1
00:00:42,280 --> 00:00:45,320
‫چطور میشه یه فورسایت رو تعریف کرد؟

2
00:00:48,000 --> 00:00:50,920
‫با رازهایی که پیش خودمون نگه می‌داریم،
‫ما رو می‌شناسین؟

3
00:00:52,520 --> 00:00:54,000
‫با دروغ‌های کوچیکی که میگیم؟

4
00:00:58,200 --> 00:01:00,110
‫با انتخاب‌هایی که می‌کنیم

5
00:01:00,160 --> 00:01:02,440
‫و نسل به نسل طنین‌انداز میشن.

6
00:01:04,080 --> 00:01:07,160
‫انتخاب‌هایی که دوباره برمی‌گردن
‫تا ما رو تسخیر کنن...

7
00:01:08,200 --> 00:01:12,240
‫تا زمانی که یکی از ما
‫تصمیم بگیره داستان رو عوض کنه.

8
00:01:21,000 --> 00:01:22,480
‫باور کن، اینم می‌گذره.

9
00:01:23,520 --> 00:01:26,480
‫و از این قضیه
‫قوی‌تر و متعهدتر بیرون میایم.

10
00:01:27,800 --> 00:01:29,280
‫حرفتو باور دارم.

11
00:01:40,160 --> 00:01:43,880
‫نگرانی من اینه که
‫حالا که درباره بچه‌ها می‌دونه...

12
00:01:45,200 --> 00:01:46,960
‫می‌تونه دوباره فراموششون کنه؟

13
00:01:51,200 --> 00:01:52,680
‫جوس.

14
00:01:59,920 --> 00:02:01,960
‫به هوای تازه نیاز دارین.

15
00:02:03,080 --> 00:02:04,880
‫کاش می‌تونستم ببرمتون کنار دریا.

16
00:02:06,120 --> 00:02:07,600
‫من می‌دونم کجا دوست دارم برم.

17
00:02:09,520 --> 00:02:11,000
‫به یه جای جادویی...

18
00:02:12,000 --> 00:02:14,280
‫که تمام خیابوناش از آب ساخته شدن.

19
00:02:15,280 --> 00:02:17,200
‫همونجا که خدمتکار فقیر
‫با شاهزاده آشنا میشه.

20
00:02:18,200 --> 00:02:28,200
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

21
00:02:29,520 --> 00:02:32,800
‫خب، در جلسه بعدی هیئت مدیره،

22
00:02:32,840 --> 00:02:35,360
‫قصد دارم موضوعِ

23
00:02:35,400 --> 00:02:38,760
‫عدم صلاحیت برادرزاده‌م
‫برای ریاست رو مطرح کنم.

24
00:02:39,840 --> 00:02:41,560
‫نه فقط از نظر خلق و خو...

25
00:02:42,960 --> 00:02:45,680
‫- بلکه از نظر رفتار.
‫- چه رفتاری؟

26
00:02:45,720 --> 00:02:48,240
‫هر کاری که ممکنه
‫اعتبار شرکت رو خدشه‌دار کنه.

27
00:02:49,440 --> 00:02:50,720
‫با این شرایط،

28
00:02:50,760 --> 00:02:54,080
‫نه تنها می‌تونیم بگیم
‫اون آدم ریاست نیست...

29
00:02:55,280 --> 00:02:57,800
‫بلکه میگیم باید از شرکت اخراج بشه...

30
00:02:58,880 --> 00:03:00,360
‫برای همیشه.

31
00:03:03,040 --> 00:03:07,080
‫تو اولین کسی نیستی
‫که در جوانی مرتکب اشتباه شده.

32
00:03:09,840 --> 00:03:12,480
‫ولی لازم نیست با شغلت
‫بهای اون اشتباهات رو بپردازی.

33
00:03:12,520 --> 00:03:14,080
‫اونا اشتباه نیستن، پدر.

34
00:03:15,240 --> 00:03:17,520
‫- اونا خونِ خودِ منن.
‫- و این موضوع مهمیه.

35
00:03:18,680 --> 00:03:22,520
‫یه وارث مهمه.
‫چیزی که در حال حاضر نداری.

36
00:03:22,560 --> 00:03:24,520
‫ولی در حال حاضر،

37
00:03:24,560 --> 00:03:27,400
‫وقتی که جانشین شدنت
‫داره به چالش کشیده میشه...

38
00:03:27,440 --> 00:03:31,080
‫من از تحرکات جیمز کاملاً خبر دارم...

39
00:03:33,000 --> 00:03:35,400
‫ضروریه که این موضوع رو مخفی نگه داریم.

40
00:03:39,560 --> 00:03:41,960
‫من و پدرت داشتیم فکر می‌کردیم...

41
00:03:42,000 --> 00:03:44,560
‫امکانش هست که
‫یه جور پیشنهاد ترغیبی بدیم؟

42
00:03:45,600 --> 00:03:48,000
‫- پیشنهاد ترغیبی؟
‫- به اون خانم جوان مورد نظر...

43
00:03:49,120 --> 00:03:50,600
‫تا سکوتش رو تضمین کنیم.

44
00:03:50,640 --> 00:03:52,240
‫توی سکوتش شکی نیست.

45
00:03:52,280 --> 00:03:56,240
‫- ولی اگه بشه قانعش کرد لندن رو ترک کنه...
‫- چی؟

46
00:03:56,280 --> 00:03:58,120
‫خونه و کسب و کارش رو
‫جای دیگه‌ای راه بندازه.

47
00:03:58,160 --> 00:03:59,800
‫با بودجه مناسب، البته.

48
00:03:59,840 --> 00:04:02,240
‫پس انتظار دارین
‫زندگی خودش و بچه‌هاش رو به هم بریزه

49
00:04:02,280 --> 00:04:03,920
‫برای راحتی من،

50
00:04:03,960 --> 00:04:06,840
‫در حالی که به وضوح نشون داده
‫دیگه نمی‌خواد ارتباطی داشته باشیم؟

51
00:04:06,880 --> 00:04:08,360
‫- و تو بهش اعتماد داری؟
‫- کاملاً.

52
00:04:12,040 --> 00:04:14,680
‫می‌خوای یه جور اعلام عمومی کنی؟

53
00:04:14,720 --> 00:04:16,200
‫در مورد بچه‌ها؟

54
00:04:17,040 --> 00:04:18,560
‫خب، این چه سودی برای هرکدوم از ما داره؟

55
00:04:19,640 --> 00:04:21,360
‫نه، می‌خوام به خواسته‌هاش احترام بذارم،

56
00:04:21,400 --> 00:04:24,720
‫در حالی که تصمیم می‌گیرم
‫چطور تعهد مالیم نسبت بهش رو انجام بدم،

57
00:04:24,760 --> 00:04:26,720
‫که تصمیم خود منه...

58
00:04:28,320 --> 00:04:29,800
‫نه هیچکس دیگه‌ای.

59
00:04:36,160 --> 00:04:38,520
‫مطمئنیم که پدرشونه؟

60
00:04:38,560 --> 00:04:40,760
‫غیر از این چرا باید توی مغازه اون باشه؟

61
00:04:40,800 --> 00:04:43,360
‫و اون ماجرا توی ایتالیا با اون ندیمه بود.

62
00:04:43,400 --> 00:04:45,440
‫و اینجاست که می‌رسیم به...

63
00:04:46,800 --> 00:04:49,400
‫چیزی که می‌تونه
‫کفه‌ی ترازو رو به ضررش بچرخونه.

64
00:04:49,440 --> 00:04:51,280
‫ولی بیا فعلاً این موضوع رو
‫بین خودمون نگه داریم.

65
00:04:55,200 --> 00:04:58,600
‫فکر می‌کنم خودم رئیس بهتری میشم؟ البته.

66
00:04:58,640 --> 00:05:01,640
‫ولی نیاز دارم برای رسیدن بهش توطئه کنم؟

67
00:05:01,680 --> 00:05:03,480
‫می‌تونی همه‌چی رو به من بسپاری.

68
00:05:18,800 --> 00:05:20,240
‫آیرین...

69
00:05:20,280 --> 00:05:22,680
‫یه یادداشت دیگه
‫از آقای فورسایت برام اومده.

70
00:06:11,440 --> 00:06:12,920
‫پس...

71
00:06:13,560 --> 00:06:15,160
‫اگه عاشقش بودی...

72
00:06:17,400 --> 00:06:18,880
‫چرا با مامان ازدواج کردی؟

73
00:06:21,680 --> 00:06:24,400
‫چون مادرت...

74
00:06:26,160 --> 00:06:27,800
‫زن فوق‌العاده‌ایه.

