1
00:00:35,860 --> 00:00:37,950
‫ندای وظیفه.

2
00:00:38,000 --> 00:00:40,140
‫برای ماست؟

3
00:00:44,740 --> 00:00:46,240
‫یا برای دیگران؟

4
00:00:48,780 --> 00:00:51,620
‫هر نسل در این دوراهی بحث می‌کنه...

5
00:00:55,020 --> 00:00:59,860
‫پول رو دنبال کنی، یا قلبت رو؟

6
00:01:00,860 --> 00:01:10,860
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

7
00:01:38,020 --> 00:01:41,060
‫من و جون هر دو موافقیم.
‫نباید خودتو ملامت کنی.

8
00:01:42,580 --> 00:01:45,030
‫بچه‌ها. اینطور نیست که

9
00:01:45,080 --> 00:01:47,580
‫براشون هیچی نذاشته باشی.

10
00:01:47,620 --> 00:01:51,260
‫وقتی به سن قانونی برسن،
‫مبلغ قابل‌توجهی به ارث می‌برن.

11
00:01:52,860 --> 00:01:54,360
‫قطعاً.

12
00:01:55,860 --> 00:01:57,360
‫و درگیری درونت رو درک می‌کنم.

13
00:01:59,060 --> 00:02:02,340
‫قدرت عشق اول.
‫و وقتی پیامدهایی داشته باشه...

14
00:02:02,380 --> 00:02:03,980
‫من با اون قطع رابطه کردم، فرانسیس.

15
00:02:05,820 --> 00:02:07,620
‫دیگه چیزی برای گفتن وجود نداره.

16
00:02:09,700 --> 00:02:11,500
‫و بابت این موضوع،
‫من و جون ازت ممنونیم.

17
00:02:12,940 --> 00:02:16,020
‫پس، حالا می‌تونیم توجه‌مون رو
‫به کارترت‌ها معطوف کنیم؟

18
00:02:20,340 --> 00:02:21,840
‫مسابقه بدیم؟

19
00:02:22,620 --> 00:02:25,420
‫روی فیگارو؟ از عسل هم کندتره!

20
00:02:39,220 --> 00:02:40,980
‫احساس می‌کنم کاملاً فراموش شده‌ام.

21
00:02:43,020 --> 00:02:45,220
‫دو هفته، حتی یه کارت پستال هم نفرستی؟

22
00:02:46,780 --> 00:02:49,580
‫- مطمئناً نمی‌تونه اینقدر گرفتار باشه؟
‫- نمی‌دونم...

23
00:02:51,380 --> 00:02:53,290
‫خب، به شخصه دارم از آرامش لذت می‌برم.

24
00:02:53,340 --> 00:02:55,300
‫درام خیلی کمتر شده.

25
00:02:57,620 --> 00:02:59,120
‫شک دارم جو باهات موافق باشه.

26
00:02:59,140 --> 00:03:01,660
‫- مانتی.
‫- آره!

27
00:03:05,220 --> 00:03:06,780
‫وقتی آب‌ها از آسیاب بیفته،

28
00:03:06,820 --> 00:03:09,100
‫باید بدون تلف کردن وقت
‫قضیه‌ی جانشینی رو اجرا کنیم.

29
00:03:09,140 --> 00:03:10,640
‫چرا اینقدر عجله؟

30
00:03:17,460 --> 00:03:20,900
‫من مدت زیادی منتظر موندم...
‫تا رئیس بشم.

31
00:03:22,540 --> 00:03:24,420
‫هیچوقت نمی‌تونی برای
‫این احساس تنهایی آماده بشی...

32
00:03:25,660 --> 00:03:27,160
‫اینکه راهنمایی نداشته باشی...

33
00:03:28,180 --> 00:03:30,380
‫همه منتظر شکست خوردنت باشن.

34
00:03:38,860 --> 00:03:41,220
‫پس ازت می‌خوام
‫همان الان این مسئولیت رو بپذیری،

35
00:03:41,260 --> 00:03:43,980
‫در حالی که من
‫هنوز اینجام تا راهنماییت کنم.

36
00:03:44,020 --> 00:03:46,230
‫و از اونجایی که سومز اینجا نیست...

37
00:03:46,280 --> 00:03:48,300
‫می‌تونیم از غیبتش استفاده کنیم.

38
00:03:49,820 --> 00:03:50,860
‫که چیکار کنیم؟

39
00:03:50,900 --> 00:03:54,740
‫که به شک‌کننده‌ها اطمینان بدیم
‫که تو، و نه اون،

40
00:03:54,780 --> 00:03:56,500
‫آدم مناسب برای این کار هستی.

41
00:04:02,500 --> 00:04:04,000
‫فورسایت.

42
00:04:05,060 --> 00:04:07,660
‫درسته؟
‫سومز در حین مأموریت مفقود شده؟

43
00:04:07,700 --> 00:04:10,500
‫آره. توی ماه عسلش.
‫می‌دونم، بهونه‌ی ضعیفیه.

44
00:04:10,540 --> 00:04:11,980
‫کمکی از دستم برمیاد؟

45
00:04:12,020 --> 00:04:15,660
‫طلای سیلان.
‫سرمایه‌گذاری سر جیمی باکلند.

46
00:04:15,700 --> 00:04:18,660
‫- سومز بهم گفت یه معدن طلاست.
‫- به معنای واقعی کلمه.

47
00:04:20,100 --> 00:04:22,380
‫خوب! منم سهیم کن...

48
00:04:22,420 --> 00:04:24,060
‫به میزان...

49
00:04:26,100 --> 00:04:29,180
‫البته انتخاب با شماست، آقای کالی، ولی...

50
00:04:29,220 --> 00:04:30,740
‫من خلافش رو توصیه می‌کنم.

51
00:04:33,140 --> 00:04:35,580
‫سر جیم سابقه‌ی ایمنی مشکوکی داره،

52
00:04:35,620 --> 00:04:38,100
‫مستعد حوادثه
‫و شایعاتی درباره‌ی تلفات جانی وجود داره.

53
00:04:38,140 --> 00:04:39,660
‫- من واقعاً توصیه...
‫- پس چی؟

54
00:04:39,700 --> 00:04:41,830
‫اگه چند تا کارگر بی‌دقت

55
00:04:41,880 --> 00:04:44,060
‫توی معدن گم بشن چه اهمیتی داره؟

56
00:04:44,100 --> 00:04:46,900
‫بهای ناچیزیه
‫برای همچین سودهای فوق‌العاده‌ای.

57
00:04:46,940 --> 00:04:48,940
‫کاملاً موافقم. جیمز فورسایت.

58
00:04:48,980 --> 00:04:51,220
‫اجازه بدین خریدتون رو سریع انجام بدم.
‫از این طرف.

59
00:04:53,500 --> 00:04:55,000
‫همراهم بیا.

60
00:06:13,780 --> 00:06:16,460
‫- خانم بارینگتون!
‫- هانا، چه غافلگیری دوست‌داشتنی.

61
00:06:16,500 --> 00:06:19,620
‫عزیزم، لوئیزا!

62
00:06:21,820 --> 00:06:24,980
‫- اصلاً عوض نشدی!
‫- لطف دارین!

63
00:06:26,140 --> 00:06:27,660
‫اوضاع چطور بوده؟

64
00:06:27,700 --> 00:06:30,620
‫سخت، ولی اگه شما کمک نکرده بودی
‫بدتر هم بود.

65
00:06:30,660 --> 00:06:32,940
‫اصلاً قبول نمی‌کنم.

66
00:06:32,980 --> 00:06:36,100
‫من فقط یه ذره کمک بهت دادم.
‫بقیه رو خودت انجام دادی.

