1
00:00:43,640 --> 00:00:45,750
‫بعضی‌ها بهش میگن یه تب،

2
00:00:45,800 --> 00:00:49,320
‫که قربانی رو از فکر منطقی محروم می‌کنه.

3
00:00:52,160 --> 00:00:54,270
‫بعضی‌ها بهش میگن هذیان،

4
00:00:54,320 --> 00:00:58,470
‫که عقل رو گیج می‌کنه و خون رو لخته.

5
00:00:58,520 --> 00:01:01,870
‫بعضی‌ها بهش میگن تسخیرشدگی،

6
00:01:01,920 --> 00:01:05,750
‫که عقل رو مخدوش می‌کنه و خواب رو می‌شکنه.

7
00:01:05,800 --> 00:01:09,710
‫بقیه بهش میگن... عشق.

8
00:01:09,760 --> 00:01:12,310
‫ولی هر چی می‌خوای اسمشو بذاری،

9
00:01:12,360 --> 00:01:14,270
‫برای یه فورسایت،

10
00:01:14,320 --> 00:01:17,360
‫می‌تونه هم نعمت باشه و هم نفرین.

11
00:01:19,720 --> 00:01:23,000
‫بریم پیش خانواده برای صبحونه؟

12
00:01:24,520 --> 00:01:26,710
‫بهتره خودمونو نجات بدیم.

13
00:01:26,760 --> 00:01:28,430
‫دیر یا زود باید باهاشون روبرو بشیم.

14
00:01:28,480 --> 00:01:30,630
‫باید یه شام خوش‌آمدگویی
‫براشون ترتیب بدیم.

15
00:01:30,680 --> 00:01:33,270
‫به عروس نشون بدیم
‫یه خانواده‌ی متمدن چه شکلیه.

16
00:01:33,320 --> 00:01:35,880
‫چیز به درد بخوری
‫از امیلی یا وینیفرد یاد نمی‌گیره.

17
00:01:37,480 --> 00:01:39,550
‫نمی‌دونم فرانسیس چطوری باهاش کنار میاد.

18
00:01:39,600 --> 00:01:41,670
‫یه رقیب توی خانواده؟

19
00:01:41,720 --> 00:01:44,360
‫دیگه ملکه زنبورها نیست؟

20
00:01:45,720 --> 00:01:48,030
‫خب، بعید می‌دونم اون دختر ریزه میزه
‫بتونه تهدیدش کنه.

21
00:01:48,080 --> 00:01:50,720
‫چه فکر جالبی.

22
00:01:52,320 --> 00:01:55,040
‫واقعاً نمی‌تونه باور کنه عاشق سومز شده؟

23
00:01:56,160 --> 00:01:59,270
‫- لازمه که باشه؟
‫- دیوانه‌وار.

24
00:01:59,320 --> 00:02:01,270
‫وگرنه اصلاً چرا ازدواج کنه؟

25
00:02:01,320 --> 00:02:03,630
‫من و فیل از هم جدانشدنی میشیم.

26
00:02:03,680 --> 00:02:07,150
‫جمله‌های همو کامل می‌کنیم،
‫به افکار هم فکر می‌کنیم.

27
00:02:07,200 --> 00:02:08,750
‫چه خسته‌کننده.

28
00:02:08,800 --> 00:02:10,550
‫خب، براتون متأسفم، پدربزرگ،

29
00:02:10,600 --> 00:02:12,190
‫که هرگز این شور و شوق بزرگ رو نشناختین.

30
00:02:12,240 --> 00:02:14,120
‫کی اینو گفتم؟

31
00:02:15,760 --> 00:02:19,120
‫امشب برای نوشیدنی
‫با خانواده روبرو میشیم...

32
00:02:20,600 --> 00:02:22,710
‫ولی تا اون موقع...

33
00:02:22,760 --> 00:02:24,390
‫می‌تونی مستقر بشی و...

34
00:02:24,440 --> 00:02:27,030
‫بذاری پارجتر هر چی نیاز داری بیاره.

35
00:02:27,080 --> 00:02:29,110
‫و تو کجا خواهی بود؟

36
00:02:29,160 --> 00:02:30,870
‫توی دفتر.

37
00:02:30,920 --> 00:02:33,230
‫دارم پدرمو برای نقشه‌هامون قانع می‌کنم.

38
00:02:33,280 --> 00:02:34,670
‫و وقتی که نیستم،

39
00:02:34,720 --> 00:02:37,470
‫چرا یه لیست از هر چیزی که
‫می‌خوای تغییر بدی درست نمی‌کنی؟

40
00:02:37,520 --> 00:02:39,030
‫تغییر؟

41
00:02:39,080 --> 00:02:42,710
‫عزیزم... اینجا یه آپارتمان مجردیه.

42
00:02:42,760 --> 00:02:44,430
‫به عنوان یه شوهر جدید،

43
00:02:44,480 --> 00:02:47,520
‫طبیعتاً به سلیقه برتر زنم تعظیم می‌کنم.

44
00:02:48,640 --> 00:02:50,350
‫ولی اگه توی پاریس باشیم...

45
00:02:50,400 --> 00:02:53,430
‫توی اون دفعات کمی که برمی‌گردیم...

46
00:02:53,480 --> 00:02:56,200
‫می‌خوام همه‌چی
‫دقیقاً اونجوری باشه که تو می‌خوای.

47
00:03:02,440 --> 00:03:05,960
‫- دیشب...
‫- خب؟

48
00:03:07,680 --> 00:03:10,230
‫به یه دلیلی نتونستم بخوابم.

49
00:03:10,280 --> 00:03:12,120
‫منم نتونستم.

50
00:03:14,160 --> 00:03:15,920
‫چه عجیب.

51
00:03:18,560 --> 00:03:20,080
‫آره.

52
00:03:23,080 --> 00:03:25,080
‫سر شام می‌بینمت.

53
00:03:26,080 --> 00:03:36,080
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

54
00:03:39,200 --> 00:03:40,800
‫ویگینز...

55
00:03:42,840 --> 00:03:44,640
‫یه کاری دارم که باید برام انجام بدی.

56
00:03:53,920 --> 00:03:55,790
‫صبحتون بخیر، آقای فورسایت.

57
00:03:55,840 --> 00:03:58,190
‫سیلون گلد پنج واحد افزایش داشته
‫و در حال صعوده.

58
00:03:58,240 --> 00:03:59,750
‫- طبق پیش‌بینی.
‫- نه از طرف همه.

59
00:03:59,800 --> 00:04:02,510
‫یادم میاد بعضی‌ها محتاط بودن.
‫الان دارن حسرت می‌خورن.

60
00:04:02,560 --> 00:04:04,510
‫هیچ‌وقت درس می‌گیرن؟

61
00:04:04,560 --> 00:04:06,880
‫پسرم.

62
00:04:11,880 --> 00:04:13,630
‫اومدم خانم فورسایت رو ببینم.

63
00:04:13,680 --> 00:04:16,550
‫- اول معرفی‌تون کنم؟
‫- نیازی نیست، خودم راه رو بلدم.

64
00:04:16,600 --> 00:04:19,160
‫آیرین عزیز.

65
00:04:20,440 --> 00:04:22,390
‫به این دیوونگی خوش اومدی.

66
00:04:22,440 --> 00:04:24,030
‫حتماً همه اینا
‫خیلی وحشتناک به نظر می‌رسه،

67
00:04:24,080 --> 00:04:25,830
‫ولی من اینجام تا کمکت کنم.

68
00:04:25,880 --> 00:04:27,630
‫- خب، خیلی لطف دارین...
‫- فردا شب،

69
00:04:27,680 --> 00:04:29,230
‫- برای شام به ما ملحق میشین؟
‫- ممنون...

70
00:04:29,280 --> 00:04:31,430
‫و پس‌فردا، می‌برمت شهر،

71
00:04:31,480 --> 00:04:33,670
‫تمام مراکز مورد علاقه‌مونو
‫بهت معرفی می‌کنم.

72
00:04:33,720 --> 00:04:35,350
‫مطمئناً می‌خوای حساب باز کنی.

73
00:04:35,400 --> 00:04:37,070
‫ساعت ده خوبه؟

74
00:04:37,120 --> 00:04:39,120
‫عالیه.

75
00:04:47,320 --> 00:04:49,910
‫خانم، چیزی نیاز دارین؟

76
00:04:49,960 --> 00:04:52,990
‫اسمت چی بود؟

77
00:04:53,040 --> 00:04:54,870
‫پارجتر، خانم.

78
00:04:54,920 --> 00:04:56,910
‫- اسم کوچیک؟
‫- کنستانس.

79
00:04:56,960 --> 00:04:58,670
‫دوستات بهت میگن کانی؟

80
00:04:58,720 --> 00:05:00,750
‫آره.

