1
00:00:01,000 --> 00:00:02,680
‫تنهایی رفتم برایتون.

2
00:00:03,840 --> 00:00:06,560
‫یه تکه از این راز
‫دیگه توی خاک نمی‌مونه.

3
00:00:06,600 --> 00:00:07,750
‫من؟

4
00:00:07,800 --> 00:00:10,040
‫آره، الکساندروی عزیز، تو.

5
00:00:10,080 --> 00:00:12,120
‫انگار بالاخره قراره بمونی.

6
00:00:12,160 --> 00:00:15,640
‫فرانسیس هیچ‌وقت با درخواست طلاق
‫این خانواده رو بدنام نمی‌کنه.

7
00:00:15,680 --> 00:00:17,720
‫بچه‌هات هیچ‌وقت فورسایت نمیشن.

8
00:00:17,760 --> 00:00:20,200
‫حالا اونو برای تمام عمرت داری،

9
00:00:20,240 --> 00:00:21,920
‫ولی هرگز تمام وجودشو نخواهی داشت.

10
00:00:21,960 --> 00:00:23,150
‫هیچ‌کدوممون نخواهیم داشت.

11
00:00:23,200 --> 00:00:26,720
‫چرا می‌ترسم که اگه توی این ازدواج بمونم،

12
00:00:26,760 --> 00:00:30,000
‫آخرین تیکه از چیزی که واقعاً هستم
‫نابود میشه؟

13
00:00:31,000 --> 00:00:41,000
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

14
00:01:16,320 --> 00:01:18,400
‫خیال‌پردازی،

15
00:01:19,680 --> 00:01:22,110
‫و میل شدیدمون به باور کردن چیزی که

16
00:01:22,160 --> 00:01:24,240
‫بیشتر از همه آرزوش رو داریم.

17
00:01:37,200 --> 00:01:40,070
‫چون اگه بتونیم خودمون رو قانع کنیم

18
00:01:40,120 --> 00:01:42,240
‫که تاریکی همون روشناییه،

19
00:01:44,480 --> 00:01:47,880
‫شاید واقعاً بتونیم روشنش کنیم.

20
00:01:50,600 --> 00:01:55,000
‫و مگه این به نفع همه نیست؟

21
00:02:02,080 --> 00:02:04,800
‫خب، دوران تازه‌ای داره شروع میشه.

22
00:02:04,840 --> 00:02:06,070
‫واقعاً؟

23
00:02:06,120 --> 00:02:08,160
‫من و پدرم صحبت کردیم.

24
00:02:08,200 --> 00:02:11,480
‫به این نتیجه رسیدیم که وقتشه دوباره
‫مسئله‌ی جانشینی رو بررسی کنیم.

25
00:02:12,480 --> 00:02:14,320
‫می‌خوام برای ریاست اقدام کنم.

26
00:02:14,360 --> 00:02:16,280
‫آها، که اینطور.

27
00:02:16,320 --> 00:02:19,000
‫و مسلماً این تصمیم تبعاتی داره.

28
00:02:19,040 --> 00:02:21,110
‫- برای تو.
‫- چطور؟

29
00:02:21,160 --> 00:02:24,000
‫خب، زن رئیس هیئت‌مدیره
‫نقش خیلی مهمی داره.

30
00:02:24,040 --> 00:02:25,750
‫هم به‌عنوان میزبان مهمونی‌هاش،

31
00:02:25,800 --> 00:02:27,880
‫هم کسی که برنامه‌هاش رو ترتیب میده.

32
00:02:27,920 --> 00:02:29,800
‫باید با آدم‌های بانفوذ ارتباط برقرار کنه،

33
00:02:29,840 --> 00:02:33,440
‫کارهایی که به رشد و رونق تجارتمون
‫کمک می‌کنه.

34
00:02:33,480 --> 00:02:35,600
‫ولی من اصلاً بلد نیستم چطور...

35
00:02:35,640 --> 00:02:37,320
‫این نقش رو بازی کنی؟

36
00:02:37,920 --> 00:02:39,880
‫فکر می‌کنم خودتو دست‌کم می‌گیری.

37
00:02:41,000 --> 00:02:43,350
‫به‌هرحال، توی خانواده‌ی خودمون

38
00:02:43,400 --> 00:02:46,280
‫بهترین کسی رو داری که ازش یاد بگیری.

39
00:02:53,080 --> 00:02:57,080
‫[امیدوارم از این هدیه]
‫[از گلخونه‌ی ارکیده‌م خوشت بیاد. ارادتمند، هیوگو]

40
00:03:10,000 --> 00:03:12,320
‫می‌دونه که شوهر داری؟

41
00:03:13,400 --> 00:03:15,080
‫دقیقاً به همین دلیله که

42
00:03:15,120 --> 00:03:18,800
‫من و اون می‌تونیم
‫یه کم شوخی و صحبت بی‌ضرر داشته باشیم.

43
00:03:27,000 --> 00:03:28,360
‫آیزاک،

44
00:03:28,400 --> 00:03:29,390
‫بیا تو.

45
00:03:29,440 --> 00:03:31,520
‫ببخش که این‌قدر مخفیانه احضارت کردم.

46
00:03:31,560 --> 00:03:34,920
‫یه کار شخصی دارم
‫که باید دور از چشم بقیه انجام بشه.

47
00:03:34,960 --> 00:03:36,880
‫دور از چشم فضول‌ها.

48
00:03:36,920 --> 00:03:38,160
‫البته.

49
00:03:38,200 --> 00:03:39,430
‫چه کمکی از دستم برمیاد؟

50
00:03:39,480 --> 00:03:41,920
‫می‌خوام وصیت‌نامه‌م رو عوض کنم.

51
00:03:46,840 --> 00:03:48,520
‫خانم کول.

52
00:03:49,360 --> 00:03:51,400
‫خانم فورسایت.

53
00:03:51,440 --> 00:03:53,160
‫فرانسیس.

54
00:03:53,200 --> 00:03:54,960
‫آلیسیا، بشین.

55
00:03:56,440 --> 00:03:58,120
‫یه خبری دارم.

56
00:03:58,160 --> 00:03:59,840
‫در مورد شوهرم؟

57
00:04:00,920 --> 00:04:03,600
‫نه، به خودم اجازه نمیدم دخالت کنم.

58
00:04:03,640 --> 00:04:06,440
‫موضوع مربوط میشه به
‫پروژه‌ی خانه‌ی کمدن.

59
00:04:06,480 --> 00:04:07,430
‫آهان، بله.

60
00:04:07,480 --> 00:04:10,720
‫همون‌طور که می‌دونی،
‫شوهرم خزانه‌دار صندوق این پروژه‌ست.

61
00:04:10,760 --> 00:04:13,030
‫و ازم خواسته بهت اطلاع بدم که...

62
00:04:13,080 --> 00:04:15,440
‫خلاصه بگم، کفگیر به ته دیگ خورده.

63
00:04:16,440 --> 00:04:17,550
‫یعنی چی؟

64
00:04:17,600 --> 00:04:21,160
‫اگه پول بیشتری جمع نکنیم،
‫پروژه نیمه‌کاره می‌مونه.

65
00:04:21,200 --> 00:04:24,800
‫بله، الن گفته بود هزینه‌ها داره بالا میره.

66
00:04:24,840 --> 00:04:26,190
‫خب...

67
00:04:26,240 --> 00:04:28,240
‫کیه که از یه چالش خوشش نیاد؟

68
00:04:28,280 --> 00:04:29,310
‫خب...

69
00:04:29,360 --> 00:04:32,200
‫حالا چطور خیرین جدید رو وسوسه کنیم

70
00:04:32,240 --> 00:04:34,080
‫که سر کیسه رو شل کنن؟

71
00:04:34,120 --> 00:04:37,760
‫به نظرم باید یه برنامه‌ی شاد ترتیب بدیم.

72
00:04:37,800 --> 00:04:39,110
‫یه چیز سرگرم‌کننده.

73
00:04:39,160 --> 00:04:42,080
‫آره، فکر کنم همه استقبال کنن.

74
00:04:42,120 --> 00:04:45,480
‫مثلاً یه مهمونی بالماسکه.

75
00:04:45,520 --> 00:04:46,910
‫با حال‌وهوای قرون وسطی.

76
00:04:46,960 --> 00:04:49,000
‫همین‌جا، توی عمارت فیتزالن.

77
00:04:49,040 --> 00:04:51,880
‫- میشه ترتیبش رو داد.
‫- و هرچه زودتر بهتر.

78
00:04:54,080 --> 00:04:56,470
‫- ببخشید، مزاحم شدم؟
‫- اصلاً.

79
00:04:56,520 --> 00:04:58,200
‫خانم سومز فورسایت رو که می‌شناسی؟

80
00:04:58,240 --> 00:04:59,590
‫البته. حالتون چطوره؟

81
00:04:59,640 --> 00:05:02,600
‫راستش...

82
00:05:02,640 --> 00:05:04,320
‫یه کم به راهنمایی احتیاج دارم.

83
00:05:05,600 --> 00:05:08,000
‫چه خوب،
‫ما هم به یه کم کمک نیاز داریم.

84
00:05:17,000 --> 00:05:19,000
‫[عمارت رابین هیل]
‫[متعلق به آقای سومز فورسایت]

85
00:05:25,640 --> 00:05:27,320
‫روز سختی داشتی؟

86
00:05:31,800 --> 00:05:33,350
‫تمومی نداشت.

87
00:05:33,400 --> 00:05:35,040
‫و می‌فرستمت خونه.

