1
00:00:00,120 --> 00:00:01,120
‫آنچه گذشت...

2
00:00:01,160 --> 00:00:02,110
‫سوفی چی گفت؟

3
00:00:02,160 --> 00:00:04,920
‫در مورد مصاحبه‌ای صحبت کرد
‫که تو همین اداره داشته.

4
00:00:04,960 --> 00:00:06,920
‫یه فیلم ضبط شده هست.

5
00:00:06,960 --> 00:00:08,920
‫مامورا از کل ماجرا فیلم گرفتن.

6
00:00:08,960 --> 00:00:12,120
‫در نتیجه‌ی بازداشت کارآگاه ردلی،

7
00:00:12,160 --> 00:00:15,920
‫آی‌او‌پی‌سی فردا اینجا حاضر میشه.

8
00:00:15,960 --> 00:00:18,920
‫قبل از تو، همکار تام،
‫کاپیل مانک رو بازجویی کردن.

9
00:00:18,960 --> 00:00:20,920
‫من اصلاً بدگویی تام رو نکردم.

10
00:00:20,960 --> 00:00:22,920
‫اون اصلاً شبیه بقیه‌شون نبود.

11
00:00:22,960 --> 00:00:26,110
‫پلاک نداره ولی صد درصد
‫همون مدل ماشینِ والکر ـه.

12
00:00:26,160 --> 00:00:27,240
‫به تام حمله شده.

13
00:00:27,720 --> 00:00:28,990
‫- چی؟
‫- بیمارستانه.

14
00:00:29,040 --> 00:00:32,990
‫پس الان می‌دونیم سوفی مدسن
‫بعدازظهر روز مرگش کیف همراهش بوده.

15
00:00:33,040 --> 00:00:34,040
‫دوست صمیمی داشته.

16
00:00:34,960 --> 00:00:36,110
‫دو روز قبل از اینکه فوت کنه،

17
00:00:36,160 --> 00:00:39,430
‫به من گفت می‌دونه
‫یکی از اونا یه هیولای واقعیه‌.

18
00:00:39,480 --> 00:00:41,920
‫گفت اون بیرون اداره زن‌ها رو آزار میده
‫و بهشون حمله می‌کنه،

19
00:00:41,960 --> 00:00:43,480
‫و می‌تونه اینو اثبات کنه.

20
00:00:44,480 --> 00:00:54,480
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

21
00:01:02,960 --> 00:01:04,920
‫- تو نباید اینجا باشی.
‫- آره، می‌دونم.

22
00:01:04,960 --> 00:01:06,640
‫اصلاً چطور خونه‌ی پدربزرگم رو پیدا کردی؟

23
00:01:06,960 --> 00:01:09,160
‫در ضمن رفیق...
‫تو اینجا چی کار می‌کنی؟

24
00:01:09,640 --> 00:01:10,590
‫لازم بود باهات حرف بزنیم.

25
00:01:10,640 --> 00:01:12,590
‫و حتماً باید خارج از اداره می‌بود.

26
00:01:12,640 --> 00:01:15,590
‫اون همه‌ چیو می‌دونه، خب؟
‫خودش خواست که بیاد.

27
00:01:15,640 --> 00:01:17,590
‫- نه، هر دوتون باید برید.
‫- تا با هم حرف نزنیم نه، تام.

28
00:01:17,640 --> 00:01:19,630
‫نه، ما نمی‌تونیم حرف بزنیم،
‫اصل ماجرا همینه.

29
00:01:19,680 --> 00:01:21,160
‫این تخلف سنگینه.

30
00:01:22,640 --> 00:01:23,640
‫بگو اشتباه می‌گم.

31
00:01:25,320 --> 00:01:28,640
‫خب، فقط دو دقیقه به ما وقت بده. تام.

32
00:01:35,640 --> 00:01:36,590
‫چه غلطی داری می‌کنی؟

33
00:01:36,640 --> 00:01:37,790
‫یه پیشنهادی دارم،
‫چرا بهم اعتماد نمی‌کنی؟

34
00:01:37,840 --> 00:01:39,790
‫- ربطی به اعتماد نداره.
‫- داره. می‌دونم دارم چی‌ کار می‌کنم.

35
00:01:39,840 --> 00:01:43,590
‫- داری خیلی بی‌ملاحظه رفتار می‌کنی...
‫- خب، این پرونده‌ی منه.

36
00:01:43,640 --> 00:01:46,640
‫پرونده‌ی منه و هر جور دلم بخواد پیشش می‌برم.

37
00:01:49,640 --> 00:01:51,590
‫خب، مگه دلت نمی‌خواد بقیه بهت کمک کنن؟

38
00:01:51,640 --> 00:01:53,790
‫بقیه؟ آره. تو؟ نه.
‫نه این شکلی.

39
00:01:53,840 --> 00:01:55,990
‫نه اگه معنیش این باشه که شغلت رو
‫برای نجات دادن من به خطر بندازی.

40
00:01:56,040 --> 00:01:58,480
‫فراتر از نجات دادن توئه، تام.

41
00:01:58,640 --> 00:02:00,590
‫فراتر از سوفی.

42
00:02:00,640 --> 00:02:02,110
‫خب، این همون چیزیه که متوجهش نمی‌شی.

43
00:02:02,160 --> 00:02:04,400
‫روال پرونده عوض شده.

44
00:02:04,640 --> 00:02:06,640
‫همه ‌چی عوض شده.

45
00:02:09,640 --> 00:02:12,590
‫سوفی یه دوست صمیمی به اسم تئو آسارو داشته.

46
00:02:12,640 --> 00:02:14,590
‫اون به ما گفت سوفی فهمیده بوده

47
00:02:14,640 --> 00:02:17,480
‫که یه مهاجم زنجیره‌ای تو ویکستد ـه.

48
00:02:18,640 --> 00:02:21,590
‫دقیقاً یه پلیس که بیرون اداره

49
00:02:21,640 --> 00:02:25,640
‫زن‌ها رو مورد آزار و اذیت قرار میده.

50
00:02:27,160 --> 00:02:29,630
‫سوفی اینو به من نگفته بود. من...

51
00:02:29,680 --> 00:02:31,640
‫نمی‌دونستم ماجرا به این...

52
00:02:33,640 --> 00:02:34,590
‫بزرگیه.

53
00:02:34,640 --> 00:02:39,630
‫تئو به ما گفت سوفی حداقل
‫از یه قربانی دیگه مدرک داشته.

54
00:02:39,680 --> 00:02:44,480
‫کسی...
‫که یه مامور پلیس بهش حمله کرده؟

55
00:02:45,640 --> 00:02:46,590
‫اگه این درست باشه،

56
00:02:46,640 --> 00:02:51,590
‫یه بچه ۱۶ ساله چطوری دستش به همچین چیزی می‌رسه؟

57
00:02:51,640 --> 00:02:53,590
‫تو دیدی کی بهت حمله کرد؟

58
00:02:53,640 --> 00:02:55,040
‫واضح ندیدم. چرا؟

59
00:02:55,800 --> 00:02:59,430
‫- فکر کردیم شاید کار یکی از بچه‌های اداره بوده.
‫- آره.

60
00:02:59,480 --> 00:03:01,590
‫من... فکر نمی‌کنم، نه.

61
00:03:01,640 --> 00:03:04,320
‫فقط یه مشت عوضی بودن
‫که تو تلویزیون منو شناخته بودن.

62
00:03:06,640 --> 00:03:09,590
‫پس هنوز نمی‌دونیم سوفی چطور
‫از یه قربانی دیگه باخبر شده؟

63
00:03:09,640 --> 00:03:13,590
‫شاید با کسی حرف زده که قربانی رو می‌شناخته
‫یا خودِ قربانی بوده.

64
00:03:13,640 --> 00:03:16,590
‫درسته. ولی اونوقت باید یه نفر همین اطراف باشه،

65
00:03:16,640 --> 00:03:17,640
‫کسی که می‌تونیم پیداش کنیم.

66
00:03:18,640 --> 00:03:20,640
‫اگه اون یکی قربانی رو پیدا کنیم...

67
00:03:22,480 --> 00:03:23,640
‫شاید بفهمیم کار کی بوده.

68
00:03:27,640 --> 00:03:30,590
‫سوفی گوشی معمولیش دستش نبود،
‫گمش کرده بود.

69
00:03:30,640 --> 00:03:32,110
‫ولی هنوز پرینت ریزمکالماتش رو داریم.

70
00:03:32,160 --> 00:03:33,590
‫آره، هر دومون کامل بررسی‌شون کردیم.

71
00:03:33,640 --> 00:03:34,790
‫و هیچ پیامی یادم نمیاد

72
00:03:34,840 --> 00:03:37,590
‫که نشون بده خواسته به یه قربانی پیام بده
‫یا ارتباط بگیره.

73
00:03:37,640 --> 00:03:40,590
‫- آره.
‫- تو فضای مجازی کسی رو جدیداً فالو نکرده بود؟

74
00:03:40,640 --> 00:03:43,590
‫- کسی همین طرفا؟
‫- نه، فکر... فکر نمی‌کنم.

75
00:03:43,640 --> 00:03:46,590
‫وقتی بازجویی رو شروع کردیم
‫هر چیز مشکوکی رو چک کردیم.

76
00:03:46,640 --> 00:03:49,590
‫ولی اون موقع بیشتر دنبال مردا می‌گشتیم

77
00:03:49,640 --> 00:03:52,430
‫چون طبیعتاً دنبال مظنون می‌گشتیم.

78
00:03:52,480 --> 00:03:55,590
‫در حالی که الان باید دنبال قربانی بگردیم.

79
00:03:55,640 --> 00:03:56,640
‫یه زن.

80
00:03:58,640 --> 00:04:00,270
‫دوباره همه رو چک می‌کنیم. باشه؟

81
00:04:00,320 --> 00:04:01,640
‫آره.

82
00:04:02,640 --> 00:04:05,590
‫اما اون اصلاً چطور می‌تونسته
‫همچین پیامی بفرسته؟ فکرشو بکن.

83
00:04:05,640 --> 00:04:09,270
‫که فکر می‌کنم «قربانی هستی
‫و می‌خوام حرف بزنیم»؟ این...

84
00:04:09,320 --> 00:04:10,640
‫این اصلاً جواب نمی‌داد.

85
00:04:11,640 --> 00:04:13,590
‫باید حضوری می‌رفتی دم در خونه‌ طرف.

86
00:04:13,640 --> 00:04:15,640
‫- اینطور فکر می‌کنی؟
‫- اگه من بودم همین کار رو می‌کردم.

87
00:04:24,640 --> 00:04:28,430
‫خب، رد رفت‌وآمدهای سوفی رو می‌زنیم.

88
00:04:28,480 --> 00:04:29,590
‫ببینیم ممکنه دیدن کی رفته باشه.

89
00:04:29,640 --> 00:04:32,590
‫خب، از دیتای موبایل که نمی‌تونیم
‫استفاده کنیم چون گوشیشو گم کرده بود...

90
00:04:32,640 --> 00:04:34,590
‫گوشیش آره، ولی دوربین‌های مداربسته هست.

