1
00:00:07,208 --> 00:00:08,083
‫یالا.

2
00:00:13,708 --> 00:00:14,541
‫یالا.

3
00:00:19,916 --> 00:00:21,500
‫طاقت بیار، «وان» الان‌هاست که برسه.

4
00:00:25,500 --> 00:00:26,583
‫مارماهی مردابی...

5
00:00:27,666 --> 00:00:29,083
‫اگه مُردم،

6
00:00:29,583 --> 00:00:33,208
‫تو رو خدا هوای چیایون و مامانش رو داشته باش.

7
00:00:34,208 --> 00:00:35,616
‫هواش رو داشته باش چیه بابا!

8
00:00:35,666 --> 00:00:38,541
‫خودت باید مراقبشون باشی، حالیت هست؟

9
00:00:40,458 --> 00:00:41,825
‫لعنتی، مگه من کی‌ام؟

10
00:00:41,875 --> 00:00:44,125
‫مارماهی مردابی‌ام!
‫من با مگس‌کُشی به قدرت رسیدم!

11
00:00:45,041 --> 00:00:47,125
‫تا من اینجام، هیچ مشکلی نداری.

12
00:00:47,625 --> 00:00:48,458
‫خیالت راحت.

13
00:00:50,500 --> 00:00:52,075
‫طاقت بیار، همه‌چیز درست می‌شه.

14
00:00:52,125 --> 00:00:53,625
‫دووم بیار، صدامو می‌شنوی؟

15
00:00:54,625 --> 00:00:55,783
‫وایسید! اونجان!

16
00:00:55,833 --> 00:00:56,866
‫- لعنتی!
‫- برو پایین.

17
00:00:56,916 --> 00:00:58,291
‫دارن میان.

18
00:00:58,791 --> 00:01:02,583
‫مارماهی، فرار کن...
‫«وان» و بقیه قرار نیست بیان...

19
00:01:03,291 --> 00:01:05,366
‫نگران نباش، میان.

20
00:01:05,416 --> 00:01:06,416
‫حتماً میان.

21
00:01:07,250 --> 00:01:09,500
‫داری به خودت دروغ می‌گی.

22
00:01:10,000 --> 00:01:11,408
‫اگه قرار بود بیان،

23
00:01:11,458 --> 00:01:13,666
‫تا الان رسیده بودن.

24
00:01:14,875 --> 00:01:15,791
‫افتاد؟

25
00:01:23,625 --> 00:01:24,708
‫طاقت بیار.

26
00:01:26,208 --> 00:01:27,041
‫نگران نباش.

27
00:01:27,541 --> 00:01:29,708
‫تا من اینجام، هیچ مشکلی نداری.

28
00:01:37,500 --> 00:01:39,075
‫طاقت بیار، همه‌‌چیز درست می‌شه.

29
00:01:39,125 --> 00:01:40,450
‫دووم بیار، صدامو می‌شنوی؟

30
00:01:40,500 --> 00:01:41,533
‫لعنتی، دووم بیار!

31
00:01:41,583 --> 00:01:42,500
‫طاقت بیار...

32
00:01:43,500 --> 00:01:53,500
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

33
00:02:14,250 --> 00:02:15,750
‫بالاخره این فرصت برام جور شد...

34
00:02:22,291 --> 00:02:24,625
‫تا تیری که قبلاً نتونستم بزنم رو شلیک کنم.

35
00:02:32,541 --> 00:02:34,575
‫هنوزم فکرت پیش «چی»ـه؟

36
00:02:34,625 --> 00:02:36,291
‫تا وقتی زنده‌ام،

37
00:02:36,791 --> 00:02:38,375
‫محاله ازش بگذرم.

38
00:02:39,958 --> 00:02:40,791
‫لین وان‌لی،

39
00:02:41,791 --> 00:02:43,250
‫تو هیچ‌وقت لایق ریاست ما نبودی.

40
00:02:47,208 --> 00:02:49,491
‫در هر صورت، از این کوه که برم پایین،

41
00:02:49,541 --> 00:02:52,375
‫به دست داداش خودم کشته می‌شم.

42
00:02:54,000 --> 00:02:55,958
‫ترجیح می‌دم به دست تو بمیرم.

43
00:02:58,791 --> 00:03:00,125
‫بزن، شلیک کن.

44
00:03:00,625 --> 00:03:01,616
‫بی‌شرف!

45
00:03:01,666 --> 00:03:03,825
‫خودت گفتی واسه اون خائن‌ها کمین کنیم.

46
00:03:03,875 --> 00:03:06,541
‫گفتی نیروی کمکی می‌فرستی،
‫بعدش چی شد؟

47
00:03:07,500 --> 00:03:10,041
‫مرگ «چی» همه‌ش تقصیر تو بود!

48
00:03:11,208 --> 00:03:13,283
‫اونا دست‌پر اومده بودن...

49
00:03:13,333 --> 00:03:14,950
‫حامی‌های قدرتمندی هم داشتن.

50
00:03:15,000 --> 00:03:16,708
‫اگه آدما رو می‌فرستادم نجاتتون بدن،

51
00:03:17,208 --> 00:03:19,666
‫فقط آدم‌های بیشتری به کشتن داده می‌شدن.

52
00:03:21,250 --> 00:03:22,958
‫اگه بازم به گذشته برمی‌گشتم،

53
00:03:24,250 --> 00:03:26,416
‫باز همین تصمیم رو می‌گرفتم.

54
00:03:33,666 --> 00:03:34,500
‫مارماهی،

55
00:03:35,833 --> 00:03:39,000
‫به «وان» بگو من زودتر رفتم.

56
00:03:40,541 --> 00:03:42,208
‫بهش بگو مراقب خودش باشه.

57
00:04:09,375 --> 00:04:10,541
‫می‌دونی چیه؟

58
00:04:12,458 --> 00:04:14,000
‫«چی» تا آخرین لحظه‌ای که بمیره...

59
00:04:16,541 --> 00:04:18,291
‫هنوز تو رو «رئیس» صدا می‌زد.

60
00:04:21,166 --> 00:04:22,250
‫یادت بمونه،

61
00:04:22,916 --> 00:04:24,250
‫جونت رو...

62
00:04:25,000 --> 00:04:26,166
‫مدیون اونی.

63
00:04:54,833 --> 00:04:57,250
‫به هوش اومدی، پس دیگه خطری تهدیدت نمی‌کنه.

64
00:05:28,916 --> 00:05:35,750
‫«قسمت پنجم»
‫«یکی کم داریم»

65
00:05:36,416 --> 00:05:38,241
‫عزیزم، نگران نباش.

66
00:05:38,291 --> 00:05:40,208
‫فقط گوشم یه خورده آسیب دیده.

67
00:05:40,708 --> 00:05:41,833
‫چیزیم نیست.

68
00:05:42,583 --> 00:05:45,450
‫پین و سیو، اون دوتا احمق...

69
00:05:45,500 --> 00:05:47,741
‫نزدیک بود سان‌هه رو به باد بدن.

70
00:05:47,791 --> 00:05:50,041
‫کارها رو که راست و ریس کنم، میام خونه.

71
00:05:50,958 --> 00:05:52,791
‫باشه، فعلاً خداحافظ.

72
00:05:54,583 --> 00:05:57,200
‫سیو، آدم‌هامون با چشم‌های خودشون دیدن...

73
00:05:57,250 --> 00:05:59,241
‫که آدم‌های تو داداشم رو دزدیدن.

74
00:05:59,291 --> 00:06:01,458
‫باج رو هم که گرفتی.

75
00:06:02,166 --> 00:06:03,991
‫اگه یه مو از سر برادرم کم بشه،

76
00:06:04,041 --> 00:06:05,158
‫تاوانش رو پس می‌دی.

77
00:06:05,208 --> 00:06:06,533
‫کار خودتم می‌تونه باشه!

78
00:06:06,583 --> 00:06:07,583
‫چی گفتی؟!

79
00:06:13,291 --> 00:06:14,500
‫بس کنید!

80
00:06:19,333 --> 00:06:21,825
‫چه خبرتونه؟ چرا ریختید اینجا؟ بکشید عقب!

81
00:06:21,875 --> 00:06:24,791
‫رئیس.

82
00:06:26,666 --> 00:06:28,166
‫برای من چشم‌غره می‌رید؟

83
00:06:28,666 --> 00:06:29,666
‫بکشید عقب!

84
00:06:33,250 --> 00:06:34,491
‫پین،

85
00:06:34,541 --> 00:06:38,416
‫داداشم، دمت گرم که نیرو فرستادی دنبال من.

86
00:06:38,916 --> 00:06:39,958
‫ولی...

87
00:06:40,583 --> 00:06:42,241
‫اون دو نفری که منو دزدیده بودن،

88
00:06:42,291 --> 00:06:44,500
‫هیچ ربطی به سیو نداشتن.

89
00:06:45,208 --> 00:06:47,000
‫قبلاً چی بهتون گفته بودم؟

90
00:06:47,875 --> 00:06:49,958
‫صلح و سازش مهم‌تر از هر چیزیه.

91
00:06:51,625 --> 00:06:54,783
‫همه‌ش یه سوءتفاهم بود.

92
00:06:54,833 --> 00:06:56,291
‫به حرمت من،

93
00:06:56,791 --> 00:06:58,875
‫تمومش کنید بره.