75
00:06:27,840 --> 00:06:30,000
‫بافرهنگ، دلسوز، مهربون.

76
00:06:31,080 --> 00:06:32,560
‫و من برای اینا ارزش قائلم.

77
00:06:36,400 --> 00:06:39,000
‫توی اون روزای اول بعد از ونیز،
‫بعضی‌وقتا یه کم خودمو گم می‌کردم.

78
00:06:41,680 --> 00:06:46,480
‫و اگه از وضعیتش باخبر بودی...

79
00:06:49,240 --> 00:06:50,720
‫چیکار می‌کردی؟

80
00:06:54,680 --> 00:06:56,280
‫نمی‌تونم جواب بدم.

81
00:06:59,000 --> 00:07:00,480
‫همین الان جواب دادی.

82
00:07:02,280 --> 00:07:03,760
‫جون، صبر کن.

83
00:07:24,440 --> 00:07:25,920
‫بهش زمان بده.

84
00:07:29,480 --> 00:07:31,480
‫دردی که این موضوع ایجاد کرده رو
‫دست‌کم نمی‌گیرم...

85
00:07:33,160 --> 00:07:34,640
‫ولی اینجام...

86
00:07:35,680 --> 00:07:37,200
‫و خیال ندارم جای دیگه‌ای باشم.

87
00:07:44,600 --> 00:07:46,080
‫پس همه‌چی خوب میشه.

88
00:08:09,320 --> 00:08:11,600
‫- اومدی.
‫- شک داشتی؟

89
00:08:18,840 --> 00:08:22,000
‫ببخشید. دیروز، غرق شده بودم.

90
00:08:23,160 --> 00:08:24,920
‫نتونستم تشریفات لازم رو به جا بیارم.

91
00:08:25,920 --> 00:08:27,400
‫اجازه بده جبران کنم.

92
00:08:32,640 --> 00:08:34,800
‫دوشیزه هرون، تو من رو
‫به شادترین مرد دنیا تبدیل کردی.

93
00:08:37,440 --> 00:08:40,840
‫این افتخار رو بهم میدی...
‫که این حلقه رو دست کنی؟

94
00:08:50,480 --> 00:08:52,440
‫- ازش خوشت نمیاد؟
‫- نه! نه، چطور ممکنه؟

95
00:08:52,480 --> 00:08:53,960
‫فقط...

96
00:08:55,080 --> 00:08:58,400
‫یعنی، واقعاً داره برام اتفاق می‌افته؟

97
00:08:58,440 --> 00:09:01,600
‫در حالی که مطمئناً کلی زن مناسب‌تر
‫از طبقه خودت وجود دارن.

98
00:09:01,640 --> 00:09:05,360
‫خیلی زیاد... به‌شدت مناسب.

99
00:09:05,400 --> 00:09:08,920
‫با کلی هنر و ظرافت و...

100
00:09:10,240 --> 00:09:11,720
‫اصالت بی‌نقص.

101
00:09:13,840 --> 00:09:15,320
‫در حالی که تو...

102
00:09:16,320 --> 00:09:18,600
‫سراپا غریزه و احساسی.

103
00:09:19,640 --> 00:09:21,720
‫و برای من، این کماله.

104
00:09:35,680 --> 00:09:37,790
‫حالا می‌تونم این افتخار رو داشته باشم

105
00:09:37,840 --> 00:09:39,840
‫که تو رو به خانواده‌م معرفی کنم...

106
00:09:43,240 --> 00:09:45,720
‫عشق من؟

107
00:09:45,760 --> 00:09:47,680
‫بله!

108
00:10:25,200 --> 00:10:27,200
‫مامان همیشه از این یکی خوشش می‌اومد.

109
00:10:28,200 --> 00:10:29,920
‫زن خوبی بود.

110
00:10:29,960 --> 00:10:32,320
‫عشق اولم نه، ولی...

111
00:10:34,280 --> 00:10:35,760
‫عشق موندگارم.

112
00:10:41,160 --> 00:10:44,960
‫- خب، فردا همه حضور دارن؟
‫- موضوع چیه؟

113
00:10:45,000 --> 00:10:47,240
‫مسابقات اپسوم.
‫اسب مانتی قراره مسابقه بده.

114
00:10:47,280 --> 00:10:49,360
‫چه چیزی ممکنه اشتباه پیش بره؟

115
00:10:49,400 --> 00:10:51,360
‫من چی بپوشم؟

116
00:10:52,480 --> 00:10:54,160
‫باید واقعاً چشمگیر باشم

117
00:10:54,200 --> 00:10:56,400
‫وقتی که با لیدی پیچز وارد میشیم.

118
00:10:56,440 --> 00:10:57,640
‫این کار سوارکار نیست؟

119
00:10:57,680 --> 00:10:59,720
‫وقتی کسی مثل من
‫اینقدر از یه اسب نگهداری کرده،

120
00:10:59,760 --> 00:11:01,920
‫احساس وابستگی می‌کنه، یه ارتباط.

121
00:11:01,960 --> 00:11:03,960
‫پس خیال نداری سوارش بشی؟

122
00:11:04,000 --> 00:11:06,080
‫به ذهنم رسیده،

123
00:11:06,120 --> 00:11:08,720
‫ولی ساعت ۲:۳۰ توی اپسوم،
‫جای مناسبی برای شروعه؟

124
00:11:08,760 --> 00:11:12,600
‫فکر کنم کلاه هلوییم رو
‫به احترام اسب مانتی بپوشم.

125
00:11:12,640 --> 00:11:14,320
‫ولی اگه نبره...؟

126
00:11:14,360 --> 00:11:17,200
‫به نظر من که تا فردا شب،
‫یه چیزی برای جشن گرفتن داریم.

127
00:11:17,240 --> 00:11:19,360
‫و برای همین،
‫من یه مهمون میارم.

128
00:11:19,400 --> 00:11:20,960
‫کسی که می‌شناسیمش؟

129
00:11:21,000 --> 00:11:22,920
‫دوست ندارم غافلگیری رو خراب کنم!

130
00:11:24,040 --> 00:11:25,480
‫خب، به هیچ وجه غافلگیرکننده نیست!

131
00:11:25,520 --> 00:11:27,640
‫۲۱ شیلینگ روی دوشیزه کارترت شرط می‌بندم!

132
00:11:27,680 --> 00:11:29,440
‫اگه ۲۱ شیلینگ اضافه داری.

133
00:11:34,720 --> 00:11:38,600
‫همیشه ضربه‌ی سنگینیه
‫وقتی می‌فهمی کسی که دوست داری کامل نیست.

134
00:11:41,640 --> 00:11:44,560
‫معلومه که می‌خوای کامل باشه، ولی...

135
00:11:46,960 --> 00:11:49,520
‫- کوتاهی کرده.
‫- و من نمی‌تونم ببخشیمش.

136
00:11:50,840 --> 00:11:53,390
‫پدر و مادرها بچه‌هاشون رو ناامید می‌کنن.

137
00:11:53,440 --> 00:11:55,400
‫بچه‌ها هم پدر و مادرهاشون رو.

138
00:11:56,680 --> 00:11:58,560
‫بچه‌های من
‫استعدادی عجیب توی این کار دارن.

139
00:12:00,440 --> 00:12:03,400
‫حتی حالا، مشکوکم که عمو جیمزت

140
00:12:03,440 --> 00:12:06,190
‫داره نقص‌های پدرت رو جمع می‌کنه

141
00:12:06,240 --> 00:12:08,240
‫تا علیه‌ش استفاده کنه.

142
00:12:08,280 --> 00:12:10,240
‫و تو ممکنه بگی «حق با اونه».

143
00:12:10,280 --> 00:12:12,200
‫در حالی که من میگم...

144
00:12:13,560 --> 00:12:17,160
‫«آنکه گناهی نکرده، اولین سنگ را پرتاب کند.»
‫[سخن عیسی موقع سنگسار یک زن]

145
00:12:20,600 --> 00:12:22,150
‫سرتو بالا بگیر، عزیزم.

146
00:12:22,200 --> 00:12:24,880
‫مسابقه فردا باید حال و هواتو عوض کنه.

147
00:12:33,680 --> 00:12:36,200
‫- آره، پیچز! برو!
‫- یالا، پیچز. بهتون گفته بودم!

148
00:12:37,200 --> 00:12:40,670
‫- برو، برو، پیچز!
‫- یالا، لیدی پیچز.

149
00:12:40,720 --> 00:12:41,920
‫آره! برو! آره!

150
00:12:41,960 --> 00:12:43,440
‫آره!

151
00:12:45,160 --> 00:12:46,960
‫همینه، برو! برو! آره! آره!