91
00:04:34,640 --> 00:04:38,110
‫آره، ولی میشه صدها ساعت.
‫آخه به بازه‌ی زمانیش فکر کن.

92
00:04:38,160 --> 00:04:39,590
‫همه‌ی اینا از وقتی شروع شد که فریزر

93
00:04:39,640 --> 00:04:41,590
‫دو ماه پیش اونو از تیم اسکیت انداخت بیرون.

94
00:04:41,640 --> 00:04:45,590
‫تام، مظنون‌های ما همکارای خودمونن.

95
00:04:45,640 --> 00:04:47,790
‫نمی‌تونیم ازشون بازجویی کنیم.

96
00:04:47,840 --> 00:04:50,590
‫نمی‌تونیم شماره پلاک‌هاشون رو بزنیم تو سیستم پلاک‌خوان.

97
00:04:50,640 --> 00:04:54,110
‫نمی‌تونیم ریزمکالماتشون رو دربیاریم،
‫با خانواده‌هاشون صحبت کنیم، هیچ‌ کاری نمیشه کرد.

98
00:04:54,160 --> 00:04:57,590
‫اصلاً می‌دونی پیگیری پرونده‌ای که مجبور باشی

99
00:04:57,640 --> 00:05:00,590
‫تظاهر کنی داری انجامش نمیدی چطوریه؟

100
00:05:00,640 --> 00:05:04,630
‫باهات موافقم،
‫دو ماه فیلم دوربین مداربسته خیلی زیاده.

101
00:05:04,680 --> 00:05:06,590
‫ولی بازم غنیمته.

102
00:05:06,640 --> 00:05:08,640
‫آره، متاسفم رفیق.

103
00:05:12,640 --> 00:05:14,000
‫چرا داری این کار رو می‌کنی؟

104
00:05:15,640 --> 00:05:17,590
‫- منظورت چیه؟
‫- همین کارا.

105
00:05:17,640 --> 00:05:20,590
‫خودت می‌دونی چقدر شخصاً داری ریسک می‌کنی.

106
00:05:20,640 --> 00:05:22,640
‫چرا؟

107
00:05:24,640 --> 00:05:25,630
‫مردم به ما نیاز دارن.

108
00:05:25,680 --> 00:05:27,590
‫ما برای همین قسم خوردیم
‫و وارد این شغل شدیم.

109
00:05:27,640 --> 00:05:31,590
‫وقتی اوضاع سخت میشه نیازشون به ما کمتر نمیشه،

110
00:05:31,640 --> 00:05:32,680
‫بیشتر میشه.

111
00:05:35,640 --> 00:05:36,640
‫درسته.

112
00:05:37,640 --> 00:05:40,270
‫من با بخش جرم‌شناسی دیجیتال صحبت می‌کنم،

113
00:05:40,320 --> 00:05:42,630
‫دوباره فضای مجازی سوفی رو چک می‌کنم

114
00:05:42,680 --> 00:05:45,270
‫و فیلم‌های دوربین مداربسته رو بررسی می‌کنم.

115
00:05:45,320 --> 00:05:46,840
‫- باشه.
‫- ردش رو می‌زنیم.

116
00:05:48,480 --> 00:05:49,590
‫یه جوری بالاخره می‌فهمیم.

117
00:05:49,640 --> 00:05:51,640
‫لوئیس؟

118
00:05:52,640 --> 00:05:54,640
‫ویکستد خوش‌شانسه که تو رو داره.

119
00:05:58,640 --> 00:05:59,640
‫فردا می‌بینمت.

120
00:06:33,640 --> 00:06:34,640
‫بیا.

121
00:06:36,320 --> 00:06:37,480
‫ممنون.

122
00:06:42,640 --> 00:06:44,590
‫چقدر بده؟

123
00:06:44,640 --> 00:06:46,590
‫خوب میشه.

124
00:06:46,640 --> 00:06:49,320
‫قصد نداشتن منو بکشن.
‫فقط می‌خواستن زهر چشم بگیرن.

125
00:06:53,160 --> 00:06:55,270
‫پدرت چی گفت؟

126
00:06:55,320 --> 00:06:56,640
‫پرید و از من دفاع کرد.

127
00:06:58,840 --> 00:07:00,640
‫مادرت چی گفت؟

128
00:07:02,000 --> 00:07:03,640
‫اونم پرید و از تو دفاع کرد.

129
00:07:06,640 --> 00:07:08,320
‫لباسات از آزمایشگاه جرمشناسی برگشت.

130
00:07:09,640 --> 00:07:12,590
‫هیچ اثری از دی‌ان‌ای سوفی روشون نبود.

131
00:07:12,640 --> 00:07:15,590
‫فکر می‌کردم شاید توی ماشین منتقل شده باشه.

132
00:07:15,640 --> 00:07:18,590
‫هیچ ارتباط دیجیتالی هم بین تو و سوفی وجود نداره.

133
00:07:18,640 --> 00:07:20,590
‫نه تماسی، نه پیامی.

134
00:07:20,640 --> 00:07:22,790
‫- حدس می‌زنم پرینت ریزمکالمات گوشیمم چک کردی.
‫- آره.

135
00:07:22,840 --> 00:07:26,640
‫اون شب هیچ سیگنالی ازت نزدیک
‫دکل‌های جنگل دانک‌ورث ثبت نشده. خب...

136
00:07:28,840 --> 00:07:31,590
‫- پرونده‌ی ضعیفیه.
‫- کاملاً بر اساس شواهد ظاهریه.

137
00:07:31,640 --> 00:07:35,000
‫- دادستانی با اعلام جرم علیه‌ت موافقت نمی‌کنه.
‫- به اتهام قتل.

138
00:07:36,640 --> 00:07:39,640
‫ولی اتهامِ اخلال در روند تحقیقات بهم می‌زنن.

139
00:07:43,640 --> 00:07:47,110
‫ببین... من یکم وقت داشتم
‫که کاملاً به این موضوع فکر کنم.

140
00:07:47,160 --> 00:07:48,590
‫و...

141
00:07:48,640 --> 00:07:51,950
‫من در مورد مکالمه‌م با سوفی مدسن راستش رو نگفتم.

142
00:07:52,000 --> 00:07:53,590
‫ترسیدم و سکوت کردم.

143
00:07:53,640 --> 00:07:55,590
‫این خودش اخلال در روند تحقیقاته،

144
00:07:55,640 --> 00:07:58,840
‫پس هر اتفاقی برام بیفته... عادلانه‌ست.

145
00:08:00,640 --> 00:08:02,590
‫- باهاش کنار اومدم.
‫- تام، تو شغلت رو از دست میدی.

146
00:08:02,640 --> 00:08:05,590
‫اشکالی نداره. بالاخره من اون کار رو کردم.

147
00:08:05,640 --> 00:08:06,590
‫و تا آخر عمرت،

148
00:08:06,640 --> 00:08:08,590
‫ممکنه دوباره یه همچین اتفاقی بیفته

149
00:08:08,640 --> 00:08:10,590
‫چون آدما فکر می‌کنن تو هنوزم گناهکاری.

150
00:08:10,640 --> 00:08:12,430
‫- اشکالی نداره.
‫- نه، اشکال داره...

151
00:08:12,480 --> 00:08:14,590
‫تام، اشکال داره، اصلاً خوب نیست.

152
00:08:14,640 --> 00:08:16,590
‫هی، گریه نکن، اِما.

153
00:08:16,640 --> 00:08:19,590
‫نه، چون... همه‌ چیزایی که داشتیم
‫بخاطر من خراب شد.

154
00:08:19,640 --> 00:08:21,590
‫- همه‌ چی...
‫- نه. همه‌ چی درست میشه.

155
00:08:21,640 --> 00:08:22,550
‫تام... هیچی درست نمیشه، تام.

156
00:08:22,600 --> 00:08:25,590
‫- همه‌ چی خراب شد...
‫- باشه، من واقعاً آمادگی حرف زدن در موردشو ندارم.

157
00:08:25,640 --> 00:08:27,590
‫پس بخاطر اونم متاسفم
‫چون من باید یه چیزایی رو بهت بگم...

158
00:08:27,640 --> 00:08:29,590
‫باشه، خیلی خب، لعنت بهش، آره.
‫می‌خوای چی بگم؟

159
00:08:29,640 --> 00:08:31,640
‫آره، به همه ‌چی گند خورده.
‫خراب شده رفته!

160
00:08:39,640 --> 00:08:40,640
‫تک‌تک روزهای زندگیم...

161
00:08:43,640 --> 00:08:46,590
‫بهترین روزهای زندگیم بود
‫چون کاری رو می‌کردم که عاشقش بودم،

162
00:08:46,640 --> 00:08:49,430
‫اونم کنار زنی که عاشقش بودم.

163
00:08:49,480 --> 00:08:50,640
‫و حالا همه‌ چی از دست رفته.

164
00:08:51,680 --> 00:08:53,640
‫و هیچ کاری از دستم برنمیاد که برگردونمش.

165
00:09:01,000 --> 00:09:04,640
‫و دارم با این واقعیت زندگی می‌کنم، باشه؟
‫با این که تقصیر منه.

166
00:09:06,320 --> 00:09:09,270
‫- بعد تو فقط یهو پیدات میشه و من نمی‌تونم...
‫- می‌دونم، می‌دونم.

167
00:09:09,320 --> 00:09:12,640
‫- نباید...
‫- نه. تو رو خدا نرو.

168
00:09:13,640 --> 00:09:14,640
‫اِما.

169
00:09:16,000 --> 00:09:17,640
‫خواهش می‌کنم.

170
00:09:24,640 --> 00:09:25,640
‫بمون.

171
00:09:35,640 --> 00:09:37,640
‫بذار ببینمش.

172
00:09:38,640 --> 00:09:40,590
‫- آره. درد نداره.
‫- لعنت بهش.

173
00:09:40,640 --> 00:09:42,640
‫چرت نگو، خیلیم درد داره.

174
00:09:43,640 --> 00:09:44,640
‫- تام...
‫- چیزی نیست.

175
00:10:07,600 --> 00:10:09,080
‫صبح بخیر.

176
00:10:11,080 --> 00:10:13,080
‫الگوهای رفتاری.

177
00:10:14,080 --> 00:10:18,030
‫حق با توئه. دو ماه خیلی زیاده که بخوایم
‫دوربین‌های مداربسته‌ی یکی رو چک کنیم.

178
00:10:18,080 --> 00:10:20,070
‫ولی دو ماه دقیقاً زمان مناسبی

179
00:10:20,120 --> 00:10:22,030
‫برای شناختن الگوهای رفتاری یه نفره.

180
00:10:22,080 --> 00:10:24,030
‫الگوهای سوفی؟

181
00:10:24,080 --> 00:10:27,390
‫می‌تونیم تراکنش‌های بانکیش رو دنبال کنیم،
‫ببینیم کجاها می‌رفته.

182
00:10:27,440 --> 00:10:31,030
‫هر چیزی که این الگو رو بهم بزنه می‌تونه
‫ملاقات با کسی باشه که پیداش کرده.

