1
00:00:07,125 --> 00:00:07,991
‫[گیم سنتر]

2
00:00:08,041 --> 00:00:11,158
‫[قبل از ناپدیدشدن جرالد چن]

3
00:00:11,208 --> 00:00:13,616
‫فرضیه‌ی استاد یه‌کم ایراد داره.

4
00:00:13,666 --> 00:00:15,541
‫اون ایده‌ها رو توی گزارش مرتب کردم.

5
00:00:16,041 --> 00:00:17,750
‫اون‌طرف اوضاع چطوره؟

6
00:00:20,500 --> 00:00:22,791
‫[گیم سنتر]

7
00:00:24,250 --> 00:00:25,116
‫خوبه.

8
00:00:25,166 --> 00:00:26,991
‫[پیشنهاد ویژه‌ی ژتون]
‫[خرید ۴۰۴ ژتون با تخفیف عمده]

9
00:00:27,041 --> 00:00:29,116
‫تا فردا ساعت ۱۰ صبح برات می‌فرستمش.

10
00:00:29,166 --> 00:00:30,875
‫فعلاً همین.

11
00:00:31,875 --> 00:00:41,875
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

12
00:01:12,958 --> 00:01:14,666
‫سیم شارژ لپ‌تاپم جا موند.

13
00:01:15,000 --> 00:01:16,708
‫دارم برمی‌گردم دانشگاه.

14
00:01:30,708 --> 00:01:32,416
‫تکون نخور.

15
00:01:32,708 --> 00:01:34,416
‫وگرنه می‌زنمت.

16
00:01:35,333 --> 00:01:37,158
‫از این زاویه چاقو می‌زنی؟

17
00:01:37,208 --> 00:01:39,875
‫مادربزرگ منم می‌تونه این کارو بکنه.
‫پس تو به چه دردمون می‌خوری؟

18
00:01:44,375 --> 00:01:46,583
‫حواست به پشت سرت باشه،
‫نه فقط جلوت.

19
00:01:47,166 --> 00:01:48,875
‫باید بیشتر تمرین کنی.

20
00:01:50,083 --> 00:01:52,491
‫فقط وقتی صدای بن رو شنیدم،
‫خیالم راحت شد.

21
00:01:52,541 --> 00:01:53,533
‫بیا دوباره امتحان کنیم.

22
00:01:53,583 --> 00:01:56,458
‫دوباره؟ اول باید وصیت‌نامه بنویسم.

23
00:01:58,416 --> 00:02:00,783
‫چرا اینجا رو به این روز انداختی؟

24
00:02:00,833 --> 00:02:03,866
‫تازه، سه‌چهار ماه تمام غیبت زده بود.

25
00:02:03,916 --> 00:02:05,625
‫نمی‌تونستی جواب بدی؟

26
00:02:07,208 --> 00:02:08,916
‫هنوز اینو با خودت داری؟

27
00:02:10,291 --> 00:02:11,283
‫کی همچین حرفی زده؟

28
00:02:11,333 --> 00:02:13,041
‫فقط هنوز ننداختمش دور.

29
00:02:14,041 --> 00:02:15,750
‫پسش بگیر.

30
00:02:20,250 --> 00:02:21,958
‫مینا...

31
00:02:23,416 --> 00:02:25,125
‫الان خیلی بی‌احتیاط بودی.

32
00:02:25,666 --> 00:02:28,625
‫همیشه باید نقشه‌ی دوم داشته باشی.

33
00:02:29,291 --> 00:02:31,000
‫فهمیدی؟

34
00:02:32,750 --> 00:02:34,458
‫فهمیدم.

35
00:02:37,416 --> 00:02:39,125
‫راستی...

36
00:02:41,000 --> 00:02:42,708
‫تولدت مبارک.

37
00:02:47,250 --> 00:02:51,325
‫برات سلامتی و شانس بی‌پایان آرزو می‌کنم.

38
00:02:51,375 --> 00:02:53,450
‫- تولدت مبارک.
‫- می‌دونی که جشن نمی‌گیرم.

39
00:02:53,500 --> 00:02:55,450
‫خوندن رو بس کن. خجالت‌آوره.

40
00:02:55,500 --> 00:02:57,366
‫پس آرزو کن.

41
00:02:57,416 --> 00:02:59,416
‫نمی‌خوام. آرزوها دروغی‌ان.

42
00:02:59,916 --> 00:03:01,158
‫بچه جون.

43
00:03:01,208 --> 00:03:02,866
‫چطور این‌قدر بدبینی؟

44
00:03:02,916 --> 00:03:04,625
‫بیا، یه آرزو کن.

45
00:03:07,250 --> 00:03:08,958
‫بچه‌ی خوبی باش.

46
00:03:26,416 --> 00:03:28,333
‫«کارچاق‌کن‌ها»

47
00:03:46,000 --> 00:03:49,375
‫«قسمت هفتم»
‫«تین‌بو‌لا»

48
00:03:54,291 --> 00:03:56,000
‫سوار ماشین نشو!

49
00:03:59,250 --> 00:04:00,658
‫مگه تو...

50
00:04:00,708 --> 00:04:02,416
‫تو ندیدی...

51
00:04:02,875 --> 00:04:04,583
‫ویلیام چطور مُرد؟

52
00:04:05,500 --> 00:04:07,208
‫خیلی چیزا در موردش می‌دونی.

53
00:04:08,333 --> 00:04:10,208
‫فکر می‌کنی می‌تونی قسر در بری؟

54
00:04:20,833 --> 00:04:22,791
‫چرا داری درباره‌ی مرگ زویی تحقیق می‌کنی؟

55
00:04:23,458 --> 00:04:26,125
‫هرکی به زویی مربوط باشه،
‫آخرش مثل ویلیام میشه.

56
00:04:26,625 --> 00:04:28,541
‫تو باورت میشه خودشو کشته؟

57
00:04:30,000 --> 00:04:31,616
‫نمی‌دونم.

58
00:04:31,666 --> 00:04:33,241
‫اگه می‌خوای زنده بمونی،

59
00:04:33,291 --> 00:04:35,000
‫هرچی می‌دونی بهمون بگو.

60
00:04:36,458 --> 00:04:39,000
‫فقط اینو می‌دونم که
‫زویی شرکت رو ترک کرد

61
00:04:39,500 --> 00:04:41,241
‫چون فهمیده بود ویلیام مخفیانه

62
00:04:41,291 --> 00:04:44,250
‫پول‌های یوان تائو رو توی تولیتا
‫سرمایه‌گذاری کرده تا کلاهبرداری کنه.

63
00:04:45,541 --> 00:04:47,283
‫مرگش ربطی به ویلیام داشت؟

64
00:04:47,333 --> 00:04:49,291
‫وقتی ویلیام فهمید، هول کرد.

65
00:04:49,791 --> 00:04:51,500
‫به نظر نمی‌اومد نقش بازی کنه.

66
00:04:51,708 --> 00:04:53,700
‫شوهر زویی، سو مینگ‌یی،

67
00:04:53,750 --> 00:04:56,000
‫یه هفته قبل از زویی مُرد.

68
00:04:56,500 --> 00:04:58,208
‫اینو که می‌دونی، نه؟

69
00:05:00,916 --> 00:05:03,658
‫روزی که سو مینگ‌یی مُرد،
‫به ویلیام زنگ زده بود.

70
00:05:03,708 --> 00:05:05,283
‫و؟

71
00:05:05,333 --> 00:05:07,616
‫ویلیام وقتی گوشی رو جواب داد، دستپاچه بود.

