1
00:00:08,708 --> 00:00:10,833
‫قهرمان مسابقات مدارس، یکم مراعات کن!

2
00:00:11,833 --> 00:00:21,833
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

3
00:00:28,333 --> 00:00:29,375
‫خوب زدی!

4
00:00:36,875 --> 00:00:38,416
‫داداشت بازیش بدک نیست.

5
00:00:38,916 --> 00:00:40,408
‫شانسی یه قهرمان رو بردم دیگه.

6
00:00:40,458 --> 00:00:41,866
‫تنیسش خوبه،

7
00:00:41,916 --> 00:00:43,950
‫حیف که از یه خونواده‌ی سطح‌پایین میاد.

8
00:00:44,000 --> 00:00:45,250
‫تعجبی نداره بویی از ادب نبرده.

9
00:00:47,208 --> 00:00:49,125
‫- چی گفتی؟!
‫- مگه دروغ می‌گم؟

10
00:00:49,791 --> 00:00:51,158
‫- یه بار دیگه بگو!
‫- هی، ولش کن.

11
00:00:51,208 --> 00:00:53,416
‫- داداشت چرا این‌قدر بی‌ادبه؟
‫- چیزی نیست.

12
00:00:56,041 --> 00:00:59,075
‫یکی تنیسش تعریفی نداره،
‫ولی دعوا راه انداختنش بیستِ بیسته!

13
00:00:59,125 --> 00:01:00,916
‫پسر رئیس مجلسی مثلاً!

14
00:01:01,416 --> 00:01:02,333
‫خودش شروع کرد.

15
00:01:02,916 --> 00:01:03,833
‫یه نصیحت بهت بکنم.

16
00:01:04,333 --> 00:01:08,125
‫اول فکر کن، بعد دهنت رو باز کن.

17
00:01:08,625 --> 00:01:09,750
‫مایه‌ی ننگ خونواده‌ت نشو.

18
00:01:16,666 --> 00:01:18,041
‫به قباش برنمی‌خوره؟

19
00:01:18,541 --> 00:01:20,791
‫به درک! خیلی وقته حالم ازش به هم می‌خوره.

20
00:01:21,291 --> 00:01:23,283
‫در هر صورت، من بالاتر از اون قرار می‌گیرم.

21
00:01:23,333 --> 00:01:24,450
‫ترسش چیه؟

22
00:01:24,500 --> 00:01:25,583
‫دروغ هم نمی‌گفت.

23
00:01:26,083 --> 00:01:29,208
‫بقیه هیچ‌وقت منو عضوی از خانواده‌ی سوئه حساب نکردن.

24
00:01:30,416 --> 00:01:31,750
‫این‌طوری نگو.

25
00:01:32,333 --> 00:01:34,791
‫یه روزی بابا می‌فهمه چقدر جنم داری.

26
00:01:35,375 --> 00:01:37,333
‫ما دوتا برادر، با هم کارهای بزرگی می‌کنیم.

27
00:01:39,166 --> 00:01:40,291
‫کارهای بزرگ؟

28
00:01:41,125 --> 00:01:43,333
‫داری جمع می‌کنی؟
‫هنوز شکستت ندادم که!

29
00:01:44,666 --> 00:01:46,750
‫آهان، پس دلت می‌خواد لت و پارت کنم؟

30
00:02:03,916 --> 00:02:05,750
‫یه فکر بهتر دارم.

31
00:02:09,458 --> 00:02:32,450
‫«قسمت نهم»
‫«خنجر از پشت»

32
00:02:32,500 --> 00:02:33,450
‫[تماس بی‌پاسخ از هاوی]

33
00:02:33,500 --> 00:02:34,708
‫[یک پیام صوتی جدید]

34
00:02:35,416 --> 00:02:36,875
‫بابا، زود برگرد...

35
00:02:37,375 --> 00:02:38,416
‫اوضاع خرابه.

36
00:02:46,916 --> 00:02:47,958
‫اداره‌ی پلیس، بفرمایید.

37
00:02:48,458 --> 00:02:49,666
‫می‌خوام یه مورد رو گزارش کنم.

38
00:03:07,958 --> 00:03:09,116
‫بچه‌م بی‌گناهه!

39
00:03:09,166 --> 00:03:11,666
‫- اون هیچی نمی‌دونه!
‫- وقتی جوابی رو که می‌خوام بگیرم...

40
00:03:13,125 --> 00:03:14,916
‫می‌ذارم می‌رم.

41
00:03:21,083 --> 00:03:22,458
‫پلیسم، درو باز کنید.

42
00:03:23,041 --> 00:03:26,083
‫اتفاقی افتاده؟
‫گزارش دادن اینجا درگیری شده.

43
00:03:26,833 --> 00:03:28,375
‫حواست به حرف‌هات باشه،

44
00:03:29,583 --> 00:03:30,916
‫تا پسرت رو ول کنم.

45
00:03:32,083 --> 00:03:33,958
‫اگه کسی خونه هست، در رو باز کنه.

46
00:03:35,875 --> 00:03:36,875
‫اومدم!

47
00:03:41,708 --> 00:03:44,000
‫همسایه‌ها گفتن از اینجا سر و صدا میاد.

48
00:03:44,500 --> 00:03:45,666
‫سر و صدا؟

49
00:03:46,166 --> 00:03:49,241
‫شاید سرِ لایو فروش آنلاینم
‫صدام زیادی رفته بالا.

50
00:03:49,291 --> 00:03:50,750
‫اجازه هست بیام تو یه نگاهی بندازم؟

51
00:03:51,250 --> 00:03:53,033
‫اتفاقی نیفتاده، درسته؟

52
00:03:53,083 --> 00:03:54,116
‫نه، نیازی نیست.

53
00:03:54,166 --> 00:03:55,291
‫پس مزاحمتون نمی‌شم.

54
00:03:55,791 --> 00:03:57,575
‫بارها که رسید بهم خبر بدید.

55
00:03:57,625 --> 00:03:59,250
‫باشه.

56
00:04:02,416 --> 00:04:04,033
‫- همه‌چیز روبه‌راهه؟
‫- آره.

57
00:04:04,083 --> 00:04:05,116
‫مراقب سر و صدا باشید.

58
00:04:05,166 --> 00:04:06,250
‫چشم، ممنون.

59
00:04:09,958 --> 00:04:11,041
‫هاوی!

60
00:04:11,541 --> 00:04:13,241
‫هاوی! حالت خوبه؟

61
00:04:13,291 --> 00:04:16,000
‫هاوی، دارم سکته می‌کنم! هاوی!

62
00:04:16,625 --> 00:04:17,583
‫پاشو!

63
00:04:18,500 --> 00:04:20,866
‫جوابمو بده! منو نترسون!

64
00:04:20,916 --> 00:04:22,250
‫هاوی!