183
00:10:31,080 --> 00:10:32,440
‫- یه قربانی.
‫- دقیقاً، آره.

184
00:10:34,080 --> 00:10:37,070
‫تراکنش‌های بانکی فقط یه
‫منطقه‌ی کلی رو برات مشخص می‌کنه.

185
00:10:37,120 --> 00:10:39,230
‫از اونجا چطوری به یه فرد مشخص می‌رسی؟

186
00:10:39,280 --> 00:10:43,030
‫تطبیق می‌دیم ببینیم زنی از اون منطقه

187
00:10:43,080 --> 00:10:45,080
‫اومده به ویکستد تا شکایتی ثبت کنه یا نه.

188
00:10:47,080 --> 00:10:48,080
‫عالیه.

189
00:10:55,600 --> 00:10:57,080
‫ببین.

190
00:10:58,280 --> 00:11:00,550
‫می‌دونم که نمی‌تونی شغلت رو پس بگیری.

191
00:11:00,600 --> 00:11:03,080
‫ولی آبروت باید حفظ بشه.

192
00:11:06,080 --> 00:11:08,080
‫تو اون مهاجمی که تو ویکستده نیستی.

193
00:11:10,080 --> 00:11:11,120
‫اما من پیداش می‌کنم.

194
00:11:22,080 --> 00:11:24,080
‫صبح بخیر.

195
00:11:29,120 --> 00:11:31,030
‫آره، ولی...

196
00:11:31,080 --> 00:11:34,030
‫معلومه که فایل اصلی وجود داره.
‫من همه‌ی فایل‌های اصلی رو نگه می‌دارم.

197
00:11:34,080 --> 00:11:36,030
‫سلام. ببین رفیق، من باید برم، باشه؟

198
00:11:36,080 --> 00:11:38,080
‫آره. باشه. ممنون.

199
00:11:39,080 --> 00:11:41,030
‫جهت اطلاع بگم که تناقض ماجرا رو درک می‌کنم.

200
00:11:41,080 --> 00:11:44,030
‫از یه طرف، اگه مردم تکنولوژی رو بهتر می‌فهمیدن،

201
00:11:44,080 --> 00:11:45,030
‫من بیکار می‌شدم.

202
00:11:45,080 --> 00:11:46,430
‫از طرف دیگه... آخ!

203
00:11:46,480 --> 00:11:49,030
‫دلت می‌خواد بخاطر سوالای احمقانه‌شون خفه‌شون کنی؟

204
00:11:49,080 --> 00:11:51,870
‫هر روز همین بساطه. خب...

205
00:11:51,920 --> 00:11:55,030
‫یه عالمه گزارش سیستم فرماندهی و کنترل خواسته بودی.

206
00:11:55,080 --> 00:11:56,030
‫دقیقاً، آره.

207
00:11:56,080 --> 00:11:58,230
‫- خدمت شما.
‫- ممنون.

208
00:11:58,280 --> 00:12:00,400
‫- خب، فعلاً. خداحافظ.
‫- مواظب خودت باش.

209
00:12:01,280 --> 00:12:01,960
‫باشه.

210
00:12:02,080 --> 00:12:05,550
‫من دارم روی قربانی‌های احتمالی کار می‌کنم
‫که سوفی می‌تونسته باهاشون در تماس باشه.

211
00:12:05,600 --> 00:12:10,070
‫منم دارم روی دوربین‌های مداربسته‌ی سوفی
‫کار می‌کنم که حجمش خیلی زیاده...

212
00:12:10,120 --> 00:12:13,030
‫و حالا شامل خیابون‌های فرعی اضافه‌ای
‫هم میشه که درخواست داده بودیم

213
00:12:13,080 --> 00:12:15,550
‫و احتمالاً بی‌فایده خواهد بود ولی...

214
00:12:15,600 --> 00:12:18,120
‫- خب، هیچ‌وقت آدم نمیدونه.
‫- آره، واقعاً آدم نمیدونه.

215
00:13:02,120 --> 00:13:03,120
‫[واکر]

216
00:13:03,440 --> 00:13:04,240
‫[استیونز]

217
00:13:05,880 --> 00:13:06,880
‫[جیمز]

218
00:13:32,720 --> 00:13:33,720
‫[تراکنش‌های عابربانک]

219
00:14:10,080 --> 00:14:14,030
‫- لوئیس. یه چیزی پیدا کردم.
‫- اگه باورت بشه، منم همین‌طور.

220
00:14:14,080 --> 00:14:16,030
‫- جدی؟
‫- اول تو بگو.

221
00:14:16,080 --> 00:14:18,030
‫باشه، کیسی دنسون.

222
00:14:18,080 --> 00:14:22,030
‫اون دو سال پیش اومد ویکستد
‫و گزارش خشونت خانگی داد.

223
00:14:22,080 --> 00:14:23,550
‫بعداً شکایتش رو پس گرفت.

224
00:14:23,600 --> 00:14:26,030
‫اون تو همون خیابونی کار می‌کنه

225
00:14:26,080 --> 00:14:29,030
‫که عابربانکی قرار داره که سوفی
‫درست یک هفته قبل از مرگش ازش استفاده کرده،

226
00:14:29,080 --> 00:14:32,080
‫که خارج از مسیر رفت‌وآمد همیشگیش بوده.

227
00:14:33,080 --> 00:14:34,030
‫مامور پرونده کی بوده؟

228
00:14:34,080 --> 00:14:36,080
‫جیمز.

229
00:14:38,080 --> 00:14:40,120
‫کیسی دنسون می‌تونه قربانی ما باشه.

230
00:14:42,080 --> 00:14:43,080
‫تو چی پیدا کردی؟

231
00:14:44,400 --> 00:14:46,230
‫خب، من تصویر مربی اسکیت سوفی رو
‫تو یه کوچه

232
00:14:46,280 --> 00:14:50,080
‫نزدیک رویداد خیابان امن حدود همون زمانی
‫که سوفی داشته می‌رسیده اونجا پیدا کردم.

233
00:14:52,080 --> 00:14:54,030
‫فریزر نزدیک رویداد خیابان امن چی‌ کار می‌کرده؟

234
00:14:54,080 --> 00:14:56,070
‫هیچ ایده‌ای ندارم، ولی داشتن بحث می‌کردن.

235
00:14:56,120 --> 00:14:59,030
‫و کیفش هنوز دستش بوده.

236
00:14:59,080 --> 00:15:01,230
‫برای زمان قتل عذرموجه داره ولی...

237
00:15:01,280 --> 00:15:03,030
‫می‌تونه همونی باشه که کیفش رو برداشته؟

238
00:15:03,080 --> 00:15:06,080
‫نمی‌دونم. منظورم اینه که دوربین مداربسته
‫اونجا رو پوشش نمیده.

239
00:15:07,080 --> 00:15:09,030
‫خیلی خب. بلوف بزن.

240
00:15:09,080 --> 00:15:11,030
‫بهش بگو فیلمشو داریم که داشته کیفش رو برمی‌داشته.

241
00:15:11,080 --> 00:15:12,440
‫ببینیم چی میگه.

242
00:15:15,080 --> 00:15:18,080
‫چیه؟ مگه کس دیگه‌ای هم
‫طبق قوانین بازی می‌کنه اینجا؟

243
00:15:38,080 --> 00:15:40,080
‫به نظرت خط قرمز رو کجا باید کشید؟

244
00:15:42,080 --> 00:15:44,030
‫نمی‌فهمم دنبال چی هستی.

245
00:15:44,080 --> 00:15:45,030
‫من دنبال چیزی نیستم.

246
00:15:45,080 --> 00:15:48,710
‫فقط دارم سعی می‌کنم اوضاع ویکستد رو

247
00:15:48,760 --> 00:15:50,030
‫تا جایی که می‌تونم درک کنم.

248
00:15:50,080 --> 00:15:51,030
‫اوضاع ویکستد اینه که

249
00:15:51,080 --> 00:15:53,350
‫آمار محکومیت‌های ما جزو بهترین‌های کشوره.

250
00:15:53,400 --> 00:15:55,390
‫من در مورد آمار محکومیت نپرسیدم.

251
00:15:55,440 --> 00:15:57,080
‫دارم در مورد فرهنگ کاری می‌پرسم.

252
00:16:00,080 --> 00:16:03,390
‫خودت گفتی غیرعادی نیست
‫که مامورهای تحت فرمانت

253
00:16:03,440 --> 00:16:05,710
‫بعد از شیفت یکم خستگی در بکنن و تخلیه بشن.

254
00:16:05,760 --> 00:16:09,030
‫آره، بدون این کار اصلاً نمیشه این شغل رو ادامه داد.
‫اصلاً نمیشه.

255
00:16:09,080 --> 00:16:11,710
‫این روزا همه در مورد سلامت روان حرف می‌زنن.

256
00:16:11,760 --> 00:16:13,030
‫خب، شوخی و شیطنت بعد از شیفت،

257
00:16:13,080 --> 00:16:16,030
‫همون سلامت روان برای یه مامور پلیسه.

258
00:16:16,080 --> 00:16:18,030
‫بعد از اینکه یه چیز وحشتناک دیدی.

259
00:16:18,080 --> 00:16:22,080
‫بعد از اینکه کل روز تو اون کثافت
‫دست‌وپا زدی، مجبوری...

260
00:16:25,080 --> 00:16:27,030
‫منظورم اینه من خودم دیگه خیلی ماموریت میدانی نمیرم.

261
00:16:27,080 --> 00:16:29,280
‫می‌دونی، پشت میز می‌شینم ولی آدم یادش نمیره.

262
00:16:31,080 --> 00:16:33,030
‫داری در مورد دیدن صحنه‌های خشونت‌آمیز حرف می‌زنی؟

263
00:16:33,080 --> 00:16:34,760
‫نه همیشه، نه.

264
00:16:37,080 --> 00:16:40,080
‫سال اولی که یونیفرم پوشیده بودم
‫به یه تماس ۹۹۹ جواب دادم.

265
00:16:42,760 --> 00:16:46,030
‫هنوز به در خونه نرسیده بودم
‫که یه مادر سراسیمه زد بیرون،

266
00:16:46,080 --> 00:16:47,080
‫نوزادش رو بغل کرده بود...

267
00:16:49,080 --> 00:16:50,080
‫پیچیده شده تو یه پتو.

268
00:16:52,080 --> 00:16:54,080
‫یه پتوی سبز.

269
00:16:57,080 --> 00:16:59,030
‫حتماً کنارش خوابش برده بوده.

270
00:16:59,080 --> 00:17:02,120
‫تنها بود، خسته و هلاک. حتماً روش غلتیده بود.

271
00:17:05,080 --> 00:17:06,440
‫فکر می‌کرد من می‌تونم بهش کمک کنم.

272
00:17:08,080 --> 00:17:10,440
‫بچه‌شو تپوند تو بغلم و التماسم کرد که نجاتش بدم.

273
00:17:12,080 --> 00:17:13,080
‫بچه از قبل خشک شده بود.

274
00:17:14,760 --> 00:17:16,080
‫اینا چیزای سختشه. اینا...

275
00:17:17,440 --> 00:17:19,080
‫اینا چیزاییه که نمی‌تونی، می‌دونی...