94
00:07:00,041 --> 00:07:03,700
‫ما توی سان‌هه باید هوای هم رو داشته باشیم،

95
00:07:03,750 --> 00:07:05,750
‫تا غریبه‌ها نتونن ازمون سوءاستفاده کنن.

96
00:07:06,750 --> 00:07:08,250
‫حالا که جمع همه‌تون جمعه،

97
00:07:08,750 --> 00:07:10,416
‫از این فرصت استفاده می‌کنم...

98
00:07:10,916 --> 00:07:12,500
‫تا یه موضوعی رو اعلام کنم.

99
00:07:20,791 --> 00:07:22,583
‫این برادر کوچیکترِ من...

100
00:07:23,083 --> 00:07:27,833
‫خیلی وقته چشمش دنبال صندلیِ منه.

101
00:07:29,375 --> 00:07:32,750
‫توی این سال‌ها، شرمنده آدم‌های زیادی شدم
‫که منو رئیس صدا می‌زدن.

102
00:07:34,583 --> 00:07:36,708
‫وقتشه کناره‌گیری کنم.

103
00:07:38,166 --> 00:07:39,000
‫مطمئنی...

104
00:07:39,916 --> 00:07:42,166
‫می‌خوای صندلی رو بسپری به برادرت؟

105
00:07:43,916 --> 00:07:47,616
‫از امروز به بعد،
‫تمام امور مربوط به سان‌هه...

106
00:07:47,666 --> 00:07:51,333
‫دست برادرم، لین کوئی‌پین می‌افته.

107
00:07:51,916 --> 00:07:53,291
‫منم بازنشسته می‌شم.

108
00:07:59,666 --> 00:08:02,950
‫وقتی دست به مهره می‌شی، باید بی‌رحم باشی.

109
00:08:03,000 --> 00:08:06,458
‫موقعش که برسه،
‫حتی نباید به خانواده‌ت هم رحم کنی.

110
00:08:07,541 --> 00:08:09,208
‫درست مثل همین دفعه،

111
00:08:10,166 --> 00:08:13,791
‫که می‌‌خواستی دخل من،
‫برادر خودت رو بیاری.

112
00:08:14,833 --> 00:08:15,750
‫از این بابت،

113
00:08:16,250 --> 00:08:17,916
‫کارت از منم درست‌تره.

114
00:08:19,541 --> 00:08:21,041
‫سان‌هه...

115
00:08:22,000 --> 00:08:23,291
‫دیگه افتاد دست خودت.

116
00:08:30,500 --> 00:08:33,958
‫سیو بهمون کمک کرد قضیه کارچاق‌کن سایه رو جمع‌وجور کنیم.

117
00:08:34,458 --> 00:08:36,408
‫برای امثال ما،

118
00:08:36,458 --> 00:08:39,250
‫گردن گرفتنِ خطای بقیه چیز خاصی نیست.

119
00:08:42,875 --> 00:08:45,083
‫شما مشتری کله‌گنده‌ی چینگ‌هه هستید.

120
00:08:45,666 --> 00:08:48,250
‫اگه این حرف رو جا بندازید،

121
00:08:48,750 --> 00:08:51,075
‫بقیه هم باورش می‌کنن.

122
00:08:51,125 --> 00:08:54,083
‫آخه کی جرئت داره با آدم‌های چینگ‌هه دربیفته؟

123
00:09:01,083 --> 00:09:03,283
‫بیا، از این مارماهی مردابی بیشتر بخور.

124
00:09:03,333 --> 00:09:06,125
‫خون‌سازه و عضله میاره،
‫واسه دوران نقاهت عالیه.

125
00:09:07,708 --> 00:09:09,908
‫لعنتی!

126
00:09:09,958 --> 00:09:12,116
‫حقیقت، عجیب‌تر از قصه‌ست.

127
00:09:12,166 --> 00:09:14,125
‫اینجا رسماً یه کاخه!

128
00:09:14,625 --> 00:09:15,866
‫- خوش‌شانس.
‫- بله؟

129
00:09:15,916 --> 00:09:17,916
‫بشین، به مهمونمون خوش‌آمد بگو.

130
00:09:21,125 --> 00:09:23,333
‫ای بابا، اسم اینم خوش‌شانسه؟

131
00:09:23,375 --> 00:09:24,333
‫از قصد گذاشتی؟

132
00:09:25,041 --> 00:09:26,125
‫خودت چی فکر می‌کنی؟

133
00:09:27,416 --> 00:09:28,325
‫حالت چطوره؟

134
00:09:28,375 --> 00:09:29,616
‫زخمت بهتر شد؟

135
00:09:29,666 --> 00:09:30,666
‫طوری نیست، زنده می‌مونم.

136
00:09:31,166 --> 00:09:33,950
‫بذار این رو بگم، خیلی شانس آوردی به پُست من خوردی.

137
00:09:34,000 --> 00:09:37,200
‫اگه یکی دیگه به زخمت می‌رسید،
‫تا الان کارت تموم بود.

138
00:09:37,250 --> 00:09:39,866
‫جوون که بودم سه بار تیر خوردم،

139
00:09:39,916 --> 00:09:42,158
‫شونه چپ، سمت راست شکمم و رون چپم.

140
00:09:42,208 --> 00:09:44,583
‫خلاصه‌ش کنم، خیلی نزدیک بود.

141
00:09:47,833 --> 00:09:49,866
‫نمی‌پرسی بعدش چی شد؟

142
00:09:49,916 --> 00:09:50,916
‫مگه الان زنده نیستی؟

143
00:09:51,791 --> 00:09:52,666
‫دیگه پرسیدن داره؟

144
00:09:55,666 --> 00:09:59,083
‫زبون‌نفهمی به خدا!
‫با رفیقم خوش‌شانس حرف بزنم سنگین‌ترم.

145
00:09:59,583 --> 00:10:00,833
‫خوش‌شانس، بیا اینجا.

146
00:10:01,500 --> 00:10:03,125
‫خدایا!

147
00:10:06,541 --> 00:10:10,908
‫چقدر قیافه‌ش آشناست...
‫مگه کاندیدای شهرداری نیست؟

148
00:10:10,958 --> 00:10:12,616
‫این روزها مدام توی اخباره.

149
00:10:12,666 --> 00:10:15,158
‫- چرا با هم عکس دارید؟
‫- چقدر سؤال می‌پرسی!

150
00:10:15,208 --> 00:10:16,283
‫صبر کن ببینم...

151
00:10:16,333 --> 00:10:18,500
‫چقدر شبیه همین!

152
00:10:19,833 --> 00:10:21,041
‫داداش بزرگمه.

153
00:10:22,416 --> 00:10:23,708
‫داداش بزرگته؟!

154
00:10:24,291 --> 00:10:25,491
‫لعنتی!

155
00:10:25,541 --> 00:10:28,450
‫هی، یکی مثل تو چرا باید کارچاق‌کن بشه؟

156
00:10:28,500 --> 00:10:29,783
‫عقلت کمه؟

157
00:10:29,833 --> 00:10:32,458
‫دلم خواست، جرمه؟ نودلت رو بخور.

158
00:10:34,041 --> 00:10:35,250
‫حله.

159
00:10:35,750 --> 00:10:37,791
‫هر کی واسه خودش رازی داره.

160
00:10:38,375 --> 00:10:40,625
‫ولی تو بیشتر بهت می‌خوره داداش بزرگه باشی.

161
00:10:42,000 --> 00:10:43,208
‫راستی، چرا به من نمی‌گی...

162
00:10:43,708 --> 00:10:45,583
‫اون روز چرا به لین وان‌لی رحم کردی؟

163
00:10:55,083 --> 00:10:59,541
‫[پدر عزیزمان، چن لیانگ‌چی]

164
00:11:05,958 --> 00:11:07,616
‫[مادر عزیزمان، وانگ شوهوا]

165
00:11:07,666 --> 00:11:09,833
‫بابا... مامان...

166
00:11:11,041 --> 00:11:12,875
‫دانشگاه آمریکا قبول شدم.

167
00:11:14,500 --> 00:11:17,375
‫شاید بعد از این نتونم تندتند بهتون سر بزنم.

168
00:11:25,083 --> 00:11:27,791
‫چی، از دل فقر هم بچه‌های نخبه بیرون میان.

169
00:11:28,333 --> 00:11:32,125
‫ببین چن چیایون چقدر معرکه‌ست،
‫داره می‌ره آمریکا درس بخونه.

170
00:11:34,541 --> 00:11:37,366
‫از رفتنش غصه نخور.

171
00:11:37,416 --> 00:11:40,616
‫هواش رو داشته باش
‫تا همه‌چیز براش خوب پیش بره.

172
00:11:40,666 --> 00:11:43,208
‫چه بهتر که یه شوهر خارجی هم با خودش بیاره!

173
00:11:48,000 --> 00:11:48,833
‫بجنب بریم.

174
00:12:00,708 --> 00:12:02,333
‫مامان، اوضاعم عالیه.

175
00:12:04,208 --> 00:12:06,500
‫تریستان حواسش بهم هست، نگران نباش.

176
00:12:07,625 --> 00:12:09,741
‫هنوزم مرتب با هم تنیس می‌زنیم،

177
00:12:09,791 --> 00:12:11,375
‫گرچه نمی‌تونه شکستم بده.

178
00:12:17,458 --> 00:12:18,375
‫بابا...

