1
00:00:01,480 --> 00:00:04,480
‫[لندن، ۱۸۷۷]

2
00:00:10,040 --> 00:00:11,840
‫روز مهمی بود

3
00:00:11,880 --> 00:00:14,270
‫وقتی مادر جون دوباره ازدواج کرد

4
00:00:14,320 --> 00:00:16,800
‫و اونا به خانواده‌مون پیوستن.

5
00:00:24,680 --> 00:00:27,760
‫فورسایت‌های سرشناس.

6
00:00:27,800 --> 00:00:30,920
‫یا حداقل خودمون دوست داریم
‫اینطور در مورد خودمون فکر کنیم.

7
00:00:30,960 --> 00:00:35,120
‫داماد، نوه‌ام، جولیون.

8
00:00:35,160 --> 00:00:38,040
‫تازه از ماجراجویی‌هاش در اروپا برگشته

9
00:00:38,080 --> 00:00:41,800
‫تا نقش وارث شرکت خانوادگی رو به عهده بگیره.

10
00:00:43,280 --> 00:00:46,560
‫که باعث ناخرسندی پسرعموش، سومز شده.

11
00:00:46,600 --> 00:00:48,080
‫یه آدم جاه‌طلب.

12
00:00:48,120 --> 00:00:51,400
‫که نمی‌خواد جلوی هیچ‌کس
‫نفر دوم باشه.

13
00:00:51,440 --> 00:00:53,880
‫کاش مادرت زنده می‌موند
‫تا این روز رو می‌دید.

14
00:01:03,120 --> 00:01:04,840
‫ازت مرد موفقی می‌سازه.

15
00:01:10,960 --> 00:01:12,830
‫فرانس بیوه بود.

16
00:01:12,880 --> 00:01:15,720
‫ملکه‌ی جامعه‌ی اشرافی.

17
00:01:15,760 --> 00:01:18,310
‫دست‌چین‌شده تا موقعیتمون رو

18
00:01:18,360 --> 00:01:21,000
‫بین نخبه‌های لندن محکم کنه.

19
00:01:30,600 --> 00:01:32,350
‫البته، هر خانواده‌ای

20
00:01:32,400 --> 00:01:35,480
‫رقابت‌ها و دسیسه‌های خودش رو داره.

21
00:01:35,520 --> 00:01:37,830
‫ولی توی این روز بزرگ جشن،

22
00:01:37,880 --> 00:01:40,280
‫همه‌شون رو کنار می‌ذاریم.

23
00:01:41,280 --> 00:01:51,280
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

24
00:02:06,960 --> 00:02:09,720
‫اون خونه‌ی برادرم جیمزه.

25
00:02:09,760 --> 00:02:12,560
‫ولی داخلش،
‫اصلاً به پای خونه‌ی ما نمی‌رسه.

26
00:02:26,840 --> 00:02:28,920
‫می‌تونی ببینی چرا برادرم
‫اون زن رو برای جو می‌خواست.

27
00:02:28,960 --> 00:02:30,280
‫سرعقل میاردش،

28
00:02:30,320 --> 00:02:33,680
‫به همه‌ی اون ولگردی‌هاش توی اروپا
‫پایان میده.

29
00:02:34,880 --> 00:02:36,600
‫ولی تو هم می‌تونستی داشته باشیش.

30
00:02:36,640 --> 00:02:38,680
‫- می‌تونستم پیشنهاد بدم.
‫- ممنونم، پدر.

31
00:02:38,720 --> 00:02:41,920
‫ولی وقتی موقعش برسه،
‫عروس رو خودم انتخاب می‌کنم.

32
00:02:41,960 --> 00:02:44,280
‫خب، راستشو بگم،
‫چرا بخوای خودت رو

33
00:02:44,320 --> 00:02:46,000
‫گرفتار یه بچه‌ی لوس ۸ ساله کنی؟

34
00:02:51,120 --> 00:02:53,560
‫شوهر مرحومم
‫با فورسایت و شرکا سرمایه‌گذاری کرده بود،

35
00:02:53,600 --> 00:02:56,120
‫پس ممکنه فکر کنین
‫این یه پیشرفت طبیعیه.

36
00:02:56,160 --> 00:02:58,760
‫من یه دارایی درجه‌یکم
‫که دست به دست میشه.

37
00:02:58,800 --> 00:03:00,920
‫و جون مدت‌هاست به یه پدر نیاز داره.

38
00:03:03,720 --> 00:03:05,560
‫برو خودت رو معرفی کن.

39
00:03:08,280 --> 00:03:11,760
‫مادربزرگ آن رئیس خانواده‌مونه.

40
00:03:19,360 --> 00:03:20,880
‫مجبورم ازت خوشم بیاد؟

41
00:03:20,920 --> 00:03:22,440
‫نه.

42
00:03:22,480 --> 00:03:25,000
‫چون من از هیچ‌کس خوشم نمیاد.

43
00:03:25,040 --> 00:03:26,760
‫تصمیم خوبیه.

44
00:03:29,400 --> 00:03:31,080
‫مادربزرگ؟

45
00:03:31,600 --> 00:03:33,280
‫این جونه.

46
00:03:35,400 --> 00:03:37,640
‫می‌دونی یه فورسایت کیه؟

47
00:03:39,360 --> 00:03:43,160
‫یه فورسایت کسیه که
‫ارزش سهام رو می‌دونه.

48
00:03:44,320 --> 00:03:46,360
‫و خانواده. و اعتبار.

49
00:03:48,320 --> 00:03:51,680
‫هیچ‌وقت نباید سوال بپرسی،
‫هیچ‌وقت مخالفت نکنی،

50
00:03:51,720 --> 00:03:55,480
‫و هرگز و به هیچ‌وجه نباید کم بیاری.

51
00:03:57,200 --> 00:03:58,400
‫نترسونش!

52
00:03:58,440 --> 00:04:01,600
‫باید بدونه داره وارد چه چیزی میشه.

53
00:04:47,480 --> 00:04:48,480
‫[سال ۱۸۸۷]

54
00:04:48,520 --> 00:04:50,240
‫ده سال بعد،

55
00:04:50,280 --> 00:04:53,040
‫وقتی هجدهمین تولد جون نزدیک میشه،

56
00:04:53,080 --> 00:04:56,480
‫صلح و ثبات دنیای فورسایت‌ها

57
00:04:56,520 --> 00:04:58,880
‫در آستانه‌ی واژگون شدنه.

58
00:05:02,040 --> 00:05:04,400
‫برام توضیح بدین چرا نقاشی

59
00:05:04,440 --> 00:05:07,520
‫برای دخترای بافرهنگ
‫اینقدر مهارت ضروری‌ایه؟

60
00:05:07,560 --> 00:05:09,400
‫چه فایده‌ای می‌تونه داشته باشه؟

61
00:05:09,440 --> 00:05:11,280
‫دقیقاً همون چیزیه که پدربزرگت بهم گفت

62
00:05:11,320 --> 00:05:12,520
‫وقتی وارد شرکت خانوادگی شدم.

63
00:05:12,560 --> 00:05:14,240
‫ولی تو قبلاً عاشق نقاشی بودی.

64
00:05:15,320 --> 00:05:16,680
‫من خیلی چیزها رو دوست دارم.

65
00:05:16,720 --> 00:05:19,000
‫منو نقاشی می‌کنی. لطفاً؟

66
00:05:19,040 --> 00:05:20,920
‫فقط یه طرح سریع؟

67
00:05:36,200 --> 00:05:38,960
‫این منم! دقیقاً من!

68
00:05:39,000 --> 00:05:40,800
‫بدش. برای صبحونه دیرمون میشه.

69
00:05:43,280 --> 00:05:45,840
‫خب، داشتم فکر می‌کردم...

70
00:05:45,880 --> 00:05:48,760
‫برای تولدم، به‌جای جشن،

71
00:05:48,800 --> 00:05:51,360
‫می‌تونیم فقط یه پیک‌نیک داشته باشیم؟

72
00:05:52,800 --> 00:05:54,960
‫چون مادرت یه لحظه هم ناراحت نمیشه که

73
00:05:55,000 --> 00:05:57,960
‫مراسمی رو لغو کنه
‫که ده ساله داره برنامه‌ریزی می‌کنه؟

74
00:06:02,400 --> 00:06:06,560
‫خب، نظرمون در مورد چارلی آرمسترانگ چیه؟

75
00:06:06,600 --> 00:06:08,200
‫همون پسر سر راجر؟

76
00:06:08,240 --> 00:06:09,680
‫برای چی؟

77
00:06:09,720 --> 00:06:10,880
‫برای جون.

