1
00:00:25,900 --> 00:00:28,570
‫به نظرت این بوی بدی نمیده؟
‫خودم نمی‌تونم تشخیص بدم.

2
00:00:31,114 --> 00:00:32,157
‫نباید بوی بدی بده.

3
00:00:41,791 --> 00:00:43,376
‫چرا بهم نگفتی؟

4
00:00:47,547 --> 00:00:49,457
‫اول سعی کردم بهت زنگ بزنم.

5
00:00:49,507 --> 00:00:52,260
‫جواب ندادی، بعدش دیگه
‫آنتن نداشتم.

6
00:00:53,887 --> 00:00:55,180
‫آنتن نداشتی؟

7
00:00:56,097 --> 00:00:57,223
‫به مدت سه سال؟

8
00:00:58,349 --> 00:00:59,426
‫منظورت چیه؟

9
00:00:59,476 --> 00:01:01,227
‫چرا نگفته بودی زنده‌ای، سید؟

10
00:01:02,687 --> 00:01:04,472
‫چرا نگفتم زنده‌م؟

11
00:01:04,522 --> 00:01:05,523
‫آره.

12
00:01:09,486 --> 00:01:11,730
‫الان داری بابت اینکه سه سال
‫بهم سر نزدی بهونه میاری؟

13
00:01:11,780 --> 00:01:12,906
‫من دیدمت، سید.

14
00:01:14,115 --> 00:01:15,241
‫تو بیمارستان.

15
00:01:16,076 --> 00:01:17,577
‫بعد از اون اتفاق. دیدمت.

16
00:01:19,287 --> 00:01:20,413
‫و...

17
00:01:21,873 --> 00:01:23,575
‫- مُرده بودی.
‫- من نمُردم، یا...

18
00:01:23,625 --> 00:01:25,493
‫- آره، الان دیگه می‌دونم.
‫- کی گفته بود من مُردم؟

19
00:01:25,543 --> 00:01:29,631
‫پارک. می‌دونی که فکر می‌کردم
‫تقصیر منه دیگه؟

20
00:01:30,590 --> 00:01:31,624
‫تمام این مدت.

21
00:01:31,674 --> 00:01:33,334
‫تو سر من تیر خورده اون وقت
‫تو دچار آسیب روحی شدی؟

22
00:01:33,384 --> 00:01:35,378
‫- منظورم اون نبود.
‫- اینطور به نظر میومد.

23
00:01:35,428 --> 00:01:37,297
‫- نه... سید...
‫- در اون صورت خیلی بد میشه.

24
00:01:37,347 --> 00:01:38,423
‫مغز من داغون شد،

25
00:01:38,473 --> 00:01:40,967
‫اون وقت میگی تو اختلال استرس پس از سانحه
‫گرفتی.

26
00:01:41,017 --> 00:01:42,969
‫- منظورم اون نیست.
‫- پس منظورت چیه؟

27
00:01:43,019 --> 00:01:44,229
‫که وحشتناک بود.

28
00:01:45,855 --> 00:01:47,524
‫افتضاح بود.

29
00:01:52,195 --> 00:01:54,898
‫- البته برای تو.
‫- آره.

30
00:01:54,948 --> 00:01:56,691
‫ولی اگه به خاطر من نبود
‫نمی‌رفتی اونجا.

31
00:01:56,741 --> 00:01:59,035
‫ریور، داشتم به خاطر تاورنر تعقیبت می‌کردم.

32
00:01:59,994 --> 00:02:02,489
‫- اگه واقعاً می‌خوای غصه بخوری...
‫- غصه نمی‌خورم.

33
00:02:02,539 --> 00:02:04,916
‫خیلی خب. خوبه. چون تقصیر
‫تو نبود، پس بس کن.

34
00:02:13,883 --> 00:02:15,919
‫پس زنده‌ای؟ به همین سادگی؟

35
00:02:15,969 --> 00:02:17,971
‫منم خوشحالم می‌بینمت.
‫یه لیوان چای می‌خوری؟

36
00:02:19,222 --> 00:02:20,223
‫آره.

37
00:02:23,434 --> 00:02:25,061
‫فرانک کدوم خریه؟

38
00:02:25,979 --> 00:02:28,481
‫- چی؟
‫- داد و فریادت و اهرمی که دستت بود.

39
00:02:28,982 --> 00:02:31,901
‫اون...

40
00:02:33,069 --> 00:02:34,437
‫مهم نیست.

41
00:02:34,487 --> 00:02:37,323
‫پس اینجا چیکار می‌کنی؟

42
00:02:38,074 --> 00:02:39,325
‫منتظر کسی بودی؟

43
00:02:50,503 --> 00:02:52,163
‫این ماشینه رو می‌شناسی؟

44
00:02:52,213 --> 00:02:55,300
‫نه. ولی ممکنه بابام باشه.

45
00:02:56,426 --> 00:02:58,428
‫چون احتمالش هست که قصد
‫کشتنم رو داشته باشه.

46
00:03:00,263 --> 00:03:01,389
‫فرانک بابامه.

47
00:03:07,437 --> 00:03:08,771
‫اون که بابات نیست.

48
00:03:09,689 --> 00:03:11,149
‫اینا اومدن من رو بکشن.

49
00:03:12,149 --> 00:03:22,149
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

50
00:03:32,128 --> 00:03:33,213
‫سلام؟

51
00:03:35,215 --> 00:03:36,633
‫کسی خونه‌ست؟

52
00:03:39,219 --> 00:03:40,470
‫ما گم شدیم!

53
00:03:47,560 --> 00:03:49,145
‫راهنمایی می‌خوایم.

54
00:05:44,302 --> 00:05:45,303
‫بدو.

55
00:05:47,096 --> 00:05:48,973
‫یا خدا! ساکت باش.

56
00:05:50,099 --> 00:05:52,885
‫ببخشید. خیلی خب.
‫نمی‌خوای بگی اینا کی بودن؟

57
00:05:52,935 --> 00:05:55,054
‫- نمی‌شناسمشون.
‫- چقدر گاو.

58
00:05:55,104 --> 00:05:57,473
‫- یعنی چی که نمی‌شناسی؟
‫- نمی‌شناسم دیگه، ریور.

59
00:05:57,523 --> 00:05:59,517
‫پس از کجا می‌دونی می‌خوان
‫تو رو بکشن؟

60
00:05:59,567 --> 00:06:00,601
‫عالی شد.

61
00:06:00,651 --> 00:06:02,186
‫- چیه؟
‫- شلوارم کثیف شد.

62
00:06:02,236 --> 00:06:03,946
‫اصلاً چرا شبیه مورمون‌ها لباس پوشیدی؟

63
00:06:05,114 --> 00:06:07,400
‫- چون تو مراسم ختم بودم، خب؟
‫- مراسم کی؟

64
00:06:07,450 --> 00:06:09,152
‫مهم نیست. مهم اینه که...

65
00:06:09,202 --> 00:06:11,662
‫- نه، مهمه. مراسم کی؟
‫- لعنتی.

66
00:06:24,342 --> 00:06:25,468
‫کجا؟

67
00:06:26,094 --> 00:06:27,253
‫کجا میری؟

68
00:06:27,303 --> 00:06:28,755
‫- من نمیام.
‫- چرا؟

69
00:06:28,805 --> 00:06:31,099
‫- ببین چقدر گنده‌ن.
‫- ریور، بچه‌بازی درنیار!

70
00:09:14,845 --> 00:09:18,391
‫همونطور که داشتم می‌گفتم،
‫رعایت قوانین.

71
00:09:19,100 --> 00:09:22,512
‫بعدش میریم سراغ رقم‌های استاندارد
‫میدانی. که خیلی کمتر از بودجه هستن.

72
00:09:22,562 --> 00:09:26,140
‫از این حرفا. و تغییرات سال دیگه.

73
00:09:26,190 --> 00:09:27,850
‫خب، تغییرات امسال

74
00:09:27,900 --> 00:09:30,736
‫باید نقشه واکنش ما به حادثه رخنه
‫در پایگاه اطلاعاتی مراجعه‌کننده باشه.

75
00:09:31,237 --> 00:09:32,813
‫معمولاً این بخشش

76
00:09:32,863 --> 00:09:34,865
‫بیشتر از همه به کارهای میدانی نیاز داره.

77
00:09:36,617 --> 00:09:40,655
‫اینجای کار باید درباره صربستان
‫و بانک آلمانی صحبت کنیم؟

78
00:09:40,705 --> 00:09:42,540
‫- آره.
‫- خودشه. نه؟

79
00:09:43,833 --> 00:09:47,328
‫خیلی خب، خوبه. آره. بگذریم.

80
00:09:47,378 --> 00:09:49,372
‫کسایی که دخیل بودن

81
00:09:49,422 --> 00:09:53,334
‫می‌تونن گواهی بدن که پیدا کردنش

82
00:09:53,384 --> 00:09:55,294
‫و تعمیر خسارت چقدر طول کشید.

83
00:09:55,344 --> 00:09:57,964
‫کسی نمی‌خواد برگرده به اون بخش بحث.

84
00:09:58,014 --> 00:10:03,219
‫ولی بخش تحقیق و توسعه خیلی برای
‫جنبه‌ی پیشگویانه‌ی هوش مصنوعی هیجان‌زده‌ست،

85
00:10:03,269 --> 00:10:06,347
‫و برای ورود و روبراه کردن این
‫مدل مشکلات.

86
00:10:06,397 --> 00:10:08,391
‫- برای همین، من می‌خوام...
‫- سلام. ما ام‌آی۵ هستیم.

