1
00:00:00,000 --> 00:00:02,040
‫اصلاً نمی‌دونم‬
‫از من چی می‌خوای.‬

2
00:00:02,080 --> 00:00:03,320
‫می‌خوام من رو ببخشی.‬

3
00:00:03,520 --> 00:00:04,750
‫کجا می‌تونیم صحبت کنیم؟‬

4
00:00:04,800 --> 00:00:06,390
‫- این قضیه باید تموم بشه.‬
‫- مطمئنی؟‬

5
00:00:06,440 --> 00:00:08,390
‫تو عمرم درباره‌ی هیچ‌چیز‬
‫انقدر مطمئن نبودم.‬

6
00:00:08,440 --> 00:00:10,040
‫اون کسی نیست که فکرش رو می‌کردم.‬

7
00:00:10,080 --> 00:00:11,910
‫یا کسی که دلت می‌خواست باشه؟‬

8
00:00:11,960 --> 00:00:13,790
‫تو آزادی. اما من نه.‬

9
00:00:13,840 --> 00:00:15,520
‫فکر نکنم دلش بچه بخواد.‬

10
00:00:15,560 --> 00:00:16,750
‫این چه حرفیه که می‌زنی؟‬

11
00:00:16,800 --> 00:00:18,400
‫چیزی که تو رو تبدیل به‬

12
00:00:18,440 --> 00:00:19,750
‫وارثِ برحقِ این شرکت می‌کنه،‬

13
00:00:19,800 --> 00:00:22,470
‫تواناییِ تو در دیدنِ‬
‫فراتر از احساساته.‬

14
00:00:22,520 --> 00:00:23,480
‫به‌خاطر مصلحتِ همه‌مون،‬

15
00:00:23,520 --> 00:00:25,630
‫جداً بهت توصیه می‌کنم ساخت خونه رو تموم کنی.‬

16
00:00:25,680 --> 00:00:27,310
‫می‌خوای اون رو تبدیل به یه فورسایت کنی؟‬

17
00:00:27,360 --> 00:00:27,960
‫بله.‬

18
00:00:28,000 --> 00:00:30,000
‫نمی‌تونی با الکساندرا ازدواج کنی.‬

19
00:00:31,000 --> 00:00:41,000
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

20
00:01:13,480 --> 00:01:15,880
‫«خطا کردن کارِ انسانه،‬

21
00:01:15,920 --> 00:01:18,400
‫و بخشیدن کارِ خداوند.»‬

22
00:01:19,440 --> 00:01:22,150
‫کلماتی کوتاه که گفتنشون خیلی آسونه،‬

23
00:01:22,200 --> 00:01:24,720
‫اما عمل کردن بهشون چی؟‬

24
00:01:26,120 --> 00:01:28,080
‫بخشیدن و فراموش کردن‬

25
00:01:28,120 --> 00:01:29,870
‫چه بهایی داره؟‬

26
00:01:29,920 --> 00:01:32,190
‫واقعاً قبلاً اینجا زندگی می‌کردی؟‬

27
00:01:32,240 --> 00:01:34,440
‫اصلاً هیچ‌وقت حق داریم‬

28
00:01:34,480 --> 00:01:37,030
‫انتظارش رو داشته باشیم؟‬

29
00:01:37,080 --> 00:01:40,430
‫و کدوم گناه‌ها هستن،‬
‫ البته اگه وجود داشته باشن،‬

30
00:01:40,480 --> 00:01:41,880
‫که هیچ‌وقت نمیشه‬

31
00:01:41,920 --> 00:01:44,160
‫ازشون چشم‌پوشی کرد و بخشیدشون؟‬

32
00:01:49,080 --> 00:01:50,120
‫بیاین بریم.‬

33
00:01:55,480 --> 00:01:58,000
‫می‌دونی این کار‬
‫چقدر برام باارزشه؟‬

34
00:01:58,040 --> 00:01:59,200
‫فقط یه دیداره، بابا.‬

35
00:01:59,240 --> 00:02:01,040
‫اما همین که دوباره برگشتی خونه، کافیه.‬

36
00:02:29,600 --> 00:02:32,350
‫آخ! وای خدای من!‬

37
00:02:32,400 --> 00:02:34,110
‫اقتضای آدابِ معاشرته.‬

38
00:02:34,160 --> 00:02:35,990
‫این شیطنت‌های کوچولوت‬
‫هنوز خیلی چیزها باید یاد بگیرن.‬

39
00:02:36,040 --> 00:02:38,110
‫خب، خیلی خوشحالیم که‬
‫اینجا پیش ما هستین.‬

40
00:02:38,160 --> 00:02:41,350
‫تمام تلاشمون رو می‌کنیم‬
‫که اینجا احساس غریبی نکنید.‬

41
00:02:41,400 --> 00:02:42,790
‫مگه نه، پابی؟‬

42
00:02:42,840 --> 00:02:45,830
‫سوال اینجاست که با این حساب،‬
‫تکلیفِ پابی چی میشه؟‬

43
00:02:45,880 --> 00:02:47,270
‫توی رده‌بندیِ جانشینی‬
‫میفته عقب؟‬

44
00:02:47,320 --> 00:02:48,990
‫اصلاً هیچ‌وقت توی این فهرست نبوده.‬

45
00:02:49,040 --> 00:02:50,950
‫نام خانوادگیِ اون دارتیه.‬

46
00:02:51,000 --> 00:02:53,350
‫اما در غیابِ هرگونه‬
‫فرزند و نواده‌ای با نام فورسایت…‬

47
00:02:53,400 --> 00:02:54,520
‫غیاب؟‬

48
00:02:54,560 --> 00:02:56,270
‫یه لشکر ازشون هست.‬

49
00:02:56,320 --> 00:02:58,630
‫و اگه ذره‌ای تردید وجود داشته باشه…‬

50
00:02:58,680 --> 00:03:01,310
‫که البته وجود نداره.‬

51
00:03:01,360 --> 00:03:05,110
‫توی وصیت‌نامه‌ی جدیدم، جو و جون،‬

52
00:03:05,160 --> 00:03:07,360
‫و جوس و هولی رو‬

53
00:03:07,400 --> 00:03:09,080
‫به عنوان وارثان رسمی‌ام معرفی کردم.‬

54
00:03:18,000 --> 00:03:21,240
‫ببخشید. متاسفم. خواب موندم. ببخشید.‬

55
00:03:23,800 --> 00:03:25,480
‫واسه این بهت پول میدم؟‬

56
00:03:25,520 --> 00:03:26,910
‫راحت باش و بذارش روی صورت‌حساب.‬

57
00:03:26,960 --> 00:03:28,430
‫اوه، حتماً همین کار رو می‌کنم،‬

58
00:03:28,480 --> 00:03:29,720
‫اونم با بهره‌اش.‬

59
00:03:38,680 --> 00:03:40,240
‫تشکر کن.‬

60
00:03:41,160 --> 00:03:43,030
‫ممنون که دعوتمون کردین.‬

61
00:03:43,080 --> 00:03:45,360
‫امیدوار بودم بتونم خونه رو‬
‫به بچه‌ها نشون بدم.‬

62
00:03:45,520 --> 00:03:46,840
‫دوست دارین؟‬

63
00:03:47,440 --> 00:03:48,910
‫اوه، آره! پاپا، اجازه هست؟‬

64
00:03:48,960 --> 00:03:50,720
‫خیلی زود برمی‌گردیم.‬

65
00:03:50,760 --> 00:03:52,520
‫چرا که نه.‬

66
00:03:59,760 --> 00:04:01,400
‫چه خبر شده؟‬

67
00:04:01,560 --> 00:04:04,150
‫منظورِ سومز از اینکه گفت‬
‫«با بهره‌اش بذارش روی صورت‌حساب» چی بود؟‬

68
00:04:04,200 --> 00:04:05,400
‫نپرس.‬

69
00:04:16,320 --> 00:04:18,440
‫آیرین امروز خیلی پکر به نظر می‌رسید،‬

70
00:04:18,480 --> 00:04:19,640
‫همین‌طور اون معماره.‬

71
00:04:19,720 --> 00:04:20,990
‫ماجرا از چه قرار بود؟‬

72
00:04:21,040 --> 00:04:23,400
‫راحتم بذار، بابا.‬
‫همه‌چیز تحت کنترلمه.‬

73
00:04:24,520 --> 00:04:25,910
‫مطمئنی؟‬

74
00:04:25,960 --> 00:04:29,150
‫پیدا شدنِ سروکله‌ی توله‌های جو چی؟‬

75
00:04:29,200 --> 00:04:31,040
‫غاصب‌های بالقوه‌ان.‬

76
00:05:10,440 --> 00:05:12,070
‫پس نگرانت نمی‌کنه؛‬

77
00:05:12,120 --> 00:05:14,240
‫اینکه سروکله‌ی یه غریبه‌ی ناخوانده‬
‫توی آشیونه‌مون پیدا بشه؟‬

78
00:05:15,440 --> 00:05:19,040
‫یا بهتره بگم دو تا؟‬

79
00:05:19,920 --> 00:05:21,750
‫توله‌های جو.‬

80
00:05:21,800 --> 00:05:23,870
‫می‌تونی تضمین بدی‬
‫که در آینده تبدیل به‬

81
00:05:23,920 --> 00:05:25,230
‫دشمنای ما نمیشن؟‬

82
00:05:25,280 --> 00:05:28,390
‫خصومت و دشمنی فقط محدود به‬
‫غریبه‌ها نیست، برادر،‬

