1
00:00:12,208 --> 00:00:13,208
‫قربان؟

2
00:00:13,999 --> 00:00:14,874
‫عه، اشرف.

3
00:00:14,958 --> 00:00:18,124
‫ممنون که تو این مدت کوتاه خودتو رسوندی.

4
00:00:18,208 --> 00:00:19,416
‫خواهش می‌کنم، قربان.

5
00:00:19,499 --> 00:00:21,916
‫فقط خواهش می‌کنم کسی بویی نبره.

6
00:00:21,999 --> 00:00:25,041
‫چون آزمایش دی‌ان‌ای با حکم دادگاه نیست،
‫ممکنه به قیمت از دست دادن کارم تموم بشه.

7
00:00:25,124 --> 00:00:26,708
‫نه، نه، نه. نگران نباش، رفیق.

8
00:00:26,749 --> 00:00:27,708
‫کسی بویی نمی‌بره.

9
00:00:28,958 --> 00:00:30,124
‫بیا.

10
00:00:33,958 --> 00:00:35,124
‫خیلی‌خب.

11
00:00:35,958 --> 00:00:39,749
‫خانم، برای مطابقت،
‫به نمونه خون و بزاق شما رو هم نیاز دارم.

12
00:00:41,333 --> 00:00:42,208
‫باشه.

13
00:00:44,458 --> 00:00:45,499
‫بفرما.

14
00:00:46,833 --> 00:00:50,249
‫اینو واست آوردم.

15
00:00:51,041 --> 00:00:54,374
‫همیشه کنارت باشه.

16
00:00:55,916 --> 00:00:59,708
‫و هرگز تسلیم نشو.

17
00:01:00,708 --> 00:01:10,708
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

18
00:01:44,208 --> 00:01:46,249
‫صورتش دیده نیست، نه؟

19
00:01:50,541 --> 00:01:53,083
‫قربان، باید بریم

20
00:01:53,166 --> 00:01:54,583
‫قربان، زمینِ گورجوت سینگ رو بلدید،

21
00:01:54,666 --> 00:01:55,708
‫همون ملک موروثی؟

22
00:01:56,291 --> 00:01:57,333
‫اونجا یه چیزی پیدا کردن.

23
00:01:57,999 --> 00:01:59,041
‫چی پیدا کردن؟

24
00:01:59,124 --> 00:02:01,541
‫قربان، اسکلت چند تا نوزاد پیدا شده.

25
00:02:13,624 --> 00:02:15,208
‫همگی برید عقب!
‫جناب تشریف آوردن.

26
00:02:15,291 --> 00:02:16,666
‫راه رو باز کنید!

27
00:02:22,458 --> 00:02:26,124
‫الان می‌فهمم چرا بچه‌های زیادی گم شدن.

28
00:02:30,749 --> 00:02:33,541
‫قربان، ممکنه بچه‌ی آنویتا هم بین‌شون باشه.

29
00:02:38,166 --> 00:02:40,999
‫الان فقط یه نفر می‌تونه
‫جواب سوال‌های ما رو بده.

30
00:03:01,249 --> 00:03:02,666
‫اون «بابا» رو بیارید.

31
00:03:09,416 --> 00:03:11,208
‫- بیا بیرون! زود باش!
‫- بیا بیرون!

32
00:03:14,749 --> 00:03:16,041
‫زود باش بیا بیرون!

33
00:03:16,791 --> 00:03:17,791
‫حرکت کن!

34
00:03:20,083 --> 00:03:21,916
‫[اداره پلیس شیملا، هیماچال پرادش]

35
00:03:26,499 --> 00:03:30,374
‫- بسه! همه‌چی رو میگم!
‫- کافیه، بالدو. دست نگه دار.

36
00:03:32,124 --> 00:03:33,082
‫بلندش کنید.

37
00:03:34,082 --> 00:03:36,124
‫بلند شو! بجنب!

38
00:03:36,916 --> 00:03:38,624
‫بشین!

39
00:03:45,082 --> 00:03:46,541
‫یالا، بابا!

40
00:03:46,999 --> 00:03:50,249
‫زود باش بهم بگو،
‫چرا اون دخترا رو قربانی کردی؟

41
00:03:50,999 --> 00:03:52,707
‫قربان، خب...

42
00:03:53,749 --> 00:03:55,874
‫مردم نوزادهاشون رو برای من می‌آوردن...

