1
00:00:44,416 --> 00:00:45,624
‫چرا واستادیم؟

2
00:00:46,624 --> 00:00:56,624
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

3
00:01:57,208 --> 00:01:58,208
‫رئیس؟

4
00:02:00,583 --> 00:02:03,166
‫کُنت اومده اینجا.

5
00:02:03,791 --> 00:02:06,708
‫صاحب همون قایق‌های باربریه که دیروز سوختن.

6
00:02:08,833 --> 00:02:10,291
‫می‌خواد گزارش بده.

7
00:02:15,749 --> 00:02:17,833
‫کس دیگه‌ای نبود باهاش حرف بزنه؟

8
00:02:19,624 --> 00:02:24,574
‫کمیسر خواسته خودتون پرونده‌ی آتیش‌سوزی رو پیش ببرید.

9
00:02:24,624 --> 00:02:26,333
‫چرا من؟

10
00:02:28,249 --> 00:02:29,249
‫لابد...

11
00:02:29,833 --> 00:02:31,783
‫سرِ بقیه شلوغه.

12
00:02:31,833 --> 00:02:33,374
‫سرِ منم شلوغه.

13
00:02:39,499 --> 00:02:41,166
‫مشغول چی هستین، قربان؟

14
00:02:55,332 --> 00:02:56,541
‫رئیس؟

15
00:03:02,666 --> 00:03:03,874
‫بگو بیاد تو.

16
00:03:35,624 --> 00:03:36,791
‫آتیش‌سوزی شده.

17
00:03:38,166 --> 00:03:39,332
‫توی اسکله.

18
00:03:42,082 --> 00:03:43,416
‫یعنی چی؟

19
00:03:45,624 --> 00:03:46,916
‫بدجور گُر گرفته بود.

20
00:03:49,207 --> 00:03:50,249
‫شعله‌های خیلی بزرگی داشت.

21
00:03:51,874 --> 00:03:54,291
‫می‌دونم آتیش چیه.

22
00:03:55,207 --> 00:03:56,832
‫واسه ما چه معنایی داره؟

23
00:04:19,999 --> 00:04:21,166
‫معناش اینه...

24
00:04:22,249 --> 00:04:23,166
‫که...

25
00:04:24,291 --> 00:04:29,166
‫فکر نکنم دیگه کارخونه‌ای رو که می‌خواستم، بسازم.

26
00:04:39,124 --> 00:04:41,999
‫شاید خیرش توی همینه.

27
00:04:44,874 --> 00:04:45,999
‫شاید اصلاً این‌طوری بهتر شد.

28
00:04:48,874 --> 00:04:50,166
‫به هر حال...

29
00:04:50,749 --> 00:04:54,332
‫تو پولت رو می‌گیری از...

30
00:04:58,916 --> 00:04:59,866
‫بیمه.

31
00:04:59,916 --> 00:05:03,874
‫و... به‌جای کارخونه، پول دستمون میاد.

32
00:05:04,457 --> 00:05:05,457
‫مگه نه؟

33
00:05:07,332 --> 00:05:09,416
‫- پول دستمون میاد.
‫- آره.

34
00:05:12,166 --> 00:05:14,041
‫آره، خوبه.

35
00:05:14,916 --> 00:05:15,999
‫خوبه.

36
00:05:30,582 --> 00:05:32,291
‫شاید خیرش توی همینه.

37
00:05:34,874 --> 00:05:35,916
‫همین‌طوره.

38
00:05:39,624 --> 00:05:44,207
‫دستور دادن تا بدهی پارسالتون تسویه نشده،
‫نذارم بیاید داخل.

39
00:05:51,457 --> 00:05:53,416
‫- بفرمایید تو.
‫- ممنون.

40
00:06:09,416 --> 00:06:11,449
‫فکرشو بکن، ورودم به اینجا...

41
00:06:11,499 --> 00:06:14,407
‫به‌خاطر کسیه که عقلش نمی‌رسه نباید گوشت ساق پا رو...

42
00:06:14,457 --> 00:06:16,249
‫با ماهی بخوره!

43
00:06:18,332 --> 00:06:20,666
‫شما خوب می‌دونی چی رو چطور بخوری، قربان.

44
00:06:21,165 --> 00:06:22,832
‫اما حساب کردن پولش...

45
00:06:23,540 --> 00:06:25,540
‫این دیگه یه معضلیه، مگه نه؟

46
00:06:26,999 --> 00:06:32,207
‫بدهی ۱۶۱ روبلی واسه ما پولی نیست.

47
00:06:34,790 --> 00:06:38,532
‫قراره چند نسل قبلت رو با این غذا سیر کنی؟

48
00:06:38,582 --> 00:06:39,582
‫هرچندتا که لازم باشه.

49
00:06:41,290 --> 00:06:45,165
‫می‌خوای همه‌شو بپیچم ببری واسه بچه‌هات؟ واسه مادرت؟

50
00:06:46,290 --> 00:06:47,665
‫چی می‌خوای؟

51
00:06:48,915 --> 00:06:50,540
‫من چی می‌تونم بخوام، آقای ووکولسکی؟

52
00:06:51,124 --> 00:06:52,249
‫قبلاً دادم.

53
00:06:53,499 --> 00:06:54,749
‫همه‌شو خرج کردم.

54
00:06:56,082 --> 00:06:59,832
‫وقتی رؤیای دخترِ کُنت رو داری،
‫باید پیِ خرج و مخارجش هم باشی.

55
00:07:00,707 --> 00:07:02,999
‫فکر کردی می‌تونی ما رو بخری؟

56
00:07:03,915 --> 00:07:04,957
‫می‌تونی.

57
00:07:09,332 --> 00:07:11,582
‫فقط بگو واسه چی اومدی اینجا.

58
00:07:12,249 --> 00:07:14,415
‫از اون فاجعه باخبر شدی؟

59
00:07:17,832 --> 00:07:19,290
‫نمی‌شد بی‌خبر موند.

60
00:07:20,457 --> 00:07:23,082
‫اون آتیش‌سوزی یه هدیه‌ی آسمونی بود، نه؟

61
00:07:27,040 --> 00:07:29,749
‫- یعنی چی؟
‫- یعنی کاملاً غیرمنتظره بود.

62
00:07:32,249 --> 00:07:35,124
‫اما خوب هم شد، دست‌کم واسه تو.

63
00:07:38,832 --> 00:07:43,032
‫در ازای ۱۶۱ روبل، که رُندش کنیم بشه ۲۰۰ تا،

64
00:07:43,082 --> 00:07:46,874
‫می‌تونم به لنتسکی بگم باید از کی کمک بخواد،

65
00:07:47,999 --> 00:07:51,874
‫تا از این لجن‌زاری که توش گیر افتاده نجات پیدا کنه.

66
00:08:01,124 --> 00:08:03,782
‫پدر، خواهش کردم ادای دریاسالارها رو درنیاری.

67
00:08:03,832 --> 00:08:05,249
‫یه لحظه وایسا.

68
00:08:37,124 --> 00:08:39,249
‫ما اصلاً پول نداریم. متوجهی؟

69
00:08:44,665 --> 00:08:46,082
‫نتونستیم...

70
00:08:46,874 --> 00:08:50,874
‫این سرمایه‌گذاری رو سرِ وقت بیمه کنیم،
‫هیچ پولی هم برامون نمونده.

71
00:09:02,082 --> 00:09:03,290
‫یعنی چی؟

72
00:09:11,415 --> 00:09:13,790
‫کل ثروتمون به باد رفت.

73
00:09:21,790 --> 00:09:23,207
‫جهیزیه‌م چی؟

74
00:09:30,499 --> 00:09:31,499
‫همه‌چیز.

75
00:09:33,249 --> 00:09:34,790
‫هیچی نمونده.

76
00:09:59,498 --> 00:10:01,240
‫خب من الان باید چیکار کنم؟

77
00:10:01,290 --> 00:10:04,990
‫وسایلمو جمع کردم.
‫بلیط‌ها رو سفارش دادم. من چیکار کنم؟

78
00:10:05,040 --> 00:10:07,915
‫الان به فکر سفری؟ واقعاً که!