88
00:05:35,080 --> 00:05:38,400
‫مجبوری این‌قدر نجیب و سربه‌راه باشی؟

89
00:05:38,440 --> 00:05:40,520
‫خب، باید همچنان
‫توی دل مادرت جا داشته باشم.

90
00:05:44,880 --> 00:05:47,120
‫♪ میرم و ازش خواستگاری می‌کنم ♪

91
00:05:47,160 --> 00:05:48,790
‫♪ جوابش مثبته یا منفی؟ ♪

92
00:05:48,840 --> 00:05:52,150
‫♪ وای، نه جان، نه جان، نه جان. نه ♪

93
00:05:52,200 --> 00:05:55,120
‫♪ گوش کن ♪
‫♪ صدای زنگ کلیسا رو می‌شنوم ♪

94
00:05:55,160 --> 00:05:57,240
‫♪ میای همسرم بشی؟ ♪

95
00:05:57,280 --> 00:06:00,560
‫♪ وای، نه جان، نه جان، نه جان. نه ♪

96
00:06:03,200 --> 00:06:05,960
‫خب، برین بخوابین.
‫یه کم دیگه میام براتون کتاب می‌خونم.

97
00:06:10,040 --> 00:06:13,000
‫به بقال و شمع‌فروش بدهکاریم.

98
00:06:13,040 --> 00:06:17,120
‫بچه‌ها هم برای مدرسه
‫کتاب و مداد جدید می‌خوان.

99
00:06:17,160 --> 00:06:19,680
‫فقط یه سفارش دارم، از آلیسیا کول.

100
00:06:19,720 --> 00:06:22,880
‫ولی غیر از اون هیچی.

101
00:06:22,920 --> 00:06:25,400
‫لیدی نویل سفارشش رو لغو کرده،
‫لیدی یورک هم همین‌طور.

102
00:06:25,440 --> 00:06:27,910
‫- منم همین‌طور.
‫- سر فردریک رز اظهار تأسف کرده

103
00:06:27,960 --> 00:06:29,760
‫که تصمیم گرفته پرتره‌ی لیدی سوفی رو

104
00:06:29,800 --> 00:06:31,480
‫به یه نقاش دیگه بسپره.

105
00:06:32,600 --> 00:06:34,320
‫چیکار می‌تونیم بکنیم؟

106
00:06:34,360 --> 00:06:36,080
‫ساده زندگی کنیم.

107
00:06:37,320 --> 00:06:38,870
‫باقی پس‌اندازم رو خرج کنیم و

108
00:06:38,920 --> 00:06:41,200
‫سعی کنیم از راه شرافتمندانه نون دربیاریم.

109
00:06:41,240 --> 00:06:43,000
‫چطور می‌خوای نقاشی‌هات رو
‫به مردم نشون بدی؟

110
00:06:43,040 --> 00:06:47,200
‫غرورم رو می‌ذارم کنار
‫و به هر دری می‌زنم.

111
00:06:53,400 --> 00:06:56,960
‫همه‌تون باید بدونین که
‫آیرین آماده شده مسئولیت بیشتری قبول کنه.

112
00:06:57,000 --> 00:06:58,720
‫یعنی چی؟

113
00:06:58,760 --> 00:07:00,840
‫یعنی نقش فعال‌تری داشته باشه،

114
00:07:00,880 --> 00:07:02,880
‫چه اینجا،
‫چه توی محافل اجتماعیمون.

115
00:07:02,920 --> 00:07:05,920
‫بهش توصیه کردم
‫فرانسیس رو الگوی خودش قرار بده.

116
00:07:06,920 --> 00:07:08,800
‫الگویی بهتر از اون پیدا نمیشه.

117
00:07:08,840 --> 00:07:10,470
‫کاملاً درسته.

118
00:07:10,520 --> 00:07:14,800
‫بله، فرانسیس توی امور اجتماعی و مجالس
‫حرف اول رو می‌زنه.

119
00:07:14,840 --> 00:07:17,680
‫میزبان بی‌نظیریه.
‫خونه رو مثل ساعت اداره می‌کنه.

120
00:07:21,040 --> 00:07:22,270
‫الگویی بهتر از اون نیست؟

121
00:07:22,320 --> 00:07:25,070
‫پس فکر می‌کنه کی این خونه رو می‌چرخونه؟

122
00:07:25,120 --> 00:07:27,240
‫احتمالاً خیال می‌کنه
‫همه‌چی خودبه‌خود انجام میشه.

123
00:07:27,280 --> 00:07:28,590
‫ای عزیزانم،

124
00:07:28,640 --> 00:07:31,720
‫مطمئنم خوب می‌دونه که
‫زحمت‌ها گردن کیه.

125
00:07:31,760 --> 00:07:33,600
‫امیدوارم همین‌طور باشه.

126
00:07:33,640 --> 00:07:36,160
‫خانم پارجیتر و خدمتکارها.

127
00:07:36,200 --> 00:07:37,760
‫آره، پارجیتر!

128
00:07:37,800 --> 00:07:39,480
‫زن فوق‌العاده‌ایه.

129
00:07:47,560 --> 00:07:49,240
‫ببخشید.

130
00:08:12,600 --> 00:08:13,800
‫به‌به...

131
00:08:13,840 --> 00:08:15,350
‫پسرعمو!

132
00:08:15,400 --> 00:08:17,440
‫دور از من باشه که
‫بخوام به آدم بدبخت طعنه بزنم.

133
00:08:17,480 --> 00:08:19,160
‫حالت چطوره، سومز؟

134
00:08:20,280 --> 00:08:21,800
‫راضی‌ام.

135
00:08:21,840 --> 00:08:24,110
‫- شرمنده که ناامیدت کردم.
‫- ناامیدم نکردی.

136
00:08:24,160 --> 00:08:26,320
‫عادت ندارم بد کسی رو بخوام.
‫اصلاً چرا باید بخوام؟

137
00:08:26,360 --> 00:08:28,920
‫عادت؟ پدرهامون؟

138
00:08:28,960 --> 00:08:30,720
‫دیگه باید از اون چشم و هم‌چشمی‌ها
‫گذشته باشیم.

139
00:08:30,760 --> 00:08:32,960
‫تازه، تویی که قراره دنیا رو به ارث ببری.

140
00:08:33,000 --> 00:08:35,040
‫شاید وقتی رئیس هیئت‌مدیره شدی،
‫سفارش یه پرتره بدی.

141
00:08:35,080 --> 00:08:36,960
‫فکر خوبیه.

142
00:08:37,000 --> 00:08:38,760
‫توی مراسم غسل تعمید معرفی نشدین.

143
00:08:38,800 --> 00:08:41,560
‫لوئیزا، این پسرعموم سومزه.

144
00:08:42,760 --> 00:08:45,040
‫- از آشناییتون خوش‌وقتم.
‫- باعث افتخاره.

145
00:08:45,080 --> 00:08:48,160
‫اینم بچه‌هام، جاس و هالی.

146
00:08:50,360 --> 00:08:51,670
‫خیلی خوش‌وقتم.

147
00:08:51,720 --> 00:08:55,640
‫بچه‌ها، چرا نمیرین برای خودتون
‫کیک بردارین؟

148
00:08:59,760 --> 00:09:02,080
‫حرفی رو که درباره‌ی پرتره زدی یادم می‌مونه.

149
00:09:03,320 --> 00:09:05,000
‫روز خوش.

150
00:09:07,760 --> 00:09:10,720
‫حتماً مجبوری این شکنجه رو تحمل کنی.

151
00:09:11,720 --> 00:09:13,680
‫تاوان گناهامه.

152
00:09:13,720 --> 00:09:15,400
‫گناه‌های منم همین‌طور.

153
00:09:22,520 --> 00:09:24,400
‫- گل تازه؟
‫- امروز نه.

154
00:09:25,400 --> 00:09:26,670
‫ون مورن،

155
00:09:26,720 --> 00:09:29,480
‫خبری از سرمایه‌گذاریمون
‫توی معادن رند نشده؟

156
00:09:29,520 --> 00:09:32,680
‫- و یادت باشه
‫- اگه تا آخر ماه پول جور نشه...

157
00:09:32,720 --> 00:09:36,240
‫شرکت فورسایت و شرکا
‫فرصتش رو از دست میده.

158
00:09:36,280 --> 00:09:38,520
‫آره، آره، می‌دونم.

159
00:09:38,560 --> 00:09:40,520
‫مرد نفرت‌انگیزیه.

160
00:09:40,560 --> 00:09:43,360
‫انگار از ضرب‌الاجل گذاشتن برای بقیه
‫لذت می‌بره.

161
00:09:43,400 --> 00:09:44,920
‫وقتی فرصت خیلی خوبیه، دستش بازه.

162
00:09:44,960 --> 00:09:47,270
‫- آره.
‫- برای همین باید هرطور شده

163
00:09:47,320 --> 00:09:50,520
‫از فرصت استفاده کنیم و
‫با سر هیوگو صحبت کنیم...

164
00:09:50,560 --> 00:09:52,240
‫توی اون مهمونی بالماسکه.

165
00:09:52,280 --> 00:09:53,510
‫مهمونی چی؟

166
00:09:53,560 --> 00:09:57,000
‫یه مراسم خیریه‌ی مزخرف
‫که فرانسیس ترتیب داده.

167
00:09:57,040 --> 00:09:59,040
‫سر هیوگو هم میاد.

168
00:09:59,080 --> 00:10:01,320
‫فرصت خوبیه، نباید از دستش بدیم.

