1
00:00:13,500 --> 00:00:18,500
W W W . M O V I E S H O . C O M

2
00:00:22,166 --> 00:00:27,125
‫من به شدت به اهمیت بیان شخصیت فرد
‫از روی لباس‌هاش اعتقاد دارم.

3
00:00:27,875 --> 00:00:31,625
‫انطباق هیچ مشکلی نداره،
‫به شرط اینکه بدونی داری انطباق پیدا می‌کنی.

4
00:00:32,500 --> 00:00:35,750
‫ممکنه من مثل گوسفند لباس بپوشم،

5
00:00:35,875 --> 00:00:38,750
‫کلی نشونه هست

6
00:00:39,375 --> 00:00:42,375
‫که نگاه معمولی رو فریب میده

7
00:00:42,875 --> 00:00:46,750
‫که من در واقع گرگی در لباس گوسفند هستم.

8
00:00:48,250 --> 00:00:50,625
‫مناسبتی توی ذهن‌تون دارین
‫که نیازمند کشف این حقیقت باشه؟

9
00:00:50,750 --> 00:00:51,750
‫البته.

10
00:00:52,750 --> 00:00:55,791
‫کت شلواری جدید واسه دورانی جدید.

11
00:00:56,791 --> 00:01:06,791
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

12
00:01:24,875 --> 00:01:26,750
‫روح اون قویه،

13
00:01:26,791 --> 00:01:29,125
‫و جسمش به دنبال روحش میره.

14
00:01:32,750 --> 00:01:34,041
‫تفکر آرامش‌بخشیه.

15
00:01:37,250 --> 00:01:38,875
‫باید ازش آرامش بگیری.

16
00:01:44,166 --> 00:01:48,125
‫نمی‌خوام کاری کنم
‫که تو یا بابات رو ناراحت کنم.

17
00:01:52,125 --> 00:01:53,416
‫تو آزادی، جان.

18
00:01:56,750 --> 00:02:02,875
‫[قسمت هشتم: حقیقت طبق گفته‌ی بابی گلس]

19
00:02:21,125 --> 00:02:22,000
‫جفری.

20
00:02:22,041 --> 00:02:24,916
‫شرمنده مزاحم شدم، عالی‌جناب.
‫منتظر مهمون هستین؟

21
00:02:25,000 --> 00:02:27,500
‫چون ۵ تا خودرو به فیلد بارن لین اومدن.

22
00:02:28,000 --> 00:02:29,125
‫نه، قطعا نه.

23
00:02:29,250 --> 00:02:30,541
‫به نظر محلی میان؟

24
00:02:30,625 --> 00:02:34,166
‫نه، قطعا مثل محلی‌هامون نیستن، قربان.

25
00:02:35,291 --> 00:02:38,000
‫باشه. همونجا باش. میام پیشت.

26
00:02:44,791 --> 00:02:47,541
‫اومده بودم جعبه‌های تولیدمثل رو چک کنم
‫که اونا رو دیدم.

27
00:02:47,625 --> 00:02:49,575
‫حدودا ۲۰ دقیقه‌ست اونجان.

28
00:02:49,625 --> 00:02:52,500
‫انگار جدی هستن. می‌دونی دنبال چی هستن؟

29
00:02:54,625 --> 00:02:57,416
‫اون یه خلافکار کله‌گنده اهل لیورپوله.

30
00:02:58,250 --> 00:02:59,291
‫این اصلا خوب نیست.

31
00:02:59,375 --> 00:03:01,000
‫- آمین.
‫- آمین.

32
00:03:02,250 --> 00:03:05,125
‫فردی، اخیرا با گاسپل جان ارتباطی داشتی؟

33
00:03:05,166 --> 00:03:06,875
‫من با گاسپل جان...

34
00:03:06,916 --> 00:03:10,166
‫البته. به هم پیام میدیم
‫و در مورد کاغذ دیواری به هم ایمیل می‌زنیم.

35
00:03:10,250 --> 00:03:13,250
‫من چرا با اون عوضی روانی ارتباطی داشته باشم؟

36
00:03:13,291 --> 00:03:15,375
‫خیلی خب. به همه بگو داخل بمونن.

37
00:03:16,291 --> 00:03:20,000
‫باشه. خیلی خب. چرا؟ چه خبره؟

38
00:03:21,250 --> 00:03:23,000
‫چیزی دستگیرم شد بهت زنگ می‌زنم، خب؟

39
00:03:26,500 --> 00:03:30,000
‫باید بریم خونه‌ام و یه سری چیزها برداریم.

40
00:03:34,541 --> 00:03:37,250
‫یه خرده زیاده، نه، جفری؟

41
00:03:37,750 --> 00:03:40,625
‫من واسه کشتن آفات استخدام شدم، عالی‌جناب.

42
00:04:10,125 --> 00:04:12,000
‫اوه، لعنتی.

43
00:04:25,375 --> 00:04:27,250
‫من کار بدی کردم، مامان.

