1
00:00:16,416 --> 00:00:18,041
‫من دوشیزه ونچکا رو سرزنش نمی‌کنم.

2
00:00:18,666 --> 00:00:22,125
‫اون طوری بار اومده که
‫از امثال خودش متنفر باشه.

3
00:00:24,500 --> 00:00:26,000
‫راه دیگه‌ای بلد نبود.

4
00:00:30,416 --> 00:00:32,708
ووکولسکی چرا چشم به اون دوخت؟

5
00:00:32,750 --> 00:00:33,791
‫چطور؟

6
00:00:34,291 --> 00:00:35,291
‫کِی؟

7
00:00:38,291 --> 00:00:40,125
‫اگه همون‌قدر انرژی،

8
00:00:40,625 --> 00:00:41,916
‫همون‌قدر تلاش...

9
00:00:43,916 --> 00:00:46,291
‫صرف هر چیز دیگه‌ای
‫به جز دوشیزه ونچکا می‌کرد،

10
00:00:47,500 --> 00:00:50,041
‫توی هر زمینه‌ای...

11
00:00:53,625 --> 00:00:54,916
‫به اوج موفقیت می‌رسید.

12
00:00:56,166 --> 00:00:57,416
‫اوج موفقیت.

13
00:01:05,041 --> 00:01:06,750
‫یا شاید، در حقیقت،

14
00:01:07,250 --> 00:01:09,541
‫اون آرزوی مرگ داره،

15
00:01:11,416 --> 00:01:12,791
‫نه دوشیزه ونچکا.

16
00:01:22,291 --> 00:01:25,291
‫و اون به آرزوش رسید.

17
00:01:28,916 --> 00:01:30,041
‫بالأخره.

18
00:01:30,541 --> 00:01:32,666
‫[فروشگاه ووکولسکی]

19
00:01:33,666 --> 00:01:43,666
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

20
00:02:40,916 --> 00:02:45,166
‫[عروسک]

21
00:02:51,791 --> 00:02:53,291
‫عشق بود؟

22
00:02:58,166 --> 00:02:59,291
‫نمی‌دونم.

23
00:03:01,125 --> 00:03:03,000
‫ما همچین چیزی سرمون نمی‌شد.

24
00:03:07,541 --> 00:03:10,375
‫فقط پولدارها می‌تونستن
‫وقتشون رو صرف عشق کنن.

25
00:03:37,666 --> 00:03:40,208
‫من سال‌هاست که خونه‌ی ونچکی‌ها رو اداره می‌کنم،

26
00:03:40,250 --> 00:03:43,500
‫پس می‌تونم تشخیص بدم که توصیه‌نامه‌ات

27
00:03:44,000 --> 00:03:45,666
‫از بازار خریداری شده.

28
00:03:49,291 --> 00:03:51,241
‫می‌بینم که برات گرون تموم نشده.

29
00:03:51,291 --> 00:03:53,666
‫نادیده‌اش می‌گیرم.
‫تو هم برامون گرون تموم نمیشی.

30
00:03:56,250 --> 00:03:57,166
‫خوشبختانه.

31
00:03:58,166 --> 00:04:02,166
‫ما دستمزد زیادی بهت نمی‌دیم.
‫می‌تونی تو وقت آزادت پول بیشتری در بیاری.

32
00:04:09,416 --> 00:04:11,541
‫خدمتکار قبلی دوشیزه ونچکا رفت چون...

33
00:04:12,750 --> 00:04:14,500
‫چون نتونست از پسش بربیاد.

34
00:04:15,291 --> 00:04:16,991
‫اما امیدوارم تو بتونی.

35
00:04:17,041 --> 00:04:18,291
‫امیدوارم.

36
00:04:24,291 --> 00:04:27,083
‫صلاحیت‌هام توی توصیه‌نامه نوشته شده، خانم.

37
00:04:27,125 --> 00:04:29,166
‫از کجا می‌دونی؟ خوندن بلدی؟

38
00:04:35,916 --> 00:04:38,541
‫این راه‌پله برای استفاده‌ی خانواده‌ست،
‫نه تو.

39
00:04:47,166 --> 00:04:51,708
‫باید هفته‌ای یه بار رخت‌شوری اساسی کنی،
‫یه روز در میون هم رخت‌شوری سبک‌تر،

40
00:04:51,750 --> 00:04:55,741
‫یه روز در میون خرید کنی،
‫و هر وقت لازم بود رفو و اتوکشی کنی.

41
00:04:55,791 --> 00:04:59,491
‫هر سه روز یه بار باید کف رو برق بندازی
‫و نقره‌ها رو جلا بدی،

42
00:04:59,541 --> 00:05:01,958
‫وگرنه تیرگی‌شون غیرقابل‌تحمل میشه.

43
00:05:02,000 --> 00:05:03,166
‫همین‌جا منتظر بمون.

44
00:05:08,916 --> 00:05:12,666
‫این خونه مجلل و بی‌نظیره
‫و باید به بهترین شکل نگهداری بشه.

45
00:05:13,166 --> 00:05:14,250
‫دنبالم بیا.

46
00:05:17,125 --> 00:05:20,491
‫دوشیزه ایزابلا وقتی بیدار میشن
‫نیاز دارن لگن شست‌وشوشون آماده باشه

47
00:05:20,541 --> 00:05:22,333
‫و برای لباس پوشیدن کمکشون کنی.

48
00:05:22,375 --> 00:05:27,241
‫بعد بپرس که صبحانه میل دارن یا نه.
‫اگر داشتن، بپرس کجا می‌خوان سرو بشه.

49
00:05:27,291 --> 00:05:30,541
‫- خانم کِی بیدار میشن؟
‫- هر وقت که دلشون بخواد.

50
00:05:31,041 --> 00:05:34,333
‫راستش، نزدیک ظهره
‫و هنوز بیدار نشدن.

51
00:05:34,375 --> 00:05:35,708
‫لعنتی.

52
00:05:35,750 --> 00:05:37,666
‫ما تو این خونه فحش نمی‌دیم.

53
00:06:05,625 --> 00:06:07,491
‫فلورچیا.

54
00:06:07,541 --> 00:06:11,916
‫این دفعه چیه، دخترعموی عزیزم؟

55
00:06:13,791 --> 00:06:15,166
‫حالم خوش نیست.

56
00:06:16,250 --> 00:06:19,791
‫ما همه‌مون همین‌طوریم، عزیزم. همه‌مون.

57
00:06:22,666 --> 00:06:24,375
‫خیالم راحت شد.

58
00:06:25,166 --> 00:06:30,125
‫- یه هفته از استرس داشتم سکته می‌کردم.
‫- به دوشیزه کمک کن این رو بپوشه. سریع.

59
00:06:51,166 --> 00:06:52,366
‫اسمت چیه؟

60
00:06:52,416 --> 00:06:53,750
‫ماریانا.

61
00:06:54,291 --> 00:06:55,991
‫بلد نیستی حرف بزنی؟

62
00:06:56,041 --> 00:06:58,541
‫چرا... دوشیزه.

63
00:06:59,041 --> 00:07:02,125
‫و چرا فلورنتینا از بین این همه آدم
‫تو رو استخدام کرد؟

64
00:07:08,416 --> 00:07:09,666
‫چون...

65
00:07:11,666 --> 00:07:13,416
‫فکر کنم چون ارزون تموم میشم.

66
00:07:21,041 --> 00:07:22,791
‫پیچک رو آوردن؟

67
00:07:23,666 --> 00:07:24,541
‫پیچک؟

68
00:07:40,250 --> 00:07:41,366
‫هر وقت تو رو می‌بینم،

69
00:07:41,416 --> 00:07:43,541
‫یاد کلمه‌ای می‌افتم که ازش متنفرم...

70
00:07:47,791 --> 00:07:50,166
‫و تازگی‌ها یاد گرفتم.

71
00:07:56,666 --> 00:07:57,875
‫صرفه‌جویی.

