1
00:00:13,458 --> 00:00:14,458
‫می‌دونم.

2
00:00:17,374 --> 00:00:18,708
‫ولی من واقعاً...

3
00:00:20,874 --> 00:00:22,666
‫واقعاً نمی‌دونم واسه چی.

4
00:00:23,374 --> 00:00:25,749
‫دیگه برای این حرف‌ها دیر شده.
‫خیلی دیره.

5
00:00:30,958 --> 00:00:32,833
‫من قوانین شرافت رو خوندم.

6
00:00:34,458 --> 00:00:36,624
‫اشراف این‌طوری رفتار می‌کنن.

7
00:00:39,166 --> 00:00:40,999
‫طرزِ رفتارشون همینه.

8
00:00:41,791 --> 00:00:43,374
‫اشراف.

9
00:00:44,374 --> 00:00:54,374
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

10
00:01:56,708 --> 00:01:59,458
‫زنده باد بارن کشوفسکی!

11
00:02:08,499 --> 00:02:09,499
‫بیا.

12
00:02:19,499 --> 00:02:22,041
‫- حواس رو تیز می‌کنه.
‫- کاملاً درسته لعنتی.

13
00:02:26,874 --> 00:02:29,833
‫متأسفم آقای ووکولسکی.
‫شانس امروز با شما یار نیست.

14
00:04:02,916 --> 00:04:06,832
‫[عروسک]

15
00:04:07,749 --> 00:04:10,374
‫دندون‌هام. دندون‌هام!

16
00:04:10,874 --> 00:04:13,249
‫دکتر، سریع بیا!

17
00:04:15,374 --> 00:04:17,207
‫- دندون‌هام!
‫- چی شده؟

18
00:04:20,791 --> 00:04:22,657
‫آقای ووکولسکی چخماق تفنگ رو زد.

19
00:04:22,707 --> 00:04:25,832
‫دندون‌هام. اون دندون‌هام رو زد!

20
00:04:26,916 --> 00:04:28,082
‫دندون‌هام...

21
00:04:29,041 --> 00:04:30,657
‫چخماق بارن رو زخمی کرده!

22
00:04:30,707 --> 00:04:32,366
‫- چخماق.
‫- اون چخماق تفنگ رو زد.

23
00:04:32,416 --> 00:04:35,407
‫برای زخمی کردنش، چخماق رو نشونه گرفت.
‫فقط یه خراشه!

24
00:04:35,457 --> 00:04:36,907
‫- چخماق رو نشونه گرفتی؟
‫- نه.

25
00:04:36,957 --> 00:04:38,741
‫چخماق بارن رو زخمی کرد.

26
00:04:38,791 --> 00:04:41,282
‫- لعنتی.
‫- بیاید بریم خونه.

27
00:04:41,332 --> 00:04:46,082
‫شوپن! شوپنِ تیراندازی با تفنگ.
‫احسنت بهت! نگفتم؟

28
00:04:47,916 --> 00:04:48,999
‫احسنت بهت مرد!

29
00:04:55,082 --> 00:04:59,282
‫یه مرد شلیک می‌کنه.
‫میشه گفت کوکائین گلوله رو هدایت می‌کنه.

30
00:04:59,332 --> 00:05:02,907
‫اگه ناپلئون به سربازهاش کوکائین داده بود،

31
00:05:02,957 --> 00:05:05,957
‫امروز همه توی مسکو فرانسوی حرف می‌زدن.

32
00:05:07,166 --> 00:05:10,874
‫خب، امروز روزِ خوش‌گذرونیه.

33
00:05:11,666 --> 00:05:14,657
‫اول، پودر برای تمرکز.

34
00:05:14,707 --> 00:05:17,907
‫حالا، یه نوشیدنی برای آرامش،

35
00:05:17,957 --> 00:05:22,041
‫و بقیه‌اش برای جشن گرفتن پیروزی ویستولا.

36
00:05:24,207 --> 00:05:25,074
‫لعنتی.

37
00:05:25,124 --> 00:05:29,624
‫اعصابم خیلی...

38
00:05:31,999 --> 00:05:33,291
‫داغون بود.

39
00:06:03,624 --> 00:06:08,657
‫اول از همه، خیلی خوشحالم که
‫از تیراندازی جون سالم به در بردی.

40
00:06:08,707 --> 00:06:10,374
‫ممنون. منم همین‌طور.

41
00:06:11,791 --> 00:06:13,290
‫نوشیدنی میل داری؟

42
00:06:14,290 --> 00:06:15,624
‫شاید یکم.

43
00:06:31,707 --> 00:06:33,582
‫برای آروم کردن اعصاب.

44
00:06:49,124 --> 00:06:50,374
‫نمی‌فهمم.

45
00:06:51,582 --> 00:06:55,249
‫چی رو نمی‌فهمی؟

46
00:06:55,290 --> 00:06:59,749
‫اگه حاضری خونه رو رهن بدی،
‫چرا صرفاً به من نمی‌فروشی؟

47
00:07:00,332 --> 00:07:01,365
‫چرا حراجش می‌کنی؟

48
00:07:01,415 --> 00:07:04,115
‫وقتی دختردار بشی، می‌فهمی.

49
00:07:04,165 --> 00:07:08,290
‫نمی‌تونم به بلا بگم
‫که دارم عمارت رو می‌فروشم.

50
00:07:08,374 --> 00:07:13,365
‫توی حراج، میشه هویت برنده رو
‫محرمانه نگه داشت،

51
00:07:13,415 --> 00:07:15,365
‫اگه خریدار بخواد.

52
00:07:15,415 --> 00:07:18,990
‫اون نمی‌تونه تحمل کنه که بدونه
‫من مخفیانه با تو دیدار می‌کنم

53
00:07:19,040 --> 00:07:21,282
‫و تو داری خونه‌مون رو می‌خری.

54
00:07:21,332 --> 00:07:24,207
‫یادته اون ماجرای ظروف نقره چی شد؟

55
00:07:24,790 --> 00:07:26,124
‫یه ترفنده.

56
00:07:26,624 --> 00:07:29,074
‫با یه ترفند حلش می‌کنیم.

57
00:07:29,124 --> 00:07:30,615
‫من و تو.

58
00:07:30,665 --> 00:07:31,832
‫با هم.

59
00:07:36,790 --> 00:07:37,832
‫خیلی خب.

60
00:07:39,374 --> 00:07:40,582
‫عالیه.

61
00:07:41,624 --> 00:07:42,790
‫جدی میگم.

62
00:07:44,749 --> 00:07:47,449
‫حراج امیدوارکننده به نظر میاد!