65
00:04:23,041 --> 00:04:25,208
‫- لعنتی!
‫- عزیزم، حالا چی‌کار کنیم؟

66
00:04:29,375 --> 00:04:30,750
‫اونا دقیقاً کی بودن؟

67
00:04:36,625 --> 00:04:38,241
‫نه، من باید به پلیس بگم.

68
00:04:38,291 --> 00:04:39,375
‫نباید بگی.

69
00:04:40,416 --> 00:04:41,958
‫چرا نباید بگم؟

70
00:04:43,041 --> 00:04:45,416
‫تو دقیقاً چه گندی زدی؟

71
00:05:16,708 --> 00:05:20,408
‫پرونده رشوه‌خواری چائو مینگ‌چنگ
‫ابعاد تازه‌تری به خود گرفته است.

72
00:05:20,458 --> 00:05:23,408
‫گفته می‌شود تاکری هوانگ، رئیس چینگ‌هه،
‫واسطه این ماجرا بوده است.

73
00:05:23,458 --> 00:05:25,408
‫تحقیقات بیشتر دادستانی نشان می‌دهد...

74
00:05:25,458 --> 00:05:28,200
‫که او احتمالاً در بیش از یک پرونده
‫دست داشته است.

75
00:05:28,250 --> 00:05:30,533
‫آخرین مدارک نشان می‌دهد که...

76
00:05:30,583 --> 00:05:32,666
‫دارم بهت فرصت می‌دم توضیح بدی.

77
00:05:33,208 --> 00:05:34,708
‫اونا دقیقاً کی بودن؟

78
00:05:37,166 --> 00:05:38,825
‫پسرمون که به هوش بیاد،

79
00:05:38,875 --> 00:05:40,083
‫از اینجا می‌ریم.

80
00:05:41,416 --> 00:05:43,250
‫اگه به هوش نیاد چی؟

81
00:05:44,333 --> 00:05:46,416
‫اگه پسرمون چشم‌هاشو باز نکنه چی؟!

82
00:05:48,791 --> 00:05:51,000
‫دقیقاً چقدر مسائل رو از من پنهون کردی؟

83
00:05:52,291 --> 00:05:55,333
‫تو بادیگارد آقای گلدی نیستی، مگه نه؟

84
00:06:02,583 --> 00:06:03,916
‫ما با هم شریکیم.

85
00:06:05,666 --> 00:06:07,375
‫چه شریک‌هایی؟

86
00:06:09,000 --> 00:06:11,000
‫واسه چینگ‌هه کار می‌کنیم.

87
00:06:11,708 --> 00:06:13,083
‫چینگ‌هه؟

88
00:06:18,125 --> 00:06:19,041
‫اومدی؟

89
00:06:19,708 --> 00:06:21,875
‫خیلی وقت بود با هم نوشیدنی نخورده بودیم.

90
00:06:27,166 --> 00:06:29,083
‫صبر کن، امروز فقط خودمون دوتاییم.

91
00:06:30,166 --> 00:06:31,541
‫نباید اینو باز کنیم.

92
00:06:37,583 --> 00:06:40,750
‫پس بالاخره تصمیم گرفتی
‫کمکم کنی پرونده‌های کهن رو گیر بیارم؟

93
00:06:43,750 --> 00:06:47,616
‫همون‌طور که بابا گفت، منم یه سوئه‌ام،
‫اگه من کمکت نکنم کی بکنه؟

94
00:06:47,666 --> 00:06:49,366
‫تازه، اصلاً واسه این به چینگ‌هه ملحق شدم...

95
00:06:49,416 --> 00:06:52,583
‫که یه روزی به درد خونواده بخورم.

96
00:06:53,166 --> 00:06:55,416
‫همیشه می‌دونستم فقط به تو می‌تونم اعتماد کنم.

97
00:06:56,083 --> 00:06:59,125
‫بابا اگه اینو بفهمه، خیلی خوشحال می‌شه.

98
00:07:00,833 --> 00:07:03,208
‫این کارها رو فقط به خاطر بابا نمی‌کنی، مگه نه؟

99
00:07:04,500 --> 00:07:05,833
‫واسه خودتم هست، درسته؟

100
00:07:10,208 --> 00:07:13,125
‫وقتی پات به سیاست باز شد،
‫فکر می‌کردم بابا مجبورت کرده.

101
00:07:14,166 --> 00:07:16,083
‫فکر نمی‌کردم خودت این‌قدر جاه‌طلب باشی.

102
00:07:20,916 --> 00:07:22,375
‫این پل رو ببین.

103
00:07:23,333 --> 00:07:25,541
‫دو طرف شهر رو به هم وصل می‌کنه.

104
00:07:26,000 --> 00:07:28,166
‫یه طرفش نماد قدرت و نظمه،

105
00:07:28,666 --> 00:07:30,708
‫اون طرفش، فرصت و جاه‌‌طلبی.

106
00:07:31,375 --> 00:07:34,791
‫بابا معتقده این دوتا مقابل هم نیستن،

107
00:07:35,375 --> 00:07:36,875
‫بلکه با هم همزیستی دارن.

108
00:07:37,583 --> 00:07:39,000
‫اما به نظر من،

109
00:07:39,833 --> 00:07:42,583
‫همزیستی فقط یه جور سازش و کوتاه‌اومدنه.

110
00:07:43,291 --> 00:07:46,875
‫آدم‌های قدرتمند به دنیا اومدن
‫تا واسه دنیا قانون تعیین کنن.

111
00:07:47,791 --> 00:07:49,033
‫کاری که من می‌خوام بکنم...

112
00:07:49,083 --> 00:07:50,658
‫خراب کردن این پله،

113
00:07:50,708 --> 00:07:52,616
‫تا دیگه هیچ مرزی وجود نداشته باشه.

114
00:07:52,666 --> 00:07:55,283
‫همه با یه قانون بازی کنن،

115
00:07:55,333 --> 00:07:57,125
‫و اون قانون رو هم من تعیین کنم.

116
00:07:59,083 --> 00:08:00,208
‫منم درست عین توام،

117
00:08:00,708 --> 00:08:02,375
‫نمی‌خوام فقط متکی به بابا باشم.

118
00:08:02,875 --> 00:08:05,000
‫واسه خودم هدف و برنامه دارم.

119
00:08:06,833 --> 00:08:09,250
‫اگه می‌خوای کمکت کنم، باید یه قولی بهم بدی.

120
00:08:10,250 --> 00:08:11,116
‫بگو.

121
00:08:11,166 --> 00:08:13,375
‫کاری به کار فلیکس چیانگ و مینا شن نداشته باش.

122
00:08:18,916 --> 00:08:21,375
‫انگار «یه یوئه تونگ» همه‌چیز رو بهت نگفته.

123
00:08:25,000 --> 00:08:26,875
‫اشکالی نداره، بهت قول می‌دم.