87
00:10:08,441 --> 00:10:10,151
‫با لوئیسا گای کار داریم.

88
00:10:12,236 --> 00:10:14,155
‫- بله، سلام.
‫- لطفاً همراه ما بیا.

89
00:10:15,031 --> 00:10:16,449
‫ببخشید، شما؟

90
00:10:17,241 --> 00:10:18,242
‫واو.

91
00:10:18,743 --> 00:10:22,780
‫- پاشو بیا بریم.
‫- الان سر کارم.

92
00:10:22,830 --> 00:10:25,449
‫- وسط جلسه‌م؟
‫- کار اشتباهی کرده؟

93
00:10:25,499 --> 00:10:27,118
‫نه، اتفاقاً برعکس.

94
00:10:27,168 --> 00:10:31,247
‫متاسفانه یه مشکل جدی برای
‫عمو بلیکت پیش اومده.

95
00:10:31,297 --> 00:10:32,882
‫شرایط خطرناکیه.

96
00:10:33,883 --> 00:10:37,712
‫باشه. ولی باید همینجا باشم.

97
00:10:37,762 --> 00:10:41,215
‫نه، لوئیسا. خانواده مهم‌تره.
‫رخنه به پایگاه اطلاعاتی می‌تونه صبر کنه.

98
00:10:41,265 --> 00:10:42,758
‫نه، مشکلی نیست.

99
00:10:42,808 --> 00:10:45,261
‫- چرا، هست.
‫- مطمئنم بهم نیاز ندارید.

100
00:10:45,311 --> 00:10:46,345
‫چرا، داریم.

101
00:10:46,395 --> 00:10:48,973
‫من و عمو بلیک چند ماهه با هم
‫صحبت نکردیم.

102
00:10:49,023 --> 00:10:50,266
‫اصلاً برام فرقی با غریبه‌ها نداره.

103
00:10:50,316 --> 00:10:52,443
‫خب، کسایی که کشتنش که این
‫رو نمی‌دونن.

104
00:10:53,736 --> 00:10:55,813
‫به نظرم باید بری.

105
00:10:55,863 --> 00:10:59,275
‫آره، شرمنده شدم. من...

106
00:10:59,325 --> 00:11:01,652
‫ای کاش بهم زنگ می‌زدین.
‫کارمون راحت‌تر میشد.

107
00:11:01,702 --> 00:11:03,821
‫بهتون ایمیل میزنم. شرمنده.

108
00:11:03,871 --> 00:11:05,489
‫راستی خیلی خوشگل شدی.

109
00:11:05,539 --> 00:11:06,540
‫ممنون.

110
00:11:08,042 --> 00:11:09,043
‫خیلی خب.

111
00:11:10,586 --> 00:11:12,171
‫رعایت قوانین.

112
00:11:13,047 --> 00:11:15,499
‫- این چه غلطی بود کردین؟
‫- گفتم که عصبانی میشه.

113
00:11:15,549 --> 00:11:17,501
‫اعتراف می‌کنم که یه مقدار
‫گند زدیم.

114
00:11:17,551 --> 00:11:19,128
‫چرا اسمش «مزار بلیکه؟»

115
00:11:19,178 --> 00:11:21,964
‫اسم رمز وقتاییه که یکی داره
‫اعضای اسب‌های آرام رو می‌کشه.

116
00:11:22,014 --> 00:11:24,258
‫استروآن لوی و کی وایت رو کشتن.

117
00:11:24,308 --> 00:11:26,844
‫آره، باید بریم پناهگاه.
‫استروآن رو آتیش زدن.

118
00:11:26,894 --> 00:11:29,180
‫تو یه کانتینر حمل و نقلی که
‫توش زندگی می‌کرده.

119
00:11:29,230 --> 00:11:30,473
‫یا خدا.

120
00:11:30,523 --> 00:11:32,233
‫اصلاً تو کانتینر حمل و نقل چیکار می‌کرده؟

121
00:11:32,942 --> 00:11:35,736
‫- این ماشین توئه؟
‫- آره. بشین پشت.

122
00:11:36,987 --> 00:11:39,273
‫اول باید بریم شمال و بعدش شرق.

123
00:11:39,323 --> 00:11:40,733
‫آدرس رو بده.

124
00:11:40,783 --> 00:11:42,943
‫خب، یه نقشه دارم.

125
00:11:42,993 --> 00:11:44,779
‫منم برنامه مسیریاب ماهواره‌ای دارم.

126
00:11:44,829 --> 00:11:46,405
‫این چیه؟

127
00:11:46,455 --> 00:11:48,783
‫حالا چرا استروآن و کی؟
‫جفتشون که چند سال پیش رفتن.

128
00:11:48,833 --> 00:11:51,577
‫خب، یه لیست دارن که اسامی
‫همه‌مون داخلشه.

129
00:11:51,627 --> 00:11:52,662
‫یه نماد مذهبیه؟

130
00:11:52,712 --> 00:11:55,498
‫وای خدا. یه جاکلیدیه که از بالی گرفتم.
‫اینقدر به وسایلم دست نزن.

131
00:11:55,548 --> 00:11:58,542
‫و تمام کارمندان تاریخ اسلاو هاوس
‫هدف قرار گرفتن.

132
00:11:58,592 --> 00:12:01,379
‫لعنتی. ماشین جدید، سفر به بالی.
‫بعضی‌ها دارن از زندگیشون لذت می‌برن.

133
00:12:01,429 --> 00:12:03,005
‫- ماشین شرکته.
‫- وای خدا!

134
00:12:03,055 --> 00:12:05,591
‫- چیه؟
‫- مویرا. اونم تو اسلاو هاوس کار می‌کرد.

135
00:12:05,641 --> 00:12:07,301
‫شاید اسم اونم تو لیسته.

136
00:12:07,351 --> 00:12:09,603
‫فکر کردم امروز بدتر از این نمیشه.

137
00:12:17,236 --> 00:12:19,563
‫آره، ولی اونقدرا هم که میگه
‫معصوم نیست

138
00:12:19,613 --> 00:12:22,825
‫چون وقتی اومدم داخل نزدیک
‫دختره نشسته بود.

139
00:12:24,910 --> 00:12:25,911
‫نه.

140
00:12:26,412 --> 00:12:28,456
‫همون دامن مخملی که از فروشگاه
‫مارکسیس گرفته بود.

141
00:12:29,915 --> 00:12:31,000
‫آره.

142
00:12:33,002 --> 00:12:36,839
‫خیلی خب، گوش کن. کار دارم.
‫بعداً بهت زنگ میزنم.

143
00:12:37,840 --> 00:12:42,344
‫- چه کمکی از دستم برمیاد؟
‫- سلام. اومدم دیدن ریس نسمیث.

144
00:12:43,053 --> 00:12:44,505
‫این کارت کافی نیست.

145
00:12:44,555 --> 00:12:47,975
‫اگه بگم باباش به قتل رسیده و
‫ممکنه ریس سوژه بعدی باشه چی؟

146
00:12:48,893 --> 00:12:50,553
‫شوخی می‌کنی.
‫فکر کردم قراره بگی

147
00:12:50,603 --> 00:12:51,637
‫باز از مغازه دزدی کرده.

148
00:12:51,687 --> 00:12:53,723
‫می‌خوام ببرمش تو بازداشت محافظتی.

149
00:12:53,773 --> 00:12:55,316
‫بدون اطلاع قبلی نمیشه.

150
00:12:56,609 --> 00:12:59,520
‫فهمیدی گفتم جونش در خطره؟

151
00:12:59,570 --> 00:13:00,855
‫خب، باید جلو جلو خبر بدید، عزیزم.

152
00:13:00,905 --> 00:13:04,450
‫خب، مثل اینکه یه خانم گوشی
‫رو اشغال کرده بود.

153
00:13:06,952 --> 00:13:08,120
‫کسی تماس نگرفته بود.

154
00:13:08,662 --> 00:13:10,698
‫و بدون هشدار قبلی، امکان نداره
‫که بتونم...

155
00:13:10,748 --> 00:13:12,082
‫خب پرونده‌ش رو چک کن.

156
00:13:12,666 --> 00:13:16,003
‫اگه می‌خوای گیر الکی بدی،
‫پرونده‌ش رو چک کن.

157
00:13:29,183 --> 00:13:31,393
‫اون بالا سمت چپه.

158
00:13:33,229 --> 00:13:34,271
‫برو بالا.

159
00:13:36,106 --> 00:13:37,107
‫لطف کردی.

160
00:13:42,738 --> 00:13:43,989
‫اینجا نیست!

161
00:13:46,325 --> 00:13:47,535
‫لعنتی.

162
00:14:06,554 --> 00:14:07,805
‫جایی میری؟

163
00:14:29,618 --> 00:14:31,203
‫- خانم، هیچ...
‫- نه، الان نه.

164
00:14:44,884 --> 00:14:45,885
‫دایانا.

165
00:14:46,677 --> 00:14:50,631
‫کسی دعوتت نکرده اینجا.
‫پس لطف کن برو بیرون.

166
00:14:50,681 --> 00:14:52,308
‫ترجیح میدی تو راهرو درباره‌ش
‫صحبت کنیم؟

167
00:14:53,475 --> 00:14:55,094
‫نمی‌دونم منظورت به چیه...

168
00:14:55,144 --> 00:14:57,513
‫به چی؟ چی، دایانا؟

169
00:14:57,563 --> 00:15:00,975
‫تصمیمت برای حضور در تلویزیون...
‫تلویزیون ملی رو میگم،

170
00:15:01,025 --> 00:15:04,061
‫که باعث شدی ما حسابی بریم تو چشم
‫که اصلاً برامون خوب نیست.