169
00:10:01,360 --> 00:10:03,040
‫بسپارش به من.

170
00:10:08,360 --> 00:10:11,840
‫خب، اینم از ما.
‫برگشتیم سر خونه‌ی اول.

171
00:10:11,880 --> 00:10:15,480
‫جوراب وصله می‌کنیم،
‫لباس رفو می‌کنیم و رخت می‌شوریم.

172
00:10:15,520 --> 00:10:17,600
‫ولی اهل افاده نیستیم.

173
00:10:17,640 --> 00:10:19,320
‫اصلاً نمی‌تونیم باشیم.

174
00:10:20,080 --> 00:10:23,040
‫تقریباً همه‌ی پس‌اندازمون خرج شده.

175
00:10:33,640 --> 00:10:35,640
‫[وصیت‌نامه]

176
00:10:50,200 --> 00:10:51,880
‫انجام شد.

177
00:10:54,280 --> 00:10:56,240
‫ببخشید، واقعاً...

178
00:10:56,280 --> 00:10:57,910
‫مطمئنین؟

179
00:10:57,960 --> 00:11:01,160
‫که دیگه حق نداره پسرم خطاب بشه؟

180
00:11:01,200 --> 00:11:02,880
‫کاملاً.

181
00:11:03,520 --> 00:11:05,600
‫عصر خوبی داشته باشی، آقای کول.

182
00:11:08,720 --> 00:11:10,280
‫شما هم همین‌طور...

183
00:11:10,320 --> 00:11:12,000
‫آقای فورسایت.

184
00:11:41,880 --> 00:11:44,160
‫کسی از فورسایت‌های ارشد اینجا هست؟

185
00:11:44,200 --> 00:11:46,400
‫متأسفانه همگی برای امروز رفتن.

186
00:11:47,400 --> 00:11:49,280
‫می‌تونم کمکتون کنم؟

187
00:11:50,680 --> 00:11:53,200
‫می‌خوام یه نفر رو پیدا کنم،
‫یکی از مشتری‌هاتون.

188
00:11:53,240 --> 00:11:55,120
‫بفرمایید بشینین.

189
00:11:58,360 --> 00:12:00,800
‫یه نشونی ازش توی میدان کاوندیش دارم،

190
00:12:00,840 --> 00:12:02,920
‫ولی در و پنجره‌های خونه رو تخته کردن.

191
00:12:02,960 --> 00:12:06,840
‫می‌خواستم بدونم نشونی دیگه‌ای ازش دارین؟
‫شاید خارج از کشور؟

192
00:12:06,880 --> 00:12:08,760
‫ممکنه اسم مشتری رو بپرسم؟

193
00:12:10,680 --> 00:12:12,360
‫فالکونر.

194
00:12:12,760 --> 00:12:14,440
‫هری فالکونر.

195
00:12:29,120 --> 00:12:32,480
‫بذار حدس بزنم. می‌خوای توی بالماسکه
‫لباس پرسفونه رو بپوشی؟

196
00:12:32,520 --> 00:12:34,280
‫یا شاید اوفلیا؟

197
00:12:34,320 --> 00:12:36,640
‫امیدوارم نه. عاقبتش خیلی آبکی بود!

198
00:12:37,920 --> 00:12:39,680
‫از قبل قرار بود بیای؟

199
00:12:39,720 --> 00:12:41,030
‫شوهرت احضارم کرده.

200
00:12:41,080 --> 00:12:43,040
‫برای شکایت از تأخیر؟

201
00:12:43,080 --> 00:12:45,200
‫و بررسی هزینه‌ها.

202
00:12:45,240 --> 00:12:47,440
‫ولی معطلم کرد،
‫منم اومدم یه کم هوا بخورم.

203
00:12:49,920 --> 00:12:51,600
‫نشونم بده.

204
00:12:55,160 --> 00:12:58,800
‫بنفشه، پیچ امین‌الدوله، یاس،

205
00:12:58,840 --> 00:13:02,040
‫گل گندم، مینا،

206
00:13:02,080 --> 00:13:04,960
‫اسطوخودوس، سبزه...

207
00:13:05,000 --> 00:13:06,680
‫گل فراموشم مکن.

208
00:13:08,800 --> 00:13:10,680
‫گل عشق خونین.

209
00:13:13,640 --> 00:13:14,880
‫عطرش خیلی...

210
00:13:14,920 --> 00:13:17,360
‫- تنده؟
‫- آره.

211
00:13:17,400 --> 00:13:19,080
‫- تقریباً...
‫- مقاومت‌ناپذیره.

212
00:13:20,520 --> 00:13:22,200
‫پس اینجایی.

213
00:13:22,920 --> 00:13:24,800
‫آیرین، بیا داخل و نقشه‌ها رو ببین.

214
00:13:27,920 --> 00:13:30,520
‫شنیدم باسینی
‫به سالن بزرگتری احتیاج داره.

215
00:13:55,560 --> 00:13:59,200
‫خب، دارم از حسودی سبز میشم.
‫همه به تو نگاه می‌کنن،

216
00:13:59,240 --> 00:14:00,270
‫نه به من.

217
00:14:00,320 --> 00:14:02,590
‫از سومز گله کن. فکر خودش بود که

218
00:14:02,640 --> 00:14:04,560
‫زنش رو توی چشم همه بندازه.

219
00:14:04,600 --> 00:14:06,280
‫واقعاً؟ چرا؟

220
00:14:06,920 --> 00:14:09,320
‫فکر کنم بهش افتخار می‌کنه و
‫می‌خواد اونو به رخ بقیه بکشه.

221
00:14:09,360 --> 00:14:11,040
‫مثل یه شکار افتخارآمیز.

222
00:14:13,480 --> 00:14:15,720
‫ببخشید، نباید این حرف رو می‌زدم.

223
00:14:17,320 --> 00:14:21,440
‫خب، تصمیم گرفتی
‫لباس عروسیت رو از کجا بگیری؟

224
00:14:21,480 --> 00:14:23,110
‫معلومه که نه.

225
00:14:23,160 --> 00:14:24,960
‫اتفاقاً گرفتم.

226
00:14:25,000 --> 00:14:26,800
‫موسیو ورث، توی پاریس.

227
00:14:26,840 --> 00:14:29,240
‫عزیزم، فکر نمی‌کنی یه کم عجله می‌کنیم؟

228
00:14:29,280 --> 00:14:31,520
‫رابین هیل هنوز کلی کار داره.

229
00:14:31,560 --> 00:14:34,240
‫عروسی حداقل تا شش ماه دیگه ممکن نیست.

230
00:14:34,280 --> 00:14:37,000
‫حالا اگه اجازه بدین،

231
00:14:37,040 --> 00:14:40,120
‫باید برای ورود باشکوه خودم آماده بشم.

232
00:14:43,680 --> 00:14:47,040
‫این همه انتظار بی‌خودی
‫واقعاً کلافه‌کننده‌ست.

233
00:14:47,080 --> 00:14:50,840
‫آره، ولی شاید این تأخیر
‫خوبی‌هایی هم داشته باشه.

234
00:14:50,880 --> 00:14:52,390
‫مثلاً چی؟

235
00:14:52,440 --> 00:14:54,280
‫فرصت بیشتری داری
‫تا نامزدت رو بشناسی.

236
00:14:54,320 --> 00:14:57,600
‫مطمئن بشی خواسته‌ها و آرزوهاتون
‫با هم جور درمیاد.

237
00:14:57,640 --> 00:14:58,990
‫همین حالا هم مطمئنم.

238
00:14:59,040 --> 00:15:00,880
‫چون بعد از ازدواج،

239
00:15:00,920 --> 00:15:05,040
‫دفاع کردن از خواسته‌های خودت
‫سخت‌تر میشه.

240
00:15:07,480 --> 00:15:08,760
‫البته،

241
00:15:08,800 --> 00:15:10,150
‫اینو می‌فهمم.

242
00:15:10,200 --> 00:15:12,920
‫ولی من که

243
00:15:12,960 --> 00:15:15,190
‫برای خانم فیلیپ باسینی شدن
‫لحظه‌شماری می‌کنم،

244
00:15:15,240 --> 00:15:16,960
‫هرچی زودتر، بهتر.

245
00:15:17,000 --> 00:15:19,400
‫و دلم می‌خواد تو هم ساقدوشم باشی.

246
00:15:25,480 --> 00:15:27,160
‫ممنون.

247
00:15:34,360 --> 00:15:37,640
‫این چیه؟
‫سفارش منم لغو شده؟

248
00:15:43,040 --> 00:15:44,630
‫نمی‌فهمم...

249
00:15:44,680 --> 00:15:47,240
‫بانکدارهام نامه دادن که
‫می‌خوان حسابم رو ببندن.

250
00:15:47,280 --> 00:15:48,590
‫چی؟ چرا؟

251
00:15:48,640 --> 00:15:50,680
‫به‌خاطر تغییر شرایط،

252
00:15:50,720 --> 00:15:53,400
‫دیگه مشتری مناسبی به حساب نمیام.

253
00:15:53,440 --> 00:15:54,830
‫تغییر شرایط؟

254
00:15:54,880 --> 00:15:57,320
‫ظاهراً بانک مطلع شده که

255
00:15:57,360 --> 00:15:59,040
‫از ارث محروم شدم.

256
00:16:05,080 --> 00:16:07,320
‫پدرت چطور تونسته همچین کاری بکنه؟

257
00:16:07,360 --> 00:16:08,960
‫خیلی راحت.

