1
00:00:14,458 --> 00:00:21,541
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫«ترجمه از محمد سید»

2
00:00:26,500 --> 00:00:29,875
‫فرآیند پرورش یه گیاه ماری‌جوآنا...

3
00:00:29,916 --> 00:00:32,125
‫حداقل سه ماه زمان می‌بره،

4
00:00:33,791 --> 00:00:35,250
‫البته بستگی به گونه‌اش داره.

5
00:00:44,625 --> 00:00:46,541
‫وقتی خشک و فرآوری شد...

6
00:00:47,250 --> 00:00:48,250
‫بسته‌بندی‌اش می‌کنم

7
00:00:51,250 --> 00:00:53,166
‫و به توزیع‌کننده‌هامون ارسالش می‌کنم.

8
00:00:54,791 --> 00:00:55,791
‫ولی قبلش...

9
00:00:56,291 --> 00:01:00,125
‫باید یه تستِ تشریفاتی، از محصول انجام بدم.

10
00:01:00,250 --> 00:01:03,791
‫این کار برای حصولِ اطمینان
‫از رضایت کاملِ مشتری‌ـه.

11
00:01:04,750 --> 00:01:06,000
‫پس بهتره شروع کنیم.

12
00:01:07,000 --> 00:01:17,000
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

13
00:01:20,750 --> 00:01:22,500
‫امیدوارم راحت تحویل بدی، جیمی.

14
00:01:23,416 --> 00:01:24,416
‫خداحافظ.

15
00:01:51,375 --> 00:01:53,000
‫صبح بخیر. چی میل دارید؟

16
00:01:53,125 --> 00:01:55,041
‫سلام. خب...

17
00:01:56,250 --> 00:01:59,375
‫می‌شه تخم‌مرغ و پنکیکِ بیکن رو
‫به‌صورت طبقاتی بهم بدین لطفاً؟

18
00:01:59,916 --> 00:02:01,541
‫چندتا پنیر سوخاری حلقه‌ای هم بذارید.

19
00:02:02,375 --> 00:02:04,250
‫یه میلک‌شیک موزی هم باهاش می‌دین لطفاً؟

20
00:02:04,291 --> 00:02:05,500
‫الان آماده میکنیم براتون.

21
00:02:07,666 --> 00:02:11,875
‫راستی، خیلی می‌بخشید،
‫می‌شه از اون سُس مخصوص‌تون هم باهاش بدین؟

22
00:02:11,916 --> 00:02:14,750
‫سُس مخصوص روی میزه.
‫از خودتون پذیرایی کنید.

23
00:02:15,666 --> 00:02:16,666
‫بسیار خب.

24
00:02:27,916 --> 00:02:30,041
‫پنیر سوخاریِ حلقه‌ای رو
‫نمی‌شه بدون سُس مخصوص خورد.

25
00:02:30,916 --> 00:02:31,916
‫ممنون.

26
00:02:36,166 --> 00:02:37,875
‫بعضی‌ها می‌گن همون کچاپ و مایونزه.

27
00:02:38,000 --> 00:02:39,666
‫ولی حالی‌شون نیست چی می‌گن.

28
00:02:39,750 --> 00:02:42,125
‫این سُس هزار جزیره‌ست، درسته؟

29
00:02:42,250 --> 00:02:44,875
‫دقیقاً.
‫مواد سرّی تشکیل‌دهنده‌اش رو فراموش کردن.

30
00:02:45,791 --> 00:02:48,500
‫فکر می‌کردم توش آب‌لیمو ریختن
‫ولی الان خیلی مطمئن نیستم.

31
00:02:49,500 --> 00:02:53,625
‫همیشه روی فرضیه‌های جدید کار می‌کردم
‫که مثلاً توش «ترب کوهی» ریختن.

32
00:02:53,666 --> 00:02:54,875
‫ترب کوهی؟

33
00:02:55,625 --> 00:02:56,625
‫چه جالب.

34
00:02:57,875 --> 00:03:01,250
‫نگو که می‌خوای اون رو بریزی
‫روی تخم‌مرغ و پنکیک بیکنِ طبقاتی‌ات.

35
00:03:02,791 --> 00:03:07,625
‫می‌دونم به‌نظر خیلی اشتباه میاد
‫ولی باور کن مزه‌اش خیلی درسته.

36
00:03:07,666 --> 00:03:11,250
‫- فکر کردم فقط من این کار رو می‌کنم.
‫- چی؟ شوخی‌ات گرفته؟

37
00:03:12,250 --> 00:03:16,416
‫الان یه بشقاب همون‌جوری خوردم.
‫بعدش می‌خوام پنیر سوخاری‌هام رو بخورم.

38
00:03:16,916 --> 00:03:18,450
‫آها، دیدی چی شد؟

39
00:03:18,500 --> 00:03:20,250
‫من اول پنیرهای سوخاری‌ام رو می‌خورم.

40
00:03:20,291 --> 00:03:23,250
‫آخه می‌دونی،
‫باید تا وقتی داغن خوردشون.

41
00:03:23,375 --> 00:03:25,750
‫نه، من ترجیح می‌دم
‫نزدیک به دمای محیط باشن.

42
00:03:27,000 --> 00:03:28,000
‫هوم.

43
00:03:32,625 --> 00:03:33,500
‫می‌دونی چیه؟

44
00:03:33,541 --> 00:03:36,125
‫یه دونه‌اش رو می‌ذارم کنار،
‫تا یه‌کم خنک بشه.

45
00:03:36,708 --> 00:03:38,000
‫ببینم حق با توئه یا نه.

46
00:03:43,166 --> 00:03:44,416
‫راستی من گابریل هستم.

47
00:03:44,708 --> 00:03:45,833
‫جیمی.

48
00:03:46,916 --> 00:03:49,375
‫اوه! وای خدا. واقعاً شرمنده‌ام.

49
00:03:49,500 --> 00:03:51,125
‫اشکالی نداره. عمدی که نبود.

50
00:03:51,250 --> 00:03:52,866
‫- بذار یه نوشیدنی دیگه برات بگیرم.
‫- مسئله‌ای نیست.

51
00:03:52,916 --> 00:03:55,291
‫- فکرش رو نکن. لازم نیست.
‫- نه، جداً خودم دوست دارم.

52
00:03:55,375 --> 00:03:57,416
‫- حداقل کاریه که می‌تونم بکنم.
‫- مطمئنی؟

53
00:03:57,500 --> 00:03:59,625
‫آره. میلک‌شیکِ وانیلی؟

54
00:03:59,666 --> 00:04:02,375
‫راستش موزی بود.

55
00:04:02,750 --> 00:04:04,125
‫طعم مورد علاقۀ منم همونه.

56
00:04:05,500 --> 00:04:07,125
‫چی؟

57
00:04:19,500 --> 00:04:21,250
‫یه میلک‌شیکِ موزی بهم می‌دین؟

58
00:04:54,625 --> 00:04:56,625
‫[شمارۀ مخاطب]

59
00:04:57,916 --> 00:05:00,000
‫این‌جوری می‌تونی باهام در تماس باشی.

60
00:05:01,750 --> 00:05:05,291
‫یعنی اگه بخوای دوباره
‫میلک‌شیکِ کسی رو بریزی روی زمین.

61
00:05:05,375 --> 00:05:06,541
‫ممنون جیمی.

62
00:05:09,125 --> 00:05:10,500
‫از آشنایی‌ات خوشحال شدم.

63
00:05:32,125 --> 00:05:34,250
‫اوه، گندش بزنن!

64
00:05:34,375 --> 00:05:35,166
‫♪ گندش بزنن ♪

65
00:05:37,500 --> 00:05:39,875
‫- ♪ گندش بزنن ♪
‫- ♪ گندش بزنن ♪

66
00:05:40,000 --> 00:05:41,375
‫♪ گندش بزنن ♪

67
00:05:42,125 --> 00:05:43,875
‫♪ گندش بزنن ♪

68
00:05:44,208 --> 00:05:48,541
‫[قسمت سوم: ماری‌جوآنای من کجاست؟]

69
00:05:55,625 --> 00:05:56,625
‫آهای!

70
00:05:57,041 --> 00:05:58,291
‫می‌خوای مبارزه کنیم؟

71
00:06:01,291 --> 00:06:03,375
‫سر به سرت گذاشتم، رفیق.
‫شوخی کردم.

72
00:06:03,416 --> 00:06:04,750
‫مگر اینکه خودت بخوای.

73
00:06:05,750 --> 00:06:07,583
‫شما نظامی‌ها عاشق درگیری هستید، مگه نه؟

74
00:06:08,875 --> 00:06:10,375
‫راستش، دنبال خواهرت می‌گشتم.

75
00:06:10,416 --> 00:06:11,750
کاری داشتی باهاش؟

76
00:06:12,083 --> 00:06:13,208
‫آره یه موضوع کاریه.

77
00:06:13,250 --> 00:06:14,625
‫به نفعته همین‌طور باشه.

78
00:06:17,083 --> 00:06:18,750
‫شوخی کردم بابا.

79
00:06:18,791 --> 00:06:22,291
‫ولی مواظب خودت باش. اون خیلی عجیبه 
‫شاید بهتر باشه همین جا بمونی.

80
00:06:23,875 --> 00:06:25,366
‫یعنی چی که نمی‌تونی جیمی رو پیدا کنی؟

81
00:06:25,416 --> 00:06:28,666
‫درِ خونه‌اش رو بزن، بکوب به پنجره‌اش،
‫صندوق پُست لامصبش رو تکون بده.

82
00:06:28,750 --> 00:06:31,375
‫شاید اون‌قدر نشئه کرده
‫که یادش رفته امروز چندشنبه‌ست.

83
00:06:31,500 --> 00:06:34,250
‫نگران آلبانی‌ها نباش.
‫آدم‌شون کردم.

84
00:06:34,750 --> 00:06:37,541
‫می‌شه روشون حساب کرد.
‫آره، اون الان اینجا پیشمه.

85
00:06:37,875 --> 00:06:39,750
‫تو روی پیدا کردنِ جیمی تمرکز کن، خب؟

86
00:06:40,416 --> 00:06:41,833
‫وقتی رسیدی اونجا بهم زنگ بزن.

87
00:06:42,500 --> 00:06:44,375
‫صبح بخیر، سوزی.

88
00:06:45,416 --> 00:06:47,791
‫جیمی گوشی‌اش رو جواب نمی‌ده.

89
00:06:47,875 --> 00:06:51,500
‫پس در حال حاضر
‫وسط بررسیِ چندتا سناریوی مختلف هستیم.

90
00:06:52,125 --> 00:06:54,083
‫خب، متأسفانه منم نتونستم پیداش کنم.

91
00:06:54,125 --> 00:06:55,916
‫هیچ‌کدوم از کارکنانم هم نتونستن.

92
00:06:56,000 --> 00:06:59,125
‫و علی‌رغم این موضوع که
‫۲۴ ساعته با فِرِدی وقت می‌گذروندن

93
00:06:59,166 --> 00:07:00,250
‫اونم نتونست پیداش کنه.