171
00:15:04,111 --> 00:15:05,145
‫که اینطور.

172
00:15:05,195 --> 00:15:07,982
‫پس پارک باید قبول کنه

173
00:15:08,032 --> 00:15:12,403
‫که شفافیت و مسئولیت‌پذیری
‫چقدر مهمه.

174
00:15:12,453 --> 00:15:17,166
‫جمله‌ای که حس می‌کنم تو خیلی
‫از ایمیل‌هات خوندم جز مواقعی که...

175
00:15:18,167 --> 00:15:22,496
‫شامل شفافیت و مسئولیت‌پذیری میشه.

176
00:15:22,546 --> 00:15:25,416
‫الان فکر کردی داری ما رو تو
‫چشم مردم عزیز می‌کنی؟

177
00:15:25,466 --> 00:15:28,711
‫مگه از وقتی مدیر کل شدم تو
‫و بالا سری‌هات

178
00:15:28,761 --> 00:15:30,170
‫گیر ندادین همین کار رو بکنم؟

179
00:15:30,220 --> 00:15:31,964
‫ولی نه با حضور پیدا کردن تو تلویزیون.

180
00:15:32,014 --> 00:15:34,216
‫الان سرویس شبیه یه بهونه خیلی خوب
‫برای توطئه شده.

181
00:15:34,266 --> 00:15:37,928
‫با اینهمه لاپوشونی و راز.
‫و تلافی؟ اون دیگه چه حرفی بود؟

182
00:15:37,978 --> 00:15:44,860
‫الان که فکر می‌کنم، شاید قرار دادن خودم
‫در اون شرایط زیاد هوشمندانه نبود.

183
00:15:46,362 --> 00:15:47,521
‫پس حرف من غلطه؟

184
00:15:47,571 --> 00:15:49,773
‫وای خدا، الیور.

185
00:15:49,823 --> 00:15:51,859
‫یه حقه روزنامه‌نگاری قدیمیه دیگه.

186
00:15:51,909 --> 00:15:55,154
‫یه سوال درباره شایعه‌ای که خودشون
‫ساختن می‌پرسن،

187
00:15:55,204 --> 00:15:58,832
‫و طرف مقابلشون هر چی بگه، اون شایعه
‫باورپذیر میشه.

188
00:16:01,418 --> 00:16:05,039
‫متاسفانه قضیه هنوز تموم نشده.
‫این کارت قراره عواقب بدی داشته باشه.

189
00:16:05,089 --> 00:16:10,669
‫آره. و یکیشون اینه که بعد از ساعت
‫خوابم اومدی دفترم.

190
00:16:10,719 --> 00:16:11,887
‫و بعد از ساعت خواب خودت.

191
00:16:23,649 --> 00:16:24,692
‫شب بخیر.

192
00:16:30,990 --> 00:16:33,442
‫- گاو خیلی گرونه.
‫- ولی صدتا گاو داره.

193
00:16:33,492 --> 00:16:35,611
‫- گاو سه هزار پونده.
‫- سه هزار؟

194
00:16:35,661 --> 00:16:37,446
‫- سه هزار.
‫- نه بابا.

195
00:16:37,496 --> 00:16:39,615
‫- چرا. تو گوگل سرچش کن.
‫- نمی‌تونم. گوشیم دستم نیست.

196
00:16:39,665 --> 00:16:42,034
‫- باورم نمیشه گوشیت رو جا گذاشتی.
‫- خب، تو هم گوشیت رو انداختی.

197
00:16:42,084 --> 00:16:44,119
‫ننداختمش. وقتی داشتیم می‌دوئیدیم
‫که جونمون رو نجات بدیم از جیبم افتاد.

198
00:16:44,169 --> 00:16:46,463
‫- چرا یکی می‌خواد بکشدت، سید؟
‫- نمی‌دونم.

199
00:16:47,673 --> 00:16:50,751
‫- چی شد؟
‫- هیچی.

200
00:16:50,801 --> 00:16:53,762
‫- سید، دستت داره می‌لرزه.
‫- آره، می‌دونم. به خاطر صدای شلیکه.

201
00:16:54,722 --> 00:16:56,015
‫تموم میشه. می‌گذره.

202
00:16:56,557 --> 00:16:57,633
‫زیاد اینجوری میشی؟

203
00:16:57,683 --> 00:16:59,426
‫نمی‌دونم. تازگی‌ها تیر نخوردم.

204
00:16:59,476 --> 00:17:01,562
‫هرچند شب آتش زیاد بهم خوش نگذشت.

205
00:17:02,229 --> 00:17:03,397
‫- لعنتی.
‫- گندش بزنه.

206
00:17:47,024 --> 00:17:48,025
‫از اون طرف.

207
00:18:28,023 --> 00:18:29,108
‫برو، برو، برو!

208
00:18:37,366 --> 00:18:39,409
‫دیدی کی همراهش بود؟

209
00:18:40,828 --> 00:18:42,371
‫روسی صحبت نکن.

210
00:18:42,955 --> 00:18:44,581
‫هنوز دست از این بازی‌هات نکشیدی؟

211
00:18:52,047 --> 00:18:53,799
‫بازیگوشی بسه.

212
00:18:59,429 --> 00:19:00,798
‫وقتمون داره تلف میشه.

213
00:19:00,848 --> 00:19:02,883
‫شاید خوابش سنگینه.

214
00:19:02,933 --> 00:19:04,259
‫مویرا!

215
00:19:04,309 --> 00:19:05,761
‫قراره ریور رو تو خانه امن ببینیم؟

216
00:19:05,811 --> 00:19:08,647
‫آره، مگر اینکه باباش زودتر پیداش کرده باشه.
‫چون بی‌خبر تو مراسم ختم شرکت کرد.

217
00:19:09,398 --> 00:19:10,607
‫- مویرا!
‫- مراسم کی؟

218
00:19:12,568 --> 00:19:14,019
‫پدربزرگش.

219
00:19:14,069 --> 00:19:17,656
‫آره، مراسم امروز بود.
‫من که همیشه اینجوری لباس نمی‌پوشم.

220
00:19:18,407 --> 00:19:19,491
‫مویرا!

221
00:19:20,075 --> 00:19:22,027
‫گاز. بوی گاز میاد.

222
00:19:22,077 --> 00:19:23,120
‫چی؟

223
00:19:24,663 --> 00:19:25,664
‫لعنتی.

224
00:19:30,335 --> 00:19:31,628
‫- خدای من.
‫- مویرا؟

225
00:19:32,713 --> 00:19:34,289
‫- مویرا.
‫- مویرا.

226
00:19:34,339 --> 00:19:36,416
‫- نفس می‌کشه.
‫- بریم منبع گاز رو پیدا کنیم.

227
00:19:36,466 --> 00:19:38,794
‫- مویرا. مویرا! یالا!
‫- مویرا.

228
00:19:38,844 --> 00:19:40,137
‫- مویرا، بجنب. بیدار شو.
‫- مویرا.

229
00:19:40,721 --> 00:19:42,556
‫بیا ببریمش بیرون. بجنب.

230
00:19:43,473 --> 00:19:44,850
‫خیلی خب، یالا. پاشو.

231
00:19:47,477 --> 00:19:48,929
‫- یک، دو، سه.
‫- آره.

232
00:19:48,979 --> 00:19:50,480
‫خوبه. بریم.

233
00:19:51,064 --> 00:19:52,641
‫چی شد؟

234
00:19:52,691 --> 00:19:54,276
‫گفتن خونه‌م نشتی گاز داره.

235
00:19:55,944 --> 00:19:58,030
‫فکر کنم یه چیزی تو صورتم اسپری کردن.

236
00:19:58,572 --> 00:20:00,073
‫الان چطوری؟

237
00:20:00,908 --> 00:20:04,036
‫خوبم. خوبم. نه.

238
00:20:05,621 --> 00:20:06,830
‫وای خدا.

239
00:20:09,416 --> 00:20:12,411
‫خریت کردم که راهشون دادم داخل.

240
00:20:12,461 --> 00:20:14,955
‫- خیلی خب، باید بریم.
‫- مویرا، این رو بگیر.

241
00:20:15,005 --> 00:20:17,291
‫باید با خودمون ببریمت به خانه امن.

242
00:20:17,341 --> 00:20:19,668
‫پس پاشو. خوبه.

243
00:20:19,718 --> 00:20:20,836
‫شیشه‌ها رو بدین پایین.

244
00:20:20,886 --> 00:20:22,796
‫الان واقعاً نگران ماشینتی؟

245
00:20:22,846 --> 00:20:25,057
‫هوا باید بیاد، شیرلی. هوا.

246
00:20:25,933 --> 00:20:27,634
‫خانم، این برای شما اومده.

247
00:20:27,684 --> 00:20:30,312
‫از طرف دیمین کنتور.
‫به صورت کامل چک شده.

248
00:20:33,482 --> 00:20:34,900
‫خانم، یه کم وقت دارید؟

249
00:20:39,321 --> 00:20:40,322
‫خوبید؟

250
00:20:41,698 --> 00:20:42,733
‫منظورت چیه؟

251
00:20:42,783 --> 00:20:46,486
‫خب، بدون به روز رسانی برنامه کاریتون
‫یه مصاحبه تلویزیونی انجام دادید،

252
00:20:46,536 --> 00:20:50,616
‫و به معاون‌ها یا مسئول امنیتیتون
‫هم خبر ندادید.

253
00:20:50,666 --> 00:20:53,410
‫از شما بعیده.

