1
00:00:51,040 --> 00:00:53,480
‫برای هر چیزی فصلی هست.

2
00:01:03,760 --> 00:01:06,200
‫دنیا از خواب بیدار میشه.

3
00:01:06,240 --> 00:01:07,430
‫ممنون.

4
00:01:07,480 --> 00:01:09,280
‫امید دوباره زنده میشه.

5
00:01:15,760 --> 00:01:20,520
‫زمان همه‌چی رو التیام میده.
‫یا دست‌کم دوست داریم این‌طور باور کنیم.

6
00:01:23,800 --> 00:01:26,880
‫بیدار شو، خوابالو.

7
00:01:28,360 --> 00:01:32,800
‫و خیال می‌کنیم بهار تا ابد ادامه داره.

8
00:01:32,840 --> 00:01:36,920
‫وای، چه بویی، خیلی تنده.

9
00:01:38,200 --> 00:01:39,880
‫عزیزم...

10
00:01:40,640 --> 00:01:42,480
‫رنگت پریده...

11
00:01:42,520 --> 00:01:43,830
‫واقعاً؟

12
00:01:43,880 --> 00:01:45,760
‫دیشب سرت گیج می‌رفت.

13
00:01:47,680 --> 00:01:49,680
‫یعنی ممکنه...

14
00:01:49,720 --> 00:01:52,240
‫من...

15
00:01:52,280 --> 00:01:54,720
‫نمی‌دونم. شاید...

16
00:01:56,880 --> 00:01:58,840
‫ولی اینم می‌گذره.

17
00:02:02,240 --> 00:02:04,080
‫فصل عوض میشه...

18
00:02:08,920 --> 00:02:11,760
‫چون هیچی برای همیشه
‫همون‌جور باقی نمی‌مونه.

19
00:02:20,840 --> 00:02:23,320
‫[پاریس، فرانسه]

20
00:02:28,360 --> 00:02:31,560
‫فکر می‌کنم خیلی استعداد داری،
‫آقای فورسایت.

21
00:02:35,080 --> 00:02:36,760
‫منم می‌تونم یه چیزی بکشم؟

22
00:02:37,560 --> 00:02:39,240
‫اوه، آره، منم بکشم.

23
00:02:41,720 --> 00:02:45,720
‫چه بخوایم چه نخوایم،
‫فصل تازه از راه رسیده.

24
00:02:45,760 --> 00:02:49,400
‫و شروعش
‫با نمایشگاه بهاره‌ی کنزینگتون پارکه.

25
00:02:49,440 --> 00:02:53,320
‫خب، من که ترجیح میدم
‫خواب زمستونیمون رو طولانی‌تر کنیم.

26
00:02:53,360 --> 00:02:56,280
‫منم همین‌طور، ولی دیگه نه.

27
00:02:56,320 --> 00:02:57,750
‫دیگه وقتش بود.

28
00:02:57,800 --> 00:03:00,920
‫فکر کنم همه‌مون قبول داریم که
‫زمستون سختی بود.

29
00:03:00,960 --> 00:03:06,320
‫ولی شاید وقتش رسیده که
‫دوباره با احتیاط وارد گود بشیم.

30
00:03:07,480 --> 00:03:12,400
‫اون خارج از کشوره
‫و اصلاً قصد برگشتن نداره.

31
00:03:12,440 --> 00:03:14,120
‫وقتشه ما هم ازش بگذریم.

32
00:03:15,320 --> 00:03:18,120
‫نمیشه گفت شهر دلش برای
‫خویشاوندان نزدیکمون تنگ شده.

33
00:03:18,160 --> 00:03:21,520
‫تمام زمستون توی خونه قایم شدن
‫و زخم‌هاشون رو لیس می‌زدن.

34
00:03:21,560 --> 00:03:24,080
‫درحالی که ما توی این خونه...

35
00:03:24,120 --> 00:03:25,880
‫حسابی جلو افتادیم!

36
00:03:25,920 --> 00:03:27,920
‫مگه مسابقه‌ست؟

37
00:03:27,960 --> 00:03:29,030
‫معلومه.

38
00:03:29,080 --> 00:03:31,120
‫و ما پیشگام‌ها
‫ابتکار عمل رو دست گرفتیم.

39
00:03:31,160 --> 00:03:33,120
‫امشب هم با رونمایی باشکوه از

40
00:03:33,160 --> 00:03:35,560
‫عصر روشنگریمون شروع می‌کنیم.

41
00:03:35,600 --> 00:03:38,280
‫اوه، نقشه‌ی توئه، عزیزم؟
‫فکر می‌کردم نقشه‌ی باباست.

42
00:03:38,320 --> 00:03:40,160
‫پس نقشه‌ی کی می‌تونه باشه؟

43
00:03:45,560 --> 00:03:47,360
‫آیرین کجاست؟

44
00:03:47,400 --> 00:03:48,920
‫استراحت می‌کنه.

45
00:03:48,960 --> 00:03:49,910
‫استراحت؟

46
00:03:49,960 --> 00:03:53,120
‫یه کم حالش روبراه نیست.

47
00:03:57,440 --> 00:03:59,120
‫چیه؟

48
00:03:59,480 --> 00:04:03,880
‫فقط اینکه
‫شاید آیرین باردار باشه.

49
00:04:03,920 --> 00:04:05,510
‫وای، پودینگ،

50
00:04:05,560 --> 00:04:09,160
‫بالاخره یه وارث
‫برای خاندان فورسایت در راهه؟

51
00:04:09,200 --> 00:04:10,880
‫دیگه وقتش بود.

52
00:04:11,880 --> 00:04:21,880
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

53
00:05:03,880 --> 00:05:06,880
‫[فورسایت و شرکا]

54
00:05:15,040 --> 00:05:20,800
‫امیدوارم روی نوه‌ی جدید خاندان بزرگمون،
‫اسم منو بذاری.

55
00:05:20,840 --> 00:05:24,240
‫حالا که صحبت از سلسله‌ها شد،
‫آرتور ویکری و شرکا.

56
00:05:24,280 --> 00:05:25,350
‫خب؟

57
00:05:25,400 --> 00:05:29,000
‫به لطف جو
‫و اون رسوایی پر سر و صداش.

58
00:05:29,040 --> 00:05:31,000
‫بیشتر از ۲۰ تا مشتریمون رو
‫از دست دادیم.

59
00:05:31,040 --> 00:05:35,240
‫و البته اینکه
‫هنوز ماجرای اون معدن باقی مونده.

60
00:05:36,520 --> 00:05:41,160
‫خوشبختانه یه نقشه‌ای دارم،
‫برای اینکه آبروی شرکت رو برگردونم

61
00:05:41,200 --> 00:05:42,880
‫و خیلی بیشتر از اون.

62
00:05:46,360 --> 00:05:48,080
‫- ممنون.
‫- بفرمایید، قربان.

63
00:05:50,760 --> 00:05:52,920
‫ویت‌واترزرند؟

64
00:05:52,960 --> 00:05:54,800
‫خب، اون منبع پول‌سازی دیگه تموم شد.

65
00:05:54,840 --> 00:05:56,920
‫ژوهانسبورگ دیگه چیزی نداره.

66
00:05:56,960 --> 00:06:00,800
‫تمام طلای سطح زمین استخراج شده.
‫فقط یه مشت معدن بی‌ارزش مونده.

67
00:06:00,840 --> 00:06:03,640
‫- خب، حیف شد.
‫- پایین‌تر کلی طلا هست.

68
00:06:03,680 --> 00:06:06,360
‫ولی استخراجش
‫بدون هزینه‌ی سرسام‌آور ممکن نیست.

69
00:06:09,280 --> 00:06:15,240
‫خب، این نقطه‌ها،
‫اینجا، اینجا، اینجا و اینجا،

70
00:06:15,280 --> 00:06:18,800
‫گودال‌هایی‌ان که تازگی
‫به‌حساب فورسایت و شرکا خریدم.

71
00:06:18,840 --> 00:06:20,160
‫عقلت رو از دست دادی؟

72
00:06:20,200 --> 00:06:21,230
‫مسخره‌ست.

73
00:06:21,280 --> 00:06:23,680
‫- افتضاحه.
‫- چرته!

74
00:06:23,720 --> 00:06:28,760
‫فرض کنین روشی وجود داشته باشه
‫که به‌راحتی

75
00:06:28,800 --> 00:06:31,880
‫از سنگ‌های معدن در لایه‌های پایین‌تر
‫طلا استخراج کنه.