72
00:08:17,541 --> 00:08:19,041
‫[نشریۀ پیچک]

73
00:08:28,833 --> 00:08:31,833
‫چون داریم تو هزینه‌ی خدمتکارها
‫صرفه‌جویی می‌کنیم، پدر،

74
00:08:32,333 --> 00:08:34,833
‫شاید بهتر باشه بالأخره
‫لوله‌کشی نصب کنی.

75
00:08:36,458 --> 00:08:38,833
‫همه لوله‌کشی دارن، جز ما.

76
00:08:39,833 --> 00:08:41,833
‫مثل حیوون‌ها دستشویی می‌کنیم.

77
00:08:42,833 --> 00:08:45,166
‫من توی عمرم نشنیدم

78
00:08:46,916 --> 00:08:49,333
‫حیوونی توی لگن دستشویی کنه.

79
00:08:51,583 --> 00:08:56,166
‫گرچه، یه بار توی خونه‌ی شاهزاده چارتوریسکی،
‫یه میمون توی سوپ دستشویی کرد.

80
00:08:59,708 --> 00:09:01,958
‫دیروز با کالسکه تصادف کردم.

81
00:09:04,583 --> 00:09:06,000
‫خدای من.

82
00:09:06,041 --> 00:09:07,958
‫پاهای الکترا شکست.

83
00:09:11,583 --> 00:09:13,666
‫باید کشته شه.

84
00:09:16,958 --> 00:09:19,583
‫و فروخته میشه تا ازش چسب درست کنن.

85
00:09:25,166 --> 00:09:27,458
‫عاقبت همه‌مون مثل اون ماده اسب میشه.

86
00:09:33,291 --> 00:09:35,458
‫شاید بهتره یکم نوشیدنی بخوری، پدر.

87
00:09:39,833 --> 00:09:42,833
‫- برای این‌که روحیه‌ات عوض شه.
‫- نمی‌تونم، نه.

88
00:09:43,333 --> 00:09:45,458
‫دیگه نمی‌نوشم.

89
00:09:48,708 --> 00:09:52,166
‫دیروز حرف دیگه‌ای می‌زدی، پدر.
‫در واقع، آواز هم می‌خوندی.

90
00:09:53,416 --> 00:09:54,583
‫بفرما.

91
00:10:10,833 --> 00:10:13,416
‫خیلی متأسفم...

92
00:10:15,958 --> 00:10:19,416
‫اما امروز نمی‌تونم باهات به انجمن بیام،

93
00:10:19,958 --> 00:10:22,583
‫چون اولاً،

94
00:10:24,416 --> 00:10:26,458
‫پر از پیرمردهای نکبت و عوضیه.

95
00:10:29,208 --> 00:10:30,208
‫و ثانیاً،

96
00:10:31,208 --> 00:10:34,208
‫حالم خیلی بده.

97
00:10:34,833 --> 00:10:36,041
‫درک می‌کنم.

98
00:10:36,708 --> 00:10:37,958
‫خودم حلش می‌کنم.

99
00:10:38,916 --> 00:10:41,333
‫دوشیزه ایزابلا ونچکا،

100
00:10:42,708 --> 00:10:45,166
‫دختر توماش، کُنت ونچکی،

101
00:10:45,208 --> 00:10:50,791
‫با یه درخواست غیرمعمول
‫به انجمن ما مراجعه کرده.

102
00:10:51,291 --> 00:10:52,375
‫بله؟

103
00:10:52,416 --> 00:10:54,166
‫با رضایت پدرم.

104
00:10:54,208 --> 00:10:55,166
‫پدرتون؟

105
00:10:55,833 --> 00:10:57,041
‫دقیقاً.

106
00:10:57,666 --> 00:11:02,783
دوشیزه، شما می‌خواید یه مباشر تعیین بشه

107
00:11:02,833 --> 00:11:06,083
‫تا بعد از فوتِ پدرتون
بر دارایی‌هاتون نظارت کنه.

108
00:11:07,166 --> 00:11:08,333
‫برام جالبه.

109
00:11:09,083 --> 00:11:11,083
‫پدرتون بیمارن، دوشیزه؟

110
00:11:11,666 --> 00:11:13,625
‫من نگران آینده‌ام.

111
00:11:13,666 --> 00:11:14,916
‫اوه.

112
00:11:14,958 --> 00:11:17,166
‫قصد ازدواج ندارید، دوشیزه؟

113
00:11:17,708 --> 00:11:21,291
‫طبق قانون، همسر آینده‌تون
‫باید دارایی‌ها رو اداره کنه.

114
00:11:22,083 --> 00:11:24,916
‫کشیشم این راه حل رو پیشنهاد داد.

115
00:11:24,958 --> 00:11:26,166
‫یه مباشر.

116
00:11:27,583 --> 00:11:31,875
‫متعجبم که سخنان  یه روحانی
‫که نماینده‌ی خدا روی زمینه

117
00:11:31,916 --> 00:11:33,791
‫زیر سؤال میره.

118
00:11:33,833 --> 00:11:35,541
‫به من یاد دادن که اونا مقدسن.

119
00:11:35,583 --> 00:11:39,283
‫میگن پدرتون دیروز با کالسکه تصادف کرده، دوشیزه.

120
00:11:39,333 --> 00:11:40,458
‫بله.

121
00:11:41,083 --> 00:11:42,208
‫الکترا،

122
00:11:43,083 --> 00:11:44,041
‫ماده اسبمون...

123
00:11:46,291 --> 00:11:47,666
‫پاهاش شکسته.

124
00:11:47,708 --> 00:11:49,833
‫- قراره ازش چسب درست کنن.
‫- خدای من!

125
00:11:50,666 --> 00:11:52,908
‫امیدوارم پدرتون صدمه ندیده باشن.

126
00:11:52,958 --> 00:11:54,291
‫اون عزاداره.

127
00:11:55,208 --> 00:11:59,033
‫کالسکه در وضعیت خوبی بود؟
‫تصادف چطور اتفاق افتاد؟

128
00:11:59,083 --> 00:12:01,583
‫تصادف عجیبیه، این‌طور نیست، دوشیزه؟

129
00:12:02,708 --> 00:12:05,166
‫منظورتون اینه که من قصد جون پدرم رو دارم؟

130
00:12:06,333 --> 00:12:08,458
‫کی از اسب عربی برای کالسکه استفاده می‌کنه؟

131
00:12:12,958 --> 00:12:14,166
‫پدرم.

132
00:12:15,541 --> 00:12:20,666
‫عالیجناب، میشه لطفاً این حرف‌های ناپسند
‫و زننده درباره‌ی سوارکاری رو تموم کنیم؟

133
00:12:21,208 --> 00:12:23,666
‫- بله.
‫- دوشیزه ایزابلا، چیزی که متعجبم می‌کنه...

134
00:12:23,708 --> 00:12:25,958
‫اکراه شما من رو متعجب می‌کنه، آقایون.

135
00:12:26,458 --> 00:12:30,666
‫من دوک رودنیتسکی رو به عنوان
‫مباشر دارایی‌هام تعیین کردم.

136
00:12:30,708 --> 00:12:31,666
‫بله.

137
00:12:31,708 --> 00:12:37,333
‫ایشون محترم‌ترین عضو حلقه‌ی شما
‫و رئیس نجیب انجمن شماست.

138
00:12:38,083 --> 00:12:41,958
‫- بله.
‫- ایشون بلندمرتبه‌ترین فرد بین شماست.

139
00:12:42,583 --> 00:12:43,916
‫بله.

140
00:12:45,458 --> 00:12:48,333
‫جرأت دارید نظم سنتی رو زیر پا بذارید؟

141
00:12:49,583 --> 00:12:51,208
‫بله.

142
00:12:53,666 --> 00:12:55,458
‫بالأخره، دوک موافقه.

143
00:12:58,583 --> 00:13:00,541
‫- بله.
‫- اما دوک...

144
00:13:00,583 --> 00:13:01,541
‫بله؟

145
00:13:03,458 --> 00:13:05,541
‫- دوک...
‫- چیه؟

146
00:13:11,333 --> 00:13:13,791
‫در مورد رئیستون چی برای گفتن دارید،
‫جناب کُنت؟

147
00:13:15,083 --> 00:13:16,458
‫سراپا گوشم.