254
00:20:53,460 --> 00:20:55,996
‫داری به من انگ دیوونگی میزنی؟

255
00:20:56,046 --> 00:20:58,373
‫اگه کسی شما یا خانواده‌تون
‫رو تهدید کرده...

256
00:20:58,423 --> 00:21:00,125
‫اگه مجبورتون کردن پس...

257
00:21:00,175 --> 00:21:01,385
‫بسه!

258
00:21:02,886 --> 00:21:04,721
‫نه، بسه. کافیه.

259
00:21:05,639 --> 00:21:09,760
‫همین که قضیه استروآن لوی رو به
‫لمب گفتی به اندازه کافی بد بود. ولی این حرفت؟

260
00:21:09,810 --> 00:21:14,848
‫چطوری به خودت اجازه میدی تصمیمات
‫من رو قضاوت کنی؟

261
00:21:14,898 --> 00:21:17,643
‫لوی یکی از اعضای تیم لمب بود.
‫گفتن بهش جزو قوانینه.

262
00:21:17,693 --> 00:21:19,111
‫قانون منم.

263
00:21:20,028 --> 00:21:23,490
‫نه. این قضیه سرعت تصمیمم
‫رو برد بالاتر.

264
00:21:24,283 --> 00:21:26,526
‫کاری که خیلی وقت پیش
‫باید انجام می‌دادم.

265
00:21:26,576 --> 00:21:29,655
‫یه ارزیابی مجدد درباره عملکردت انجام دادم.

266
00:21:29,705 --> 00:21:32,282
‫آخرین ارزیابی عملکرد من بالاتر
‫از حد عالی بود.

267
00:21:32,332 --> 00:21:35,377
‫مدیر کل قبل از من خیلی ازت راضی بود.

268
00:21:36,712 --> 00:21:38,872
‫شاید یه مقدار نسبت بهت تعصبی بوده باشه.

269
00:21:38,922 --> 00:21:41,708
‫نگران نباش، قرار نیست اخراجت کنم.

270
00:21:41,758 --> 00:21:43,593
‫در واقع می‌خوام بفرستمت یه جای دیگه.

271
00:21:45,554 --> 00:21:48,465
‫و چون اینقدر به اسلاو هاوس
‫وابسته شدی،

272
00:21:48,515 --> 00:21:49,933
‫گفتم احتمالاً خوشحال میشی.

273
00:21:51,685 --> 00:21:52,886
‫شوخی می‌کنید دیگه؟

274
00:21:52,936 --> 00:21:54,563
‫به قیافه‌م میاد در حال شوخی کردن باشم؟

275
00:21:55,981 --> 00:21:57,607
‫جسارت نباشه، ولی از قیافه شما
‫نمیشه چیزی رو خوند.

276
00:21:58,483 --> 00:22:00,110
‫پس میری اسلاو هاوس.

277
00:22:06,408 --> 00:22:08,652
‫حاضری برای حفظ آبروت شهر رو
‫به آتیش بکشی، نه؟

278
00:22:08,702 --> 00:22:10,037
‫بستگی به شهر داره.

279
00:22:13,290 --> 00:22:18,170
‫یه جوری میگم که ناراحت بشید، خانم،
‫خاک تو سر شما و شغلتون.

280
00:22:24,468 --> 00:22:25,711
‫همینجاست.

281
00:22:25,761 --> 00:22:27,087
‫اگه می‌خوای یه بچه رو به حرف بیاری،

282
00:22:27,137 --> 00:22:28,889
‫باید ببریش جایی که ازش خوشش میاد.

283
00:22:30,098 --> 00:22:31,641
‫ای خدا.

284
00:22:32,017 --> 00:22:35,020
‫[بخش بازی‌ها]

285
00:22:43,737 --> 00:22:45,364
‫الان خوشحالی؟ آره؟

286
00:22:46,156 --> 00:22:47,524
‫آره، همینجا خوبه.

287
00:22:47,574 --> 00:22:51,486
‫هو، یه چیزی بیار روش بایسته که
‫بتونه بازی کنه.

288
00:22:51,536 --> 00:22:54,539
‫- به من چه؟
‫- خب، پس اینجا چه غلطی می‌کنی؟

289
00:23:01,213 --> 00:23:03,632
‫می‌دونی کی دوست داشت بابات بمیره؟

290
00:23:05,133 --> 00:23:07,419
‫تازه وقتی شما گفتی فهمیدم مُرده.

291
00:23:07,469 --> 00:23:09,554
‫خب، خیلی خوب با این خبر برخورد کردی.
‫آره. با هم صمیمی بودین؟

292
00:23:10,222 --> 00:23:12,049
‫به تو چه؟

293
00:23:12,099 --> 00:23:14,226
‫الان فهمیدم چرا فرستاده بودت پرورشگاه.

294
00:23:15,811 --> 00:23:17,763
‫بیا. خوبه؟

295
00:23:17,813 --> 00:23:19,314
‫خب بلندم کن دیگه.

296
00:23:20,315 --> 00:23:23,235
‫می‌دونی، برو خدا رو شکر کن
‫که نجاتت دادیم.

297
00:23:26,988 --> 00:23:28,323
‫پول کو؟

298
00:23:29,241 --> 00:23:31,109
‫بازی که خود به خود شروع نمیشه، میشه؟

299
00:23:31,159 --> 00:23:32,160
‫هو...

300
00:23:38,542 --> 00:23:40,961
‫پس به قتل رسیدن بابات رو ندیدی؟

301
00:23:42,003 --> 00:23:44,423
‫اونی که تو فیلم دوربین مداربسته
‫دیدم تو نبودی؟

302
00:23:45,882 --> 00:23:48,752
‫آره. پس حتماً یه فسقلی دیگه
‫داشته فرار می‌کرده.

303
00:23:48,802 --> 00:23:51,797
‫به ما میگن کوتوله.
‫و آره، حتماً یکی دیگه بوده.

304
00:23:51,847 --> 00:23:53,965
‫اگه من جات بودم به حرف میومدم.

305
00:23:54,015 --> 00:23:55,509
‫چون من تنها کسی هستم

306
00:23:55,559 --> 00:23:59,429
‫که بین تو و قاتل بابات ایستاده.

307
00:23:59,479 --> 00:24:01,807
‫من به کمک تو نیاز ندارم.
‫خودم مراقب خودم هستم.

308
00:24:01,857 --> 00:24:04,518
‫آره، هر کی تو رو ببینه لرزه به تنش میفته.

309
00:24:04,568 --> 00:24:06,603
‫«فرار کنید. کارآگاه موشه داره میاد.»

310
00:24:06,653 --> 00:24:10,065
‫مردی که بابات رو کشت مامور
‫سابق سازمان سیاست.

311
00:24:10,115 --> 00:24:12,692
‫فکر کردی عکست رو ندیده؟

312
00:24:12,742 --> 00:24:15,162
‫من فقط می‌دونم که با پول اومد.

313
00:24:15,954 --> 00:24:17,531
‫انگار برای یکی دیگه کار می‌کرده.

314
00:24:17,581 --> 00:24:21,451
‫یکی که بابام داشت سعی می‌کرد با یه
‫پرونده دزدیده شده ازش اخاذی کنه.

315
00:24:21,501 --> 00:24:23,703
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- چیز جالبی برنداشتی؟

316
00:24:23,753 --> 00:24:24,913
‫چی؟

317
00:24:24,963 --> 00:24:26,790
‫وقتی داشتی وسایل بابات رو می‌گشتی.

318
00:24:26,840 --> 00:24:28,917
‫گالوم دنبال حلقه باارزشش بوده؟

319
00:24:28,967 --> 00:24:30,502
‫من وسایلش رو نگشتم.

320
00:24:30,552 --> 00:24:32,087
‫نمی‌تونی وسایل من رو بگردی.

321
00:24:32,137 --> 00:24:35,382
‫من به قتل رسیدن بابام رو دیدم.
‫ناراحتم. دچار تروما شدم.

322
00:24:35,432 --> 00:24:38,176
‫آره. منم رقاص باله هستم.

323
00:24:38,226 --> 00:24:39,261
‫اینا واسه تو هستن؟

324
00:24:39,311 --> 00:24:40,395
‫اون یکی آره.

325
00:24:40,896 --> 00:24:41,897
‫خیلی خب. بریم.

326
00:24:43,690 --> 00:24:46,059
‫- کجا؟
‫- مگه قرار نشد بازی کنیم؟

327
00:24:46,109 --> 00:24:47,152
‫بریم!

328
00:24:48,987 --> 00:24:50,238
‫عجبا.

329
00:24:51,823 --> 00:24:53,074
‫چیه؟

330
00:24:57,662 --> 00:25:00,407
‫سید، مشخصه که خالیه،
‫و تا چند کیلومتر دیگه هم خونه‌ای در کار نیست.

331
00:25:00,457 --> 00:25:02,626
‫میشه تا نیومدن بریم تو؟

332
00:25:05,003 --> 00:25:07,414
‫بگذریم، هنوز نگفتی چرا قصد
‫کشتنت رو دارن.

333
00:25:07,464 --> 00:25:09,416
‫نمی‌دونم. واسه همین باید به اینترنت
‫دسترسی پیدا کنم.

334
00:25:09,466 --> 00:25:11,751
‫چرا؟ می‌خوای تو گوگل سرچ کنی،
‫«چرا یکی می‌خواد من رو بکشه؟»

335
00:25:11,801 --> 00:25:13,086
‫ببین، چند هفته پیش،

336
00:25:13,136 --> 00:25:15,755
‫پارک دستور جابجایی رو فرستاد خونه‌م.