76
00:06:31,920 --> 00:06:33,270
‫همچین روشی وجود داره؟

77
00:06:33,320 --> 00:06:35,960
‫یه نفر به اسم پریگرین
‫توی ویت‌واترزرند دارم

78
00:06:36,000 --> 00:06:38,160
‫که ماجرا رو از نزدیک دنبال می‌کنه و
‫از این روش باخبرم کرده.

79
00:06:38,200 --> 00:06:40,400
‫- چطور پیداش کردی؟
‫- اون منو پیدا کرد.

80
00:06:40,440 --> 00:06:43,800
‫و درباره‌ی این روش مرموز چی بهت گفت؟

81
00:06:43,840 --> 00:06:46,160
‫اینکه با قیمت مناسب
‫میشه در سراسر منطقه

82
00:06:46,200 --> 00:06:48,480
‫بهش دسترسی پیدا کرد.

83
00:06:48,520 --> 00:06:53,280
‫و چون فعلاً تنها مرد انگلیسی هستم
‫که از این خبر باخبره،

84
00:06:53,320 --> 00:06:57,600
‫قراره فورسایت و شرکا رو از چیزی که
‫حتی خوابش رو می‌بینیم ثروتمندتر کنم.

85
00:06:57,640 --> 00:06:59,270
‫- احسنت!
‫- معرکه‌ست.

86
00:06:59,320 --> 00:07:01,800
‫- عالیه!
‫- فوق‌العاده‌ست.

87
00:07:06,800 --> 00:07:11,360
‫خوبه که صندلیمو گرم نگه داشتی، برادرزاده.

88
00:07:11,400 --> 00:07:14,680
‫خب، این چند ماه
‫خیلی کم پیدات شده.

89
00:07:14,720 --> 00:07:16,760
‫شایعه بود که بازنشسته شدی.

90
00:07:16,800 --> 00:07:19,600
‫خیال خام بوده، برادر جان.

91
00:07:19,640 --> 00:07:22,800
‫من هنوز سکان کار دستمه.

92
00:07:27,520 --> 00:07:29,840
‫- خوش برگشتین، قربان.
‫- خوشحالیم برگشتین، قربان.

93
00:07:29,880 --> 00:07:31,150
‫خوشحالیم برگشتین، قربان.

94
00:07:31,200 --> 00:07:33,800
‫راسته؟ بارداری؟

95
00:07:33,840 --> 00:07:36,880
‫چی؟ نه، نه، هنوز چیزی معلوم نیست.

96
00:07:38,040 --> 00:07:39,800
‫خب، همه‌ی خدمتکارها
‫دارن در موردش حرف می‌زنن.

97
00:07:39,840 --> 00:07:41,520
‫خونه‌ی جیمز هم پر از شور و هیجانه.

98
00:07:41,560 --> 00:07:43,880
‫راستش، من که جذابیتی توش نمی‌بینم.

99
00:07:43,920 --> 00:07:45,640
‫آدمو از ریخت میندازه.

100
00:07:48,360 --> 00:07:52,040
‫ولی گمونم دیگه هیچ‌وقت باله کار نکنی،

101
00:07:52,080 --> 00:07:54,360
‫که هنوز هم فکر می‌کنم
‫بدترین حیف‌ومیل دنیاست.

102
00:07:54,400 --> 00:07:57,240
‫من عهد بستم که
‫خودمو وقف زندگی مشترکم کنم.

103
00:07:57,280 --> 00:07:58,630
‫به قیمت کنارگذاشتن رویاهات.

104
00:07:58,680 --> 00:08:01,840
‫برای انجام عهدی که بستم،
‫که دوستش داشته باشم و حرمتشو نگه دارم.

105
00:08:01,880 --> 00:08:03,880
‫و البته که ازش اطاعت کنی.

106
00:08:03,920 --> 00:08:06,760
‫انتخاب کردم که
‫خوبی‌های زندگیمو ببینم

107
00:08:06,800 --> 00:08:10,160
‫به‌جای اینکه برای
‫زندگی‌ای که از دست دادم غصه بخورم.

108
00:08:12,320 --> 00:08:13,630
‫خب، حواست باشه

109
00:08:13,680 --> 00:08:16,560
‫اگه بچه‌ای به دنیا بیاد، مال تو نیست.

110
00:08:16,600 --> 00:08:18,110
‫پس مال کیه؟

111
00:08:18,160 --> 00:08:20,280
‫معلومه، مال اونا.

112
00:08:20,320 --> 00:08:23,960
‫باید بدونی هرکس پا به این خانواده بذاره،
‫جزو اموال این خانواده میشه.

113
00:08:24,000 --> 00:08:27,600
‫تعجب نکن اگه بچه رو
‫همون لحظه‌ی تولد ازت بگیرن،

114
00:08:27,640 --> 00:08:29,560
‫بذارنش توی قفس فورسایت و شرکا،

115
00:08:29,600 --> 00:08:32,480
‫و از همون روز اول
‫بهش سفته‌بازی یاد بدن.

116
00:08:41,120 --> 00:08:42,800
‫خانم کول چطوره؟

117
00:08:43,560 --> 00:08:46,480
‫- یادش رفته من وجود دارم.
‫- آره.

118
00:08:46,520 --> 00:08:49,440
‫اومدن یه عضو جدید توی خانواده
‫گاهی این‌طوری می‌کنه.

119
00:08:49,480 --> 00:08:50,830
‫ولی حتماً دایه دارین؟

120
00:08:50,880 --> 00:08:54,600
‫خانم کول میگه به درد نمی‌خوره.

121
00:08:54,640 --> 00:09:01,720
‫آقای فورسایت،
‫می‌خواستم بپرسم از جو خبری دارین؟

122
00:09:01,760 --> 00:09:05,360
‫مرتب نامه می‌فرسته،
‫منم بدون اینکه بازشون کنم می‌سوزونمشون.

123
00:09:12,680 --> 00:09:14,440
‫اون از همه‌شون بزرگتر بود!

124
00:09:16,600 --> 00:09:20,520
‫این نامه برای تو اومده. از لندن.

125
00:09:22,760 --> 00:09:26,040
‫بالاخره. نامه‌ای از بابا یا جون؟

126
00:09:30,240 --> 00:09:32,040
‫نمی‌فهمم.

127
00:09:35,960 --> 00:09:39,080
‫با کمال خرسندی به اطلاعتان می‌رسانیم که

128
00:09:39,120 --> 00:09:42,720
‫آثار زیر، «نوتردام در غروب»،

129
00:09:42,760 --> 00:09:45,800
‫«پله‌های سکره‌کر» و
‫«خورشید در سپیده‌دم»،

130
00:09:45,840 --> 00:09:48,840
‫برای نمایشگاه بهاره‌ی امسال کنزینگتون پارک
‫انتخاب شده‌اند.

131
00:09:48,880 --> 00:09:53,640
‫ببخشید، اصلاً نقاشی‌هام
‫چطور سر از اونجا درآوردن؟

132
00:09:53,680 --> 00:09:54,920
‫من فرستادمشون.

133
00:09:54,960 --> 00:09:56,350
‫فکر کردم خوبه که

134
00:09:56,400 --> 00:09:59,080
‫نقاشی‌هات رو توی لندن ببینن.

135
00:10:01,840 --> 00:10:03,640
‫- عصبانی‌ای؟
‫- نه،

136
00:10:03,680 --> 00:10:05,360
‫آخه لندنه...

137
00:10:06,520 --> 00:10:08,110
‫وقتی زندگیمون اینجاست، توی پاریس.

138
00:10:08,160 --> 00:10:11,560
‫فقط یه دیدار کوتاهه.

139
00:10:11,600 --> 00:10:13,120
‫همه‌مون هم باهات میایم.

140
00:10:13,160 --> 00:10:14,840
‫آره، میشه بریم؟

141
00:10:18,000 --> 00:10:19,110
‫آره، فکر کنم بشه.

142
00:10:19,160 --> 00:10:21,880
‫هورا!

143
00:10:34,280 --> 00:10:36,600
‫آماده باش یه لبخند درست‌وحسابی بزنی،

144
00:10:36,640 --> 00:10:39,160
‫که عمو جیمز بتونه حسابی پز بده.

145
00:10:39,200 --> 00:10:41,320
‫خب، اگه این‌همه زحمت کشیدن

146
00:10:41,360 --> 00:10:42,430
‫تا توی سایه‌ها مخفیت کنن،

147
00:10:42,480 --> 00:10:44,400
‫کمترین کاری که می‌تونی بکنی
‫اینه که توی ذوقشون بزنی.