124
00:08:35,333 --> 00:08:36,166
‫حالت خوبه؟

125
00:08:43,791 --> 00:08:45,625
‫خوشبختانه پسرم زنده موند.

126
00:08:46,500 --> 00:08:47,783
‫اما هنوز بیهوشه.

127
00:08:47,833 --> 00:08:51,250
‫دکتر گفت ۴۸ ساعت آینده خیلی حیاتیه.

128
00:08:52,916 --> 00:08:55,291
‫اخبار رو دیدم، تاکری رو بازداشت کردن.

129
00:08:56,916 --> 00:08:58,200
‫یه کارچاق‌کن آسمانی جدید توی راهه.

130
00:08:58,250 --> 00:09:02,000
‫خانم فان داره جای تاکری رو
‫به عنوان رئیس چینگ‌هه می‌گیره.

131
00:09:03,416 --> 00:09:04,458
‫چی شده؟

132
00:09:04,958 --> 00:09:07,291
‫قدیما بابای خانم فان رئیس چینگ‌هه بود.

133
00:09:07,791 --> 00:09:11,458
‫حالا می‌خواد جایگاهِ کارچاق‌کن آسمانی رو پس بگیره.

134
00:09:13,833 --> 00:09:17,083
‫یعنی دیگه دیر شده که اینو به تاکری برسونیم؟

135
00:09:19,375 --> 00:09:20,533
‫اون چیه؟

136
00:09:20,583 --> 00:09:22,666
‫زوئی اینو بهم داد،

137
00:09:24,375 --> 00:09:25,375
‫قبل از این‌که بمیره.

138
00:09:30,541 --> 00:09:31,750
‫فایل‌هاشو دیدی؟

139
00:09:32,583 --> 00:09:33,833
‫هنوز نه.

140
00:09:34,375 --> 00:09:35,991
‫زوئی ازم خواست...

141
00:09:36,041 --> 00:09:38,375
‫تحویل تاکری بدمش.

142
00:09:42,041 --> 00:09:44,375
‫بده‌ش به من، خودم می‌رسونمش به دست تاکری.

143
00:09:49,250 --> 00:09:50,708
‫بازداشتش کردن.

144
00:09:51,208 --> 00:09:52,708
‫چطوری می‌خوای بهش بدی؟

145
00:09:53,333 --> 00:09:55,500
‫هماهنگ کردم برم بازداشتگاه ملاقاتش.

146
00:09:57,250 --> 00:09:59,750
‫زوئی می‌گفت محتویاتش...

147
00:10:01,666 --> 00:10:03,041
‫به خونواده‌ی تو مربوط می‌شه.

148
00:10:14,083 --> 00:10:15,533
‫همین الانم مطمئن شدم...

149
00:10:15,583 --> 00:10:18,041
‫که بازداشت تاکری زیر سر خانواده‌ی سوئه بوده.

150
00:10:19,166 --> 00:10:23,416
‫چیزی که روی این فلشه، شاید جلوی رئیس‌شدنِ
‫خانم فان به عنوان کارچاق‌کن آسمانی رو بگیره.

151
00:10:28,083 --> 00:10:29,291
‫بهم اعتماد کن.

152
00:10:35,000 --> 00:10:36,666
‫هاوی که به هوش بیاد،

153
00:10:37,541 --> 00:10:39,500
‫دست خودش و مامانش رو می‌گیرم و...

154
00:10:43,416 --> 00:10:44,541
‫از اینجا می‌ریم.

155
00:10:48,375 --> 00:10:49,500
‫[معبد چینگ‌هه]

156
00:11:05,583 --> 00:11:07,750
‫این‌که تونستیم تاکری رو بندازیم بازداشتگاه،

157
00:11:08,375 --> 00:11:10,125
‫به لطف شما بود، جناب هونگ.

158
00:11:11,000 --> 00:11:14,250
‫اگه شما نبودی، کارها به این راحتی پیش نمی‌رفتن.

159
00:11:14,750 --> 00:11:19,250
‫وقتشه چینگ‌هه گذشته رو پشت سر بذاره
‫و فصل جدیدی رو شروع کنه.

160
00:11:19,958 --> 00:11:23,783
‫شما توی تلخ و شیرینِ روزگار همراه چینگ‌هه بودید.

161
00:11:23,833 --> 00:11:28,875
‫قول می‌دم که خیر و منفعت زیادی به چینگ‌هه برسونم.

162
00:11:30,333 --> 00:11:33,000
‫با همراهی خانواده‌ی سوئه به عنوان متحد چینگ‌هه،

163
00:11:33,583 --> 00:11:35,541
‫کارها خیلی راحت‌تر پیش می‌رن.

164
00:11:36,625 --> 00:11:39,208
‫مسئله اینه که تاکری حاضر نیست کنار بکشه.

165
00:11:39,708 --> 00:11:42,533
‫اگه خانم فان بخواد قدرت رو دست بگیره،

166
00:11:42,583 --> 00:11:44,500
‫هنوز یه سری اما و اگر وجود داره.

167
00:11:46,333 --> 00:11:49,908
‫با حمایت خانواده‌ی سوئه قوی‌تر می‌شیم،

168
00:11:49,958 --> 00:11:53,958
‫اما چینگ‌‌هه همیشه بی‌طرف مونده،

169
00:11:54,166 --> 00:11:57,416
‫باید حواسمون به این موضوع باشه.

170
00:12:03,083 --> 00:12:05,291
‫مطمئن نبودم این حرف رو بزنم یا نه،

171
00:12:05,958 --> 00:12:08,075
‫ولی حالا که شما کنار مایید جناب هونگ،

172
00:12:08,125 --> 00:12:09,375
‫همه‌چیز روبه‌راه می‌شه.

173
00:12:09,875 --> 00:12:13,325
‫شنیدم رئیس چینگ‌هه دوتا کلید داره.

174
00:12:13,375 --> 00:12:16,041
‫یکیش دست تاکریه،

175
00:12:17,041 --> 00:12:18,833
‫اون یکی کجاست؟

176
00:12:23,541 --> 00:12:24,708
‫دست منه.

177
00:12:28,041 --> 00:12:30,708
‫حاضرید همین الان تحویلش بدید؟

178
00:12:32,000 --> 00:12:34,083
‫هنوز موقعِ مراسم معارفه نرسیده.

179
00:12:35,041 --> 00:12:38,458
‫الان تحویل دادنش چندان درست نیست، مگه نه؟

180
00:12:40,250 --> 00:12:41,458
‫جناب هونگ،

181
00:12:42,291 --> 00:12:44,333
‫تا اینجای راه رو اومدیم،

182
00:12:45,125 --> 00:12:47,125
‫نباید بذاریم کوچک‌ترین خطایی پیش بیاد.

183
00:12:56,541 --> 00:12:58,041
‫متوجهم.