81
00:05:00,800 --> 00:05:02,830
‫می‌تونم کانی صدات کنم؟

82
00:05:02,880 --> 00:05:04,640
‫خانم، این مناسب نیست.

83
00:05:04,680 --> 00:05:06,270
‫فکر کنم این چیزیه که من باید تصمیم بگیرم.

84
00:05:06,320 --> 00:05:08,550
‫آقای سومز کارمند شخصی دیگه‌ای هم داره؟

85
00:05:08,600 --> 00:05:11,230
‫- آره.
‫- لطفاً دوست دارم ببینمشون.

86
00:05:11,280 --> 00:05:13,200
‫بله، خانم.

87
00:05:14,480 --> 00:05:17,390
‫- این نولزه.
‫- اسم کوچیک؟

88
00:05:17,440 --> 00:05:21,430
‫خب... تدی، پیشخدمت مرد.

89
00:05:21,480 --> 00:05:25,350
‫بتسی، خدمتکار پذیرایی.
‫سیمئون، فراش.

90
00:05:25,400 --> 00:05:27,870
‫بتسی، تدی، سیمئون، کانی.

91
00:05:27,920 --> 00:05:29,870
‫از دیدنتون خوشحالم.

92
00:05:29,920 --> 00:05:32,310
‫مطمئن نیستم من و آقای سومز چقدر می‌مونیم،

93
00:05:32,360 --> 00:05:35,270
‫ولی امیدوارم فرصتی داشته باشیم
‫تا بیشتر آشنا بشیم.

94
00:05:35,320 --> 00:05:36,910
‫ممنون.

95
00:05:36,960 --> 00:05:38,960
‫خانم...

96
00:05:40,240 --> 00:05:41,470
‫ببخشید که میگم...

97
00:05:41,520 --> 00:05:44,030
‫بانوی خونه نباید با خدمتکارها قاطی بشه؟

98
00:05:44,080 --> 00:05:46,310
‫ممکنه گیجشون کنه.

99
00:05:46,360 --> 00:05:49,270
‫- انتظار ندارن که...
‫- با احترام باهاشون رفتار بشه؟

100
00:05:49,320 --> 00:05:52,990
‫خب، من انتظارشو دارم. کمترین کاری که
‫می‌تونم بکنم اینه که لطفشون رو جبران کنم.

101
00:05:53,040 --> 00:05:55,920
‫- فهمیدی؟
‫- کاملاً، خانم.

102
00:05:57,000 --> 00:05:59,120
‫می‌بینم که تلگراف کار خودشو کرد.

103
00:06:01,560 --> 00:06:05,190
‫نه، راستش زودتر از اون چیزی
‫که برنامه‌ریزی شده بود برگشتم،

104
00:06:05,240 --> 00:06:08,150
‫که اگه اتفاقات دنیا همه‌چی رو به‌هم ریخت،
‫بتونم مدیریتش کنم.

105
00:06:08,200 --> 00:06:09,550
‫مثلاً چی؟

106
00:06:09,600 --> 00:06:12,310
‫قحطی توی آفریقا، گردبادها توی بنگال،

107
00:06:12,360 --> 00:06:14,640
‫درگیری توی سوئز.

108
00:06:15,920 --> 00:06:18,710
‫آشفتگی‌هایی که می‌تونه
‫منجر به نوسان توی بازارها بشه.

109
00:06:18,760 --> 00:06:23,030
‫و خانم سومز؟

110
00:06:23,080 --> 00:06:25,040
‫اون از وظایفش آگاهه؟

111
00:06:26,240 --> 00:06:29,360
‫به عنوان زن یه رئیس احتمالی...

112
00:06:30,760 --> 00:06:32,910
‫باید بتونه خودش رو با شرایط وفق بده.

113
00:06:32,960 --> 00:06:36,240
‫و وقتی اون شرایط پیش بیاد...
‫این کارو می‌کنه.

114
00:06:37,720 --> 00:06:39,880
‫حالا اگه اجازه بدی، بابا.

115
00:06:43,440 --> 00:06:44,960
‫البته.

116
00:06:53,200 --> 00:06:55,910
‫درست همون کسی که می‌خواستم!

117
00:06:55,960 --> 00:06:57,670
‫جون، حالت چطوره؟

118
00:06:57,720 --> 00:06:59,240
‫نامزد کردم!

119
00:07:00,560 --> 00:07:02,150
‫با کسی که واقعاً دوستش داری؟

120
00:07:02,200 --> 00:07:05,070
‫نه اون ارل کسل‌کننده
‫که مامان داشت برام آماده می‌کرد.

121
00:07:05,120 --> 00:07:07,640
‫بابا قول داد،
‫گفت می‌تونم از روی عشق ازدواج کنم.

122
00:07:08,840 --> 00:07:12,350
‫- پس آدم کمیابیه.
‫- قهرمان مطلق منه.

123
00:07:12,400 --> 00:07:15,950
‫خب، اسمش فیله، معماره.

124
00:07:16,000 --> 00:07:19,510
‫تا وقتی اولین سفارش خودشو نگیره،
‫اجازه نداریم ازدواج کنیم، ولی...

125
00:07:19,560 --> 00:07:22,790
‫هی، تو یه خونه توی خارج از شهر نمی‌خوای؟

126
00:07:22,840 --> 00:07:25,470
‫اگه فقط بیرون پاریس باشه.

127
00:07:25,520 --> 00:07:27,630
‫با فیل حرف بزن. عاشقش میشی.

128
00:07:27,680 --> 00:07:30,550
‫شبیه ماست. منظورم تو و منه.

129
00:07:30,600 --> 00:07:34,510
‫همونطور که به‌زودی متوجه میشی،
‫ما فورسایت‌های معمولی نیستیم.

130
00:07:34,560 --> 00:07:36,870
‫یه فورسایت معمولی چیه؟

131
00:07:36,920 --> 00:07:39,200
‫آماده باش، کم‌کم کشفش می‌کنی.

132
00:07:40,280 --> 00:07:43,840
‫- داری میری شهر؟ با هم بریم؟
‫- آره.

133
00:07:53,000 --> 00:07:54,840
‫- من یه دونه می‌خوام!
‫- درست همون مرد.

134
00:08:07,600 --> 00:08:09,360
‫ممنون که قبول کردی منو ببینی.

135
00:08:12,040 --> 00:08:14,600
‫بابت دیشب منو ببخش،
‫اصلاً نباید می‌اومدم.

136
00:08:17,120 --> 00:08:20,000
‫- ولی وقتی شنیدم مریض شدن...
‫- این یه ضعفیه که دارن.

137
00:08:21,200 --> 00:08:23,880
‫مخصوصاً هولی. همیشه حساس بوده.

138
00:08:25,160 --> 00:08:26,430
‫ولی مدیریتش می‌کنیم.

139
00:08:26,480 --> 00:08:29,240
‫نمی‌خوام مدیریتش کنین. من...

140
00:08:30,720 --> 00:08:33,070
‫دخترخونده‌م، جون، تمام عمرش

141
00:08:33,120 --> 00:08:34,950
‫توی تمام امکانات لوکسی
‫که پول می‌تونه بخره غرق بوده.

142
00:08:35,000 --> 00:08:37,070
‫پس چرا اونا نباید همونو داشته باشن؟

143
00:08:37,120 --> 00:08:39,910
‫- چون اونا از اشراف نیستن.
‫- اونا بچه‌های منن.

144
00:08:39,960 --> 00:08:41,480
‫اینو نگو.

145
00:08:43,640 --> 00:08:45,320
‫متأسفم.

146
00:08:46,880 --> 00:08:48,710
‫بذار یه کاری بکنم.

147
00:08:48,760 --> 00:08:51,070
‫هزینه تحصیل و داروی اونا رو میدم.

148
00:08:51,120 --> 00:08:53,000
‫هیچ‌وقت نیاز نیست بفهمن.

149
00:08:55,200 --> 00:08:56,920
‫من پدرشونم.

150
00:08:58,560 --> 00:09:02,160
‫دوست دارم هرازگاهی ببینمشون،
‫اگه اجازه بدی.

151
00:09:06,000 --> 00:09:08,040
‫روش فکر می‌کنم.

152
00:09:27,120 --> 00:09:29,880
‫- آقای فورسایت، یه لحظه؟
‫- صبر کنین. بله.

153
00:09:31,080 --> 00:09:33,790
‫ممنون. لطفاً اون دفتر حساب دیگه رو بدین.

154
00:09:33,840 --> 00:09:35,990
‫- این مال شما.
‫- ممنون آقا.

155
00:09:36,040 --> 00:09:37,560
‫بفرما.