337
00:25:15,805 --> 00:25:16,932
‫برای کازان بود.

338
00:25:18,266 --> 00:25:19,351
‫کازانِ روسیه؟

339
00:25:20,227 --> 00:25:21,895
‫نه پس، ریور. کازان، تو شمال ریچموند.

340
00:25:23,063 --> 00:25:26,016
‫می‌دونی، حس می‌کنم قبلاً خیلی
‫مهربون‌تر بودی.

341
00:25:26,066 --> 00:25:27,609
‫تو هم قبلاً خوشگل‌تر بودی.

342
00:25:33,490 --> 00:25:34,699
‫خب، کازان؟

343
00:25:35,242 --> 00:25:38,570
‫آره، با پارک تماس گرفتم.
‫گفتن یه خطاست.

344
00:25:38,620 --> 00:25:40,664
‫فکرم رو درگیر نکردم.

345
00:25:41,331 --> 00:25:43,041
‫و چند روز بعدش، اونا رسیدن.

346
00:25:44,709 --> 00:25:45,911
‫به خونه‌ت؟

347
00:25:45,961 --> 00:25:48,797
‫نه، روستایی که بعد از مرخص شدنم
‫از بیمارستان من رو فرستادن بهش.

348
00:25:49,714 --> 00:25:52,292
‫در همه خونه‌ها رو زدن و دنبال
‫سید بیکر گشتن.

349
00:25:52,342 --> 00:25:54,469
‫می‌دونستم مشکوک میزنن،
‫واسه همین فرار کردم.

350
00:25:55,595 --> 00:25:57,923
‫و به نظرت این دوتا به هم مربوط هستن؟

351
00:25:57,973 --> 00:26:00,559
‫به نظرم یه دلیلی هست که یکی داره
‫سعی می‌کنه من رو بکشه.

352
00:26:14,197 --> 00:26:15,240
‫این رو امتحان کن.

353
00:26:42,267 --> 00:26:45,720
‫با پلیس تماس گرفتم،
‫و گفتن الان می‌رسن.

354
00:26:45,770 --> 00:26:48,473
‫خیلی خب، باشه. آروم باشید.

355
00:26:48,523 --> 00:26:51,393
‫- اسمتون چیه؟
‫- به تو ربطی نداره.

356
00:26:51,443 --> 00:26:53,979
‫خیلی خب، ببینید، ما کاری با
‫شما نداریم، خب؟

357
00:26:54,029 --> 00:26:55,981
‫پس لطفاً گوشیتون رو بذارید زمین.

358
00:26:56,031 --> 00:26:59,534
‫من وسیله باارزشی ندارم.
‫ارزش نداره بخواید به خاطرشون برید زندان.

359
00:27:00,285 --> 00:27:02,320
‫گوش کنید، جاتون امنه، خب؟

360
00:27:02,370 --> 00:27:03,947
‫- ما اعضای ام‌آی۵ هستیم.
‫- ریور.

361
00:27:03,997 --> 00:27:05,907
‫- کارت شناساییتون رو نشون بدید.
‫- با کسی تماس نگرفته.

362
00:27:05,957 --> 00:27:07,492
‫- چی؟
‫- با کسی تماس نگرفته.

363
00:27:07,542 --> 00:27:09,252
‫تلفنش روشن نیست.
‫باتری نداره. هیچ...

364
00:27:11,171 --> 00:27:12,172
‫چرا اینجوری می‌کنی؟

365
00:27:14,257 --> 00:27:19,387
‫خیلی خب. می‌خوای کارتم رو ببینی؟
‫بیا. خوبه؟ راضی شدی؟

366
00:27:19,971 --> 00:27:21,306
‫چرا اینجوری کرد؟

367
00:27:23,058 --> 00:27:24,392
‫این عکس قدیمیه.

368
00:27:26,311 --> 00:27:27,312
‫واو.

369
00:27:28,730 --> 00:27:29,731
‫لعنتی...

370
00:27:31,441 --> 00:27:33,151
‫کامپیوتری دارید که بتونیم ازش
‫استفاده کنیم؟

371
00:27:46,122 --> 00:27:48,500
‫هی، موی،
‫اگه خواستی بالا بیاری از این استفاده کن.

372
00:27:49,459 --> 00:27:51,036
‫فکرش رو هم نکن.

373
00:27:51,086 --> 00:27:53,330
‫- کاترین، کیفت رو بده.
‫- کیفم؟ نه.

374
00:27:53,380 --> 00:27:55,790
‫- می‌خوای جامون رو عوض کنیم؟
‫- ای خدا. باشه.

375
00:27:55,840 --> 00:27:56,841
‫لعنتی.

376
00:28:03,139 --> 00:28:05,759
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- می‌خوام بزنم کنار.

377
00:28:05,809 --> 00:28:09,429
‫- تحت این شرایط؟
‫- اتفاقاً ضروریه.

378
00:28:09,479 --> 00:28:11,773
‫اگه زدیم کنار، میشه یکی برام یه
‫بطری آب بگیره؟

379
00:28:16,194 --> 00:28:18,863
‫نه. رمزش دیگه چی می‌تونه باشه؟

380
00:28:21,074 --> 00:28:22,901
‫تاریخ تولد شوهرم رو امتحان کن.

381
00:28:22,951 --> 00:28:25,779
‫- باشه.
‫- نُه، نقطه،

382
00:28:25,829 --> 00:28:29,708
‫پنج، نقطه، سی و هشت...

383
00:28:30,792 --> 00:28:31,793
‫نقطه.

384
00:28:32,877 --> 00:28:34,462
‫آلبرت اریک اسمیث،

385
00:28:35,213 --> 00:28:38,291
‫۹ مِه سال ۱۹۳۸.

386
00:28:38,341 --> 00:28:40,343
‫[مرگ در کازان]

387
00:28:41,136 --> 00:28:44,089
‫نمی‌دونستم برند فرای بنتوس هنوز
‫کار می‌کنه. خیلی خوشمزه‌ست.

388
00:28:44,139 --> 00:28:47,892
‫خب، احتمالاً کار نمی‌کنن.
‫قبل از مرگ شوهرم برای اون گرفته بودمش.

389
00:28:49,352 --> 00:28:50,353
‫کِی؟

390
00:28:51,813 --> 00:28:52,981
‫سال ۲۰۰۶.

391
00:28:53,565 --> 00:28:54,599
‫جدی؟

392
00:28:54,649 --> 00:28:55,650
‫تسلیت میگم.

393
00:28:56,985 --> 00:28:58,778
‫شما عضو گروه تایپیست‌ها بودی؟

394
00:28:59,654 --> 00:29:00,689
‫بله؟

395
00:29:00,739 --> 00:29:01,906
‫تو ام‌آی۵؟

396
00:29:02,657 --> 00:29:03,692
‫نه.

397
00:29:03,742 --> 00:29:06,569
‫نه، آن. مامور بود.

398
00:29:06,619 --> 00:29:10,949
‫آره. تو ماموریت تیر خورد.

399
00:29:10,999 --> 00:29:12,250
‫کجا؟

400
00:29:13,168 --> 00:29:14,285
‫لندن.

401
00:29:14,335 --> 00:29:17,505
‫نه، منظورم اینه که کجات تیر خورد؟

402
00:29:20,550 --> 00:29:21,551
‫مشخصه؟

403
00:29:24,763 --> 00:29:25,805
‫درد میاد؟

404
00:29:26,765 --> 00:29:27,766
‫گاهی اوقات.

405
00:29:28,349 --> 00:29:30,018
‫یه مقدار از گلوله هنوز اون داخل مونده.

406
00:29:30,810 --> 00:29:32,187
‫گاهی اوقات باهام صحبت می‌کنه.

407
00:29:33,605 --> 00:29:35,815
‫- باهات صحبت می‌کنه؟
‫- هر از چند گاهی.

408
00:29:37,108 --> 00:29:38,318
‫اسم هم داره؟

409
00:29:40,945 --> 00:29:42,230
‫یا خدا. واقعاً اسم داره؟

410
00:29:42,280 --> 00:29:44,107
‫- بهش میگم پوآرو.
‫- چی میگه؟

411
00:29:44,157 --> 00:29:46,075
‫خب، بیشتر اوقات بهم میگه تیر نخورم.

412
00:29:49,788 --> 00:29:50,789
‫خب...

413
00:29:51,873 --> 00:29:53,491
‫شما دوتا با هم قرار می‌ذارید؟

414
00:29:53,541 --> 00:29:54,576
‫- نه بابا.
‫- نه.

415
00:29:54,626 --> 00:29:56,870
‫به نظرم حیفه که مردم دیگه
‫اجازه ندارن با

416
00:29:56,920 --> 00:29:58,121
‫همکارهاشون قرار بذارن.

417
00:29:58,171 --> 00:30:03,084
‫هر کی به دخترها دست بزنه
‫خیلی شلوغش می‌کنن.

418
00:30:03,134 --> 00:30:07,764
‫آخه آدم چطوری قراره با یه
‫پسر خوب آشنا بشه وقتی...

419
00:30:08,807 --> 00:30:09,891
‫نمی‌تونید با رئیستون برید سر قرار؟

420
00:30:11,309 --> 00:30:14,179
‫- من ارشدش هستم.
‫- چی؟ نه، نیستی.

421
00:30:14,229 --> 00:30:16,723
‫- چرا.
‫- نه، نیست. نه. تو... نه...

422
00:30:16,773 --> 00:30:17,891
‫هم‌رده هستیم.

