1
00:00:12,458 --> 00:00:14,333
‫دیگه سنم رفته بالا.

2
00:00:16,083 --> 00:00:17,833
‫وقتشه کناره‌گیری کنم.

3
00:00:18,583 --> 00:00:20,533
‫این جایگاه...

4
00:00:20,583 --> 00:00:22,916
‫به کارچاق‌کن قمری واگذار می‌شه.

5
00:00:24,625 --> 00:00:28,166
‫کسی با این قضیه مشکلی نداره، مگه نه؟

6
00:00:35,166 --> 00:00:38,375
‫اگه حرفی یا اعتراضی هست، بگید.

7
00:00:39,375 --> 00:00:49,375
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

8
00:00:53,458 --> 00:00:55,916
‫اینجا جلسه‌ی رؤساست.

9
00:00:57,083 --> 00:00:59,916
‫چرا کارچاق‌کن خورشیدی رو راه دادید داخل؟

10
00:01:00,958 --> 00:01:02,166
‫قضیه اینه که...

11
00:01:02,666 --> 00:01:05,791
‫در مورد جانشینیِ کارچاق‌کن آسمانی،

12
00:01:06,916 --> 00:01:10,200
‫فکر نمی‌کنم تصمیم‌گیریش با شما باشه.

13
00:01:10,250 --> 00:01:12,741
‫رسم و رسوم همینه.

14
00:01:12,791 --> 00:01:15,950
‫تو در جایگاهی نیستی که در این باره نظر بدی.

15
00:01:16,000 --> 00:01:18,958
‫کارچاق‌کن آسمانی،
‫من همیشه احترامتون رو داشتم.

16
00:01:19,750 --> 00:01:21,450
‫اما متوجه شدیم...

17
00:01:21,500 --> 00:01:24,950
‫که قتل کارچاق‌کن‌های چینگ‌هه...

18
00:01:25,000 --> 00:01:26,708
‫به شما ارتباط داره.

19
00:01:27,541 --> 00:01:31,125
‫واسه همین باید انتقال مقام کارچاق‌کن آسمانی...

20
00:01:31,625 --> 00:01:33,125
‫به دخترتون رو عقب بندازیم.

21
00:01:37,291 --> 00:01:39,208
‫همه‌تون پشت پرده با هم...

22
00:01:40,375 --> 00:01:43,250
‫تبانی کردید، مگه نه؟

23
00:01:44,000 --> 00:01:45,875
‫واقعاً باورتون شده...

24
00:01:46,708 --> 00:01:48,250
‫که این ماجرا...

25
00:01:48,833 --> 00:01:50,416
‫به من ارتباطی داره؟

26
00:01:55,875 --> 00:01:57,708
‫می‌دونم...

27
00:01:58,666 --> 00:02:00,416
‫دلت پره و حس می‌کنی بهت ظلم شده.

28
00:02:00,916 --> 00:02:03,041
‫تاکری هوانگ...

29
00:02:04,583 --> 00:02:08,041
‫هیچ‌وقت نمی‌‌تونه...

30
00:02:09,083 --> 00:02:11,000
‫ارباب واقعی...

31
00:02:11,625 --> 00:02:13,833
‫چینگ‌هه بشه.

32
00:02:16,625 --> 00:02:18,166
‫فقط تو می‌تونی.

33
00:02:20,166 --> 00:02:21,000
‫بابا.

34
00:02:23,000 --> 00:02:26,375
‫باید مقامی رو که...

35
00:02:26,958 --> 00:02:28,416
‫حق خودته پس بگیری.

36
00:02:29,500 --> 00:02:31,291
‫فقط خودتی که...

37
00:02:32,208 --> 00:02:35,458
‫لیاقت این رو داری که کارچاق‌کن آسمانی باشی.

38
00:02:36,750 --> 00:02:38,458
‫کاری کن هر دو طرف قانون...

39
00:02:39,458 --> 00:02:40,958
‫ازت حساب ببرن...

40
00:02:43,250 --> 00:02:44,958
‫و بهت احترام بذارن.

41
00:03:08,791 --> 00:03:12,166
‫«قسمت چهارم»
‫«راه حل»

42
00:03:20,125 --> 00:03:21,791
‫کسی خونه هست؟

43
00:03:22,875 --> 00:03:23,833
‫من برگشتم.

44
00:03:34,500 --> 00:03:36,575
‫ارباب گوان، شرمنده‌ام.

45
00:03:36,625 --> 00:03:40,541
‫کنار دریاچه، پای درختا،
‫پولم رو به تو می‌سپارم، خدا رو شکر.

46
00:03:42,666 --> 00:03:45,116
‫اینم از حراجیِ «یکی بخر، دو تا ببر»شون!

47
00:03:45,166 --> 00:03:47,533
‫این‌همه راه کوبیدم رفتم تا اونجا، که چی؟

48
00:03:47,583 --> 00:03:49,250
‫فقط یه کیسه گیرم اومد.

49
00:03:49,750 --> 00:03:52,375
‫اصلاً چرا خودمو به زحمت انداختم؟ واقعاً که!

50
00:03:54,083 --> 00:03:55,950
‫چرا چراغ‌ها رو روشن نکردی؟

51
00:03:56,000 --> 00:03:57,700
‫مگه صبح دعا نخوندی؟

52
00:03:57,750 --> 00:03:59,116
‫دسته گل به آب دادی؟

53
00:03:59,166 --> 00:04:01,158
‫دعا آدمو حفظ می‌کنه، کار از محکم‌کاری عیب نمی‌کنه.

54
00:04:01,208 --> 00:04:02,916
‫امیدوارم واقعاً همین باشه.

55
00:04:05,208 --> 00:04:06,125
‫نگاهش کن!

56
00:04:06,625 --> 00:04:09,491
‫حتی وقتی سرت توی گوشیه هم مشکوک رفتار می‌کنی.

57
00:04:09,541 --> 00:04:11,283
‫نکنه واقعاً سر و گوشت می‌جنبه؟

58
00:04:11,333 --> 00:04:12,450
‫نگران نباش.

59
00:04:12,500 --> 00:04:14,325
‫کی به یه مارماهی مردابیِ پیر مثل من نگاه می‌کنه؟

60
00:04:14,375 --> 00:04:17,408
‫زن دوم و سوم و چهارم و پنجمم خودتی!

61
00:04:17,458 --> 00:04:18,991
‫اصلاً نمی‌تونم از چنگت در برم.

62
00:04:19,041 --> 00:04:21,575
‫باباتو ببین! مثل اون نشی‌ها.

63
00:04:21,625 --> 00:04:24,116
‫همه‌ش چرب‌زبونی و زبون‌بازی.

64
00:04:24,166 --> 00:04:26,658
‫- همه‌ش چرت و پرت.
‫- خودت انتخابش کردی!

65
00:04:26,708 --> 00:04:29,083
‫بزرگت کردم که این‌‌طوری جوابمو بدی؟

66
00:04:30,083 --> 00:04:31,791
‫خوش اومدید.

67
00:04:32,583 --> 00:04:34,575
‫هوی، سگ خوب که پاپیچ مردم نمی‌شه!

68
00:04:34,625 --> 00:04:35,908
‫سلام داداش.

69
00:04:35,958 --> 00:04:37,375
‫این مال توئه.

70
00:04:39,541 --> 00:04:41,658
‫خیلی شرمنده‌ام که مجبورت کردم بری مرخصی.

71
00:04:41,708 --> 00:04:43,916
‫اینو به عنوان عذرخواهی ازم قبول کن.

72
00:04:50,625 --> 00:04:51,491
‫منو فراموش کردی؟

73
00:04:51,541 --> 00:04:53,000
‫پیازچه‌ای می‌خوای یا گوشت؟

74
00:04:55,750 --> 00:04:57,450
‫داره یه پیراشکی مهمونت می‌کنه.

75
00:04:57,500 --> 00:04:59,450
‫معلومه که پیازچه‌ای! پیازچه دوست دارم.