258
00:16:09,000 --> 00:16:10,680
‫می‌خواد بهم درس عبرت بده.

259
00:16:11,640 --> 00:16:14,480
‫ولی چرا لااقل خودش بهم نگفت؟

260
00:16:24,880 --> 00:16:26,680
‫تا جایی که فهمیدم،

261
00:16:26,720 --> 00:16:30,960
‫وظیفه‌م اینه که
‫از پولدارها بدزدم، سومز،

262
00:16:31,000 --> 00:16:32,560
‫و به فقرا کمک کنم،

263
00:16:32,600 --> 00:16:34,280
‫یعنی خودم.

264
00:16:35,640 --> 00:16:37,640
‫حالا اخم نکن.

265
00:16:38,680 --> 00:16:40,070
‫سومز حکم داده که

266
00:16:40,120 --> 00:16:43,440
‫آیرین باید یاد بگیره چطور
‫یه میزبان بی‌نقص توی محافل اشرافی باشه.

267
00:16:43,480 --> 00:16:45,560
‫- نگو که قبول کرده!
‫- قبول کرده.

268
00:16:45,600 --> 00:16:49,040
‫قول بده بابتش بهش گیر ندی.

269
00:16:49,080 --> 00:16:50,320
‫بهش گیر بدم؟

270
00:16:50,360 --> 00:16:51,790
‫من؟

271
00:16:51,840 --> 00:16:54,080
‫و ممنون.

272
00:16:54,120 --> 00:16:55,390
‫برای چی؟

273
00:16:55,440 --> 00:16:57,320
‫که منو از همچین سرنوشتی نجات دادی.

274
00:16:57,360 --> 00:16:59,470
‫- هنوز که ندادم.
‫- ولی نجاتم میدی.

275
00:16:59,520 --> 00:17:01,280
‫به‌محض ازدواجمون،

276
00:17:01,320 --> 00:17:03,040
‫همه‌ی این مسخره‌بازی‌ها رو ول می‌کنیم

277
00:17:03,080 --> 00:17:06,640
‫و آزاد و هنرمندانه زندگی می‌کنیم.

278
00:17:10,840 --> 00:17:12,870
‫این همه زرق‌وبرق و خودنمایی،

279
00:17:12,920 --> 00:17:14,960
‫اون‌وقت هنوز برق‌کشی نکردن!

280
00:17:15,000 --> 00:17:16,880
‫یه فکری به سرم زد.

281
00:17:16,920 --> 00:17:19,680
‫یادم افتاد توله‌ها
‫چقدر خوب از آب دراومدن.

282
00:17:19,720 --> 00:17:23,240
‫شاید وقتشه
‫خانواده‌مون رو گسترش بدیم؟

283
00:17:23,280 --> 00:17:26,520
‫یه مرد دنیادیده
‫نباید خودشو به یه شاخه محدود کنه.

284
00:17:27,520 --> 00:17:29,200
‫نظرت چیه که...

285
00:17:29,680 --> 00:17:30,910
‫دست‌به‌کار بشیم؟

286
00:17:30,960 --> 00:17:33,440
‫چه فکر وسوسه‌کننده‌ای!

287
00:17:40,920 --> 00:17:42,230
‫دوستان عزیز،

288
00:17:42,280 --> 00:17:44,480
‫از طرف کمیته‌ی جمع‌آوری کمک‌های مالی،

289
00:17:44,520 --> 00:17:48,520
‫به‌خصوص از خانم آلیسیا کول تشکر می‌کنم.

290
00:17:48,560 --> 00:17:52,000
‫آره!

291
00:17:52,040 --> 00:17:53,630
‫خواهش می‌کنم.

292
00:17:53,680 --> 00:17:56,080
‫باید از همه‌تون تشکر کنم
‫بابت کمک‌های سخاوتمندانه‌ای که

293
00:17:56,120 --> 00:17:58,280
‫امشب خیلی‌هاتون قولش رو دادین.

294
00:17:58,320 --> 00:18:03,000
‫بااین‌حال، با توجه به اهمیت مأموریتمون،

295
00:18:03,040 --> 00:18:06,600
‫کوتاهی کرده‌م اگه

296
00:18:06,640 --> 00:18:08,960
‫از بقیه‌تون هم نخوام
‫کمی از سکه‌های طلای عزیزتون دل بکنین

297
00:18:09,000 --> 00:18:10,990
‫و به خانه‌ی امید و مهربانی،

298
00:18:11,040 --> 00:18:13,640
‫که اسم بامسمایی هم داره، کمک کنین.

299
00:18:19,360 --> 00:18:20,590
‫به عنوان یه مرد نظامی،

300
00:18:20,640 --> 00:18:23,000
‫امیدوارم انتظار نداشته باشین
‫از مأموریتم دست بکشم

301
00:18:23,040 --> 00:18:25,680
‫که بالاخره شما رو
‫به فرمپتون پارک بکشونم.

302
00:18:25,720 --> 00:18:28,000
‫به عنوان یه مرد نظامی،

303
00:18:28,040 --> 00:18:30,440
‫ازتون انتظار دارم پیشروی کنین.

304
00:18:30,480 --> 00:18:32,760
‫پس اینو یه حمله‌ی غافلگیرانه حساب کنین.

305
00:18:47,920 --> 00:18:50,520
‫جولیون عزیز کی برمی‌گرده؟

306
00:18:50,560 --> 00:18:54,280
‫چه حیف که مجبور شدی
‫به آشنای دوری مثل پسرم هیوگو تکیه کنی،

307
00:18:54,320 --> 00:18:56,440
‫تا همراهت به مجلس بیاد،

308
00:18:56,480 --> 00:18:59,120
‫و چه شجاعتی داری که
‫بدون حضور شوهر عزیزت

309
00:18:59,160 --> 00:19:01,120
‫همه‌ی این مسئولیت‌ها رو
‫به دوش می‌کشی.

310
00:19:01,160 --> 00:19:02,840
‫بله دقیقاً.

311
00:19:02,880 --> 00:19:04,560
‫من خیلی قهرمانم، مگه نه؟

312
00:19:12,080 --> 00:19:13,710
‫عزیزم.

313
00:19:13,760 --> 00:19:16,760
‫این رو شروع آموزش‌هات بدون.

314
00:19:16,800 --> 00:19:20,440
‫امروز وظیفه‌مون اینه که
‫صندوق خیریه رو حسابی پرپول کنیم.

315
00:19:20,480 --> 00:19:22,200
‫آها، چطوری؟

316
00:19:22,240 --> 00:19:26,280
‫باید تا جایی که می‌تونیم
‫از این بزرگوارها پول بگیریم.

317
00:19:26,320 --> 00:19:29,320
‫برای شروع، لرد و لیدی شرینگ.

318
00:19:29,360 --> 00:19:32,000
‫مرد عاشق چای هنده، زن عاشق سفر.

319
00:19:32,040 --> 00:19:35,240
‫از چای دارجیلینگ شروع کن
‫و بحث رو به شانزه‌لیزه بکشون.

320
00:19:35,280 --> 00:19:37,040
‫باشه.

321
00:19:38,200 --> 00:19:40,480
‫یه قدم در مسیر درست.

322
00:19:40,520 --> 00:19:42,280
‫بالاخره.

323
00:19:42,320 --> 00:19:44,670
‫- آیرین داره تلاش می‌کنه.
‫- بیخیال، پدر.

324
00:19:44,720 --> 00:19:47,200
‫به کمتر از ارزش خودت راضی شدی.

325
00:19:48,200 --> 00:19:49,880
‫نظر من اینه.

326
00:19:50,560 --> 00:19:53,160
‫اگه بتونه از استعدادهاش استفاده کنه
‫و فقط به چهره‌ی زیباش تکیه نکنه،

327
00:19:53,200 --> 00:19:55,280
‫می‌تونه مسیر پیشرفتت رو هموار کنه.

328
00:19:56,400 --> 00:19:58,960
‫کبوتر با کبوتر، باز با باز.

329
00:20:00,640 --> 00:20:02,640
‫تا تنور داغه، نون رو بچسبون.

330
00:20:07,000 --> 00:20:08,360
‫سر هیوگو.

331
00:20:08,400 --> 00:20:10,080
‫چه غافلگیری دلپذیری!

332
00:20:11,000 --> 00:20:13,960
‫دومین دعوت من توی همین چند هفته‌ست.

333
00:20:14,000 --> 00:20:16,480
‫فکر کنم هردومون می‌دونیم اتفاقی نیست.

334
00:20:17,480 --> 00:20:20,440
‫ولی من که از همچین هم‌صحبتی دلپذیری
‫استقبال می‌کنم.

335
00:20:20,480 --> 00:20:22,160
‫اجازه هست؟

336
00:20:27,560 --> 00:20:31,880
‫میشه تشریفات رو کنار بذاریم؟

337
00:20:32,880 --> 00:20:36,120
‫قصد دارم به خیریه‌تون کمک کنم.

338
00:20:38,600 --> 00:20:40,200
‫واقعاً لطف بزرگیه.

339
00:20:40,240 --> 00:20:41,710
‫البته باید هشدار بدم که

340
00:20:41,760 --> 00:20:44,880
‫هر از گاهی سر می‌زنم
‫تا ببینم کارها چطور پیش میره.

341
00:20:44,920 --> 00:20:48,000
‫مگه خودتون کارهای هیجان‌انگیزتری
‫برای دنبال کردن ندارین؟

342
00:20:48,040 --> 00:20:50,360
‫خانواده‌ی شوهرت دارن نقشه می‌کشن
‫منو وارد بازی کنن.

