﻿1
00:00:02,320 --> 00:00:04,280
پدرت یه زمین و یه زن خرید

2
00:00:04,400 --> 00:00:05,920
نوتکا اسم قبیله‌ی مادرم بود

3
00:00:06,000 --> 00:00:09,600
این تیکه‌ی کوچیک زمین
ارزش خیلی زیادی برای امریکایی ها داره

4
00:00:09,680 --> 00:00:12,320
این زمین رو به قیمت معقولانه بفروش

5
00:00:12,400 --> 00:00:14,280
دریاراه نوتکا فروشی نیست

6
00:00:14,320 --> 00:00:16,880
من برای کشور شما یه چیز بسیار باارزش دارم

7
00:00:16,920 --> 00:00:19,480
چیزی که انگلیسیا حاضرن منو بابتش بکشن

8
00:00:19,520 --> 00:00:22,160
یکی رو آوردن لندن تا منو بکشه

9
00:00:22,200 --> 00:00:24,600
و من از الان به چشم و گوشت نیاز دارم

10
00:00:24,680 --> 00:00:26,681
عادت داشتی دامنتو صاف کنی

11
00:00:26,721 --> 00:00:29,761
و بذاری بری، انگار هیچ اتفاقی نیوفتاده

12
00:00:29,801 --> 00:00:32,281
و پدر من دقیقا چه چیزی بهت بدهکاره؟

13
00:00:32,321 --> 00:00:35,201
تمام چیزایی که یه شوهر
باید برای همسرش تامین کنه

14
00:00:35,241 --> 00:00:37,841
در صورت مرگ دلینی

15
00:00:37,921 --> 00:00:39,921
تمام ارث به این بیوه میرسه

16
00:00:40,001 --> 00:00:42,201
اتفاقی که شاید به زودی رخ بده

17
00:00:42,225 --> 00:01:21,225
<font color="#fffc00"><b>.::مووی شو::.
.::MovieSho.Com::.</b></font>

18
00:01:58,364 --> 00:02:00,044
اونجا یه جسد افتاده

19
00:02:03,924 --> 00:02:05,765
جیبای زنه رو بگرد

20
00:02:06,845 --> 00:02:08,325
مَرده

21
00:02:10,645 --> 00:02:12,805
ماهی ها قلبشو خوردن

22
00:02:12,845 --> 00:02:15,325
شاید کار ماهی ها بوده، شایدم نه

23
00:02:17,045 --> 00:02:18,845
دندون نقره ای مال منه

24
00:02:20,565 --> 00:02:22,765
کی یه تیغ واسه دندونش داره؟

25
00:02:45,126 --> 00:02:47,286
آروم باش آقای دلینی

26
00:02:48,886 --> 00:02:52,246
خطری تهدیدت نمیکنه
اهریمنت نجاتت داد

27
00:02:58,047 --> 00:02:59,967
گفتم تعقیبت کنن

28
00:03:00,047 --> 00:03:03,327
مامورم گفت یه سری چیزای
غیرقابل بیان دیده

29
00:03:06,447 --> 00:03:08,367
مجبور شدم بفرستمش مرخصی

30
00:03:09,847 --> 00:03:11,887
مهاجم توی رودخونه‌ست

31
00:03:12,927 --> 00:03:14,967
انگلیسیا میخوان بکشنت

32
00:03:16,087 --> 00:03:18,767
اما ما میخوایم زنده بمونی
عجب وضعی نه؟

33
00:03:23,128 --> 00:03:25,088
مثل سنگ دردو تحمل میکنی

34
00:03:26,168 --> 00:03:28,848
شاید اینم توی آفریقا یاد گرفتی؟

35
00:03:29,928 --> 00:03:32,088
چندتا بخیه دیگه مونده؟

36
00:03:39,128 --> 00:03:41,128
اسمتو به دوستمون دادم

37
00:03:41,168 --> 00:03:44,848
راجع به یه تیکه زمین
تو اقیانوس آرام گفت

38
00:03:45,889 --> 00:03:49,569
گفت همینجوری تو شهر میگردی
و باهاش به همه پز میدی

39
00:03:49,649 --> 00:03:51,329
مثل یه طاووس

40
00:03:55,889 --> 00:03:58,569
ظاهرا الان که نمیتونی پز بدی

41
00:03:59,649 --> 00:04:02,569
من باید با خود کارلبزد صحبت کنم

42
00:04:03,649 --> 00:04:07,129
باید از طرف من یه پیغام
به توماس جافرسون

43
00:04:07,169 --> 00:04:09,689
و رئیس جمهوری ایالات متحده برسونه

44
00:04:10,290 --> 00:04:13,570
در "پونتادلگادا"، کلنید بهم گفت

45
00:04:13,610 --> 00:04:17,770
که برام یه پیغامرسان به
توماس جفرسون پیدا میکنه

46
00:04:17,810 --> 00:04:21,010
خب پس بهم بگو چی میخوای به کارلزبد بگی

47
00:04:21,090 --> 00:04:23,970
و منم بخیه‌تو تموم میکنم و آزادت میکنم

48
00:04:27,730 --> 00:04:29,090
نه؟

49
00:04:34,090 --> 00:04:36,851
از چاقوی جالبی برای بریدنت استفاده کردن

50
00:04:39,131 --> 00:04:41,091
به نظرت چینیه؟

51
00:04:41,131 --> 00:04:42,611
یا مالایا؟
"مردم کشور مالزی"

52
00:04:54,171 --> 00:04:59,611
وقتی با تیکه‌های گوشت آدم که
لای دندونات بود اومدی اینجا...

53
00:05:00,532 --> 00:05:02,492
یه قرار ناگفته باهم گذاشتیم

54
00:05:03,612 --> 00:05:06,652
من بخیه میزنمت و تو بهم اطلاعات میدی

55
00:05:07,772 --> 00:05:10,492
بگو چی در ازای نوتکا میخوای

56
00:05:11,532 --> 00:05:13,892
نرخت چقدره؟

57
00:05:13,932 --> 00:05:16,492
من نرخ ندارم

58
00:05:24,532 --> 00:05:26,693
پس چی میخوای؟

59
00:05:28,813 --> 00:05:30,053
چای

60
00:05:31,933 --> 00:05:35,813
چای؟
 به کارلزبد بگو من چای میخوام

61
00:05:39,093 --> 00:05:40,733
کارلزبد گفت "میدونی،

62
00:05:40,773 --> 00:05:43,333
دلینی ممکنه اونقدر دیوونه باشه
که هم با ما در بیوفته...

63
00:05:43,373 --> 00:05:45,693
هم با پادشاه هم با کمپانی
و هم با 15 ایالت آزاد

64
00:05:48,013 --> 00:05:49,653
شاید حق با خانم بود

65
00:05:51,094 --> 00:05:53,694
خب تو به کارلزبد...

66
00:05:53,734 --> 00:05:55,734
از طرف من بگو...

67
00:05:55,774 --> 00:05:59,574
که من دریاراه نوتکا رو به اون کشوری میدم

68
00:05:59,614 --> 00:06:01,934
که بهم امتیاز انحصاری

69
00:06:02,854 --> 00:06:05,854
تجارت خز در مقابل چای

70
00:06:05,894 --> 00:06:09,054
از "قلعه جورج" تا "کانتون" رو بده

71
00:06:10,854 --> 00:06:12,454
امتیاز انحصاری

72
00:06:13,374 --> 00:06:15,095
من اینو میخوام

73
00:06:16,095 --> 00:06:18,055
تمام چای چین

74
00:06:22,855 --> 00:06:25,295
باید از اول اینو میگفتی

75
00:06:27,015 --> 00:06:29,535
اینطوری انقدر زجر نمیکشیدی

76
00:06:40,576 --> 00:06:42,336
و تو هم گفتی...

77
00:06:43,496 --> 00:06:45,056
خانم...

78
00:06:45,096 --> 00:06:48,336
وقتی به کارلزبد اشاره کردی، مگه نه؟

79
00:06:51,616 --> 00:06:54,336
پس حالا میدونم باید دنبال یه خانوم بگردم

80
00:07:03,616 --> 00:07:06,457
لعنت خدا به دل سیاه شیطون

81
00:07:06,497 --> 00:07:10,097
برین بدین رعیت رو به چوب بکشن

82
00:07:10,137 --> 00:07:12,657
بلکه براشون درس ادب بشه

83
00:07:12,697 --> 00:07:15,537
و یاد بگیرن که به پادشاهشون احترام بذارن

84
00:07:15,577 --> 00:07:17,857
اعلیحضرت
 اوه کوپ

85
00:07:17,897 --> 00:07:21,537
حضرت همایونی، چند نفر از
کمپانی هندشرقی برای دستبوسی اومدن

86
00:07:21,577 --> 00:07:23,577
اوه نه نه نه

87
00:07:23,617 --> 00:07:27,217
نمیخوام با هندشرقی حالمو خراب کنم

88
00:07:27,257 --> 00:07:29,577
جیمز دلینی، یک شهروند عادی

89
00:07:29,617 --> 00:07:32,298
اخیرا یک تیکه زمین رو به ارث برده...