148
00:13:25,458 --> 00:13:27,916
‫می‌تونم فرض کنم که دوک امضا می‌کنه؟

149
00:13:29,458 --> 00:13:30,458
‫بله.

150
00:13:36,666 --> 00:13:38,083
‫اجرای فوق‌العاده‌ای بود.

151
00:13:44,333 --> 00:13:46,458
‫می‌خواید بازیگر بشید، دوشیزه؟

152
00:13:48,416 --> 00:13:49,708
‫نمی‌فهمم.

153
00:13:51,583 --> 00:13:53,458
‫چرا تئاتر بازی می‌کنید؟

154
00:13:54,583 --> 00:13:59,083
‫انتصاب دوک رودنیتسکی
‫به عنوان مباشر دارایی‌هاتون.

155
00:14:00,416 --> 00:14:02,041
‫منطقیه؟

156
00:14:04,458 --> 00:14:08,166
‫شما یک سال قبل سعی داشتید
‫صاحب دارایی‌هام بشید

157
00:14:09,916 --> 00:14:11,666
‫و همچین صاحبِ خودم.

158
00:14:18,541 --> 00:14:19,666
‫شما هنوز...

159
00:14:22,208 --> 00:14:26,333
‫دلیل رد پیشنهاد ازدواجم رو
‫توضیح ندادید، دوشیزه.

160
00:14:30,708 --> 00:14:32,333
‫شاید دستتون...

161
00:14:34,333 --> 00:14:36,333
‫جایی دراز شده که نباید می‌شده.

162
00:14:42,166 --> 00:14:44,333
‫از رقابت نمی‌ترسید، دوشیزه؟

163
00:14:45,208 --> 00:14:46,708
‫مجلس دورهمی چند روز دیگه‌ست.

164
00:14:47,833 --> 00:14:51,916
‫خانم‌های دم‌بخت جدید، کنتس‌های جوون،
‫به جامعه معرفی میشن.

165
00:14:56,791 --> 00:14:58,916
‫منتظر کی هستید، دوشیزه؟

166
00:15:10,416 --> 00:15:12,791
‫چرا اینجا همیشه مثل طویله‌ست؟

167
00:15:12,833 --> 00:15:14,208
‫به همه چی بی‌توجهی!

168
00:15:18,458 --> 00:15:21,333
‫آقای ووکولسکی داره برمی‌گرده.
‫اون تلگرافی که فرستاد کجاست؟

169
00:15:23,041 --> 00:15:24,625
‫چی داره با خودش برمی‌گردونه؟

170
00:15:24,666 --> 00:15:27,708
‫سرت به کار خودت باشه
‫و الکی واق‌واق نکن.

171
00:15:29,083 --> 00:15:32,033
‫اگه من همچین کسب‌وکاری داشتم،
‫همین‌جا می‌موندم،

172
00:15:32,083 --> 00:15:33,666
‫چه برسه به این‌که برم جنگ.

173
00:15:34,333 --> 00:15:36,541
‫نشستن توی سرما زیر رگبار گلوله...

174
00:15:36,583 --> 00:15:41,333
‫فکر کردی آقای ووکولسکی رفته جبهه، پسر؟
‫فکر کردی تفنگ دستش گرفته؟

175
00:15:41,958 --> 00:15:44,083
‫شما گفتید رفته جنگ، قربان.

176
00:15:44,583 --> 00:15:46,875
‫همین طرز فکرته که باعث شده اینجا بمونی.

177
00:15:46,916 --> 00:15:51,333
‫وقتی آقای ووکولسکی داره با ثروتی برمی‌گرده
‫که حتی تو خوابت هم نمی‌بینی.

178
00:16:12,958 --> 00:16:15,166
‫بزنید، بزنید، بزنید!

179
00:16:18,583 --> 00:16:20,166
‫نه، نزنید!

180
00:16:24,083 --> 00:16:26,958
‫بزنید، بزنید، بزنید!

181
00:16:36,333 --> 00:16:39,408
‫نه، نزنید، نزنید، نزنید!

182
00:16:39,458 --> 00:16:40,583
‫استاخ!

183
00:16:41,208 --> 00:16:42,333
‫استاخ!

184
00:16:43,416 --> 00:16:44,583
‫استاخ!

185
00:16:51,083 --> 00:16:52,083
‫بیا بریم.

186
00:16:52,583 --> 00:16:53,833
‫همه سوار شید!

187
00:17:14,916 --> 00:17:17,791
‫خب کجا داریم می‌ریم؟
‫به فروشگاه؟

188
00:17:18,291 --> 00:17:19,083
‫نه.

189
00:17:27,333 --> 00:17:30,033
‫«او به دنیا آمد، زیبا و شکننده،

190
00:17:30,083 --> 00:17:33,250
‫در حالی که جامعه‌ی مادر با او

191
00:17:33,291 --> 00:17:35,916
‫همان کاری را کرد که والدین نادان
‫با عزیزترین فرزندشان می‌کنند.»

192
00:17:36,791 --> 00:17:40,158
‫«با ناز و نوازش قدرت جسمانی‌اش را تحلیل برد.»

193
00:17:40,208 --> 00:17:43,125
‫«با بطالت و تجملات اخلاقیاتش را فاسد کرد...»

194
00:17:43,166 --> 00:17:44,783
‫خوندن تقریباً تموم شده،

195
00:17:44,833 --> 00:17:47,916
‫ولی خانم اورشکووا پنجشنبه‌ی آینده
‫همین ساعت دوباره می‌خونه.

196
00:17:50,208 --> 00:17:51,916
‫من برای موضوع دیگه‌ای اومدم.

197
00:17:54,541 --> 00:17:55,458
‫واقعاً؟

198
00:17:56,291 --> 00:17:57,416
‫چه موضوعی؟

199
00:18:00,208 --> 00:18:01,333
‫تو نگهبانی؟

200
00:18:03,291 --> 00:18:04,533
‫نه.

201
00:18:04,583 --> 00:18:08,583
‫«...در حالی که آنان در برابر زیبایی ظاهری‌اش
‫سر تعظیم فرود می‌آورند...»

202
00:18:09,416 --> 00:18:11,416
‫دوشیزه ونچکا. درسته؟

203
00:18:11,458 --> 00:18:13,291
‫«...که از طریق آن، به تنهایی...»

204
00:18:13,333 --> 00:18:18,033
‫- ببخشید. من مدتی ساکت می‌مونم.
‫- «...می‌توانست مغرور و قوی باشد.»

205
00:18:18,083 --> 00:18:21,208
‫«این کلید رمزگشایی از عبارتِ...

206
00:18:23,083 --> 00:18:24,333
‫"رهایی زنان" است.»

207
00:18:29,208 --> 00:18:31,541
‫دوشیزه ایزابلا ونچکا.

208
00:18:32,833 --> 00:18:34,708
‫با تو چیکار کنیم؟

209
00:18:36,416 --> 00:18:37,408
‫ببخشید؟

210
00:18:37,458 --> 00:18:41,083
‫تو... از زندگی چی می‌خوای؟

211
00:18:45,833 --> 00:18:47,208
‫این‌که آثارم چاپ بشه.

212
00:18:49,208 --> 00:18:51,833
‫در آینده، مجله‌ی خودم رو داشته باشم.

213
00:18:53,583 --> 00:18:55,458
‫برای آموزش طبقات پایین جامعه.

214
00:18:59,583 --> 00:19:01,083
‫رویای بزرگی داری.

215
00:19:03,708 --> 00:19:06,083
‫سرمایه‌ی راه‌اندازی مجله رو داری؟

216
00:19:09,208 --> 00:19:10,833
‫در آینده، بله.

217
00:19:13,708 --> 00:19:18,291
‫اما در حال حاضر، می‌خوام بدونم
‫نظرتون در مورد نوشته‌هام چیه.

218
00:19:28,083 --> 00:19:29,208
‫چیز خاصی نیست.