179
00:12:18,875 --> 00:12:21,708
‫بابا این روزها سرش حسابی شلوغه.

180
00:12:22,708 --> 00:12:25,416
‫واسه همین نتونست بیاد سر بزنه، به دل نگیر.

181
00:12:30,375 --> 00:12:32,083
‫کاش هنوز پیشمون بودی...

182
00:12:44,333 --> 00:12:45,541
‫[بابا]

183
00:13:02,166 --> 00:13:04,250
‫از جد بزرگم که نماینده مجلس بود،

184
00:13:04,916 --> 00:13:06,450
‫تا پدرم،

185
00:13:06,500 --> 00:13:09,700
‫همگی عمرشون رو وقف خدمت به مردم کردن.

186
00:13:09,750 --> 00:13:11,741
‫حالا نوبت منه که این پرچم رو به دست بگیرم.

187
00:13:11,791 --> 00:13:15,166
‫راهشون رو ادامه می‌دم
‫و در خدمت مردم خواهم بود.

188
00:13:15,666 --> 00:13:18,333
‫امروز می‌خوام یه تشکر ویژه از مادرم بکنم.

189
00:13:19,125 --> 00:13:22,041
‫اون همیشه ستون آرامش‌بخش خانواده ما بوده.

190
00:13:22,625 --> 00:13:25,666
‫اگه اون نبود، امروز به اینجا نمی‌رسیدیم.

191
00:13:51,875 --> 00:13:53,416
‫پس امروز باهمدیگه اومدیم بیرون؟

192
00:13:58,666 --> 00:13:59,708
‫به کمکت نیاز دارم.

193
00:14:02,666 --> 00:14:03,533
‫چرا باید کمکت کنم؟

194
00:14:03,583 --> 00:14:04,625
‫جونت رو نجات دادم.

195
00:14:07,166 --> 00:14:08,416
‫رفتم سراغ لین وان‌لی...

196
00:14:09,166 --> 00:14:10,458
‫تا سراغ یه نفر رو بگیرم.

197
00:14:11,750 --> 00:14:13,408
‫به اون گردنبنده مربوط می‌شه؟

198
00:14:13,458 --> 00:14:14,291
‫آره.

199
00:14:15,083 --> 00:14:16,291
‫چرا دنبالش می‌گردی؟

200
00:14:17,958 --> 00:14:19,666
‫خیلی برام مهمه.

201
00:14:22,125 --> 00:14:23,625
‫اسمش جرالد چنه.

202
00:14:23,666 --> 00:14:26,708
‫قدیما کارچاق‌کنِ «یه یوئه تونگ» بود.

203
00:14:28,541 --> 00:14:31,291
‫بیشتر از یه سال پیش یه‌دفعه غیبش زد.

204
00:14:32,208 --> 00:14:33,833
‫لین وان‌لی گفت جرالد رفته سراغ اون.

205
00:14:35,500 --> 00:14:38,083
‫جرالد واقعاً اومد دیدنم.

206
00:14:39,041 --> 00:14:41,700
‫قضیه در مورد مؤسس گروه یوان تائو،

207
00:14:41,750 --> 00:14:42,991
‫یعنی «زوئی» بود.

208
00:14:43,041 --> 00:14:44,866
‫ولی ردش کردم.

209
00:14:44,916 --> 00:14:47,450
‫نمی‌خواستم کاری با یه یوئه تونگ داشته باشم.

210
00:14:47,500 --> 00:14:48,533
‫ما معتقدیم که...

211
00:14:48,583 --> 00:14:51,700
‫زوئی، یکی از مؤسسان یوان تائو.

212
00:14:51,750 --> 00:14:53,075
‫اهداف آینده ما...

213
00:14:53,125 --> 00:14:55,908
‫بیشتر از یه سال پیش،
‫توی یه حادثه در ویتنام کشته شد.

214
00:14:55,958 --> 00:14:58,575
‫تقریباً هم‌زمان با ناپدید شدن جرالد.

215
00:14:58,625 --> 00:15:00,416
‫اگه بتونم به یوان تائو نفوذ کنم،

216
00:15:00,916 --> 00:15:02,375
‫شاید بتونم پیداش کنم.

217
00:15:04,791 --> 00:15:07,958
‫همین الان اینجا با خواهر زوئی قرار داشتم.

218
00:15:09,208 --> 00:15:10,616
‫خودت رو دوست زوئی جا زدی؟

219
00:15:10,666 --> 00:15:12,500
‫هم‌دانشگاهی دوران تحصیلش توی خارج.

220
00:15:13,333 --> 00:15:15,791
‫برگشتم تا یادی از گذشته‌ها بکنیم.

221
00:15:16,291 --> 00:15:18,250
‫اصلاً خبر نداشتم به رحمت خدا رفته.

222
00:15:18,875 --> 00:15:21,500
‫شوهرش چی؟ اون حالش خوبه؟

223
00:15:22,208 --> 00:15:23,916
‫شوهرم از پیشمون رفت.

224
00:15:24,416 --> 00:15:27,000
‫خواهرم خانواده‌ی خوشبختی داشت.

225
00:15:28,000 --> 00:15:29,375
‫هیچ‌وقت فکرش رو نمی‌کردم...

226
00:15:30,333 --> 00:15:33,083
‫شوهر زوئی مشاور نماینده مجلس بود.

227
00:15:33,750 --> 00:15:35,575
‫یکم قبل از تصادف زوئی،

228
00:15:35,625 --> 00:15:36,750
‫خودش رو کشت.

229
00:15:37,208 --> 00:15:38,875
‫خواهرش چیزی از جرالد می‌دونه؟

230
00:15:40,750 --> 00:15:43,700
‫ولی از اون یکی بنیان‌گذار یوان تائو گفت،

231
00:15:43,750 --> 00:15:44,783
‫ویلیام.

232
00:15:44,833 --> 00:15:46,991
‫ما معتقدیم ارزش فناوری بلاک‌چین...

233
00:15:47,041 --> 00:15:50,041
‫خواهرم با ویلیام به مشکل خورده بودن.

234
00:15:50,541 --> 00:15:52,991
‫نمی‌خوام الکی به بقیه تهمت بزنم، اما...

235
00:15:53,041 --> 00:15:55,616
‫شنیدم پشت تلفن دعواشون شد.

236
00:15:55,666 --> 00:16:00,000
‫زوئی می‌گفت ویلیام زحمات چندین ساله‌ش
‫برای ساختن شرکت رو به باد داده.

237
00:16:00,500 --> 00:16:03,116
‫پس شک داری مرگ زوئی زیر سر اون باشه.

238
00:16:03,166 --> 00:16:05,075
‫حتماً از ماجرای زوئی باخبره.

239
00:16:05,125 --> 00:16:09,208
‫شاید از طریق اون به سرنخ‌های بیشتری از جرالد برسیم.

240
00:16:10,500 --> 00:16:11,916
‫به کمکت نیاز دارم.

241
00:16:14,958 --> 00:16:17,166
‫چرا از یه یوئه تونگ کمک نمی‌گیری؟

242
00:16:19,041 --> 00:16:21,541
‫تو به عنوان پسر دوم خانواده سوئه،

243
00:16:22,375 --> 00:16:24,783
‫خیلی راحت‌تر می‌تونی...

244
00:16:24,833 --> 00:16:26,375
‫به شریکش نزدیک بشی.

245
00:16:28,875 --> 00:16:30,208
‫از کی فهمیدی؟

246
00:16:31,208 --> 00:16:33,083
‫فکر کردی خیلی خوب مخفیش کردی؟

247
00:16:37,833 --> 00:16:40,575
‫این اواخر علاوه بر کارچاق‌کن خوش‌شانس،

248
00:16:40,625 --> 00:16:43,083
‫انگار با یه نفر از یه یوئه تونگ هم رفیق شدی.

249
00:16:44,083 --> 00:16:45,041
‫صمیمی نیستیم.

250
00:16:45,541 --> 00:16:48,833
‫ولی سر پرونده لین وان‌لی کمکمون کرد.

251
00:16:49,750 --> 00:16:51,825
‫قصد سین‌‌جین کردنت رو ندارم.

252
00:16:51,875 --> 00:16:55,125
‫وگرنه تا الان صبر نمی‌کردم.

253
00:16:55,625 --> 00:16:57,166
‫گردنبند رو پس گرفتی؟

254
00:16:58,291 --> 00:16:59,458
‫آره.

255
00:17:01,291 --> 00:17:06,291
‫شنیدم با یکی از کارچاق‌کن‌های چینگ‌هه دم‌خور شدی.

256
00:17:06,791 --> 00:17:08,875
‫فقط می‌خواستم وسایلم رو پس بگیرم.

257
00:17:11,875 --> 00:17:14,958
‫من چیزی از چینگ‌هه بهش نگفتم.

258
00:17:17,458 --> 00:17:21,125
‫داشتن یه دوست از «یه یوئه تونگ»
‫چیز بدی هم نیست.

259
00:17:21,625 --> 00:17:24,708
‫بین همه کارچاق‌کن‌ها،
‫به تو بیشتر از بقیه اعتماد دارم.

260
00:17:26,083 --> 00:17:28,875
‫یه چیزهایی هست که باید بدونی.

261
00:17:30,375 --> 00:17:31,866
‫اون قدیما، کارچاق‌کن قمری،

262
00:17:31,916 --> 00:17:34,791
‫که الان شده خانم فانِ «یه یوئه تونگ»،

263
00:17:35,291 --> 00:17:37,200
‫همراه پدرش،

264
00:17:37,250 --> 00:17:39,375
‫قوانین چینگ‌هه رو زیر پا گذاشتن.