83
00:05:28,440 --> 00:05:29,590
‫همون‌طور که خودت خوب می‌دونی.‬

84
00:05:29,640 --> 00:05:31,560
‫بله، اما باید قبول کنی…‬

85
00:05:34,560 --> 00:05:37,550
‫که خطرش خیلی بیشتر شده.‬

86
00:05:37,600 --> 00:05:39,440
‫هوم.‬

87
00:05:46,000 --> 00:05:47,230
‫البته، کاملاً ممکنه‬

88
00:05:47,280 --> 00:05:50,070
‫که هری یه جوونِ‬
‫کاملاً خوش‌مشرب و معقول باشه‬

89
00:05:50,120 --> 00:05:52,190
‫که اصلاً سعی نکنه‬

90
00:05:52,240 --> 00:05:54,520
‫وضع موجود رو تهدید کنه.‬

91
00:05:54,960 --> 00:05:56,310
‫درسته.‬

92
00:05:56,360 --> 00:05:59,230
‫اما خب،‬
‫نمیشه از این واقعیت فرار کرد‬

93
00:05:59,280 --> 00:06:00,790
‫که اگه با الکس ازدواج کنم،‬

94
00:06:00,840 --> 00:06:04,480
‫انتظار داره که اون رو‬
‫به عنوان وارثم به رسمیت بشناسم…‬

95
00:06:06,600 --> 00:06:09,710
‫و در نتیجه، بشه نفر اول‬
‫در خط جانشینی.‬

96
00:06:09,760 --> 00:06:12,120
‫دقیقاً همین‌طوره.‬

97
00:06:25,280 --> 00:06:27,080
‫از هری خبری بهت رسیده؟‬

98
00:06:27,160 --> 00:06:28,880
‫- هنوز نه.‬
‫- آهان.‬

99
00:06:29,960 --> 00:06:32,400
‫عشقِ من،‬

100
00:06:32,440 --> 00:06:33,960
‫اینکه دوباره پیدات کردم…‬

101
00:06:35,080 --> 00:06:39,190
‫و حتی دیدنِ کورسوی امیدی‬
‫برای یه فرصت دوباره…‬

102
00:06:39,240 --> 00:06:41,160
‫بزرگ‌ترین آرزوی قلبی‌مه.‬

103
00:06:42,960 --> 00:06:44,200
‫آرزوی من هم هست.‬

104
00:06:46,080 --> 00:06:49,470
‫اما واضحه که‬

105
00:06:49,520 --> 00:06:51,670
‫پیامدها و تعهداتی وجود داره؛‬

106
00:06:51,720 --> 00:06:53,720
‫تعهدِ من به تو…‬

107
00:06:54,920 --> 00:06:58,790
‫و همین‌طور به خانواده‌ام، و به شرکت.‬

108
00:06:58,840 --> 00:07:01,590
‫و رها کردنِ تمام چیزهایی که ساختم‬

109
00:07:01,640 --> 00:07:03,430
‫و بیش از ۳۰ سال سرپا نگهشون داشتم…‬

110
00:07:03,480 --> 00:07:05,630
‫من هیچ‌وقت همچین چیزی ازت نمی‌خوام.‬

111
00:07:05,680 --> 00:07:07,200
‫مطمئناً خودت این رو می‌دونی.‬

112
00:07:11,160 --> 00:07:12,440
‫البته.‬

113
00:07:14,160 --> 00:07:15,670
‫تنها خواسته‌ام اینه که‬

114
00:07:15,720 --> 00:07:18,080
‫بی‌سروصدا کنار زندگیت جا بگیرم‬

115
00:07:18,200 --> 00:07:20,120
‫و دوباره لبخند رو به لبت بیارم.‬

116
00:07:24,560 --> 00:07:26,480
‫آه، اینجایی.‬

117
00:07:30,480 --> 00:07:32,640
‫قبلاً روی این صندلی می‌نشستم‬

118
00:07:32,680 --> 00:07:34,510
‫و برای جون قصه می‌خوندم.‬

119
00:07:34,560 --> 00:07:36,990
‫چقدر می‌خندید!‬

120
00:07:37,040 --> 00:07:39,590
‫من و جو همیشه فکر می‌کردیم‬
‫این اتاق رو‬

121
00:07:39,640 --> 00:07:41,480
‫با صدای خنده‌ی بچه‌های خودمون پر می‌کنیم.‬

122
00:07:41,760 --> 00:07:45,480
‫و حالا بچه‌های اون اینجان.‬

123
00:07:46,880 --> 00:07:49,800
‫و اگه تو و اون زندگی‬
‫مشترکتون رو از سر بگیرین چی؟‬

124
00:07:50,760 --> 00:07:53,790
‫می‌تونستم توی خیابان مال سرم رو بالا بگیرم،‬

125
00:07:53,840 --> 00:07:57,510
‫و دیگه توی مهمونی‌ها‬
‫مثل یه روحِ سرگردان نباشم؛‬

126
00:07:57,560 --> 00:07:58,960
‫همسری که ترکش کردن.‬

127
00:08:00,840 --> 00:08:02,120
‫جو توی این یک سال گذشته‬

128
00:08:02,160 --> 00:08:04,560
‫حسابی رام‌نشدنی و سرکش شده.‬

129
00:08:04,600 --> 00:08:08,120
‫باید با نرمی و ملایمت به جامعه‌ی متمدن‬
‫برگردوندش،‬

130
00:08:08,800 --> 00:08:11,640
‫شاید حتی به «فورسایت و شرکا».‬

131
00:08:12,440 --> 00:08:13,920
‫و بستر زناشویی چی؟‬

132
00:08:14,000 --> 00:08:15,080
‫هنوز هم…؟‬

133
00:08:15,120 --> 00:08:16,440
‫بهش میل دارم.‬

134
00:08:18,200 --> 00:08:20,320
‫حتی عاشقشم.‬

135
00:08:23,320 --> 00:08:24,800
‫در حقیقت…‬

136
00:08:25,800 --> 00:08:29,640
‫این کار با اختلاف‬
‫مناسب‌ترین و بی‌دردسرترین گزینه خواهد بود.‬

137
00:08:31,160 --> 00:08:34,440
‫پاپا، ناراحت میشی‬

138
00:08:34,480 --> 00:08:36,720
‫اگه همه‌ی این‌ها رو جمع کنیم؟‬

139
00:08:36,760 --> 00:08:39,680
‫آخه هرچی بیشتر نگاهشون می‌کنم،‬

140
00:08:39,720 --> 00:08:41,520
‫بیشتر دلم براش تنگ میشه.‬

141
00:08:43,480 --> 00:08:44,520
‫معلومه که نه.‬

142
00:08:45,480 --> 00:08:46,600
‫همگی با هم کمک می‌کنیم.‬

143
00:09:01,720 --> 00:09:03,240
‫دیگه هیچ‌وقت برنمی‌گردی‬

144
00:09:03,280 --> 00:09:04,920
‫جایی که قبلاً کار می‌کردی؟‬

145
00:09:04,960 --> 00:09:06,840
‫به «فورسایت و شرکا»؟‬

146
00:09:06,880 --> 00:09:08,120
‫امیدوارم برنگردم.‬

147
00:09:11,320 --> 00:09:12,920
‫می‌تونی یه راز رو نگه داری؟‬

148
00:09:14,240 --> 00:09:16,320
‫پاپا دعوت شده تا آثارش رو‬

149
00:09:16,360 --> 00:09:18,350
‫در آکادمی سلطنتی به نمایش بذاره.‬

150
00:09:18,400 --> 00:09:19,550
‫اونجا کجاست؟‬

151
00:09:19,600 --> 00:09:21,630
‫جایی که همه‌ی نقاش‌های معروف‬
‫می‌تونن کارها‌شون رو به نمایش بذارن!‬

152
00:09:21,680 --> 00:09:23,840
‫و اون‌هایی که چندان معروف نیستن.‬

153
00:09:23,880 --> 00:09:25,830
‫اما به‌زودی معروف میشن. بهت که گفتم!‬

154
00:09:25,880 --> 00:09:28,280
‫گفتم مردم می‌بینن‬
‫چقدر کارت خوبه!‬

155
00:09:34,720 --> 00:09:36,000
‫خوشحالم می‌بینم بعد از‬

156
00:09:36,040 --> 00:09:39,070
‫ماجرای سختِ امروز، روحیه‌ات رو حفظ کردی.‬

157
00:09:39,120 --> 00:09:41,270
‫خب، به هر ترتیبی بود از سر گذروندیمش.‬

158
00:09:41,320 --> 00:09:43,720
‫و می‌تونم امیدوار باشم‬
‫که فردا به جمع ما بپیوندید؟‬

159
00:09:44,720 --> 00:09:45,950
‫مراسم افتتاحیه‌ی بزرگ؟‬

160
00:09:46,000 --> 00:09:48,470
‫البته، باید هر کاری که‬
‫حس می‌کنید درسته انجام بدید،‬

161
00:09:48,520 --> 00:09:50,240
‫اما شخصاً برای خودم‬

162
00:09:50,280 --> 00:09:52,320
‫خیلی ارزش داره.‬

163
00:10:03,160 --> 00:10:05,080
‫این دیگه چیه؟‬

164
00:10:06,320 --> 00:10:07,630
‫رابین هیل.‬

165
00:10:07,680 --> 00:10:09,790
‫نولز رو فرستادم تا پیشرفت کار،‬

166
00:10:09,840 --> 00:10:11,110
‫یا بهتره بگم عدم پیشرفتش رو بررسی کنه.‬

167
00:10:11,160 --> 00:10:14,230
‫و بوسینی چه حرفی‬
‫برای دفاع از خودش داشت؟‬

168
00:10:14,280 --> 00:10:16,350
‫بوسینی طبق معمول غایب بود.‬

169
00:10:16,400 --> 00:10:18,310
‫کارگرها میگن‬
‫چند روزه که اونجا پیداش نشده.‬

170
00:10:18,360 --> 00:10:20,870
‫خب، حالا می‌بینی چه نقشه‌ای تو سرشه.‬

171
00:10:20,920 --> 00:10:23,550
‫اصلاً قصد نداره کار رو تموم کنه.‬

172
00:10:23,600 --> 00:10:26,800
‫امیدش رو به این بسته که‬
‫با زنِ تو فرار کنه.‬