94
00:07:00,541 --> 00:07:03,250
‫تحقیقات‌مون روی مِلک تو تموم شد.

95
00:07:03,375 --> 00:07:05,000
‫صحیح.
‫خب پس چرا گفتی بیام اینجا؟

96
00:07:05,041 --> 00:07:06,491
‫خب، همون‌طور که احتمالاً تصور کردی

97
00:07:06,541 --> 00:07:10,000
‫مشتری‌ای که منتظر اون محموله بود
‫یه‌جورایی دلخور شده.

98
00:07:13,625 --> 00:07:14,625
‫ماری‌جوآنای من کجاست؟

99
00:07:14,666 --> 00:07:17,666
‫لابد توضیح دادی که
‫یه تأخیرِ پیش‌بینی‌نشده به وجود اومده دیگه؟

100
00:07:17,750 --> 00:07:20,166
‫الان چند سالی می‌شه که داریم با «تونی بلر»
‫معامله می‌کنیم

101
00:07:20,250 --> 00:07:22,375
‫ولی خیلی آدم باهوشی نیست.

102
00:07:22,416 --> 00:07:23,875
‫ماری‌جوآنای من کجاست؟

103
00:07:24,000 --> 00:07:25,750
‫یه تأخیر پیش‌بینی‌نشده داشتیم.

104
00:07:25,791 --> 00:07:29,500
‫- صبر کن ببینم. تونی بلر؟
‫- اون کوزوو-آلبانیایی‌ـه. (دورگه)

105
00:07:29,541 --> 00:07:32,250
‫تونی بلر (نخست‌وزیر سابق انگلیس)
‫اون زمان براشون حکم ناجی رو داشته.

106
00:07:32,291 --> 00:07:33,333
‫اسم خیلی محبوبی‌ـه.

107
00:07:33,375 --> 00:07:35,041
‫- اون یه مقدار احمقه.
‫- آره.

108
00:07:35,125 --> 00:07:37,200
‫ولی برای پول‌درآوردن خوبه.

109
00:07:37,250 --> 00:07:39,000
‫نمی‌تونی پولش رو بهش پس بدی؟

110
00:07:39,041 --> 00:07:41,375
‫پولی که بهت داده می‌شه رو نباید پس بدی.

111
00:07:41,500 --> 00:07:42,875
‫اون‌وقت دلیلش چیه؟

112
00:07:43,250 --> 00:07:44,750
‫صرفاً یه کاریه که نباید بکنی.

113
00:07:44,791 --> 00:07:47,250
‫خب، پس مجبوری بهش بگی صبور باشه.

114
00:07:47,375 --> 00:07:49,125
‫این ماه شاید یه ذره دیر برسه.

115
00:07:49,250 --> 00:07:52,250
‫آره، ولی یادت رفته روال کارمون چطوره؟
‫ماری‌جوآناهای من کجان؟

116
00:07:52,375 --> 00:07:53,991
‫سعی‌مون رو می‌کنیم ولی زندگی خیلی کوتاهه.

117
00:07:54,041 --> 00:07:56,375
‫با توجه به اینکه اگه مردم
‫به مرور زمان فکر کنن...

118
00:07:56,500 --> 00:07:59,625
‫زنجیرۀ تأمین و توزیع‌مون
‫غیرقابل اعتماده، خیلی مشکل‌ساز می‌شه؛

119
00:07:59,666 --> 00:08:01,125
‫باید دلش رو به یه چیزی خوش کنیم.

120
00:08:01,250 --> 00:08:04,500
‫ببینیم چیزی هست که بتونیم باهاش
‫این مشکلِ ناراحت‌کننده رو جبران کنیم یا نه.

121
00:08:04,625 --> 00:08:07,458
‫اون ماشینه رو می‌بینی؟
‫جزو بهترین ماشین‌های بازاره.

122
00:08:07,500 --> 00:08:09,791
‫شغل دوم من اینه که ماشین خرید و فروش می‌کنم.

123
00:08:09,875 --> 00:08:12,250
‫واردات و صادرات.
‫از همه‌جای دنیا سفارش می‌گیرم.

124
00:08:12,291 --> 00:08:14,375
‫ماشین رو برمی‌دارم و به مشتری تحویل می‌دم.

125
00:08:14,416 --> 00:08:17,375
‫بوم! قیمت خوب! پول نقد میاد توی دست!
‫دست‌مریزاد!

126
00:08:18,250 --> 00:08:21,416
‫ولی چند روز پیش به یه مشکلی بر خوردیم
‫که دست و بال‌مون رو بست.

127
00:08:21,500 --> 00:08:22,500
‫بست!

128
00:08:22,541 --> 00:08:24,583
‫(مُچ‌بندِ پلیس برای خلافکارهایی که
‫آزادی مشروط دارن)

129
00:08:24,625 --> 00:08:27,250
‫که سودِ این کسب‌وکارمون رو
‫به‌شدت محدود کرد.

130
00:08:27,291 --> 00:08:28,166
‫به‌شدت!

131
00:08:28,250 --> 00:08:31,541
‫پس چون محموله‌اش با تأخیر می‌رسه
‫بهش قول دادی یه ماشین براش بدزدی؟

132
00:08:31,625 --> 00:08:35,041
‫هر ماشینی نه.
‫این یه ماشین خیلی به‌خصوص‌ـه.

133
00:08:35,125 --> 00:08:36,625
‫لامبورگینی اوراکان.

134
00:08:36,666 --> 00:08:38,616
‫- سبز.
‫- می‌دونم قراره بره کجا.

135
00:08:38,666 --> 00:08:40,250
‫می‌دونم کِی قراره بره اونجا.

136
00:08:40,750 --> 00:08:43,375
‫فقط یه کمک ریز برای گرفتن و
‫تحویل‌دادنش نیاز دارم.

137
00:08:43,500 --> 00:08:44,916
‫اون‌وقت چرا قبول کردی؟

138
00:08:45,000 --> 00:08:47,041
‫انتظار ندارم ریزه‌کاری‌های همزیستانۀ...

139
00:08:47,125 --> 00:08:50,625
‫اکوسیستمی که به کسب‌وکارمون
‫امکانِ شکوفایی می‌ده رو درک کنی

140
00:08:50,750 --> 00:08:51,916
‫ولی بله، قبول کردم.

141
00:08:51,958 --> 00:08:53,000
‫دست‌مریزاد.

142
00:08:53,125 --> 00:08:56,250
‫اگه اشتباه نکنم این مسئله‌ایه که
‫تو و تیمت حلش می‌کنید دیگه؟

143
00:08:56,375 --> 00:08:59,625
‫تیم من در حال حاضر تمرکزش رو
‫گذاشته روی مشکل اول:

144
00:08:59,666 --> 00:09:01,625
‫اینکه بفهمن محمولۀ ماری‌جوآنا چی شده.

145
00:09:01,750 --> 00:09:04,625
‫می‌مونه مشکل دوم:
‫دزدیدنِ ماشین.

146
00:09:04,750 --> 00:09:08,166
‫که از حق نگذریم، اهمیتش کمتره
‫و حقیقتاً از شأن من به دورـه.

147
00:09:08,250 --> 00:09:12,625
‫در هر صورت، بازم باید با سطحی از زبردستی
‫بهش رسیدگی بشه.

148
00:09:13,500 --> 00:09:15,916
‫و با توجه به مفاد توافق‌مون...

149
00:09:16,916 --> 00:09:19,000
‫گفتم شاید تو مایل باشی پا پیش بذاری.

150
00:09:20,791 --> 00:09:23,291
‫چرا من آخه؟
‫چرا به یکی از همکارهای عزیزت نمی‌گی؟

151
00:09:23,583 --> 00:09:25,750
‫این تقاضا رو بابام داده.

152
00:09:25,875 --> 00:09:28,875
‫اینکه انگیزه‌اش چیه معلوم نیست.

153
00:09:29,875 --> 00:09:30,875
‫هوم.

154
00:09:32,000 --> 00:09:35,041
‫خب، اگه این کار رو قبول می‌کردم...

155
00:09:38,541 --> 00:09:40,866
‫به‌طرز چشمگیری خارج از چارچوب‌های...

156
00:09:40,916 --> 00:09:43,750
‫معین‌شده در متن و مفهومِ توافق‌مون می‌شد.

157
00:09:43,875 --> 00:09:44,875
‫بنابراین...

158
00:09:45,875 --> 00:09:47,541
‫در عوض یه چیزی می‌خوام.

159
00:09:47,916 --> 00:09:49,666
‫باید دقیق‌تر بگی.

160
00:09:49,750 --> 00:09:52,500
‫خب، صحبت از سودِ افزایش‌یافته کردی.

161
00:09:52,541 --> 00:09:54,916
‫چطوره با یه رقمی شروع کنیم
‫و بعدش روی یه چیزی توافق کنیم؟

162
00:09:57,541 --> 00:09:59,000
‫رقم می‌خوای؟

163
00:10:00,375 --> 00:10:02,541
‫باشه. یه رقمی بهت می‌دم.

164
00:10:04,416 --> 00:10:05,416
‫خوبه.

165
00:10:06,125 --> 00:10:09,000
‫ضمناً قرار گذاشته بودیم تا آخر سال
‫از مِلک‌ام برید.

166
00:10:09,041 --> 00:10:12,875
‫ولی مشخص نکرده بودیم
‫که منظور سال مالی‌ـه یا سال تقویمی.

167
00:10:13,375 --> 00:10:15,750
‫شاید بهتر باشه یه تاریخی مشخص کنیم.

168
00:10:16,416 --> 00:10:17,791
‫باید سررسیدم رو چک کنم.

169
00:10:20,041 --> 00:10:21,125
‫ولی باشه.

170
00:10:22,166 --> 00:10:24,250
‫پس بریم مشکل کوچیکت رو حل کنیم.

171
00:10:26,041 --> 00:10:27,750
‫تونی بلر گفت توی تعمیرگاه قرار بذاریم.

172
00:10:27,875 --> 00:10:30,250
‫خب، پس باید برنامه‌های عصرم رو تغییر بدم.

173
00:10:32,250 --> 00:10:34,041
‫نمی‌دونم بابا چی توی اون یارو می‌بینه.

174
00:10:34,125 --> 00:10:36,708
‫صرفاً چون سربازه؟
‫توی دنیای واقعی این چیزا اهمیتی ندارن.

175
00:10:38,041 --> 00:10:41,333
‫نه، ولی آدم کُشته
‫و اسیرِ بحران وجودی نشده.

176
00:10:41,375 --> 00:10:43,625
‫هر کی دیگه بود با عرق سرد از خواب بیدار می‌شد.

177
00:10:43,666 --> 00:10:45,366
‫دوک راحت سرش رو گذاشته زمین و خوابیده.

178
00:10:45,416 --> 00:10:47,208
‫تو از کجا می‌دونی؟

179
00:10:47,250 --> 00:10:48,500
‫همین‌جوری استعاری گفتم.

180
00:10:48,541 --> 00:10:52,875
‫ببین، واقعیتش ۲۴ تا دوک توی این کشور هست.