148
00:10:47,640 --> 00:10:50,280
‫- نترس عزیزم.
‫- اومدین.

149
00:10:50,320 --> 00:10:52,680
‫خیلی لطف کردین که دعوتمون کردین.

150
00:10:52,720 --> 00:10:55,920
‫و چه شجاعتی که
‫دوباره با مردم روبرو میشین.

151
00:10:55,960 --> 00:10:58,720
‫با توجه به اینکه تمام زمستون
‫ساکت و بی‌خبر بودین.

152
00:10:58,760 --> 00:11:01,640
‫ما توی خونه‌مون
‫فصل‌ها رو جدی می‌گیریم.

153
00:11:01,680 --> 00:11:04,640
‫زمستون فرصتیه برای عقب‌نشینی.

154
00:11:04,680 --> 00:11:06,680
‫پابلیوس والریوس جوان،

155
00:11:06,720 --> 00:11:09,400
‫- اخراجت کردن؟
‫- کاش اخراجم کرده بودن.

156
00:11:09,440 --> 00:11:11,040
‫- به این میگن روحیه.
‫- این حرف رو نزن،

157
00:11:11,080 --> 00:11:12,600
‫به‌زور تونستیم بفرستیمش ایتون.

158
00:11:12,640 --> 00:11:14,030
‫تقریباً غیرممکن بود،

159
00:11:14,080 --> 00:11:16,840
‫اگه پدربزرگش
‫تمام شهریه‌ش رو نمی‌داد.

160
00:11:18,600 --> 00:11:20,280
‫- سلام، پابی.

161
00:11:21,560 --> 00:11:23,720
‫- فرار کردی؟
‫- تو... تو.

162
00:11:23,760 --> 00:11:26,800
‫فکر کردیم درستشه که اینجا باشه،

163
00:11:26,840 --> 00:11:28,640
‫بالاخره وارث فعلی خاندان فورسایته.

164
00:11:28,680 --> 00:11:30,520
‫نه برای مدت طولانی.

165
00:11:30,560 --> 00:11:31,950
‫خبری رو از دست دادم؟

166
00:11:32,000 --> 00:11:34,960
‫فعلاً فقط اعضای نزدیک خانواده
‫در جریان می‌مونن.

167
00:11:35,000 --> 00:11:37,400
‫چون هنوز قطعی نشده.

168
00:11:37,440 --> 00:11:39,800
‫ولی حس می‌کنم به‌زودی قطعی میشه.

169
00:11:42,280 --> 00:11:45,320
‫تعجبی نداره که
‫این‌قدر عجله داره کاخش رو تموم کنه.

170
00:11:45,360 --> 00:11:48,560
‫ولی از اون طرف،
‫هرچی رابین هیل زودتر آماده بشه...

171
00:11:48,600 --> 00:11:50,760
‫زودتر می‌تونیم ازدواج کنیم.

172
00:11:50,800 --> 00:11:54,760
‫خب، آماده‌این شگفت‌زده بشین؟

173
00:11:54,800 --> 00:11:57,960
‫عزیزم، زحمتش رو بکش.

174
00:12:02,360 --> 00:12:04,040
‫شجاع باش، مامان.

175
00:12:05,200 --> 00:12:07,360
‫اوه، نه، واقعاً فکر نکنم
‫جرئتش رو داشته باشم.

176
00:12:08,840 --> 00:12:11,320
‫اجازه بده من انجامش بدم.

177
00:12:18,720 --> 00:12:20,400
‫محشره!

178
00:12:21,080 --> 00:12:22,760
‫- معرکه‌ست.
‫- وای.

179
00:12:23,760 --> 00:12:26,000
‫نظرت چیه عزیزم؟

180
00:12:26,040 --> 00:12:28,440
‫- احسنت، بابا.
‫- تحت تأثیر قرار گرفتی، برادر؟

181
00:12:28,480 --> 00:12:30,560
‫سوال خوبیه. گرفتم؟

182
00:12:30,600 --> 00:12:32,640
‫همیشه فکر می‌کردم خونه‌ی آدم

183
00:12:32,680 --> 00:12:35,720
‫نشون میده چه جور آدمیه، مامان.

184
00:12:35,760 --> 00:12:37,190
‫- آره.
‫- و قصد داره به کجا برسه.

185
00:12:37,240 --> 00:12:40,400
‫- کاملاً موافقم.
‫- اینجا، نشونه‌ی اعتمادبه‌نفس

186
00:12:41,480 --> 00:12:43,070
‫و امید به آینده‌ست.

187
00:12:43,120 --> 00:12:46,520
‫و خونه‌ی تو قراره
‫نشون‌دهنده‌ی چی باشه، عزیزم؟

188
00:12:46,560 --> 00:12:49,400
‫خب... هنوز بهش فکر نکردم.

189
00:12:49,440 --> 00:12:52,600
‫هرچی همسر عزیزم بخواد،
‫همون رو نشون میده.

190
00:12:52,640 --> 00:12:56,400
‫خواسته‌های اون در همه‌ی مسائل
‫از همه مهم‌تره.

191
00:13:00,280 --> 00:13:03,280
‫[پنج روز بعد]

192
00:13:07,320 --> 00:13:09,360
‫مستقیم برین ته خیابون،
‫پیداش می‌کنین.

193
00:13:13,640 --> 00:13:15,320
‫باید بهشون می‌گفتیم.

194
00:13:16,240 --> 00:13:18,560
‫اینکه تو پدرشونی
‫یا اینکه قانوناً ازدواج نکردیم؟

195
00:13:20,040 --> 00:13:21,630
‫هردوش.

196
00:13:21,680 --> 00:13:25,200
‫خب، تو که از قبل زن داری.

197
00:13:25,240 --> 00:13:29,080
‫توی پاریس کسی نمی‌دونه،
‫ولی اینجا همه خبر دارن.

198
00:13:29,120 --> 00:13:31,040
‫پس چطور ازشون محافظت کنیم؟

199
00:13:32,280 --> 00:13:35,200
‫اگه من و بچه‌ها از بقیه فاصله بگیریم؟

200
00:13:35,240 --> 00:13:36,960
‫اصلاً مشکلی پیش نمیاد.

201
00:13:37,000 --> 00:13:38,680
‫امیدوارم.

202
00:13:42,280 --> 00:13:45,800
‫[جولیون فورسایت، شریک]

203
00:13:59,640 --> 00:14:03,640
‫خب، وقتشه از دفتر جو
‫یه استفاده‌ی مفیدی بکنیم،

204
00:14:03,680 --> 00:14:05,360
‫موافق نیستی؟

205
00:14:06,000 --> 00:14:09,280
‫بدیمش به یکی از شرکای فعال.

206
00:14:09,320 --> 00:14:11,720
‫به‌خصوص حالا که
‫کسب‌وکار طلای جدید سومز

207
00:14:11,760 --> 00:14:13,520
‫قراره راه بیفته.

208
00:14:13,560 --> 00:14:14,670
‫درستش اینه که

209
00:14:14,720 --> 00:14:17,200
‫این دفتر
‫برای نسل بعد نگه داشته بشه.

210
00:14:17,240 --> 00:14:20,600
‫ولی از اونجا که هیچ‌کدوم از پسرهامون
‫هنوز وارثی برامون نیاوردن...

211
00:14:20,640 --> 00:14:23,840
‫گمونم هیچ‌وقت قبول نمی‌کنی
‫پسر جو از اون زن رو وارث حساب کنیم.

212
00:14:23,880 --> 00:14:26,880
‫فکر کن پدر پیرمون
‫چقدر از این کار خشمگین می‌شد.

213
00:14:28,440 --> 00:14:30,760
‫درباره‌ی مادرهای ازدواج‌نکرده
‫نظرهای خیلی محکمی داشت.

214
00:14:30,800 --> 00:14:33,360
‫یادته وقتی اون شایعه‌ها رو شنید
‫چه واکنشی نشون داد؟

215
00:14:33,400 --> 00:14:37,680
‫عواقب احتمالی رابطه‌مون
‫با یه خانم خاص.

216
00:14:37,720 --> 00:14:39,400
‫الکساندرا.

217
00:14:41,000 --> 00:14:42,800
‫خب، تقصیر تو که نبود.

218
00:14:42,840 --> 00:14:45,320
‫اون همیشه روشن کرده بود دلش پیش کیه.

219
00:14:45,360 --> 00:14:47,040
‫پیش تو؟

220
00:14:49,200 --> 00:14:52,480
‫من و اون حرف فرار با هم رو زده بودیم.

221
00:14:52,520 --> 00:14:54,640
‫قرار بود با من فرار کنه.

