1
00:00:21,500 --> 00:00:23,625
‫شنیدین عمه‌جون؟

2
00:00:23,791 --> 00:00:24,875
‫استارسکی.

3
00:00:25,541 --> 00:00:27,825
‫شایعه شده که فرار کرده،

4
00:00:27,875 --> 00:00:29,500
‫اونم با کل ثروت لودویکا راچینسکا.

5
00:00:34,541 --> 00:00:36,833
‫این روزا دیگه هیچی غافلگیرم نمی‌کنه.

6
00:00:36,875 --> 00:00:37,666
‫بله.

7
00:00:48,125 --> 00:00:50,791
‫ازدواج بدون مقدسات

8
00:00:51,375 --> 00:00:53,166
‫مثل درشکه‌ی بدون اسبه.

9
00:00:54,166 --> 00:00:56,416
‫مثل اشراف‌زاده‌ی بدون نشان خانوادگی.

10
00:00:59,750 --> 00:01:01,916
‫هیچ‌چیز درباره‌ی مسیح،

11
00:01:02,666 --> 00:01:04,041
‫بدون خود مسیح ممکن نیست.

12
00:01:04,791 --> 00:01:06,166
‫الان برمی‌گردم.

13
00:01:07,291 --> 00:01:10,916
‫همین که اسناد امضا بشن، میتونیم شروع کنیم.

14
00:01:11,916 --> 00:01:21,916
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

15
00:02:32,166 --> 00:02:33,791
‫من چیکار کردم، عمه‌جون؟

16
00:02:34,291 --> 00:02:35,416
‫برو دنبالش.

17
00:02:47,416 --> 00:02:48,916
‫من چیکار کردم؟

18
00:02:53,000 --> 00:02:55,666
‫«اخبار مصور»، بهترین قیمت در…

19
00:03:03,916 --> 00:03:05,666
‫[فروشگاه بزرگ اس. ووکولسکی]

20
00:03:31,541 --> 00:03:32,791
‫مهمانان گرامی،

21
00:03:36,541 --> 00:03:39,250
‫ازتون بسیار ممنونم
‫که با این جمعیت زیاد تشریف آوردین.

22
00:03:41,791 --> 00:03:44,291
‫دیدن همه‌ی شما در اینجا، بیش از پیش

23
00:03:47,916 --> 00:03:50,666
‫منو موظف میکنه که بهتون بگم

24
00:04:01,416 --> 00:04:02,791
‫عروسی‌ای در کار نخواهد بود.

25
00:04:05,250 --> 00:04:06,041
‫نه.

26
00:04:07,750 --> 00:04:08,791
‫خدای بزرگ،

27
00:04:09,291 --> 00:04:11,791
‫دنیا داره به کجا میره؟

28
00:04:41,416 --> 00:04:43,416
‫صدا از فروشگاه ووکولسکی میاد.

29
00:06:01,625 --> 00:06:05,616
‫[عروسک]

30
00:06:05,666 --> 00:06:10,000
‫[۱۸۷۸/۱۰/۲، قلب من]

31
00:06:10,541 --> 00:06:15,791
‫[یک هفته قبل]

32
00:06:17,541 --> 00:06:18,416
‫رئیس.

33
00:06:20,375 --> 00:06:21,541
‫بله؟

34
00:06:22,166 --> 00:06:24,875
‫یه چیزی بدجور فکرم رو مشغول کرده.

35
00:06:28,750 --> 00:06:29,750
‫همون دستگاه‌ها.

36
00:06:31,166 --> 00:06:33,416
‫اونایی که از آتیش‌سوزی سالم موندن.

37
00:06:34,541 --> 00:06:36,625
‫فکر میکردم مال کارخونه‌ی قندن.

38
00:06:36,666 --> 00:06:38,625
‫بارن کشوفسکی و کنت لنتسکی

39
00:06:38,666 --> 00:06:40,041
‫این‌طوری گفته بودن.

40
00:06:40,875 --> 00:06:42,583
‫خب، یه چیزی برام جور درنمی‌اومد،

41
00:06:42,625 --> 00:06:44,708
‫چون بچه که بودم،

42
00:06:44,750 --> 00:06:46,616
‫پدرم منو با خودش سرِ کار می‌بُرد.

43
00:06:46,666 --> 00:06:48,366
‫- توی کارخونه‌ی نوشیدنی‌سازی.
‫- خب که چی؟

44
00:06:48,416 --> 00:06:51,583
‫همون دستگاه‌ها
‫توی اون آتیش‌سوزی سوختن.

45
00:06:51,625 --> 00:06:52,708
‫خب؟

46
00:06:52,750 --> 00:06:55,991
‫دستگاه‌های نوشیدنی‌سازی به چه دردِ
‫کارخونه‌ی قند می‌خوردن؟

47
00:06:56,041 --> 00:06:56,916
‫نمیدونم.

48
00:06:56,958 --> 00:06:57,583
‫دقیقاً.

49
00:06:57,625 --> 00:07:00,333
‫واسه همین فهرست کاملی
‫از همه‌ی اون چیزایی که

50
00:07:00,375 --> 00:07:03,416
‫از آتیش‌سوزی جون سالم
‫به در بردن آماده کردم.

51
00:07:04,125 --> 00:07:05,375
‫میدونین چی دستگیرم شد؟

52
00:07:06,166 --> 00:07:07,625
‫همه‌چی اونجا داشتن.

53
00:07:07,666 --> 00:07:09,616
‫هر چیزی که فکرش رو بکنین.

54
00:07:09,666 --> 00:07:12,416
‫از دستگاه ریسندگی گرفته تا چاپخونه.

55
00:07:13,000 --> 00:07:16,666
‫هیچ‌کدوم به هم ربطی ندارن.
‫همه‌چی شلم‌شوربا بود و فکر کنم…

56
00:07:16,875 --> 00:07:19,125
‫بذار یه چیزی رو برات روشن کنم.

57
00:07:20,916 --> 00:07:21,791
‫من…

58
00:07:22,875 --> 00:07:24,666
‫نمیخوام ایده‌ها،

59
00:07:25,666 --> 00:07:27,375
‫تئوری‌ها و حدسیاتت رو بشنوم.

60
00:07:27,416 --> 00:07:29,458
‫نه به‌خاطر اینکه جالب نیستن،

61
00:07:29,500 --> 00:07:31,866
‫شاید باشن، ولی نه برای من.

62
00:07:31,916 --> 00:07:33,750
‫دلم نمیخواد پام به این ماجرا کشیده بشه،

63
00:07:33,791 --> 00:07:35,333
‫و دیگه نمیخوام چیزی دربارش بشنوم.

64
00:07:35,375 --> 00:07:36,783
‫اگه گوش کنم، درگیرش میشم،

65
00:07:36,833 --> 00:07:38,875
‫و اصلاً دلم همچین چیزی نمیخواد.

66
00:07:40,250 --> 00:07:42,291
‫میخوام ذهنم رو درگیر یه کار دیگه کنم.

67
00:07:44,666 --> 00:07:45,791
‫مثلاً چی؟

68
00:07:48,291 --> 00:07:49,166
‫فکر کردن.

69
00:07:50,791 --> 00:07:51,541
‫در مورد پرونده؟

70
00:07:51,583 --> 00:07:52,416
‫نه.

71
00:07:53,416 --> 00:07:55,541
‫نه. یه ذره هم برام اهمیت نداره.

72
00:07:56,875 --> 00:07:58,416
‫یکی آتیشش زده، معما که نیست.

73
00:07:58,458 --> 00:08:00,500
‫به آتیش کشیدنش و حالا دیگه خاکستر شده.

74
00:08:01,791 --> 00:08:03,158
‫آخه باید مقصر رو پیدا کنیم.

75
00:08:03,208 --> 00:08:05,366
‫ما هیچ وظیفه‌ای نداریم.

76
00:08:05,416 --> 00:08:08,283
‫فکر میکنی ما آدم‌های مهم

77
00:08:08,333 --> 00:08:10,333
‫و غیرقابل‌جایگزینی هستیم،

78
00:08:10,375 --> 00:08:12,333
‫اما اصلاً این‌طور نیست، به هیچ وجه.

79
00:08:12,375 --> 00:08:14,666
‫چون دنیا به مسیر خودش ادامه میده

80
00:08:14,708 --> 00:08:17,083
‫و هیچ نیازی به ما نداره.

81
00:08:17,125 --> 00:08:19,416
‫پرونده‌ها خودشون حل میشن.

82
00:08:20,041 --> 00:08:22,625
‫یا اینکه حل‌نشده باقی می‌مونن.

83
00:08:22,666 --> 00:08:24,291
‫همه‌چیز فقط اتفاق می‌افته.

84
00:08:24,333 --> 00:08:25,916
‫میفهمی چی میگم؟

85
00:08:27,041 --> 00:08:27,708
‫نه.

86
00:08:27,750 --> 00:08:29,791
‫خواستِ خدا این بوده!

87
00:08:34,041 --> 00:08:35,083
‫گرچه به احتمال زیاد،

88
00:08:35,125 --> 00:08:36,833
‫خودِ اون هم نقشی توی این ماجرا نداشته،

89
00:08:36,875 --> 00:08:38,033
‫چون خودِ اون هم

90
00:08:38,083 --> 00:08:39,241
‫نمیدونه چه اتفاقی داره می‌افته.

91
00:08:39,291 --> 00:08:41,291
‫وقایع فقط دارن رخ میدن.

92
00:08:42,291 --> 00:08:43,950
‫اونم درست مثل بقیه‌ی ما،

93
00:08:44,000 --> 00:08:46,291
‫بی‌هدف فقط نظاره‌گره.

94
00:08:47,291 --> 00:08:48,541
‫نگاه کن.