72
00:05:07,666 --> 00:05:09,375
‫فقط شنیدم گفت:

73
00:05:09,958 --> 00:05:11,666
‫«از کجا شنیدی؟»

74
00:05:12,375 --> 00:05:14,083
‫«نباید با اینا درافتاد.»

75
00:05:15,375 --> 00:05:17,700
‫ولی قبل از اینکه حرفش رو تموم کنه،
‫تماس قطع شد.

76
00:05:17,750 --> 00:05:19,033
‫می‌دونستم.

77
00:05:19,083 --> 00:05:21,075
‫یه چیزی فهمیده بود و ساکتش کردن.

78
00:05:21,125 --> 00:05:22,833
‫تا حالا این آدمو دیدی؟

79
00:05:26,666 --> 00:05:28,375
‫نه.

80
00:05:32,791 --> 00:05:34,700
‫بعد از مرگ زویی،

81
00:05:34,750 --> 00:05:36,750
‫ویلیام کار عجیبی نکرد؟

82
00:05:43,250 --> 00:05:46,200
‫هی، بهتره خوب فکر کنی.

83
00:05:46,250 --> 00:05:47,958
‫چی رو ازمون پنهون کردی؟

84
00:05:51,125 --> 00:05:53,825
‫ویلیام ازم خواست
‫یه پول کثیف رو جابه‌جا کنم.

85
00:05:53,875 --> 00:05:55,583
‫چرا این برات عجیبه؟

86
00:05:55,833 --> 00:05:58,658
‫می‌خواست پول رو
‫توی یه کیف پول صوتی نگه دارم.

87
00:05:58,708 --> 00:06:00,875
‫ما هیچ‌وقت پول نقد رو
‫این‌طوری جابه‌جا نمی‌کردیم.

88
00:06:02,000 --> 00:06:03,708
‫کیف پول صوتی؟

89
00:06:04,125 --> 00:06:05,366
‫برای کی بود؟

90
00:06:05,416 --> 00:06:07,125
‫نمی‌دونم. گفت سوال نکنم.

91
00:06:11,000 --> 00:06:12,916
‫واقعاً همین‌قدر می‌دونم.

92
00:06:15,833 --> 00:06:18,541
‫وقتی رسیدی فرودگاه،
‫با هیچ‌کس تماس نگیر.

93
00:06:19,041 --> 00:06:20,750
‫با اولین پرواز برو.

94
00:06:21,333 --> 00:06:23,041
‫شنیدی چی گفتم؟

95
00:06:27,250 --> 00:06:29,158
‫ممکنه اون کسی که
‫ویلیام گفت نباید باهاش درافتاد

96
00:06:29,208 --> 00:06:31,166
‫و صاحب کیف پول صوتی،

97
00:06:32,166 --> 00:06:33,875
‫یک نفر باشن؟

98
00:06:35,625 --> 00:06:38,333
‫هی، این کیف پول صوتی دیگه چیه؟

99
00:06:39,500 --> 00:06:42,750
‫کاربرهای رمزارز
‫کلیدهای خصوصی ۲۵۶ بیتی دارن

100
00:06:43,250 --> 00:06:44,958
‫که معمولاً با عبارت‌های یادآور مدیریت میشن.

101
00:06:45,458 --> 00:06:47,325
‫ولی ممکنه به‌راحتی روی کاغذ گم بشن

102
00:06:47,375 --> 00:06:50,166
‫یا هکرها از روی کامپیوترها بدزدنشون.

103
00:06:50,666 --> 00:06:53,700
‫یه راهش اینه که رمز رو
‫به یه فایل صوتی ۳۰ ثانیه‌ای تبدیل کنی.

104
00:06:53,750 --> 00:06:56,533
‫با نرم‌افزار رمزگشاییش می‌کنی
‫و به حساب دسترسی پیدا می‌کنی.

105
00:06:56,583 --> 00:06:58,625
‫اگه این سرنخ رو دنبال کنیم،

106
00:06:59,375 --> 00:07:01,708
‫می‌تونیم پول رو ردیابی کنیم
‫و از اونجا ادامه بدیم.

107
00:07:02,208 --> 00:07:03,950
‫بجو تا بیابی،

108
00:07:04,000 --> 00:07:06,916
‫ولی مواظب نشانه‌های قلابی باش.

109
00:07:08,166 --> 00:07:10,241
‫ولی حالا ویلیام مُرده

110
00:07:10,291 --> 00:07:13,241
‫و نمی‌دونیم کیف پول صوتی کجاست.

111
00:07:13,291 --> 00:07:15,825
‫من میگم چرا پولدارها
‫همه‌چی رو پیچیده می‌کنن

112
00:07:15,875 --> 00:07:17,450
‫و از این کیف پول عجیب‌غریب استفاده می‌کنن؟

113
00:07:17,500 --> 00:07:20,458
‫فقط پول نقدی که ببینی امنه.

114
00:07:20,958 --> 00:07:22,666
‫مگه نه؟

115
00:07:25,000 --> 00:07:26,575
‫مینا،

116
00:07:26,625 --> 00:07:28,666
‫گفتی جرالد گردنبندت رو بهت داده؟

117
00:07:41,000 --> 00:07:42,708
‫این فایل صوتی رو برای چی می‌خوای؟

118
00:07:43,541 --> 00:07:45,250
‫بهتره ندونی.

119
00:07:46,000 --> 00:07:47,075
‫باز شروع شد.

120
00:07:47,125 --> 00:07:49,333
‫هنوز غذای دفعه‌ی قبل رو بهم بدهکاری.

121
00:07:52,583 --> 00:07:53,991
‫هی، تارو!

122
00:07:54,041 --> 00:07:54,950
‫اونجا نرو.

123
00:07:55,000 --> 00:07:56,708
‫یکی رو می‌زنی.

124
00:07:58,250 --> 00:07:59,241
‫هر روز میاد اینجا؟

125
00:07:59,291 --> 00:08:01,783
‫امروز تعطیله.
‫مهدکودک بسته‌ست.

126
00:08:01,833 --> 00:08:04,450
‫باید انرژیشو خالی کنه.
‫وگرنه چطوری بخوابه؟

127
00:08:04,500 --> 00:08:06,575
‫نمی‌تونی براش یه آی‌پد بخری؟

128
00:08:06,625 --> 00:08:08,325
‫زیاد نگاه‌کردن به صفحه
‫باعث نزدیک‌بینی میشه.

129
00:08:08,375 --> 00:08:10,575
‫یه استراحتی بکنیم؟
‫برات بستنی می‌خرم.

130
00:08:10,625 --> 00:08:13,208
‫بستنی چربی ترانس داره.
‫نباید بخوری.

131
00:08:15,541 --> 00:08:18,375
‫هی، جرالد واقعاً یه حساب رمزارز داره.

132
00:08:18,458 --> 00:08:20,658
‫[کلید خصوصی]

133
00:08:20,708 --> 00:08:24,500
‫[کلید خصوصی]

134
00:08:25,791 --> 00:08:28,083
‫[جرالد چن]
‫[۳ میلیون و ۲۴۶ هزار و ۱۶۱ دلار]

135
00:08:30,416 --> 00:08:32,325
‫این میشه حدود ۱۰۰ میلیون دلار تایوان.

136
00:08:32,375 --> 00:08:33,700
‫صد میلیون؟

137
00:08:33,750 --> 00:08:34,950
‫یا خدا.

138
00:08:35,000 --> 00:08:36,708
‫این‌همه پول برات گذاشته؟

139
00:08:37,125 --> 00:08:40,125
‫جرالد همین‌طوری پول به جا نمی‌ذاره.