276
00:17:22,280 --> 00:17:24,710
‫خب پس، باید چه ‌کار کنی؟

277
00:17:24,760 --> 00:17:26,080
‫بعد از اون اتفاق فقط بری خونه؟

278
00:17:27,440 --> 00:17:29,550
‫این چیزا رو ببری پیش خانواده‌ت؟

279
00:17:29,600 --> 00:17:32,080
‫نه، نمی‌تونی. این کار رو نمی‌کنی.

280
00:17:33,600 --> 00:17:35,080
‫واسه همین خودمونو تخلیه می‌کنیم.

281
00:17:38,080 --> 00:17:41,030
‫قبلاً هم گفتی که تخلیه کردن احساسات

282
00:17:41,080 --> 00:17:44,030
‫شامل دست انداختن بقیه هم می‌شه.

283
00:17:44,080 --> 00:17:45,870
‫آره، شوخی یعنی همین دیگه.

284
00:17:45,920 --> 00:17:48,030
‫- ببخشید؟
‫- به قیمت تمسخر یکی تموم میشه.

285
00:17:48,080 --> 00:17:49,080
‫همینه که باعث میشه شوخی بشه.

286
00:17:50,760 --> 00:17:53,030
‫تا حالا فکر کردی شوخی‌ها تو ویکستد
‫زیاده‌روی میشن؟

287
00:17:53,080 --> 00:17:56,390
‫- نه.
‫- فکر می‌کنی بعضی از زن‌ها هم همین حس رو دارن؟

288
00:17:56,440 --> 00:17:59,030
‫باید شوخیایی که زن‌های اینجا می‌کنن رو بشنوی.

289
00:17:59,080 --> 00:18:01,030
‫آبروت میره. از پسرا هم بدترن.

290
00:18:01,080 --> 00:18:04,030
‫فکر می‌کنی اونا احساس اجبار می‌کنن همچین شوخیایی بکنن

291
00:18:04,080 --> 00:18:06,030
‫تا با فرهنگ ویکستد جور بشن؟

292
00:18:06,080 --> 00:18:08,390
‫من نمی‌تونم از طرف همه‌ی زن‌ها حرف بزنم، می‌تونم؟

293
00:18:08,440 --> 00:18:10,030
‫ولی امیدوارم اینطور نباشه.

294
00:18:10,080 --> 00:18:12,030
‫فکر می‌کنی شاید یه چیزی هست که...

295
00:18:12,080 --> 00:18:13,870
‫ببین، چیزی که می‌خوام بهت بگم اینه...

296
00:18:13,920 --> 00:18:17,030
‫زن‌های اینجا تو ویکستد دقیقاً
‫مثل پسرا عضوی از تیم منن.

297
00:18:17,080 --> 00:18:19,030
‫و می‌خوای بدونی خط قرمزمو کجا می‌کشم؟

298
00:18:19,080 --> 00:18:20,080
‫دور تیمم می‌کشم.

299
00:18:26,080 --> 00:18:27,080
‫قربان.

300
00:18:38,080 --> 00:18:40,080
‫آره، آره، درک می‌کنم، خانم.

301
00:18:43,080 --> 00:18:45,030
‫نه، نه، نه،
‫ممنون که زنگ زدید.

302
00:18:45,080 --> 00:18:47,030
‫- شماها شیفت خط اضطراری هستید؟
‫- آره.

303
00:18:47,080 --> 00:18:48,080
‫خیلی هم جذابه.

304
00:19:01,080 --> 00:19:02,080
‫کایل فریزر؟

305
00:19:05,080 --> 00:19:08,030
‫- می‌شناسمت؟
‫- کارآگاه لوئیس بریما.

306
00:19:08,080 --> 00:19:09,080
‫پلیس ویکستد.

307
00:19:10,920 --> 00:19:13,030
‫- زیاد وقتت رو نمی‌گیرم.
‫- دیگه چی از جونم می‌خوای؟

308
00:19:13,080 --> 00:19:15,030
‫- کارمو که از دست دادم.
‫- خب، اول از همه،

309
00:19:15,080 --> 00:19:16,710
‫می‌خوام اطلاعات بیشتری

310
00:19:16,760 --> 00:19:20,030
‫در مورد برخوردت با سوفی مدسن
‫تو روزی که کشته شد داشته باشم.

311
00:19:20,080 --> 00:19:21,600
‫همون موقعی که بند کیفش پاره شد.

312
00:19:24,080 --> 00:19:25,080
‫پس اون فیلم رو دیدی، ها؟

313
00:19:27,080 --> 00:19:28,030
‫ببین، من کیفش رو نمی‌خواستم.

314
00:19:28,080 --> 00:19:30,030
‫خب؟ فقط می‌خواستم توجهش رو جلب کنم.

315
00:19:30,080 --> 00:19:32,030
‫پاره شدنش هم اتفاقی بود، باشه؟

316
00:19:32,080 --> 00:19:34,030
‫- من چیزی از توش برنداشتم.
‫- دیدی چی توش بود؟

317
00:19:34,080 --> 00:19:37,030
‫چیزای معمولی دخترونه، می‌دونی.

318
00:19:37,080 --> 00:19:40,030
‫گیره مو، عینک آفتابی،
‫یه سری کاغذ و این ‌جور چیزا.

319
00:19:40,080 --> 00:19:43,030
‫من یه کیف‌قاپ لعنتی نیستم.
‫فقط می‌خواستم باهاش حرف بزنم.

320
00:19:43,080 --> 00:19:45,550
‫می‌تونستی همین‌جا تو پیست باهاش حرف بزنی.

321
00:19:45,600 --> 00:19:49,030
‫پس چرا سوفی مدسن رو
‫تا میدان مانتگروو تعقیب کردی،

322
00:19:49,080 --> 00:19:52,080
‫اونم دقیقاً تو روزی که اونجا رویداد پلیس بود؟

323
00:19:57,080 --> 00:19:59,030
‫نگران بودی که بره با یه مامور حرف بزنه.

324
00:19:59,080 --> 00:20:01,080
‫شاید اینم بخشی از علتش بود، آره، باشه.

325
00:20:02,080 --> 00:20:05,030
‫ولی واقعاً می‌خواستم دوباره
‫باهاش ارتباط بگیرم. دلم براش تنگ شده بود.

326
00:20:05,080 --> 00:20:06,870
‫اون منو کاملاً کنار گذاشته بود.

327
00:20:06,920 --> 00:20:09,030
‫اصلاً می‌دونی این چقدر دردناکه؟

328
00:20:09,080 --> 00:20:13,080
‫ما شش سال با هم کار کردیم.
‫جلو چشم خودم بزرگ شد!

329
00:20:14,080 --> 00:20:18,030
‫حالا چی؟
‫به لطف شماها دیگه حتی نمیتونم با بچه‌ها کار کنم.

330
00:20:18,080 --> 00:20:21,030
‫خب، این کمترین نگرانیته که داری.

331
00:20:21,080 --> 00:20:22,030
‫ممکنه کارت به زندان بکشه.

332
00:20:22,080 --> 00:20:23,030
‫- واسه چی؟
‫- واسه دست‌درازی به یه بچه.

333
00:20:23,080 --> 00:20:27,030
‫یه دختر ۱۶ ساله.
‫بی‌خیال، این...

334
00:20:27,080 --> 00:20:30,030
‫هیچ‌کس واسه همچین چیزایی نمیره زندان.

335
00:20:30,080 --> 00:20:32,080
‫میرن.

336
00:20:36,760 --> 00:20:39,030
‫کاغذای تو کیفش چی بودن؟

337
00:20:39,080 --> 00:20:40,030
‫نمیدونم.

338
00:20:40,080 --> 00:20:43,710
‫قبل اینکه بتونم ببینم قاپیدشون و فرار کرد،
‫منم کیف رو انداختم دور.

339
00:20:43,760 --> 00:20:45,030
‫چیز دیگه‌ای هم قاپید؟

340
00:20:45,080 --> 00:20:47,080
‫نه.

341
00:21:13,080 --> 00:21:14,080
‫کیسی دنسون؟

342
00:21:16,080 --> 00:21:20,080
‫- می‌شناسمت؟
‫- من بازرس ایما کرین هستم، پلیس ویکستد.

343
00:21:22,080 --> 00:21:25,390
‫ببین، من تا حد زیادی می‌دونم

344
00:21:25,440 --> 00:21:28,080
‫چه اتفاقی ممکنه با بعضی از همکارای من برات افتاده باشه.

345
00:21:29,080 --> 00:21:31,080
‫دارم سعی می‌کنم جلوش رو بگیرم.

346
00:21:32,080 --> 00:21:35,030
‫چند سال پیش اومدم اداره
‫تا گزارش خشونت خانگی بدم.

347
00:21:35,080 --> 00:21:39,030
‫کارآگاهی که باهاش حرف زدم مدام برام دلیل می‌آورد

348
00:21:39,080 --> 00:21:40,080
‫که چرا پرونده‌م واقعاً یه پرونده حساب نمیشه.

349
00:21:41,600 --> 00:21:45,080
‫مدام به عکسام نگاه می‌کرد.

350
00:21:47,760 --> 00:21:51,600
‫مجبور شدم کبودی هام رو نشون بدم

351
00:21:51,840 --> 00:21:53,790
‫یه زن آوردن که عکس بگیره ولی...

352
00:21:53,840 --> 00:21:56,830
‫یعنی می‌دونم که اون باید به عکسا نگاه کنه،
‫درک می‌کنم،

353
00:21:56,880 --> 00:21:59,840
‫اما نحوه‌ی نگاه کردنش اذیت‌کننده بود.

354
00:22:00,840 --> 00:22:03,790
‫انگار می‌خواست بفهمم که عکسا‌م دستشه

355
00:22:03,840 --> 00:22:06,790
‫و هر کاری بخواد می‌تونه باهاشون بکنه.

356
00:22:06,840 --> 00:22:09,790
‫آخرش شکایتم رو پس گرفتم.

357
00:22:09,840 --> 00:22:10,880
‫فایده‌اش چی بود؟

358
00:22:11,280 --> 00:22:12,840
‫بعدش...

359
00:22:14,520 --> 00:22:19,470
‫چند هفته بعد، یکی از یه شماره ناشناس بهم پیام داد.

360
00:22:19,520 --> 00:22:21,840
‫گفت کارآگاه ویکستده.

361
00:22:24,840 --> 00:22:27,790
‫فکر می‌کنی همون کارآگاهی بود
‫که باهات مصاحبه کرد؟

362
00:22:27,840 --> 00:22:29,840
‫اون موقع نه، ولی ممکنه خودش بوده باشه.

363
00:22:30,840 --> 00:22:32,790
‫تمام جزئیات پرونده‌م رو می‌دونست.

364
00:22:32,840 --> 00:22:35,790
‫چند هفته‌ای به هم پیام دادیم،

365
00:22:35,840 --> 00:22:39,470
‫بعد قبول کردم تو یه کافه ببینمش.

366
00:22:39,520 --> 00:22:41,680
‫چون گفت بهم کمک می‌کنه.