79
00:10:08,998 --> 00:10:10,832
‫من باید چیکار کنم؟

80
00:10:22,123 --> 00:10:23,457
‫این وظیفه...

81
00:10:25,248 --> 00:10:27,915
‫و مسئولیتِ یه پدره که پول جور کنه.

82
00:10:31,207 --> 00:10:33,032
‫من جوری بار نیومدم

83
00:10:33,082 --> 00:10:34,540
‫که نگران پول باشم.

84
00:10:46,748 --> 00:10:47,665
‫بلا.

85
00:10:50,665 --> 00:10:53,040
‫باید واسه مراسم خیریه آماده شی.

86
00:10:53,957 --> 00:10:54,790
‫بلا...

87
00:11:04,957 --> 00:11:06,957
‫کی کیک رو می‌ذاره توی ظرف نقره؟

88
00:11:07,665 --> 00:11:11,290
‫نمی‌دونستم. وقتی آوردنش، گذاشتمش توی چیزی
‫که پیشخدمت داشت برقش می‌انداخت.

89
00:11:14,123 --> 00:11:16,498
‫تو واقعاً خدمتکار نیستی، نه؟

90
00:11:20,998 --> 00:11:22,040
‫بیا اینجا.

91
00:11:30,207 --> 00:11:31,998
‫همه‌چیو بهم بگو، مثل توی اعتراف.

92
00:11:34,248 --> 00:11:35,457
‫مثل توی اعتراف؟

93
00:11:37,957 --> 00:11:39,498
‫جاهای دیگه هم کار می‌کنم.

94
00:11:40,748 --> 00:11:41,790
‫به همین سادگی.

95
00:11:42,998 --> 00:11:45,998
‫وقتی رو که باید صرف شوهر و زندگیم می‌کردم رو کار می‌کنم.

96
00:11:50,790 --> 00:11:52,998
‫شنیدم خدمتکارها از این کارها می‌کنن.

97
00:11:57,123 --> 00:11:58,915
‫وانمود می‌کنم چیزی نشنیدم.

98
00:12:13,248 --> 00:12:14,832
‫حالا برو پیش پیشخدمت.

99
00:12:16,665 --> 00:12:18,665
‫و بهش بگو چندتا چمدون رو ببنده.

100
00:12:41,207 --> 00:12:43,998
‫- بذارش کنار.
‫- خانم...

101
00:12:46,082 --> 00:12:47,657
‫- بلا!
‫- مطمئنی؟

102
00:12:47,707 --> 00:12:48,707
‫مطمئنم.

103
00:12:49,498 --> 00:12:51,415
‫بلا، این جهیزیه‌ته!

104
00:12:51,915 --> 00:12:55,540
‫گاهی توی زندگی،
‫چیزی که قراره مال شوهر بشه رو باید زودتر بفروشی.

105
00:13:07,248 --> 00:13:08,082
‫شمرده شد.

106
00:13:09,957 --> 00:13:11,498
‫بفرمایید.

107
00:13:14,165 --> 00:13:15,457
‫همه‌چیز مرتبه.

108
00:13:20,165 --> 00:13:22,498
‫همه‌چیو برداشتیم؟ بریم.

109
00:13:30,748 --> 00:13:31,790
‫صبح بخیر.

110
00:13:33,290 --> 00:13:34,831
‫من که نمیگم «بخیر» بوده.

111
00:13:38,915 --> 00:13:41,656
‫آه در بساط ندارن،
‫ولی اندازه‌ی واتیکان خدم‌وحشم نگه داشتن!

112
00:13:41,706 --> 00:13:43,823
‫فلورنتینا مدام منو می‌فرسته که برم التماس کنم.

113
00:13:43,873 --> 00:13:46,781
‫قصابی، نونوایی، خواربارفروشی.

114
00:13:46,831 --> 00:13:49,281
‫پیرمرده هم حالش خوش نیست،
‫خانم هم که هوس سفر کرده.

115
00:13:49,331 --> 00:13:53,156
‫اما دریغ از یه قرون پول، هیچی،
‫از وقتی کسب‌وکار پیرمرده سوخت،

116
00:13:53,206 --> 00:13:54,698
‫همونی که با بارن شریک بود.

117
00:13:54,748 --> 00:13:56,990
‫واسه همین خانم نقره‌ها رو
‫پیش اون یارو یهودیه گرو گذاشت.

118
00:13:57,040 --> 00:13:59,865
‫فلورنتینا کلی مخالفت کرد،
‫ولی خانم اصرار داشت،

119
00:13:59,915 --> 00:14:01,365
‫چون بدجوری دلش می‌خواد بره،

120
00:14:01,415 --> 00:14:04,531
‫چون بلیط‌ها رو خریده و دیگه طاقت موندن نداره.

121
00:14:04,581 --> 00:14:07,906
‫بعد از اونجا هم باید می‌رفتن کلیسا واسه مراسم خیریه.

122
00:14:07,956 --> 00:14:09,031
‫خانم دلش نمی‌خواست بره،

123
00:14:09,081 --> 00:14:12,406
‫ولی فلورنتینا خیلی اصرار کرد.
‫فکر کنم بالاخره راضی شدن برن...

124
00:14:12,456 --> 00:14:13,665
‫می‌دونی کدوم کلیسا؟

125
00:14:16,123 --> 00:14:18,456
‫استاخ، لنتسکی اومده دیدنت.

126
00:14:20,956 --> 00:14:22,990
‫- اینجا؟ الان؟
‫- همین‌جا، همین الان.

127
00:14:23,040 --> 00:14:24,081
‫آقای لنتسکی.

128
00:14:25,831 --> 00:14:26,990
‫عجب سورپرایزی.

129
00:14:27,040 --> 00:14:28,365
‫روزتون بخیر، قربان.

130
00:14:28,415 --> 00:14:33,498
‫همین دوروبر بودم و خب،
‫گفتم یه سری هم به شما بزنم.

131
00:14:36,706 --> 00:14:38,081
‫جای قشنگی دارین.

132
00:14:41,665 --> 00:14:42,873
‫واقعاً قشنگه.

133
00:14:43,998 --> 00:14:46,498
‫دنبال چیز خاصی می‌گردین؟

134
00:14:50,915 --> 00:14:54,040
‫می‌تونم... کاملاً باهاتون روراست باشم؟

135
00:14:56,623 --> 00:14:57,490
‫البته.

136
00:14:57,540 --> 00:14:59,365
‫و شما هم...

137
00:14:59,415 --> 00:15:01,748
‫خدمتکارِ خونه‌ی خانواده‌ی لنتسکی هستین؟

138
00:15:03,623 --> 00:15:04,623
‫بله.

139
00:15:10,081 --> 00:15:10,915
‫از کی تا حالا؟

140
00:15:11,540 --> 00:15:12,540
‫بله؟

141
00:15:15,165 --> 00:15:17,665
‫خیلی وقته اونجا خدمتکاری؟

142
00:15:19,956 --> 00:15:21,823
‫نه...

143
00:15:21,873 --> 00:15:23,406
‫خیلی وقت نیست.

144
00:15:23,456 --> 00:15:25,240
‫دوستای من...

145
00:15:25,290 --> 00:15:26,540
‫البته دوست واژه‌ی بزرگیه.

146
00:15:27,290 --> 00:15:29,206
‫بگذریم، بذار همون «دوست» صداشون کنیم.

147
00:15:29,831 --> 00:15:32,790
‫اونا... نسبت به غریبه‌ها یه‌جورایی بی‌اعتمادن،

148
00:15:33,498 --> 00:15:35,240
‫نسبت به غریبه‌ها،

149
00:15:35,290 --> 00:15:37,448
‫ولی آدمای بدی نیستن.

150
00:15:37,498 --> 00:15:41,540
‫ارزششو داره یه شانس دوباره بهشون بدی.

151
00:15:45,998 --> 00:15:47,823
‫اهل کینه به دل گرفتن نیستم.

152
00:15:47,873 --> 00:15:49,206
‫خیلی هم عالی.