173
00:10:27,040 --> 00:10:29,720
‫پس قراره حسابی ناامید بشه.‬

174
00:10:40,640 --> 00:10:41,800
‫خانم.‬

175
00:10:42,960 --> 00:10:44,320
‫ممنون.‬

176
00:10:48,560 --> 00:10:49,920
‫خانم فورسایت.‬

177
00:10:51,200 --> 00:10:52,310
‫داشتم می‌اومدم به دیدنتون.‬

178
00:10:52,360 --> 00:10:54,120
‫اما گفتین که‬
‫عازم اروپا هستین.‬

179
00:10:54,600 --> 00:10:55,600
‫بله.‬

180
00:10:56,120 --> 00:10:57,190
‫خب، وقتی موقعش رسید،‬

181
00:10:57,240 --> 00:10:59,120
‫دیدم هنوز مسائلی هست‬
‫که باید بهشون رسیدگی کنم.‬

182
00:10:59,560 --> 00:11:01,560
‫اما می‌خواستین من رو ببینید؟‬

183
00:11:02,280 --> 00:11:04,400
‫می‌خواستم بهتون اطلاع بدم که فردا‬

184
00:11:04,440 --> 00:11:06,080
‫در مراسم حضور پیدا می‌کنم،‬

185
00:11:06,320 --> 00:11:08,360
‫مگر اینکه حضور من‬

186
00:11:08,400 --> 00:11:09,880
‫باعث معذب شدنتون بشه.‬

187
00:11:10,520 --> 00:11:12,880
‫باعث معذب شدنم نمیشه.‬

188
00:11:58,160 --> 00:11:59,400
‫فردا لباس سفید بپوش…‬

189
00:12:00,760 --> 00:12:02,560
‫با موهای باز‬

190
00:12:02,600 --> 00:12:04,200
‫و آراسته به مروارید.‬

191
00:12:05,360 --> 00:12:06,470
‫چرا؟‬

192
00:12:06,520 --> 00:12:08,150
‫چهره‌ات رو مثل فرشته‌ها می‌کنه،‬

193
00:12:08,200 --> 00:12:10,550
‫و من دوست دارم این‌طوری تصورت کنم.‬

194
00:12:10,600 --> 00:12:12,830
‫مثل یه فرشته؟‬

195
00:12:12,880 --> 00:12:14,000
‫فرشته‌ی خودم.‬

196
00:12:15,480 --> 00:12:17,440
‫پاک و دست‌نخورده…‬

197
00:12:18,800 --> 00:12:20,320
‫مگر به دستِ من.‬

198
00:12:32,200 --> 00:12:35,880
‫اعتراف می‌کنم که کمی ناامید شدم.‬

199
00:12:41,200 --> 00:12:44,080
‫زندگیت تا اینجای کار تو رو‬
‫به مسیر تازه‌ای برده.‬

200
00:12:44,480 --> 00:12:46,080
‫به عنوان یک همسر،‬

201
00:12:46,120 --> 00:12:47,600
‫و امیدوارم به‌زودی یک مادر،‬

202
00:12:47,800 --> 00:12:49,000
‫غمگینم می‌کنه وقتی می‌بینم‬

203
00:12:49,040 --> 00:12:50,680
‫هنوز درگیرِ گذشته‌ای.‬

204
00:13:25,480 --> 00:13:28,600
‫دوستان عزیز، من و خانم کول‬

205
00:13:28,640 --> 00:13:30,520
‫می‌خوایم از تک‌تک شما تشکر کنیم،‬

206
00:13:30,560 --> 00:13:32,670
‫شما که با کمک‌های سخاوتمندانه‌تون،‬

207
00:13:32,720 --> 00:13:35,360
‫کمک کردید تا این روزِ‬
‫بزرگ و مهم رقم بخوره.‬

208
00:13:35,920 --> 00:13:38,000
‫در ابتدا، بعضی از ما،‬

209
00:13:38,040 --> 00:13:40,280
‫از جمله خود من، مردد بودیم،‬

210
00:13:40,600 --> 00:13:41,950
‫و تمایل داشتیم در‬

211
00:13:42,000 --> 00:13:43,360
‫جایگاه قضاوت بنشینیم‬

212
00:13:43,400 --> 00:13:45,120
‫در قبالِ اون زنانِ بدبختی‬

213
00:13:45,160 --> 00:13:46,960
‫که نیازمندِ یاریِ ما بودن.‬

214
00:13:47,960 --> 00:13:49,830
‫اما به مرور آموختیم‬

215
00:13:49,880 --> 00:13:52,750
‫که در پسِ زندگیِ هر یک از این زنان،‬

216
00:13:52,800 --> 00:13:55,640
‫داستانی از اندوه نهفته‌ست…‬

217
00:13:56,720 --> 00:14:01,030
‫طردشدگی و فقدان،‬

218
00:14:01,080 --> 00:14:04,630
‫که نه سزاوارِ تحقیر و سرزنش ما،‬

219
00:14:04,680 --> 00:14:06,150
‫بلکه شایسته‌ی شفقت و همدردی ماست.‬

220
00:14:06,200 --> 00:14:11,430
‫و امروز، من شخصاً ادای احترام می‌کنم‬

221
00:14:11,480 --> 00:14:13,240
‫به یکی از همین زنان…‬

222
00:14:14,320 --> 00:14:16,240
‫که زندگیش از نزدیک‬

223
00:14:16,280 --> 00:14:19,150
‫با زندگیِ ما گره خورد،‬

224
00:14:19,200 --> 00:14:20,920
‫و سرگذشتش نمونه‌ی بارزِ‬

225
00:14:20,960 --> 00:14:24,280
‫تمام اهدافیه که امیدواریم بهشون دست پیدا کنیم.‬

226
00:14:32,120 --> 00:14:34,280
‫این خانه رو به او تقدیم می‌کنم…‬

227
00:14:36,240 --> 00:14:42,720
‫و افتتاحِ «خانه‌ی امید و‬
‫مهربانی» رو اعلام می‌کنم.‬

228
00:15:03,720 --> 00:15:05,470
‫حقِ فرانسیس رو باید ادا کرد؛‬

229
00:15:05,520 --> 00:15:08,430
‫آدم اصلاً فکرش رو هم نمی‌کنه‬
‫که جو عملاً زندگیش رو تباه کرده بود.‬

230
00:15:08,480 --> 00:15:10,120
‫با این حال اینجاست‬

231
00:15:10,160 --> 00:15:12,230
‫و با متانت با همه‌چیز کنار اومده.‬

232
00:15:12,280 --> 00:15:15,110
‫- اون…‬
‫- مایه‌ی مباهاتِ خانواده‌ست؟‬

233
00:15:15,160 --> 00:15:17,430
‫و جو نیست.‬

234
00:15:17,480 --> 00:15:20,350
‫گمونم نظرِ کلیِ جمع همینه.‬

235
00:15:20,400 --> 00:15:23,430
‫اما خب، جو روحِ یک هنرمند رو داره،‬

236
00:15:23,480 --> 00:15:25,590
‫اون هم در خانواده‌ای که هنر‬

237
00:15:25,640 --> 00:15:27,710
‫و روح جایگاه و ارزشی ندارن.‬

238
00:15:27,760 --> 00:15:29,400
‫متاسفم که این‌طور فکر می‌کنی.‬

239
00:15:37,000 --> 00:15:38,920
‫برین یه نگاهی بندازین. یالا، همون‌جا.‬

240
00:15:45,440 --> 00:15:47,640
‫حرف‌هایی که امروز زدی بزرگوارانه بود.‬

241
00:15:47,680 --> 00:15:49,430
‫مجبور نبودی ازش نام ببری.‬

242
00:15:49,480 --> 00:15:52,120
‫من که هیولا نیستم.‬

243
00:15:52,160 --> 00:15:53,520
‫اصلاً و ابداً.‬

244
00:15:56,440 --> 00:15:58,710
‫می‌خواستم ببینم با من میای‬

245
00:15:58,760 --> 00:16:00,480
‫تا با چند تا از مهمون‌هامون آشنا بشیم؟‬

246
00:16:02,480 --> 00:16:03,870
‫چندان نقطه‌ی قوتِ من نیست.‬

247
00:16:03,920 --> 00:16:05,760
‫فکر کنم خودت رو دست‌کم می‌گیری.‬

248
00:16:18,040 --> 00:16:19,560
‫عزیزم، تدارکاتِ عروسی‬

249
00:16:19,600 --> 00:16:21,750
‫چطور پیش میره؟‬

250
00:16:21,800 --> 00:16:23,950
‫خب، زیاد بهش فکر نکردم.‬

251
00:16:24,000 --> 00:16:25,390
‫این رو دیگه باور نمی‌کنم.‬

252
00:16:25,440 --> 00:16:27,950
‫فردی توی روزهای منتهی به عروسی‌مون‬
‫از هیچ‌چیز دیگه‌ای حرف نمی‌زد،‬

253
00:16:28,000 --> 00:16:29,670
‫و حق هم داشت.‬

254
00:16:29,720 --> 00:16:32,400
‫یک زن زمانی واقعاً به شکوفایی می‌رسه‬

255
00:16:32,440 --> 00:16:34,070
‫که همسرِ مردی بشه.‬

256
00:16:34,120 --> 00:16:38,110
‫خب، بعضی از ما‬
‫آرزوهای بزرگ‌تری در سر داریم.‬