76
00:04:59,500 --> 00:05:01,541
‫خیلی آقایی، دمت گرم.

77
00:05:03,416 --> 00:05:07,158
‫راستی بگم‌ها، این شریکت خیلی عجیبه.

78
00:05:07,208 --> 00:05:08,958
‫فقط آدم‌های عجیب می‌تونن با من شریک بشن.

79
00:05:09,458 --> 00:05:11,625
‫معلومه، بس که سخت می‌شه باهات کنار اومد.

80
00:05:17,500 --> 00:05:18,991
‫قضیه پلیس چی شد؟

81
00:05:19,041 --> 00:05:20,158
‫خوش اومدید.

82
00:05:20,208 --> 00:05:23,416
‫باید تشریف بیارید پاسگاه به چندتا سؤال جواب بدید.

83
00:05:24,083 --> 00:05:25,208
‫هیچ مدرکی ندارن.

84
00:05:25,833 --> 00:05:28,033
‫هیچ غلطی نمی‌تونن بکنن.

85
00:05:28,083 --> 00:05:30,408
‫خداروشکر چیزیت نشد. منتظریم برگردی.

86
00:05:30,458 --> 00:05:31,500
‫هی، همه‌تون با هم؟

87
00:05:33,833 --> 00:05:35,166
‫من برنمی‌گردم.

88
00:05:35,708 --> 00:05:37,325
‫دیگه سنم رفته بالا، پسر.

89
00:05:37,375 --> 00:05:40,366
‫تازه، توی این چند سال
‫به اندازه کافی درآمد داشتم، بارمو بستم.

90
00:05:40,416 --> 00:05:43,000
‫دلت میاد منو با این روباه مکار پیر همکار ببینی؟

91
00:05:44,458 --> 00:05:45,783
‫هی، گوش کن...

92
00:05:45,833 --> 00:05:48,625
‫با همچین همکار بدقلق و ناسازگاری خیلی سختی کشیدی.

93
00:05:50,791 --> 00:05:52,491
‫فقط زیادی گاردش بالاست.

94
00:05:52,541 --> 00:05:54,658
‫زبونش تنده، اما دلش پاکه.

95
00:05:54,708 --> 00:05:56,783
‫می‌دونم، زبونش مثل تیغ برنده‌ست،
‫دلش نازک مثل برگ گله!

96
00:05:56,833 --> 00:05:58,583
‫سوراخ دماغش گشاده و چشم‌هاش هم مثل مرواریده!

97
00:05:59,416 --> 00:06:01,658
‫- خبری شد به چینگ‌هه بگو.
‫- باشه.

98
00:06:01,708 --> 00:06:02,708
‫دونگ خودتو بده.

99
00:06:05,416 --> 00:06:07,491
‫این دوتا رو کلاً ۴۰تا حساب می‌کنم.

100
00:06:07,541 --> 00:06:08,533
‫- داداش...
‫- این ۱۰۰ تا.

101
00:06:08,583 --> 00:06:11,033
‫داداش، لازم نبود دست به جیب بشی،
‫مهمون من بودی.

102
00:06:11,083 --> 00:06:12,616
‫نه بابا، قابلی نداره.

103
00:06:12,666 --> 00:06:13,500
‫خیالت راحت.

104
00:06:14,333 --> 00:06:15,200
‫برگشتید؟

105
00:06:15,250 --> 00:06:16,825
‫- برگشتیم.
‫- بده‌ش به من.

106
00:06:16,875 --> 00:06:18,750
‫بیا، این کوله‌پشتیه خیلی سنگینه.

107
00:06:19,625 --> 00:06:20,491
‫ممنون.

108
00:06:20,541 --> 00:06:22,083
‫- خیلی سنگینه.
‫- دستاتو ببینم.

109
00:06:23,750 --> 00:06:26,833
‫از کجا فهمیدن کارچاق‌کن سایه به نودز شلیک کرده؟

110
00:06:26,875 --> 00:06:29,125
‫من گزارش ندادم، کار من نبوده.

111
00:06:29,708 --> 00:06:32,208
‫کارچاق‌کن حذف و کارچاق‌کن فسخ صحنه رو تمیز کردن.

112
00:06:32,791 --> 00:06:34,458
‫نباید هیچ ردی باقی می‌موند.

113
00:06:35,041 --> 00:06:36,366
‫بریم پیگیرش بشیم؟

114
00:06:36,416 --> 00:06:39,166
‫نه، خودم یکی رو فرستادم که سر و تهش رو هم بیاره.

115
00:06:40,083 --> 00:06:42,458
‫این‌دفعه یه سفارش دردسرساز داریم.

116
00:06:45,583 --> 00:06:48,375
‫مشتری، سیو از سان‌هه‌ست.

117
00:06:48,875 --> 00:06:52,416
‫دست راستِ رئیس سان‌هه، یعنی لین وان‌لیه.

118
00:06:52,916 --> 00:06:54,658
‫لین وان‌لی ناپدید شده.

119
00:06:54,708 --> 00:06:56,366
‫و یه نفر دیده که...

120
00:06:56,416 --> 00:06:58,666
‫آدم‌های سیو دزدیدنش.

121
00:06:59,250 --> 00:07:01,033
‫اما سیو می‌گه کار اونا نبوده.

122
00:07:01,083 --> 00:07:04,541
‫شک داره که تمام این قضایا زیر سر «لین کوئی‌پین» باشه.

123
00:07:10,291 --> 00:07:14,750
‫خبر داری رئیس سان‌هه، لین وان‌لی رو دزدیدن؟

124
00:07:15,250 --> 00:07:16,366
‫آره.

125
00:07:16,416 --> 00:07:19,700
‫شنیدم کارِ معاون لین وان‌لی، یعنی سیو بوده.

126
00:07:19,750 --> 00:07:22,708
‫اگه اعضای سان‌هه بیفتن به جون هم،

127
00:07:23,208 --> 00:07:25,416
‫می‌دونی قدم بعدی چیه؟

128
00:07:26,208 --> 00:07:29,991
‫منظورت رقیبش، لین کوئی‌پینه؟

129
00:07:30,041 --> 00:07:32,375
‫لین وان‌لی دیگه پیر شده.

130
00:07:32,875 --> 00:07:36,575
‫می‌گن توی سان‌هه، دو نفر واسه جایگاهش دندون تیز کردن.

131
00:07:36,625 --> 00:07:40,000
‫یکی برادر کوچیکترِ لین وان‌لی،
‫یعنی لین کوئی‌پین،

132
00:07:40,583 --> 00:07:41,616
‫یالا، بجنب!

133
00:07:41,666 --> 00:07:44,200
‫اون یکی هم سیو.

134
00:07:44,250 --> 00:07:47,500
‫از این دوتا، یکی تندرو و اهل جنگه،
‫اون یکی میانه‌رو و اهل صلح.

135
00:07:48,000 --> 00:07:48,916
‫همیشه هم به پر و پای هم می‌پیچن.

136
00:07:53,166 --> 00:07:54,666
‫چرا در رفتی اومدی اینجا؟

137
00:07:56,750 --> 00:07:58,825
‫همه‌ی برادرات اون پایینن.

138
00:07:58,875 --> 00:08:00,708
‫اصلاً می‌دونی وفاداری یعنی چی؟

139
00:08:01,625 --> 00:08:04,450
‫این‌جوری جیم شدی اومدی بالا،
‫فردا چطوری می‌خوای تو چشم‌های رئیست، سیو نگاه کنی؟

140
00:08:04,500 --> 00:08:06,366
‫- بعد از ناپدید شدن لین وان‌لی...
‫- لعنتی!

141
00:08:06,416 --> 00:08:08,950
‫لین کوئی‌پین اقداماتی رو برای قلمروی سیو شروع کرد.

142
00:08:09,000 --> 00:08:11,241
‫می‌گه باید برادرش رو تحویل بده.

143
00:08:11,291 --> 00:08:12,666
‫محاله...