140
00:08:40,625 --> 00:08:42,750
‫حتماً سرنخ‌های دیگه‌ای هم گذاشته.

141
00:08:47,958 --> 00:08:50,700
‫حساب رمزارز جرالد رو ردیابی کردم.
‫[شبح]

142
00:08:50,750 --> 00:08:53,450
‫درست قبل از ناپدیدشدنش،
‫یه انتقال هنگفت انجام داده.

143
00:08:53,500 --> 00:08:55,291
‫توی کوهستان یه خونه خریده.

144
00:08:55,791 --> 00:08:57,750
‫آدرسش رو که پیدا کردم برات می‌فرستم.

145
00:09:04,416 --> 00:09:06,125
‫خونه خریده؟

146
00:09:06,583 --> 00:09:08,666
‫ممکنه اونجا قایم شده باشه؟

147
00:09:09,291 --> 00:09:14,625
‫[گیم سنتر]

148
00:09:14,708 --> 00:09:16,416
‫فردا باهات میام.

149
00:09:17,666 --> 00:09:19,375
‫کی گفته من میرم؟

150
00:09:20,208 --> 00:09:21,916
‫شاید فقط می‌خواد

151
00:09:22,250 --> 00:09:24,416
‫تو رو درگیر این ماجرا نکنه.

152
00:09:28,000 --> 00:09:29,916
‫جرالد و بن

153
00:09:30,500 --> 00:09:32,416
‫همیشه هوامو داشتن.

154
00:09:34,875 --> 00:09:37,333
‫ولی خودشون بلد نیستن
‫از خودشون مراقبت کنن.

155
00:09:39,583 --> 00:09:44,041
‫پس فکر می‌کنی هنوز زنده‌ست، درسته؟

156
00:09:48,208 --> 00:09:50,000
‫فردا که پیداش کنیم می‌فهمیم.

157
00:09:54,333 --> 00:09:55,825
‫بخور.
‫[گیم سنتر]

158
00:09:55,875 --> 00:09:57,583
‫داره سرد میشه.

159
00:10:00,625 --> 00:10:02,333
‫چرا تربچه و کوفته؟

160
00:10:02,750 --> 00:10:04,458
‫همه‌ش برای تو نیست.

161
00:10:04,583 --> 00:10:06,658
‫کی دلش می‌خواد اینو بخوره؟

162
00:10:06,708 --> 00:10:08,741
‫می‌خوای یه کم توفوی سرخ‌شده امتحان کنی؟

163
00:10:08,791 --> 00:10:09,991
‫نه، پوستش حال‌به‌هم‌زنه.

164
00:10:10,041 --> 00:10:11,783
‫چقدر سخت می‌گیری.
‫امتحانش کن.

165
00:10:11,833 --> 00:10:13,541
‫باشه، می‌خورم.

166
00:10:15,625 --> 00:10:17,333
‫اون تربچه بود، مگه نه؟

167
00:10:17,583 --> 00:10:19,291
‫- توفو بود.
‫- دروغ میگی. نشونم بده.

168
00:10:21,500 --> 00:10:22,783
‫- ندیدمش.
‫- خوردمش.

169
00:10:22,833 --> 00:10:24,450
‫امکان نداره. یکی دیگه بخور.

170
00:10:24,500 --> 00:10:26,825
‫- همین الان یکی خوردم.
‫- معلومه تربچه خوردی.

171
00:10:26,875 --> 00:10:27,825
‫یه کم پودینگ خون بخور.

172
00:10:27,875 --> 00:10:30,208
‫- بعدش باید یه کوفته بخوری.
‫- اینو امتحان کن.

173
00:10:32,250 --> 00:10:33,958
‫یه تیکه گوشت...

174
00:10:34,291 --> 00:10:36,125
‫باشه، یه کوفته‌ی گوشت می‌خورم. ببین.

175
00:10:39,166 --> 00:10:40,875
‫معلومه توفو خوردی.

176
00:10:45,333 --> 00:10:48,325
‫چرا جرالد این‌همه پول برای مینا گذاشته؟

177
00:10:48,375 --> 00:10:49,783
‫رابطه‌شون چیه؟

178
00:10:49,833 --> 00:10:50,866
‫[تین‌بو‌لای اصیل]

179
00:10:50,916 --> 00:10:52,533
‫مینا.

180
00:10:52,583 --> 00:10:54,825
‫موقع تموم کردن یه کار گیرمون انداخت.

181
00:10:54,875 --> 00:10:56,583
‫می‌خواستم بکشمش.

182
00:10:56,875 --> 00:10:58,791
‫ولی جرالد نجاتش داد.

183
00:11:00,083 --> 00:11:01,783
‫پس از اون موقع پیش شما مونده؟

184
00:11:01,833 --> 00:11:03,541
‫خانواده نداره؟

185
00:11:03,666 --> 00:11:05,666
‫از خونه فرار کرده.

186
00:11:06,166 --> 00:11:09,325
‫تا حالا بچه‌ای هم‌سن‌وسالش ندیده بودم
‫که این‌قدر...

187
00:11:09,375 --> 00:11:11,875
‫- دردسرساز باشه.
‫- کله‌شق باشه.

188
00:11:12,458 --> 00:11:14,166
‫کله...

189
00:11:14,208 --> 00:11:16,708
‫کله‌شق. از هیچی نمی‌ترسید،

190
00:11:17,291 --> 00:11:20,250
‫انگار بدترین چیزهای دنیا رو دیده بود.

191
00:11:20,833 --> 00:11:23,125
‫پس این‌طوری شد آدمی که الان هست؟

192
00:11:24,208 --> 00:11:25,700
‫حالا می‌فهمم.

193
00:11:25,750 --> 00:11:26,658
‫فهمیدم.

194
00:11:26,708 --> 00:11:30,783
‫ولی از وقتی با شماها آشنا شده،
‫پرحرف‌تر شده.

195
00:11:30,833 --> 00:11:32,541
‫جدی؟

196
00:11:34,375 --> 00:11:37,458
‫پس باور داری جرالد نمُرده؟

197
00:11:39,625 --> 00:11:41,333
‫توی کار ما،

198
00:11:41,375 --> 00:11:43,541
‫چند نفرمون واقعاً به بازنشستگی می‌رسن؟

199
00:11:44,125 --> 00:11:45,833
‫اگه این پامو از دست نداده بودم،

200
00:11:46,250 --> 00:11:48,333
‫شاید خیلی وقت پیش مُرده بودم.

201
00:11:48,916 --> 00:11:50,625
‫پات چی شد؟

202
00:11:52,208 --> 00:11:54,000
‫یه مأموریت ناموفق.

203
00:11:54,500 --> 00:11:56,958
‫یه یوئه تونگ دید دیگه به درد نمی‌خورم،

204
00:11:57,458 --> 00:11:59,116
‫پس بیرونم کرد.

205
00:11:59,166 --> 00:12:00,533
‫این‌قدر بی‌رحم؟

206
00:12:00,583 --> 00:12:02,291
‫لعنت بهشون.

207
00:12:03,291 --> 00:12:05,200
‫هی، یه فکری دارم.

208
00:12:05,250 --> 00:12:08,283
‫وقتی بازنشسته شدم،
‫یه بساط مثل تو راه میندازم.

209
00:12:08,333 --> 00:12:10,700
‫کنارت نودل مارماهی می‌فروشم.

210
00:12:10,750 --> 00:12:13,033
‫یه جای همه‌چی‌تموم.
‫سود می‌کنه. نظرت چیه؟

211
00:12:13,083 --> 00:12:15,491
‫منو قاطی نکن.
‫از شلوغی خوشم نمیاد.