257
00:16:38,160 --> 00:16:39,440
‫بله، واقعاً همین‌طوره.‬

258
00:16:45,040 --> 00:16:46,360
‫سوال اینجاست که…‬

259
00:16:47,440 --> 00:16:50,910
‫از کجا معلوم که اون بچه‌ها‬
‫واقعاً مالِ خودش باشن؟‬

260
00:16:50,960 --> 00:16:53,630
‫اون زن گفت مالِ جو هستن،‬
‫اما اگه از شوهر سابقش باشه چی؟‬

261
00:16:53,680 --> 00:16:55,750
‫چرا باید دروغ بگه؟‬

262
00:16:55,800 --> 00:16:57,350
‫خب، برای اینکه براشون‬

263
00:16:57,400 --> 00:16:59,840
‫مزایای بی‌شمارِ‬
‫فورسایت بودن رو تضمین کنه.‬

264
00:17:04,040 --> 00:17:05,390
‫یادداشتم به دستت رسید؟‬

265
00:17:05,440 --> 00:17:06,710
‫کدوم یادداشت؟‬

266
00:17:06,760 --> 00:17:08,550
‫فرستادمش به خونه‌تون.‬

267
00:17:08,600 --> 00:17:10,230
‫خدای من!‬
‫چرا همچین کاری کردی؟‬

268
00:17:10,280 --> 00:17:11,960
‫مستأصل شده بودم. باید می‌فهمیدم.‬

269
00:17:12,000 --> 00:17:13,030
‫با من از اینجا میای بریم؟‬

270
00:17:13,080 --> 00:17:15,510
‫فیل، هر چیزی که فکر می‌کنی‬
‫بین ما هست، هیچ و پوچه.‬

271
00:17:15,560 --> 00:17:17,870
‫- تو قول دادی‬
‫- یه حرف ساده بود‬

272
00:17:17,920 --> 00:17:18,800
‫و از همون فهمیدم.‬

273
00:17:18,840 --> 00:17:20,520
‫چیزی برای فهمیدن وجود نداره.‬

274
00:17:20,760 --> 00:17:22,240
‫من نمی‌تونم پیش تو باشم.‬

275
00:17:31,000 --> 00:17:32,680
‫با اجازه‌‬

276
00:17:32,720 --> 00:17:33,800
‫بفرمایید.‬

277
00:17:41,280 --> 00:17:42,960
‫جناب، یه لحظه وقت دارین؟‬

278
00:17:50,400 --> 00:17:52,000
‫درباره‌ی جونه؟‬

279
00:17:52,040 --> 00:17:53,240
‫مسلماً.‬

280
00:17:54,760 --> 00:17:56,870
‫شما همیشه با من خوش‌رفتار بودین،‬

281
00:17:56,920 --> 00:17:57,630
‫پس صادقانه میگم.‬

282
00:17:57,680 --> 00:17:58,880
‫باید بگم…‬

283
00:18:00,120 --> 00:18:01,400
‫موقعیتِ من تغییر کرده.‬

284
00:18:01,800 --> 00:18:02,830
‫از چه نظر؟‬

285
00:18:02,880 --> 00:18:06,160
‫نسبت به شخص دیگه‌ای غیر از جون‬
‫دچار احساسات شدم.‬

286
00:18:06,200 --> 00:18:08,520
‫و این شخص هم احساسِ متقابلی داره؟‬

287
00:18:08,560 --> 00:18:09,520
‫بله.‬

288
00:18:10,320 --> 00:18:11,400
‫یعنی خب،‬

289
00:18:11,440 --> 00:18:12,840
‫خوش و بشی با من نکرده و چراغ سبزی نشون نداده،‬

290
00:18:12,880 --> 00:18:15,240
‫اما می‌دونم دیر یا زود ترکش می‌کنه‬

291
00:18:15,560 --> 00:18:16,670
‫و نامزدت چی؟‬

292
00:18:16,720 --> 00:18:18,430
‫جون زنِ جوون و فوق‌العاده‌ایه.‬

293
00:18:18,480 --> 00:18:19,190
‫این رو می‌دونم.‬

294
00:18:19,240 --> 00:18:21,800
‫- و لنگه‌اش رو هم پیدا نخواهی کرد.‬
‫- وجداناً…‬

295
00:18:23,280 --> 00:18:25,240
‫باید از قلبم پیروی کنم.‬

296
00:18:25,560 --> 00:18:28,240
‫مطمئنم جون بابتِ این‬
‫جوانمردی‌ات تشویقت می‌کنه.‬

297
00:18:29,240 --> 00:18:30,360
‫بله.‬

298
00:18:39,000 --> 00:18:40,160
‫حق با تو بود.‬

299
00:18:41,880 --> 00:18:43,800
‫لازم بود از زبونِ خودش بشنوم.‬

300
00:19:00,680 --> 00:19:03,040
‫می‌دونم حتماً چه فکری می‌کنی،‬

301
00:19:03,080 --> 00:19:04,590
‫بعد از قولی که بهت داده بودم.‬

302
00:19:04,640 --> 00:19:06,670
‫اگه واقعاً عاشقِ پسرم هستی،‬

303
00:19:06,720 --> 00:19:08,680
‫دیگه هیچ ادعایی روش نداشته باش.‬

304
00:19:09,320 --> 00:19:10,950
‫واقعاً عاشقشم.‬

305
00:19:11,000 --> 00:19:12,200
‫مطمئنی؟‬

306
00:19:12,920 --> 00:19:15,190
‫جیمز باور داشت که عاشقِ اون بودی.‬

307
00:19:15,240 --> 00:19:16,990
‫اشتباه می‌کنه.‬

308
00:19:17,040 --> 00:19:20,120
‫میگی به‌خاطرِ پسرت اومدی اینجا.‬

309
00:19:20,400 --> 00:19:22,560
‫اگه پیدا نشه چی؟‬

310
00:19:23,000 --> 00:19:25,640
‫اون‌وقت حداقل‬
‫چیزِ دیگه‌ای رو پیدا کردم…‬

311
00:19:26,400 --> 00:19:29,840
‫مردی رو که اون همه سال پیش‬
‫مجبور شدم ازش دست بکشم.‬

312
00:19:31,880 --> 00:19:34,960
‫و این بار، با پول نمیشه دهنم رو بست و ردم کرد.‬

313
00:19:50,040 --> 00:19:51,920
‫دارن چه نقشه‌ای می‌کشن؟‬

314
00:19:52,960 --> 00:19:54,830
‫شاید پدرت امیدوارِه‬

315
00:19:54,880 --> 00:19:57,150
‫که تحت فشار بذارتت تا به‬
‫«فورسایت و شرکا» برگردی.‬

316
00:19:57,200 --> 00:19:59,230
‫کاش واقعاً برگرده،‬

317
00:19:59,280 --> 00:20:02,270
‫حالا که می‌فهمم اختلاف داشتن باها‌شون‬
‫چه حسی داره.‬

318
00:20:02,320 --> 00:20:04,710
‫مدام درباره‌ی «رَند فرانتیر»‬
‫زنگ خطر رو به صدا درآوردم،‬

319
00:20:04,760 --> 00:20:06,040
‫و اگه نتونم پیروز بشم…‬

320
00:20:06,080 --> 00:20:07,720
‫چی‌کار می‌کنی؟‬

321
00:20:07,760 --> 00:20:08,640
‫استعفا میدی؟‬

322
00:20:09,000 --> 00:20:10,520
‫مگه راه دیگه‌ای هم دارم؟‬

323
00:20:11,680 --> 00:20:13,550
‫پاپا، همه‌چیز اینجا خیلی باشکوهه.‬

324
00:20:13,600 --> 00:20:15,080
‫میشه بیایم و یه مدت اینجا بمونیم؟‬

325
00:20:15,120 --> 00:20:17,120
‫خودش که گفت می‌تونیم.‬

326
00:20:25,200 --> 00:20:27,760
‫خیلی خوشحالم که تصمیم گرفتی به ما ملحق بشی.‬

327
00:20:27,840 --> 00:20:29,960
‫لرد کریک رو اونجا می‌بینم.‬

328
00:20:30,680 --> 00:20:33,000
‫بالاخره کمکی اهداء کرد؟‬

329
00:20:33,080 --> 00:20:34,310
‫هنوز داره سبک‌سنگین می‌کنه.‬

330
00:20:34,360 --> 00:20:36,000
‫بریم ببینیم می‌تونیم متقاعدش کنیم؟‬

331
00:20:39,080 --> 00:20:40,150
‫چه سعادتی!‬

332
00:20:40,200 --> 00:20:42,280
‫بله، حتماً همین‌طوره.‬

333
00:20:42,320 --> 00:20:44,510
‫از تماشای این نمایش لذت می‌برید؟‬

334
00:20:44,560 --> 00:20:46,510
‫کدوم نمایش به‌طور خاص؟‬

335
00:20:46,560 --> 00:20:49,630
‫اینکه پسرم داره عروسِ نوه‌تون رو‬

336
00:20:49,680 --> 00:20:50,790
‫دورِ سالن همراهی می‌کنه.‬

337
00:20:50,840 --> 00:20:52,800
‫البته ناگفته نمونه که‬

338
00:20:52,840 --> 00:20:54,550
‫پسر من گزینه‌ی خیلی مناسب‌تریه.‬

339
00:20:54,600 --> 00:20:55,910
‫مناسب‌تر برای چی؟‬

340
00:20:55,960 --> 00:20:57,870
‫همدم و همراهِ کاهنه‌ی اعظمِ‬

341
00:20:57,920 --> 00:20:59,680
‫جامعه‌ی اشرافیِ لندن.‬

342
00:20:59,960 --> 00:21:01,430
‫هرچند، در نهایت،‬

343
00:21:01,480 --> 00:21:03,880
‫پسرم سرِ عقل میاد‬

344
00:21:03,920 --> 00:21:05,240
‫و همه‌چیز ختم به خیر میشه.‬

345
00:21:05,280 --> 00:21:06,400
‫هوم.‬

346
00:21:14,200 --> 00:21:16,520
‫جالبه که چقدر شبیه همدیگه‌ان.‬

347
00:21:16,560 --> 00:21:18,640
‫خیلی بیشتر از شباهتِ اون و جو…‬

348
00:21:19,920 --> 00:21:21,760
‫یا تو و من.‬

349
00:21:25,480 --> 00:21:27,120
‫بریم دیگه؟‬

350
00:21:27,160 --> 00:21:28,510
‫همه‌چیز داره حسابی کسل‌کننده میشه.‬

351
00:21:28,560 --> 00:21:30,680
‫اوه، واقعاً؟‬
‫ متوجه نشدم.‬

352
00:21:31,680 --> 00:21:33,320
‫فکر کنم یه کم بیشتر می‌مونم.‬

353
00:21:37,640 --> 00:21:39,440
‫هرطور مایلی.‬

354
00:21:39,480 --> 00:21:41,160
‫خونه می‌بینمت.‬

355
00:21:52,480 --> 00:21:54,040
‫نمی‌تونم از الکس دست بکشم.‬

356
00:21:55,840 --> 00:21:58,920
‫یک بار این کار رو کردم و بزرگ‌ترین‬
‫اشتباه زندگیم بود.‬