144
00:08:13,166 --> 00:08:16,250
‫یارو از این فرصت طلایی واسه کودتا و پیشروی بگذره.

145
00:08:16,875 --> 00:08:20,750
‫«شهر شادی و بزرگی» که شهردار فعلی
‫این‌همه پُزش رو می‌داد،

146
00:08:21,250 --> 00:08:23,458
‫شده جولانگاهِ جرائم سازمان‌یافته.

147
00:08:24,125 --> 00:08:25,908
‫یه تیتر جدید واسه خبرنگارها.

148
00:08:25,958 --> 00:08:28,500
‫کمکش کنیم بیشتر سر زبون‌ها بیفته؟

149
00:08:32,541 --> 00:08:34,241
‫به رئیست سیو بگو...

150
00:08:34,291 --> 00:08:37,916
‫تا وقتی برادرمو تحویل نده،
‫هر روز خدمت می‌رسم تا حالشو جا بیارم!

151
00:08:39,333 --> 00:08:40,500
‫لین کوئی‌پین!

152
00:08:41,208 --> 00:08:42,166
‫عقلت رو از دست دادی؟

153
00:08:44,375 --> 00:08:45,750
‫اینجا چه غلطی می‌کنی؟

154
00:08:48,125 --> 00:08:49,450
‫خودت نمی‌دونی چیکار کردی؟

155
00:08:49,500 --> 00:08:51,241
‫مگه ممکنه آدم‌های من دست روی «وان» بلند کنن؟

156
00:08:51,291 --> 00:08:53,208
‫اگه نمی‌خوای واقعیت رو بگی،

157
00:08:54,125 --> 00:08:55,500
‫دیگه کاری از دست من برنمیاد.

158
00:08:58,958 --> 00:08:59,791
‫بریم!

159
00:09:06,333 --> 00:09:08,825
‫هرچی باشه همه‌شون عضو سان‌هه هستن.

160
00:09:08,875 --> 00:09:11,583
‫سیو نمی‌‌خواد هر دو طرف آسیب ببینن.

161
00:09:12,083 --> 00:09:16,241
‫واسه همین هم سیو چینگ‌هه رو استخدام کرد...

162
00:09:16,291 --> 00:09:18,116
‫تا توی پیدا کردن لین وان‌لی کمک کنن.

163
00:09:18,166 --> 00:09:21,366
‫این‌طوری این هم ثابت می‌شه که ناپدید شدن لین وان‌لی...

164
00:09:21,416 --> 00:09:23,750
‫هیچ ربطی به اون نداشته.

165
00:09:27,250 --> 00:09:28,541
‫من این پرونده رو قبول نمی‌کنم.

166
00:09:29,583 --> 00:09:33,458
‫تا حالا هیچ کارچاق‌‌کنی جرئت نکرده
‫پرونده‌ای رو که چینگ‌هه بهش می‌ده رد کنه.

167
00:09:34,666 --> 00:09:36,783
‫تو قدیما عضو سان‌هه بودی.

168
00:09:36,833 --> 00:09:38,866
‫از زیر و بم کارشون بهتر از همه باخبری.

169
00:09:38,916 --> 00:09:40,208
‫چرا قبولش نمی‌کنی؟

170
00:09:44,208 --> 00:09:46,075
‫در هر صورت، من این پرونده رو قبول نمی‌کنم.

171
00:09:46,125 --> 00:09:47,375
‫یکی دیگه رو پیدا کنید.

172
00:09:48,166 --> 00:09:50,916
‫قانون و مقررات کارچاق‌کن‌ها رو یادت رفته؟

173
00:09:58,833 --> 00:10:00,033
‫نگران نباشید.

174
00:10:00,083 --> 00:10:01,208
‫خودمون حلش می‌کنیم.

175
00:10:13,250 --> 00:10:14,375
‫چرا ردش کردی؟

176
00:10:14,875 --> 00:10:16,583
‫از سان‌هه کینه شخصی داری؟

177
00:10:17,125 --> 00:10:19,075
‫گذشته‌ی منه، پیگیرش نشو.

178
00:10:19,125 --> 00:10:21,791
‫همون‌طور که من توی کار تو سرک نمی‌کشم.

179
00:10:22,291 --> 00:10:23,291
‫افتاد؟

180
00:11:01,250 --> 00:11:04,083
‫[حقیقت، عجیب‌تر از قصه است]

181
00:11:12,833 --> 00:11:15,875
‫رزها سرخن و بنفشه‌ها کبود،

182
00:11:19,291 --> 00:11:21,791
‫کارت رو می‌سازم خیلی زود!

183
00:11:22,291 --> 00:11:23,283
‫زبونت دراز شده‌ها!

184
00:11:23,333 --> 00:11:25,075
‫هم اهل قلمی هم اهل قمه!

185
00:11:25,125 --> 00:11:27,625
‫بین تمام بچه‌های سان‌هه، تو از همه بافرهنگ‌تری.

186
00:11:28,125 --> 00:11:29,500
‫من، چن لیانگ‌چی،

187
00:11:30,000 --> 00:11:31,491
‫قرار بود دستم قلم بگیرم،

188
00:11:31,541 --> 00:11:33,041
‫حالا اسلحه دستمه!

189
00:11:33,541 --> 00:11:34,866
‫واسه همینه که...

190
00:11:34,916 --> 00:11:37,666
‫می‌خوام دخترم رو بفرستم خارج درس بخونه...

191
00:11:38,166 --> 00:11:40,000
‫تا به جای من دنیا رو ببینه.

192
00:11:40,666 --> 00:11:41,625
‫ایول، دمت گرم.

193
00:11:42,125 --> 00:11:43,708
‫- نوبت توئه.
‫- خودم می‌زنم.

194
00:11:45,916 --> 00:11:47,125
‫«بنفشه‌ها...»

195
00:11:48,708 --> 00:11:49,583
‫«رنگ‌شون...»

196
00:11:51,250 --> 00:11:52,208
‫«کبوده!»

197
00:11:54,750 --> 00:11:56,366
‫لعنت بهش.

198
00:11:56,416 --> 00:11:58,500
‫تمرین دو ساله‌ی منو توی دو ماه شکست دادی!

199
00:11:59,291 --> 00:12:00,375
‫دوپینگی چیزی کردی؟

200
00:12:01,375 --> 00:12:03,325
‫این‌که چیزی نیست، دو ماه دیگه بهم وقت بده،

201
00:12:03,375 --> 00:12:05,325
‫بهت قول می‌دم مگس رو هم روی هوا با تیر بزنم.

202
00:12:05,375 --> 00:12:07,491
‫خدایا، باورنکردنیه.

203
00:12:07,541 --> 00:12:08,783
‫خیلی خب، یه روزی...

204
00:12:08,833 --> 00:12:11,575
‫جلوی «وان» مگس‌زدنت رو اجرا می‌کنی،

205
00:12:11,625 --> 00:12:13,125
‫اون‌وقت ترفیع می‌گیری.

206
00:12:14,333 --> 00:12:17,958
‫اولین خانی که با مگس‌کُشی به قدرت رسیده!

207
00:12:19,416 --> 00:12:21,833
‫برگ‌ها بریزید، گل‌ها بخشکید...

208
00:12:23,458 --> 00:12:24,541
‫«بریزید.»

209
00:12:26,708 --> 00:12:30,000
‫می‌رم بالا و مگس‌ها می‌شن طعمه‌م!

210
00:12:37,291 --> 00:12:40,500
‫[هیچ‌چیز زیباتر از بهار نیست]

211
00:12:44,625 --> 00:12:46,791
‫[بهار]

212
00:13:03,250 --> 00:13:04,083
‫با من کاری داشتی؟

213
00:13:06,083 --> 00:13:07,916
‫این چند وقته مشغول چی بودی؟

214
00:13:11,083 --> 00:13:13,241
‫پسر کوچیکه‌ی یه خاندان سیاسی بودن...