367
00:22:44,200 --> 00:22:45,840
‫بعد چی شد؟

368
00:22:50,680 --> 00:22:51,840
‫بیدار که شدم...

369
00:22:52,840 --> 00:22:54,360
‫بیرون...

370
00:22:55,840 --> 00:22:56,830
‫اون سر شهر بودم.

371
00:22:56,880 --> 00:22:58,840
‫صبح شده بود.

372
00:23:01,040 --> 00:23:04,840
‫کاملاً معلوم بود چی شده واسه همین...

373
00:23:08,840 --> 00:23:09,840
‫باشه.

374
00:23:11,840 --> 00:23:15,790
‫چیزی از اتفاقات تو کافه یادت میاد؟

375
00:23:15,840 --> 00:23:17,790
‫- هیچی؟
‫- نه.

376
00:23:17,840 --> 00:23:21,840
‫من فقط... منتظر موندم و یه نوشیدنی خوردم.

377
00:23:22,880 --> 00:23:25,790
‫اون... بهم پیام داد که دیر می‌رسه ولی...

378
00:23:25,840 --> 00:23:27,840
‫زودی میاد و بعدش...

379
00:23:28,840 --> 00:23:31,470
‫و بعدشم همه‌ چی تا صبح برام سفیده.

380
00:23:31,520 --> 00:23:33,840
‫- پس تو نوشیدنیت داروی بیهوشی ریخته بودن؟
‫- حتماً همین‌ طور بوده.

381
00:23:35,840 --> 00:23:36,790
‫باید چی‌ کار می‌کردم؟

382
00:23:36,840 --> 00:23:38,310
‫برمی‌گشتم اداره و می‌گفتم،

383
00:23:38,360 --> 00:23:39,790
‫«فکر کنم یکی از کارآگاهاتون این کار رو کرده،

384
00:23:39,840 --> 00:23:42,150
‫ولی هیچی یادم نمیاد؟»

385
00:23:42,200 --> 00:23:43,790
‫اصلاً فایده‌ای نداشت.

386
00:23:43,840 --> 00:23:47,840
‫اما سوفی مدسن می‌خواست حرف بزنی، نه؟

387
00:23:48,880 --> 00:23:49,990
‫ببخشید، کی؟

388
00:23:50,040 --> 00:23:54,790
‫مگه اخیراً کسی تو دفترت به دیدنت نیومده بود؟

389
00:23:54,840 --> 00:23:56,790
‫یه دختر نوجوان با موهای قرمز.

390
00:23:56,840 --> 00:24:00,790
‫یه نفر سرزده اومده بود دیدنم.

391
00:24:00,840 --> 00:24:01,790
‫نمیدونم موهاش چه رنگی بود،

392
00:24:01,840 --> 00:24:04,790
‫می‌تونم از دستیارم بپرسم ولی یه دختر بود.

393
00:24:04,840 --> 00:24:07,840
‫ما... ردش کردیم رفت. من معمولاً...

394
00:24:12,840 --> 00:24:14,840
‫معمولاً بدون وقت قبلی با کسی حرف نمی‌زنم.

395
00:24:16,840 --> 00:24:19,790
‫صبر کن، داری میگی اون می‌خواسته
‫در مورد اتفاقی که برام افتاده حرف بزنه؟

396
00:24:19,840 --> 00:24:22,790
‫اون از کجا باخبر شده بود؟

397
00:24:22,840 --> 00:24:24,840
‫نمی‌دونم.

398
00:24:28,840 --> 00:24:29,840
‫ببین، من...

399
00:24:32,840 --> 00:24:34,840
‫من نمی‌تونم دوباره پامو بذارم تو اون اداره پلیس.

400
00:24:35,840 --> 00:24:37,790
‫حتی اگه می‌تونستم هم...

401
00:24:37,840 --> 00:24:40,790
‫اصلاً یادم نمیاد طرف چه شکلی بود.

402
00:24:40,840 --> 00:24:43,630
‫من از اون شب هیچی یادم نمیاد.

403
00:24:43,680 --> 00:24:44,840
‫فقط می‌دونم آدم باهوشیه.

404
00:24:46,840 --> 00:24:48,790
‫چرا این حرف رو می‌زنی؟

405
00:24:48,840 --> 00:24:49,840
‫چون فکر نمی‌کنم من احمق باشم.

406
00:24:51,680 --> 00:24:53,200
‫و اون گولم زد تا بهش اعتماد کنم.

407
00:24:54,840 --> 00:24:55,880
‫باهوشه.

408
00:25:05,360 --> 00:25:15,360
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

409
00:25:24,840 --> 00:25:27,990
‫خب، منو در جریان بذارید ببینم تا کجا پیش رفتید.

410
00:25:28,040 --> 00:25:30,790
‫تام گفت سوفی اومده بوده تا باهاش

411
00:25:30,840 --> 00:25:32,790
‫در مورد سوءاستفاده
‫از قدرت تو ویکستد صحبت کنه.

412
00:25:32,840 --> 00:25:35,400
‫چرا داریم حرف تام ردلی رو
‫مثل وحی منزل قبول می‌کنیم؟

413
00:25:35,840 --> 00:25:39,630
‫چون مدرکی وجود نداره
‫که نشون بده تام قاتل سوفیه.

414
00:25:39,680 --> 00:25:41,790
‫داری از کدوم مدرک حرف می‌زنی؟

415
00:25:41,840 --> 00:25:44,790
‫خب، هیچ رد دیجیتالی بین تام و سوفی نیست.

416
00:25:44,840 --> 00:25:46,790
‫دی‌ان‌ای سوفی هم روی لباساش نیست،

417
00:25:46,840 --> 00:25:48,790
‫گوشیش هم تو دکل‌های جنگل دانک‌ورث آنتن نداده.

418
00:25:48,840 --> 00:25:51,790
‫تنها چیزی که داریم اون ویدیو از حرف زدنشونه.

419
00:25:51,840 --> 00:25:54,840
‫منظورت همون ویدیوییه که مخل روند تحقیقات شده؟

420
00:25:56,840 --> 00:25:59,470
‫جناب، اگه می‌خواید قاتل سوفی رو پیدا کنید،

421
00:25:59,520 --> 00:26:01,790
‫فکر کنم داستان تام ارزش بررسی کردن داره.

422
00:26:01,840 --> 00:26:04,790
‫اینکه اون و سوفی تو ماشینش داشتن صحبت می‌کردن،

423
00:26:04,840 --> 00:26:05,790
‫ولی همین.

424
00:26:05,840 --> 00:26:08,310
‫و بعدش یکی دیگه سوفی رو کشته.

425
00:26:08,360 --> 00:26:10,790
‫تام ردلی به جرم قتل تحت بازجوییه
‫اما جالب اینجاست که

426
00:26:10,840 --> 00:26:13,840
‫کاری کرده هر دوتون دنبال یکی دیگه
‫همین‌ جا تو ویکستد بگردید.

427
00:26:14,840 --> 00:26:16,840
‫خیلی زرنگه، نه؟

428
00:26:18,840 --> 00:26:21,790
‫یکی از نیروهای منو قاتل جلوه می‌ده.

429
00:26:21,840 --> 00:26:24,840
‫تام هم یکی از نیروهای شماست، قربان.

430
00:26:37,840 --> 00:26:38,830
‫تام تو بازجوییش

431
00:26:38,880 --> 00:26:41,790
‫ادعا می‌کنه که سوفی مدسن اومده بوده تا باهاش

432
00:26:41,840 --> 00:26:43,840
‫در مورد سوءاستفاده از قدرت
‫تو ویکستد صحبت کنه.

433
00:26:45,840 --> 00:26:47,790
‫آره.

434
00:26:47,840 --> 00:26:49,790
‫پاسخ شما به این اتهام چیست؟

435
00:26:49,840 --> 00:26:52,790
‫خب، مسلماً جدی می‌گیرمش.

436
00:26:52,840 --> 00:26:55,790
‫به عنوان یه رهبر نمی‌تونی
‫همچین چیزی رو فوراً رد کنی.

437
00:26:55,840 --> 00:26:59,310
‫- اما باورشم می‌کنم؟ نه.
‫- می‌تونید علتش رو توضیح بدید؟

438
00:26:59,360 --> 00:27:01,310
‫خب اول اینکه با کارآگاه‌هایی که تام ادعا می‌کنه

439
00:27:01,360 --> 00:27:03,790
‫از اون بازجویی فیلم گرفتن صحبت کردم.

440
00:27:03,840 --> 00:27:05,840
‫اونا میگن این موضوع کاملاً کذبه.

441
00:27:07,520 --> 00:27:09,790
‫من حرفشونو باور می‌کنم.
‫اونا دو تا از بهترین کارآگاهای منن.

442
00:27:09,840 --> 00:27:11,790
‫منظورتون از بهترین کارآگاه‌ها چیه؟

443
00:27:11,840 --> 00:27:13,790
‫خب، اول از همه اینکه اونا
‫به جرم قتل تحت بازجویی نیستن.

444
00:27:13,840 --> 00:27:15,790
‫و ثانیاً؟

445
00:27:15,840 --> 00:27:17,790
‫تام ردلی می‌تونه آدم حیله‌گری باشه و فکر کنم

446
00:27:17,840 --> 00:27:20,790
‫الآنم داره همین کار رو می‌کنه.

447
00:27:20,840 --> 00:27:21,990
‫داره کاری می‌کنه ویکستد بد به نظر برسه.

448
00:27:22,040 --> 00:27:24,150
‫داره منو بد جلوه میده
‫تا فقط خودش رو نجات بده.

449
00:27:24,200 --> 00:27:26,790
‫پس باور ندارید که تو ویکستد
‫سوءاستفاده از قدرت صورت گرفته؟

450
00:27:26,840 --> 00:27:28,790
‫- نه.
‫- خیلی مطمئن به نظر می‌رسید.

451
00:27:28,840 --> 00:27:30,790
‫همین ‌طوره.

452
00:27:30,840 --> 00:27:32,790
‫پس مثلاً اون بازجویی ادعاشده
‫بین دو تا از کارآگاهای شما

453
00:27:32,840 --> 00:27:35,840
‫- و سوفی مدسن هرگز اتفاق نیفتاده؟
‫- نه، هرگز.

454
00:27:37,360 --> 00:27:39,790
‫ببین، من می‌فهمم داری چی ‌کار می‌کنی.
‫می‌فهمم این شغلتونه.

455
00:27:39,840 --> 00:27:40,840
‫می‌فهمم بالاخره باید یه آدم بده وجود داشته باشه.

456
00:27:41,840 --> 00:27:44,790
‫آخه امکان نداره ویکستد بدون اینکه

457
00:27:44,840 --> 00:27:46,470
‫یه تبهکار رو بده دست مردم تا تکه‌پاره‌اش کنن
‫بتونه از این ماجرا قسر دربره.

458
00:27:46,520 --> 00:27:49,680
‫تمام حرفم اینه که شما همین الانشم
‫آدمتون رو پیدا کردید.

459
00:27:50,840 --> 00:27:53,040
‫به نظر میاد چندان دل خوشی از تام ردلی ندارید.