357
00:21:58,960 --> 00:22:01,000
‫دست نکشیدن ازش در این شرایط،‬

358
00:22:01,520 --> 00:22:03,640
‫اشتباهِ به‌مراتب بزرگ‌تریه.‬

359
00:22:10,360 --> 00:22:20,360
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

360
00:22:27,080 --> 00:22:28,630
‫- برو به اتاقمون…‬
‫- منظورت چیه؟‬

361
00:22:28,680 --> 00:22:30,760
‫- کجا داری…؟‬
‫- و تا وقتی برگردم همون‌جا بمون.‬

362
00:22:36,760 --> 00:22:38,320
‫می‌بینی؟‬

363
00:22:38,360 --> 00:22:39,870
‫می‌بینی اون زن چه بلایی سرِ پسرمون آورده؟‬

364
00:22:39,920 --> 00:22:42,070
‫- می‌بینم ما چه بلایی سرش آوردیم.‬
‫- یعنی چی…؟‬

365
00:22:42,120 --> 00:22:44,710
‫الگویی از ازدواج بهش نشون دادیم‬
‫که توش شوهر یه دیکتاتوره…‬

366
00:22:44,760 --> 00:22:45,520
‫یه چی؟‬

367
00:22:45,560 --> 00:22:48,440
‫کسی که همسرش رو صرفاً به عنوان‬
‫یه وسیله‌ی تزئینی و یه میزبان قبول داره،‬

368
00:22:48,640 --> 00:22:50,240
‫اما نظراتش رو نادیده می‌گیره‬

369
00:22:50,280 --> 00:22:51,550
‫و انتظار داره هیچ آرزو و جاه‌طلبی‌ای‬

370
00:22:51,600 --> 00:22:52,990
‫فراتر از به دنیا آوردنِ‬
‫وارث براش نداشته باشه…‬

371
00:22:53,040 --> 00:22:54,190
‫عقلت رو از دست دادی؟‬

372
00:22:54,240 --> 00:22:56,030
‫و همین باعث شده که پسرمون‬
‫به کلی آمادگی نداشته باشه‬

373
00:22:56,080 --> 00:22:57,630
‫برای مواجهه با زنی که حاضر نیست‬

374
00:22:57,680 --> 00:22:59,070
‫صرفاً یه وسیله‌ی تزئینی باشه.‬

375
00:22:59,120 --> 00:23:00,750
‫اوه، شاید مجذوبِ زنی‬

376
00:23:00,800 --> 00:23:02,350
‫با روحیه‌ی مستقل و سرزنده بشه،‬

377
00:23:02,400 --> 00:23:04,670
‫اما الگوی رفتاریِ ما باعث شده فکر کنه‬

378
00:23:04,720 --> 00:23:06,870
‫که اون زن باید‬
‫کاملاً تحتِ سلطه‌اش باشه.‬

379
00:23:06,920 --> 00:23:08,200
‫و قانونِ مملکت هم‬

380
00:23:08,240 --> 00:23:09,910
‫پشتش درمیاد و حمایتش می‌کنه.‬

381
00:23:09,960 --> 00:23:11,160
‫شاید حمایتش کنه…‬

382
00:23:12,160 --> 00:23:14,960
‫اما در نهایت،‬
‫دلخوشیِ چندانی براش نخواهد داشت.‬

383
00:23:25,640 --> 00:23:27,950
‫چطور جرات کردی به همسر من نامه بنویسی؟!‬

384
00:23:28,000 --> 00:23:29,640
‫چطور جرات کردی نامه‌ی خصوصیِ اون رو باز کنی؟‬

385
00:23:29,680 --> 00:23:31,990
‫زنِ من نامه‌ی خصوصی نداره!‬

386
00:23:32,040 --> 00:23:34,120
‫تو یه مستبدِ پست و نفرت‌انگیزی!‬

387
00:23:36,800 --> 00:23:38,830
‫اصلاً نمی‌دونی چطور باید قدرِ آیرین رو بدونی.‬

388
00:23:38,880 --> 00:23:41,470
‫لطفاً همین الان از اتاقِ من گمشو بیرون،‬
‫قبل از اینکه…‬

389
00:23:41,520 --> 00:23:45,120
‫قبل از اینکه چی؟ ببخشید، اما در جایگاهی‬
‫نیستی که بخوای دستور صادر کنی.‬

390
00:23:45,400 --> 00:23:47,000
‫با این حرفت مخالفم.‬

391
00:23:47,520 --> 00:23:50,030
‫کارِ رابین هیل‬
‫ظرفِ سه ماه تموم نخواهد شد،‬

392
00:23:50,080 --> 00:23:51,920
‫پس توی دادگاه با من روبه‌رو میشی،‬

393
00:23:51,960 --> 00:23:54,190
‫جایی که من بی‌چون‌وچرا پیروز میشم.‬

394
00:23:54,240 --> 00:23:57,350
‫آبرو و اعتبارت بر باد میره.‬

395
00:23:57,400 --> 00:24:00,680
‫و همسرم هیچ‌وقت ترکم نخواهد کرد!‬

396
00:24:02,040 --> 00:24:04,480
‫جدی فکر می‌کنی‬
‫تهدیدهای تو من رو می‌ترسونه؟‬

397
00:24:06,720 --> 00:24:08,240
‫بهتره بترسونه.‬

398
00:24:09,360 --> 00:24:11,840
‫اما از اونجایی که مردِ منطقی‌ای هستم،‬

399
00:24:11,880 --> 00:24:14,040
‫یه پیشنهاد دیگه دارم؛‬

400
00:24:14,400 --> 00:24:17,800
‫راه‌حلی عالی برای همه‌مون.‬

401
00:24:19,080 --> 00:24:21,790
‫بخشیدنِ پاپا کارِ سختی بود؟‬

402
00:24:21,840 --> 00:24:25,350
‫مطمئن نیستم که به طور کامل بخشیده باشمش.‬

403
00:24:25,400 --> 00:24:27,190
‫اما انقدر با روی باز استقبال کردی.‬

404
00:24:27,240 --> 00:24:29,030
‫و در مراسم افتتاحیه‌ی «خانه‌ی امید»،‬

405
00:24:29,080 --> 00:24:30,880
‫خیلی بزرگوارانه درباره‌ی اون زن صحبت کردی.‬

406
00:24:31,280 --> 00:24:35,240
‫البته، و از تهِ دل گفتم…‬

407
00:24:35,840 --> 00:24:38,070
‫هرچند بخشی از وجودم‬
‫از این پیروزی لذت می‌بره.‬

408
00:24:38,120 --> 00:24:41,280
‫ببین چطور شوهرم رو پس گرفتم،‬

409
00:24:41,320 --> 00:24:44,200
‫و بچه‌های رقیبم رو مالِ خودم کردم.‬

410
00:24:44,320 --> 00:24:45,960
‫انتقام شیرینه…‬

411
00:24:48,680 --> 00:24:50,000
‫و زشت.‬

412
00:24:51,720 --> 00:24:55,310
‫و حتی کوچک‌ترین جرقه‌اش در دلم‬

413
00:24:55,360 --> 00:24:57,640
‫بهم میگه که هنوز کاملاً رها نکردم.‬

414
00:24:59,800 --> 00:25:00,960
‫چی رو رها نکردین؟‬

415
00:25:02,360 --> 00:25:04,350
‫نیاز به پیروز شدن رو.‬

416
00:25:04,400 --> 00:25:07,470
‫خشم و رنجشی که حقِ خودم می‌دونم،‬

417
00:25:07,520 --> 00:25:10,560
‫و زنده نگه داشتنش، در حقیقت،‬

418
00:25:10,600 --> 00:25:13,000
‫واقعاً طاقت‌فرساست.‬

419
00:25:15,400 --> 00:25:17,680
‫اما مگه حتی کوچک‌ترین حقی نداری‬

420
00:25:17,720 --> 00:25:20,790
‫که ازش دلخور باشی و کینه به دل بگیری؟‬

421
00:25:20,840 --> 00:25:22,480
‫چرا، معلومه که دارم.‬

422
00:25:23,640 --> 00:25:26,120
‫اما در نهایت،‬
‫واقعاً چه سودی به حالِ من داره؟‬