212
00:12:15,541 --> 00:12:17,283
‫اگه بساط زدی، از اینجا دور بمون.

213
00:12:17,333 --> 00:12:19,325
‫خوشحال نیستی که دارم هم‌صحبتت میشم؟

214
00:12:19,375 --> 00:12:22,250
‫نگرانم تنهایی و سرما اذیتت کنه.

215
00:12:23,375 --> 00:12:25,116
‫تو نمی‌فهمی.

216
00:12:25,166 --> 00:12:26,075
‫سوپت رو بخور.

217
00:12:26,125 --> 00:12:27,241
‫به اندازه کافی خوردم.

218
00:12:27,291 --> 00:12:28,658
‫- یه کم توفو بخور.
‫- بسه.

219
00:12:28,708 --> 00:12:30,116
‫من اومدم.

220
00:12:30,166 --> 00:12:31,616
‫برگشتی؟

221
00:12:31,666 --> 00:12:33,541
‫هنوز بیداری؟ چه خوب. بیا.

222
00:12:34,041 --> 00:12:35,116
‫هاوی کجاست؟

223
00:12:35,166 --> 00:12:36,700
‫توی اتاقش درس می‌خونه.

224
00:12:36,750 --> 00:12:39,958
‫برات تین‌بو‌لا گرفتم. پودینگ خون هم داره،
‫همون که دوست داری.

225
00:12:40,916 --> 00:12:42,325
‫هاوی،

226
00:12:42,375 --> 00:12:45,666
‫بابات برات خوراکی شبانه گرفته. بیا بخور.

227
00:12:46,708 --> 00:12:48,416
‫هی، صبر کن.

228
00:12:49,625 --> 00:12:51,416
‫توی اون کیسه چیه؟

229
00:12:54,666 --> 00:12:57,375
‫گلدی گفت لباس بیشتری لازم دارم و برام خرید.

230
00:12:58,375 --> 00:13:00,083
‫رئیست خیلی هواتو داره.

231
00:13:00,541 --> 00:13:01,783
‫هم خوش‌تیپه، هم دست‌ودلباز.

232
00:13:01,833 --> 00:13:03,866
‫بازم برای شام دعوتش کن.

233
00:13:03,916 --> 00:13:05,666
‫حتماً.

234
00:13:20,208 --> 00:13:22,375
‫چه خبره؟
‫چرا توی اتاقت قایم شدی؟

235
00:13:23,125 --> 00:13:24,833
‫می‌خوام برم حموم.

236
00:13:25,291 --> 00:13:28,000
‫- چرا یواشکی رفتار می‌کنی؟ چه نقشه‌ای داری؟
‫- دست بردار.

237
00:13:29,916 --> 00:13:31,625
‫جدی میگم.

238
00:14:00,166 --> 00:14:01,783
‫خوشحال به نظر میای.

239
00:14:01,833 --> 00:14:04,658
‫یادته بابات برای تولد قبلیم
‫چی برام خرید؟

240
00:14:04,708 --> 00:14:06,908
‫همون. چراغ برای پخش زنده.

241
00:14:06,958 --> 00:14:09,033
‫آره. بعدش هم نوشت،

242
00:14:09,083 --> 00:14:10,783
‫«وقتی نور درست تنظیم بشه،»

243
00:14:10,833 --> 00:14:12,491
‫«وندی مثل یه پری می‌درخشه.»

244
00:14:12,541 --> 00:14:13,616
‫خیلی مزخرف بود.

245
00:14:13,666 --> 00:14:15,241
‫هر دفعه همین‌طوره.

246
00:14:15,291 --> 00:14:17,000
‫بذار بهت بگم.

247
00:14:17,166 --> 00:14:18,875
‫بابات

248
00:14:18,916 --> 00:14:20,833
‫امسال بالاخره فهمید باید چیکار کنه.

249
00:14:25,041 --> 00:14:26,750
‫خانم فان.

250
00:14:27,250 --> 00:14:28,958
‫جرالد رو پیدا کردن.

251
00:14:32,500 --> 00:14:34,208
‫نذار بفهمن.

252
00:14:34,916 --> 00:14:37,291
‫یه کارچاق‌کن بفرست زیر نظرشون بگیره.

253
00:14:38,000 --> 00:14:40,583
‫اگه اتفاقی افتاد، گزارش بده.

254
00:14:41,083 --> 00:14:42,791
‫باشه.

255
00:14:42,875 --> 00:14:44,533
‫تا وقتی زنده‌ست،

256
00:14:44,583 --> 00:14:46,750
‫نمی‌تونیم جوابی به مشتریمون بدیم.

257
00:14:47,250 --> 00:14:48,958
‫خودت می‌دونی باید چیکار کنی.

258
00:14:50,625 --> 00:14:52,750
‫هیچ رد و اثری باقی نمونه.

259
00:14:53,625 --> 00:14:56,125
‫یه یوئه تونگ دردسر بیشتری نمی‌خواد.

260
00:14:56,625 --> 00:14:58,333
‫باشه.

261
00:15:13,250 --> 00:15:15,950
‫- کجایی؟
‫- خونه کار دارم.

262
00:15:16,000 --> 00:15:18,083
‫امروز نمیام مزاحم عشقولی‌تون بشم.

263
00:15:19,083 --> 00:15:20,283
‫می‌خوای جیم بزنی؟

264
00:15:20,333 --> 00:15:22,491
‫هوای خنک پاییز برای گردش عالیه.

265
00:15:22,541 --> 00:15:24,908
‫فرصتت رو غنیمت بدون، باشه؟
‫خداحافظ.

266
00:15:24,958 --> 00:15:26,666
‫هی.

267
00:15:49,166 --> 00:15:52,158
‫وقتی رسیدی آمریکا،
‫اگه پول لازم داشتی، فقط بگو.

268
00:15:52,208 --> 00:15:54,950
‫شنیدم اونجا همه‌چی خیلی گرونه.

269
00:15:55,000 --> 00:15:56,366
‫از روی غرور به خودت سخت نگیر.

270
00:15:56,416 --> 00:15:58,866
‫نگران نباش. بیشتر از اندازه‌ی کافی
‫پول برای خرج‌کردن بهم دادی.

271
00:15:58,916 --> 00:16:00,658
‫توی دانشگاه هم برای کار درخواست دادم.

272
00:16:00,708 --> 00:16:02,416
‫حتماً پولتو پس میدم.

273
00:16:02,500 --> 00:16:04,908
‫این پول در اصل بدهی من به پدرت بود.

274
00:16:04,958 --> 00:16:06,158
‫فلیکس،

275
00:16:06,208 --> 00:16:07,916
‫اشتباه می‌کنی.

276
00:16:08,041 --> 00:16:10,116
‫تو این همه سال ازم مراقبت کردی.

277
00:16:10,166 --> 00:16:12,075
‫وقتی مامانم مریض بود،
‫همه‌ی خرج‌ها رو دادی.

278
00:16:12,125 --> 00:16:13,833
‫ما بهت بدهکاریم.

279
00:16:15,958 --> 00:16:18,450
‫دیگه نگران پول نباش.
‫درس مهم‌تر از هر چیزیه.

280
00:16:18,500 --> 00:16:20,866
‫فردا صبح می‌رسونمت فرودگاه.

281
00:16:20,916 --> 00:16:23,208
‫لازم نیست. ماشین رزرو کردم.

282
00:16:29,166 --> 00:16:31,750
‫این برای توئه، از طرف پدرت.