184
00:13:11,333 --> 00:13:13,166
‫به نظرت تحویلش می‌ده؟

185
00:13:13,666 --> 00:13:15,333
‫اگه قبول کرده کمکم کنه،

186
00:13:15,958 --> 00:13:18,333
‫تصمیم درست رو می‌گیره.

187
00:13:19,666 --> 00:13:23,583
‫خانواده جناب هونگ نسل‌اندرنسل توی چینگ‌هه بودن.

188
00:13:24,791 --> 00:13:31,041
‫هیچ‌کس بدون کمک و تأیید اون
‫نمی‌تونست رئیس چینگ‌هه بشه.

189
00:13:32,416 --> 00:13:34,083
‫حالا دیگه خیالم راحت شد.

190
00:13:37,250 --> 00:13:38,083
‫راستی...

191
00:13:38,916 --> 00:13:41,500
‫شنیدم دو نفر هستن که حسابی روی مخت بودن.

192
00:13:42,166 --> 00:13:44,291
‫روی مخم بودن؟ کیا؟

193
00:13:44,875 --> 00:13:47,375
‫فلیکس چیانگ و مینا شن.

194
00:13:48,416 --> 00:13:50,533
‫لوئیس ازم خواست...

195
00:13:50,583 --> 00:13:52,333
‫ازتون بخوام کاری به کارشون نداشته باشید.

196
00:13:53,208 --> 00:13:56,000
‫ولی بهم نگفت چرا افتادی دنبالشون.

197
00:13:56,708 --> 00:13:57,666
‫کنجکاو شدم بدونم.

198
00:14:00,166 --> 00:14:03,250
‫یه چیزهایی در مورد یکی از مشتری‌های کله‌گنده‌م می‌دونن.

199
00:14:04,416 --> 00:14:06,625
‫من فقط یه گوشمالی کوچیک بهشون دادم.

200
00:14:07,208 --> 00:14:09,375
‫حالا که لوئیس خواسته،

201
00:14:10,666 --> 00:14:13,416
‫معلومه که هواشون رو دارم.

202
00:14:17,666 --> 00:14:22,875
‫ولی برام جالبه بدونم
‫نقش خودش توی این قضایا چیه.

203
00:14:23,375 --> 00:14:25,375
‫اگه تاکری کنار نکشه،

204
00:14:25,958 --> 00:14:27,208
‫لوئیس می‌تونه کمک کنه.

205
00:14:28,500 --> 00:14:30,333
‫در عوض اینو ازمون می‌خواد.

206
00:14:32,875 --> 00:14:34,083
‫فهمیدم.

207
00:14:35,500 --> 00:14:36,541
‫ممنونم، خانم رئیس.

208
00:14:38,291 --> 00:14:39,291
‫خواهش می‌کنم،

209
00:14:39,791 --> 00:14:40,741
‫آقای شهردار.

210
00:14:40,791 --> 00:14:42,333
‫همکاری باهاتون مایه افتخاره.

211
00:15:18,125 --> 00:15:19,750
‫خبر داشتی؟

212
00:15:23,291 --> 00:15:24,833
‫زوئی مُرده.

213
00:15:25,583 --> 00:15:27,625
‫چیزی که می‌خواست بهت برسونه، الان دست منه.

214
00:15:28,458 --> 00:15:30,291
‫اما فکر نمی‌کردم محتویاتش این باشه.

215
00:15:30,791 --> 00:15:32,291
‫خب حالا می‌خوای چی‌کار کنی؟

216
00:15:32,541 --> 00:15:34,125
‫حالا که به خانواده‌ی سوئه ربط داره...

217
00:15:36,291 --> 00:15:37,166
‫نمی‌تونم بهت بدَمش.

218
00:15:39,666 --> 00:15:41,583
‫می‌خوای به چینگ‌هه خیانت کنی؟

219
00:15:43,208 --> 00:15:45,950
‫وقتی اومدم توی چینگ‌هه، بهت گفتم...

220
00:15:46,000 --> 00:15:47,958
‫که خانواده‌ی سوئه یه روزی به من نیاز پیدا می‌کنه.

221
00:15:48,833 --> 00:15:50,750
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم اوضاع این‌طوری بشه.

222
00:15:53,708 --> 00:15:55,291
‫می‌دونی...

223
00:15:55,875 --> 00:15:59,458
‫چرا گذاشتم بیای توی چینگ‌هه،

224
00:16:00,250 --> 00:16:02,200
‫با این‌که می‌دونستم از خانواده‌ی سوئه‌ای؟

225
00:16:02,250 --> 00:16:04,500
‫می‌خواستی از من علیه خانواده‌ی سوئه استفاده کنی.

226
00:16:05,833 --> 00:16:07,666
‫تو با برادرت فرق داری.

227
00:16:09,625 --> 00:16:10,875
‫توی این چند سال،

228
00:16:11,375 --> 00:16:13,333
‫کارهات توی چینگ‌هه...

229
00:16:13,833 --> 00:16:15,958
‫ناامیدم نکرد.

230
00:16:16,583 --> 00:16:17,875
‫حتی الان هم،

231
00:16:18,666 --> 00:16:20,333
‫از نظر من،

232
00:16:21,125 --> 00:16:24,208
‫تو هنوز همون لوئیسی.

233
00:16:28,416 --> 00:16:29,666
‫واقعاً این‌قدر مطمئنی؟

234
00:16:33,291 --> 00:16:35,833
‫برادرم یه پیشنهاد وسوسه‌انگیز بهم داد.

235
00:16:36,416 --> 00:16:38,375
‫من تا ابد یه سوئه‌ام، خودتم می‌دونی.

236
00:16:41,500 --> 00:16:42,791
‫اگه کناره‌گیری کنی،

237
00:16:43,541 --> 00:16:45,083
‫امنیتت رو تضمین می‌کنم.

238
00:16:47,666 --> 00:16:49,458
‫لازم نیست خودتو به زحمت بندازی.

239
00:16:50,000 --> 00:16:52,291
‫می‌دونم دوران من تموم شده.

240
00:16:53,208 --> 00:16:56,083
‫فقط امیدوارم چینگ‌هه باثبات بمونه.

241
00:16:57,250 --> 00:17:00,333
‫اگه لازمه‌ش کنار کشیدنِ منه، می‌کشم کنار.

242
00:17:01,583 --> 00:17:06,333
‫فقط نگرانم که پرونده‌های کهن بیفته دست نااهلش،

243
00:17:07,208 --> 00:17:11,208
‫اون‌وقت تعادل دنیا به هم می‌خوره.

244
00:17:12,375 --> 00:17:14,908
‫اگه اون‌طوری بشه،
‫بعید می‌دونم کسی بتونه جلوشو بگیره.

245
00:17:14,958 --> 00:17:17,908
‫اونو دیگه بسپار به رئیس بعدی چینگ‌هه.

246
00:17:17,958 --> 00:17:19,325
‫واقعاً فکر کردی...