90
00:07:32,338 --> 00:07:34,578
دریاراه نوتکا

91
00:07:34,618 --> 00:07:42,018
این زمین، امکان تجارت مستقیم
با چین رو مهیا میکنه

92
00:07:45,138 --> 00:07:47,138
اگه با دقت بیشتری نگاه کنین

93
00:07:47,178 --> 00:07:49,978
می‌بینین که این زمین مورد نظر

94
00:07:50,018 --> 00:07:53,378
دقیقا روی خط مرز مورد مناقشه با امریکا قرار داره

95
00:07:53,418 --> 00:07:56,379
اوه...
 نه، نه، نه، خدا لطف کرده

96
00:07:56,419 --> 00:08:00,819
اگه زمین روی مرز باشه،
برای پادشاهی یک مسئله محسوب میشه

97
00:08:00,859 --> 00:08:03,099
یه مسئله‌ی جنگی

98
00:08:03,139 --> 00:08:07,579
و این مرد کیه؟ وفاداره؟
 به نظر ما اینطور نیست

99
00:08:08,779 --> 00:08:10,459
یه جمهوریخواهه؟

100
00:08:10,499 --> 00:08:13,739
یه ماجراجو با یه شهرت خیلی منفیه

101
00:08:13,779 --> 00:08:16,859
داستانهایی از جنون، وحشیگری

102
00:08:16,899 --> 00:08:19,419
دزدی و بدتر ازش تعریف میکنن

103
00:08:20,860 --> 00:08:22,820
خب پس آقای کوپ...

104
00:08:22,860 --> 00:08:27,500
از اون آدماییه که خوب میتونین باهاش کنار بیاین

105
00:08:36,140 --> 00:08:38,020
دیشب نیومدی خونه

106
00:08:42,580 --> 00:08:44,580
نجار لازم داریم

107
00:08:44,620 --> 00:08:47,061
آره، زمستونا در یخ میزنه

108
00:08:47,141 --> 00:08:49,821
اگه بتراشیمش تو تابستون ردیفه

109
00:08:52,461 --> 00:08:54,861
پناه بر خدا

110
00:08:54,901 --> 00:08:57,581
من و تو باید بریم لب رودخونه

111
00:08:57,621 --> 00:09:00,661
اما اولش باید زخممو دوباره پانسمان کنم

112
00:09:00,741 --> 00:09:04,061
بهم نوشیدنی و پانسمان بده
 کی اینکارو کرد؟

113
00:09:04,141 --> 00:09:08,101
یه مالایا با یه چاقو و بعدش
یه امریکایی با سوزناش

114
00:09:09,141 --> 00:09:11,702
نوشیدنی و پانسمان بیار دیگه

115
00:09:48,863 --> 00:09:51,583
دوباره حمله میکنن
 خب کی؟

116
00:09:51,623 --> 00:09:53,983
وقتی نجار اومد

117
00:09:54,023 --> 00:09:56,063
بهش بگو میخوام تمام پنجره‌ها
رو با در و تخته ببنده

118
00:09:56,143 --> 00:09:59,543
و دریچه رو به رودخونه
رو هم میخوام ببنده

119
00:09:59,583 --> 00:10:02,024
پس محصاره شدیم

120
00:10:02,064 --> 00:10:05,024
گمونم بتونم همون نجار قبلی رو بیارم

121
00:10:05,064 --> 00:10:07,424
تا همون پنجره‌هایی رو تخته کنه
که پدرت تخته کرد

122
00:10:07,464 --> 00:10:08,584
وقتی محاصره شده بود

123
00:10:08,624 --> 00:10:11,584
و میتونه همون میخ‌های قدیمی
رو توی همون سوراخ‌های قدیمی فرو کنه

124
00:10:12,664 --> 00:10:16,344
و تو هم میتونی با همون تفنگ
قدیمی بشینی یه گوشه

125
00:10:16,384 --> 00:10:20,064
و وقتی مثل بابات، با اخم یه گوشه نشستی

126
00:10:20,144 --> 00:10:22,544
منم همون سوال قدیمی رو میپرسم...

127
00:10:22,584 --> 00:10:25,185
برای چی داری جونتو به خطر میندازی؟

128
00:10:30,865 --> 00:10:34,385
میتونی این پانسمان رو یکم شل کنی
تا بتونم تکون بخورم؟

129
00:10:34,425 --> 00:10:36,425
بلند شو یالا

130
00:10:36,465 --> 00:10:38,065
بلند شو بلند شو

131
00:10:46,745 --> 00:10:48,665
بیل چکار میکنی؟

132
00:10:48,745 --> 00:10:50,866
اینو بگیر
 چشم رییس

133
00:11:02,106 --> 00:11:05,586
حالا که همکار همدیگه‌ایم
چرا نتونیم به همدیگه بخندیم؟

134
00:11:05,626 --> 00:11:07,906
من که نگفتم تو همکار منی

135
00:11:10,026 --> 00:11:11,466
تو خیابونا میگن

136
00:11:11,506 --> 00:11:14,186
تو یه قاتلو کشتی و جیگرشو خوردی

137
00:11:14,266 --> 00:11:16,427
تفنگامو واسم آوردی؟

138
00:11:20,027 --> 00:11:21,867
به مار اعتماد نکن

139
00:11:22,867 --> 00:11:24,747
تپانچه‌های مرد شکن

140
00:11:24,787 --> 00:11:28,667
قدرت تفنگ فتیله‌ای رو داره
اما میتونی تو هر دستت یکیشونو بگیری

141
00:11:28,707 --> 00:11:31,227
خوبه بهتره بهتره

142
00:11:35,067 --> 00:11:38,387
خیلی خب
 پس اگه ما همکار نیستیم، چی هستیم؟

143
00:11:38,427 --> 00:11:42,028
خب من یه بازرگانم، تو پادوی منی

144
00:11:45,068 --> 00:11:48,348
میتونی برام پارو هم بزنی
نمیتونم از خیابون برم...

145
00:11:48,388 --> 00:11:50,108
حداقل فعلا نمیشه

146
00:11:51,188 --> 00:11:53,188
اون سرخپوسته رو می بینی؟

147
00:11:53,268 --> 00:11:55,268
شوهر خواهرمه

148
00:11:55,308 --> 00:11:58,348
میگه بهترین تیکه‌ی آدم
واسه خوردن اینجاست

149
00:11:58,388 --> 00:11:59,868
نرمه

150
00:11:59,908 --> 00:12:01,868
برام گوشت گاو نمکسود آوردی؟

151
00:12:01,908 --> 00:12:03,588
گوشت خوک
 نه

152
00:12:03,628 --> 00:12:04,948
محموله‌ش تازه رسیده

153
00:12:04,988 --> 00:12:06,909
دیر گفتی
 ما خوک نمیخوریم

154
00:12:06,949 --> 00:12:07,789
باشه، باشه

155
00:12:07,869 --> 00:12:10,749
جنسایی که آورده خیلی وقته
رو عرشه بار شده بودن

156
00:12:10,789 --> 00:12:13,709
آره احتمالا اما من بهش اعتماد دارم
پس لطفا پولشو بده