181
00:10:53,000 --> 00:10:54,541
‫این آقا به‌نظر میاد تنها دوکی‌ـه

182
00:10:54,583 --> 00:10:58,125
‫که هم می‌تونه
‫افراد طبقات بالای جامعه رو کنترل کنه

183
00:10:58,250 --> 00:11:00,541
‫و هم بدونِ هیچ نگرانی‌ای
‫یه تیر توی سرِ یه نفر خالی کنه.

184
00:11:00,583 --> 00:11:02,158
‫این قضیه مفیدش می‌کنه؟

185
00:11:02,208 --> 00:11:05,541
‫توی دنیای خیلی به‌خصوص و منحصربه‌فردی که
‫ما توش فعالیت می‌کنیم...

186
00:11:06,291 --> 00:11:07,500
‫آره.

187
00:11:07,541 --> 00:11:10,500
‫راستش فرصت خیلی محدودی دارید.

188
00:11:10,625 --> 00:11:13,000
‫این خودروی منحصربه‌فرد
‫فقط دو روز توی لندن می‌مونه

189
00:11:13,041 --> 00:11:14,666
‫و بعدش منتقل می‌شه.

190
00:11:15,958 --> 00:11:17,875
‫اونجا رو یه خانم به اسم «مرسی» می‌گردونه.

191
00:11:20,000 --> 00:11:23,166
‫توی دنیای ماشین‌های پیشرفتۀ ارتقاییِ لوکس

192
00:11:23,250 --> 00:11:25,000
‫برای خودش اسمی به‌هم زده.

193
00:11:25,041 --> 00:11:27,708
‫بعضی‌هاش قانونی، بعضی‌هاش غیرقانونی.

194
00:11:28,375 --> 00:11:30,750
‫قشنگی‌اش به همینه.
‫اون فروشندۀ ماشین‌های دست‌دومه،

195
00:11:30,791 --> 00:11:33,125
‫برای همین گروهش خطرناک و خشن نیستن.

196
00:11:33,166 --> 00:11:36,291
‫ولی در عین حال،
‫نمی‌خواد پلیس توی کارش سرک بکِشه.

197
00:11:36,375 --> 00:11:38,750
‫باشه، حالا چیِ این ماشین انقدر خاصه؟

198
00:11:38,791 --> 00:11:42,250
‫اونا یه لامبورگینی اوراکانِ ایوو
‫با روکش براق و رنگ سبز می‌خوان

199
00:11:42,291 --> 00:11:43,833
‫و حاضرن پول خوبی براش بدن.

200
00:11:44,500 --> 00:11:45,625
‫ما هم براشون جور می‌کنیم.

201
00:11:46,375 --> 00:11:48,416
‫کلید لامبورگینی توی اتاق «مرسی» نگهداری می‌شه

202
00:11:48,500 --> 00:11:50,000
‫کنارِ بقیۀ کلیدها.

203
00:11:50,125 --> 00:11:52,750
‫سختیِ کار همینجاست.
‫بقیه‌اش مثل آب خوردنه.

204
00:11:52,791 --> 00:11:54,291
‫وقتی کلید رو گرفتی،

205
00:11:54,541 --> 00:11:56,166
‫بگیرش بغلِ این ماسماسک.

206
00:11:57,416 --> 00:11:59,916
‫می‌ذاری ۳۰ ثانیه جیز جیز کنه، بعدش...

207
00:12:01,625 --> 00:12:03,333
‫کلیدت آماده می‌شه که بری دور دور!

208
00:12:03,375 --> 00:12:05,666
‫اوه اوه. وای وای.

209
00:12:06,750 --> 00:12:08,458
‫به گمونم یه حملۀ دو مرحله‌ای باشه، مگه نه؟

210
00:12:08,500 --> 00:12:11,000
‫مرحلۀ اول: وقتی حواس‌شون نیست کلید رو کِش برو.

211
00:12:11,125 --> 00:12:14,291
‫مرحلۀ دوم: برگرد و مثل بازیِ جی‌تی‌ای
‫ماشین رو بدزد!

212
00:12:15,125 --> 00:12:17,333
‫می‌شه بگی چرا من این کار رو می‌کنم
‫و خودتون نمی‌کنید؟

213
00:12:18,875 --> 00:12:20,625
‫باید تا ساعت شش توی تخت‌خواب‌مون باشیم.

214
00:12:20,750 --> 00:12:23,541
‫بهش جی‌پی‌اس وصله، پسر.
‫برو دیگه، رفیق.

215
00:12:25,125 --> 00:12:27,916
‫با این همه آدمی که اطرافش هستن
‫چطور می‌خوای از روی کلید کپی بزنی؟

216
00:12:30,000 --> 00:12:31,500
‫باید یه‌جوری حواس‌پرتی درست کنم.

217
00:12:32,625 --> 00:12:35,375
‫ممنونم. ممنون، داداش.
‫جداً این...

218
00:12:35,416 --> 00:12:38,250
‫روسیاهت نمی‌کنم، خب؟

219
00:12:38,375 --> 00:12:41,416
‫چون می‌دونم اخیراً یه مقدار سربار بودم.

220
00:12:41,500 --> 00:12:44,875
‫نه، نه، نه، چیزی نگو.
‫واقعاً سربار بودم، خب؟

221
00:12:45,000 --> 00:12:47,041
‫برای همین، خیلی برام ارزشمنده که...

222
00:12:47,125 --> 00:12:50,000
‫داری این فرصت رو بهم می‌دی
‫تا زحماتت رو جبران کنم.

223
00:12:50,041 --> 00:12:51,750
‫و گند نمی‌زنم بهش.

224
00:12:51,791 --> 00:12:53,333
‫- دقیقاً کاری که می‌گی رو می‌کنم.
‫- فِرِدی.

225
00:12:53,375 --> 00:12:56,750
‫- حاضرم هر کاری بکنم. هر کاری که بگی.
‫- فِرِدی.

226
00:12:56,875 --> 00:12:58,166
‫- فِرِدی.
‫- هوم؟

227
00:12:58,208 --> 00:13:01,250
‫تنها کاری که باید بکنی
‫اینه که وانمود کنی می‌خوای ماشین بخری. همین!

228
00:13:01,291 --> 00:13:04,125
‫همین؟ فقط باید ماشین بخرم؟ کلاً همین؟
‫معرکه‌ست.

229
00:13:04,166 --> 00:13:07,750
‫می‌شه بگی اصل ماجرا چیه؟

230
00:13:10,041 --> 00:13:11,666
‫فِرِدی، تو اصلاً صحبت نمی‌کنی.

231
00:13:11,750 --> 00:13:14,166
‫- من به‌عنوان نماینده‌ات عمل می‌کنم.
‫- باشه.

232
00:13:14,250 --> 00:13:16,416
‫می‌گم می‌خوایم با ماشین
‫یه دور آزمایشی بزنیم.

233
00:13:17,416 --> 00:13:19,250
‫بقیه‌اش با توئه، وام تام.

234
00:13:56,375 --> 00:13:57,375
‫جیمی.

235
00:14:02,916 --> 00:14:05,583
‫[مرحلۀ اول: ]

236
00:14:05,666 --> 00:14:07,833
‫[مرحلۀ اول: کِش‌رفتنِ کلید]

237
00:14:07,916 --> 00:14:10,375
‫نمی‌خواد بازیگری کنی، فِرِدی.
‫فقط می‌خوام حضور داشته باشی.

238
00:14:10,416 --> 00:14:14,125
‫آره، فهمیدم. بازیگری نکنم، فقط حضور داشته باشم.
‫فهمیدم. حله. مشکلی نیست.

239
00:14:17,875 --> 00:14:19,791
‫سلام! خوش اومدین.

240
00:14:20,500 --> 00:14:22,375
‫کمکی از دستم برمیاد؟

241
00:14:23,000 --> 00:14:26,366
‫بله، من مشاور خریدهای سفارشی...

242
00:14:26,416 --> 00:14:28,916
‫برای افرادی با خالص دارایی بالا،
‫مثل کارفرمام، هستم.

243
00:14:28,958 --> 00:14:31,783
‫دنبال یه خودروی لوکس می‌گردیم.

244
00:14:31,833 --> 00:14:33,625
‫یه چیزی که از بقیۀ خودروها متمایز باشه.

245
00:14:33,750 --> 00:14:38,500
‫و کارفرمام حاضره پول نقد بده،
‫در ازای یه چیز خیلی خاص.

246
00:14:38,625 --> 00:14:42,500
‫پس چرا نمی‌رید نمایشگاه‌های اتومبیلی که
‫توی خیابون «پارک» هستن؟

247
00:14:43,250 --> 00:14:47,166
‫اونجا کلی ماشین‌های خاص دارن
‫که می‌تونید خریداری کنید.

248
00:14:47,250 --> 00:14:48,875
‫کلی هم سؤال دارن!

249
00:14:49,000 --> 00:14:51,791
‫کارفرمای من می‌خواد در خفا کارش رو انجام بده.
‫متوجهید؟

250
00:14:51,833 --> 00:14:54,250
‫نه، نه، نه.
‫هیچ‌کدوم از اینا به‌درد من نمی‌خورن.

251
00:14:54,458 --> 00:14:55,708
‫گری، وقتی صحبت کردیم...

252
00:14:55,750 --> 00:14:59,500
‫بهت گفتم یه چیز سرعتی و قدرتی می‌خوام

253
00:14:59,625 --> 00:15:03,375
‫ولی از طرفی رَوون و سبک باشه،
‫مثل «ببر سیبری».

254
00:15:03,416 --> 00:15:07,625
‫آناتولی گیونچی رومانوف.
‫ایشون همسرم آناستازیا هستن.

255
00:15:08,875 --> 00:15:11,791
‫معیارهای من خیلی مشخصن، خب؟

256
00:15:11,875 --> 00:15:16,791
‫وقتی کلیدم رو می‌ذارم که استارت بزنم
‫می‌خوام صدای غرّش بشنوم!

257
00:15:16,875 --> 00:15:22,375
‫ولی متوجهید که این‌جور ماشین‌ها
‫مبالغ سنگینی دارن؟

258
00:15:22,500 --> 00:15:24,875
‫بذار خیالت رو راحت کنم، خانم پلنگ کوچولو.

259
00:15:24,916 --> 00:15:27,000
‫گور بابای پول.

260
00:15:28,000 --> 00:15:30,125
‫خب پس، جای درستی اومدین.

261
00:15:31,166 --> 00:15:33,041
‫تک‌تک این ماشین‌ها منحصربه‌فرد هستن.

262
00:15:33,125 --> 00:15:36,166
‫نمی‌دونم امنیت شخصی براتون اولویت داره یا نه

263
00:15:36,250 --> 00:15:38,791
‫ولی برای همه‌شون می‌شه بدنۀ ضدگلوله گذاشت.

264
00:15:38,875 --> 00:15:41,666
‫ببین خانم بانمکِ کوچولو،
‫توی زندگی من...

265
00:15:41,750 --> 00:15:43,041
‫اگه در امان نباشی...