78
00:06:10,920 --> 00:06:12,000
‫ازش خوشش میاد؟

79
00:06:12,040 --> 00:06:13,480
‫خب، هیچ‌وقت ندیدتش.

80
00:06:13,520 --> 00:06:16,600
‫ولی آرمسترانگ‌ها رو
‫به رقص دعوت کردم.

81
00:06:16,640 --> 00:06:19,400
‫همراه با لاتیمرها...

82
00:06:19,440 --> 00:06:21,400
‫- چای.
‫- پالیسترها...

83
00:06:21,440 --> 00:06:22,920
‫راه‌آهن.

84
00:06:22,960 --> 00:06:24,040
‫کارترت‌ها...

85
00:06:24,080 --> 00:06:25,520
‫زمین.

86
00:06:25,560 --> 00:06:27,760
‫مسئله اینه که
‫کی بیشتر به نفع خانواده‌ست.

87
00:06:27,800 --> 00:06:29,560
‫مایلز لاتیمر؟

88
00:06:29,600 --> 00:06:31,280
‫هوریشیو کارترت؟

89
00:06:31,320 --> 00:06:32,680
‫پرنس ولز؟

90
00:06:32,720 --> 00:06:35,520
‫جدی میگم!

91
00:06:35,560 --> 00:06:39,240
‫زود صبحونه‌ت رو بخور،
‫توی شهر قرار داریم.

92
00:06:39,280 --> 00:06:40,880
‫کجا؟

93
00:06:40,920 --> 00:06:44,080
‫خیاطی.
‫لباست برای مراسم؟

94
00:06:56,560 --> 00:06:59,280
‫خب بابا،
‫یه چیز خیلی هیجان‌انگیز...

95
00:06:59,320 --> 00:07:02,480
‫- و گرون؟
‫- یه اسب مسابقه، بابا.

96
00:07:02,520 --> 00:07:03,840
‫مانتی بهترینشو پیدا کرده.

97
00:07:03,880 --> 00:07:05,560
‫و وقتی مثل من اسب‌ها رو بشناسی...

98
00:07:06,680 --> 00:07:10,120
‫امیدوارم به‌عنوان برادرم،
‫بخوای شوهرم رو تشویق کنی.

99
00:07:10,160 --> 00:07:13,840
‫همون‌طور که وقتی تو ازدواج کنی،
‫من با کمال میل زنتو زیر پر و بالم می‌گیرم.

100
00:07:13,880 --> 00:07:16,160
‫اینم یه دلیل دیگه برای ازدواج نکردنم.

101
00:07:16,200 --> 00:07:17,200
‫کی داره ازدواج می‌کنه؟

102
00:07:17,240 --> 00:07:20,080
‫فرانس گفت یه دوجین دختر می‌شناسه
‫که برای سومز همسر عالی‌ای میشن.

103
00:07:20,120 --> 00:07:22,480
‫هرچند مطمئن نیستم
‫کی به اندازه‌ی کافی خوبه.

104
00:07:22,520 --> 00:07:24,600
‫فکر کنم چندتاشون رو
‫به جشن جون دعوت کرده.

105
00:07:24,640 --> 00:07:27,720
‫خب، ممنون بابت هشدار.
‫با لباس مبدل میرم.

106
00:07:29,080 --> 00:07:30,760
‫بریم، پدر؟

107
00:07:56,760 --> 00:07:57,760
‫خیلی ممنون.

108
00:07:57,800 --> 00:07:59,480
‫ممنون.

109
00:08:00,800 --> 00:08:03,560
‫لیدی کارترت.

110
00:08:05,040 --> 00:08:07,550
خدای من. امیدوار بودیم خانم لوئیزا رو

111
00:08:07,600 --> 00:08:09,280
‫برای خودمون نگه داریم.

112
00:08:09,320 --> 00:08:11,080
‫عذر می‌خوام.

113
00:08:12,480 --> 00:08:16,080
‫خانم فرانس فورسایت رو می‌شناسین؟
‫و دخترش، جون؟

114
00:08:18,480 --> 00:08:19,920
‫روزتون بخیر.

115
00:08:19,960 --> 00:08:21,720
‫حالتون چطوره؟

116
00:08:21,760 --> 00:08:24,960
‫برای مراسم هجدهمین تولد جون
‫یه لباس لازم داریم.

117
00:08:25,000 --> 00:08:26,880
‫امیدوارم دعوتنامه‌مون رو گرفته باشین؟

118
00:08:26,920 --> 00:08:29,080
‫خیلی لطف دارین.

119
00:08:30,280 --> 00:08:33,360
‫سعی کنین نذارین خانم فورسایت
‫تمام توجهتون رو به خودش جلب کنه.

120
00:08:42,280 --> 00:08:44,000
‫می‌تونم کتتون رو بگیرم؟

121
00:08:44,040 --> 00:08:45,720
‫آره.

122
00:08:46,200 --> 00:08:48,080
‫واضحه که این باید حذف بشه.

123
00:08:48,120 --> 00:08:50,280
‫متأسفانه، تحت تأثیر پدرش بوده،

124
00:08:50,320 --> 00:08:52,240
‫که دیدگاه‌های عجیب خودش رو
‫در مورد مد داره.

125
00:08:52,280 --> 00:08:54,600
‫مثل پوشیدن لباس‌هایی که
‫واقعاً بشه باهاشون حرکت کرد.

126
00:08:54,640 --> 00:08:58,200
‫پس، کمر تنگ، تور پشت، شاید دنباله...

127
00:08:58,240 --> 00:09:01,640
‫حتماً، خانم.
‫اول اجازه میدین اندازه بگیرم؟

128
00:09:03,480 --> 00:09:05,160
‫آره، البته.

129
00:09:09,040 --> 00:09:11,080
‫من چند تا قرار دیگه دارم. برمی‌گردم.

130
00:09:46,720 --> 00:09:49,400
‫- صبح بخیر.
‫- صبح بخیر.

131
00:09:59,160 --> 00:10:01,840
‫به مدت نیم قرن
‫بین نخبه‌های کارگزاری بورس لندن

132
00:10:01,880 --> 00:10:04,280
‫ما برتر بودیم.

133
00:10:04,320 --> 00:10:06,670
‫ولی تازگی، جوون‌های تازه‌به‌دوران‌رسیده

134
00:10:06,720 --> 00:10:08,400
‫دارن پابه‌پامون میان.

135
00:10:08,440 --> 00:10:10,480
‫پس، چطور برتریمون رو حفظ کنیم؟

136
00:10:10,520 --> 00:10:13,080
‫با تکیه نکردن به گذشته.

137
00:10:13,120 --> 00:10:14,880
‫با پیدا کردن سرمایه‌گذاری‌های جدید،

138
00:10:14,920 --> 00:10:17,640
‫بازارهای جدید، با گوش به زنگ بودن،

139
00:10:17,680 --> 00:10:20,480
‫برای اطلاعاتی که
‫بتونیم به نفع خودمون استفاده کنیم.

140
00:10:20,520 --> 00:10:21,800
‫من یه چیزی دارم.

141
00:10:21,840 --> 00:10:23,520
‫سومز.

142
00:10:24,520 --> 00:10:25,990
‫سر راجر آرمسترانگ،

143
00:10:26,040 --> 00:10:28,760
‫شرکت معدنی دارهام، داره می‌میره.

144
00:10:28,800 --> 00:10:30,680
‫خدای من، هنوز پنجاه سالش هم نشده.

145
00:10:30,720 --> 00:10:32,880
‫معلومه، خانواده‌ش خیلی مخفی نگهش داشتن.

146
00:10:32,920 --> 00:10:34,480
‫کی قراره جاش رو بگیره؟

147
00:10:34,520 --> 00:10:37,320
‫- پسر جوونش، چارلی آرمسترانگ.
‫- اون ولگرد؟

148
00:10:37,360 --> 00:10:40,520
‫- تا حالا یه روز هم کار نکرده.
‫- دقیقاً نکته همینه.

149
00:10:40,560 --> 00:10:43,080
‫وقتی خبر پخش بشه،
‫قیمت سهام سقوط می‌کنه.

150
00:10:43,120 --> 00:10:44,200
‫لزوماً نه.

151
00:10:44,240 --> 00:10:46,320
‫ممکنه ثابت بمونه، اگه اعتمادی از دست نره.