157
00:12:17,429 --> 00:12:19,389
تو کی هستی؟

158
00:12:19,429 --> 00:12:21,069
فرنچ بیل

159
00:12:26,029 --> 00:12:28,069
حالت خوبه؟
 نه

160
00:12:28,149 --> 00:12:30,790
میخوای تا وقتی حالت خوب میشه
بری یه جای دیگه؟

161
00:12:30,870 --> 00:12:32,750
نه، من از لندن نمیرم

162
00:12:32,790 --> 00:12:35,550
اتیکوس، سر عقل بیارش
 نه من از لندن نمیرم

163
00:12:35,590 --> 00:12:37,870
برو خونه اون چیه؟
 قایقه

164
00:12:37,910 --> 00:12:40,550
میدونم قایقه کار میکنه؟
 آره معلومه

165
00:12:40,590 --> 00:12:43,110
چند نفر میتونن سوارش بشن؟
 همه کجا میریم؟

166
00:12:43,150 --> 00:12:44,230
مهماخونه‌ی لینکلن

167
00:12:44,270 --> 00:12:45,830
مهمونخونه لینکلن
 واسه چی؟

168
00:12:49,630 --> 00:12:54,070
روی میزم تو زیرشیروونی
یه نامه دستنوشته هست

169
00:12:54,150 --> 00:12:57,591
میخوام اونو تحویل منشی
اعلیحضرت پادشاه بدی

170
00:12:57,671 --> 00:12:59,311
خودت شخصا

171
00:12:59,391 --> 00:13:00,991
همین امروز، بریس

172
00:13:08,111 --> 00:13:11,071
آقای جیمز دلینی اومدن
 اوه خدا

173
00:13:11,111 --> 00:13:14,311
با چند نفر مسلح و یک آدمخوار اومدن، قربان

174
00:13:14,391 --> 00:13:15,911
بهش بگو من مردم

175
00:13:15,991 --> 00:13:18,711
میگن میخوان وصیتنامه بنویسن

176
00:13:58,073 --> 00:13:59,233
گمشو

177
00:14:00,313 --> 00:14:02,073
قربان، خبر آوردم

178
00:14:02,113 --> 00:14:05,193
گفتم برو گمشو

179
00:14:06,273 --> 00:14:08,833
خبر از جیمز دلینی، قربان

180
00:14:09,873 --> 00:14:10,914
بیا تو

181
00:14:15,834 --> 00:14:17,594
خدای من

182
00:14:17,634 --> 00:14:20,714
سگای تو سری خورده
اومدن معذرت خواهی کنن

183
00:14:22,394 --> 00:14:26,074
آدمکشی که سراغ دلینی فرستادیم...

184
00:14:26,114 --> 00:14:27,914
مرده

185
00:14:27,994 --> 00:14:30,314
دلینی زنده‌ست، قربان

186
00:14:30,394 --> 00:14:34,274
این خبر جدیدی نیست آقای پتیفر
از اول صبح از این قضیه خبر دارم

187
00:14:36,315 --> 00:14:39,075
اما این یه خبر جدیده

188
00:14:40,115 --> 00:14:42,915
تویت شخصا اینو یک ساعت پیش آورد

189
00:14:42,995 --> 00:14:44,915
بخونش

190
00:14:50,115 --> 00:14:53,515
این آخرین وصیت من، جیمز...

191
00:14:57,115 --> 00:15:00,516
در صورت مرگ من،
تمامی دارایی‌ها و زمین‌های اینجانب

192
00:15:00,596 --> 00:15:02,316
به صورت دائمی...

193
00:15:02,396 --> 00:15:09,036
وقف کشور مستقل ایالات متحده امریکا خواهد شد

194
00:15:10,716 --> 00:15:15,436
پس حالا فهمیدیم پسره‌ی وحشی، زرنگم هست

195
00:15:18,636 --> 00:15:22,516
و برقراری صلح و کشیدن مرز،

196
00:15:22,596 --> 00:15:24,796
مبتنی به سربازها نیست

197
00:15:24,836 --> 00:15:27,237
بلکه کلی وکیل بیشتر می‌طلبه

198
00:15:28,237 --> 00:15:31,077
چندصدتا وکیل از هر دو طرف

199
00:15:31,117 --> 00:15:33,917
و اعمال کوچکترین مطالبه یا تغییری،

200
00:15:33,997 --> 00:15:36,677
نیاز به طی کردن روند قضایی داره

201
00:15:36,717 --> 00:15:41,677
و نه تنها نمیتونیم این فاجعه رو
با قتل دلینی حل و فصل کنیم،

202
00:15:41,717 --> 00:15:45,997
بلکه الان باید تحت هر شرایطی
این عوضی رو زنده نگه داریم

203
00:15:52,038 --> 00:15:54,198
چهار تا میخ با یک تخته‌ی چوبی

204
00:15:54,238 --> 00:15:58,078
و مردی به اسم سالومان کوپ
رو تا فردا ظهر بیارین اینجا

205
00:15:58,118 --> 00:16:00,118
از پسش برمیاین؟

206
00:16:06,398 --> 00:16:08,838
تا ظهر، آقای پتیفر

207
00:16:23,439 --> 00:16:27,079
هرکاری بتونم با این آشغال
فاسدی که اتیکوس از عرشه آورد میکنم

208
00:16:27,119 --> 00:16:30,799
پس حداقل میتونی قبل اینکه تصمیم
بگیری نخوریش، میتونی بشینی

209
00:16:32,119 --> 00:16:35,319
و اگه اون جوون نحیف دم در
قراره از تو در مقابل

210
00:16:35,399 --> 00:16:37,199
قاتل‌های هند شرقی محافظت کنه

211
00:16:37,239 --> 00:16:40,520
بدون که تا ساعت دو صبح نشده
زن های مهمونخونه حواسشو پرت میکنن

212
00:16:41,640 --> 00:16:45,080
خب لازم نیست نگران کمپانی هندشرقی باشی

213
00:16:45,120 --> 00:16:50,320
لازم نیست نگران دربار هم بشی

214
00:16:50,440 --> 00:16:52,840
الان فقط خطر آمریکایی‌ها منو تهدید میکنه

215
00:16:52,920 --> 00:16:56,280
اما منطق حکم میکنه که اونا
کم خطرترین بین سه تا دشمن هستن

216
00:16:56,320 --> 00:16:58,120
موافق نیستی؟

217
00:17:07,121 --> 00:17:10,081
تمام اتاقای کوفتی این خونه رو گشتم

218
00:17:10,121 --> 00:17:13,721
به جز انباری پس باید عجله کنم

219
00:17:14,721 --> 00:17:16,961
باید عجله کنم

220
00:18:18,563 --> 00:18:20,324
کی بود؟

221
00:18:23,644 --> 00:18:25,564
وینتر، تو اینجا چکار میکنی؟

222
00:18:27,124 --> 00:18:29,844
بعضی وقتا میام اینجا میخوابم

223
00:18:32,844 --> 00:18:34,564
اینجا میخوابی؟

224
00:18:36,644 --> 00:18:38,124
من دیدمت

225
00:18:39,124 --> 00:18:41,324
دیدم چه بلایی سر مالایا آوردی

226
00:18:42,524 --> 00:18:44,844
مثل یه گرگ، قلبشو دریدی

227
00:18:44,924 --> 00:18:47,085
و بعد انداختیش توی رودخونه

228
00:18:47,125 --> 00:18:48,605
شپلق

229
00:18:48,645 --> 00:18:50,565
و اونم سر خورد...

230
00:18:50,645 --> 00:18:53,125
و مستقیم اومد توی آغوش وینتر

231
00:18:57,565 --> 00:18:59,525
برای همین غنیمتت رو آوردم

232
00:18:59,565 --> 00:19:01,165
بگیرش

233
00:19:01,245 --> 00:19:02,765
مال توئه

234
00:19:10,926 --> 00:19:12,766
بهم جادو یاد بده

235
00:19:13,886 --> 00:19:16,206
منم میخوام گرگ بشم

236
00:19:16,246 --> 00:19:18,086
یا پرنده... تا بتونم پرواز کنم

237
00:19:19,086 --> 00:19:20,846
پرنده‌ی روی گردنت...

238
00:19:21,886 --> 00:19:23,566
میدونم چیه یه...

239
00:19:23,646 --> 00:19:25,086
سنکوفا
"به معنی: برگرد و پس بگیرش"

240
00:19:31,246 --> 00:19:33,686
برو خونه پیش هلگا...

241
00:19:34,726 --> 00:19:37,087
چون اینجا جات امن نیست

242
00:22:11,853 --> 00:22:14,573
تخم مرغ و قهوه‌تون دارن سرد میشن قربان

243
00:22:24,133 --> 00:22:26,853
آخرین باری که مادرم
تو این اتاق بود کی بود؟

244
00:22:30,854 --> 00:22:32,574
وقتی مریض شده بود

245
00:22:32,614 --> 00:22:34,094
مریض؟

246
00:22:39,094 --> 00:22:40,894
تا اونو از بقیه دور نگه دارن؟

247
00:22:41,934 --> 00:22:43,654
نه

248
00:22:43,694 --> 00:22:45,414
برای امنیت خودش

249
00:22:45,454 --> 00:22:47,454
اون چیه؟

250
00:22:52,134 --> 00:22:53,774
علامت

251
00:22:54,854 --> 00:22:56,575
مادرم کشیدش؟

252
00:22:56,615 --> 00:22:58,335
کدوم علامت؟

253
00:23:10,255 --> 00:23:12,695
در آخرین روزهای عمرش
یه کارایی میکرد...