222
00:14:54,680 --> 00:14:57,480
‫- داشت بازیت می‌داد.
‫- داشت تو رو بازی می‌داد!

223
00:14:59,680 --> 00:15:02,400
‫باور کن، برادر، می‌دونم.

224
00:15:12,440 --> 00:15:14,560
‫- میل دارین؟
‫- نه، ممنون.

225
00:15:16,720 --> 00:15:18,920
‫- کلیدتون، قربان.
‫- ممنون.

226
00:15:20,480 --> 00:15:22,280
‫برین، یالا.

227
00:15:33,080 --> 00:15:35,840
‫قبول دارم این خونه
‫یه‌کم خالی و ساده‌ست، ولی...

228
00:15:35,880 --> 00:15:37,440
‫فقط یه هفته‌ست.

229
00:15:37,480 --> 00:15:38,910
‫عاشقشم.

230
00:15:38,960 --> 00:15:40,800
‫عاشق اینم که برگشتم لندن.

231
00:15:49,200 --> 00:15:52,680
‫[مریت و شرکا]

232
00:15:56,120 --> 00:15:57,800
‫محشره.

233
00:15:59,120 --> 00:16:01,680
‫سومز دستور اکید داده که

234
00:16:01,720 --> 00:16:04,400
‫از تو و بار باارزشت مراقبت کنیم.

235
00:16:04,440 --> 00:16:07,160
‫ولی هنوز مطمئن نیستیم.

236
00:16:07,200 --> 00:16:08,880
‫ولی می‌تونیم امیدوار باشیم.

237
00:16:13,000 --> 00:16:15,960
‫حالا بیاین لباس‌های تازه‌ی فصل رو ببینیم.

238
00:16:17,480 --> 00:16:20,440
‫آقای ترافورد، خانم گریک، خانم اسکولز.

239
00:16:20,480 --> 00:16:22,160
‫خیلی دلمون براتون تنگ شده بود.

240
00:16:22,200 --> 00:16:23,880
‫نمایشگاه بهاره می‌بینیمتون؟

241
00:16:25,280 --> 00:16:28,480
‫راستشو بگو، ترجیح میدی کجا باشی؟

242
00:16:28,520 --> 00:16:31,960
‫پابرهنه کنار رود سن،
‫تا زانو توی شقایق‌ها؟

243
00:16:35,600 --> 00:16:37,190
‫آره. ولی بگو ببینم،

244
00:16:37,240 --> 00:16:39,040
‫دنبال چه خیاطی هستی؟

245
00:16:39,080 --> 00:16:41,920
‫چه خجالت‌آور!
‫چطور روش میشه خودشو نشون بده؟

246
00:16:41,960 --> 00:16:44,240
‫اگه من بودم،
‫جرئت نمی‌کردم از خونه بیرون بیام.

247
00:16:47,440 --> 00:16:49,440
‫خب، مامان، یه مدته که

248
00:16:49,480 --> 00:16:52,320
‫می‌خوام حرفی رو که پارسال
‫آخر مهمونی با هم زدیم،

249
00:16:52,360 --> 00:16:54,040
‫دوباره پیش بکشم.

250
00:16:54,080 --> 00:16:58,440
‫آخر مراسم،
‫اشاره‌ای به هری فالکونر کردی.

251
00:17:00,920 --> 00:17:02,680
‫به‌عنوان نوه‌ت.

252
00:17:05,880 --> 00:17:07,960
‫من؟

253
00:17:08,000 --> 00:17:10,240
‫من پدرشم؟

254
00:17:10,280 --> 00:17:11,960
‫چرا همچین فکری می‌کنی؟

255
00:17:13,600 --> 00:17:15,150
‫چون قبل از ازدواج با ادیت

256
00:17:15,200 --> 00:17:17,760
‫فقط با یه زن رابطه داشتم،

257
00:17:17,800 --> 00:17:19,640
‫و اونم الکساندرا بود.

258
00:17:19,680 --> 00:17:22,080
‫اگه درست یادم باشه،

259
00:17:22,120 --> 00:17:27,000
‫برادرت هم با دوشیزه شپرد رابطه داشت.

260
00:17:27,040 --> 00:17:28,670
‫با هم گرم می‌گرفتن.

261
00:17:28,720 --> 00:17:31,000
‫دنبالش بود،
‫ولی اون هیچ علاقه‌ای نداشت.

262
00:17:31,040 --> 00:17:32,190
‫اون ماجرا تموم شده.

263
00:17:32,240 --> 00:17:35,280
‫پس چرا اصلاً اسمش رو آوردی؟
‫اون نوه‌ت!

264
00:17:35,320 --> 00:17:37,280
‫شاید برای یادآوری اینکه

265
00:17:37,320 --> 00:17:40,280
‫گاهی شور و شوق بر همه‌مون غلبه می‌کنه.

266
00:17:41,640 --> 00:17:46,800
‫درست وقتی جو رو
‫به‌خاطر همین گناه از خودت روندی.

267
00:17:46,840 --> 00:17:48,520
‫و الکساندرا...

268
00:17:49,440 --> 00:17:50,550
‫الان کجاست؟

269
00:17:50,600 --> 00:17:52,520
‫اوه، سال‌ها پیش ناپدید شد.

270
00:17:53,720 --> 00:17:55,560
‫فالکونر هم خارج از کشور زندگی می‌کنه.

271
00:17:56,840 --> 00:18:01,000
‫ولی من هیچ‌وقت ندیدمش.
‫و دلم هم نمی‌خواد ببینمش.

272
00:18:02,200 --> 00:18:03,880
‫تو هم نباید ببینیش.

273
00:18:15,360 --> 00:18:17,600
‫باید خبرم می‌کردی داری میای.

274
00:18:17,640 --> 00:18:19,320
‫پرچم‌ها رو بیرون می‌زدم.

275
00:18:25,520 --> 00:18:27,920
‫[رابین هیل]

276
00:18:30,240 --> 00:18:31,920
‫خونه‌ی ساده‌ایه.

277
00:18:33,120 --> 00:18:36,760
‫اصلش فضاست. نور.

278
00:18:36,800 --> 00:18:39,000
‫دوری از تجمل و زرق‌وبرق.

279
00:18:39,040 --> 00:18:41,880
‫اگه خوشت نمیاد،
‫همین حالا بگو.

280
00:18:41,920 --> 00:18:43,760
‫فکر می‌کردم کار باید
‫نزدیک به تموم‌شدن باشه.

281
00:18:43,800 --> 00:18:45,480
‫با مراحل ساخت‌وساز آشنایی داری؟

282
00:18:45,520 --> 00:18:47,520
‫اوه، شاید هم می‌خوای
‫سر و تهش رو هم بیارم.

283
00:18:47,560 --> 00:18:51,080
‫- وقتی ۸۰۰۰ پوند بهت میدم؟
‫- ۸۵۰۰.

284
00:18:52,960 --> 00:18:55,080
‫چطور ممکنه؟

285
00:18:55,120 --> 00:18:56,960
‫هزینه‌ی مصالح بالا رفته،

286
00:18:57,000 --> 00:18:59,360
‫و کار هنرمندانه‌ایه که
‫نمیشه عجله‌ای انجامش داد.

287
00:19:00,520 --> 00:19:02,110
‫ولی اگه راضی نیستی،

288
00:19:02,160 --> 00:19:03,920
‫آزادی که با یکی دیگه عوضم کنی

289
00:19:03,960 --> 00:19:06,880
‫که دو برابر هزینه و
‫سه برابر بیشتر وقت می‌بره.

290
00:19:11,800 --> 00:19:14,520
‫فکر کنم هردومون می‌دونیم این کار
‫به نفع هیچ‌کدوممون نیست.

291
00:19:18,920 --> 00:19:20,680
‫اینجا یه‌کم تاریکه.

292
00:19:20,720 --> 00:19:23,160
‫به فکر نصب برق نیستین؟

293
00:19:23,200 --> 00:19:26,240
‫فکر کنم نور خودمون کاملاً کافیه.

294
00:19:29,960 --> 00:19:30,960
‫عزیزم.

295
00:19:31,000 --> 00:19:32,640
‫تعریف کن امروز
‫توی فروشگاه بزرگ چطور گذشت.

296
00:19:32,680 --> 00:19:34,230
‫کارمون به موقع راه افتاد.

297
00:19:34,280 --> 00:19:38,040
‫خب، تو یه آرزویی کردی،
‫و من و بیل هم با هم حرف زدیم.