423
00:25:29,880 --> 00:25:32,670
‫با خودم میگم کاش می‌تونستم خیلی ساده…‬

424
00:25:32,720 --> 00:25:33,960
‫ببخشیش؟‬

425
00:25:35,480 --> 00:25:38,030
‫اما این کار به این معنی نیست که‬

426
00:25:38,080 --> 00:25:40,840
‫انگار هر کاری کرده اشکالی نداشته؟‬

427
00:25:40,880 --> 00:25:43,080
‫مسلماً کارش درست نبوده.‬

428
00:25:45,720 --> 00:25:47,800
‫اما اینکه مدام مرورش کنم،‬

429
00:25:47,840 --> 00:25:49,320
‫واقعاً سودی به حالم داره؟‬

430
00:25:50,480 --> 00:25:52,840
‫و اگه دست از مرورش بردارم،‬

431
00:25:52,880 --> 00:25:54,720
‫می‌تونم راحت ازش بگذرم و به زندگیم ادامه بدم؟‬

432
00:25:56,640 --> 00:25:58,680
‫فکر می‌کنید به همین سادگیه؟‬

433
00:25:58,720 --> 00:25:59,880
‫نه.‬

434
00:26:02,200 --> 00:26:03,640
‫اما فکر می‌کنم ضروریه.‬

435
00:26:32,400 --> 00:26:33,640
‫با اون فرار کنم؟‬

436
00:26:34,040 --> 00:26:34,790
‫این حرف واقعاً مضحکه!‬

437
00:26:34,840 --> 00:26:36,350
‫جدی که تصور نمی‌کنی…؟‬

438
00:26:36,400 --> 00:26:37,760
‫اینکه من رو به‬

439
00:26:37,800 --> 00:26:39,520
‫ اون پسره‌ی احمق بفروشی؟‬

440
00:26:39,760 --> 00:26:40,400
‫ نه.‬

441
00:26:42,080 --> 00:26:43,240
‫حتی برای یک لحظه هم همچین فکری نکردم.‬

442
00:26:43,280 --> 00:26:44,750
‫- خب، پس…‬
‫- اما نامردیِ واقعیِ تو،‬

443
00:26:44,800 --> 00:26:45,960
‫هدفِ اصلیِ‬

444
00:26:46,000 --> 00:26:48,040
‫سفرهات به برایتون،‬

445
00:26:48,240 --> 00:26:50,190
‫چیزیه که نمی‌تونم ببخشم.‬

446
00:26:50,240 --> 00:26:52,520
‫با اینکه می‌دونستی داشتنِ یک پسر‬

447
00:26:52,560 --> 00:26:53,990
‫چقدر برام مهم و باارزشه،‬

448
00:26:54,040 --> 00:26:55,800
‫تا نامِ خانواده رو زنده نگه داره…‬

449
00:26:57,560 --> 00:26:58,880
‫می‌خواستی من رو ازش محروم کنی؟‬

450
00:26:59,320 --> 00:27:00,630
‫مگه من شوهرِ بدی هستم؟‬

451
00:27:00,680 --> 00:27:03,150
‫مگه هر چیزی رو که یک زن ممکنه بخواد،‬
‫به پات نریختم؟‬

452
00:27:03,200 --> 00:27:04,800
‫این رو جدی می‌پرسی؟‬

453
00:27:08,440 --> 00:27:11,230
‫تو با فریبکاری منو به دام این ازدواج کشوندی!‬

454
00:27:11,280 --> 00:27:11,760
‫چطور؟‬

455
00:27:11,800 --> 00:27:13,230
‫بهم قول دادی توی پاریس زندگی کنیم.‬

456
00:27:13,280 --> 00:27:15,510
‫درباره‌ی دلایلِ‬
‫برگشتنمون دروغ گفتی. تو…‬

457
00:27:15,560 --> 00:27:17,350
‫مجبورم کردی اجرام رو کنار بذارم!‬

458
00:27:17,400 --> 00:27:18,670
‫چون به این نتیجه رسیدم‬

459
00:27:18,720 --> 00:27:19,880
‫که هیچ‌وقت نمی‌تونی هم اجرا کننده باشی‬

460
00:27:19,920 --> 00:27:21,000
‫و هم یک همسرِ شایسته!‬

461
00:27:21,240 --> 00:27:22,640
‫این دو تا با هم جور درنمیان!‬

462
00:27:23,760 --> 00:27:25,150
‫هر دومون رو بدبخت‬
‫و بیچاره می‌کردی.‬

463
00:27:25,200 --> 00:27:26,710
‫من همین الانش هم بدبختم!‬

464
00:27:26,760 --> 00:27:30,430
‫باید اجازه بدی اون‌طور که‬
‫صلاح می‌دونم عمل کنم،‬

465
00:27:30,480 --> 00:27:32,310
‫تا بدونم چی به صلاحِ ما، و به صلاحِ توئه.‬

466
00:27:32,360 --> 00:27:35,110
‫تو چطور می‌تونی بدونی چی به صلاحِ منه؟‬

467
00:27:35,160 --> 00:27:37,350
‫تو که جای من نیستی.‬

468
00:27:37,400 --> 00:27:39,280
‫نه، من تو نیستم.‬

469
00:27:40,440 --> 00:27:43,750
‫اما تو با جسم و روحت مالِ منی.‬

470
00:27:43,800 --> 00:27:45,040
‫تو متعلق به منی.‬

471
00:27:45,880 --> 00:27:48,720
‫من متعلق به هیچ‌کس نیستم.‬

472
00:27:49,560 --> 00:27:51,720
‫پیمانِ زناشویی‌ات رو فراموش کردی؟‬

473
00:27:53,600 --> 00:27:56,200
‫«با این حلقه، تو را به همسریِ خود درمی‌آورم.»‬

474
00:28:09,520 --> 00:28:12,280
‫می‌خوام نامزدی‌مون رو به هم بزنم.‬

475
00:28:12,320 --> 00:28:13,600
‫تقصیرِ منه.‬

476
00:28:14,120 --> 00:28:17,040
‫خودم رو متقاعد کرده بودم‬
‫که تو کسی هستی که در واقعیت نیستی.‬

477
00:28:17,520 --> 00:28:18,950
‫برات آرزوی خوشبختی می‌کنم،‬

478
00:28:19,000 --> 00:28:21,710
‫اما بعید می‌دونم کسی که دنبالشی‬

479
00:28:21,760 --> 00:28:22,790
‫به خواسته‌ات تن بده.‬

480
00:28:22,840 --> 00:28:24,320
‫منظورت کیه…؟‬

481
00:28:24,960 --> 00:28:27,000
‫آیرین.‬

482
00:28:31,920 --> 00:28:33,760
‫و اگه احیاناً برات سواله…‬

483
00:28:34,800 --> 00:28:36,160
‫می‌بخشمت.‬

484
00:28:44,440 --> 00:28:45,960
‫من تو رو هم می‌بخشم.‬

485
00:28:46,080 --> 00:28:48,360
‫اوه، و اگه واقعاً می‌خوایش،‬

486
00:28:48,400 --> 00:28:50,520
‫مبارکت باشه و ارزونیِ خودت.‬

487
00:29:02,160 --> 00:29:04,240
‫یه بار گفتی حاضری برام بمیری.‬

488
00:29:05,320 --> 00:29:07,150
‫بله.‬

489
00:29:07,200 --> 00:29:09,280
‫تنها چیزی که ازت می‌خوام کمکته.‬

490
00:29:10,120 --> 00:29:11,750
‫من رو ببر به یه جای امن‬

491
00:29:11,800 --> 00:29:13,190
‫که بتونم فکرام رو جمع‌وجور کنم‬

492
00:29:13,240 --> 00:29:15,960
‫و ببینم چطور می‌تونم خودم رو‬
‫از این ازدواج خلاص کنم.‬

493
00:29:21,200 --> 00:29:22,270
‫کجا داری میری؟‬

494
00:29:22,320 --> 00:29:24,560
‫واقعاً که فکر نمی‌کردی‬
‫باهات فرار می‌کنم؟‬

495
00:29:24,760 --> 00:29:25,800
‫نه.‬

496
00:29:26,800 --> 00:29:28,640
‫و حالا این رو می‌بینم.‬

497
00:29:28,680 --> 00:29:30,280
‫همه‌چیز برام روشن شد.‬

498
00:29:31,400 --> 00:29:33,240
‫و سومز هم کار رو راحت‌تر کرده.‬

499
00:29:33,280 --> 00:29:34,360
‫چطور؟‬

500
00:29:35,080 --> 00:29:37,520
‫از شکایتِ دادگاه صرف‌نظر کرد،‬
‫و مبلغِ هنگفتی بهم پیشنهاد داد‬

501
00:29:38,440 --> 00:29:40,430
‫تا لندن رو ترک کنم،‬

502
00:29:40,480 --> 00:29:42,880
‫و ارتباطم رو با تمامِ فورسایت‌ها قطع کنم؛‬

503
00:29:43,080 --> 00:29:45,080
‫به‌خصوص با تو، و دیگه هیچ‌وقت برنگردم.‬

504
00:29:46,080 --> 00:29:50,350
‫پوزش می‌خوام. من اون شوالیه‌ی‬
‫سوار بر اسبِ سفیدِ تو نیستم.‬

505
00:29:50,400 --> 00:29:51,910
‫و اگه سومز بفهمه‬
‫که بهت کمک کردم…‬

506
00:29:51,960 --> 00:29:53,990
‫اما من به‌خاطرِ تو ترکش نمی‌کنم.‬

507
00:29:54,040 --> 00:29:56,400
‫نه، داری به‌خاطرِ خودت ترکش می‌کنی،‬

508
00:29:56,560 --> 00:29:58,000
‫و این، دست‌کم،‬

509
00:29:58,040 --> 00:30:00,600
‫جای کمی دلخوشی داره.‬

510
00:31:13,920 --> 00:31:16,350
‫«طلای رَند فرانتیر»؛ غازی که‬

511
00:31:16,400 --> 00:31:20,270
‫به معنای واقعیِ کلمه تخمِ طلا گذاشت.‬

512
00:31:20,320 --> 00:31:22,750
‫«فورسایت و شرکا»‬
‫بازار رو قبضه کرده.‬

513
00:31:22,800 --> 00:31:25,840
‫خب، در همین رابطه…‬

514
00:31:30,000 --> 00:31:31,880
‫حالا باید استعفام رو تقدیم کنم.‬

515
00:31:33,240 --> 00:31:35,710
‫نمی‌تونم بخشی از شرکتی باشم‬
‫که سود به جیب می‌زنه‬