95
00:08:52,416 --> 00:08:53,250
‫دیدی؟

96
00:09:08,416 --> 00:09:09,541
‫رفت.

97
00:09:11,166 --> 00:09:12,041
‫تا همین الان اینجا بود.

98
00:09:13,541 --> 00:09:14,541
‫حالا دیگه نیست.

99
00:09:21,041 --> 00:09:22,125
‫پس حالا چیکار کنیم؟

100
00:09:23,750 --> 00:09:24,541
‫هیچی.

101
00:09:28,291 --> 00:09:29,166
‫صبر می‌کنیم.

102
00:09:35,250 --> 00:09:36,250
‫صبر می‌کنیم.

103
00:09:37,500 --> 00:09:38,625
‫منتظر چی؟

104
00:09:43,291 --> 00:09:44,583
‫جناب بازرس.

105
00:09:44,625 --> 00:09:48,291
‫استانیسواو ووکولسکی به ورشو برگشته.

106
00:10:09,750 --> 00:10:11,700
‫صدف‌ها سفارش داده شدن،

107
00:10:11,750 --> 00:10:13,366
‫روز عروسی می‌رسن دست‌مون.

108
00:10:13,416 --> 00:10:15,533
‫یخ برای صدف‌ها هم سفارش دادیم،

109
00:10:15,583 --> 00:10:17,041
‫ولی بیعانه میخوان.

110
00:10:17,666 --> 00:10:19,791
‫خواننده‌ی تکنواز، الیزا دی بیانکی،

111
00:10:19,833 --> 00:10:20,991
‫با قطار در راهه.

112
00:10:21,041 --> 00:10:24,241
‫براش یه عمارت شهری رزرو کردیم…

113
00:10:24,291 --> 00:10:26,000
‫اونا هم پیش‌پرداخت می‌خوان.

114
00:10:26,041 --> 00:10:28,875
‫حالا بریم سراغ منوی غذای
‫تمام روزهای جشن عروسی.

115
00:10:28,916 --> 00:10:30,666
‫- ایزابلا.
‫- استانیسواو.

116
00:10:32,500 --> 00:10:34,583
‫شنیدم دارین یه جشن عروسی
‫تدارک می‌بینین…

117
00:10:34,625 --> 00:10:36,125
‫اونم در حد ملکه‌ی انگلیس!

118
00:10:37,291 --> 00:10:39,075
‫عالیه! خیلی خوشحال میشم ببینمش،

119
00:10:39,125 --> 00:10:40,750
‫حتماً برام دعوت‌نامه بفرستین.

120
00:10:41,541 --> 00:10:43,366
‫بلا، باید درباره‌ی منوی غذای

121
00:10:43,416 --> 00:10:45,125
‫تمام این روزها تصمیم بگیریم…

122
00:10:45,166 --> 00:10:47,666
‫نه نیازی هست و نه تصمیمی می‌گیریم،

123
00:10:48,791 --> 00:10:53,125
‫تا زمانی که نامزدم به قولی که بهم داده،
‫عمل نکنه؛

124
00:10:53,166 --> 00:10:57,416
‫همون قولی که موقع امضای قرارداد بستیم.
‫من قول دادم و پاش می‌ایستم.

125
00:10:57,458 --> 00:10:58,083
‫پس کی؟

126
00:10:59,291 --> 00:11:00,116
‫بهت که گفتم.

127
00:11:00,166 --> 00:11:02,491
‫- به محض اینکه نقدینگی مالی‌ام برگرده.
‫- خب اون کی میشه؟

128
00:11:02,541 --> 00:11:04,375
‫وقتی سهام شرکت نفت رو بفروشم.

129
00:11:04,416 --> 00:11:05,958
‫- که دربارش بهت گفته بودم.
‫- خب اون کیه؟

130
00:11:06,000 --> 00:11:06,916
‫به زودی.

131
00:11:08,416 --> 00:11:10,041
‫توی این خونه، کلمه‌ی «به زودی»

132
00:11:10,083 --> 00:11:11,791
‫سابقه‌ی بسیار خرابی داره.

133
00:11:13,500 --> 00:11:16,125
‫- و من قصد دارم این رویه رو عوض کنم.
‫- چه عالی.

134
00:11:17,666 --> 00:11:19,541
‫- چطوره فردا باشه؟
‫- فردا؟

135
00:11:20,416 --> 00:11:23,041
‫بله، همون روزی که بعد از امروز میاد.

136
00:11:27,000 --> 00:11:29,041
‫- ایزابلا.
‫- استانیسواو.

137
00:11:30,375 --> 00:11:33,000
‫تو همین الانشم یه بار
‫عهد و قرارمون رو زیر پا گذاشتی.

138
00:11:34,041 --> 00:11:35,616
‫اگه این موضوع رو درست نکنی،

139
00:11:35,666 --> 00:11:37,625
‫نامزدی رو به هم میزنم.

140
00:11:37,666 --> 00:11:40,291
‫و این اتفاق خیلی زودتر از

141
00:11:40,916 --> 00:11:42,041
‫اون «به زودیِ» تو رخ میده.

142
00:12:20,541 --> 00:12:22,250
‫باید به چیزی اعتراف کنم.

143
00:12:29,791 --> 00:12:32,416
‫قبل از اینکه خدمتکار بشم،
‫شغل دیگه‌ای داشتم.

144
00:12:35,916 --> 00:12:36,916
‫میدونم.

145
00:12:41,166 --> 00:12:42,666
‫استاخ همه‌چیز رو بهم گفت.

146
00:12:50,500 --> 00:12:52,250
‫از همون اول می‌دونستی؟

147
00:12:55,250 --> 00:12:56,750
‫کار کاره دیگه.

148
00:12:57,916 --> 00:13:00,125
‫کاری رو کردی که مجبور بودی.

149
00:13:07,875 --> 00:13:09,041
‫چیزی شده؟

150
00:13:11,416 --> 00:13:13,250
‫چیز دیگه‌ای هم هست؟

151
00:13:43,166 --> 00:13:45,033
‫همسرم میخواد از شر اینا خلاص بشه.

152
00:13:45,083 --> 00:13:46,366
‫همه‌شون با هم؟

153
00:13:46,416 --> 00:13:47,291
‫بله.

154
00:13:48,666 --> 00:13:49,666
‫چند میخری؟

155
00:13:49,708 --> 00:13:50,625
‫همه‌ش رو یکجا؟

156
00:13:50,666 --> 00:13:52,916
‫- بهت که گفتم، همه‌ش رو!
‫- خب.

157
00:13:53,541 --> 00:13:56,166
‫نمیدونم، شاید ۲۰۰ روبل.

158
00:13:56,916 --> 00:13:59,833
‫دویست تا؟ اینا جواهرات بی‌نظیرن!
‫ارثیه‌ی خانوادگیه!

159
00:13:59,875 --> 00:14:03,041
‫خودتون اومدین از من قیمت خواستین.

160
00:14:05,000 --> 00:14:06,791
‫می‌تونم برم جای دیگه.

161
00:14:13,416 --> 00:14:14,750
‫۵۰۰ روبل.

162
00:14:16,708 --> 00:14:19,250
‫چهارصد و پنجاه تا،
‫وگرنه میرم یه جای دیگه.

163
00:14:20,875 --> 00:14:21,666
‫چهارصد تا.

164
00:14:22,666 --> 00:14:23,541
‫نه.

165
00:14:26,416 --> 00:14:28,125
‫خیلی خب، ۳۰۰ تا بده، به درک که ضرر میکنم.

166
00:14:28,666 --> 00:14:29,541
‫نه.

167
00:14:41,041 --> 00:14:43,750
‫جلسه‌ی امروز قرار بود
‫آخرین دیدار ما باشه،

168
00:14:43,791 --> 00:14:45,125
‫جلسه‌ی خداحافظی.

169
00:14:47,666 --> 00:14:48,875
‫و همین‌طور هم می‌شد،

170
00:14:50,125 --> 00:14:51,791
‫اگه فقط پای یک نفر در میون نبود.

171
00:14:52,875 --> 00:14:54,166
‫دوشیزه ایزابلا ونچکا که تصمیم گرفتن

172
00:14:54,208 --> 00:14:56,625
‫روی نشریه‌مون سرمایه‌گذاری کنن،

173
00:14:56,666 --> 00:14:58,658
‫نه تنها این فرصت رو بهمون دادن

174
00:14:58,708 --> 00:15:00,375
‫که شغل‌مون رو حفظ کنیم،

175
00:15:01,416 --> 00:15:03,116
‫بلکه بهمون اجازه دادن
‫آرمانی رو ادامه بدیم

176
00:15:03,166 --> 00:15:04,916
‫که برامون بی‌نهایت عزیزه.

177
00:15:07,041 --> 00:15:08,375
‫مبارزه برای ساختن دنیایی

178
00:15:11,791 --> 00:15:13,791
‫که در اون زن‌ها ترسی به دل راه ندن،

179
00:15:15,541 --> 00:15:16,875
‫نیازی به التماس کردن نداشته باشن،

180
00:15:18,791 --> 00:15:20,166
‫مجبور به مطالبه‌گری نباشن،

181
00:15:21,375 --> 00:15:23,491
‫بلکه حق تعیین سرنوشت،

182
00:15:23,541 --> 00:15:24,916
‫ساده‌ترین حق طبیعی‌شون باشه.

183
00:15:25,750 --> 00:15:28,875
‫دنیایی که حق داشته باشن
‫برای زندگی خودشون،

184
00:15:28,916 --> 00:15:30,366
‫برای آینده‌شون،

185
00:15:30,416 --> 00:15:31,791
‫و برای تن و وجودشون تصمیم بگیرن.