265
00:17:39,875 --> 00:17:41,700
‫واسه همین هم تمام شعبه‌ها...

266
00:17:41,750 --> 00:17:44,208
‫منو به عنوان «کارچاق‌کن آسمانی» انتخاب کردن.

267
00:17:45,041 --> 00:17:49,125
‫معلومه که خانم فان
‫سر این قضیه کینه به دل گرفته.

268
00:17:49,708 --> 00:17:50,958
‫یه هشداری بهت بدم

269
00:17:51,541 --> 00:17:54,408
‫به زودی توی چینگ‌هه جنگ و دعوا به پا می‌شه.

270
00:17:54,458 --> 00:17:55,625
‫واسه همین نگرانم که...

271
00:17:56,125 --> 00:17:59,500
‫دردسرهای بزرگی در راه باشه.

272
00:18:00,458 --> 00:18:01,908
‫بیشتر حواست رو جمع کن.

273
00:18:01,958 --> 00:18:03,791
‫پات به این ماجراها باز نشه.

274
00:18:04,291 --> 00:18:07,325
‫اگه یه یوئه تونگ حرکتی زد
‫که به ضرر چینگ‌هه بود،

275
00:18:07,375 --> 00:18:08,250
‫خودم بهتون خبر می‌دم.

276
00:18:10,875 --> 00:18:14,866
‫سان‌هه این‌دفعه
‫«یه یوئه تونگ» رو استخدام نکرده بود.

277
00:18:14,916 --> 00:18:17,250
‫خانم فان از کجا بو برده؟

278
00:18:17,750 --> 00:18:19,125
‫یه یوئه تونگ دخالتی نداشت.

279
00:18:19,625 --> 00:18:21,958
‫مینا شن می‌خواست
‫از لین وان‌لی سراغ یکی رو بگیره.

280
00:18:23,708 --> 00:18:24,825
‫کی؟

281
00:18:24,875 --> 00:18:27,250
‫جرالد چن، اونم از بچه‌های یه یوئه تونگ بود.

282
00:18:29,333 --> 00:18:33,041
‫هر بار تو رو می‌بینم یاد جرالد می‌افتم.

283
00:18:33,791 --> 00:18:35,666
‫اگه ناپدید نشده بود،

284
00:18:36,166 --> 00:18:41,041
‫الان شما دوتا
‫بهترین کارچاق‌کن‌های یه یوئه تونگ بودید.

285
00:18:42,208 --> 00:18:43,958
‫من بیشتر از تو دلم می‌خواد پیداش کنم.

286
00:18:46,000 --> 00:18:49,041
‫مطمئنی این میناست که دنبال جرالده،

287
00:18:49,791 --> 00:18:52,208
‫نه تشکیلاتِ یه یوئه تونگ؟

288
00:18:52,875 --> 00:18:53,958
‫مطمئنم.

289
00:18:56,041 --> 00:18:57,041
‫خانم فان،

290
00:18:57,750 --> 00:19:00,375
‫یوان تائو تا حالا ما رو استخدام کرده بود؟

291
00:19:00,875 --> 00:19:04,375
‫یوان تائو هیچ‌وقت با یه یوئه تونگ قرارداد نبسته.

292
00:19:06,291 --> 00:19:07,908
‫چیز دیگه‌ای هست؟

293
00:19:07,958 --> 00:19:08,791
‫نه.

294
00:19:18,041 --> 00:19:20,416
‫[مشکلات مزمن گوارشی؟ مراقب پارکینسون باشید!]

295
00:19:22,416 --> 00:19:24,875
‫[پزشکی مدرن: پارکینسون ممکن است از روده آغاز شود]

296
00:19:34,291 --> 00:19:36,000
‫[گلدی]

297
00:19:38,125 --> 00:19:40,083
‫از کی تا حالا یه گوشی دیگه خریدی؟

298
00:19:40,833 --> 00:19:41,991
‫این «گلدی» کیه؟

299
00:19:42,041 --> 00:19:43,033
‫مشتریه.

300
00:19:43,083 --> 00:19:43,991
‫زنه یا مرد؟

301
00:19:44,041 --> 00:19:45,666
‫مرده.

302
00:19:46,458 --> 00:19:48,450
‫نکنه واقعاً سر و گوشت می‌جنبه و زن گرفتی؟

303
00:19:48,500 --> 00:19:49,575
‫کدوم زن؟!

304
00:19:49,625 --> 00:19:50,991
‫این گوشی کارمه.

305
00:19:51,041 --> 00:19:52,575
‫پس این گلدی کیه؟

306
00:19:52,625 --> 00:19:54,283
‫بعداً بهت می‌گم اون زنه کیه...

307
00:19:54,333 --> 00:19:56,408
‫نه، یعنی، همین گلدی!

308
00:19:56,458 --> 00:19:58,700
‫خودت حرف زن دوم رو پیش کشیدی!

309
00:19:58,750 --> 00:20:00,708
‫تا توضیح ندی ولت نمی‌کنم!

310
00:20:01,291 --> 00:20:03,583
‫فلیکس، حرفم تموم نشده!

311
00:20:06,333 --> 00:20:09,533
‫[مارماهی مردابی تفت‌داده، نودل مارماهی]

312
00:20:09,583 --> 00:20:11,250
‫می‌تونم یه چیزی ازت بپرسم؟

313
00:20:12,291 --> 00:20:13,750
‫اول تو بگو.

314
00:20:14,416 --> 00:20:15,700
‫باشه، من...

315
00:20:15,750 --> 00:20:19,666
‫تا حالا چیزی به اسم بیماری
‫«پارکینستون» شنیدی؟

316
00:20:20,416 --> 00:20:21,408
‫پارکینسون.

317
00:20:21,458 --> 00:20:23,291
‫- آره، همون «پارکیسنون».
‫- «پارکین...»

318
00:20:24,208 --> 00:20:26,041
‫ولش کن، بگذریم...

319
00:20:26,916 --> 00:20:30,458
‫خلاصه، دکتره... دکتره می‌گه من اون مریضی رو گرفتم.

320
00:20:35,708 --> 00:20:38,950
‫چت شده آخه؟ چرا جواب بقیه رو نمی‌دی؟

321
00:20:39,000 --> 00:20:40,825
‫این‌قدر هم سر غذا بهونه نگیر.

322
00:20:40,875 --> 00:20:43,458
‫فقط به حرف دکتر گوش کن
‫و الکی به خودت فکر و خیال راه نده.

323
00:20:45,500 --> 00:20:47,208
‫نمی‌ترسی برات مایه دردسر و سربار بشم؟

324
00:20:47,958 --> 00:20:50,200
‫یه مدت پیش متوجه لرزش دستت شدم.

325
00:20:50,250 --> 00:20:52,825
‫چندتا دکتر کله‌گنده می‌شناسم
‫که مریض‌های مایه‌دار رو درمان می‌کنن.

326
00:20:52,875 --> 00:20:54,333
‫بهشون معرفی‌ت می‌کنم.

327
00:20:56,041 --> 00:20:58,116
‫می‌خواستم ببینم...

328
00:20:58,166 --> 00:21:00,741
‫دلت می‌خواد یه همکار جدید پیدا کنی؟

329
00:21:00,791 --> 00:21:02,041
‫نمی‌تونم.

330
00:21:02,583 --> 00:21:04,250
‫هیچ‌کس حاضر نیست با من همکار بشه.

331
00:21:06,291 --> 00:21:08,116
‫نوبت توئه، می‌خواستی چی بپرسی؟

332
00:21:08,166 --> 00:21:09,166
‫مینا.

333
00:21:09,666 --> 00:21:11,991
‫داره از طریق سرنخ‌های لین وان‌لی
‫دنبال یه نفر می‌گرده.

334
00:21:12,041 --> 00:21:12,908
‫می‌خوام تو هم بیای پای کار.

335
00:21:12,958 --> 00:21:13,950
‫باشه، مشکلی نیست.

336
00:21:14,000 --> 00:21:15,616
‫من که هنوز نگفتم طرف کیه!

337
00:21:15,666 --> 00:21:18,791
‫معلومه دیگه! شانس آوردیم
‫سر قضیه لین وان‌لی کمکمون کرد، مگه نه؟

338
00:21:19,291 --> 00:21:22,116
‫تازه، دل همکار خودم رو برده!

339
00:21:22,166 --> 00:21:23,416
‫چطور می‌تونم کمک نکنم؟

340
00:21:24,583 --> 00:21:28,041
‫می‌دونم دلت پیشش گیره.

341
00:21:29,416 --> 00:21:31,950
‫هی، واسه این‌جور قضایا
‫یه کارشناس خفن می‌شناسم.

342
00:21:32,000 --> 00:21:33,583
‫کارچاق‌کنِ عشق و عاشقی!

343
00:21:36,000 --> 00:21:36,908
‫خودِ خودمم!

344
00:21:36,958 --> 00:21:38,708
‫بذار چندتا قلق یادت بدم، ها؟

345
00:21:41,666 --> 00:21:44,875
‫اگه کار متفرقه برداریم،
‫خلاف قوانین چینگ‌هه نمی‌شه؟

346
00:21:45,375 --> 00:21:47,125
‫این پرونده رو خودِ کارچاق‌کن آسمانی محول کرده.