460
00:27:56,840 --> 00:27:58,040
‫اون هیچ‌وقت اهل کار تیمی نبود.

461
00:28:09,840 --> 00:28:10,840
‫- خوبی؟
‫- آره، خوبم.

462
00:28:13,840 --> 00:28:15,150
‫امروز چی یاد گرفتی؟

463
00:28:15,200 --> 00:28:17,630
‫۱۰۷ ضرب در ۱۰!

464
00:28:17,680 --> 00:28:19,790
‫- آره؟ خوش گذشت؟
‫- آره.

465
00:28:19,840 --> 00:28:21,840
‫خب، روز خوبی داشته باشی، باشه؟

466
00:28:23,840 --> 00:28:27,790
‫- بابایی!
‫- سلام! چطوری؟

467
00:28:27,840 --> 00:28:31,790
‫- تعریف کن ببینم امروزت چطور بود.
‫- امروز ما...

468
00:28:31,840 --> 00:28:33,790
‫هیچ‌وقت نگران میلا نمیشی؟

469
00:28:33,840 --> 00:28:36,840
‫اینکه یه اتفاقی براش بیفته؟

470
00:28:38,040 --> 00:28:39,790
‫با یه پسر.

471
00:28:39,840 --> 00:28:41,790
‫یا یه مرد.

472
00:28:41,840 --> 00:28:43,880
‫اینکه اذیتش کنن.

473
00:28:48,840 --> 00:28:50,520
‫این کار رو می‌کنن.

474
00:28:52,840 --> 00:28:53,840
‫عزیزم...

475
00:28:56,840 --> 00:28:58,150
‫تو داری با پرونده‌هایی سر و کله می‌زنی

476
00:28:58,200 --> 00:29:00,150
‫که واقعاً پاشون به اداره باز میشه.

477
00:29:00,200 --> 00:29:02,830
‫اما این فقط بخش خیلی کوچیکی از اتفاقاتیه که میفته.

478
00:29:02,880 --> 00:29:06,040
‫می‌دونم شایع شده و زیاده.
‫خیلی هم زیاده.

479
00:29:09,840 --> 00:29:12,840
‫اما فکر کنم حتمی و اجتناب‌ناپذیر باشه...
‫- هست.

480
00:29:14,840 --> 00:29:15,840
‫اجتناب‌ناپذیره.

481
00:29:17,840 --> 00:29:21,790
‫ببین، من... ده سالم بود که اولین بار
‫مورد آزار قرار گرفتم.

482
00:29:21,840 --> 00:29:23,790
‫خب، کی این کار رو کرد؟

483
00:29:23,840 --> 00:29:25,840
‫یه نجات‌غریق تو استخر.

484
00:29:27,840 --> 00:29:29,790
‫گولم زد.

485
00:29:29,840 --> 00:29:31,840
‫بعدش بهم دست‌درازی کرد.

486
00:29:33,680 --> 00:29:36,840
‫بعدشم دانشگاه.
‫اون که کلاً یه سطح دیگه‌ای از...

487
00:29:38,840 --> 00:29:40,790
‫می‌دونی چرا از فیلم ماتریکس متنفرم؟

488
00:29:40,840 --> 00:29:43,790
‫بهم گفتی فکر می‌کنی خودنمایانه و مسخره‌ست.

489
00:29:43,840 --> 00:29:45,840
‫آره، خب هست. ولی دلیلش این نیست.

490
00:29:47,840 --> 00:29:50,790
‫داشتم تو تلویزیون می‌دیدم زمانی که با یه پسره

491
00:29:50,840 --> 00:29:52,840
‫تو یه اتاق بودم و...

492
00:29:54,840 --> 00:29:56,200
‫می‌خواستم برم اما...

493
00:29:57,840 --> 00:29:59,520
‫نمی‌تونستم.

494
00:30:00,840 --> 00:30:02,840
‫امتحان کردنشم عاقلانه نبود، باور کن.

495
00:30:04,840 --> 00:30:07,360
‫آره. ولی چه اتفاقی افتاد؟

496
00:30:08,840 --> 00:30:11,840
‫خدا رو شکر چیزی نشد. فقط...

497
00:30:14,840 --> 00:30:15,840
‫افتضاح بود.

498
00:30:17,840 --> 00:30:19,680
‫آخرش بالاخره از اونجا زدم بیرون.

499
00:30:26,840 --> 00:30:28,790
‫چرا هیچ‌ وقت هیچ ‌کدوم
‫از اینا رو به من نگفته بودی؟

500
00:30:28,840 --> 00:30:31,790
‫چون چیزی نیست که خیلی بهش فکر کنم.

501
00:30:31,840 --> 00:30:33,790
‫خب، چطور می‌تونی بهش فکر نکنی؟

502
00:30:33,840 --> 00:30:35,840
‫چون فقط واسه من اتفاق نیفتاده.

503
00:31:09,480 --> 00:31:11,480
‫[قتل سوفی مدسن]
‫[اطلاعات خط اضطراری]

504
00:31:15,080 --> 00:31:16,080
‫[کاراگاه استیونز]

505
00:31:32,440 --> 00:31:33,440
‫[اظهارنامه به سربازرس واکر ارجاع داده شد]

506
00:31:40,840 --> 00:31:42,790
‫خب، اگه روش کارش این باشه چی؟

507
00:31:42,840 --> 00:31:44,790
‫دخترای آسیب‌پذیر واسه کمک میان اداره.

508
00:31:44,840 --> 00:31:46,790
‫- آره.
‫- هیچ کمکی هم بهشون نمیشه.

509
00:31:46,840 --> 00:31:49,790
‫آره، و سر از اون گروه چت درمیارن و بعدش...

510
00:31:49,840 --> 00:31:51,790
‫یه نفر پا رو فراتر می‌ذاره.

511
00:31:51,840 --> 00:31:54,470
‫بهش پیام میده.
‫ادعا می‌کنه می‌تونه کمکش کنه.

512
00:31:54,520 --> 00:31:57,040
‫کسی که تمام جزئیات پرونده‌ش رو می‌دونه.

513
00:31:58,840 --> 00:32:01,310
‫باید یه قربانی دیگه پیدا کنم.

514
00:32:01,360 --> 00:32:03,790
‫شاید اون‌قدری یادش باشه که بتونه شناساییش کنه.

515
00:32:03,840 --> 00:32:05,790
‫آره، ولی تو گفتی به کیسی دنسون
‫داروی بیهوشی داده.

516
00:32:05,840 --> 00:32:08,840
‫- احتمالاً به همه‌شون داروی بیهوشی میده.
‫- آره، خب من بازم باید تلاشمو بکنم.

517
00:32:11,880 --> 00:32:14,470
‫- چیه؟
‫- هیچی.

518
00:32:14,520 --> 00:32:15,990
‫نه، بگو. چیه؟

519
00:32:16,040 --> 00:32:17,840
‫فقط نگرانم. همین.

520
00:32:20,680 --> 00:32:22,310
‫- می‌بینی، واسه همین نمی‌خواستم بگم.
‫- ببین تام...

521
00:32:22,360 --> 00:32:24,790
‫- تام، من یه کارآگاهم.
‫- آره، کاملاً آگاهم، سرکار کرین.

522
00:32:24,840 --> 00:32:26,790
‫- و منم حق رای دادن دارم.
‫- لعنت بهش.

523
00:32:26,840 --> 00:32:28,350
‫- من منظورم این نبود.
‫- نه، ولی واقعیت داره.

524
00:32:28,400 --> 00:32:31,310
‫مرز باریکی بین جوانمردی و مردسالاری وجود داره.

525
00:32:31,360 --> 00:32:33,840
‫و می‌دونم که وسط این مرزم، اما دلیل خوبی داره.

526
00:32:35,840 --> 00:32:36,840
‫لوئیسه.

527
00:32:39,200 --> 00:32:40,790
‫لوئیس.

528
00:32:40,840 --> 00:32:43,310
‫داشتم به خط اضطراری
‫که واسه سوفی مدسن راه انداختیم

529
00:32:43,360 --> 00:32:44,790
‫نگاه می‌کردم چون

530
00:32:44,840 --> 00:32:47,790
‫به این بچه‌ها اعتماد ندارم که همه ‌چیو انتقال بدن.

531
00:32:47,840 --> 00:32:50,790
‫و فکر کنم کسی رو پیدا کردم
‫که ارزش حرف زدن داشته باشه.

532
00:32:50,840 --> 00:32:51,880
‫یه قربانی دیگه؟

533
00:32:53,840 --> 00:32:54,790
‫نمی‌دونم. ممکنه باشه.

534
00:32:54,840 --> 00:32:56,790
‫ولی فکر کنم یه چیزایی می‌دونه.

535
00:32:56,840 --> 00:32:58,790
‫خب، مشخصاتش رو برام بفرست
‫اولین کاری که صبح می‌کنم میرم می‌بینمش.

536
00:32:58,840 --> 00:33:00,880
‫- باشه. ممنون لوئیس. خداحافظ.
‫- خداحافظ.

537
00:33:03,840 --> 00:33:05,790
‫ببین، فقط مواظب باش.

538
00:33:05,840 --> 00:33:07,790
‫الان اوضاع فرق کرده.

539
00:33:07,840 --> 00:33:08,790
‫طرف یه ماموره.

540
00:33:08,840 --> 00:33:11,790
‫تحقیقاتت رو زیر نظر داره.

541
00:33:11,840 --> 00:33:13,840
‫و می‌فهمه داری بهش نزدیک میشی.

542
00:33:27,840 --> 00:33:28,790
‫ماریسا آندری؟

543
00:33:28,840 --> 00:33:32,790
‫سلام، من بازرس اِما کرین هستم.
‫تو وبکستد کار می‌کنم.

544
00:33:32,840 --> 00:33:36,790
‫خب، پناهگاه‌های موقتی رو می‌شناسی؟

545
00:33:36,840 --> 00:33:37,990
‫مثل اماکن دولتی، آره؟

546
00:33:38,040 --> 00:33:40,840
‫من دیگه اونجاها نمیرم ولی...

547
00:33:41,840 --> 00:33:43,790
‫رفتم اداره پلیستون چون یکی کتکم زد.

548
00:33:43,840 --> 00:33:46,150
‫دو بار. دومی دندونمو شکست.

549
00:33:46,200 --> 00:33:47,790
‫و اسم یارو رو هم می‌دونستم،

550
00:33:47,840 --> 00:33:49,790
‫واسه همین فکر کردم دهن اون عوضی رو سرویس می‌کنم.

551
00:33:49,840 --> 00:33:51,790
‫اما کارآگاه جوری حرف زد انگار

552
00:33:51,840 --> 00:33:53,840
‫چون تو بی سرپناه بودم هیچ حقی ندارم.

553
00:33:55,040 --> 00:33:56,830
‫کاملاً قابل پیش‌بینیه.

554
00:33:56,880 --> 00:34:00,790
‫خب، در نهایت شکایت رسمی ثبت کردی؟

555
00:34:00,840 --> 00:34:02,470
‫نه. ول کردم رفتم.