152
00:12:49,120 --> 00:12:50,600
‫نه! نه، نه، نه!

153
00:12:50,640 --> 00:12:52,120
‫نه! نه! نه!

154
00:12:52,160 --> 00:12:53,960
‫نه! نه، پیچز!

155
00:13:02,200 --> 00:13:03,680
‫نه!

156
00:13:06,480 --> 00:13:08,240
‫نه!

157
00:13:17,080 --> 00:13:19,160
‫نه! نه!

158
00:13:19,200 --> 00:13:21,760
‫- خیلی نزدیک بود!
‫- خیلی نزدیک.

159
00:13:21,800 --> 00:13:23,120
‫خیلی نزدیک!

160
00:13:23,160 --> 00:13:24,640
‫احمق!

161
00:13:25,760 --> 00:13:27,640
مانتی
‫تقریباً برده بود!

162
00:13:30,360 --> 00:13:32,320
‫باید اینو درست کنن.

163
00:13:34,800 --> 00:13:36,280
‫آلیسیا چطوره؟

164
00:13:36,800 --> 00:13:39,720
‫اگه برای جونت ارزش قائلی،
‫هیچ‌وقت نپرس خسته‌ست یا نه.

165
00:13:39,760 --> 00:13:43,200
‫- یا یه صندلی می‌خواد.
‫- نه، قبلاً واضح گفته.

166
00:13:43,240 --> 00:13:45,760
‫«من باردارم جو، مریض یا احمق نیستم.»

167
00:13:51,280 --> 00:13:52,520
‫وضعیت با فرانسیس چطوره؟

168
00:13:52,560 --> 00:13:56,320
‫فقط میشه گفت
‫ارتباطات من با لوئیزا عواقبی داره

169
00:13:56,360 --> 00:13:57,840
‫که هیچکدوممون پیش‌بینی نمی‌کردیم.

170
00:13:59,320 --> 00:14:01,440
‫و پیامدها واقعاً شدید هستن.

171
00:14:10,080 --> 00:14:13,520
‫خب، سومز می‌خواد به ما ملحق بشه

172
00:14:13,560 --> 00:14:16,400
‫یا نامزدش رو توی صندوق قفل‌شده گذاشته؟

173
00:14:16,440 --> 00:14:19,760
‫دوشیزه کارترت.
‫پدر افتخار می‌کرد اگه می‌دید

174
00:14:19,800 --> 00:14:22,280
‫در سه نسل به اشرافیت رسیدیم.

175
00:14:30,200 --> 00:14:31,800
‫فقط می‌خوام باخبر باشی که...

176
00:14:31,840 --> 00:14:33,880
‫هیچکدوم از برنامه‌هامون رو
‫با خانواده در میون نذاشتم،

177
00:14:33,920 --> 00:14:35,760
‫پس ببخش اگه عمداً مبهم صحبت می‌کنم.

178
00:14:35,800 --> 00:14:37,520
‫حتماً.

179
00:14:42,400 --> 00:14:45,400
‫دوشیزه هرون، خانم هرون،
‫خانواده من.

180
00:14:48,080 --> 00:14:49,560
‫حالتون چطوره؟

181
00:14:52,160 --> 00:14:54,040
‫ببخشید، متأسفانه ما یه خانواده‌ی بزرگیم.

182
00:14:54,080 --> 00:14:56,280
‫اصلاً، خیلی خوشحالم...

183
00:14:56,320 --> 00:14:59,520
‫که با همچین خانواده برجسته‌ای آشنا شدم.

184
00:15:00,640 --> 00:15:03,560
‫و فرصت کافی برای
‫عمق بخشیدن به این آشنایی وجود داره...

185
00:15:04,600 --> 00:15:08,480
‫چون دوشیزه هرون
‫این افتخار رو به من داده که همسرم بشه.

186
00:15:10,960 --> 00:15:13,120
‫ها...

187
00:15:20,000 --> 00:15:21,480
‫تبریک میگم.

188
00:15:22,320 --> 00:15:23,800
‫ممنون.

189
00:15:24,400 --> 00:15:27,000
‫عروسی ما به زودی
‫بدون تشریفات معمول برگزار میشه،

190
00:15:27,040 --> 00:15:29,400
‫و بعد از اون عازم اروپا میشیم.

191
00:15:29,440 --> 00:15:33,040
‫برای ماه عسل؟
‫چقدر هیجان‌انگیز. کجا میرین؟

192
00:15:33,080 --> 00:15:35,480
‫رسم حکم می‌کنه که باید مخفی بمونه.

193
00:15:37,600 --> 00:15:39,080
‫گفتی «هرون»؟

194
00:15:40,040 --> 00:15:41,520
‫این اسم رو می‌شناسیم؟

195
00:15:43,320 --> 00:15:45,680
‫خانواده‌ت... چه کسایی هستن، عزیزم؟

196
00:15:45,720 --> 00:15:48,760
‫آدم مهمی نبودن.
‫پدرم یه پروفسور بود، و مادرم...

197
00:15:48,800 --> 00:15:51,960
‫میشه لطفاً دوشیزه هرون رو
‫مورد بازجویی قرار ندیم؟

198
00:15:52,000 --> 00:15:56,280
‫نه، نه، نه، البته. اون وظیفه با منه.

199
00:15:58,520 --> 00:16:00,600
‫تشریفات معمول؟

200
00:16:01,720 --> 00:16:03,200
‫بله، حتماً.

201
00:16:09,160 --> 00:16:10,640
‫بریم؟

202
00:16:17,000 --> 00:16:18,760
‫وای خدا...

203
00:16:18,800 --> 00:16:21,480
‫فکر کردم بهتره هر چه سریع‌تر
‫از این مصیبت خلاص بشیم.

204
00:16:22,680 --> 00:16:25,280
‫در مورد عروسی،
‫اگه دو هفته دیگه زیادی زوده، باید بهم بگی.

205
00:16:25,320 --> 00:16:26,800
‫دو هفته؟

206
00:16:27,840 --> 00:16:30,240
‫خب، مطمئناً،
‫هر چه سریع‌تر به پاریس برسیم...

207
00:16:39,280 --> 00:16:40,760
‫من...

208
00:17:04,480 --> 00:17:08,040
‫مادرت جداً ناراضیه.

209
00:17:09,600 --> 00:17:13,080
‫چرا باهاش مشورت نشد؟
‫و این عجله برای چیه؟

210
00:17:14,200 --> 00:17:16,440
‫- چند وقته این دختر رو می‌شناسی؟
‫- به اندازه کافی.

211
00:17:17,560 --> 00:17:19,880
‫- به نظر خیلی دوست‌داشتنی میاد.
‫- امیلی!

212
00:17:21,080 --> 00:17:23,880
‫هست. ازش خوشت میاد.

213
00:17:23,920 --> 00:17:27,200
‫- حتماً شدیداً عاشقشی.
‫- عاشق؟

214
00:17:28,280 --> 00:17:31,240
‫- این دیگه چه صیغه‌ایه؟
‫- یعنی همه چی، بهم اعتماد کن.

215
00:17:34,160 --> 00:17:36,280
‫این اون ازدواج مورد انتظار ما نبود.

216
00:17:36,320 --> 00:17:38,320
‫نه، مشخصه.

217
00:17:38,360 --> 00:17:41,960
‫و الان همچین کاری می‌کنی؟
‫وقتی جو خودشو توی چاله انداخته؟

218
00:17:42,000 --> 00:17:43,560
‫ما یه فرصت واضح برای ریاست داریم،

219
00:17:43,600 --> 00:17:46,240
‫و تو می‌خوای بری توی قاره ول بگردی؟

220
00:17:47,320 --> 00:17:49,040
‫شاید بهتر باشه جو رو به حال خودش بذاریم.

221
00:17:50,800 --> 00:17:52,840
‫جدی میگی؟

222
00:18:02,800 --> 00:18:04,680
‫این... دیوونگیه!

223
00:18:06,720 --> 00:18:08,600
‫فکر کنم بهش حسودی می‌کنم.

224
00:18:10,040 --> 00:18:11,520
‫چطور؟

225
00:18:12,080 --> 00:18:13,680
‫جسارت دنبال کردن قلبش رو داره.

226
00:18:15,280 --> 00:18:16,760
‫تو داشتی؟

227
00:18:17,600 --> 00:18:18,560
‫داشتم؟

228
00:18:18,600 --> 00:18:20,080
‫محض رضای خدا ، امیلی.