219
00:19:30,208 --> 00:19:31,208
‫چطور؟

220
00:19:33,958 --> 00:19:35,458
‫نمی‌خوام بهت بر بخوره،

221
00:19:36,958 --> 00:19:38,708
‫اما تو چیز زیادی از زندگی نمی‌دونی.

222
00:19:40,083 --> 00:19:44,333
‫تجربه‌ات کمه.
‫هیچی از راه‌ و رسم دنیا نمی‌دونی.

223
00:19:44,833 --> 00:19:51,166
‫شما اشراف‌زاده‌ها توی عمارت‌ها
‫و قصرهاتون جا خوش کردید.

224
00:19:52,333 --> 00:19:56,166
‫و ما توی مجله‌مون،
‫توی مفهوم اصلی مجله‌مون،

225
00:19:56,833 --> 00:19:58,666
‫به اعتقاد راسخ نیاز داریم.

226
00:20:00,416 --> 00:20:01,541
‫اعتقاد راسخ،

227
00:20:02,083 --> 00:20:06,708
‫نه توصیف لباس‌ها، غذاها و مهمونی‌هاتون.

228
00:20:16,791 --> 00:20:19,083
‫دکتر زوفیا دوبسکا رو می‌شناسی؟

229
00:20:21,041 --> 00:20:21,916
‫نه.

230
00:20:21,958 --> 00:20:25,583
‫نوشته‌هاش برای نشریۀ پیچک جالبه،
‫چون زندگی‌اش جذابه،

231
00:20:26,166 --> 00:20:29,791
‫گرچه نه چندان پر زرق و برق.

232
00:20:31,083 --> 00:20:32,291
‫من باید چیکار کنم؟

233
00:20:37,458 --> 00:20:38,625
‫شاید...

234
00:20:38,666 --> 00:20:40,666
‫شاید زوفیا بتونه تو رو

235
00:20:40,708 --> 00:20:44,166
‫با دنیای ایده‌ها، تفکر مدرن
‫و رهایی آشنا کنه.

236
00:20:44,208 --> 00:20:45,208
‫اون به من یاد بده؟!

237
00:20:46,208 --> 00:20:48,083
‫این اپرای طنز نیست.

238
00:20:50,458 --> 00:20:54,291
‫شاید بتونی یه سفرنامه
‫از خارج بنویسی، دوشیزه.

239
00:20:54,333 --> 00:20:58,916
‫- از ایتالیا یا فرانسه.
‫- بله. تو پاریس نمایشگاه جهانی هست.

240
00:20:59,708 --> 00:21:02,333
‫- یه موضوع عالی برای مقاله.
‫- البته.

241
00:21:03,041 --> 00:21:05,208
‫خواننده‌های ما وسعشون ‫به این سفرها نمی‌رسه.

242
00:21:07,833 --> 00:21:09,333
‫لطفاً بهش فکر کن

243
00:21:10,166 --> 00:21:11,333
‫و به ما خبر بده.

244
00:21:12,583 --> 00:21:13,791
‫حتماً.

245
00:21:19,333 --> 00:21:22,166
‫ممنون که افتخار دادید باهم صحبت کنیم.

246
00:21:37,958 --> 00:21:40,333
‫پدرت گفت اینجا پیدات می‌کنم.

247
00:21:42,833 --> 00:21:45,125
‫دیگه دارم از انتظار کشیدن
‫برای تو خسته میشم.

248
00:21:45,166 --> 00:21:46,458
‫این یه استعاره‌ست.

249
00:21:46,958 --> 00:21:51,541
‫- و در عین حال نیست.
‫- بدون اجازه‌ام دنبالم نیا!

250
00:21:51,583 --> 00:21:54,041
‫- ایزابلا، چی شده؟
‫- من رو ایزابلا صدا نکن!

251
00:21:54,083 --> 00:21:56,541
‫فلورچیا، می‌خوام برم خونه.
‫باید برم خونه.

252
00:21:56,583 --> 00:21:58,250
‫- خیلی خب.
‫- بلا، ولی ما...

253
00:21:58,291 --> 00:22:01,541
‫من با تو ازدواج نمی‌کنم،
‫مردکِ مزاحم عوضی بی‌سروپا!

254
00:22:01,583 --> 00:22:03,533
‫- بلا!
‫- کی این کلمات رو بهت یاد داده؟

255
00:22:03,583 --> 00:22:04,708
‫پدرم!

256
00:22:05,708 --> 00:22:07,458
‫چیه؟ هان؟

257
00:22:09,083 --> 00:22:11,333
‫- نشونت میدم.
‫- «نشونت میدم.»

258
00:22:14,583 --> 00:22:16,416
‫یه روز التماسم می‌کنی!

259
00:22:30,458 --> 00:22:31,583
‫خب پس کِی؟

260
00:22:32,958 --> 00:22:35,533
‫نمی‌دونم کِی. الان نه!

261
00:22:35,583 --> 00:22:36,791
‫پس کِی؟

262
00:22:38,041 --> 00:22:41,658
‫خوب گوش کن ببین چی میگم،
‫بدون کمترین تلاشی از طرف من،

263
00:22:41,708 --> 00:22:46,708
‫ما می‌تونیم جایگاهمون رو
‫نهایتاً سه یا چهار سال حفظ کنیم.

264
00:22:47,541 --> 00:22:49,041
‫چیکار کردی، پدر؟

265
00:22:52,291 --> 00:22:55,500
‫پول رو سرمایه‌گذاری کردم،

266
00:22:55,541 --> 00:22:57,033
‫کسب‌وکار،

267
00:22:57,083 --> 00:23:00,033
‫یا هر کوفت و زهر‌ماری که اسمش رو میذاری.

268
00:23:00,083 --> 00:23:01,458
‫جهیزیه‌ام رو هم؟

269
00:23:02,791 --> 00:23:03,958
‫همه چی.

270
00:23:04,666 --> 00:23:06,250
‫این کار اصلاً درست نیست.

271
00:23:06,291 --> 00:23:08,791
‫تو هیچی نمی‌فهمی، پدر. چطور تونستی؟

272
00:23:08,833 --> 00:23:14,658
‫- بارن هم یه مبلغ قابل‌توجهی ریسک کرد.
‫- ولی من باید برم سفر. باید برم.

273
00:23:14,708 --> 00:23:16,958
‫- یه سفر بی‌نظیر. باید برم!
‫- خدای من!

274
00:23:17,958 --> 00:23:20,783
‫یه روز یا دو روز دیگه،
‫کسب‌وکار راه می‌افته،

275
00:23:20,833 --> 00:23:23,158
‫و بعد همه چی درست میشه.

276
00:23:23,208 --> 00:23:24,458
‫ولی من باید الان برم!

277
00:23:29,708 --> 00:23:30,708
‫خیلی خب.

278
00:23:33,416 --> 00:23:34,958
‫پولش رو جور می‌کنم.

279
00:23:37,833 --> 00:23:38,958
‫واقعاً؟

280
00:23:40,791 --> 00:23:41,833
‫آره.

281
00:23:49,083 --> 00:23:50,583
‫چیکار می‌کنی، پدر؟

282
00:23:53,333 --> 00:23:54,333
‫بابا!

283
00:23:58,958 --> 00:23:59,791
‫بابا!

284
00:24:25,458 --> 00:24:26,541
‫هیس.

285
00:24:28,833 --> 00:24:30,208
‫آروم باش.

286
00:24:34,166 --> 00:24:35,208
‫هیس.

287
00:24:36,083 --> 00:24:37,708
‫آروم باش. هیس.

288
00:25:42,083 --> 00:25:44,333
‫معرکه‌ست، معرکه‌ست.

289
00:26:02,708 --> 00:26:06,250
‫یادته وقتی رفتم چقدر پول همراهم بود؟

290
00:26:07,250 --> 00:26:10,125
‫سی هزار روبل پول نقد.

291
00:26:10,875 --> 00:26:13,333
‫فکر می‌کنی با چقدر برگشتم؟

292
00:26:17,000 --> 00:26:18,250
‫چهل هزار؟

293
00:26:21,250 --> 00:26:22,125
‫پنجاه هزار؟

294
00:26:22,708 --> 00:26:24,125
‫- شصت...
‫- نه.