298
00:19:38,080 --> 00:19:40,160
‫و به یه نقشه‌ی حسابی رسیدیم.

299
00:19:40,200 --> 00:19:41,920
‫چه نقشه‌ای؟

300
00:19:41,960 --> 00:19:43,510
‫خب، نمی‌تونیم قول بدیم عین همون باشه،

301
00:19:43,560 --> 00:19:45,680
‫- ولی شاید بتونیم برات...
‫- شقایق‌ها؟

302
00:19:47,040 --> 00:19:48,510
‫قضیه چیه؟

303
00:19:48,560 --> 00:19:52,040
‫جون و فیل
‫پیشنهاد بیرون رفتن دادن.

304
00:19:52,080 --> 00:19:53,470
‫با حضور آیرین
‫به عنوان همراه و مراقب.

305
00:19:53,520 --> 00:19:55,960
‫این کار از وقت رابین هیل نمی‌گیره؟

306
00:19:58,280 --> 00:20:00,120
‫شنبه کار می‌کنم که جبران بشه.

307
00:20:04,900 --> 00:20:14,900
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

308
00:20:19,680 --> 00:20:22,240
‫تا حالا شده آرزو کنی
‫کاش هیچ‌وقت همدیگه رو ندیده بودیم؟

309
00:20:23,680 --> 00:20:26,080
‫چطور می‌تونم؟

310
00:20:27,800 --> 00:20:29,560
‫چون خیلی چیزها رو از دست دادی.

311
00:20:31,040 --> 00:20:33,680
‫و در عوض یه دنیا به دست آوردم،

312
00:20:33,720 --> 00:20:35,560
‫نیمه‌ی گمشده‌م، دو تا بچه.

313
00:20:37,040 --> 00:20:38,720
‫آره، وقتی رفتم...

314
00:20:40,320 --> 00:20:43,080
‫چیزای عزیزی رو از دست دادم.

315
00:20:43,120 --> 00:20:44,800
‫و چرا رفتی؟

316
00:20:46,080 --> 00:20:48,000
‫چون فرانسیس می‌خواست بیرونم کنه

317
00:20:48,040 --> 00:20:50,360
‫و بچه‌هامون رو هم بندازه توی خیابون.

318
00:20:52,360 --> 00:20:55,960
‫با من بدرفتاری کرد.
‫حاضر به کوتاه اومدن هم نبود،

319
00:20:56,000 --> 00:20:57,000
‫برای همین رفتی.

320
00:20:57,040 --> 00:20:58,390
‫آره، ولی با این کار

321
00:20:58,440 --> 00:21:00,680
‫درد و رنج زیادی
‫به خانواده تحمیل کردم.

322
00:21:16,480 --> 00:21:19,480
‫[الکساندرای عزیزم]

323
00:21:38,520 --> 00:21:40,200
‫آقای فورسایت.

324
00:21:43,080 --> 00:21:44,510
‫بانوی من.

325
00:21:44,560 --> 00:21:47,600
‫از دیدن اسم شما
‫بین شرکت‌کننده‌ها تعجب کردم.

326
00:21:47,640 --> 00:21:50,560
‫البته ما که نمی‌خوایم با کمیته مخالفت کنیم.

327
00:21:50,600 --> 00:21:52,640
‫اگه شما رو شایسته دونستن،

328
00:21:52,680 --> 00:21:57,200
‫ما به‌عنوان حامیان نمایشگاه
‫باید به تصمیمشون احترام بذاریم.

329
00:21:59,280 --> 00:22:01,480
‫البته پسرم، هیوگو، رو می‌شناسین.

330
00:22:01,520 --> 00:22:02,830
‫سر هیوگو؟

331
00:22:02,880 --> 00:22:08,080
‫خب، آقای فورسایت،
‫برنامه ‌تون برای افتتاحیه‌ی بزرگ فردا چیه؟

332
00:22:08,120 --> 00:22:09,550
‫نقاشی‌هام رو بچینم،

333
00:22:09,600 --> 00:22:11,640
‫با حامی‌ها دیدار کنم
‫و فوری بزنم به چاک.

334
00:22:11,680 --> 00:22:13,680
‫اوه، مطمئناً نه.

335
00:22:13,720 --> 00:22:15,920
‫حضور یه هنرمند تازه‌وارد
‫همیشه سروصدا به پا می‌کنه.

336
00:22:19,960 --> 00:22:24,240
‫چرا برای افتتاحیه‌ی بزرگ نمی‌مونین
‫و از این همه توجه لذت نمی‌برین؟

337
00:22:24,280 --> 00:22:28,480
‫به‌خصوص توجه خانواده‌تون.
‫لابد خیلی بهتون افتخار می‌کنن.

338
00:22:30,840 --> 00:22:34,040
‫من هیچ‌وقت توی محافل اجتماعی
‫راحت نبودم.

339
00:22:34,080 --> 00:22:38,280
‫آقای فورسایت، می‌دونین انتخاب‌شدن
‫برای این نمایشگاه چه افتخاریه؟

340
00:22:38,320 --> 00:22:39,270
‫البته.

341
00:22:39,320 --> 00:22:41,800
‫و انتظار میره در افتتاحیه‌ی بزرگ حاضر بشین

342
00:22:41,840 --> 00:22:45,440
‫و کنار هنرمندهای منتخب،
‫با مردم روبرو بشین.

343
00:22:45,480 --> 00:22:47,070
‫البته مگه اینکه

344
00:22:47,120 --> 00:22:49,600
‫خودتون رو بالاتر از این چیزها بدونین.

345
00:22:49,640 --> 00:22:52,960
‫که در اون صورت،
‫تضمین می‌کنم آینده‌تون به خطر می‌افته.

346
00:23:00,720 --> 00:23:03,000
‫این دیگه چیه؟ بازم خرج‌تراشی؟

347
00:23:03,040 --> 00:23:05,600
‫یادآوری خوبیه که هر لحظه،

348
00:23:05,640 --> 00:23:08,560
‫یه گوشه‌ی دنیا،
‫فورسایت و شرکا دارن سود می‌کنن.

349
00:23:08,600 --> 00:23:10,720
‫یا به‌زودی می‌کنن.

350
00:23:10,760 --> 00:23:12,270
‫خیلی خوشحالم که

351
00:23:12,320 --> 00:23:15,320
‫آیرین بالاخره سر به‌راه شده.

352
00:23:15,360 --> 00:23:17,760
‫بی‌انصافی می‌کنی، بابا.

353
00:23:17,800 --> 00:23:21,040
‫این چند ماه نشون داده که
‫واقعاً دلش می‌خواد راضی‌کننده باشه.

354
00:23:21,080 --> 00:23:23,280
‫و این خبر خوش،
‫اگه درست باشه،

355
00:23:23,320 --> 00:23:25,160
‫درست سر وقت رسیده.

356
00:23:29,480 --> 00:23:32,600
‫ولی شقایق‌های من کجان؟
‫بهم قول شقایق داده بودین!

357
00:23:34,480 --> 00:23:36,640
‫هرچه شما بخواهید، بانوی من.

358
00:23:39,720 --> 00:23:44,520
‫تاج ملکه‌ی ماه مه رو بر سرتون می‌ذارم.

359
00:23:45,760 --> 00:23:48,840
‫- وای، ممنون.
‫- فیل، واقعاً احمقی.

360
00:23:48,880 --> 00:23:50,760
‫باید بریم،
‫ساعت ۱۲ با خانم‌ها قرار داریم.

361
00:23:50,800 --> 00:23:53,000
‫مگه ما خانم نیستیم؟

362
00:23:53,040 --> 00:23:54,310
‫نه.

363
00:23:54,360 --> 00:23:56,280
‫شما پری‌های آبی هستین!

364
00:24:05,400 --> 00:24:06,830
‫خب، عزیزم،

365
00:24:06,880 --> 00:24:10,080
‫بریم ببینیم چطور فصل جدید رو
‫با شکوه شروع کنیم؟

366
00:24:13,400 --> 00:24:15,080
‫داشتم دروغ می‌گفتم.

367
00:24:16,200 --> 00:24:17,880
‫به تو...

368
00:24:18,960 --> 00:24:20,720
‫ولی بیشتر از همه به خودم.

369
00:24:26,720 --> 00:24:28,400
‫وقتی کسی از جلوی چشم آدم دوره،

370
00:24:29,600 --> 00:24:31,520
‫کمتر بهش فکر می‌کنه.

371
00:24:33,960 --> 00:24:36,680
‫آدم خودشو قانع می‌کنه که
‫دیگه نمی‌تونه بهش آسیب بزنه.