156
00:09:41,080 --> 00:09:45,360
‫صبحتون بخیر، آقای فورسایت.

157
00:09:47,200 --> 00:09:48,630
‫خب، پاریس چطور بود؟

158
00:09:48,680 --> 00:09:51,030
‫- چرا می‌پرسی؟
‫- از روی تعارف.

159
00:09:51,080 --> 00:09:52,630
‫واضحه که عالی بوده.

160
00:09:52,680 --> 00:09:55,070
‫چه نجیب که زودتر از موعد برگشته،

161
00:09:55,120 --> 00:09:56,590
‫به‌خاطر خیر و صلاح شرکت.

162
00:09:56,640 --> 00:09:58,190
‫همه‌چی رو زیر نظر داشته.

163
00:09:58,240 --> 00:09:59,390
‫توی ماه عسلش؟

164
00:09:59,440 --> 00:10:02,070
‫بوی بی‌ثباتی قریب‌الوقوع توی بازارها
‫به مشامش رسیده.

165
00:10:02,120 --> 00:10:04,550
‫- از کجا؟
‫- نکته اینه که توی زمان‌های بی‌ثباتی،

166
00:10:04,600 --> 00:10:06,990
‫کسایی که آماده‌ان ریسک‌های حساب‌شده کنن،

167
00:10:07,040 --> 00:10:08,590
‫سودهای حسابی به دست میارن.

168
00:10:08,640 --> 00:10:10,590
‫نباید یه رویکرد محتاطانه‌تر داشته باشیم؟

169
00:10:10,640 --> 00:10:12,670
‫تا وقتی که تصویر بلندمدت واضح بشه؟

170
00:10:12,720 --> 00:10:15,910
‫فکر نمی‌کنم منظورش اینه که
‫همه باید این تاکتیک رو اتخاذ کنن.

171
00:10:15,960 --> 00:10:18,630
‫فقط کسایی که توی مدیریت ریسک ماهرن.

172
00:10:18,680 --> 00:10:21,240
‫همه چی دست خودت، پسرم. ببخشید.

173
00:10:45,160 --> 00:10:47,150
‫بالاخره رفتی بیرون؟

174
00:10:47,200 --> 00:10:49,760
‫به کاونت گاردن، برای شلیل.

175
00:10:51,360 --> 00:10:52,790
‫پارجتر می‌آوردشون.

176
00:10:52,840 --> 00:10:56,360
‫می‌خواستم یه هوایی بخورم.
‫از اینکه تمام روز توی خونه باشم متنفرم.

177
00:10:56,920 --> 00:11:00,520
‫پدرت چطور بود؟ خیالش راحت شد؟

178
00:11:02,640 --> 00:11:05,360
‫پدرم...

179
00:11:06,920 --> 00:11:08,870
‫آره.

180
00:11:08,920 --> 00:11:11,000
‫پدرم.

181
00:11:13,840 --> 00:11:15,750
‫قوی به نظر می‌رسه...

182
00:11:15,800 --> 00:11:18,670
‫ولی سال‌هاست که مشکل قلبی داره.

183
00:11:18,720 --> 00:11:21,310
‫متأسفم، اصلاً نمی‌دونستم.

184
00:11:21,360 --> 00:11:23,710
‫و با فکر کردن بیشتر...

185
00:11:23,760 --> 00:11:26,440
‫دارم می‌فهمم ما خودخواه بودیم.

186
00:11:27,880 --> 00:11:30,510
‫و به جای اینکه شرایطشو بدتر کنیم،

187
00:11:30,560 --> 00:11:32,640
‫شاید باید نقشه‌هامونو تغییر بدیم.

188
00:11:34,720 --> 00:11:36,760
‫سلامتیش ممکنه هر لحظه به خطر بیفته.

189
00:11:38,440 --> 00:11:40,950
‫پس فکر می‌کنم در حال حاضر...

190
00:11:41,000 --> 00:11:43,600
‫باید همین‌جا بمونیم.

191
00:11:47,160 --> 00:11:51,680
‫منظورت اینه که... برنگردیم پاریس؟

192
00:11:54,400 --> 00:11:56,550
‫ولی اگه فرصت آزمون رو از دست بدم؟

193
00:11:56,600 --> 00:11:58,030
‫متأسفم.

194
00:11:58,080 --> 00:12:00,440
‫چیزی نیست که هیچ کدوممون می‌خواستیم.

195
00:12:01,800 --> 00:12:03,600
‫ولی چیکار می‌تونم بکنم؟

196
00:12:12,080 --> 00:12:13,760
‫باید برای مهمونی لباس بپوشیم.

197
00:12:24,520 --> 00:12:26,430
‫پدرم هم هست.

198
00:12:26,480 --> 00:12:29,040
‫لطفاً به این مکالمه اشاره نکن.

199
00:12:30,560 --> 00:12:32,280
‫فقط باعث خجالتش میشه.

200
00:12:47,160 --> 00:12:50,270
‫- فکر می‌کنم یه کم عصبی‌ام.
‫- مامان.

201
00:12:50,320 --> 00:12:52,750
‫نمی‌تونم درست بفهمم اون چه‌جور آدمیه.

202
00:12:52,800 --> 00:12:55,430
‫به نظر دختر شیرینی میاد، ولی...

203
00:12:55,480 --> 00:12:56,750
‫نمی‌تونم فکر نکنم یه کم غیرعادیه؟

204
00:12:56,800 --> 00:12:57,870
‫نمی‌تونم فکر نکنم یه کم غیرعادیه؟

205
00:12:57,920 --> 00:12:59,870
‫خب، لباس عروسش اصلاً مد روز نبود!

206
00:12:59,920 --> 00:13:01,710
‫و طبق گفته نامادریش،

207
00:13:01,760 --> 00:13:04,030
‫کاملاً اصرار داشت بپوشدش.

208
00:13:04,080 --> 00:13:07,230
‫خب، آدم براش سوال میشه که
‫نکنه بخواد توی همه مسائل ساز خودشو بزنه؟

209
00:13:07,280 --> 00:13:08,990
‫مطمئنم سومز جلوشو می‌گیره.

210
00:13:09,040 --> 00:13:10,430
‫من اینقدر مطمئن نیستم.

211
00:13:10,480 --> 00:13:12,630
‫- به نظر می‌رسه شیفته شده.
‫- می‌تونی سرزنشش کنی؟

212
00:13:12,680 --> 00:13:16,430
‫نمی‌تونم تحمل کنم
‫که دختره بخواد کنترلش کنه.

213
00:13:16,480 --> 00:13:20,080
‫خب، کاری جز عشق ورزیدن،
‫احترام گذاشتن و اطاعت کردن نباید بکنه.

214
00:13:22,680 --> 00:13:25,400
‫اوه، عزیزای من.

215
00:13:27,040 --> 00:13:29,190
‫خب...

216
00:13:29,240 --> 00:13:30,760
‫ما اینجاییم.

217
00:13:37,600 --> 00:13:39,800
‫خوبه که خونه‌ایم.

218
00:13:41,760 --> 00:13:44,560
‫خیلی خوش اومدی، عزیزم.

219
00:13:46,480 --> 00:13:49,270
‫از مامان پرسیدم.
‫فقط پنج جور غذا برای شام داریم.

220
00:13:49,320 --> 00:13:52,350
‫حیف شد. امیدوار بودم اونقدر بخورم
‫که برای سه روزم کافی باشه.

221
00:13:52,400 --> 00:13:55,350
‫می‌تونم از آشپزخونه
‫برات چند تا مافین بدزدم.

222
00:13:55,400 --> 00:13:58,030
‫این کارو می‌کنی، لطفاً؟

223
00:13:58,080 --> 00:14:00,800
‫کی می‌تونم خانواده‌تو ملاقات کنم؟

224
00:14:01,960 --> 00:14:04,630
‫خب، همونطور که می‌دونی،
‫مادرم فوت کرده،

225
00:14:04,680 --> 00:14:06,670
‫و پدرم وقت خیلی کمی برای من داره.

226
00:14:06,720 --> 00:14:08,390
‫چه آدم ظالمی!

227
00:14:08,440 --> 00:14:11,680
‫ساخت خونه، از نظر اون،
‫یه شغل آبرومند نیست.

228
00:14:13,520 --> 00:14:19,550
‫فیل عزیزم.
‫به فکر یه پاگودای کوچیک برای باغ هستم.

229
00:14:19,600 --> 00:14:22,640
‫توصیه می‌کنم این کارو نکنین.
‫یه طاق تبتی چطوره؟

230
00:14:24,080 --> 00:14:26,790
‫قسم می‌خورم سومز گفت اونا یه ماه میرن.

231
00:14:26,840 --> 00:14:28,470
‫شاید ازش خسته شده.