295
00:26:25,000 --> 00:26:27,000
‫نمی‌دونم. ۱۰۰ هزار روبل؟

296
00:26:29,458 --> 00:26:31,625
‫صد هزارتا؟ درست حدس زدم؟

297
00:26:32,583 --> 00:26:33,583
‫سیصد هزارتا.

298
00:26:33,625 --> 00:26:34,500
‫سیصد؟!

299
00:26:43,125 --> 00:26:45,375
‫استاخ، ما...

300
00:26:46,333 --> 00:26:50,958
‫با اون پول چیکار می‌کنی؟
‫سالی هزارتا هم برای زندگی کافیه.

301
00:26:53,875 --> 00:26:55,375
‫به من نگو که...

302
00:26:56,250 --> 00:27:01,625
‫نه.

303
00:27:08,708 --> 00:27:10,458
‫اون به فروشگاه رفت‌وآمد می‌کنه؟

304
00:27:11,458 --> 00:27:12,583
‫نه.

305
00:27:13,208 --> 00:27:15,575
‫دخترعموش میاد و میره.
‫اون کارهای خونه‌شون رو انجام میده.

306
00:27:15,625 --> 00:27:16,875
‫استاخ.

307
00:27:17,833 --> 00:27:21,750
‫یه سال توی جنگ ترکیه بودی،
‫هنوزم همون احساسات رو داری؟

308
00:27:23,750 --> 00:27:26,125
‫تو یه روز ساقدوشم میشی، ایگناش.

309
00:27:34,208 --> 00:27:36,541
‫اگه ۲۰ سال پیش کسی به من می‌گفت

310
00:27:36,583 --> 00:27:40,041
‫که هر روز ناهار رو توی هوپفر می‌خورم،

311
00:27:40,083 --> 00:27:43,916
‫شاید از خوشحالی گریه می‌کردم.

312
00:27:43,958 --> 00:27:47,166
‫اما بعد این فکر به ذهنم رسید،
‫«آه! مغازه‌ی مینسل.»

313
00:27:47,208 --> 00:27:49,125
‫- اوه.
‫- اوه، اون یه چیز دیگه می‌شد!

314
00:27:51,375 --> 00:27:54,375
‫من مغازه رو به ارث بردم.
‫که چی بشه؟

315
00:27:56,458 --> 00:27:58,041
‫رسیدیم؟

316
00:27:58,083 --> 00:27:59,083
‫همین‌جاست.

317
00:28:13,833 --> 00:28:15,083
‫مال منه؟

318
00:28:16,125 --> 00:28:19,958
‫درست همون‌طور که خواسته بودی،
‫برای یک سال اجاره‌اش کردم.

319
00:28:34,625 --> 00:28:36,458
‫اون همه رو رد می‌کنه.

320
00:28:38,833 --> 00:28:41,000
‫مردهای بهتر از من رو رد کرده.

321
00:28:44,750 --> 00:28:46,500
‫اما من رو رد نمی‌کنه.

322
00:28:49,625 --> 00:28:51,833
‫بالأخره بهش می‌رسم،

323
00:28:51,875 --> 00:28:53,583
‫قدم به قدم.

324
00:28:54,500 --> 00:28:55,833
‫می‌فهمی؟

325
00:28:58,000 --> 00:28:59,250
‫می‌فهمم.

326
00:29:02,500 --> 00:29:03,750
‫اما چرا؟

327
00:29:08,208 --> 00:29:10,208
‫که زندگیم رو باهاش شریک بشم.

328
00:29:14,625 --> 00:29:17,083
‫نمی‌تونی زندگی رو با کس دیگه‌ای شریک بشی؟

329
00:30:56,583 --> 00:31:06,583
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

330
00:32:46,083 --> 00:32:49,208
‫[خرازی]
‫[جی. مینسل، اس. ووکولسکی]

331
00:32:50,208 --> 00:32:51,333
‫استاخ،

332
00:32:52,041 --> 00:32:53,208
‫نظرت چیه؟

333
00:32:57,458 --> 00:32:59,083
‫پیشخوان. می‌بینی؟

334
00:32:59,666 --> 00:33:00,583
‫پیشخوان‌های جدید.

335
00:33:05,583 --> 00:33:07,208
‫شاید متوجه نشده باشی...

336
00:33:08,333 --> 00:33:09,833
‫یه نگاه به این بنداز.

337
00:33:10,583 --> 00:33:14,458
‫سیستم حسابداری جدیدی که
‫می‌خواستم بهت معرفی کنم.

338
00:33:18,416 --> 00:33:22,958
‫بذار توضیح بدم. خیلی واضح‌تر و بهتره.

339
00:33:24,791 --> 00:33:26,458
‫دفتری که اسامی بدهکارها توشه رو بده.

340
00:33:28,333 --> 00:33:32,583
‫همه چی دم دستته، می‌بینی.
‫فقط اون یکی توی اتاق پشتیه.

341
00:33:41,583 --> 00:33:43,083
‫یه نامه برات اومده.

342
00:33:43,833 --> 00:33:45,916
‫چرا زودتر نگفتی؟

343
00:33:50,083 --> 00:33:51,458
‫صفحه‌ی حرف «و» رو باز کن.

344
00:33:56,208 --> 00:33:59,158
‫خودت گفتی اعتبارِ ونچکی رو باز نگه دارم،

345
00:33:59,208 --> 00:34:01,458
‫پس این دفعه من رو سرزنش نکن.

346
00:34:05,041 --> 00:34:07,583
‫سرزنش؟ ایگناش!

347
00:34:08,708 --> 00:34:10,958
‫همه چی همون‌طوریه که باید باشه.

348
00:34:17,208 --> 00:34:22,583
‫اگه همون‌طور که میگی ۳۰۰ هزار تا برگردوندی،
‫چرا بازم پول می‌خوای؟

349
00:34:23,458 --> 00:34:25,333
‫کِی می‌خوای بس کنی؟

350
00:34:25,958 --> 00:34:30,583
‫انگلیسی‌ها بهش میگن: «سرمایه‌داری».

351
00:34:31,333 --> 00:34:35,166
‫آقا، من سالی دوبار میرم پاریس.

352
00:34:35,208 --> 00:34:39,416
‫سالی دوبار! و تا حالا نشنیدم فرانسوی‌ها
‫این کلمه رو به کار ببرن. خب؟

353
00:34:41,208 --> 00:34:43,916
‫خب، روس‌ها بهش چی میگن؟

354
00:34:44,666 --> 00:34:48,416
‫چون به نظر میاد زمان جنگ روسیه و ترکیه
‫تجارت می‌کردی.

355
00:34:48,458 --> 00:34:52,375
‫چطور می‌تونیم مطمئن باشیم
‫که واقعاً چنین پولی رو داری،

356
00:34:52,416 --> 00:34:57,666
‫و مثل بقیه‌ی بورژواهای متموّل قصد نداری

357
00:34:57,708 --> 00:35:00,083
‫صرفاً یکی از ما بشی؟

358
00:35:03,458 --> 00:35:06,541
‫کشور به سرمایه نیاز داره.

359
00:35:07,291 --> 00:35:08,916
‫کشور بدون اونم می‌تونه سر کنه.

360
00:35:11,958 --> 00:35:12,958
‫بسیار خب.

361
00:35:14,416 --> 00:35:16,791
‫اگه نظرتون عوض شد، آقایون...

362
00:35:18,833 --> 00:35:20,125
‫می‌دونید کجا پیدام کنید.

363
00:35:20,166 --> 00:35:23,458
‫توی خرازی که از همسرت به ارث بردی.

364
00:35:26,291 --> 00:35:29,041
‫جایی که همسرت صد روبل بدهی بالا آورده.

365
00:35:30,791 --> 00:35:31,583
‫برو بیرون.

366
00:35:33,958 --> 00:35:35,458
‫همین الان برو بیرون!