152
00:10:46,360 --> 00:10:48,080
‫باید بفروشیم.

153
00:10:48,120 --> 00:10:49,360
‫سهام خودمون، سهام مشتری‌ها...

154
00:10:49,400 --> 00:10:50,840
‫و اینجوری اعتماد رو از بین ببریم؟

155
00:10:50,880 --> 00:10:53,400
‫پس پیشنهاد می‌کنی وفاداریمون کجا باشه؟

156
00:10:53,440 --> 00:10:56,080
‫تو هم مثل من می‌دونی فروش انبوه سهام
‫بازار رو به وحشت میندازه.

157
00:10:56,120 --> 00:10:58,840
‫و بعضی مشتری‌هامون همه‌ی پس‌اندازشون رو
‫پیش ما سرمایه‌گذاری کردن.

158
00:10:58,880 --> 00:11:00,400
‫اگه سهامدارهای کافی با هم جمع بشن،

159
00:11:00,440 --> 00:11:03,440
‫می‌تونن شرکت رو مجبور کنن
‫یه مدیر مطمئن‌تر انتخاب کنه.

160
00:11:03,480 --> 00:11:05,160
‫اعتماد برمی‌گرده.

161
00:11:11,040 --> 00:11:12,720
‫عالیه. چیز دیگه‌ای نیست؟

162
00:11:14,920 --> 00:11:16,600
‫روز خوبی داشته باشین. ادامه بدین.

163
00:11:20,520 --> 00:11:23,080
‫- معلومه که می‌فروشیم.
‫- معلومه.

164
00:11:27,160 --> 00:11:28,840
‫مادرت خیلی زیباست.

165
00:11:30,880 --> 00:11:32,360
‫من شبیه‌ش نیستم.

166
00:11:32,400 --> 00:11:34,080
‫شاید شبیه پدرتی؟

167
00:11:34,120 --> 00:11:35,800
‫ناپدری.

168
00:11:36,440 --> 00:11:37,880
‫پدر خوبیه؟

169
00:11:37,920 --> 00:11:42,440
‫بهترینه. بدون اون،
‫فرار می‌کردم می‌رفتم دریا.

170
00:11:44,480 --> 00:11:46,280
‫اگه می‌تونستی انتخاب کنی، چی می‌شدی؟

171
00:11:47,280 --> 00:11:48,680
‫آزاد.

172
00:11:48,720 --> 00:11:51,190
‫هر جا بخوام برم، هر کی رو بخوام ببینم،

173
00:11:51,240 --> 00:11:53,160
‫لباس‌هام رو خودم انتخاب کنم.

174
00:11:55,760 --> 00:11:56,760
‫و تو؟

175
00:11:56,800 --> 00:12:01,480
‫می‌خوای چیزی جز
‫بهترین راز سربه‌مُهر لندن باشی؟

176
00:12:03,000 --> 00:12:04,680
‫راضی‌ام.

177
00:12:40,960 --> 00:12:42,960
‫پدرم توی همه چی پیشرو بود

178
00:12:43,000 --> 00:12:44,960
‫به جز یه نقص کشنده.

179
00:12:45,000 --> 00:12:46,880
‫اصرارش به اینکه شرکت

180
00:12:46,920 --> 00:12:50,160
‫از پسر بزرگ به پسر بزرگ برسه،
‫بدون توجه به شایستگی یا استعداد.

181
00:12:50,200 --> 00:12:51,200
‫مسخره‌ست.

182
00:12:51,240 --> 00:12:54,280
‫برادرم موفقیت‌های خودشو داشته،
‫شرکت پیشرفت کرده.

183
00:12:54,320 --> 00:12:57,840
‫ولی در مورد جو،
‫به‌اصطلاح وارث ظاهریمون...

184
00:12:57,880 --> 00:13:01,840
‫خب، توی همه چیز خیلی پایین‌تر از توئه.

185
00:13:01,880 --> 00:13:05,680
‫هنوز تا مرگ عمو راه درازی مونده.

186
00:13:05,720 --> 00:13:07,280
‫و تا اون موقع...

187
00:13:07,320 --> 00:13:09,680
‫نالایقی کامل جو برای رهبری مشخص میشه.

188
00:13:09,720 --> 00:13:14,760
‫در حالی که تو
‫شایستگی‌هات رو نشون میدی.

189
00:13:34,200 --> 00:13:36,120
‫بابا!

190
00:13:39,360 --> 00:13:42,080
‫بیشتر از چیزی که فکرشو بکنی شبیه مادرتی.

191
00:13:42,120 --> 00:13:44,120
‫قبلاً بهم می‌گفت
‫ما آتیش زیادی داریم.

192
00:13:44,160 --> 00:13:45,800
‫تقریباً آرزو می‌کنم نداشتم.

193
00:13:45,840 --> 00:13:48,960
‫وقتی مُرد، می‌خواستم تو
‫حرفه‌ی کم‌دردسرتری داشته باشی،

194
00:13:49,000 --> 00:13:50,480
‫ولی حالا فکر می‌کنم اشتباه می‌کردم.

195
00:13:50,520 --> 00:13:52,360
‫اگه توی پاریس می‌موندیم،

196
00:13:52,400 --> 00:13:55,520
‫نیازی نبود توی لندن
‫برای درس دنبال این‌ و اون بگردی.

197
00:13:55,560 --> 00:13:59,120
‫ولی اون‌وقت
‫با نامادری عزیزت آشنا نمی‌شدم،

198
00:13:59,160 --> 00:14:00,240
‫و بعد کجا بودیم؟

199
00:14:00,280 --> 00:14:01,640
‫گم‌شده...

200
00:14:01,680 --> 00:14:04,640
‫کاملاً بدون عقل سلیم و دیدگاه بیرونی.

201
00:14:04,680 --> 00:14:06,360
‫عزیزم...

202
00:14:08,400 --> 00:14:09,880
‫باله،

203
00:14:09,920 --> 00:14:11,240
‫این فقط...

204
00:14:11,280 --> 00:14:13,360
‫حرفه‌ی محترمانه‌ای نیست؟

205
00:14:13,400 --> 00:14:15,920
‫خب، نمی‌تونی انکار کنی که
آدمای بیخود رو جذب می‌کنه.

206
00:14:15,960 --> 00:14:19,400
‫و هنرمندها.
‫که مادرم یکیشون بود.

207
00:14:19,440 --> 00:14:21,120
‫و تو هم باید باشی.

208
00:14:26,760 --> 00:14:29,560
‫مادام لانر میگه
‫دیگه چیزی اینجا نمی‌تونه بهم یاد بده.

209
00:14:29,600 --> 00:14:31,360
‫فکر می‌کنه باید برگردم پاریس،

210
00:14:31,400 --> 00:14:33,440
‫شانسم رو با گروه باله امتحان کنم.

211
00:14:33,480 --> 00:14:34,480
‫اگه قبولم کنن.

212
00:14:34,520 --> 00:14:37,040
‫در مورد تضمین کردن بیشتر میراثمون،

213
00:14:37,080 --> 00:14:40,480
‫وقتشه که دنبال یه ازدواج سودمند بگردی.

214
00:14:40,520 --> 00:14:42,200
‫نگاه کن.

215
00:15:05,400 --> 00:15:07,080
‫بابا؟

216
00:15:07,760 --> 00:15:09,760
‫- بابا، چته؟ دوباره قلبته؟
‫- می‌دونستم.

217
00:15:09,800 --> 00:15:12,960
‫می‌دونستم! گفتم نباید بیرون بریم.

218
00:15:13,000 --> 00:15:15,760
‫- بهت گفتن توی خونه بمونی و آروم باشی.
‫- خونه می‌بینمت.

219
00:15:15,800 --> 00:15:16,800
‫اینجا، بابا، به من تکیه کن.

220
00:15:16,840 --> 00:15:18,160
‫- می‌تونم کمک کنم؟
‫- آقا!

221
00:15:18,200 --> 00:15:20,120
‫چقدر مهربون. شوهرم حالش بد شده.

222
00:15:20,160 --> 00:15:22,520
‫- اینجا، اجازه بدین.
‫- خیلی لطف کردین.

223
00:15:22,560 --> 00:15:24,680
‫- براتون درشکه بگیرم؟ کجا زندگی می‌کنین؟
‫- پاتنی.

