254
00:19:10,375 --> 00:19:11,791
‫بهتون میگم چیکار می‌کنم.

255
00:19:12,750 --> 00:19:15,416
‫یه تذکر جدی بهش میدم

256
00:19:16,291 --> 00:19:18,291
‫و تا فردا صبح اینجا نگهش می‌دارم.

257
00:19:18,375 --> 00:19:19,375
‫خوبه؟

258
00:19:24,041 --> 00:19:25,166
‫باشه.

259
00:19:26,625 --> 00:19:28,041
‫فردا صبح بیا ببرش.

260
00:19:29,250 --> 00:19:30,166
‫باشه.

261
00:19:33,041 --> 00:19:33,916
‫ممنون.

262
00:19:37,166 --> 00:19:43,791
‫[اداره پلیس شیملا، هیماچال پرادش]

263
00:19:43,916 --> 00:19:46,250
‫- ساکشی.
‫- بله؟

264
00:19:46,291 --> 00:19:48,666
‫- تو برو، من الان میام.
‫- چرا؟

265
00:19:48,791 --> 00:19:49,791
‫برو تو ماشین.

266
00:19:52,041 --> 00:19:54,041
‫جناب کورانا، باید باهاتون صحبت می‌کردم.

267
00:19:55,250 --> 00:19:56,166
‫بفرمایید؟

268
00:19:57,166 --> 00:19:59,791
‫ببینید، این ماجرا برای ما خیلی سخته.

269
00:19:59,875 --> 00:20:01,375
‫مخصوصاً برای ساکشی.

270
00:20:03,375 --> 00:20:06,041
‫ساکشی حساسیت شدیدی روی ریا داره.

271
00:20:06,791 --> 00:20:09,791
‫چون موقع به دنیا اومدن ریا،
‫نزدیک بود از دستش بدیم.

272
00:20:11,041 --> 00:20:12,416
‫این‌طور بوده؟

273
00:20:12,541 --> 00:20:14,166
‫زایمان زودرس بود.

274
00:20:14,791 --> 00:20:16,041
‫یک ماه قبل از موعدش.

275
00:20:16,125 --> 00:20:19,791
‫منم اون موقع برای پروژه‌ی یه هتل
‫توی جیسلمیر بودم.

276
00:20:20,375 --> 00:20:23,375
‫ساکشی حتی نرسید بره بیمارستان
‫و کیسه‌ی آبش پاره شد.

277
00:20:23,416 --> 00:20:25,000
‫توی همون خونه زایمان کرد.

278
00:20:25,041 --> 00:20:26,125
‫خیلی بهش سخت گذشت.

279
00:20:26,166 --> 00:20:30,291
‫اون‌وقت کی تو خونه کمکش کرد؟
‫خانواده‌تون؟

280
00:20:30,416 --> 00:20:31,625
‫نه.

281
00:20:32,250 --> 00:20:35,541
‫خوشبختانه ما یه خدمتکار
‫به اسم لاجوانتی داشتیم.

282
00:20:36,541 --> 00:20:39,375
‫لاجوانتی از بچگی پیش ساکشی بوده.

283
00:20:39,416 --> 00:20:41,916
‫ساکشی خون زیادی از دست داده بود.
‫همه جا به هم ریخته بود.

284
00:20:42,041 --> 00:20:45,291
‫ولی در نهایت، لاجوانتی هم مادر
‫و هم دختر رو نجات داد.

285
00:20:46,666 --> 00:20:48,625
‫واسه همینه که اگه اتفاقی برای ریا بیفته،

286
00:20:48,666 --> 00:20:50,166
‫ساکشی خیلی بهم می‌ریزه.

287
00:20:51,666 --> 00:20:53,500
‫نه، نه، درک می‌کنم.

288
00:20:54,416 --> 00:20:59,041
‫این لاجوانتی که گفتی،
‫هنوزم پیش شما کار می‌کنه؟

289
00:20:59,166 --> 00:21:00,291
‫نه.

290
00:21:00,791 --> 00:21:02,416
‫چند سال پیش رفت.

291
00:21:02,916 --> 00:21:04,291
‫ولی همین‌جا تو شیملا کار می‌کنه.

292
00:21:05,500 --> 00:21:08,250
‫- کجای شیملا؟
‫- توی یه پرورشگاه.

293
00:21:08,750 --> 00:21:09,916
‫پرورشگاه سیکرد هارت.

294
00:21:21,541 --> 00:21:22,416
‫قربان.