43
00:03:55,957 --> 00:03:57,999
‫تا قربانی‌شون کنم.

44
00:03:58,624 --> 00:04:01,374
‫من فقط نقش واسطه رو داشتم.

45
00:04:01,457 --> 00:04:02,374
‫همین و بس.

46
00:04:02,457 --> 00:04:04,541
‫دروغه! فقط دروغ میگی!

47
00:04:06,499 --> 00:04:07,916
‫منو نگاه کن، بابا.

48
00:04:08,499 --> 00:04:10,249
‫حقیقت رو بهم بگو.

49
00:04:11,332 --> 00:04:14,541
‫بچه‌ی آنویتا رو هم قربانی کردی، مگه نه؟

50
00:04:15,541 --> 00:04:16,957
‫قسم می‌خورم، قربان.

51
00:04:17,041 --> 00:04:19,457
‫من هیچ‌کس رو قربانی نکردم.

52
00:04:20,041 --> 00:04:23,041
‫من اون بچه رو ندزدیدم، قربان.

53
00:04:23,124 --> 00:04:26,416
‫اما تو چارت تولدش دیدم

54
00:04:26,499 --> 00:04:29,416
‫که اون به‌شدت «منگلیک‌»ـه

55
00:04:29,499 --> 00:04:31,791
‫و زندگی پدرشو به نابودی می‌کشونه.

56
00:04:32,666 --> 00:04:36,749
‫قربان، آلوک هم در همین مسیر نابودی بود.

57
00:04:37,832 --> 00:04:40,866
‫به درخواست یکی از اعضای خانواده،

58
00:04:40,916 --> 00:04:44,207
‫من فقط مانترا خوندم
‫تا اون بچه ناپدید بشه.

59
00:04:45,291 --> 00:04:47,249
‫اون عضو خانواده که میگی، کی بود؟

60
00:04:50,374 --> 00:04:53,666
‫گفتم اون عضو خانواده کی بود؟

61
00:05:03,832 --> 00:05:05,332
‫نظرتون چیه، قربان؟

62
00:05:05,416 --> 00:05:06,824
‫داره راستشو میگه؟

63
00:05:06,874 --> 00:05:09,291
‫الان دروغ گفتن واسش هیچ سودی نداره.

64
00:05:09,957 --> 00:05:12,749
‫قربان، اگه اون بچه رو ندزدیده،

65
00:05:12,832 --> 00:05:14,166
‫پس کی دزدیده؟

66
00:05:14,916 --> 00:05:18,291
‫گاراو نگفت که ساکشی
‫تابستون‌ها اینجا میاد؟

67
00:05:19,249 --> 00:05:21,166
‫و یه همسایه دارن...

68
00:05:21,249 --> 00:05:22,582
‫- گهلوت.
‫- آره، گهلوت.

69
00:05:23,207 --> 00:05:25,166
‫اما کلِ سال رو اینجا زندگی نمی‌کنن،

70
00:05:25,249 --> 00:05:28,082
‫پس کلید خونه‌شون رو به اون دادن
‫که تمیزکاری کنه.

71
00:05:29,582 --> 00:05:31,166
‫نظر شما چیه، قربان؟

72
00:05:33,749 --> 00:05:35,457
‫بالدو، ته‌وتوشو دربیار.

73
00:05:35,541 --> 00:05:36,499
‫بجنب.

74
00:05:36,582 --> 00:05:38,332
‫چشم قربان. الان.

75
00:05:45,249 --> 00:05:47,666
‫این روزها صحبتِ من با بابام
‫به این جمله‌ها خلاصه میشه:

76
00:05:47,749 --> 00:05:49,291
‫«آپو، کِی از اداره میای؟»

77
00:05:49,374 --> 00:05:51,374
‫«آپو، بیا رایزینگ سان»

78
00:05:52,874 --> 00:05:54,082
‫گور باباشون.

79
00:05:54,707 --> 00:05:58,124
‫اگه قبول بشم، نمی‌تونه جلومو بگیره
‫که فرانسه نرم.

80
00:05:58,832 --> 00:06:00,124
‫- الو.
‫- بله؟

81
00:06:00,207 --> 00:06:01,707
‫اشرف هستم.

82
00:06:03,832 --> 00:06:04,832
‫نتیجه اومد؟

83
00:06:05,332 --> 00:06:07,874
‫یه نمونه‌ی دیگه نیاز دارم.