186
00:15:34,250 --> 00:15:37,666
‫نه به واسطه‌ی اصالت خانوادگی یا ثروت، بلکه

187
00:15:40,875 --> 00:15:42,625
‫صرفاً به این دلیل که انسانیم.

188
00:15:46,958 --> 00:15:49,416
‫لطفاً دوست عزیزمون رو

189
00:15:49,541 --> 00:15:51,291
‫جانانه تشویق کنین،

190
00:15:51,750 --> 00:15:53,166
‫دوشیزه ایزابلا ونچکا.

191
00:16:05,041 --> 00:16:05,916
‫متشکرم.

192
00:16:22,791 --> 00:16:23,791
‫بلا؟

193
00:16:28,500 --> 00:16:30,041
‫نشریه‌ی «پیچک»

194
00:16:36,541 --> 00:16:38,041
‫- بله؟
‫- به نظرت…

195
00:16:41,166 --> 00:16:42,458
‫اگه بشه…

196
00:16:42,500 --> 00:16:43,541
‫بله؟

197
00:16:43,583 --> 00:16:46,791
‫اگه همچین امکانی وجود داشته باشه

198
00:16:46,833 --> 00:16:49,583
‫که بتونم منم…

199
00:16:51,541 --> 00:16:55,375
‫با تمام تجربیاتی که دارم، که البته

200
00:16:57,375 --> 00:17:00,875
‫ممکنه توی این زمینه
‫کاملاً بلااستفاده از آب دربیاد…

201
00:17:02,750 --> 00:17:03,791
‫بگو دیگه، راحت باش.

202
00:17:06,750 --> 00:17:09,416
‫شاید منم بتونم

203
00:17:11,791 --> 00:17:14,166
‫توی این نشریه یه فایده‌ای داشته باشم؟

204
00:17:16,166 --> 00:17:17,875
‫میخوای توی نشریه‌ی «پیچک» کار کنی؟

205
00:17:22,875 --> 00:17:26,125
‫حرف‌های اورشکووا حسابی روم اثر گذاشت.

206
00:17:29,791 --> 00:17:30,625
‫در مورد

207
00:17:32,000 --> 00:17:33,291
‫حق تعیین سرنوشت.

208
00:17:34,791 --> 00:17:35,666
‫و…

209
00:17:37,625 --> 00:17:38,541
‫به این

210
00:17:41,000 --> 00:17:44,416
‫فکر افتادم که شاید…

211
00:17:47,041 --> 00:17:49,875
‫شاید منم دلم میخواد یه کاری

212
00:17:52,041 --> 00:17:53,166
‫برای خودم انجام بدم.

213
00:18:01,916 --> 00:18:03,791
‫برات یه کاری جور میکنیم.

214
00:18:10,916 --> 00:18:12,416
‫فقط به شرطی که…

215
00:18:13,250 --> 00:18:13,958
‫چی؟

216
00:18:14,000 --> 00:18:16,116
‫مسأله همینه، هنوز خودمم نمی‌دونم.

217
00:18:16,166 --> 00:18:17,625
‫قراره تازه بفهمم.

218
00:18:34,416 --> 00:18:36,750
‫استاخ، من اشتباه کردم.

219
00:18:36,791 --> 00:18:38,000
‫گند زدم.

220
00:18:38,541 --> 00:18:39,875
‫یه فاجعه شده.

221
00:18:40,375 --> 00:18:41,666
‫یه فاجعه‌ی نقشه‌برداری.

222
00:18:43,916 --> 00:18:45,325
‫نقشه‌بردارهای کراکوف

223
00:18:45,375 --> 00:18:47,000
‫حوزه‌های نفتی‌مون رو بررسی کردن.

224
00:18:47,041 --> 00:18:48,908
‫معلوم شده چندان هم…

225
00:18:48,958 --> 00:18:50,041
‫نفتی در کار نیست.

226
00:18:51,000 --> 00:18:52,325
‫ذخایرش خیلی سطحیه،

227
00:18:52,375 --> 00:18:54,241
‫ارزش سرمایه‌گذاری نداره.

228
00:18:54,291 --> 00:18:56,200
‫نهایت بشه توش گوسفند چروند،

229
00:18:56,250 --> 00:18:58,958
‫ولی این کار علمی نیست. گوسفند؟ نه بابا.

230
00:18:59,000 --> 00:19:00,166
‫دیگه خیلی دیره.

231
00:19:00,666 --> 00:19:03,075
‫باید زمین‌های جدید
‫پیدا کنیم، خودم میرم.

232
00:19:03,125 --> 00:19:05,241
‫نباید روی زمین بدون
‫نفت سرمایه‌گذاری کنن.

233
00:19:05,291 --> 00:19:07,458
‫سودی برای کسی نداره،
‫مایه‌ی آبروریزی میشه.

234
00:19:07,500 --> 00:19:08,791
‫دیگه دیره.

235
00:19:08,833 --> 00:19:10,500
‫من به اون پول نیاز دارم.

236
00:19:10,541 --> 00:19:12,616
‫یه نقشه‌ای داری دیگه، درسته؟

237
00:19:12,666 --> 00:19:13,541
‫من باید…

238
00:19:15,916 --> 00:19:17,250
‫آقایان.

239
00:19:19,125 --> 00:19:20,166
‫باید به عرض‌تون برسونم…

240
00:19:24,041 --> 00:19:27,166
‫همین الان متوجه شدم که…

241
00:19:28,000 --> 00:19:29,250
‫اینکه باید…

242
00:19:30,416 --> 00:19:31,291
‫بیمارستان.

243
00:19:32,166 --> 00:19:35,166
‫مادر آقای استانیسواو رو بردن بیمارستان.

244
00:19:36,416 --> 00:19:37,950
‫واقعاً عذرخواهی میکنیم،

245
00:19:38,000 --> 00:19:40,041
‫ولی باید این جلسه رو به تعویق بندازیم.

246
00:19:48,541 --> 00:19:49,416
‫بلا.

247
00:19:51,541 --> 00:19:52,791
‫ناامیدت کردم.

248
00:19:54,250 --> 00:19:55,166
‫منو ببخش.

249
00:19:58,916 --> 00:20:01,541
‫باور کن خودم رو بیشتر ناامید کردم.

250
00:20:04,041 --> 00:20:05,166
‫راهم رو گم کردم.

251
00:20:08,375 --> 00:20:09,666
‫ولی حالا مسیر خوشبختی

252
00:20:09,708 --> 00:20:11,375
‫برای من و تو رو میدونم.

253
00:20:14,041 --> 00:20:15,166
‫بیا از اینجا بریم.

254
00:20:16,916 --> 00:20:18,291
‫پول دارم.

255
00:20:19,916 --> 00:20:21,541
‫من پول دارم.

256
00:20:42,375 --> 00:20:43,541
‫فقط بیا از اینجا بریم.

257
00:20:48,000 --> 00:20:49,625
‫اومدم دوشیزه ونچکا رو ببینم.

258
00:20:50,500 --> 00:20:51,791
‫تشریف ندارن.

259
00:20:55,541 --> 00:20:57,208
‫کِی برمی‌گردن؟

260
00:20:57,250 --> 00:20:58,041
‫نمیدونم.

261
00:20:59,041 --> 00:21:00,750
‫آقای ووکولسکی صبح اومدن اینجا،

262
00:21:00,791 --> 00:21:03,166
‫بعدشم خانوم کوچیک رفتن بیرون.

263
00:21:13,416 --> 00:21:15,083
‫سلام، ماریانا.

264
00:21:15,125 --> 00:21:16,500
‫دوشیزه ونچکا.

265
00:21:17,291 --> 00:21:19,158
‫آقای ووکولسکی خونه نیستن.

266
00:21:19,208 --> 00:21:20,408
‫اشکالی نداره،

267
00:21:20,458 --> 00:21:21,541
‫اومدیم خودت رو ببینیم.

268
00:21:22,625 --> 00:21:23,500
‫منو؟

269
00:21:24,416 --> 00:21:25,375
‫اجازه هست؟

270
00:21:43,416 --> 00:21:44,875
‫اینجا اوضاعت چطوره؟

271
00:21:45,541 --> 00:21:46,866
‫خوبه.

272
00:21:46,916 --> 00:21:47,791
‫خب خداروشکر.

273
00:21:51,291 --> 00:21:53,166
‫آقای ووکولسکی دستمزد خوبی بهت میده؟

274
00:21:55,041 --> 00:21:55,916
‫بله.

275
00:21:59,250 --> 00:22:01,125
‫بهتر از اون موقعی که ازت می‌خواست

276
00:22:01,166 --> 00:22:03,375
‫زیرآب خونه‌ی ما رو بزنی و گزارش رد کنی؟

277
00:22:09,666 --> 00:22:11,250
‫لازم نیست توجیه کنی.

278
00:22:12,375 --> 00:22:13,541
‫یا عذرخواهی کنی.

279
00:22:22,166 --> 00:22:23,916
‫ولی میتونی برام جبرانش کنی.

280
00:22:27,791 --> 00:22:30,366
‫آقای ووکولسکی دوباره میخواد سرم کلاه بذاره؟

281
00:22:30,416 --> 00:22:31,375
‫کلاه بذاره؟

282
00:22:35,791 --> 00:22:37,166
‫به نظرم…

283
00:22:39,125 --> 00:22:41,125
‫آقای ووکولسکی

284
00:22:42,541 --> 00:22:43,750
‫عاشق شماست، خانوم.

285
00:22:45,666 --> 00:22:48,250
‫وگرنه،
‫این‌همه کار براتون نمیکرد.

286
00:22:51,625 --> 00:22:52,791
‫مثلاً چه کارهایی؟

287
00:24:04,416 --> 00:24:06,041
‫می‌خواستم غافلگیرت کنم.