295
00:21:28,291 --> 00:21:30,000
‫به چی فکر می‌کنید، قربان؟

296
00:21:31,500 --> 00:21:34,541
‫گاراو می‌گفت وقتی ریا به دنیا اومد،

297
00:21:35,166 --> 00:21:36,791
‫پیش ساکشی نبوده.

298
00:21:38,291 --> 00:21:40,166
‫یعنی خودش هم خبر نداره که

299
00:21:40,291 --> 00:21:44,291
‫موقع زایمان، ساکشی دهلی بوده یا شیملا.

300
00:21:45,291 --> 00:21:46,291
‫ساکشی هم میگه

301
00:21:46,375 --> 00:21:49,416
‫زایمان سختی داشته
‫و خدمتکارش بهش کمک کرده.

302
00:21:50,541 --> 00:21:52,291
‫منظورتون از خدمتکار میترانیه؟

303
00:21:52,416 --> 00:21:54,916
‫- لاجوانتی.
‫- آره، آره، لاجوانتی.

304
00:21:55,541 --> 00:21:58,291
‫الان اینجا توی پرورشگاه کار می‌کنه.

305
00:21:59,625 --> 00:22:01,166
‫به نظرم، بالدو،

306
00:22:02,541 --> 00:22:04,791
‫باید بریم باهاش حرف بزنیم.

307
00:22:05,916 --> 00:22:10,000
‫باید بفهمیم حرف‌های اون
‫با حرف‌های ساکشی می‌خونه یا نه.

308
00:22:14,125 --> 00:22:16,375
‫این عکس ناندینی فوق‌العاده‌ست.

309
00:22:17,666 --> 00:22:19,916
‫می‌دونی، همین امروز یه زن و شوهر

310
00:22:20,000 --> 00:22:23,041
‫عکس‌هاش رو توی سایت دیدن
‫و در موردش پرس‌وجو کردن.

311
00:22:23,125 --> 00:22:25,791
‫امیدوارم این دفعه به سرپرستی گرفته بشه.

312
00:22:26,625 --> 00:22:29,041
‫طفلک خیلی بدشانس بوده.

313
00:22:30,416 --> 00:22:31,666
‫سلام، خواهر.

314
00:22:32,416 --> 00:22:34,875
‫جناب بازرس، چقدر سرِ وقت اومدید!

315
00:22:34,916 --> 00:22:36,750
‫چی بگم، عادته دیگه.

316
00:22:38,416 --> 00:22:39,291
‫شریا.

317
00:22:42,416 --> 00:22:44,166
‫این عکس رو تو گرفتی؟

318
00:22:45,875 --> 00:22:48,875
‫بله، گاهی برای پرورشگاه عکاسی می‌کنم.

319
00:22:48,916 --> 00:22:51,166
‫به درد سایتشون می‌خوره.

320
00:22:52,250 --> 00:22:55,416
‫نزدیک به ده ساله که
‫شریا داره کمکمون می‌کنه.

321
00:22:55,541 --> 00:22:57,916
‫راستی جناب بازرس، پشت تلفن گفتیn

322
00:22:58,000 --> 00:23:00,125
‫می‌خواید با یکی از کارکنان ما صحبت کنید.

323
00:23:00,791 --> 00:23:02,791
‫بله، می‌خواستم با لاجوانتی حرف بزنم.

324
00:23:03,541 --> 00:23:04,875
‫باشه.

325
00:23:04,916 --> 00:23:08,166
‫شما صحبت کنید، من دیگه رفع زحمت کنم.
‫باید وکیل باسکار رو ببینم.

326
00:23:08,291 --> 00:23:09,166
‫باشه.

327
00:23:10,666 --> 00:23:11,791
‫خدا پشت و پناهت، شریا.

328
00:23:11,875 --> 00:23:15,000
‫شریا، لطفاً جناب بازرس رو
‫ببر پیش لاجوانتی.

329
00:23:15,041 --> 00:23:16,916
‫فکر کنم توی سلف باشه.

330
00:23:17,875 --> 00:23:21,041
‫- حتماً، خواهر.
‫- ممنون، باهاش برید.

331
00:23:21,166 --> 00:23:22,375
‫ممنون، خواهر.

332
00:23:22,416 --> 00:23:23,916
‫- ممنونم.
‫- خدانگهدار، ممنون.

333
00:23:28,666 --> 00:23:29,875
‫حالت خوبه؟

334
00:23:31,666 --> 00:23:33,541
‫بیشتر وقتم رو اینجا می‌گذرونم.