84
00:06:08,791 --> 00:06:10,624
‫بیرون خونه منتظرم.

85
00:06:12,041 --> 00:06:12,916
‫باشه.

86
00:06:26,791 --> 00:06:28,124
‫اشرف؟

87
00:06:28,916 --> 00:06:29,957
‫چرا نیومدی داخل؟

88
00:06:30,499 --> 00:06:32,499
‫نمونه‌ی بزاق کافی نبود.

89
00:06:32,582 --> 00:06:34,874
‫برای تشخیص هویت
‫به نمونه خون نیاز دارم.

90
00:06:35,541 --> 00:06:36,582
‫باشه.

91
00:06:37,374 --> 00:06:38,541
‫ولی بیا تو.

92
00:06:38,624 --> 00:06:40,999
‫نه، باید همین جا بگیرم.

93
00:06:41,082 --> 00:06:42,749
‫اشرف، وسط خیابون؟

94
00:06:43,541 --> 00:06:44,749
‫بله، خانم.

95
00:06:44,832 --> 00:06:45,957
‫بیا.

96
00:07:49,290 --> 00:07:51,457
‫یه‌کم خون بهم بده، آنویتا.

97
00:08:15,040 --> 00:08:17,415
‫زیاد درد نداره، آنویتا.

98
00:08:21,165 --> 00:08:22,999
‫زود تموم میشه.

99
00:08:23,624 --> 00:08:24,790
‫قول میدم.

100
00:09:33,499 --> 00:09:35,790
‫- آنویتا؟ چی شده؟
‫- جناب کورانا!

101
00:09:35,874 --> 00:09:36,999
‫جناب کورانا، اون...

102
00:09:37,082 --> 00:09:41,374
‫ساکشی دستمو قطع کرد....
‫و اشرف میگه خون بدم.

103
00:09:41,457 --> 00:09:43,790
‫- لطفا... جلوشونو بگیرید.
‫- کسی اینجا نیست!

104
00:09:43,874 --> 00:09:45,165
‫- چی میگی؟
‫- نه، اون‌ها...

105
00:09:45,249 --> 00:09:46,499
‫- کسی اینجا نیست، نگاه کن.
‫- همین جا هستن!

106
00:09:46,582 --> 00:09:47,457
‫- ببین، مطمئن باش.
‫- اونجا ایستادن...

107
00:09:47,540 --> 00:09:48,624
‫- آنویتا، خودت ببین.
‫- اون‌طرف...

108
00:09:48,707 --> 00:09:50,999
‫بهم اعتماد کن، خودت نگاه کن.
‫هیچ‌کس اونجا نیست.

109
00:09:51,749 --> 00:09:52,999
‫ببین، کسی نیست.

110
00:09:58,749 --> 00:10:01,374
‫نه. همین جا بودن.

111
00:10:02,207 --> 00:10:03,540
‫معلومه چه‌ت شده؟

112
00:10:03,624 --> 00:10:05,790
‫- همین جا بودن. دستم...
‫- کسی اینجا نیست.

113
00:10:22,249 --> 00:10:24,248
‫آنویتا، اتفاقی نیفتاده.

114
00:10:24,332 --> 00:10:26,415
‫ببین، هیچ‌کس اینجا نیست.

115
00:10:27,248 --> 00:10:28,582
‫خیلی‌خب، کافیه.

116
00:10:29,123 --> 00:10:31,207
‫بلند شو. گوش کن.

117
00:10:32,248 --> 00:10:34,373
‫گوش کن، آنویتا.

118
00:10:37,748 --> 00:10:39,123
‫تو دیوونه نیستی.

119
00:10:39,915 --> 00:10:41,123
‫تو دیوونه نیستی.

120
00:10:43,332 --> 00:10:44,873
‫باید یه چیزی بهت بگم.

121
00:10:55,457 --> 00:10:58,665
‫ببینید، الان پنهان‌کاری فایده‌ای نداره.

122
00:10:59,207 --> 00:11:01,040
‫اون گوروی قلابی همه‌چیز رو اعتراف کرد.

123
00:11:01,623 --> 00:11:03,582
‫و چه مدرکی دارید که کار مامانِ من بوده؟

124
00:11:04,623 --> 00:11:07,373
‫خب، این امکان هم وجود داره
‫که اون «بابا» داره دروغ میگه.