229
00:18:22,160 --> 00:18:24,160
‫این دیگه چه سوالیه؟

230
00:18:29,240 --> 00:18:32,080
‫بیا، پودینگ.
‫بریم استراحت کنیم؟

231
00:18:40,800 --> 00:18:42,640
‫خب، عین برزخ بود.

232
00:18:45,400 --> 00:18:47,640
‫جهنم محض بود.

233
00:18:49,160 --> 00:18:52,320
‫مثل احمق‌ها لبخند می‌زدیم،
‫انگار کل زندگیمون داره قربانی میشه!

234
00:18:59,560 --> 00:19:01,040
‫می‌دونی چی بدترش می‌کنه؟

235
00:19:02,920 --> 00:19:04,480
‫ما همیشه بچه‌های خودمونو می‌خواستیم.

236
00:19:10,040 --> 00:19:11,520
‫آره.

237
00:19:14,720 --> 00:19:16,200
‫یه جوری هیچ‌وقت اتفاق نیفتاد.

238
00:19:20,400 --> 00:19:22,440
‫حالا می‌دونیم که
‫تو با یکی دیگه بچه داری...

239
00:19:28,720 --> 00:19:31,840
‫آخرین چیزی که می‌خواستم
‫این بود که دلتو به درد بیارم.

240
00:19:38,920 --> 00:19:42,430
‫باید جون رو تا حد امکان
‫از همه این ماجراها محافظت کنیم.

241
00:19:42,480 --> 00:19:43,960
‫[در جلسه انجمن فابیان به ما بپیوندید]

242
00:19:50,200 --> 00:19:52,440
‫تو که اینو نمی‌پوشی، مگه نه؟

243
00:19:53,600 --> 00:19:56,360
‫منظورم اینه که بانوهای خانواده فورسایت
‫هیچوقت تأیید نمی‌کنن.

244
00:19:56,400 --> 00:19:58,840
‫به اندازه کافی مُد روز نیست؟

245
00:19:58,880 --> 00:20:00,360
‫نگرانی من...

246
00:20:01,400 --> 00:20:03,040
‫اینه که خودتو خجالت‌زده نکنی.

247
00:20:03,080 --> 00:20:05,720
‫داری خیلی از محیط اجتماعیت خارج میشی.

248
00:20:05,760 --> 00:20:07,400
‫از نگرانیت ممنونم.

249
00:20:07,440 --> 00:20:09,320
‫ولی فقط باید همونطوری شروع کنم
‫که می‌خوام ادامه بدم.

250
00:20:11,160 --> 00:20:12,640
‫با انجام کاری که به نظر خودم...

251
00:20:16,440 --> 00:20:17,920
‫درسته.

252
00:20:27,000 --> 00:20:30,640
‫خب، داشتم فکر می‌کردم زرشکی...
‫یا بادمجونی.

253
00:20:30,680 --> 00:20:32,760
‫شوهرم میگه ولخرجی نکن،

254
00:20:32,800 --> 00:20:34,240
‫دیگ به دیگ میگه روت سیاه،

255
00:20:34,280 --> 00:20:36,040
‫خودش هر ماه بیشتر از درآمدش خرج می‌کنه

256
00:20:36,080 --> 00:20:38,800
‫بعد منو مقصر می‌دونه چون شغل نداره.

257
00:20:38,840 --> 00:20:39,840
‫تقصیر من نیست

258
00:20:39,880 --> 00:20:42,080
‫که پدر و عموم
‫بهش توی شرکت نقشی نمیدن!

259
00:20:42,120 --> 00:20:44,640
‫و اینطور نیست که
‫بی‌نهایت بار ازشون نخواسته باشم.

260
00:20:44,680 --> 00:20:45,720
‫ولی فقط میگن،

261
00:20:45,760 --> 00:20:48,360
‫«باید اعتبارمون رو
‫در فورسایت و شرکا حفظ کنیم.»

262
00:20:48,400 --> 00:20:50,320
‫فورسایت؟

263
00:20:50,360 --> 00:20:51,360
‫ولی اسم شما که...

264
00:20:51,400 --> 00:20:55,240
‫دارتی، بله، با ازدواج.
‫فورسایت موقع تولد.

265
00:20:55,280 --> 00:20:57,600
‫زن پسرعموم،
‫خانم فرانسیس فورسایت رو می‌شناسی.

266
00:20:59,400 --> 00:21:00,880
‫آره. آره.

267
00:21:02,400 --> 00:21:07,040
‫شاید باید هشدار بدم،
‫من غرق سفارش‌هام،

268
00:21:07,080 --> 00:21:09,160
‫ممکنه ماه‌ها طول بکشه
‫تا لباستون آماده بشه.

269
00:21:09,200 --> 00:21:12,040
‫در این صورت، کاملاً درک می‌کنم
‫اگه بخواین برین یه جای دیگه

270
00:21:14,040 --> 00:21:15,360
‫«جای دیگه»؟

271
00:21:15,400 --> 00:21:17,160
‫فکر نکنم.

272
00:21:17,200 --> 00:21:20,800
‫و چه لحنی!
‫انگار که آرزو می‌کرد برم.

273
00:21:20,840 --> 00:21:22,800
‫و چرا باید اینطور باشه؟

274
00:21:22,840 --> 00:21:25,200
‫به لطف پسرعموت جو...

275
00:21:25,240 --> 00:21:26,720
‫چی؟

276
00:21:27,560 --> 00:21:30,680
‫و ماجراجویی‌های
‫نه‌چندان افتخارآمیز جوونیش.

277
00:21:36,440 --> 00:21:38,720
‫بهت تبریک میگم، پسرعمو.

278
00:21:38,760 --> 00:21:40,760
‫دوشیزه هرون به نظر انتخاب درخشانیه.

279
00:21:40,800 --> 00:21:42,280
‫ممنون.

280
00:21:43,560 --> 00:21:46,680
‫شاید آدم به سنی برسه
‫که بتونه آزادانه تصمیم بگیره،

281
00:21:47,840 --> 00:21:50,160
‫بدون اینکه تسلیم فشار خانواده بشه.

282
00:21:53,280 --> 00:21:54,760
‫آدم به امید زنده ست.

283
00:21:58,560 --> 00:22:02,200
‫جو پدر بچه‌های اون خیاطه؟

284
00:22:02,240 --> 00:22:04,800
‫خب، خب، خب.

285
00:22:06,120 --> 00:22:09,160
‫- سگ پلید!
‫- چه وحشتناکه!

286
00:22:09,200 --> 00:22:12,120
‫- ولی به نفع ماست.
‫- چطور؟

287
00:22:12,160 --> 00:22:14,760
‫اون اولین کسی نیست که
‫بچه‌ی خارج از ازدواج داره.

288
00:22:14,800 --> 00:22:18,040
‫برای هدف ما،
‫بهتره اونو یه آدم بی‌قید نشون بدیم.

289
00:22:18,080 --> 00:22:21,520
‫اغفال‌کننده‌ی بی‌عاطفه، پدر بی‌مسئولیت.

290
00:22:21,560 --> 00:22:22,840
‫هرکدوم از اینا می‌تونه

291
00:22:22,880 --> 00:22:24,640
‫اعتبار شرکت رو به خطر بندازه.

292
00:22:24,680 --> 00:22:27,080
‫ولی این اتفاق
‫قبل از آشنایی اون و فرانسیس افتاده.

293
00:22:27,120 --> 00:22:29,320
‫بعضیا ممکنه بگن
‫بی‌احتیاطی دوران جوانی بوده.

294
00:22:29,360 --> 00:22:31,520
‫خب، اشتباه می‌کنن. همچین رفتاری...

295
00:22:31,560 --> 00:22:33,680
‫بله، مانتی؟ چیه؟

296
00:22:38,360 --> 00:22:39,960
‫بهتره من برم یه سری به کلابم بزنم.

297
00:22:45,040 --> 00:22:48,240
‫اون هیچ عملکرد مفیدی داره؟

298
00:22:48,280 --> 00:22:50,400
‫می‌تونه، اگه فرصتشو بهش بدین.

299
00:22:50,440 --> 00:22:53,000
‫اگه این یه درخواست دیگه ست
‫برای اینکه یه نقش بهش بدم...

300
00:22:53,040 --> 00:22:55,760
‫نقش نه. یه کرسی توی هیئت مدیره.

301
00:22:55,800 --> 00:22:58,000
‫شوخی می‌کنی؟

302
00:22:58,040 --> 00:23:00,120
‫هیئت مدیره فردا جلسه داره، نه؟

303
00:23:00,160 --> 00:23:02,520
‫و برنامه‌ت اینه که
‫جو رو از شرکت اخراج کنی؟

304
00:23:03,880 --> 00:23:07,920
‫اکثریت رو داری؟
‫مطمئنی یه رأی اضافه به دردت نمی‌خوره؟

305
00:23:09,160 --> 00:23:11,200
‫- خب...
‫- مانتی می‌تونه کمکت کنه.