63
00:07:47,499 --> 00:07:48,540
‫آره!

64
00:07:50,915 --> 00:07:51,790
‫آهان.

65
00:07:54,540 --> 00:07:58,290
‫مراسم سالگرد کنتس زاسواوسکا نزدیکه.

66
00:07:58,915 --> 00:08:02,165
‫من و بلا فردا می‌ریم دیدنش

67
00:08:02,832 --> 00:08:04,332
‫توی زاسواوک.

68
00:08:05,665 --> 00:08:07,165
‫لطفاً بیا،

69
00:08:07,665 --> 00:08:09,624
‫به دعوت ما.

70
00:08:14,499 --> 00:08:16,124
‫دوشیزه ایزابلا موافقه؟

71
00:08:17,290 --> 00:08:21,832
‫می‌خوام یه افشاگری انتقادی در مورد
‫سنتِ احمقانه‌ی دوئل بنویسم.

72
00:08:22,540 --> 00:08:25,407
‫مردها مثل جوجه‌ها به هم شلیک می‌کنن،
‫و زن‌ها...

73
00:08:25,457 --> 00:08:27,832
‫آقای هارناش در مورد دوئل می‌نویسه.

74
00:08:30,957 --> 00:08:32,290
‫پس دیدگاه‌هامون باهم مخالفه.

75
00:08:33,707 --> 00:08:38,282
‫آقای فلانی و عقل سلیم زنونه‌ی من.

76
00:08:38,332 --> 00:08:42,082
‫صاحب نشریه نیازی به عقل سلیم یه زن نداره.

77
00:08:43,915 --> 00:08:46,373
‫در واقع، به نظر میاد پیچک داره عوض میشه.

78
00:08:47,540 --> 00:08:49,623
‫صاحب نشریه نمی‌خواد زن‌ها توی پیچک باشن.

79
00:08:51,915 --> 00:08:53,748
‫ولی این یه مجله‌ی زنونه‌ست.

80
00:08:55,748 --> 00:08:56,915
‫درسته.

81
00:08:57,540 --> 00:09:00,990
‫- ولی باید به قلم مردها باشه.
‫- محتوا ساده‌تر میشه.

82
00:09:01,040 --> 00:09:02,707
‫نه انقدر افراطی.

83
00:09:06,998 --> 00:09:09,123
‫ظاهراً زن‌ها مطالب زنونه رو نمی‌خونن.

84
00:09:10,123 --> 00:09:11,207
‫من می‌خونم.

85
00:09:21,207 --> 00:09:22,957
‫باید یه کاری بکنیم.

86
00:09:24,123 --> 00:09:25,207
‫متقاعدش کن.

87
00:09:25,707 --> 00:09:27,532
‫یه راهی پیدا کن.

88
00:09:27,582 --> 00:09:28,665
‫یه راهی هست.

89
00:09:30,165 --> 00:09:31,790
‫پول زیادی لازم داره.

90
00:09:32,748 --> 00:09:33,915
‫چقدر زیاد؟

91
00:09:34,790 --> 00:09:36,332
‫خیلی زیاد.

92
00:09:37,540 --> 00:09:39,782
‫از تو انتظار نمیره چیزی بخری.

93
00:09:39,832 --> 00:09:44,282
‫ازت انتظار میره قیمت پیشنهاد بدی،
‫که اصلاً به معنی خریدن نیست.

94
00:09:44,332 --> 00:09:48,365
‫ازت انتظار میره که قیمت رو بالا ببری
‫تا وقتی که اونا فریاد بزنن:

95
00:09:48,415 --> 00:09:50,748
‫«صد و پنجاه هزار روبل!»

96
00:09:59,498 --> 00:10:01,290
‫صد و پنجاه هزار روبل.

97
00:10:02,290 --> 00:10:03,540
‫برای یه عمارت.

98
00:10:05,707 --> 00:10:06,707
‫یه ملک.

99
00:10:09,457 --> 00:10:10,457
‫چقدر؟

100
00:10:11,707 --> 00:10:15,448
‫همون‌طور که گفتم.
‫صد و پنجاه هزار روبل.

101
00:10:15,498 --> 00:10:18,998
‫چقدر به من میدی
‫تا برات پیشنهاد بدم؟

102
00:10:24,457 --> 00:10:26,240
‫فکر کنم باید درخواست یه مراسم دعا کنم.

103
00:10:26,290 --> 00:10:29,332
‫یه مراسم ختم برای اوضاع مالی‌مون.

104
00:10:29,998 --> 00:10:32,698
‫یه فاجعه‌ی تمام عیاره.
‫ورشکست می‌شیم.

105
00:10:32,748 --> 00:10:35,407
‫تو زیادی خرج می‌کنی.
‫این ازدواج خیلی پرهزینه‌ست.

106
00:10:35,457 --> 00:10:37,698
‫خونه رو می‌خرم، بعدش دیگه خرج نمی‌کنم.

107
00:10:37,748 --> 00:10:40,415
‫در واقع، دیگه خرج نمی‌کنی
‫چون بی‌پول می‌شیم.

108
00:10:46,207 --> 00:10:49,998
‫ونچکی پولی که بابت عمارت
‫بهش میدم رو خرج می‌کنه

109
00:10:50,790 --> 00:10:52,907
‫تا توی کسب‌وکارمون سرمایه‌گذاری کنه.

110
00:10:52,957 --> 00:10:55,957
‫اون بدهی‌هاش رو میده
‫و سرمایه‌ی ما به خودمون برمی‌گرده.

111
00:10:59,040 --> 00:11:00,707
‫و ما یه عمارت خواهیم داشت...

112
00:11:02,623 --> 00:11:04,207
‫که تو می‌تونی مدیریت کنی.

113
00:11:06,540 --> 00:11:07,832
‫این یعنی استفاده از مغز.

114
00:11:08,373 --> 00:11:09,373
‫استاخ.

115
00:11:09,957 --> 00:11:13,373
‫این مغزت نیست که داره کار می‌کنه.
‫داری با دلت فکر می‌کنی.

116
00:11:14,373 --> 00:11:16,657
‫تا کِی می‌خوای من رو بی‌خبر نگه داری؟

117
00:11:16,707 --> 00:11:19,157
‫- در مورد چی؟
‫- حال ووکولسکی چطوره؟

118
00:11:19,207 --> 00:11:23,323
‫بابت اون دوئل ازم متنفر نیست؟
‫خب؟ میاد زاسواوک؟

119
00:11:23,373 --> 00:11:25,498
‫تو راه همه چی رو بهت میگم.