556
00:34:02,520 --> 00:34:04,470
‫بعدش چند هفته بعد، یه پیام از طرف

557
00:34:04,520 --> 00:34:05,840
‫یکی که ادعا می‌کرد کارآگاهه برام اومد.

558
00:34:07,840 --> 00:34:09,790
‫می‌گفت می‌دونه چه بلایی سرم اومده
‫و می‌خواد کمک کنه.

559
00:34:09,840 --> 00:34:14,790
‫و منم انقدر احمق بودم که باور کردم.

560
00:34:14,840 --> 00:34:16,790
‫قرار بود تو یه کافه همدیگه رو ببینیم.

561
00:34:16,840 --> 00:34:18,790
‫اما پیام داد که دیرتر می‌رسه،

562
00:34:18,840 --> 00:34:19,830
‫ولی زودی میاد.

563
00:34:19,880 --> 00:34:21,790
‫واسه همین یه نوشیدنی سفارش دادم.

564
00:34:21,840 --> 00:34:23,790
‫منتظر موندم.

565
00:34:23,840 --> 00:34:26,310
‫دیگه بعدش یادم نمیاد چی شد.

566
00:34:26,360 --> 00:34:28,790
‫یعنی می‌دونم چی شد...

567
00:34:28,840 --> 00:34:30,840
‫اما فقط یادم نمیاد.

568
00:34:31,840 --> 00:34:35,840
‫تو بیمارستان بیدار شدم
‫و بهم گفتن تو بدنم داروی بیهوشی بوده.

569
00:34:37,840 --> 00:34:38,790
‫دیدی کی تو نوشیدنیت دارو ریخت؟

570
00:34:38,840 --> 00:34:39,990
‫نه.

571
00:34:40,040 --> 00:34:41,790
‫اما اون تمام مدت باید اونجا بوده باشه.

572
00:34:41,840 --> 00:34:44,360
‫فقط منتظر مونده
‫تا داروها اثر بکنن.

573
00:34:45,840 --> 00:34:47,790
‫هنوز پیام‌هایی که بهت فرستاده بود رو داری؟

574
00:34:47,840 --> 00:34:49,790
‫- یه شماره‌ای چیزی؟
‫- گوشی جدید گرفتم.

575
00:34:49,840 --> 00:34:51,790
‫شماره‌مو عوض کردم. خیلی ترسیده بودم.

576
00:34:51,840 --> 00:34:52,840
‫آره.

577
00:34:54,840 --> 00:35:00,790
‫وقتی خط اضطراری واسه دریافت گزارش‌ها
‫در مورد سوفی مدسن راه انداختیم، تو به ویکستد زنگ زدی.

578
00:35:00,840 --> 00:35:03,470
‫فکر می‌کنی پرونده‌ی تو چه ربطی به پرونده‌ی اون داره؟

579
00:35:03,520 --> 00:35:06,520
‫اون کارآگاهی که بازداشت کردید همه ‌جا تو اخبار بود.

580
00:35:07,840 --> 00:35:09,630
‫- تام ردلی.
‫- درسته.

581
00:35:09,680 --> 00:35:10,830
‫شناختمش.

582
00:35:10,880 --> 00:35:13,790
‫وقتی بیدار شدم اون تو بیمارستان بود.

583
00:35:13,840 --> 00:35:17,470
‫- تام کارآگاهی بود که مسئول پرونده‌ت شده بود؟
‫- آره.

584
00:35:17,520 --> 00:35:19,790
‫عالی بود.

585
00:35:19,840 --> 00:35:22,310
‫بهش گفتی چه بلایی سرت اومده؟

586
00:35:22,360 --> 00:35:23,790
‫بهش گفتم داروی بیهوشی بهم دادن.
‫بهم تعرض شده.

587
00:35:23,840 --> 00:35:25,790
‫بهش نگفتم فکر می‌کنم

588
00:35:25,840 --> 00:35:27,630
‫یه نفر تو اداره پلیس پشت این ماجرا بوده.

589
00:35:27,680 --> 00:35:29,790
‫خیلی ترسیده بودم ولی اون تقصیری نداشت.

590
00:35:29,840 --> 00:35:31,790
‫اون چی گفت؟

591
00:35:31,840 --> 00:35:34,470
‫گفت می‌تونه تلاش کنه طرف رو

592
00:35:34,520 --> 00:35:37,790
‫از طریق ردگیری خرید داروها پیدا کنه
‫و دوربین‌های مداربسته کافه رو بررسی کنه.

593
00:35:37,840 --> 00:35:39,790
‫اون اهمیت میداد. من به همه‌شون گفتم نه.

594
00:35:39,840 --> 00:35:42,790
‫فقط می‌خواستم کل این ماجرا رو فراموش کنم.

595
00:35:42,840 --> 00:35:46,790
‫دیگه هیچ‌وقت پامو تو اون اداره پلیس لعنتی نمیذارم.

596
00:35:46,840 --> 00:35:49,790
‫- آره.
‫- اما دلیلی که به خط اضطراری‌تون زنگ زدم

597
00:35:49,840 --> 00:35:52,790
‫این بود که اون آدمی که بازداشت کردید
‫یکی از آدمای خوبه،

598
00:35:52,840 --> 00:35:55,150
‫و هیولای واقعی هنوز اون بیرون آزاده.

599
00:35:55,200 --> 00:35:56,840
‫می‌دونم.

600
00:36:06,840 --> 00:36:09,790
‫خب، پس جیمز کسیه که شکایت ماریسا رو شنیده،

601
00:36:09,840 --> 00:36:11,790
‫مبنی بر اینکه تو پناهگاه بهش تعرض شده.

602
00:36:11,840 --> 00:36:12,790
‫و اون همون کسیه که بهش گفته

603
00:36:12,840 --> 00:36:14,790
‫چون بی سرپناه بوده،

604
00:36:14,840 --> 00:36:17,790
‫هیچ حق و حقوقی نداره.

605
00:36:17,840 --> 00:36:19,790
‫و استیونز هم کسیه که یه هفته پیش
‫تماسش با خط کمکی رو جواب داده.

606
00:36:19,840 --> 00:36:21,310
‫تمام توضیحاتش رو یادداشت کرده.

607
00:36:21,360 --> 00:36:24,840
‫و بعدش همه ‌چیز میره دست واکر.
‫اون چی میگه؟

608
00:36:27,360 --> 00:36:28,990
‫خب، تازه یه سری اطلاعات به دستم رسیده...

609
00:36:29,040 --> 00:36:30,840
‫«بدون اقدام بعدی.»

610
00:36:32,840 --> 00:36:33,790
‫قربان.

611
00:36:33,840 --> 00:36:36,840
‫خب همگی، به گوش باشید.

612
00:36:38,680 --> 00:36:40,840
‫کجا دارن میرن؟

613
00:36:42,840 --> 00:36:45,790
‫- مگه تو الان با آی‌او‌پی‌سی نیستی؟
‫- لعنتی!

614
00:36:45,840 --> 00:36:47,790
‫می‌خوام در مورد تام ردلی باهات صحبت کنم.

615
00:36:47,840 --> 00:36:49,790
‫چند وقته شما دو نفر با هم کار می‌کنید؟

616
00:36:49,840 --> 00:36:51,840
‫الان حدود چهار سال میشه.

617
00:36:52,840 --> 00:36:55,150
‫و این رابطه کاری چطوریه؟

618
00:36:55,200 --> 00:36:58,790
‫خوبه.
‫آره، تام یه... کارآگاه عالیه.

619
00:36:58,840 --> 00:37:01,840
‫- پس هیچ مشکلی بین شما دو نفر نیست؟
‫- نه.

620
00:37:02,840 --> 00:37:05,520
‫خب...

621
00:37:07,840 --> 00:37:11,790
‫تا حالا شاهد هیچ رفتار مشکوکی

622
00:37:11,840 --> 00:37:13,840
‫از طرف تام ردلی بودی؟

623
00:37:17,840 --> 00:37:19,840
‫فکر می‌کردم اومدید اینجا
‫تا در مورد ویکستد تحقیق کنید.

624
00:37:20,840 --> 00:37:22,830
‫همین ‌طوره ولی داریم در مورد...

625
00:37:22,880 --> 00:37:25,790
‫چون یه سری اتهامات واقعاً جدی

626
00:37:25,840 --> 00:37:27,790
‫داره به این اداره وارد میشه.

627
00:37:27,840 --> 00:37:28,790
‫واقعاً؟

628
00:37:28,840 --> 00:37:30,790
‫دقیقاً همون‌ جور اتهاماتی که

629
00:37:30,840 --> 00:37:34,790
‫آی‌او‌پی‌سی اغلب متهم میشه
‫به اینکه ماست‌مالیشون کرده.

630
00:37:34,840 --> 00:37:38,470
‫اتهاماتی که بهشون اشاره می‌کنید
‫از سمت تام ردلی مطرح شده،

631
00:37:38,520 --> 00:37:40,790
‫و ویدیو دوربین داشبورد از اون با سوفی مدسن هم هست،

632
00:37:40,840 --> 00:37:41,790
‫که خودت علامتش زدی.

633
00:37:41,840 --> 00:37:43,790
‫پس می‌تونی درک کنی

634
00:37:43,840 --> 00:37:46,840
‫چرا داریم سعی می‌کنیم
‫شناخت بهتری از شخصیتش پیدا کنیم.

635
00:37:47,840 --> 00:37:48,840
‫نه.

636
00:37:49,840 --> 00:37:52,790
‫نه، من هرگز شاهد هیچ رفتار مشکوکی

637
00:37:52,840 --> 00:37:53,790
‫در مورد تام ردلی نبودم.

638
00:37:53,840 --> 00:37:57,790
‫اون واسه پرونده‌هاش از دل و جون مایه میذاره.

639
00:37:57,840 --> 00:38:00,790
‫بعضی وقت‌ها وقتی یه کارآگاه
‫درگیر احساساتش تو یه پرونده میشه،

640
00:38:00,840 --> 00:38:03,200
‫ممکنه باعث بشه پاشو از خط قرمز فراتر بذاره.

641
00:38:05,680 --> 00:38:07,840
‫امکان داره این کاری باشه که تام ردلی کرده؟

642
00:38:10,520 --> 00:38:12,840
‫استنلی ووگل رو چقدر خوب یادت میاد؟

643
00:38:17,680 --> 00:38:20,790
‫استنلی ووگل رو خیلی خوب یادمه.

644
00:38:20,840 --> 00:38:22,790
‫پس می‌خوام...

645
00:38:22,840 --> 00:38:25,840
‫کاری که با آمبر دادز کرد رو هم خیلی خوب یادمه.

646
00:38:26,840 --> 00:38:29,840
‫پرونده‌ی ووگل قبلاً هم زیر ذره‌بین رفته بود.

647
00:38:30,840 --> 00:38:33,150
‫اما با توجه به بازداشت تام ردلی،

648
00:38:33,200 --> 00:38:35,790
‫قراره دوباره یه نگاهی بهش بندازیم.

649
00:38:35,840 --> 00:38:36,790
‫می‌خوام ازت بپرسم

650
00:38:36,840 --> 00:38:39,790
‫در مورد مدرکی که تو خانه استنلی ووگل پیدا شد.