516
00:31:35,760 --> 00:31:37,720
‫در حالی که چشمش رو‬
‫به روی فرآیندی می‌بنده‬

517
00:31:37,800 --> 00:31:40,070
‫که برای تمامِ کسانی که‬

518
00:31:40,120 --> 00:31:41,750
‫باهاش سروکار دارن، مرگباره.‬

519
00:31:41,800 --> 00:31:43,160
‫آقای کولِ عزیز،‬

520
00:31:43,240 --> 00:31:46,320
‫رابطم در رَند بهم اطمینان داده‬
‫که جای هیچ نگرانی‌ای نیست.‬

521
00:31:46,400 --> 00:31:48,240
‫و از اونجایی که به تازگی خبر داده‬

522
00:31:48,280 --> 00:31:49,430
‫به‌زودی به لندن برمی‌گرده،‬

523
00:31:49,480 --> 00:31:50,870
‫خودِ آقای پرگرین‬

524
00:31:50,920 --> 00:31:52,190
‫می‌تونه هرگونه نگرانیِ شما،‬

525
00:31:52,240 --> 00:31:54,790
‫یا هر کس دیگه‌ای در این جمع رو برطرف کنه.‬

526
00:31:54,840 --> 00:31:55,790
‫مگه همچین چیزی محتمله؛‬

527
00:31:55,840 --> 00:31:57,310
‫اینکه بیاد و به خطراتِ کاری که‬

528
00:31:57,360 --> 00:31:59,630
‫انقدر سنگین توش سرمایه‌گذاری کرده‬
‫اعتراف کنه؟‬

529
00:31:59,680 --> 00:32:02,350
‫آه، اما تو یه هنرمندی، برادرزاده،‬

530
00:32:02,400 --> 00:32:05,430
‫و نظراتت رسماً هیچ ارزشی‬

531
00:32:05,480 --> 00:32:06,870
‫توی دنیای واقعی نداره.‬

532
00:32:06,920 --> 00:32:08,600
‫دنیایی که بسیار خوشحالم‬

533
00:32:08,640 --> 00:32:10,510
‫جایی توش ندارم.‬

534
00:32:10,560 --> 00:32:13,200
‫دوستِ من،‬

535
00:32:13,360 --> 00:32:14,120
‫بهت درود می‌فرستم.‬

536
00:32:15,040 --> 00:32:17,480
‫من هم همین‌طور، آیزاکِ عزیز.‬

537
00:32:27,200 --> 00:32:29,360
‫مردِ بااصولیه.‬

538
00:32:31,200 --> 00:32:32,480
‫اگه تو برگردی،‬

539
00:32:32,520 --> 00:32:35,670
‫شاید بتونی متقاعدش کنی‬
‫که اینجا به شدت بهش نیاز داریم.‬

540
00:32:35,720 --> 00:32:38,440
‫بابا، خودت که درک می‌کنی‬
‫الان بچه‌ها اولویتِ من هستن.‬

541
00:32:38,480 --> 00:32:40,560
‫نیاز به زمان دارم‬

542
00:32:40,600 --> 00:32:41,760
‫تا برای قدمِ بعدیمون برنامه‌ریزی کنم.‬

543
00:32:42,280 --> 00:32:44,280
‫البته، پسرم.‬

544
00:32:44,320 --> 00:32:46,360
‫هر چقدر زمان نیاز داری، راحت باش.‬

545
00:32:52,240 --> 00:32:53,360
‫ممنون.‬

546
00:33:05,280 --> 00:33:07,400
‫جون بچه‌ها رو برد به پارک.‬

547
00:33:08,720 --> 00:33:10,920
‫- از کجا…؟‬
‫- خودم ازش خواستم.‬

548
00:33:13,520 --> 00:33:16,950
‫می‌دونی،‬
‫حالا واقعاً می‌تونم جذابیتش رو درک کنم؛‬

549
00:33:17,000 --> 00:33:20,240
‫این سبک زندگی، سادگیش،‬

550
00:33:20,280 --> 00:33:22,000
‫و اینکه هیچ فشاری برای همرنگِ جماعت شدن نیست.‬

551
00:33:22,160 --> 00:33:24,880
‫تو اصلاً گزینه‌ی مناسبی‬
‫برای «فورسایت و شرکا» نبودی.‬

552
00:33:25,720 --> 00:33:27,990
‫متاسفم که سعی کردم به زور مناسبِ اونجا بارت بیارم.‬

553
00:33:28,040 --> 00:33:29,040
‫نه، متاسف نباش.‬

554
00:33:29,080 --> 00:33:31,000
‫تو بهم انگیزه دادی‬

555
00:33:31,040 --> 00:33:32,510
‫تا پشتکار به خرج بدم.‬

556
00:33:32,560 --> 00:33:34,710
‫نظم و انضباط و دقت رو یاد گرفتم؛‬

557
00:33:34,760 --> 00:33:36,950
‫چیزهایی که به عنوان یک هنرمند‬
‫به کارم میان.‬

558
00:33:37,000 --> 00:33:39,960
‫و من هم یاد گرفتم که‬
‫همه‌چیز در کنترلِ من نیست…‬

559
00:33:41,320 --> 00:33:42,590
‫یا در توانم نیست که ببخشم.‬

560
00:33:42,640 --> 00:33:43,990
‫و چی در توانت هست؟‬

561
00:33:44,040 --> 00:33:47,040
‫خونه‌ای برای بچه‌هات.‬

562
00:33:48,640 --> 00:33:50,040
‫و برای خودم چی؟‬

563
00:33:50,080 --> 00:33:51,160
‫خودت همچین چیزی می‌خوای؟‬

564
00:33:52,040 --> 00:33:54,110
‫راه‌حلِ خوشایندی می‌شد.‬

565
00:33:54,160 --> 00:33:56,800
‫اون‌ها ازت خوششون میاد، جوس و هولی رو میگم.‬

566
00:33:56,840 --> 00:33:58,510
‫از بابا و مادربزرگ هم خوششون میاد.‬

567
00:33:58,560 --> 00:34:00,680
‫اما حضورشون همیشه یادآورِ اون ماجرا خواهد بود.‬

568
00:34:01,440 --> 00:34:02,990
‫یادآورِ نامردیِ من؟‬

569
00:34:03,040 --> 00:34:05,040
‫بله.‬

570
00:34:07,600 --> 00:34:09,280
‫و من لیاقتم بیشتر از این‌هاست.‬

571
00:34:11,640 --> 00:34:15,520
‫کسی رو می‌خوام که درباره‌ی مهم‌ترین‬
‫چیزهای زندگی، با من هم‌عقیده باشه.‬

572
00:34:16,160 --> 00:34:17,400
‫درسته.‬

573
00:34:17,520 --> 00:34:19,320
‫تو در دنیایی شکوفا میشی که من ازش بی‌زارم.‬

574
00:34:19,360 --> 00:34:22,280
‫دنیایی که هیچ‌وقت‬
‫نتونست قدرِ تو رو بدونه.‬

575
00:34:22,840 --> 00:34:23,880
‫ده سال تمام،‬

576
00:34:23,920 --> 00:34:26,560
‫سعی کردم تو رو به شکلِ دلخواهم در بیارم…‬

577
00:34:27,440 --> 00:34:29,600
‫در حالی که فقط باید‬
‫از وجودت لذت می‌بردم.‬

578
00:34:35,880 --> 00:34:37,240
‫همیشه دوستت خواهم داشت.‬

579
00:34:38,520 --> 00:34:39,760
‫من هم همین‌طور.‬

580
00:34:42,080 --> 00:34:45,080
‫و همیشه خونه‌ای برای تو‬

581
00:34:45,120 --> 00:34:46,720
‫و بچه‌هات باز خواهد بود.‬

582
00:34:48,800 --> 00:34:50,160
‫اما فعلاً…‬

583
00:34:53,000 --> 00:34:54,160
‫بله.‬

584
00:34:55,880 --> 00:34:57,360
‫فکر کنم هر دومون می‌دونیم.‬

585
00:34:57,960 --> 00:35:00,520
‫اینکه هر دومون باید کنار بکشیم.‬

586
00:35:21,560 --> 00:35:23,920
‫بالاخره به جمعِ ما برگشت.‬

587
00:35:24,120 --> 00:35:25,000
‫و کی می‌دونه؟‬

588
00:35:26,120 --> 00:35:27,640
‫شاید بازگشتی به فرانسیس؟‬

589
00:35:28,520 --> 00:35:31,190
‫شاید حتی به «فورسایت و شرکا»؟‬

590
00:35:31,240 --> 00:35:36,160
‫و حالا می‌مونه اینکه‬
‫چطور با ملایمت به الکساندرا جوابِ رد بدم.‬

591
00:35:37,360 --> 00:35:39,320
‫مطمئن نیستم بتونم.‬

592
00:35:40,840 --> 00:35:43,230
‫اما یه راهِ دیگه هم هست.‬

593
00:35:43,280 --> 00:35:46,710
‫هری فالکونر اصلاً روحش هم خبر نداره‬
‫که پسرِ منه.‬