224
00:15:24,720 --> 00:15:26,520
‫چقدر سخاوتمندانه، آقای...؟

225
00:15:26,560 --> 00:15:28,480
‫- فورسایت.
‫- فورسایت؟

226
00:15:29,760 --> 00:15:31,080
‫فورسایت؟

227
00:15:31,120 --> 00:15:32,840
‫از فیتزالن تراس؟

228
00:15:35,920 --> 00:15:39,200
‫کلاریسا هرون.
‫آشنایی با شما باعث افتخاره.

229
00:15:39,240 --> 00:15:42,240
‫همچنین. اینجا منتظر بمونین.
‫براتون درشکه می‌گیرم.

230
00:15:44,600 --> 00:15:46,720
‫خیلی لطف دارین، آقا.

231
00:15:47,760 --> 00:15:49,800
‫اجازه بدین کارتم رو بدم، خانم...؟

232
00:15:49,840 --> 00:15:52,160
‫هرون. آیرین.

233
00:15:57,280 --> 00:15:59,880
‫سومز فورسایت. خوش‌وقتم.

234
00:16:27,360 --> 00:16:29,120
‫روزت چطور بود؟

235
00:16:31,440 --> 00:16:33,120
‫سایزمو برای لباسم اندازه گرفتن.

236
00:16:34,000 --> 00:16:36,640
‫و مامان بهم گفت کیا به مراسمم میان.

237
00:16:36,680 --> 00:16:38,240
‫کسی رو می‌شناسی؟

238
00:16:38,280 --> 00:16:43,760
‫چندتا پسرعموی کسل‌کننده
‫و یه عالمه آدم مهم.

239
00:16:45,320 --> 00:16:47,840
‫شک نکن که مثل یه مرنگ پف کرده،
‫[نوعی کیک میوه دار]

240
00:16:47,880 --> 00:16:49,800
‫آماده‌ی سرو شدن به‌عنوان دسر میشی.

241
00:16:49,840 --> 00:16:51,720
‫مطمئناً.

242
00:16:53,920 --> 00:16:55,480
‫اینا رو برات آوردم، مادربزرگ.

243
00:16:55,520 --> 00:16:57,800
‫پسر شیرینم.

244
00:17:01,640 --> 00:17:03,800
‫نقاشی رو به مادربزرگ نشون بده.

245
00:17:09,800 --> 00:17:11,480
‫عالی نیست؟

246
00:17:14,120 --> 00:17:15,520
‫تشویقش نکن.

247
00:17:15,560 --> 00:17:17,240
‫نه، جدی...

248
00:17:18,040 --> 00:17:19,720
‫نکن.

249
00:17:21,200 --> 00:17:24,920
‫مسئله این نیست که
‫فورسایت‌ها هنر رو دوست ندارن.

250
00:17:24,960 --> 00:17:28,120
‫ارزشش رو می‌فهمن،
‫به شرطی که بتونن بخرنش و بفروشن.

251
00:17:28,160 --> 00:17:31,720
‫فقط هنرمندها رو دوست ندارن.

252
00:17:31,760 --> 00:17:35,160
‫و قطعاً نمی‌خوان باهاشون فامیل بشن.

253
00:18:06,280 --> 00:18:09,280
‫- میای، مامان؟
‫- گفتی برامون کتاب می‌خونی.

254
00:18:09,320 --> 00:18:11,920
‫میام، عزیزم.
‫بذارین اینو تموم کنم.

255
00:18:22,240 --> 00:18:26,760
‫باید به مادام گراس
‫توی مون‌مارتر نامه بنویسی.

256
00:18:26,800 --> 00:18:28,560
‫امیدوارم اتاق داشته باشه.

257
00:18:29,560 --> 00:18:32,470
‫آره، بابا، ولی اولویت اولم

258
00:18:32,520 --> 00:18:34,720
‫اینه که تو خوب بشی.

259
00:18:34,760 --> 00:18:36,950
‫هیچ‌وقت کوتاه نیا.

260
00:18:37,000 --> 00:18:39,280
‫به شور و شوقت بچسب.

261
00:18:40,280 --> 00:18:42,200
‫امکاناتش رو داری که دنبالش بری.

262
00:18:43,200 --> 00:18:44,880
‫توی وصیت‌نامه‌م...

263
00:18:47,680 --> 00:18:49,520
‫چرا اینا رو میگی؟

264
00:19:03,200 --> 00:19:05,000
‫یه صندلی برام بکش.

265
00:19:05,040 --> 00:19:08,080
‫فرانس فراموش کرده گوشت گوسفند سفارش بده،

266
00:19:08,120 --> 00:19:11,120
‫و من بدون جگر
‫نمی‌تونم صبحونه بخورم.

267
00:19:15,960 --> 00:19:19,880
‫سر جیمی باکلند
‫توی خونه‌ش لامپ برقی نصب کرده.

268
00:19:19,920 --> 00:19:21,320
‫اون عوضی حتماً پول پارو می‌کنه!

269
00:19:21,360 --> 00:19:24,920
‫فکر کنم برادرت هم
‫می‌خواد برای خونه بغلی نصب کنه.

270
00:19:26,120 --> 00:19:27,600
‫بررسیش کن، سومز.

271
00:19:27,640 --> 00:19:30,280
‫خیلی بده اگه اون قبل از ما نصبشون کنه.

272
00:19:30,320 --> 00:19:31,790
‫کاملاً درسته. حیاتیه.

273
00:19:31,840 --> 00:19:34,840
‫[اعلامیه‌ی فوت پروفسور سیدنی هرون]
‫[همسر کلارسیا و پدر ایرن. در سن ۵۵ سالگی]

274
00:19:43,240 --> 00:19:44,920
‫خب، حتماً خوشحالی.

275
00:19:45,800 --> 00:19:48,440
‫وصیت‌نامه کاملاً به نفع توئه.

276
00:19:49,560 --> 00:19:51,840
‫فقط برای پوشش هزینه‌هام توی پاریسه.

277
00:19:52,920 --> 00:19:55,480
‫ولی سهم تو به خوبی
‫اجاره‌ی این خونه رو پوشش میده.

278
00:19:56,960 --> 00:19:59,200
‫بدون تغییر توی سبک زندگیت.

279
00:20:14,320 --> 00:20:24,320
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

280
00:20:39,440 --> 00:20:41,680
‫تسلیت صادقانه منو بپذیرین.

281
00:20:42,760 --> 00:20:46,320
‫اعلامیه رو دیدم و حس کردم
‫باید برای عرض احترام خدمت برسم.

282
00:20:47,640 --> 00:20:49,360
‫خیلی لطف دارین.

283
00:21:01,120 --> 00:21:02,960
‫اون بهترین دوستم بود.

284
00:21:04,720 --> 00:21:07,360
‫امیدوارم خانواده و دوست‌ها
‫دور هم جمع بشن.

285
00:21:08,400 --> 00:21:10,320
‫نامادریم تنها خانواده‌مه.

286
00:21:11,800 --> 00:21:13,960
‫آقای فورسایت!

287
00:21:18,720 --> 00:21:22,200
‫ما داغداریم.
‫شک داریم هیچ‌وقت خوب بشیم.

288
00:21:22,240 --> 00:21:24,560
‫- اگه کاری از دستم بربیاد...
‫- برمیاد.

289
00:21:24,600 --> 00:21:28,080
‫کارهای مالی شوهرم...
‫کاملاً گیج‌کننده‌ست.

290
00:21:29,120 --> 00:21:32,240
‫- اگه بتونین راهنمایی کنین...
‫- کاملاً در خدمتتون هستم.

291
00:21:38,040 --> 00:21:41,760
‫خب، کاری که کردم اینه که
‫یه حالت کمربندی ایجاد کردم،

292
00:21:41,800 --> 00:21:43,320
‫ولی بدون ساختار استخون وال.

293
00:21:43,360 --> 00:21:45,160
‫اینا رو از کجا یاد گرفتی؟

294
00:21:45,200 --> 00:21:48,560
‫قبلاً خدمتکار خانم بودم
‫و لباس‌هاش رو تعمیر می‌کردم.

295
00:21:48,600 --> 00:21:50,080
‫بعد که اومدم لندن،

296
00:21:50,120 --> 00:21:53,120
‫رفوکاری قبول کردم و خیاط شدم.

297
00:21:53,160 --> 00:21:54,360
‫داری میای، مامان؟

298
00:21:54,400 --> 00:21:58,600
‫ببخشید، معمولاً این ساعت چای می‌خوریم.