125
00:11:10,415 --> 00:11:13,998
‫همین ماگ رو میز رو
‫می‌تونم الان بفرستم پزشکی‌قانونی

126
00:11:14,082 --> 00:11:15,957
‫و ثابت می‌کنن که مسمومه.

127
00:11:16,040 --> 00:11:18,498
‫و دلیل توهم‌های آنویتا همینه.

128
00:11:19,332 --> 00:11:22,665
‫زود باش. فورا بهم بگو
‫چرا این کارها رو کردی.

129
00:11:23,915 --> 00:11:25,498
‫چون «بابا» گفت که

130
00:11:25,582 --> 00:11:28,123
‫اگه آپکشا پاشو تو خونه بذاره،

131
00:11:28,207 --> 00:11:30,748
‫آلوک نیست و نابود میشه.

132
00:11:31,373 --> 00:11:32,373
‫مامان،

133
00:11:32,457 --> 00:11:34,957
‫با آپکشا چیکار کردی؟

134
00:11:35,040 --> 00:11:38,082
‫بهش بگو. بازی تموم شد.

135
00:11:38,957 --> 00:11:40,457
‫«بابا» گفت...

136
00:11:41,207 --> 00:11:45,332
‫هر چیزی که اون بچه
‫پوشیده یا دست زده رو واسش ببرم.

137
00:11:47,123 --> 00:11:49,540
‫من و «بابا» بلایی سرش نیاوردیم.

138
00:11:49,623 --> 00:11:51,707
‫همون اول واضح گفتم

139
00:11:51,790 --> 00:11:54,248
‫نباید آسیبی به بچه برسه.

140
00:11:54,873 --> 00:11:58,123
‫بعدش، «بابا» مانترا خوند

141
00:11:59,415 --> 00:12:01,207
‫و خودش ناپدید شد.

142
00:12:07,915 --> 00:12:09,498
‫ناپدید شد؟

143
00:12:09,582 --> 00:12:12,248
‫مامان، کجا ناپدید شد؟

144
00:12:13,332 --> 00:12:16,957
‫من فقط برای نجات جون تو
‫این کارها رو کردم، آلوک.

145
00:12:17,040 --> 00:12:19,582
‫هدفم نجاتِ تو بود، عزیزم.

146
00:12:19,665 --> 00:12:23,082
‫برای نجات من،
‫باعث شدی دخترم مفقود بشه.

147
00:12:24,123 --> 00:12:26,498
‫خونه و زندگی منو نابود کردی، مامان.

148
00:12:26,582 --> 00:12:29,915
‫تو منو نابود کردی، و باورم
‫به معنای مادری رو از بین بردی.

149
00:12:32,582 --> 00:12:33,832
‫آنویتا.

150
00:12:34,998 --> 00:12:36,123
‫ببخشید.

151
00:12:36,207 --> 00:12:37,373
‫لطفا منو ببخش.

152
00:12:38,915 --> 00:12:40,915
‫نمی‌دونم چی بگم.

153
00:12:41,998 --> 00:12:44,457
‫همیشه منو مقصر می‌دونستی.

154
00:12:45,123 --> 00:12:46,873
‫اما همیشه...

155
00:12:53,582 --> 00:12:54,540
‫کاری کردم باور کنم

156
00:12:54,623 --> 00:12:57,082
‫که آپکشا به خاطر من گم شده.

157
00:12:58,123 --> 00:12:59,707
‫ولی من بی‌گناه بودم.

158
00:13:03,707 --> 00:13:06,040
‫تو رو مثل مادر خودم می‌دیدم.

159
00:13:08,290 --> 00:13:11,207
‫واست احترام قائل بودم و دوستت داشتم.

160
00:13:16,873 --> 00:13:19,082
‫- پاشو. بریم.
‫- جناب کورانا.

161
00:13:19,790 --> 00:13:21,040
‫خواهش می‌کنم.

162
00:13:21,540 --> 00:13:23,123
‫این یه پرونده جزئی نیست.

163
00:13:24,165 --> 00:13:26,290
‫جادوی سیاه، قربانی کردن انسان.

164
00:13:27,498 --> 00:13:29,498
‫افترا، مسموم کردن آنویتا.

165
00:13:32,582 --> 00:13:33,498
‫مامان.

166
00:13:35,540 --> 00:13:37,665
‫آنویتا، ببین.

