1
00:00:00,120 --> 00:00:02,160
‫بیست سال صبر کردم تا این رو ازت بخوام.‬

2
00:00:03,000 --> 00:00:05,270
‫یه دلباخته پیشنهاد ازدواج میده!‬

3
00:00:05,320 --> 00:00:06,840
‫حالا مصمم شدم زندگی‌ای رو که‬

4
00:00:06,880 --> 00:00:08,310
‫توی رابین هیل در انتظارمه، با آغوش باز بپذیرم.‬

5
00:00:08,360 --> 00:00:10,630
‫از قلب این خانواده‬
‫بیرونش می‌ندازم‬

6
00:00:10,680 --> 00:00:12,790
‫و پرتش می‌کنم کف خیابون، همون جایی که بهش تعلق داره.‬

7
00:00:12,840 --> 00:00:14,830
‫یه خبر ناراحت‌کننده بهمون رسیده.‬

8
00:00:14,880 --> 00:00:16,750
‫خانم بایرنه، لوئیزا.‬

9
00:00:16,800 --> 00:00:18,030
‫حالش خیلی بده.‬

10
00:00:18,080 --> 00:00:20,470
‫مادرِ این آقاپسر کمی ناخوشه،‬

11
00:00:20,520 --> 00:00:21,920
‫اما می‌خواد برگردین خونه.‬

12
00:00:22,920 --> 00:00:32,920
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

13
00:01:17,000 --> 00:01:18,920
‫و این‌طوری تموم میشه…‬

14
00:01:22,040 --> 00:01:23,880
‫آینده‌ای که برنامه‌ریزی شده بود…‬

15
00:01:26,840 --> 00:01:29,040
‫امیدهایی که نقش بر آب شد…‬

16
00:01:37,280 --> 00:01:39,760
‫و با این حال، دنیا برای هیچ‌کس‬

17
00:01:39,800 --> 00:01:41,360
‫از حرکت نمی‌ایسته.‬

18
00:01:44,800 --> 00:01:47,280
‫و وقتی یه آینده به پایان می‌رسه…‬

19
00:01:49,760 --> 00:01:51,680
‫شاید آینده‌ای دیگه…‬

20
00:01:52,840 --> 00:01:54,680
‫آغاز بشه.‬

21
00:02:08,160 --> 00:02:10,040
‫چند روزه هیچی نخوردی.‬

22
00:02:10,080 --> 00:02:11,440
‫گرسنه‌ام نیست.‬

23
00:02:15,600 --> 00:02:17,600
‫متاسفم، هانا.‬

24
00:02:17,640 --> 00:02:18,720
‫نیازی به عذرخواهی نیست.‬

25
00:02:19,360 --> 00:02:21,120
‫ولی واقعاً متاسفم.‬

26
00:02:23,000 --> 00:02:23,830
‫مجبوریم مرخصت کنیم.‬

27
00:02:23,880 --> 00:02:25,280
‫اصلاً بهش فکر نکنید.‬

28
00:02:27,120 --> 00:02:28,640
‫فقط به این فکر کنید که‬

29
00:02:28,680 --> 00:02:30,160
‫امروز رو به سر برسونید.‬

30
00:02:42,920 --> 00:02:44,240
‫آماده‌ای، عزیزم؟‬

31
00:02:48,240 --> 00:02:50,120
‫مامانت امروز بهت افتخار می‌کرد.‬

32
00:02:56,440 --> 00:02:58,000
‫به نظرمون اون‌ها هم میرن؟‬

33
00:02:59,280 --> 00:03:01,830
‫کی؟ چی؟ کجا؟‬

34
00:03:01,880 --> 00:03:03,280
‫مراسم تدفین…‬

35
00:03:03,320 --> 00:03:04,800
‫زن دوم جو.‬

36
00:03:04,920 --> 00:03:06,560
‫کی قراره بره؟‬

37
00:03:06,600 --> 00:03:08,280
‫هیچ‌کس از این خونه نمیره.‬

38
00:03:09,360 --> 00:03:11,470
‫اوه، چه عجب به ما لطف کردی‬
‫و به جمع‌مون تشریف آوردی.‬

39
00:03:11,520 --> 00:03:13,280
‫تا می‌تونی از دیدنمون لذت ببر، پاپا.‬

40
00:03:13,320 --> 00:03:14,800
‫به‌زودی از اینجا می‌ریم.‬

41
00:03:16,120 --> 00:03:18,070
‫خب، راجع‌به مراسم تدفین…‬

42
00:03:18,120 --> 00:03:20,630
‫چه آدم شخصاً همدردی بکنه‬
‫و چه نکنه…‬

43
00:03:20,680 --> 00:03:23,550
‫ما آبرویی داریم که باید حفظش کنیم.‬

44
00:03:23,600 --> 00:03:24,920
‫حداقل این خونه که داره.‬

45
00:03:24,960 --> 00:03:26,710
‫کاملاً درسته. اون‌ها تو گناه زندگی می‌کردن.‬

46
00:03:26,760 --> 00:03:29,640
‫خانواده‌ی ما از بی‌اخلاقی‬
‫چشم‌پوشی نخواهد کرد.‬

47
00:03:29,680 --> 00:03:31,680
‫از هر نوعش که باشه.‬

48
00:04:00,960 --> 00:04:02,840
‫خوشحالم که لحظات آخر کنارش بودی.‬

49
00:04:04,040 --> 00:04:05,520
‫هر کاری از دستم برمی‌اومد کردم.‬

50
00:04:06,720 --> 00:04:08,120
‫هرچند خیلی ناچیز بود.‬

51
00:04:08,840 --> 00:04:10,440
‫ازش دلجویی و آشتی کردی.‬

52
00:04:10,520 --> 00:04:12,790
‫همین براش یه دنیا ارزش داشته.‬

53
00:04:12,840 --> 00:04:15,680
‫اما حالا باید هر کاری از دستمون برمیاد‬
‫براشون انجام بدیم.‬

54
00:04:20,600 --> 00:04:21,990
‫وقتی هانا بره…‬

55
00:04:22,040 --> 00:04:23,440
‫هانا داره میره؟‬

56
00:04:23,480 --> 00:04:25,470
‫بدون لوئیزا دیگه کاری نداره.‬

57
00:04:25,520 --> 00:04:28,880
‫براش پیش یه خیاط دیگه‬
‫کار پیدا کردم.‬

58
00:04:29,200 --> 00:04:32,640
‫اما باید به کمک جو بریم.‬

59
00:04:34,360 --> 00:04:35,920
‫البته اگه بذاره.‬

60
00:04:55,000 --> 00:04:56,440
‫خیلی متاسفم…‬

61
00:04:58,120 --> 00:05:00,160
‫بابت همه‌چیز.‬

62
00:05:37,400 --> 00:05:39,280
‫کار درستی کردی که نیومدی، مادر.‬

63
00:05:40,400 --> 00:05:41,840
‫همون‌طور که می‌ترسیدم.‬

64
00:05:42,880 --> 00:05:44,470
‫هیچ‌کدومتون رو نپذیرفت؟‬

65
00:05:44,520 --> 00:05:46,560
‫حالا که واقعیتِ تلخ روبه‌روشه،‬

66
00:05:46,600 --> 00:05:47,840
‫نمی‌تونه ببخشه.‬

67
00:05:48,120 --> 00:05:49,920
‫به‌جز جون.‬

68
00:05:51,520 --> 00:05:53,240
‫همه‌چیز حسابی به هم گره خورده.‬

69
00:05:54,680 --> 00:05:56,710
‫از هر دو طرف اشتباهاتی سر زد.‬

70
00:05:56,760 --> 00:05:58,280
‫تنها سوال اینه که‬

71
00:05:58,320 --> 00:06:00,310
‫از اینجا به بعد باید چی‌کار کنیم؟‬

72
00:06:00,360 --> 00:06:03,160
‫حس می‌کنم وظیفه داریم‬
‫پشتشون دربیایم…‬

73
00:06:04,320 --> 00:06:05,790
‫یا حداقل من این وظیفه رو دارم.‬

74
00:06:05,840 --> 00:06:07,470
‫اما عجب درخواست عجیبی‬
‫ازت داشت،‬

75
00:06:07,520 --> 00:06:09,710
‫اینکه ازت خواست مراقب بچه‌هاش باشی.‬

76
00:06:09,760 --> 00:06:11,080
‫با خودش چی فکر کرده بود؟‬

77
00:06:11,120 --> 00:06:12,830
‫اینکه تو و جو با هم آشتی می‌کنید؟‬

78
00:06:12,880 --> 00:06:14,390
‫خب، هر توجهی هم که من نشون بدم،‬

79
00:06:14,440 --> 00:06:17,030
‫صرفاً به‌خاطر مصلحت‬
‫و صلاح خانواده‌ست.‬

80
00:06:17,080 --> 00:06:19,110
‫نباید بذاریم پشت سرمون بگن‬
‫که اون‌ها رو در روز مبادا‬

81
00:06:19,160 --> 00:06:20,560
‫به حال خودشون رها کردیم.‬

82
00:06:21,600 --> 00:06:24,190
‫فورسایت‌ها که هیولا نیستن.‬

83
00:06:24,240 --> 00:06:25,560
‫نمی‌دونم والا.‬

84
00:06:27,760 --> 00:06:30,680
‫مگه ما تو زمان خودمون‬
‫کارهای بی‌رحمانه نکردیم؟‬

85
00:06:30,840 --> 00:06:32,870
‫و تازه اگه کرده باشیم هم،‬

86
00:06:32,920 --> 00:06:34,360
‫دوست دارم فکر کنم‬

87
00:06:34,400 --> 00:06:36,190
‫سعی کردیم جبرانش کنیم.‬

88
00:06:36,240 --> 00:06:38,640
‫و باز هم به جبران کردن ادامه میدیم.‬

89
00:06:38,680 --> 00:06:41,880
‫خب، حالا چطور پیش بریم؟‬

90
00:06:43,760 --> 00:06:45,800
‫سر هیوگو، خوش اومدین.‬

91
00:06:48,160 --> 00:06:49,800
‫قراردادها آماده‌ست.‬

92
00:07:02,320 --> 00:07:03,870
‫باید دوباره ازتون تشکر کنم‬

93
00:07:03,920 --> 00:07:05,950
‫بابت مهمان‌نوازی‌تون‬
‫در باغ فرامپتون.‬

94
00:07:06,000 --> 00:07:07,750
‫امیدوارم اون‌قدر خوب‬
‫رفتار کرده باشیم‬

95
00:07:07,800 --> 00:07:09,030
‫که لایق دعوت مجدد باشیم.‬

96
00:07:09,080 --> 00:07:11,550
‫خب، بی‌شک مادرم خوشحال میشه ‬
‫دوباره میزبان شما باشه.‬