347
00:21:48,833 --> 00:21:50,416
‫[جرالد چن]

348
00:21:51,333 --> 00:21:52,625
‫تو هم دنبال این می‌گردی؟

349
00:21:53,125 --> 00:21:55,416
‫یکی ازم خواسته جرالد رو پیدا کنم.

350
00:21:55,916 --> 00:21:56,958
‫مشتریش کیه؟

351
00:21:57,541 --> 00:21:59,491
‫نمی‌تونم بهت بگم.

352
00:21:59,541 --> 00:22:01,000
‫ولی پیدا کردن جرالد...

353
00:22:01,583 --> 00:22:04,658
‫برای چینگ‌هه حیاتیه،

354
00:22:04,708 --> 00:22:07,208
‫چون با بقای همه‌مون گره خورده.

355
00:22:07,791 --> 00:22:12,833
‫تازه، جرالد یه چیز مهم داره
‫که متعلق به چینگ‌‌هه است.

356
00:22:13,583 --> 00:22:17,866
‫یه کارچاق‌کن از «یه یوئه تونگ»
‫برای بقای چینگ‌هه حیاتیه؟

357
00:22:17,916 --> 00:22:19,333
‫جدی می‌‌گی؟!

358
00:22:19,958 --> 00:22:21,500
‫رئیس توضیحات زیادی نداد.

359
00:22:22,541 --> 00:22:25,783
‫می‌خوای به مینا بگی چینگ‌هه هم دنبال جرالده؟

360
00:22:25,833 --> 00:22:27,708
‫نه، غریبه‌ها نباید بویی ببرن.

361
00:22:28,958 --> 00:22:32,666
‫باشه. حالا که خودشون محول کردن،
‫نباید مشکل خاصی پیش بیاد.

362
00:22:34,375 --> 00:22:36,166
‫ولی قبل از شروع،

363
00:22:37,208 --> 00:22:39,616
‫یه خواهش کوچیک ازت دارم.

364
00:22:39,666 --> 00:22:40,708
‫من به کسی پول قرض نمی‌دم!

365
00:22:41,291 --> 00:22:42,291
‫بحث پول نیست.

366
00:22:43,041 --> 00:22:46,158
‫...حضور کم‌سابقه وزیر کشور سابق،
‫ژروم سوئه و دو پسرش.

367
00:22:46,208 --> 00:22:47,491
‫علاوه بر پسر بزرگش،

368
00:22:47,541 --> 00:22:50,658
‫تریستان سوئه که کاندیدای شهرداری شده،

369
00:22:50,708 --> 00:22:52,325
‫پسر کوچیکترش...

370
00:22:52,375 --> 00:22:54,375
‫این رئیسته؟!

371
00:22:54,875 --> 00:22:56,991
‫هول نشو، تعجبش چیه مگه؟

372
00:22:57,041 --> 00:23:00,291
‫رئیسم دوست داره «گلدی» صداش کنن، درسته؟

373
00:23:00,791 --> 00:23:02,666
‫سلام آقای گلدی.

374
00:23:03,166 --> 00:23:04,450
‫شما لطف دارید.

375
00:23:04,500 --> 00:23:07,000
‫وقتی «فی» هست، خیالم راحته.

376
00:23:07,708 --> 00:23:09,791
‫بعداً بیشتر گپ می‌زنیم،
‫گشنمه، بریم سر وقت غذا.

377
00:23:10,375 --> 00:23:11,991
‫اول غذا بخوریم، بفرمایید.

378
00:23:12,041 --> 00:23:12,875
‫بفرمایید.

379
00:23:13,375 --> 00:23:15,408
‫چرا نگفته بودی رئیست کله‌‌گنده‌ست؟

380
00:23:15,458 --> 00:23:16,491
‫مگه چیه؟

381
00:23:16,541 --> 00:23:18,325
‫امروز چیز دندون‌گیری نپختم.

382
00:23:18,375 --> 00:23:20,866
‫عیبی نداره، گلدی غذای ساده دوست داره.

383
00:23:20,916 --> 00:23:23,325
‫یه کم ماهی و لابستر ساده‌ست.

384
00:23:23,375 --> 00:23:24,583
‫بفرمایید، نوش جان.

385
00:23:25,333 --> 00:23:26,541
‫بکشید لطفاً.

386
00:23:27,708 --> 00:23:31,950
‫آقای گلدی، ممنون که به فلیکس اعتماد کردید.

387
00:23:32,000 --> 00:23:36,491
‫می‌دونید که، وسط بحران میانسالی
‫دوباره برگشته سر کار،

388
00:23:36,541 --> 00:23:37,908
‫کار پیدا کردن هم اصلاً راحت نیست.

389
00:23:37,958 --> 00:23:39,241
‫کدوم بحران میانسالی؟!

390
00:23:39,291 --> 00:23:42,541
‫به این می‌گن بازگشتِ پرقدرت به میدون!

391
00:23:43,166 --> 00:23:44,533
‫تو یکی حرف نزن!

392
00:23:44,583 --> 00:23:47,241
‫چرا بهم نگفتی کلوپ رو رد کردی رفت؟

393
00:23:47,291 --> 00:23:48,825
‫الان که فهمیدی، مگه نه؟

394
00:23:48,875 --> 00:23:50,325
‫این حرف‌ها چیه.

395
00:23:50,375 --> 00:23:52,991
‫من خیلی خوش‌شانسم که
‫بادیگاردی مثل «فی» دارم،

396
00:23:53,041 --> 00:23:57,075
‫که وسط بحران میانسالی دوباره برگشته به بازار کار.

397
00:23:57,125 --> 00:23:57,958
‫لطف دارید.

398
00:23:58,708 --> 00:24:01,375
‫ولی آخه آقای گلدی چه نیازی
‫به محافظت بابای من داره؟

399
00:24:06,125 --> 00:24:08,291
‫گول این ظاهر شیک و اتوکشیده‌ش رو نخور.

400
00:24:09,083 --> 00:24:13,575
‫این آقازاده‌های خرپول عادت دارن
‫شر به پا کنن و دشمن بتراشن.

401
00:24:13,625 --> 00:24:16,575
‫اون‌وقت پای آدم‌های زرنگ و کاربلدی
‫مثل ما میاد وسط...

402
00:24:16,625 --> 00:24:18,241
‫تا اوضاع رو براشون جمع‌وجور کنیم.

403
00:24:18,291 --> 00:24:19,283
‫افتاد؟

404
00:24:19,333 --> 00:24:21,075
‫بله، دقیقاً همینه.

405
00:24:21,125 --> 00:24:23,625
‫وای خدا، چی افتاد؟

406
00:24:26,500 --> 00:24:29,083
‫به افتخار آقازاده‌هایی که دنبال دشمن تراشیدنن!

407
00:24:29,166 --> 00:24:31,325
‫- من نذاشتمش اینجا.
‫- باز گیر دادنش شروع شد.

408
00:24:31,375 --> 00:24:32,825
‫- لابد پا درآورده!
‫- غذاتو بخور.

409
00:24:32,875 --> 00:24:35,158
‫من فقط بشقاب‌ها رو آوردم، کار بابا بود.

410
00:24:35,208 --> 00:24:36,116
‫چه خبره مگه؟

411
00:24:36,166 --> 00:24:38,991
‫فلیکس چیانگ، جای در دیگ اینجا نیست!

412
00:24:39,041 --> 00:24:40,491
‫خودت گفتی بذارمش اینجا.

413
00:24:40,541 --> 00:24:41,825
‫نخیر، من نگفتم.

414
00:24:41,875 --> 00:24:44,575
‫صداتو نبر بالا، رئیسم اینجاست.

415
00:24:44,625 --> 00:24:47,158
‫- درسته.
‫- آبروداری کن.

416
00:24:47,208 --> 00:24:49,950
‫امروز خیلی دارم خودداری می‌کنم‌ها!

417
00:24:50,000 --> 00:24:52,416
‫[تیان‌بولای اصل]

418
00:24:55,583 --> 00:24:57,291
‫بفرما، اینم از تیان‌بولا.

419
00:24:58,750 --> 00:25:00,200
‫مال تو بدون گشنیزه.

420
00:25:00,250 --> 00:25:01,116
‫ممنون.

421
00:25:01,166 --> 00:25:02,616
‫یه لحظه صبر کن.

422
00:25:02,666 --> 00:25:05,533
‫گفتی هم زوئی هم ویلیام همه‌کاره‌ی یوان تائو هستن.

423
00:25:05,583 --> 00:25:06,450
‫[گیم‌نت]

424
00:25:06,500 --> 00:25:07,825
‫از طریق ویلیام می‌تونیم...

425
00:25:07,875 --> 00:25:10,825
‫بفهمیم مرگ زوئی چه ربطی به جرالد داره.

426
00:25:10,875 --> 00:25:12,450
‫این‌که کاری نداره!

427
00:25:12,500 --> 00:25:15,491
‫ویلیام رو می‌دزدیم
‫و این‌قدر می‌زنیمش تا عین بلبل اعتراف کنه!

428
00:25:15,541 --> 00:25:18,241
‫این روش شاید روی آشغال‌هایی مثل «شنگ» جواب بده،

429
00:25:18,291 --> 00:25:20,250
‫اما برای یکی در جایگاه اون،

430
00:25:20,750 --> 00:25:22,491
‫نمی‌دونی چه کله‌گنده‌هایی پشتشن.