335
00:23:34,416 --> 00:23:38,166
‫قربان، پرونده‌ی باسکار الان چی میشه؟

336
00:23:40,791 --> 00:23:42,541
‫می‌دونی که پرونده‌ی کوچیکی نیست.

337
00:23:43,250 --> 00:23:44,541
‫موضوع خیلی جدیه.

338
00:23:44,625 --> 00:23:46,416
‫دادگاهش توی دهلی برگزار میشه.

339
00:23:47,166 --> 00:23:50,416
‫- دارن منتقلش می‌کنن.
‫- قربان، نمیشه همین‌جا نگهش دارن؟

340
00:23:50,500 --> 00:23:52,666
‫حداقل این‌طوری می‌تونم گاهی ببینمش.

341
00:23:52,791 --> 00:23:55,166
‫این چیزها دست من نیست.

342
00:24:00,791 --> 00:24:02,291
‫این لاجوانتی...

343
00:24:03,041 --> 00:24:04,541
‫از قبل می‌شناسیش؟

344
00:24:06,416 --> 00:24:07,875
‫راستش نه زیاد.

345
00:24:07,916 --> 00:24:10,416
‫به بچه‌ها کمک می‌کنه. خدماتیه.

346
00:24:10,500 --> 00:24:15,416
‫نه، منظورم اینه که از وقتی
‫اومدی اینجا داوطلب شدی،

347
00:24:15,541 --> 00:24:17,125
‫لاجوانتی کل این مدت اینجا بوده؟

348
00:24:17,166 --> 00:24:19,791
‫نمی‌دونم قربان. اون‌قدر خوب نمی‌شناسمش.

349
00:24:19,916 --> 00:24:20,791
‫بیاید.

350
00:24:31,500 --> 00:24:32,666
‫لاجوانتی.

351
00:24:32,750 --> 00:24:34,500
‫جناب کورانا هستن.

352
00:24:35,500 --> 00:24:37,291
‫می‌خوان چندتا سؤال ازت بپرسن.

353
00:24:38,166 --> 00:24:40,750
‫ممنون شریا، بقیه‌اش با ما.

354
00:24:40,791 --> 00:24:43,000
‫خواهش می‌کنم، قربان.

355
00:24:45,375 --> 00:24:48,500
‫چیزی شده قربان؟
‫خطایی از من سر زده؟

356
00:24:48,541 --> 00:24:50,541
‫نه، نه. اصلاً همچین چیزی نیست.

357
00:24:50,625 --> 00:24:52,791
‫فقط برای اطلاعات عمومی خودمون می‌پرسیم.

358
00:24:53,416 --> 00:24:54,791
‫چند وقته اینجا کار می‌کنی؟

359
00:24:54,916 --> 00:24:59,125
‫خب، فکر کنم حدود هشت یا نُه سالی میشه.

360
00:24:59,166 --> 00:25:00,500
‫قبل از اینجا کجا کار می‌کردی؟

361
00:25:00,541 --> 00:25:03,541
‫توی دهلی. پیش یه خانواده.

362
00:25:04,500 --> 00:25:06,041
‫خانواده‌ی پرجمعیتی نبودن.

363
00:25:06,125 --> 00:25:08,166
‫فقط یه زن و شوهر، کسی باهاشون نبود.

364
00:25:08,666 --> 00:25:10,750
‫که این‌طور. اسم‌هاشون چی بود؟

365
00:25:12,000 --> 00:25:14,416
‫خانم ساکشی و آقا گاراو

366
00:25:14,541 --> 00:25:19,416
‫من ساکشی رو از بچگی تر و خشک کرده بودم.

367
00:25:19,541 --> 00:25:22,041
‫وقتی هم ازدواج کرد، باهاش رفتم

368
00:25:22,125 --> 00:25:24,416
‫خونه‌ی شوهرش تا به عنوان
‫جهیزیه‌اش اونجا کار کنم.

369
00:25:24,541 --> 00:25:26,750
‫کارهای دیگه‌ای هم اونجا انجام دادی، درسته؟

370
00:25:27,541 --> 00:25:30,500
‫بچه‌اش رو توی خونه
‫بدون دکتر به دنیا آوردی.

371
00:25:32,625 --> 00:25:34,200
‫قبل از این‌که بیای اینجا کار کنی، درسته؟

372
00:25:34,250 --> 00:25:36,291
‫اون روز رو یادم نیارید، قربان.