372
00:24:40,280 --> 00:24:42,160
‫و وقتی اون آدم برمی‌گرده...

373
00:24:43,600 --> 00:24:45,280
‫برگشته؟

374
00:24:49,400 --> 00:24:52,760
‫فردا توی نمایشگاه بهاره
‫نقاشی‌هاش به نمایش درمیاد.

375
00:24:54,040 --> 00:24:55,760
‫و اعصابمو خرد کرده.

376
00:24:55,800 --> 00:24:58,600
‫درست وقتی فکر می‌کردم که
‫دوباره آماده‌ام با دنیا روبرو بشم.

377
00:24:58,640 --> 00:25:01,280
‫باید اعتراف کنم،
‫کمی غیرمنتظره‌ست.

378
00:25:03,120 --> 00:25:04,430
‫دیوونه‌کننده‌ست.

379
00:25:04,480 --> 00:25:08,560
‫حالا اونم قراره اونجا باشه.
‫ما همیشه به افتتاحیه‌ی بزرگ میریم.

380
00:25:08,600 --> 00:25:10,960
‫چرا باید خودمونو محروم کنیم؟

381
00:25:11,000 --> 00:25:12,270
‫چون من یکی که

382
00:25:12,320 --> 00:25:15,400
‫حوصله‌ی پچ‌پچ‌های پشت سرمو ندارم.

383
00:25:15,440 --> 00:25:17,280
‫تازه لیدی کارترت هم نامه نوشته

384
00:25:17,320 --> 00:25:21,320
‫و گفته چقدر مشتاقه منو اونجا ببینه.

385
00:25:21,360 --> 00:25:23,800
‫ولی تو باید بری.

386
00:25:23,840 --> 00:25:26,160
‫برنامه‌ت رو به‌خاطر اون عوض نکن.

387
00:25:29,680 --> 00:25:32,120
‫خب، فرانسیس که قطعاً نمیاد،

388
00:25:32,160 --> 00:25:34,800
‫و این ما رو
‫توی موقعیت خیلی بدی می‌ذاره.

389
00:25:34,840 --> 00:25:38,160
‫من که با کمال میل
‫از دیدن نقاشی‌های جو می‌گذرم. ولی...

390
00:25:39,480 --> 00:25:44,360
‫مگه هنرمندهای واقعاً مشهوری
‫توی این نمایشگاه نیستن؟

391
00:25:44,400 --> 00:25:47,360
‫منظور از آدم‌های مشهور،
‫یه مشت کولی و ولگرد دوره‌گرد نیست؟

392
00:25:48,440 --> 00:25:51,600
‫فکر کنم وسلر هم حضور داره.
‫شاید لیتون.

393
00:25:51,640 --> 00:25:55,360
‫خب، دیدن اینکه تلاش‌های رقت‌انگیز جو

394
00:25:55,400 --> 00:25:59,520
‫چطور زیر دست‌وپای بقیه له میشه،
‫خالی از لطف نیست؟

395
00:25:59,560 --> 00:26:01,320
‫خب، حالا شد یه چیزی!

396
00:26:43,080 --> 00:26:45,920
‫سومز منو فرستاده
‫ببینه چیزی لازم داری یا نه.

397
00:26:45,960 --> 00:26:49,040
‫اینکه دیگه باهام مثل عروسک چینی رفتار نکنن.

398
00:26:49,080 --> 00:26:53,480
‫به‌خصوص وقتی اصلاً... دلیلی نداره.

399
00:26:55,360 --> 00:26:57,440
‫اوه... فهمیدم.

400
00:26:57,480 --> 00:26:59,560
‫هشدار اشتباهی بود؟

401
00:26:59,600 --> 00:27:01,190
‫سومز خیلی ناراحت میشه...

402
00:27:01,240 --> 00:27:04,840
‫که نتونسته تو رو
‫به زنجیر مادری ببنده.

403
00:27:04,880 --> 00:27:06,230
‫زنجیر؟

404
00:27:06,280 --> 00:27:08,360
‫جوری میگی انگار زندانی هستیم.

405
00:27:08,400 --> 00:27:09,390
‫یا گروگان.

406
00:27:09,440 --> 00:27:12,960
‫مونتی هر بار تهدید به ترکش می‌کنم،
‫همینو یادآوری می‌کنه.

407
00:27:13,000 --> 00:27:14,720
‫«برو فردی، هرطور راحتی.»

408
00:27:14,760 --> 00:27:18,280
‫«ولی یادت باشه پسرمون مال پدرشه.»

409
00:27:18,320 --> 00:27:22,160
‫«تو به‌عنوان مادر، هیچ حقی نداری.»

410
00:27:24,000 --> 00:27:26,600
‫ولی تو که نمی‌خوای...

411
00:27:26,640 --> 00:27:28,680
‫ترکش کنم؟

412
00:27:28,720 --> 00:27:30,400
‫وسوسه‌م نکن.

413
00:27:31,680 --> 00:27:33,760
‫ولی حرفمو باور کن.

414
00:27:33,800 --> 00:27:37,080
‫دوباره همون اشتباه رو نمی‌کنم.

415
00:27:37,120 --> 00:27:38,960
‫دیگه خبری از توله‌سگ نیست.

416
00:27:40,760 --> 00:27:42,520
‫پایین می‌بینمت.

417
00:27:48,520 --> 00:27:50,560
‫لبخند بزنین.

418
00:27:50,600 --> 00:27:52,440
‫- حالتون چطوره؟
‫- خانم‌ها.

419
00:27:54,360 --> 00:27:56,120
‫بی‌نظیره.

420
00:27:57,800 --> 00:28:00,280
‫- موافقم.
‫- نقاشی قشنگیه.

421
00:28:02,360 --> 00:28:04,360
‫عجب کاری.

422
00:28:04,400 --> 00:28:06,440
‫هنرمند جدیدیه؟

423
00:28:06,480 --> 00:28:08,600
‫آها، کار جولیان فورسایت.

424
00:28:08,640 --> 00:28:11,280
‫- یه کم شلخته‌ست.
‫- آره، واقعاً.

425
00:28:12,760 --> 00:28:15,320
‫آقای کول، خانم کول.
‫از دیدنتون خوشحالم.

426
00:28:19,200 --> 00:28:21,560
‫چه بی‌ادب.

427
00:28:21,600 --> 00:28:23,520
‫قابل پیش‌بینی بود.

428
00:28:23,560 --> 00:28:25,640
‫اینا دوست‌های فورسایت‌ان.

429
00:28:25,680 --> 00:28:29,280
‫خوش‌شانس بودی که فقط نادیده‌ت گرفتن.
‫می‌تونستن تیکه‌پاره‌ت کنن.

430
00:28:29,320 --> 00:28:32,240
‫خب، فکر کنم هنوز هم
‫احتمال داره این کار رو بکنن.

431
00:28:43,520 --> 00:28:45,200
‫مادربزرگ؟

432
00:28:45,840 --> 00:28:47,560
‫خوشحالم می‌بینمت.

433
00:28:47,600 --> 00:28:49,760
‫داشتم فکر می‌کردم،

434
00:28:49,800 --> 00:28:54,520
‫میشه آدم از هنر خوشش بیاد
‫ولی از خود هنرمند بیزار باشه؟

435
00:28:54,560 --> 00:28:56,800
‫از حمایتی که می‌کنی ممنونم.

436
00:28:56,840 --> 00:28:58,520
‫بهش احتیاج هم داری.

437
00:29:14,840 --> 00:29:16,520
‫چی شده؟

438
00:29:21,240 --> 00:29:23,080
‫نمی‌تونم ببخشمش.

439
00:29:25,080 --> 00:29:26,350
‫بابای عزیزم بود.

440
00:29:26,400 --> 00:29:30,520
‫کاری کرد کاملاً احساس امنیت کنم،
‫بعد رهام کرد،

441
00:29:30,560 --> 00:29:32,360
‫انگار اصلاً هیچ‌وقت
‫براش ارزشی نداشتم.

442
00:29:32,400 --> 00:29:35,040
‫تو هیچ‌وقت بی‌ارزش نبودی.

443
00:29:36,800 --> 00:29:38,760
‫بیا بریم داخل.

444
00:29:38,800 --> 00:29:40,480
‫شاید نوشیدنی هم باشه.

445
00:30:00,040 --> 00:30:01,470
‫وحشتناکه.

446
00:30:01,520 --> 00:30:03,600
‫دقیقاً. افتضاح و ناشایسته.