120
00:11:33,040 --> 00:11:36,748
‫- چرا فلورنتینا نمیاد؟
‫- باید یه مدت از هم دور باشیم.

121
00:12:00,081 --> 00:12:01,581
‫من نوشیدنی سفارش ندادم.

122
00:12:03,581 --> 00:12:04,956
‫به دردت می‌خوره.

123
00:12:05,456 --> 00:12:06,998
‫من ازت نخواستم پیشم بشینی.

124
00:12:08,290 --> 00:12:11,790
‫می‌بینم که اون دوئل بهت حال و هوای
‫یه کنت رو داده، رومئو.

125
00:12:15,040 --> 00:12:16,206
‫گُم شو.

126
00:12:17,998 --> 00:12:19,331
‫ده هزار روبل.

127
00:12:20,956 --> 00:12:22,240
‫ده هزار روبل چی؟

128
00:12:22,290 --> 00:12:23,748
‫مبلغی که به من میدی.

129
00:12:35,998 --> 00:12:39,456
‫و من لو نمیدم
‫که به ماریانا برای جاسوسی پول دادی.

130
00:12:48,248 --> 00:12:51,165
‫و این‌که در ازای اطلاعات
‫به منم پیشنهاد پول دادی،

131
00:12:52,373 --> 00:12:55,915
‫که من از روی شرافت قبول نکردم.

132
00:12:58,540 --> 00:13:00,698
‫شاید بلا این یکی رو باور نکنه.

133
00:13:00,748 --> 00:13:01,748
‫قبول نمی‌کنم.

134
00:13:06,290 --> 00:13:07,415
‫حیف شد.

135
00:13:13,665 --> 00:13:14,790
‫صبر کن.

136
00:13:20,706 --> 00:13:22,748
‫فردا ساعت ۳ اینجا باش.

137
00:13:23,873 --> 00:13:26,206
‫اینا آخرین روبل‌هایی هستن که از من می‌گیری.

138
00:13:27,915 --> 00:13:29,123
‫فهمیدی؟

139
00:14:35,331 --> 00:14:37,823
‫زبان مادری ما اون‌قدر پیچیده‌ست

140
00:14:37,873 --> 00:14:42,115
‫که ذهن ما فرصتی نداره
‫به مسائل مهم‌تر بپردازه.

141
00:14:42,165 --> 00:14:45,490
‫همه‌ی اینا صرفاً برای اینه که
‫آدم حرف دلش رو بزنه.

142
00:14:45,540 --> 00:14:48,748
‫و برای همینه که سرزمین ما فیلسوف نداره.

143
00:14:54,915 --> 00:14:57,448
‫فکر نکنم بهتون گفته باشم

144
00:14:57,498 --> 00:15:01,498
‫که ووکولسکی قبول کرده به ما ملحق شه.

145
00:15:05,498 --> 00:15:07,040
‫من هر چیزی رو تحمل می‌کنم،

146
00:15:07,873 --> 00:15:10,365
‫ولی اون شلوارفروش رو نه.

147
00:15:10,415 --> 00:15:15,823
‫اون یه فروشنده‌ست،
‫ولی فروشنده‌ای با بالاترین ظرفیت فکری.

148
00:15:15,873 --> 00:15:18,290
‫اصلاً حرفش رو هم نزن.

149
00:15:19,123 --> 00:15:20,790
‫عمه جان.

150
00:15:22,165 --> 00:15:23,331
‫نوش جان.

151
00:15:24,164 --> 00:15:25,164
‫ببخشید.

152
00:15:26,914 --> 00:15:29,748
‫خیالت راحت باشه، متقاعدش می‌کنم.

153
00:15:31,664 --> 00:15:34,539
‫وونسوفسکا بارنِ متقاعد کردنه.

154
00:15:36,081 --> 00:15:39,656
‫- توی هوپفر. فردا ساعت سه.
‫- می‌دونم. بارها بهم گفتی.

155
00:15:39,706 --> 00:15:41,123
‫پاکت.

156
00:15:44,914 --> 00:15:47,739
‫پول رو به استارسکی بده.
‫همش شمرده شده.

157
00:15:47,789 --> 00:15:49,664
‫هر طور بخوای، استاخ.

158
00:15:52,081 --> 00:15:55,489
‫یه چیز دیگه.
‫با شلانگ‌بام برو حراجی.

159
00:15:55,539 --> 00:15:58,498
‫- اون به جای من پیشنهاد قیمت میده.
‫- پس چرا من باید برم؟

160
00:15:59,248 --> 00:16:02,073
‫که مراقبش باشی.
‫باید انقدر پیشنهاد بده تا برنده بشه.

161
00:16:02,123 --> 00:16:03,914
‫هیچکس نمی‌تونه قیمتی بالاتر از ما بده.

162
00:16:08,206 --> 00:16:11,581
‫یه تلگراف بفرست،
‫به محض این‌که حراج تموم شد.

163
00:16:12,664 --> 00:16:13,664
‫بریم.

164
00:16:22,706 --> 00:16:24,206
‫قطعاً.

165
00:16:25,539 --> 00:16:28,373
‫من هیچ قصد و نیتی نسبت به اون ندارم.

166
00:16:43,414 --> 00:16:45,248
‫نوشیدنی خوردن حوصله‌ام رو سر می‌بره.

167
00:16:47,498 --> 00:16:50,081
‫اما مورفین...

168
00:16:53,206 --> 00:16:54,664
‫یا...

169
00:16:56,873 --> 00:16:57,998
‫چی؟

170
00:17:00,248 --> 00:17:01,623
‫مطمئنی؟

171
00:17:03,081 --> 00:17:04,081
‫کاملاً.

172
00:17:04,998 --> 00:17:08,039
‫من هیچ قصد و نیتی نسبت به اون ندارم.

173
00:17:09,248 --> 00:17:12,248
‫و به عنوان خویشاوندت، وظیفه دارم

174
00:17:12,998 --> 00:17:15,373
‫که مطمئن بشم می‌تونی

175
00:17:15,914 --> 00:17:19,123
‫از ثروتش بهره‌مند بشی،

176
00:17:19,623 --> 00:17:21,914
‫مثلاً به عنوان همسرش.

177
00:17:25,664 --> 00:17:28,248
‫من از هیچکس بهره‌کشی نمی‌کنم.

178
00:17:30,039 --> 00:17:35,706
‫من با ایده‌های رهایی هدایت میشم.

179
00:17:38,623 --> 00:17:40,289
‫متأسفم.