431
00:25:22,541 --> 00:25:24,375
‫باید حواسمون باشه شاخک‌هاش تیز نشه.

432
00:25:25,458 --> 00:25:26,616
‫خب بگو ببینم،

433
00:25:26,666 --> 00:25:28,241
‫چطوری می‌خوای به حرف بیاریش؟

434
00:25:28,291 --> 00:25:31,450
‫برای این‌که امثال اون دهن باز کنن،
‫به یه آتویی نیاز داری که نابودش کنه.

435
00:25:31,500 --> 00:25:33,333
‫از همون اهرم استفاده می‌کنی تا رام بشه.

436
00:25:33,833 --> 00:25:36,116
‫علیه یه عشق رمزارز
‫چه برگ برنده‌ای می‌تونی داشته باشی؟

437
00:25:36,166 --> 00:25:38,291
‫مدارک کلاهبرداریش رو گیر آوردیم.

438
00:25:39,916 --> 00:25:41,791
‫زن منم گول همین شت‌کوین‌های قلابی رو خورد!

439
00:25:43,041 --> 00:25:44,958
‫این اطلاعات رو از کجا گیر آوردید؟

440
00:25:45,000 --> 00:25:47,116
‫معلومه دیگه، پیگیرش شدیم.

441
00:25:47,166 --> 00:25:49,200
‫- باید منتظر تو می‌موندیم؟
‫- من از تو پرسیدم؟!

442
00:25:49,250 --> 00:25:51,450
‫چوبت رو بزن، نخود هر آش نشو!

443
00:25:51,500 --> 00:25:53,625
‫دقیقاً چه پیگیری‌ای کردید؟

444
00:26:00,083 --> 00:26:03,458
‫لعنتی، چقدر باد میاد!
‫چطوری بازی کنم؟

445
00:26:05,458 --> 00:26:06,291
‫الو؟

446
00:26:07,375 --> 00:26:08,500
‫لوئیس سوئه؟

447
00:26:10,416 --> 00:26:12,583
‫حتماً، حله.

448
00:26:13,083 --> 00:26:14,791
‫هی، داداشش هم میاد؟

449
00:26:16,708 --> 00:26:17,958
‫باشه، فعلاً.

450
00:26:27,125 --> 00:26:28,500
‫زیاد میای اینجا؟

451
00:26:29,000 --> 00:26:31,491
‫آره، دفترم همین بغله.

452
00:26:31,541 --> 00:26:33,000
‫منظورت یوان تائوئه؟

453
00:26:33,958 --> 00:26:34,791
‫یادت مونده؟

454
00:26:35,291 --> 00:26:37,041
‫توی خط اول بیوگرافیته دیگه!

455
00:26:37,541 --> 00:26:38,916
‫درسته.

456
00:26:40,375 --> 00:26:41,208
‫راستی بگو ببینم...

457
00:26:41,708 --> 00:26:44,033
‫چرا از برنامه‌ی همسریابی استفاده می‌کنی؟

458
00:26:44,083 --> 00:26:46,708
‫یعنی، بهت نمی‌خوره نیازی بهش داشته باشی.

459
00:26:56,833 --> 00:26:58,208
‫یه نوشیدنی دیگه برام بگیر،

460
00:26:58,708 --> 00:26:59,625
‫تا بهت بگم.

461
00:27:02,833 --> 00:27:04,083
‫باشه.

462
00:27:05,083 --> 00:27:06,791
‫من... برم سفارش بدم.

463
00:27:07,750 --> 00:27:08,916
‫من...

464
00:27:10,750 --> 00:27:12,666
‫ببخشید آقا... ام...

465
00:27:17,208 --> 00:27:19,083
‫بذار ببینم... ام...

466
00:27:33,208 --> 00:27:35,291
‫[لطفاً اثر انگشت خود را اسکن کنید]

467
00:27:47,708 --> 00:27:50,200
‫پسر کوچیک و بی‌سر و صدای
‫خاندان سوئه اومده سراغم!

468
00:27:50,250 --> 00:27:51,125
‫باعث افتخاره.

469
00:27:51,625 --> 00:27:53,375
‫- بیا ضربه رو بزنیم، گپ هم می‌زنیم.
‫- حتماً.

470
00:27:54,291 --> 00:27:55,325
‫چه تصادفی!

471
00:27:55,375 --> 00:27:58,208
‫همین الان توی اتاق بازرگانی
‫به تریستان برخوردم، صحبت شما بود.

472
00:27:58,708 --> 00:28:00,000
‫داداشم چی می‌گفت؟

473
00:28:05,666 --> 00:28:08,125
‫[ویلیام]

474
00:28:18,083 --> 00:28:21,616
‫فلش رو بزن، نرم‌افزار هک خودکار نصب می‌شه.

475
00:28:21,666 --> 00:28:24,125
‫از یه سیستم دیگه می‌تونی
‫فایل‌ها رو از راه دور بکشی بیرون.

476
00:28:24,625 --> 00:28:25,583
‫دمت گرم.

477
00:28:26,166 --> 00:28:27,908
‫وایسا، قرار نبود یه ناهار دعوتم کنی؟

478
00:28:27,958 --> 00:28:28,958
‫دفعه بعد.

479
00:28:29,500 --> 00:28:30,658
‫بازم دفعه بعد!

480
00:28:30,708 --> 00:28:31,791
‫فقط بلدی ازم سوءاستفاده کنی.

481
00:28:33,833 --> 00:28:35,700
‫پس حس می‌کرد ازش سوءاستفاده کردی؟

482
00:28:35,750 --> 00:28:36,741
‫بی‌انصافیه!

483
00:28:36,791 --> 00:28:37,658
‫مگه نه؟

484
00:28:37,708 --> 00:28:40,500
‫من که بهش نگفته بودم هر روز راننده‌‌م بشه!

485
00:28:41,000 --> 00:28:42,958
‫خرج‌ها رو هم دنگی حساب می‌کردم.

486
00:28:43,458 --> 00:28:45,291
‫خلاصه مدام دعوا داشتیم،
‫ما هم جدا شدیم.

487
00:28:45,875 --> 00:28:47,041
‫معلومه.

488
00:28:47,875 --> 00:28:50,450
‫ببخشید، خیلی خوردم،
‫می‌رم یه دست به آب برسونم.

489
00:28:50,500 --> 00:28:51,458
‫باشه، حله.

490
00:28:52,791 --> 00:28:53,958
‫این مال شماست؟

491
00:28:55,958 --> 00:28:56,866
‫آره، خودشه.

492
00:28:56,916 --> 00:28:58,125
‫- منتظرم بمون.
‫- حتماً.

493
00:29:02,750 --> 00:29:05,491
‫اون مهندسه رو تا دمِ تعطیل شدن اونجا معطل کردی؟

494
00:29:05,541 --> 00:29:06,375
‫پس چی فکر کردی؟!

495
00:29:08,291 --> 00:29:10,741
‫هیچ اطلاعاتی از جرالد اون تو نیست.

496
00:29:10,791 --> 00:29:13,075
‫یوان تائو شبیه یه شرکت عادی به نظر میاد.

497
00:29:13,125 --> 00:29:14,741
‫ولی نکته جالبش اینجاست که...

498
00:29:14,791 --> 00:29:17,950
‫یه سال و نیم پیش، یوان تائو
‫یه پول قلمبه جابه‌جا کرده...

499
00:29:18,000 --> 00:29:20,866
‫تا یه شرکت جدید به اسم «تولیتا» راه بندازه.

500
00:29:20,916 --> 00:29:24,075
‫مسئولش هم این بلاگر مالیه است.

501
00:29:24,125 --> 00:29:26,116
‫سلام، من دالی‌ام، خیلی خوشحالم که...

502
00:29:26,166 --> 00:29:27,950
‫قدیما سان‌هه هم همین کلک رو می‌زد،

503
00:29:28,000 --> 00:29:31,158
‫سرکرده‌های خلافکار یه آدم صوری می‌ذاشتن
‫تا پلیس بو نبره.

504
00:29:31,208 --> 00:29:32,616
‫و متوجه شدم...

505
00:29:32,666 --> 00:29:35,241
‫تولیتا توی پرونده‌های کلاهبرداری گیر بوده.

506
00:29:35,291 --> 00:29:38,791
‫مالباخته‌ها رو لابد با پول راضی کردن
‫که صداش درنیومده.

507
00:29:39,291 --> 00:29:41,741
‫این... این شرکت تولیتا...

508
00:29:41,791 --> 00:29:44,658
‫فکر نکنم واسه به خاک سیاه نشوندن
‫ویلیام کافی باشه.

509
00:29:44,708 --> 00:29:46,991
‫واسه همین داریم بیشتر شخم می‌زنیم دیگه!
‫پس تو اینجا چه غلطی می‌کنی؟

510
00:29:47,041 --> 00:29:49,116
‫این‌قدر حرف نزن، یه تکونی به خودت بده!

511
00:29:49,166 --> 00:29:51,416
‫جلوی یه خانم نمی‌تونی یه کم باادب‌تر باشی؟

512
00:29:53,125 --> 00:29:54,575
‫اینجاست که «دالی‌بیت» به کار میاد!

513
00:29:54,625 --> 00:29:56,491
‫این یه فرصت کاملاً جدیده...