97
00:07:11,600 --> 00:07:12,920
‫اما خود من…‬

98
00:07:14,080 --> 00:07:16,120
‫برنامه‌های فعلی‌ام مشخص نیست.‬

99
00:07:16,160 --> 00:07:17,600
‫متوجهم.‬

100
00:07:17,800 --> 00:07:19,840
‫فکر می‌کردم شاید بیشتر ببینیمتون.‬

101
00:07:20,360 --> 00:07:22,520
‫خودمم همین فکر رو می‌کردم.‬

102
00:07:22,840 --> 00:07:26,510
‫اما با توجه به مصیبتی که‬
‫برای برادرزاده‌تون پیش اومده،‬

103
00:07:26,560 --> 00:07:28,230
‫شرایط تغییر کرده.‬

104
00:07:28,280 --> 00:07:31,040
‫تصور می‌کنم خانواده مسائل زیادی‬
‫برای رسیدگی دارن.‬

105
00:07:31,160 --> 00:07:32,240
‫خب…‬

106
00:07:33,560 --> 00:07:35,750
‫توی مسابقه‌ی چوگان می‌بینیمتون؟‬

107
00:07:35,800 --> 00:07:38,440
‫مصافِ «فورسایت و شرکا»‬
‫با دارودسته‌ی ویکری؟‬

108
00:07:39,640 --> 00:07:40,880
‫سعی می‌کنم یه سری بزنم.‬

109
00:07:41,920 --> 00:07:43,400
‫روزتون بخیر، آقایون.‬

110
00:07:48,960 --> 00:07:51,430
‫با توجه به این شرایطِ تازه،‬

111
00:07:51,480 --> 00:07:53,190
‫خطرش رو که می‌بینی؟‬

112
00:07:53,240 --> 00:07:54,270
‫خطرِ چی؟‬

113
00:07:54,320 --> 00:07:55,950
‫اینکه جو برگرده به آغوش خانواده‬

114
00:07:56,000 --> 00:07:58,310
‫و اون توله‌اش رو قانونی کنه.‬

115
00:07:58,360 --> 00:08:00,390
‫یعنی به رسمیت شناختنِ قانونیِ فرزند؟‬

116
00:08:00,440 --> 00:08:02,510
‫خب، اون پسر میشه‬
‫وارثِ خاندان فورسایت.‬

117
00:08:02,560 --> 00:08:06,230
‫و از اونجایی که تو هنوز‬
‫وارثی از خودت نیاوردی،‬

118
00:08:06,280 --> 00:08:08,350
‫با تصویب ریاست خودت همین الان،‬

119
00:08:08,400 --> 00:08:12,320
‫خط جانشینی رو برای سمتِ خودمون‬
‫تضمین می‌کنیم،‬

120
00:08:12,520 --> 00:08:13,920
‫نه سمتِ اون‌ها.‬

121
00:08:28,360 --> 00:08:30,960
‫می‌دونی فیل چش شده؟‬

122
00:08:31,920 --> 00:08:34,040
‫من… نه.‬

123
00:08:34,080 --> 00:08:35,630
‫چطور مگه؟ چیزی شده؟‬

124
00:08:35,680 --> 00:08:38,150
‫ازش خواستم امروز‬
‫بیاد مراسم تدفین.‬

125
00:08:38,200 --> 00:08:39,200
‫قبول نکرد.‬

126
00:08:39,240 --> 00:08:40,310
‫قبول نکرد؟‬

127
00:08:40,360 --> 00:08:42,350
‫گفت توی رابین هیل بهش نیاز دارن.‬

128
00:08:42,400 --> 00:08:43,560
‫از کِی تا حالا؟‬

129
00:08:44,640 --> 00:08:46,830
‫چی باعث شده فکر کنه کارش،‬

130
00:08:46,880 --> 00:08:48,710
‫اونم کاری که ازش متنفره،‬

131
00:08:48,760 --> 00:08:50,480
‫از من که نامزدشم‬

132
00:08:50,520 --> 00:08:51,880
‫مهم‌تره؟‬

133
00:08:52,280 --> 00:08:55,040
‫راستش اصلاً نمی‌تونم تصور کنم.‬

134
00:09:02,200 --> 00:09:05,990
‫آقای فورسایت، در مورد فرآیند سیانور…‬

135
00:09:06,040 --> 00:09:09,190
‫می‌خواستم بدونم کاملاً در جریان‬
‫نحوه‌ی کارکردش هستین؟‬

136
00:09:09,240 --> 00:09:10,230
‫به طور کلی در جریانم.‬

137
00:09:10,280 --> 00:09:12,230
‫سیانور سمیه، و هیچ راهی‬
‫برای جلوگیری از مسموم شدن‬

138
00:09:12,280 --> 00:09:13,430
‫کسایی که باهاش کار می‌کنن وجود نداره.‬

139
00:09:13,480 --> 00:09:15,510
‫رابطم در رَند بهم اطمینان داده‬

140
00:09:15,560 --> 00:09:17,750
‫که تمام اقدامات ایمنی ممکن‬
‫انجام خواهد شد.‬

141
00:09:17,800 --> 00:09:19,160
‫و شما بهش اعتماد دارین؟‬

142
00:09:19,200 --> 00:09:20,110
‫ببخشید؟‬

143
00:09:20,160 --> 00:09:22,400
‫با توجه به اینکه‬
‫وظیفه‌اش سودرسانیه؟‬

144
00:09:24,240 --> 00:09:27,870
‫آقای کول، اگه قرار باشه‬
‫سر جزئیاتِ تک‌تک‬

145
00:09:27,920 --> 00:09:29,280
‫سرمایه‌گذاری‌هامون غصه بخورم…‬

146
00:09:29,320 --> 00:09:31,150
‫اما وقتی عواقبی در کار باشه…‬

147
00:09:31,200 --> 00:09:32,280
‫اون موقع بهشون رسیدگی می‌کنیم…‬

148
00:09:33,560 --> 00:09:35,320
‫هر زمان که لازم بشه.‬

149
00:09:38,920 --> 00:09:42,280
‫امروز نشستم و تماشا کردم که پسرم‬
‫عشقِ زندگیش رو به خاک سپرد.‬

150
00:09:44,600 --> 00:09:45,920
‫با هم صحبت کردین؟‬

151
00:09:47,120 --> 00:09:48,480
‫حاضر نشد.‬

152
00:09:49,640 --> 00:09:51,280
‫و بهش حق هم میدم.‬

153
00:09:52,520 --> 00:09:54,110
‫تنبیهش کردم، فقط به‌خاطر کاری‬

154
00:09:54,160 --> 00:09:56,640
‫که خودم جرات انجام دادنش رو نداشتم.‬

155
00:09:58,360 --> 00:09:59,840
‫اینکه از دلش پیروی کنه؟‬

156
00:10:01,080 --> 00:10:02,080
‫بله.‬

157
00:10:03,240 --> 00:10:04,680
‫اما با خودم فکر کردم…‬

158
00:10:06,280 --> 00:10:09,430
‫«چه نمایش غم‌انگیزی‬
‫از زندگیم ساختم.»‬

159
00:10:09,480 --> 00:10:11,630
‫تصمیم‌های غلط. انتخاب‌های غلط.‬

160
00:10:11,680 --> 00:10:13,630
‫خب، قطعاً همه‌شون که غلط نبودن.‬

161
00:10:13,680 --> 00:10:15,360
‫نه، همه‌شون نه،‬

162
00:10:15,400 --> 00:10:17,120
‫اما اون‌هایی که مهم بودن چرا.‬

163
00:10:17,440 --> 00:10:20,160
‫و همه‌اش هم به اسم آبرو و اعتبار…‬

164
00:10:21,200 --> 00:10:23,280
‫به‌خاطر اینکه جامعه چه فکری می‌کنه.‬

165
00:10:26,760 --> 00:10:29,670
‫و هنوز هم برات مهمه که‬

166
00:10:29,720 --> 00:10:32,000
‫جامعه چه فکری می‌کنه؟‬

167
00:11:09,080 --> 00:11:10,440
‫ببخش منو. مزاحمت شدم.‬

168
00:11:10,840 --> 00:11:15,440
‫آره، مزاحمی، و اصلاً نمی‌دونم‬
‫اینجا چی می‌خوای.‬

169
00:11:20,800 --> 00:11:22,680
‫اومدم طلب بخشش کنم…‬

170
00:11:24,680 --> 00:11:26,790
‫بابت رفتاری که همه‌مون داشتیم،‬

171
00:11:26,840 --> 00:11:28,920
‫مخصوصاً خود من، وقتی که سعی کردم‬

172
00:11:28,960 --> 00:11:31,030
‫لوئیزا رو از خونه بیرون کنم.‬

173
00:11:31,080 --> 00:11:32,600
‫و از وقتی هم که برگشتی…‬

174
00:11:34,120 --> 00:11:35,990
‫واقعاً پست و شرم‌آور بود‬

175
00:11:36,040 --> 00:11:38,030
‫که سعی کردیم با زجر دادنت‬
‫تنبیهت کنیم.‬

176
00:11:38,080 --> 00:11:39,480
‫زجر کشیدیم…‬

177
00:11:41,120 --> 00:11:42,560
‫اما خوشبخت بودیم.‬

178
00:11:44,200 --> 00:11:46,240
‫خوشبخت‌تر از هر زمان دیگه‌ای.‬

179
00:11:47,400 --> 00:11:50,310
‫حقیقت اینه که هر دوی ما‬
‫کارهایی کردیم‬

180
00:11:50,360 --> 00:11:53,600
‫که یک سال پیش، هیچ‌کدوممون‬
‫باور نمی‌کردیم ممکن باشه.‬

181
00:11:55,680 --> 00:11:58,320
‫زندگی‌مون زیر و رو شده.‬

182
00:11:59,320 --> 00:12:01,240
‫تنها چیزی که برامون مونده بچه‌ها هستن.‬

183
00:12:02,960 --> 00:12:04,190
‫و باید سعی کنیم راهی پیدا کنیم‬

184
00:12:04,240 --> 00:12:06,000
‫تا زندگی براشون‬
‫کمی قابل‌تحمل‌تر بشه.‬

185
00:12:10,080 --> 00:12:12,160
‫اصلاً از کجا می‌تونیم شروع کنیم؟‬

186
00:12:17,520 --> 00:12:19,910
‫به نظرم این آخرین چیزیه که‬
‫اصلاً بهش فکر می‌کنه.‬