299
00:21:58,640 --> 00:22:00,320
‫می‌خواین با ما باشین؟

300
00:22:01,760 --> 00:22:04,040
‫آره، لطفاً. دارم از گشنگی می‌میرم!

301
00:22:08,000 --> 00:22:09,880
‫چقدر دلم می‌خواست جای تو باشم.

302
00:22:09,920 --> 00:22:11,920
‫- خیلی ساده‌ست.
‫- ممنون.

303
00:22:11,960 --> 00:22:13,840
‫راحته.

304
00:22:13,880 --> 00:22:16,840
‫راستش، نمی‌دونی چقدر خوش‌شانسی.

305
00:22:26,000 --> 00:22:27,800
‫اینجا رو امضا کنین.

306
00:22:27,840 --> 00:22:29,640
‫و فرصت کردین که

307
00:22:29,680 --> 00:22:32,080
‫قراردادهای خرید بلک‌فریارز رو ببینین؟

308
00:22:32,120 --> 00:22:34,160
‫- چی بود؟
‫- زمین کنار رودخونه،

309
00:22:34,200 --> 00:22:36,760
‫خریده‌شده توسط شرکت،
‫با هدف توسعه.

310
00:22:36,800 --> 00:22:40,240
‫آره، معامله‌ی زیرکانه‌ایه.
‫جو گفت کار توئه؟

311
00:22:40,280 --> 00:22:41,920
‫خب، نمی‌تونم همه‌ی اعتبار رو بگیرم.

312
00:22:41,960 --> 00:22:43,000
‫به‌عنوان وکیل شرکت،

313
00:22:43,040 --> 00:22:45,000
‫قضاوتت خیلی ارزشمنده، آقای کول.

314
00:22:52,480 --> 00:22:53,720
‫لطفاً، همراهم بیاین.

315
00:22:53,760 --> 00:22:56,000
‫ممنون.

316
00:23:07,760 --> 00:23:10,560
‫پس‌انداز، ملک؟

317
00:23:10,600 --> 00:23:12,840
‫ثروت پدرم بیشتر توی سهام بود.

318
00:23:12,880 --> 00:23:15,240
‫بازنشسته بود،
‫و از سود سهام زندگی می‌کرد.

319
00:23:15,280 --> 00:23:16,960
‫آره.

320
00:23:17,800 --> 00:23:19,480
‫آره، می‌بینم.

321
00:23:30,680 --> 00:23:32,640
‫یه لحظه منو می‌بخشید؟

322
00:23:40,160 --> 00:23:41,880
‫به‌روزرسانی در مورد قیمت سهام دارهام؟

323
00:23:41,920 --> 00:23:44,760
‫آره، اتفاقاً...

324
00:23:46,480 --> 00:23:48,400
‫تبریک میگم.

325
00:23:48,440 --> 00:23:50,120
‫انجامش دادی.

326
00:23:51,080 --> 00:23:52,760
‫همه‌ی سهام رو خالی کردی.

327
00:23:53,320 --> 00:23:54,640
‫منو دور زدی،

328
00:23:54,680 --> 00:23:56,800
‫با اینکه توافق کردیم شرکت رو نجات بدیم.

329
00:23:56,840 --> 00:23:58,880
‫فکر کردم بهترین راهه.

330
00:23:58,920 --> 00:24:02,000
‫واقعاً؟ بدون اینکه وقت بذاریم
‫بسته‌ی نجات رو نهایی کنیم.

331
00:24:02,040 --> 00:24:03,920
‫پس شرکت سقوط کرده.

332
00:24:03,960 --> 00:24:04,960
‫آره.

333
00:24:05,000 --> 00:24:08,200
‫که می‌دونستی اتفاق می‌افته،
‫و با این حال انجامش دادی،

334
00:24:08,240 --> 00:24:10,280
‫بدون توجه به همه‌ی عواقبش.

335
00:24:10,320 --> 00:24:13,600
‫عواقبش اینه که تونستم

336
00:24:13,640 --> 00:24:15,920
‫بیشتر مشتری‌هامون رو حفظ کنم.

337
00:24:19,680 --> 00:24:22,440
‫یه لحظه وقت داری قراردادها رو ببینی؟

338
00:24:40,120 --> 00:24:43,760
‫خب، می‌بینم که بیشتر اموال پروفسور هرون

339
00:24:43,800 --> 00:24:46,280
‫توی یه شرکت معدنی سرمایه‌گذاری شده بود.

340
00:24:46,320 --> 00:24:49,480
‫- شرکت معدنی دارهام؟
‫- آره.

341
00:24:55,600 --> 00:24:57,120
‫نابود شدیم.

342
00:24:57,160 --> 00:24:58,840
‫کاملاً!

343
00:25:01,280 --> 00:25:03,440
‫چطور پدرت اجازه داد این اتفاق بیفته؟

344
00:25:03,480 --> 00:25:06,400
‫همونطور که آقای فورسایت توضیح داد،
‫سهام بالا و پایین میره.

345
00:25:06,440 --> 00:25:07,560
‫تقصیر کسی نیست.

346
00:25:07,600 --> 00:25:08,720
‫ولی چطور زندگی کنیم؟

347
00:25:08,760 --> 00:25:10,920
‫نمی‌تونیم مهمونی بدیم،
‫به کسی سر بزنیم...

348
00:25:10,960 --> 00:25:14,480
‫حتی بدون اینکه خجالت بکشیم
‫از خونه بیرون بریم.

349
00:25:16,920 --> 00:25:18,600
‫و من نمی‌تونم برم پاریس.

350
00:25:48,400 --> 00:25:51,840
‫خب، بریم احترام هفتگیمون رو
‫به امپراتور بذاریم؟

351
00:25:53,080 --> 00:25:56,440
‫تمام ثروتمو میدم که مجبور نباشم
‫پرحرفی‌های برادرم رو تحمل کنم.

352
00:25:56,480 --> 00:25:58,160
‫لبخند بزرگ برای مادربزرگ؟

353
00:26:01,080 --> 00:26:03,440
‫داشتم فکر می‌کردم ماه دیگه برم باث.

354
00:26:03,480 --> 00:26:04,800
‫چرت و پرته.

355
00:26:04,840 --> 00:26:07,880
‫هاروگیت خیلی بهتره
‫اگه واقعاً آب‌ها رو بشناسی.

356
00:26:07,920 --> 00:26:11,280
‫این...؟
‫مطمئنی واقعاً اولد ورستره؟

357
00:26:11,320 --> 00:26:14,400
‫فکر کنم برادرم سرش کلاه رفته.

358
00:26:17,840 --> 00:26:19,920
‫کارترت‌ها و لاتیمرها تأیید کردن،

359
00:26:19,960 --> 00:26:22,440
‫ولی، به دلایلی،
‫آرمسترانگ‌ها عذرخواهی کردن.

360
00:26:22,480 --> 00:26:24,000
‫چندتا دلیل به ذهنم می‌رسه.

361
00:26:24,040 --> 00:26:27,000
‫چهار تا معدن، دوهزار تا شغل،
‫و یه خانواده‌ی عزادار.

362
00:26:27,040 --> 00:26:28,080
‫لازمه دوباره بحثشو باز کنیم؟

363
00:26:28,120 --> 00:26:32,000
‫می‌دونم یادآوریش ناراحت‌کننده‌ست.

364
00:26:32,040 --> 00:26:34,320
‫نمی‌تونیم احساساتی باشیم.

365
00:26:34,360 --> 00:26:36,040
‫می‌تونیم انسان باشیم؟

366
00:26:56,040 --> 00:26:57,720
‫ببخشید.

367
00:27:05,000 --> 00:27:06,280
‫یه اختلاف توی دفتره.

368
00:27:06,320 --> 00:27:08,000
‫آره. داستان همیشگی.

369
00:27:08,040 --> 00:27:10,920
‫سومز عمل‌گرا، جو تندمزاج.

370
00:27:10,960 --> 00:27:12,480
‫خیلی نامناسبه.

371
00:27:12,520 --> 00:27:15,560
‫الگوی خیلی بدی برای کارمندهاست.

372
00:27:38,760 --> 00:27:40,440
‫هیچ‌وقت یاد نمی‌گیری؟

373
00:27:41,280 --> 00:27:42,960
‫فکر نکنم.

374
00:28:02,520 --> 00:28:07,520
‫پسر عزیزم، نمی‌تونه جلوی خودشو بگیره،
‫زیادی جوشیه.