44
00:04:29,125 --> 00:04:33,416
‫و اون مردی که بیرونه احتمالا فهمیده.

45
00:04:42,416 --> 00:04:43,416
‫ها.

46
00:04:59,875 --> 00:05:00,875
‫اه.

47
00:05:03,250 --> 00:05:04,291
‫سلام، فردی.

48
00:05:04,375 --> 00:05:06,250
‫اومدم یه بدهی‌ رو بگیرم.

49
00:05:06,375 --> 00:05:07,750
‫بدهی‌ای که بهم داری.

50
00:05:07,791 --> 00:05:10,250
‫دو راه داری.

51
00:05:10,375 --> 00:05:13,750
‫یا بیا بیرون، یا من میام تو.

52
00:05:26,500 --> 00:05:29,791
‫- خوبی، بابا؟ اوضاع در چه حاله؟
‫- نگران من نباش. چه خبرها؟

53
00:05:29,875 --> 00:05:31,625
‫الان با مشاور صحبت کردم.

54
00:05:31,750 --> 00:05:34,916
‫حال جک خوبه.
‫خوابه، ولی در مسیر درستی هستیم.

55
00:05:36,000 --> 00:05:38,125
‫با ادی حرف زدم. باعث شد تو فکر برم.

56
00:05:38,166 --> 00:05:41,750
‫می‌خوام فورا بیای اینجا.
‫و دوک رو با خودت بیار.

57
00:05:41,875 --> 00:05:43,791
‫- مشکل همینه.
‫- واسه چی؟

58
00:05:43,875 --> 00:05:45,500
‫خب، اون ما رو فروخت،

59
00:05:46,166 --> 00:05:47,500
‫پس منم اونو فروختم.

60
00:05:48,125 --> 00:05:51,375
‫ببین، فکر کنم باید رسانه‌های خبریت رو چک کنی، خب؟

61
00:05:51,416 --> 00:05:53,916
‫گمونم ۲۴ ساعت از قافله عقبی.

62
00:05:54,000 --> 00:05:56,500
‫هر کار کردی، بهتره درستش کنی.

63
00:05:57,000 --> 00:05:59,375
‫من عالی‌جناب رو راضی می‌خوام.

64
00:05:59,500 --> 00:06:02,666
‫خب، من فقط به گاسپل یه زنگ زدم.

65
00:06:03,375 --> 00:06:05,041
‫لعنتی، سوزی.

66
00:06:08,125 --> 00:06:11,166
‫سوزی، گاسپل جان الان اومده دم ملکم.

67
00:06:11,250 --> 00:06:13,500
‫شرمنده، ادی. ممکنه کار من بوده باشه.

68
00:06:14,375 --> 00:06:15,916
‫واسه چی همچین کاری کردی؟

69
00:06:16,000 --> 00:06:18,125
‫اون موقع دلایل خودم رو داشتم.
‫اون هنوز اونجاست؟

70
00:06:18,166 --> 00:06:20,000
‫اون و نصف انجمن برادران مسیحی.

71
00:06:20,041 --> 00:06:24,000
‫- صبر داشته باش. نیروی کمکی تو راهه.
‫- هر کار می‌کنی، سریع باش.

72
00:06:30,291 --> 00:06:33,125
‫جیمی، می‌خوام خوب گوش کنی.

73
00:06:33,250 --> 00:06:34,875
‫دوک توی دردسر افتاده.

74
00:06:35,875 --> 00:06:39,125
‫من یه عده رو با محموله‌ای می‌فرستم.
‫مطمئن شو به خونه می‌رسن.

75
00:06:40,000 --> 00:06:43,000
‫خیلی متاسفم، جان. داداشم اومد. یه لحظه.

76
00:06:44,041 --> 00:06:45,041
‫آقای دیکسون.

77
00:06:46,041 --> 00:06:47,875
‫بدون اجازه وارد ملک خصوصی شدی.

78
00:06:48,916 --> 00:06:51,000
‫فقط اومدم شاتگانت رو پس بدم.

79
00:06:51,750 --> 00:06:55,000
‫- می‌خواستم به داداشت تقدیم کنم.
‫- ادی، من میرم بیرون.

80
00:06:55,125 --> 00:06:56,625
‫از سر احترام برای میراث خانواده‌ات

81
00:06:56,750 --> 00:06:59,375
‫پنج دقیقه بهت وقت میدم.

82
00:06:59,416 --> 00:07:00,500
‫خوبه.

83
00:07:06,916 --> 00:07:10,000
‫تامی، مادر، درهای پشت پنجره رو ببندین.
‫مطمئن بشین کسی پشت پنجره‌ها نباشه.

84
00:07:10,875 --> 00:07:11,875
‫خیلی خب.

85
00:07:12,750 --> 00:07:14,041
‫کافیه.

86
00:07:14,125 --> 00:07:16,625
‫بچه‌ها، دوست‌تون دارم.