187
00:12:19,960 --> 00:12:21,830
‫موافقم،‬
‫اما به‌خاطر بچه‌ها،‬

188
00:12:21,880 --> 00:12:24,120
‫فکر کردم شاید براشون جذاب باشه‬

189
00:12:24,160 --> 00:12:26,230
‫و ذهنشون رو از این داغ دور کنه.‬

190
00:12:26,280 --> 00:12:27,430
‫هوم.‬

191
00:12:27,480 --> 00:12:29,200
‫ببخشید،‬

192
00:12:29,240 --> 00:12:31,360
‫درست متوجه منظورت شدم؟‬

193
00:12:32,760 --> 00:12:34,390
‫شوهری رو که ترکت کرده‬

194
00:12:34,440 --> 00:12:36,990
‫به همراه بچه‌های زن دومش‬

195
00:12:37,040 --> 00:12:39,310
‫به یه رویداد عمومیِ‬
‫پر سر ‌و‌صدا دعوت کردی؟‬

196
00:12:39,360 --> 00:12:40,520
‫بله، دعوت کردم.‬

197
00:12:40,880 --> 00:12:43,640
‫جایی که چشم همه به ماست‬

198
00:12:43,680 --> 00:12:45,520
‫و دهن مردم برای هر جور شایعه‌ای باز میشه؟‬

199
00:12:45,840 --> 00:12:48,830
‫به لوئیزا قول دادم که‬
‫مراقب همه‌شون باشم.‬

200
00:12:48,880 --> 00:12:51,800
‫و اگه قراره خانواده‌هامون‬
‫روزی با هم آشتی کنن،‬

201
00:12:51,960 --> 00:12:54,280
‫که تصور می‌کنم‬
‫خواسته‌ی ما هم همینه…‬

202
00:12:55,920 --> 00:12:57,070
‫البته.‬

203
00:12:57,120 --> 00:12:59,920
‫پس آیا برامون مهمه که‬
‫جامعه چه فکری می‌کنه؟‬

204
00:13:02,360 --> 00:13:03,520
‫نه.‬

205
00:13:04,400 --> 00:13:06,080
‫راحت می‌تونم بگم که برامون مهم نیست.‬

206
00:13:08,360 --> 00:13:10,920
‫قراره سر هیوگو رو هم ببینیم؟‬

207
00:13:11,600 --> 00:13:13,200
‫نمی‌تونم بگم.‬

208
00:13:13,400 --> 00:13:15,880
‫از زمان باغ فرامپتون‬
‫با هم صحبت نکردیم.‬

209
00:13:16,760 --> 00:13:19,400
‫ولی از شرایط جو باخبره؟‬

210
00:13:19,440 --> 00:13:20,600
‫گمونم همین‌طور باشه.‬

211
00:13:21,520 --> 00:13:24,040
‫ببخشید، باید برم آماده بشم.‬

212
00:13:36,560 --> 00:13:37,640
‫خب…‬

213
00:13:39,280 --> 00:13:42,000
‫امروز با هم چی‌کار کنیم؟‬

214
00:13:42,160 --> 00:13:43,710
‫میشه بریم بیرون یه جایی؟‬

215
00:13:43,760 --> 00:13:45,840
‫هر جایی؟ اینجا خیلی غمگینه.‬

216
00:13:46,600 --> 00:13:48,750
‫حالا دیگه فقط خودمون موندیم.‬

217
00:13:48,800 --> 00:13:51,240
‫ولی فقط خودمون نیستیم.‬

218
00:13:51,280 --> 00:13:53,080
‫خانواده‌ی تو هم هستن.‬

219
00:13:53,240 --> 00:13:54,600
‫خانواده‌ی من؟‬

220
00:13:55,920 --> 00:13:57,270
‫اِم، سخته. ما با هم…‬

221
00:13:57,320 --> 00:13:59,800
‫مگه دلت نمی‌خواد ببینی‌شون؟‬

222
00:14:04,080 --> 00:14:06,280
‫حق با توئه.‬

223
00:14:06,920 --> 00:14:09,550
‫هر چیزی بهتر از اینه که اینجا بمونیم‬

224
00:14:09,600 --> 00:14:10,720
‫و غصه بخوریم.‬

225
00:14:11,120 --> 00:14:12,320
‫زود باشین.‬

226
00:14:13,360 --> 00:14:14,480
‫بزن بریم!‬

227
00:14:23,560 --> 00:14:25,910
‫صمیمانه خوش‌آمد میگم به تک‌تک شما،‬

228
00:14:25,960 --> 00:14:29,030
‫در چهارمین مسابقه‌ی خیریه‌ی سالانه‌ی‬

229
00:14:29,080 --> 00:14:30,390
‫فورسایت و ویکری‬

230
00:14:30,440 --> 00:14:32,990
‫در این روز آفتابیِ ماه جولای.‬

231
00:14:33,040 --> 00:14:37,110
‫«آرتور ویکری و شرکا» به دنبال‬
‫اولین پیروزی خودشون هستن،‬

232
00:14:37,160 --> 00:14:40,350
‫اما کسی که حالا وارد میدان میشه،‬
‫قهرمان شکست‌ناپذیرِ‬

233
00:14:40,400 --> 00:14:43,360
‫«فورسایت و شرکا»، سومز فورسایته.‬

234
00:14:46,880 --> 00:14:48,070
‫سلام، جون.‬

235
00:14:48,120 --> 00:14:50,110
‫همون‌طور که همیشه میگم،‬
‫چوگان هیچ راز و رمزی نداره.‬

236
00:14:50,160 --> 00:14:52,400
‫فقط همون بازی کروکِت روی اسبه‬
‫با دروازه‌های بزرگ‌تر.‬

237
00:14:53,400 --> 00:14:56,000
‫این رو کسی میگه که تو عمرش‬
‫حتی یه دست هم چوگان بازی نکرده.‬

238
00:15:05,040 --> 00:15:07,070
‫اون جناب معماره که داره‬

239
00:15:07,120 --> 00:15:10,070
‫با دشمن خوش‌وبش می‌کنه؟‬

240
00:15:10,120 --> 00:15:12,360
‫می‌خوای برم یه گوشمالی حسابی بهش بدم؟‬

241
00:15:12,400 --> 00:15:14,200
‫مثلاً پیشنهاد مفیدی بود؟‬

242
00:15:31,200 --> 00:15:33,720
‫امیدوار بودم ببینمت.‬

243
00:15:33,920 --> 00:15:34,720
‫منم همین‌طور.‬

244
00:15:36,920 --> 00:15:39,280
‫می‌خواستم برات توضیح بدم.‬

245
00:15:42,520 --> 00:15:43,640
‫اِم…‬

246
00:15:50,040 --> 00:15:52,040
‫با اجازه‌تون.‬

247
00:15:55,680 --> 00:15:57,320
‫اصلاً حیا سرش نمیشه که این‌طوری‬

248
00:15:57,360 --> 00:16:00,440
‫با آغوش باز به جمع خانواده راهش میده؟‬

249
00:16:00,640 --> 00:16:03,760
‫دوشیزه هولی. آقا جوس.‬

250
00:16:03,800 --> 00:16:05,920
‫چند نفری هستن که‬
‫دوست دارن باها‌تون آشنا بشن.‬

251
00:16:07,360 --> 00:16:08,360
‫میشه بریم، پاپا؟‬

252
00:16:09,920 --> 00:16:11,200
‫آره.‬

253
00:16:29,600 --> 00:16:31,520
‫نمی‌دونم چرا با این کار موافقت کردم.‬

254
00:16:31,600 --> 00:16:34,310
‫خب، امیدوارم به‌خاطر بچه‌ها بوده باشه.‬

255
00:16:34,360 --> 00:16:37,040
‫اون‌ها نباید تاوان‬
‫اشتباهات دیگران رو پس بدن.‬

256
00:16:38,000 --> 00:16:39,150
‫کدوم اشتباهات؟‬

257
00:16:39,200 --> 00:16:41,600
‫اشتباهات من، که اون همه سال پیش‬
‫سر به زیر شدم و اطاعت کردم؟‬

258
00:16:42,200 --> 00:16:44,080
‫من مسیری رو برات چیده بودم.‬

259
00:16:45,280 --> 00:16:46,430
‫شاید کارم اشتباه بود،‬

260
00:16:46,480 --> 00:16:48,720
‫اما بهت افتخار می‌کردم که اون‌طور‬
‫سرسختانه پای کار ایستادی.‬

261
00:16:50,680 --> 00:16:52,440
‫طوری تربیت شده بودم که باور داشتم‬

262
00:16:52,480 --> 00:16:53,440
‫اون چیزها اهمیت دارن.‬

263
00:16:53,480 --> 00:16:55,880
‫چیزی که برای من مهمه اینه که‬

264
00:16:55,920 --> 00:16:59,280
‫بالاخره شجاعتِ پایبندی‬
‫به باورهام رو پیدا کردم.‬

265
00:17:01,120 --> 00:17:02,320
‫منو ببخش…‬

266
00:17:04,600 --> 00:17:06,080
‫که این‌قدر کور بودم.‬

267
00:17:12,040 --> 00:17:14,440
‫ایشون مادربزرگ آن هستن،‬

268
00:17:14,480 --> 00:17:15,720
‫بزرگِ خاندان ما.‬

269
00:17:17,320 --> 00:17:18,470
‫اسمتون چیه؟‬

270
00:17:18,520 --> 00:17:19,950
‫من هولی هستم.‬

271
00:17:20,000 --> 00:17:21,230
‫من جولیونم،‬

272
00:17:21,280 --> 00:17:22,510
‫ولی همه بهم میگن جوس.‬

273
00:17:22,560 --> 00:17:25,230
‫و می‌دونی یه فورسایت چه جور آدمیه؟‬

274
00:17:25,280 --> 00:17:28,670
‫فورسایت کسیه که‬
‫هرگز چون‌وچرا نمی‌کنه،‬

275
00:17:28,720 --> 00:17:29,920
‫هرگز ساز مخالف نمی‌زنه،‬

276
00:17:29,960 --> 00:17:32,520
‫و هرگز، تحت هیچ شرایطی،‬
‫از انجام وظیفه‌اش کوتاهی نمی‌کنه.‬