514
00:29:56,541 --> 00:29:59,541
‫تا یه ارز آینده‌دار رو با کمترین قیمت ممکن بخرید.

515
00:30:01,708 --> 00:30:03,658
‫چی شد رفتی سراغ سرمایه‌گذاری توی رمزارز؟

516
00:30:03,708 --> 00:30:07,200
‫با پشتوانه خونوادگی‌ت،
‫خودت می‌تونی یه شرکت سرمایه‌گذاری بزنی.

517
00:30:07,250 --> 00:30:08,658
‫داداشم عشقِ سیاست داره،

518
00:30:08,708 --> 00:30:10,000
‫من عشقِ پول درآوردن.

519
00:30:10,500 --> 00:30:11,708
‫کی از پول بدش میاد؟

520
00:30:14,000 --> 00:30:15,241
‫پس هم‌نظریم.

521
00:30:15,291 --> 00:30:17,916
‫ولی من ترجیح می‌دم
‫سفره‌ای باشه که همه ازش سود ببرن.

522
00:30:18,458 --> 00:30:21,708
‫این اواخر دارم یه ارزی رو زیر نظر می‌گیرم.

523
00:30:21,791 --> 00:30:25,166
‫خیلی سر و صدا کرده،
‫اسمش، ام... دالی‌بیته.

524
00:30:25,750 --> 00:30:27,950
‫یه یوتیوبر به اسم دالی پیشنهادش داده.

525
00:30:28,000 --> 00:30:29,083
‫چیزی ازش شنیدی؟

526
00:30:29,666 --> 00:30:30,658
‫شنیدم.

527
00:30:30,708 --> 00:30:34,041
‫ولی این‌جور خرت‌وپرت‌های درپیت و گمنام
‫به درد شما نمی‌خوره.

528
00:30:34,541 --> 00:30:36,000
‫خیلی سفت جلوش موضع گرفتی.

529
00:30:36,583 --> 00:30:37,833
‫رانت اطلاعاتی‌ای چیزی داری؟

530
00:30:40,125 --> 00:30:41,750
‫فقط اطلاعات محرمانه در مورد یوان تائو دارم...

531
00:30:42,333 --> 00:30:45,325
‫که به بالای ۹۰ درصد از شرکای تجاریم سود می‌رسونه،

532
00:30:45,375 --> 00:30:46,708
‫اونم از طریق نوسان‌گیری.

533
00:30:48,458 --> 00:30:49,291
‫لعنتی.

534
00:30:50,000 --> 00:30:52,083
‫امروز عجب بادِ عجیبی میاد.

535
00:30:53,750 --> 00:30:57,491
‫اعضایی که درگیر رسواییِ کمک‌های مالی بودن،
‫تحت پیگرد کامل قرار می‌گیرن،

536
00:30:57,541 --> 00:31:00,408
‫فرقی نمی‌کنه کی باشن یا مال کدوم جناح باشن.

537
00:31:00,458 --> 00:31:04,041
‫قربان، به نظرتون کسی قصد داره
‫افکار عمومی رو بازی بده؟

538
00:31:05,750 --> 00:31:10,125
‫مراحل انضباطی رو شروع کردم
‫تا فردا از حزب اخراجش کنیم.

539
00:31:10,625 --> 00:31:12,866
‫اون نماینده مجلسی بوده که مدام هوامون رو داشته.

540
00:31:12,916 --> 00:31:13,866
‫اگه بفهمه...

541
00:31:13,916 --> 00:31:15,625
‫نمی‌فهمه.

542
00:31:17,291 --> 00:31:20,241
‫واسه رسیدن به اوج،
‫باید سنگدل بود.

543
00:31:20,291 --> 00:31:22,783
‫اگه یه روزی هم لازم باشه من قربانی بشم،

544
00:31:22,833 --> 00:31:24,166
‫می‌شم، باکی نیست.

545
00:31:28,750 --> 00:31:29,866
‫راستی،

546
00:31:29,916 --> 00:31:31,616
‫یه تماسی داشتم.

547
00:31:31,666 --> 00:31:34,825
‫ویلیام از یوان تائو می‌گفت
‫برادرت رفته سراغش.

548
00:31:34,875 --> 00:31:36,750
‫می‌خواد توی رمزارز سرمایه‌گذاری کنه.

549
00:31:37,583 --> 00:31:39,241
‫عجب دنیای کوچیکیه!

550
00:31:39,291 --> 00:31:40,958
‫بابا، می‌خوای چی‌کار کنم؟

551
00:31:42,583 --> 00:31:45,666
‫خونِ خاندان سوئه توی رگ‌های جفتتونه.

552
00:31:46,166 --> 00:31:48,416
‫ولی اون باید به دردت هم بخوره.

553
00:31:48,916 --> 00:31:50,950
‫به کارمون میاد.

554
00:31:51,000 --> 00:31:53,750
‫بابا، به درایت و بینش من اعتماد کن.

555
00:31:55,625 --> 00:31:56,533
‫راستی،

556
00:31:56,583 --> 00:31:59,533
‫دکتر توی ویزیت مجدد چی گفت؟

557
00:31:59,583 --> 00:32:01,500
‫این هفته تمام حواسمون رو
‫بذاریم روی جذب کمک‌های مالی،

558
00:32:02,000 --> 00:32:03,375
‫هفته‌ی بعد در موردش صحبت می‌کنیم.

559
00:32:03,875 --> 00:32:05,583
‫کارِ تو اولویت اول ماست.

560
00:32:12,666 --> 00:32:15,625
‫[تریستان سوئه]

561
00:32:29,458 --> 00:32:30,583
‫داری چی‌کار می‌کنی؟

562
00:32:31,750 --> 00:32:32,783
‫هیچی.

563
00:32:32,833 --> 00:32:35,908
‫دارم امتحان می‌کنم چقدر می‌تونم اسلحه رو
‫نگه دارم تا دستم بلرزه.

564
00:32:35,958 --> 00:32:38,083
‫کیه که دستش رو بالا نگه داره و نلرزه؟

565
00:32:39,416 --> 00:32:40,575
‫اینم حرفیه.

566
00:32:40,625 --> 00:32:43,450
‫مگه توی پارکینسون دست‌ها موقع استراحت نمی‌‌لرزن؟

567
00:32:43,500 --> 00:32:45,625
‫دکتر گفت موردِ من فرق داره.

568
00:32:46,125 --> 00:32:49,625
‫روی مخ‌ترین قسمتش اینه که
‫نمی‌دونم کِی بدتر می‌‌شه.

569
00:32:50,250 --> 00:32:52,158
‫اسلحه کشیدن آخرین چاره‌ست.

570
00:32:52,208 --> 00:32:54,116
‫بتونی یا نتونی نگهش داری توفیری نداره.

571
00:32:54,166 --> 00:32:57,416
‫اگه پاهامم خشک بشن چی؟

572
00:33:01,125 --> 00:33:04,741
‫دیدم بحران سیاسی داداشت توی اخبار پر شده.

573
00:33:04,791 --> 00:33:07,000
‫مسائل خانوادگی به من ربطی پیدا نمی‌کنه.

574
00:33:08,416 --> 00:33:12,000
‫ما کارچاق‌کن‌ها همیشه مشکل بقیه رو حل می‌کنیم،

575
00:33:12,500 --> 00:33:15,500
‫ولی مشکلات خانوادگی خودمون از همه بدقلق‌تره.

576
00:33:16,208 --> 00:33:19,166
‫باید به این مشاور سرمایه‌گذاری،
‫«هونگ گوئولونگ» نزدیک بشیم.

577
00:33:19,666 --> 00:33:21,241
‫چه ربطی به یوان تائو داره؟

578
00:33:21,291 --> 00:33:23,825
‫ربطی نداره، فقط کلاهبرداریِ سهام راه می‌ندازه.

579
00:33:23,875 --> 00:33:27,583
‫می‌خوایم نقش یه طعمه ساده‌لوح رو بازی کنی
‫تا مدرک موثق از کلاهبرداری ویلیام گیر بیاریم.

580
00:33:31,291 --> 00:33:32,750
‫ماهجونگ بلدی؟

581
00:33:33,375 --> 00:33:35,458
‫کارم درسته، رو دست ندارم!

582
00:33:39,458 --> 00:33:40,325
‫چیه؟!

583
00:33:40,375 --> 00:33:43,241
‫عضویتش یه قرارداد یک‌ساله‌ست
‫که پولش پس داده نمی‌شه.

584
00:33:43,291 --> 00:33:46,250
‫فردا یه سهم دیگه بهت معرفی می‌کنم.
‫فعلاً، خداحافظ.

585
00:33:48,125 --> 00:33:50,033
‫هی، داداش...

586
00:33:50,083 --> 00:33:52,291
‫سهمِ صددرصدی و مطمئن سراغ داری،
‫هوای ما رو هم داشته باش!

587
00:33:52,958 --> 00:33:54,075
‫شغلت چیه؟

588
00:33:54,125 --> 00:33:56,033
‫ندیده بودمت اینجا.

589
00:33:56,083 --> 00:33:58,083
‫کاسب ماهی و غذای دریایی‌ام،
‫یه لقمه نون درمیاریم.

590
00:33:59,000 --> 00:34:01,908
‫پس سودت رو سرمایه‌گذاری می‌کنی
‫که از تورم عقب نمونی؟

591
00:34:01,958 --> 00:34:03,366
‫من فقط با پول نقد خیالم راحته.