247
00:17:19,375 --> 00:17:22,333
‫اگه خانواده‌ی سوئه بفهمن اون فیلم لو رفته،
‫به کسی که از رازشون باخبره...

248
00:17:22,833 --> 00:17:27,583
‫رحم می‌کنن؟

249
00:17:32,625 --> 00:17:35,125
‫شهردار پیگیر ماجرا شده.

250
00:17:35,958 --> 00:17:37,833
‫حواست باشه هیچ سرنخی نمونه.

251
00:17:40,250 --> 00:17:42,416
‫بعد از این‌که تاکری کناره‌گیری کرد،

252
00:17:42,916 --> 00:17:44,916
‫کسایی که راز خانواده‌ی سوئه رو می‌دونن...

253
00:17:45,458 --> 00:17:48,250
‫نباید زنده بمونن، فهمیدی؟

254
00:17:49,000 --> 00:17:49,958
‫حله.

255
00:17:52,875 --> 00:17:53,741
‫بهتری؟

256
00:17:53,791 --> 00:17:55,041
‫گلدی؟

257
00:17:55,833 --> 00:17:57,991
‫دکتر گفت جراحت‌ها سطحیه.

258
00:17:58,041 --> 00:17:59,325
‫خوشبختانه به سرش آسیبی نرسیده.

259
00:17:59,375 --> 00:18:01,325
‫خیلی زود مرخص می‌شه.

260
00:18:01,375 --> 00:18:03,658
‫با رئیس بخش مغز و اعصاب اینجا صمیمی‌ام.

261
00:18:03,708 --> 00:18:05,583
‫می‌گم بیاد یه معاینه‌ش بکنه.

262
00:18:05,833 --> 00:18:07,958
‫چرا این چند وقته واسه شام نیومدی پیشمون؟

263
00:18:08,250 --> 00:18:10,250
‫هاوی، زشته پسرم.

264
00:18:11,083 --> 00:18:13,000
‫حالت که بهتر شد، میام سر می‌زنم.

265
00:18:13,208 --> 00:18:15,166
‫ولی انگار خونه دیگه امن نیست.

266
00:18:16,041 --> 00:18:18,291
‫نگران نباش، دیگه سراغتون نمیان.

267
00:18:19,583 --> 00:18:21,908
‫اومدی با شوهرم راجع به چیزی حرف بزنی؟

268
00:18:21,958 --> 00:18:23,583
‫مگه نگفت می‌خواد بکشه کنار؟

269
00:18:26,041 --> 00:18:27,408
‫اومدم ازش خداحافظی کنم.

270
00:18:27,458 --> 00:18:28,833
‫بقیه‌ش رو خودم تنهایی جمع می‌کنم.

271
00:18:33,958 --> 00:18:34,791
‫واسه چی اومدی اینجا؟

272
00:18:46,708 --> 00:18:48,333
‫تاکری رو دیدی؟

273
00:18:50,333 --> 00:18:51,833
‫تاکری قبول کرد کنار بکشه.

274
00:18:52,333 --> 00:18:53,750
‫خانم فان جاشو می‌گیره.

275
00:18:55,208 --> 00:18:56,250
‫به میل خودش؟

276
00:18:58,083 --> 00:18:59,541
‫چاره دیگه‌ای نداشت.

277
00:19:03,041 --> 00:19:04,041
‫فیلم چی شد؟

278
00:19:04,625 --> 00:19:05,791
‫دادی بهش؟

279
00:19:07,958 --> 00:19:10,366
‫تو از ماجرای فیلم خبر داری، بهت رحم نمی‌‌کنن.

280
00:19:10,416 --> 00:19:12,866
‫تا ریاست خانم فان هنوز وقت هست.

281
00:19:12,916 --> 00:19:13,875
‫فعلاً دست به کاری نمی‌زنن.

282
00:19:14,541 --> 00:19:17,541
‫- دست خونواده‌ت رو بگیر و برو.
‫- پس فیلم رو بهش ندادی!

283
00:19:20,416 --> 00:19:22,291
‫پس حالا می‌خوای کمک کنی...

284
00:19:22,791 --> 00:19:25,033
‫کمک کنی خانواده‌ی سوئه و خانم فان
‫کنترل چینگ‌هه رو بگیرن دستشون!

285
00:19:25,083 --> 00:19:27,083
‫این چیزی نیست که لازم باشه تو نگرانش باشی.

286
00:19:27,583 --> 00:19:28,875
‫برات وقت خریدم.

287
00:19:30,083 --> 00:19:32,625
‫می‌دونی سر این قضیه چند نفر تا حالا آسیب دیدن؟!

288
00:19:33,708 --> 00:19:36,450
‫کثافت، بهت اعتماد کرده بودم و مثل داداشم می‌دیدمت!

289
00:19:36,500 --> 00:19:37,700
‫عوضی!

290
00:19:37,750 --> 00:19:39,325
‫این به خاطر پسرمه!

291
00:19:39,375 --> 00:19:41,200
‫به خاطر زوئی و دخترش!

292
00:19:41,250 --> 00:19:42,250
‫و بن!

293
00:19:43,208 --> 00:19:45,950
‫این‌همه مصیبت فقط واسه صندلی ریاستِ چینگ‌هه؟!

294
00:19:46,000 --> 00:19:47,458
‫ارزش جونِ این‌همه آدم رو داشت؟!

295
00:19:48,416 --> 00:19:49,916
‫مرتیکه بی‌همه‌چیز!

296
00:20:02,458 --> 00:20:04,083
‫دست خونواده‌ت رو بگیر و برو.

297
00:20:11,166 --> 00:20:12,041
‫لعنتی.

298
00:20:19,833 --> 00:20:20,700
‫مامانت کجاست؟

299
00:20:20,750 --> 00:20:23,791
‫رفت غذا بگیره، الان‌هاست که بیاد.

300
00:20:25,541 --> 00:20:27,950
‫هنوز داری درس می‌خونی؟
‫سرت درد نمی‌کنه؟

301
00:20:28,000 --> 00:20:30,125
‫مرخص که بشم امتحان دارم خب.

302
00:20:33,791 --> 00:20:35,250
‫همه‌ش به خاطر بی‌عرضگی منه.

303
00:20:35,750 --> 00:20:37,500
‫نتونستم از تو و مامانت محافظت کنم.

304
00:20:38,000 --> 00:20:39,450
‫گوش کن چی می‌گم

305
00:20:39,500 --> 00:20:41,116
‫دفعه بعد اگه همچین اتفاقی افتاد،

306
00:20:41,166 --> 00:20:43,241
‫اولین کاری که می‌کنی فقط فراره.

307
00:20:43,291 --> 00:20:44,908
‫با تمام وجود فرار کن، فهمیدی؟

308
00:20:44,958 --> 00:20:45,875
‫بابا...

309
00:20:46,541 --> 00:20:48,325
‫می‌دونم تو هم اگه جای من بودی،

310
00:20:48,375 --> 00:20:50,208
‫برمی‌گشتی تا مامان رو نجات بدی.