277
00:17:33,760 --> 00:17:35,120
‫خوب یادت مونده.‬

278
00:17:38,240 --> 00:17:39,720
‫بریم بیرون؟‬

279
00:17:39,760 --> 00:17:41,440
‫فکر کنم مسابقه الان‌هاست که شروع بشه.‬

280
00:17:44,600 --> 00:17:47,110
‫مهارت فوق‌العاده‌ای از سومز فورسایت.‬

281
00:17:47,160 --> 00:17:48,990
‫به نظر می‌رسه از پسِ‬
‫آرتور ویکری برمیاد.‬

282
00:17:49,040 --> 00:17:51,430
‫ضربه می‌زنه و گل!‬

283
00:17:51,480 --> 00:17:54,110
‫یک بر صفر.‬

284
00:17:54,160 --> 00:17:56,200
‫کاپیتان قطعاً از این گل حسابی لذت برد.‬

285
00:17:56,880 --> 00:18:00,280
‫لبخند رو به لب‌های‬
‫هوادارانش آورده.‬

286
00:18:01,200 --> 00:18:02,990
‫اون‌ها جلو افتادن.‬

287
00:18:03,040 --> 00:18:06,080
‫هنوز در وقت اول‬
‫از چهار وقت بازی هستیم.‬

288
00:18:06,640 --> 00:18:07,910
‫از پرتاب اوت،‬

289
00:18:07,960 --> 00:18:09,190
‫توپ در اختیار ویکری قرار می‌گیره.‬

290
00:18:09,240 --> 00:18:11,670
‫آرتور ویکری دلِ خط دفاعی‬
‫حریف رو می‌شکافه،‬

291
00:18:11,720 --> 00:18:13,830
‫و گل می‌زنه!‬

292
00:18:13,880 --> 00:18:16,840
‫پاسخی کوبنده و سریع‬
‫از کاپیتان تیم ویکری.‬

293
00:18:17,480 --> 00:18:18,950
‫نتیجه دوباره مساوی میشه‬

294
00:18:19,000 --> 00:18:21,320
‫و همه‌چیز به جریان بازی بستگی داره.‬

295
00:18:22,160 --> 00:18:23,680
‫به نیمه‌ی بازی نزدیک می‌شیم،‬

296
00:18:23,720 --> 00:18:27,120
‫و هیچ‌کدوم از دو طرف ذره‌ای کوتاه نمیان.‬

297
00:18:27,320 --> 00:18:29,830
‫این هم یه هت‌تریک‬
‫برای سومز فورسایت،‬

298
00:18:29,880 --> 00:18:31,360
‫و تیمش با اختلاف دو گل جلو میفته.‬

299
00:18:32,800 --> 00:18:34,310
‫آرتور ویکری دوباره گل می‌زنه.‬

300
00:18:34,360 --> 00:18:35,520
‫فوق‌العاده‌ست.‬

301
00:18:35,560 --> 00:18:37,990
‫با این گل، دو تیم‬
‫شانه به شانه‌ی هم پیش میرن،‬

302
00:18:38,040 --> 00:18:39,030
‫اون هم در حساس‌ترین لحظه.‬

303
00:18:39,080 --> 00:18:40,640
‫کمتر از یک دقیقه به پایان‬

304
00:18:40,680 --> 00:18:42,760
‫وقت چهارم و پایانی بازی باقی مونده.‬

305
00:18:48,840 --> 00:18:49,920
‫فقط چند ثانیه وقت مونده.‬

306
00:18:52,760 --> 00:18:54,510
‫وای خدای من!‬

307
00:18:54,560 --> 00:18:57,920
‫«فورسایت و شرکا» دوباره برنده میشه. آفرین!‬

308
00:19:09,160 --> 00:19:11,480
‫- عالی بازی کردی، پسرم.‬
‫- آفرین، عزیزم.‬

309
00:19:11,520 --> 00:19:14,320
‫خب، قطعاً جای اون‬
‫تازه‌به‌دوران‌رسیده‌ها رو بهشون نشون دادیم.‬

310
00:19:16,280 --> 00:19:18,910
‫خب،‬
‫تکلیف جانشینیِ اون‌ها که روشن شد.‬

311
00:19:18,960 --> 00:19:20,510
‫برعکس بعضی‌ها.‬

312
00:19:20,560 --> 00:19:22,710
‫نمی‌دونم به‌خاطر چی این‌قدر‬
‫به خودشون می‌نازن.‬

313
00:19:22,760 --> 00:19:24,600
‫ما هم وارث تاج‌وتخت خودمون رو داریم.‬

314
00:19:26,320 --> 00:19:28,160
‫اینم از خودش.‬

315
00:19:32,360 --> 00:19:35,430
‫ولیعهد تاج‌دار، پوبلیوس‬
‫والریوس دارتی فورسایت.‬

316
00:19:35,480 --> 00:19:38,070
‫عمراً اگه بذارم هیچ‌کدوم از اون توله‌ها‬

317
00:19:38,120 --> 00:19:39,630
‫نام فورسایت رو یدک بکشن.‬

318
00:19:39,680 --> 00:19:41,000
‫عزیزم، واقعاً لازمه این حرف‌ها رو بزنی؟‬

319
00:19:43,240 --> 00:19:44,680
‫کجا می‌تونیم صحبت کنیم؟‬

320
00:19:44,720 --> 00:19:46,080
‫توی پارک؟ دفتر من؟‬

321
00:19:46,120 --> 00:19:49,240
‫هیچ‌جا. این ماجرا باید تموم بشه.‬

322
00:19:53,000 --> 00:19:54,760
‫خب، اِم، نمایش دکتر‬

323
00:19:54,800 --> 00:19:56,560
‫جکیل و مستر هاید چطوره؟‬

324
00:19:56,640 --> 00:19:57,760
‫چی؟‬

325
00:19:58,400 --> 00:20:00,120
‫توی تئاتر لایسیوم؟‬

326
00:20:00,200 --> 00:20:02,110
‫خب، می‌تونیم همین هفته بریم‬
‫و بعدش هم شام بخوریم.‬

327
00:20:02,160 --> 00:20:03,760
‫امکانش نیست.‬

328
00:20:03,800 --> 00:20:06,190
‫صبح‌های زود شروع به کار‬
‫می‌کنم و روزهای طولانی دارم.‬

329
00:20:06,240 --> 00:20:09,520
‫پس کِی می‌بینمت؟‬

330
00:20:09,880 --> 00:20:10,600
‫به‌زودی.‬

331
00:20:24,200 --> 00:20:26,550
‫نمی‌فهمم.‬

332
00:20:26,600 --> 00:20:27,870
‫دیگه هیچ‌وقت با هم نمی‌خندیم.‬

333
00:20:27,920 --> 00:20:29,880
‫انگار دیگه هیچ‬
‫حوصله‌ای واسه من نداره.‬

334
00:20:31,480 --> 00:20:33,110
‫خب، شاید بهتره من باهاش صحبت کنم.‬

335
00:20:33,160 --> 00:20:34,830
‫نکن. اون وقت فکر می‌کنه‬

336
00:20:34,880 --> 00:20:36,760
‫من تو رو فرستادم سراغش.‬

337
00:20:37,080 --> 00:20:38,750
‫خب، من حق دارم‬
‫بدونم قصد و نیتش چیه.‬

338
00:20:38,800 --> 00:20:39,840
‫من پدرتم.‬

339
00:20:45,640 --> 00:20:48,040
‫قول میدی دیگه هیچ‌وقت تنها‌مون نذاری؟‬

340
00:20:50,000 --> 00:20:51,640
‫به‌خاطر تو،‬

341
00:20:51,680 --> 00:20:53,320
‫همیشه اینجا می‌مونم.‬

342
00:21:13,840 --> 00:21:15,160
‫به نظرم بهتره برگردیم.‬

343
00:21:29,280 --> 00:21:32,310
‫عزیزم، بریم؟‬

344
00:21:32,360 --> 00:21:34,320
‫اگه تو بخوای.‬

345
00:21:34,360 --> 00:21:35,950
‫اوه، چقدر دل آدم شاد میشه وقتی می‌بینه‬

346
00:21:36,000 --> 00:21:37,430
‫همسری این‌قدر مشتاقِ جلب رضایت شوهرشه.‬

347
00:21:37,480 --> 00:21:39,400
‫آه، خب، مگه نقش ما همین نیست؛‬

348
00:21:39,520 --> 00:21:42,280
‫اینکه کاملاً مطیع و فرمان‌بردارِ‬
‫خواسته‌های شوهرمون باشیم؟‬

349
00:21:48,040 --> 00:21:49,830
‫عجب روز نحسی بود!‬

350
00:21:49,880 --> 00:21:52,600
‫جو که اون توله‌ی چشم‌سفیدش رو ‬
‫به نمایش گذاشته بود.‬

351
00:21:53,320 --> 00:21:56,390
‫اون ویکریِ احمق هم نیشش رو باز کرده بود‬
‫و پز توله‌اش رو می‌داد،‬

352
00:21:56,440 --> 00:21:58,470
‫تا بچه‌دار نشدنِ سومز رو‬
‫به رخمون بکشه.‬

353
00:21:58,520 --> 00:21:59,470
‫و تازه اصل مطلب اینجاست؛‬

354
00:21:59,520 --> 00:22:02,390
‫اگه آیرین همین الان اعلام کنه‬
‫که بارداره،‬

355
00:22:02,440 --> 00:22:04,590
‫اصلاً از کجا معلوم که بچه‌ی یه فورسایت باشه؟‬

356
00:22:04,640 --> 00:22:07,110
‫اوه، خب، فکر کنم…‬

357
00:22:07,160 --> 00:22:08,310
‫به گمونم از اون بابت‬

358
00:22:08,360 --> 00:22:09,910
‫جای هیچ نگرانی‌ای نیست.‬

359
00:22:09,960 --> 00:22:12,440
‫فکر نمی‌کنی کارش با اون معمار‬
‫به اونجاها کشیده باشه؟‬

360
00:22:13,520 --> 00:22:14,640
‫منظورم اینه که…‬

361
00:22:15,880 --> 00:22:18,840
‫فکر نکنم از هیچ‌کس‬

362
00:22:18,920 --> 00:22:20,240
‫بچه بخواد‬

363
00:22:20,280 --> 00:22:22,630
‫و داره اقداماتی هم می‌کنه تا مطمئن بشه باردار نمیشه.‬