67
00:06:39,620 --> 00:06:41,120
‫الهام‌بخش!

68
00:06:42,580 --> 00:06:44,380
‫و به همین خاطر...

69
00:06:45,820 --> 00:06:47,620
‫یه درخواست ازت دارم.

70
00:06:47,660 --> 00:06:50,180
‫البته. هر چی.

71
00:06:50,220 --> 00:06:54,180
‫توی خواستنش تردید دارم.
‫ممکنه ریسک‌هایی داشته باشه.

72
00:06:54,220 --> 00:06:55,790
‫و مربوطه به

73
00:06:55,840 --> 00:06:58,660
‫مراسم پیشِ روی جمع‌آوری کمک‌های مالیم.

74
00:07:16,820 --> 00:07:18,320
‫جون!

75
00:07:23,500 --> 00:07:25,340
‫تزار فیلیپ از خیابان کالور؟

76
00:07:25,380 --> 00:07:27,660
‫جون شورشی از هاید پارک.

77
00:07:48,100 --> 00:07:49,260
‫ممنون.

78
00:07:49,300 --> 00:07:51,020
‫فکر کردم شاید نیای.

79
00:07:51,060 --> 00:07:53,380
‫درخواست از من
‫خیلی گستاخانه بود.

80
00:07:53,420 --> 00:07:56,020
‫ولی شاید فکر می‌کنی قوانین جامعه‌ی بافرهنگ
‫شامل حال ما نمی‌شه.

81
00:07:56,060 --> 00:07:57,180
‫شاید فکر می‌کنم حقیرانه‌ست.

82
00:07:57,220 --> 00:07:58,500
‫کوته‌فکرانه؟

83
00:07:58,540 --> 00:08:00,100
‫غیرمنطقی.

84
00:08:03,860 --> 00:08:06,100
‫جدی میگم،
‫مگه مردها و زن‌ها نمی‌تونن دوست باشن؟

85
00:08:07,740 --> 00:08:09,240
‫دوست‌ها کادو قبول می‌کنن؟

86
00:08:13,700 --> 00:08:15,200
‫کیتز!

87
00:08:17,820 --> 00:08:19,380
‫یکی رو برام بخون.

88
00:08:24,460 --> 00:08:26,820
‫وقتی پیری این نسل را نابود کند،

89
00:08:26,860 --> 00:08:29,940
‫تو باقی می‌مانی
‫در میانه‌ی اندوهی جز اندوه ما،

90
00:08:29,980 --> 00:08:32,300
‫دوستی برای بشر
‫که به او می‌گویی...

91
00:08:32,340 --> 00:08:35,780
‫زیبایی حقیقت است، حقیقت زیبایی

92
00:08:35,820 --> 00:08:38,100
‫این است هر آنچه روی زمین می‌دانی...

93
00:08:38,140 --> 00:08:39,660
‫و هر آنچه نیاز است بدانی

94
00:08:55,380 --> 00:08:57,660
‫انگار یه نفر گل از گلش شکفته.

95
00:08:59,540 --> 00:09:02,300
‫حتماً از اسب‌سواریه.
‫باد طراوت‌بخش بود.

96
00:09:03,460 --> 00:09:06,340
‫برات خوبه. باید بیشتر بری.

97
00:09:07,380 --> 00:09:10,020
‫فکر کنم برم.

98
00:09:12,140 --> 00:09:13,860
‫- پس، شکار شروع شده.
‫- آره.

99
00:09:13,900 --> 00:09:17,940
‫یه تعقیب خواهد بود... یا یه تله؟

100
00:09:17,980 --> 00:09:19,970
‫فرانسیس همه چی رو برنامه‌ریزی کرده.

101
00:09:20,020 --> 00:09:21,900
‫از استادش یاد گرفته.

102
00:09:23,260 --> 00:09:25,220
‫کاملاً بی‌پروا.

103
00:09:25,260 --> 00:09:27,540
‫باید بذاریمش توی بشقاب و
‫یه سیب هم توی دهنش بذاریم!

104
00:09:28,900 --> 00:09:30,970
‫اولیویا عذرخواهی فرستاده.

105
00:09:31,020 --> 00:09:33,740
‫داره از فیتزجرالد‌ها دیدن می‌کنه.

106
00:09:33,780 --> 00:09:36,060
‫اون و آنتونی جوان با هم صمیمی شدن.

107
00:09:36,100 --> 00:09:38,100
‫چقدر دوست‌داشتنی.

108
00:09:38,140 --> 00:09:39,500
‫چه زود!

109
00:09:39,540 --> 00:09:41,780
‫سیریل بیچاره کاملاً گیج شده.

110
00:09:42,980 --> 00:09:45,260
‫برات یه خوراکی کوچولو پیدا کنیم؟

111
00:09:45,300 --> 00:09:46,800
‫- چرا این کار رو نمی‌کنی؟
‫- بریم عزیزم.

112
00:09:49,180 --> 00:09:52,620
‫با خانم پارکر بارینگتون آشنا شدی؟
‫برگشته لندن.

113
00:09:52,660 --> 00:09:54,380
‫خوشحال میشم معرفیت کنم.

114
00:09:54,420 --> 00:09:57,020
‫اوه، نه. لازم نیست.

115
00:09:57,060 --> 00:09:59,660
‫وقتی تازه ازدواج کرده بود،
‫توی ژنو باهاش آشنا شدم.

116
00:09:59,700 --> 00:10:03,260
‫دختر شیرینی بود.
‫شوهرش یه آدم خشک جدی بود!

117
00:10:03,300 --> 00:10:07,540
‫دو تایی با هم
‫کوه ماترهورن رو پیاده‌روی کردیم.

118
00:10:14,920 --> 00:10:20,850
‫و شنیدم که کلکسیون گسترده‌ای
‫از شب‌پره‌ها دارین.

119
00:10:20,900 --> 00:10:23,380
‫- آره.
‫- مدت‌هاست مشتاقم بدونم،

120
00:10:23,420 --> 00:10:26,060
‫فرق شب‌پره با پروانه چیه؟

121
00:10:26,100 --> 00:10:27,860
‫خب،

122
00:10:27,900 --> 00:10:29,620
‫راستش، وجه اشتراکاتی دارن.

123
00:10:29,660 --> 00:10:32,780
‫هر دو متعلق به گونه‌ی پروانه‌سانان هستن،

124
00:10:32,820 --> 00:10:35,100
‫از کلمه‌ی یونانی لپیس، به معنی پولک،

125
00:10:35,140 --> 00:10:36,460
‫و پترون به معنی بال.

126
00:10:36,500 --> 00:10:38,000
‫شگفت‌انگیزه.

127
00:10:45,020 --> 00:10:46,820
‫عصر فوق‌العاده‌ای بود.

128
00:10:46,860 --> 00:10:49,180
‫فکر می‌کنی واقعاً تغییر عقیده داده؟

129
00:10:49,220 --> 00:10:50,720
‫قطعاً اوضاع رو آسون‌تر می‌کنه.

130
00:10:57,660 --> 00:10:59,980
‫سومز! بالاخره.

131
00:11:02,620 --> 00:11:05,020
‫مطمئنم می‌خواد بازگشتش رو اعلام کنه.

132
00:11:35,060 --> 00:11:37,900
‫نمی‌خواد برگرده خونه؟
‫ولی خدا، الان از حال میرم.

133
00:11:37,940 --> 00:11:40,660
‫- واقعاً درسته؟
‫- حتماً تقصیر دختره ست.

134
00:11:40,700 --> 00:11:43,820
‫خب، نمی‌تونی انکار کنی که
‫موجود افسونگر کوچولویه.