288
00:24:07,916 --> 00:24:08,791
‫دست‌مریزاد.

289
00:24:14,125 --> 00:24:15,416
‫واقعاً شوکه شدم.

290
00:24:19,291 --> 00:24:21,791
‫انتظار نداشتم آرامگاهم رو توی خونه‌ی تو ببینم.

291
00:24:24,916 --> 00:24:26,375
‫فکر میکردم خوشت بیاد.

292
00:24:28,000 --> 00:24:30,000
‫باید برم بیرون، وگرنه حالم به هم میخوره.

293
00:24:32,666 --> 00:24:33,833
‫بلا.

294
00:24:33,875 --> 00:24:34,708
‫بلا!

295
00:24:34,791 --> 00:24:35,625
‫بلا!

296
00:24:35,666 --> 00:24:36,500
‫بلا!

297
00:24:37,000 --> 00:24:38,625
‫اسمم توی دهن تو،

298
00:24:38,666 --> 00:24:41,000
‫مثل طاقه‌ی پارچه‌ی مغازت صدا میده.

299
00:24:43,041 --> 00:24:44,125
‫ولی همه‌ش به‌خاطر توئه.

300
00:24:44,166 --> 00:24:45,000
‫به‌خاطر من؟

301
00:24:46,000 --> 00:24:47,583
‫تو از کجا میدونی من چی میخوام؟

302
00:24:47,625 --> 00:24:48,583
‫اصلاً از من پرسیدی؟

303
00:24:48,625 --> 00:24:50,416
‫- فکر می‌کردم…
‫- چی فکر می‌کردی؟

304
00:24:52,375 --> 00:24:54,291
‫بذار بهت بگم چی فکر می‌کردی.

305
00:24:56,791 --> 00:24:59,541
‫اینکه قراره عروسک خیمه‌شب‌بازی تو باشم،

306
00:24:59,583 --> 00:25:01,291
‫براش لباس بپوشی، موهاش رو شونه کنی،

307
00:25:03,166 --> 00:25:04,250
‫و ببریش پیش خودت.

308
00:25:11,125 --> 00:25:12,241
‫همه‌چیز رو میشه عوض کرد.

309
00:25:12,291 --> 00:25:14,791
‫اگه خوشت نمیاد، یه دست مبل دیگه انتخاب کن.

310
00:25:16,875 --> 00:25:17,750
‫صبر کن.

311
00:25:21,000 --> 00:25:22,041
‫من دوستت دارم.

312
00:25:25,625 --> 00:25:28,375
‫از روی عشق بود که یه زن بدکاره رو
‫قالب کردی تا ندیمه‌م بشه؟

313
00:25:29,166 --> 00:25:30,791
‫از روی عشق سرِ پدرم کلاه گذاشتی؟

314
00:25:30,833 --> 00:25:31,916
‫من که عذرخواهی کردم!

315
00:25:33,250 --> 00:25:34,408
‫فکر میکنی همین کافیه؟

316
00:25:34,458 --> 00:25:36,291
‫پس دیگه باید چیکار میکردم؟

317
00:25:39,166 --> 00:25:40,291
‫تاوان عذاب‌هایی که کشیدم رو بده،

318
00:25:40,333 --> 00:25:42,291
‫بعدشم هر کی بره سی خودش.

319
00:25:47,500 --> 00:25:49,125
‫پس بگو، همه‌چیز فقط سرِ پوله.

320
00:25:51,833 --> 00:25:54,041
‫پس فکر کردی چیه؟

321
00:25:54,083 --> 00:25:55,333
‫اینکه قراره عاشقت بشم؟

322
00:25:56,041 --> 00:25:57,666
‫اینکه همه‌چیز رو فراموش کنم؟

323
00:25:58,250 --> 00:26:00,333
‫اینکه به‌خاطر مرگ پدرم ببخشمت؟

324
00:26:06,000 --> 00:26:06,783
‫چی؟

325
00:26:06,833 --> 00:26:08,500
‫نذار دوباره نبش قبر کنیم…

326
00:26:08,541 --> 00:26:09,291
‫چی گفتی؟

327
00:26:09,333 --> 00:26:10,500
‫منظورم همون قایق‌‌هاست!

328
00:26:10,541 --> 00:26:13,491
‫و تمام کارهای پستی که
‫انجام دادی تا به من برسی!

329
00:26:13,541 --> 00:26:14,291
‫کدوم قایق؟

330
00:26:14,333 --> 00:26:16,166
‫همونایی که به آتیش کشیدی!

331
00:26:26,125 --> 00:26:27,416
‫اصلاً خنده‌دار نیست.

332
00:26:29,166 --> 00:26:30,416
‫خنده‌دار نیست!

333
00:26:38,125 --> 00:26:39,083
‫بلا.

334
00:26:39,125 --> 00:26:40,500
‫تمومش کن!

335
00:26:47,916 --> 00:26:49,333
‫خفه شو!

336
00:26:54,416 --> 00:26:56,125
‫من قایق رو سوزوندم؟

337
00:26:57,041 --> 00:26:58,125
‫واسه چی آخه؟

338
00:26:59,041 --> 00:27:01,333
‫برای اینکه پدرم رو
‫از نظر مالی به خودت وابسته کنی،

339
00:27:01,375 --> 00:27:03,625
‫تا دیگه نتونه کمر راست کنه!

340
00:27:04,500 --> 00:27:05,366
‫نه، بلای عزیز.

341
00:27:05,416 --> 00:27:08,333
‫پدر تو در هر صورت
‫نمی‌تونست روی پای خودش بایسته.

342
00:27:08,375 --> 00:27:09,950
‫چون هیچ‌کدوم‌تون نمی‌دونین

343
00:27:10,000 --> 00:27:11,366
‫روی پای خود ایستادن یعنی چی.

344
00:27:11,416 --> 00:27:13,750
‫چون هیچ‌وقت توی عمرتون
‫روی پای خودتون نایستادین.

345
00:27:13,791 --> 00:27:16,916
‫همه‌تون فقط روی دوش
‫امثال من سوار شدین!

346
00:27:18,208 --> 00:27:20,708
‫فقط دارین شکم‌هاتون رو پر می‌کنین!

347
00:27:20,791 --> 00:27:23,250
‫هی بیشتر و بیشتر و بیشتر!

348
00:27:23,291 --> 00:27:25,291
‫و در آخر، هر احمقی
‫رو که انقدر نادون باشه

349
00:27:25,333 --> 00:27:26,866
‫که باهاتون دم‌خور بشه،

350
00:27:26,916 --> 00:27:29,291
‫با خودتون به قعر می‌کشین.

351
00:27:33,500 --> 00:27:35,416
‫ای… بی‌سر و پا!

352
00:27:41,916 --> 00:27:43,916
‫اون برام پول آب خورده!

353
00:27:45,000 --> 00:27:46,741
‫ولی تو از کجا میفهمی؟

354
00:27:46,791 --> 00:27:49,750
‫توی کل عمرت یه ثانیه هم کار نکردی!

355
00:27:50,791 --> 00:27:52,541
‫جرئت میکنی خودت رو با من مقایسه کنی؟

356
00:27:52,583 --> 00:27:54,166
‫نه، ابداً، شما که مقامتون
‫بالاتر از این حرف‌هاست!

357
00:27:54,208 --> 00:27:55,866
‫من حداقل یه سری آرمان‌ها دارم!

358
00:27:55,916 --> 00:27:56,833
‫آرمان؟

359
00:27:57,666 --> 00:27:58,666
‫آرمان؟

360
00:27:59,541 --> 00:28:00,541
‫چه آرمانی؟

361
00:28:01,291 --> 00:28:02,833
‫مبارزه با فقر؟

362
00:28:02,875 --> 00:28:04,125
‫آزادی زن‌ها؟

363
00:28:05,541 --> 00:28:07,541
‫نه، تو فقط میخوای سرِ زبون‌ها بیفتی.

364
00:28:08,041 --> 00:28:09,291
‫که همه انگشت به دهن بمونن:

365
00:28:09,333 --> 00:28:11,500
‫ «یه زن اشراف‌زاده که توی فقر دست و پا میزنه؟»

366
00:28:11,541 --> 00:28:13,200
‫فقط در حد یه ذره، یه سرسوزن،

367
00:28:13,250 --> 00:28:15,875
‫تا بتونی توی محافل اشرافی پُزش رو بدی.

368
00:28:15,916 --> 00:28:17,075
‫با ژست وحشت‌زدگی و غرور!

369
00:28:17,125 --> 00:28:18,250
‫تو ذره‌ای حیا نداری!

370
00:28:18,291 --> 00:28:20,491
‫در عوض تو سرشار از حیایی!

371
00:28:20,541 --> 00:28:23,208
‫انقدر باحیا بودی که ابراز علاقه‌م رو پذیرفتی

372
00:28:23,250 --> 00:28:25,991
‫و بعد رفتی با اون کاریکاتورِ
‫آدمیزاد دم‌خور شدی!

373
00:28:26,041 --> 00:28:28,583
‫کسی که همه‌چیش رو به ۵۰ روبل می‌فروشه!

374
00:28:28,625 --> 00:28:30,866
‫ابراز علاقه؟ اسم اون
‫کارات رو میذاری ابراز علاقه؟

375
00:28:30,916 --> 00:28:32,958
‫عوضیِ روانی و منحرف!

376
00:28:33,000 --> 00:28:35,000
‫حداقلش اینه که من یه احساسی سرم میشه!

377
00:28:35,041 --> 00:28:37,750
‫زنیکه‌ی دروغگوی سنگدلِ حسابگر!

378
00:28:37,791 --> 00:28:39,416
‫قاتل!