367
00:35:36,708 --> 00:35:40,583
‫من یه کسب‌وکار قانونی بهتون پیشنهاد دادم.
‫تجارت تریاک که نیست!

368
00:35:41,083 --> 00:35:42,541
‫کجا؟

369
00:35:42,583 --> 00:35:46,416
‫همه چی مرتبه، عالیجناب.
‫شام به زودی سرو میشه.

370
00:35:48,041 --> 00:35:50,708
‫[انجمن اشراف لهستان]

371
00:35:51,833 --> 00:35:53,583
‫آقای ووکولسکی!

372
00:36:01,791 --> 00:36:04,658
‫آقای ووکولسکی، با دقت بهتون گوش دادم.

373
00:36:04,708 --> 00:36:06,208
‫باهاتون موافقم.

374
00:36:06,708 --> 00:36:09,208
‫اما شما پیش دوست‌هاتون سکوت کردید، کُنت.

375
00:36:10,333 --> 00:36:14,083
‫خواهید دید که یکی‌یکی میان پیشتون...

376
00:36:16,541 --> 00:36:18,783
‫چون پیش همدیگه خجالت می‌کشن.

377
00:36:18,833 --> 00:36:21,875
‫برام سؤاله چی بیشتر خجالت‌زده‌شون می‌کنه،
‫بدهی‌هاشون،

378
00:36:21,916 --> 00:36:25,041
‫یا این‌که هیچی از تجارت نمی‌دونن.

379
00:36:26,333 --> 00:36:27,708
‫خودت خجالت نمی‌کشی؟

380
00:36:32,083 --> 00:36:33,333
‫من آماده‌ام

381
00:36:34,083 --> 00:36:36,500
‫باهاتون شراکت کنم.

382
00:36:36,541 --> 00:36:38,408
‫در حال حاضر سرمایه‌ای ندارم،

383
00:36:38,458 --> 00:36:40,166
‫اما فقط چون

384
00:36:40,666 --> 00:36:46,708
‫تازه با بارن کشوفسکی
‫توی یه کسب‌وکار سرمایه‌گذاری کردم.

385
00:36:47,541 --> 00:36:50,708
‫و همین روزها باید اولین،

386
00:36:51,208 --> 00:36:52,541
‫به قول معروف،

387
00:36:53,083 --> 00:36:53,958
‫سودمون رو ببینیم.

388
00:36:59,083 --> 00:37:00,541
‫چه نوع سرمایه‌گذاری‌ایه؟

389
00:37:03,166 --> 00:37:05,416
‫خودمم کنجکاوم.

390
00:37:06,333 --> 00:37:09,208
‫اما می‌دونید با بارن
‫کجا سرمایه‌گذاری کردید؟

391
00:37:22,083 --> 00:37:22,916
‫عزیزم،

392
00:37:24,083 --> 00:37:28,166
‫شاهزاده‌ی ایتالیایی بود،
‫که ردش کردی،

393
00:37:28,916 --> 00:37:30,041
‫چون

394
00:37:30,541 --> 00:37:32,208
‫بوی بدی می‌داد.

395
00:37:34,208 --> 00:37:36,791
‫بعد بارن اهل موناکو بود.

396
00:37:36,833 --> 00:37:38,208
‫خیلی چاق بود.

397
00:37:40,833 --> 00:37:42,083
‫بعد،

398
00:37:43,416 --> 00:37:45,033
‫کُنت پوتوچکی.

399
00:37:45,083 --> 00:37:46,833
‫اون چه ایرادی داشت؟

400
00:37:47,958 --> 00:37:49,166
‫کتاب نمی‌خوند.

401
00:37:49,208 --> 00:37:54,158
‫رادژیویل، ردش کردی.
‫ترشینسکی هم همچنین.

402
00:37:54,208 --> 00:37:56,500
‫بارن کشوفسکی، چون...؟

403
00:37:56,541 --> 00:37:57,708
‫همین‌جوری.

404
00:37:58,583 --> 00:38:00,033
‫خب حالا آلفرد رو داری.

405
00:38:00,083 --> 00:38:01,583
‫من با آلفرد ازدواج نمی‌کنم.

406
00:38:03,958 --> 00:38:06,916
‫توی این سن‌وسال، اون بهترین کسیه
‫که می‌تونی توقعش رو داشته باشی.

407
00:38:07,416 --> 00:38:08,416
‫نه.

408
00:38:09,583 --> 00:38:12,791
‫حیف این همه استعداد هدر رفته.

409
00:38:14,583 --> 00:38:17,833
‫حیف این زندگی هدر رفته.

410
00:38:22,083 --> 00:38:23,541
‫منظورت چیه، عمه؟

411
00:38:26,083 --> 00:38:27,458
‫از شرم حرف می‌زنم.

412
00:38:28,916 --> 00:38:35,333
‫از این‌که فقط تو باقی موندی
‫تا نسل خانواده‌مون رو ادامه بدی.

413
00:38:36,333 --> 00:38:38,666
‫عزیزم، دقیقاً منظورم همینه.

414
00:38:39,458 --> 00:38:41,416
‫و من شرمش رو حس می‌کنم.

415
00:39:11,416 --> 00:39:12,458
‫می‌بینی؟

416
00:39:20,333 --> 00:39:21,583
‫توماش؟

417
00:39:27,458 --> 00:39:29,916
‫می‌بینی؟

418
00:39:58,125 --> 00:39:59,208
‫می‌بینی؟

419
00:40:10,125 --> 00:40:11,875
‫اما اینا چی هستن؟

420
00:40:15,375 --> 00:40:16,625
‫ماشین‌آلات.

421
00:40:17,500 --> 00:40:19,750
‫می‌بینم که ماشین‌آلات هستن.

422
00:40:20,250 --> 00:40:21,250
‫به چه دردی می‌خورن؟

423
00:40:22,083 --> 00:40:23,333
‫به چه دردی می‌خورن؟

424
00:40:25,375 --> 00:40:26,625
‫به چه دردی می‌خورن؟

425
00:40:28,750 --> 00:40:30,375
‫به چه دردی می‌خورن؟

426
00:40:35,083 --> 00:40:38,125
‫ماشین‌هایی که طراحی شدن
‫تا سرمایه رو چندبرابر کنن.

427
00:41:26,250 --> 00:41:28,833
‫[خیابان لودنا، پلاک ۱۲
‫بعد از ساعت ۱۰ شب سراغ ماریانا رو بگیرید]

428
00:41:54,250 --> 00:41:55,625
‫بیا تو!

429
00:41:57,458 --> 00:42:00,000
‫مکان عجیبی برای ملاقات انتخاب کردید.

430
00:42:00,041 --> 00:42:02,958
‫خواستم جاسوس رو تو لونه‌ی خودش
‫ملاقات کنید.

431
00:42:03,458 --> 00:42:06,500
‫ماریانا هستم، قربان.

432
00:42:06,541 --> 00:42:09,833
‫اون به عنوان خدمتکار استخدام شده
‫و براتون خبر میاره.

433
00:42:11,208 --> 00:42:13,458
‫یه زنِ پست تو خونه‌ی اشرافی؟
‫چطور تونستی؟

434
00:42:20,541 --> 00:42:23,625
‫پس، می‌خوای جاسوسیِ دخترعموی کوچیکم رو بکنی،

435
00:42:23,666 --> 00:42:25,166
‫و در عین حال ادعای نجابت کنی؟

436
00:42:25,958 --> 00:42:27,208
‫زیرکانه‌ست.

437
00:42:29,458 --> 00:42:33,208
‫خیلی خب. شما دو تا رو تنها می‌ذارم
‫تا قرارهاتون رو هماهنگ کنید.

438
00:42:34,916 --> 00:42:38,166
‫و ممنون میشم اگه بتونیم همین الان
‫حساب و کتاب‌هامون رو صاف کنیم.

439
00:42:55,333 --> 00:42:56,208
‫خدا نگهدار.

440
00:43:03,041 --> 00:43:04,333
‫آماده بشم؟

441
00:43:05,333 --> 00:43:07,958
‫هر چقدر پول بخوای بهت میدم،

442
00:43:08,833 --> 00:43:11,541
‫تا دیگه هیچوقت مجبور نباشی
‫خودت رو اینجا حقیر کنی.