232
00:14:28,520 --> 00:14:32,350
‫یا اون از سومز؟
‫من شخصاً، پنج دقیقه هم دووم نمی‌آوردم.

233
00:14:32,400 --> 00:14:35,350
‫خب، شکی نیست که می‌تونی فردا شب
‫سر شام با سوالاتت کلافه‌ش کنی.

234
00:14:35,400 --> 00:14:39,160
‫همین الانم کردم.
‫با هم تا شهر قدم زدیم.

235
00:14:40,680 --> 00:14:44,350
‫معلومه که برای سومز زیادی خوبه،
‫ولی عاشقش میشی.

236
00:14:44,400 --> 00:14:46,360
‫تو هم، بابا.

237
00:14:48,400 --> 00:14:49,920
‫بابا؟

238
00:14:51,960 --> 00:14:53,510
‫متأسفم؟ چی؟

239
00:14:53,560 --> 00:14:56,440
‫آیرین؟ مثل در و تخته با هم جور میشین.

240
00:14:57,800 --> 00:15:01,270
‫در واقع، فکر می‌کنم
‫ممکنه تو رو به سومز ترجیح بده!

241
00:15:01,320 --> 00:15:03,110
‫کی این کارو نمی‌کنه؟

242
00:15:03,160 --> 00:15:07,510
‫خب عزیزم،
‫ما از پاریس شاد خیلی دوریم،

243
00:15:07,560 --> 00:15:09,350
‫ولی اینجا خیلی بهتر از اونجاست.

244
00:15:09,400 --> 00:15:11,750
‫و باید به افتخارتون
‫یه مهمونی برگزار کنیم.

245
00:15:11,800 --> 00:15:15,390
‫البته باید بهت هشدار بدم،
‫جیمز توی پولکا خیلی کاردرسته.

246
00:15:15,440 --> 00:15:17,550
‫چی؟!

247
00:15:17,600 --> 00:15:19,550
‫یه کم زیادی سنگین نیست؟

248
00:15:19,600 --> 00:15:23,310
‫خب... خب نه، برای یه ورزشکار مثل من نه.

249
00:15:23,360 --> 00:15:26,590
‫خب، فکر می‌کنم وقتشه دیگه مرخص بشیم.

250
00:15:26,640 --> 00:15:30,350
‫فردا زود شروع می‌کنیم.
باید یه سری استاندارد و قانون بذاریم...

251
00:15:30,400 --> 00:15:32,070
‫درسته.

252
00:15:32,120 --> 00:15:34,390
‫آره، حالا که سومز داره خودشو می‌کشه بالا،

253
00:15:34,440 --> 00:15:36,430
‫ما چشممون به توئه که همین کارو بکنی.

254
00:15:36,480 --> 00:15:38,950
‫تو حالا یه فورسایت هستی، عزیزم.

255
00:15:39,000 --> 00:15:42,920
‫استانداردها بالاست...
‫ولی پاداش‌ها هم همینطور.

256
00:15:47,920 --> 00:15:49,680
‫شبتون بخیر.

257
00:15:55,560 --> 00:15:58,030
‫آیرین یه کم...
‫آروم و بی‌حال به نظر می‌رسید.

258
00:15:58,080 --> 00:16:00,590
‫اگه می‌ذاشتین بهش نزدیک بشم...

259
00:16:00,640 --> 00:16:02,590
‫یه کم سرحالش می‌آوردم.

260
00:16:02,640 --> 00:16:05,550
‫ازم پرسید حالم چطوره.

261
00:16:05,600 --> 00:16:09,150
‫من چطور باید باشم؟
‫بهش گفتم مثل دسته گل سرحالم.

262
00:16:09,200 --> 00:16:11,550
‫شاید خسته بود. سفر از پاریس.

263
00:16:11,600 --> 00:16:14,950
‫توی یه کوپه درجه یک
‫که سومز داره به هر خواسته‌ش توجه می‌کنه؟

264
00:16:15,000 --> 00:16:17,950
‫واقعاً امیدوارم
‫دختره زندگی رو براش سخت نکنه.

265
00:16:18,000 --> 00:16:20,400
‫فکر کنم همین حالا هم کرده.

266
00:16:35,240 --> 00:16:37,280
‫پدرت خیلی سرحال به نظر می‌رسید.

267
00:16:40,160 --> 00:16:42,470
‫خودشو سرحال نشون میده.

268
00:16:42,520 --> 00:16:44,440
‫که مادرمو نگران نکنه.

269
00:17:09,720 --> 00:17:11,240
‫بازش کن.

270
00:17:16,320 --> 00:17:18,390
‫خوشگله.

271
00:17:18,440 --> 00:17:21,160
‫فکر کردم می‌تونی نزدیک قلبت بپوشیش.

272
00:17:44,440 --> 00:17:46,800
‫از تغییر نقشه‌هامون خیلی متأسفم.

273
00:17:48,920 --> 00:17:52,790
‫شاید... یه سال دیگه یا بیشتر،

274
00:17:52,840 --> 00:17:55,400
‫بتونیم تجدید نظر کنیم.

275
00:17:57,920 --> 00:18:01,230
‫تا اون موقع،
‫فرصتم برای پیوستن به باله از دست رفته.

276
00:18:01,280 --> 00:18:03,270
‫و این غمگینم می‌کنه.

277
00:18:03,320 --> 00:18:06,640
‫تمام کاری که می‌تونیم بکنیم
‫اینه که توی همدیگه آرامش پیدا کنیم

278
00:18:08,200 --> 00:18:10,790
‫باور دارم اگه به‌جای فکر کردن
‫به چیزایی که از دست دادیم،

279
00:18:10,840 --> 00:18:13,470
‫به نعمت‌های زیادمون فکر کنیم...

280
00:18:13,520 --> 00:18:16,000
‫کلی چیز برای لذت بردن پیدا می‌کنیم.

281
00:18:45,320 --> 00:18:49,230
‫- جون.
‫- می‌دونی، من دیدمت.

282
00:18:49,280 --> 00:18:52,910
‫توی سوهو،
‫داشتی شعبده‌بازها رو تماشا می‌کردی.

283
00:18:52,960 --> 00:18:54,670
‫با اونا.

284
00:18:54,720 --> 00:18:57,680
‫- متأسفم، حتماً...
‫- ناراحت‌کننده بود؟

285
00:18:58,880 --> 00:19:01,670
‫نه بیشتر از چیزی که برای تو بود.

286
00:19:01,720 --> 00:19:05,150
‫مجبور شدن به قطع ارتباط با بچه‌های خودت.

287
00:19:05,200 --> 00:19:07,550
‫چطور می‌تونی تحملش کنی؟

288
00:19:07,600 --> 00:19:10,030
‫وقتی با مادرت ازدواج کردم...

289
00:19:10,080 --> 00:19:13,510
‫قسم خوردم که توی عشقم به تو

290
00:19:13,560 --> 00:19:16,710
‫یا هر بچه دیگه‌ای که
‫من و اون ممکنه داشته باشیم، فرقی نذارم.

291
00:19:16,760 --> 00:19:19,600
‫و متأسفانه، بچه دیگه‌ای وجود نداشته.

292
00:19:21,200 --> 00:19:23,120
‫برای من، اونا وجود دارن.

293
00:19:24,480 --> 00:19:27,390
‫و عشق من به تو فقط روشن کرده که...

294
00:19:27,440 --> 00:19:29,440
‫به اونا چی بدهکارم.

295
00:19:30,960 --> 00:19:32,670
‫و با مادرشون ملاقات کردم.

296
00:19:32,720 --> 00:19:37,350
‫علاوه بر یه مستمری
‫وقتی به سن بلوغ برسن...

297
00:19:37,400 --> 00:19:40,040
‫خودمو موظف می‌دونم که الان هم
‫تحصیلات و مایحتاجشون رو فراهم کنم.

298
00:19:43,200 --> 00:19:45,400
‫و قصد دارم اینو امشب به مادرت بگم.

299
00:19:46,480 --> 00:19:48,270
‫پس قبل از اون هیچی بهش نگو؟

300
00:19:48,320 --> 00:19:51,080
‫انتظار ندارم خوب باهاش کنار بیاد.

301
00:19:53,480 --> 00:19:55,120
‫و تو هم همینطور.

302
00:19:57,040 --> 00:19:59,190
‫- چیه؟
‫- مگه من چی‌ام؟

303
00:19:59,240 --> 00:20:01,270
‫- یه بچه؟
‫- خب، من...

304
00:20:01,320 --> 00:20:04,590
‫با اون زن ملاقات کردم، ازش خوشم اومد.

305
00:20:04,640 --> 00:20:06,590
‫و...

306
00:20:06,640 --> 00:20:10,000
‫می‌دونم که باید تصمیمات سختی گرفته بشن.