375
00:28:07,560 --> 00:28:09,640
‫برای شرکت، یا کلاً برای دنیا؟

376
00:28:09,680 --> 00:28:10,800
‫هر دو.

377
00:28:10,840 --> 00:28:12,680
‫کار ما بی‌رحمانه‌ست.

378
00:28:12,720 --> 00:28:16,520
‫و سومز و جیمز
‫همونطور که می‌بینی سرسخت‌ان،

379
00:28:16,560 --> 00:28:18,000
‫در حالی که جو...

380
00:28:18,040 --> 00:28:20,040
‫از قلبش پیروی می‌کنه؟

381
00:28:20,080 --> 00:28:22,960
‫ولی برای پیشرفت واقعی،

382
00:28:23,000 --> 00:28:24,830
‫همون‌طور که ما کردیم،

383
00:28:24,880 --> 00:28:27,160
‫باید سرد و بی‌احساس باشی.

384
00:28:27,200 --> 00:28:29,040
‫همون‌طور که من تمام عمرم بودم.

385
00:28:29,080 --> 00:28:32,440
‫و با این حال،
‫این روزها گاهی پشیمون شدم.

386
00:28:33,680 --> 00:28:35,360
‫خب...

387
00:28:36,480 --> 00:28:39,640
‫وقتی ثروت هنگفتی جمع کردی،
‫گفتنش راحت میشه.

388
00:28:41,440 --> 00:28:44,560
‫فکر می‌کنم پسرم
‫استعداد اینو داره که یه رهبر عالی بشه.

389
00:28:45,760 --> 00:28:47,560
‫وقتی یه کم بیشتر...

390
00:28:47,600 --> 00:28:49,280
‫بی‌رحمی کسب کنه؟

391
00:28:50,040 --> 00:28:51,040
‫آره.

392
00:28:51,080 --> 00:28:53,360
‫البته، من از تجارت چیزی نمی‌دونم،

393
00:28:53,400 --> 00:28:55,600
‫ولی ممکنه شرایطی پیش بیاد

394
00:28:55,640 --> 00:28:59,360
‫یا نیازی که جولیون پا پیش بذاره...

395
00:29:00,960 --> 00:29:02,840
‫اون موقع لازم نیست که

396
00:29:02,880 --> 00:29:04,800
‫کمی محکم‌تر و قوی‌تر باشه؟

397
00:29:05,960 --> 00:29:07,400
‫کاملاً ممکنه.

398
00:29:07,440 --> 00:29:10,480
‫در حالی که اصولش رو کاملاً حفظ کنه.

399
00:29:12,480 --> 00:29:14,840
‫خب، این شرایط چی می‌تونه باشه؟

400
00:29:36,920 --> 00:29:38,840
‫تمامِ...

401
00:29:38,880 --> 00:29:41,440
‫تجملات این مراسم...

402
00:29:42,480 --> 00:29:45,560
‫زندگیم، اینجا...

403
00:29:46,960 --> 00:29:49,680
‫خوشحالم که
‫از مزایایی که بهت دادن آگاهی.

404
00:29:49,720 --> 00:29:51,600
‫ولی کاش فقیر بودیم.

405
00:29:51,640 --> 00:29:56,200
‫خیاطم توی سوهو، زندگیش... ساده‌ست.

406
00:29:56,240 --> 00:30:00,120
‫سخت کار می‌کنه، هنرمنده، ولی...

407
00:30:00,160 --> 00:30:01,840
‫به هیچ‌کس جواب پس نمیده.

408
00:30:02,760 --> 00:30:05,680
‫بدون هیچ محدودیتی، هیچ قانونی،

409
00:30:05,720 --> 00:30:08,200
‫هیچ اجباری به ازدواج خوب.

410
00:30:08,240 --> 00:30:10,240
‫خب، اصلاً هیچ اجباری به ازدواج نیست.

411
00:30:11,240 --> 00:30:13,720
‫نیست؟ توی این خانواده؟

412
00:30:21,040 --> 00:30:22,720
‫مادربزرگ.

413
00:30:26,400 --> 00:30:29,600
‫عجیبه، چقدر شبیه توئه.

414
00:30:29,640 --> 00:30:32,480
‫و حتی خون فورسایت هم نداره.

415
00:30:32,520 --> 00:30:35,440
‫پس، شاید هنوز بتونه فرار کنه.

416
00:30:35,480 --> 00:30:37,800
‫تو می‌تونی؟

417
00:30:41,320 --> 00:30:42,800
‫توی روز عروسیم،

418
00:30:42,840 --> 00:30:46,640
‫توی همین اتاق ایستاده بودم، پر از امید،

419
00:30:46,680 --> 00:30:49,680
‫تمام زندگیم پیش روم بود.

420
00:30:49,720 --> 00:30:51,400
‫و بعد؟

421
00:30:53,760 --> 00:30:55,640
‫یه فورسایت شدم.

422
00:31:02,960 --> 00:31:05,120
‫راضی نمیشی تا وقتی یه صندلی هم
‫برای نشستن نداشته باشیم.

423
00:31:05,160 --> 00:31:06,880
‫خب، چه انتخابی داریم؟

424
00:31:06,920 --> 00:31:09,080
‫پیشنهاد دیگه‌ای داری
‫که آینده‌مون رو تقویت کنیم؟

425
00:31:18,760 --> 00:31:20,310
‫راه‌های دیگه‌ای هست...

426
00:31:20,360 --> 00:31:22,840
‫که لازم نباشه خودمون رو مفلس کنیم.

427
00:31:22,880 --> 00:31:25,120
‫مخصوصاً وقتی یکی توی اوجشه.

428
00:31:43,320 --> 00:31:45,520
‫قراری داریم؟

429
00:31:45,560 --> 00:31:48,640
‫- خبر نداشتم.
‫- خدای من، این...

430
00:31:49,680 --> 00:31:51,320
‫آره...

431
00:31:51,360 --> 00:31:53,360
‫- آقای فورسایت.
‫- اون دعوتمون کرده؟

432
00:32:10,800 --> 00:32:12,560
‫ها، آفرین!

433
00:32:30,560 --> 00:32:32,240
‫سلام؟

434
00:32:33,920 --> 00:32:35,600
‫اینو بگیر.

435
00:32:38,600 --> 00:32:40,280
‫خانم هرون.

436
00:32:40,960 --> 00:32:42,640
‫دوشیزه هرون.

437
00:32:43,920 --> 00:32:46,720
‫- چقدر خوب کردین اومدین.
‫- چوگان، خیلی ورزش محشریه.

438
00:32:47,760 --> 00:32:48,880
‫مدت‌هاست طرفدارشم.

439
00:32:48,920 --> 00:32:52,040
‫دوست دارم فعال بمونم.
‫کار دفتری خفه‌کننده‌ست.

440
00:32:52,080 --> 00:32:54,520
‫- آره.
‫- از ورزش خوشتون میاد، خانم هرون؟

441
00:32:54,560 --> 00:32:56,400
‫به تنیس و تیراندازی با کمان علاقه دارم.

442
00:32:58,120 --> 00:33:00,600
‫- چای تعارف کنم؟
‫- چقدر دلپذیر.

443
00:33:06,480 --> 00:33:08,200
‫پس، امشب.

444
00:33:08,240 --> 00:33:09,920
‫ساعت چند؟

445
00:33:11,040 --> 00:33:12,720
‫بسپرش به من.

446
00:33:13,400 --> 00:33:16,240
‫می‌دونم چطور زمان‌بندی کنم
‫که بیشترین تأثیر رو داشته باشه.

447
00:33:31,640 --> 00:33:33,320
‫خب...

448
00:33:34,280 --> 00:33:35,960
‫نشونم بده.

449
00:33:42,600 --> 00:33:46,520
‫می‌دونم وظیفه‌ی جوونی
‫اینه که بزرگ‌ترهاش رو عصبانی کنه،

450
00:33:46,560 --> 00:33:48,560
‫ولی می‌تونی بعضی‌وقتا
‫جلوی این احساس رو بگیری،

451
00:33:48,600 --> 00:33:51,560
‫و بذاری منم از بچه‌م لذت ببرم؟

452
00:33:51,600 --> 00:33:53,280
‫می‌تونی ببری؟

453
00:33:54,480 --> 00:33:55,480
‫می‌بری؟

454
00:33:55,520 --> 00:33:58,640
‫برخلاف چیزی که فکر می‌کنی، اغلب.