153
00:15:49,956 --> 00:15:52,623
‫قبل از اون چی، خانم؟

154
00:15:53,831 --> 00:15:55,206
‫کجا بودی؟

155
00:15:58,498 --> 00:15:59,456
‫جاهای...

156
00:15:59,956 --> 00:16:00,823
‫مختلف.

157
00:16:00,873 --> 00:16:01,873
‫آهان.

158
00:16:03,790 --> 00:16:05,123
‫تقریباً مثل خودم.

159
00:16:07,248 --> 00:16:08,665
‫با این تفاوت که من فقط همین‌جا بودم.

160
00:16:10,998 --> 00:16:12,790
‫تقریباً تمام عمرم.

161
00:16:17,331 --> 00:16:18,623
‫توی همین مغازه.

162
00:16:30,998 --> 00:16:33,790
‫تا حالا به این فکر کردی که کار دیگه‌ای...

163
00:16:34,998 --> 00:16:36,040
‫توی زندگیت بکنی؟

164
00:16:43,373 --> 00:16:44,373
‫خب؟

165
00:16:45,623 --> 00:16:47,164
‫به چه کاری فکر کردی؟

166
00:16:52,414 --> 00:16:53,956
‫اهل کارت‌بازی هستی؟

167
00:16:58,623 --> 00:17:00,623
‫سرِ پول، البته.

168
00:17:02,664 --> 00:17:05,864
‫ما یه... کلوپ جمع‌وجور داریم.

169
00:17:05,914 --> 00:17:07,706
‫یه کلوپ اشرافی.

170
00:17:09,164 --> 00:17:10,748
‫می‌تونم بهشون معرفیت کنم.

171
00:17:12,456 --> 00:17:15,114
‫- خوب بلد نیستم بازی کنم.
‫- ای بابا، خودت که می‌دونی چطوریه،

172
00:17:15,164 --> 00:17:19,248
‫از برنده‌ها... بدشون میاد،
‫به بازنده‌ها هم احترام نمی‌ذارن.

173
00:17:21,081 --> 00:17:24,373
‫مهم اینه که سر یه میز باهاشون بشینی.

174
00:17:36,581 --> 00:17:38,789
‫شاید مایل باشین اون رو بخرید خانم؟

175
00:17:39,873 --> 00:17:43,123
‫فقط از سر دلسوزی ممکنه بخرمش،
‫ولی وسعم نمی‌رسه.

176
00:17:43,623 --> 00:17:45,914
‫یادم هم ندادن چطور درست بنوازم.

177
00:17:46,998 --> 00:17:51,664
‫با پول اون سرویس نقره،
‫می‌تونستین پنج‌تا از اینا بخرین، خانم.

178
00:17:52,248 --> 00:17:55,539
‫ارزش اون سرویس، آقای شلانگ‌بام عزیز،

179
00:17:56,623 --> 00:17:58,581
‫اندازه‌ی هزارتا از این پیانوهاست.

180
00:17:59,581 --> 00:18:01,289
‫پادشاه‌ها توش غذا خوردن.

181
00:18:02,081 --> 00:18:03,664
‫پادشاه‌های لهستان!

182
00:18:04,414 --> 00:18:07,698
‫سیصد سال از تاریخ میهن‌مون رو به چشم دیدن.

183
00:18:07,748 --> 00:18:10,456
‫اوه، لابد از چیزایی که دیده خوششون هم اومده؟!

184
00:18:11,664 --> 00:18:13,489
‫چه روزگار وحشتناکی.

185
00:18:13,539 --> 00:18:15,956
‫روزگار همیشه وحشتناک بوده.

186
00:18:18,873 --> 00:18:21,906
‫- چرا این‌قدر لفتش دادی؟
‫- چقدر تحقیر شدم!

187
00:18:21,956 --> 00:18:23,164
‫پولت رو داد؟

188
00:18:24,498 --> 00:18:27,406
‫یدونه‌ش رو بده واسه خیریه، بقیه‌ش رو قایم کن.

189
00:18:27,456 --> 00:18:31,948
‫ممکنه ببینن باهاش معامله می‌کنیم.
‫به بابا هم هیچی نمیگی، فهمیدی؟

190
00:18:31,998 --> 00:18:33,281
‫چه روزگار وحشتناکی.

191
00:18:33,331 --> 00:18:34,906
‫روزگار همیشه وحشتناک بوده.

192
00:18:34,956 --> 00:18:37,823
‫باید به پدر بیچاره‌ت کمک کنی،
‫نه اینکه پولو خرج سفر کنی.

193
00:18:37,873 --> 00:18:39,781
‫- خرج تحصیل!
‫- این که بدتره!

194
00:18:39,831 --> 00:18:43,998
‫این سفر فقط یه مد زودگذره، عزیزم.
‫می‌خوای چشم کی رو دربیاری؟

195
00:18:44,498 --> 00:18:46,698
‫پدر یه مَرده، ظاهر خوشی نداره من نجاتش بدم.

196
00:18:46,748 --> 00:18:48,289
‫غرورش جریحه‌دار می‌شه.

197
00:18:49,623 --> 00:18:53,531
‫هر عیدی از این سرویس استفاده کردیم،
‫شب کریسمس، عید پاک...

198
00:18:53,581 --> 00:18:57,331
‫کلی خاطره داشتیم...
‫یعنی همه‌ش تا ابد رفت که رفت؟

199
00:18:58,581 --> 00:19:01,906
‫چه بلایی داره سرمون میاد، بلا؟
‫چی داره سرمون میاد؟

200
00:19:01,956 --> 00:19:02,956
‫من می‌خوام زندگی کنم.

201
00:19:17,206 --> 00:19:18,498
‫بیا دعا کنیم.

202
00:19:20,164 --> 00:19:21,248
‫واسه منم دعا کن.

203
00:19:43,956 --> 00:19:44,956
‫عمه‌جون.

204
00:19:55,539 --> 00:19:57,914
‫مطمئنی اسکناس درست رو دادی؟

205
00:20:00,081 --> 00:20:02,248
‫قضیه‌ی آتیش‌سوزی رو شنیدم.

206
00:20:07,706 --> 00:20:09,373
‫همین‌طور اون رسوایی افتضاح رو.

207
00:20:10,914 --> 00:20:15,122
‫لابد منو مقصرِ اون دیوونه‌بازیِ محضِ آلفرد نمی‌دونی؟

208
00:20:16,664 --> 00:20:17,789
‫اون دیوونه‌ست.

209
00:20:19,456 --> 00:20:22,872
‫دیوونه‌ی منه، ولی به هر حال... دیوونه‌ست!

210
00:20:24,914 --> 00:20:27,664
‫توی زایمانِ نیناتسکا کوچولو کمک کردی.

211
00:20:29,956 --> 00:20:31,281
‫ماجرای وحشتناکی بود.

212
00:20:31,331 --> 00:20:35,331
‫ظاهراً اون زن بیچاره رو مثل خوک سلاخی کردن.

213
00:20:37,539 --> 00:20:42,197
‫می‌بینم که عمه‌جون، هنوز با پزشکی نوین آشنا نیستی.

214
00:20:42,247 --> 00:20:45,747
‫اگه اون عمل جراحی نبود،
‫استاشیا به احتمال زیاد می‌مرد.

215
00:20:46,664 --> 00:20:48,614
‫اوه، از کجا معلوم!

216
00:20:48,664 --> 00:20:50,281
‫می‌تونی از خودش بپرسی.

217
00:20:50,331 --> 00:20:51,372
‫کاش می‌شد.

218
00:20:55,914 --> 00:20:57,197
‫متأسفانه استاشیا،

219
00:20:57,247 --> 00:21:00,914
‫استانیسواوا نیناتسکا، دختر کونارسکا،
‫امروز صبح فوت کرد.

220
00:21:06,122 --> 00:21:08,497
‫به نظر من که تو اون زن رو کشتی.

221
00:21:31,497 --> 00:21:33,039
‫حق نداری اینجوری باشی.

222
00:21:49,247 --> 00:21:50,622
‫پیش میاد.