306
00:23:11,240 --> 00:23:13,280
‫هیچ وجدانی نداره.

307
00:23:13,320 --> 00:23:15,040
‫به هر طرفی که تو بگی رأی میده.

308
00:23:21,440 --> 00:23:22,400
‫ببخشید.

309
00:23:22,440 --> 00:23:24,040
‫خانم‌ها و آقایون... معذرت می‌خوام.

310
00:23:24,080 --> 00:23:28,160
‫لطفاً برین سر جاتون
‫و به سخنران و نیکوکار محترم

311
00:23:28,200 --> 00:23:30,600
‫خانم الن پارکر بارینگتون خوشامد بگین.

312
00:23:30,640 --> 00:23:33,520
‫فکر می‌کنین صدایی ندارین.

313
00:23:35,120 --> 00:23:36,600
‫منم قبلاً همین فکر رو می‌کردم.

314
00:23:37,760 --> 00:23:40,230
‫منم توی زمان خودم گیج بودم،

315
00:23:40,280 --> 00:23:43,600
‫نادیده گرفته شدم و بی‌احترامی دیدم.

316
00:23:44,600 --> 00:23:47,960
‫ولی بهم اعتماد کنین، هیچ توهمی ندارم.

317
00:23:48,000 --> 00:23:50,470
‫ثروت و جایگاه اجتماعی منه

318
00:23:50,520 --> 00:23:52,760
‫که الان بهم قدرت میده،

319
00:23:52,800 --> 00:23:56,000
‫احترام می‌طلبه، توجه می‌خواد.

320
00:23:57,200 --> 00:24:01,160
‫شوهر فقیدم
‫مالک کارخونه‌های پشم‌بافی در شمال بود...

321
00:24:02,160 --> 00:24:07,000
‫که زمانی کارگرهاش رو کالا می‌دید...
‫قابل مصرف.

322
00:24:07,040 --> 00:24:08,830
‫ولی کم کم فهمید که

323
00:24:08,880 --> 00:24:12,280
‫اونا رو انسان‌های باارزشی ببینه...

324
00:24:13,440 --> 00:24:14,920
‫شایسته احترام...

325
00:24:16,200 --> 00:24:17,680
‫شایسته کرامت...

326
00:24:18,320 --> 00:24:19,880
‫شایسته دستمزد مناسب.

327
00:24:21,480 --> 00:24:22,960
‫پس...

328
00:24:23,600 --> 00:24:25,320
‫تغییر ممکنه.

329
00:24:26,960 --> 00:24:31,320
‫و من به کسایی که
‫به اندازه من خوش‌شانس نبودن مدیونم

330
00:24:31,360 --> 00:24:35,920
‫که با نادانی و بی‌عدالتی مقابله کنم...

331
00:24:37,360 --> 00:24:39,640
‫هرکجا که می‌بینمش.

332
00:24:41,880 --> 00:24:45,280
‫از شما هم دعوت می‌کنم...
‫که همین کار رو بکنین.

333
00:24:58,040 --> 00:25:01,360
‫خیلی ممنون. از دیدنتون خوشحالم...

334
00:25:02,360 --> 00:25:03,920
‫دوشیزه یاغی؟

335
00:25:03,960 --> 00:25:06,560
‫آقای دزد دریایی.

336
00:25:06,600 --> 00:25:08,320
‫چی تو رو کشونده اینجا؟

337
00:25:08,360 --> 00:25:11,160
‫همون چیزی که تو رو کشونده.
‫میل به یه بحث منطقی؟

338
00:25:11,200 --> 00:25:12,680
‫انزجار از نابرابری.

339
00:25:14,000 --> 00:25:16,040
‫یه کم... یه کم کیک میل داری؟

340
00:25:23,600 --> 00:25:25,080
‫ممنون.

341
00:25:26,240 --> 00:25:28,920
‫پس، معماریی. چقدر عالی.

342
00:25:28,960 --> 00:25:31,680
‫باید به خانواده‌م معرفیت کنم.
‫وحشتناک تحت تأثیر قرار می‌گیرن.

343
00:25:31,720 --> 00:25:33,760
‫شک دارم. من یه نوگرا هستم.

344
00:25:35,120 --> 00:25:36,080
‫طبق تجربه‌ی من،

345
00:25:36,120 --> 00:25:39,080
‫طبقات مرفه
‫شدیداً در سلیقه‌شون محافظه‌کارن.

346
00:25:39,120 --> 00:25:41,680
‫حالا تو، گمون کنم یه رادیکال هستی.

347
00:25:42,680 --> 00:25:44,880
‫خب، دوست دارم فکر کنم ذهنِ بازی دارم.

348
00:25:44,920 --> 00:25:47,440
‫وگرنه چرا بدون همراه اینجایی؟

349
00:25:47,480 --> 00:25:49,560
‫من به همچین مزخرفاتی اهمیت نمیدم.

350
00:25:50,560 --> 00:25:52,040
‫به گمونم مادرت اهمیت میده.

351
00:25:53,040 --> 00:25:54,640
‫و چیزی که نمی‌دونه
‫نمی‌تونه بهش آسیب بزنه.

352
00:25:58,280 --> 00:25:59,560
‫کارت داری؟

353
00:25:59,600 --> 00:26:03,560
‫برای اینکه اگه زمانی یکی از اعضای خانواده‌م
‫به خدماتت نیاز داشتن.

354
00:26:03,600 --> 00:26:05,440
‫هم من و هم تو
‫می‌دونیم چقدر این احتمال کمه.

355
00:26:15,880 --> 00:26:18,080
‫- خیابون کالور؟
‫- به هیچ وجه آدرس معتبری نیست.

356
00:26:18,120 --> 00:26:20,520
‫- و یه اتاق زیرشیرونیه.
‫- من عاشق اتاق‌های زیرشیرونی‌ام.

357
00:26:25,520 --> 00:26:35,520
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

358
00:26:40,520 --> 00:26:43,120
‫پیشنهاد پذیرش مونتاگ دارتی
‫در هیئت مدیره؟

359
00:26:43,160 --> 00:26:46,520
‫انتظار ندارم خوشت بیاد.
‫اون یه ابلهه.

360
00:26:47,520 --> 00:26:49,120
‫ولی اگه بخوایم رأی‌هایی که
‫نیاز داریم رو به دست بیاریم...

361
00:26:56,600 --> 00:27:00,760
‫اضافه شدن آخرین لحظه به دستور جلسه.
‫بند پنج...

362
00:27:00,800 --> 00:27:03,000
‫«ریسک شهرت و اقدامات جبرانی.»

363
00:27:04,960 --> 00:27:06,920
‫- پس، اینجاییم.
‫- اینجاییم.

364
00:27:11,760 --> 00:27:13,280
‫بذار نبرد شروع بشه.

365
00:27:27,240 --> 00:27:28,880
‫بفرمایید، آقا.

366
00:27:28,920 --> 00:27:31,760
‫یه نوشیدنی بزرگ و روزنامه‌های امروز.
‫زود باشین!

367
00:27:31,800 --> 00:27:33,160
‫«بند شماره چهار،»

368
00:27:33,200 --> 00:27:36,720
‫«پیشنهاد انتصاب مونتاگ دارتی...»

369
00:27:37,720 --> 00:27:39,200
‫«در هیئت مدیره.»

370
00:27:40,440 --> 00:27:41,920
‫پیشنهاددهنده؟

371
00:27:45,400 --> 00:27:46,880
‫تأیید کننده؟

372
00:27:50,000 --> 00:27:51,480
‫موافق‌ها؟

373
00:27:55,040 --> 00:27:56,520
‫و مخالف‌ها.

374
00:28:03,920 --> 00:28:07,600
‫مونتاگ دارتی
‫به عضویت هیئت مدیره انتخاب شد.

375
00:28:09,160 --> 00:28:12,040
‫فکر کنم باید... بذاریم بیاد داخل.

376
00:28:18,960 --> 00:28:20,520
‫به کسانی که به نفع من رأی دادن...

377
00:28:21,520 --> 00:28:23,320
‫انتخاب خوبی کردین!

378
00:28:25,360 --> 00:28:27,080
‫هرکسی که مخالف بود...

379
00:28:29,000 --> 00:28:30,480
‫خیلی‌خب.

380
00:28:32,000 --> 00:28:33,520
‫«بند پنج...»

381
00:28:34,520 --> 00:28:37,520
‫«ریسک شهرت و اقدامات جبرانی.»