135
00:11:43,860 --> 00:11:45,670
‫به چی داره فکر می‌کنه؟

136
00:11:45,720 --> 00:11:48,220
‫از بین همه جا،
‫می‌خواد توی پاریس کسب و کار راه بندازه؟

137
00:11:48,260 --> 00:11:51,540
‫اگرچه... با نبود سومز،
‫آدمی می‌تونه جایگاهش رو بگیره؟

138
00:11:51,580 --> 00:11:53,500
‫چه آدمی؟

139
00:11:53,540 --> 00:11:56,980
‫یه نفر با تخصص در ریسک، سرمایه‌گذاری.

140
00:11:57,020 --> 00:11:58,420
‫منظورت شرط‌بندیه.

141
00:11:58,460 --> 00:12:00,740
‫و برای مقام فرزند برگزیده.

142
00:12:00,780 --> 00:12:01,860
‫راجع بهش فکر کن، فردی.

143
00:12:01,900 --> 00:12:05,140
‫با نبود سومز، من و تو
‫زوج برتر نسل خودمون هستیم.

144
00:12:07,620 --> 00:12:09,120
‫هیچکس نباید از این موضوع باخبر بشه!

145
00:12:10,020 --> 00:12:11,380
‫- متوجه شدین؟
‫- البته.

146
00:12:11,420 --> 00:12:13,300
‫به شرافتم قسم.

147
00:12:13,340 --> 00:12:15,140
‫دلم می‌شکنه.

148
00:12:16,900 --> 00:12:19,180
‫چطور بدون اون زندگی کنیم؟

149
00:12:35,540 --> 00:12:37,040
‫آماده باشین.

150
00:12:41,700 --> 00:12:44,420
‫- جدیه؟
‫- نه، باهوشه.

151
00:12:44,460 --> 00:12:47,460
‫اگه جو به ریاست برسه،
‫فکر می‌کنی سومز ازش دستور می‌گیره؟

152
00:12:47,500 --> 00:12:50,300
‫اینطوری، می‌تونه ارباب قلمروی خودش باشه.

153
00:12:50,340 --> 00:12:54,060
‫- فکر خوبیه.
‫- نه، خوب نیست! محکوم به شکسته!

154
00:12:54,100 --> 00:12:55,900
‫نباید بذاریم جو صندلی ریاست رو بگیره.

155
00:12:55,940 --> 00:12:58,180
‫سومز باید برگرده و برای جایگاهش بجنگه.

156
00:12:59,340 --> 00:13:00,840
‫باید یه تلگراف بفرستم.

157
00:13:05,020 --> 00:13:08,620
‫خانم فورسایت عزیز،
‫از اومدنتون ممنونم.

158
00:13:08,660 --> 00:13:11,780
‫شنیدم که شاید
‫به زودی خبرهای هیجان‌انگیزی

159
00:13:11,820 --> 00:13:15,380
‫در مورد دخترتون و هوریشیو جوون باشه؟

160
00:13:15,420 --> 00:13:17,300
‫نمی‌تونم هیچ نظری بدم.

161
00:13:18,980 --> 00:13:21,860
‫لیدی کارترت خودش یه اشاره کرد.

162
00:13:23,980 --> 00:13:27,060
‫ازم خواسته به مؤسسه‌ی خیریه‌ش

163
00:13:27,100 --> 00:13:30,060
‫برای بازپروری زنان گناهکار کمک کنم.

164
00:13:30,100 --> 00:13:32,110
‫و فکر کردم شاید شما

165
00:13:32,160 --> 00:13:34,620
‫مشتاق باشین که به ما ملحق بشین؟

166
00:13:36,260 --> 00:13:39,220
‫البته، آدم باید از هر برنامه‌ای که

167
00:13:39,260 --> 00:13:42,220
‫این موجودات بیچاره رو
‫از خیابون‌ها جمع می‌کنه حمایت کنه.

168
00:13:42,580 --> 00:13:46,420
‫شاید بتونیم راه‌هایی
‫برای کاهش بیچارگیشون پیدا کنیم.

169
00:13:49,460 --> 00:13:51,740
‫هر دوشون تب دارن.

170
00:13:51,780 --> 00:13:53,620
‫سعی کنین بخوابین، عزیزای من.

171
00:13:53,660 --> 00:13:56,700
‫از این چیزی که خانم بارینگتون
‫می‌خواد انجام بدی، خوشم نمیاد.

172
00:13:56,740 --> 00:13:59,060
‫توی بدترین زمان ممکن ازم درخواست کرد.

173
00:13:59,100 --> 00:14:00,980
‫با این همه فورسایت
‫که این اطراف پرسه می‌زنن.

174
00:14:01,020 --> 00:14:04,100
‫اون نمی‌تونست بدونه.
‫هیچوقت بهش نگفتم پدر بچه‌ها کیه.

175
00:14:04,140 --> 00:14:06,060
‫اگه این کار رو بکنی...

176
00:14:07,340 --> 00:14:08,840
‫ممکنه نابودت کنه.

177
00:14:26,060 --> 00:14:28,580
‫یه دعوتنامه به باغ فرامپتون.

178
00:14:28,620 --> 00:14:31,260
‫اون چیه؟

179
00:14:31,300 --> 00:14:34,460
‫اقامتگاه خانوادگی کارترت‌ها!

180
00:14:36,220 --> 00:14:37,900
‫منم دعوت شدم؟

181
00:14:39,100 --> 00:14:42,100
‫فکر کنم هر دو می‌دونیم که
‫تو جاذبه‌ی اصلی هستی، عشق من.

182
00:15:04,500 --> 00:15:07,380
‫آیرین، دوست من!

183
00:15:07,420 --> 00:15:10,220
‫شما دو تا رو ببین!

184
00:15:10,260 --> 00:15:12,580
‫و اینم شوهر عزیزم.

185
00:15:12,620 --> 00:15:15,740
‫دوستای من از گروه باله،
‫ایوت، کلت، پاتریس، ویکتور.

186
00:15:16,980 --> 00:15:17,980
‫سلام. خوش‌وقتم.

187
00:15:18,020 --> 00:15:19,180
‫سلام! مفتخرم.

188
00:15:19,220 --> 00:15:21,500
‫سلام!

189
00:15:23,140 --> 00:15:24,580
‫سلام! از دیدنت خوشحالم.

190
00:15:24,620 --> 00:15:26,940
‫بریم! بجنبین! بجنبین بچه‌ها!

191
00:15:26,980 --> 00:15:28,480
‫بجنبین، بشینیم.

192
00:15:30,540 --> 00:15:33,300
‫دوستای عزیز!

193
00:15:33,340 --> 00:15:36,380
‫وای، عالیه!

194
00:15:36,420 --> 00:15:39,180
‫- خب، نوشیدنی؟
‫- آماده‌این، بچه‌ها؟

195
00:15:39,220 --> 00:15:40,940
‫داریم جشن می‌گیریم، مگه نه؟

196
00:15:40,980 --> 00:15:42,500
‫ولی نه!

197
00:15:42,540 --> 00:15:45,540
‫حتماً باید نوشیدنی
‫مخصوص ما رو امتحان کنین.

198
00:15:45,580 --> 00:15:49,900
‫لابسنت.

199
00:15:49,940 --> 00:15:51,620
‫بجنبین، وقت مهمونیه!

200
00:15:51,660 --> 00:15:54,060
‫لابسنت! لابسنت!

201
00:15:54,100 --> 00:15:56,380
‫بجنبین، همه با هم.
‫یالا، یالا، یالا.

202
00:16:12,860 --> 00:16:14,540
‫یه‌کم می‌سوزه، ولی خوبه، مگه نه؟

203
00:16:22,020 --> 00:16:23,780
‫چطور می‌تونستم انقدر احمق باشم؟

204
00:16:25,580 --> 00:16:29,940
‫فکر می‌کردم اگه مطیع به نظر برسم، پس...