343
00:20:51,360 --> 00:20:53,040
‫شاید هم باهاشون همراه شدم.

344
00:20:53,600 --> 00:20:57,160
‫گرچه راستش این روزها
‫سوداگری دیگه مثل قبل برام جذاب نیست.

345
00:20:57,200 --> 00:20:58,840
‫قبلاً اهل ریسک بودین؟

346
00:20:58,880 --> 00:21:00,560
‫بودم.

347
00:21:00,920 --> 00:21:05,160
‫ولی یه بار زیادی خطر کردم.

348
00:21:05,200 --> 00:21:06,750
‫سر چیزی غیر از پول؟

349
00:21:06,800 --> 00:21:08,600
‫آره. یه چیز خیلی باارزش‌تر.

350
00:21:09,840 --> 00:21:11,520
‫و شکننده‌تر.

351
00:21:20,360 --> 00:21:21,750
‫آروم باش، خوشگله.

352
00:21:21,800 --> 00:21:23,840
‫انقدر دادی خوردم
‫که دیگه نتونم رو پام بند شم.

353
00:21:23,880 --> 00:21:25,270
‫مزخرف نگو، مانتی.

354
00:21:25,320 --> 00:21:27,520
‫شکمت اندازه‌ی یه بشکه جا داره.

355
00:21:27,560 --> 00:21:29,240
‫بخور!

356
00:21:31,720 --> 00:21:33,190
‫خوش‌شانسی، فورسایت.

357
00:21:33,240 --> 00:21:35,320
‫امروز حسابی سرحالم.

358
00:21:35,360 --> 00:21:37,720
‫اجازه بده خوشحالیت رو بیشتر کنم.

359
00:21:37,760 --> 00:21:41,400
‫چقدر با معادن طلای ویت‌واترزرند آشنایی؟

360
00:21:41,440 --> 00:21:43,120
‫خوشحالم می‌بینمت.

361
00:21:43,160 --> 00:21:45,320
‫در تصمیمت عجولانه‌ت برای
‫محروم کردن جو از ارث تجدیدنظر کردی؟

362
00:21:45,360 --> 00:21:47,640
‫تصمیم عجولانه نبود، مادر.

363
00:21:47,680 --> 00:21:49,360
‫کار از کار گذشته.

364
00:21:49,680 --> 00:21:51,960
‫و کاملاً هم پاش وایستادم.

365
00:21:53,360 --> 00:21:55,720
‫خیلی سخاوتمندانه‌ست.
‫واقعاً ممنونم.

366
00:21:55,760 --> 00:21:57,440
‫خواهش می‌کنم.

367
00:21:59,560 --> 00:22:03,400
‫خب، این کیه که مثل یه میزبان وظیفه‌شناس
‫اینور و اونور می‌دوئه؟

368
00:22:03,440 --> 00:22:05,680
‫باور می‌کنی اگه بگم دارم لذت می‌برم؟

369
00:22:05,720 --> 00:22:07,480
‫چرا نباید باور کنم؟

370
00:22:08,480 --> 00:22:11,160
‫تو اصلاً نمی‌دونی زندگی من چه شکلیه.

371
00:22:11,200 --> 00:22:12,880
‫من چیزی رو می‌بینم که جلوی چشممه.

372
00:22:13,800 --> 00:22:16,240
‫تو فقط چیزی رو می‌بینی
‫که من می‌خوام ببینی.

373
00:22:16,280 --> 00:22:18,280
‫ولی فقط یه لحظه تصور کن

374
00:22:18,320 --> 00:22:20,520
‫جای زنی مثل من بودن چه حسی داره.

375
00:22:20,560 --> 00:22:22,640
‫نه خانواده‌ی دیگه‌ای داره، نه پشتوانه‌ای.

376
00:22:22,680 --> 00:22:25,000
‫یه زندگی راحت و شوهری فداکار.

377
00:22:26,000 --> 00:22:27,070
‫راه دیگه‌ای هم هست؟

378
00:22:27,120 --> 00:22:28,960
‫من می‌تونم یکی پیشنهاد بدم.

379
00:22:29,000 --> 00:22:30,680
‫نده.

380
00:22:39,520 --> 00:22:42,640
‫چرا تعجب نمی‌کنم که اینجایی؟

381
00:22:42,680 --> 00:22:44,920
‫منتظر بودم ببینم کی پیدات میشه.

382
00:22:45,920 --> 00:22:47,510
‫حتماً از تصمیمم باخبر شدی.

383
00:22:47,560 --> 00:22:50,470
‫اینکه از ارث محرومم کردی؟
‫آره.

384
00:22:50,520 --> 00:22:52,360
‫به نفع فورسایت‌های لایق‌تر،

385
00:22:52,400 --> 00:22:54,350
‫جون. فرانسیس.

386
00:22:54,400 --> 00:22:57,360
‫پس لابد اومدی اعتراض کنی و

387
00:22:57,400 --> 00:22:59,520
‫راضیم کنی نظرمو عوض کنم؟

388
00:22:59,560 --> 00:23:01,240
‫دلت می‌خواد این کار رو بکنم؟

389
00:23:02,040 --> 00:23:05,560
‫التماست کنم؟ گریه کنم؟
‫یا سرت داد بزنم؟

390
00:23:05,600 --> 00:23:08,400
‫متأسفم، پدر. برای این نیومدم.
‫اومدم اینا رو بهت بدم.

391
00:23:12,760 --> 00:23:13,710
‫اینا چیه؟

392
00:23:13,760 --> 00:23:15,440
‫اسناد، قراردادها،
‫تمام سهام و دارایی‌هام،

393
00:23:15,480 --> 00:23:18,720
‫هرچی که به‌خاطر فورسایت بودن
‫به دست آوردم.

394
00:23:18,760 --> 00:23:20,920
‫همه‌ش مال خودت.
‫ازشون می‌گذرم.

395
00:23:20,960 --> 00:23:23,440
‫و از هرچی که
‫به این خانواده ربط داره.

396
00:23:24,440 --> 00:23:26,120
‫از جمله اسمم.

397
00:23:29,040 --> 00:23:32,960
‫فکر کنم حسابی به مشکل بخوری.

398
00:23:33,000 --> 00:23:34,590
‫خیلی درها به روت بسته میشه.

399
00:23:34,640 --> 00:23:36,360
‫درها همین حالا هم به روم بسته شده،

400
00:23:36,400 --> 00:23:39,640
‫به لطف نفوذ تو و خانواده‌ی زنم.

401
00:23:39,680 --> 00:23:41,520
‫دیگه بیشتر از این نمی‌شد بدنامم کنین.

402
00:23:41,560 --> 00:23:43,440
‫امیدوار بودم درس مهمی بهت بده.

403
00:23:43,480 --> 00:23:44,430
‫داد.

404
00:23:44,480 --> 00:23:47,280
‫یادم داد تصمیم درستی گرفتم

405
00:23:47,320 --> 00:23:49,070
‫که لوئیزا و بچه‌هام رو

406
00:23:49,120 --> 00:23:51,640
‫به تو و این خانواده‌ی زهرآگین ترجیح دادم.

407
00:24:09,640 --> 00:24:10,990
‫خب،

408
00:24:11,040 --> 00:24:13,200
‫درمجموع موفقیت بزرگی بود.

409
00:24:13,240 --> 00:24:15,800
‫سومز، هیوگو رو راضی به سرمایه‌گذاری کرد.

410
00:24:15,840 --> 00:24:17,470
‫فرانسیس اون‌قدر پول جمع کرده که

411
00:24:17,520 --> 00:24:19,390
‫میشه برای زن‌های بی‌خانمان
‫یه دهکده کامل ساخت.

412
00:24:19,440 --> 00:24:21,120
‫و تو...

413
00:24:21,160 --> 00:24:22,840
‫عشق من...

414
00:24:23,560 --> 00:24:25,600
‫واقعاً معرکه بودی.

415
00:24:25,640 --> 00:24:27,880
‫تعریف‌هایی که ازت شنیدم باورکردنی نیست.

416
00:24:27,920 --> 00:24:31,400
‫داری به سرمایه‌ای تبدیل میشی که
‫حتی توی خواب هم تصورش رو نمی‌کردم.

417
00:24:56,200 --> 00:24:57,880
‫ملکه‌ی من.

418
00:25:06,500 --> 00:25:16,500
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

419
00:25:25,120 --> 00:25:26,590
‫فقط روشن کنم که

420
00:25:26,640 --> 00:25:29,320
‫شاگردی کردن پیش فرانسیس

421
00:25:29,360 --> 00:25:32,840
‫فقط تا وقتیه که اوضاعت بهتر بشه.

422
00:25:34,200 --> 00:25:38,160
‫بعد از اون،
‫تنها کسی که باید به فکرش باشی خودتی.

423
00:25:39,800 --> 00:25:41,480
‫البته.

424
00:26:03,240 --> 00:26:05,400
‫- بفرمایید، قربان.
‫- خوبه.

425
00:26:05,440 --> 00:26:06,960
‫سلام.

426
00:26:07,000 --> 00:26:08,510
‫یادم رفت بگم،

427
00:26:08,560 --> 00:26:10,480
‫چند شب پیش
‫یه خانمی اومده بود اینجا.

428
00:26:10,520 --> 00:26:12,910
‫- یه خانم؟ خب؟
‫- دنبال یکی از مشتری‌هامون می‌گشت.