447
00:30:13,280 --> 00:30:17,240
‫خب، پسرعمو،
‫زندگی توی بهشت اون‌ور دنیا چطور بود؟

448
00:30:17,280 --> 00:30:20,680
‫به همون اندازه که تو
‫توی فورسایت و شرکا

449
00:30:20,720 --> 00:30:21,990
‫وقتی من نیستم و آزارت نمیدم
‫احساس آزادی می‌کنی.

450
00:30:22,040 --> 00:30:25,120
‫نمی‌دونم. راستش دلم
‫برای اون کل‌کل‌ها تنگ شده.

451
00:30:27,080 --> 00:30:29,960
‫اگه چیزی نخرم، ناراحت نمیشی؟

452
00:30:30,000 --> 00:30:31,680
‫سلیقه‌ی من نیست.

453
00:30:43,520 --> 00:30:45,110
‫می‌پسندیش؟

454
00:30:45,160 --> 00:30:47,920
‫نه، نه، عاشقشم.

455
00:30:49,440 --> 00:30:51,520
‫کاش این‌قدر دقیق نقاشیش نکرده بودی

456
00:30:51,560 --> 00:30:53,240
‫چون خیلی دلم می‌خواد اونجا باشم.

457
00:30:54,920 --> 00:30:56,640
‫عجیبه.

458
00:30:56,680 --> 00:30:58,310
‫چی عجیبه؟

459
00:30:58,360 --> 00:31:00,160
‫توی این همه مدتی که
‫همدیگه رو می‌شناسیم،

460
00:31:00,200 --> 00:31:03,200
‫به‌زور دو کلمه با هم حرف زدیم.

461
00:31:04,680 --> 00:31:07,920
‫ولی وقتی به این نقاشی‌ها نگاه می‌کنم،

462
00:31:10,040 --> 00:31:11,720
‫انگار روحت رو می‌بینم،

463
00:31:16,240 --> 00:31:17,920
‫و تو هم روح من رو می‌بینی.

464
00:32:41,560 --> 00:32:43,240
‫احسنت!

465
00:32:44,040 --> 00:32:46,040
‫واقعاً کار بزرگیه.

466
00:32:46,080 --> 00:32:49,080
‫نگاهشون کن،
‫همه‌شون منتظرن جنجال به پا کنیم.

467
00:32:49,120 --> 00:32:51,440
‫بیا ناامیدشون کنیم.

468
00:32:51,480 --> 00:32:53,160
‫به‌خصوص اون پیرزن خرفت.

469
00:33:00,560 --> 00:33:03,520
‫فکر نمی‌کردم اینجا ببینمت.

470
00:33:03,560 --> 00:33:05,840
‫شاید ترجیح میدی برم توی صومعه؟

471
00:33:07,440 --> 00:33:08,910
‫نه. نمی‌خوام.

472
00:33:08,960 --> 00:33:11,160
‫طاقت فکر کردن به اینکه
‫چقدر آزارت دادم رو ندارم.

473
00:33:12,680 --> 00:33:14,360
‫اونم اینجاست؟

474
00:33:15,240 --> 00:33:17,800
‫- معلومه که نه.
‫- نه اینکه برام مهم باشه.

475
00:33:18,840 --> 00:33:20,520
‫حریف هرکسی میشم.

476
00:33:22,440 --> 00:33:24,120
‫همیشه.

477
00:33:30,680 --> 00:33:33,440
‫- فردا برمی‌گردیم پاریس.
‫- چه زود.

478
00:33:33,480 --> 00:33:36,000
‫می‌خواستم برای چای دعوتتون کنم.
‫شاید یه وقت دیگه.

479
00:33:36,040 --> 00:33:39,520
‫فرانسیس، واقعاً بابت دردی که
‫بهت دادم متأسفم...

480
00:33:39,560 --> 00:33:41,320
‫خب...

481
00:33:41,360 --> 00:33:43,280
‫فکر کنم هرچی بود دیدم.

482
00:33:50,920 --> 00:33:52,320
‫بریم؟

483
00:33:52,360 --> 00:33:54,040
‫بابا.

484
00:33:57,400 --> 00:33:59,080
‫حالت چطوره؟

485
00:34:00,240 --> 00:34:01,920
‫من حرفی باهات ندارم.

486
00:34:05,840 --> 00:34:10,880
‫به پیروزیت تبریک میگم، خانم فورسایت.
‫از طرف مادر عزیزم.

487
00:34:10,920 --> 00:34:14,360
‫خب، سر هیوگو.
‫اون عاشق به‌هم‌ریختن اوضاعه.

488
00:34:14,400 --> 00:34:18,400
‫لابد می‌خواست فورسایت‌ها رو
‫جلوی همه ضایع کنه.

489
00:34:18,440 --> 00:34:20,920
‫ولی درعوض، تو پیروز شدی.

490
00:34:23,600 --> 00:34:25,800
‫امیدوارم به‌زودی دوباره ببینمت.

491
00:34:27,560 --> 00:34:29,240
‫خیلی زود.

492
00:34:57,040 --> 00:34:58,720
‫منو ببر خونه.

493
00:35:07,520 --> 00:35:09,520
‫پس فعلاً قسر در رفتی.

494
00:35:09,560 --> 00:35:11,640
‫- از چی؟
‫- از اتاق بچه.

495
00:35:13,040 --> 00:35:15,760
‫انگاری خیلی به کار و زندگی من علاقه‌مندی.

496
00:35:15,800 --> 00:35:18,120
‫مگه دوست‌ها همین کار رو نمی‌کنن؟

497
00:35:18,160 --> 00:35:20,200
‫دوست‌ها باید خوشحال باشن
‫که زندگیم غرق برکته.

498
00:35:20,240 --> 00:35:21,720
‫ولی تو چیزی رو قربانی کردی که

499
00:35:21,760 --> 00:35:23,440
‫روحت رو زنده کرده بود.

500
00:35:25,040 --> 00:35:26,800
‫فیل، من...

501
00:35:26,840 --> 00:35:28,600
‫می‌دونم برات چه معنایی داره.

502
00:35:28,640 --> 00:35:32,080
‫چطور می‌تونی همه‌چی رو
‫به‌خاطر اون رها کنی؟

503
00:35:32,120 --> 00:35:35,280
‫آقای باسینی، تو مرد محترمی هستی.

504
00:35:35,320 --> 00:35:37,120
‫و؟

505
00:35:39,480 --> 00:35:41,160
‫حق انتخاب داری.

506
00:35:48,440 --> 00:35:51,640
‫خب، همه تحسینت کردن؟
‫آشنایی‌های خوبی به هم زدی؟

507
00:35:51,680 --> 00:35:55,400
‫همه ازم متنفر بودن.

508
00:35:55,440 --> 00:35:57,520
‫ولی به‌طرز معجزه‌آسایی یه نقاشی فروختم.

509
00:35:57,560 --> 00:35:59,240
‫می‌دونستم می‌تونی.

510
00:36:00,360 --> 00:36:02,480
‫پس می‌تونیم حالا برگردیم پاریس.

511
00:36:06,640 --> 00:36:09,360
‫اوه. یعنی نمی‌خوای بمونی؟

512
00:36:09,400 --> 00:36:11,560
‫خب...

513
00:36:11,600 --> 00:36:12,720
‫معلومه.

514
00:36:14,040 --> 00:36:15,720
‫واقعاً؟

515
00:36:17,360 --> 00:36:22,200
‫پاریس...
‫پاریس پناهگاه بود و هست.

516
00:36:22,240 --> 00:36:23,310
‫هیچ‌کس قضاوتمون نمی‌کنه.

517
00:36:23,360 --> 00:36:27,040
‫هیچ‌کس براش مهم نیست کی هستیم
‫یا چیکار می‌کنیم.

518
00:36:30,240 --> 00:36:34,040
‫می‌تونیم وانمود کنیم
‫هیچ‌وقت باعث اون همه درد و رنج نشدیم.

519
00:36:34,080 --> 00:36:36,160
‫ولی من می‌شناسمت.

520
00:36:36,200 --> 00:36:38,230
‫تا وقتی با خانواده‌ت سر ناسازگاری داری،

521
00:36:38,280 --> 00:36:40,000
‫ته دلت آرامش نداری.

522
00:36:40,040 --> 00:36:42,200
‫فکر می‌کنی چرا نقاشی‌ها رو فرستادم؟

523
00:36:43,880 --> 00:36:46,000
‫می‌دونستم به احتمال زیاد انتخاب میشی.

524
00:36:46,040 --> 00:36:49,720
‫و اگه انتخاب می‌شدی،
‫شاید دلت می‌خواست...