307
00:20:11,120 --> 00:20:12,950
‫مثل همون تصمیمی که گرفتی...

308
00:20:13,000 --> 00:20:15,400
‫که به من و فیل اجازه دادی نامزد کنیم.

309
00:20:23,840 --> 00:20:25,920
‫تو آدم بدی نیستی.

310
00:20:49,360 --> 00:20:50,880
‫تا امشب؟

311
00:21:24,640 --> 00:21:27,870
‫چی می‌خوای؟
‫می‌تونم یه کلوچه بگیرم، مامان؟

312
00:21:27,920 --> 00:21:29,840
‫نگاه کن، جو اینجاست!

313
00:21:31,800 --> 00:21:33,320
‫- سلام.
‫- سلام.

314
00:21:51,880 --> 00:21:53,440
‫تو بچه داری؟

315
00:21:58,200 --> 00:22:01,230
‫یه دختر ناتنی، خیلی باهوش، خیلی زرنگ.

316
00:22:01,280 --> 00:22:04,030
‫- پدر ما هم خوش‌تیپ بوده.
‫- و باهوش.

317
00:22:04,080 --> 00:22:07,760
‫- و باحال.
‫- و یه هنرمند خیلی بزرگ.

318
00:22:09,320 --> 00:22:12,880
‫خب، اگه همچین موهبتی داری،
‫باید ازش استفاده کنی.

319
00:22:14,440 --> 00:22:18,000
‫به خصوص اگه اون موهبت
‫بیانگر چیزی باشه که هستی.

320
00:22:19,040 --> 00:22:22,080
‫- یا قبلاً بودی.
‫- و دوباره می‌تونی باشی.

321
00:22:27,280 --> 00:22:28,910
‫بچه‌ها، فکر کنم دیگه باید بریم.

322
00:22:28,960 --> 00:22:30,840
‫خداحافظی کنین.

323
00:22:31,880 --> 00:22:33,400
‫خداحافظ.

324
00:22:45,120 --> 00:22:46,640
‫آره.

325
00:22:48,360 --> 00:22:50,560
‫- نه، صبر کن.
‫- خانم؟

326
00:22:58,960 --> 00:23:00,480
‫آره.

327
00:23:02,600 --> 00:23:04,520
‫- هماهنگی‌ها رو انجام بده.
‫- بله، خانم.

328
00:23:25,960 --> 00:23:27,510
‫اون دفتر حساب رو برام بیار.

329
00:23:27,560 --> 00:23:29,230
‫همین الان می‌خوامش!

330
00:23:29,280 --> 00:23:31,670
‫چه اتفاقی داره می‌افته؟

331
00:23:31,720 --> 00:23:32,950
‫تلگراف از سیلون.

332
00:23:33,000 --> 00:23:36,350
‫انفجار توی معدن.
‫۲۰۰ نفر کشته، صدها نفر زخمی.

333
00:23:36,400 --> 00:23:37,710
‫سر جیمی باکلند مُرده.

334
00:23:37,760 --> 00:23:39,430
‫مردم محلی دارن علیه مدیریت شورش می‌کنن.

335
00:23:39,480 --> 00:23:42,320
‫- و قیمت سهام.
‫- می‌تونم حدس بزنم.

336
00:23:46,920 --> 00:23:48,560
‫یه فاجعه‌ست.

337
00:24:08,540 --> 00:24:18,540
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

338
00:24:38,520 --> 00:24:41,470
‫مارشمالوهای خوشمزه،
‫آب‌نبات، شیرینی.

339
00:24:41,520 --> 00:24:43,430
‫می‌تونم فقط یه بسته مارشمالو بگیرم، لطفاً؟

340
00:24:43,480 --> 00:24:45,000
‫البته، عزیزم.

341
00:24:49,160 --> 00:24:51,840
‫- خانم فورسایت.
‫- خانم لوئیزا.

342
00:24:53,600 --> 00:24:56,430
‫داشتم مارشمالو می‌خریدم، و فکر کردم،

343
00:24:56,480 --> 00:24:58,230
‫«چرا یه کم برای بچه‌ها نیارم؟»

344
00:24:58,280 --> 00:25:00,840
‫- چه لطف بزرگی.
‫- اجازه هست؟

345
00:25:03,360 --> 00:25:05,070
‫خب، اونا رو ببرین بالا.

346
00:25:05,120 --> 00:25:07,960
‫- باید برن؟
‫- لطفاً.

347
00:25:13,160 --> 00:25:15,640
‫- اونا دوست‌داشتنی‌ان.
‫- آره.

348
00:25:16,680 --> 00:25:18,960
‫شما خواهر و برادر دارین؟

349
00:25:20,080 --> 00:25:22,070
‫چهار تا خواهر، دو تا برادر.

350
00:25:22,120 --> 00:25:26,040
‫در حالی که من تک فرزندم.

351
00:25:27,080 --> 00:25:29,840
‫یا... خودم اینطور فکر می‌کردم.

352
00:25:32,920 --> 00:25:34,480
‫چیز دیگه‌ای بود؟

353
00:25:35,680 --> 00:25:37,200
‫چی؟

354
00:25:43,760 --> 00:25:48,110
‫آره، من... دوست دارم برای یه لباس جدید
‫سایزمو بگیرین.

355
00:25:48,160 --> 00:25:50,360
‫نوار اندازه‌گیریمو میارم.

356
00:25:55,120 --> 00:25:56,640
‫این وقتی بیرون بودین اومد.

357
00:26:06,280 --> 00:26:07,800
‫وای، خدای من.

358
00:26:10,680 --> 00:26:12,190
‫هانا، من...

359
00:26:12,240 --> 00:26:15,560
‫نمی‌فهمم. چطور...
‫چطور می‌تونه این اتفاق بیفته؟

360
00:26:19,560 --> 00:26:21,080
‫حکم تخلیه؟

361
00:26:21,800 --> 00:26:23,030
‫- چطور ممکنه؟
‫- اصلاً نمی‌دونم.

362
00:26:23,080 --> 00:26:24,950
‫- ممکنه اشتباه شده باشه؟
‫- مطمئناً اشتباه شده.

363
00:26:25,000 --> 00:26:27,550
‫مشکلی پیش اومده؟
‫می‌تونم کمکی کنم؟

364
00:26:27,600 --> 00:26:29,390
‫نه، ممنون.
‫خیلی لطف داری، ولی...

365
00:26:29,440 --> 00:26:31,920
‫کسی هست که بتونه بهتون مشورت بده؟

366
00:26:33,280 --> 00:26:35,720
‫یا کسی که بتونه کمک کنه؟

367
00:26:38,840 --> 00:26:40,440
‫به هیچ وجه.

368
00:26:42,200 --> 00:26:44,280
‫و التماس می‌کنم که اینو...

369
00:26:45,680 --> 00:26:47,200
‫به هیچکس نگو.

370
00:27:26,000 --> 00:27:28,040
‫اگه شکی باقی مونده...

371
00:27:29,400 --> 00:27:33,510
‫وحشت جمعی فقط می‌تونه وضعیت رو بدتر کنه.

372
00:27:33,560 --> 00:27:35,920
‫سیلون گلد یه شکست خورده.

373
00:27:37,240 --> 00:27:40,550
‫بعضی از مشتری‌های ما،
‫کسایی که پول زیادی سرمایه‌گذاری کردن،

374
00:27:40,600 --> 00:27:42,070
‫دارن تحت فشار قرار می‌گیرن.

375
00:27:42,120 --> 00:27:43,110
‫فشار؟

376
00:27:43,160 --> 00:27:48,310
‫ولی در آخر، انتخاب برای سرمایه‌گذاری

377
00:27:48,360 --> 00:27:49,790
‫- تنها با خودشونه.
‫- دقیقاً همین‌طوره.

378
00:27:49,840 --> 00:27:53,230
‫همه می‌دونن که
‫هیچ بازدهی تضمین‌شده‌ای وجود نداره.

379
00:27:53,280 --> 00:27:55,510
‫- و قراردادی که امضا می‌کنن...
‫- اینو بهشون اطلاع میده، آره،

380
00:27:55,560 --> 00:27:56,990
‫ولی کدومشون زحمت خوندنشو به خودش میده؟

381
00:27:57,040 --> 00:27:58,470
‫و این تقصیر کیه؟

382
00:27:58,520 --> 00:28:02,030
‫تقصیر ماست،
‫چون روی ریسک‌ها تأکید نکردیم؟

383
00:28:02,080 --> 00:28:04,910
‫تقصیر اوناست،
‫چون چشمشون به جایزه بزرگتر بوده.

384
00:28:04,960 --> 00:28:09,680
‫من شخصاً،
‫قبول ندارم که مسئولیت فقط با ماست!