180
00:17:40,623 --> 00:17:43,123
‫و توی دلم حسِ عجیبی دارم.

181
00:17:44,706 --> 00:17:46,206
‫تب دارم.

182
00:18:22,914 --> 00:18:26,822
‫بنگ‌بنگ، آقای ووکولسکی!
‫حتماً باید با هم بریم شکار.

183
00:18:26,872 --> 00:18:30,406
‫شکار خرس یا گرگ.
‫در هر حال، چیزی که دندون داشته باشه.

184
00:18:30,456 --> 00:18:34,281
‫اگه هوش تجاریت به خوبی نشونه‌گیریت
‫به دندون‌های کشوفسکی باشه،

185
00:18:34,331 --> 00:18:35,989
‫با کمال میل باهات تجارت می‌کنیم.

186
00:18:36,039 --> 00:18:38,489
‫آقای ووکولسکی، دوستم داره از حسادت می‌میره.

187
00:18:38,539 --> 00:18:42,197
‫- هیچکس به خاطر اون تیر نخورد.
‫- چی میگی؟ این جوانمردانه‌ست؟

188
00:18:42,247 --> 00:18:43,114
‫جوانمردانه نیست.

189
00:18:43,164 --> 00:18:45,447
‫- آقای ووکولسکی، یه سؤال. نفت.
‫- منظورت چیه؟

190
00:18:45,497 --> 00:18:47,364
‫- آره یا نه؟
‫- نمی‌فهمم.

191
00:18:47,414 --> 00:18:50,072
‫اینجا از کسالت می‌میری.
‫خوشبختانه من رو داری.

192
00:18:50,122 --> 00:18:52,489
‫یه آدم درست برای مشورت
‫در مورد نفت و تجارت.

193
00:18:52,539 --> 00:18:55,822
‫شنیدم تب طلا تو آمریکا تموم شده.
‫همه رفتن سراغ نفت.

194
00:18:55,872 --> 00:18:57,656
‫می‌تونی تو گالیسیا شانست رو امتحان کنی.

195
00:18:57,706 --> 00:19:00,364
‫میگن زمینش نفت‌خیزه.
‫یه قطعه زمین اونجا خریدم.

196
00:19:00,414 --> 00:19:02,122
‫می‌خوام حفاری کنم.

197
00:19:02,164 --> 00:19:03,031
‫صحبت می‌کنیم.

198
00:19:03,081 --> 00:19:06,031
‫آینده اینجاست، آقای ووکولسکی!
‫آینده اینجاست.

199
00:19:06,081 --> 00:19:09,206
‫- نظرت عوض نشده؟
‫- امیدوارم منظورت نفت نباشه.

200
00:19:29,539 --> 00:19:31,622
‫استانیسواوا.

201
00:19:31,789 --> 00:19:34,239
‫من و بلا یه لحظه می‌ریم کنار.

202
00:19:34,289 --> 00:19:36,031
‫فقط یه لحظه.

203
00:19:36,081 --> 00:19:38,697
‫ولی فرار نکن، استاش.

204
00:19:38,747 --> 00:19:40,239
‫برمی‌گردم.

205
00:19:40,289 --> 00:19:42,747
‫زود برمی‌گردم!

206
00:19:48,372 --> 00:19:49,247
‫پاشو!

207
00:19:53,539 --> 00:19:56,081
‫استانیسواوا نمیاد؟

208
00:19:57,956 --> 00:19:59,289
‫چرا؟

209
00:20:00,206 --> 00:20:03,664
‫لحظاتی بعد از نوشیدن هست...

210
00:20:06,081 --> 00:20:09,289
‫که آدم باید بره توی تخت بخوابه.

211
00:20:10,247 --> 00:20:11,414
‫تنها.

212
00:20:17,080 --> 00:20:19,414
‫و نظرت در مورد زاسواوک چیه؟

213
00:20:22,039 --> 00:20:25,372
‫تاریکه. نتونستم همه چی رو ببینم.
‫قضاوت کردنش سخته.

214
00:20:26,122 --> 00:20:27,205
‫و بلا؟

215
00:20:30,164 --> 00:20:32,539
‫اون دل‌مشغولی واقعی توئه، مگه نه؟

216
00:20:36,955 --> 00:20:38,747
‫داری به بختت پشت پا می‌زنی.

217
00:20:39,997 --> 00:20:41,872
‫داری زیادی تلاش می‌کنی.

218
00:20:44,414 --> 00:20:48,747
‫صبر و متانت نداری.

219
00:20:50,830 --> 00:20:52,530
‫از چی حرف می‌زنی؟

220
00:20:52,580 --> 00:20:55,664
‫می‌دونم از چی حرف می‌زنم.
‫بی‌تجربه نیستم.

221
00:20:58,039 --> 00:21:01,039
جلب توجه یه هنره، آقای ووکولسکی.

222
00:21:01,872 --> 00:21:04,414
‫و تو توی این کار افتضاحی.

223
00:21:08,414 --> 00:21:10,164
‫می‌خوای یادت بدم؟

224
00:21:15,414 --> 00:21:17,955
‫تظاهر نکن.

225
00:21:20,580 --> 00:21:22,330
‫و عجله نکن.

226
00:21:24,247 --> 00:21:27,455
‫عجله هر اشتیاقی رو نابود می‌کنه.

227
00:21:29,247 --> 00:21:32,289
‫و هنر واقعی در آروم حرکت کردنه.

228
00:21:35,289 --> 00:21:38,955
جلب توجه، آقای ووکولسکی،
‫یه اجرای کامله.

229
00:21:40,830 --> 00:21:43,830
‫و تو دلت می‌خواد یه راست
‫بری سراغ تشویق پایانی.

230
00:21:47,914 --> 00:21:49,789
‫راحت باش.

231
00:21:51,372 --> 00:21:54,414
ماجراهای زیادی در طول مسیر وجود داره.

232
00:21:56,289 --> 00:21:57,572
‫قدم

233
00:21:57,622 --> 00:21:59,039
‫به قدم.

234
00:22:06,122 --> 00:22:07,497
‫می‌فهمی؟

235
00:22:08,039 --> 00:22:09,664
‫آقای استاخ!

236
00:22:10,289 --> 00:22:11,280
‫فکر کنم.

237
00:22:11,330 --> 00:22:13,205
‫استانیسواوا!

238
00:22:14,539 --> 00:22:16,247
‫می‌تونم دو کلام باهات حرف بزنم؟

239
00:22:24,497 --> 00:22:25,622
‫استاخ.