379
00:28:47,041 --> 00:28:48,416
‫واقعاً باورت شده؟

380
00:28:50,416 --> 00:28:51,541
‫تاوان این کارت رو پس میدی.

381
00:28:53,666 --> 00:28:54,750
‫ای کاش می‌تونستم.

382
00:28:54,791 --> 00:28:58,041
‫کاش میشد تاوان بدم،
‫ولی دیگه پشیزی ندارم که بدم.

383
00:29:00,500 --> 00:29:01,500
‫چطور مگه؟

384
00:29:03,666 --> 00:29:05,666
‫هیچی ندارم، فقط بدهی بالا آوردم.

385
00:29:06,500 --> 00:29:07,416
‫اما…

386
00:29:07,958 --> 00:29:09,416
‫اما ما با هم قرار گذاشته بودیم.

387
00:29:10,291 --> 00:29:11,666
‫تو بهم قول شرف داده بودی.

388
00:29:12,500 --> 00:29:13,700
‫بحثِ من نیست،

389
00:29:13,750 --> 00:29:16,083
‫بچه‌های نشریه چشم‌انتظارن.

390
00:29:16,125 --> 00:29:18,041
‫من ورشکست شدم، می‌فهمی یعنی چی؟

391
00:29:19,375 --> 00:29:21,125
‫اما…

392
00:29:22,250 --> 00:29:25,041
‫- حوزه‌های نفتی… خودت گفتی که…
‫- اشتباه می‌کردم.

393
00:29:27,541 --> 00:29:28,741
‫اشتباه می‌کردی؟

394
00:29:28,791 --> 00:29:30,791
‫هیچ نفتی اونجا نیست.

395
00:29:31,750 --> 00:29:33,166
‫هیچی اونجا وجود نداره.

396
00:29:33,708 --> 00:29:35,033
‫هیچی؟

397
00:29:35,083 --> 00:29:36,208
‫هیچی.

398
00:29:37,666 --> 00:29:39,958
‫همه‌چیز تموم شد، میفهمی؟

399
00:29:40,000 --> 00:29:40,916
‫کارمون تمومه.

400
00:29:57,500 --> 00:30:00,166
‫باید به همون فروش
‫چکمه و گالش می‌چسبیدی.

401
00:30:01,416 --> 00:30:03,666
‫دست‌فروش بی‌سر و پا.

402
00:30:05,041 --> 00:30:06,375
‫ولی نه دیگه.

403
00:30:09,791 --> 00:30:11,791
‫هوس کنتس به سرت زده بود.

404
00:30:14,166 --> 00:30:16,125
‫حالا دیگه هیچی نداری.

405
00:30:17,541 --> 00:30:18,791
‫تو یه بی‌همه‌چیز بی‌مقدار بودی،

406
00:30:20,250 --> 00:30:22,916
‫همیشه هم همین بودی،
‫نکبتِ کثافت.

407
00:30:26,916 --> 00:30:27,791
‫بلا.

408
00:31:11,291 --> 00:31:21,291
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

409
00:32:04,791 --> 00:32:06,125
‫من تقصیر رو گردن می‌گیرم.

410
00:32:11,666 --> 00:32:13,916
‫حبسِ اون کثافت رو من می‌کشم.

411
00:32:14,500 --> 00:32:16,166
‫ایگناش، تو زندان نمیری.

412
00:32:16,791 --> 00:32:18,366
‫طناب دار می‌ندازن گردنت.

413
00:32:18,416 --> 00:32:19,583
‫میگم یه حادثه بوده.

414
00:32:19,625 --> 00:32:21,166
‫نصف صورتش از بین رفته!

415
00:32:27,125 --> 00:32:29,166
‫واقعاً قصدش رو نداشتم.

416
00:32:31,916 --> 00:32:33,833
‫آخه اون…

417
00:32:33,875 --> 00:32:35,416
‫میدونم عزیزم، بهم گفتی.

418
00:32:40,125 --> 00:32:42,833
‫شاید اگه بهشون بگم باهام چیکار کرده،

419
00:32:42,875 --> 00:32:44,666
‫اعدامم نکنن؟

420
00:32:52,000 --> 00:32:54,500
‫بلا، ما نباید اینجا باشیم.

421
00:32:55,291 --> 00:32:57,875
‫از اولشم اصلاً نباید می‌اومدیم.

422
00:33:00,041 --> 00:33:02,958
‫این یه مسأله‌ی شخصیه بین دوشیزه ماریانا

423
00:33:03,000 --> 00:33:05,916
‫و آقای استارسکی، ما هم…

424
00:33:07,166 --> 00:33:09,125
‫نیازی نیست چیزی از این موضوع بدونیم.

425
00:33:09,666 --> 00:33:10,666
‫می‌تونیم…

426
00:33:14,375 --> 00:33:16,625
‫می‌تونیم طوری وانمود کنیم انگار بی‌خبریم.

427
00:33:17,916 --> 00:33:19,791
‫این جماعت بدون شک در غیاب ما

428
00:33:19,833 --> 00:33:21,500
‫خودشون به یه راه‌حلی می‌رسن.

429
00:33:21,541 --> 00:33:25,250
‫البته مناسب‌ترین راه‌حل،

430
00:33:26,625 --> 00:33:27,500
‫برای همگی.

431
00:33:27,541 --> 00:33:30,666
‫به نظرم با خیال راحت می‌تونیم فرض کنیم

432
00:33:37,375 --> 00:33:39,416
‫که هرگز پامون رو توی این آپارتمان نذاشتیم.

433
00:33:41,250 --> 00:33:43,750
‫اگه کار تو نبود، پس کی
‫کسب‌وکار پدرم رو به خاکستر تبدیل کرد؟

434
00:33:43,791 --> 00:33:45,500
‫بلا، این حرف‌ها الان چه فایده‌ای داره؟

435
00:33:45,583 --> 00:33:46,250
‫فایده داره.

436
00:33:46,458 --> 00:33:47,366
‫بلا.

437
00:33:47,416 --> 00:33:49,583
‫فامیلت توی اتاق بغلی

438
00:33:49,625 --> 00:33:51,708
‫غرق در خون روی زمین افتاده.

439
00:33:51,750 --> 00:33:54,791
‫- واقعاً درست نیست که الان بحث…
‫- فامیل من…

440
00:33:55,416 --> 00:33:56,750
‫فامیل من کلی به آب و آتیش زد

441
00:33:56,791 --> 00:33:58,708
‫تا خودش رو به این روز بندازه.

442
00:33:58,750 --> 00:34:00,166
‫پس فعلاً به من اجازه بدین

443
00:34:00,208 --> 00:34:03,700
‫دلم به حالش نسوزه.
‫اگه قصد کمک کردن ندارین،

444
00:34:03,750 --> 00:34:05,666
‫حداقل سدِ راه هم نشین.

445
00:34:11,291 --> 00:34:12,125
‫کی؟

446
00:34:14,416 --> 00:34:16,866
‫سوزوندن اون بارها
‫بیشترین منفعت رو به کی می‌رسوند؟

447
00:34:16,916 --> 00:34:18,375
‫بابات.

448
00:34:21,458 --> 00:34:23,416
‫به شرطی که قبلاً بیمه‌ش کرده بود.

449
00:34:25,875 --> 00:34:28,291
‫حاضر بودم مغزم رو با گلوله متلاشی کنم،

450
00:34:28,333 --> 00:34:30,616
‫ولی با کشوفسکی معامله نکنم.

451
00:34:30,666 --> 00:34:33,375
‫صدها بار بهش گفتم اون بارها رو بیمه کنه.

452
00:34:34,041 --> 00:34:36,125
‫به خدا قسم، صدها بار!

453
00:34:36,791 --> 00:34:38,458
‫به هر حال، اون معامله از اولشم

454
00:34:38,500 --> 00:34:39,916
‫یه کار احمقانه بود.

455
00:34:59,875 --> 00:35:02,416
‫کشوفسکی پول اون اسب جدید رو
‫از کجا آورده بود؟

456
00:35:03,541 --> 00:35:05,458
‫دقیقاً بعد از اون مصیبت خریدش.

457
00:35:06,916 --> 00:35:07,750
‫با کدوم پول؟

458
00:35:08,666 --> 00:35:11,541
‫- آه در بساط نداشت.
‫- شاید چیزی پیش اون یهودیه گرو گذاشته.

459
00:35:12,125 --> 00:35:13,416
‫خودت گفتی

460
00:35:14,000 --> 00:35:17,000
‫وقتی ظروف نقره‌مون رو پیش شلانگبام
‫به امانت گذاشتی،

461
00:35:18,250 --> 00:35:20,741
‫کشوفسکی داشت تابلوهاش رو پس می‌گرفت.

462
00:35:20,791 --> 00:35:22,000
‫آره، همین‌طوره.

463
00:35:30,791 --> 00:35:33,541
‫نکنه اون معامله واقعاً هیچ اساسی نداشته؟

464
00:35:38,041 --> 00:35:40,541
‫شاید هیچ‌وقت قرار نبوده
‫کسی باخبر بشه

465
00:35:43,291 --> 00:35:44,916
‫چی توی اون قایق‌ها بار زده بودن.

466
00:35:51,041 --> 00:35:53,666
‫واسه همین بود که کشوفسکی هیچ‌وقت بیمه‌شون نکرد.

467
00:35:54,791 --> 00:35:56,750
‫اصلاً براش مهم نبوده.

468
00:35:56,791 --> 00:35:58,541
‫همه‌ش فقط به‌خاطر این بوده که

469
00:35:59,041 --> 00:36:01,083
‫از پدرم پول تلکه کنن.