594
00:35:46,760 --> 00:35:49,110
‫الکساندرا خبر داره.‬

595
00:35:49,160 --> 00:35:52,880
‫اما اصلاً نمی‌دونه که اون کجاست.‬

596
00:35:53,640 --> 00:35:56,160
‫اگه یه روزی با من تماس بگیره،‬

597
00:35:56,200 --> 00:35:58,280
‫خیلی ساده…‬

598
00:35:58,800 --> 00:36:00,320
‫به الکساندرا چیزی نمیگم.‬

599
00:36:09,000 --> 00:36:11,390
‫ببخشید.‬
‫دیگه نتونستم صبر کنم تا این خبر رو بهتون بدم.‬

600
00:36:11,440 --> 00:36:12,560
‫هری نامه نوشته.‬

601
00:36:12,600 --> 00:36:13,470
‫به تو؟‬

602
00:36:13,520 --> 00:36:15,800
‫بله، داره میاد لندن،‬

603
00:36:15,840 --> 00:36:17,390
‫و قبول کرده که من رو ببینه.‬

604
00:36:17,440 --> 00:36:20,160
‫اوه، عزیزم، بی‌نهایت سپاسگزارم.‬

605
00:36:20,200 --> 00:36:21,590
‫و همین‌طور از شما، آن.‬

606
00:36:21,640 --> 00:36:22,990
‫اگه شما بهم نامه ننوشته بودین…‬

607
00:36:23,040 --> 00:36:26,030
‫واقعاً فکر نمی‌کنم‬
‫اینجا جای مناسبی برای…‬

608
00:36:26,080 --> 00:36:28,430
‫اوه، می‌دونم، اما طاقت نیاوردم‬
‫که بهت نگم.‬

609
00:36:28,480 --> 00:36:30,800
‫حتی فکرِ دیدنِ دوباره‌ی هری…‬

610
00:36:30,840 --> 00:36:31,880
‫الکس؟‬

611
00:36:38,240 --> 00:36:40,080
‫حالت چطوره، جیمز؟‬

612
00:36:43,440 --> 00:36:45,280
‫چطور سر از اینجا درآوردی؟ ام…‬

613
00:36:47,120 --> 00:36:49,480
‫چند وقته که شما دو تا…؟‬

614
00:36:50,600 --> 00:36:52,280
‫و هری کیه؟‬

615
00:36:54,520 --> 00:36:55,920
‫فالکونر.‬

616
00:36:56,360 --> 00:36:58,440
‫چی، موکلِ ما؟‬

617
00:36:58,480 --> 00:36:59,880
‫و پسرِ من.‬

618
00:37:02,320 --> 00:37:03,760
‫و پدرش؟‬

619
00:37:05,840 --> 00:37:07,990
‫چرا باید همچین کاری بکنه؟‬

620
00:37:08,040 --> 00:37:10,710
‫چون یه پیرزنِ فضول و نادونه.‬

621
00:37:10,760 --> 00:37:13,430
‫و اون خانم، مادرش…؟‬

622
00:37:13,480 --> 00:37:15,520
‫اسمش…‬

623
00:37:15,560 --> 00:37:17,830
‫الکساندراست.‬

624
00:37:17,880 --> 00:37:20,150
‫چرا عمو انقدر گارد گرفته بود و تدافعی رفتار می‌کرد؟‬

625
00:37:20,200 --> 00:37:22,240
‫چون اون خانم جایگاهِ ویژه‌ای‬

626
00:37:22,280 --> 00:37:24,080
‫توی قلبِ عموت داره…‬

627
00:37:26,360 --> 00:37:28,270
‫و همین‌طور توی قلبِ پدرت،‬

628
00:37:28,320 --> 00:37:30,360
‫به عنوانِ عشقِ اولش و دلیلی که باعث شد‬

629
00:37:30,400 --> 00:37:31,870
‫با عجله به ازدواج با من وادارش کنن.‬

630
00:37:31,920 --> 00:37:32,870
‫چی؟‬

631
00:37:32,920 --> 00:37:34,910
‫تا جلوش رو بگیرن که با افتادن دنبالِ یه بازیگرِ سطحِ پایین،‬

632
00:37:34,960 --> 00:37:36,400
‫آبروی خانواده رو نبره.‬

633
00:37:37,840 --> 00:37:40,910
‫بابا، این حرف حقیقت داره؟‬

634
00:37:40,960 --> 00:37:42,960
‫حاضر نیستم با جواب دادن به همچین حرفِ مضحکی،‬

635
00:37:43,000 --> 00:37:44,110
‫بهش ارزش و اعتبار بدم!‬

636
00:37:44,160 --> 00:37:45,920
‫به همین خاطره که هیچ‌وقت انقدر معرفت نداشتی‬

637
00:37:45,960 --> 00:37:47,280
‫که درباره‌اش با من حرف بزنی؟‬

638
00:37:47,800 --> 00:37:49,560
‫البته ما هیچ‌وقت با هم حرف نمی‌زنیم.‬

639
00:37:49,600 --> 00:37:51,800
‫تو نطق می‌کنی و من فقط گوش میدم.‬

640
00:37:52,480 --> 00:37:54,440
‫حواست رو جمع کن، عزیزم.‬

641
00:37:54,520 --> 00:37:57,030
‫خیلی طول کشید‬
‫تا من سرِ عقل بیام.‬

642
00:37:57,080 --> 00:38:00,600
‫واقعاً امیدوارم از‬
‫اشتباهاتِ پدرت درس بگیری،‬

643
00:38:00,880 --> 00:38:02,920
‫قبل از اینکه خیلی دیر بشه.‬

644
00:38:43,280 --> 00:38:46,150
‫خب، پس میرین اروپا.‬
‫هوم.‬

645
00:38:46,200 --> 00:38:48,390
‫دقیقاً کِی حرکت می‌کنید؟‬

646
00:38:48,440 --> 00:38:50,560
‫اگه چیزِ دیگه‌ای معطلم نکنه…‬

647
00:38:52,280 --> 00:38:53,320
‫فردا.‬

648
00:38:54,000 --> 00:38:56,080
‫پس باید با هم خداحافظی کنیم.‬

649
00:38:58,000 --> 00:38:59,440
‫اگه این‌طور مایلید.‬

650
00:39:01,920 --> 00:39:04,160
‫چیزی که مایلم اینه که موضوعی رو که‬

651
00:39:04,200 --> 00:39:05,870
‫در باغ فرامپتون مطرح کردید،‬

652
00:39:05,920 --> 00:39:07,560
‫به دستِ فراموشی سپرده بشه.‬

653
00:39:08,880 --> 00:39:10,080
‫پیشنهادِ من رو؟‬

654
00:39:11,200 --> 00:39:14,470
‫حیرت‌زده‌ام که چطور جسارتِ‬
‫مطرح کردنش رو پیدا کردید،‬

655
00:39:14,520 --> 00:39:17,630
‫با اینکه می‌دونستید هر دوی ما رو‬
‫به چه رسواییِ بزرگی می‌کشونه.‬

656
00:39:17,680 --> 00:39:19,990
‫از جامعه طرد می‌شدیم.‬

657
00:39:20,040 --> 00:39:21,790
‫مادرتون از شدتِ خشم آتیش می‌گرفت.‬

658
00:39:21,840 --> 00:39:24,560
‫مطمئناً آتیشِ‬
‫دیدنی و قشنگی به پا می‌کرد.‬

659
00:39:25,960 --> 00:39:27,520
‫چیزی که…‬

660
00:39:29,280 --> 00:39:31,560
‫با کمالِ میل تحملش می‌کردم،‬
‫اگه فقط شما حاضر می‌شدید…‬

661
00:39:33,880 --> 00:39:35,160
‫حاضر نمیشم.‬

662
00:39:36,480 --> 00:39:38,280
‫من و جو بالا سر بچه‌هامون هستیم.‬

663
00:39:41,200 --> 00:39:42,390
‫متوجهم.‬

664
00:39:42,440 --> 00:39:43,720
‫با این حال…‬

665
00:39:45,160 --> 00:39:46,280
‫بله؟‬

666
00:39:48,720 --> 00:39:51,280
‫قراره مدتی رو دور از هم بگذرونیم.‬

667
00:39:52,760 --> 00:39:55,110
‫و اگه، در طولِ‬
‫این مدت جدایی،‬

668
00:39:55,160 --> 00:39:57,870
‫گذرم به ونیز بیفته،‬

669
00:39:57,920 --> 00:40:01,480
‫مثلاً در روزِ دوازدهم آگوست،‬

670
00:40:01,520 --> 00:40:03,680
‫ساعتِ سه، در کافه فلوریان،‬

671
00:40:04,040 --> 00:40:05,950
‫و تصمیم بگیرم برای دو نفر،‬

672
00:40:06,000 --> 00:40:07,920
‫کوکتل میوه‌ای سفارش بدم…‬

673
00:40:08,840 --> 00:40:10,600
‫می‌تونم انتظارِ هم‌صحبتی رو داشته باشم؟‬

674
00:40:12,000 --> 00:40:13,800
‫اصلاً نیازی به پرسیدن داره؟‬

675
00:40:56,080 --> 00:40:57,720
‫اتفاق افتاد، مگه نه؟‬

676
00:40:59,840 --> 00:41:01,680
‫رفت.‬

677
00:41:07,200 --> 00:41:08,400
‫بی‌هیچ حرفی.‬

678
00:41:09,680 --> 00:41:11,600
‫بی‌هیچ توضیحی. همین‌طوری…‬

679
00:41:17,480 --> 00:41:19,160
‫اما هر کجا که باشه…‬

680
00:41:21,280 --> 00:41:22,600
‫پیداش می‌کنم.‬

681
00:41:24,800 --> 00:41:26,440
‫میرم و برش می‌گردونم.‬

682
00:41:32,320 --> 00:41:34,800
‫و دیگه هیچ‌وقت نمی‌ذارم‬
‫از جلوی چشمم دور بشه.‬

683
00:41:36,800 --> 00:41:46,800
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M