240
00:22:26,122 --> 00:22:27,622
‫استاش عزیزم.

241
00:22:30,830 --> 00:22:33,080
‫خیلی خوشحالم!

242
00:22:33,580 --> 00:22:36,955
‫اینجا، تو قلبم. تو اعماق قلبم.

243
00:22:38,122 --> 00:22:40,164
‫لمسش کن. حسش می‌کنی؟

244
00:22:40,830 --> 00:22:44,205
‫چطور از خوشحالی می‌تپه؟ از آرامش؟

245
00:22:44,705 --> 00:22:47,947
‫که می‌خوای عمارت رو بگیری.

246
00:22:47,997 --> 00:22:50,864
‫که خانواده‌ی ونچکی نجات پیدا می‌کنه!

247
00:22:50,914 --> 00:22:52,580
‫خوشحالم.

248
00:22:54,830 --> 00:22:56,039
‫منم تو خوشحالی‌ات شریکم.

249
00:23:02,039 --> 00:23:03,822
‫همه چی درست میشه، استاش،

250
00:23:03,872 --> 00:23:06,447
‫چون من حق داشتم

251
00:23:06,497 --> 00:23:09,330
‫که صبر کنم تا بلا

252
00:23:10,039 --> 00:23:13,039
‫با مردی مثل تو روبرو بشه.

253
00:23:13,705 --> 00:23:15,164
‫حق داشتم!

254
00:23:15,789 --> 00:23:16,830
‫من!

255
00:23:18,122 --> 00:23:22,122
‫که باید صبر می‌کرد
‫و با هر عوضیِ حروم‌زاده‌ای ازدواج نمی‌کرد.

256
00:23:23,705 --> 00:23:27,164
‫من کسی‌ام که سلیقه‌ی خاصش رو پرورش دادم.

257
00:23:28,747 --> 00:23:31,872
‫حق داشت که به حرف پدرش گوش کرد.

258
00:23:33,414 --> 00:23:34,747
‫بلا هم این رو می‌بینه.

259
00:23:35,539 --> 00:23:39,372
‫این من رو عمیقاً تحت‌تأثیر قرار میده.

260
00:23:39,955 --> 00:23:42,038
‫خیلی خوشحالم.

261
00:23:42,705 --> 00:23:49,122
‫خیلی خوشحالم که مسیرمون به هم خورد.

262
00:23:53,372 --> 00:23:54,413
‫آقای ونچکی...

263
00:23:55,413 --> 00:23:58,780
‫باعث افتخارمه، استاش،

264
00:23:58,830 --> 00:24:03,705
‫و باعث افتخارم میشه
‫اگه با اسم کوچیک همدیگه رو صدا کنیم.

265
00:24:05,122 --> 00:24:08,122
‫به افتخار برادری!

266
00:24:25,705 --> 00:24:26,747
‫توماش.

267
00:24:27,372 --> 00:24:28,705
‫استانیسواوا.

268
00:26:33,622 --> 00:26:34,872
‫خب، روزت بخیر.

269
00:27:36,371 --> 00:27:38,455
‫امروز با روحیه‌ی عالی بیدار شدم.

270
00:27:39,996 --> 00:27:43,080
‫متأسفانه، عمه وونسوفسکا
‫دیشب رو بهم یادآوری کرد.

271
00:27:45,955 --> 00:27:47,705
‫می‌دونی بعدش چی میشه؟

272
00:27:49,288 --> 00:27:51,496
‫هم تو و هم من،

273
00:27:51,996 --> 00:27:53,830
‫به اشاره‌ی من،

274
00:27:54,413 --> 00:27:56,621
‫بی‌احتیاطیِ اخیرم رو فراموش می‌کنیم.

275
00:28:01,038 --> 00:28:02,080
‫الان.

276
00:28:08,621 --> 00:28:12,080
‫منم گاهی اوقات، چیزهایی گفتم
‫که بعداً ازشون پشیمون شدم.

277
00:28:13,538 --> 00:28:15,205
و من چی گفتم؟

278
00:28:20,205 --> 00:28:21,371
‫یادم نمیاد.

279
00:28:27,746 --> 00:28:29,163
‫روز خوبی برای قدم زدنه.

280
00:28:38,288 --> 00:28:39,788
‫و بدونِ همراه.

281
00:28:41,746 --> 00:28:44,913
‫در مورد پیچک حرف می‌زنم،
‫در مورد زن‌های مدرن،

282
00:28:45,830 --> 00:28:48,246
‫و برام سؤاله که در موردم چی فکر می‌کنی.

283
00:28:50,330 --> 00:28:52,538
‫برای مردی مثل من،

284
00:28:53,038 --> 00:28:57,205
‫که این‌طوری تربیت شده،
‫اینا چیزهای تازه و عجیبی‌ان،

285
00:28:58,288 --> 00:28:59,538
‫و با این حال، جذاب.

286
00:29:00,496 --> 00:29:03,413
‫یه جور دنیای مدرن که با دنیای من متفاوته.

287
00:29:03,913 --> 00:29:05,371
‫چی انقدر عجیبه؟

288
00:29:08,163 --> 00:29:10,946
‫مثلاً، اشتیاقت برای خریدن پیچک.

289
00:29:10,996 --> 00:29:12,746
‫آره، می‌دونم. پول ندارم.

290
00:29:15,621 --> 00:29:17,455
‫مهم‌ترین چیز این نیست.

291
00:29:18,288 --> 00:29:19,288
‫پس چیه؟

292
00:29:22,705 --> 00:29:27,996
‫می‌خوای بدونی من، به عنوان کسی
‫که تو و بقیه بهش می‌گید تاجر،

293
00:29:28,496 --> 00:29:31,863
‫از کسی که می‌خواد همچین کسب‌وکاری بخره
‫چی می‌پرسم؟

294
00:29:31,913 --> 00:29:33,121
‫البته.

295
00:29:33,746 --> 00:29:36,538
‫می‌خوای یه مجله بخری،
‫یه روزنامه. این‌طوره؟

296
00:29:37,788 --> 00:29:39,871
‫چرا؟ فکر می‌کنی صلاحیتش رو ندارم؟

297
00:29:41,455 --> 00:29:45,163
‫قیمت کاغذ تو بازار آزاد چنده؟
‫مرکب چاپ؟

298
00:29:45,663 --> 00:29:48,288
‫دستمزد حروف‌چین‌ها؟
‫اجاره‌ی ملک؟

299
00:29:48,788 --> 00:29:51,413
‫و برای چاپ مجدد از مطبوعات فرانسه؟

300
00:29:53,455 --> 00:29:54,538
‫هنوز نمی‌دونم.