223
00:21:52,414 --> 00:21:54,289
‫واسه همینه هیچ‌وقت بچه‌دار نشدم.

224
00:21:55,247 --> 00:21:56,956
‫محض احتیاط.

225
00:21:58,914 --> 00:22:01,539
‫این کیه داره میاد سمتمون؟

226
00:22:02,372 --> 00:22:03,372
‫وای، توروخدا نه.

227
00:22:06,914 --> 00:22:08,122
‫خانم‌ها.

228
00:22:09,206 --> 00:22:10,206
‫روزتون بخیر.

229
00:22:11,039 --> 00:22:13,197
‫تسلیت صمیمانه‌ی من رو بپذیرید،

230
00:22:13,247 --> 00:22:15,822
‫بابت درگذشتِ بانو استانیسواوا نیناتسکا.

231
00:22:15,872 --> 00:22:18,206
‫واسه چی اینجا وایساده؟

232
00:22:19,081 --> 00:22:21,039
‫شاید شخصیت مناسبی نداشته باشه،

233
00:22:21,081 --> 00:22:25,122
‫ولی می‌گن می‌تونه این کلیسا و بیشتر آدم‌های توش رو بخره.

234
00:22:26,622 --> 00:22:28,831
‫لطفاً کاری کن بره.

235
00:22:29,997 --> 00:22:32,706
‫فکر می‌کردم می‌خوای با کنارش بودن
‫همه رو تحت تاثیر قرار بدی.

236
00:22:32,747 --> 00:22:34,372
‫کاری کن بره.

237
00:22:36,331 --> 00:22:40,039
‫آقای ووکولسکی، بعد این مراسم خیریه باید استراحت کنیم.

238
00:22:49,081 --> 00:22:51,281
‫بلا؟

239
00:22:51,331 --> 00:22:52,789
‫بلا، چی شده؟

240
00:22:53,289 --> 00:22:54,789
‫دنبال من راه نیفت!

241
00:23:11,164 --> 00:23:13,781
‫من توضیح می‌خوام.
‫چه بلایی سر استاشیا اومد؟

242
00:23:13,831 --> 00:23:17,364
‫نمی‌دونم. برش رو مو‌به‌مو طبق اصول کتاب انجام دادم.

243
00:23:17,414 --> 00:23:19,197
‫لابد کتابِ اشتباهی بوده!

244
00:23:19,247 --> 00:23:22,664
‫من قبلاً هم از این عمل‌ها انجام دادم.
‫همه‌ی مادرها زنده موندن.

245
00:23:23,164 --> 00:23:25,072
‫باید مدرکت رو باطل کنن!

246
00:23:25,122 --> 00:23:26,664
‫من مدرکی ندارم.

247
00:23:27,372 --> 00:23:28,864
‫منظورت چیه؟

248
00:23:28,914 --> 00:23:30,289
‫چون زنه.

249
00:23:31,497 --> 00:23:35,789
‫من از زوریخ فارغ‌التحصیل شدم، ولی توی ورشو
‫حاضر نیستن مدرکم رو به رسمیت بشناسن.

250
00:23:36,581 --> 00:23:38,989
‫نمی‌خوام پای من توی این مرگ گیر باشه.

251
00:23:39,039 --> 00:23:39,872
‫اصلاً و ابداً!

252
00:23:43,289 --> 00:23:46,822
‫پس برگرد سراغ همون... نمایش عروسکیت.

253
00:23:46,872 --> 00:23:48,664
‫اینجا به هیچ دردی نمی‌خوری.

254
00:24:21,705 --> 00:24:22,697
‫فلورچیا!

255
00:24:22,747 --> 00:24:27,114
‫پولو بده بهم، دارم میرم.
‫از پاریس برات کارت‌پستال می‌فرستم.

256
00:24:27,164 --> 00:24:30,414
‫به پیشخدمت بگو چمدونام رو بیاره.
‫یه لحظه دیگه هم اینجا نمی‌مونم.

257
00:24:30,997 --> 00:24:34,080
‫به بابا هم بگو معلوم نیست تا کی اونجا بمونم...

258
00:24:36,747 --> 00:24:37,664
‫فلورچیا؟

259
00:24:47,872 --> 00:24:48,789
‫فلورچیا؟

260
00:24:51,622 --> 00:24:53,372
‫من هیچ پولی ندارم.

261
00:24:55,122 --> 00:24:58,655
‫من پول تو رو نمی‌خوام. می‌دونم نداری.

262
00:24:58,705 --> 00:25:01,072
‫روزی نیست که به روم نیاری.

263
00:25:01,122 --> 00:25:04,955
‫دارم درباره‌ی پول خودم حرف می‌زنم،
‫همون سرویس نقره‌ای که دادی به یهودیه.

264
00:25:07,247 --> 00:25:08,414
‫دقیقاً.

265
00:25:09,830 --> 00:25:11,614
‫من اون پولو ندارم.

266
00:25:11,664 --> 00:25:12,664
‫داری!

267
00:25:13,414 --> 00:25:17,330
‫توی کالسکه دادمش بهت که نگهش داری. فلورچیا!

268
00:25:17,830 --> 00:25:20,789
‫به خودت بیا، توروخدا!
‫من باید زودتر راه بیفتم.

269
00:25:24,414 --> 00:25:25,789
‫دادمش رفت.

270
00:25:27,955 --> 00:25:30,080
‫دادمش به پدرت.

271
00:25:39,580 --> 00:25:41,572
‫- نه!
‫- بابا!

272
00:25:41,622 --> 00:25:46,655
‫نباید از پدر خودت پول قایم کنی!

273
00:25:46,705 --> 00:25:49,989
‫من این‌طوری تربیت نشدم، تو هم همین‌طور!

274
00:25:50,039 --> 00:25:53,530
‫تو بدهی‌هایی داری که پدرت می‌ترسید بهت بگه.

275
00:25:53,580 --> 00:25:55,455
‫این‌طوری نگام نکن!

276
00:25:56,372 --> 00:26:01,280
‫تو بدهی داری و همه‌ی پولو به باد می‌دادی،

277
00:26:01,330 --> 00:26:04,572
‫تا با لباس‌های مد روزت جلوی بقیه پُز بدی...

278
00:26:04,622 --> 00:26:07,072
‫- کجاست؟
‫- لباس‌های مد جدید از آیوی!

279
00:26:07,122 --> 00:26:08,155
‫پدرم کجاست؟

280
00:26:08,205 --> 00:26:09,947
‫- رفت!
‫- کجا رفت؟

281
00:26:09,997 --> 00:26:14,872
‫رفت پیش بارن کشوفسکی کارت‌بازی کنه.

282
00:26:17,039 --> 00:26:21,622
‫نمی‌دونستم می‌خواد بره کارت‌بازی کنه،

283
00:26:22,122 --> 00:26:23,622
‫قسم می‌خورم.

284
00:26:53,580 --> 00:26:55,580
‫میگن توی کاسبیت...

285
00:26:56,080 --> 00:26:57,789
‫کارت خیلی خوبه.

286
00:26:58,747 --> 00:27:01,247
‫حالا ببینیم توی کارت‌بازی چند مرده حلاجی.

287
00:27:02,039 --> 00:27:03,122
‫من خیلی اهلش نیستم.

288
00:27:03,997 --> 00:27:06,664
‫پس تمام روز چیکار می‌کنی؟

289
00:27:10,789 --> 00:27:11,997
‫شوخی کردم.

290
00:27:13,080 --> 00:27:16,488
‫حتی ما هم می‌دونیم دوره زمونه عوض شده،

291
00:27:16,538 --> 00:27:21,247
‫و مردم دارن با کار و تجارت کلی پولدار می‌شن.

292
00:27:24,122 --> 00:27:25,497
‫من نیستم.

293
00:27:26,497 --> 00:27:28,163
‫منم که نیستم.

294
00:27:33,330 --> 00:27:36,072
‫روزگار عوض شده،

295
00:27:36,122 --> 00:27:38,163
‫اما برنده‌ها همون قبلیان.