205
00:16:29,980 --> 00:16:32,980
‫مامان همدل‌تر میشه،
‫خواسته‌هام رو در نظر می‌گیره.

206
00:16:33,020 --> 00:16:34,300
‫ولی... ولی حالا که...

207
00:16:34,340 --> 00:16:35,740
‫باغ فرامپتون.

208
00:16:35,780 --> 00:16:37,280
‫آره.

209
00:16:38,740 --> 00:16:40,240
‫این فقط می‌تونه یه معنی داشته باشه.

210
00:16:42,700 --> 00:16:44,200
‫قصد داره خواستگاری کنه.

211
00:16:56,300 --> 00:16:58,540
‫فکر کنم دیگه هیچوقت همدیگه رو نبینیم.

212
00:16:58,580 --> 00:17:00,300
‫کاش طور دیگه‌ای بود.

213
00:17:03,460 --> 00:17:05,140
‫شاید باید باهام ازدواج کنی!

214
00:17:08,460 --> 00:17:09,980
‫فکر کنم اینو ترجیح بدم.

215
00:17:13,540 --> 00:17:15,300
‫نه...

216
00:17:15,340 --> 00:17:16,980
‫واقعاً اینو ترجیح میدم.

217
00:17:18,380 --> 00:17:21,220
‫جون، بیا جدی باشیم.
‫چطور می‌خوایم زندگی کنیم؟

218
00:17:21,260 --> 00:17:23,580
‫- من مستمری‌ خودمو دارم.
‫- هیچ مستمری‌ای در کار نیست.

219
00:17:23,620 --> 00:17:26,860
‫اگه پدرت موافقت نکنه،
‫و باور کن که نمی‌کنه...

220
00:17:26,900 --> 00:17:29,140
‫- پس... فرار می‌کنیم.
‫- و با چی زندگی کنیم؟

221
00:17:29,180 --> 00:17:31,710
‫من بدهی دارم، هیچ اعتباری ندارم.

222
00:17:31,760 --> 00:17:33,580
‫هنوز نتونستم یه سفارش به‌دردبخور بگیرم.

223
00:17:33,620 --> 00:17:35,940
‫بعضی وقتا یه هفته
‫فقط با شکلات داغ زندگی می‌کنم.

224
00:17:35,980 --> 00:17:37,820
‫ولی اگه عاشق هم باشی
‫هیچ‌کدوم از اینا مهم نیست!

225
00:17:42,020 --> 00:17:44,460
‫من... نباید اینو می‌گفتم.

226
00:17:45,860 --> 00:17:47,360
‫ولی گفتی.

227
00:17:49,300 --> 00:17:50,860
‫عالیه!

228
00:17:50,900 --> 00:17:52,500
‫بله. مسیو؟

229
00:17:52,540 --> 00:17:55,340
‫کی این افتخار رو داریم
‫که ببینیم باله کار می‌کنی؟

230
00:17:55,380 --> 00:17:57,300
‫کی به گروه باله ملحق میشم؟

231
00:17:57,340 --> 00:18:00,740
‫یه توصیه‌نامه از مادام لانر در لندن دارم.

232
00:18:00,780 --> 00:18:02,620
‫واقعاً؟

233
00:18:02,660 --> 00:18:04,580
‫اگه بتونم در شروع فصل جدید
‫بهشون بپیوندم.

234
00:18:04,620 --> 00:18:06,120
‫سیلفید، ژیزل.

235
00:18:06,940 --> 00:18:08,620
‫نوشیدنی.

236
00:18:08,660 --> 00:18:11,260
‫چی می‌بینم؟
‫ابسنت رو دوست نداری؟

237
00:18:11,300 --> 00:18:13,100
‫خب، چیزای خوب هم
‫ممکنه زیادیش دل رو بزنه.

238
00:18:30,980 --> 00:18:32,480
‫خب...

239
00:18:33,100 --> 00:18:35,900
‫قصد داری عادت کنی

240
00:18:35,940 --> 00:18:38,460
‫به منصرف کردن مشتری‌ها
‫از سرمایه‌گذاری‌های مطمئن؟

241
00:18:39,940 --> 00:18:41,300
‫قضیه چیه؟

242
00:18:41,340 --> 00:18:42,860
‫طلای سیلان.

243
00:18:42,900 --> 00:18:45,380
‫همونطور که پیش‌بینی شده، سودهای کلان.

244
00:18:45,420 --> 00:18:47,310
‫ولی به نظر میاد جو نمی‌تونه

245
00:18:47,360 --> 00:18:49,300
‫بر حساسیتش غلبه کنه.

246
00:18:49,340 --> 00:18:51,620
‫و شک دارم هیچوقت بتونم.
‫باید از دارتی بپرسی.

247
00:18:51,660 --> 00:18:54,020
‫مطمئنم که اون آدم قوی‌تر و مقاوم‌تریه.

248
00:18:54,060 --> 00:18:55,500
‫اسم خودمو شنیدم؟

249
00:18:55,540 --> 00:18:58,060
‫معدن طلای سر جیمی باکلند.

250
00:18:58,100 --> 00:19:01,340
‫سهام الان ۴۰ درصد رشد نشون میده.

251
00:19:01,380 --> 00:19:02,880
‫از شنیدنش خوشم اومد!

252
00:19:10,020 --> 00:19:12,190
‫هدف این شرکت فقط

253
00:19:12,240 --> 00:19:14,460
‫سودرسانی به مشتری‌هاشه.

254
00:19:14,500 --> 00:19:16,370
‫ولی اگه جانشین ظاهراً برگزیده

255
00:19:16,420 --> 00:19:18,340
‫از روش‌هاش وحشت داره...

256
00:19:20,100 --> 00:19:21,950
‫آیا واقعاً...

257
00:19:22,000 --> 00:19:23,900
‫داره به نفع ما عمل می‌کنه؟

258
00:19:32,340 --> 00:19:35,860
‫به نظر می‌رسه هوریشیو کارترت
‫به جون علاقه‌مند باشه.

259
00:19:37,860 --> 00:19:39,380
‫خب!

260
00:19:40,660 --> 00:19:41,980
‫فکرشو بکن!

261
00:19:42,020 --> 00:19:44,150
‫وقتی به باغ فرامپتون بریم،

262
00:19:44,200 --> 00:19:46,380
‫معتقدم ازش خواستگاری می‌کنه.

263
00:19:47,820 --> 00:19:51,100
‫و اون وارثه، که در نهایت، البته

264
00:19:51,140 --> 00:19:53,460
‫یعنی جون، لیدی کارترت میشه.

265
00:19:53,500 --> 00:19:56,220
‫دقیقاً همون چیزی که
‫اون آقازاده‌ها بهش نیاز دارن.

266
00:19:56,260 --> 00:19:58,500
‫یه‌کم جذابیت و شخصیت.

267
00:20:00,220 --> 00:20:02,170
‫مایه‌ی مباهاتته، عزیزم.

268
00:20:02,220 --> 00:20:04,500
‫و برای تو هم البته، جون.

269
00:20:05,540 --> 00:20:07,500
‫به شرطی که پدرش موافقت کنه؟

270
00:20:08,620 --> 00:20:11,940
‫چرا موافقت نکنه؟
‫تو دلیلی می‌بینی؟

271
00:20:13,220 --> 00:20:14,720
‫مگه اینکه جون دلیلی داشته باشه.