283
00:16:33,500 --> 00:16:35,366
‫بزرگترین آرزوی پدرت این بود که

284
00:16:35,416 --> 00:16:37,866
‫بفرستت خارج درس بخونی

285
00:16:37,916 --> 00:16:39,533
‫و دنیا رو به جای اون ببینی.

286
00:16:39,583 --> 00:16:41,291
‫حالا داری آرزوشو برآورده می‌کنی.

287
00:16:43,125 --> 00:16:44,833
‫خودت بندازش گردنم.

288
00:16:44,875 --> 00:16:46,583
‫باشه، بیا.

289
00:16:48,083 --> 00:16:49,616
‫از این به بعد،

290
00:16:49,666 --> 00:16:52,583
‫هر وقت اینو پوشیدی،

291
00:16:53,208 --> 00:16:54,825
‫حس می‌کنی...

292
00:16:54,875 --> 00:16:57,416
‫حس می‌کنی پدرت کنارت نشسته.

293
00:17:00,750 --> 00:17:02,458
‫خب، تموم شد.

294
00:17:04,750 --> 00:17:06,458
‫میام بهت سر می‌زنم.

295
00:17:07,666 --> 00:17:09,375
‫خوب مواظب خودت باش.

296
00:17:15,583 --> 00:17:17,791
‫گریه نکن، وگرنه از بابات هم زشت‌تر میشی.

297
00:17:18,333 --> 00:17:21,200
‫چرا همیشه توی این لحظه‌ها این‌طوری میشی؟

298
00:17:21,250 --> 00:17:22,283
‫روی اعصابی.

299
00:17:22,333 --> 00:17:24,041
‫من... میرم دستشویی.

300
00:17:25,083 --> 00:17:26,791
‫خل‌وضع.

301
00:17:37,500 --> 00:17:39,333
‫چرا این‌قدر ناگهانی می‌خوای کنار بکشی؟
‫[پیبالد هرگز...]

302
00:17:40,000 --> 00:17:43,166
‫جانشینی توی ذهنت داری؟

303
00:17:46,875 --> 00:17:48,450
‫پیر و بی‌مصرف شدم.

304
00:17:48,500 --> 00:17:50,208
‫وقتشه کنار بکشم، پس می‌کشم.

305
00:17:50,625 --> 00:17:52,458
‫راه خروج هنوز اینجاست.
‫[پیبالد]

306
00:17:53,208 --> 00:17:54,950
‫عقب‌کشیدن آسونه.

307
00:17:55,000 --> 00:17:57,083
‫تا وقتی در رو بردارن،

308
00:17:57,625 --> 00:18:00,583
‫هرجوری که بیرون بیای، لت‌وپار میشی.

309
00:18:02,000 --> 00:18:03,708
‫کارچاق‌کن زمین،

310
00:18:04,458 --> 00:18:06,208
‫اون در سنگینه.

311
00:18:07,500 --> 00:18:09,208
‫آدم‌های زیادی لازم داره

312
00:18:09,666 --> 00:18:11,375
‫تا بتونن بازش کنن.

313
00:18:11,666 --> 00:18:13,666
‫دقیقاً. خیلی‌ها می‌خوان این کارو بکنن.
‫[پیبالد هرگز فرار نمی‌کند]

314
00:18:16,250 --> 00:18:18,458
‫دختر کو ندارد نشان از پدر.

315
00:18:20,166 --> 00:18:22,416
‫حامی‌های اون، که غریبه‌ست،

316
00:18:23,000 --> 00:18:26,291
‫از حامی‌های تو، که خودی هستی، بیشترن.

317
00:18:29,125 --> 00:18:31,416
‫من پیر شدم، دیگه دخالت نمی‌کنم.
‫[چه می‌شود کرد]

318
00:18:39,250 --> 00:18:40,958
‫رفیق قدیمی،

319
00:18:42,041 --> 00:18:44,541
‫امیدوارم آبرومندانه کنار بکشی.

320
00:18:45,041 --> 00:18:46,750
‫منتظرم با هم چای بخوریم.

321
00:18:55,333 --> 00:18:58,958
‫[نیروی من کوه‌ها را از جا می‌کند]
‫[اما روزگار با من سر ناسازگاری دارد]

322
00:19:00,916 --> 00:19:02,408
‫ببخشید.

323
00:19:02,458 --> 00:19:04,333
‫میشه این فال رو برام تفسیر کنین؟

324
00:19:08,041 --> 00:19:10,791
‫«راهت برای رسیدن به شهرت هنوز روشن نیست.»

325
00:19:11,291 --> 00:19:14,041
‫«طوفان و درگیری در راهه.»

326
00:19:14,916 --> 00:19:18,416
‫«از هر دو سو مراقب زیان و رنج باش.»

327
00:19:19,291 --> 00:19:22,916
‫«کنار بکش، آه نکش و دوباره منتظر بمان.»

328
00:19:24,583 --> 00:19:27,625
‫درباره‌ی خانواده‌ست یا کار؟

329
00:19:28,208 --> 00:19:29,916
‫خانم فان اینو برای شما گرفته.

330
00:19:33,083 --> 00:19:36,000
‫[راهت برای رسیدن به شهرت هنوز روشن نیست]

331
00:19:50,833 --> 00:19:52,541
‫الو؟

332
00:20:05,791 --> 00:20:08,200
‫اگه از این مسیر بریم بالا، می‌رسیم.

333
00:20:08,250 --> 00:20:10,291
‫[پل لیان‌شین]

334
00:21:11,458 --> 00:21:13,241
‫احتمالاً هدفش با ما یکیه.

335
00:21:13,291 --> 00:21:15,000
‫اون کارچاق‌کن یه یوئه تونگه.

336
00:21:15,375 --> 00:21:17,500
‫خانم فان فهمیده جرالد رو پیدا کردیم.

337
00:21:19,708 --> 00:21:21,416
‫بریم.

338
00:22:01,500 --> 00:22:03,208
‫ببخشید.

339
00:22:03,541 --> 00:22:05,375
‫این آدم رو دیدین؟

340
00:22:08,291 --> 00:22:10,000
‫ممنون.

341
00:22:16,875 --> 00:22:20,541
‫زمان جلسه‌ی محرمانه
‫به همه‌ی شاخه‌ها اعلام شده.

342
00:22:23,791 --> 00:22:25,366
‫خدا خودش راه رو نشونمون داد.

343
00:22:25,416 --> 00:22:27,208
‫چوب شماره‌ی ۲۸ نصیبم شد.

344
00:22:27,708 --> 00:22:30,166
‫«روزهای طلایی گذشته
‫تقریباً به پایان رسیده.»

345
00:22:30,666 --> 00:22:32,950
‫«ببری که زمانی قدرتمند بود،
‫حالا سرگردان و درمانده ست.»

346
00:22:33,000 --> 00:22:34,791
‫«بخت ناپایدار، مرموز و گریزان است.»

347
00:22:35,583 --> 00:22:38,083
‫«پس پیش از گریختنش،
‫فرصت را غنیمت بشمار.»

348
00:22:40,750 --> 00:22:42,958
‫داستان پشت این شعر رو یادته؟

349
00:22:43,458 --> 00:22:46,083
‫یکی ماجرای اسیر شدن سائو سائو

350
00:22:46,125 --> 00:22:48,708
‫به دست ژانگ شیو در وان‌چنگه.

351
00:22:49,500 --> 00:22:51,991
‫اون یکی هم شکست شیانگ یوئه.

352
00:22:52,041 --> 00:22:54,158
‫وقتی دشمن‌ها محاصره‌ش کرده بودن،

353
00:22:54,208 --> 00:22:56,041
‫کنار رود وو گلوی خودشو برید.