470
00:36:01,125 --> 00:36:03,166
‫واقعاً خیلی عذر میخوام،

471
00:36:03,791 --> 00:36:06,208
‫همه‌ی اینا خیلی جالبه،

472
00:36:06,250 --> 00:36:08,366
‫ولی هنوزم باید در مورد اون…

473
00:36:08,416 --> 00:36:09,708
‫به یه تصمیمی برسیم.

474
00:36:11,625 --> 00:36:14,166
‫خودتون که میدونین راجع‌به چی صحبت می‌کنم؟

475
00:36:49,791 --> 00:36:50,916
‫آقای ووکولسکی؟

476
00:36:53,666 --> 00:36:54,875
‫بله.

477
00:36:55,541 --> 00:36:57,750
‫چند تا سؤال از خدمت‌تون داشتیم.

478
00:37:04,666 --> 00:37:05,866
‫نمیشه بمونه برای بعد؟

479
00:37:05,916 --> 00:37:08,541
‫من خیلی وقته که منتظرم.

480
00:37:13,666 --> 00:37:15,616
‫خیلی خب، بفرمایید، بپرسین.

481
00:37:15,666 --> 00:37:17,125
‫بسیار عالی.

482
00:37:17,166 --> 00:37:18,291
‫اجازه هست بیایم تو؟

483
00:37:27,166 --> 00:37:29,041
‫لطفاً زودتر، عجله دارم.

484
00:37:30,041 --> 00:37:31,791
‫قربان، واسه چی عجله دارین؟

485
00:37:35,000 --> 00:37:36,083
‫سؤال‌هاتون رو بپرسین.

486
00:37:36,125 --> 00:37:37,541
‫دارم می‌پرسم دیگه.

487
00:37:42,916 --> 00:37:43,916
‫مضطرب به نظر می‌رسین.

488
00:37:44,750 --> 00:37:45,833
‫روز سختی بوده.

489
00:37:45,875 --> 00:37:48,125
‫- اتفاقی افتاده؟
‫- قصه‌ش درازه.

490
00:37:48,166 --> 00:37:49,666
‫- من وقت دارم.
‫- ولی من وقت ندارم.

491
00:38:03,666 --> 00:38:05,666
‫فرمودین که تنها هستین.

492
00:38:07,750 --> 00:38:08,708
‫بله.

493
00:38:08,750 --> 00:38:10,125
‫پس اون چه صدایی بود؟

494
00:38:12,791 --> 00:38:13,575
‫چه صدایی؟

495
00:38:13,625 --> 00:38:14,625
‫نشنیدین؟

496
00:38:15,916 --> 00:38:17,083
‫توی یه واحد دیگه؟

497
00:38:17,125 --> 00:38:18,991
‫- پس شنیدین.
‫- می‌تونیم بررسی کنیم؟

498
00:38:19,041 --> 00:38:21,125
‫- چی رو بررسی کنین؟
‫- اینکه تنها هستین یا نه.

499
00:38:21,166 --> 00:38:22,375
‫که گفتم تنها هستم!

500
00:38:27,041 --> 00:38:28,250
‫استانیسواو.

501
00:38:33,166 --> 00:38:34,625
‫سلام، جناب بازرس.

502
00:38:36,791 --> 00:38:38,041
‫چه غافلگیری جالبی.

503
00:38:43,875 --> 00:38:45,041
‫دوشیزه ایزابلا.

504
00:38:46,291 --> 00:38:47,791
‫منم همین رو می‌تونم بگم.

505
00:38:48,791 --> 00:38:51,000
‫همدیگه رو می‌شناسین؟

506
00:38:52,916 --> 00:38:55,666
‫من و جناب بازرس چند وقت پیش با هم آشنا شدیم.

507
00:38:56,500 --> 00:38:58,208
‫بعد از فوت پدرم.

508
00:39:05,916 --> 00:39:07,708
‫منو ببخش، استانیسواو.

509
00:39:07,750 --> 00:39:09,791
‫به این حرفم می‌خندی، ولی…

510
00:39:13,666 --> 00:39:14,700
‫بعد از مرگ پدرم،

511
00:39:14,750 --> 00:39:16,416
‫حسابی از دستت عصبانی بودم.

512
00:39:19,291 --> 00:39:20,875
‫الان دیگه حتی یادم نمیاد سرِ چی.

513
00:39:24,791 --> 00:39:25,708
‫آهان، یادم اومد!

514
00:39:26,750 --> 00:39:29,041
‫چون برای خواستگاری کردن خیلی تعلل کردی.

515
00:39:30,833 --> 00:39:33,000
‫فکر می‌کردم داره منو بازی میده.

516
00:39:33,041 --> 00:39:35,291
‫رفتم اداره‌ی پلیس،

517
00:39:36,416 --> 00:39:38,291
‫و به جناب بازرس گفتم

518
00:39:41,166 --> 00:39:43,750
‫که تو اجناس پدرم رو به آتیش کشیدی.

519
00:39:44,875 --> 00:39:45,791
‫من؟

520
00:39:49,166 --> 00:39:50,666
‫تصورش رو بکن!

521
00:39:52,500 --> 00:39:56,541
‫عزیزم! اصلاً چی فکر کردی با خودت؟

522
00:40:01,000 --> 00:40:01,791
‫امان از دست تو.

523
00:40:18,416 --> 00:40:19,208
‫درسته.

524
00:40:39,166 --> 00:40:40,416
‫استانیسواو.

525
00:40:43,333 --> 00:40:44,541
‫گوشم با شماست،

526
00:40:45,958 --> 00:40:47,083
‫عزیز دلم.

527
00:40:48,916 --> 00:40:51,583
‫گفتی توی اون حوزه‌های نفتی هیچی نیست.

528
00:40:53,958 --> 00:40:54,791
‫هیچی.

529
00:40:56,833 --> 00:40:59,083
‫نهایت بشه علف کاشت و گوسفند چروند.

530
00:41:02,458 --> 00:41:03,916
‫من یه ایده‌ای دارم.

531
00:41:11,583 --> 00:41:14,583
‫رئیس، به نظرتون همه‌ی این ماجرا
‫زیادی مشکوک نمی‌زنه؟

532
00:41:19,458 --> 00:41:21,333
‫دقیقاً همین‌طوره که میگی.

533
00:41:49,958 --> 00:41:51,158
‫خانم‌ها و آقایان،

534
00:41:51,208 --> 00:41:53,375
‫مایه‌ی افتخار بنده
‫است که برای اولین بار

535
00:41:53,416 --> 00:41:55,666
‫در میهن عزیزمون، به شما معرفی کنم؛

536
00:41:56,833 --> 00:41:58,166
‫تازه‌ترین اختراعی رو

537
00:41:59,208 --> 00:42:01,583
‫که آینده رو دگرگون خواهد کرد.

538
00:42:04,041 --> 00:42:05,458
‫هر کسی که روی

539
00:42:06,041 --> 00:42:09,250
‫این شاهکار فناوری سرمایه‌گذاری کنه،

540
00:42:09,291 --> 00:42:11,325
‫می‌تونه منتظر سودی باشه

541
00:42:11,375 --> 00:42:13,833
‫که به همان اندازه‌ی این اختراع باورنکردنی باشه!

542
00:42:50,708 --> 00:42:52,416
‫این بوی گند دیگه چیه؟

543
00:42:58,291 --> 00:42:59,583
‫درشکه‌ی بدون اسب.

544
00:43:05,333 --> 00:43:06,750
‫در دنیای جدید، توی آمریکا،

545
00:43:06,791 --> 00:43:09,783
‫همین حالا کار روی ساخت
‫یک موتور نفت‌سوزِ جدید در جریانه.

546
00:43:09,833 --> 00:43:12,500
‫نه بخار، بلکه با نفت.

547
00:43:12,541 --> 00:43:15,116
‫سرمایه‌داران آمریکایی دارن مبالغ هنگفتی

548
00:43:15,166 --> 00:43:18,083
‫روی ذخایر نفت سرمایه‌گذاری می‌کنن.

549
00:43:18,833 --> 00:43:20,291
‫و ما هم با پیروی از اون‌ها،

550
00:43:20,333 --> 00:43:23,033
‫خرید سهام «شرکت نفت مازوویا» رو

551
00:43:23,083 --> 00:43:24,625
‫به شما پیشنهاد میدیم.

552
00:43:24,666 --> 00:43:25,658
‫بعد از گذشت یک سال،

553
00:43:25,708 --> 00:43:27,658
‫بازگشت سرمایه‌ی شما

554
00:43:27,708 --> 00:43:29,158
‫می‌تونه تا ۲۰ درصد باشه.

555
00:43:29,208 --> 00:43:30,541
‫هزاران روبل!

556
00:43:38,458 --> 00:43:39,541
‫آقای ووکولسکی.

557
00:43:40,208 --> 00:43:41,416
‫با اجازه‌تون.

558
00:43:41,458 --> 00:43:42,250
‫عذر میخوام.

559
00:43:42,291 --> 00:43:43,791
‫بیاید یه لحظه صحبت کنیم.

560
00:43:44,416 --> 00:43:45,666
‫لطفاً یه گوشه‌ی خلوت.

561
00:43:47,333 --> 00:43:49,325
‫دور از چشم بقیه، خودتون که می‌دونین،

562
00:43:49,375 --> 00:43:51,916
‫زود حرف درمیارن. اونجا چطوره؟

563
00:44:02,083 --> 00:44:05,041
‫همون‌طور که عرض کردم، هر هکتار
‫به ارزش هزار روبل،

564
00:44:05,833 --> 00:44:08,416
‫بعد از یک سال، ۱۲۰۰ روبل عایدتون میکنه.

565
00:44:08,458 --> 00:44:09,708
‫اونم فقط از یک هکتار.