215
00:13:13,291 --> 00:13:15,033
‫که حسابی مطیع باباشه...

216
00:13:15,083 --> 00:13:16,458
‫و خیلی هم بی‌سر و صدا زندگی می‌کنه.

217
00:13:19,125 --> 00:13:20,533
‫این چه جور طرز حرف زدنه؟

218
00:13:20,583 --> 00:13:22,250
‫چطور روت می‌شه این‌طوری با بابا حرف بزنی؟

219
00:13:23,416 --> 00:13:24,491
‫چیه مگه؟

220
00:13:24,541 --> 00:13:27,658
‫امسال توی مراسم نیاکان خانوادگی‌مون شرکت می‌کنی.

221
00:13:27,708 --> 00:13:30,041
‫تمام رسانه‌های معتبر هم اونجا حاضرن.

222
00:13:30,541 --> 00:13:33,616
‫از برادرت یاد بگیر چطور مدیریتشون کنی.

223
00:13:33,666 --> 00:13:36,075
‫بیشتر ازش یاد بگیر، فهمیدی؟

224
00:13:36,125 --> 00:13:37,366
‫نوچه‌ش بشم؟

225
00:13:37,416 --> 00:13:39,158
‫تو عضوی از خانواده سوئه‌ای!

226
00:13:39,208 --> 00:13:40,658
‫دست از این ول‌گشتن‌های شبانه‌روزی بردار.

227
00:13:40,708 --> 00:13:42,416
‫پس یادت مونده منم یه سوئه‌ام؟

228
00:13:43,666 --> 00:13:46,783
‫خجالت نمی‌کشی با من جایی دیده بشی؟

229
00:13:46,833 --> 00:13:48,750
‫فقط کاری رو که گفتم بکن.

230
00:13:49,750 --> 00:13:51,291
‫اگه واقعاً دلت نمی‌خواد بیای،

231
00:13:51,791 --> 00:13:52,958
‫اصلاً نیا!

232
00:14:11,375 --> 00:14:14,625
‫بابا فقط می‌خواست با این کار
‫روابطش با تو رو درست کنه.

233
00:14:15,208 --> 00:14:18,416
‫من هر کاری هم بکنم،
‫هیچ‌وقت براش پسر خوبی نمی‌شم.

234
00:14:19,541 --> 00:14:21,208
‫خودتو به خاطر من قاطی این ماجرا نکن.

235
00:14:26,666 --> 00:14:29,125
‫مگه همیشه دنبال این نبودی که تاییدت کنه؟

236
00:14:30,166 --> 00:14:32,458
‫بابا همیشه آرزوش بود برگردی خونه
‫و کمک‌دستش باشی.

237
00:14:34,208 --> 00:14:35,333
‫خود منم همین‌طور.

238
00:14:36,625 --> 00:14:39,875
‫به کسی نیاز دارم که واقعاً بتونم
‫بهش اعتماد کنم تا کمکم کنه.

239
00:14:42,125 --> 00:14:45,116
‫تو توی خوندن دست رقبا...

240
00:14:45,166 --> 00:14:46,908
‫و بازی‌های قدرت فوق‌‌العاده باهوشی.

241
00:14:46,958 --> 00:14:48,541
‫به مشورت‌هات نیاز دارم.

242
00:14:49,083 --> 00:14:51,291
‫می‌خوام به بابا هم توانایی‌هات رو نشون بدم.

243
00:15:33,791 --> 00:15:36,166
‫[بابا اینجا نیست؟]

244
00:15:42,916 --> 00:15:45,750
‫[تنهایی؟]

245
00:15:47,583 --> 00:15:48,500
‫ببخشید.

246
00:15:49,083 --> 00:15:51,916
‫ببخشید معطل شدید،
‫داشتم پشت مغازه رو مرتب می‌کردم.

247
00:15:53,166 --> 00:15:54,750
‫دقیقاً شد ۱۰۰ دلار.

248
00:15:55,375 --> 00:15:57,283
‫چون دیره، یه تخفیفی هم بهتون دادم.

249
00:15:57,333 --> 00:15:58,250
‫ممنون.

250
00:15:58,750 --> 00:15:59,875
‫چه بچه‌ی گلی دارید.

251
00:16:18,750 --> 00:16:19,791
‫اومدی؟

252
00:16:20,708 --> 00:16:21,916
‫آره، اومدم.

253
00:16:28,583 --> 00:16:32,291
‫[بابا اینجا نیست؟ تنهایی؟]

254
00:16:35,833 --> 00:16:37,366
‫[مکتب سه هماهنگی]

255
00:16:37,416 --> 00:16:41,375
‫جناب سروان، نذارید کسی بو ببره
‫من شما رو ملاقات کردم.

256
00:16:41,875 --> 00:16:43,741
‫هرچی باشه موقعیت جفتمون حساسه.

257
00:16:43,791 --> 00:16:44,833
‫درک می‌کنم.

258
00:16:45,833 --> 00:16:48,116
‫این اواخر لین وان‌لی با کسی دشمنی داشته؟

259
00:16:48,166 --> 00:16:49,033
‫[کارآگاه]

260
00:16:49,083 --> 00:16:52,075
‫دیگه دم بازنشستگیشه،
‫بیشتر از هر چیزی دنبال صلح و سازشه.

261
00:16:52,125 --> 00:16:54,375
‫بعیده با کسی درگیر شده باشه.

262
00:16:56,000 --> 00:16:58,158
‫در واقع، «وان» از قبل همه‌چیز رو مرتب کرده بود.

263
00:16:58,208 --> 00:16:59,991
‫خودش می‌دونست سنش بالا رفته.

264
00:17:00,041 --> 00:17:02,416
‫وصیت‌نامه‌ش رو هم چند وقت پیش نوشت.

265
00:17:02,916 --> 00:17:03,991
‫می‌گن که...

266
00:17:04,041 --> 00:17:06,616
‫ماجرای دزدیدن لین وان‌لی...

267
00:17:06,666 --> 00:17:08,658
‫زیر سر لین کوئی‌پین و سیوئه.

268
00:17:08,708 --> 00:17:09,866
‫غیرممکنه.

269
00:17:09,916 --> 00:17:11,491
‫یکی‌شون برادر کوچیکترشه،

270
00:17:11,541 --> 00:17:13,708
‫- سیو رو هم خودش بزرگ کرده.
‫- یو!

271
00:17:15,625 --> 00:17:17,291
‫شنیدم پلیس اومده اینجا.

272
00:17:17,833 --> 00:17:19,333
‫چرا به من چیزی نگفتی؟

273
00:17:19,916 --> 00:17:21,375
‫وقت نشد بهت بگم.

274
00:17:23,375 --> 00:17:24,625
‫جناب سروان،

275
00:17:25,458 --> 00:17:26,916
‫چی می‌خوای بدونی؟

276
00:17:27,416 --> 00:17:30,450
‫پین، پلیس اومده کمک کنه برادرت رو پیدا کنیم.

277
00:17:30,500 --> 00:17:31,916
‫از کدوم واحدی؟

278
00:17:32,625 --> 00:17:34,166
‫کی تو رو فرستاده اینجا؟

279
00:17:42,250 --> 00:17:44,000
‫وان؟ وان، خودتی؟

280
00:17:45,625 --> 00:17:47,541
‫اون چه صداییه؟ الو؟

281
00:17:48,541 --> 00:17:49,625
‫بذارش روی بلندگو.

282
00:17:51,000 --> 00:17:51,833
‫وان؟

283
00:17:53,250 --> 00:17:55,783
‫- وان؟
‫- سه روز دیگه. داخل یه اتوبوس.

284
00:17:55,833 --> 00:17:57,291
‫مبلغ باج، یک میلیونه.

285
00:17:57,791 --> 00:18:00,208
‫فقط زنِ لین وان‌لی حق داره سوار اتوبوس بشه.

286
00:18:00,708 --> 00:18:04,041
‫اگه ببینیم کسی تعقیبمون می‌‌کنه،
‫درجا دخلش رو می‌آوریم.