385
00:28:10,920 --> 00:28:12,440
‫و چرا این منو شگفت‌زده نمی‌کنه؟

386
00:28:20,680 --> 00:28:24,840
‫اگه برات سواله،
‫رهبری دقیقاً همین شکلیه.

387
00:28:26,120 --> 00:28:28,270
‫یه فکر خونسرد توی یه بحران.

388
00:28:28,320 --> 00:28:31,430
‫- یه بحران که خودمون ایجادش کردیم.
‫- چطور می‌تونستیم بدونیم؟

389
00:28:31,480 --> 00:28:33,000
‫میزانش رو.

390
00:28:33,880 --> 00:28:35,400
‫نمی‌تونستیم.

391
00:28:37,280 --> 00:28:38,800
‫ما ریسک کردیم.

392
00:28:40,120 --> 00:28:41,640
‫باختیم.

393
00:28:59,120 --> 00:29:01,030
‫مامان، بذار کمکت کنم.

394
00:29:01,080 --> 00:29:03,360
‫داری چیکار می‌کنی؟
‫خودم از پسش برمیام!

395
00:29:05,120 --> 00:29:08,200
‫مامان، چی شده؟

396
00:29:10,960 --> 00:29:12,480
‫چی شده؟

397
00:29:16,320 --> 00:29:20,720
‫پدرت دوباره با اون زن رابطه برقرار کرده.

398
00:29:24,680 --> 00:29:26,200
‫من اون زن رو مقصر می‌دونم.

399
00:29:27,960 --> 00:29:31,230
‫پدرت ضعیفه،
‫ولی اون به دامش انداخته.

400
00:29:31,280 --> 00:29:32,750
‫- مطمئناً نه.
‫- و اگه نمیشه بهش اعتماد کرد

401
00:29:32,800 --> 00:29:35,400
‫که فاصله‌شو حفظ کنه،
‫پس تنها راه‌حل اینه که...

402
00:29:36,760 --> 00:29:39,000
‫زنه رو از دسترسش خارج کنیم.

403
00:29:40,280 --> 00:29:41,800
‫برای همیشه.

404
00:29:55,560 --> 00:29:58,080
‫- ممکنه کار اون باشه؟
‫- البته که کار اونه.

405
00:29:59,280 --> 00:30:01,830
‫هیچ‌وقت نباید قبول می‌کردم
‫دوباره جو رو ببینم.

406
00:30:01,880 --> 00:30:03,870
‫باید براش بنویسی، بهش بگی.

407
00:30:03,920 --> 00:30:06,320
‫دیگه نمی‌خوام هیچ کاری
‫با هیچ‌کدومشون داشته باشم.

408
00:30:07,840 --> 00:30:10,840
‫- فقط وسایلمونو جمع می‌کنیم و میریم.
‫- ولی کجا؟

409
00:30:11,880 --> 00:30:12,910
‫چطوری زندگی کنیم؟

410
00:30:12,960 --> 00:30:14,880
‫مشتری‌ها‌مون چطور می‌فهمن
‫کجا پیدامون کنن؟

411
00:30:18,000 --> 00:30:19,600
‫از پسش برمیایم.

412
00:30:33,520 --> 00:30:35,040
‫عصرت بخیر.

413
00:30:39,640 --> 00:30:41,070
‫روز خوبی داشتی؟

414
00:30:41,120 --> 00:30:44,630
‫رفتم شهر و با مادام لانر ملاقات کردم.

415
00:30:44,680 --> 00:30:46,390
‫می‌تونم بپرسم چرا؟

416
00:30:46,440 --> 00:30:49,080
‫که برای آموزشم استخدامش کنم.

417
00:30:51,800 --> 00:30:53,320
‫که اینطور.

418
00:30:58,200 --> 00:31:00,550
‫و همچین سرگرمی‌ای واقعاً

419
00:31:00,600 --> 00:31:02,120
‫با نقش تو به عنوان زن من سازگاره؟

420
00:31:04,800 --> 00:31:06,920
‫من به عنوان یه سرگرمی بهش نگاه نمی‌کنم.

421
00:31:29,320 --> 00:31:31,990
‫ادامه بده، بگو. پدرت اشتباه کرده.

422
00:31:32,040 --> 00:31:33,990
‫- نمی‌خواستم چیزی بگم...
‫- نه، نه، نه.

423
00:31:34,040 --> 00:31:36,360
‫بذار اونقدر شرافت داشته باشم
‫که اشتباهاتمو قبول کنم.

424
00:31:38,480 --> 00:31:42,040
‫به غریزه‌ت اعتماد نکردم،
‫فکر کردم خودم بهتر می‌دونم.

425
00:31:43,280 --> 00:31:44,800
‫درس گرفتم.

426
00:31:45,800 --> 00:31:47,600
‫شاید من اصلاً متخصص نیستم.

427
00:32:07,840 --> 00:32:09,350
‫«هیچ ربطی به من نداره.»

428
00:32:09,400 --> 00:32:13,670
‫«ادعای تخصص نمی‌کنم.
‫من فقط از توصیه پیروی می‌کنم.»

429
00:32:13,720 --> 00:32:15,150
‫و واقعاً کاملاً تکان‌دهنده‌ست.

430
00:32:15,200 --> 00:32:17,230
‫مانتی بیچاره رو از کلابش بیرون کردن.

431
00:32:17,280 --> 00:32:20,310
‫مثل یه مجرم، پرتم کردن بیرون،
‫صرفاً به این دلیل که چند تا از اعضا،

432
00:32:20,360 --> 00:32:22,310
‫مشتری‌های من،
‫با سیلون گلد به مشکل خوردن.

433
00:32:22,360 --> 00:32:24,310
‫و دیزی کارزول.

434
00:32:24,360 --> 00:32:25,870
‫تهدید کرد کتکم می‌زنه!

435
00:32:25,920 --> 00:32:28,110
‫و چطور تقصیر توئه
‫که اون نصف املاکش رو از دست داده؟

436
00:32:28,160 --> 00:32:30,470
‫خب، می‌تونه خدا رو شکر کنه
‫که جای هری فالکونر نبود.

437
00:32:30,520 --> 00:32:32,360
‫هری فالکونر؟

438
00:32:34,240 --> 00:32:36,230
‫که خونه‌ش میدون کاوندیشه؟

439
00:32:36,280 --> 00:32:37,840
‫تا خیلی وقت دیگه نیست!

440
00:32:38,880 --> 00:32:40,640
‫بدبخت کل ثروتشو از دست داده.

441
00:32:46,240 --> 00:32:48,600
‫بالاخره اومدین.

442
00:32:50,760 --> 00:32:54,030
‫داشتیم فکر می‌کردیم،
‫تو از اون زن‌هایی هستی که

443
00:32:54,080 --> 00:32:56,390
‫به شغل شوهرش علاقه نشون میده؟

444
00:32:56,440 --> 00:33:00,310
‫می‌تونم باشم.
‫ولی در حال حاضر، چیز کمی ازش می‌دونم.

445
00:33:00,360 --> 00:33:03,310
‫معتقدم برای یه مرد
‫ضروریه که زندگی حرفه‌ایشو جدا نگه داره.

446
00:33:03,360 --> 00:33:06,600
‫چرا یه زن باید
‫با مشکلات و گرفتاری‌های اون عذاب بکشه؟

447
00:33:07,720 --> 00:33:10,630
‫چون زن و شوهر
‫نباید هیچ رازی از هم داشته باشن.

448
00:33:10,680 --> 00:33:12,550
‫ولی پس رمز و راز کجا میره؟

449
00:33:12,600 --> 00:33:14,680
‫این اون چیزی نیست که
‫هر دو طرف رو گوش به زنگ نگه می‌داره؟

450
00:33:17,360 --> 00:33:18,880
‫می‌تونیم صحبت کنیم؟

451
00:33:19,760 --> 00:33:22,200
‫نه اینکه بخوام
‫پیشنهاد چیز نامناسبی بدم...

452
00:33:27,400 --> 00:33:29,400
‫چیه؟ بگو.

453
00:33:31,040 --> 00:33:34,990
‫هر چی بهت بگم،
‫هیچ کس نباید بفهمه از طرف منه.

454
00:33:35,040 --> 00:33:37,200
‫خانم خواستن شما رو ببینن، آقا.

455
00:33:41,160 --> 00:33:44,190
‫برای ملاقات با مادر احضار شدیم.

456
00:33:44,240 --> 00:33:45,760
‫در مورد چیه؟

457
00:33:55,440 --> 00:33:59,640
‫چیز خاصی گفتم؟

458
00:34:04,880 --> 00:34:06,920
‫هری فالکونر...