254
00:23:13,575 --> 00:23:15,095
که هیچکس درک نمیکرد

255
00:23:16,095 --> 00:23:17,975
روزای آخر عمرش

256
00:23:18,015 --> 00:23:20,656
وقتی که اجازه نداشت
پا تو خیابون بذاره

257
00:23:20,696 --> 00:23:23,416
یا جلوی مردم آفتابی بشه

258
00:23:23,456 --> 00:23:25,296
و نه انگلیسی صحبت کنه

259
00:23:25,336 --> 00:23:29,216
نه زبان سرخپوستی،
چون اون یه زن دیوونه بود

260
00:23:29,296 --> 00:23:31,416
جیمز...
 نه

261
00:23:32,856 --> 00:23:34,336
اینو توضیح بده

262
00:23:35,336 --> 00:23:38,056
از وقتی منو تو آفریقا زندانی کردن...

263
00:23:39,136 --> 00:23:42,056
منم همین علامتو روی پشتم دارم

264
00:23:50,337 --> 00:23:51,857
چیه؟

265
00:23:54,657 --> 00:23:56,417
تو بهم بگو

266
00:23:59,137 --> 00:24:02,537
حرف نمیزنی اما جواب داری

267
00:24:03,857 --> 00:24:05,337
آره

268
00:24:06,857 --> 00:24:08,857
و به منم جواب میدی

269
00:24:25,458 --> 00:24:27,058
اینجا گورستان کافرهاست

270
00:24:27,098 --> 00:24:28,898
سرخپوستا، غیرمسیحی‌ها...

271
00:24:28,938 --> 00:24:31,098
و اونایی که خودکشی میکنن
اینجا خاک میشن

272
00:24:32,138 --> 00:24:34,098
الان دارن تیمارستان "بدلام" رو تمیز میکنن

273
00:24:34,138 --> 00:24:36,539
به زودی تمام قبرای اینجا رو هم برمیدارن

274
00:25:05,140 --> 00:25:06,980
آقای سالمان کوپ، قربان

275
00:25:07,020 --> 00:25:09,820
منشی خصوصی والاحضرت جورج اول

276
00:25:09,860 --> 00:25:11,580
ممنون گادفری

277
00:25:19,860 --> 00:25:22,580
مگر اینکه یه هدف مشترک پیدا کنیم

278
00:25:24,020 --> 00:25:26,861
خب هیچکدوم از هدف‌های شاه مشترک نیست

279
00:25:26,901 --> 00:25:29,941
و در حال حاضر آدم باید
با تعفن اسم کمپانی رو بگه

280
00:25:29,981 --> 00:25:33,941
تا بتونه توجه حضرت همایونی رو
به خودش جلب کنه

281
00:25:33,981 --> 00:25:35,261
هند رو فراموش کن

282
00:25:35,301 --> 00:25:37,381
به پادشاه بگو هند رو بذاره کنار

283
00:25:37,421 --> 00:25:39,461
پادشاه بیخیال هند نمیشه

284
00:25:39,541 --> 00:25:42,461
اما پادشاه به حرفات گوش میکنه

285
00:25:42,501 --> 00:25:44,981
جدا اونو دست کم گرفتی

286
00:25:46,021 --> 00:25:48,181
من دلینی رو دست کم گرفتم

287
00:25:49,261 --> 00:25:50,822
اینو ببین

288
00:25:50,862 --> 00:25:52,982
یه وصیتنامه نوشته

289
00:25:55,302 --> 00:25:58,622
میدونستی؟
 شما 104 تا جاسوس توی لندن دارین...

290
00:25:59,662 --> 00:26:02,822
ما 202 تا

291
00:26:02,862 --> 00:26:06,062
کدوم یکی از آدمای تویت برای تو کار میکنن؟

292
00:26:06,102 --> 00:26:07,822
همشون مال منن

293
00:26:07,862 --> 00:26:09,822
ضدحال نزن، استوارت

294
00:26:10,862 --> 00:26:13,822
من همه چیزو میدونم
همیشه فرضو بر این بذار که میدونم

295
00:26:13,862 --> 00:26:17,143
پس اینم میدونی که ما مشکلی داریم

296
00:26:17,183 --> 00:26:21,343
که نمیشه با چاقو یا تفنگ حلش کرد

297
00:26:21,383 --> 00:26:23,943
شما مشکل دارین، اما پادشاه نه

298
00:26:25,663 --> 00:26:29,063
امروز صبح یه نامه از دلینی گرفتم

299
00:26:30,383 --> 00:26:33,663
گمونم بهش "حرکت گازانبری" میگن

300
00:26:33,703 --> 00:26:36,343
میگه بندر تجاری نوتکا

301
00:26:36,383 --> 00:26:38,023
و سلاخی گوشت اونجا رو

302
00:26:38,063 --> 00:26:41,584
با کمال میل به نام حکومت انگلستان میزنه

303
00:26:41,624 --> 00:26:44,264
اما فقط در صورتی که امتیاز انحصاری

304
00:26:44,344 --> 00:26:46,784
تجارت پوست سمور...

305
00:26:46,824 --> 00:26:49,264
از ونکوور تا کانتون رو بهش بدیم

306
00:26:49,304 --> 00:26:51,544
کانتون؟

307
00:26:51,584 --> 00:26:55,144
به طرز عجیبی، از کلمه "چای"
در نامه‌ش استفاده نکرده

308
00:26:55,184 --> 00:26:58,144
پس بهش نامه بنویس و
بگو بره به جهنم

309
00:26:58,184 --> 00:27:00,384
خب شاید قبل اینکه به دلینی نامه بنویسم

310
00:27:00,424 --> 00:27:01,984
بهتره راجع به هند صحبت کنیم؟

311
00:27:04,384 --> 00:27:08,025
میخوای اجازه بدی این وحشی
سیاست ما در قبال امریکا رو تعیین کنه؟

312
00:27:08,065 --> 00:27:10,345
سیاست ما در قبال امریکا ساده‌ست...

313
00:27:10,385 --> 00:27:12,865
بازگردانی تمامی سرزمین‌هایی
که به زور از ما گرفته شدن

314
00:27:12,945 --> 00:27:14,585
غرب میشیگان

315
00:27:14,625 --> 00:27:17,585
خط مرزی توسط وکلا تعیین میشه

316
00:27:17,625 --> 00:27:21,785
که یعنی به طور قطع دلینی
میتونه ونکوور رو بهمون بده

317
00:27:22,825 --> 00:27:26,585
و در ازاش میخوای کمپانی هندشرقی رو بفروشی؟

318
00:27:26,625 --> 00:27:30,546
مشکلی که با پادشاه سر بمبئی دارین
رو حل کن، بعدش میتونیم باهم صحبت کنیم

319
00:27:30,586 --> 00:27:33,546
به نظر من که همه چیز صاف و ساده ‌ست

320
00:27:33,586 --> 00:27:37,986
متوجهی که دلینی فقط دنبال انتقام گرفتنه؟

321
00:27:39,626 --> 00:27:42,626
و چرا جیمز دلینی باید انقدر
از کمپانی هندشرقی متنفر باشه؟

322
00:27:45,306 --> 00:27:48,106
چه بلایی سرش آوردی استوارت؟

323
00:27:49,746 --> 00:27:51,626
همیشه فرضو بر این بذار که من میدونم

324
00:27:53,866 --> 00:27:55,427
پس اینو بدون

325
00:27:59,827 --> 00:28:04,067
اگه امریکایی‌ها هم این امتیاز انحصاری
رو به دلینی بدن،

326
00:28:04,107 --> 00:28:06,827
اون خیلی راحت زمینو به اونا میفروشه

327
00:28:08,907 --> 00:28:11,747
حالا اینجاست که پادشاه و کمپانی،

328
00:28:11,787 --> 00:28:14,547
شاید بتونن یه هدف مشترک پیدا کنن

329
00:28:15,867 --> 00:28:18,307
جاسوسام میگن یه بیوه هست

330
00:28:22,468 --> 00:28:26,068
بانوی من، از آوردن این خبر بسیار شرمندم

331
00:28:26,148 --> 00:28:31,348
مرگ پدر من کار قضا نبود، کار یک نفر بود

332
00:28:32,908 --> 00:28:36,068
اون فرانسوی ملعون با کله‌ی کوچیکش

333
00:28:36,108 --> 00:28:37,788
ناپلئون

334
00:28:40,268 --> 00:28:43,868
که دل یک ملت خسته را شرمنده میکنی

335
00:28:43,908 --> 00:28:46,349
سرشون رو قطع میکنی...
لعنت به فرانسویا

336
00:28:46,389 --> 00:28:47,869
لعنت به ناپلئون

337
00:28:47,909 --> 00:28:50,349
...همچون لاشه‌هایی در تور ماهیگیری ...