266
00:15:43,875 --> 00:15:44,916
‫می‌میری.

267
00:15:47,541 --> 00:15:48,916
‫نظرتون دربارۀ اون چیه؟

268
00:15:49,000 --> 00:15:54,125
‫بله. این یه مک‌لارن ۶۵۰ اس چهار لیتری وی‌۸ـه.

269
00:15:54,250 --> 00:15:56,750
‫در عرض سه ثانیه صفر تا ۶۰ رو پُر می‌کنه.

270
00:15:56,875 --> 00:16:01,375
‫نه، چی بگم والا.
‫این ماشین به‌نظر من یه‌کم... پوف پوفه.

271
00:16:01,500 --> 00:16:03,791
‫نه، یه چیز جذاب‌تر رو ترجیح می‌دم.

272
00:16:03,875 --> 00:16:09,000
‫- اون لامبورگینی‌ـه چی؟
‫- اون ماشین متأسفانه فروشی نیست.

273
00:16:09,041 --> 00:16:12,500
‫عه، عه. نمی‌خواد برای من بازارگرمی کنی، خانم.
‫باشه؟

274
00:16:12,541 --> 00:16:15,375
‫کلیدش رو بده، می‌شینم پشتش.
‫کاملاً جدی‌ام.

275
00:16:15,416 --> 00:16:18,500
‫اون ماشین متعلق به یه نفر دیگه‌ست.
‫مک‌لارن ماشین خفنیه.

276
00:16:18,625 --> 00:16:21,125
‫باهاش رانندگی کنید. خوش‌تون میاد. باور کنید.

277
00:16:24,250 --> 00:16:25,250
‫صبر کن.

278
00:16:27,958 --> 00:16:29,375
‫چرا صدات رو این‌جوری کردی؟

279
00:16:30,750 --> 00:16:32,250
‫اگه بازم ادامه بدی می‌کُشمت.

280
00:16:32,750 --> 00:16:35,625
‫چیزی نیست.
‫خانم پلنگ کوچولو عاشقم شده.

281
00:16:36,125 --> 00:16:38,208
‫زنت باید بشینه پشت اون ماشین کوفتی!

282
00:16:39,625 --> 00:16:41,583
‫گند نزن به همه‌چی، فِرِدی.

283
00:16:42,791 --> 00:16:44,000
‫نارنجیه رو قبول کن.

284
00:16:44,875 --> 00:16:45,875
‫باشه.

285
00:16:46,375 --> 00:16:48,750
‫جهنم و ضرر. نارنجی رو برمی‌داریم.
‫عاشق نارنجی‌ام.

286
00:16:48,875 --> 00:16:50,375
‫به دَرَک. بریم باهاش دور بزنیم.

287
00:16:55,625 --> 00:16:56,916
‫فقط سرشون رو گرم نگه دارید.

288
00:17:02,875 --> 00:17:05,541
‫نه، نه، نه، نه، نه، رفیق.
‫من مردِ مدرنی هستم.

289
00:17:05,625 --> 00:17:07,291
‫- من می‌رونم.
‫- اون می‌رونه.

290
00:17:11,875 --> 00:17:13,375
‫هوم.

291
00:17:15,041 --> 00:17:18,041
‫باید به کلاچش عادت کنید،
‫پس اولش خیلی بهش فشار نیارید، باشه؟

292
00:17:18,125 --> 00:17:19,958
‫باشه، باشه، باشه.

293
00:17:20,958 --> 00:17:22,083
‫یوهو!

294
00:17:42,375 --> 00:17:44,700
‫هر خراش یا تورفتگی‌ای به وجود بیاد
‫باید پولش رو بدید.

295
00:17:44,750 --> 00:17:46,333
‫همسرم رو دستِ‌کم گرفتید.

296
00:18:06,208 --> 00:18:07,208
‫لعنتی!

297
00:18:12,708 --> 00:18:13,875
‫گندش بزنن.

298
00:18:24,833 --> 00:18:26,083
‫خودشه!

299
00:18:30,250 --> 00:18:31,458
‫یا خدا!

300
00:18:31,583 --> 00:18:35,750
‫اون... اون یه مورد خیلی نزدیک بود.
‫اینو قبول دارم.

301
00:18:48,083 --> 00:18:49,250
‫یا خدا! لعنتی!

302
00:18:54,708 --> 00:18:56,083
‫یالا، یالا، یالا.

303
00:19:10,875 --> 00:19:11,875
‫سلام.

304
00:19:14,000 --> 00:19:15,000
‫کمکی از دستم برمیاد؟

305
00:19:15,083 --> 00:19:17,500
‫فکر کردم می‌خواید شروع کنید
‫قرارداد رو تنظیم کنید.

306
00:19:17,583 --> 00:19:19,158
‫اون عروسکِ روسی بیمۀ بدنه نداره،

307
00:19:19,208 --> 00:19:21,666
‫و خانمه جوری داره رانندگی می‌کنه
‫که انگار سه گِرم مواد زده

308
00:19:21,708 --> 00:19:24,208
‫و با کارفرمات هنوز روی قیمتی
‫به توافق نرسیدیم.

309
00:19:24,250 --> 00:19:26,708
‫عذر می‌خوام.
‫بذارید برم باهاشون صحبت کنم.

310
00:19:40,583 --> 00:19:44,458
‫خیلی‌خب، نظرت چیه، عزیز دلم؟

311
00:19:44,583 --> 00:19:46,375
‫خوشت... خوشت اومد؟

312
00:19:46,958 --> 00:19:48,208
‫ماشین خوبیه.

313
00:19:48,250 --> 00:19:49,958
‫فقط از رنگش خوشم نمیاد.

314
00:19:50,000 --> 00:19:50,875
‫عه.

315
00:19:50,958 --> 00:19:51,958
‫هوم.

316
00:19:52,958 --> 00:19:54,750
‫شاید بد نباشه بیشتر بهش فکر کنید.

317
00:19:56,250 --> 00:19:57,458
‫با دقتِ کامل.

318
00:19:58,125 --> 00:19:59,916
‫خوب نیست یه موقع اشتباه کنید.

319
00:20:00,958 --> 00:20:02,375
‫باهاتون در تماس می‌مونیم، ممنون.

320
00:20:03,333 --> 00:20:04,333
‫بیا بریم، گری.

321
00:20:11,625 --> 00:20:14,291
‫هان؟ هان؟

322
00:20:15,666 --> 00:20:17,000
‫چی... چی؟

323
00:20:20,625 --> 00:20:21,500
‫عه، بیدار شدی.

324
00:20:25,125 --> 00:20:26,125
‫جف.

325
00:20:26,916 --> 00:20:27,916
‫بشین.

326
00:20:29,916 --> 00:20:30,875
‫اون رو بخور.

327
00:20:34,000 --> 00:20:44,000
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

328
00:20:47,125 --> 00:20:48,666
‫ممنون که آوردی‌ام اینجا، جف.

329
00:20:51,166 --> 00:20:53,125
‫نیومدم بهت پند و اندرز بدم.

330
00:20:53,416 --> 00:20:56,500
‫همۀ آدما هر چند وقت یه‌بار
‫باید یه تغییر اساسی به زندگی‌شون بدن، مگه نه؟

331
00:20:56,791 --> 00:21:01,166
‫ولی نکتۀ مهم اینه که
‫باید از تجربه‌هات درس بگیری.

332
00:21:02,166 --> 00:21:03,875
‫متوجهی چی می‌گم؟

333
00:21:05,500 --> 00:21:07,500
‫آره فکر کنم.

334
00:21:08,166 --> 00:21:09,075
‫خوبه.

335
00:21:09,125 --> 00:21:10,333
‫حالت خوبه، جیمی؟

336
00:21:10,666 --> 00:21:14,291
‫راستش رو بخوای جواب‌دادن به این سؤال
‫الان به‌طرز باورنکردنی‌ای سخته.

337
00:21:15,000 --> 00:21:16,000
‫چطوری؟

338
00:21:16,041 --> 00:21:18,625
‫بابت وضعیت الان، واقعاً شرمنده‌ام.

339
00:21:18,666 --> 00:21:20,916
‫خب، اگه شرمنده‌ای، پس ایرادی نداره.

340
00:21:21,666 --> 00:21:24,000
‫بجز اینکه...
‫یه لحظه صبر کن...

341
00:21:25,791 --> 00:21:27,583
‫کدوم گوری بودی، جیمی؟

342
00:21:29,791 --> 00:21:32,000
‫راستش یه مقدار قصه‌اش مفصّل‌ـه.

343
00:21:32,041 --> 00:21:35,291
‫جدی؟ پس بذار صاف بریم آخر قصه.
‫ماری‌جوآنای من کدوم گوریه؟

344
00:21:36,875 --> 00:21:38,875
‫شاید بهتر باشه از اولش شروع کنیم.

345
00:21:40,750 --> 00:21:42,166
‫داشتم توی جاده رانندگی می‌کردم

346
00:21:42,875 --> 00:21:44,666
‫ولی یهویی گرسنه‌ام شد.

347
00:21:44,750 --> 00:21:48,541
‫برای همین زدم بغل تا توی پاتوق همیشگی‌ام،
‫رستورانِ «پتی»، یه چیزی بخورم.

348
00:21:48,625 --> 00:21:50,916
‫- بعدش اون اتفاق افتاد.
‫- چه اتفاقی افتاد، جیمی؟

349
00:21:51,000 --> 00:21:54,083
‫واقعیتش، از اون‌موقع به بعد
‫زندگی‌ام دیگه مثل سابق نشد.

350
00:21:55,541 --> 00:21:57,541
‫مثل اون لحظاتی که چی بهش می‌گن؟

351
00:21:57,625 --> 00:21:59,958
‫مثل اون لحظاتی بود
‫که یه جرقه‌ای توی ذهنت می‌خوره.

352
00:22:00,375 --> 00:22:01,375
‫یه‌جور تجلی.

353
00:22:02,250 --> 00:22:04,291
‫خب، اکثر آدما می‌گن «دختر».

354
00:22:04,375 --> 00:22:07,000
‫ولی من، می‌گم «فرشته».

355
00:22:07,500 --> 00:22:10,375
‫فقط اینکه... اون بال نداشت.

356
00:22:10,750 --> 00:22:12,875
‫خب، حداقل من که بال‌هاش رو نمی‌دیدم.

357
00:22:12,916 --> 00:22:16,750
‫بعدش، خیلی راحت دستش رو دراز کرد و دزدیدش.

358
00:22:17,375 --> 00:22:19,125
‫چیو دزدید، جیمی؟

359
00:22:19,916 --> 00:22:22,041
‫یا قلبم رو...

360
00:22:23,250 --> 00:22:24,250
‫یا روحم رو.

361
00:22:24,875 --> 00:22:26,000
‫یا حتی جفتش رو.

362
00:22:26,875 --> 00:22:28,366
‫انگار با یه کِلایدِسکوپ...
‫(زیبابین)

363
00:22:28,416 --> 00:22:30,625
‫به دومینوهایی که داشتن می‌ریختن نگاه می‌کردم.