382
00:28:38,680 --> 00:28:40,160
‫آره.

383
00:28:41,080 --> 00:28:44,040
‫متأسفانه شایعات نگران‌کننده‌ای وجود داره

384
00:28:44,080 --> 00:28:46,600
‫که یکی از خودمون رو
‫تحت تأثیر قرار داده، که...

385
00:28:46,640 --> 00:28:48,840
‫اگه به گوش مشتری‌های برجسته‌ترمون برسه،

386
00:28:48,880 --> 00:28:51,600
‫ممکنه وادارشون کنه
‫کسب و کارشونو جای دیگه‌ای ببرن.

387
00:28:51,640 --> 00:28:53,440
‫چه شایعاتی؟

388
00:28:53,480 --> 00:28:55,640
‫مربوط به یه شریک ارشد...

389
00:28:57,040 --> 00:28:58,840
‫که خدمتکاری رو اغفال کرده.

390
00:28:58,880 --> 00:29:00,760
‫این چیزی نیست که اتفاق افتاده.

391
00:29:00,800 --> 00:29:03,200
‫اون همچین آدمی نبود،
‫و شرایط هم اونطوری که میگی نبود.

392
00:29:03,240 --> 00:29:06,720
‫و اونایی که هنوز نمی‌دونن قضیه چیه...
‫برادرزاده‌ی من.

393
00:29:12,120 --> 00:29:13,880
‫من قبل از ازدواجم رابطه‌ای داشتم

394
00:29:13,920 --> 00:29:15,400
‫با یه زن جوون که توی ونیز دیدمش.

395
00:29:16,280 --> 00:29:19,320
‫چند روز پیش فهمیدم
‫وقتی جدا شدیم باردار بوده.

396
00:29:20,520 --> 00:29:22,000
‫دقیق‌تر بگم، دو قلو.

397
00:29:22,040 --> 00:29:24,320
‫الان ده سالشونه،
‫و با مادرشون توی لندن زندگی می‌کنن.

398
00:29:26,360 --> 00:29:29,560
‫و هرچند که بعضی از شما
‫احتمالاً اینو زننده بدونین...

399
00:29:29,600 --> 00:29:30,680
‫«زننده؟»

400
00:29:30,720 --> 00:29:32,720
‫بگو مفتضحانه!

401
00:29:32,760 --> 00:29:35,630
‫- غیرقابل بخشش.
‫- چیزی که نمی‌تونیم نادیده بگیریم اینه که

402
00:29:35,680 --> 00:29:39,200
‫خیلی از مشتری‌هامون
‫همچین رابطه‌ای رو زننده بدونن.

403
00:29:39,240 --> 00:29:40,720
‫البته که می‌دونن!

404
00:29:43,480 --> 00:29:45,110
‫چون همچین چیزایی

405
00:29:45,160 --> 00:29:48,120
‫هیچ‌وقت در خانواده‌های
محترم اتفاق نیفتاده.

406
00:29:48,160 --> 00:29:49,920
‫خدای من، یعنی چی...؟

407
00:29:49,960 --> 00:29:51,590
‫و این اولین اشتباهیه

408
00:29:51,640 --> 00:29:54,400
‫که این خانواده تا حالا مرتکب شده؟

409
00:29:54,440 --> 00:29:57,120
‫- مامان، به خاطر خدا.
‫- آقایون، لطفاً.

410
00:30:00,800 --> 00:30:03,560
‫ممکنه بپرسم چی باعث شده امروز بیای اینجا؟

411
00:30:03,600 --> 00:30:06,880
‫- کنجکاوی؟
‫- این خیلی غیرمعموله.

412
00:30:06,920 --> 00:30:10,840
‫ما خانم‌ها رو به حریم داخلی راه نمیدیم.

413
00:30:10,880 --> 00:30:13,720
‫حریم داخلی...

414
00:30:13,760 --> 00:30:17,480
‫که فقط به این دلیل وجود داره
‫که من پولشو دادم.

415
00:30:18,600 --> 00:30:22,200
‫نمی‌تونم ببینم مهریه‌م صرف خرید چی شده؟

416
00:30:22,240 --> 00:30:25,560
‫مادر... موضوع مورد بحث...

417
00:30:25,600 --> 00:30:29,040
‫مربوط به آسیب جبران‌ناپذیر به اعتبار شرکته

418
00:30:29,080 --> 00:30:30,680
‫اگه جو در هیئت مدیره‌ی شرکت باقی بمونه.

419
00:30:30,720 --> 00:30:32,590
‫ازش دعوت می‌کنیم که

420
00:30:32,640 --> 00:30:35,960
‫برای حفظ آبروی خانواده کنار بکشه.

421
00:30:36,000 --> 00:30:38,440
‫«حفظ آبروی خانواده.»

422
00:30:40,600 --> 00:30:43,560
‫خانواده‌ی مقدس ما،

423
00:30:43,600 --> 00:30:46,920
‫بدون هیچ رسوایی...

424
00:30:48,600 --> 00:30:50,080
‫یا لکه‌ی ننگی.

425
00:30:54,120 --> 00:30:57,040
‫آره، ولی اثرش،
‫آسیب به اعتبار ما...

426
00:30:57,080 --> 00:30:58,400
‫هیچ آسیبی وارد نمیشه.

427
00:30:58,440 --> 00:31:00,400
‫ماجرا رو میشه بی‌سر‌و‌صدا جمع کرد،
‫و به دختره پول داد دهنشو ببنده.

428
00:31:00,440 --> 00:31:02,200
‫لطفاً بذارین خودم بهش رسیدگی کنم!

429
00:31:07,240 --> 00:31:10,440
‫اگه مطمئن بودیم دختره راز نگهداره،

430
00:31:10,480 --> 00:31:14,320
‫می‌تونستیم چشممون رو
‫روی ماجرا ببندیم، ولی...

431
00:31:14,360 --> 00:31:17,640
‫مطمئنم ایشون انتظار نداره که
‫پول هیچ توافقی

432
00:31:17,680 --> 00:31:20,760
‫- از بودجه شرکت پرداخت بشه؟
‫- نه، این...

433
00:31:20,800 --> 00:31:23,760
‫مطمئن باشین...
‫قرار نیست اینجا از کسی بخوام

434
00:31:23,800 --> 00:31:25,680
‫مسئولیت تعهدات منو به عهده بگیره.

435
00:31:28,080 --> 00:31:29,640
‫واقعیت اینه که من دو تا بچه دارم...

436
00:31:31,400 --> 00:31:32,880
‫که از داشتنشون شرمنده نیستم.

437
00:31:34,720 --> 00:31:36,200
‫و همینطور از خودم.

438
00:31:42,840 --> 00:31:45,360
‫خب، شنیدین چی گفت.

439
00:31:45,400 --> 00:31:49,200
‫- هیچ پشیمونی نداره.
‫- ناامیدکننده. باید بره.

440
00:31:50,880 --> 00:31:52,360
‫با تأسف...

441
00:31:54,200 --> 00:31:56,920
‫پیشنهاد می‌کنم که جولیون فورسایت...

442
00:31:58,200 --> 00:32:00,440
‫از شرکت اخراج بشه.

443
00:32:06,560 --> 00:32:08,040
‫موافق‌ها...

444
00:32:18,400 --> 00:32:19,880
‫خوبه...

445
00:32:20,760 --> 00:32:22,240
‫- ممنون.
‫- ممنون، خانم.

446
00:32:23,360 --> 00:32:24,360
‫چرا اینجایی؟

447
00:32:24,400 --> 00:32:26,880
‫از اونجوری که ماجرا رو تموم کردیم
‫دلم راضی نبود.

448
00:32:26,920 --> 00:32:28,400
‫بیشتر از اینا به تو و بچه‌ها بدهکارم.

449
00:32:28,440 --> 00:32:31,160
‫هیچی بدهکار نیستی.
‫ما راضی‌ایم.

450
00:32:31,200 --> 00:32:34,080
‫فکر می‌کنی حق داری با رد کردن حمایتم
‫اونا رو محروم کنی؟

451
00:32:34,120 --> 00:32:37,200
‫محرومشون کنم؟
‫به نظرت محروم می‌اومدن؟

452
00:32:38,200 --> 00:32:41,480
‫نه، منظورم این نبود.
‫نمی‌تونم بخوام زندگی بهتری داشته باشن؟

453
00:32:41,520 --> 00:32:44,920
‫ذره‌ای فکر کردی که

454
00:32:44,960 --> 00:32:47,320
‫از وقتی جدا شدیم
‫زندگی من چطور گذشته؟

455
00:32:49,240 --> 00:32:52,120
‫- نه، فقط می‌تونم تصور کنم.
‫- واقعاً می‌تونی؟

456
00:32:52,160 --> 00:32:54,960
‫یه دختر، با دو تا بچه کوچیک.
‫هیچکس نبود که بهش پناه ببره.