272
00:20:18,740 --> 00:20:20,240
‫عزیزم؟

273
00:20:23,540 --> 00:20:26,180
‫ببخشید، فکرم جای دیگه بود.
‫سوال چی بود؟

274
00:20:28,540 --> 00:20:31,960
‫دلیلی وجود داره که نباید
‫با ازدواج تو با هوریشیو کارترت موافقت کنم؟

275
00:20:34,300 --> 00:20:36,900
‫آره، فکر کنم هست.

276
00:20:36,940 --> 00:20:39,860
‫به دلیل اینکه من قبلاً نامزد کردم.

277
00:20:42,580 --> 00:20:45,380
‫اسمش فیلیپ بوسینیه.

278
00:20:45,420 --> 00:20:48,580
‫معماره، از مکتب جدید، و خیلی باهوشه.

279
00:20:49,660 --> 00:20:52,740
‫توی خیابان کالور زندگی می‌کنه.
‫دفترش هم اونجاست.

280
00:20:53,860 --> 00:20:56,740
‫هنوز منتظر اولین سفارششه،
‫ولی انقدر بااستعداده که

281
00:20:56,780 --> 00:20:59,060
‫مطمئنم به محض اینکه
‫اسمش سر زبون‌ها بیفته، تقاضا زیاد میشه...

282
00:20:59,100 --> 00:21:00,600
‫عزیزم، بس کن.

283
00:21:01,700 --> 00:21:03,940
‫این حرف‌ها به نظر هیچکس خنده‌دار نیست.

284
00:21:03,980 --> 00:21:05,480
‫به نظر من که نیست.

285
00:21:06,580 --> 00:21:08,220
‫توی اپرا باهاش آشنا شدم.

286
00:21:08,260 --> 00:21:12,780
‫یه مدرنیسته و کاملاً سنت‌های منسوخ رو
‫رد می‌کنه، مثلاً...

287
00:21:12,820 --> 00:21:15,180
‫مثلاً اجازه از پدر
‫قبل از خواستگاری از دخترش؟

288
00:21:17,220 --> 00:21:18,720
‫خب، راستش...

289
00:21:19,300 --> 00:21:21,580
‫- من ازش خواستگاری کردم.
‫- چی...؟

290
00:21:21,620 --> 00:21:23,120
‫البته که کردی!

291
00:21:24,180 --> 00:21:27,460
‫باید قبول کنم که یه ذره حقیقت
‫توی این داستان مسخره وجود داره...؟

292
00:21:29,900 --> 00:21:32,300
‫جون... داری چیکار می‌کنی؟

293
00:21:33,780 --> 00:21:35,280
‫دلم رو دنبال می‌کنم.

294
00:21:38,020 --> 00:21:39,340
‫خدایا.

295
00:21:39,380 --> 00:21:40,880
‫ولی چطور...؟

296
00:21:41,740 --> 00:21:44,060
‫کجا ممکنه...؟
‫بهش بگو. غیرقابل قبوله.

297
00:21:44,100 --> 00:21:45,860
‫جون، یه لحظه حرف بزنیم، لطفاً.

298
00:21:50,140 --> 00:21:52,700
‫- تو چیزی از این موضوع می‌دونستی؟
‫- چرا باید بدونم؟

299
00:21:52,740 --> 00:21:55,220
‫می‌دونیم دوست داره با تو درد دل کنه.

300
00:21:55,260 --> 00:21:57,170
‫شاید فکر کرده من

301
00:21:57,220 --> 00:21:59,180
‫ممکنه... مخالف باشم.

302
00:21:59,220 --> 00:22:01,420
‫که واضحه هستی.

303
00:22:07,180 --> 00:22:09,410
‫شما نمی‌فهمین.

304
00:22:09,460 --> 00:22:11,740
‫اون مثل هیچ‌کس دیگه‌ای
‫که تا حالا شناختم نیست.

305
00:22:11,780 --> 00:22:15,500
‫به چیزهای مهم اهمیت میده،
‫به درست و غلط.

306
00:22:15,540 --> 00:22:18,580
‫نمی‌خواد منو کنترل کنه.
‫می‌خواد همونی باشم که هستم.

307
00:22:18,620 --> 00:22:21,100
‫- و این با بقیه کسایی که شناختی فرق داره؟
‫- آره!

308
00:22:29,300 --> 00:22:30,800
‫پس باید باهاش ملاقات کنم.

309
00:22:40,150 --> 00:22:50,150
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

310
00:22:59,500 --> 00:23:01,020
‫چطور می‌تونستم این کار رو بکنم؟

311
00:23:03,980 --> 00:23:06,220
‫که نتونم الزام فورسایت‌ها رو منتقل کنم.

312
00:23:08,940 --> 00:23:11,510
‫تاج رو تصاحب کن، رهبری کن...

313
00:23:11,560 --> 00:23:13,700
‫به جای اینکه نفر دوم باشی.

314
00:23:17,900 --> 00:23:20,540
‫هدف زندگی من چیه،
‫جز اینکه پسرمو روی صندلی ریاست بنشونم؟

315
00:23:21,980 --> 00:23:23,580
‫اینو توی تلگرافت نوشتی؟

316
00:23:24,620 --> 00:23:26,120
‫مسلماً نه!

317
00:23:27,380 --> 00:23:29,700
‫بهش گفتم اگه با قطار بعدی
‫از پاریس برنگرده،

318
00:23:29,740 --> 00:23:32,020
‫میام و گوششو می‌کشم و می‌کشمش خونه.

319
00:23:32,060 --> 00:23:33,560
‫خب، این دیگه کار رو راه میندازه.

320
00:23:43,420 --> 00:23:44,920
‫از این طرف، آقا...

321
00:23:52,700 --> 00:23:54,200
‫آقای بوسینی.

322
00:23:56,020 --> 00:23:57,520
‫لطفاً.

323
00:24:01,740 --> 00:24:05,010
‫خانم‌ها، بهم افتخار دادین که

324
00:24:05,060 --> 00:24:08,380
‫منو به کمپین‌تون دعوت کردین.

325
00:24:08,420 --> 00:24:10,780
‫و در حالی که حدس می‌زنم

326
00:24:10,820 --> 00:24:14,060
‫میزان کمک مالیم
‫در انتخابمون تأثیر داشته...

327
00:24:15,540 --> 00:24:17,630
‫امیدوارم چیزی بیشتر از

328
00:24:17,680 --> 00:24:19,820
‫سکه طلا برای ارائه داشته باشم.

329
00:24:31,620 --> 00:24:33,140
‫مطمئنم فکر می‌کنین من گستاخم.

330
00:24:34,300 --> 00:24:36,020
‫که جسارت کردم
‫به دختر یه ثروتمند چشم داشته باشم.

331
00:24:37,340 --> 00:24:40,380
‫همونطور که می‌بینین،
‫سرآستین‌هام فرسوده ست، کتم مندرسه،

332
00:24:40,420 --> 00:24:43,020
‫و برای نشون دادن شکاف بینمون،
‫منو به جایی دعوت کردین

333
00:24:43,060 --> 00:24:45,340
‫که حق عضویتش
‫چهار برابر درآمد سالیانه‌ی منه.

334
00:24:45,380 --> 00:24:46,880
‫در واقع...

335
00:24:47,660 --> 00:24:50,140
‫اینجا رو انتخاب کردم چون نزدیک دفتر کارته.

336
00:24:54,780 --> 00:24:56,280
‫از خودت برام بگو.

337
00:25:02,420 --> 00:25:03,920
‫من یه رادیکال‌ام.
‫[طرفدار اصلاحات اساسی]

338
00:25:05,260 --> 00:25:07,500
‫از قبول عرف سر باز می‌زنم.

339
00:25:10,460 --> 00:25:13,420
‫خانواده‌ام معمولیه.
‫تحصیلاتم بدهکارم کرده.