167
00:13:38,290 --> 00:13:40,790
‫می‌دونم کاری که کرده

168
00:13:40,832 --> 00:13:42,165
‫قابل بخشش نیست.

169
00:13:42,248 --> 00:13:44,082
‫گمشو، آلوک.

170
00:13:44,165 --> 00:13:46,248
‫مادرتو بردار و برو.

171
00:13:47,373 --> 00:13:50,040
‫و دیگه نه به من زنگ بزن و بهم نزدیک شو.

172
00:14:10,206 --> 00:14:11,373
‫بله، بالدو؟

173
00:14:19,748 --> 00:14:22,873
‫قربان، از جناب گهلوت
‫در مورد خانواده‌ی ماتور پرس‌وجو کردم.

174
00:14:23,998 --> 00:14:26,373
‫قربان، اون‌ها مردم بی‌نظیری هستن.

175
00:14:26,456 --> 00:14:28,123
‫خیلی وقته اون‌ها رو می‌شناسی؟

176
00:14:28,206 --> 00:14:29,415
‫بله.

177
00:14:30,123 --> 00:14:31,998
‫معمولا برای تعطیلات میان.

178
00:14:32,956 --> 00:14:36,623
‫کلیدشون رو به ما میدن،
‫و ما خونه‌شون رو تمیز می‌کنیم.

179
00:14:36,706 --> 00:14:39,290
‫پس همیشه با همدیگه میان؟

180
00:14:39,873 --> 00:14:40,748
‫بله.

181
00:14:41,915 --> 00:14:43,956
‫شاید یکی‌شون، یکی دو بار تنها اومده باشه.

182
00:14:44,081 --> 00:14:46,873
‫جناب گهلوت، ما دنبالِ همون یکی دو بار هستیم.

183
00:14:46,915 --> 00:14:49,831
‫جناب کورانا، یه بار ساکشی تنها اومد.

184
00:14:51,081 --> 00:14:53,373
‫یه تصادف جزئی کرده بود.

185
00:14:54,915 --> 00:14:58,415
‫گفت شوهرش نسبت به ماشینش خیلی حساسه،

186
00:14:58,498 --> 00:14:59,956
‫و حسابی ترسیده بود.

187
00:15:00,040 --> 00:15:02,915
‫بهم گفت ماشین رو ببرم تعمیرگاه،

188
00:15:02,998 --> 00:15:05,540
‫و منم بردم، قربان.

189
00:15:05,623 --> 00:15:06,790
‫و کِی بود؟

190
00:15:07,790 --> 00:15:11,165
‫تازه خونه رو خریده بودن، قربان.

191
00:15:11,915 --> 00:15:14,248
‫خیلی وقت پیش بود.

192
00:15:14,331 --> 00:15:15,373
‫که اینطور.

193
00:15:16,456 --> 00:15:18,831
‫و ماشین رو کدوم تعمیرگاه بردی؟

194
00:15:20,790 --> 00:15:23,415
‫همین جا بردم، تعمیرگاه سانی.

195
00:15:25,165 --> 00:15:27,873
‫شنیدم ساکشی و گاراو دارن
‫شهر رو به مقصد لندن ترک می‌کنن.

196
00:15:28,956 --> 00:15:31,998
‫- گاراو و ساکشی دارن میرن؟
‫- بله.

197
00:15:38,540 --> 00:15:41,081
‫هشت سال پیش رو میگید؟

198
00:15:41,165 --> 00:15:43,831
‫آره. ماه نوامبر رو ببین.

199
00:15:45,748 --> 00:15:47,040
‫نه، جناب کورانا.

200
00:15:47,831 --> 00:15:49,790
‫تو دفتر اسم «ماتور» نداریم.

201
00:15:51,831 --> 00:15:52,706
‫بریم، قربان.

202
00:15:53,831 --> 00:15:54,998
‫خیلی‌خب.

203
00:16:06,456 --> 00:16:08,956
‫ببین صورت‌حساب به اسم گهلوت ثبت نشده.

204
00:16:09,040 --> 00:16:10,123
‫ماه نوامبر.

205
00:16:23,915 --> 00:16:26,373
‫یعنی ساکشی تنها اومده بود شیملا،

206
00:16:26,456 --> 00:16:27,956
‫و یه بار دیگه ماه نوامبر اومده بود.