525
00:36:49,760 --> 00:36:53,800
‫بمونی و تلاش کنی یه راهی
‫برای آشتی با خانواده‌ت پیدا کنی.

526
00:36:55,640 --> 00:36:57,560
‫اگه اصلاً کورسوی امیدی وجود داشت.

527
00:36:59,960 --> 00:37:02,280
‫همه‌شون یک‌دنده‌ان.

528
00:37:03,800 --> 00:37:06,280
‫و این شهر هم می‌تونه بی‌رحم باشه.

529
00:37:06,320 --> 00:37:08,560
‫زمان و صبر می‌خواد.

530
00:37:08,600 --> 00:37:10,880
‫شاید مجبور بشی
‫از خیلی چیزها چشمپوشی کنی.

531
00:37:13,000 --> 00:37:16,720
‫ولی من و بچه‌ها رو داری.

532
00:37:18,240 --> 00:37:20,160
‫و اگه چیزی یاد گرفته باشیم،

533
00:37:20,200 --> 00:37:23,160
‫اینه که زندگی با دروغ و قایم شدن،

534
00:37:23,200 --> 00:37:24,880
‫راه‌حل نیست.

535
00:37:29,040 --> 00:37:30,720
‫پس همین کار رو می‌کنیم.

536
00:37:31,840 --> 00:37:34,680
‫امسال انتخاب‌ها ناامیدکننده بود.

537
00:37:34,720 --> 00:37:36,840
‫- از چیزی خوشت اومد؟
‫- آره

538
00:37:36,880 --> 00:37:39,000
‫راستش...

539
00:37:39,040 --> 00:37:40,720
‫یکی خریدم.

540
00:37:42,000 --> 00:37:45,520
‫- میشه بپرسم کدوم رو؟
‫- «خورشید در سپیده‌دم».

541
00:37:45,560 --> 00:37:46,870
‫نقاشی جو؟

542
00:37:46,920 --> 00:37:49,000
‫زندگی که توی پاریس
‫بهم وعده داده بودن ازم دریغ شد،

543
00:37:49,040 --> 00:37:51,200
‫برای همین...
‫خاطره‌های خوشش رو با خودم آوردم.

544
00:38:01,240 --> 00:38:04,240
‫می‌فهمم که پاریس
‫همیشه جای خاصی توی قلبت داره.

545
00:38:05,800 --> 00:38:07,960
‫ولی وقتی به همه‌ی نعمت‌هایی فکر می‌کنم
‫که اینجا داریم...

546
00:38:08,000 --> 00:38:10,840
‫یه نعمت هست که...

547
00:38:12,240 --> 00:38:13,920
‫باید کمی بیشتر منتظرش بمونیم.

548
00:38:17,240 --> 00:38:18,920
‫من باردار نیستم.

549
00:38:23,680 --> 00:38:25,360
‫واقعاً متأسفم که اینو می‌شنوم.

550
00:38:36,120 --> 00:38:38,760
‫بیا دیگه بهش فکر نکنیم.

551
00:38:38,800 --> 00:38:40,480
‫فقط باید بیشتر تلاش کنیم.

552
00:38:43,440 --> 00:38:45,160
‫و برای فردا...

553
00:38:46,320 --> 00:38:49,360
‫یه سورپرایز برات داشتم.

554
00:38:49,400 --> 00:38:52,880
‫- شاید هنوزم بد نباشه امتحانش کنیم.
‫- نه، معلومه.

555
00:39:19,520 --> 00:39:23,520
‫[با تقدیم گل‌های گلخانه‌ی فرمپتون پارک]
‫[از طرف هیوگو کارترت]

556
00:39:29,000 --> 00:39:31,880
‫خب، پس کی قراره
‫این سورپرایز رو ببینیم؟

557
00:39:31,920 --> 00:39:33,600
‫همه‌چی سر وقتش.

558
00:39:53,160 --> 00:39:54,840
‫فیل!

559
00:39:57,240 --> 00:39:58,720
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

560
00:39:58,760 --> 00:40:00,230
‫اینجا کار می‌کنم.

561
00:40:00,280 --> 00:40:03,600
‫- این رابین هیله؟
‫- آره. بیا عزیزم.

562
00:40:03,640 --> 00:40:06,080
‫بذار چشم‌انداز فوق‌العاده رو نشونت بدم.

563
00:40:07,680 --> 00:40:09,680
‫باشکوه نیست؟

564
00:40:09,720 --> 00:40:12,600
‫اینجا می‌تونیم راحت نفس بکشیم.

565
00:40:12,640 --> 00:40:17,200
‫تصورش رو بکن...
‫یه زندگی دور از شلوغی فیتزآلن تریس.

566
00:40:18,320 --> 00:40:22,800
‫فقط من و تو... و بچه‌هامون.

567
00:40:23,160 --> 00:40:25,960
‫آقای باسینی!
‫چرا کار این‌قدر عقبه؟

568
00:40:28,880 --> 00:40:32,920
‫دیروز، وقتی گفتی
‫دیگه خبری از توله‌سگ نیست.

569
00:40:32,960 --> 00:40:34,680
‫چطور ازش دوری می‌کنی؟

570
00:40:34,720 --> 00:40:36,400
‫با دوری کردن از مونتی.

571
00:40:39,040 --> 00:40:40,720
‫فقط توی روزهای خاص.

572
00:40:43,160 --> 00:40:47,760
‫می‌دونی، روزهایی که
‫احتمال بارداری بیشتره.

573
00:40:50,960 --> 00:40:54,760
‫هر ماه، یه شب

574
00:40:54,800 --> 00:40:57,430
‫شکم مونتی رو حسابی سیر می‌کنم.

575
00:40:57,480 --> 00:41:00,000
‫همین که سرش به بالش می‌رسه
‫خوابش می‌بره

576
00:41:00,040 --> 00:41:05,000
‫و دیگه مزاحمم نمیشه
‫و منم آزاد می‌مونم.

577
00:41:25,680 --> 00:41:29,800
‫تو این فکر بودم که
‫چند روزی نامادریمو ببرم سفر.

578
00:41:29,840 --> 00:41:32,520
‫شاید حالش بهتر بشه.

579
00:41:32,560 --> 00:41:34,520
‫فکر می‌کنم هوای دریا براش خوب باشه

580
00:41:34,560 --> 00:41:39,320
‫و کمک کنه از ناامیدیمون عبور کنیم.

581
00:41:43,000 --> 00:41:45,760
‫آره. آره، می‌فهمم.

582
00:41:47,800 --> 00:41:50,360
‫و وقتی برگردی،
‫دیدنت برام خوشحال‌کننده‌تر هم میشه.

583
00:41:59,960 --> 00:42:01,910
‫[خانم فورسایت عزیز!]
‫[نامه‌تان به دستم رسید]

584
00:42:01,960 --> 00:42:03,910
‫[و خوشحال می‌شوم در اولین زمانی که
‫برایتان مقدور است، پذیرایتان باشم]

585
00:42:03,960 --> 00:42:05,960
‫[با احترام، الکساندرا فالکونر]

586
00:42:08,920 --> 00:42:11,240
‫شاید بهتره این سر زدن‌هات
‫بیشتر و منظم‌تر بشه.

587
00:42:11,280 --> 00:42:12,270
‫فکر کنم همین کارو بکنم.

588
00:42:12,320 --> 00:42:14,880
‫عزیزم، باهات روراست نبودم.

589
00:42:14,920 --> 00:42:16,840
‫کی قراره بهشون بگی از لندن نمیریم؟

590
00:42:16,880 --> 00:42:20,320
‫یه تیکه از این راز
‫دیگه توی خاک نمی‌مونه.

591
00:42:20,360 --> 00:42:22,360
‫امیدوارم گل‌ها
‫موردپسندتون قرار گرفته باشن.

592
00:42:22,400 --> 00:42:24,040
‫بیا قول بدیم، از این به بعد،

593
00:42:24,080 --> 00:42:25,710
‫هیچ رازی از هم نداشته باشیم.

594
00:42:25,760 --> 00:42:27,560
‫بخوایم یا نخوایم،
‫تو یه فورسایتی.

595
00:42:27,600 --> 00:42:29,030
‫اونا خانواده‌ت هستن.
‫تو همینی.

596
00:42:29,080 --> 00:42:31,480
‫فرانسیس هیچ‌وقت
‫با درخواست طلاق از تو

597
00:42:31,520 --> 00:42:33,160
‫این خانواده رو بدنام نمی‌کنه.

598
00:42:35,160 --> 00:42:45,160
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M