296
00:27:43,205 --> 00:27:44,872
‫انقدر تند نرو بارن.

297
00:27:45,705 --> 00:27:47,330
‫چون انگار...

298
00:27:48,872 --> 00:27:51,372
‫بالاخره نوبت سود کردن تازه‌واردهای پای میز هم رسیده.

299
00:27:57,622 --> 00:27:58,747
‫فول هاوس!

300
00:28:00,580 --> 00:28:03,363
‫واسه بارن بیشتر بریز.

301
00:28:03,413 --> 00:28:06,988
‫بارن باید به‌خاطر آقای ووکولسکی آروم باشه.

302
00:28:07,038 --> 00:28:08,905
‫قصد جسارت به میزبان رو نداشتم.

303
00:28:08,955 --> 00:28:10,830
‫اوه، تعارفات رو بذارین...

304
00:28:11,455 --> 00:28:12,822
‫واسه خانم‌ها توی مهمونی چای‌خوری!

305
00:28:12,872 --> 00:28:14,280
‫اینجا بی‌رحمانه بازی کن،

306
00:28:14,330 --> 00:28:17,280
‫چون چیز دیگه‌ای از من گیرت نمیاد.

307
00:28:17,330 --> 00:28:18,455
‫البته.

308
00:28:19,538 --> 00:28:21,622
‫البته، بارن.

309
00:28:31,580 --> 00:28:33,030
‫البته، بارن.

310
00:28:33,080 --> 00:28:35,080
‫شوخی می‌کنم بابا.

311
00:28:37,997 --> 00:28:41,413
‫شاید آقای ووکولسکی هم یکم نوشیدنی بخوان
‫مزه‌ی دهنشون عوض بشه؟

312
00:28:42,372 --> 00:28:43,288
‫چرا که نه.

313
00:28:47,122 --> 00:28:49,363
‫به‌محض اینکه پولم زنده بشه،

314
00:28:49,413 --> 00:28:50,947
‫می‌خوام برگردیم سرِ...

315
00:28:50,997 --> 00:28:54,872
‫صحبت درباره‌ی سرمایه‌گذاری مشترک‌مون.

316
00:28:59,247 --> 00:29:01,872
‫رگ خوابِ پول درآوردن دستشه.

317
00:29:03,163 --> 00:29:06,580
‫شاید چیز دیگه‌ای هم...

318
00:29:07,872 --> 00:29:09,163
‫غیر از پول...

319
00:29:09,663 --> 00:29:11,205
‫واسه سرمایه‌گذاری داشته باشی.

320
00:29:11,705 --> 00:29:12,955
‫یعنی چی؟

321
00:29:14,705 --> 00:29:17,113
‫اون رو من نمی‌دونم، ولی شاید خودت بدونی.

322
00:29:17,163 --> 00:29:19,497
‫فکر کنم منظورش بلا باشه.

323
00:29:20,580 --> 00:29:22,038
‫چقدر مؤدبی.

324
00:29:23,413 --> 00:29:26,580
‫- من جسارت نمی‌کنم...
‫- جسارت نمی‌کنه!

325
00:29:27,705 --> 00:29:31,497
‫لابد باید بفرستمت پیش خانم‌ها
‫تا باهاشون شکلات داغ بخوری!

326
00:29:32,247 --> 00:29:33,830
‫اونا که از خدایشونه.

327
00:29:34,038 --> 00:29:36,613
‫چی فکر کردی؟ اینکه ما اشراف‌زاده‌ها...

328
00:29:36,663 --> 00:29:40,372
‫می‌گیم: «ما با این مسئله خیلی موافق نیستیم».
‫یا از این مزخرفات. نه، نه...

329
00:29:40,622 --> 00:29:42,205
‫اینجا همه با هم دوستیم.

330
00:29:44,538 --> 00:29:45,538
‫پس سرِ بلا، ها؟

331
00:29:46,663 --> 00:29:47,955
‫خب؟

332
00:29:48,997 --> 00:29:50,663
‫بلا چشمت رو گرفته.

333
00:29:53,788 --> 00:29:55,538
‫خسارت بیمه پرداخت شد؟

334
00:30:00,997 --> 00:30:04,497
‫فرض رو بر این می‌ذارم که کسب‌وکار رو
‫بیمه کرده بودین، آقایون؟

335
00:30:05,580 --> 00:30:07,780
‫خب... راستش می‌خواستیم...

336
00:30:07,830 --> 00:30:10,155
‫وقت نکردم به کارای اداریش برسم.

337
00:30:10,205 --> 00:30:14,455
‫تازه در صورتِ آتیش‌سوزی عمدی هم،
‫بیمه به هیچ دردی نمی‌خورد.

338
00:30:15,038 --> 00:30:16,372
‫آتیش‌سوزی عمدی؟

339
00:30:19,080 --> 00:30:23,330
‫سوال من اینه: این وسط این بلبشو به نفع کیه؟

340
00:30:24,497 --> 00:30:27,163
‫این یه ضربه‌ی مهلک به قلبِ اشراف‌زاده‌های لهستانه.

341
00:30:29,205 --> 00:30:30,205
‫نفعِ کی؟

342
00:30:33,580 --> 00:30:35,455
‫خب، چند نفری هستن.

343
00:30:55,996 --> 00:30:56,996
‫کساوری.

344
00:31:00,371 --> 00:31:01,613
‫برو.

345
00:31:01,663 --> 00:31:04,955
‫بارن، گاوصندوق در حال حاضر خالیه.

346
00:31:06,746 --> 00:31:09,446
‫اسبت رو شرط ببند.

347
00:31:09,496 --> 00:31:10,580
‫مارگو.

348
00:31:11,913 --> 00:31:15,246
‫یه مادیون مسابقه‌ای معرکه... بی‌نظیره.

349
00:31:16,121 --> 00:31:17,246
‫واسه اون زیادی گرونه.

350
00:31:17,830 --> 00:31:19,288
‫موجودی روی میز کافی نیست.

351
00:31:21,038 --> 00:31:23,780
‫- می‌تونم سفته بنویسم.
‫- اون اسب بی‌نهایت ارزشمنده!

352
00:31:23,830 --> 00:31:27,955
‫اون‌وقت تو می‌خوای...
‫با یه تیکه کاغذ من رو دست‌به‌سر کنی؟!

353
00:31:30,746 --> 00:31:31,580
‫چی؟

354
00:31:34,621 --> 00:31:39,955
‫فک کردی می‌تونی با پول وارد جمعِ ما بشی؟

355
00:31:40,538 --> 00:31:44,955
‫درست مثل وقتی که رفتی زن گرفتی
‫تا صاحب مغازه‌ش بشی؟

356
00:31:48,830 --> 00:31:51,830
‫باید بیشتر از این‌ها تلاش کنی، آقای ووکولسکی،

357
00:31:52,330 --> 00:31:53,996
‫خیلی بیشتر.

358
00:31:59,955 --> 00:32:01,538
‫می‌تونم مغازه رو شرط ببندم.

359
00:32:22,246 --> 00:32:24,996
‫کارت‌ها رو بذارید رو میز!

360
00:32:28,496 --> 00:32:29,413
‫و منم...

361
00:32:30,704 --> 00:32:32,788
‫فقط داشتم ادا درمی‌آوردم که دستم بده،

362
00:32:34,163 --> 00:32:36,663
‫چون دستم حسابی پُره!

363
00:32:59,496 --> 00:33:00,746
‫شرمنده‌ام.

364
00:33:05,246 --> 00:33:07,621
‫ولی فکر کنم حالا باید به فکر خریدنِ...

365
00:33:12,704 --> 00:33:14,163
‫یه اصطبل باشم...

366
00:33:19,621 --> 00:33:21,163
‫بارن.

367
00:33:33,788 --> 00:33:35,454
‫خب، با این اوصاف...

368
00:33:42,538 --> 00:33:43,746
‫من میرم خونه.

369
00:33:48,788 --> 00:33:50,246
‫لعنتی!

370
00:34:00,163 --> 00:34:01,538
‫بارن.