364
00:22:22,680 --> 00:22:24,120
‫مطمئن بشه؟‬

365
00:22:24,160 --> 00:22:26,000
‫منظورت دیگه از این حرف چیه؟‬

366
00:22:30,400 --> 00:22:31,510
‫امروز بهم خوش گذشت.‬

367
00:22:31,560 --> 00:22:32,840
‫میشه دوباره این کار رو بکنیم؟‬

368
00:22:33,680 --> 00:22:35,000
‫واقعاً دلت می‌خواد؟‬

369
00:22:35,040 --> 00:22:36,920
‫دوست دارم این آدم‌های شیک‌وپیک رو ببینم.‬

370
00:22:36,960 --> 00:22:38,750
‫تازه جون هم باها‌مون مهربون بود.‬

371
00:22:38,800 --> 00:22:40,320
‫همین‌طور اون خانم دیگه.‬

372
00:22:41,440 --> 00:22:42,720
‫کدوم خانم دیگه؟‬

373
00:22:44,160 --> 00:22:45,760
‫همون که، چیزِ توئه…‬

374
00:22:48,000 --> 00:22:49,640
‫همسر قبلی‌ات.‬

375
00:22:53,720 --> 00:22:56,230
‫وقتی خودش بخواد،‬

376
00:22:56,280 --> 00:22:58,040
‫مهربونیِ خاصی تو وجودش هست.‬

377
00:22:58,600 --> 00:23:00,200
‫دوستش داشتی؟‬

378
00:23:00,520 --> 00:23:01,520
‫آره.‬

379
00:23:01,960 --> 00:23:03,880
‫همون‌قدر که مامان رو دوست داشتی؟‬

380
00:23:04,400 --> 00:23:06,360
‫جنسِ اون دوست داشتن فرق می‌کرد.‬

381
00:23:07,040 --> 00:23:09,480
‫مامان‌تون نیمه‌ی گمشده‌ی من بود.‬

382
00:23:09,840 --> 00:23:11,110
‫وقتی برای اولین بار از دستش دادم،‬

383
00:23:11,160 --> 00:23:12,710
‫فکر می‌کردم دیگه هیچ‌وقت از هیچ‌چیزی‬

384
00:23:12,760 --> 00:23:13,870
‫توی زندگی لذت نمی‌برم.‬

385
00:23:13,920 --> 00:23:15,720
‫ولی بعدش لذت بردی؟‬

386
00:23:15,760 --> 00:23:17,440
‫کم‌کم، ذره‌ذره.‬

387
00:23:17,600 --> 00:23:20,200
‫هر روز، غم و غصه‌ام‬
‫یه کم کمتر شد و…‬

388
00:23:22,240 --> 00:23:23,680
‫حالا هم باید به همدیگه کمک کنیم‬

389
00:23:23,720 --> 00:23:25,160
‫تا همین مسیر رو طی کنیم،‬

390
00:23:25,800 --> 00:23:28,800
‫چون هیچ‌کس توی دنیا به اندازه‌ی اون‬
‫برام عزیز و باارزش نبود…‬

391
00:23:29,960 --> 00:23:31,520
‫به‌جز…‬

392
00:23:34,560 --> 00:23:35,600
‫شماها.‬

393
00:23:40,520 --> 00:23:42,040
‫باید بهش گفته بشه.‬

394
00:23:43,000 --> 00:23:45,080
‫متاسفانه همین‌طوره.‬

395
00:23:45,360 --> 00:23:47,640
‫و من به عنوان مادرش،‬
‫می‌تونم ملایم موضوع رو بهش بگم.‬

396
00:23:47,680 --> 00:23:49,440
‫نه.‬

397
00:23:49,480 --> 00:23:50,600
‫نه؟‬

398
00:23:50,760 --> 00:23:53,200
‫این کار باید مردونه انجام بشه…‬

399
00:23:56,000 --> 00:23:57,560
‫بین پدر و پسر.‬

400
00:23:57,960 --> 00:24:02,240
‫- ولی آخه…‬
‫- نباید ضربه‌ی این خبر رو ملایم کرد.‬

401
00:24:02,560 --> 00:24:05,840
‫باید تمام سنگینیِ نامردیِ‬
‫اون زن رو با پوست و گوشتش حس کنه.‬

402
00:24:15,400 --> 00:24:17,720
‫به نظرت آدم به این سن‌وسال می‌تونه عوض بشه؟‬

403
00:24:18,120 --> 00:24:19,470
‫مثلاً چطوری؟‬

404
00:24:19,520 --> 00:24:22,080
‫اینکه بالاخره شجاعتِ پایبندی‬
‫به باورهاش رو پیدا کنه.‬

405
00:24:22,600 --> 00:24:24,000
‫امیدوارم منو ببخشی،‬

406
00:24:24,040 --> 00:24:26,880
‫اما از اونجایی که اینجا یه مکان عمومیه…‬

407
00:24:27,720 --> 00:24:29,360
‫شاید یه کم عجیب به نظر برسه‬

408
00:24:29,400 --> 00:24:30,840
‫اگه جلوی پات زانو بزنم.‬

409
00:24:31,080 --> 00:24:32,760
‫چرا باید زانو بزنی؟‬

410
00:24:33,000 --> 00:24:35,640
‫برای انجام دادن کاری که باید‬
‫همون سال‌ها پیش انجام می‌دادم.‬

411
00:24:39,760 --> 00:24:41,440
‫اینکه ازت بخوام با من ازدواج کنی.‬

412
00:24:46,480 --> 00:24:48,640
‫مطمئنی این همون چیزیه که می‌خوای؟‬

413
00:24:49,320 --> 00:24:52,560
‫تو زندگیم هیچ‌وقت راجع‌به هیچ‌چیزی‬
‫تا این حد مطمئن نبودم.‬

414
00:25:18,000 --> 00:25:19,110
‫چه خبر شده؟‬

415
00:25:19,160 --> 00:25:21,720
‫پسرم، موضوعی هست که‬
‫باید بهت بگم…‬

416
00:25:23,560 --> 00:25:25,520
‫در مورد همسرت.‬

417
00:25:38,040 --> 00:25:48,040
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

418
00:26:00,560 --> 00:26:04,080
‫به نظرت اگه من ازش بخوام،‬
‫برمی‌گرده؟‬

419
00:26:04,480 --> 00:26:05,760
‫فیلیپ؟‬

420
00:26:06,360 --> 00:26:07,520
‫پاپا.‬

421
00:26:10,360 --> 00:26:12,480
‫تو دلت می‌خواد که برگرده؟‬

422
00:26:12,600 --> 00:26:14,000
‫مگه تو دلت نمی‌خواد؟‬

423
00:26:18,640 --> 00:26:23,200
‫فعلاً، دلم می‌خواد اصلاً‬
‫مجبور نباشم به هیچی فکر کنم.‬

424
00:26:24,520 --> 00:26:27,240
‫آره. میشه همین کار رو بکنیم؟‬

425
00:26:30,360 --> 00:26:33,320
‫میشه فقط آروم همین‌جا بشینم؟‬

426
00:26:37,120 --> 00:26:39,000
‫و موهام رو شونه کنی؟‬

427
00:27:12,720 --> 00:27:15,040
‫ازت ممنونم، پاپا.‬

428
00:27:15,080 --> 00:27:17,720
‫توی تحقیقاتت‬
‫سنگ تموم گذاشتی.‬

429
00:27:17,800 --> 00:27:19,870
‫فقط متاسفم که‬
‫کار به اینجا کشید.‬

430
00:27:19,920 --> 00:27:20,720
‫می‌خوای چی‌کار کنی؟‬

431
00:27:20,760 --> 00:27:21,760
‫مگه باید چی‌کار کنم؟‬

432
00:27:21,960 --> 00:27:24,600
‫مطلقاً هیچ دلیلی ندارم که‬
‫به همسرم شک کنم.‬

433
00:27:25,600 --> 00:27:27,350
‫با خانم هرون مکاتبه کردم.‬

434
00:27:27,400 --> 00:27:29,360
‫ایشون سفرشون به برایتون رو جهت‬

435
00:27:29,400 --> 00:27:30,760
‫تغییر آب‌وهوا تایید کردن‬

436
00:27:31,080 --> 00:27:32,480
‫و اینکه از هم‌صحبتی با هم لذت بردن.‬

437
00:27:32,560 --> 00:27:33,830
‫ولی قطعاً…‬

438
00:27:33,880 --> 00:27:35,560
‫و اما در مورد چیزی که فکر کردی‬
‫توی باغ دیدی…‬

439
00:27:35,600 --> 00:27:36,600
‫چیزی که با چشم‌های خودم دیدم!‬

440
00:27:36,640 --> 00:27:38,480
‫خودِ من از آیرین خواستم‬

441
00:27:38,520 --> 00:27:39,800
‫که با بوسینی صحبت کنه‬

442
00:27:40,120 --> 00:27:42,440
‫و سعی کنه راضیش کنه‬

443
00:27:42,480 --> 00:27:43,640
‫ساخت‌وساز رو سریع‌تر پیش ببره.‬

444
00:27:43,680 --> 00:27:45,270
‫خب، قطعاً داشت یه چیزی رو‬
‫سریع‌تر پیش می‌برد!‬

445
00:27:45,320 --> 00:27:47,000
‫بیا با هم روراست باشیم، پاپا.‬

446
00:27:48,240 --> 00:27:49,880
‫تو هیچ‌وقت ازش خوشت نمی‌اومد.‬

447
00:27:50,960 --> 00:27:53,000
‫فکر می‌کنی لایق ما نیست.‬

448
00:27:53,040 --> 00:27:53,840
‫همین فکر رو هم می‌کنم.‬

449
00:27:55,040 --> 00:27:56,040
‫اعتراف می‌کنم.‬

450
00:27:57,360 --> 00:28:00,960
‫و همین موضوع روی برداشتت‬
‫از همه‌چیز سایه میندازه.‬

451
00:28:02,240 --> 00:28:03,400
‫هوم؟‬

452
00:28:06,680 --> 00:28:09,350
‫پس، صمیمانه بابت نگرانی‌ات‬

453
00:28:09,400 --> 00:28:10,600
‫ازت تشکر می‌کنم…‬

454
00:28:12,000 --> 00:28:14,000
‫اما به من اعتماد کن،‬
‫هیچ خبر خاصی اینجا نیست.‬

455
00:28:14,840 --> 00:28:16,240
‫مطلقاً هیچ خبری.‬

456
00:28:38,240 --> 00:28:40,040
‫خب عزیزم، این «خانه‌ی امید»‬

457
00:28:40,080 --> 00:28:42,200
‫بدون حضور تو هرگز افتتاح نمی‌شد.‬

458
00:28:43,280 --> 00:28:44,960
‫اوه، من سهم ناچیزی داشتم؛‬

459
00:28:45,000 --> 00:28:46,390
‫یه کمک مالی اولیه،‬

460
00:28:46,440 --> 00:28:48,670
‫و چند تا دورهمیِ خیریه برای جمع‌آوری کمک.‬

461
00:28:48,720 --> 00:28:51,280
‫و سرگرمی مفیدی هم برات بوده.‬

462
00:28:51,320 --> 00:28:52,830
‫همین‌طوره.‬

463
00:28:52,880 --> 00:28:54,470
‫و از اون جهت تحسین‌برانگیزتره‬

464
00:28:54,520 --> 00:28:57,110
‫که خودِ این هدف خیرخواهانه،‬
‫موضوعی نیست‬

465
00:28:57,160 --> 00:28:59,480
‫که قلباً علاقه‌ی خاصی‬
‫بهش داشته باشی.‬

466
00:29:00,640 --> 00:29:02,840
‫حتی میشه گفت‬

467
00:29:02,880 --> 00:29:04,920
‫دقیقاً برعکسه.‬

468
00:29:06,240 --> 00:29:07,880
‫شاید یه زمانی همین‌طور بود.‬

469
00:29:09,320 --> 00:29:13,040
‫اما با این حال،‬
‫دیدگاه آدم می‌تونه تغییر کنه،‬