354
00:22:57,708 --> 00:22:59,416
‫یکی خیانت دید،

355
00:22:59,708 --> 00:23:01,825
‫ولی در نهایت تونست از خطر
‫جون سالم به در ببره

356
00:23:01,875 --> 00:23:03,583
‫و به آرزوش برسه.

357
00:23:04,375 --> 00:23:06,666
‫اون یکی قهرمانی دل‌شکسته بود

358
00:23:07,291 --> 00:23:09,208
‫که به آخر خط رسید.

359
00:23:11,666 --> 00:23:13,375
‫به نظرت،

360
00:23:13,416 --> 00:23:14,616
‫این فال

361
00:23:14,666 --> 00:23:16,458
‫به کدومشون اشاره داره؟

362
00:23:17,208 --> 00:23:18,916
‫بستگی داره

363
00:23:18,958 --> 00:23:21,575
‫آدم بتونه خودشو با شرایط وفق بده

364
00:23:21,625 --> 00:23:23,458
‫و برای زنده‌موندن غرورش رو قورت بده یا نه.

365
00:23:27,708 --> 00:23:29,416
‫درسته.

366
00:23:30,458 --> 00:23:32,666
‫کار دیگه‌ای با من داشتین؟

367
00:23:33,416 --> 00:23:34,866
‫نه.

368
00:23:34,916 --> 00:23:37,575
‫این اواخر خیلی برای چینگ‌هه زحمت کشیدی.

369
00:23:37,625 --> 00:23:39,333
‫چند روزی استراحت کن.

370
00:23:46,291 --> 00:23:49,000
‫از کارچاق‌کن طلا خواستین
‫برای پیدا کردن جرالد کمکت کنه.

371
00:23:49,666 --> 00:23:51,408
‫نمی‌ترسین وقتی حقیقت رو بفهمه

372
00:23:51,458 --> 00:23:53,333
‫چه عواقبی داشته باشه؟

373
00:23:57,000 --> 00:23:58,708
‫اگه چیزی باشه که باید بدونه،

374
00:23:59,000 --> 00:24:01,083
‫بالاخره یکی باید بهش بگه.

375
00:24:02,958 --> 00:24:06,291
‫فقط می‌ترسم این حرکت
‫زیادی عجولانه بوده باشه.

376
00:24:07,083 --> 00:24:09,416
‫بعضی چیزها وقتی فهمیده بشن،

377
00:24:10,000 --> 00:24:11,708
‫دیگه نمیشه نفهمیدشون.

378
00:24:24,125 --> 00:24:26,833
‫یکی داره از گلدون‌های جلوی خونه
‫مراقبت می‌کنه.

379
00:24:28,125 --> 00:24:29,833
‫باید بتونیم پیداشون کنیم.

380
00:25:03,875 --> 00:25:05,583
‫زویی.

381
00:25:10,625 --> 00:25:12,333
‫شماها کی هستین؟

382
00:25:12,583 --> 00:25:14,291
‫عقب بمونین.

383
00:25:14,333 --> 00:25:16,041
‫اسلحه رو بذار زمین.

384
00:25:16,250 --> 00:25:17,491
‫به بچه صدمه نزن.

385
00:25:17,541 --> 00:25:19,250
‫برین عقب!

386
00:25:23,833 --> 00:25:25,541
‫شماها...

387
00:25:25,583 --> 00:25:27,325
‫چرا نمی‌ذارین برم؟

388
00:25:27,375 --> 00:25:29,200
‫بهت صدمه نمی‌زنیم.

389
00:25:29,250 --> 00:25:30,958
‫من دنبال جرالد چن می‌گردم.

390
00:25:35,250 --> 00:25:36,741
‫بیشتر از یه ساله ناپدید شده.

391
00:25:36,791 --> 00:25:38,533
‫یه سرنخ‌هایی برام گذاشته

392
00:25:38,583 --> 00:25:40,291
‫تا اینجا رو پیدا کنم.

393
00:25:49,708 --> 00:25:51,416
‫تو همونی هستی که توی عکسه.

394
00:26:25,583 --> 00:26:27,291
‫تو چه نسبتی...

395
00:26:27,791 --> 00:26:29,500
‫با جرالد داری؟

396
00:26:37,333 --> 00:26:39,083
‫اومده بود منو بکشه.

397
00:26:48,833 --> 00:26:50,283
‫اونجایی؟

398
00:26:50,333 --> 00:26:52,041
‫من نمیام.

399
00:26:52,416 --> 00:26:53,658
‫دیگه باهام تماس نگیر.

400
00:26:53,708 --> 00:26:55,416
‫الو؟ ویلیام.

401
00:26:55,666 --> 00:26:57,375
‫الو؟

402
00:27:15,750 --> 00:27:19,416
‫ولی وقتی دید باردارم،
‫نتونست این کارو بکنه.

403
00:27:23,000 --> 00:27:24,708
‫جرالد مأموریتش رو کامل نکرد.

404
00:27:25,208 --> 00:27:28,625
‫یه یوئه تونگ ازش نمی‌گذشت،
‫تو هم نباید اینجا باشی.

405
00:27:29,958 --> 00:27:31,791
‫برای همین مرگ منو جعل کرد.

406
00:27:43,666 --> 00:27:45,375
‫همه رو گول زدیم.

407
00:27:48,041 --> 00:27:49,575
‫هدف، زویی،

408
00:27:49,625 --> 00:27:51,333
‫مرگش تأیید شد.

409
00:27:54,416 --> 00:27:56,125
‫چرا این‌قدر بهم کمک می‌کنی؟

410
00:27:56,958 --> 00:27:58,666
‫نمی‌خوام دوباره خراب‌کاری کنم.

411
00:28:01,500 --> 00:28:03,208
‫منو فرستاد اینجا تا مخفی بمونم.

412
00:28:04,333 --> 00:28:06,041
‫پس خودش کجاست؟

413
00:28:06,875 --> 00:28:09,375
‫[جرالد چن]

414
00:28:11,583 --> 00:28:13,625
‫- الو؟
‫- فکر نکنم بتونم برسم.

415
00:28:14,125 --> 00:28:16,200
‫توی سقف یه کیسه پول هست.

416
00:28:16,250 --> 00:28:18,408
‫باید برای تو و دخترت کافی باشه.

417
00:28:18,458 --> 00:28:20,166
‫وقتی اوضاع آروم شد، من...

418
00:28:21,208 --> 00:28:22,916
‫الو؟

419
00:28:23,208 --> 00:28:24,916
‫الو؟

420
00:28:26,375 --> 00:28:28,083
‫الو؟

421
00:28:28,250 --> 00:28:31,125
‫از اون روز دیگه ازش خبری ندارم.

422
00:28:36,458 --> 00:28:37,700
‫شاید مُرده باشه.

423
00:28:37,750 --> 00:28:38,950
‫محاله.

424
00:28:39,000 --> 00:28:41,416
‫حتماً همه‌چی رو از قبل
‫برنامه‌ریزی کرده بوده.

425
00:28:42,291 --> 00:28:44,033
‫وقتی فرستادنش منو بکشه،

426
00:28:44,083 --> 00:28:46,083
‫از همون موقع می‌دونست ممکنه بمیره.

427
00:28:48,708 --> 00:28:50,416
‫منظورت چیه؟

428
00:28:53,750 --> 00:28:56,158
‫جرالد قبل از مأموریتش حتماً حدس می‌زد که

429
00:28:56,208 --> 00:28:59,666
‫یه یوئه تونگ برای حفظ این راز
‫از شرش خلاص بشه.