459
00:34:08,800 --> 00:34:10,680
‫از میدون کاوندیش؟

460
00:34:12,600 --> 00:34:14,190
‫خب؟

461
00:34:14,240 --> 00:34:17,200
‫قصد دارین زیان‌هاش رو پوشش بدین؟

462
00:34:20,080 --> 00:34:21,800
‫چرا باید این کارو بکنیم؟

463
00:34:23,040 --> 00:34:25,630
‫معتقدم این چیزیه که پدرتون می‌خواست.

464
00:34:25,680 --> 00:34:28,150
‫خب، با تمام احترامی که
‫برای یاد پدر قائلم، من...

465
00:34:28,200 --> 00:34:29,830
‫شما به اون مدیونین.

466
00:34:29,880 --> 00:34:33,190
‫فراموش کردین چطور
‫آبروی شما رو خرید،

467
00:34:33,240 --> 00:34:36,630
‫و بعد از اینکه توی گل گیر افتادین
‫شما رو دوباره به مسیر درست برگردوند؟

468
00:34:36,680 --> 00:34:38,230
‫توی گل گیر افتادیم؟

469
00:34:38,280 --> 00:34:41,590
‫اگه منظورت ارتباط 
‫ما با یه آدم خاصه.

470
00:34:41,640 --> 00:34:45,080
شپرد. آره.

471
00:34:49,120 --> 00:34:52,230
‫خب... میگی چیکار کنیم؟

472
00:34:52,280 --> 00:34:55,400
‫اگه می‌دونین چی به صلاح همه ست...

473
00:34:56,760 --> 00:34:59,880
‫پس حق هری فالکونر رو ادا می‌کنین.

474
00:35:01,040 --> 00:35:03,430
‫خب، اگه نمی‌تونست اجاره رو بده،
‫چرا به من نگفت؟

475
00:35:03,480 --> 00:35:05,350
‫فکر نمی‌کنم دلیلش این باشه.

476
00:35:05,400 --> 00:35:08,640
‫فکر می‌کنم یه نفر می‌خواد
‫از شرش خلاص بشه.

477
00:35:10,240 --> 00:35:11,670
‫یه نفر محل کار اونو می‌خواد؟

478
00:35:11,720 --> 00:35:14,760
‫یه نفر می‌خواد اونو از زندگیش حذف کنه.

479
00:35:17,440 --> 00:35:20,200
‫از زندگی شوهرش.

480
00:35:22,720 --> 00:35:24,280
‫مادرت این کارو نمی‌کنه.

481
00:35:32,880 --> 00:35:34,840
‫لطفاً خیلی باهاش سختگیر نباش.

482
00:35:37,000 --> 00:35:38,760
‫- امشب باهاش صحبت می‌کنی؟
‫- نه.

483
00:35:42,040 --> 00:35:43,600
‫اول باید یه کار دیگه انجام بدم.

484
00:36:24,040 --> 00:36:28,080
‫خب، آماده‌ای که
‫از سرزمین موعود دیدن کنی؟

485
00:36:29,200 --> 00:36:32,560
‫فروشگاه لیبرتی، عزیزم،
‫تنها جاییه که باید ازش خرید کرد.

486
00:36:55,760 --> 00:36:57,280
‫صبح بخیر، جوس.

487
00:36:57,920 --> 00:36:59,920
‫مامان و خواهرتو برام صدا می‌کنی؟

488
00:37:03,640 --> 00:37:05,150
‫داریم یه کم میریم گردش.

489
00:37:05,200 --> 00:37:07,000
‫زود باشین.

490
00:37:08,200 --> 00:37:09,800
‫حالا یه گام بزرگ.

491
00:37:16,320 --> 00:37:17,840
‫به من ملحق میشی؟

492
00:37:22,680 --> 00:37:23,870
‫لطفاً؟

493
00:37:23,920 --> 00:37:27,160
‫- می‌تونیم، مامان..؟
‫- مامان، لطفاً.

494
00:37:36,800 --> 00:37:39,230
‫خیلی خرج کردیم.

495
00:37:39,280 --> 00:37:43,160
‫درسته، ولی به‌زودی می‌فهمی لایقش هستی.

496
00:37:44,360 --> 00:37:46,840
‫عزیزم، زندگی تو دیگه مال خودت نیست.

497
00:37:48,040 --> 00:37:51,830
‫به عنوان یه زن فورسایت،
‫ازت انتظار میره بدرخشی،

498
00:37:51,880 --> 00:37:53,670
‫یه میزبان عالی باشی،

499
00:37:53,720 --> 00:37:55,950
‫ارتباطات مفید برقرار کنی،

500
00:37:56,000 --> 00:37:57,750
‫هیچ عقیده جنجالی رو بیان نکنی،

501
00:37:57,800 --> 00:37:59,910
‫و هیچ عادت رسواکننده‌ای رو دنبال نکنی.

502
00:37:59,960 --> 00:38:01,760
‫اجازه دارم نظر شخصیمو بگم؟

503
00:38:02,800 --> 00:38:04,320
‫البته.

504
00:38:05,040 --> 00:38:06,710
‫ولی بدون که مردها

505
00:38:06,760 --> 00:38:09,390
‫دوست دارن فکر کنن همه‌چی نظر اوناست،

506
00:38:09,440 --> 00:38:12,000
‫و خیلی راحت‌تره که بذاری اینطوری فکر کنن.

507
00:38:38,600 --> 00:38:40,120
‫چرا اینجا وایسادیم؟

508
00:38:42,200 --> 00:38:43,720
‫ممنون.

509
00:38:49,120 --> 00:38:52,190
‫کی اینجا زندگی می‌کنه؟

510
00:38:52,240 --> 00:38:55,320
‫- دوستش داری؟
‫- عاشقشم!

511
00:38:57,000 --> 00:38:58,600
‫اینجا کجاست؟

512
00:38:59,680 --> 00:39:01,200
‫خونه‌تون؟

513
00:39:15,280 --> 00:39:19,110
‫- اینا رو از فورتنومز آوردم.
‫- چه فکر خوبی.

514
00:39:19,160 --> 00:39:21,030
‫نمی‌دونستم برای آقایون چی بگیرم.

515
00:39:21,080 --> 00:39:22,870
‫چیزای شیرین می‌تونه برای سلامتی مضر باشه.

516
00:39:22,920 --> 00:39:25,590
‫نگران مانتی نباش.
‫معده‌ش مثل خوک چیزا رو هضم می‌کنه.

517
00:39:25,640 --> 00:39:29,680
‫ولی جیمز، اون یه کم... حساس نیست؟

518
00:39:31,000 --> 00:39:32,510
‫به خدا، نه.
‫مثل چکمه‌های قدیمی سخت و محکمه.

519
00:39:32,560 --> 00:39:35,360
‫توی زندگیش حتی یه روز هم مریض نشده.

520
00:39:53,160 --> 00:39:54,680
‫یه نوشیدنی؟

521
00:40:20,000 --> 00:40:21,520
‫خبر داری که...

522
00:40:22,280 --> 00:40:25,840
‫برای بچه‌ها و مادرشون
‫حکم تخلیه صادر شده؟

523
00:40:29,040 --> 00:40:30,920
‫من از کجا باید بدونم؟

524
00:40:36,040 --> 00:40:37,600
‫تو چطور می‌دونی؟

525
00:40:39,960 --> 00:40:43,320
‫- هنوز داری می‌بینیش؟
‫- آره، دیدمش.

526
00:40:44,880 --> 00:40:47,440
‫- می‌خواستم بهت بگم...
‫- چرا داری می‌بینیش؟

527
00:40:49,080 --> 00:40:50,350
‫که بهش اطلاع بدم بچه‌هاش

528
00:40:50,400 --> 00:40:52,920
‫از این به بعد
‫حمایت مالی مستمر دریافت می‌کنن...

529
00:40:54,200 --> 00:40:56,240
‫برای زندگی و نیازهای تحصیلشون.

530
00:40:59,680 --> 00:41:01,200
‫که اینطور.

531
00:41:04,200 --> 00:41:05,720
‫و هرازگاهی ملاقاتشون می‌کنم.

532
00:41:08,240 --> 00:41:10,160
‫با وجود تضمینی که به من دادی؟

533
00:41:12,240 --> 00:41:13,800
‫تجدید نظر کردم.

534
00:41:16,080 --> 00:41:17,920
‫فهمیدم اینو بهشون مدیونم.

535
00:41:19,760 --> 00:41:21,280
‫به اون.

536
00:41:22,600 --> 00:41:27,070
‫همه‌ش در مورد اونه
‫و چیزیه که تونسته ازت بگیره.

537
00:41:27,120 --> 00:41:29,270
‫هیچ گرفتنی در کار نبوده.
‫کاملاً برعکس.