423
00:30:17,941 --> 00:30:20,185
‫نه، من داشتم درباره‌ت تحقیق می‌کردم.
‫حتی عضو اسب‌های آرام هم نیستم.

424
00:30:20,235 --> 00:30:22,228
‫- رشوه می‌گرفته؟
‫- احتمالاً.

425
00:30:22,278 --> 00:30:24,147
‫نه. نه، نمی‌گرفتم.

426
00:30:24,197 --> 00:30:25,982
‫خب، گفتم شاید رشوه بگیری.

427
00:30:26,032 --> 00:30:28,535
‫می‌دونی، چون همچین کت‌وشلوار
‫شیکی پوشیدی.

428
00:30:29,452 --> 00:30:31,079
‫تو مراسم ختم بودم، آن.

429
00:30:32,789 --> 00:30:34,073
‫واقعاً متاسفم.

430
00:30:34,123 --> 00:30:35,834
‫- عیبی نداره.
‫- واقعاً متاسفم.

431
00:30:36,543 --> 00:30:38,878
‫- بذار یه لیوان چای برات بریزم.
‫- ممنون.

432
00:30:42,006 --> 00:30:43,007
‫ریور.

433
00:30:48,555 --> 00:30:50,682
‫- روسی بلدی؟
‫- آره، مدرکش رو دارم.

434
00:30:51,933 --> 00:30:54,010
‫درباره زنیه که تو کازان کشته شده.

435
00:30:54,060 --> 00:30:55,678
‫- ولی...
‫- کی مُرده؟

436
00:30:55,728 --> 00:30:58,306
‫- هیچکس.
‫- یه زن تو کازان. تو روسیه‌ست...

437
00:30:58,356 --> 00:30:59,732
‫مهم نیست.

438
00:31:01,067 --> 00:31:03,520
‫یه پاراگراف ساده‌ست.
‫جزئیاتی توش ذکر نشده.

439
00:31:03,570 --> 00:31:04,571
‫درسته.

440
00:31:05,405 --> 00:31:06,856
‫خب، پدربزرگم همیشه می‌گفت،

441
00:31:06,906 --> 00:31:08,691
‫«اخبار تو صفحه اول هستن،
‫اخبار ورزشی تو صفحه پشتی،

442
00:31:08,741 --> 00:31:10,869
‫و اخبار مربوط به قتل تو صفحه
‫دوازده دفن میشن.»

443
00:31:12,662 --> 00:31:13,988
‫چطوری کشته شده؟

444
00:31:14,038 --> 00:31:16,291
‫دو بار به سرش شلیک شده.
‫سرقت شکست‌خورده.

445
00:31:17,000 --> 00:31:18,376
‫به سرش؟

446
00:31:19,168 --> 00:31:21,162
‫این که سرقت نیست، هست؟

447
00:31:21,212 --> 00:31:23,131
‫- قتله.
‫- اون کیه؟

448
00:31:24,382 --> 00:31:26,918
‫لعنتی. بیا پایین. بخواب.
‫آن، آن. بیا...

449
00:31:26,968 --> 00:31:30,672
‫دو نفرن.
‫یه مرد و یه زن. تقریباً جوونن.

450
00:31:30,722 --> 00:31:32,348
‫آن، نذار بیان تو.
‫خطرناکن.

451
00:31:33,641 --> 00:31:35,677
‫- باز نکن.
‫- ولی من رو دیدن.

452
00:31:35,727 --> 00:31:37,679
‫- باز نکن، آن.
‫- نمی‌تونم باز نکنم.

453
00:31:37,729 --> 00:31:39,097
‫- بیا پایین.
‫- راهیشون می‌کنم.

454
00:31:39,147 --> 00:31:40,181
‫- نه. آن.
‫- آن. آن.

455
00:31:40,231 --> 00:31:42,642
‫- ردشون می‌کنم برن.
‫- ولش کن. آن، بذار خودشون برن.

456
00:31:42,692 --> 00:31:44,402
‫- لعنتی.
‫- آن.

457
00:31:45,153 --> 00:31:46,154
‫آن.

458
00:31:49,407 --> 00:31:51,326
‫- وایسا، وایسا.
‫- باز نکن.

459
00:31:56,873 --> 00:31:58,658
‫- سلام.
‫- شب بخیر.

460
00:31:58,708 --> 00:32:02,328
‫ببخشید مزاحم میشیم، ولی ما
‫گم شدیم.

461
00:32:02,378 --> 00:32:04,672
‫می‌دونید وایت هارت کجاست؟

462
00:32:05,256 --> 00:32:08,209
‫شرمنده، اسمش رو نشنیدم.

463
00:32:08,259 --> 00:32:11,921
‫ولی من زیاد نمیرم بیرون و
‫تنها زندگی می‌کنم.

464
00:32:11,971 --> 00:32:12,972
‫ما...

465
00:32:13,765 --> 00:32:15,558
‫با چندتا از دوستامون قرار ملاقات داریم.

466
00:32:17,685 --> 00:32:18,686
‫با یه زوج؟

467
00:32:20,271 --> 00:32:21,272
‫دیدینشون؟

468
00:32:22,065 --> 00:32:23,474
‫خانمه موهاش تیره‌ست.

469
00:32:23,524 --> 00:32:26,402
‫نه. نه، کسی رو ندیدم.

470
00:32:27,278 --> 00:32:29,614
‫تا همین چند دقیقه پیش خواب بودم.

471
00:32:30,448 --> 00:32:31,658
‫چرا بیدار شدین؟

472
00:32:33,993 --> 00:32:37,163
‫خب، شب‌ها خواب راحتی ندارم.

473
00:32:37,956 --> 00:32:39,949
‫تاثیر سن و زایمانه دیگه، عزیزم.

474
00:32:39,999 --> 00:32:42,827
‫مدام هم باید برم دستشویی.
‫بگذریم، شب بخیر...

475
00:32:42,877 --> 00:32:44,120
‫ببخشید، میشه بیایم تو

476
00:32:44,170 --> 00:32:46,080
‫- و از تلفنتون استفاده کنیم؟
‫- ترجیح میدم نیاید.

477
00:32:46,130 --> 00:32:48,466
‫- فکر کنم ترجیح میدیم بیایم تو.
‫- نه متاسفانه.

478
00:33:21,791 --> 00:33:23,451
‫- کدوم گوری بودی؟
‫- چی؟

479
00:33:23,501 --> 00:33:24,877
‫کدوم گوری بودی؟

480
00:33:27,755 --> 00:33:28,756
‫ریور.

481
00:33:33,845 --> 00:33:34,887
‫کجا داریم میریم؟

482
00:33:37,056 --> 00:33:39,058
‫کسی تو این ماشین خرابکاری کرده؟

483
00:33:43,187 --> 00:33:44,939
‫آره، هر وقت اراده کنه خرابکاری میکنه

484
00:34:00,872 --> 00:34:01,873
‫ای خدا.

485
00:34:05,668 --> 00:34:08,921
‫بذارید برم بیرون. تو رو خدا.
‫من مشکل تنفسی دارم.

486
00:34:11,758 --> 00:34:12,759
‫یا خدا.

487
00:34:17,638 --> 00:34:19,432
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- منم میام.

488
00:34:20,099 --> 00:34:22,477
‫- نیاز نیست.
‫- به جهنم.

489
00:34:23,436 --> 00:34:25,938
‫نه، خواهش می‌کنم...
‫تو رو خدا تنهام نذار، کاترین.

490
00:34:26,522 --> 00:34:29,108
‫میرم برات آب بیارم، مویرا.
‫همینجا منتظر بمون.

491
00:34:34,072 --> 00:34:37,525
‫پول نقد رو از کجا آوردی؟
‫دلال مواد هم هستی؟

492
00:34:37,575 --> 00:34:39,077
‫بدت که نمیاد، نه؟

493
00:34:40,661 --> 00:34:41,696
‫بسته‌ایم.

494
00:34:41,746 --> 00:34:44,782
‫- ما مشتری هستیم.
‫- آره، به هر حال بسته‌ایم.

495
00:34:44,832 --> 00:34:46,417
‫باشه. ما...

496
00:34:47,001 --> 00:34:48,544
‫مارکوس لانگریج ما رو فرستاده.

497
00:34:49,504 --> 00:34:50,922
‫- عملیات مخفیه؟
‫- نه.

498
00:35:01,432 --> 00:35:02,558
‫قول میدی؟

499
00:35:09,524 --> 00:35:12,602
‫خب، چه کاری از دستم برمیاد؟

500
00:35:12,652 --> 00:35:14,228
‫اون اسلحه برتا چنده؟

501
00:35:14,278 --> 00:35:16,072
‫با اسلحه‌ها آشنایی، نه؟

502
00:35:19,534 --> 00:35:21,527
‫پنج هزار پونده.

503
00:35:21,577 --> 00:35:22,945
‫دو هزار پوند بیشتر نمی‌ارزه.

504
00:35:22,995 --> 00:35:26,249
‫آره، ولی هم وقت خوابم مزاحمم شدی
‫و هم عجله داری...

505
00:35:26,916 --> 00:35:28,668
‫پس، الان پنج هزارتا می‌ارزه.

506
00:35:29,877 --> 00:35:31,412
‫باشه. دو هزار پوندی چی داری؟

507
00:35:31,462 --> 00:35:32,839
‫چیز خوبی برات سراغ دارم.

508
00:35:38,678 --> 00:35:41,264
‫خب، مارکوس چطوره؟

509
00:35:42,181 --> 00:35:44,684
‫- مُرده.
‫- به وسایل دست نزن.