287
00:18:04,541 --> 00:18:05,833
‫هی، می‌شه بذاری من...

288
00:18:08,000 --> 00:18:09,366
‫درست شنیدم؟

289
00:18:09,416 --> 00:18:11,750
‫یک میلیون دلار باج؟

290
00:18:12,791 --> 00:18:13,625
‫بی‌شرف‌های عوضی!

291
00:18:14,500 --> 00:18:15,791
‫دارن ما رو مسخره می‌کنن؟

292
00:18:16,291 --> 00:18:18,075
‫پیشنهاد می‌کنیم فعلاً دست به اقدامی نزنید.

293
00:18:18,125 --> 00:18:19,991
‫بذارید پلیس خودش پیگیری کنه.

294
00:18:20,041 --> 00:18:21,866
‫این یه موضوع خانوادگیه، خودمون حلش می‌کنیم.

295
00:18:21,916 --> 00:18:23,491
‫- نیازی به پلیس نداریم.
‫- پین!

296
00:18:23,541 --> 00:18:26,250
‫با این کار فقط جونش رو بیشتر به خطر می‌ندازی.

297
00:18:26,916 --> 00:18:27,750
‫راهنماییش کنین بیرون!

298
00:18:28,458 --> 00:18:29,791
‫جناب سروان، از این طرف لطفاً.

299
00:18:43,250 --> 00:18:45,991
‫[شیرینی‌پزی هونگ سینگ]

300
00:18:46,041 --> 00:18:48,958
‫عجیبه، چرا این‌قدر زود تعطیل کرده؟

301
00:18:51,041 --> 00:18:52,750
‫وسایل رو هم جمع نکرده.

302
00:19:36,041 --> 00:19:38,200
‫[هو تونگ‌یو، کارچاق‌کن سایه، ۴۳ ساله]

303
00:19:38,250 --> 00:19:40,958
‫[وضعیت: فوت‌شده]

304
00:19:48,250 --> 00:19:51,000
‫کارچاق‌کن زمینی، چی باعث شده بیای اینجا؟

305
00:19:52,291 --> 00:19:54,791
‫بعضی حرف‌ها رو باید حضوری زد.

306
00:19:56,125 --> 00:19:58,116
‫به عنوان یه رفیق قدیمی،

307
00:19:58,166 --> 00:20:00,166
‫باید در مورد یه موضوعی بهت هشدار بدم.

308
00:20:00,916 --> 00:20:02,700
‫می‌خوای در مورد...

309
00:20:02,750 --> 00:20:04,366
‫شایعات اخیری صحبت کنی...

310
00:20:04,416 --> 00:20:05,958
‫که می‌گن چینگ‌هه...

311
00:20:06,458 --> 00:20:07,791
‫رازهامون رو...

312
00:20:08,375 --> 00:20:09,583
‫کف دست پلیس گذاشته...

313
00:20:10,083 --> 00:20:13,208
‫و حتی قصد داشته کارچاق‌کن‌های خودمون رو سربه نیست کنه؟

314
00:20:15,291 --> 00:20:17,750
‫فقط ما نیستیم که از ماجرا باخبریم،

315
00:20:18,666 --> 00:20:21,083
‫مشتری‌ها هم بو بردن.

316
00:20:21,583 --> 00:20:24,000
‫چندتا مشتری می‌‌خواستن استخداممون کنن،

317
00:20:24,583 --> 00:20:27,791
‫ولی توی همین چند روز اخیر همه‌شون یهویی جا زدن.

318
00:20:28,875 --> 00:20:31,625
‫کاملاً واضحه که یکی پشت این شایعاته.

319
00:20:32,375 --> 00:20:34,500
‫چرا باید بی‌خودی وحشت کنیم؟

320
00:20:35,000 --> 00:20:38,916
‫اگه مشتری‌ها حس کنن چینگ‌هه
‫نمی‌تونه رازدارشون باشه،

321
00:20:39,833 --> 00:20:43,041
‫هر لحظه ممکنه بر علیه چینگ‌هه کودتا کنن.

322
00:20:48,500 --> 00:20:50,166
‫یه کلاغ چهل‌کلاغ که بشه،

323
00:20:50,666 --> 00:20:53,041
‫دروغ هم کم‌کم جای حقیقت رو می‌گیره.

324
00:20:54,375 --> 00:20:55,541
‫یادت نره،

325
00:20:56,041 --> 00:20:57,958
‫بعضی‌ها همون‌طوری که چیزی از چنگشون دراومده،

326
00:20:58,583 --> 00:21:00,875
‫سعی می‌کنن همون‌طوری هم پسش بگیرن.

327
00:21:03,166 --> 00:21:04,125
‫قربان،

328
00:21:04,625 --> 00:21:07,833
‫محبوبیت تریستان این اواخر بیشتر شده.

329
00:21:08,625 --> 00:21:10,491
‫شهردار شدنش...

330
00:21:10,541 --> 00:21:12,075
‫کاملاً در دسترسه.

331
00:21:12,125 --> 00:21:13,625
‫به لطف شماست، خانم فان.

332
00:21:14,125 --> 00:21:17,158
‫قدردان تمام زحماتی هستیم که «یه یوئه تونگ» کشیده.

333
00:21:17,208 --> 00:21:20,283
‫این شما بودید که به یه یوئه تونگ
‫فرصت دادید تا ثابت کنه...

334
00:21:20,333 --> 00:21:22,166
‫یه یوئه تونگ هم از پسِ هر کاری...

335
00:21:22,666 --> 00:21:24,958
‫که چینگ‌هه انجام می‌ده برمیاد.

336
00:21:25,583 --> 00:21:28,125
‫حتی خیلی بهتر از اونا.

337
00:21:28,625 --> 00:21:31,875
‫شنیدم چینگ‌هه این روزها به مشکل خورده.

338
00:21:32,875 --> 00:21:37,041
‫دست‌فرمون تاکری هوانگ
‫فقط به چینگ‌هه ضربه می‌زنه.

339
00:21:37,416 --> 00:21:39,458
‫اگه قرار باشه میراث چینگ‌هه پابرجا بمونه،

340
00:21:40,458 --> 00:21:43,125
‫به یه رهبر بهتر نیاز داره.

341
00:21:45,416 --> 00:21:46,416
‫به نظر می‌رسه...

342
00:21:47,583 --> 00:21:49,291
‫یه نقشه‌هایی توی سرت داری.

343
00:21:49,958 --> 00:21:53,000
‫معبد چینگ‌هه مقر و هسته‌ی مرکزی تشکیلاته.

344
00:21:53,500 --> 00:21:56,750
‫بی‌طرف موندن دیگه مال گذشته‌هاست.

345
00:21:57,250 --> 00:22:01,333
‫چینگ‌هه الان به یکی در خفا و سایه نیاز داره،

346
00:22:01,833 --> 00:22:03,541
‫و یه نفر هم به صورت علنی.

347
00:22:04,333 --> 00:22:07,908
‫برای وجهه علنی، هیچ‌کس لایق‌تر از خانواده سوئه نیست.

348
00:22:07,958 --> 00:22:10,750
‫بخش تاریکش رو هم بسپرید به من.

349
00:22:11,791 --> 00:22:13,291
‫تا وقتی با هم متحد باشیم،

350
00:22:13,791 --> 00:22:16,916
‫تمام برگ‌های برنده دست خودمونه.

351
00:22:17,916 --> 00:22:19,791
‫می‌خوای چینگ‌هه رو کنترل کنی؟

352
00:22:20,291 --> 00:22:23,958
‫من فقط جایگاهی رو می‌خوام که حق خودمه.

353
00:22:27,166 --> 00:22:28,166
‫که این‌طور.

354
00:22:29,250 --> 00:22:30,083
‫چطوره این کار رو بکنیم؟

355
00:22:30,750 --> 00:22:32,416
‫یه هفته بهم وقت بده.