566
00:44:10,958 --> 00:44:13,250
‫و… این میزان سود رو

567
00:44:13,291 --> 00:44:15,158
‫چطور تضمین می‌کنین؟

568
00:44:15,208 --> 00:44:16,283
‫با سفته.

569
00:44:16,333 --> 00:44:17,666
‫همین‌جا براتون صادر میکنم.

570
00:44:17,708 --> 00:44:18,950
‫با نرخ سود تضمین‌شده.

571
00:44:19,000 --> 00:44:20,458
‫تضمین‌شده؟

572
00:44:24,333 --> 00:44:25,500
‫واقعاً؟

573
00:44:26,666 --> 00:44:28,583
‫حتی همین الانم می‌تونم بنویسم.

574
00:44:36,083 --> 00:44:37,291
‫خودشه؟

575
00:44:37,333 --> 00:44:41,958
‫اگه قیمت رو نصف کنین،
‫براتون سفته صادر می‌کنم.

576
00:44:43,583 --> 00:44:44,541
‫نصف قیمت؟

577
00:44:49,583 --> 00:44:50,583
‫مطمئنی؟

578
00:44:52,333 --> 00:44:55,916
‫تخفیف خیلی بزرگی ازم می‌خواین.

579
00:44:55,958 --> 00:44:58,291
‫سرمایه هم بزرگه، اونم سرمایه‌ی لهستانی.

580
00:45:00,166 --> 00:45:01,416
‫آخه خودشه.

581
00:45:02,208 --> 00:45:05,416
‫کپِ همون تصویر توی طرحه، نگاه کنین.

582
00:45:09,708 --> 00:45:11,208
‫اون نیست.

583
00:45:11,833 --> 00:45:13,958
‫آقای ووکولسکی، داشتم با خودم فکر می‌کردم…

584
00:45:15,916 --> 00:45:19,458
‫شاید بتونیم توی انجمن‌مون
‫جایی هم برای شما باز کنیم.

585
00:45:21,583 --> 00:45:23,541
‫همه‌چیز مو به مو می‌خونه،
‫ فقط کافیه تأییدش کنین.

586
00:45:23,583 --> 00:45:24,708
‫اون نیست.

587
00:45:26,958 --> 00:45:28,458
‫جناب بارن،

588
00:45:28,500 --> 00:45:31,083
‫به من قول شرف میدین؟

589
00:45:35,916 --> 00:45:38,250
‫آقای ووکولسکی، هر کلمه‌ای که میگم

590
00:45:38,291 --> 00:45:40,208
‫حکم قول شرف رو داره.

591
00:45:43,083 --> 00:45:44,333
‫پس معامله تمومه.

592
00:45:51,083 --> 00:45:51,958
‫بریم.

593
00:45:59,708 --> 00:46:00,583
‫ببخشید.

594
00:46:13,333 --> 00:46:14,708
‫احمق عوضی.

595
00:46:22,666 --> 00:46:25,208
‫سفته‌های بیشتری بنویسین قربان،

596
00:46:25,250 --> 00:46:27,041
‫مبلغ بالاتری میشه.

597
00:46:27,541 --> 00:46:28,458
‫دقیقاً.

598
00:47:01,333 --> 00:47:02,208
‫رئیس.

599
00:47:05,833 --> 00:47:06,666
‫خودشه.

600
00:47:09,708 --> 00:47:10,625
‫خودِ خودشه.

601
00:47:10,666 --> 00:47:11,791
‫چی؟

602
00:47:11,833 --> 00:47:12,583
‫خودشه.

603
00:47:15,708 --> 00:47:16,708
‫کساوری.

604
00:47:18,166 --> 00:47:21,041
‫تو پیشخدمت بارن کشوفسکی هستی، درسته؟

605
00:47:22,458 --> 00:47:23,583
‫بله.

606
00:47:24,833 --> 00:47:25,958
‫از کِی تا حالا؟

607
00:47:28,333 --> 00:47:29,708
‫تقریباً تمام عمرم.

608
00:47:32,833 --> 00:47:34,791
‫خب پس برامون تعریف کن.

609
00:47:36,541 --> 00:47:37,333
‫چی رو تعریف کنم؟

610
00:47:39,083 --> 00:47:41,083
‫میتونی از آتیش‌سوزی شروع کنی.

611
00:47:44,333 --> 00:47:45,208
‫آتیش‌سوزی؟

612
00:47:46,208 --> 00:47:47,916
‫نمیدونی آتیش‌سوزی یعنی چی؟

613
00:47:48,833 --> 00:47:49,666
‫چرا، مسلماً میدونم.

614
00:47:51,958 --> 00:47:53,333
‫ولی من از هیچی خبر ندارم.

615
00:47:54,208 --> 00:47:55,166
‫هیچی؟

616
00:47:56,958 --> 00:47:57,958
‫از هیچ موضوعی؟

617
00:48:00,666 --> 00:48:02,583
‫ولی به نظر من خیلی چیزها میدونی.

618
00:48:07,916 --> 00:48:08,791
‫از سیر تا پیازِ همه‌چیز.

619
00:48:17,208 --> 00:48:19,166
‫خب، چه اتفاقی افتاد؟

620
00:48:20,083 --> 00:48:21,166
‫برام بگو.

621
00:48:46,041 --> 00:48:49,708
‫لعنت بهش استاخ، امکان نداره جدی بگی!

622
00:48:51,625 --> 00:48:53,041
‫عقلت رو از دست دادی؟

623
00:49:09,291 --> 00:49:11,916
‫لعنت به این روزگار استاخ! این خودکشیه!

624
00:49:23,708 --> 00:49:25,666
‫استاخ، لعنتی، نگام کن!

625
00:49:27,833 --> 00:49:28,958
‫این کارت خودکشیه!

626
00:49:36,708 --> 00:49:37,833
‫مهمانان گرامی،

627
00:49:48,166 --> 00:49:49,458
‫عروسی‌ای در کار نخواهد بود.

628
00:50:07,708 --> 00:50:09,541
‫برام هیچ معنا و مفهومی نداشت.

629
00:50:11,458 --> 00:50:14,083
‫استاخ توی سیبری کتاب‌های زیادی خونده بود،

630
00:50:15,833 --> 00:50:16,958
‫درباره‌ی عشق.

631
00:50:18,583 --> 00:50:21,208
‫و اون غم و اندوه درونش،

632
00:50:23,958 --> 00:50:26,583
‫اون ناامیدی به سیاهیِ قیر رو

633
00:50:28,583 --> 00:50:29,458
‫با عشق اشتباه گرفته بود.

634
00:50:31,625 --> 00:50:33,416
‫از سرِ ناامیدی دنبالش راه افتاده بود،

635
00:50:34,583 --> 00:50:35,791
‫نه از روی عشق.

636
00:50:39,833 --> 00:50:42,083
‫بعضی آدم‌ها پا به این دنیا میذارن

637
00:50:43,458 --> 00:50:44,458
‫تا مجازات بشن.

638
00:50:46,583 --> 00:50:48,083
‫هیچ لذتی از زندگی نمی‌بُرد.

639
00:50:58,416 --> 00:51:00,916
‫می‌خواست ناامیدی‌اش رو با اون سیر کنه.

640
00:51:01,708 --> 00:51:03,583
‫وقتی بعد از اون‌همه تلاش،

641
00:51:03,625 --> 00:51:05,291
‫اون‌همه خرج و دیوانگی،

642
00:51:05,333 --> 00:51:07,000
‫فهمید زن رویاهاش

643
00:51:07,041 --> 00:51:08,708
‫خوشبختش نمی‌کنه،

644
00:51:09,458 --> 00:51:11,583
‫به ناامیدیِ حتی عمیق‌تری فرو رفت؛

645
00:51:12,833 --> 00:51:15,208
‫چیزی که فکر نمیکردم اصلاً ممکن باشه.

646
00:51:17,541 --> 00:51:19,708
‫تا اعماق جهنم.

647
00:51:25,791 --> 00:51:27,541
‫مدام با هم دعوا میکردن.

648
00:51:29,333 --> 00:51:31,875
‫وقتی از سرِ خشم سرش فریاد می‌کشید،

649
00:51:31,916 --> 00:51:33,458
‫انگار داشت سرِ خودش داد میزد.

650
00:51:38,083 --> 00:51:39,083
‫صداشون رو می‌شنیدم.

651
00:51:40,291 --> 00:51:43,041
‫که چطور سرِ هم فریاد می‌زدن
‫و به هم ناسزا می‌گفتن.

652
00:51:47,208 --> 00:51:48,750
‫و تک‌تک جملاتش مثل این بود که

653
00:51:48,791 --> 00:51:50,791
‫خودش رو توی خشمِ خودش غرق کنه.

654
00:51:53,041 --> 00:51:55,041
‫اینکه رویاش هیچ دستاوردی براش نداشته.

655
00:51:56,208 --> 00:51:58,291
‫اینکه دوشیزه ونچکا نجاتش نداده بود.

656
00:51:59,958 --> 00:52:02,666
‫اینکه خودش رو توی تله انداخته بود.

657
00:52:19,541 --> 00:52:21,583
‫نمیدونم اون بهش چی گفت.

658
00:52:24,958 --> 00:52:26,041
‫ولی، می‌دونین…

659
00:52:27,708 --> 00:52:31,166
‫اون اصلاً به کل این اشرافیتِ گوربه‌گورشده
‫نمی‌خورد؛

660
00:52:31,208 --> 00:52:32,416
‫هیچ رقمه بهشون نمی‌خورد.

661
00:52:36,916 --> 00:52:39,208
‫آیا اون حس عشق بود؟ نمی‌دونم.

662
00:52:40,583 --> 00:52:41,958
‫ما چیزی به اسم عشق نمی‌شناختیم.