311
00:20:51,125 --> 00:20:53,750
‫ولی می‌دونم تو کارهای مهم‌تری داشتی
‫که باید بهشون می‌رسیدی.

312
00:20:57,458 --> 00:20:59,500
‫- رفت؟
‫- آره.

313
00:21:00,875 --> 00:21:01,708
‫ببین...

314
00:21:02,208 --> 00:21:04,533
‫فردا برگه ترخیص هاوی رو بگیر،

315
00:21:04,583 --> 00:21:06,041
‫یه مدت از اینجا بزنیم بیرون.

316
00:21:06,541 --> 00:21:07,958
‫با همکارت دعوات شد؟

317
00:21:09,083 --> 00:21:10,625
‫یه مدت از اینجا بزنیم بیرون؟!

318
00:21:11,416 --> 00:21:13,208
‫تا کی قراره قایم بشیم؟

319
00:21:14,875 --> 00:21:16,491
‫ما دوتا به درک،

320
00:21:16,541 --> 00:21:19,083
‫می‌خوای پسرمونم تا آخر عمرش
‫با ما آواره و مخفی بشه؟

321
00:21:25,958 --> 00:21:28,333
‫برو گندکاری‌هات رو جمع کن!

322
00:21:28,875 --> 00:21:33,250
‫یا می‌خوای صبر کنی تا لرزش دستت از اینم بدتر بشه؟

323
00:21:41,458 --> 00:21:43,208
‫این‌‌همه سال باهات زندگی کردم،

324
00:21:43,625 --> 00:21:45,916
‫فکر کردی نمی‌شناسمت؟

325
00:21:46,416 --> 00:21:47,541
‫اینم خوب می‌دونم...

326
00:21:48,416 --> 00:21:50,208
‫که هوای خونواده‌ی «چی» رو داشتی.

327
00:21:52,125 --> 00:21:53,875
‫فقط از این ناراحتم...

328
00:21:54,375 --> 00:21:56,458
‫که این چیزها رو از من قایم می‌کنی.

329
00:21:59,166 --> 00:22:03,875
‫چند روز دیگه ترخیصش می‌کنم
‫و پسرمون رو می‌برم پیش مامانم.

330
00:22:04,458 --> 00:22:07,333
‫تا اون موقع اوضاع خودت رو راست و ریس کن،

331
00:22:08,583 --> 00:22:10,458
‫و صحیح و سالم برگرد.

332
00:22:11,333 --> 00:22:12,416
‫شنیدی چی گفتم؟

333
00:22:19,083 --> 00:22:20,208
‫نگران نباش بابا.

334
00:22:20,708 --> 00:22:22,283
‫تا وقتی برگردی،

335
00:22:22,333 --> 00:22:24,250
‫من خودم هوای زنت رو دارم!

336
00:22:24,833 --> 00:22:27,083
‫چرت و پرت‌های بابات رو تکرار نکن!

337
00:23:01,291 --> 00:23:02,533
‫چیزی نمی‌شه، طاقت بیار.

338
00:23:02,583 --> 00:23:04,208
‫دووم بیار، صدامو می‌شنوی؟

339
00:23:04,708 --> 00:23:05,541
‫تهِ تهش...

340
00:23:06,500 --> 00:23:07,833
‫خودمون دست به کار می‌شیم.

341
00:24:18,958 --> 00:24:20,083
‫ارباب گوان...

342
00:24:20,666 --> 00:24:23,791
‫کمک کن زنده از پسش بربیام.

343
00:24:40,625 --> 00:24:42,041
‫درست انجامش بده.

344
00:24:43,041 --> 00:24:43,875
‫یادت بمونه.

345
00:24:54,708 --> 00:24:57,458
‫مارماهی مردابی، پارسال دوست امسال آشنا!

346
00:24:58,208 --> 00:25:01,208
‫واسه ول‌گشتن تو کوچه خیابون یه کم پیر نشدی؟

347
00:25:01,791 --> 00:25:03,375
‫اومدم رئیست رو ببینم.

348
00:25:08,708 --> 00:25:10,416
‫اومدم یه خواهشی بکنم.

349
00:25:12,458 --> 00:25:13,491
‫واسه کی؟

350
00:25:13,541 --> 00:25:14,875
‫آشنای قدیمی‌تون،

351
00:25:15,666 --> 00:25:16,708
‫تاکری هوانگ.

352
00:25:19,875 --> 00:25:21,791
‫می‌خوای چه کمکی بهت بکنم؟

353
00:25:23,083 --> 00:25:25,000
‫نذارید فان جایگاه چینگ‌هه رو غصب کنه.

354
00:25:28,541 --> 00:25:32,125
‫عقلتو از دست دادی؟!
‫می‌خوای پای سان‌هه رو بکشی وسط؟

355
00:25:32,916 --> 00:25:34,958
‫اگه سان‌هه دخالت کنه،

356
00:25:35,833 --> 00:25:39,916
‫رسماً اعلان جنگ به خانواده‌ی سوئه و یه یوئه تونگه!

357
00:25:43,208 --> 00:25:44,741
‫یادت نره،

358
00:25:44,791 --> 00:25:47,450
‫شماها اون موقع فانِ پدر رو پایین کشیدید...

359
00:25:47,500 --> 00:25:49,033
‫و پشتِ تاکری وایسادید.

360
00:25:49,083 --> 00:25:52,333
‫اگه الان بذارید فان بیاد روی کار،

361
00:25:54,208 --> 00:25:55,625
‫کلاه خودتونم پسِ معرکه‌ست.

362
00:25:58,458 --> 00:26:00,833
‫تازه، خودتون بهتر از هر کسی می‌دونید...

363
00:26:01,333 --> 00:26:02,875
‫که این فان چه جونوریه!

364
00:26:09,333 --> 00:26:11,125
‫اگه منصفانه نشد، نامردی می‌زنیمش زمین!

365
00:26:11,708 --> 00:26:13,750
‫این شد یه حرفی!

366
00:26:17,000 --> 00:26:20,416
‫[گیم‌نت]

367
00:26:30,000 --> 00:26:31,833
‫لوئیس فرستادتت؟

368
00:26:33,083 --> 00:26:34,125
‫نه.

369
00:26:34,958 --> 00:26:36,375
‫خودم اومدم ببینمت.

370
00:26:37,166 --> 00:26:38,708
‫دشمن مشترک داریم.

371
00:26:39,541 --> 00:26:41,458
‫می‌تونم کمکت کنم کلکِ خانم فان رو بکنی.

372
00:26:44,000 --> 00:26:45,000
‫چرا؟

373
00:26:46,000 --> 00:26:48,791
‫اون بی‌شرف رفت سراغ خونواده‌م.

374
00:26:54,625 --> 00:26:56,791
‫حداقل تو هنوز کسایی رو داری که ازشون محافظت کنی.