356
00:22:32,916 --> 00:22:34,041
‫تا اون موقع،

357
00:22:34,541 --> 00:22:37,041
‫جوابی آماده می‌کنم که رضایت همه رو جلب کنه.

358
00:22:39,000 --> 00:22:40,000
‫بفرما.

359
00:22:40,500 --> 00:22:42,241
‫خیلی وقته شطرنج بازی نکردیم.

360
00:22:42,291 --> 00:22:44,325
‫یه دست بزنیم؟ چی می‌گی؟

361
00:22:44,375 --> 00:22:45,208
‫شاید یه وقت دیگه.

362
00:22:45,708 --> 00:22:46,958
‫کارهای دیگه‌ای دارم که باید بهشون برسم.

363
00:22:49,958 --> 00:22:53,375
‫یه حسی بهم می‌گه خیلی زود دوباره همدیگه رو می‌بینیم.

364
00:23:02,041 --> 00:23:04,575
‫انگار فقط کارچاق‌کن زمینی نگران نیست،

365
00:23:04,625 --> 00:23:07,658
‫کارچاق‌کن‌های خاک، اسرار،
‫کیهان و اعصار هم نگران اوضاع‌ان.

366
00:23:07,708 --> 00:23:09,708
‫حالا که مدیریت هم باخبر شده،

367
00:23:10,541 --> 00:23:12,533
‫باید زودتر این گندکاری رو جمع کنیم.

368
00:23:12,583 --> 00:23:14,333
‫سیو رو دعوت کن اینجا.

369
00:23:14,833 --> 00:23:18,658
‫بهش بگو بابت این کار هزینه‌ای نمی‌گیریم.

370
00:23:18,708 --> 00:23:19,750
‫اما در عوض،

371
00:23:20,458 --> 00:23:24,583
‫توقع داریم سان‌هه هم یه خدمتی به چینگ‌هه بکنه.

372
00:23:25,875 --> 00:23:28,450
‫اگه نتونی چینگ‌هه رو تصاحب کنی...

373
00:23:28,500 --> 00:23:30,708
‫و چینگ‌هه بر علیهت بشه...

374
00:23:32,416 --> 00:23:34,500
‫ریسک خیلی بزرگیه.

375
00:23:35,000 --> 00:23:36,825
‫قربان، خبر دارید که...

376
00:23:36,875 --> 00:23:38,416
‫توی معبد چینگ‌هه...

377
00:23:38,916 --> 00:23:42,666
‫یه سری پرونده‌های محرمانه هست
‫که می‌تونه داخل و خارج کشور رو به لرزه بندازه؟

378
00:23:43,166 --> 00:23:44,283
‫یه چیزهایی شنیدم.

379
00:23:44,333 --> 00:23:45,491
‫همون نقطه اتکایی که...

380
00:23:45,541 --> 00:23:48,291
‫به چینگ‌‌هه اجازه داده
‫این‌همه سال بی‌طرف بمونه.

381
00:23:50,541 --> 00:23:53,200
‫این پرونده‌های محرمانه واقعاً وجود دارن.

382
00:23:53,250 --> 00:23:55,125
‫اسمشون «پرونده‌های کهن»ـه.

383
00:23:57,416 --> 00:23:58,450
‫کارچاق‌کن نخستین...

384
00:23:58,500 --> 00:24:02,333
‫بزرگ‌ترین کارچاق‌کنِ تاریخ چینگ‌هه بوده.

385
00:24:02,833 --> 00:24:06,000
‫سخت‌ترین مأموریت‌های محرمانه رو انجام می‌دادن.

386
00:24:06,500 --> 00:24:10,708
‫فقط رؤسای چینگ‌هه می‌دونن
‫این پرونده‌ها کجا نگهداری می‌شن.

387
00:24:11,208 --> 00:24:14,250
‫اما تاکری هوانگ جاشون رو نمی‌‌دونه،

388
00:24:15,583 --> 00:24:17,125
‫در حالی که من می‌دونم.

389
00:24:18,875 --> 00:24:22,208
‫اگه برای خلاص شدن از شر تاکری هوانگ
‫حمایت شما رو داشته باشم،

390
00:24:22,708 --> 00:24:27,125
‫می‌تونیم هر دو طرف قانون رو دست بگیریم.

391
00:24:28,666 --> 00:24:31,250
‫من قدرتمندترین متحد شما می‌شم.

392
00:24:37,666 --> 00:24:38,875
‫این پل...

393
00:24:39,708 --> 00:24:41,583
‫دو طرف شهر رو به هم وصل می‌‌کنه.

394
00:24:42,458 --> 00:24:45,750
‫یه طرف نماد نظم و قدرته،

395
00:24:46,375 --> 00:24:47,333
‫اون طرف...

396
00:24:47,833 --> 00:24:50,000
‫فرصت و جاه‌طلبی.

397
00:24:51,416 --> 00:24:52,666
‫این تضاد نیست...

398
00:24:56,333 --> 00:24:57,666
‫بلکه همزیستیه.

399
00:25:00,541 --> 00:25:02,875
‫[پک ویژه سه‌تایی، با قیمت استثنایی]

400
00:25:03,791 --> 00:25:05,366
‫[فقط ۲۰ میلیون دلار]

401
00:25:05,416 --> 00:25:07,991
‫نمی‌دونم شوهرتون تا حالا چیزی
‫از شغل من بهتون گفته بود یا نه.

402
00:25:08,041 --> 00:25:11,250
‫اون خودش رو پیش شرکت ما بیمه عمر کرده بود.

403
00:25:11,750 --> 00:25:14,250
‫و این غرامت رو برای شما و بچه‌تون گذاشته.

404
00:25:14,750 --> 00:25:16,791
‫امیدواریم توی این روزهای سخت، کمک‌حالتون باشه.

405
00:25:21,750 --> 00:25:23,083
‫همیشه همین‌طور بود.

406
00:25:23,583 --> 00:25:25,116
‫هیچ‌وقت چیزی به من نمی‌گفت.

407
00:25:25,166 --> 00:25:26,991
‫همه‌ی بار رو تنهایی به دوش می‌کشید.

408
00:25:27,041 --> 00:25:28,541
‫من این پولو نمی‌خوام.

409
00:25:30,000 --> 00:25:31,416
‫من فقط خودش رو می‌خوام.

410
00:25:37,416 --> 00:25:38,666
‫تسلیت می‌گیم.

411
00:25:42,791 --> 00:25:43,958
‫می‌دونم...

412
00:25:44,541 --> 00:25:46,666
‫این پولِ بیمه نیست.

413
00:25:50,583 --> 00:25:51,916
‫ممنون.

414
00:25:58,500 --> 00:25:59,666
‫خیلی متأسفم.

415
00:26:12,500 --> 00:26:13,708
‫همه‌ش تقصیر منه.

416
00:26:14,375 --> 00:26:16,166
‫اگه بهش تیر نزده بودم و زخمی نشده بود،

417
00:26:17,250 --> 00:26:18,708
‫الان نمرده بود.

418
00:26:19,625 --> 00:26:21,583
‫الکی همه‌چیزو ننداز گردن خودت.

419
00:26:22,291 --> 00:26:23,741
‫کارچاق‌کن بودن این خطرات رو هم داره.

420
00:26:23,791 --> 00:26:25,958
‫تاوانی بود که باید بابت این شغل می‌داد.

421
00:26:26,791 --> 00:26:28,458
‫کارچاق‌کن سایه رو به خاک سپردیم.

422
00:26:28,958 --> 00:26:31,375
‫کارچاق‌کن حذف و بقیه، بقیه‌ی ماجرا رو جمع می‌کنن.

423
00:26:34,833 --> 00:26:36,583
‫مگه قضیه رو تموم نکردیم؟

424
00:26:37,416 --> 00:26:38,825
‫وقتی یه کارچاق‌کن می‌میره،

425
00:26:38,875 --> 00:26:40,991
‫همکارش جنازه‌ش رو برمی‌گردونه.