340
00:25:13,460 --> 00:25:16,060
‫پس اگه اومدین اینجا تا بهم بگین
‫باید به دنبال جای دیگه‌ای باشم...

341
00:25:16,100 --> 00:25:19,660
‫اومدم اینجا تا بپرسم...
‫چرا عاشق دخترم شدی.

342
00:25:24,780 --> 00:25:26,280
‫تا حالا هیچکسی رو مثل اون ندیدم.

343
00:25:28,540 --> 00:25:30,040
‫ما دنیا رو یه جور می‌بینیم.

344
00:25:31,620 --> 00:25:34,060
‫اون با اخلاق و شجاعه.

345
00:25:35,140 --> 00:25:38,500
‫و، آره، دوستش دارم.
‫و اگر باور ندارین...

346
00:25:38,540 --> 00:25:40,220
‫و چی میشه اگه باورت داشته باشم؟

347
00:25:42,220 --> 00:25:45,940
‫شما مدت‌ها قبل از من
‫از این هدف حمایت کردین.

348
00:25:45,980 --> 00:25:49,180
‫پانسیون‌هایی که برای زنانی که نجاتشون میدین
‫تأمین بودجه می‌کنین،

349
00:25:49,220 --> 00:25:51,550
‫روحانیونی که استخدام می‌کنین تا بهشون

350
00:25:51,600 --> 00:25:53,980
‫اشتباهات راه رو آموزش بدن،

351
00:25:54,020 --> 00:25:57,300
‫خونه‌هایی که بین اشراف بی‌فرزند

352
00:25:57,340 --> 00:25:59,260
‫برای فرزندهای بیچاره‌شون پیدا می‌کنین.

353
00:25:59,300 --> 00:26:02,900
‫هیچکس نمی‌تونه
‫در صلابت هدف شما شک کنه.

354
00:26:02,940 --> 00:26:06,460
‫ولی هدف نهایی خیریه شما چیه؟

355
00:26:06,500 --> 00:26:09,180
‫تنبیه؟ برتری اخلاقی؟

356
00:26:09,220 --> 00:26:12,020
‫یا کمک مادی؟

357
00:26:12,060 --> 00:26:14,340
‫اجازه بدید به شما

358
00:26:14,380 --> 00:26:16,770
‫بانویی رو معرفی کنم که گذشته‌ش...

359
00:26:16,820 --> 00:26:19,260
‫ممکنه براتون آموزنده باشه.

360
00:26:24,620 --> 00:26:26,710
‫و بعضی از شماها منو می‌شناسین.

361
00:26:26,760 --> 00:26:28,900
‫با خرید از من بهم افتخار میدین.

362
00:26:30,180 --> 00:26:32,100
‫به قدری لطف داشتین که
‫منو به خونه‌هاتون دعوت کنین.

363
00:26:32,140 --> 00:26:34,230
‫ده سال پیش،

364
00:26:34,280 --> 00:26:36,420
‫من بی‌پول و بی‌خونه بودم.

365
00:26:37,420 --> 00:26:40,780
‫خانم پارکر بارینگتون
‫از درماندگی من باخبر شد.

366
00:26:40,820 --> 00:26:42,970
‫می‌تونست قضاوتم کنه...

367
00:26:43,020 --> 00:26:45,740
‫و خطاها و ضعف‌هامو به روم بیاره.

368
00:26:45,780 --> 00:26:48,260
‫ولی در عوض،
‫ازم پرسید چطور می‌تونه کمک کنه.

369
00:26:48,300 --> 00:26:51,660
‫برام خونه پیدا کرد،
‫یه ماما، خورد و خوراک.

370
00:26:51,700 --> 00:26:53,420
‫ازم پرسید چه مهارت‌هایی دارم

371
00:26:53,460 --> 00:26:56,780
‫و منو به عنوان یه خیاط استخدام کرد،
‫به دوست‌هاش معرفیم کرد.

372
00:26:56,820 --> 00:27:00,500
‫خیلی از شما کمک کردین
‫تا من به چیزی که امروز هستم تبدیل بشم.

373
00:27:01,700 --> 00:27:05,300
‫نه یه بار بر دوش جامعه...
‫بلکه یه مشارکت‌کننده.

374
00:27:06,900 --> 00:27:08,820
‫داستان دلگرم‌کننده‌ایه،

375
00:27:08,860 --> 00:27:11,900
‫ولی تفاوت بزرگی بین تو و

376
00:27:11,940 --> 00:27:14,620
‫زنایی که سعی داریم کمکشون کنیم وجود داره.

377
00:27:14,660 --> 00:27:16,940
‫تو چیزی نیستی که بهش میگیم «گناهکار»

378
00:27:16,980 --> 00:27:19,820
‫و اگه بودم، سزاوار کارگاه فقرا بودم؟

379
00:27:19,860 --> 00:27:21,660
‫بچه‌هام ازم گرفته می‌شدن؟

380
00:27:21,700 --> 00:27:24,540
‫خودم محکوم به توبه و شرمساری می‌شدم؟

381
00:27:24,580 --> 00:27:27,260
‫بیوگی و فقر گناه نیستن.

382
00:27:35,140 --> 00:27:36,640
‫من یه بیوه نبودم.

383
00:27:39,140 --> 00:27:41,380
‫بچه‌هام خارج از ازدواج به دنیا اومدن.

384
00:27:43,660 --> 00:27:45,160
‫پدرشون...

385
00:27:53,900 --> 00:27:55,400
‫مُرد...

386
00:27:56,580 --> 00:27:58,080
‫قبل از به دنیا اومدنشون.

387
00:28:02,380 --> 00:28:03,880
‫حالا قضاوتم می‌کنین؟

388
00:28:05,740 --> 00:28:08,020
‫حالا من کمتر شایسته به نظر می‌رسم؟

389
00:28:10,060 --> 00:28:11,560
‫به نظر من نه.

390
00:28:12,620 --> 00:28:16,900
‫و امیدوارم به نظر هیچکدوم از
‫آدمای اینجا هم اینطور نباشه.

391
00:28:18,780 --> 00:28:20,660
‫خیلی ممنون.

392
00:28:20,700 --> 00:28:22,200
‫ممنون.

393
00:28:59,900 --> 00:29:01,580
‫ببخشید، من باید برم.

394
00:29:09,300 --> 00:29:12,300
‫به نظر من تو مثل...
‫یه جوینده‌ی مال نیستی.

395
00:29:15,460 --> 00:29:16,960
‫چطور می‌خوای ازش حمایت مالی کنی؟

396
00:29:18,260 --> 00:29:20,220
‫من، خب...

397
00:29:20,260 --> 00:29:23,620
‫یعنی، در حال حاضر... نمی‌تونم.

398
00:29:23,660 --> 00:29:26,260
‫ولی چشم‌اندازهایی دارم.
‫دارم روی یه سفارش بزرگ کار می‌کنم.

399
00:29:27,500 --> 00:29:29,940
‫ولی آیا پول
‫همه چیز و نهایت هر چیزیه؟

400
00:29:29,980 --> 00:29:31,700
‫برای کسایی که بهش عادت دارن، آره.

401
00:29:35,220 --> 00:29:36,720
‫من نمی‌تونم با این ازدواج موافقت کنم...

402
00:29:39,020 --> 00:29:42,300
‫تا وقتی که...
‫اولین سفارشت رو انجام بدی.

403
00:29:45,620 --> 00:29:47,900
‫تا اون زمان، با نامزدی موافقم.

404
00:29:50,460 --> 00:29:54,180
‫شک ندارم که همدیگه رو زیاد خواهیم دید.