429
00:26:12,960 --> 00:26:16,080
‫بهش گفتم نمی‌تونیم
‫اطلاعات شخصی مشتری رو فاش کنیم،

430
00:26:16,120 --> 00:26:17,400
‫برای همین نامه‌ای نوشته و

431
00:26:17,440 --> 00:26:18,880
‫پرسیده می‌تونیم به دستش برسونیم یا نه.

432
00:26:18,920 --> 00:26:20,510
‫احتمالاً میشه.

433
00:26:20,560 --> 00:26:22,280
‫اسم مشتری چیه؟

434
00:26:22,320 --> 00:26:25,040
‫فالکونر.
‫هری فالکونر.

435
00:26:27,600 --> 00:26:29,520
‫اون خانم...

436
00:26:29,560 --> 00:26:30,840
‫اسمشو گفت؟

437
00:26:30,880 --> 00:26:33,080
‫نه.
‫ولی این‌طور به نظرم اومد که...

438
00:26:33,120 --> 00:26:34,390
‫چی؟

439
00:26:34,440 --> 00:26:36,640
‫شاید مادرش باشه.

440
00:26:38,800 --> 00:26:40,800
‫آدرسی گذاشت؟

441
00:26:40,840 --> 00:26:43,080
‫فکر کنم توی هتل بلودر اقامت داره.

442
00:26:44,680 --> 00:26:46,760
‫بذار خودم به این موضوع رسیدگی کنم.

443
00:26:48,200 --> 00:26:49,880
‫البته.

444
00:26:54,720 --> 00:26:56,400
‫بهمون ملحق میشی؟

445
00:27:12,840 --> 00:27:14,960
‫با اجازه‌ی شما،

446
00:27:15,000 --> 00:27:16,920
‫مایلم یه سرمایه‌گذاری بزرگ رو اعلام کنم.

447
00:27:18,920 --> 00:27:23,280
‫شرکت معدن‌کاری و طلای رند فرانتیر.

448
00:27:23,320 --> 00:27:28,120
‫جزئیاتش توی اسنادیه که
‫الان بینتون پخش میشه.

449
00:27:28,160 --> 00:27:32,120
‫ما به‌عنوان شریک اصلی مجموعه‌ای که تازگی

450
00:27:32,160 --> 00:27:34,080
‫- با سر هیوگو کارترت تشکیل دادیم.
‫- عالیه.

451
00:27:34,120 --> 00:27:37,120
‫این سرمایه‌گذاری می‌تونه
‫تا دهه‌ها رونقمون رو تضمین کنه.

452
00:27:37,160 --> 00:27:39,480
‫و من یکی که
‫اصلاً از این بابت شکایتی ندارم.

453
00:27:40,480 --> 00:27:43,240
‫علاوه بر این،
‫خبرش از حالا پخش شده

454
00:27:43,280 --> 00:27:45,320
‫و چند نفر از مشتری‌های سابقمون

455
00:27:45,360 --> 00:27:47,080
‫که به شرکت ویکری و شرکا رفته بودن...

456
00:27:47,120 --> 00:27:49,160
‫که خیلی احمق بودن.

457
00:27:49,200 --> 00:27:51,160
‫دارن برای برگشتن اقدام می‌کنن.

458
00:27:51,200 --> 00:27:54,520
‫پس پیشنهاد می‌کنم آخر وقت
‫یه جشن کوچیک

459
00:27:54,560 --> 00:27:57,240
‫برای این موفقیت بگیریم.

460
00:28:15,400 --> 00:28:17,080
‫قشنگن.

461
00:28:39,880 --> 00:28:42,600
‫حالا دیگه زبون همه رو باز کردیم.

462
00:28:43,960 --> 00:28:45,350
‫خوشحالم که یه چیزی بهشون دادیم

463
00:28:45,400 --> 00:28:47,680
‫که زندگی کسالت‌بارشون رو
‫هیجان‌انگیز کنه.

464
00:28:48,680 --> 00:28:50,440
‫به زندگی من که قطعاً هیجان داده.

465
00:28:52,080 --> 00:28:54,440
‫یه لحظه هم باور نمی‌کنم.

466
00:28:54,480 --> 00:28:56,800
‫مگه زندگی رویایی شما چی کم داره؟

467
00:29:07,120 --> 00:29:08,800
‫یه لحظه اجازه میدین؟

468
00:29:09,800 --> 00:29:11,480
‫البته.

469
00:29:13,080 --> 00:29:14,960
‫با یکی دیگه اشتباهش گرفتم.

470
00:29:15,000 --> 00:29:16,680
‫تمام زندگیم.

471
00:29:20,960 --> 00:29:22,840
‫خونه می‌بینمت.

472
00:29:37,280 --> 00:29:38,560
‫چیزی گیرت اومد؟

473
00:29:38,600 --> 00:29:39,750
‫خب، همین که منو اینجا می‌بینی،

474
00:29:39,800 --> 00:29:41,920
‫باید بفهمی چقدر بخت باهام یار بوده!

475
00:29:44,120 --> 00:29:45,750
‫شاید درست نباشه من بگم.

476
00:29:45,800 --> 00:29:47,560
‫نه، بگو. راحت باش.

477
00:29:47,600 --> 00:29:49,600
‫لندن مثل دیگ جوشانه.

478
00:29:50,600 --> 00:29:53,080
‫و محافل اشرافی
‫عاشق طرفداری از این و اونن.

479
00:29:54,080 --> 00:29:57,080
‫خیلی‌ها که تحسینت می‌کنن،
‫هیچ‌وقت ازت تابلو نمی‌خرن

480
00:29:57,120 --> 00:29:59,680
‫یا سفارشی نمیدن،
‫چون به من وفادارن.

481
00:29:59,720 --> 00:30:01,230
‫و جون.

482
00:30:01,280 --> 00:30:03,120
‫و پدرت.

483
00:30:04,120 --> 00:30:05,400
‫و هیچ‌کدومش به درخواست من نبوده.

484
00:30:05,440 --> 00:30:06,430
‫بعید می‌دونم.

485
00:30:06,480 --> 00:30:09,560
‫ولی این همون مانعیه که
‫باید ازش رد بشی.

486
00:30:11,680 --> 00:30:13,640
‫با این اوضاع،

487
00:30:13,680 --> 00:30:16,520
‫شاید بهتر باشه
‫بی‌سروصدا برگردی پاریس.

488
00:30:16,560 --> 00:30:18,800
‫تا ظاهر قضیه رو حفظ کنیم؟

489
00:30:19,800 --> 00:30:21,480
‫به‌خاطر آبروی خانواده؟

490
00:30:22,240 --> 00:30:23,920
‫دقیقاً.

491
00:30:59,480 --> 00:31:01,160
‫الکس؟

492
00:31:14,120 --> 00:31:15,800
‫خدای من، الکس!

493
00:31:18,600 --> 00:31:20,560
‫کجا رفتی؟

494
00:31:32,720 --> 00:31:36,160
‫آقایون، لطفاً جاهایی رو
‫که علامت خورده امضا کنین.

495
00:31:42,040 --> 00:31:43,720
‫ممنون.

496
00:31:53,680 --> 00:31:55,840
‫پیشنهاد می‌کنم
‫با یه نوشیدنی مختصر جشن بگیریم.

497
00:31:55,880 --> 00:31:57,800
‫گور بابای مختصر!

498
00:32:04,400 --> 00:32:05,870
‫فقط یه چیزی برام سواله.

499
00:32:05,920 --> 00:32:09,120
‫این روشی که مدام درباره‌ش می‌شنوم...

500
00:32:09,160 --> 00:32:11,480
‫ببخشید، هنوز درست از جزئیاتش
‫سر درنیاوردم.

501
00:32:11,520 --> 00:32:13,280
‫همه‌ش شیمی ساده‌ست.

502
00:32:13,320 --> 00:32:14,880
‫یه جوون توی گلاسگو کشفش کرده،

503
00:32:14,920 --> 00:32:16,310
‫و به رابط من توی رند ارائه داده.

504
00:32:16,360 --> 00:32:18,840
‫حالا دقیقاً چطور کار می‌کنه؟

505
00:32:19,840 --> 00:32:23,240
‫طلای سطح زمین مدت‌هاست تموم شده.
‫هرچی مونده توی اعماق زمینه.

506
00:32:23,280 --> 00:32:24,830
‫عمق خیلی زیاد.

507
00:32:24,880 --> 00:32:27,000
‫پس سنگ معدن رو میارن بالا
‫و خرد می‌کنن،

508
00:32:27,040 --> 00:32:30,560
‫بعد محلولی روش می‌پاشن
‫که طلا رو از سنگ جدا می‌کنه.

509
00:32:30,600 --> 00:32:33,400
‫بعد طلا رو
‫همون روی زمین جمع‌آوری می‌کنن،

510
00:32:33,440 --> 00:32:34,800
‫با کسری از هزینه‌های قبلی.

511
00:32:34,840 --> 00:32:36,110
‫نبوغ‌آمیزه.

512
00:32:36,160 --> 00:32:38,000
‫اون محلول چیه...

513
00:32:38,040 --> 00:32:39,800
‫که طلا رو از سنگ جدا می‌کنه؟

514
00:32:39,840 --> 00:32:42,950
‫- سیانور.
‫- سیانور؟

515
00:32:43,000 --> 00:32:45,720
‫ثروت همه‌مون رو چند برابر می‌کنه!

516
00:32:45,760 --> 00:32:47,440
‫باور کنین.

517
00:32:51,640 --> 00:32:54,000
‫باورم نمی‌شه واقعاً اینجایی.