338
00:28:51,629 --> 00:28:53,869
و در خیابان‌ها...

339
00:28:53,909 --> 00:28:59,269
هنوزم کسایی هستن که بگن
فقط یه هیولا میتونه یه هیولا رو رام کنه

340
00:28:59,349 --> 00:29:05,069
و برای گرفتن انتقام مرگ
آدم های خوبی همچون پدرم

341
00:29:05,149 --> 00:29:09,549
ما هم باید هیولای خودمون رو پیدا کنیم
و اسمش رو ناپلئون بذاریم

342
00:29:09,589 --> 00:29:11,070
خدا پادشاه رو برکت بده

343
00:29:16,910 --> 00:29:19,590
‫عذر میخوام آقا
‫نمایش داره تموم میشه

344
00:29:19,630 --> 00:29:22,350
‫اگه هر کدوم از دخترای گروه کُر
‫برای خدمتکار شدن چشمتون رو گرفته٬ آقا

345
00:29:22,390 --> 00:29:24,710
‫قیمتشون برای هر ساعت شش پنی هست

346
00:29:25,630 --> 00:29:27,630
‫دخترایی که دیالوگ داشتن
‫قیمتشون نیم کرون هست

347
00:29:28,830 --> 00:29:32,150
‫توی گروه کُر پسر هم هست
‫اگه ترجیح میدین آقا

348
00:29:33,430 --> 00:29:36,591
...‫اون بانوی بدبخت که پدرش

349
00:29:36,631 --> 00:29:38,791
‫یجوری توسط ناپلئون کشته شده

350
00:29:38,871 --> 00:29:41,391
‫ اون چی؟
‫ اسمش لورنا بو ئه

351
00:29:41,431 --> 00:29:45,071
‫بله خب٬ متاسفانه خانم بو خدمتکار نیستن

352
00:29:45,111 --> 00:29:46,791
‫همیشه یا امشب؟

353
00:29:46,871 --> 00:29:50,591
‫همیشه آقا٬ چون خیلی ایرادگیره و
‫خودش رو کلاس بالا میدونه آقا

354
00:29:52,671 --> 00:29:55,271
‫من از طرف اعلی‌حضرت پادشاه اینجایم

355
00:29:56,311 --> 00:29:58,071
‫این رو به خانم بو بده

356
00:29:58,111 --> 00:30:00,512
‫فقط خانم بو

357
00:30:01,592 --> 00:30:04,192
اینم مزد زحمتی که میکشی

358
00:30:27,353 --> 00:30:30,833
‫خب٬ تو از همه‌ی اسرار همه‌ی
‫جلسات خبر داری مگه نه؟

359
00:30:30,873 --> 00:30:34,553
‫و همینطور هر وقت دستشون رو بالا میارن
‫میشنوی چی میگن

360
00:30:37,073 --> 00:30:39,033
‫من اون اطلاعات رو میخوام

361
00:30:40,873 --> 00:30:43,033
‫بابتش بهت پول میدم

362
00:30:43,073 --> 00:30:45,553
‫ماهی یک پوند بهت میدم

363
00:30:48,073 --> 00:30:50,354
‫از کجا درباره‌ی من میدونستی؟

364
00:30:50,434 --> 00:30:54,314
‫چون من تو تمام شهر چشم و گوش دارم

365
00:30:54,354 --> 00:30:57,274
‫تو جاهای مختلف٬ همینطور تو خود کمپانی

366
00:31:02,354 --> 00:31:05,834
‫باور کن نمیخوام هیچ آسیبی به تو برسه گادرز

367
00:31:05,874 --> 00:31:08,314
‫ اگه گیر بیفتم...
‫ چی؟

368
00:31:08,354 --> 00:31:12,074
‫اگه حین گفتن رازهای
...‫کمپانی به یه دلینی گیر بیفتم

369
00:31:12,154 --> 00:31:16,035
‫تو گیر نمیفتی
‫چون من ازت محافظت میکنم

370
00:31:19,435 --> 00:31:22,275
‫میدونی٬ من توی حوزه همیشه هواتو داشتم

371
00:31:24,635 --> 00:31:26,355
‫البته تو بهترین دوستم بودی

372
00:31:27,355 --> 00:31:28,755
‫البته

373
00:31:30,475 --> 00:31:33,755
‫من اونجا فکر میکردم ما فقط
‫با هم همکار صمیمی هستیم

374
00:31:36,875 --> 00:31:39,555
‫توی تالار بزرگ ما گاهی اوقات دورهم جمع نمی شدیم؟

375
00:31:40,556 --> 00:31:42,356
‫اون روزها عالی بود

376
00:31:43,356 --> 00:31:45,076
بهترین اوقاتم بود

377
00:31:48,556 --> 00:31:50,556
‫پس تو میتونی بهم اعتماد کنی...

378
00:31:51,636 --> 00:31:53,756
‫و من ازت محافظت میکنم

379
00:32:07,077 --> 00:32:09,317
‫کارت از الان شروع میشه

380
00:32:09,357 --> 00:32:10,837
‫وای خدا

381
00:32:10,877 --> 00:32:14,077
‫شکاف بین هند شرقی و پادشاه چقدره؟

382
00:32:14,157 --> 00:32:16,317
‫من برای کار یکم الان گیجم

383
00:32:16,357 --> 00:32:19,357
‫هدف مشترک رو پیدا کردن
‫یا هنوز یا هم اختلاف دارن؟

384
00:32:21,557 --> 00:32:23,837
‫باهام حرف بزن دِ لعنتی

385
00:32:28,877 --> 00:32:30,838
دختر عموی عزیزم

386
00:32:30,878 --> 00:32:33,558
‫من دارم دفاتر پدرم رو بدست میارم

387
00:32:33,598 --> 00:32:36,038
من کمپانی تجاری دلینی رو در

388
00:32:36,078 --> 00:32:38,998
اتحادیه‌ی "لوید‌های لندن" ثبت کردم
و کشتیم رو آماده میکنم

389
00:32:39,078 --> 00:32:43,798
‫تا وقتی زمانش رسید
‫و کمپانی شکست خورد

390
00:32:43,878 --> 00:32:46,158
‫بتونیم بریم

391
00:32:46,198 --> 00:32:49,038
‫من دارم گروهی از نوکرهای وفادار رو استخدام میکنم

392
00:32:49,078 --> 00:32:51,078
‫که هیچ کدومشون جز برای
‫تسهیل این هدف والا

393
00:32:51,158 --> 00:32:54,278
‫هیچ ارزشی برای من ندارن

394
00:32:54,358 --> 00:32:57,319
‫وقتی انگلستان رو ترک کردم
‫فقط یه پسر بچه بودم

395
00:32:57,359 --> 00:33:00,119
‫حالا که برگشتم
‫خیلی چیزها تغییر کرده

396
00:33:00,159 --> 00:33:04,279
‫ترک کردن انگلستان توسط تو یه برخورد
‫کوچیک از انگشتای یه هیپنوتیزم کننده بود

397
00:33:04,279 --> 00:33:06,959
‫به خودم اومدم و عمق گناهمون رو متوجه شدم

398
00:33:06,959 --> 00:33:09,039
‫من بخشش رو در ذات خدا و در شوهرم یافتم

399
00:33:09,079 --> 00:33:13,399
‫و نمیخوام هیچ نقشی در نقشه‌ها
‫یا آینده‌ی تو داشته باشم

400
00:33:13,439 --> 00:33:15,239
‫ولی آینده ماییم

401
00:33:16,279 --> 00:33:18,279
‫شوهرت از الان مرده

402
00:33:18,359 --> 00:33:21,280
‫و این رو از طرز اطاعت کردنش از تو میتونی ببینی

403
00:33:22,840 --> 00:33:25,280
‫باید رهاش کنی٬ ای بیچاره

404
00:33:25,360 --> 00:33:27,040
‫تو شکنجه‌ش میدی

405
00:33:29,440 --> 00:33:32,280
‫الانشم اونقدری خیانت اطرافمون هست

406
00:33:32,360 --> 00:33:34,800
‫که نیازی نیست بهشون اضافه کنیم

407
00:33:34,840 --> 00:33:38,280
‫نامه‌هایی که به این آدرس میان
‫بقیه ازش خبردار میشن

408
00:33:39,360 --> 00:33:43,520
‫شوهرم خشن و مسیحیه
‫ازش استقبال میکنم

409
00:33:43,560 --> 00:33:45,281
‫لایقش هستم

410
00:33:46,281 --> 00:33:48,841
‫شوهرت همینطور یه احمقه

411
00:33:48,881 --> 00:33:51,481
‫نمیتونه همه‌ی تو رو ببینه

412
00:33:52,561 --> 00:33:55,961
‫من به جاهایی سفر کردم که هیچ نفرینی ندارن

413
00:33:57,041 --> 00:34:00,801
‫ما قبلاً تو گوشه‌های تاریک
‫بدون کلمات با هم حرف میزدیم