301
00:29:55,955 --> 00:29:57,413
‫می‌تونم تو این زمینه کمک کنم.

302
00:30:32,788 --> 00:30:34,288
‫چی میل دارید، قربان؟

303
00:30:35,371 --> 00:30:36,871
‫می‌خوام...

304
00:30:40,038 --> 00:30:41,163
‫همه چی.

305
00:30:42,746 --> 00:30:43,946
‫موضوع حراج

306
00:30:43,996 --> 00:30:46,321
‫عمارتِ کنت توماش ونچکیه.

307
00:30:46,371 --> 00:30:47,988
‫سه طبقه.

308
00:30:48,038 --> 00:30:50,163
‫واقع در خیابان پیکنا.

309
00:30:50,996 --> 00:30:53,788
‫قیمت پایه ۴۵ هزار روبله.

310
00:30:54,913 --> 00:30:56,829
‫حراج شروع میشه.

311
00:30:57,329 --> 00:30:58,279
‫پنجاه هزار.

312
00:30:58,329 --> 00:31:00,154
‫- پنجاه.
‫- پنجاه و پنج!

313
00:31:00,204 --> 00:31:01,196
‫- پنجاه و پنج.
‫- شصت!

314
00:31:01,246 --> 00:31:03,071
‫- شصت هزار روبل.
‫- شصت و پنج!

315
00:31:03,121 --> 00:31:04,913
‫شصت و پنج هزار روبل.

316
00:31:09,829 --> 00:31:11,488
‫- هفتاد؟
‫- هفتاد و پنج!

317
00:31:11,538 --> 00:31:13,613
‫هفت... هشتاد هزار روبل.

318
00:31:13,663 --> 00:31:15,321
‫هشتاد و پنج!

319
00:31:15,371 --> 00:31:16,654
‫هشتاد و پنج هزار.

320
00:31:16,704 --> 00:31:19,238
‫نود هزار.

321
00:31:19,288 --> 00:31:21,329
‫- صد.
‫- صد هزار روبل.

322
00:31:26,163 --> 00:31:27,321
‫۱۰۵.

323
00:31:27,371 --> 00:31:29,579
‫۱۰۵ هزار روبل.

324
00:31:30,288 --> 00:31:32,196
‫- کس دیگه‌ای هست؟
‫- ۱۱۰.

325
00:31:32,246 --> 00:31:35,613
‫- ۱۱۰ هزار روبل. کسی پیشنهاد دیگه‌ای داره؟
‫- ۱۱۵.

326
00:31:35,663 --> 00:31:37,913
‫۱۱۵ هزار روبل.

327
00:31:38,538 --> 00:31:39,863
‫۱۲۰.

328
00:31:39,913 --> 00:31:41,288
‫۱۲۰ هزار.

329
00:31:41,913 --> 00:31:42,946
‫کسی پیشنهاد دیگه‌ای داره؟

330
00:31:42,996 --> 00:31:45,038
‫۱۲۰ هزار روبل.

331
00:31:46,121 --> 00:31:47,404
‫۱۲۵.

332
00:31:47,454 --> 00:31:49,746
‫۱۲۵ هزار روبل.

333
00:31:50,413 --> 00:31:51,446
‫۱۳۰.

334
00:31:51,496 --> 00:31:53,246
‫۱۳۰ هزار روبل.

335
00:31:55,288 --> 00:31:56,871
‫۱۳۵.

336
00:32:01,204 --> 00:32:02,946
‫۱۳۵ هزار...

337
00:32:02,996 --> 00:32:05,746
‫- ۱۴۰!
‫- ۱۴۰ هزار روبل.

338
00:32:06,246 --> 00:32:08,746
‫- انقدر ارزش نداره.
‫- ادامه بده.

339
00:32:10,996 --> 00:32:13,488
‫۱۴۰ هزار روبل! برای بار اول.

340
00:32:13,538 --> 00:32:15,404
‫- ارزشش رو نداره.
‫- ادامه بده.

341
00:32:15,454 --> 00:32:16,863
‫برای بار دوم.

342
00:32:16,913 --> 00:32:18,496
‫۱۴۵.

343
00:32:19,079 --> 00:32:20,821
‫۱۴۵ هزار روبل.

344
00:32:20,871 --> 00:32:22,446
‫۱۵۰.

345
00:32:22,496 --> 00:32:24,363
‫- ۱۵۰ هزار!
‫- لعنتی.

346
00:32:24,413 --> 00:32:27,446
‫۱۵۰ هزار روبل. برای بار اول،
‫برای بار دوم...

347
00:32:27,496 --> 00:32:29,738
‫۱۵۵.

348
00:32:29,788 --> 00:32:31,788
‫۱۵۵ هزار روبل!

349
00:32:32,621 --> 00:32:36,363
‫برای بار اول. ۱۵۵ هزار روبل!

350
00:32:36,413 --> 00:32:37,871
‫برای بار دوم.

351
00:32:41,329 --> 00:32:43,246
‫و فروخته شد!

352
00:33:01,496 --> 00:33:05,529
‫آقای شلانگ‌بام عمارت کنت توماش ونچکی رو
‫خریداری کرد.

353
00:33:05,579 --> 00:33:08,696
‫- ایشون نماینده‌ی یه خریدار ناشناسه.
‫- چه پایان فوق‌العاده‌ای.

354
00:33:08,746 --> 00:33:09,579
‫لطفاً سکوت کنید.

355
00:33:10,996 --> 00:33:14,654
‫در رابطه با بدهی‌های عمارت خانواده ونچکی،

356
00:33:14,704 --> 00:33:18,996
‫از تمام طلبکاران کنت توماش ونچکی
‫خواهش می‌کنم دستشون رو بالا ببرن.

357
00:33:26,621 --> 00:33:30,163
‫قبل از این‌که معامله تکمیل بشه،
‫پولتون پرداخت میشه.

358
00:33:38,537 --> 00:33:40,662
‫زمانِ اون دوئل خیلی ترسیده بودم.

359
00:33:42,871 --> 00:33:44,537
‫کاری که باید رو انجام دادم.

360
00:33:45,829 --> 00:33:47,579
‫حداقل این‌طور فکر می‌کنم.

361
00:33:49,246 --> 00:33:50,746
‫باعث خجالتت شدم؟

362
00:33:53,037 --> 00:33:54,121
‫راستش رو بگم؟

363
00:33:55,287 --> 00:33:57,371
‫من فقط برای حرف راست ارزش قائلم.