375
00:27:02,500 --> 00:27:03,333
‫طوری نیست.

376
00:27:03,833 --> 00:27:05,125
‫نباید می‌اومدم.

377
00:27:05,750 --> 00:27:07,708
‫بن راضی نبود به خاطر انتقامِ اون خودتو به خطر بندازی.

378
00:27:09,125 --> 00:27:10,416
‫من باهات میام.

379
00:27:12,916 --> 00:27:15,041
‫اون دوتا هم خوب می‌دونستن
‫به این راحتی‌ها ول‌کن ماجرا نیستم.

380
00:27:17,541 --> 00:27:19,241
‫تهش اینه که وقتی دوباره دیدمشون،

381
00:27:19,291 --> 00:27:21,166
‫کلی سرزنشم می‌کنن و غر می‌زنن.

382
00:27:32,541 --> 00:27:34,158
‫گفتم که، اومدیم عیادت.

383
00:27:34,208 --> 00:27:35,241
‫باید حرفمو دوبار تکرار کنم؟

384
00:27:35,291 --> 00:27:36,991
‫خانواده‌ش نیستید، نمی‌تونید برید تو.

385
00:27:37,041 --> 00:27:38,333
‫از کی تا حالا این قانون شده؟

386
00:27:38,916 --> 00:27:40,783
‫ساکت باشید، مزاحم بقیه مریض‌ها نشید.

387
00:27:40,833 --> 00:27:44,325
‫این‌طوری نکنید دیگه،
‫انگار اومدیم طلبمون رو صاف کنیم!

388
00:27:44,375 --> 00:27:45,825
‫قیافه‌تون که عین شرخرهاست!

389
00:27:45,875 --> 00:27:47,541
‫آخه شرخر با کمپوت و میوه میاد؟!

390
00:27:48,416 --> 00:27:49,750
‫- خانم...
‫- میلکی!

391
00:27:50,375 --> 00:27:53,033
‫ببخشید پرستار، آشنای خودمونن.

392
00:27:53,083 --> 00:27:56,158
‫لبخند بزن! قیافه‌ت ترسناکه،
‫بنده خدا فکر بد کرد.

393
00:27:56,208 --> 00:27:57,658
‫بهشون بگید آروم‌تر باشن.

394
00:27:57,708 --> 00:27:59,916
‫چشم، ببخشید، ممنون.

395
00:28:01,375 --> 00:28:04,950
‫چرا این‌همه آدم با خودت راه انداختی؟

396
00:28:05,000 --> 00:28:07,616
‫خب، مارماهی زنگ زد و گفت یه کاری براش پیش اومده،

397
00:28:07,666 --> 00:28:09,250
‫منو فرستاد اینجا تا هواتون رو داشته باشم.

398
00:28:11,083 --> 00:28:11,916
‫میوه‌ها!

399
00:28:13,250 --> 00:28:15,708
‫لعنتی‌ها، ببرید بذارید داخل،
‫نذارید همینطوری نگهش داره!

400
00:28:27,458 --> 00:28:31,500
‫چرا از تین‌بولا فقط پودینگ خون و توفوی سرخ‌شده می‌خوری؟

401
00:28:33,375 --> 00:28:36,333
‫پدر و مادرم که فوت کردن،
‫مجبور شدم برم پیش خاله‌م زندگی کنم.

402
00:28:37,541 --> 00:28:40,666
‫همیشه هم عاشق پختنِ سوپ تربچه و گوشت قلقلی بود.

403
00:28:43,583 --> 00:28:45,125
‫شنیده بودم بن تعریف می‌کرد.

404
00:28:46,791 --> 00:28:48,166
‫عجب دهن‌لقی بود!

405
00:28:49,500 --> 00:28:51,575
‫بهش گفته بودم بازنشسته که بشم،

406
00:28:51,625 --> 00:28:53,950
‫کنار دکه‌ش یه بساط نودل مارماهی راه می‌ندازم.

407
00:28:54,000 --> 00:28:55,375
‫چشم دیدنِ این فکرمو نداشت!

408
00:28:57,125 --> 00:29:00,458
‫قبل از این‌که بمیره، قضیه‌ی اون دکه رو به من گفت.

409
00:29:02,375 --> 00:29:04,125
‫احتمالاً می‌خواسته به تو بگه.

410
00:29:25,583 --> 00:29:27,000
‫منو دعوت نکردی اینجا...

411
00:29:27,500 --> 00:29:29,416
‫که فقط خوش و بش کنیم، درسته؟

412
00:29:30,625 --> 00:29:32,250
‫شنیدم...

413
00:29:32,750 --> 00:29:35,708
‫می‌خوای جای تاکری رو بگیری،

414
00:29:36,208 --> 00:29:39,500
‫و بشی رئیس جدید چینگ‌هه.

415
00:29:41,750 --> 00:29:43,750
‫خبرها چه زود می‌پیچه!

416
00:29:44,458 --> 00:29:47,458
‫انگار سان‌هه همه‌جا چشم و گوش داره.

417
00:29:48,500 --> 00:29:50,666
‫این موضوع واسه سان‌هه خیلی مهمه.

418
00:29:51,458 --> 00:29:52,833
‫فرقی نمی‌کنه کی بیاد سر کار،

419
00:29:53,333 --> 00:29:57,958
‫توقع داریم هر موقع نیاز شد،
‫بازم روی حمایت چینگ‌هه حساب کنیم.

420
00:30:00,000 --> 00:30:01,250
‫مشکلی نیست.

421
00:30:09,166 --> 00:30:10,825
‫هرکدوم یه گوشه کمین می‌کنیم.

422
00:30:10,875 --> 00:30:12,916
‫فرصت گیر آوردی شلیک کن.

423
00:30:13,916 --> 00:30:17,458
‫اگه دست یکی‌مون خطا رفت،
‫حداقل یه شانس دومی هست.

424
00:30:21,708 --> 00:30:25,208
‫سان‌هه و چینگ‌هه همیشه با هم پیوند محکمی داشتن.

425
00:30:25,708 --> 00:30:27,158
‫اما یادت نره،

426
00:30:27,208 --> 00:30:31,958
‫اگه پدرم علی‌رغم همه‌ی مخالفت‌ها
‫روی اتحاد با شما اصرار نمی‌کرد،

427
00:30:32,458 --> 00:30:34,450
‫این‌قدر به هم نزدیک نمی‌شدیم.

428
00:30:34,500 --> 00:30:36,283
‫معلومه که یادمه.

429
00:30:36,333 --> 00:30:38,875
‫برادرم همیشه با احترام از پدرتون یاد می‌کنه.

430
00:30:39,583 --> 00:30:40,750
‫تا ابد مدیونشیم.

431
00:30:42,791 --> 00:30:45,000
‫پس چرا نمک خوردی و نمکدون شکستی؟

432
00:30:49,708 --> 00:30:54,458
‫هنوز یادمه چطور با تاکری دست‌‌به‌یکی کردی...