518
00:32:56,040 --> 00:32:57,430
‫آخرین باری که دیدمت...

519
00:32:57,480 --> 00:33:00,640
‫شب قبل از اون بود که
‫پدرت منو فرستاد برم.

520
00:33:00,680 --> 00:33:02,920
‫همراه شوهری که
‫لطف کرده بود برام پیدا کرده بود.

521
00:33:02,960 --> 00:33:04,520
‫فالکونر.

522
00:33:04,560 --> 00:33:05,910
‫یادمه.

523
00:33:05,960 --> 00:33:08,200
‫هر شب جلوی در پشتی تئاتر پلاس بود

524
00:33:08,240 --> 00:33:09,710
‫و التماست می‌کرد باهاش باشی.

525
00:33:09,760 --> 00:33:12,160
‫و وقتی پدرت قبول کرد
‫بدهی‌های اونو بده

526
00:33:12,200 --> 00:33:14,480
‫و برای من جهیزیه فراهم کنه...

527
00:33:14,520 --> 00:33:16,280
‫پدر چرا باید همچین کاری می‌کرد؟

528
00:33:16,320 --> 00:33:18,000
‫مادرت.

529
00:33:18,720 --> 00:33:20,920
‫اون اصرار کرد.

530
00:33:20,960 --> 00:33:22,640
‫خدای من.

531
00:33:23,280 --> 00:33:25,120
‫اصلاً خبر نداشتم.

532
00:33:25,160 --> 00:33:27,640
‫ولی بهای موافقتم این بود که

533
00:33:29,040 --> 00:33:31,120
‫دیگه هیچ‌وقت تو رو نبینم.

534
00:33:32,520 --> 00:33:35,080
‫برای همین از انظار دور شدیم.

535
00:33:35,120 --> 00:33:37,430
‫فالکونر هم از اینکه صاحب یه پسر شده بود،

536
00:33:37,480 --> 00:33:39,400
‫از خوشحالی روی پا بند نبود.

537
00:33:44,920 --> 00:33:46,600
‫پسر من؟

538
00:33:51,000 --> 00:33:52,800
‫مایه‌ی افتخارت نمی‌شد.

539
00:33:53,800 --> 00:33:56,640
‫سرکش بود.
‫از پدرش متنفر بود.

540
00:33:56,680 --> 00:33:59,240
‫شونزده سالگی از خونه رفت
‫تا خارج از کشور دنبال بختش بگرده.

541
00:33:59,280 --> 00:34:00,470
‫می‌دونی کجا رفت؟

542
00:34:00,520 --> 00:34:02,920
‫سال‌ها پیش ارتباطش رو قطع کرد.

543
00:34:02,960 --> 00:34:06,000
‫فکر می‌کردم یاد گرفتم با نبودنش کنار بیام.

544
00:34:07,280 --> 00:34:09,200
‫تا اینکه مادرت نامه نوشت.

545
00:34:10,280 --> 00:34:14,360
‫و دوباره داغ دوریش برام تازه شد.

546
00:34:24,880 --> 00:34:27,560
‫ولی تو هم یه پسر داری.

547
00:34:29,200 --> 00:34:31,480
‫که اونم خیلی عذابم داده.

548
00:34:33,160 --> 00:34:37,070
‫و حالا دیگه هیچ رابطه‌ای باهاش ندارم.

549
00:34:37,120 --> 00:34:40,040
‫از درون داغون نمیشی؟

550
00:34:44,080 --> 00:34:45,840
‫نمی‌ذارم این اتفاق بیفته.

551
00:34:47,920 --> 00:34:49,600
‫ولی...

552
00:34:49,920 --> 00:34:52,030
‫- درباره‌ی هری...
‫- بله؟

553
00:34:52,080 --> 00:34:54,030
‫اگه بتونم نشونیش رو

554
00:34:54,080 --> 00:34:57,040
‫توی پرونده‌های شرکت پیدا کنم،

555
00:34:57,080 --> 00:34:58,470
‫می‌تونم براش نامه بنویسم.

556
00:34:58,520 --> 00:35:00,600
‫- نه به‌عنوان پدرش...
‫- نه.

557
00:35:00,640 --> 00:35:03,280
‫به‌عنوان یکی از مسئول‌های شرکت.

558
00:35:03,320 --> 00:35:05,080
‫یه راه ارتباطی باز کنم.

559
00:35:05,120 --> 00:35:06,800
‫این کار رو می‌کنی؟

560
00:35:07,680 --> 00:35:09,480
‫به‌خاطر من؟

561
00:35:10,480 --> 00:35:12,160
‫به‌خاطر هردومون.

562
00:35:13,600 --> 00:35:16,040
‫این کمترین کاریه که از دستم برمیاد.

563
00:35:20,600 --> 00:35:22,480
‫چه مسخره‌بازی‌ای!

564
00:35:22,520 --> 00:35:25,880
‫بازم مجبوریم خودنمایی‌های
‫سومز و عمو جیمز رو تحمل کنیم.

565
00:35:25,920 --> 00:35:27,720
‫واقعاً.

566
00:35:27,760 --> 00:35:29,440
‫راستی،

567
00:35:30,800 --> 00:35:32,480
‫سر هیوگو...

568
00:35:33,440 --> 00:35:34,790
‫بله؟

569
00:35:34,840 --> 00:35:38,000
‫به فرمپتون پارک دعوتت کرده؟

570
00:35:38,040 --> 00:35:39,800
‫همه‌مون دعوتیم.

571
00:35:39,840 --> 00:35:41,430
‫اون فقط از روی تعارفه.

572
00:35:41,480 --> 00:35:44,160
‫مسلماً نمی‌تونست فقط تو رو دعوت کنه،

573
00:35:44,200 --> 00:35:46,040
‫هرچند دلش می‌خواست.

574
00:35:46,080 --> 00:35:48,000
‫ما از هم‌صحبتی با هم لذت می‌بریم.

575
00:35:48,040 --> 00:35:50,000
‫- ولی بیشتر از این نیست.
‫- واقعاً؟

576
00:35:51,080 --> 00:35:53,000
‫من یه زن متأهل‌ام.

577
00:35:53,040 --> 00:35:54,880
‫همین‌جا هم تموم میشه.

578
00:36:00,520 --> 00:36:02,600
‫برادرت کجاست؟

579
00:36:02,640 --> 00:36:04,360
‫یه جایی داره چرت می‌زنه.

580
00:36:06,000 --> 00:36:07,840
‫باید منتظرش بمونیم.

581
00:36:07,880 --> 00:36:09,150
‫برای چی؟

582
00:36:09,200 --> 00:36:11,000
‫اون که توی این معامله نقشی نداشته.

583
00:36:11,040 --> 00:36:13,200
‫این موفقیت فقط مال سومزه.

584
00:36:13,240 --> 00:36:14,270
‫پسر خودش که به هیچ دردی نمی‌خوره.

585
00:36:14,320 --> 00:36:16,560
‫فکر می‌کنی برای جشن گرفتن می‌دوئه میاد؟

586
00:36:17,560 --> 00:36:20,680
‫خانم‌ها و آقایون.

587
00:36:20,720 --> 00:36:23,880
‫ممنون که توی این جشن کوچیک
‫همراهمون هستین.

588
00:36:24,880 --> 00:36:27,240
‫معتقدم در آستانه‌ی تحولی هستیم که

589
00:36:27,280 --> 00:36:29,240
‫این شرکت تا حالا به خودش ندیده.

590
00:36:29,280 --> 00:36:32,400
‫و تمامش مدیون دوراندیشی...

591
00:36:32,440 --> 00:36:33,950
‫بازی با کلماتم رو ببخشید.

592
00:36:34,000 --> 00:36:38,240
‫مرد جوانیه که
‫افتخار می‌کنم پسرم صداش کنم.

593
00:36:38,280 --> 00:36:39,230
‫ممنون، پدر.

594
00:36:39,280 --> 00:36:43,160
‫این حرف‌ها رو نمی‌زنم که
‫زحمات پیشینیان رو زیر سوال ببرم،

595
00:36:43,200 --> 00:36:45,750
‫از جمله رئیس محترم هیئت‌مدیره‌مون

596
00:36:45,800 --> 00:36:47,960
‫که ظاهراً امروز حضور ندارن.

597
00:36:48,000 --> 00:36:50,880
‫فقط می‌خوام بگم
‫هیچ تجارتی نباید درجا بزنه.

598
00:36:50,920 --> 00:36:52,920
‫- کاملاً درسته!
‫- و برای پیشرفت...

599
00:36:52,960 --> 00:36:55,590
‫تغییر مدیریت می‌تونه شرکت رو

600
00:36:55,640 --> 00:36:58,320
‫به قله‌های بلندتری برسونه.

601
00:36:58,360 --> 00:37:01,760
‫و با حضور آیرین عزیزم در کنارم،

602
00:37:01,800 --> 00:37:04,720
‫چه همراه و همسری بهتر از این
‫می‌تونم بخوام،

603
00:37:04,760 --> 00:37:07,040
‫وقتی برای قبول این مسئولیت آماده میشم؟

604
00:37:07,080 --> 00:37:09,840
‫به افتخار همسر همراه!

605
00:37:38,720 --> 00:37:41,400
‫می‌فهمی برادرت چه نقشه‌ای کشیده؟

606
00:37:41,440 --> 00:37:43,160
‫داره توطئه می‌کنه منو پایین بکشه.

607
00:37:43,200 --> 00:37:46,640
‫- مگه برام مهمه؟
‫- باید مهم باشه.