592
00:34:03,416 --> 00:34:04,408
‫اشتباهت همینه دیگه!

593
00:34:04,458 --> 00:34:06,283
‫جوون، مثل این نباشیا!

594
00:34:06,333 --> 00:34:09,658
‫با این تورم، پولت ده سال دیگه
‫نصف ارزشش رو از دست می‌ده.

595
00:34:09,708 --> 00:34:10,741
‫اون‌وقت یقه کیو می‌خوای بگیری؟

596
00:34:10,791 --> 00:34:12,875
‫دست‌ها رو شروع کنیم؟

597
00:34:13,375 --> 00:34:15,241
‫آره، اول من می‌ندازم.

598
00:34:15,291 --> 00:34:16,491
‫بفرما، اژدهای سرخ.

599
00:34:16,541 --> 00:34:19,166
‫رفیق من چند میلیون
‫سر کلاهبرداری سرمایه‌گذاری به باد داد.

600
00:34:19,666 --> 00:34:21,908
‫چند میلیون!
‫کی بعد اون جرئت می‌کنه سرمایه‌گذاری کنه؟

601
00:34:21,958 --> 00:34:24,000
‫- اژدهای سفید.
‫- اژدهای سفید، کُنگ!

602
00:34:25,625 --> 00:34:29,241
‫یه سؤال: اگه شکم‌روی بگیری دیگه کلاً غذا نمی‌خوری؟

603
00:34:29,291 --> 00:34:33,075
‫غذایی می‌خوری که حالت رو به هم نزنه، درسته؟

604
00:34:33,125 --> 00:34:36,041
‫اونی که زنگ زد هنوز فکر می‌کنه
‫کلاهش رو برداشتی، مگه نه؟

605
00:34:37,791 --> 00:34:41,875
‫آره، این بیرون کلاه خیلی‌ها رو برمی‌دارن.

606
00:34:42,500 --> 00:34:45,125
‫کلاهبردار هم تا دلت بخواد ریخته.

607
00:34:47,166 --> 00:34:49,916
‫درست مثل شما سه نفر!

608
00:34:51,208 --> 00:34:54,625
‫از اول بازی مدام به هم چشمک و اشاره می‌دید.

609
00:34:55,125 --> 00:34:56,616
‫اگه می‌خواید کسی رو تیغ بزنید،

610
00:34:56,666 --> 00:34:58,741
‫باید بیشتر تمرین کنید.

611
00:34:58,791 --> 00:34:59,625
‫چهار کاراکتر.

612
00:35:03,416 --> 00:35:05,241
‫من قواعد این بازی رو بلدم.

613
00:35:05,291 --> 00:35:07,491
‫رو کردن دست شما قالتاق‌ها...

614
00:35:07,541 --> 00:35:09,000
‫واسه خودم عاقبت خوشی نداره.

615
00:35:09,625 --> 00:35:10,625
‫نظرتون چیه این کارو کنیم،

616
00:35:11,333 --> 00:35:13,575
‫این دست رو قشنگ تمومش کنید،

617
00:35:13,625 --> 00:35:15,075
‫بذارید یه کم هم من ببرم...

618
00:35:15,125 --> 00:35:16,208
‫تا هیچ‌کی دست‌خالی نره.

619
00:35:19,166 --> 00:35:20,616
‫ما کلاهبردار نیستیم.

620
00:35:20,666 --> 00:35:22,125
‫همه‌چیز رو در مورد تو می‌دونیم.

621
00:35:22,791 --> 00:35:25,416
‫به یکی مثل خودت که گرگ بارون‌دیده‌ست
‫نیاز داریم تا کمکمون کنه.

622
00:35:25,958 --> 00:35:27,125
‫کمک منو می‌خواید؟

623
00:35:28,583 --> 00:35:29,708
‫از پس هزینه‌ش برمیاید؟

624
00:35:47,583 --> 00:35:48,708
‫صبر کن...

625
00:35:49,375 --> 00:35:50,500
‫یه لحظه صبر کن.

626
00:35:51,875 --> 00:35:53,700
‫پیر شدم دیگه، حریفت نمی‌شم.

627
00:35:53,750 --> 00:35:55,916
‫جوون‌تر هم که بودی حریفم نبودی!

628
00:35:56,583 --> 00:35:58,408
‫این چند وقته سرت شلوغ نبود؟

629
00:35:58,458 --> 00:36:00,041
‫چی شد وقت کردی تنیس بازی کنی؟

630
00:36:01,041 --> 00:36:04,500
‫از روز سر زدن به درگذشتگان به بعد،
‫حال بابا خیلی بدتر شده.

631
00:36:06,166 --> 00:36:07,700
‫می‌دونم دلت نمی‌خواد ببینیش.

632
00:36:07,750 --> 00:36:09,208
‫من نه،

633
00:36:09,791 --> 00:36:11,416
‫اون دلش نمی‌خواد ریخت منو ببینه.

634
00:36:12,875 --> 00:36:14,541
‫شنیده داری سرمایه‌گذاری می‌کنی،

635
00:36:14,875 --> 00:36:16,250
‫خیلی خوشحال شد.

636
00:36:18,291 --> 00:36:19,708
‫ویلیام اینو گفت؟

637
00:36:20,875 --> 00:36:22,450
‫ولی نصیحت من بهت اینه که:

638
00:36:22,500 --> 00:36:25,208
‫اگه می‌خوای سرمایه‌گذاری کنی،
‫گزینه‌های خیلی بهتری هم هستن.

639
00:36:28,500 --> 00:36:29,916
‫مگه ویلیام چشه؟

640
00:36:30,416 --> 00:36:31,625
‫تو از کجا می‌شناسیش؟

641
00:36:32,750 --> 00:36:35,625
‫مشکلی نداره، فقط توی یه مهمونی دیدمش.

642
00:36:36,125 --> 00:36:39,458
‫به نظرم نه زیاد صادقه، نه چندان باهوش.

643
00:36:40,041 --> 00:36:41,666
‫برای سرمایه‌گذاری با اون هول نشو.

644
00:36:47,791 --> 00:36:48,666
‫یالا.

645
00:36:49,208 --> 00:36:51,166
‫- می‌خوای ادامه بدی؟
‫- دست آخر.

646
00:36:51,666 --> 00:36:52,750
‫[توپ]

647
00:36:54,708 --> 00:36:55,916
‫[سرباز]

648
00:36:55,958 --> 00:36:57,208
‫کیش.

649
00:37:01,041 --> 00:37:03,125
‫حرکت پرریسکی بود.

650
00:37:03,625 --> 00:37:05,583
‫فقط یه قلعه و یه توپ برات مونده،

651
00:37:06,500 --> 00:37:08,125
‫اونوقت با عجله کیش می‌دی؟

652
00:37:13,666 --> 00:37:14,541
‫[اسب]

653
00:37:16,041 --> 00:37:16,916
‫[قلعه]

654
00:37:17,541 --> 00:37:18,575
‫[اسب]

655
00:37:18,625 --> 00:37:20,625
‫کی گفته هدفم مات کردن شاه بود؟

656
00:37:23,666 --> 00:37:25,375
‫دور و برش که خلوت بشه،

657
00:37:25,958 --> 00:37:28,208
‫زدنِ شاه کاری داره؟

658
00:37:28,875 --> 00:37:30,500
‫پس اومدی اینجا...

659
00:37:31,000 --> 00:37:34,375
‫تا شاه رو حفظ کنی، یا قربانیش کنی؟

660
00:37:40,333 --> 00:37:45,500
‫کلاهمو سفت چسبیدم که باد نبره،
‫چطور به چیز دیگه‌ای برسم؟

661
00:37:46,125 --> 00:37:48,000
‫اخیراً یه پرونده بزرگ داشتیم،

662
00:37:48,583 --> 00:37:50,700
‫کارچاق‌کن‌هام گند زدن.

663
00:37:50,750 --> 00:37:53,125
‫بهم گفتن زیادی پیر شدی...

664
00:37:53,625 --> 00:37:55,741
‫و نمی‌‌تونی کارها رو درست مدیریت کنی.

665
00:37:55,791 --> 00:37:59,416
‫گفتن اگه سنت بالاست، باید بکشی کنار.

666
00:37:59,958 --> 00:38:03,166
‫بخوان بندازنت بیرون، بهانه زیاده.

667
00:38:04,375 --> 00:38:06,500
‫من هنوز به این فیلِ کهنه‌کار نیاز دارم.

668
00:38:09,375 --> 00:38:10,283
‫[قلعه]

669
00:38:10,333 --> 00:38:11,950
‫فقط ترسم از اینه که این فیل...

670
00:38:12,000 --> 00:38:13,450
‫[فیل]

671
00:38:13,500 --> 00:38:16,333
‫قبل از این‌که بخواد ازت محافظت کنه،
‫خودش قربانی بشه.

672
00:38:36,458 --> 00:38:37,416
‫خانم فان.

673
00:38:46,333 --> 00:38:48,000
‫حواست به مینا باشه.

674
00:38:49,125 --> 00:38:50,916
‫آمار بگیر ببین تا الان به چی رسیده.

675
00:38:51,458 --> 00:38:52,291
‫چشم.

676
00:39:05,583 --> 00:39:08,250
‫مرگ هدف، زوئی، تأیید شد.

677
00:39:10,250 --> 00:39:20,250
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M