414
00:34:00,841 --> 00:34:04,281
‫کنجکاوی و عطشت برای
‫همه‌ی احتمالات اون بیرون

415
00:34:04,361 --> 00:34:07,521
‫هیچوقت نباید در افسار
‫اخلاقیات مذهبی بنیادین قرار بگیرن

416
00:34:07,561 --> 00:34:10,642
‫بیمه‌ی کشتی و چین جدید

417
00:34:11,762 --> 00:34:15,042
‫لطفاً آگاه باش که از این لحظه
‫نامه‌هات رو بدون خوندن

418
00:34:15,082 --> 00:34:16,802
‫میسوزونمشون

419
00:34:16,842 --> 00:34:20,642
‫بعدش در رویاهات به دیدارت میام عشقم

420
00:34:20,682 --> 00:34:23,242
‫لطفاً٬ من دخترعموتم

421
00:34:23,282 --> 00:34:25,482
‫جور دیگه بهم فکر نکن

422
00:34:38,083 --> 00:34:40,803
‫یه زن اینجاست که میخواد تو رو ببینه
‫و قسم میخورم تنها راهی

423
00:34:40,843 --> 00:34:44,043
‫که میتونستم جلوش رو بگیرم این بود که
‫از اون هفت‌تیری که بهم دادی استفاده کنم

424
00:34:44,083 --> 00:34:47,043
‫و فکر نکن از استفاده ازش میترسم
‫چون اون دیوونه‌ست

425
00:34:47,083 --> 00:34:49,803
‫ و ادعا میکنه معشوقه‌ی منه
‫ معشوقه‌ی تو؟

426
00:34:49,843 --> 00:34:51,803
‫میگه این خونه مال اونه

427
00:34:52,803 --> 00:34:54,043
‫صحیح

428
00:35:00,844 --> 00:35:04,764
‫من بهترین وکیل لندن رو
‫برای خودم اختیار کردم

429
00:35:09,564 --> 00:35:11,244
‫وکیلت اینه؟

430
00:35:12,444 --> 00:35:15,804
‫وکیلم بهم اطمینان داده که
‫به عنوان بیوه‌ی هوراس دلینی

431
00:35:15,844 --> 00:35:20,764
‫به واسطه‌ی قانون بدیهی این سرزمین
‫این خانه نصفش مال منه

432
00:35:23,284 --> 00:35:25,805
‫ اون یه کپیه
‫ حالا داره میسوزه

433
00:35:27,005 --> 00:35:30,045
‫نوکرم میخواد به صورتت شلیک کنه

434
00:35:30,085 --> 00:35:32,365
‫حالا نوکرت هم نصفش مال منه

435
00:35:34,405 --> 00:35:39,645
‫خب٬ چیزی که الان سوزوندم
‫اندرز بود یا گمانه‌زنی؟

436
00:35:39,685 --> 00:35:42,045
‫شما راستش نامه‌ی قصد من رو سوزوندین

437
00:35:42,085 --> 00:35:45,045
‫و قصد دارید با خونه‌ی من

438
00:35:45,085 --> 00:35:46,845
‫چیکار کنید؟

439
00:35:47,885 --> 00:35:50,526
‫اول اینکه اون تخته‌های زشت رو عوض کنم

440
00:35:50,566 --> 00:35:52,286
...‫ خانم بو
‫ خانم دلینی

441
00:35:52,366 --> 00:35:56,006
‫خانم بو٬ میدونید چرا رو پنجره‌های
‫این خونه٬ تخته زدیم؟

442
00:35:56,046 --> 00:35:57,806
‫فکر کنم٬ تا مردم خوشبخت اون بیرون

443
00:35:57,846 --> 00:36:00,806
‫نتونن داخل این ساختمون رو ببینن

444
00:36:00,846 --> 00:36:04,446
‫نه٬ چون آدمای شروری اون بیرون هستن
‫که دوست دارن من بمیرم

445
00:36:05,846 --> 00:36:09,246
‫هر چند٬ نه هند شرقی نه پادشاه
‫بخاطر وصیت‌نامه‌ت

446
00:36:09,286 --> 00:36:11,006
‫قصد جونت رو نخواهند کرد

447
00:36:11,046 --> 00:36:14,646
‫تنها آدمایی که از مرگت
‫منفعت میبرن٬ آمریکایی‌ها هستن

448
00:36:14,686 --> 00:36:17,527
‫ولی تو مذاکره با آمریکایی‌ها رو شروع کردی

449
00:36:17,567 --> 00:36:21,007
‫پس مطمئناً همین که تخته‌ها رو برداشتیم
‫میتونیم پرده جاشون بزنیم

450
00:36:21,047 --> 00:36:24,567
‫تو نسبت به کسی که خیلی کم میدونه
‫به نظر خیلی میدونی

451
00:36:25,607 --> 00:36:28,287
‫باید بدونی که من مرد خیلی خطرناکیم

452
00:36:28,367 --> 00:36:30,287
‫به منم اینو گفتن

453
00:36:31,847 --> 00:36:34,047
‫و کی مدام این مزخرفات رو بهت میگه؟

454
00:36:34,087 --> 00:36:37,247
‫نماینده‌ی اعلی‌حضرت پادشاه٬ جرج

455
00:36:37,287 --> 00:36:39,647
‫جزئیات وضعیت تو رو بهم گفته

456
00:36:39,687 --> 00:36:42,568
‫و خود شاه مستقیماً کسی بود که پول نوشتن

457
00:36:42,608 --> 00:36:45,568
‫اون تکه کاغذ خیلی گرون رو که
‫تو همین الان سوزوندی داد

458
00:36:45,608 --> 00:36:48,528
‫به عنوان یه قانون٬ شورای پادشاه
‫به ندرت با یه بازیگر زن

459
00:36:48,568 --> 00:36:52,288
‫وارد معامله میشه٬ مگه اینکه به کوچه‌ی پشتی
‫"میدن لین" ربط داشته باشه

460
00:36:53,408 --> 00:36:56,208
‫همینطور اون تکه کاغذی که
‫همین الان سوزوندی بیان میکنه که

461
00:36:56,248 --> 00:36:57,608
‫به عنوان بیوه‌ی هوراس دلینی

462
00:36:57,648 --> 00:37:00,368
‫من همینطور مالک نصف
‫موقعیت تجاری دریاراه نوتکا هستم

463
00:37:00,408 --> 00:37:02,968
‫و باور دارم نوتکا برا تو و پادشاه

464
00:37:03,008 --> 00:37:04,648
‫بسیار ارزشمنده

465
00:37:06,329 --> 00:37:10,369
‫پس٬ همونطور که میتونی ببینی
‫معاوضه‌ی خیلی ساده‌ایه آقای دلینی

466
00:37:10,409 --> 00:37:14,289
‫نیمه‌ی سهمت از خونه
‫در برابر نیمه‌ی سهمم از زمینی

467
00:37:14,329 --> 00:37:17,489
‫که هیچ علاقه یا استفاده‌ای براش ندارم

468
00:37:17,529 --> 00:37:20,569
‫من همینطور یه صندوق پر از متعلقات پدرتون دارم

469
00:37:20,609 --> 00:37:24,769
‫نامه‌هایی به شما٬ نامه‌هایی
‫به پدرتون از طرف مادرتون

470
00:37:25,809 --> 00:37:27,809
...‫نقاشی‌هایی از نوتکا٬ طراحی‌ها

471
00:37:28,809 --> 00:37:30,410
‫نه نه

472
00:37:30,450 --> 00:37:31,810
‫بریس

473
00:37:31,850 --> 00:37:33,650
‫بریس

474
00:37:34,690 --> 00:37:36,170
‫هفت‌تیر رو بیارم؟

475
00:37:36,210 --> 00:37:38,410
‫نه٬ همین الان یه اتاق برای این خانم آماده کن

476
00:37:41,970 --> 00:37:44,490
‫ دوست دارم پنجره‌ش به سمت رودخونه باشه
‫ باشه

477
00:37:46,850 --> 00:37:50,690
‫برو دیگه٬ سریع یه آتیش تو اتاق
‫قدیمی مادرم براش روشن کن