455
00:33:59,920 --> 00:34:01,880
‫و اگه به نظر میاد دیکته می‌کنم،

456
00:34:01,920 --> 00:34:05,080
‫فقط چون منم یه وقتی همسن تو بودم،

457
00:34:05,120 --> 00:34:06,960
‫و فکر می‌کردم بهترین‌ها رو می‌دونم.

458
00:34:08,160 --> 00:34:09,640
‫و می‌دونستی؟

459
00:34:09,680 --> 00:34:11,360
‫نه.

460
00:34:12,960 --> 00:34:14,640
‫پس، تحملم کن.

461
00:34:15,560 --> 00:34:19,560
‫و گاهی بذار از تجربیاتم
‫بهت سود برسونم.

462
00:34:21,680 --> 00:34:26,120
‫تا وقتی بذاری اشتباهات خودمو بکنم.

463
00:34:26,160 --> 00:34:27,840
‫سعی می‌کنم.

464
00:34:33,320 --> 00:34:35,160
‫و حالا می‌تونم ببینم؟

465
00:34:54,320 --> 00:34:57,560
‫نه، هانا. غیرممکنه. نمی‌تونم.

466
00:34:57,600 --> 00:35:00,480
‫یه درشکه اینجا منتظره تا ببردت.

467
00:35:40,040 --> 00:35:43,400
‫وقت می‌گیره.
‫باید کل پنل رو عوض کنم.

468
00:35:43,440 --> 00:35:47,080
‫لطفاً تا جایی که می‌تونین سریع باشین.
‫مهمون‌ها به زودی میان.

469
00:35:57,280 --> 00:35:59,960
‫سر استنلی و لیدی کارترت.

470
00:36:00,560 --> 00:36:04,760
‫خانم اولیویا و جناب هوریشیو کارترت.

471
00:36:06,720 --> 00:36:09,560
‫آقای و خانم آیزاک کول.

472
00:36:10,360 --> 00:36:13,400
‫- آقای فورسایت.
‫- دختره برای تو خیلی خوب میشه.

473
00:36:13,440 --> 00:36:15,120
‫ما رو خیلی بالا می‌بره.

474
00:36:15,360 --> 00:36:17,680
‫نمی‌خوام جشن جون رو کم‌رنگ کنم،

475
00:36:17,720 --> 00:36:20,720
‫ولی... من و خانم کول یه خبری داریم.

476
00:36:21,760 --> 00:36:24,760
‫سلسله‌ی کول قراره وارث تولید کنه.

477
00:36:25,920 --> 00:36:27,560
‫عالیه!

478
00:36:27,600 --> 00:36:29,600
‫- نصیحتی نداری؟
‫- در مورد پدر شدن؟

479
00:36:29,640 --> 00:36:31,640
‫فکر نکنم متخصص باشم.

480
00:36:31,680 --> 00:36:33,720
‫جون ممکنه مخالف باشه.

481
00:36:33,760 --> 00:36:36,280
‫آقا. خانم جون داره میاد.

482
00:36:37,720 --> 00:36:39,400
‫ببخشید.

483
00:36:56,600 --> 00:36:58,880
‫خانم جون فورسایت.

484
00:37:20,200 --> 00:37:23,840
‫خدایا، کسل‌کننده‌تر از آب گودال بود.

485
00:37:25,440 --> 00:37:28,440
‫- تو میای؟
‫- فکر کنم نباید این کارو بکنم.

486
00:37:28,480 --> 00:37:30,520
‫مادرت یه لیست کامل
‫از واجدین شرایط داره.

487
00:37:30,560 --> 00:37:33,040
‫لطفاً! بیا.

488
00:37:34,840 --> 00:37:37,360
‫دوستان و خانواده‌ی عزیزم...

489
00:37:38,400 --> 00:37:41,880
‫اینجا هستیم
‫تا تولد جون عزیزمون رو جشن بگیریم.

490
00:37:44,760 --> 00:37:47,280
‫ورودش به جامعه.

491
00:37:47,320 --> 00:37:51,360
‫چون زندگی چیه به جز یه سری ورود و خروج؟

492
00:37:51,400 --> 00:37:54,720
‫وقتی یکی قدم پیش می‌ذاره،
‫یکی دیگه کنار میره.

493
00:37:54,760 --> 00:37:57,360
‫به‌عنوان رئیس فورسایت و شرکا،

494
00:37:57,400 --> 00:38:00,590
‫برای شکوه بیشتر امپراتوری کوچیکمون

495
00:38:00,640 --> 00:38:02,440
‫مدت‌ها زحمت کشیدم.

496
00:38:02,480 --> 00:38:04,200
‫ولی حالا دارم فکر می‌کنم،

497
00:38:04,240 --> 00:38:08,000
‫وقتش نشده که افسار رو واگذار کنم؟

498
00:38:09,760 --> 00:38:11,440
‫به پسرم...

499
00:38:12,120 --> 00:38:13,800
‫جو.

500
00:38:15,480 --> 00:38:17,040
‫اینو الان بهتون میگم

501
00:38:17,080 --> 00:38:19,720
‫نه برای اینکه حواستون رو
‫از این روز خاص پرت کنه،

502
00:38:19,760 --> 00:38:21,240
‫بلکه برای اینکه جلوه‌ش رو بیشتر کنه.

503
00:38:21,280 --> 00:38:24,320
‫یه جشن دوگانه، اگه بخواین.

504
00:38:24,360 --> 00:38:26,910
‫به افتخار پسرم و نوه‌دخترم

505
00:38:26,960 --> 00:38:29,600
‫که هر دو دارن بالا میان.

506
00:38:46,440 --> 00:38:49,160
‫خانم بایرن؟ خانم بایرن. یه لحظه.

507
00:38:49,200 --> 00:38:51,480
‫یکی هست که می‌خوام باهات آشنا کنم.

508
00:38:51,520 --> 00:38:52,840
‫بابا.

509
00:38:52,880 --> 00:38:56,320
‫بابا، اجازه بده دوست جدیدمو معرفی کنم،

510
00:38:56,360 --> 00:39:00,080
‫و بهترین خیاط، خانم لوئیزا بایرن.

511
00:39:02,520 --> 00:39:04,520
‫باید با پسرعموها حرف بزنم.

512
00:39:11,240 --> 00:39:13,160
‫من...

513
00:39:13,200 --> 00:39:16,000
‫امیدوارم جون از لباسش راضی باشه؟

514
00:39:17,400 --> 00:39:19,080
‫تو چطور اینجایی؟

515
00:39:20,280 --> 00:39:22,240
‫زنت به مغازه‌م اومد.

516
00:39:23,480 --> 00:39:25,040
‫چند وقته...؟

517
00:39:25,080 --> 00:39:27,360
‫توی سوهو ام؟ مدت‌هاست.

518
00:39:28,920 --> 00:39:30,600
‫و ازدواج کردی؟

519
00:39:31,720 --> 00:39:33,400
‫بیوه‌ام.

520
00:39:34,920 --> 00:39:36,600
‫از کِی؟

521
00:39:37,160 --> 00:39:38,840
‫سال‌هاست.

522
00:39:42,320 --> 00:39:44,000
‫و فکر نکردی بهم بگی؟

523
00:39:48,400 --> 00:39:50,440
‫زندگی‌هامون حالا دیگه خیلی متفاوته.

524
00:39:51,520 --> 00:39:53,400
‫من... باید برم.

525
00:40:00,840 --> 00:40:02,520
‫لوئیزا!

526
00:40:04,320 --> 00:40:06,000
‫بعد اینکه ونیز رو ترک کردم، تو...

527
00:40:06,920 --> 00:40:08,120
‫قول دادی نامه بنویسی.

528
00:40:08,160 --> 00:40:10,960
‫دوره‌ی سختی بود،
‫داشتیم سفر می‌کردیم.

529
00:40:12,040 --> 00:40:13,960
‫راهی برای ارتباط باهات نداشتم.

530
00:40:14,000 --> 00:40:16,280
‫هیچ‌وقت چیزی ازش درنمی‌اومد.

531
00:40:18,000 --> 00:40:20,920
‫من خدمتکار خانم بودم.
‫تو وارث یه سلسله.

532
00:40:22,800 --> 00:40:24,480
‫دوستت داشتم.

533
00:40:26,800 --> 00:40:28,680
‫اجازه نمی‌دادن دوستم داشته باشی.

534
00:40:32,800 --> 00:40:34,480
‫باید برم.