510
00:35:50,773 --> 00:35:53,142
‫تسلیت میگم.

511
00:35:53,192 --> 00:35:56,437
‫آره، بعد از اینکه اسلحه‌ش رو به دو برابر
‫قیمت بهش فروختی مُرد.

512
00:35:56,487 --> 00:35:59,857
‫- بهش میگن قیمت‌گذاری پویا.
‫- زر مفت نزن.

513
00:35:59,907 --> 00:36:01,492
‫می‌خوای تو ماشین منتظر بمونی؟

514
00:36:07,123 --> 00:36:09,500
‫اینم از این.

515
00:36:11,544 --> 00:36:12,670
‫این دیگه چه کوفتیه؟

516
00:36:13,713 --> 00:36:15,923
‫با پولتون فقط همین رو می‌تونید بخرید.

517
00:36:19,969 --> 00:36:20,970
‫دو هزارتا.

518
00:36:24,098 --> 00:36:25,800
‫- میشه یه اسلحه برای منم بگیری؟
‫- خفه.

519
00:36:25,850 --> 00:36:27,310
‫- نیزه چی؟
‫- خفه.

520
00:36:30,980 --> 00:36:32,390
‫مراقب خودتون باشید، خانم‌ها.

521
00:36:32,440 --> 00:36:33,608
‫خفه.

522
00:36:36,444 --> 00:36:37,528
‫چه دخترهای خوبی.

523
00:37:02,261 --> 00:37:04,046
‫کاترین. کاترین.

524
00:37:04,096 --> 00:37:07,508
‫فکر نکنم درست باشه که بخوام
‫تنهایی تو ماشین بمونم.

525
00:37:07,558 --> 00:37:09,427
‫اگه یکیشون برگرده چی؟

526
00:37:09,477 --> 00:37:12,054
‫چی شده؟ اینجان؟

527
00:37:12,104 --> 00:37:16,067
‫داد نزن. سرت رو هم بنداز پایین.

528
00:37:22,949 --> 00:37:24,158
‫ببین، نوشیدنی.

529
00:37:28,037 --> 00:37:29,038
‫اون نیست.

530
00:37:30,081 --> 00:37:32,783
‫اونی که ماسک گاز داشت نیست.
‫خدا رو شکر.

531
00:37:32,833 --> 00:37:34,702
‫ببین تو رو خدا.
‫دارم می‌لرزم.

532
00:37:34,752 --> 00:37:36,120
‫مویرا، ما که نمی‌دونیم کی هستن.

533
00:37:36,170 --> 00:37:38,748
‫هر کسی ممکنه باشن،
‫باید هوشیار بمونیم.

534
00:37:38,798 --> 00:37:40,166
‫باشه.

535
00:37:40,216 --> 00:37:41,217
‫رفت.

536
00:37:41,926 --> 00:37:44,170
‫برگردیم تو ماشین؟
‫به نظرم باید برگردیم.

537
00:37:44,220 --> 00:37:45,463
‫نه، اول باید آب رو حساب کنیم.

538
00:37:45,513 --> 00:37:47,640
‫بیخیال آب. من یه نوشیدنی درست
‫و حسابی می‌خوام.

539
00:37:48,474 --> 00:37:51,143
‫هر دفعه که پیش شماها هستم همینه.
‫هر دفعه...

540
00:37:52,478 --> 00:37:55,556
‫من که حتی درست و حسابی عضو
‫اسلاو هاوس نبودم.

541
00:37:55,606 --> 00:37:56,607
‫همینش جالبه.

542
00:37:57,858 --> 00:37:59,852
‫همه‌ش یه اشتباه بزرگ بود.

543
00:37:59,902 --> 00:38:02,605
‫اگه می‌خوای این رو واسه قاتل‌هامون
‫توضیح بدی که راحت باش،

544
00:38:02,655 --> 00:38:04,448
‫در غیر این صورت باید پیش ما بمونی.

545
00:38:05,074 --> 00:38:06,776
‫همین؟

546
00:38:06,826 --> 00:38:08,486
‫استامینوفن حالت رو بهتر می‌کنه؟

547
00:38:08,536 --> 00:38:10,496
‫- آره، لطفاً.
‫- استامینوفن.

548
00:38:13,416 --> 00:38:18,537
‫به نظرم یکی که اسمش سید بیکره

549
00:38:18,587 --> 00:38:21,882
‫یکی از دشمن‌هامون رو تو کازان،
‫یعنی تو کشور خودشون کشته.

550
00:38:22,925 --> 00:38:26,637
‫که یه کار ممنوعه،
‫واسه همین قاتل‌ها رو فرستادن سراغ ما.

551
00:38:27,722 --> 00:38:30,099
‫آره. احتمالاً کار اداره اصلی اطلاعات روسیه‌ست.

552
00:38:31,642 --> 00:38:33,052
‫آره.

553
00:38:33,102 --> 00:38:34,729
‫باید به تاورنر زنگ بزنم.

554
00:38:35,229 --> 00:38:36,355
‫چی؟ چرا؟

555
00:38:37,189 --> 00:38:38,391
‫به خاطر حرفایی که الان زدی.

556
00:38:38,441 --> 00:38:41,477
‫یه قتل غیررسمی تو روسیه با
‫استفاده از هویت من.

557
00:38:41,527 --> 00:38:43,980
‫درسته، ولی خب چرا باید به تاورنر
‫زنگ بزنی؟

558
00:38:44,030 --> 00:38:45,815
‫که بهش بگم.
‫بهش هشدار بدم.

559
00:38:45,865 --> 00:38:48,909
‫بهش هشدار بدی؟
‫سید، احتمالاً خودش اینا رو فرستاده تو رو بکشن.

560
00:38:49,577 --> 00:38:51,279
‫نه، نه، فکر کن.

561
00:38:51,329 --> 00:38:53,781
‫تو... پارک به ما گفت تو مُردی،

562
00:38:53,831 --> 00:38:56,709
‫و هیچی غیررسمی‌تر از یه مامور
‫مُرده نیست، هست؟

563
00:39:00,046 --> 00:39:01,047
‫خیلی خب، فرار کن.

564
00:39:01,589 --> 00:39:03,549
‫بدو! لعنتی.

565
00:39:17,438 --> 00:39:19,648
‫- خوبی؟
‫- مگه مریضی.

566
00:39:21,192 --> 00:39:24,478
‫- اومدی دور دور؟
‫- لمب من رو فرستاد. این کیه؟

567
00:39:24,528 --> 00:39:25,696
‫سید بیکر.

568
00:39:26,572 --> 00:39:27,948
‫سید، این کوئه.

569
00:39:28,491 --> 00:39:29,900
‫نگران نباش. از خودمونه.

570
00:39:29,950 --> 00:39:30,985
‫سلام.

571
00:39:31,035 --> 00:39:32,737
‫- سلام.
‫- چیکار می‌کنی؟

572
00:39:32,787 --> 00:39:33,946
‫سوار میشم.

573
00:39:33,996 --> 00:39:35,239
‫مودب باش.

574
00:39:35,289 --> 00:39:36,290
‫چی؟

575
00:39:36,832 --> 00:39:38,701
‫شما می‌خوای جلو بشینی؟

576
00:39:38,751 --> 00:39:41,087
‫آره، از خدامه. ممنون که پرسیدی.

577
00:40:02,858 --> 00:40:03,943
‫شاید یه کم طول بکشه.

578
00:40:04,443 --> 00:40:07,279
‫در نبود من سعی کن زنده نگهش داری.

579
00:40:13,202 --> 00:40:16,197
‫خب؟ دستیار شخصیش هستی؟

580
00:40:16,247 --> 00:40:17,873
‫به تو ربطی نداره.

581
00:40:19,500 --> 00:40:20,668
‫ما همکاریم.

582
00:40:24,004 --> 00:40:25,381
‫اون داخل چیکار داره؟

583
00:40:26,841 --> 00:40:28,843
‫اجازه نداری بدونی.

584
00:40:29,510 --> 00:40:31,379
‫نمی‌دونی، نه؟

585
00:40:31,429 --> 00:40:34,298
‫ببین، من دارم سعی می‌کنم نجاتت بدم.
‫نظرت چیه... چیکار می‌کنی؟

586
00:40:34,348 --> 00:40:36,550
‫- چی؟
‫- گوشی‌ها قابل ردیابی هستن. خاموشش کن.

587
00:40:36,600 --> 00:40:38,552
‫- چی؟ چی میگی؟
‫- خاموشش کن!

588
00:40:38,602 --> 00:40:43,682
‫چرا اینجوری می‌کنی؟
‫خیلی خب، ببین. ببین. خوبه؟ باشه. حله؟

589
00:40:43,732 --> 00:40:44,733
‫- آره.
‫- راضی شدی؟

590
00:40:45,568 --> 00:40:46,944
‫- لعنتی.
‫- خدای من.

591
00:40:48,988 --> 00:40:50,906
‫وای خدا. این چیه؟

592
00:40:51,574 --> 00:40:53,325
‫خودت چی فکر می‌کنی؟
‫تتوئه دیگه.

593
00:40:55,661 --> 00:40:57,121
‫یه تتوی ساده نیست.

594
00:40:58,706 --> 00:40:59,832
‫یه یادآوریه...

595
00:41:00,666 --> 00:41:03,752
‫که من چیزهای وحشتناکی رو دیدم
‫که عوضم کردن.

596
00:41:04,753 --> 00:41:08,791
‫پس وقتی بهش نگاه می‌کنم
‫یادم میفته که، «درد یعنی قدرت.»

597
00:41:08,841 --> 00:41:09,842
‫واو.