470
00:29:13,080 --> 00:29:15,030
‫وقتی درک بهتری پیدا می‌کنه‬

471
00:29:15,080 --> 00:29:17,440
‫از اینکه زندگی برای این زن‌ها‬
‫واقعاً چطور می‌گذره.‬

472
00:29:17,640 --> 00:29:19,960
‫و برای بچه‌هاشون.‬

473
00:29:24,200 --> 00:29:25,960
‫آدم دلش براشون می‌سوزه…‬

474
00:29:27,800 --> 00:29:30,000
‫و دلش می‌خواد یه فرصت‬
‫دوباره بهشون بده.‬

475
00:29:34,600 --> 00:29:36,520
‫دفعه‌ی بعدی کِی نامادری‌ات رو می‌بینی؟‬

476
00:29:38,040 --> 00:29:40,680
‫اِم، فعلاً تا یه مدت نمی‌بینمش.‬

477
00:29:40,720 --> 00:29:43,760
‫هوم. فکر کنم دفعه‌ی بعد منم باهات بیام.‬

478
00:29:45,320 --> 00:29:46,830
‫البته اگه بتونی براش وقت بذاری.‬

479
00:29:46,880 --> 00:29:48,600
‫براش وقت خالی می‌کنم.‬

480
00:29:49,760 --> 00:29:51,400
‫واقعاً حس می‌کنم‬
‫به اندازه‌ی کافی صبر کردیم.‬

481
00:29:52,040 --> 00:29:53,920
‫برای چی؟‬

482
00:29:55,080 --> 00:29:56,840
‫برای نعمتی که‬

483
00:29:56,880 --> 00:29:59,120
‫تا الان ازمون دریغ شده.‬

484
00:30:00,320 --> 00:30:02,000
‫فرزندمون.‬

485
00:30:02,040 --> 00:30:02,960
‫اوه.‬

486
00:30:03,560 --> 00:30:06,360
‫بذار ببینیم می‌تونیم‬
‫این موضوع رو سر و سامون بدیم یا نه.‬

487
00:30:15,640 --> 00:30:18,440
‫می‌ترسم روزهای حضورم در شرکت فورسایت‬
‫به شماره افتاده باشه.‬

488
00:30:18,880 --> 00:30:20,270
‫منظورت چیه؟‬

489
00:30:20,320 --> 00:30:22,270
‫سومز قراره به‌زودی‬
‫بر تخت ریاست تکیه بزنه.‬

490
00:30:22,320 --> 00:30:23,550
‫خب که چی؟‬

491
00:30:23,600 --> 00:30:25,590
‫اولین کاری که می‌کنه چیه؟‬

492
00:30:25,640 --> 00:30:28,670
‫هر کسی رو که به نظرش مزاحم و دردسرساز بیاد،‬
‫کنار می‌ذاره.‬

493
00:30:28,720 --> 00:30:30,240
‫ماجرای فرآیند سیانور.‬

494
00:30:30,800 --> 00:30:33,510
‫یک بار مطرحش کردم‬
‫و اون ترجیح داد نادیده‌ام بگیره.‬

495
00:30:33,560 --> 00:30:34,920
‫به نظرت باید بی‌خیالش بشم؟‬

496
00:30:36,160 --> 00:30:38,920
‫تو یه بچه، یه خونه‬

497
00:30:38,960 --> 00:30:41,040
‫و یه خانواده داری که باید خرجشون رو بدی.‬

498
00:30:41,080 --> 00:30:44,240
‫و پیش خودت فکر می‌کنی‬

499
00:30:44,280 --> 00:30:46,480
‫باید معیشت‌مون رو در اولویت بذارم.‬

500
00:30:46,520 --> 00:30:48,040
‫مگه خودت این فکر رو نمی‌کنی؟‬

501
00:30:48,080 --> 00:30:49,800
‫معلومه که می‌کنم.‬

502
00:30:51,080 --> 00:30:52,800
‫و با این حال…‬

503
00:31:09,360 --> 00:31:10,600
‫جون!‬

504
00:31:14,120 --> 00:31:16,200
‫می‌خوام حقیقت رو بهم بگی.‬

505
00:31:18,040 --> 00:31:18,950
‫درباره‌ی چی؟‬

506
00:31:19,000 --> 00:31:20,040
‫فیل.‬

507
00:31:21,880 --> 00:31:24,000
‫فکر می‌کنی هنوز دوستم داره؟‬

508
00:31:25,960 --> 00:31:28,400
‫چرا… چرا بهش شک داری؟‬

509
00:31:29,520 --> 00:31:31,040
‫چطور می‌تونم شک نداشته باشم؟‬

510
00:31:33,160 --> 00:31:34,680
‫میشه بری پیشش،‬

511
00:31:35,000 --> 00:31:36,670
‫و بهش بگی می‌خوام‬
‫دوباره مثل قبل بشه؟‬

512
00:31:36,720 --> 00:31:37,670
‫جون، من…‬

513
00:31:37,720 --> 00:31:41,000
‫اون تحسینت می‌کنه، برات احترام قائله.‬

514
00:31:41,040 --> 00:31:42,480
‫هر چی تو بگی گوش می‌کنه.‬

515
00:31:44,320 --> 00:31:46,240
‫- اگه من برات مهمم…‬
‫- معلومه که مهمی.‬

516
00:31:46,280 --> 00:31:48,200
‫پس این کار رو به‌خاطر من بکن.‬

517
00:31:48,800 --> 00:31:50,400
‫خواهش می‌کنم.‬

518
00:31:59,040 --> 00:32:00,310
‫آقای فورسایت، می‌خواستم ببینم،‬

519
00:32:00,360 --> 00:32:02,630
‫میشه گفت‌وگومون رو درباره‌ی‬
‫«طلای رَند فرانتیر» از سر بگیریم؟‬

520
00:32:02,680 --> 00:32:04,030
‫- ببخشید،‬
‫- میشه بعداً به این موضوع بپردازیم؟‬

521
00:32:04,080 --> 00:32:05,480
‫کارهایی دارم که باید بهشون برسم.‬

522
00:32:09,280 --> 00:32:11,200
‫سهام «رَند فرانتیر» ده واحد بالا رفت.‬

523
00:32:11,240 --> 00:32:12,320
‫دقیقاً طبق پیش‌بینی.‬

524
00:32:19,480 --> 00:32:20,720
‫آقای کول.‬

525
00:32:26,120 --> 00:32:28,670
‫آقای فورسایت، آخرین باری که درباره‌ی‬

526
00:32:28,720 --> 00:32:30,710
‫«طلای رَند فرانتیر» صحبت کردیم،‬

527
00:32:30,760 --> 00:32:35,680
‫شما صراحتاً گفتین که مایلید از هرگونه‬
‫بحث راجع‌به سیانور‬

528
00:32:35,960 --> 00:32:37,480
‫و عواقبش خودداری کنید.‬

529
00:32:37,800 --> 00:32:39,240
‫درسته.‬

530
00:32:39,320 --> 00:32:41,120
‫آیا همسرتون هم هم‌عقیده با شماست؟‬

531
00:32:42,120 --> 00:32:44,390
‫همسرم؟ این موضوع چه ربطی به اون داره؟‬

532
00:32:44,440 --> 00:32:46,280
‫فقط از این بابت که…‬

533
00:32:46,320 --> 00:32:47,840
‫ایشون خودشون قربانیِ‬

534
00:32:48,000 --> 00:32:49,590
‫خسارت‌های واقعی‌ای بودن که در اثر‬

535
00:32:49,640 --> 00:32:51,320
‫تصمیمات گرفته‌شده در همین‌جا به بار اومد.‬

536
00:32:51,360 --> 00:32:52,440
‫منظورت دیگه از این حرف چیه؟‬

537
00:32:52,480 --> 00:32:54,360
‫سهام «معدن دورهام».‬

538
00:32:54,800 --> 00:32:56,110
‫این دو تا اصلاً قابل مقایسه با هم نیستن.‬

539
00:32:56,160 --> 00:32:58,870
‫جز اینکه مردم آسیب دیدن،‬

540
00:32:58,920 --> 00:33:01,150
‫در نتیجه‌ی تصمیماتی که‬
‫توی همین اتاق گرفته شد.‬

541
00:33:01,200 --> 00:33:02,470
‫و من معتقدم همسرتون…‬

542
00:33:02,520 --> 00:33:05,070
‫- قرار نیست راجع‌به همسر من…‬
‫- قلب رئوف و مهربونی داره،‬

543
00:33:05,120 --> 00:33:06,430
‫و راضی نمیشن شما‬
‫شریک جرم کاری بشین‬

544
00:33:06,480 --> 00:33:08,840
‫که هیچ افتخاری برای شما‬
‫و شرکت به همراه نداره.‬

545
00:33:11,080 --> 00:33:13,360
‫میشه بهت یادآوری کنم‬
‫داری با کی صحبت می‌کنی؟‬

546
00:33:14,360 --> 00:33:18,110
‫نه با جو، رفیقِ شب‌نشینی‌های دانشگاهت،‬

547
00:33:18,160 --> 00:33:20,320
‫بلکه با کسی که می‌فهمه‬

548
00:33:20,360 --> 00:33:22,070
‫تنها هدفِ این شرکت…‬

549
00:33:22,120 --> 00:33:24,320
‫سودرسانیه.‬

550
00:33:24,680 --> 00:33:28,920
‫بله، خوب می‌بینم که دارم با کی صحبت می‌کنم.‬

551
00:33:51,960 --> 00:33:53,400
‫اومدی.‬

552
00:33:53,560 --> 00:33:55,230
‫می‌دونستم میای. تو هم حسش می‌کنی.‬

553
00:33:55,280 --> 00:33:56,710
‫اومدم ازت بخوام‬
‫هر چیزی رو که بین ما گذشته‬

554
00:33:56,760 --> 00:33:58,070
‫فراموش کنی.‬

555
00:33:58,120 --> 00:34:01,440
‫برگرد پیش جون و عشق و توجهی رو که‬
‫لیاقتش رو داره بهش نشون بده.‬