207
00:16:28,040 --> 00:16:30,623
‫بعد ماشین‌شو برد تعمیرگاه
‫و هزینه‌شو نقدی پرداخت کرد

208
00:16:30,706 --> 00:16:32,373
‫تا شوهرش چیزی نفهمه.

209
00:16:32,456 --> 00:16:34,581
‫همین مدرک کافیـه
‫که دستگیرش کنیم، قربان.

210
00:16:34,665 --> 00:16:36,456
‫عقلتو از دست دادی، بالدو؟

211
00:16:37,748 --> 00:16:39,331
‫مگه تنها بیای شیملا جرم محسوب میشه؟

212
00:16:39,915 --> 00:16:42,040
‫تصادف کردن و درست کردنش جرمه؟

213
00:16:42,706 --> 00:16:44,206
‫قربان، اون دروغ میگه.

214
00:16:44,748 --> 00:16:46,290
‫میشه حداقل بهش مظنون باشیم، درسته؟

215
00:16:46,373 --> 00:16:48,873
‫بذار یه چیز رو واست روشن کنم، بالدو.

216
00:16:50,123 --> 00:16:51,831
‫مظنون بودن که مدرک نیست.

217
00:16:53,248 --> 00:16:55,206
‫فعلا، هیچ مدرکی نداریم

218
00:16:55,248 --> 00:16:57,823
‫که ساکشی رو...

219
00:16:57,873 --> 00:16:59,665
‫به دزدیدن بچه‌ی آنویتا ربط بدیم.

220
00:17:01,748 --> 00:17:04,373
‫و اگه ساکشی تا ۴۸ ساعت دیگه راهی لندن بشه،

221
00:17:05,623 --> 00:17:08,040
‫این پرونده رو مختومه بدون.

222
00:17:08,831 --> 00:17:10,373
‫باید چیکار کنیم، قربان؟

223
00:17:13,998 --> 00:17:15,540
‫هر نظری که داریم،

224
00:17:16,998 --> 00:17:18,456
‫برای اثباتش،

225
00:17:18,540 --> 00:17:20,456
‫باید پرونده رو از اول بررسی کنیم.

226
00:17:21,748 --> 00:17:23,331
‫این بار با دیدگاه تازه.

227
00:17:30,727 --> 00:17:40,727
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

228
00:17:48,123 --> 00:17:49,206
‫چی شد، قربان؟

229
00:17:49,289 --> 00:17:50,706
‫قربان؟

230
00:17:50,789 --> 00:17:51,789
‫قربان...

231
00:17:54,998 --> 00:17:56,623
‫جناب کورانا، همه‌چی مرتبه؟

232
00:17:58,039 --> 00:17:59,623
‫باید باهات حرف میزدم.

233
00:18:02,331 --> 00:18:03,956
‫فیلم دوربین‌های شب دزدی رو

234
00:18:04,039 --> 00:18:05,998
‫یه بار دیگه نگاه کردم.

235
00:18:06,873 --> 00:18:08,373
‫و دوباره تلاش کردم

236
00:18:08,456 --> 00:18:11,081
‫ببینم می‌تونم صورتِ پرستار رو
‫تشخیص بدم یا نه.

237
00:18:12,123 --> 00:18:13,664
‫اما بعدش، نمی‌دونم چرا،

238
00:18:14,331 --> 00:18:16,539
‫تو لپ‌تاپ، یه پوشه بود

239
00:18:16,623 --> 00:18:20,498
‫که فیلم دوربینِ راهروی
‫بیرون بیمارستان رو داشت.

240
00:18:20,581 --> 00:18:23,248
‫فکر می‌کردم اونو دیدم.

241
00:18:23,914 --> 00:18:25,539
‫نمی‌فهمم، جناب.

242
00:18:25,623 --> 00:18:28,373
‫می‌فهمی، خوب هم می‌فهمی.
‫فقط باورت نمیشه.

243
00:18:29,081 --> 00:18:30,664
‫هر بار که

244
00:18:30,706 --> 00:18:33,498
‫ازت پرسیدن
‫وقتی پرستار اون بچه رو دزدید کجا بودی،

245
00:18:33,581 --> 00:18:34,789
‫در جواب چی گفتی؟

246
00:18:35,748 --> 00:18:38,123
‫رفته بودم قهوه بگیرم.

247
00:18:38,206 --> 00:18:40,748
‫گفتی رفتی قهوه بگیری.