598
00:41:11,594 --> 00:41:12,970
‫یادت نره، شاگرد عزیزم.

599
00:41:14,930 --> 00:41:15,931
‫آره.

600
00:41:20,519 --> 00:41:22,888
‫خب، بقیه رسیدن خانه امن؟

601
00:41:22,938 --> 00:41:24,765
‫- دارن میان.
‫- لوئیسا چی؟

602
00:41:24,815 --> 00:41:27,977
‫- رفتن دنبالش؟
‫- شیرلی و کاترین رفتن دنبالش.

603
00:41:28,027 --> 00:41:29,028
‫من اومدم دنبال تو.

604
00:41:30,738 --> 00:41:32,198
‫تو باید مُرده باشی.

605
00:41:32,740 --> 00:41:33,991
‫نکته خوبیه، کو.

606
00:41:34,909 --> 00:41:36,569
‫میشه از گوشیت استفاده کنم؟

607
00:41:36,619 --> 00:41:38,237
‫نه. استفاده از تلفن فعلاً ممنوعه.

608
00:41:38,287 --> 00:41:41,123
‫باید از باجه تلفن استفاده کنم.
‫باید به تاورنر گزارش بدم.

609
00:41:43,292 --> 00:41:45,244
‫- بهش گفتم.
‫- ریور، باور کن

610
00:41:45,294 --> 00:41:47,505
‫من یه چیزهایی رو درباره تاورنر می‌دونم
‫که تو نمی‌دونی.

611
00:41:48,339 --> 00:41:51,342
‫ببین، این جلوتر یه مجتمع تجاریه.
‫بریم ببینیم باجه تلفن دارن یا نه.

612
00:41:56,180 --> 00:41:58,090
‫رئیس ام‌آی۵، دایانا تاورنر

613
00:41:58,140 --> 00:42:01,343
‫امروز بابت یک مصاحبه تلویزیونی

614
00:42:01,393 --> 00:42:04,889
‫که متخصصان معتقدند در آن
‫جزئیاتی را درباره

615
00:42:04,939 --> 00:42:08,767
‫واکنش بریتانیا به حملات عوامل عصبی
‫فاش کرد مورد انتقاد قرار گرفته است.

616
00:42:08,817 --> 00:42:14,064
‫حدس و گمان‌ها و بحث‌ها درباره استفاده او
‫از کلمه «تلافی» در حال افزایش است.

617
00:42:14,114 --> 00:42:16,108
‫علی‌رغم پس گرفتن حرفش،

618
00:42:16,158 --> 00:42:19,195
‫این کلمه سوالات زیادی را در زمینه‌های
‫مختلف به وجود آورده است.

619
00:42:19,245 --> 00:42:22,957
‫سوالاتی که ام‌آی۵ هنوز حاضر نیست
‫جوابی به آن‌ها بدهد.

620
00:42:23,457 --> 00:42:26,585
‫- تلافی کردیم.
‫- یه لحظه. ولی من...

621
00:42:30,714 --> 00:42:33,425
‫...که تبدیل میشد به امنیت...

622
00:42:50,025 --> 00:42:52,394
‫- اینجا چیکار...
‫- تو باغچه من چیکار می‌کنی؟

623
00:42:52,444 --> 00:42:56,148
‫بعدش تو میگی، «نه، اینجا باغچه منه،»
‫و بحثمون ادامه پیدا می‌کنه.

624
00:42:56,198 --> 00:42:58,567
‫می‌دونی که چقدر طول می‌کشه
‫بازرس‌ها برسن.

625
00:42:58,617 --> 00:43:01,287
‫خب، پس بیا بشین منتظر بمونیم.

626
00:43:05,124 --> 00:43:06,158
‫چی می‌خوای؟

627
00:43:06,208 --> 00:43:10,371
‫می‌دونی چرا مامورهای من دارن
‫دونه دونه می‌میرن؟

628
00:43:10,421 --> 00:43:12,790
‫استروآن لوی و کی وایت؟

629
00:43:12,840 --> 00:43:14,875
‫فکر نکنم ماجرای خاصی داشته باشه.
‫فقط...

630
00:43:14,925 --> 00:43:17,169
‫- تصادفیه.
‫- تصادفیه، آره.

631
00:43:17,219 --> 00:43:20,089
‫خب، بعیده که آدم خودش رو تو یه
‫کانتینر حمل و نقل زندانی کنه.

632
00:43:20,139 --> 00:43:21,882
‫و کی وایت ممکنه احمق بوده باشه،

633
00:43:21,932 --> 00:43:26,345
‫ولی نه اونقدری که از یه کشتی که دوازده سال
‫توش زندگی می‌کرده بیفته پایین.

634
00:43:26,395 --> 00:43:28,939
‫خب، همه می‌دونن که اعضای گروه شما
‫زیاد باهوش نیستن.

635
00:43:29,940 --> 00:43:31,934
‫پس تصادفیه که

636
00:43:31,984 --> 00:43:34,520
‫فرانک هارکنس یکی از مامورهای
‫تو رو کشته؟

637
00:43:34,570 --> 00:43:39,074
‫آره، بازرس. بازرس سابق.
‫به اسم اندی نسمیث. می‌شناسیش؟

638
00:43:40,284 --> 00:43:46,156
‫خب، مثل اینکه قبل رفتنش یه کپی
‫از پرونده اسب‌های آرام برداشته.

639
00:43:46,206 --> 00:43:47,908
‫گفتم شاید یه چیزی درباره‌ش بدونی؟

640
00:43:47,958 --> 00:43:50,661
‫و تو بودی که پرونده‌های دیجیتال ما
‫رو پاک کردی.

641
00:43:50,711 --> 00:43:52,663
‫به افرادت بگو بیان پارک

642
00:43:52,713 --> 00:43:54,582
‫- تا بفهمیم چه خبره.
‫- ای خدا.

643
00:43:54,632 --> 00:43:56,759
‫اونجا آخرین جاییه که میریم.

644
00:43:57,926 --> 00:44:01,046
‫یه جوری تو سیستمتون رخنه کردن که
‫جولین آسانژ بفهمه بهتون افتخار می‌کنه.

645
00:44:01,096 --> 00:44:03,382
‫اگه من جات بودم، می‌گفتم
‫فلایت درباره اینکه

646
00:44:03,432 --> 00:44:06,010
‫اندی نسمیث با کی کار می‌کرده
‫تحقیق کنه.

647
00:44:06,060 --> 00:44:08,020
‫فلایت اخراج شده.
‫به خاطر عملکرد بدش.

648
00:44:09,188 --> 00:44:10,222
‫چی شد؟

649
00:44:10,272 --> 00:44:11,724
‫مصاحبه‌ت رو دیده،

650
00:44:11,774 --> 00:44:14,977
‫- و بهت گفته تو تلویزیون چاق به نظر میای؟
‫- خفه شو.

651
00:44:15,027 --> 00:44:16,228
‫خب، ادامه بده.

652
00:44:16,278 --> 00:44:20,866
‫به نظرم فرانک هارکنس داره گندکاری
‫یکی رو جمع می‌کنه.

653
00:44:21,492 --> 00:44:24,870
‫این چند وقت جز من که اعصاب
‫کسی رو خرد نکردی؟

654
00:44:25,537 --> 00:44:29,325
‫یکی که ممکنه فرانک رو استخدام کنه؟
‫می‌دونی، برای تلافی.

655
00:44:29,375 --> 00:44:30,584
‫نه.

656
00:44:31,794 --> 00:44:33,462
‫دایانا. اذیت نکن.

657
00:44:34,380 --> 00:44:35,381
‫نه.

658
00:44:36,965 --> 00:44:40,919
‫ماجرای نیروهای تو ربطی به
‫عملیات‌های فعلی نداره.

659
00:44:40,969 --> 00:44:44,506
‫پس اگه حرف دیگه‌ای نداری،
‫ممنون میشم بزنی به چاک.

660
00:44:44,556 --> 00:44:46,058
‫امروز روز خیلی سختی بود.

661
00:44:47,643 --> 00:44:49,511
‫میشه از در خونه‌ت برم بیرون؟

662
00:44:49,561 --> 00:44:52,064
‫نه. از همون سمتی که اومدی برو بیرون.

663
00:44:53,273 --> 00:44:55,067
‫ولی از در خونه‌ت وارد شدم.

664
00:45:18,340 --> 00:45:20,801
‫هر چقدر آدم‌های بیشتری رو می‌کشم،
‫بیشتر هم...

665
00:45:22,594 --> 00:45:24,513
‫احساس می‌کنم یه آدم عادی هستم.

666
00:45:30,477 --> 00:45:33,105
‫به نظرت مشکل روانی دارم؟

667
00:45:35,941 --> 00:45:36,942
‫آره احتمالاً.

668
00:45:39,570 --> 00:45:41,697
‫آخرین باری که با هم کار کردید کِی بود؟

669
00:45:44,616 --> 00:45:45,617
‫سه سال پیش.

670
00:45:48,036 --> 00:45:49,371
‫بهش اعتماد داری؟

671
00:45:51,749 --> 00:45:52,750
‫آره.

672
00:45:59,631 --> 00:46:03,010
‫هی، هیچکدوم از تلفن‌های پولی
‫کار نمی‌کنن، میرم اونجا رو چک کنم.

673
00:46:10,476 --> 00:46:12,019
‫- بهتره منم همراهش برم. آره.
‫- آره.

674
00:46:37,628 --> 00:46:38,796
‫هی. وایسا.

675
00:46:40,796 --> 00:46:50,796
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M