405
00:30:16,040 --> 00:30:18,840
‫من اینجام، عزیزای من. اینجام.

406
00:30:24,600 --> 00:30:26,800
‫با نامزدی موافقت کردی؟

407
00:30:27,720 --> 00:30:29,220
‫چرا؟

408
00:30:30,640 --> 00:30:34,230
‫اون آدمیه احساساتی، اهل بحث
‫و در حال حاضر بدون درآمد.

409
00:30:34,280 --> 00:30:36,570
‫ممکنه سال‌ها طول بکشه
‫تا اولین سفارش رو بگیره.

410
00:30:36,620 --> 00:30:37,670
‫دقیقاً!

411
00:30:37,720 --> 00:30:40,880
‫و تا اون زمان، این عشق رمانتیک
‫درخششش رو از دست داده...

412
00:30:42,000 --> 00:30:43,500
‫یا اینکه آزمون زمان رو پس میده.

413
00:30:43,520 --> 00:30:45,080
‫و تو حاضری این ریسک رو قبول کنی؟

414
00:30:48,680 --> 00:30:50,180
‫قضیه چیه؟

415
00:30:51,520 --> 00:30:53,040
‫داری به طور غیرمستقیم...

416
00:30:54,480 --> 00:30:56,670
‫اجازه میدی جون کاری رو بکنه که خودت...

417
00:30:56,720 --> 00:30:58,760
‫همیشه پشیمونی که نکردی؟

418
00:31:00,200 --> 00:31:01,700
‫اصلاً اینطور نیست.

419
00:31:04,240 --> 00:31:06,040
‫از تصمیمی که گرفتم کاملاً راضی‌ام.

420
00:31:15,280 --> 00:31:17,160
‫می‌دونستم!

421
00:31:17,200 --> 00:31:20,200
‫هیچوقت نمی‌خواستی موافقت کنی چون...

422
00:31:20,240 --> 00:31:22,880
‫هیچ درکی نداری از اینکه
‫واقعاً دنبال کردن قلبت چطوریه!

423
00:31:22,920 --> 00:31:25,120
‫پس یالا، بهم بگو!

424
00:31:34,920 --> 00:31:37,240
‫بهت اجازه میدیم نامزد کنی.

425
00:31:45,520 --> 00:31:47,990
‫و حالا به دنیای بیرون اطمینان میدیم که

426
00:31:48,040 --> 00:31:49,800
‫نمی‌تونیم از این خوشحال‌تر باشیم.

427
00:31:56,800 --> 00:31:59,880
‫نه، نه، نه. پاتو از روی میز بردار، پودینگ،
‫قوانین رو می‌دونی...

428
00:31:59,920 --> 00:32:01,240
‫خوبه.

429
00:32:01,280 --> 00:32:04,160
‫نکنه همه پیمان بستن که
‫سطح این خانواده رو پایین بیارن؟

430
00:32:05,440 --> 00:32:07,160
‫اول سومز، حالا جون؟

431
00:32:09,080 --> 00:32:11,440
‫هیچکس اعتبار خانوادگی رو در نظر نمی‌گیره؟

432
00:32:11,480 --> 00:32:13,320
‫متوجه شدی که هیچ اطلاعیه‌ای در کار نبود.

433
00:32:13,360 --> 00:32:15,640
‫نامزدی جون؟

434
00:32:15,680 --> 00:32:19,960
‫عجیب نیست. منم اگه بودم
‫همچین عدم تشابهی رو اعلام نمی‌کردم.

435
00:32:21,640 --> 00:32:23,920
‫عجیب نیست که لیست مهمونی نامزدی
‫فقط خانواده‌ی نزدیک باشه.

436
00:32:23,960 --> 00:32:26,160
‫فرانسیس بیچاره چه آرزوهای بزرگی داشت.

437
00:32:27,480 --> 00:32:28,980
‫حتماً خیلی ناامید شده.

438
00:32:35,560 --> 00:32:37,690
‫تا حالا بهت گفتم که

439
00:32:37,740 --> 00:32:39,920
‫وقتی ۵ سالم بود، توی رود سن افتادم؟

440
00:32:39,960 --> 00:32:42,440
‫- پدر و مادرت کجا بودن؟
‫- کنارم.

441
00:32:42,480 --> 00:32:45,240
‫اولی شنا بلد بودم، پس مادرم خوشحال بود
‫که با خطر مواجه بشم.

442
00:32:45,280 --> 00:32:46,560
‫خیلی ریسک کرده.

443
00:32:46,600 --> 00:32:50,000
‫مثل تو، با پول بقیه.

444
00:32:50,040 --> 00:32:52,000
‫من ریسک‌های حساب شده می‌کنم.

445
00:32:52,040 --> 00:32:55,600
‫مثل ریسک کردن خوشبختیت
‫با کسی که به زور می‌شناسی؟

446
00:32:59,760 --> 00:33:02,000
‫آیزاک به نامزدی جون اشاره کرد.

447
00:33:02,040 --> 00:33:04,520
‫واقعاً خوشحالیم.

448
00:33:04,560 --> 00:33:06,560
‫البته، جون می‌تونست هرکی رو انتخاب کنه،

449
00:33:06,600 --> 00:33:09,760
‫ولی معتقدیم که جوون‌ها
‫باید قلبشون رو دنبال کنن.

450
00:33:09,800 --> 00:33:11,300
‫کاملاً موافقم.

451
00:33:12,160 --> 00:33:15,800
‫می‌خوام بابت پیوستن به اون جلسه
‫ازتون تشکر کنم.

452
00:33:15,840 --> 00:33:18,080
‫امیدوارم نسبت به این هدف
‫متقاعد شده باشین.

453
00:33:19,720 --> 00:33:21,630
‫لوییزای عزیز، یه نمونه‌ی درخشانه

454
00:33:21,680 --> 00:33:23,640
‫از چیزی که می‌تونه به دست بیاد.

455
00:33:24,760 --> 00:33:28,560
‫آره، آره، خیلی قابل تحسینه.

456
00:33:28,600 --> 00:33:30,650
‫هنوزم سخته،

457
00:33:30,700 --> 00:33:33,200
‫با دو تا بچه‌ی کوچیک که مراقبشون باشی.

458
00:33:33,240 --> 00:33:35,560
‫و وقتی هر دوشون تب می‌کنن...

459
00:33:35,600 --> 00:33:37,440
‫خب... خیلی متاسفم، باید برم.

460
00:33:37,480 --> 00:33:40,240
‫برای ناهار با دون‌شایرها قرار دارم.

461
00:33:52,240 --> 00:33:53,740
‫خیلی مریض شدن؟

462
00:33:54,800 --> 00:33:57,400
‫تب مخملک، ظاهراً.

463
00:33:58,480 --> 00:33:59,980
‫عزیزای بیچاره.

464
00:34:24,880 --> 00:34:28,080
‫فوق‌العاده نبود؟
‫هفته‌ی دیگه با مدیر ملاقات می‌کنم.

465
00:34:28,120 --> 00:34:29,640
‫و فقط فکر کن، اگه قبولم کنه،

466
00:34:29,680 --> 00:34:32,160
‫می‌تونی هر شب بعد از اجرا بیای دنبالم.

467
00:34:32,200 --> 00:34:33,840
‫باید برادر ایوت رو ببینی!

468
00:34:33,880 --> 00:34:36,760
‫نقاشه، میاد و همه‌ی تمرین‌ها رو
‫تماشا می‌کنه.

469
00:34:36,800 --> 00:34:39,600
‫صادقانه میگم،
‫نمی‌تونم صبر کنم تا ببینی باله‌م چطوره.

470
00:34:39,640 --> 00:34:43,360
‫فقط تصور کن!
‫می‌تونی هر شب دم خروجی صحنه بیای جلوم.