371
00:34:06,746 --> 00:34:08,363
‫شما تو خونه‌ی خودتونین، بارن...

372
00:34:08,413 --> 00:34:10,488
‫گمشو بیرون!

373
00:34:10,538 --> 00:34:13,746
‫تو دلیل بدشانسی منی، لعنتی!

374
00:34:27,121 --> 00:34:37,121
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

375
00:34:50,496 --> 00:34:55,413
‫♪ که لهستان برمی‌خیزد و زنده می‌ماند! ♪

376
00:34:56,954 --> 00:34:58,121
‫شب بخیر.

377
00:35:03,121 --> 00:35:04,288
‫شب بخیر.

378
00:35:09,954 --> 00:35:11,821
‫اومدم،

379
00:35:11,871 --> 00:35:13,738
‫دیدم،

380
00:35:13,788 --> 00:35:15,788
‫خب که چی؟

381
00:35:17,829 --> 00:35:21,196
‫بهتره بگی با پول فلورنتینا برگشتی.

382
00:35:21,246 --> 00:35:23,538
‫می‌خوای ببینی پدرت با چی برگشته؟

383
00:35:24,329 --> 00:35:27,196
‫می‌خوای ببینی پدرت با چی برگشته؟

384
00:35:27,246 --> 00:35:28,412
‫پس نگاه کن!

385
00:35:49,912 --> 00:35:50,829
‫اسب؟!

386
00:35:51,912 --> 00:35:55,446
‫اسب؟ بلا،

387
00:35:55,496 --> 00:35:57,287
‫این اسب نیست،

388
00:35:57,787 --> 00:35:59,871
‫این خودِ پگاسوسه!

389
00:36:01,329 --> 00:36:03,529
‫فقط بال نداره،

390
00:36:03,579 --> 00:36:08,537
‫ولی به بال نیازی هم نداره،
‫لامصب مثل باد می‌دوه!

391
00:36:11,662 --> 00:36:13,204
‫اسب خریدی، بابا؟

392
00:36:16,079 --> 00:36:17,204
‫بُردمش.

393
00:36:20,329 --> 00:36:21,496
‫پولا چی شد پس؟

394
00:36:34,996 --> 00:36:36,996
‫عزیزم، متاسفم.

395
00:36:48,287 --> 00:36:50,204
‫زندگیت رو تباه کردم.

396
00:36:54,204 --> 00:36:55,537
‫معذرت می‌خوام.

397
00:36:58,287 --> 00:37:00,996
‫شوهر نمی‌خوای، چون من...

398
00:37:01,746 --> 00:37:03,487
‫من این‌جوری بارت آوردم.

399
00:37:03,537 --> 00:37:08,362
‫با این روشن‌فکری‌ها،
‫این لیبرال‌بازی‌ها، این خریت‌ها!

400
00:37:08,412 --> 00:37:09,954
‫بهت بد کردم.

401
00:37:10,746 --> 00:37:13,537
‫می‌فهمم چرا ردشون کردی،

402
00:37:14,579 --> 00:37:17,112
‫اولی رو، چهارمی رو، پونزدهمی رو...

403
00:37:17,162 --> 00:37:20,037
‫همه‌ی اینا رو می‌فهمم، بلا.

404
00:37:21,412 --> 00:37:22,371
‫اما...

405
00:37:23,121 --> 00:37:25,704
‫نمی‌تونی تا آخر عمرت بگی «نه».

406
00:37:28,204 --> 00:37:30,662
‫یه روز بالاخره مجبوری بگی «بله».

407
00:37:32,204 --> 00:37:33,204
‫و...

408
00:37:34,787 --> 00:37:37,037
‫الان وقتشه.

409
00:37:39,662 --> 00:37:41,371
‫موقعیتی بهتر از این گیر نمیاد.

410
00:37:44,746 --> 00:37:45,662
‫همین الان.

411
00:37:49,871 --> 00:37:52,079
‫اون اسب رو از کجا آوردی، بابا؟

412
00:37:55,371 --> 00:37:56,371
‫بُردمش.

413
00:37:57,579 --> 00:37:58,746
‫بُردیش؟

414
00:38:00,162 --> 00:38:01,496
‫توی شرط‌بندی؟

415
00:38:02,621 --> 00:38:05,987
‫خب آره، بردم، گرفتمش،

416
00:38:06,037 --> 00:38:07,696
‫فرقی نمی‌کنه.

417
00:38:07,746 --> 00:38:09,829
‫از کی گرفتیش؟

418
00:38:14,037 --> 00:38:15,121
‫از ووکولسکی؟

419
00:38:17,412 --> 00:38:21,162
‫کی دیگه حاضر بود بهم اسب ببخشه؟

420
00:38:23,829 --> 00:38:25,746
‫در ازاش بهش چه قولی دادی، بابا؟

421
00:38:28,829 --> 00:38:29,987
‫هیچی.

422
00:38:30,037 --> 00:38:31,204
‫هیچی؟

423
00:38:34,121 --> 00:38:35,537
‫هیچی؟

424
00:38:42,829 --> 00:38:43,912
‫هیچی.

425
00:38:59,162 --> 00:39:00,412
‫خوشحالم...

426
00:39:04,829 --> 00:39:07,954
‫که مادر خدابیامرزم...

427
00:39:10,995 --> 00:39:12,579
‫ان‌قدر خوش‌اقبال بود

428
00:39:13,912 --> 00:39:18,287
‫که زنده نموند تا روزی رو ببینه
‫که شوهر خودش...

429
00:39:21,787 --> 00:39:24,329
‫دخترش رو با یه اسب...

430
00:39:27,912 --> 00:39:29,245
‫تاخت می‌زنه.

431
00:40:13,829 --> 00:40:14,829
‫اسب.

432
00:40:33,537 --> 00:40:35,745
‫مسابقه.

433
00:40:38,662 --> 00:40:40,245
‫مسابقه‌ی اسب‌دوانی.

434
00:40:40,287 --> 00:40:41,912
‫مسابقه‌ی اسب‌دوانی.

435
00:40:48,662 --> 00:40:51,912
‫من پیروز می‌شم. تو پیروز می‌شی. اون پیروز شد.

436
00:40:57,079 --> 00:40:58,079
‫اون پیروز می‌شه.

437
00:40:58,287 --> 00:40:59,537
‫لعنتی.

438
00:41:14,579 --> 00:41:18,904
‫- قدیما در وصف اسب‌ها شعر می‌سرودن.
‫- بهتر نبود بفروشیمش؟

439
00:41:18,954 --> 00:41:24,987
‫مارگو امروز مثل یه شعر میشه،
‫یه حماسه! یه منظومه‌ی پیروزی!

440
00:41:25,037 --> 00:41:27,162
‫مارگو!

441
00:41:28,287 --> 00:41:30,954
‫اسب منه! امروز اولین باره که توی مسابقه می‌دوه.

442
00:41:32,995 --> 00:41:34,454
‫بارن کشوفسکی.

443
00:41:37,495 --> 00:41:39,070
‫بی زحمت بگین ببینم،

444
00:41:39,120 --> 00:41:44,079
‫راسته که بهترین اسبتون رو
‫به کنت لنتسکی فروختین؟

445
00:41:45,579 --> 00:41:47,912
‫معلوم میشه واقعاً بهترین بوده یا نه،

446
00:41:48,620 --> 00:41:52,279
‫چون امروز یکی دیگه از اسبام
‫برای اولین بار مسابقه میده.

447
00:41:52,329 --> 00:41:53,162
‫عجب.

448
00:41:54,079 --> 00:41:55,820
‫ببخشید، کدوم یکی؟

449
00:41:55,870 --> 00:41:57,912
‫همون‌جا، تندر.

450
00:41:58,662 --> 00:42:02,029
‫یه نریان زیبا. سیاه مثل قیر.

451
00:42:02,079 --> 00:42:05,662
‫تندر. فکر می‌کنین بتونه مارگو رو شکست بده؟

452
00:42:06,412 --> 00:42:09,662
‫الانه که معلوم بشه، کنت زاروسکی.