535
00:40:35,120 --> 00:40:36,800
‫خدا نگهدارت، جو.

536
00:40:48,440 --> 00:40:50,600
‫تصمیم جالبیه.

537
00:40:50,640 --> 00:40:52,360
‫ولی تأییدش می‌کنی؟

538
00:40:52,400 --> 00:40:54,320
‫تو آماده‌ای؟

539
00:40:55,440 --> 00:40:57,120
‫اون چی؟

540
00:40:59,280 --> 00:41:01,160
‫برادرم هیچ‌وقت
‫تنها به این تصمیم نمی‌رسید.

541
00:41:02,560 --> 00:41:03,760
‫کار اونه.

542
00:41:03,800 --> 00:41:05,680
‫و آفرین بهش.

543
00:41:06,760 --> 00:41:09,880
‫یه مرد برای رسیدن به قله‌ها
‫به یه زن جاه‌طلب نیاز داره.

544
00:41:11,760 --> 00:41:13,280
‫البته، مأموریت ما شکست خورد.

545
00:41:13,320 --> 00:41:16,880
‫با مدیریت اون، شرکت به فنا میره.

546
00:41:16,920 --> 00:41:18,800
‫اون هیچ‌وقت غریزه‌ی یه قاتل رو نداشته.

547
00:41:18,840 --> 00:41:20,000
‫مهم نیست.

548
00:41:20,040 --> 00:41:21,720
‫بقیه دارن.

549
00:41:32,680 --> 00:41:34,360
‫پس...

550
00:41:34,840 --> 00:41:36,760
‫روحت هم خبر نداشت، نه؟

551
00:41:39,840 --> 00:41:41,400
‫از اعلام پدرت؟

552
00:41:41,440 --> 00:41:43,440
‫آها، نه.

553
00:41:45,280 --> 00:41:49,040
‫چی باعثش شد؟
‫هیچ‌وقت ندیدم اینقدر آنی تصمیم بگیره.

554
00:41:49,080 --> 00:41:52,160
‫آدم فکر می‌کنه جوونیش چطور بوده.

555
00:41:52,200 --> 00:41:54,120
‫فکر کنم کاملاً وحشی و رام‌نشده بوده.

556
00:41:54,160 --> 00:41:55,800
‫شبیه خودت.

557
00:41:55,840 --> 00:41:57,440
‫من؟

558
00:41:57,480 --> 00:42:01,080
‫خب، شایعاتی هست که توی سفر بزرگت،

559
00:42:01,120 --> 00:42:02,870
‫اروپا رو زیر پا گذاشتی،

560
00:42:02,920 --> 00:42:05,760
‫یه رد از قلب‌های شکسته به جا گذاشتی.

561
00:42:05,800 --> 00:42:07,480
‫و چرا که نه؟

562
00:42:08,520 --> 00:42:10,880
‫همه حق داریم
‫دیوونگی‌هایی داشته باشیم.

563
00:42:15,080 --> 00:42:16,800
‫و بعد بزرگ میشیم.

564
00:42:20,120 --> 00:42:21,800
‫و بعد بزرگ میشیم.

565
00:42:58,520 --> 00:43:00,200
‫تکون نخور.

566
00:43:29,720 --> 00:43:31,720
‫عذر می‌خوام که بدون خبر اومدم.

567
00:43:31,760 --> 00:43:34,920
‫متأسفانه نامادریم رفته بیرون.
‫بگم اومدین؟

568
00:43:34,960 --> 00:43:36,320
‫حتماً.

569
00:43:36,360 --> 00:43:38,240
‫جسارتم رو ببخشید، ولی...

570
00:43:38,280 --> 00:43:41,560
‫از همون اول که شما و خانم هرون رو دیدم،

571
00:43:41,600 --> 00:43:45,120
‫خب، فکر کنم متوجه شدین توجه‌م کجا بوده.

572
00:43:47,120 --> 00:43:48,800
‫آره.

573
00:43:51,480 --> 00:43:53,960
‫و فقط بذارین بگم...

574
00:43:55,200 --> 00:43:57,920
‫نامادریم زن قابل تحسینیه.

575
00:44:00,400 --> 00:44:02,040
‫نامادری‌تون؟

576
00:44:02,080 --> 00:44:03,760
‫آره.

577
00:44:06,160 --> 00:44:10,000
‫حس می‌کنم یه کم سوءتفاهم شده باشه.

578
00:44:10,040 --> 00:44:13,400
‫هرچند خانم هرون قابل تحسینه،

579
00:44:13,440 --> 00:44:16,840
‫در واقع، انگیزه‌ی اصلی بازدیدم نیست.

580
00:44:20,360 --> 00:44:22,110
‫دوشیزه هرون.

581
00:44:22,160 --> 00:44:25,440
‫می‌دونم زندگیتون حتماً توی آشوبه.

582
00:44:25,480 --> 00:44:28,880
‫از دست دادن پدرتون، مشکلات مالیتون.

583
00:44:29,880 --> 00:44:31,990
‫همه‌ی چیزی که می‌خوام اینه که

584
00:44:32,040 --> 00:44:35,400
‫به‌عنوان یه دوست و هم‌صحبت
‫در نظر گرفته بشم.

585
00:44:35,440 --> 00:44:37,400
‫- برای من؟
‫- برای شما.

586
00:44:40,000 --> 00:44:41,680
‫اجازه میدی؟

587
00:44:42,320 --> 00:44:46,440
‫یه دوست... خیلی خوشحال‌کننده‌ست.

588
00:45:19,600 --> 00:45:22,840
‫و اگه درس‌هاتون رو خوب انجام بدین،

589
00:45:22,880 --> 00:45:25,280
‫شاید وقتی لباس خانم کارترت تموم شد،

590
00:45:25,320 --> 00:45:29,040
‫بریم پارک و بستنی بخوریم.

591
00:45:29,080 --> 00:45:30,760
‫میشه بریم، لطفاً؟

592
00:45:32,640 --> 00:45:34,640
‫باید از رخت‌شورخونه باشه.

593
00:45:34,680 --> 00:45:36,400
‫- من میرم.
‫- ممنون، هانا.

594
00:45:44,120 --> 00:45:46,280
‫ببخشید، داشتم رد می‌شدم،

595
00:45:46,320 --> 00:45:49,080
‫و می‌خواستم از خانم بایرن
‫برای نجات دیشب تشکر کنم.

596
00:45:49,120 --> 00:45:49,840
‫حتماً، خانم فورسایت.

597
00:45:54,360 --> 00:45:56,040
‫خب...

598
00:45:56,920 --> 00:46:00,040
‫ده ساله توی لندنی.

599
00:46:00,080 --> 00:46:03,680
‫- و قبلش؟
‫- ایرلند، به‌عنوان خدمتکار خانم.

600
00:46:05,080 --> 00:46:06,760
‫و اروپا؟

601
00:46:07,480 --> 00:46:08,840
‫تا حالا سفر کردی؟

602
00:46:08,880 --> 00:46:10,880
‫ایتالیا، شاید؟

603
00:46:10,920 --> 00:46:14,200
‫خب، من...

604
00:46:15,440 --> 00:46:17,120
‫مامان، این عکس رو ببین!

605
00:46:18,240 --> 00:46:20,800
‫این بچه‌های دوست‌داشتنی کی‌ان؟

606
00:46:20,840 --> 00:46:22,360
‫- من هولی‌ام.
‫- منم جوس.

607
00:46:22,400 --> 00:46:23,480
‫دوقلو هستیم.

608
00:46:23,520 --> 00:46:25,520
‫ولی من بزرگترم.

609
00:46:25,560 --> 00:46:27,480
‫- فقط یه کم!
‫- و بلندتر.

610
00:46:27,520 --> 00:46:29,360
‫کسی اهمیت نمیده!

611
00:46:29,400 --> 00:46:32,120
‫جوس؟ این...؟

612
00:46:32,160 --> 00:46:34,360
‫مامان این‌جوری صدام می‌کنه.

613
00:46:34,400 --> 00:46:36,760
‫هرچند اسم واقعیم جولیونه.

614
00:46:46,800 --> 00:46:48,480
‫خب، از آشنایی با هر دوتون خوشحالم.

615
00:46:52,440 --> 00:46:54,360
‫و دوباره ممنون برای دیشب.

616
00:46:56,240 --> 00:46:58,080
‫به یه مناسبت خیلی عالی تبدیل شد.

617
00:47:00,080 --> 00:47:10,080
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M