556
00:34:04,360 --> 00:34:05,990
‫از اونجایی که تو ازم خواستی،‬

557
00:34:06,040 --> 00:34:08,950
‫عشق و توجهم رو بهش نشون میدم؛‬

558
00:34:09,000 --> 00:34:10,590
‫با آزاد کردنش‬
‫از قیدوبند این نامزدی،‬

559
00:34:10,640 --> 00:34:12,470
‫چون وجداناً نمی‌تونم ادامه‌اش بدم.‬

560
00:34:12,520 --> 00:34:13,640
‫این حرف رو نزن.‬

561
00:34:13,800 --> 00:34:15,160
‫جون…‬

562
00:34:16,320 --> 00:34:17,600
‫دوست‌داشتنیه…‬

563
00:34:18,880 --> 00:34:20,360
‫اما لوس و نازپرورده‌ست،‬

564
00:34:20,560 --> 00:34:22,000
‫و حتی خودش هم این رو نمی‌دونه.‬

565
00:34:22,040 --> 00:34:24,000
‫من و اون وصله‌ی تن هم نیستیم،‬

566
00:34:24,080 --> 00:34:25,440
‫و حالا این رو می‌دونم،‬

567
00:34:25,480 --> 00:34:27,280
‫چون من و تو…‬

568
00:34:29,960 --> 00:34:31,120
‫تحسینت می‌کنم…‬

569
00:34:32,840 --> 00:34:34,920
‫و درکت می‌کنم،‬

570
00:34:35,280 --> 00:34:36,760
‫اما سومز درکت نمی‌کنه،‬

571
00:34:36,800 --> 00:34:38,200
‫یا اگه می‌کنه،‬

572
00:34:38,240 --> 00:34:40,080
‫ازش وحشت داره.‬

573
00:34:40,120 --> 00:34:42,960
‫اون می‌خواد تو رو به چیزی تبدیل کنه‬
‫که نیستی.‬

574
00:34:43,080 --> 00:34:45,000
‫و تو می‌خوای من چی باشم؟‬

575
00:34:45,040 --> 00:34:47,320
‫هر چی که خودت انتخاب کنی،‬

576
00:34:47,360 --> 00:34:48,680
‫جز مالِ اون.‬

577
00:34:50,320 --> 00:34:52,590
‫اگه روزی برسه که‬

578
00:34:52,640 --> 00:34:53,960
‫دیگه نتونم تحملش کنم…‬

579
00:34:54,440 --> 00:34:55,760
‫من همین‌جام.‬

580
00:34:57,200 --> 00:34:59,040
‫قسم می‌خورم.‬

581
00:34:59,640 --> 00:35:01,440
‫حاضرم برات بمیرم.‬

582
00:35:09,680 --> 00:35:11,080
‫قربانی؟‬

583
00:35:11,120 --> 00:35:12,230
‫خسارت؟‬

584
00:35:12,280 --> 00:35:15,830
‫احساساتی و چرند.‬

585
00:35:15,880 --> 00:35:18,080
‫خوب گوشات رو وا کن، پسرم.‬

586
00:35:18,600 --> 00:35:21,070
‫چیزی که تو رو شکست‌ناپذیر می‌کنه،‬

587
00:35:21,120 --> 00:35:24,230
‫و تو رو تبدیل می‌کنه به وارثِ برحقِ‬
‫این شرکت،‬

588
00:35:24,280 --> 00:35:27,160
‫تواناییِ تو در‬
‫دیدنِ ورای احساساته…‬

589
00:35:28,040 --> 00:35:30,160
‫اینکه با خونسردی و منطق تصمیم بگیری.‬

590
00:35:30,320 --> 00:35:33,560
‫اگه ازدواج با یه زنِ لاابالی و هنرمندمسلک‬
‫تو رو سست و نازک‌نارنجی کرده…‬

591
00:35:33,600 --> 00:35:34,830
‫حق نداری به همسرم توهین کنی.‬

592
00:35:34,880 --> 00:35:36,190
‫بهت توصیه می‌کنم‬

593
00:35:36,240 --> 00:35:38,360
‫افسار کار رو دستت بگیری…‬

594
00:35:39,440 --> 00:35:43,520
‫هم افسار خودت و هم افسار همسرت رو،‬

595
00:35:43,720 --> 00:35:46,200
‫که تو رو احمق فرض کرده.‬

596
00:35:46,720 --> 00:35:49,030
‫همسرم تحت کنترل منه.‬

597
00:35:49,080 --> 00:35:51,360
‫این کسب‌وکار هم تحت کنترل منه.‬

598
00:35:51,640 --> 00:35:53,680
‫- زندگیم…‬
‫- هوم؟‬

599
00:35:56,640 --> 00:35:57,640
‫آقای کول.‬

600
00:36:05,120 --> 00:36:07,120
‫می‌خوام برام یه قرارداد تنظیم کنید.‬

601
00:36:10,720 --> 00:36:13,400
‫راضی شد؟‬
‫تونستی سر عقل بیاریش؟‬

602
00:36:13,440 --> 00:36:17,190
‫اونجا… نبود.‬
‫اِم، براش یه یادداشت گذاشتم.‬

603
00:36:17,240 --> 00:36:19,360
‫منو ببخش،‬
‫سردردِ خیلی وحشتناکی گرفتم.‬

604
00:36:32,840 --> 00:36:34,920
‫امیدوارم ناراحت نشید.‬

605
00:36:36,040 --> 00:36:39,160
‫رفته بودم خرید. چند تا چیز دیدم‬
‫که فکر کردم شاید خوشتون بیاد.‬

606
00:36:41,520 --> 00:36:42,800
‫اجازه هست؟‬

607
00:36:52,200 --> 00:36:53,440
‫میشه بشینم؟‬

608
00:36:53,960 --> 00:36:55,200
‫بله، بفرمایید.‬

609
00:36:55,240 --> 00:36:56,760
‫ممنون.‬

610
00:37:05,600 --> 00:37:06,920
‫چی شده؟‬

611
00:37:06,960 --> 00:37:08,360
‫اونجا جای مامانه.‬

612
00:37:08,960 --> 00:37:10,400
‫اوه!‬

613
00:37:11,240 --> 00:37:13,280
‫لطفاً منو ببخشید. متوجه نشدم.‬

614
00:37:13,600 --> 00:37:17,160
‫فقط… هنوز هر لحظه منتظریم‬

615
00:37:17,200 --> 00:37:18,910
‫که از در بیاد تو.‬

616
00:37:18,960 --> 00:37:20,080
‫کاملاً درک می‌کنم.‬

617
00:37:20,120 --> 00:37:21,840
‫و اینجا همیشه جای اون باقی می‌مونه.‬

618
00:37:24,280 --> 00:37:26,470
‫جایی که هیچ‌کس نمی‌تونه پرش کنه.‬

619
00:37:26,520 --> 00:37:28,160
‫و هیچ‌کس هم نباید حتی تلاشش رو بکنه.‬

620
00:37:31,320 --> 00:37:33,550
‫اما شاید بشه‬

621
00:37:33,600 --> 00:37:35,720
‫به یه قول وفا کرد.‬

622
00:37:36,560 --> 00:37:37,910
‫قولی که به کی داده شده؟‬

623
00:37:37,960 --> 00:37:39,000
‫به لوئیزا.‬

624
00:37:40,840 --> 00:37:43,400
‫اینکه مراقبِ بچه‌های عزیزش‬

625
00:37:43,560 --> 00:37:45,240
‫و پدرشون باشم.‬

626
00:37:46,280 --> 00:37:47,830
‫اون ازت همچین درخواستی کرد؟‬

627
00:37:47,880 --> 00:37:49,440
‫بله.‬

628
00:37:50,440 --> 00:37:53,350
‫بهم اعتماد کرد تا مطمئن بشم‬
‫که از همه‌تون مراقبت میشه،‬

629
00:37:53,400 --> 00:37:56,760
‫به عنوان اعضای واقعیِ‬
‫خانواده‌ی فورسایت.‬

630
00:37:57,040 --> 00:37:58,560
‫این یعنی چی؟‬

631
00:37:58,680 --> 00:38:00,600
‫یعنی هر وقت آماده بودین،‬

632
00:38:00,640 --> 00:38:02,280
‫شاید دلتون بخواد سری بزنید…‬

633
00:38:03,280 --> 00:38:06,200
‫به جایی که پدرتون‬
‫زمانی بهش می‌گفت خونه.‬

634
00:38:19,720 --> 00:38:22,200
‫اون آدمی نیست که فکر می‌کردم؛‬

635
00:38:22,240 --> 00:38:23,240
‫فیل رو میگم.‬

636
00:38:25,600 --> 00:38:28,280
‫یا آدمی نیست که تو می‌خواستی باشه؟‬

637
00:38:32,120 --> 00:38:34,120
‫تو چی می‌خواستی؟‬

638
00:38:34,160 --> 00:38:35,080
‫یه آدم سرکش و یاغی؟‬

639
00:38:35,120 --> 00:38:36,470
‫آره.‬

640
00:38:36,520 --> 00:38:38,390
‫چون خودت دلت می‌خواست سرکش باشی؟‬

641
00:38:38,440 --> 00:38:39,550
‫مگه تو نمی‌خواستی؟‬

642
00:38:39,600 --> 00:38:42,680
‫پس دست گذاشتی روی آخرین نفری‬

643
00:38:42,720 --> 00:38:44,790
‫که مادرت مناسب می‌دونست.‬

644
00:38:44,840 --> 00:38:47,320
‫با این حال، رضایت داد.‬

645
00:38:47,400 --> 00:38:50,040
‫اون و پاپا حتی نذاشتن‬
‫مقابلشون سرکشی کنم.‬

646
00:38:51,720 --> 00:38:52,880
‫خب…‬

647
00:38:54,720 --> 00:38:56,480
‫حالا کارمون به کجا رسیده؟‬

648
00:38:56,920 --> 00:38:58,680
‫نمی‌دونم.‬

649
00:39:00,880 --> 00:39:02,160
‫فقط…‬

650
00:39:03,440 --> 00:39:06,400
‫کاش هر جای دیگه‌ای بودم جز اینجا.‬

651
00:39:06,760 --> 00:39:08,520
‫چی شده، عزیزم؟‬

652
00:39:09,240 --> 00:39:11,240
‫نمی‌دونم.‬

653
00:39:11,280 --> 00:39:12,680
‫شایدم هیچی.‬

654
00:39:13,120 --> 00:39:15,480
‫پس از چی می‌ترسی؟‬

655
00:39:18,040 --> 00:39:20,760
‫نمی‌ترسم. من…‬

656
00:39:22,640 --> 00:39:24,440
‫فکر کنم شاید می‌دونم…‬

657
00:39:26,720 --> 00:39:32,640
‫که فیل با آیرین صمیمی شده.‬

658
00:39:38,000 --> 00:39:39,600
‫مادر، میشه چند کلمه صحبت کنیم؟‬

659
00:39:41,400 --> 00:39:42,760
‫خبری دارم…‬

660
00:39:44,120 --> 00:39:45,640
‫از الکساندرا.‬

661
00:39:51,000 --> 00:39:52,480
‫چه خبری؟‬

662
00:39:52,520 --> 00:39:54,040
‫دیدمش.‬

663
00:40:08,920 --> 00:40:10,720
‫ممنون که منو به حضور پذیرفتین.‬

664
00:40:10,760 --> 00:40:11,800
‫خواهش می‌کنم.‬

665
00:40:16,000 --> 00:40:17,560
‫می‌خواستم بهتون اطلاع بدم…‬

666
00:40:18,840 --> 00:40:22,000
‫که اول وقت عازمِ دوور هستم.‬

667
00:40:22,040 --> 00:40:23,440
‫دوور؟‬

668
00:40:23,480 --> 00:40:25,520
‫دارم خانواده رو می‌برم ایتالیا.‬

669
00:40:26,360 --> 00:40:27,960
‫اوه!‬

670
00:40:28,760 --> 00:40:29,720
‫توقع نداشتم…‬

671
00:40:29,760 --> 00:40:32,480
‫تصمیم کاملاً یهویی بود.‬

672
00:40:34,560 --> 00:40:37,680
‫اما حس کردم تغییر حال‌وهوا‬
‫به نفع همه‌مون خواهد بود.‬