478
00:37:59,051 --> 00:38:01,851
‫نفرت دارم این چیزا رو تو قفس ببینم

479
00:38:02,931 --> 00:38:04,931
‫اگه با پادشاه در تماسی

480
00:38:04,971 --> 00:38:06,891
‫پس خودت رو در خطر بزرگی قرار دادی

481
00:38:07,851 --> 00:38:11,131
‫تو میتونی اینجا بمونی
‫در زمانی که ما کار خودمون رو درست میکنیم

482
00:38:13,331 --> 00:38:15,331
‫عصر بخیر خانم بو

483
00:38:32,812 --> 00:38:34,292
‫داشتم رد میشدم

484
00:38:34,332 --> 00:38:36,092
‫از گرینویچ

485
00:38:37,052 --> 00:38:38,852
‫کار دارم

486
00:39:05,893 --> 00:39:07,933
‫توی مجله دیدم که الان صاحب یه کشتی شدی

487
00:39:09,453 --> 00:39:12,534
‫هر روز هفت صبح مجله رو میخونم

488
00:39:12,574 --> 00:39:15,014
‫زنم نون تست میخوره

489
00:39:17,014 --> 00:39:19,414
‫دنبال کشتی‌های تازه خریده شده هستم

490
00:39:22,014 --> 00:39:24,174
من بیمه‌گر لوید‌ها هستم
 قهوه؟

491
00:39:25,534 --> 00:39:27,574
‫نه

492
00:39:27,614 --> 00:39:30,614
‫من مایلم تا بیمه‌ی کشتی‌هات رو بر عهده بگیرم

493
00:39:30,654 --> 00:39:33,054
میتونم مطمئن بشم که بدنه کشتی
درست قیرزنی بشه

494
00:39:33,094 --> 00:39:36,175
و یه وقت کسی کم کاری نکنه

495
00:39:36,215 --> 00:39:39,495
تا کشتی رو کرم و نمک بزنه
و تو دریای آفریقا غرق بشه

496
00:39:40,615 --> 00:39:43,895
‫ولی تجارت من تو آفریقا نیست
‫تو غربه

497
00:39:45,775 --> 00:39:48,335
‫اون نامه‌ی اون جا از طرف نجارمه

498
00:39:50,695 --> 00:39:53,055
‫تو حرفه‌ی من٬ ما به شانس اعتقاد داریم

499
00:39:53,095 --> 00:39:57,255
‫توی حرفه‌ی بیمه‌ی کشتی
‫شانس الهه‌ی منفعته

500
00:39:57,295 --> 00:40:00,336
‫شانس شما آقای دلینی پایینه

501
00:40:00,376 --> 00:40:02,456
‫سوابق شما پایینن

502
00:40:02,496 --> 00:40:04,776
‫تو کشتی‌ها رو غرق میکنی

503
00:40:05,816 --> 00:40:08,056
‫مفید بودن تو اندازه‌ی یه سوراخ توی بدنه‌ی کشتیه

504
00:40:09,056 --> 00:40:11,056
‫من سوابقتون رو بررسی کردم

505
00:40:11,096 --> 00:40:14,016
‫شما سوار کشتی‌ای بودین که توی آفریقا غرق شد

506
00:40:15,056 --> 00:40:16,616
‫یه کشتی حامل برده؟

507
00:40:21,456 --> 00:40:24,656
‫باور دارم که انسان میتونه تغییر کنه

508
00:40:25,697 --> 00:40:30,817
‫و همینطور باور دارم این ربطی به شما نداره

509
00:40:34,017 --> 00:40:35,817
‫و از اونجایی که اینجایید

510
00:40:35,857 --> 00:40:38,657
‫این سند بهتون نشون میده

511
00:40:39,577 --> 00:40:42,817
‫که کشتی من توسط یک دلال بیمه به نام کوپ

512
00:40:42,857 --> 00:40:44,497
‫بیمه شده

513
00:40:45,937 --> 00:40:47,817
‫و اگه با دقت نگاه کنید

514
00:40:47,857 --> 00:40:51,178
‫احتمالاً دست خط منو تشخیص میدین

515
00:41:07,938 --> 00:41:11,178
‫میخواستم بدونم٬ پیشنهاد قهوه
‫هنوز سر جاش هست؟

516
00:41:26,419 --> 00:41:27,779
‫میدونی...

517
00:41:28,939 --> 00:41:30,779
‫منو تهییج میکنه

518
00:41:30,859 --> 00:41:32,699
‫فکر این که...

519
00:41:33,579 --> 00:41:36,019
‫وقتی میفهمم زن تحت اختیار من...

520
00:41:37,059 --> 00:41:39,259
‫توان اجرای همچین کاری رو داره

521
00:41:41,580 --> 00:41:43,780
‫میتونه خیلی سرد به نظر بیاد

522
00:41:43,860 --> 00:41:46,060
‫حداقل عادت کرده

523
00:41:47,300 --> 00:41:49,500
‫حالا راز توی سرش رو میدونم

524
00:41:51,820 --> 00:41:53,780
‫و این منو خیلی مشتاق میکنه

525
00:41:53,860 --> 00:41:55,820
‫و خیلی عصبانی

526
00:42:00,340 --> 00:42:01,900
‫و اون خوشش میاد

527
00:42:03,980 --> 00:42:09,061
‫از وقتی برگشتی رابطه ما تقریباً جذاب تر شده

528
00:42:10,141 --> 00:42:12,301
‫ما رو از مشتاق تر می کنه

529
00:42:12,341 --> 00:42:15,301
‫به این فکر میکنم که این شرور...

530
00:42:16,421 --> 00:42:20,981
‫این فرد شرور رو تو زندگیم دارم و
‫وظیفه‌ی مادام‌العمر منه که تنبیهش کنم

531
00:42:23,901 --> 00:42:26,301
‫جفتمون این زندگی رو دوست داریم

532
00:42:27,941 --> 00:42:29,981
‫یه زندگی زیبا

533
00:42:31,022 --> 00:42:33,982
‫و تو صبح من مجله میخونم

534
00:42:34,062 --> 00:42:36,022
‫و اون نون تستش رو میخوره

535
00:42:37,182 --> 00:42:39,462
‫مثل یه پرنده کوچولوی شیرین

536
00:42:46,862 --> 00:42:50,302
‫من اینجا نیومدم تا بهتون بیمه بفروشم آقای دلینی

537
00:42:52,342 --> 00:42:54,062
‫اومدم ازتون تشکر کنم

538
00:43:51,585 --> 00:43:52,945
‫منو احضار کردی؟

539
00:43:54,345 --> 00:43:56,145
‫الان اینجایم
‫چی میخوای؟

540
00:44:02,345 --> 00:44:04,425
‫میخوای دعا کنیم؟

541
00:44:10,386 --> 00:44:13,066
‫قبلاً فکر میکردم ما یکی هستیم

542
00:44:13,106 --> 00:44:14,986
‫هستیم

543
00:44:15,986 --> 00:44:17,626
‫نیستیم

544
00:44:21,866 --> 00:44:23,306
‫حالا...

545
00:44:24,386 --> 00:44:26,386
‫دیگه نمیخوام دوباره ببینمت

546
00:44:27,786 --> 00:44:29,826
‫بازم با هم حرف میزنیم

547
00:44:29,866 --> 00:44:31,826
‫نه نمیزنیم

548
00:44:31,866 --> 00:44:33,906
‫ولی میزنیم

549
00:45:13,428 --> 00:45:15,748
‫ بانو
‫ خانم دلینی

550
00:45:15,788 --> 00:45:17,228
نوشیدنی میخورین؟

551
00:45:18,148 --> 00:45:21,548
‫ نه تا قبل از اجرا
‫ امشب اجرایی نخواهد بود

552
00:45:21,628 --> 00:45:25,509
‫اجرا خواهد بود وگرنه تو کوونت گادرن شورش میشه

553
00:45:25,549 --> 00:45:28,109
‫تا زمانی که مقدمات کار آماده بشه

554
00:45:28,149 --> 00:45:30,549
‫بهتون توصیه میکنم مطلقاً جایی نرین

555
00:45:30,629 --> 00:45:33,549
‫از الان به بعد٬ تو یه نقطه ضعفی

556
00:45:33,629 --> 00:45:35,549
‫این خیالات سر من نمیان

557
00:45:35,629 --> 00:45:37,989
‫اگه برین بیرون

558
00:45:38,029 --> 00:45:40,549
‫اونها پیداتون میکنن و
‫استفاده‌ای هم براتون پیدا میکنن