471
00:34:43,400 --> 00:34:46,200
‫و وقتی توی آپارتمان جدیدمون مستقر شدیم...

472
00:34:46,240 --> 00:34:48,560
‫می‌تونیم بریم کافه د فلور...

473
00:35:01,520 --> 00:35:04,160
‫و وقتی مستقر شدیم،
‫خانواده‌ت رو دعوت کنیم بیان دیدنمون؟

474
00:35:06,160 --> 00:35:09,240
‫آره. آره، البته.

475
00:35:09,280 --> 00:35:10,780
‫عشق من...

476
00:35:11,800 --> 00:35:13,320
‫یه چیزی هست که نگفتم.

477
00:35:16,120 --> 00:35:17,400
‫یه تلگراف از پدرم.

478
00:35:17,440 --> 00:35:20,320
‫- حالش خوبه؟
‫- خیلی ناراحت و پریشونه...

479
00:35:20,360 --> 00:35:21,860
‫ها...

480
00:35:21,880 --> 00:35:23,380
‫که برنامه‌هام رو توی یه نامه بهش گفتم،

481
00:35:23,400 --> 00:35:25,760
‫وقتی که باید حضوری انجامش می‌دادم.

482
00:35:25,800 --> 00:35:27,300
‫داشتم چه فکری می‌کردم؟

483
00:35:28,800 --> 00:35:30,300
‫معتقدم باید برگردم.

484
00:35:32,440 --> 00:35:33,940
‫ماه عسلمون رو کوتاه کنیم؟

485
00:35:35,440 --> 00:35:37,760
‫و آزمونم چی؟
‫باید دوباه برنامه‌ریزی کنم؟

486
00:35:37,800 --> 00:35:41,160
‫البته. ولی باید متوجه باشی که
‫یه توضیح به پدرم مدیونم...

487
00:35:42,640 --> 00:35:44,140
‫حضوری.

488
00:35:47,480 --> 00:35:49,160
‫البته.

489
00:35:49,200 --> 00:35:51,400
‫البته، متوجه‌ام.

490
00:35:52,560 --> 00:35:54,840
‫پس بیا برگردیم لندن...

491
00:35:54,880 --> 00:35:57,920
‫و مسائل رو...
‫یه بار برای همیشه حل کنیم.

492
00:36:24,200 --> 00:36:26,560
‫عصر بخیر، آقا.

493
00:36:26,600 --> 00:36:28,880
‫چطور می‌دونیم که این پسر

494
00:36:28,920 --> 00:36:31,320
‫یه فرصت‌طلب پول‌پرست نیست؟

495
00:36:33,840 --> 00:36:36,240
‫فرانسیس چی فکر می‌کنه؟

496
00:36:36,280 --> 00:36:39,640
‫می‌دونه که وقتی دل به چیزی بند میشه،

497
00:36:39,680 --> 00:36:43,120
‫هرچی بیشتر منع بشه، هوس‌انگیزتر میشه.

498
00:36:45,080 --> 00:36:48,800
‫مطمئناً فکر نمی‌کنی جون این پسر رو می‌خواد

499
00:36:48,840 --> 00:36:51,520
‫که فقط ثابت کنه می‌تونه داشته باشدش؟

500
00:36:51,560 --> 00:36:53,650
‫یه بار دو تا مرد جوان رو می‌شناختم

501
00:36:53,700 --> 00:36:56,160
‫که دنبال یه دختر بودن...

502
00:36:56,200 --> 00:36:59,200
‫فقط برای اینکه اون یکی نتونه داشته باشدش.

503
00:37:02,000 --> 00:37:03,600
‫بذار برات یه نوشیدنی بیارم.

504
00:37:19,560 --> 00:37:21,800
‫مشکلی هست؟ چیه؟

505
00:37:23,120 --> 00:37:25,400
‫نه، چیزی نیست که نگرانش باشی.

506
00:37:28,000 --> 00:37:30,280
‫هیچکس باور نمی‌کنه
‫ما زمانی بهترین دوست هم بودیم.

507
00:37:30,320 --> 00:37:31,820
‫زمان زیادی ازش گذشته.

508
00:37:33,400 --> 00:37:35,680
‫قبل از اینکه اون پیرمرد
‫ما رو به جون هم بندازه.

509
00:37:37,680 --> 00:37:41,960
‫آره. «خودتو جمع و جور کن!»
‫«از خود گذشتگی کن!»

510
00:37:42,000 --> 00:37:43,500
‫از خود گذشتگی بود؟

511
00:37:44,160 --> 00:37:45,660
‫برای تو؟

512
00:37:47,640 --> 00:37:49,140
‫الکساندرا؟

513
00:37:53,440 --> 00:37:55,200
‫نه بیشتر از تو.

514
00:37:56,800 --> 00:37:59,680
‫منم بعضی وقتا تعجب می‌کنم کجا ناپدید شد.

515
00:38:00,720 --> 00:38:02,280
‫منم همینطور.

516
00:38:03,640 --> 00:38:06,400
‫بازم... همه‌چی به بهترین شکل تموم شد.

517
00:38:08,680 --> 00:38:11,800
‫امیلی و تو. ایدیت و من.

518
00:38:11,840 --> 00:38:13,340
‫آره.

519
00:38:14,360 --> 00:38:15,860
‫زن‌های فوق‌العاده‌ای بودن.

520
00:38:18,440 --> 00:38:20,200
‫ما رو از خودمون نجات دادن.

521
00:38:26,280 --> 00:38:28,240
‫تقریباً دلم براش می‌سوزه.

522
00:38:28,280 --> 00:38:29,780
‫نسوزه.

523
00:38:31,400 --> 00:38:32,520
‫کلاهش رو دیدی؟

524
00:38:32,560 --> 00:38:35,840
‫گذاشته بودش روی یه صندلی،
‫و امیلی با یه گربه اشتباه گرفتش.

525
00:38:37,680 --> 00:38:41,400
‫عمو جیمز، به نظر میاد
‫دوست داری یه خونه‌ی جدید سفارش بدی.

526
00:38:41,440 --> 00:38:44,000
‫و فیل، پر از ایده‌های نبوغ‌آمیزه.

527
00:38:44,040 --> 00:38:46,960
‫فکر کنم عموت کاملاً از خونه‌ش راضی باشه.

528
00:38:47,000 --> 00:38:49,320
‫ولی اگه یه وقتی فرصتی پیش بیاد،

529
00:38:49,360 --> 00:38:51,840
‫مطمئناً می‌تونین بیاین دفترم
‫و نمونه کارهام رو ببینین.

530
00:38:51,880 --> 00:38:54,520
‫بفرما! چه دعوت محبت‌آمیزی!

531
00:38:56,920 --> 00:38:59,280
‫خب، دیگه وقتشه.

532
00:38:59,320 --> 00:39:01,600
‫من و فرانسیس ازتون می‌خوایم که

533
00:39:01,640 --> 00:39:04,320
‫همراه ما به افتخار دو نامزدمون بنوشین.

534
00:39:13,360 --> 00:39:17,040
‫چطور یه شورشی رو خنثی کنی؟
‫هدفش رو ازش بگیر.

535
00:40:39,760 --> 00:40:41,260
‫اونا...؟

536
00:40:45,280 --> 00:40:47,120
‫لطفاً بهم بگو نه.

537
00:40:48,160 --> 00:40:49,660
‫نه.

538
00:40:50,280 --> 00:40:51,920
‫تبشون پایین اومده. خوابیدن.

539
00:40:55,800 --> 00:40:57,260
‫خدا رو شکر.

540
00:40:59,260 --> 00:41:09,260
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M