248
00:18:40,831 --> 00:18:41,789
‫درسته؟

249
00:18:42,873 --> 00:18:45,164
‫بله.
‫جناب، باید تو فیلم‌ها دیده باشید، درسته؟

250
00:18:45,248 --> 00:18:46,123
‫آره.

251
00:18:47,664 --> 00:18:48,831
‫از اتاق خارج شدی،

252
00:18:48,914 --> 00:18:50,456
‫رفتی سمت دستگاه قهوه،

253
00:18:50,539 --> 00:18:52,998
‫اما بعد از کنارش رد شدی
‫و به راهت ادامه دادی.

254
00:18:53,081 --> 00:18:55,873
‫رفتی سمت پارکینگ.

255
00:18:59,331 --> 00:19:00,831
‫و وقتی که برگشتی،

256
00:19:01,956 --> 00:19:04,581
‫تقریبا یک ساعت شده بود.

257
00:19:06,706 --> 00:19:09,206
‫می‌دونی که فیلم دوربین
‫ساعت رو هم میزنه، آره؟

258
00:19:10,289 --> 00:19:11,956
‫همه‌چی رو نشون میده.

259
00:19:13,748 --> 00:19:15,081
‫اون شب کجا رفته بودی؟

260
00:19:17,789 --> 00:19:19,706
‫از اول همه‌چیز رو تعریف کن.

261
00:19:25,581 --> 00:19:28,706
‫اینجا بزن. آره.

262
00:19:29,414 --> 00:19:30,914
‫عالیه.

263
00:19:33,539 --> 00:19:34,789
‫و آخری...

264
00:19:35,748 --> 00:19:37,789
‫- مالتی، لطفا در رو باز کن.
‫- چشم خانم.

265
00:19:45,289 --> 00:19:47,123
‫جناب کورانا، لطفا بفرمایید.

266
00:19:49,248 --> 00:19:51,789
‫ببخشید، بسته‌بندی یهویی شد.

267
00:19:51,873 --> 00:19:54,748
‫راستش آخر هفته داریم میریم سفر.

268
00:19:54,831 --> 00:19:55,706
‫لندن؟

269
00:19:58,248 --> 00:19:59,373
‫درست گفتم؟

270
00:20:00,123 --> 00:20:01,248
‫آره.

271
00:20:02,164 --> 00:20:03,664
‫صادقانه بگم، می‌خوایم

272
00:20:03,748 --> 00:20:06,164
‫تا جای ممکن از این شهر دور بشیم.

273
00:20:06,248 --> 00:20:07,998
‫آره، اما شدنی نیست.

274
00:20:10,456 --> 00:20:12,831
‫مـ... متوجه نمیشم.

275
00:20:12,914 --> 00:20:16,373
‫چون اول باید با من بیاید
‫یه سر بریم اداره.

276
00:20:18,331 --> 00:20:19,331
‫چرا؟

277
00:20:19,414 --> 00:20:23,789
‫هشت سال پیش تصادف کردی، درسته؟

278
00:20:27,206 --> 00:20:28,998
‫چه تصادفی؟

279
00:20:29,914 --> 00:20:32,164
‫ببین، همه‌چی رو یادته.

280
00:20:32,248 --> 00:20:35,956
‫چرا می‌خوای دروغ بگی
‫و وقتِ جفتمونو تلف کنی؟

281
00:20:37,456 --> 00:20:41,414
‫راستش، جناب کورانا،
‫متوجه صحبت‌تون نمیشم.

282
00:20:44,414 --> 00:20:46,206
‫ببین، ماجرا از این قراره.

283
00:20:47,039 --> 00:20:48,748
‫متمدنانه شروع کردم.

284
00:20:49,581 --> 00:20:51,997
‫ولی خوب بلدم از زور استفاده کنم.

285
00:20:52,747 --> 00:20:55,164
‫حالا بهم بگو می‌خوای چطور بازی کنی.

286
00:20:55,247 --> 00:20:59,164
‫نمی‌تونی به من زور بگی.

287
00:20:59,247 --> 00:21:01,164
‫کاملا می‌تونم.

288
00:21:01,831 --> 00:21:03,164
‫خیلی خوب هم می‌تونم.

289
00:21:03,664 --> 00:21:04,914
‫منظور من اینه...

290
00:21:06,289 --> 00:21:08,247
‫بی سر و صدا بیا بریم اداره...