443
00:43:12,458 --> 00:43:16,291
‫تنها دغدغه‌ات کار کردن
‫برای دوشیزه ونچکا باشه.

444
00:43:21,208 --> 00:43:22,583
‫واضحه؟

445
00:43:28,083 --> 00:43:29,083
‫اون چجور آدمیه؟

446
00:43:30,916 --> 00:43:32,416
‫دوشیزه ونچکا...؟

447
00:43:33,958 --> 00:43:35,166
‫خوشگله.

448
00:43:37,083 --> 00:43:38,708
‫عاشق کسی هست؟

449
00:43:46,333 --> 00:43:47,583
‫یه اشراف‌زاده به دیدنش میاد.

450
00:43:48,958 --> 00:43:50,083
‫آلفرد...؟

451
00:43:52,166 --> 00:43:54,416
‫دوشیزه فلورنتینا فکر می‌کنه
‫اون دلش رو می‌بره.

452
00:43:55,833 --> 00:43:58,208
‫اما من فکر نمی‌کنم چیزی ازش دربیاد.

453
00:44:00,958 --> 00:44:02,791
‫فکرش جای دیگه‌ست.

454
00:44:03,958 --> 00:44:08,625
‫اگه مجبور بودم بین تمام مجالس امسال
‫و پاریس انتخاب کنم،

455
00:44:08,666 --> 00:44:10,583
‫قطعاً پاریس رو انتخاب می‌کردم.

456
00:44:11,083 --> 00:44:13,833
‫مجالس سال بعد؟ بازم پاریس.

457
00:44:14,833 --> 00:44:15,833
‫ولی

458
00:44:16,583 --> 00:44:18,500
‫مجالس دورهمی به هر حال کسل‌کننده‌ان.

459
00:44:18,541 --> 00:44:20,458
‫بله، کسل‌کننده‌ان.

460
00:44:22,083 --> 00:44:25,283
‫اما مثل هر چیز کسل‌کننده‌ی دیگه‌ای،
‫به یه جایی ختم میشن.

461
00:44:25,333 --> 00:44:26,416
‫البته.

462
00:44:26,958 --> 00:44:29,916
‫باعث میشن آقایون مُسن بتونن
‫به خانم‌های جوانی نگاه کنن

463
00:44:29,958 --> 00:44:32,000
‫که قراره همسر پسرهاشون بشن

464
00:44:32,041 --> 00:44:34,416
‫و حداقل به این شکل صاحبشون بشن.

465
00:44:34,458 --> 00:44:37,333
‫یا این‌که مجردهایی که سنی ازشون گذشته،

466
00:44:38,583 --> 00:44:39,791
‫مثل من،

467
00:44:40,916 --> 00:44:44,833
‫بتونن همسر آینده‌شون رو پیدا کنن.

468
00:44:48,208 --> 00:44:51,958
‫من فقط یه دخترم که
‫باید شوهر داده بشم،

469
00:44:52,916 --> 00:44:54,583
‫به خاطر پول،

470
00:44:55,208 --> 00:44:56,833
‫چون ثروتم رو به باد دادم.

471
00:45:06,083 --> 00:45:09,916
‫«دست‌هایم بر روی بازوانت آرام می‌گیرند.»

472
00:45:10,416 --> 00:45:14,250
‫«و شقیقه‌ام که از اشتیاق می‌تپد
‫بر روی شانه‌ات خواهم گذاشت،»

473
00:45:14,291 --> 00:45:15,708
‫آسوده،

474
00:45:16,333 --> 00:45:20,458
‫مثل بانویی خسته که به دنبال سایه است.»

475
00:45:22,541 --> 00:45:24,333
‫نامه‌ای از طرف همسر آینده‌تون؟

476
00:45:26,958 --> 00:45:29,583
‫اون باورنکردنی‌ترین و وقیحانه‌ترین
‫چیزها رو می‌نویسه.

477
00:45:32,083 --> 00:45:34,916
‫کی فکرش رو می‌کرد یه زن بورژوای پیر،

478
00:45:34,958 --> 00:45:36,708
‫همچین خیال‌پردازی‌هایی داشته باشه.

479
00:45:38,708 --> 00:45:41,875
‫خوشبختانه، در حالی که تو داری
‫برای اون زن بورژوا بال بال می‌زنی،

480
00:45:41,916 --> 00:45:43,708
‫من زندگی خودم رو پیش می‌برم،

481
00:45:44,208 --> 00:45:45,958
‫که از پاریس شروع میشه.

482
00:46:11,541 --> 00:46:13,291
‫- ایزابلا.
‫- آلفرد.

483
00:46:14,166 --> 00:46:16,416
‫می‌خوام بهت اطمینان بدم

484
00:46:16,916 --> 00:46:18,666
‫که خشمم فروکش کرده.

485
00:46:19,875 --> 00:46:21,791
‫بزرگواریت رو نشون میده.

486
00:46:22,291 --> 00:46:25,541
‫عشق آه کشیدن برای ستاره‌ها

487
00:46:26,166 --> 00:46:28,500
‫یا اشک ریختن در لحظات تنهایی نیست.

488
00:46:28,541 --> 00:46:32,875
‫عشق یعنی عمل، نبرد، رنج!

489
00:46:32,916 --> 00:46:35,616
‫قشنگه. می‌تونی تابلوش کنی
‫بزنی بالای تخت‌خوابت.

490
00:46:35,666 --> 00:46:36,991
‫ایزابلا!

491
00:46:37,041 --> 00:46:39,250
‫برو و یکی دیگه رو اذیت کن، آلفرد.

492
00:46:40,375 --> 00:46:44,833
‫حین تماشای دختران دم‌بخت جدیدی که
‫برای ازدواج معرفی میشن، اذیتت می‌کنم.

493
00:46:44,875 --> 00:46:46,791
‫جوان، زیبا و عادی!

494
00:46:47,416 --> 00:46:50,291
‫ایزابلا! فکر نمی‌کردم بیای.

495
00:46:50,791 --> 00:46:52,625
‫چی شده؟ مریضی؟

496
00:46:53,416 --> 00:46:54,625
‫نه. چطور مگه؟

497
00:46:55,125 --> 00:46:57,916
‫خب، رنگ‌ و روت خیلی پریده.

498
00:46:59,041 --> 00:47:03,708
‫- اولین مجلس دورهمی رو یادت میاد؟
‫- یادمه. هردوتون اون موقع خیلی جوون بودید.

499
00:47:03,750 --> 00:47:05,541
‫خیلی زیبا بودید.

500
00:47:06,041 --> 00:47:09,741
‫خوشبختانه دیگه لازم نیست جوان یا زیبا باشم.

501
00:47:09,791 --> 00:47:13,291
‫اون روزها گذشتن.
‫پنجمین بچه‌ام تو راهه.

502
00:47:13,791 --> 00:47:16,166
‫می‌تونم فقط چاق و خوشحال باشم.

503
00:47:16,875 --> 00:47:17,666
‫تو چی؟

504
00:47:18,500 --> 00:47:22,375
‫چطور تحملش می‌کنی؟
‫این همه سال، همیشه جلوی چشم بودی.

505
00:47:24,416 --> 00:47:25,625
‫پسرعمو!

506
00:47:33,541 --> 00:47:35,166
‫مطمئنم استاشیا رو یادت میاد.

507
00:47:35,750 --> 00:47:36,875
‫البته.

508
00:47:37,416 --> 00:47:40,875
‫- اجازه بدید دخترعموم رو یه لحظه قرض بگیرم.
‫- البته.

509
00:47:43,416 --> 00:47:46,991
‫این رسم جدیدیه؟ حضور در مجلس دورهمی
‫وقتی انقدر از بارداریش گذشته؟

510
00:47:47,041 --> 00:47:50,116
‫نکنه می‌ترسی در مورد اون صحبت کنن و نه تو؟

511
00:47:50,166 --> 00:47:53,625
‫چیزی برای صحبت کردن وجود نداره.
‫اینجا خیلی کسل‌کننده‌ست.