430
00:29:09,291 --> 00:29:11,125
‫یه یوئه تونگ چرا می‌خواست تو رو بکشه؟

431
00:29:12,708 --> 00:29:15,458
‫این چه رازیه که
‫این‌همه آدم باید براش می‌مردن؟

432
00:29:22,458 --> 00:29:24,166
‫خود تویی، خانواده‌ی سوئه.

433
00:29:24,500 --> 00:29:26,208
‫منظورت چیه؟

434
00:29:26,291 --> 00:29:28,000
‫خانواده‌ی سوئه

435
00:29:29,041 --> 00:29:30,750
‫شوهرم رو کشتن

436
00:29:30,958 --> 00:29:32,666
‫و دنبال کشتن من و دخترم افتادن.

437
00:29:33,583 --> 00:29:35,291
‫اگه دخترم نبود،

438
00:29:35,625 --> 00:29:37,658
‫همه‌تونو با خودم می‌کشیدم پایین.

439
00:29:37,708 --> 00:29:39,458
‫- چرا خانواده‌ی سوئه...
‫- عقب بمون!

440
00:29:48,250 --> 00:29:50,283
‫به‌هرحال، خون در برابر خون.

441
00:29:50,333 --> 00:29:52,041
‫عادلانه‌ست.

442
00:29:52,500 --> 00:29:54,208
‫آروم باش.

443
00:29:54,250 --> 00:29:56,791
‫فقط می‌خوام بدونم
‫چرا خانواده‌ی سوئه می‌خواستن

444
00:29:57,375 --> 00:29:59,083
‫ویلیام و شوهرت رو بکشن.

445
00:30:01,583 --> 00:30:03,791
‫واقعاً نمی‌دونی یا خودتو به اون راه زدی؟

446
00:30:04,791 --> 00:30:08,000
‫پروژه‌ی بازسازی سین نان عظیم بود،
‫ولی خیلی سریع تصویب شد.

447
00:30:08,583 --> 00:30:10,458
‫فکر می‌کنی خانواده‌ی سوئه
‫توش دستی نداشتن؟

448
00:30:11,666 --> 00:30:13,991
‫ویلیام مبلغ زیادی براشون پولشویی کرد.

449
00:30:14,041 --> 00:30:15,750
‫چطور ممکنه خبر نداشته باشی؟

450
00:30:31,083 --> 00:30:33,033
‫فقط می‌خوام من و دخترم در امان باشیم.

451
00:30:33,083 --> 00:30:34,791
‫فرض کنین مُردم.

452
00:30:35,458 --> 00:30:37,166
‫هیچی نمیگم.

453
00:30:39,000 --> 00:30:40,708
‫نگران نباش.

454
00:30:40,750 --> 00:30:42,458
‫به کسی چیزی نمیگیم.

455
00:30:51,958 --> 00:30:54,041
‫♪ تولدت مبارک ♪

456
00:30:54,625 --> 00:30:56,541
‫♪ تولدت مبارک ♪

457
00:30:57,125 --> 00:31:01,616
‫♪ تولدت مبارک ♪

458
00:31:01,666 --> 00:31:03,666
‫خب، شمع‌ها رو فوت کن. بیا.

459
00:31:05,500 --> 00:31:08,041
‫مامان، تولدت مبارک.

460
00:31:09,125 --> 00:31:10,783
‫پسر خوبم!

461
00:31:10,833 --> 00:31:12,200
‫ممنونم.

462
00:31:12,250 --> 00:31:14,416
‫شوهر خوبی هم داری، باشه؟

463
00:31:15,541 --> 00:31:17,250
‫ممنون.

464
00:31:18,250 --> 00:31:19,533
‫عطر؟

465
00:31:19,583 --> 00:31:21,616
‫آره. هی، یادت میاد؟

466
00:31:21,666 --> 00:31:24,950
‫وقتی هاوی رو باردار بودی،
‫رفتیم مرکز خرید.

467
00:31:25,000 --> 00:31:27,491
‫این عطر رو دیدی و خیلی خوشت اومد،

468
00:31:27,541 --> 00:31:29,241
‫ولی دلت نمی‌خواست براش ولخرجی کنی.

469
00:31:29,291 --> 00:31:31,000
‫بیا، ببین.

470
00:31:37,208 --> 00:31:38,916
‫فلیکس.

471
00:31:39,083 --> 00:31:41,000
‫توی زندگیت که رازی وجود نداره، مگه نه؟

472
00:31:43,708 --> 00:31:45,583
‫چیزی رو ازم پنهون نمی‌کنی؟

473
00:31:46,958 --> 00:31:49,333
‫چی می‌تونه باشه که ازت پنهون کنم؟

474
00:31:50,166 --> 00:31:53,000
‫خیالبافی نکن.
‫بخواب، باشه؟ یالا.

475
00:31:53,500 --> 00:31:55,208
‫مطمئنی؟

476
00:31:55,625 --> 00:31:57,333
‫مطمئنم!

477
00:31:59,041 --> 00:32:01,000
‫رفتارت عجیبه.

478
00:32:08,750 --> 00:32:11,041
‫نکنه اون بچه پررو چیزی بهش گفته؟

479
00:32:12,083 --> 00:32:13,791
‫چی گفتی؟

480
00:32:13,875 --> 00:32:15,583
‫هیچی.

481
00:32:16,000 --> 00:32:17,875
‫بخواب. این‌قدر فکر و خیال نکن.

482
00:32:18,375 --> 00:32:20,208
‫خوب باش. بخواب. یالا.

483
00:32:22,875 --> 00:32:24,583
‫براساس نتایج آزمایش،

484
00:32:26,125 --> 00:32:28,750
‫سرطان کبد آقای سوئه
‫به جاهای دیگه سرایت کرده.

485
00:32:29,250 --> 00:32:31,458
‫باید هرچه زودتر درمان رو شروع کنیم.

486
00:32:34,416 --> 00:32:36,075
‫باشه، فهمیدم.

487
00:32:36,125 --> 00:32:37,116
‫دکتر،

488
00:32:37,166 --> 00:32:39,783
‫این موضوع باید محرمانه بمونه.

489
00:32:39,833 --> 00:32:41,541
‫باشه.

490
00:32:47,375 --> 00:32:49,083
‫بیماری من

491
00:32:49,375 --> 00:32:51,208
‫ممکنه به دردت بخوره.

492
00:32:52,541 --> 00:32:54,250
‫در زمان مناسب

493
00:32:55,000 --> 00:32:56,708
‫به اطلاع عموم برسونش.

494
00:32:57,666 --> 00:32:59,583
‫در مقطع حساسی هستیم.

495
00:33:01,041 --> 00:33:02,408
‫جای هیچ اشتباهی نیست.

496
00:33:02,458 --> 00:33:04,166
‫فهمیدی؟

497
00:33:09,583 --> 00:33:11,291
‫ضمناً،

498
00:33:11,916 --> 00:33:13,666
‫فعلاً به برادرت چیزی نگو.

499
00:33:16,250 --> 00:33:17,958
‫باشه.

500
00:33:19,916 --> 00:33:21,366
‫بابا،

501
00:33:21,416 --> 00:33:23,125
‫یه کم استراحت کن.

502
00:33:41,833 --> 00:33:43,541
‫اوضاع عوض شده.

503
00:33:48,250 --> 00:33:49,958
‫همیشه فکر می‌کردم

504
00:33:50,041 --> 00:33:52,083
‫تا وقتی من و بن
‫به جست‌وجومون ادامه میدیم...