373
00:25:37,000 --> 00:25:38,291
‫خیلی بلبشو بود.

374
00:25:38,416 --> 00:25:40,000
‫شوهرش جیسلمیر بود

375
00:25:40,041 --> 00:25:42,000
‫و درد زایمان سراغش اومد.

376
00:25:42,041 --> 00:25:43,700
‫مجبور شدیم همون‌جا بچه رو به دنیا بیاریم.

377
00:25:43,750 --> 00:25:45,791
‫حتی وقت نداشتیم ببریمش بیمارستان.

378
00:25:47,791 --> 00:25:52,000
‫و تمام این اتفاق‌ها توی دهلی افتاد،
‫نه شیملا، درسته؟

379
00:25:52,625 --> 00:25:53,500
‫بله.

380
00:25:53,541 --> 00:25:55,291
‫توی دهلی، نه شیملا.

381
00:25:58,000 --> 00:26:00,666
‫در مورد کارت پیش آقا گاراو و خانم ساکشی،

382
00:26:00,750 --> 00:26:04,625
‫خودت استعفا دادی
‫یا دلیل دیگه‌ای داشت؟

383
00:26:04,666 --> 00:26:09,000
‫نه قربان، مادرم خیلی مریض شد،

384
00:26:09,041 --> 00:26:12,416
‫واسه همین مجبور شدم برگردم اینجا.
‫آخه من اهل همین‌جا هستم.

385
00:26:12,500 --> 00:26:13,666
‫درسته.

386
00:26:13,791 --> 00:26:17,166
‫وقتی مادرم فوت کرد،
‫تصمیم گرفتم همین‌جا بمونم.

387
00:26:17,916 --> 00:26:21,416
‫شروع کردم به کار داوطلبانه توی این پرورشگاه.

388
00:26:21,500 --> 00:26:24,125
‫گاراو و ساکشی هم اثاث‌کشی کردن اینجا،
‫خبر داری؟

389
00:26:24,166 --> 00:26:26,791
‫بله، کاملاً. باهاشون در ارتباطم.

390
00:26:26,875 --> 00:26:28,166
‫آهان، پس ارتباط داری؟

391
00:26:28,291 --> 00:26:30,041
‫پس لابد خانم آنویتا رو هم می‌شناسی.

392
00:26:30,166 --> 00:26:33,041
‫اون خانم نیست. ساحره‌ست، ساحره!

393
00:26:33,916 --> 00:26:35,666
‫بچه‌های مردم رو می‌دزده.

394
00:26:36,166 --> 00:26:38,291
‫و ساکشیِ بیچاره...

395
00:26:39,125 --> 00:26:40,916
‫بی‌دلیل بدنامش کرد.

396
00:26:41,000 --> 00:26:42,875
‫باید بندازیدش زندان.

397
00:26:43,666 --> 00:26:45,000
‫خانم لاجوانتی!

398
00:26:45,041 --> 00:26:47,666
‫چه بلایی سرت اومده؟
‫ببین چقدر خون رفته.

399
00:26:51,500 --> 00:26:53,041
‫پات چی شده؟

400
00:26:53,125 --> 00:26:54,416
‫این؟

401
00:26:54,500 --> 00:26:56,291
‫داشتم اتاقم رو تمیز می‌کردم،

402
00:26:56,416 --> 00:26:58,250
‫یه کمد قدیمی اونجا بود.

403
00:26:58,291 --> 00:27:00,666
‫خواستم جابه‌جاش کنم،
‫یه میخه زده بود بیرون.

404
00:27:00,791 --> 00:27:02,250
‫رفت توی پام، همین.

405
00:27:04,625 --> 00:27:07,041
‫وقتی این اتفاق افتاد،
‫کسی پیشت بود؟

406
00:27:07,125 --> 00:27:10,791
‫من بودم. من کمکش کردم.

407
00:27:11,666 --> 00:27:12,916
‫سانیا! پاری!

408
00:27:13,041 --> 00:27:15,666
‫یه لحظه بیاین اینجا.
‫کمکم کنید، باشه؟

409
00:27:16,666 --> 00:27:20,541
‫باید این کمد رو یکم بدیم اون‌ور، باشه؟

410
00:27:20,666 --> 00:27:21,666
‫تنهایی از پسش برنمیام.

411
00:27:21,791 --> 00:27:23,416
‫دخترم، بیا اینجا رو بگیر.