426
00:26:41,041 --> 00:26:43,116
‫کارچاق‌کن حذف هم تمام مدارکی رو که...

427
00:26:43,166 --> 00:26:45,250
‫اونو به چینگ‌هه وصل می‌کنه پاک می‌کنه.

428
00:26:46,750 --> 00:26:49,000
‫فقط بعضی خاطره‌ها هستن که هیچ‌وقت پاک نمی‌شن.

429
00:26:57,875 --> 00:26:59,116
‫[خوراک مارماهی مردابی]

430
00:26:59,166 --> 00:27:01,658
‫راستی، پرونده‌ی سان‌هه به کجا رسید؟

431
00:27:01,708 --> 00:27:03,825
‫مگه نمی‌گفتی برات مهم نیست در مورد سان‌هه چه خبره؟

432
00:27:03,875 --> 00:27:07,583
‫برام مهم نیست، ولی باید حواسم
‫به کار شریکم باشه دیگه، نه؟

433
00:27:12,500 --> 00:27:15,375
‫اون روز سر مأموریت دستم آسیب دید.

434
00:27:16,041 --> 00:27:17,375
‫چند روزه خوب می‌شه.

435
00:27:18,500 --> 00:27:20,583
‫لین کوئی‌پین مدام پاپیچِ سیو می‌شه.

436
00:27:21,125 --> 00:27:23,750
‫قطعاً قبل از پرداخت باج یه حرکتی می‌زنه.

437
00:27:43,208 --> 00:27:48,000
‫درگیری این گانگسترها
‫بی‌عرضگی شهردار فعلی رو کاملاً برملا کرده.

438
00:27:51,791 --> 00:27:54,491
‫شهر شادی، تبدیل شده به جولانگاه خلافکارها!

439
00:27:54,541 --> 00:27:57,991
‫آقای شهردار، لطفاً بیا جلو
‫و از شهروندان عذرخواهی کن!

440
00:27:58,041 --> 00:28:00,083
‫خفه شو، لین کوئی‌پین!

441
00:28:00,583 --> 00:28:02,158
‫[خائن]

442
00:28:02,208 --> 00:28:03,450
‫حالا که داری کناره‌گیری می‌کنی،

443
00:28:03,500 --> 00:28:05,283
‫از وظایفت شانه خالی نکن.

444
00:28:05,333 --> 00:28:09,458
‫لطفاً تا آخرین لحظه از امنیت مردم محافظت کنید.

445
00:28:27,500 --> 00:28:30,500
‫بهت گفتم استتار کن،
‫چرا تیپ ماهیگیری زدی؟!

446
00:28:32,000 --> 00:28:34,158
‫اگه می‌خوای کاری رو بکنی،
‫با جون و دل انجامش بده.

447
00:28:34,208 --> 00:28:37,450
‫باید کاری کنی عوضی‌ها طعمه رو گاز بزنن.

448
00:28:37,500 --> 00:28:38,366
‫افتاد؟

449
00:28:38,416 --> 00:28:40,116
‫خودتو ببین، اول شبی عینک آفتابی زدی!

450
00:28:40,166 --> 00:28:41,666
‫مطمئنی اصلاً جلوی پات رو می‌بینی؟

451
00:29:07,625 --> 00:29:08,875
‫دوباره شروع شد.

452
00:29:11,041 --> 00:29:12,408
‫ماجرا چیه باز؟

453
00:29:12,458 --> 00:29:15,075
‫نکنه «یه یوئه تونگ» می‌خواد توی تمام پرونده‌های چینگ‌هه
‫نخود هر آش بشه؟

454
00:29:15,125 --> 00:29:17,875
‫یه هدف مشترک داریم: لین وان‌لی.

455
00:29:18,375 --> 00:29:20,166
‫هیچ ربطی هم به یه یوئه تونگ نداره.

456
00:29:21,375 --> 00:29:22,750
‫این‌دفعه با هم همکاری می‌کنیم.

457
00:29:23,291 --> 00:29:24,416
‫اعتراضی که نیست؟

458
00:29:25,000 --> 00:29:27,041
‫- من که حرفی ندارم.
‫- اصلاً کی از تو پرسید؟!

459
00:29:33,333 --> 00:29:35,000
‫- الو؟
‫- پول رو آوردی؟

460
00:29:35,500 --> 00:29:36,958
‫اومدم تحویلش بگیرم.

461
00:29:37,750 --> 00:29:39,033
‫کجایی؟

462
00:29:39,083 --> 00:29:40,541
‫ایستگاه بعدی،

463
00:29:41,041 --> 00:29:42,741
‫پول رو از در عقب بنداز بیرون.

464
00:29:42,791 --> 00:29:43,875
‫از اتوبوس پیاده نشو.

465
00:29:44,375 --> 00:29:46,500
‫اگه ایستگاه رو رد کنی،
‫شوهرت می‌میره.

466
00:30:05,041 --> 00:30:06,416
‫وایسا بینم، کثافت!

467
00:30:06,916 --> 00:30:07,958
‫نیازی نیست بیفتی دنبالش.

468
00:30:10,208 --> 00:30:12,125
‫توی ساک ردیاب کار گذاشتم.

469
00:30:16,375 --> 00:30:18,991
‫ایول، کارو درآوردیم!

470
00:30:19,041 --> 00:30:20,616
‫- چی؟
‫- یه میلیون کاسب شدیم!

471
00:30:20,666 --> 00:30:22,158
‫گرفتیش؟ کجاست؟ نشونم بده!

472
00:30:22,208 --> 00:30:24,491
‫لعنتی، شانس آوردم تیز دویدم،

473
00:30:24,541 --> 00:30:26,041
‫وگرنه کارم تموم بود.

474
00:30:31,958 --> 00:30:35,375
‫این بشقاب اردک بریون رو ببر
‫بذار جلوی «اسطوره‌ی ثروت»مون.

475
00:30:41,958 --> 00:30:44,450
‫اسطوره‌ی ثروت، بفرما غذا!

476
00:30:44,500 --> 00:30:46,325
‫لازم نکرده این‌جوری دهنمو آب بندازی.

477
00:30:46,375 --> 00:30:48,250
‫قیافه‌‌ت رو دیدم.

478
00:30:51,166 --> 00:30:53,325
‫داری کیو خر می‌کنی؟ چطور دیدی آخه؟

479
00:30:53,375 --> 00:30:55,250
‫آره ارواح عمه‌ت، لابد منم با پشتم می‌بینم!

480
00:30:56,083 --> 00:31:00,791
‫موهاتو رنگ کاهی زدی؟

481
00:31:05,333 --> 00:31:07,908
‫- هی، واقعاً منو دید! هوی!
‫- چی شده؟

482
00:31:07,958 --> 00:31:08,825
‫چیه مگه؟

483
00:31:08,875 --> 00:31:10,408
‫- دید منو!
‫- دیدت؟

484
00:31:10,458 --> 00:31:12,075
‫بهت گفتم کیسه زباله سرت نکن!

485
00:31:12,125 --> 00:31:14,000
‫تا حالا آدم ندزدیده بودین، نه؟

486
00:31:15,375 --> 00:31:17,958
‫از سان‌هه فقط یه میلیون باج خواستین؟

487
00:31:18,750 --> 00:31:20,783
‫دارین منو دست‌‌کم می‌گیرید...

488
00:31:20,833 --> 00:31:23,241
‫یا سان‌هه رو؟

489
00:31:23,291 --> 00:31:24,991
‫- سان‌هه؟
‫- هوی، سان‌هه چیه دیگه؟

490
00:31:25,041 --> 00:31:27,325
‫من از کجا بدونم؟ مگه تو نمی‌دونی؟
‫سان‌هه چیه اصلاً؟

491
00:31:27,375 --> 00:31:28,833
‫لین وان‌لی.

492
00:31:29,333 --> 00:31:30,833
‫گوشی داری دیگه، نه؟

493
00:31:31,333 --> 00:31:33,166
‫- لین وان‌لی کیه؟
‫- گوگلش کن.