505
00:33:54,208 --> 00:33:55,916
‫یعنی هنوز زنده‌ست.

506
00:34:01,541 --> 00:34:03,458
‫گردنبند رو برات گذاشته.

507
00:34:04,416 --> 00:34:08,500
‫شاید امید داشته
‫یه روز توی اون خونه پیداش کنی.

508
00:34:11,708 --> 00:34:14,075
‫می‌دونسته قراره بمیره.

509
00:34:14,125 --> 00:34:16,250
‫برای همین قبل از رفتن به مأموریت

510
00:34:16,791 --> 00:34:18,500
‫گردنبند رو بهم داد.

511
00:34:19,375 --> 00:34:21,916
‫فقط فکر نمی‌کرد یه روز
‫به یه یوئه تونگ ملحق بشی.

512
00:34:23,541 --> 00:34:25,250
‫حالا می‌خوای چیکار کنی؟

513
00:34:26,000 --> 00:34:28,333
‫خانم فان این‌همه مدت منو نگه داشته

514
00:34:28,875 --> 00:34:30,916
‫تا بفهمه جرالد کجاست.

515
00:34:40,333 --> 00:34:42,041
‫چی؟

516
00:34:44,666 --> 00:34:46,416
‫زویی هنوز زنده‌ست.

517
00:34:46,958 --> 00:34:48,916
‫این فقط برای یه یوئه تونگ بد نیست.

518
00:34:50,625 --> 00:34:52,333
‫برای خانواده‌ی سوئه هم

519
00:34:52,958 --> 00:34:54,366
‫یه تهدیده.

520
00:34:54,416 --> 00:34:55,491
‫من بهش صدمه نمی‌زنم.

521
00:34:55,541 --> 00:34:57,250
‫می‌دونم نمی‌زنی.

522
00:34:59,458 --> 00:35:01,166
‫حداقل فعلاً.

523
00:35:01,458 --> 00:35:03,166
‫منظورت چیه؟

524
00:35:04,000 --> 00:35:05,875
‫کی می‌دونه شاید زویی رو برگردونی

525
00:35:06,666 --> 00:35:08,375
‫تا برای خودت امتیاز جمع کنی.

526
00:35:11,416 --> 00:35:13,625
‫از همون اول ازم استفاده کردی
‫تا زویی رو پیدا کنی.

527
00:35:14,250 --> 00:35:15,958
‫مگه نه؟

528
00:35:21,458 --> 00:35:23,825
‫چینگ‌هه امروز جلسه‌ی محرمانه داره.

529
00:35:23,875 --> 00:35:26,541
‫هر شش رئیس حاضر میشن.

530
00:35:28,541 --> 00:35:31,500
‫مطمئنم نمایش خوبی میشه.

531
00:35:38,625 --> 00:35:40,366
‫[زمین]

532
00:35:40,416 --> 00:35:43,541
‫کارچاق‌کن زمین اهل دیر کردن نیست.

533
00:35:44,041 --> 00:35:45,200
‫امروز چه خبره؟

534
00:35:45,250 --> 00:35:46,958
‫[زمین]

535
00:35:50,125 --> 00:35:51,833
‫صبر کن.

536
00:35:51,958 --> 00:35:53,750
‫یکی غایب خواهد بود.

537
00:35:57,125 --> 00:35:58,833
‫دوستان.

538
00:36:01,333 --> 00:36:03,041
‫رئیس.

539
00:36:03,208 --> 00:36:05,166
‫کارچاق‌کن زمین نمیاد.

540
00:36:06,708 --> 00:36:08,991
‫توی حومه‌ی شهر

541
00:36:09,041 --> 00:36:10,791
‫جنازه‌ش رو پیدا کردن.

542
00:36:14,583 --> 00:36:16,291
‫چطور ممکنه؟

543
00:36:17,333 --> 00:36:20,408
‫امروز بحثمون رو متوقف می‌کنیم

544
00:36:20,458 --> 00:36:24,791
‫تا بفهمم چه بلایی
‫سر کارچاق‌کن زمین اومده.

545
00:36:26,250 --> 00:36:27,958
‫رئیس،

546
00:36:28,416 --> 00:36:31,791
‫باید با دقت بررسی کنیم که

547
00:36:32,375 --> 00:36:34,208
‫آیا گزینه‌ی بهتری

548
00:36:34,833 --> 00:36:37,250
‫برای جایگاه کارچاق‌کن آسمانی هست یا نه.

549
00:36:40,291 --> 00:36:42,000
‫منظورت چیه؟

550
00:36:42,708 --> 00:36:47,166
‫خانواده‌ی هونگ نسل‌هاست
‫به چینگ‌هه خدمت کرده.

551
00:36:48,500 --> 00:36:50,208
‫هر کاری می‌کنیم

552
00:36:50,458 --> 00:36:52,541
‫به صلاح چینگ‌هه‌ست.

553
00:36:54,083 --> 00:36:56,291
‫چینگ‌هه بیش از یک قرن پابرجا مونده

554
00:36:56,791 --> 00:36:58,075
‫به لطف رهبرانی که

555
00:36:58,125 --> 00:37:01,200
‫خودشون رو با تغییرات وفق دادن

556
00:37:01,250 --> 00:37:03,666
‫و تصمیم درست گرفتن.

557
00:37:05,166 --> 00:37:06,866
‫جناب هونگ قبول کرده

558
00:37:06,916 --> 00:37:09,458
‫کلید تالار کوانگ‌مینگ رو تحویل بده.

559
00:37:09,958 --> 00:37:14,083
‫ولی تاکری
‫به این راحتی کنار نمی‌کشه.

560
00:37:21,041 --> 00:37:22,908
‫بعد از همچین حادثه‌ی مهمی،

561
00:37:22,958 --> 00:37:24,666
‫به‌عنوان رئیس،

562
00:37:25,125 --> 00:37:27,200
‫وظیفه‌ی نهایی من اینه که

563
00:37:27,250 --> 00:37:29,583
‫بفهمم چرا این اتفاق افتاده.

564
00:37:38,458 --> 00:37:40,908
‫یه راهی برای برخورد با تاکری دارم.

565
00:37:40,958 --> 00:37:42,616
‫بفرمایید.

566
00:37:42,666 --> 00:37:44,375
‫وقتش که برسه می‌فهمین.

567
00:37:46,041 --> 00:37:47,658
‫خانم فان،

568
00:37:47,708 --> 00:37:49,416
‫به افتخار همکاری فوق‌العاده‌مون.

569
00:38:44,791 --> 00:38:46,500
‫[لالایی]

570
00:39:11,666 --> 00:39:12,950
‫این جونتو نجات میده.
‫[معبد چینگ‌هه]

571
00:39:13,000 --> 00:39:15,283
‫اگه یه روز توی خطر افتادی،

572
00:39:15,333 --> 00:39:16,950
‫با این با چینگ‌هه تماس بگیر.

573
00:39:17,000 --> 00:39:20,125
‫[معبد چینگ‌هه]

574
00:39:38,458 --> 00:39:40,583
‫[۰۹۷۲۵۱۳۹۷۶]

575
00:40:11,958 --> 00:40:13,666
‫الو؟

576
00:40:13,791 --> 00:40:15,158
‫الو؟

577
00:40:15,208 --> 00:40:16,916
‫جرالد چن گفت

578
00:40:17,208 --> 00:40:18,916
‫اگه یه روز جونم در خطر افتاد،

579
00:40:19,458 --> 00:40:21,166
‫با این شماره تماس بگیرم.

580
00:40:23,166 --> 00:40:33,166
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M