364
00:33:58,621 --> 00:34:02,329
‫اگه عقب‌نشینی می‌کردی،
‫تا کریسمس مایه‌ی خنده و تمسخر همه بودی.

365
00:34:03,829 --> 00:34:05,537
‫ولی ساکتشون کردی.

366
00:34:07,162 --> 00:34:09,829
‫نمی‌دونستم از این کار خوشم میاد
‫یا خجالت می‌کشم.

367
00:34:10,954 --> 00:34:12,329
‫الان چی فکر می‌کنی؟

368
00:34:13,537 --> 00:34:14,662
‫متوجه نمیشی؟

369
00:34:23,079 --> 00:34:25,329
‫حالا که داریم از همدیگه سؤال می‌پرسیم،

370
00:34:25,954 --> 00:34:27,787
‫برای کار اومدی اینجا؟

371
00:34:29,079 --> 00:34:30,829
‫در واقع، دنبال سرمایه‌ام.

372
00:34:32,204 --> 00:34:33,871
‫اینجا جای مهمونیه.

373
00:34:35,204 --> 00:34:37,621
‫از این بابت خوشحالم،
‫چون بهم آزادی میده

374
00:34:38,121 --> 00:34:39,829
‫که از هم‌صحبتی با تو لذت ببرم.

375
00:34:42,704 --> 00:34:44,371
‫و برای همین اومدم اینجا.

376
00:34:46,329 --> 00:34:47,454
‫که ببینمت.

377
00:34:54,996 --> 00:34:57,454
‫فکر کنم دیشب پیشنهادش رو دادم،

378
00:34:58,579 --> 00:35:01,537
‫ولی نظرت چیه که همدیگه رو
‫به اسم کوچیک صدا کنیم؟

379
00:35:02,787 --> 00:35:06,537
‫اسم زیبایی داری. حیفه که استفاده نشه.

380
00:35:08,162 --> 00:35:10,454
‫فکر می‌کردم مردها باید همچین پیشنهادی بدن.

381
00:35:11,162 --> 00:35:12,246
‫منم همین‌طور.

382
00:35:16,746 --> 00:35:17,996
‫پس، شوخ‌طبعی رو می‌فهمی.

383
00:35:20,246 --> 00:35:21,912
‫گاهی اوقات خیلی دیر، ولی آره.

384
00:35:25,246 --> 00:35:26,496
‫ایزابلا.

385
00:35:29,579 --> 00:35:30,871
‫استانیسواوا.

386
00:35:35,496 --> 00:35:37,371
‫باید یه چیزی بگم.

387
00:35:47,162 --> 00:35:48,746
‫خیلی ازت خوشم میاد.

388
00:35:56,621 --> 00:35:58,412
‫می‌دونم این حراجی نیست،

389
00:36:00,121 --> 00:36:02,871
‫ولی می‌تونم با احساسی عمیق‌تر،
‫پیشنهاد بالاتری بدم.

390
00:36:06,079 --> 00:36:09,246
‫- می‌تونی؟
‫- ولی هنوز جرأتش رو ندارم.

391
00:36:10,329 --> 00:36:15,079
‫حس می‌کنم دارم از حال میرم که به خودم
‫اجازه دادم این‌طور صدات کنم...

392
00:36:15,579 --> 00:36:18,996
‫دوشیزه ایزابلا.

393
00:36:23,412 --> 00:36:24,954
‫استانیسواوا.

394
00:36:43,871 --> 00:36:45,704
‫امشب می‌بینمت.

395
00:37:37,745 --> 00:37:41,620
‫تمام بدهی‌های آقای ونچکی
‫به طور کامل پرداخت شد.

396
00:37:42,662 --> 00:37:44,404
‫چقدر باقی مونده؟

397
00:37:44,454 --> 00:37:47,037
‫هنوز ۲۰ هزارتا مونده
‫که باید پرداخت بشه.

398
00:37:48,287 --> 00:37:50,779
‫و سود؟ چقدر سود باقی می‌مونه؟

399
00:37:50,829 --> 00:37:52,037
‫همون‌طور که گفتم.

400
00:37:54,745 --> 00:37:55,954
‫نمی‌فهمم.

401
00:37:56,537 --> 00:38:01,787
‫فقط بخشی از بدهی پرداخت شده.
‫پول حراج عمارت برای تسویه کافی نبود.

402
00:38:02,454 --> 00:38:05,579
‫این دو آقا هنوز طلبکارن.

403
00:38:15,537 --> 00:38:17,037
‫اصلاً خبر نداشتم.

404
00:38:23,912 --> 00:38:25,995
‫چیز دیگه‌ای میل ندارید، قربان؟

405
00:38:29,495 --> 00:38:30,537
‫الان پرداخت می‌کنم.

406
00:39:09,829 --> 00:39:13,620
‫ببخشید.

407
00:39:14,745 --> 00:39:15,870
‫اجازه هست؟

408
00:39:16,995 --> 00:39:19,612
‫ممنون. بفرمایید.

409
00:39:19,662 --> 00:39:22,954
‫لطفاً بنویس. زود باش. دیکته می‌کنم.

410
00:39:23,495 --> 00:39:24,412
‫بله؟

411
00:39:27,370 --> 00:39:30,245
‫فا-جـ-عه، نقطه.

412
00:39:41,870 --> 00:39:43,403
‫متأسفم.

413
00:39:43,453 --> 00:39:48,236
‫ولی اول کار، بعد کارهای بیشتر،
‫بعد مشکلات و بعد هم فاجعه.

414
00:39:48,286 --> 00:39:49,703
‫ولی الان اینجام.

415
00:41:08,203 --> 00:41:10,078
‫امشب می‌بینمت.

416
00:41:28,995 --> 00:41:33,453
‫آقای ووکولسکی.

417
00:41:37,745 --> 00:41:38,911
‫یه تلگراف.

418
00:41:46,786 --> 00:41:51,486
‫فا-جـ-عه. عمارت خریداری شد. نقطه.

419
00:41:51,536 --> 00:41:55,528
‫به قیمت صد و پنجاه و پنج هزار روبل!

420
00:41:55,578 --> 00:41:57,578
‫نقطه.

421
00:41:59,286 --> 00:42:02,703
‫بیست هزار روبل از بدهی مونده.

422
00:42:04,786 --> 00:42:05,953
‫نقطه.

423
00:42:12,119 --> 00:42:13,078
‫نقطه.

424
00:42:28,411 --> 00:42:32,653
‫...پنج هزار... فا-جـ-عه...

425
00:42:32,703 --> 00:42:33,994
‫آقای ووکولسکی.