433
00:30:54,500 --> 00:30:56,916
‫تا تهمت قتل کارچاق‌کن‌های خودمون رو بهم بزنی.

434
00:30:58,625 --> 00:31:00,791
‫می‌خوای دوباره این کار رو بکنی؟

435
00:31:21,083 --> 00:31:23,333
‫اسلحه‌ت رو بنداز، وگرنه شلیک می‌کنم!

436
00:31:33,916 --> 00:31:35,208
‫خانم فان نباید بمیره.

437
00:31:46,750 --> 00:31:50,583
‫پس مهمون‌نوازی سان‌هه این شکلیه!

438
00:31:51,458 --> 00:31:52,333
‫سوءتفاهم شده!

439
00:31:52,791 --> 00:31:54,583
‫قطعاً یه سوءتفاهم خیلی بزرگه.

440
00:31:55,000 --> 00:31:57,250
‫هی، برید پایین ببینید چه خبره!

441
00:32:03,833 --> 00:32:05,500
‫دفعه بعد بیا خونه‌ی من،

442
00:32:07,916 --> 00:32:09,666
‫حداقل امنیتش بیشتره.

443
00:32:14,333 --> 00:32:16,583
‫من بودم مزاحم تجدید دیدارشون نمی‌شدم.

444
00:32:41,666 --> 00:32:44,575
‫لعنتی! دفعه بعد سخت‌تر می‌شه.

445
00:32:44,625 --> 00:32:45,500
‫عوضی!

446
00:32:57,958 --> 00:32:58,958
‫جناب هونگ...

447
00:32:59,875 --> 00:33:01,208
‫شما هم خائن از آب دراومدید؟

448
00:33:05,958 --> 00:33:07,541
‫همه‌چیز مرتب شده.

449
00:33:08,375 --> 00:33:11,625
‫انگار فقط مونده برگزاری مراسم معارفه.

450
00:33:12,125 --> 00:33:13,325
‫از حمایتتون ممنونم، خانم رئیس.

451
00:33:13,375 --> 00:33:15,541
‫منم باید از برادرت تشکر کنم که نجاتم داد.

452
00:33:22,916 --> 00:33:26,750
‫همه‌چیز جوره، حالا فقط منتظریم
‫جناب هونگ ترتیب مراسم معارفه رو بده.

453
00:33:29,458 --> 00:33:33,750
‫تاکری‌ای که من می‌شناسم
‫به این راحتی‌ها کوتاه نمیاد.

454
00:33:34,250 --> 00:33:36,958
‫می‌ترسم وقتی از بازداشت آزاد بشه،

455
00:33:37,750 --> 00:33:39,500
‫دوباره یه کلک جدید سوار کنه.

456
00:33:44,333 --> 00:33:46,708
‫حیف نمی‌دونیم کلیدش رو کجا قایم کرده.

457
00:33:47,750 --> 00:33:51,208
‫انگشتر تاکری همون کلیدشه.

458
00:33:52,833 --> 00:33:54,958
‫مسئله اینه که هنوز انگشتر رو پیدا نکردن.

459
00:33:55,333 --> 00:33:57,625
‫اگه تاکری کلید رو قایم کرده باشه،

460
00:33:57,666 --> 00:34:00,366
‫فقط جناب هونگ می‌دونه ممکنه کجا باشه.

461
00:34:00,416 --> 00:34:03,075
‫گاهی وقت‌ها ناامن‌ترین جا، امن‌ترین نقطه است.

462
00:34:03,125 --> 00:34:04,708
‫باید توی همون معبد چینگ‌هه باشه.

463
00:34:10,791 --> 00:34:11,958
‫برادرت می‌گفت...

464
00:34:13,000 --> 00:34:15,083
‫خیلی کمک‌دستش بودی.

465
00:34:18,625 --> 00:34:19,791
‫آفرین.

466
00:34:20,791 --> 00:34:22,708
‫بالاخره سر عقل اومدی.

467
00:34:32,375 --> 00:34:34,291
‫مگه این چیزی نبود که از همه بیشتر می‌خواستی؟

468
00:34:35,041 --> 00:34:38,708
‫تریستان بالاخره می‌تونه
‫میراث خونوادگی‌تون رو ادامه بده.

469
00:34:42,166 --> 00:34:43,666
‫می‌دونی...

470
00:34:44,375 --> 00:34:47,916
‫چند نفر می‌خوان از نردبونِ خونواده‌ی ما بالا برن؟

471
00:34:48,916 --> 00:34:51,916
‫یا حتی جامون رو بگیرن؟

472
00:34:54,625 --> 00:34:55,458
‫بابا...

473
00:34:56,000 --> 00:34:59,791
‫اگه تریستان واسه رسیدن به اوج
‫پا توی مسیر اشتباهی گذاشته باشه،

474
00:35:00,375 --> 00:35:02,041
‫بازم پشتش وایمیستی؟

475
00:35:03,625 --> 00:35:07,791
‫من برادرت رو هل دادم توی این مسیر.

476
00:35:09,000 --> 00:35:10,666
‫اگه پاش لغزیده باشه،

477
00:35:11,875 --> 00:35:13,666
‫گناهش گردنِ منم هست.

478
00:35:14,541 --> 00:35:16,916
‫این خواسته‌ی خودته یا خواسته‌ی اون؟

479
00:35:18,166 --> 00:35:20,625
‫همه‌مون داریم این کارها رو
‫به خاطر خانواده‌ی سوئه می‌کنیم.

480
00:35:22,708 --> 00:35:24,458
‫برای حفظ این خونواده،

481
00:35:25,041 --> 00:35:29,333
‫گاهی مجبوری چندتا سنگ‌ریزه رو از سر راهت برداری،

482
00:35:29,833 --> 00:35:31,833
‫به خاطر یه هدف بزرگ‌تر.

483
00:35:35,291 --> 00:35:36,541
‫لوئیس...

484
00:35:38,166 --> 00:35:40,166
‫عمر من دیگه سر اومده.

485
00:35:40,875 --> 00:35:42,750
‫مسیر آینده‌ی برادرت...

486
00:35:43,541 --> 00:35:45,750
‫الان دیگه دست شما دوتا رو می‌بوسه.

487
00:35:48,333 --> 00:35:49,833
‫بابا، خیالت راحت باشه.

488
00:35:50,791 --> 00:35:53,916
‫بسپارش به ما دوتا برادر، شما استراحت کن.

489
00:36:14,083 --> 00:36:16,375
‫[دعوت‌نامه، مراسم معارفه]
‫[کارچاق‌کن آسمانی چینگ‌هه]

490
00:36:57,625 --> 00:37:00,083
‫[آسمانی، زمینی، خورشیدی، قمری]

491
00:37:02,083 --> 00:37:12,083
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M