453
00:42:10,579 --> 00:42:14,362
‫نمی‌دونم. باید بگم توی عمرم اسب زیاد دیدم،

454
00:42:14,412 --> 00:42:18,237
‫ولی اسبی مثل مارگو یکی بین هزارتا پیش میاد.

455
00:42:18,287 --> 00:42:20,662
‫چی میگم؟ یکی توی یه میلیون!

456
00:42:21,537 --> 00:42:23,079
‫حدس می‌زنم

457
00:42:24,162 --> 00:42:26,703
‫پول هنگفتی به جیب زدین، نه؟

458
00:42:27,287 --> 00:42:29,745
‫- هرچی باشه، همچین اسبی...
‫- ای بابا، بس کن لعنتی!

459
00:42:30,245 --> 00:42:33,112
‫من اون اسب رو می‌شناسم، کنت زاروسکی.

460
00:42:33,162 --> 00:42:35,903
‫می‌شناسمش. لازم نیست جلوی من
‫این‌قدر ازش تعریف کنی.

461
00:42:35,953 --> 00:42:38,487
‫عذر می‌خوام، بارن.
‫فقط می‌خواستم بگم مارگو...

462
00:42:38,537 --> 00:42:41,778
‫می‌دونم، مارگو!
‫گفتی دیگه، مارگو! مارگو! مارگو!

463
00:42:41,828 --> 00:42:44,370
‫واقعاً چند بار می‌خوای
‫کلمه‌ی «مارگو» رو تکرار کنی؟!

464
00:42:51,412 --> 00:42:52,862
‫آلفرد.

465
00:42:52,912 --> 00:42:56,612
‫- خوشحالم سرحال می‌بینمت.
‫- دنیا با یه اتفاق به آخر نمیرسه.

466
00:42:56,662 --> 00:42:59,195
‫دگرگونی در ذاتِ روح جهانه.

467
00:42:59,245 --> 00:43:02,995
‫بذار کلارا رو بهت معرفی کنم،
‫از خاندان کامینسکی.

468
00:43:03,620 --> 00:43:04,912
‫نامزدم.

469
00:43:07,953 --> 00:43:09,287
‫و قلب من،

470
00:43:10,995 --> 00:43:13,953
‫همچون چراغِ معبدی به خاموشی گراییده بود،

471
00:43:15,953 --> 00:43:17,828
‫تنها برای توست که دیگر بار خواهد سوخت...

472
00:43:21,162 --> 00:43:23,653
‫محشر نیست؟
‫همیشه می‌تونه این‌جوری شعر بگه.

473
00:43:23,703 --> 00:43:25,112
‫خیلی دلنشینه.

474
00:43:25,162 --> 00:43:27,703
‫امروز صبح... آلفرد، می‌تونم بهشون بگم؟

475
00:43:29,370 --> 00:43:30,578
‫امروز صبح،

476
00:43:31,953 --> 00:43:34,245
‫با همدیگه گریه کردیم.

477
00:43:35,537 --> 00:43:40,745
‫شوهری نصیبم میشه که از بهترین دوستم بهم نزدیک‌تره.

478
00:43:41,995 --> 00:43:43,287
‫یه روح لطیف.

479
00:43:43,870 --> 00:43:44,912
‫عروسی در پیشه؟

480
00:43:45,537 --> 00:43:46,695
‫تبریک میگم.

481
00:43:46,745 --> 00:43:49,612
‫بله، دلیلی نداره وقت رو تلف کنیم.

482
00:43:49,662 --> 00:43:52,203
‫بعدش هم آلفرد منو می‌بره پاریس.

483
00:43:53,203 --> 00:43:54,120
‫اوه.

484
00:43:55,245 --> 00:43:56,328
‫فوق‌العاده‌ست.

485
00:44:06,537 --> 00:44:08,120
‫لطفاً کنار من بشین.

486
00:44:18,703 --> 00:44:21,412
‫مثل اینکه رفیقتون اومده دستمزدشو بگیره، پدر.

487
00:44:24,870 --> 00:44:26,662
‫من دعوتش نکردم.

488
00:44:27,287 --> 00:44:28,370
‫واقعاً می‌گم.

489
00:44:30,495 --> 00:44:33,653
‫پدر، اگه داری وصلم می‌کنی به ووکولسکی،
‫دست‌کم یه نگهبان واسم بگیر.

490
00:44:33,703 --> 00:44:36,078
‫بس کن دیگه، می‌شنوی؟ بس کن.

491
00:44:39,912 --> 00:44:41,453
‫روزتون بخیر، آقای لنتسکی.

492
00:44:42,120 --> 00:44:42,953
‫دوشیزه ایزابلا.

493
00:44:49,037 --> 00:44:51,953
‫- چه هوای فوق‌العاده‌ای برای مسابقه.
‫- بله.

494
00:44:56,245 --> 00:44:57,953
‫اسب منم مسابقه داره.

495
00:44:59,662 --> 00:45:01,578
‫- بله، می‌دونم.
‫- مارگو.

496
00:45:03,120 --> 00:45:05,612
‫بله، خبر دارم. روش شرط بستم.

497
00:45:05,662 --> 00:45:06,870
‫خوبه، خیلی عالیه.

498
00:45:09,578 --> 00:45:10,620
‫منم همین‌طور.

499
00:45:19,203 --> 00:45:20,037
‫آقای ووکولسکی.

500
00:45:22,037 --> 00:45:24,870
‫لطف می‌کنین توی این شرط‌بندی‌ها کمکم کنین؟

501
00:45:26,120 --> 00:45:29,662
‫فکر کنم روی اسب درستی بستم،
‫ولی می‌خوام مطمئن بشم.

502
00:45:31,703 --> 00:45:32,703
‫البته.

503
00:45:39,078 --> 00:45:40,912
‫بازم داره دور و برت می‌پلکه.

504
00:45:45,953 --> 00:45:47,237
‫خب، بفرمایید بشینید.

505
00:45:47,287 --> 00:45:51,203
‫نمی‌دونم خبر دارین یا نه،
‫ولی همین الان واسه خودتون یه دشمن خونی تراشیدین.

506
00:45:52,078 --> 00:45:55,953
‫بارن کشوفسکی اون اسب رو
‫بیشتر از زنش دوست داشت...

507
00:45:58,328 --> 00:46:01,703
‫زنی که البته کوچک‌ترین اهمیتی هم براش نداشت!

508
00:46:02,286 --> 00:46:03,453
‫از کجا می‌دونین؟

509
00:46:04,703 --> 00:46:07,786
‫اینکه اسب رو سرِ شرط‌بندی از بارن بردین؟

510
00:46:08,536 --> 00:46:10,870
‫یا اینکه بخشیدینش به لنتسکیِ پیر؟

511
00:46:14,661 --> 00:46:17,578
‫اراده‌تون رو تحسین می‌کنم،
‫ولی اصلاً به حالتون غبطه نمی‌خورم.

512
00:46:18,453 --> 00:46:20,870
‫این زحمات بیهوده‌ست، آقای ووکولسکی.

513
00:46:23,786 --> 00:46:25,161
‫منظورتون چیه؟

514
00:46:26,620 --> 00:46:30,453
‫که هیچ پولی نمی‌تونه جای خالی محبت مادر رو...

515
00:46:31,453 --> 00:46:34,661
‫توی دل آدم پُر کنه.

516
00:46:35,453 --> 00:46:37,495
‫باید هرچی درباره‌ش می‌دونم بهت بگم.

517
00:46:46,411 --> 00:46:49,286
‫اون سرویس نقره‌ت رو از شلانگ‌بام دوباره خریده.

518
00:46:51,620 --> 00:46:53,495
‫چه آدم پست‌فطرتی!

519
00:46:59,786 --> 00:47:01,286
‫ما به همچین آدمایی احتیاج داریم؟

520
00:47:01,911 --> 00:47:02,911
‫نمی‌دونم.

521
00:47:35,495 --> 00:47:37,536
‫مارگو!

522
00:47:40,870 --> 00:47:43,786
‫- مارگو!
‫- مارگو!

523
00:47:45,536 --> 00:47:46,083
‫مارگو!