457
00:32:56,040 --> 00:32:57,720
‫ولی کم‌کم غرور خودشو پیدا کرد،

458
00:32:57,760 --> 00:32:59,520
‫که می‌تونست خرج زندگیشو خودش بده.

459
00:33:00,560 --> 00:33:04,200
‫اینکه دو تا بچه معصوم رو
‫تنهایی بزرگ کرده.

460
00:33:06,760 --> 00:33:10,800
‫چرا من و اونا، به چیزی بیشتر از
‫اینی که داریم نیاز داشته باشیم؟

461
00:33:13,440 --> 00:33:16,400
‫- مامان، میای؟
‫- بندبازها اومدن!

462
00:33:16,440 --> 00:33:17,600
‫میای؟

463
00:33:17,640 --> 00:33:20,000
‫وای، صبر کن.

464
00:33:20,040 --> 00:33:21,680
‫تندتر!

465
00:33:35,400 --> 00:33:37,160
‫نگاه کن!

466
00:33:37,200 --> 00:33:39,280
‫هورا!

467
00:34:04,640 --> 00:34:06,680
‫- خیلی خوشگلن.
‫- آره.

468
00:34:09,000 --> 00:34:11,000
‫اگه بهم گفته بودی، می‌اومدم دنبالت.

469
00:34:12,840 --> 00:34:15,320
‫خانواده‌ت طردت می‌کردن،
‫محبور می‌شدی با بی‌آبرویی زندگی کنی.

470
00:34:16,320 --> 00:34:18,160
‫و با دونستن همه اینا، بازم می‌اومدم.

471
00:34:21,480 --> 00:34:24,320
‫- نشد که بشه.
‫- نه، نشد.

472
00:34:26,760 --> 00:34:28,240
‫خداحافظ، جو.

473
00:35:13,040 --> 00:35:14,520
‫دوشیزه یاغی.

474
00:35:20,120 --> 00:35:21,600
‫می‌تونم کمکی بکنم؟

475
00:35:23,440 --> 00:35:25,000
‫هیچکس نمی‌تونه.

476
00:35:31,080 --> 00:35:33,880
‫خب... حداقل می‌تونم
‫بهت کاکائو پیشنهاد بدم؟

477
00:35:49,960 --> 00:35:51,960
‫متوجه شدم که کاکائو
‫جواب بیشتر مشکلاته.

478
00:35:54,000 --> 00:35:55,760
‫حتی ناپدری‌ای که پر از ضعف و ایراده.

479
00:35:58,960 --> 00:36:00,440
‫اون کاملاً بهم خیانت کرده.

480
00:36:02,160 --> 00:36:03,400
‫می‌فهمم، از بیرون همین‌طوری به‌نظر می‌رسه.

481
00:36:03,440 --> 00:36:06,280
‫اگه دیده بودیش... با اونا...

482
00:36:08,560 --> 00:36:10,280
‫با لبخندی پر از عشق...

483
00:36:12,520 --> 00:36:14,640
‫انگار که من اصلاً وجود ندارم.

484
00:36:14,680 --> 00:36:16,160
‫برای من وجود داری، دوشیزه یاغی.

485
00:36:18,120 --> 00:36:19,600
‫دارم؟

486
00:36:20,520 --> 00:36:23,160
‫من می‌بینمت... واضح مثل روز.

487
00:36:28,480 --> 00:36:30,320
‫باید برم.

488
00:36:30,360 --> 00:36:32,400
‫واقعاً نباید اینجا باشم.

489
00:36:32,440 --> 00:36:33,920
‫خب، خوشحالم که بودی.

490
00:37:15,600 --> 00:37:17,080
‫بیا.

491
00:37:23,760 --> 00:37:26,160
‫دوشیزه هرون رو آوردم تو رو ببینه.

492
00:37:26,200 --> 00:37:28,400
‫بهت تبریک میگم...

493
00:37:28,440 --> 00:37:30,800
‫ممنون، مادربزرگ.

494
00:37:30,840 --> 00:37:33,720
‫برای اینکه همه رو غافلگیر کردی.

495
00:37:36,160 --> 00:37:40,040
‫- ولی تو نشدی؟
‫- دختر کارترت زیادی تابلو بود.

496
00:37:40,080 --> 00:37:42,400
‫اصلاً باهات جور نبود.

497
00:37:45,560 --> 00:37:47,040
‫بیارش داخل.

498
00:38:01,200 --> 00:38:03,040
‫الان با پدرت صحبت کردم.

499
00:38:05,160 --> 00:38:08,440
‫نمی‌خوای بدونی چطور پیش رفت؟
‫رأی‌گیری؟

500
00:38:13,280 --> 00:38:14,760
‫می‌تونم حدس بزنم.

501
00:38:15,680 --> 00:38:17,160
‫به نفع تو.

502
00:38:18,160 --> 00:38:19,440
‫چطور؟

503
00:38:19,480 --> 00:38:23,440
‫اخراج نمیشی،
‫پس حالا ریاست می‌تونه مال تو باشه.

504
00:38:28,120 --> 00:38:30,760
‫باید بفهمی این موقعیت
‫الان چه فرصتی برامون به‌وجود آورده؟

505
00:38:32,560 --> 00:38:34,040
‫یه فرصت طلایی...

506
00:38:36,800 --> 00:38:38,280
‫برای تو که دوباره متعهد بشی...

507
00:38:40,120 --> 00:38:41,600
‫به خانواده‌ت...

508
00:38:42,320 --> 00:38:43,800
‫به شرکت...

509
00:38:45,680 --> 00:38:47,160
‫به زندگی مشترکمون.

510
00:38:55,800 --> 00:38:57,280
‫می‌فهمم.

511
00:38:59,160 --> 00:39:02,080
‫تعهد من به تو و جون، بی‌قید و شرطه.

512
00:39:09,280 --> 00:39:10,760
‫خب بگو ببینم، عزیزم...

513
00:39:13,960 --> 00:39:15,960
‫آماده‌ای؟

514
00:39:16,000 --> 00:39:17,560
‫برای چی؟

515
00:39:17,600 --> 00:39:22,280
‫برای خانواده فورسایت.
‫از عجایبش با خبری؟

516
00:39:22,320 --> 00:39:25,040
‫همه...استقبال گرمی ازم کردن.

517
00:39:26,040 --> 00:39:27,520
‫و سومز؟

518
00:39:28,480 --> 00:39:30,880
‫- درباره‌ش چی می‌دونی؟
‫- چی می‌تونین بهم بگین؟

519
00:39:34,840 --> 00:39:36,600
‫سومز قبلاً هیچ‌وقت عاشق نبوده.

520
00:39:37,840 --> 00:39:42,080
‫اینکه الان شده خیلی مهمه.
‫هیچ چیزی کم نخواهی داشت.

521
00:39:42,120 --> 00:39:45,320
‫صاحب‌اختیار تمام چیزایی
‫که می‌بینی خواهی بود.

522
00:39:45,360 --> 00:39:48,600
‫- خواسته‌های من متواضعه.
‫- و اون خواسته‌ها چی هستن؟

523
00:39:50,200 --> 00:39:52,320
‫دوست داشتن و دوست داشته شدن.

524
00:39:53,320 --> 00:39:56,120
‫اعتماد کردن و
‫مورد اعتماد واقع شدن. برای...

525
00:39:56,160 --> 00:39:57,400
‫باله کار کردن.

526
00:39:57,440 --> 00:40:00,240
‫و واقعاً مثل یه باله ست!

527
00:40:01,640 --> 00:40:04,200
‫یا پاوان، یا تارانتلا.

528
00:40:04,240 --> 00:40:06,920
‫یا یه پاده‌دو؟

529
00:40:09,480 --> 00:40:10,960
‫و تو؟

530
00:40:12,280 --> 00:40:13,760
‫عاشقی؟

531
00:40:16,800 --> 00:40:20,430
‫من... بدنم می‌لرزه، نبضم تند می‌زنه،

532
00:40:20,480 --> 00:40:23,080
‫و احساس ضعف می‌کنم.

533
00:40:23,120 --> 00:40:24,760
‫بعضی شاعرها به این میگن عشق.

534
00:40:25,840 --> 00:40:27,320
‫تو چی میگی؟

535
00:40:29,200 --> 00:40:30,680
‫یه پیش‌درآمد...