426
00:42:34,578 --> 00:42:37,244
‫حراج خیلی امیدوارکننده به نظر می‌رسه!
‫آره!

427
00:42:39,536 --> 00:42:41,194
‫تو هیچی سرمایه‌گذاری نمی‌کنی.

428
00:42:41,244 --> 00:42:42,328
‫هیچی!

429
00:42:42,828 --> 00:42:44,694
‫استاش، چی داری میگی؟

430
00:42:44,744 --> 00:42:48,569
‫چقدر وام گرفتی؟
‫چندتا سفته امضا کردی؟

431
00:42:48,619 --> 00:42:51,319
‫اینا بدهی‌های وحشتناکی هستن، لعنتی!

432
00:42:51,369 --> 00:42:52,411
‫بیا اینجا.

433
00:42:53,744 --> 00:42:56,694
‫هیچوقت نگفتی عمارت انقدر زیر بار بدهیه.

434
00:42:56,744 --> 00:42:58,986
‫اونقدر بدهی که میشه باهاش
‫یه خیابون رو خرید.

435
00:42:59,036 --> 00:43:01,653
‫تو ۲۰ ساله که داری وام‌ها رو
‫با وام‌های دیگه صاف می‌کنی!

436
00:43:01,703 --> 00:43:05,361
‫همه این کار رو می‌کنن. ما هم می‌کنیم.
‫چرا داد می‌زنی؟

437
00:43:05,411 --> 00:43:08,328
‫- تسویه‌شون می‌کنیم، یه چیزی هم می‌مونه.
‫- چیزی می‌مونه؟

438
00:43:11,453 --> 00:43:14,369
‫- حتماً یه چیزی می‌مونه.
‫- هیچی نمی‌مونه!

439
00:43:15,161 --> 00:43:18,786
‫- ۲۰ هزار روبل از بدهیت مونده!
‫- سر من داد نزن!

440
00:43:19,369 --> 00:43:22,153
‫بدهی یه چیز عادیه.
‫لعنتی. تو رو خدا بس کن!

441
00:43:22,203 --> 00:43:24,444
‫داری از حدت فراتر میری.
‫حواست به لحنت باشه.

442
00:43:24,494 --> 00:43:25,453
‫هشدار میدم.

443
00:44:01,953 --> 00:44:03,036
‫منتظرشی.

444
00:44:06,328 --> 00:44:08,036
‫حسودیت میشه؟

445
00:44:09,119 --> 00:44:10,369
‫چه مضحک.

446
00:44:17,828 --> 00:44:19,161
‫یه حس مثل بقیه‌ی حس‌ها.

447
00:44:21,203 --> 00:44:24,194
‫باید به اون بیوه‌زنت حسودی کنم؟

448
00:44:24,244 --> 00:44:26,078
‫بلا، من نگرانتم.

449
00:44:36,119 --> 00:44:37,619
‫من عاشقم.

450
00:45:02,494 --> 00:45:06,744
‫پس شاید برات جالب باشه بدونی
‫کی ورشکستگی‌تون رو مهندسی کرده.

451
00:45:08,953 --> 00:45:09,786
‫پدرم؟

452
00:45:10,744 --> 00:45:11,786
‫اونم همین‌طور.

453
00:46:50,827 --> 00:46:54,077
‫می‌دونستی ووکولسکی به ماریانا
‫بابت اطلاعات پول می‌داد؟

454
00:46:59,494 --> 00:47:00,869
‫شاید کنجکاو بوده.

455
00:47:02,744 --> 00:47:04,619
‫من این رو یه تعریف در نظر می‌گیرم.

456
00:47:07,119 --> 00:47:09,244
‫اون فقط کنجکاو بود ببینه

457
00:47:09,744 --> 00:47:13,244
‫وقتی کسب‌وکار پدرت سوخت،
‫چه واکنشی نشون میده.

458
00:47:15,536 --> 00:47:17,494
‫نمی‌دونم کی دستورش رو داده.

459
00:47:18,952 --> 00:47:20,202
‫تو از کجا می‌دونی؟

460
00:47:22,577 --> 00:47:23,994
‫چون به منم پول داد.

461
00:47:28,077 --> 00:47:29,577
‫بابت اطلاعات.

462
00:47:30,536 --> 00:47:31,911
‫و بابت سکوتم.

463
00:47:36,286 --> 00:47:37,161
‫برو بیرون.

464
00:47:38,119 --> 00:47:39,786
‫- متأسفم، بلا.
‫- برو بیرون.

465
00:47:42,202 --> 00:47:43,369
‫برو بیرون!

466
00:48:30,661 --> 00:48:31,827
‫راسته؟

467
00:48:43,036 --> 00:48:44,286
‫بهم بگو. راسته؟

468
00:48:47,661 --> 00:48:49,161
‫می‌تونم همه چی رو توضیح بدم.

469
00:48:54,786 --> 00:48:56,619
‫- گم شو!
‫- ایزابلا.

470
00:48:57,661 --> 00:48:58,702
‫برو بیرون!

471
00:48:59,577 --> 00:49:01,577
‫برو بیرون!

472
00:49:26,577 --> 00:49:27,869
‫کمک!

473
00:49:30,202 --> 00:49:31,577
‫یه دکتر بیارید.

474
00:49:33,410 --> 00:49:34,410
‫یه دکتر بیارید.

475
00:49:35,952 --> 00:49:39,702
‫- کمک!
‫- یه دکتر بیارید.

476
00:49:40,369 --> 00:49:41,535
‫یه دکتر بیارید.

477
00:49:42,035 --> 00:49:45,285
‫- عجله کنید!
‫- کمک!

478
00:49:46,577 --> 00:49:48,577
‫بیاید.

479
00:49:49,452 --> 00:49:50,702
‫زود باشید!

480
00:49:55,244 --> 00:49:58,494
‫- یه دکتر بیارید.
‫- نه...

481
00:50:01,077 --> 00:50:02,077
‫نه!

482
00:50:10,452 --> 00:50:12,160
‫بذاریدش توی کالسکه!

483
00:50:12,660 --> 00:50:15,985
‫باید یه دکتر پیدا کنیم.
‫زود باشید!

484
00:50:16,035 --> 00:50:17,827
‫بذاریدش توی کالسکه!

485
00:50:19,410 --> 00:50:22,702
‫باید یه دکتر پیدا کنیم.
‫زود باشید!

486
00:51:14,577 --> 00:51:20,577
‫«ترجمه از سینا صداقت»

487
00:51:22,577 --> 00:51:32,577
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M