608
00:37:46,680 --> 00:37:50,640
‫اینو هم به گذشتگان مدیونی، هم به آیندگان.

609
00:37:50,680 --> 00:37:53,360
‫که میراث فورسایت‌ها رو حفظ کنم؟

610
00:37:53,400 --> 00:37:56,640
‫که اصالت نسل و خاندانمون رو نگه دارم؟

611
00:37:56,680 --> 00:37:59,440
‫واقعاً چقدر اهمیت داره، مادر؟

612
00:38:00,840 --> 00:38:02,470
‫تو بگو.

613
00:38:02,520 --> 00:38:05,360
‫جدی بهش فکر می‌کنم، مادر.

614
00:38:05,400 --> 00:38:07,360
‫شاید تو هم بهتر باشه فکر کنی.

615
00:38:35,720 --> 00:38:38,360
‫- فکر کنم باید یه چیزی بگی.
‫- الان اصلاً وقتش نیست.

616
00:38:38,400 --> 00:38:41,120
‫ولی حداقل می‌تونی بپرسی...

617
00:38:41,160 --> 00:38:44,160
‫- جوابشو از قبل می‌دونم.
‫- ولی شاید اشتباه می‌کنی.

618
00:38:44,200 --> 00:38:46,040
‫شاید راه مطمئنی برای استفاده از...

619
00:38:46,080 --> 00:38:48,680
‫سیانور؟ کشنده‌ست.

620
00:38:49,840 --> 00:38:51,680
‫هیچ راه امنی نداره.

621
00:39:01,520 --> 00:39:03,840
‫خب؟ چی گفت؟

622
00:39:08,040 --> 00:39:09,670
‫خلاصه‌ش اینکه

623
00:39:09,720 --> 00:39:12,520
‫باید سرافکنده برگردیم پاریس.

624
00:39:12,560 --> 00:39:15,360
‫اونم جلوی مردم وانمود می‌کنه که
‫هنوز زن و شوهریم.

625
00:39:15,400 --> 00:39:18,520
‫و این‌طوری آبروی فورسایت‌ها
‫دوباره حفظ میشه.

626
00:39:19,600 --> 00:39:21,280
‫چون فقط همین مهمه.

627
00:39:22,440 --> 00:39:24,360
‫البته یه راه دیگه هم هست.

628
00:39:24,400 --> 00:39:26,960
‫می‌تونی دست به دامن پدرت بشی

629
00:39:27,000 --> 00:39:29,200
‫و التماس کنی شرکت فورسایت و شرکا
‫دوباره استخدامت کنه.

630
00:39:29,240 --> 00:39:31,040
‫وسوسه‌کننده‌ست.

631
00:39:31,080 --> 00:39:33,670
‫می‌تونم هم‌زمان به زنم هم التماس کنم.

632
00:39:33,720 --> 00:39:34,960
‫ازش طلب بخشش کنم.

633
00:39:35,000 --> 00:39:38,360
‫برگردم خونه و
‫دوباره مرد محترمی توی جامعه بشم.

634
00:39:38,400 --> 00:39:39,670
‫شاید جواب بده.

635
00:39:39,720 --> 00:39:42,480
‫هم آبروت برمی‌گرده،
‫هم حرفه‌ی نقاشیتو نجات میدی.

636
00:39:42,520 --> 00:39:45,040
‫و اگه دیگه منو به چشم زنی که
‫زندگی بقیه رو خراب کرده نبینن...

637
00:39:45,080 --> 00:39:46,430
‫مشتری‌هات برمی‌گردن.

638
00:39:46,480 --> 00:39:50,280
‫پس من و بچه‌ها و زندگی مشترکمون

639
00:39:50,320 --> 00:39:51,760
‫توی این نقشه‌ی بزرگ

640
00:39:51,800 --> 00:39:53,480
‫کجا جا می‌گیریم؟

641
00:39:54,600 --> 00:39:56,760
‫می‌تونم مخفیتون کنم.

642
00:39:56,800 --> 00:39:58,310
‫یواشکی همدیگه رو ببینیم.

643
00:39:58,360 --> 00:40:01,320
‫به‌جای اینکه جلوی چشم همه
‫رابطه‌مون رو به رخ بکشیم.

644
00:40:01,360 --> 00:40:03,800
‫تا شاید بالاخره

645
00:40:03,840 --> 00:40:06,240
‫جامعه لطف کنه و ما رو ببخشه؟

646
00:40:08,680 --> 00:40:10,520
‫ولی خودمون هیچ‌وقت
‫خودمونو نمی‌بخشیم

647
00:40:11,520 --> 00:40:13,640
‫که جرئت نداشتیم پای اعتقادمون وایستیم.

648
00:40:15,520 --> 00:40:17,400
‫من به بچه‌هامون افتخار می‌کنم.

649
00:40:17,440 --> 00:40:18,590
‫منم همین‌طور.

650
00:40:18,640 --> 00:40:20,520
‫پس چرا باید عذرخواهی کنیم؟

651
00:40:20,560 --> 00:40:22,240
‫نباید بکنیم.

652
00:40:24,040 --> 00:40:25,720
‫پس نمی‌کنیم.

653
00:40:30,440 --> 00:40:31,950
‫چیکار می‌کنی؟

654
00:40:32,000 --> 00:40:33,960
‫دارم به فرانسیس نامه می‌نویسم.

655
00:40:34,000 --> 00:40:36,000
‫چی می‌خوای بگی؟

656
00:40:37,960 --> 00:40:39,640
‫طلاق می‌خوام.

657
00:41:21,880 --> 00:41:23,560
‫حتی جرئت نمی‌کنم امیدوار باشم.

658
00:41:25,720 --> 00:41:31,070
‫ولی اگه یه روز برگشت و
‫حاضر شد ما رو ببینه...

659
00:41:31,120 --> 00:41:32,840
‫چی باید بهش بگیم؟

660
00:41:35,200 --> 00:41:37,360
‫اصلاً از کجا شروع کنیم؟

661
00:41:50,560 --> 00:41:52,240
‫حالا می‌فهمم.

662
00:41:53,600 --> 00:41:55,280
‫می‌فهمم جریان چیه.

663
00:41:55,840 --> 00:41:57,470
‫تو...

664
00:41:57,520 --> 00:41:59,840
‫خودتو غرق یه خیال واهی کردی.

665
00:42:01,080 --> 00:42:03,320
‫خانم فورسایت، همسر بی‌نقص.

666
00:42:04,320 --> 00:42:06,040
‫خسته نشدی؟

667
00:42:06,080 --> 00:42:08,680
‫که لبخند بزنی و مثل یه غنیمت
‫کنار شوهرت به نمایش گذاشته بشی؟

668
00:42:10,600 --> 00:42:12,360
‫فقط داری اتفاقی رو

669
00:42:12,400 --> 00:42:13,590
‫که بالاخره می‌افته عقب میندازی.

670
00:42:13,640 --> 00:42:15,360
‫من این‌طور فکر نمی‌کنم.

671
00:42:17,080 --> 00:42:18,760
‫همین‌طور فکر می‌کنی.

672
00:42:22,120 --> 00:42:23,800
‫و این آزارت میده.

673
00:43:01,240 --> 00:43:03,920
‫همسرم، آیرین فورسایت هستن.

674
00:43:05,280 --> 00:43:06,710
‫حالتون چطوره؟

675
00:43:06,760 --> 00:43:08,480
‫- حتماً به شوهرتون افتخار می‌کنین.
‫- بله

676
00:43:08,520 --> 00:43:10,280
‫بله، البته.

677
00:43:12,720 --> 00:43:15,440
‫بذارین بگم چقدر خوشحالیم که
‫در فرمپتون پارک ازتون استقبال می‌کنیم.

678
00:43:15,480 --> 00:43:17,400
‫این سرگرمی
‫دقیقاً همون چیزیه که نیاز دارم.

679
00:43:17,440 --> 00:43:19,440
‫قصد داری با قلب پسرم بازی کنی؟

680
00:43:19,480 --> 00:43:21,480
‫وای، چه سوال خوبی.

681
00:43:21,520 --> 00:43:23,150
‫فرانسیس پاش رو تو یه کفش کرده
‫که ازت طلاق نمی‌گیره.

682
00:43:23,200 --> 00:43:23,960
‫یه راهی پیدا می‌کنم.
‫ما با هم ازدواج می‌کنیم.

683
00:43:24,000 --> 00:43:27,360
‫انگار خیلی با هم صمیمی هستین.
‫فکر کنم باید از این استفاده کنیم.

684
00:43:27,400 --> 00:43:27,880
‫تکمیل ساختمونمون رو جلو بندازیم.

685
00:43:27,920 --> 00:43:29,720
‫بیا فرار کنیم.
‫می‌تونیم سه‌روزه ازدواج کنیم.

686
00:43:29,760 --> 00:43:32,880
‫فکر می‌کنی من این‌قدر
‫به آبروی تو بی‌توجه‌ام؟

687
00:43:32,920 --> 00:43:35,040
‫آدم یاد می‌گیره هیچ‌وقت
‫انتظار شانس دوباره نداشته باشه.

688
00:43:35,080 --> 00:43:38,000
‫و حالا؟ حداقل می‌تونم
‫امیدوار باشم دوباره ببینمت؟

689
00:43:38,040 --> 00:43:40,280
‫- هر چی می‌خوای بپرس.
‫- هنوز دوستم داری؟

690
00:43:42,280 --> 00:43:52,280
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M