536
00:40:31,520 --> 00:40:33,000
‫برای چیزی عمیق‌تر.

537
00:40:37,360 --> 00:40:38,840
‫امیدوارم پیداش کنی.

538
00:40:41,560 --> 00:40:43,840
‫امیدوارم خیلی خشن نبوده باشه.

539
00:40:45,320 --> 00:40:47,560
‫خیلی... مهربون بود.

540
00:40:47,600 --> 00:40:49,240
‫در مورد پاریس چیزی نگفتی؟

541
00:40:49,280 --> 00:40:51,120
‫باید می‌گفتم؟

542
00:40:52,400 --> 00:40:54,800
‫وقت کافی هست که
‫وقتی با هم اونجاییم بهش بپردازیم،

543
00:40:54,840 --> 00:40:56,400
‫و برای آیندمون برنامه بریزیم.

544
00:41:00,440 --> 00:41:02,200
‫برای روز عروسیمون.

545
00:41:26,280 --> 00:41:29,000
‫پس، فکر می‌کنی این ازدواج از روی عشقه؟

546
00:41:30,040 --> 00:41:32,240
‫چطور کسی می‌تونه بدون عشق ازدواج کنه؟

547
00:41:34,720 --> 00:41:37,560
‫چون عشق فقط بخشی از چیزیه
‫که یه ازدواج رو می‌سازه.

548
00:41:39,800 --> 00:41:41,280
‫احترام...

549
00:41:42,080 --> 00:41:43,560
‫صبر...

550
00:41:44,480 --> 00:41:45,840
‫باور...

551
00:41:45,880 --> 00:41:47,520
‫اینا هم مهم‌ان.

552
00:41:48,680 --> 00:41:50,320
‫و این چیزی بود که تو با پدر داشتی؟

553
00:41:53,880 --> 00:41:55,360
‫دارم.

554
00:41:56,560 --> 00:41:58,040
‫هنوز.

555
00:42:13,720 --> 00:42:15,560
‫این می‌تونست رویداد فصل باشه...

556
00:42:16,760 --> 00:42:20,400
‫به جای این مراسم کم‌اهمیت و دور از چشم.

557
00:42:20,440 --> 00:42:24,080
‫- فقط ای کاش اینقدر زود نبود.
‫- زود، امیلی؟

558
00:42:25,280 --> 00:42:27,160
‫کل عمرش توی خونه نگهش داشتی.

559
00:42:38,000 --> 00:42:39,040
‫فقط...

560
00:42:39,080 --> 00:42:42,680
‫فکر از دست دادنش
‫به کسی که واقعاً نمی‌شناسیم،

561
00:42:42,720 --> 00:42:45,560
‫که ممکنه بخواد
‫همه‌شو برای خودش نگه داره...

562
00:42:45,600 --> 00:42:47,200
‫آره خب، این کمترینشه.

563
00:42:48,280 --> 00:42:50,600
‫به جای پرسه زدن توی اروپا،

564
00:42:50,640 --> 00:42:53,040
‫می‌تونست اینجا باشه،
‫استراتژی بعدیمون رو برنامه‌ریزی کنه.

565
00:42:57,240 --> 00:43:00,600
‫گردنبندمو دوست داری، مامان؟
‫مانتی میگه یه دنیا پول بابتش داده.

566
00:43:00,640 --> 00:43:02,120
‫هیچی برای فِرِدی من زیادی نیست.

567
00:43:02,160 --> 00:43:04,920
‫و یه مرد تاجر
‫می‌تونه از پس همچین چیزای کوچیکی بربیاد.

568
00:43:08,000 --> 00:43:09,520
‫خدایا بهمون رحم کن.

569
00:43:19,320 --> 00:43:21,960
‫محض رضای خدا، آیرین،
‫کالسکه هر لحظه می‌رسه!

570
00:43:23,800 --> 00:43:26,160
‫امیدوارم منم به اندازه اونا خوشبخت بشم.

571
00:43:26,200 --> 00:43:28,200
‫مگه می‌تونی توش شک کنی؟

572
00:43:28,240 --> 00:43:31,240
‫یعنی، با سرمایه و امکاناتی
‫که آقای فورسایت در اختیار داره،

573
00:43:31,280 --> 00:43:34,800
‫تمایلش برای اینکه
‫کل زندگیش رو به خاطر تو جابجا کنه...

574
00:43:34,840 --> 00:43:37,960
‫منظورم این بود که
‫ازدواج اونا از روی عشق بود.

575
00:43:42,080 --> 00:43:43,560
‫و ازدواج تو...؟

576
00:43:46,040 --> 00:43:48,080
‫هنوز نمی‌دونم اسمشو چی بذارم.

577
00:43:50,360 --> 00:43:55,520
‫بهم گفت زندگی‌ای میشه
‫که رویاش رو دارم... و بیشتر.

578
00:43:55,560 --> 00:43:57,920
‫پس پیشنهاد می‌کنم
‫قدر نعمت‌هات رو بدونی و لباس بپوشی.

579
00:44:07,760 --> 00:44:09,240
‫مامان.

580
00:45:07,960 --> 00:45:10,400
‫شاید نظرش عوض شده.

581
00:45:10,440 --> 00:45:12,320
‫اگه عقل داشته باشه.

582
00:45:12,360 --> 00:45:16,400
‫- مامان، دختره کجاست؟
‫- من... نمی‌دونم.

583
00:46:50,960 --> 00:46:52,520
‫تو بهم یه درس باارزش یاد دادی.

584
00:46:54,240 --> 00:46:55,640
‫چه درسی؟

585
00:46:55,680 --> 00:46:57,520
‫که به هیچکس جز خودم اعتماد نکنم.

586
00:46:58,760 --> 00:47:00,240
‫که برای خودم فکر کنم.

587
00:47:02,040 --> 00:47:03,880
‫که فقط کاری رو بکنم که دلم میگه.

588
00:47:03,920 --> 00:47:05,400
‫و این چی بهت میگه؟

589
00:47:10,760 --> 00:47:12,240
‫که چیزی که مهمه عشق واقعیه.

590
00:47:13,800 --> 00:47:15,280
‫تفاهم ذهن‌ها.

591
00:47:16,280 --> 00:47:18,200
‫اتحاد روح‌ها.

592
00:47:18,240 --> 00:47:20,440
‫اینه که مهمه.

593
00:47:20,480 --> 00:47:23,320
‫خوبه. با هم موافقیم.

594
00:48:06,640 --> 00:48:08,120
‫می‌بینی؟

595
00:48:09,560 --> 00:48:11,400
‫اینقدرها هم سخت نبود...

596
00:48:11,440 --> 00:48:13,560
‫تصمیم گرفتن برای گذشتن...

597
00:48:14,920 --> 00:48:16,400
‫از اونا.

598
00:48:19,640 --> 00:48:21,120
‫این چیزی نبود که گفتم.

599
00:48:25,920 --> 00:48:27,400
‫ضمنی گفتی.

600
00:48:27,440 --> 00:48:29,920
‫گفتم تعهد من به تو غیرقابل شکه.

601
00:48:31,280 --> 00:48:33,480
‫ولی اینکه ضمنی بگم از اونا گذشتم

602
00:48:33,520 --> 00:48:35,640
‫اینه که انکار کنم
‫هیچکدوم از این اتفاقات اهمیت داشته.

603
00:48:37,360 --> 00:48:40,240
‫خب، البته قبول دارم که
‫یه زمانی بهش علاقه داشتی.

604
00:48:40,280 --> 00:48:42,640
‫بهش «علاقه» نداشتم، فرانسیس.

605
00:48:45,080 --> 00:48:46,680
‫بچه‌های من از روی عشق به دنیا اومدن.

606
00:48:59,600 --> 00:49:01,080
‫پس بذار برات واضحش کنم.

607
00:49:03,440 --> 00:49:06,280
‫اون چیزی که اسمشو عشق می‌ذاری،
‫جایی توی این خونه نداره.

608
00:49:08,400 --> 00:49:10,800
‫پس خفه‌ش کن. برای همیشه.

609
00:49:13,880 --> 00:49:15,360
‫یا با عواقبش روبرو شو.

610
00:49:32,440 --> 00:49:33,920
‫ممنون.

611
00:49:35,120 --> 00:49:36,600
‫برای چی؟

612
00:49:37,560 --> 00:49:40,480
‫که یه زندگی و یه مرد رو نشونم دادی...

613
00:49:42,800 --> 00:49:44,280
‫که هیچوقت نمی‌دونستم وجود داره...

614
00:49:46,440 --> 00:49:47,920
‫تا وقتی تو رو دیدم.

615
00:49:49,920 --> 00:49:59,920
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M