538
00:41:29,320 --> 00:41:31,160
‫تو قولت رو شکستی...

539
00:41:32,360 --> 00:41:33,880
‫قولت به من و به جون.

540
00:41:35,560 --> 00:41:38,190
‫- رابطه‌تو ادامه دادی.
‫- هیچ رابطه‌ای در کار نیست.

541
00:41:38,240 --> 00:41:40,480
‫حتی با خودت صادق نیستی!

542
00:41:42,280 --> 00:41:43,800
‫تو صادقی؟

543
00:41:45,480 --> 00:41:47,200
‫الان داری صادقانه رفتار می‌کنی؟

544
00:41:50,640 --> 00:41:53,670
‫- چطور جرئت می‌کنی که بگی...
‫- معلومه که میگم.

545
00:41:53,720 --> 00:41:55,750
‫میگم که خیلی خوب می‌دونی
‫لوئیزا مجبور به تخلیه شده

546
00:41:55,800 --> 00:41:56,990
‫چون خودت مسئولشی!

547
00:41:57,040 --> 00:41:58,560
‫این دیگه گستاخانه ست.

548
00:41:59,760 --> 00:42:02,030
‫و اگه واقعاً صداقت می‌خوای، پس بهت میگم،

549
00:42:02,080 --> 00:42:05,070
‫وحشت کردم که تا این حد پیش رفتی،

550
00:42:05,120 --> 00:42:08,430
‫که زندگی دو تا بچه معصوم رو نابود کنی،
‫بچه‌هایی که مثل من بی‌گناهن.

551
00:42:08,480 --> 00:42:10,520
‫بی‌گناه نیستی.

552
00:42:12,320 --> 00:42:15,240
‫پشت سر من این کارو کردی،
‫دوباره و دوباره و دوباره.

553
00:42:17,160 --> 00:42:19,000
‫و ادعا می‌کنی هیچ رابطه‌ای نیست؟

554
00:42:22,280 --> 00:42:24,440
‫- نمی‌تونم باور کنم.
‫- معلومه که باور نمی‌کنی.

555
00:42:30,800 --> 00:42:33,560
‫پس کاری کن باورش کنم.

556
00:42:35,720 --> 00:42:38,720
‫اونو از زندگیمون حذف کن...

557
00:42:40,320 --> 00:42:41,840
‫از لندن...

558
00:42:42,920 --> 00:42:44,790
‫ترجیحاً خارج از کشور،

559
00:42:44,840 --> 00:42:48,390
‫تا دیگه هرگز وسوسه نشی
‫که اونو یا بچه‌هاشو

560
00:42:48,440 --> 00:42:50,320
‫تا آخر عمرشون ببینی.

561
00:42:53,880 --> 00:42:55,760
‫اینو ازم نخواه، فرانسیس.

562
00:42:58,680 --> 00:43:00,880
‫می‌خوام.

563
00:43:10,840 --> 00:43:12,360
‫پس متأسفم.

564
00:43:35,080 --> 00:43:38,230
‫- سفرت با فرانسیس چطور بود؟
‫- روشن‌گرانه.

565
00:43:38,280 --> 00:43:40,920
‫فهمیدم چقدر
‫برای یه زن فورسایت بودن بی‌تجربه‌ام.

566
00:43:43,560 --> 00:43:46,200
‫خب، فرانسیس هر چی هست رو
‫بهت یاد میده.

567
00:43:51,360 --> 00:43:52,920
‫همین حالا هم چیزای زیادی بهم یاد داده.

568
00:44:15,880 --> 00:44:18,830
‫به خاطر اون روز توی کافه با دوستام بود؟

569
00:44:18,880 --> 00:44:20,750
‫اون موقع نظرت عوض شد؟

570
00:44:20,800 --> 00:44:21,950
‫ببخشید، چی؟

571
00:44:22,000 --> 00:44:23,830
‫یا توی باله بود؟

572
00:44:23,880 --> 00:44:26,440
‫بعدش خیلی ساکت بودی.
‫چیزی آشفته‌ت کرد؟

573
00:44:27,600 --> 00:44:29,750
‫من خسته‌ام. روز پرمشغله‌ای داشتم.

574
00:44:29,800 --> 00:44:32,680
‫و واقعاً یه تلگراف از پدرت رسیده بود؟

575
00:44:34,840 --> 00:44:35,910
‫بهت گفتم که رسیده.

576
00:44:35,960 --> 00:44:37,870
‫اون واقعاً مشکل قلبی داره؟

577
00:44:37,920 --> 00:44:39,350
‫چرا باید شک کنی...؟

578
00:44:39,400 --> 00:44:42,040
‫چون مادرت بهم اطمینان میده که
‫هیچ‌وقت توی زندگیش مریض نشده.

579
00:45:00,040 --> 00:45:01,840
‫وقتی با هم آشنا شدیم رو یادت میاد؟

580
00:45:03,240 --> 00:45:04,760
‫سوگوار بودی.

581
00:45:05,680 --> 00:45:07,200
‫عملاً بیچاره و بی‌چیز.

582
00:45:09,080 --> 00:45:14,550
‫حالا تجملات و امنیت داری،

583
00:45:14,600 --> 00:45:17,390
‫و فرصت تأثیرگذاری در جامعه لندن.

584
00:45:17,440 --> 00:45:19,240
‫و اگه این چیزی نباشه که می‌خوام چی؟

585
00:45:21,480 --> 00:45:24,920
‫خب، پس پیشنهاد می‌کنم یاد بگیری بخوایش.

586
00:45:27,040 --> 00:45:30,440
‫و نعمت‌هاتو قدر بدونی. تو زن منی...

587
00:45:31,680 --> 00:45:36,240
‫و زندگیمون با هم
‫می‌تونه فوق‌العاده لذت‌بخش باشه.

588
00:45:39,040 --> 00:45:40,640
‫یا می‌تونه سخت باشه.

589
00:45:42,720 --> 00:45:47,840
‫ولی سختیش کار خودت خواهد بود، نه من.

590
00:46:35,560 --> 00:46:37,710
‫آیرین؟ آیرین، نرو!

591
00:46:37,760 --> 00:46:40,280
‫بیا و با فیل آشنا شو.

592
00:46:45,960 --> 00:46:50,190
‫آیرین، این نامزدم فیله.

593
00:46:50,240 --> 00:46:53,270
‫فیل، این آیرین عزیزه.

594
00:46:53,320 --> 00:46:55,950
‫- از دیدنت خوشحالم.
‫- خوشحالی برای منه.

595
00:46:56,000 --> 00:46:57,710
‫می‌دونم شما دو تا عاشق هم میشین.

596
00:46:57,760 --> 00:47:00,320
‫- واقعاً؟
‫- کاملاً اصرار دارم.

597
00:47:22,560 --> 00:47:24,270
‫بیرونت کرده، نه؟

598
00:47:24,320 --> 00:47:25,840
‫زندگی زناشویی خوب پیش میره، نه؟

599
00:47:38,160 --> 00:47:39,800
‫پسره درست فکر نمی‌کنه.

600
00:47:41,480 --> 00:47:44,310
‫وگرنه چرا باید همچین موضعی بگیره،

601
00:47:44,360 --> 00:47:47,400
‫درباره دو تا بچه که به زور دیده؟

602
00:47:49,200 --> 00:47:50,840
‫بچه‌های خودش‌ان.

603
00:47:53,480 --> 00:47:55,000
‫آره.

604
00:47:56,760 --> 00:47:58,280
‫یه کششی وجود داره.

605
00:48:00,440 --> 00:48:02,640
‫ولی باید مقاومت کنه.

606
00:48:05,000 --> 00:48:07,960
‫تمام چیزایی که براش عزیزه اینجاست.

607
00:48:14,240 --> 00:48:15,760
‫بهم اعتماد کن...

608
00:48:17,280 --> 00:48:18,800
‫برمی‌گرده.

609
00:48:24,280 --> 00:48:26,070
‫واقعاً هیچ ایده‌ای نداری، نه؟

610
00:48:26,120 --> 00:48:28,120
‫اعتراف می‌کنم، ندارم.

611
00:48:32,080 --> 00:48:33,640
‫امکانش هست امشب اینجا بخوابم؟

612
00:48:52,160 --> 00:48:54,920
‫خب، این اتمام ماجراست.
‫ده سالش.

613
00:48:56,480 --> 00:48:59,640
‫- غم‌انگیزه.
‫- فکر می‌کنم به صلاحه.

614
00:49:01,000 --> 00:49:02,520
‫منم همین‌طور.

615
00:49:20,760 --> 00:49:23,240
‫خب، خداحافظ.

616
00:49:24,720 --> 00:49:27,120
‫آره، خداحافظ.

617
00:49:29,120 --> 00:49:39,120
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M