364
00:22:31,250 --> 00:22:33,583
‫بعدش روزم از باورنکردنی، به بد تبدیل شد.

365
00:22:35,875 --> 00:22:38,750
‫اولش وَن پُر از بار بود،
‫بعدش ناپدید شد.

366
00:22:38,791 --> 00:22:42,708
‫نبود! مثل بخارِ یه کتری دود شد رفت توی هوا!

367
00:22:43,416 --> 00:22:44,916
‫مثل خرگوشی که از کلاه میاد بیرون...

368
00:22:45,000 --> 00:22:46,250
‫ولی برعکسش.

369
00:22:47,500 --> 00:22:49,625
‫بعدش شارژ گوشی‌ام تموم شد.

370
00:22:49,750 --> 00:22:51,741
‫بعدش نمی‌تونستم از عابربانک پول بگیرم.

371
00:22:51,791 --> 00:22:53,375
‫بعدش رفتم ماشین بگیرم...

372
00:22:53,416 --> 00:22:55,666
‫مثل «راهنمای مسافر مجانی کهکشان».
‫(کتابی معروف)

373
00:22:56,125 --> 00:22:58,250
‫عدد جادویی ۴۲، جواب همۀ سؤالاته.

374
00:23:00,166 --> 00:23:02,666
‫بعدش کائنات داشت بهم دهن‌کجی می‌کرد.

375
00:23:04,375 --> 00:23:05,708
‫کشیش‌های بدجنس.

376
00:23:06,750 --> 00:23:08,125
‫داشتن مسخره‌ام می‌کردن.

377
00:23:10,625 --> 00:23:12,083
‫ولی من برام مهم نیست.

378
00:23:12,666 --> 00:23:16,166
‫برید خودتون رو مسخره کنید،
‫با اون خنده‌های مسخره‌تون.

379
00:23:16,250 --> 00:23:18,375
‫برید گُمشید، آشغال‌های ازخودراضی.

380
00:23:18,416 --> 00:23:20,416
‫بعدش جیمی چانگ زد تو خال.

381
00:23:21,541 --> 00:23:23,166
‫حداقل این‌طور فکر می‌کردم.

382
00:23:23,250 --> 00:23:27,166
‫خدا برای دومین بار توی یه روز،
‫بهم کمک کرد.

383
00:23:27,750 --> 00:23:31,041
‫یه وَن پُر از طرفدار موسیقی راک
‫که جیب‌هاشون پُر از قارچ بود. (مادۀ مخدر)

384
00:23:31,541 --> 00:23:32,916
‫بعدش یه پُک زدم...

385
00:23:33,541 --> 00:23:36,208
‫یه غذایی دور هم خوردیم
‫و با هم صمیمی شدیم.

386
00:23:37,041 --> 00:23:38,500
‫بعدش به خودم اومدم و دیدم...

387
00:23:38,541 --> 00:23:39,541
‫دارم میچرخم.

388
00:23:40,125 --> 00:23:42,500
‫موسیقی بوم بوم می‌کرد،
‫قلبم توپ توپ می‌کرد،

389
00:23:43,166 --> 00:23:44,541
‫انرژی سر به فلک کشید.

390
00:23:45,041 --> 00:23:47,375
‫ولی نمی‌تونستم تصویر اون فرشته رو
‫از سرم بیرون کنم.

391
00:23:47,875 --> 00:23:51,000
‫جدی می‌گم،
‫بی‌دلیل نیست که اومد توی زندگی‌ام.

392
00:23:51,041 --> 00:23:53,708
‫برای همین یه لیوان چایی خوردم
‫تا خودم رو جمع‌وجور کنم.

393
00:23:54,875 --> 00:23:57,208
‫اونجا بود که قارچ‌ها تأثیرشون رو گذاشتن.

394
00:23:57,916 --> 00:23:59,250
‫بعد از اون...

395
00:24:00,541 --> 00:24:02,250
‫حس کردم از بالای یه پرتگاه افتادم.

396
00:24:02,875 --> 00:24:06,500
‫واقعیتش، همه‌چی یه مقدار برام گُنگه.

397
00:24:06,541 --> 00:24:07,791
‫گُنگ و مبهم.

398
00:24:08,500 --> 00:24:11,125
‫تا به خودم اومدم
‫دیدم افتادم روی زمینِ خدا...

399
00:24:11,250 --> 00:24:15,250
‫و آقای جف بهم سیخونک زد
‫با چماقِ قضاوتش!

400
00:24:17,250 --> 00:24:18,416
‫از دختره برام بگو.

401
00:24:18,500 --> 00:24:19,875
‫گابریل.

402
00:24:20,625 --> 00:24:22,375
‫اون مثل آرزویی محقق‌شده‌ست.

403
00:24:23,750 --> 00:24:25,375
‫یه ارتباط عجیبی با هم داشتیم.

404
00:24:26,166 --> 00:24:28,666
‫راستش رو بخوای یه‌جورایی غیرقابل‌توصیف بود.

405
00:24:28,750 --> 00:24:31,791
‫وقتی نِشستی غذات رو بخوری
‫دسته‌کلیدِ وَن، روی میز بود؟

406
00:24:32,416 --> 00:24:34,250
‫آره. مطمئنم بود.

407
00:24:34,291 --> 00:24:36,125
‫اون‌وقت بعدش نبود؟

408
00:24:36,250 --> 00:24:38,916
‫صبر کن ببینم. نگو که فکر می‌کنی...

409
00:24:41,625 --> 00:24:45,000
‫نه، همچین کاری باهام نمی‌کنه.
‫قشنگ با هم رفیقِ جینگ شده بودیم.

410
00:24:46,000 --> 00:24:47,416
‫چطور می‌خوایم پیداش کنیم؟

411
00:24:47,500 --> 00:24:50,375
‫پیداش کنیم؟ نه، لازم نیست نگران اونش باشید.

412
00:24:50,500 --> 00:24:51,875
‫شماره‌ام رو بهش دادم.

413
00:24:51,916 --> 00:24:55,125
‫برای همین وقتی زنگ زد،
‫ازش می‌پرسم دسته‌کلیدم کجاست.

414
00:24:55,250 --> 00:24:56,041
‫وای خدا.

415
00:24:56,458 --> 00:24:58,750
‫آخه یه حس خوبی دارم.

416
00:24:59,500 --> 00:25:02,250
‫انگار... بعضی وقتا مطمئنم.

417
00:25:02,875 --> 00:25:03,875
‫می‌دونی؟

418
00:25:04,458 --> 00:25:06,958
‫دوباره برید توی استراحتگاه بین راهی.
‫با کارکنان صحبت کنید.

419
00:25:07,291 --> 00:25:08,291
‫حله.

420
00:25:08,375 --> 00:25:12,208
‫شرمنده رئیس. واقعاً شرمنده‌ام.
‫کمکی از دستم برمیاد؟

421
00:25:12,250 --> 00:25:13,250
‫آره.

422
00:25:13,916 --> 00:25:15,916
‫یه راهی پیدا کن که اون گیاه‌ها
‫سریع‌تر رشد کنن.

423
00:25:16,000 --> 00:25:18,916
‫چون الان توی خط تولیدمون
‫یه خلأ خیلی بزرگ داریم.

424
00:25:19,000 --> 00:25:21,416
‫و اگه اون ماری‌جوآنا پیدا نشه،
‫باید پاسخگو باشی.

425
00:25:23,416 --> 00:25:24,500
‫همینجا منتظر بمون.

426
00:25:25,791 --> 00:25:26,791
‫سروان؟

427
00:25:27,875 --> 00:25:30,791
‫ببین به چه حال و روزی افتاده.
‫به‌زور می‌تونه چشم‌هاش رو باز نگه داره.

428
00:25:34,958 --> 00:25:39,166
‫پس اِدی، می‌خوای یه بار سنگین‌تر
‫روی دوشم بندازی؟

429
00:25:40,500 --> 00:25:42,875
‫خب، ببخشید اگه از این وضع راضی نیستی

430
00:25:44,000 --> 00:25:47,000
‫ولی وقتی صحبت اینو کردیم
‫که من برم برات ماشین رو بگیرم

431
00:25:47,500 --> 00:25:50,666
‫انتظار نداشتم با اندام قطع‌شدۀ بدن انسان
‫روبه‌رو بشم.

432
00:25:51,250 --> 00:25:53,791
‫- منظورت چه اندام قطع‌شده‌ایه؟
‫- انگشت.

433
00:25:53,875 --> 00:25:55,541
‫- یه دونه یا چندتا؟
‫- یه دونه.

434
00:25:55,625 --> 00:25:57,375
‫- شَست یا اشاره؟
‫- انگشت کوچیکه.

435
00:25:57,916 --> 00:25:58,791
‫هوم.

436
00:25:58,875 --> 00:26:01,125
‫درسته که کوچیک‌ترین انگشت
‫روی دستِ انسانه...

437
00:26:01,166 --> 00:26:02,791
‫ولی همین که قطع شده...

438
00:26:02,875 --> 00:26:06,500
‫نشون می‌ده از نظر آدمایی که باهاشون طرفیم
‫اوضاع خیلی جدی‌تر از این حرفاست.

439
00:26:07,375 --> 00:26:08,375
‫اِدی.

440
00:26:09,500 --> 00:26:11,625
‫ترس به دلت راه دادی، آره؟

441
00:26:11,666 --> 00:26:14,750
‫نه. صرفاً دارم از شرایط خبردارت می‌کنم.

442
00:26:14,791 --> 00:26:17,875
‫داری مافوقت رو توی سلسله‌مراتب فرماندهی
‫در جریان می‌ذاری. به نوعی!

443
00:26:18,375 --> 00:26:19,375
‫به نوعی.

444
00:26:21,000 --> 00:26:23,250
‫حالا نمی‌خوام بگم بهت دروغ گفتن

445
00:26:23,375 --> 00:26:27,166
‫ولی می‌شه گفت اطلاعاتی که بهت داده شده
‫ناقص بوده.

446
00:26:27,250 --> 00:26:29,541
‫ولی الان که از ماری‌جوآنات سرنخ پیدا کردی،

447
00:26:30,166 --> 00:26:33,416
‫می‌خواستم بدونم داستان عوض شد
‫و دیگه لازم نیست برات ماشین بدزدم؟

448
00:26:34,416 --> 00:26:35,750
‫کلاً یه اسم از طرف داریم.

449
00:26:35,875 --> 00:26:37,875
‫تازه به احتمال زیاد اسم جعلی باشه.

450
00:26:37,916 --> 00:26:39,291
‫و تنها مشخصاتی که ازش داریم

451
00:26:39,375 --> 00:26:42,291
‫از شاهدیه که تا جایی که ظرفیت داشته
‫مواد زده و نشئه کرده.

452
00:26:42,375 --> 00:26:44,500
‫ولی مهمتر از اون، خواستۀ بابام بوده.

453
00:26:44,625 --> 00:26:46,875
‫دلایل خودش رو داره. جبران می‌کنه.