559
00:45:40,629 --> 00:45:42,349
‫سخت بتونن از من استفاده کنن

560
00:45:43,349 --> 00:45:46,829
‫"اونها"یی در کار نیست و یه اجرا خواهد بود

561
00:45:47,869 --> 00:45:49,549
‫تو مسلحی؟

562
00:45:50,630 --> 00:45:53,110
‫یه کالسکه به "دوری لین" برام بگیر٬ میشه؟

563
00:45:55,150 --> 00:45:57,630
‫باید اون زن رو از این خونه بیرون کنی

564
00:45:57,670 --> 00:46:00,550
‫وگرنه قسم میخورم خودش و
‫قناری لعنتیش رو میکشم

565
00:46:04,550 --> 00:46:06,110
‫بریس

566
00:46:07,270 --> 00:46:09,270
‫دو تا کالسکه بگیر

567
00:46:20,631 --> 00:46:23,111
‫می‌بینم که دوباره کسالت داری

568
00:46:24,751 --> 00:46:26,511
‫خون دیدم

569
00:46:28,031 --> 00:46:29,151
‫چطور؟

570
00:46:30,271 --> 00:46:33,111
‫کجا؟ رختشوی خونه رو گشتی؟

571
00:46:33,151 --> 00:46:35,551
‫وظیفه‌ی منم هست

572
00:46:38,271 --> 00:46:41,512
‫به نظر میاد با هم نمیتونیم
‫جلوی بالا اومدن ماه رو بگیریم

573
00:46:41,552 --> 00:46:45,232
‫میشه برام چند تا پرتقال بیاری؟
‫چند تا پرتقال میل دارم

574
00:46:52,152 --> 00:46:56,552
‫هرچه برای خود می‌پسندی برای دیگران نیز بپسند

575
00:47:08,953 --> 00:47:11,833
‫میدونی ما اصلاً پول چین جدید رو نداریم؟

576
00:47:11,873 --> 00:47:14,073
‫پس این دلیلت برای قبول نکردنشه

577
00:47:15,753 --> 00:47:19,913
‫آدمای بارانداز که بهشون پول میدم
‫چندین گروه بچه تو دستشون دارن

578
00:47:19,953 --> 00:47:22,073
‫من خون به دستم رسید

579
00:47:36,154 --> 00:47:37,874
‫زیلفای عزیزتر از جانم

580
00:47:38,874 --> 00:47:41,074
‫پوزش میخوام

581
00:47:42,154 --> 00:47:44,354
‫که درکت نمیکنم

582
00:47:45,434 --> 00:47:47,554
‫ولی میتونی اجازه بدی

583
00:47:47,634 --> 00:47:49,634
یه مرد راستگو کنارت باشه

584
00:47:49,674 --> 00:47:53,034
‫که قول میده بهترین چین رو برات بخره

585
00:47:54,034 --> 00:47:59,435
‫اگه فقط موافقت کنی

586
00:47:59,475 --> 00:48:02,555
‫ پرتقال٬ خانم
‫ اون پرتقال نمیخواد

587
00:48:07,155 --> 00:48:09,355
‫ما هممون میدونیم اون چی میخواد

588
00:48:20,556 --> 00:48:23,556
‫و بعدازظهر وقتی نوشیدنی می خوره
‫خیلی بدتر هم میشه

589
00:48:25,036 --> 00:48:27,796
‫وقتی تو بهترین حالشه یکم از یه انسان بدتره

590
00:48:28,716 --> 00:48:30,516
‫وستریس

591
00:48:30,516 --> 00:48:32,516
‫تا وستریس رو نیاوردی بالا نمیتونی ادامه بدی

592
00:48:32,556 --> 00:48:33,636
‫وستریس

593
00:48:33,676 --> 00:48:37,516
‫وستریس

594
00:48:37,556 --> 00:48:38,796
‫هی هی

595
00:49:03,877 --> 00:49:05,557
‫لورنا بو؟

596
00:49:09,877 --> 00:49:11,478
‫بیا بیا

597
00:49:18,318 --> 00:49:21,278
‫اگه منو به "اُلد استریت" ببرید
‫یه درشکه پیدا میکنم

598
00:49:22,278 --> 00:49:24,798
‫انگار داشتی از کسی فرار میکردی

599
00:49:25,718 --> 00:49:27,478
‫تو داشتی منو تعقیب میکردی؟

600
00:49:28,518 --> 00:49:32,078
‫به گمونم بین طبقات پست جامعه
‫خواستگارهای زیادی داری

601
00:49:32,118 --> 00:49:35,199
‫و منم برای مدت زیادی
‫یکی از اونا بودم

602
00:49:38,119 --> 00:49:40,079
‫چرا دور زدیم؟

603
00:49:40,119 --> 00:49:42,319
‫اسم تو رو به ما دادن

604
00:49:42,399 --> 00:49:44,599
‫قیمتی که دادن دو سکه‌ی
‫ساورین"معادل یک پوند" بود

605
00:49:44,639 --> 00:49:46,839
‫من خدمتکار نیستم

606
00:49:46,879 --> 00:49:51,559
‫ولی ما اینجاییم و یه مهمونی با آتیش هست

607
00:49:51,599 --> 00:49:54,399
‫حالا٬ این آقای محترم یه دوکه

608
00:49:54,439 --> 00:49:57,799
‫مخصوصاً تو رو درخواست کرده و
‫مدیر تئاترت بهش گفته

609
00:49:57,839 --> 00:49:59,599
‫تو حتماً موافقت میکنی

610
00:49:59,639 --> 00:50:02,520
‫اون پول میده تا با ما تو مهمونی باشی
‫وقتی ما با هم کار میکنیم

611
00:50:05,200 --> 00:50:07,840
‫ پس بهت اسم اشتباهی رو دادن
‫ ایناهاشش

612
00:50:09,400 --> 00:50:11,040
‫بدش به من

613
00:50:13,120 --> 00:50:17,320
‫مدیرت٬ لباس تئاتری که وقتی نقش شازده کوچولو

614
00:50:17,360 --> 00:50:20,400
‫رو بازی میکردی پوشیده بودی
‫به من فروخت

615
00:50:20,440 --> 00:50:22,240
‫امشبم می‌پوشیش

616
00:50:27,881 --> 00:50:30,561
‫انگار سوءتفاهمی شده

617
00:50:30,641 --> 00:50:33,041
‫یکی اسم اشتباهی رو بهت داده

618
00:50:33,081 --> 00:50:35,321
‫من دوک کوفتی ریچموندم

619
00:50:35,361 --> 00:50:37,761
‫اون عوضی رو میکشم

620
00:50:39,881 --> 00:50:42,481
‫اون بدکاره قبل از عشای ربانی

621
00:50:42,521 --> 00:50:44,321
‫اعدام میشه

622
00:50:46,281 --> 00:50:48,081
‫این پایین

623
00:50:51,362 --> 00:50:53,682
‫شاید الان بهم گوش بدی

624
00:50:54,562 --> 00:50:56,042
‫این الماس

625
00:50:56,082 --> 00:50:57,882
‫این مال توئه

626
00:50:58,882 --> 00:51:01,082
‫من یه نفر رو مامور کردم تا
‫تو رو به پاریس ببره

627
00:51:01,122 --> 00:51:03,842
‫و تا پایان این ماجرا
‫تو اونجا می‌مونی

628
00:51:05,042 --> 00:51:07,082
‫تو یه نقطه ضعفی

629
00:51:21,083 --> 00:51:23,083
‫اون همین الان برگشت

630
00:51:23,123 --> 00:51:25,363
‫مستقیم رفت خوابید

631
00:51:25,443 --> 00:51:29,083
‫آتیش تو اتاقش روشن نکردم
‫تا لباساش رو با باد خشک کنه

632
00:51:31,643 --> 00:51:34,083
‫چند نفر میدونن که اون اینجاست؟

633
00:51:34,123 --> 00:51:36,843
‫غیر از من و قناریش٬ هیچ کس

634
00:51:37,843 --> 00:51:39,443
‫چی شده؟

635
00:51:40,364 --> 00:51:42,044
‫تحویل‌چی‌ها٬ آره؟

636
00:51:43,084 --> 00:51:44,804
‫فقط آتیکوس تحویل میده

637
00:51:45,884 --> 00:51:48,324
‫اون همیشه فقط یه درشکه سوار میشه٬ چرا؟

638
00:51:49,924 --> 00:51:53,084
‫چون اون امشب دوک ریچموند رو زخمی کرد

639
00:51:53,124 --> 00:51:54,564
‫برای چی؟

640
00:51:54,604 --> 00:51:56,564
‫چون نقشه‌شون این بود

641
00:51:56,604 --> 00:52:00,204
‫میدونستن که اون خدمتکار نیست
‫و باهاشون درگیر میشه

642
00:52:00,244 --> 00:52:02,764
‫و حالا دلیل خوبی دارن که دنبالش میان

643
00:52:05,365 --> 00:52:07,045
‫و میان