673
00:40:39,040 --> 00:40:41,720
‫کمک می‌کنه افکارمون رو‬
‫بهتر و شفاف‌تر مرتب کنیم.‬

674
00:40:41,840 --> 00:40:44,320
‫افکار من که قطعاً بهش نیاز دارن.‬

675
00:40:45,360 --> 00:40:47,560
‫سوءتفاهم نشه،‬

676
00:40:47,600 --> 00:40:50,360
‫حتی اگه دلم جای دیگه‌ای‬
‫گیر نبود…‬

677
00:40:50,480 --> 00:40:51,840
‫حتی بدون اون هم…‬

678
00:40:52,840 --> 00:40:54,960
‫شرایطِ هر کدوم از ما…‬

679
00:40:57,280 --> 00:40:59,080
‫شما آزاد و مختارید.‬

680
00:40:59,640 --> 00:41:01,200
‫من نیستم.‬

681
00:41:01,240 --> 00:41:03,400
‫و برای اینکه خودم رو رها کنم،‬

682
00:41:03,640 --> 00:41:06,720
‫چه بخوایم و چه نخوایم،‬
‫عواقب بسیار سنگینی به دنبال داره.‬

683
00:41:06,920 --> 00:41:08,360
‫درک می‌کنم.‬

684
00:41:11,360 --> 00:41:15,560
‫لابد موقعیتِ غیرممکنی‬
‫به نظر می‌رسه.‬

685
00:41:17,040 --> 00:41:18,760
‫واقعاً همین حس رو داره.‬

686
00:41:20,560 --> 00:41:22,760
‫و من هم به خودم اجازه نمیدم‬
‫سعی کنم روی تصمیمتون تاثیر بذارم.‬

687
00:41:24,080 --> 00:41:25,520
‫به همین خاطر دارم میرم.‬

688
00:41:50,320 --> 00:41:50,870
‫اوه!‬

689
00:41:50,920 --> 00:41:52,280
‫بقیه رفتن اپرا.‬

690
00:41:56,160 --> 00:41:59,000
‫و من و تو یه مهمون داریم.‬

691
00:42:00,320 --> 00:42:01,440
‫آه!‬

692
00:42:04,880 --> 00:42:06,430
‫گفتی فقط‬
‫خودمون دو تا هستیم.‬

693
00:42:06,480 --> 00:42:07,560
‫آره، گفتم…‬

694
00:42:08,800 --> 00:42:11,960
‫اما از اونجایی که حرفم‬
‫مربوط به هر دوی شماست…‬

695
00:42:31,280 --> 00:42:33,190
‫چیزی که می‌خوام،‬

696
00:42:33,240 --> 00:42:35,190
‫یه تاریخ تضمین‌شده‌ست‬

697
00:42:35,240 --> 00:42:39,270
‫که من و همسرم بتونیم در اون تاریخ‬
‫توی رابین هیل ساکن بشیم.‬

698
00:42:39,320 --> 00:42:40,360
‫اگه اصرار دارین.‬

699
00:42:40,520 --> 00:42:42,200
‫و برای همین منظور،‬

700
00:42:42,240 --> 00:42:44,480
‫دادم قراردادی تنظیم کردن…‬

701
00:42:46,160 --> 00:42:50,230
‫مبنی بر اینکه اگه خونه‬
‫ظرف سه ماه آماده نشه…‬

702
00:42:50,280 --> 00:42:50,960
‫سه ماه؟‬

703
00:42:51,000 --> 00:42:52,760
‫شما رو به دادگاه می‌کشونم‬

704
00:42:53,040 --> 00:42:55,400
‫برای استردادِ تمام مبالغ پرداخت‌شده…‬

705
00:42:56,160 --> 00:42:58,630
‫که گمونم الان به بیش از‬
‫پنج هزار پوند می‌رسه.‬

706
00:42:58,680 --> 00:42:59,640
‫پنج هزار پوند؟!‬

707
00:42:59,680 --> 00:43:01,440
‫بله، مبلغ هنگفتیه.‬

708
00:43:02,160 --> 00:43:04,520
‫اینکه دوستِ ما این پول‬
‫رو از کجا می‌خواد بیاره،‬

709
00:43:04,560 --> 00:43:05,760
‫نمی‌تونم تصور کنم.‬

710
00:43:07,600 --> 00:43:09,720
‫اما، البته که نیازی به این کار پیدا نمی‌کنه،‬

711
00:43:09,760 --> 00:43:10,920
‫چون تو، عزیزم…‬

712
00:43:12,000 --> 00:43:13,830
‫می‌تونی کاری کنی‬
‫که اهمیتِ به پایان رسوندنِ‬

713
00:43:13,880 --> 00:43:15,480
‫وظیفه‌اش رو درک کنه.‬

714
00:43:23,760 --> 00:43:25,680
‫به‌خاطر مصلحتِ همه‌مون…‬

715
00:43:28,480 --> 00:43:30,960
‫جداً بهت توصیه می‌کنم‬
‫کار ساخت خونه رو تموم کنی.‬

716
00:43:49,800 --> 00:43:51,470
‫اون بهم قول شرف داد‬

717
00:43:51,520 --> 00:43:53,630
‫که دیگه هیچ‌وقت سعی نکنه‬
‫تو رو ببینه.‬

718
00:43:53,680 --> 00:43:56,430
‫خب، اون رو مقصر ندون.‬
‫فقط می‌خواد پسرش رو پیدا کنه.‬

719
00:43:56,480 --> 00:43:57,470
‫اون رو مقصر نمی‌دونم.‬

720
00:43:57,520 --> 00:43:59,030
‫خودم رو مقصر می‌دونم‬

721
00:43:59,080 --> 00:44:01,760
‫که اصلاً از همون اول‬
‫اسم هری رو آوردم.‬

722
00:44:01,840 --> 00:44:04,560
‫من کاملاً حق داشتم بدونم‬
‫که همچین پسری وجود داره.‬

723
00:44:07,440 --> 00:44:09,750
‫قصد داری چی‌کار کنی؟‬

724
00:44:09,800 --> 00:44:11,480
‫قصد دارم باهاش ازدواج کنم.‬

725
00:44:11,520 --> 00:44:13,670
‫یعنی چی؟ منظورت چیه؟‬

726
00:44:13,720 --> 00:44:15,280
‫همسر من از دنیا رفته.‬

727
00:44:15,320 --> 00:44:16,550
‫شوهر اون هم همین‌طور.‬

728
00:44:16,600 --> 00:44:18,280
‫هر دومون آزادیم هر کاری دلمون می‌خواد بکنیم.‬

729
00:44:18,320 --> 00:44:20,030
‫می‌خوای اون رو تبدیل به یه فورسایت کنی؟‬

730
00:44:20,080 --> 00:44:21,270
‫بله.‬

731
00:44:21,320 --> 00:44:24,590
‫- و هری رو به عنوان پسرت به رسمیت بشناسی؟‬
‫- البته.‬

732
00:44:24,640 --> 00:44:26,320
‫پسر ارشدت؟‬

733
00:44:26,360 --> 00:44:28,110
‫بله.‬

734
00:44:28,160 --> 00:44:30,600
‫و جو رو کنار بزنی به‌خاطر کسی که‬

735
00:44:30,640 --> 00:44:33,120
‫حتی تا حالا ندیدیش؟‬

736
00:44:33,600 --> 00:44:36,800
‫نمی‌تونی با الکساندرا ازدواج کنی.‬

737
00:44:37,080 --> 00:44:40,440
‫این کار شیرازه‌ی خانواده رو از هم می‌پاشه.‬

738
00:44:56,640 --> 00:44:58,000
‫[آنچه خواهید دید]‬

739
00:44:58,040 --> 00:45:00,000
‫خودت می‌دونی این موضوع چقدر برام مهمه.‬

740
00:45:00,040 --> 00:45:00,710
‫پس نگرانت نمی‌کنه که…‬

741
00:45:00,760 --> 00:45:03,030
‫سر و کله‌ی یه غریبه‌ی ناخوانده‬
‫توی آشیونه‌مون پیدا بشه؟‬

742
00:45:03,080 --> 00:45:04,110
‫میای با من از اینجا بریم؟‬

743
00:45:04,160 --> 00:45:06,110
‫فیل، هر چیزی که فکر می‌کنی‬
‫بین ما هست، هیچ و پوچه.‬

744
00:45:06,160 --> 00:45:08,030
‫- واقعاً دوستش دارم.‬
‫- نمی‌تونم از الکس دست بکشم.‬

745
00:45:08,080 --> 00:45:10,310
‫یک بار این کار رو کردم و بزرگ‌ترین‬
‫اشتباه زندگیم بود.‬

746
00:45:10,360 --> 00:45:13,270
‫می‌تونم امیدوار باشم فردا به جمع ما بپیوندید؛‬
‫برای مراسم افتتاحیه‌ی بزرگ؟‬

747
00:45:13,320 --> 00:45:15,310
‫شخصاً برای خودم‬
‫خیلی ارزش داره.‬

748
00:45:15,360 --> 00:45:17,830
‫چطور جرات کردی به همسر من نامه بنویسی؟!‬

749
00:45:17,880 --> 00:45:20,520
‫تو با فریبکاری منو به دام این ازدواج کشوندی!‬

750
00:45:22,520 --> 00:45:32,520
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M