524
00:47:47,703 --> 00:47:49,203
‫مارگو!

525
00:48:15,245 --> 00:48:17,986
‫تبریک میگم. مسابقه‌ی فوق‌العاده‌ای بود.

526
00:48:18,036 --> 00:48:20,828
‫بله، عالی بود. ممنون.

527
00:48:21,328 --> 00:48:22,911
‫شما به من یه قولی داده بودین.

528
00:48:25,203 --> 00:48:27,070
‫من بهت قول دادم؟

529
00:48:27,120 --> 00:48:29,486
‫گفتین می‌تونم از دخترتون خواستگاری کنم.

530
00:48:29,536 --> 00:48:31,778
‫- اون حتی به من نگاه هم نمی‌کنه.
‫- خواستگاری کنی!

531
00:48:31,828 --> 00:48:34,028
‫گفتم می‌تونی خواستگاری کنی،

532
00:48:34,078 --> 00:48:37,195
‫نه اینکه مثل مادیون بفروشمش!
‫فک کردی من کی‌ام؟

533
00:48:37,245 --> 00:48:41,620
‫- آقای لنتسکی!
‫- اصلاً بلدی درست رفتار کنی؟

534
00:48:43,495 --> 00:48:44,495
‫مواظب لحنت باش.

535
00:48:45,411 --> 00:48:47,453
‫و توی چنین لحظه‌ی شادی،

536
00:48:47,953 --> 00:48:49,703
‫اوقات‌تلخی راه ننداز.

537
00:50:28,078 --> 00:50:29,078
‫رئیس.

538
00:50:31,661 --> 00:50:33,203
‫یه شاهد پیدا کردیم.

539
00:50:33,703 --> 00:50:35,119
‫درباره‌ی همون آتیش‌سوزیه.

540
00:50:35,953 --> 00:50:38,994
‫یه پسربچه‌ی ۱۲ ساله،
‫میگه عامل آتیش‌سوزی رو دیده.

541
00:50:45,703 --> 00:50:48,328
‫با ۲۰ کوپک، بهت میگم چه شکلی بود.

542
00:50:58,078 --> 00:50:59,286
‫با دَه تا چی؟

543
00:51:05,536 --> 00:51:07,494
‫ولی من واقعاً دیدمش!

544
00:51:10,911 --> 00:51:12,194
‫می‌تونی قیافه‌ش رو توصیف کنی؟

545
00:51:12,244 --> 00:51:14,203
‫حتی می‌تونم نقاشیش رو بکشم.

546
00:51:15,036 --> 00:51:17,536
‫چون نقاشیم خیلی خوبه.

547
00:51:19,869 --> 00:51:21,536
‫دهنتون باز می‌مونه!

548
00:51:27,369 --> 00:51:28,453
‫همون دَه تا پس؟

549
00:51:36,328 --> 00:51:40,703
‫فروشگاه مُهر و یراق‌آلات فلزی

550
00:51:56,911 --> 00:51:59,619
‫این کیفِ پول. قیمتش چنده؟

551
00:52:12,411 --> 00:52:15,869
‫- می‌تونین چندتا مدل دیگه رو نشونم بدین؟
‫- بله، حتماً.

552
00:52:17,036 --> 00:52:18,161
‫از این طرف بیاین.

553
00:52:25,994 --> 00:52:28,244
‫باید باهاتون صحبت کنم، آقای ووکولسکی.

554
00:52:29,869 --> 00:52:31,453
‫این دیدار رو مدیون چی هستم؟

555
00:52:33,244 --> 00:52:34,494
‫بهتره بگین مدیون کی.

556
00:52:37,411 --> 00:52:41,036
‫پسرخاله‌م استارسکی چیزی رو بهم گفت
‫که بدجوری نگرانم کرده.

557
00:52:49,119 --> 00:52:50,619
‫می‌بینم که حسابی روتون تأثیر گذاشتم.

558
00:52:52,702 --> 00:52:54,119
‫چی گفت؟

559
00:52:54,744 --> 00:52:55,744
‫پسرخاله‌تون.

560
00:52:58,369 --> 00:53:00,244
‫[آیوی، هفته‌نامه‌ی مصور بانوان]

561
00:53:03,202 --> 00:53:04,786
‫شما مجله‌ی زنونه می‌خونین؟

562
00:53:08,244 --> 00:53:09,369
‫مردها هم توش مطلب می‌نویسن.

563
00:53:13,536 --> 00:53:17,744
‫آقای استارسکی بهم گفت
‫سرویس من رو از شلانگ‌بام خریدین.

564
00:53:18,911 --> 00:53:20,327
‫راستش رو بهتون گفته.

565
00:53:23,369 --> 00:53:24,744
‫سرویس من به چه دردتون می‌خوره؟

566
00:53:28,161 --> 00:53:29,161
‫قشنگه.

567
00:53:30,411 --> 00:53:31,619
‫قیمتش هم مناسب بود.

568
00:53:33,786 --> 00:53:35,786
‫ولی از همه مهم‌تر، تجارته.

569
00:53:37,494 --> 00:53:38,994
‫من می‌خرم و می‌فروشم.

570
00:53:40,744 --> 00:53:41,786
‫سودش رو چند برابر می‌کنم.

571
00:53:48,536 --> 00:53:50,661
‫پس اون مغازه‌ای که میگن همینه.

572
00:53:51,286 --> 00:53:52,411
‫بله، همینه.

573
00:53:57,869 --> 00:53:59,202
‫مایه‌ی غرورتون.

574
00:54:05,952 --> 00:54:08,369
‫مثل سگ جلوی اشراف دم تکون می‌دین.

575
00:54:11,577 --> 00:54:13,619
‫به نظر من اونا هستن که میان سراغم.

576
00:54:15,077 --> 00:54:16,327
‫شما اومدین سراغم.

577
00:54:23,536 --> 00:54:27,286
‫می‌دونین توی یه کتاب درباره‌ی ساختار طبقاتی چی خوندم؟

578
00:54:30,036 --> 00:54:32,452
‫اینکه یه سگ هرگز سیاه‌گوش نمیشه!

579
00:54:34,661 --> 00:54:36,952
‫جدیدترین نظریه‌های علمی میگن

580
00:54:37,911 --> 00:54:40,119
‫گونه‌ها خودشون تکامل پیدا می‌کنن،

581
00:54:41,286 --> 00:54:43,869
‫و اونایی که تغییر نکنن محکوم به انقراض هستن.

582
00:54:46,036 --> 00:54:48,452
‫من بهتر از هرکسی خوب می‌فهمم

583
00:54:49,077 --> 00:54:50,702
‫که دنیا داره عوض میشه.

584
00:54:53,077 --> 00:54:54,702
‫ولی زیاده‌روی نکنید.

585
00:54:56,286 --> 00:54:57,744
‫یه سری قواعد وجود داره.

586
00:55:05,869 --> 00:55:08,077
‫ما هرگز شما رو نمی‌پذیریم.

587
00:55:10,786 --> 00:55:12,244
‫ما هم‌شأن هم نیستیم.

588
00:55:17,077 --> 00:55:18,744
‫بهتون می‌خندن.

589
00:55:20,661 --> 00:55:23,786
‫و هرچی بیشتر دست‌وپا بزنین که جلوشون رو بگیرین،

590
00:55:25,119 --> 00:55:26,452
‫بیشتر و بیشتر...

591
00:55:27,994 --> 00:55:29,244
‫بهتون می‌خندن.

592
00:55:34,286 --> 00:55:36,452
‫یه مغازه‌ی فسقلی مثل همین قواره‌ی تنِ شماست.

593
00:55:37,244 --> 00:55:38,702
‫به بیشتر از این چه نیازی دارین؟

594
00:55:44,827 --> 00:55:46,161
‫در ضمن، اون سرویس رو هم ازتون دوباره می‌خرم.

595
00:56:12,244 --> 00:56:14,244
‫[رزای...]

596
00:56:29,660 --> 00:56:34,535
‫[عزیز.]

597
00:56:36,535 --> 00:56:46,535
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M