454
00:26:46,916 --> 00:26:49,625
‫پس آره، هنوز لازمه ماشین رو بدزدی.

455
00:26:53,250 --> 00:26:54,250
‫جف.

456
00:26:56,375 --> 00:27:00,000
‫- می‌شه یه صحبت کوتاهی باهات داشته باشم؟
‫- بله، بانوی من. همه‌چی روبه‌راهه؟

457
00:27:00,125 --> 00:27:04,375
‫خب، می‌خواستم همین سؤال رو از تو بپرسم.

458
00:27:08,125 --> 00:27:11,041
‫یکی از همکارهای دوک توی جنگل گُم شده بود.
‫من رسوندمش اینجا.

459
00:27:13,916 --> 00:27:14,916
‫آها.

460
00:27:15,750 --> 00:27:18,625
‫چقدر خوش‌شانسیم که تو مراقب‌مون هستی.

461
00:27:19,875 --> 00:27:22,291
‫خدمتگزاری به شما، افتخار و مزیتی برای منه.

462
00:27:23,166 --> 00:27:24,541
‫خیالم راحته...

463
00:27:25,250 --> 00:27:28,250
‫که می‌دونم تو دائماً جوانب احتیاط رو...

464
00:27:28,291 --> 00:27:31,750
‫نسبت به اتفاقات این خونه، رعایت می‌کنی.

465
00:27:33,250 --> 00:27:34,875
‫بدونِ شک می‌تونید...

466
00:27:34,916 --> 00:27:38,000
‫از مداومت وفاداریِ من به شما و خانواده‌تون...

467
00:27:38,916 --> 00:27:40,375
‫مطمئن باشید.

468
00:27:41,375 --> 00:27:42,500
‫بی‌حد و حصر‌ـه.

469
00:27:44,500 --> 00:27:46,666
‫جف، اگه یه موقع فکر می‌کردی...

470
00:27:48,125 --> 00:27:52,875
‫که اِدی داره خودش رو توی هر گونه
‫دردسری میندازه، بهم می‌گفتی دیگه؟

471
00:27:56,291 --> 00:27:58,333
‫حواسم به تمام وقایع اطرافم هست.

472
00:28:13,000 --> 00:28:14,166
‫یواشکی، آره؟

473
00:28:15,750 --> 00:28:16,625
‫معرکه‌ست.

474
00:28:31,291 --> 00:28:33,583
‫[مرحلۀ دوم: ]

475
00:28:33,666 --> 00:28:36,583
‫[مرحلۀ دوم: جی‌تی‌ای (سرقت بزرگِ اتومبیل)]

476
00:28:39,583 --> 00:28:41,666
‫انتظار داشتی کسی داخل باشه؟

477
00:28:42,041 --> 00:28:43,250
‫نه راستش. نه.

478
00:28:44,416 --> 00:28:45,416
‫خیلی‌خب.

479
00:28:45,750 --> 00:28:46,750
‫آممم...

480
00:28:47,541 --> 00:28:49,500
‫پس فکر کنم بهتر باشه
‫یه‌کم دیگه منتظرت بمونم.

481
00:28:49,625 --> 00:28:52,791
‫- چون شاید یه موقع مشکلی پیش بیاد.
‫- نه، فردی. مستقیم برو خونه.

482
00:28:55,041 --> 00:28:56,041
‫باشه. حله.

483
00:28:57,125 --> 00:28:58,125
‫صد درصد.

484
00:28:58,625 --> 00:28:59,666
‫مستقیم می‌رم خونه.

485
00:28:59,750 --> 00:29:03,125
‫ولی خب، ببین، به‌نظرم باید یه مقدار
‫جلوی این جماعت احتیاط کنی.

486
00:29:03,250 --> 00:29:04,750
‫مشکلی پیش نمیاد، فِرِد.

487
00:29:06,125 --> 00:29:07,125
‫ببین، آممم...

488
00:29:08,416 --> 00:29:10,625
‫- می‌شه یه سؤالی ازت بپرسم، لطفاً؟
‫- بفرما.

489
00:29:11,666 --> 00:29:14,450
‫آخه چرا داریم از این غلط‌ها می‌کنیم؟

490
00:29:14,500 --> 00:29:18,000
‫می‌تونیم کاری که بابا کرد رو بکنیم.
‫هیچ کاری نمی‌کنه، سالی پنج میلیون پوند می‌گیره.

491
00:29:18,125 --> 00:29:20,625
‫- حقوق خیلی خوبیه.
‫- مسئله پولش نیست، فِرِدی.

492
00:29:21,125 --> 00:29:24,500
‫مسئله اینه که خودمون رو
‫از یه سازمان مجرمانه جدا کنیم.

493
00:29:24,625 --> 00:29:26,750
‫مسئله پس‌گرفتنِ کنترلِ زندگی‌مونه.

494
00:29:26,875 --> 00:29:30,375
‫کنترل!
‫محض اینکه سؤالی توی ذهنم نَمونه می‌پرسم:

495
00:29:31,000 --> 00:29:35,500
‫در راستای اینکه دیگه با خلافکارها
‫کاری نداشته باشیم

496
00:29:35,541 --> 00:29:37,625
‫قراره خودمون...

497
00:29:40,166 --> 00:29:41,000
‫خلافکار بشیم.

498
00:29:41,125 --> 00:29:42,791
‫ما خلافکار نیستیم، فردی.

499
00:29:44,375 --> 00:29:45,375
‫آره جون خودت.

500
00:29:46,875 --> 00:29:48,000
‫توی خونه می‌بینمت.

501
00:29:49,041 --> 00:29:49,875
‫موفق باشی.

502
00:30:22,625 --> 00:30:23,833
‫داری چه غلطی می‌کنی؟

503
00:30:39,875 --> 00:30:42,000
‫چه باحال. غلتِ کماندویی.

504
00:30:46,375 --> 00:30:47,375
‫سلام.

505
00:30:49,500 --> 00:30:52,250
‫هر چی بخوای بدونی بهت می‌گم

506
00:30:52,375 --> 00:30:55,666
‫ولی لطفاً دوباره بهم آسیب نزن.

507
00:31:09,875 --> 00:31:10,875
‫اصلاً خوب نیست.

508
00:31:11,416 --> 00:31:14,625
‫خیلی خیلی شرمنده‌ام
‫و دیگه تکرار نمی‌شه.

509
00:31:16,666 --> 00:31:18,625
‫دیگه انگشت‌هام رو نَبُرید، لطفاً.

510
00:31:19,166 --> 00:31:21,250
‫خواهش می‌کنم، منو از اینجا ببرید بیرون.

511
00:31:21,291 --> 00:31:23,041
‫- خداوکیلی این چه وضعشه؟
‫- خواهش می‌کنم!

512
00:31:23,125 --> 00:31:24,958
‫- خواهش می‌کنم، منو اینجا تنها نذار!
‫- هیس!

513
00:31:27,875 --> 00:31:29,375
‫اصلاً خوب نیست.

514
00:31:41,625 --> 00:31:44,250
‫ممنون. ممنون.
‫جونم رو بهت مدیونم.

515
00:31:44,375 --> 00:31:47,000
‫مسئله‌ای نیست.
‫فقط خفه شو.

516
00:31:48,166 --> 00:31:49,000
‫بله، چیه؟

517
00:31:49,125 --> 00:31:52,166
‫ادوارد، باید همین الان از اونجا بزنی بیرون. خب؟
‫لغو عملیات! لغو عملیات!

518
00:31:52,250 --> 00:31:54,750
‫عقاب فرود اومد.
‫روباه اومد توی مرغ‌دونی...

519
00:31:54,791 --> 00:31:56,250
‫بهت گفتم برو خونه، لامصب!

520
00:32:01,125 --> 00:32:03,500
‫گوش کن چی می‌گم. از اینجا برو.

521
00:32:03,625 --> 00:32:05,250
‫من هیچ‌جا نمی‌رم.

522
00:32:05,291 --> 00:32:07,375
‫- لطفاً منو ببر خونه.
‫- سفت بشین.

523
00:32:16,791 --> 00:32:17,916
‫لعنتی!

524
00:32:18,000 --> 00:32:18,875
‫هاها!

525
00:32:26,416 --> 00:32:28,041
‫یالا، عتیقۀ عوضی!

526
00:33:00,875 --> 00:33:02,500
‫عه، عه سلام.

527
00:33:06,291 --> 00:33:07,875
‫الان دیگه امنه؟

528
00:33:09,291 --> 00:33:11,666
‫شاید بهتر باشه سرت رو
‫یه‌کم دیگه پایین نگه داری.

529
00:33:18,000 --> 00:33:21,166
‫فردی، منم، بهم زنگ بزن.
‫بدون هیچ مشکلی از اونجا رفتی؟

530
00:33:22,750 --> 00:33:24,791
‫می‌شه حالا لطفاً منو باز کنی؟

531
00:33:25,375 --> 00:33:27,416
‫خواهش می‌کنم! خواهش می‌کنم!

532
00:33:34,666 --> 00:33:35,666
‫خوبی؟

533
00:33:36,166 --> 00:33:37,375
‫بیا جلو. بیا جلو.

534
00:33:37,875 --> 00:33:39,041
‫بیا.

535
00:33:39,750 --> 00:33:40,750
‫خوبی؟

536
00:33:40,791 --> 00:33:42,750
‫وای پسر، جونم رو نجات دادی.

537
00:33:43,125 --> 00:33:44,450
‫ببین زنه باهام چی‌کار کرده.

538
00:33:44,500 --> 00:33:45,666
‫- ببین.
‫- یا خدا.

539
00:33:45,875 --> 00:33:47,666
‫قبلنا پیانو می‌زدم.

540
00:33:47,750 --> 00:33:50,375
‫به فنا رفتم. ناقص شدم.

541
00:33:50,750 --> 00:33:52,291
‫ناقص!

542
00:33:52,375 --> 00:33:54,166
‫با اون زنه چی‌کار کرده بودی؟

543
00:33:55,125 --> 00:33:56,125
‫نمی‌دونی؟

544
00:33:56,541 --> 00:33:58,291
‫نه، معلومه که نمی‌دونم.

545
00:34:00,625 --> 00:34:02,041
‫چه غلطی کردی؟

546
00:34:03,041 --> 00:34:04,916
‫باید... باید برگردونی.

547
00:34:05,000 --> 00:34:06,625
‫نه، نه، نه، نه.

548
00:34:06,666 --> 00:34:07,750
‫باید برگردونی.

549
00:34:07,791 --> 00:34:09,875
‫- نه، نه، نه، نه.
‫- چیو برگردونم؟

550
00:34:09,916 --> 00:34:12,625
‫باز کن. صندوق رو باز کن، نشونت می‌دم.

551
00:34:12,666 --> 00:34:14,125
‫باشه. حله، حله.

552
00:34:26,375 --> 00:34:29,000
‫به گمونم اوضاع خیلی طبق نقشه پیش نرفته.

553
00:34:31,250 --> 00:34:32,916
‫بدتر از اینی که گفتی.