412
00:27:24,250 --> 00:27:25,250
‫آماده‌ای؟

413
00:27:25,291 --> 00:27:27,916
‫- کدوم سمتی؟
‫- بکشش سمت خودت، باشه؟

414
00:27:29,291 --> 00:27:30,416
‫چی شد؟

415
00:27:30,541 --> 00:27:32,041
‫چی شد، آبجی؟

416
00:27:45,625 --> 00:27:47,166
‫نمی‌مونید چای میل کنید؟

417
00:27:47,291 --> 00:27:49,041
‫نه، دستت درد نکنه.

418
00:27:55,625 --> 00:27:57,416
‫به نظرتون داره دروغ میگه، قربان؟

419
00:27:58,750 --> 00:28:02,041
‫زخمش که دروغ نمیگه.

420
00:28:03,375 --> 00:28:04,541
‫بیا، رفیق.

421
00:28:08,500 --> 00:28:10,500
‫من وقت زیادی ندارم، بالدو.

422
00:28:11,916 --> 00:28:13,666
‫دارم می‌میرم.

423
00:28:13,750 --> 00:28:15,500
‫قربان، لطفاً این‌طوری حرف نزنید.

424
00:28:16,000 --> 00:28:19,875
‫چه بگم و چه نگم،
‫این سرطان قرار نیست خوب بشه.

425
00:28:22,416 --> 00:28:24,125
‫این پرونده‌ی آنویتا...

426
00:28:25,500 --> 00:28:27,166
‫می‌خوام بسپرمش به تو.

427
00:28:27,791 --> 00:28:30,125
‫این هدیه‌ی خداحافظیِ من به توئه.

428
00:28:30,166 --> 00:28:31,291
‫چرا آخه، قربان؟

429
00:28:32,000 --> 00:28:34,666
‫قربان، دیگه چیزی نمونده
‫این پرونده رو حل کنیم.

430
00:28:34,750 --> 00:28:36,541
‫مرگ من حتی از اونم نزدیک‌تره.

431
00:28:37,666 --> 00:28:39,250
‫نه، این‌طور نیست قربان.

432
00:28:39,291 --> 00:28:42,125
‫من همین‌جا کنارتونم.
‫هیچ اتفاقی براتون نمی‌افته.

433
00:28:42,166 --> 00:28:44,250
‫خیلی از مردم سرطان رو شکست میدن.

434
00:28:44,291 --> 00:28:45,500
‫چرا شما نتونید؟

435
00:28:47,916 --> 00:28:51,541
‫ما دوتا باید باهم دخترِ آنویتا رو پیدا کنیم.

436
00:28:51,666 --> 00:28:53,291
‫هیچ اتفاقی براتون نمی‌افته.

437
00:28:57,250 --> 00:29:01,166
‫جز من هیچکس آنویتا رو باور نداره.

438
00:29:02,666 --> 00:29:06,000
‫بعد از رفتن منم کسی بهش کمک نمی‌کنه.

439
00:29:06,041 --> 00:29:08,041
‫وقتی همه در برابرش وایسادن،

440
00:29:08,166 --> 00:29:10,166
‫تو باید پشتش باشی.

441
00:29:12,416 --> 00:29:13,625
‫بهم قول بده.

442
00:29:15,541 --> 00:29:18,041
‫- قربان، خواهش می‌کنم...
‫- نه. باید بهم قول بدی.

443
00:29:22,166 --> 00:29:23,541
‫چشم، قربان.

444
00:29:25,375 --> 00:29:26,791
‫یالا، زود تمومش کن.

445
00:29:28,500 --> 00:29:29,666
‫عجب چیزیه!

446
00:30:16,416 --> 00:30:17,666
‫آزمایش دی‌ان‌ای.

447
00:30:18,166 --> 00:30:20,541
‫موی ریا، بزاقش، خونش،

448
00:30:20,625 --> 00:30:21,916
‫هر چیزی که دستمون بهش برسه.

449
00:30:25,250 --> 00:30:27,041
‫فقط باید یه نمونه گیر بیاریم.

450
00:30:31,291 --> 00:30:32,291
‫بله.

451
00:30:42,375 --> 00:30:44,041
‫- بله، آنویتا؟
‫- جناب کورانا،

452
00:30:44,541 --> 00:30:46,116
‫باید حضوری باهاتون حرف بزنم.

453
00:30:46,166 --> 00:30:51,125
‫«ترجمه از سینا صداقت»

454
00:30:53,125 --> 00:31:03,125
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M