512
00:47:56,166 --> 00:47:57,500
‫اون خودشه؟

513
00:47:57,541 --> 00:47:59,000
‫بیوه کوچولوی من.

514
00:47:59,791 --> 00:48:00,916
‫لودویکا،

515
00:48:01,500 --> 00:48:04,616
‫لطفاً با دخترعموی جذابم،
‫ایزابلا ونچکا آشنا شو.

516
00:48:04,666 --> 00:48:08,750
‫- خیلی تعریفت رو شنیدم.
‫- قطعاً نه بیشتر از تعریف‌هایی که از شما شنیدم.

517
00:48:10,125 --> 00:48:13,116
‫پسرعموم الان هیچ موضوع دیگه‌ای
‫برای صحبت نداره.

518
00:48:13,166 --> 00:48:15,291
‫من دوست دارم در مورد چیزهای زیبا صحبت کنم.

519
00:48:40,166 --> 00:48:43,375
‫کلمه بیانگرِ یک ایده‌ست.

520
00:48:43,416 --> 00:48:46,958
‫اگر کلمه‌ای ابداع شده،
‫باید در جامعه نیازی به اون وجود داشته باشه.

521
00:48:47,000 --> 00:48:50,125
‫قطعاً چیزی وجودش رو توجیه کرده، مگه نه؟

522
00:48:50,166 --> 00:48:51,125
‫بله.

523
00:48:52,541 --> 00:48:54,616
‫عبارت «رهایی زنان»

524
00:48:54,666 --> 00:48:59,458
‫هم با اشتیاق فراوان ابداع شد
‫تا زن‌ها رو از یوغشون آزاد کنه.

525
00:48:59,500 --> 00:49:00,666
‫کاملاً موافقم.

526
00:49:02,250 --> 00:49:03,291
‫عصر بخیر.

527
00:49:04,000 --> 00:49:04,791
‫عصر بخیر.

528
00:49:06,500 --> 00:49:09,166
‫جمع‌کردن وسایل تقریباً تموم شده، عزیزم.

529
00:49:10,250 --> 00:49:13,666
‫و برای چی وسایلت رو جمع می‌کنی، عزیزم؟

530
00:49:15,666 --> 00:49:16,666
‫برای پاریس.

531
00:49:19,416 --> 00:49:21,750
‫اوه، این عالیه. عالیه.

532
00:49:22,916 --> 00:49:23,875
‫خب...

533
00:50:39,583 --> 00:50:44,958
‫کُنتس وونسوفسکا به‌طرز عجیبی جسوره
‫که همچین فردی رو به اینجا دعوت کرده.

534
00:50:46,541 --> 00:50:47,666
‫اون کیه؟

535
00:50:48,166 --> 00:50:49,583
‫ووکولسکی،

536
00:50:50,083 --> 00:50:51,041
‫فقط یه تاجر ساده‌ست.

537
00:50:51,958 --> 00:50:54,416
‫تمام شهر در موردش صحبت می‌کنن.

538
00:50:55,333 --> 00:50:56,583
‫در موردش چی میگن؟

539
00:50:57,208 --> 00:51:00,958
‫میگن یه رذل و کلاهبرداره که
‫ثروتش رو از راه جنگ به دست آورده.

540
00:51:01,458 --> 00:51:04,125
‫زنش رو برای ثروتش کشته.

541
00:51:04,166 --> 00:51:07,833
‫یه آدم کج‌خلق، بی‌ادب و احمقه.

542
00:51:09,083 --> 00:51:13,541
‫وقتی اشراف یه نفر رو
‫انقدر پست می‌شمارن،

543
00:51:13,583 --> 00:51:15,333
‫حسابی کنجکاوی‌ام رو تحریک می‌کنه،

544
00:51:28,666 --> 00:51:30,541
‫چیزهای زیادی در موردتون شنیدم.

545
00:51:32,541 --> 00:51:33,791
‫دوشیزه ونچکا.

546
00:51:35,666 --> 00:51:37,625
‫دارید بهم یادآوری می‌کنید که کی هستم؟

547
00:51:44,750 --> 00:51:46,416
‫دوست دارید باهم صحبت کنیم؟

548
00:51:49,916 --> 00:51:51,000
‫چه عجیب.

549
00:51:51,666 --> 00:51:53,666
‫انگلیسی بلد نیستید.

550
00:51:54,750 --> 00:51:57,491
‫صدف نمی‌خورید. صحبت نمی‌کنید.

551
00:51:57,541 --> 00:51:59,833
‫اصلاً کاری رو برای لذت بردن انجام می‌دید؟

552
00:51:59,875 --> 00:52:01,416
‫می‌خوام یاد بگیرم.

553
00:52:04,666 --> 00:52:07,125
‫لطفاً جلوم تعظیم کنید
‫و ازم درخواست کنید.

554
00:52:07,666 --> 00:52:09,416
‫من براتون چنین کاری نمی‌کنم.

555
00:52:44,791 --> 00:52:45,958
‫ایزابلا...

556
00:52:47,583 --> 00:52:49,291
‫دوشیزه ایزابلا، من...

557
00:52:49,791 --> 00:52:51,208
‫«از جلوی چشمم دور شو!»

558
00:52:51,791 --> 00:52:53,208
‫«فوراً اطاعت می‌کنم»

559
00:52:54,208 --> 00:52:55,958
‫«از قلبم بیرون برو!»

560
00:52:56,583 --> 00:52:57,958
‫«می‌شنوم و می‌فهمم»

561
00:52:58,583 --> 00:53:00,333
‫«اما از خاطرم چطور؟»

562
00:53:00,958 --> 00:53:04,916
‫«پاسخ می‌دهم نه!
‫قلب‌های ما به این فرمان گوش نمی‌دهند...»

563
00:53:04,958 --> 00:53:05,833
‫خدایا!

564
00:53:06,791 --> 00:53:08,708
‫هی!

565
00:53:18,916 --> 00:53:22,083
‫دکتر!

566
00:53:25,708 --> 00:53:28,375
‫آب گرم، حوله و ملافه بیارید.

567
00:53:28,416 --> 00:53:28,408
‫مردها حق ندارن اینجا باشن!

568
00:53:28,458 --> 00:53:29,791
‫لطفاً تنهامون بذارید.

569
00:53:30,291 --> 00:53:32,541
‫کمی الکل بیارید. الکل!

570
00:53:33,083 --> 00:53:35,791
‫نفس بکش، دختر جون. نفس بکش.

571
00:53:35,833 --> 00:53:37,416
‫- یه مشکلی هست!
‫- بالا.

572
00:53:38,083 --> 00:53:40,158
‫بالا.

573
00:53:40,208 --> 00:53:41,291
‫نفس بکش. می‌دونم.

574
00:53:41,333 --> 00:53:44,541
‫می‌دونم ناخوشاینده.
‫می‌دونم، دختر عزیزم.

575
00:53:49,291 --> 00:53:51,083
‫رحمش خونریزی داره.

576
00:53:52,583 --> 00:53:56,158
‫- باید بُرش بزنیم.
‫- چی؟ نه! چی؟

577
00:53:56,208 --> 00:53:57,833
‫می‌خوای مفید باشی؟

578
00:54:49,791 --> 00:54:50,375
‫پارچه.

579
00:54:56,666 --> 00:54:59,408
‫تحمل کن. فقط یکم دیگه تحمل کن.

580
00:54:59,458 --> 00:55:03,083
‫تحمل کن. فقط یکم دیگه. تحمل کن.

581
00:55:23,083 --> 00:55:24,291
‫بچه کوچولو.

582
00:55:24,333 --> 00:55:25,208
‫تموم شد.

583
00:55:32,333 --> 00:55:33,666
‫به دنیا اومد.

584
00:55:38,583 --> 00:55:40,083
‫دختره.

585
00:56:55,250 --> 00:57:01,250
‫«ترجمه از سینا صداقت»

586
00:57:03,250 --> 00:57:13,250
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M