554
00:34:35,666 --> 00:34:36,666
‫دستمال مرطوب می‌خوای؟

555
00:34:37,541 --> 00:34:40,375
‫همزمان با اینکه خودت رو تر و تمیز می‌کنی
‫بهم بگو چی شد.

556
00:34:40,416 --> 00:34:41,416
‫خب...

557
00:34:42,500 --> 00:34:46,000
‫ظاهراً تونی بلر راستش رو نگفته
‫که چرا اون ماشینه رو می‌خواسته.

558
00:34:46,666 --> 00:34:47,666
‫چطور؟

559
00:34:48,125 --> 00:34:51,750
‫صد و پنجاه کیلو
‫فوق مرغوب از کوکائینِ خالص.

560
00:34:51,875 --> 00:34:53,416
‫توی کل ماشین.

561
00:34:53,625 --> 00:34:55,158
‫باید حداقل سه میلیون پوند باشه.

562
00:34:55,208 --> 00:34:56,791
‫سه و نیم میلیون پوند، ظاهراً.

563
00:34:57,375 --> 00:35:00,000
‫خب، شاید تونی بلر نمی‌دونسته
‫همچین چیزی اونجاست.

564
00:35:00,125 --> 00:35:02,291
‫می‌دونسته! برای کل این ماجرا نقشه کشیده.

565
00:35:02,375 --> 00:35:04,416
‫منم مثل تو فرستاده بود سراغ ماشینه.

566
00:35:04,500 --> 00:35:07,291
‫- صبر کن ببینم. اون کیه؟
‫- همون یارو که یه انگشتش رو از دست داده.

567
00:35:07,875 --> 00:35:09,875
‫عه. بقیۀ بدنش رو کجا پیدا کردی؟

568
00:35:10,000 --> 00:35:11,666
‫توی یه انبار، به صندلی بسته شده بود.

569
00:35:11,750 --> 00:35:14,616
‫وقتی وسط مأموریتی،
‫نباید به کمکِ کسی که کمک می‌خواد بری.

570
00:35:14,666 --> 00:35:17,208
‫خیلی کلیشه‌ای‌ـه.
‫مثل کِرمی که سرِ قلاب می‌بندن، تله‌ست.

571
00:35:17,250 --> 00:35:19,325
‫می‌خوای اولین موشی باشی
‫که پنیرِ روی تله رو برمی‌داره؟

572
00:35:19,375 --> 00:35:20,833
‫این شغل اصلی من نیست، سوزی.

573
00:35:20,875 --> 00:35:22,950
‫پس یارو می‌گه
‫تونی بلر از بارِ توی ماشین خبر داشته.

574
00:35:23,000 --> 00:35:26,250
‫می‌دونسته ماشین کوفتی پُر از کوکائینه
‫و می‌دونسته چی می‌شه.

575
00:35:26,375 --> 00:35:29,125
‫بهتره راهت رو بکِشی و بری، پسر.
‫منم همین کار رو می‌کنم.

576
00:35:29,250 --> 00:35:31,875
‫اونا اعضای بدن رو قطع می‌کنن.
‫آدمای ناجوری‌ان. یه موقع...

577
00:35:31,916 --> 00:35:33,250
‫صبر کن، صبر کن!

578
00:35:36,375 --> 00:35:37,950
‫نه دیگه این حرف رو نمی‌زنه.
‫(چون مُرده)

579
00:35:38,000 --> 00:35:41,458
‫اَه! واسه همین توی بازیِ قطع عضو
‫شرکت نمی‌کنیم.

580
00:35:41,750 --> 00:35:42,875
‫بذار کمکت کنم.

581
00:35:47,791 --> 00:35:50,366
‫جابه‌جایی‌اش راحت‌تره
‫و رقمش درشت‌تره.

582
00:35:50,416 --> 00:35:52,916
‫ولی همه‌جور خلافکار و بزهکاری رو
‫به خودش جذب می‌کنه.

583
00:35:53,791 --> 00:35:56,000
‫محض اطلاعت،
‫تنها دلیلی که افتادیم توی بازی قطع عضو

584
00:35:56,041 --> 00:35:58,500
‫به‌خاطر اینه که ازم خواستی
‫این ماشین کوفتی رو بدزدم.

585
00:35:58,541 --> 00:36:02,250
‫از شرایطی که منجر به این مخمصه شد
‫اطلاع دارم، ادوارد.

586
00:36:02,291 --> 00:36:05,541
‫دوست دارم بفهمم چطور می‌تونیم خودمون رو
‫از این منجلاب بیرون بیاریم.

587
00:36:06,375 --> 00:36:08,033
‫هنوز محموله رو داری دیگه؟

588
00:36:08,083 --> 00:36:10,375
‫آره، توی صندوق ماشینه
‫که بیرون پارک شده.

589
00:36:10,500 --> 00:36:13,291
‫خب، کلی آدم می‌شناسم
‫که حاضرن محموله رو ازمون بگیرن

590
00:36:13,916 --> 00:36:15,500
‫ولی سؤال می‌پرسن.

591
00:36:15,625 --> 00:36:18,875
‫پس چی‌کار کنیم؟ از شرّ محموله خلاص شیم،
‫ماشین رو غرق کنیم،

592
00:36:18,916 --> 00:36:20,291
‫و هر اتفاقی افتاده رو فراموش کنیم؟

593
00:36:20,375 --> 00:36:22,750
‫اولین کاری که باید بکنیم
‫اینه که بفهمیم محموله مال کیه.

594
00:36:26,375 --> 00:36:27,791
‫- فِرِدی.
‫- سلام!

595
00:36:28,791 --> 00:36:31,283
‫فِرِدی در حال حاضر در دسترس نمی‌باشد!

596
00:36:31,333 --> 00:36:32,875
‫می‌خوای دلیلش رو بدونی؟

597
00:36:34,416 --> 00:36:37,500
‫چون داره برای مجازاتش آماده می‌شه.

598
00:36:38,000 --> 00:36:39,625
‫کوکائین‌ها رو برگردون.

599
00:36:40,666 --> 00:36:41,666
‫برنامه عوض شد.

600
00:36:51,375 --> 00:36:52,791
‫به چندجا زنگ زدم.

601
00:36:52,833 --> 00:36:54,625
‫از قرار معلوم، این خانم «مرسی»...

602
00:36:54,666 --> 00:36:57,250
‫از حمایت نیروهای خطرناکِ کلمبیایی برخورداره.

603
00:36:57,375 --> 00:36:58,875
‫ترجیح می‌دم باهاشون درگیر نشیم

604
00:36:59,000 --> 00:37:01,875
‫پس این قضیه رو باید خیلی محتاطانه
‫مدیریت کنیم.

605
00:37:02,000 --> 00:37:05,375
‫گرچه، فکر می‌کنم اگه چیزی که
‫می‌خواد رو بهش بدیم

606
00:37:05,500 --> 00:37:07,416
‫دلیلی نداشته باشه
‫که قضیه مسالمت‌آمیز پیش نره.

607
00:37:08,125 --> 00:37:09,541
‫مشکلی پیش نمیاد، سرباز.

608
00:37:34,750 --> 00:37:36,416
‫به نفعته جنس‌هام رو آورده باشی.

609
00:37:57,750 --> 00:37:58,866
‫می‌گه داداشته.

610
00:37:58,916 --> 00:38:02,250
‫حقیقت داره؟ یا اینم مثل اون لهجۀ احمقانه‌ای که
‫در آورده بود، چرت و پرته؟

611
00:38:02,375 --> 00:38:03,416
‫اون داداشمه.

612
00:38:04,916 --> 00:38:07,750
‫جنس‌هاتون رو گرفتید،
‫ولش کنید بره.

613
00:38:09,916 --> 00:38:11,125
‫ازم دزدی کردین.

614
00:38:12,416 --> 00:38:14,583
‫نمی‌شه که پیامدی نداشته باشه.

615
00:38:15,250 --> 00:38:17,375
‫اونا نمی‌دونستن دارن چی رو می‌دزدن.

616
00:38:18,166 --> 00:38:19,291
‫شما کی باشید؟

617
00:38:22,916 --> 00:38:24,416
‫سوزی گلس هستم.

618
00:38:26,041 --> 00:38:29,116
‫رئیس‌تون رو تحسین می‌کنم.
‫ولی هر اسبی به‌درد مسابقه نمی‌خوره.

619
00:38:29,166 --> 00:38:31,916
‫هر قلاده‌ای به هر سگی نمی‌خوره.
‫روال کار رو که می‌دونی.

620
00:38:32,541 --> 00:38:34,791
‫نمی‌شه چیزی که دزدیدی رو پس بدی
‫و همه‌چی تموم بشه.

621
00:38:34,875 --> 00:38:37,125
‫ما آدم داریم، تشکیلات داریم، رقیب داریم.

622
00:38:37,166 --> 00:38:39,416
‫اونا باید از رابطۀ علت و معلولی باخبر بشن.

623
00:38:39,458 --> 00:38:41,250
‫یعنی یه نفر باید تقاص پس بده.

624
00:38:42,750 --> 00:38:46,000
‫درک می‌کنیم.
‫برای همین یه پیشکش آوردیم.

625
00:39:04,416 --> 00:39:06,500
‫همون‌طور که متوجه شدی،
‫ما رو گمراه کرده.

626
00:39:07,625 --> 00:39:09,791
‫حالا بجای داداشم، اون رو بِشون روی صندلی.

627
00:39:09,833 --> 00:39:11,541
‫من به...

628
00:39:12,500 --> 00:39:15,000
‫مجازاتِ کتاب مقدس اعتقاد دارم. خب؟

629
00:39:17,125 --> 00:39:19,416
‫اِدی، تو رو خدا، منو از اینجا...

630
00:39:20,666 --> 00:39:22,625
‫آخ، خدایا!

631
00:39:22,666 --> 00:39:23,916
‫چشم در برابر چشم!

632
00:39:26,541 --> 00:39:29,916
‫اگه کسی اقدام به دزدی ازت کرد...

633
00:39:30,791 --> 00:39:32,750
‫بُریدنِ یه انگشت کافیه.

634
00:39:33,250 --> 00:39:37,291
‫لازم نیست انگشتم رو قطع کنی.
‫لازم نیست چیزی رو قطع کنی

635
00:39:37,375 --> 00:39:39,916
‫چون در اصل، من اقدام به دزدیدنِ چیزی نکردم.

636
00:39:40,000 --> 00:39:41,875
‫- غیر از اینه؟
‫- درست می‌گی، فردی.

637
00:39:42,000 --> 00:39:47,166
‫اگه کسی واقعاً ازت دزدی کرد...
‫هوم؟

638
00:39:47,250 --> 00:39:50,500
‫باید یه درس عبرتی ازش بسازی
‫که به گوشِ همه برسه، نه؟

639
00:39:52,625 --> 00:39:55,250
‫- فردی، کارمون تمومه. بیا بریم.
‫- همونجا بمون، لامصب!

640
00:40:02,791 --> 00:40:03,791
‫خیلی‌خب.

641
00:40:04,875 --> 00:40:05,825
‫خیلی‌خب.