663
00:52:42,708 --> 00:52:45,208
‫فقط پولدارها فرصت پرداختن به عشق رو داشتن.

664
00:52:48,291 --> 00:52:50,291
‫تو هیچ‌وقت عروس من نمی‌شی

665
00:52:55,791 --> 00:52:58,291
‫اگه اون‌قدر انرژی، اون‌قدر تلاش رو

666
00:52:59,416 --> 00:53:01,458
‫به جای دوشیزه ونچکا روی کار دیگه‌ای میذاشت،

667
00:53:02,041 --> 00:53:04,583
‫در هر زمینه‌ای که بود، به…

668
00:53:08,166 --> 00:53:09,333
‫اوج موفقیت می‌رسید.

669
00:53:10,583 --> 00:53:11,408
‫قله‌ی موفقیت.

670
00:53:11,458 --> 00:53:13,916
‫«اخبار مصور»، بهترین قیمت در…

671
00:53:33,708 --> 00:53:35,916
‫یا شایدم تمام مدت
‫مرگ توی ذهنش بوده؟

672
00:53:44,958 --> 00:53:47,833
‫چون مرگ تمام طول عمرش
‫داشت ذره‌ذره وجودش رو می‌خورد.

673
00:53:59,458 --> 00:54:00,908
‫یا شایدم در واقع…

674
00:54:00,958 --> 00:54:02,083
‫هی، یالا!

675
00:54:04,208 --> 00:54:05,958
‫اون تشنه‌ی مرگ بود،

676
00:54:07,916 --> 00:54:09,166
‫نه تشنه‌ی وصالِ دوشیزه ونچکا؟

677
00:54:26,833 --> 00:54:27,833
‫و بالاخره به

678
00:54:29,083 --> 00:54:30,041
‫خواسته‌ش رسید.

679
00:54:37,916 --> 00:54:38,833
‫سرانجام.

680
00:54:49,166 --> 00:54:51,541
‫دوشیزه، شما لابد

681
00:54:52,208 --> 00:54:54,458
‫هیچ‌چیزی در این باره نمی‌دونین؟

682
00:54:56,666 --> 00:54:58,958
‫چرا «لابد»، جناب بارن؟

683
00:55:00,041 --> 00:55:01,325
‫می‌خواین به چیزی کنایه بزنین؟

684
00:55:01,375 --> 00:55:02,333
‫بله.

685
00:55:08,666 --> 00:55:10,416
‫ناراحت نشین، دوشیزه.

686
00:55:10,958 --> 00:55:12,083
‫ناراحت نشدم.

687
00:55:13,333 --> 00:55:16,291
‫برای ما سخته که چنین اتفاقی رو
‫صرفاً یه تصادف بدونیم.

688
00:55:16,791 --> 00:55:19,166
‫ووکولسکی خودش رو منفجر کرد،
‫اوخوتسکی هم ناپدید شد.

689
00:55:19,208 --> 00:55:20,333
‫هیچ‌کس اوخوتسکی رو ندیده.

690
00:55:20,375 --> 00:55:21,291
‫خب که چی؟

691
00:55:23,708 --> 00:55:25,666
‫شما هم دوشیزه، راهیِ صومعه هستین.

692
00:55:26,958 --> 00:55:27,791
‫همین‌طوره.

693
00:55:29,083 --> 00:55:32,208
‫آیا امکانش هست اونجا
‫به ملاقات‌تون بیایم، دوشیزه؟

694
00:55:35,583 --> 00:55:37,333
‫اونجا یه صومعه‌ی محصور و گوشه‌نشینه،

695
00:55:37,375 --> 00:55:39,583
‫متأسفانه هیچ‌کس نمیتونه به دیدنم بیاد.

696
00:55:41,791 --> 00:55:43,333
‫جالب نیست؟

697
00:55:44,583 --> 00:55:46,541
‫دارین قوانین صومعه رو
‫مسخره میکنین، جناب کنت؟

698
00:55:46,583 --> 00:55:48,708
‫ما قضیه رو همین‌جا رها نمی‌کنیم.

699
00:55:58,458 --> 00:55:59,583
‫حرفم هنوز تموم نشده.

700
00:56:00,583 --> 00:56:01,791
‫ولی حرف‌های من تموم شده.

701
00:56:22,583 --> 00:56:24,000
‫بارن کشوفسکی؟

702
00:56:24,041 --> 00:56:24,833
‫بله.

703
00:56:29,541 --> 00:56:30,916
‫کشوفسکی.

704
00:57:00,083 --> 00:57:03,958
‫[عشق من]

705
00:58:11,416 --> 00:58:14,416
‫نصفش. درست طبق همون قراری که داشتیم.

706
00:58:23,291 --> 00:58:24,958
‫نمیشماری؟

707
00:58:29,583 --> 00:58:32,083
‫مسلماً بعد از اون‌همه ماجرا،
‫دیگه سرِ من کلاه نمی‌ذاری.

708
00:58:41,458 --> 00:58:42,458
‫پس کار تمومه.

709
00:58:47,583 --> 00:58:48,416
‫کار تمومه.

710
00:58:54,083 --> 00:58:54,958
‫کار تمومه.

711
00:59:24,291 --> 00:59:26,416
‫این سهم من برای نشریه‌ی «پیچک».

712
00:59:27,208 --> 00:59:28,083
‫بفرمایید.

713
00:59:30,083 --> 00:59:31,291
‫باید کافی باشه.

714
00:59:34,083 --> 00:59:35,583
‫فلورنتینا کمکت می‌کنه.

715
00:59:38,208 --> 00:59:39,166
‫خودت چی؟

716
00:59:40,958 --> 00:59:42,083
‫منم از پسِ خودم برمیام.

717
01:00:59,458 --> 01:01:01,958
‫[خرازی ایگناتسی ژتسکی]

718
01:01:42,166 --> 01:01:44,741
‫[خرازی اس. و.
‫ی. مینسل و اس. ووکولسکی]

719
01:01:44,791 --> 01:01:45,750
‫[ورشو، لهستان]

720
01:01:59,791 --> 01:02:02,125
‫[نیویورک]

721
01:02:21,916 --> 01:02:23,458
‫استانیسواو عزیز،

722
01:02:23,500 --> 01:02:24,866
‫طول و تفصیل نمیدم،

723
01:02:24,916 --> 01:02:27,291
‫چون هیچ‌وقت اهل نوشتن نبودم.

724
01:02:28,291 --> 01:02:29,333
‫تا همین چند وقت پیش،

725
01:02:29,375 --> 01:02:32,375
‫فکر می‌کردم هیچ چیزی نیست
‫که بیشتر از این بخوام.

726
01:02:32,416 --> 01:02:34,041
‫یا حداقل این‌طور به خیالم می‌رسید،

727
01:02:34,791 --> 01:02:36,616
‫درست مثل خیلی چیزهای دیگه

728
01:02:36,666 --> 01:02:38,991
‫که امروز برام دورتر به نظر می‌رسن،

729
01:02:39,041 --> 01:02:42,083
‫حتی دورتر از قاره‌ای که
‫قصد دارم به زودی ببینمش،

730
01:02:42,125 --> 01:02:46,283
‫هرچند باید اعتراف کنم،
‫با کمی ترس و واهمه.
‫پول زیادی همراهم ندارم،

731
01:02:46,333 --> 01:02:49,250
‫و این برام تغییر جالب و متفاوتیه.

732
01:02:50,000 --> 01:02:52,741
‫تا همین اواخر، فکر می‌کردم همه‌چیز دارم،

733
01:02:52,791 --> 01:02:54,291
‫ولی هیچ سرنوشتی در انتظارم نبود.

734
01:02:54,916 --> 01:02:56,791
‫حالا، اوضاع دقیقاً برعکسه.

735
01:02:57,416 --> 01:02:59,166
‫هیچ‌چیزی ندارم،

736
01:02:59,208 --> 01:03:00,791
‫اما تمام دنیا چشم‌انتظارمه.

737
01:03:06,750 --> 01:03:09,366
‫طوری بزرگ شده بودم که باور داشتم

738
01:03:09,416 --> 01:03:11,916
‫اصالت خانوادگی مهم‌ترین چیز دنیاست.

739
01:03:13,416 --> 01:03:17,250
‫حالا میدونم که ما فقط یک بار متولد نمیشیم،

740
01:03:17,291 --> 01:03:20,708
‫بلکه بارها و بارها، هر روز

741
01:03:20,750 --> 01:03:21,666
‫از نو زاده می‌شیم.

742
01:03:27,750 --> 01:03:29,416
‫امیدوارم تو هم توی این زندگیِ تازه،

743
01:03:29,458 --> 01:03:31,075
‫به چیزی که عمیقاً آرزوش رو داری،

744
01:03:31,125 --> 01:03:32,875
‫دست پیدا کنی.

745
01:03:33,958 --> 01:03:36,083
‫این رو از صمیم قلبم برات آرزو میکنم.

746
01:03:37,875 --> 01:03:40,908
‫درست همون‌طور که
‫برای خودم آرزوش رو دارم،

747
01:03:40,958 --> 01:03:42,791
‫گرچه هنوز مطمئن
‫نیستم… اون چیز دقیقاً چیه.

748
01:03:44,958 --> 01:03:46,000
‫نمیدونم چیه،

749
01:03:46,291 --> 01:03:47,750
‫ولی نگرانم نمیکنه.

750
01:03:48,958 --> 01:03:51,250
‫چون در طول این مسیر،
‫چیز دیگه‌ای کشف کردم.

751
01:03:53,041 --> 01:03:54,666
‫به مراتب جالب‌تر از

752
01:03:55,750 --> 01:03:56,875
‫دانستنه.

753
01:03:58,875 --> 01:04:08,875
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M