651
00:38:39,840 --> 00:38:42,520
‫- تو اولین بازرسی پیدا نشد.
‫- نه.

652
00:38:43,840 --> 00:38:44,790
‫نه، نشد.

653
00:38:44,840 --> 00:38:46,790
‫اما تو بازرسی دوم پیدا شد.

654
00:38:46,840 --> 00:38:48,680
‫فکر می‌کنی چرا این ‌طوری شد؟

655
00:38:50,520 --> 00:38:53,840
‫چون بعضی وقت‌ها بار اول یه سری چیزا از قلم میفتن.

656
00:38:54,840 --> 00:38:56,470
‫احتمالش هست که...

657
00:38:56,520 --> 00:38:58,790
‫وگرنه دیگه هیچ وقت بازرسی دوم
‫انجام نمیدادیم، مگه نه؟

658
00:38:58,840 --> 00:39:01,790
‫احتمالش هست که
‫تام ردلی اون مدرک رو

659
00:39:01,840 --> 00:39:03,840
‫علیه استنلی ووگل جاساز کرده باشه؟

660
00:39:09,840 --> 00:39:10,830
‫نه...

661
00:39:10,880 --> 00:39:13,790
‫شماها قرار نیست کاری بکنید، مگه نه؟

662
00:39:13,840 --> 00:39:16,630
‫این همه ماجرا، این همه بازجویی،
‫تهش هیچ اتفاقی نمیفته.

663
00:39:16,680 --> 00:39:20,790
‫هیچ رفتار اشتباهی تو اداره رخ نداده،
‫قرار نیست کسی مجازات بشه.

664
00:39:20,840 --> 00:39:22,790
‫هیچ مشکلی تو ویکستد نیست.

665
00:39:22,840 --> 00:39:24,790
‫درسته؟

666
00:39:24,840 --> 00:39:29,790
‫بیاین همه ‌چیو بندازین گردن
‫تنها کارآگاهی که واقعاً اهمیت میده.

667
00:39:29,840 --> 00:39:32,830
‫تام علیه استنلی ووگل مدرک‌سازی نکرده.

668
00:39:32,880 --> 00:39:34,790
‫می‌دونم که نکرده.

669
00:39:34,840 --> 00:39:37,630
‫تو دادگاه شهادت میدم که نکرده.

670
00:39:37,680 --> 00:39:40,840
‫حاضرم دستگاه دروغ‌سنج لعنتی هم وصل کنم
‫و بگم نکرده.

671
00:39:44,840 --> 00:39:48,790
‫استنلی ووگل یه آشغال خبیثه!

672
00:39:48,840 --> 00:39:52,310
‫شاید راه بره و حرف بزنه اما اون آدم روح نداره.

673
00:39:52,360 --> 00:39:53,790
‫و اگه خدایی وجود داشته باشه،

674
00:39:53,840 --> 00:39:57,840
‫ووگل بقیه‌ی عمرشو تو یه اتاقک بتنی می‌گذرونه.

675
00:40:43,840 --> 00:40:45,840
‫سلام، توماس.

676
00:41:00,840 --> 00:41:01,840
‫ای بابا.

677
00:41:04,840 --> 00:41:06,790
‫همین الان یه کار خیلی احمقانه کردم.

678
00:41:06,840 --> 00:41:08,840
‫- می‌خوای در موردش حرف بزنی؟
‫- نه.

679
00:41:09,840 --> 00:41:11,790
‫باشه. خوبه...

680
00:41:11,840 --> 00:41:13,790
‫چون یه چیزی ذهنمو درگیر کرده بود،

681
00:41:13,840 --> 00:41:15,790
‫و فکر کنم تازه فهمیدم چرا.

682
00:41:15,840 --> 00:41:19,790
‫دیروز فریزر گفت سوفی تو کیفش برگه داشته.

683
00:41:19,840 --> 00:41:21,790
‫وقتی کیفش باز شده و وسایلش ریخته،
‫برگه‌ها رو قاپیده.

684
00:41:21,840 --> 00:41:23,990
‫کدوم نوجوونی این روزا با خودش
‫برگه این‌طرف اون‌طرف می‌بره؟

685
00:41:24,040 --> 00:41:29,470
‫دقیقاً. شاید مدرک بوده،
‫یه چیزی که می‌خواسته به تام نشان بده.

686
00:41:29,520 --> 00:41:30,790
‫یه چیزی که آنلاین پیدا کرده.

687
00:41:30,840 --> 00:41:32,790
‫- یه چیزی که شاید...
‫- پرینت گرفته باشه.

688
00:41:32,840 --> 00:41:34,840
‫پرینتر خونه‌شون.

689
00:41:40,840 --> 00:41:42,790
‫- چیزی هست؟
‫- هیچی.

690
00:41:42,840 --> 00:41:45,790
‫این حکم بازرسی محل سکونتته.

691
00:41:45,840 --> 00:41:48,790
‫- مشکلی که نداری، تام؟
‫- اینجا خونه‌ی من نیست، داداش.

692
00:41:48,840 --> 00:41:50,790
‫خونه‌ی پدربزرگمه.

693
00:41:50,840 --> 00:41:51,790
‫تا وقتی اون رفته مسافرت من فقط اینجا می‌مونم.

694
00:41:51,840 --> 00:41:53,840
‫بچه‌ها! بیخیال!

695
00:41:54,840 --> 00:41:57,790
‫ببین، فقط مراقب... باشین لطفاً؟

696
00:41:57,840 --> 00:41:58,790
‫بچه‌ها!

697
00:41:58,840 --> 00:42:01,790
‫این خونه‌ی پدربزرگشه.

698
00:42:01,840 --> 00:42:03,840
‫یکمی احترام بذارید، باشه؟

699
00:42:06,840 --> 00:42:07,790
‫اینجا چیکار می‌کنید؟

700
00:42:07,840 --> 00:42:10,790
‫یه تماس ناشناس گزارش داده
‫یه چیزی تو این ملک هست

701
00:42:10,840 --> 00:42:12,840
‫که به قتل سوفی مدسن مربوط میشه.

702
00:42:23,840 --> 00:42:25,790
‫ببخشید که مزاحمتون شدیم، آقای مدسن.

703
00:42:25,840 --> 00:42:29,840
‫نه، نه، اشکالی... اشکالی نداره...

704
00:42:31,040 --> 00:42:33,790
‫همسرم طبقه بالا دراز کشیده.

705
00:42:33,840 --> 00:42:35,790
‫- می‌خواین صداش کنم...؟
‫- نه، نه.

706
00:42:35,840 --> 00:42:36,840
‫لطفاً بذارید استراحت کنه.

707
00:42:38,840 --> 00:42:40,840
‫خب، به چی نیاز دارید؟

708
00:42:41,840 --> 00:42:45,790
‫ما قبلاً وسایل الکترونیکی شخصی سوفی رو گشتیم،

709
00:42:45,840 --> 00:42:48,840
‫ولی شما یه اتاق کار تو خونه دارید، درسته؟

710
00:42:50,200 --> 00:42:51,790
‫آره.

711
00:42:51,840 --> 00:42:53,840
‫اشکالی نداره اگه یه نگاه سریع بهش بندازیم؟

712
00:42:59,840 --> 00:43:01,840
‫اگه می‌خواین می‌تونم پیشتون بشینم، آقای مدسن؟

713
00:43:34,360 --> 00:43:37,310
‫وقتی تو بیمارستان بودی اِما اومد اونجا.

714
00:43:37,360 --> 00:43:40,790
‫احمقانه بود، ولی درکت می‌کنم.
‫شما دو تا خیلی صمیمی هستید.

715
00:43:40,840 --> 00:43:43,790
‫الکی شایعه راه ننداز.

716
00:43:43,840 --> 00:43:45,790
‫- فرقی نمی‌کنه.
‫- نه، برای من نه.

717
00:43:45,840 --> 00:43:47,840
‫ولی واسه اون فرق می‌کنه،
‫خودتم اینو می‌دونی.

718
00:43:50,840 --> 00:43:52,200
‫خیلی خب.

719
00:44:29,840 --> 00:44:31,840
‫- پشت بوته‌های اون ‌طرف رو بگردین.
‫- قربان.

720
00:44:36,040 --> 00:44:37,470
‫داشتم فکر می‌کردم.

721
00:44:37,520 --> 00:44:39,790
‫اون ویدیو از تو و سوفی،
‫اگه واسه یه نفر دیگه اتفاق افتاده بود،

722
00:44:39,840 --> 00:44:41,840
‫یه جور دیگه باهاش برخورد می‌شد.

723
00:44:43,840 --> 00:44:46,790
‫اما فکر نکنم کسی واقعاً از تو خوشش بیاد، تام.

724
00:44:46,840 --> 00:44:49,470
‫حداقل بچه‌های اینجا که این‌ طورین،

725
00:44:49,520 --> 00:44:53,360
‫چون فکر می‌کنی از بقیه‌مون بهتری.

726
00:45:00,840 --> 00:45:01,790
‫با اجازه.

727
00:45:01,840 --> 00:45:04,840
‫خواهش می‌کنم.

728
00:45:06,840 --> 00:45:07,840
‫سلام.

729
00:45:08,840 --> 00:45:10,790
‫تام،

730
00:45:10,840 --> 00:45:12,790
‫اون مدرکی که سوفی مدسن داشت.

731
00:45:12,840 --> 00:45:15,840
‫اون... سه تا عکس از...

732
00:45:17,840 --> 00:45:20,310
‫زن‌هاییه‌ که بی‌هوشن.

733
00:45:20,360 --> 00:45:21,790
‫یعنی انگار بهشون داروی بیهوشی دادن.

734
00:45:21,840 --> 00:45:23,790
‫اینا عکسای یادگاری جرمه، تام.

735
00:45:23,840 --> 00:45:25,790
‫خب، می‌تونی شناسایی کنی که ‌کدومشون...

736
00:45:25,840 --> 00:45:27,470
‫ردیفه؟

737
00:45:27,520 --> 00:45:28,840
‫یه چیزی پیدا کردم.

738
00:45:30,840 --> 00:45:31,840
‫همه برن بیرون!

739
00:45:33,840 --> 00:45:35,200
‫یعنی چی؟

740
00:45:38,840 --> 00:45:40,680
‫- تام.
‫- آره، ببخشید.

741
00:45:41,840 --> 00:45:43,790
‫یکی از عکس‌ها...

742
00:45:43,840 --> 00:45:45,840
‫که سوفی داشته...

743
00:45:49,840 --> 00:45:51,790
‫از آمبر دادزه.

744
00:45:51,840 --> 00:45:52,790
‫چی؟

745
00:45:52,840 --> 00:45:57,790
‫یه نفر تو اداره پلیس ویکستد
‫آمبر دادز رو به قتل رسونده.

746
00:45:57,840 --> 00:45:59,840
‫کار استنلی ووگل نبوده.

747
00:46:09,840 --> 00:46:11,800
‫من یه آدم بیگناه رو انداختم زندان.

748
00:46:13,800 --> 00:46:23,800
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M