494
00:31:48,166 --> 00:31:49,033
‫خب؟ خودشه؟

495
00:31:49,083 --> 00:31:50,958
‫- آره.
‫- خودِ یاروئه؟ آره، خودشه!

496
00:31:51,541 --> 00:31:52,916
‫حالا چه خاکی به سرمون بریزیم؟

497
00:31:53,833 --> 00:31:56,200
‫لعنتی، همه‌ش تقصیر توئه!
‫بین این‌همه آدم چرا سان‌هه آخه؟

498
00:31:56,250 --> 00:31:57,908
‫خیله‌خب، ببند دهنو!

499
00:31:57,958 --> 00:31:59,200
‫خودم یه فکری براش می‌کنم.

500
00:31:59,250 --> 00:32:00,783
‫مگه همیشه همین‌طور نبوده؟

501
00:32:00,833 --> 00:32:02,158
‫تو زور بازو، منم عقل کل!

502
00:32:02,208 --> 00:32:03,791
‫گشنمه.

503
00:32:04,416 --> 00:32:05,825
‫اگه به شکمم خوب برسید،

504
00:32:05,875 --> 00:32:07,666
‫لوتون نمی‌دم.

505
00:32:08,250 --> 00:32:10,250
‫گشنشه. چی‌کار کنیم؟

506
00:32:20,666 --> 00:32:23,083
‫بفرمایید قربان، یه رون اردک بزنید.

507
00:32:28,458 --> 00:32:29,825
‫فاز شما دوتا چیه اصلاً؟

508
00:32:29,875 --> 00:32:32,708
‫چطور شد که کارتون کشید به آدم‌ربایی؟

509
00:32:35,791 --> 00:32:39,366
‫سر شرط‌بندی تگزاس هولدم باختیم
‫و تا خرخره رفتیم زیر بار قرض.

510
00:32:39,416 --> 00:32:40,783
‫اگه تسویه نکنیم،

511
00:32:40,833 --> 00:32:42,458
‫بقیه انگشت‌هامون رو هم قطع می‌کنن.

512
00:32:43,125 --> 00:32:45,250
‫چند وقته همدیگه رو می‌شناسید؟

513
00:32:45,750 --> 00:32:47,666
‫از بچگی با هم دم‌خور بودیم.

514
00:32:49,041 --> 00:32:50,666
‫تماشای شما دوتا...

515
00:32:51,541 --> 00:32:54,666
‫یاد دوتا پسر جوون می‌اندازتم
‫که قدیما مثل سایه دنبالم بودن.

516
00:32:55,166 --> 00:32:57,000
‫خیلی شبیه شماها بودن.

517
00:32:58,083 --> 00:33:00,283
‫اما باهوش‌تر بودن.

518
00:33:00,333 --> 00:33:01,958
‫و خیلی هم گرگ‌تر و زبل‌تر.

519
00:33:02,750 --> 00:33:05,416
‫توی کل عمرم، هیچ‌کس رو ندیدم که...

520
00:33:05,916 --> 00:33:07,583
‫اندازه‌ی شما دوتا خنگ باشه!

521
00:33:08,083 --> 00:33:09,833
‫با توئه ها، اسکل!

522
00:33:11,166 --> 00:33:14,875
‫گذشته رو که نگاه می‌کنم، همون روزهایی که
‫اون دوتا پسر جوون با من بودن،

523
00:33:16,166 --> 00:33:18,458
‫شیرین‌ترین روزهای عمرم بودن.

524
00:33:22,458 --> 00:33:24,541
‫فقط زنم با شماها حرف زد؟

525
00:33:25,291 --> 00:33:26,708
‫از سرکرده‌های دیگه گانگسترها چی؟

526
00:33:29,958 --> 00:33:31,000
‫نه.

527
00:33:34,708 --> 00:33:37,083
‫فردا راه می‌افتم می‌رم پایین کوه،

528
00:33:37,916 --> 00:33:40,833
‫و بهشون می‌‌گم خودم صحنه‌سازی کرده بودم.

529
00:33:41,416 --> 00:33:43,491
‫این‌طوری دیگه خطری تهدیدتون نمی‌کنه.

530
00:33:43,541 --> 00:33:46,458
‫بعدشم برید بدهی شرط‌بندی بازی‌تون رو بدید.

531
00:33:47,125 --> 00:33:48,916
‫وقتی همه‌چیز سر و سامون گرفت،

532
00:33:49,458 --> 00:33:50,908
‫بیاید پیش خودم کار کنید.

533
00:33:50,958 --> 00:33:51,833
‫باشه.

534
00:33:52,541 --> 00:33:54,950
‫رئیس! هی، بگو رئیس!

535
00:33:55,000 --> 00:33:56,333
‫- رئیس.
‫- رئیس.

536
00:33:58,291 --> 00:33:59,533
‫اجازه، رئیس...

537
00:33:59,583 --> 00:34:02,783
‫خیلی تحت فشارم، با اجازه‌تون می‌رم سبک شم.

538
00:34:02,833 --> 00:34:04,083
‫برو.

539
00:34:05,791 --> 00:34:07,291
‫بیا، بشین.

540
00:34:26,958 --> 00:34:27,916
‫صبر کن ببینم.

541
00:34:41,166 --> 00:34:42,791
‫کی شما رو فرستاده منو نجات بدید؟

542
00:34:51,291 --> 00:34:53,750
‫کی شما رو فرستاده منو بکشید؟

543
00:34:54,750 --> 00:34:58,291
‫وان، بچه‌ها اومدن واسه بدرقه‌ت.

544
00:34:59,666 --> 00:35:00,916
‫پین؟

545
00:35:01,583 --> 00:35:03,075
‫مرتیکه بزدل!

546
00:35:03,125 --> 00:35:04,416
‫می‌خواد منو بکشه،

547
00:35:05,166 --> 00:35:06,666
‫اما می‌ترسه خودش دست به کار بشه؟

548
00:35:10,958 --> 00:35:12,125
‫خیلی متأسفم.

549
00:35:13,625 --> 00:35:15,541
‫این‌که سر این غذا کنارتون نشستم،

550
00:35:16,833 --> 00:35:18,291
‫واقعاً خوشحالم کرد.

551
00:35:31,583 --> 00:35:33,000
‫وان‌لی...

552
00:35:33,916 --> 00:35:35,000
‫شرمنده‌ام.

553
00:36:33,833 --> 00:36:34,666
‫لین وان‌لی.

554
00:37:38,375 --> 00:37:39,541
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم...

555
00:37:40,625 --> 00:37:43,833
‫توی چنین شرایطی دوباره همدیگه رو ببینیم.

556
00:37:52,500 --> 00:37:53,366
‫دووم بیار.

557
00:37:53,416 --> 00:37:54,708
‫وان الان‌هاست که برسه.

558
00:38:00,500 --> 00:38:02,200
‫طاقت بیار، همه‌چیز درست می‌شه.

559
00:38:02,250 --> 00:38:03,533
‫دووم بیار، صدامو می‌شنوی؟

560
00:38:03,583 --> 00:38:04,666
‫زودتر فرار کن برو...

561
00:38:05,166 --> 00:38:07,291
‫وان و بقیه قرار نیست بیان...

562
00:38:15,208 --> 00:38:16,041
‫الو؟

563
00:38:16,541 --> 00:38:18,500
‫الو، کارچاق‌کن خوش‌شانس؟

564
00:38:19,083 --> 00:38:20,250
‫کجایید شماها؟

565
00:38:21,500 --> 00:38:24,250
‫اون قانونی که بهت گفتم رو یادت هست؟

566
00:38:26,666 --> 00:38:28,458
‫وقتی یه کارچاق‌کن می‌میره...

567
00:38:30,500 --> 00:38:32,916
‫همکارش باید بره جنازه‌ش رو تحویل بگیره.

568
00:38:34,916 --> 00:38:44,916
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M