291
00:22:28,831 --> 00:22:30,914
‫اما یه چیزی رو درک نمی‌کنم.

292
00:22:32,539 --> 00:22:36,747
‫چرا اون روز رفته بود خونه‌ی ساکشی؟

293
00:22:40,831 --> 00:22:42,414
‫باید بفهمم.

294
00:22:50,331 --> 00:22:51,414
‫الان میام.

295
00:23:18,622 --> 00:23:21,497
‫نـ... نـ... نباید به من نزدیک بشی.

296
00:23:21,581 --> 00:23:22,664
‫فاصله بگیر.

297
00:23:24,122 --> 00:23:26,456
‫چرا جناب کورانا اومده بود خونه‌ات؟

298
00:23:30,747 --> 00:23:32,122
‫به تو ربطی نداره.

299
00:23:32,206 --> 00:23:33,539
‫کورانا...

300
00:23:37,747 --> 00:23:39,122
‫هی! چیکار می‌کنی؟

301
00:23:39,206 --> 00:23:41,997
‫- چیکار...
‫- چرا جناب کورانا خونه‌ی تو اومده بود؟

302
00:23:42,081 --> 00:23:43,414
‫پیاده شو.

303
00:23:43,497 --> 00:23:45,206
‫- گفتم پیاده شو.
‫- چرا؟

304
00:23:46,539 --> 00:23:49,331
‫یه چیزی علیه‌ات پیدا کرد، نه؟

305
00:23:51,872 --> 00:23:53,331
‫منم پیدا می‌کنم.

306
00:23:53,414 --> 00:23:58,539
‫و با ریا از این شهر نمیری.

307
00:24:06,664 --> 00:24:08,122
‫نمی‌تونی هیچ کاری کنی.

308
00:24:09,081 --> 00:24:10,331
‫و فردا...

309
00:24:12,539 --> 00:24:13,789
‫میری زندان.

310
00:24:15,664 --> 00:24:16,831
‫واسه چی؟

311
00:24:27,205 --> 00:24:28,705
‫واسه این.

312
00:24:28,789 --> 00:24:30,705
‫چیکار می‌کنی؟ بس کن!

313
00:24:30,789 --> 00:24:33,789
‫- و این.
‫- ساکشی، بس کن! تمومش کن!

314
00:24:33,872 --> 00:24:35,372
‫و این.

315
00:24:35,455 --> 00:24:37,372
‫چیکار می‌کنی؟ بس کن!

316
00:24:37,455 --> 00:24:39,997
‫کمک! لطفا!

317
00:24:40,080 --> 00:24:42,122
‫- کمک!
‫- بس کن، ساکشی!

318
00:24:42,205 --> 00:24:43,664
‫کمک!

319
00:24:44,372 --> 00:24:45,705
‫کمک!

320
00:24:45,789 --> 00:24:47,080
‫چیکار می‌کنی؟

321
00:24:47,664 --> 00:24:48,705
‫کمک!

322
00:24:48,789 --> 00:24:49,955
‫گاراو!

323
00:24:50,955 --> 00:24:52,455
‫گاراو، کمکم کن!

324
00:24:53,289 --> 00:24:54,622
‫گاراو!

325
00:24:54,705 --> 00:24:55,580
‫گاراو!

326
00:24:55,664 --> 00:24:57,497
‫لطفا کمکم کن!

327
00:24:57,580 --> 00:24:59,830
‫ساکشی! ساکشی!

328
00:24:59,914 --> 00:25:01,747
‫کمک!

329
00:25:02,622 --> 00:25:03,497
‫- بس کن!
‫- کمک...

330
00:25:03,580 --> 00:25:04,664
‫- ساکشی!
‫- کمک!

331
00:25:05,372 --> 00:25:07,205
‫- کمک! تو رو خدا!
‫- چی شده؟

332
00:25:07,289 --> 00:25:08,789
‫می‌خواد منو بکشه.

333
00:25:09,539 --> 00:25:11,289
‫می‌خواد منو بکشه.

334
00:25:12,539 --> 00:25:13,789
‫من کاری نکردم.

335
00:25:14,372 --> 00:25:16,164
‫من... کاری نکردم.

336
00:25:19,205 --> 00:25:21,664
‫من کاری نکردم. من کاری نکردم.

337
00:25:23,664 --> 00:25:33,664
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M