642
00:40:05,875 --> 00:40:09,083
‫اینکه صرفاً عدالت برقرار بشه کافی نیست.

643
00:40:11,166 --> 00:40:13,875
‫باید دیده بشه که عدالت برقرار شده.

644
00:40:14,541 --> 00:40:19,125
‫تا زنگ خطری برای کسایی باشه
‫که شاید در آینده وسوسه شدن.

645
00:40:22,125 --> 00:40:23,250
‫اگه منظور صحبت‌هات منم،

646
00:40:23,750 --> 00:40:26,000
‫قول می‌دم در آینده وسوسه نمی‌شم.

647
00:40:26,041 --> 00:40:27,750
‫بهت قول می‌دم.

648
00:40:30,375 --> 00:40:33,125
‫خیلی‌خب، چشم‌هات رو باز نگه دار

649
00:40:34,750 --> 00:40:36,500
‫و یه درسِ ارزشمند بگیر.

650
00:40:38,500 --> 00:40:39,500
‫عه، سلام.

651
00:40:41,125 --> 00:40:43,250
‫بذار بشنویم می‌خواد چی بگه، خب؟

652
00:40:48,541 --> 00:40:49,541
‫بله؟

653
00:41:22,708 --> 00:41:25,250
‫ممنون که توجه کردین.

654
00:41:54,333 --> 00:41:55,791
‫مثل همۀ کارهای دیگه...

655
00:41:56,958 --> 00:41:59,375
‫بعضی وقتا روزهای خوبی داری...

656
00:41:59,416 --> 00:42:01,125
‫بعضی وقتا هم روزهای خیلی خوبی نداری.

657
00:42:02,375 --> 00:42:03,583
‫آره، بعضی وقتا برنده می‌شی

658
00:42:04,083 --> 00:42:06,708
‫بعضی وقتا می‌بینی که یه نفر
‫با قَمه تیکه‌پاره می‌شه.

659
00:42:07,875 --> 00:42:11,083
‫مهم اینه که رفتار درستی از خودت نشون دادی.

660
00:42:11,500 --> 00:42:13,333
‫- این چیو ثابت می‌کنه، سوزی؟
‫- لعنتی!

661
00:42:13,708 --> 00:42:15,833
‫ثابت می‌کنه دل و جیگرش رو داری.

662
00:42:19,083 --> 00:42:21,208
‫که در مورد داداشت اصلاً صدق نمی‌کنه.

663
00:42:25,333 --> 00:42:26,500
‫خیلی‌خب، تموم شد.

664
00:42:27,375 --> 00:42:29,250
‫حالا لطفاً می‌شه بریم خونه، اِد؟

665
00:42:36,500 --> 00:42:37,708
‫اوه.

666
00:42:38,750 --> 00:42:40,458
‫هوم.

667
00:42:41,500 --> 00:42:42,250
‫هوم؟

668
00:42:45,250 --> 00:42:46,750
‫[شمارۀ ناشناس]

669
00:42:55,333 --> 00:42:56,458
‫خوبی جیمی؟

670
00:42:59,000 --> 00:43:00,708
‫یه حسی بهم می‌گفت زنگ می‌زنی.

671
00:43:01,833 --> 00:43:04,125
‫البته یه مقدار انرژی منفی دور و برم داشتم.

672
00:43:04,208 --> 00:43:06,083
‫انرژی‌ای که چند نفر دیگه بهم می‌دادن.

673
00:43:06,833 --> 00:43:09,875
‫در اعماق وجودم حس می‌کردم
‫ قطعاً زنگ می‌زنی.

674
00:43:10,750 --> 00:43:13,083
‫خب، حس بدی داشتم که میلک‌شیکت رو ریختم.

675
00:43:13,125 --> 00:43:15,658
‫نه، لازم نیست بهش فکر کنی.

676
00:43:15,708 --> 00:43:17,583
‫تو که یه دونه دیگه بجاش برام گرفتی.

677
00:43:18,333 --> 00:43:20,533
‫صحیح و سالم به مقصد رسیدی؟

678
00:43:20,583 --> 00:43:21,750
‫آهان، اونو می‌گی؟

679
00:43:21,958 --> 00:43:25,958
‫راستش، قصه‌اش مفصّل و عجیب و خسته‌کننده‌ست.

680
00:43:26,625 --> 00:43:29,958
‫خب، شاید بهتر باشه یه موقعی همدیگه رو ببینیم.
‫که سیر تا پیازش رو برام تعریف کنی.

681
00:43:30,083 --> 00:43:31,083
‫باشه.

682
00:43:32,208 --> 00:43:34,833
‫باشه، من که مشکلی ندارم. از خدامه.

683
00:43:35,875 --> 00:43:38,625
‫می‌شه مثلاً بریم یه رستوران مشابه...

684
00:43:38,708 --> 00:43:40,375
‫و مِنوی شام‌شون رو امتحان کنیم.

685
00:43:40,625 --> 00:43:41,625
‫قبوله.

686
00:43:42,250 --> 00:43:43,250
‫خیلی‌خب.

687
00:43:43,708 --> 00:43:44,958
‫باشه. چه عالی.

688
00:43:45,750 --> 00:43:47,291
‫پس به‌زودی می‌بینمت.

689
00:43:49,833 --> 00:43:51,208
‫جدی جدی ازش خوشت میاد، نه؟

690
00:43:51,833 --> 00:43:53,625
‫معلومه که نه. چرت نگو.

691
00:43:59,083 --> 00:44:01,333
‫قبول کرد فردا شب
‫شام رو با هم بخورن.

692
00:44:01,458 --> 00:44:04,958
‫یا مثل «رودولف والنتینو» عاشق دلباخته‌ست
‫یا اینکه یه تخته‌اش کمه.

693
00:44:05,000 --> 00:44:06,333
‫اینو آتیش بزنیم؟

694
00:44:21,750 --> 00:44:25,083
‫متوجه شدم این مدت
‫اوضاع رو اون‌طور که باید و شاید جدی نگرفتم.

695
00:44:25,125 --> 00:44:27,958
‫باید یه تغییراتی توی زندگی‌ام بدم.
‫تغییرات اساسی.

696
00:44:28,000 --> 00:44:29,375
‫واسه همین تصمیم گرفتم...

697
00:44:30,125 --> 00:44:33,125
‫فقط عصرها ماری‌جوآنا بکِشم.

698
00:44:33,375 --> 00:44:35,491
‫نه اینکه صبح‌ها که بیدار می‌شم
‫اولین کارم باشه.

699
00:44:35,541 --> 00:44:37,875
‫نه وقتی که ناهار می‌خورم.
‫یا بعد از ناهار.

700
00:44:37,916 --> 00:44:39,208
‫یا وقتی یه چیزی خوردم...

701
00:44:39,250 --> 00:44:42,208
‫ولی بازم یک میلیون و نیم پوند ماری‌جوآنا
‫کم داریم.

702
00:44:42,875 --> 00:44:45,333
‫آهان، آره. متوجه اونم شدم.

703
00:44:45,458 --> 00:44:47,458
‫و تلاش می‌کنم تا اون بدهی رو پس بدم.

704
00:44:47,500 --> 00:44:49,125
‫اصلاً همین الان...

705
00:44:49,208 --> 00:44:52,000
‫دارم روی یه گونۀ دورگۀ ماری‌جوآنا کار می‌کنم

706
00:44:52,083 --> 00:44:54,500
‫و تتراهیدروکانابینولِ اون پسر بد...

707
00:44:55,500 --> 00:44:56,458
‫خب...

708
00:44:56,791 --> 00:44:58,700
‫پس بهتره مشغول به کار شی.

709
00:44:58,750 --> 00:44:59,958
‫چشم رئیس.

710
00:45:00,000 --> 00:45:01,000
‫بکِش!

711
00:45:04,708 --> 00:45:05,708
‫سلام عزیزم.

712
00:45:09,583 --> 00:45:12,500
‫باید بگم یه‌جورایی داره خوب با قضیه کنار میاد.

713
00:45:12,583 --> 00:45:13,583
‫ممنون.

714
00:45:13,958 --> 00:45:16,458
‫من که انتظار داشتم دچار فروپاشی روانی بشه

715
00:45:16,583 --> 00:45:19,333
‫چون یه تجربۀ نزدیک‌به‌مرگ داشته.

716
00:45:22,375 --> 00:45:23,458
‫پس برات تعریف کرده.

717
00:45:29,333 --> 00:45:31,125
‫سعی کردم پای اونو به قضیه باز نکنم.

718
00:45:32,083 --> 00:45:33,833
‫ولی خوبشم باز کردی.

719
00:45:35,000 --> 00:45:38,333
‫قرار بود از شرّ این افراد خلاص شی
‫نه اینکه بهشون ملحق شی.

720
00:45:40,250 --> 00:45:44,625
‫ادوارد!
‫بیا یه‌کم بنگ بنگ بازی کن.

721
00:45:45,458 --> 00:45:47,000
‫از شرّشون خلاص می‌شم، مادر.

722
00:45:49,208 --> 00:45:50,208
‫بنگ بنگ!

723
00:45:52,333 --> 00:45:53,583
‫بعداً می‌بینمت.

724
00:45:56,333 --> 00:45:57,333
‫خیلی‌خب.

725
00:45:59,458 --> 00:46:02,408
‫دارید به چه سبکی بازی می‌کنید؟
‫ شلیک مستقیم یا شلیک به هدف متحرک؟

726
00:46:02,458 --> 00:46:04,125
‫مسابقۀ دو نفره‌ست، عالی‌جناب.

727
00:46:04,333 --> 00:46:06,708
‫خانم تاماسینا ۹ از ۱۰ امتیاز آورده،

728
00:46:06,833 --> 00:46:09,458
‫ولی ارباب فردریک هنوز امتیازی نیاورده.

729
00:46:09,500 --> 00:46:10,500
‫عه، فردی.

730
00:46:10,583 --> 00:46:13,083
‫خب، هر بار که تیر نمی‌خورد به هدف
‫یه لیوان نوشیدنی می‌خوردم.

731
00:46:13,208 --> 00:46:16,333
‫الان دیگه اصلاً توی حالت عادی نیستم.

732
00:46:16,375 --> 00:46:19,333
‫- روبه‌راهی، فردی؟
‫- آره، خوبم. فقط...

733
00:46:20,833 --> 00:46:24,250
‫هنوز بعد از اون معامله‌ای که
‫با «خانم قطع عضو» کردیم، یه‌کم توی شوکم.

734
00:46:26,625 --> 00:46:27,833
‫کارِت خوب بود، فردی.

735
00:46:28,458 --> 00:46:29,500
‫خیلی خوب بود.

736
00:46:33,250 --> 00:46:36,000
‫- هر وقت حاضر بودین بگید «بکِش»، آقا.
‫- ممنون، جف.

737
00:46:38,125 --> 00:46:39,125
‫بکِش!

738
00:46:39,541 --> 00:46:44,458
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫«ترجمه از محمد سید»

739
00:46:46,458 --> 00:46:56,458
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M