87
00:07:16,666 --> 00:07:18,750
‫- از آشنایی‌تون خوشحال شدم.
‫- فردی!

88
00:07:18,791 --> 00:07:22,291
‫نه، این گند منه،
‫و وقتشه بالاخره باهاش روبه‌رو بشم.

89
00:07:22,375 --> 00:07:25,250
‫- من نمیذارم.
‫- مشکلی نیست.

90
00:07:25,375 --> 00:07:27,500
‫بچه‌ها، مشکلی نیست.

91
00:07:28,291 --> 00:07:31,166
‫چون این کاملا حقمه.

92
00:07:32,416 --> 00:07:37,125
‫من یه آشغال تمام عیارم.

93
00:07:37,875 --> 00:07:40,250
‫خب؟ و اگه اونایی که بیرونن
‫بذارن زنده بمونم،

94
00:07:40,375 --> 00:07:43,375
‫دوباره هم آشغال‌بازی درمیارم. اشتباه میگم؟

95
00:07:44,375 --> 00:07:45,750
‫ادوارد، اشتباه میگم؟

96
00:07:50,666 --> 00:07:51,666
‫دقیقا.

97
00:07:52,041 --> 00:07:53,041
‫ولی مشکلی نیست.

98
00:07:53,666 --> 00:07:56,875
‫چون این اولین باریه
‫که می‌تونم فداکاری کنم.

99
00:07:56,916 --> 00:08:01,000
‫تنها شانسی که می‌تونم
‫ذره‌ای از شرافت انسانیم رو پس بگیرم.

100
00:08:02,875 --> 00:08:04,500
‫پس اینو از من نگیر.

101
00:08:05,375 --> 00:08:06,375
‫این کار رو نکن.

102
00:08:07,250 --> 00:08:09,916
‫فردی، این شرافت نیست.

103
00:08:10,416 --> 00:08:13,250
‫درد و خشونت و مرگه.

104
00:08:16,625 --> 00:08:17,625
‫ما دوستت داریم.

105
00:08:18,125 --> 00:08:19,125
‫و بله،

106
00:08:20,375 --> 00:08:22,875
‫تو می‌تونی یه خرده عوضی باشی.

107
00:08:23,416 --> 00:08:24,708
‫- عوضی تمام عیار.
‫- عوضی تمام عیار.

108
00:08:24,750 --> 00:08:25,750
‫عوضی تمام عیار.

109
00:08:26,666 --> 00:08:28,750
‫ولی فعلا بهت نیاز داریم.

110
00:08:29,750 --> 00:08:30,750
‫خب؟

111
00:08:32,000 --> 00:08:33,000
‫من بهت نیاز دارم.

112
00:08:37,500 --> 00:08:39,375
‫- خیلی خب.
‫- خوبه.

113
00:08:40,375 --> 00:08:43,125
‫مادر، فورا کارکنان رو ببر زیرزمین.

114
00:08:43,166 --> 00:08:44,375
‫بله، چارلی رو می‌برم.

115
00:08:44,416 --> 00:08:45,500
‫لطفا مراقب باشین.

116
00:08:46,250 --> 00:08:48,250
‫تامی، در رو ببند.
‫مطمئن شو قفل باشه.

117
00:08:48,291 --> 00:08:50,291
‫ما ۳ تا در مقابل یه خانواده‌ی خلافکار؟

118
00:08:50,375 --> 00:08:51,791
‫نقشه‌ای داری، ادوارد؟

119
00:08:53,125 --> 00:08:55,291
‫عالیه، نقشه‌ای در کار نیست.
‫اون برام سخنرانی کرد...

120
00:08:55,375 --> 00:08:57,000
‫خفه شو! نقشه‌ی تو چیه؟

121
00:08:57,125 --> 00:08:58,750
‫- کامیکازی.
‫- می‌خوای بری...

122
00:08:58,791 --> 00:09:00,125
‫- عالی‌جناب.
‫- شهید بشی؟

123
00:09:00,750 --> 00:09:03,125
‫پنج تا شاتگان و اسلحه‌ی دیگه آوردم.

124
00:09:03,250 --> 00:09:04,541
‫عالیه. خیلی خب.

125
00:09:21,000 --> 00:09:23,875
‫پنج دقیقه تقریبا تمومه، جان.
‫می‌خوای شروع کنیم؟

126
00:09:26,250 --> 00:09:28,875
‫عالی‌جناب، نقشه چیه؟

127
00:09:30,541 --> 00:09:32,416
‫- کمک تو راهه.
‫- خیلی خب.

128
00:09:45,750 --> 00:09:48,041
‫این ورق رو برمی‌گردونه.

129
00:09:49,500 --> 00:09:51,625
‫جیمی، با این حال می‌کنی؟

130
00:09:52,500 --> 00:09:54,250
‫من نه، رئیس. من صلح‌طلبم.

131
00:09:54,875 --> 00:09:57,041
‫باشه. برو سرداب پیش مادر و کارکنان.

132
00:09:57,541 --> 00:10:01,125
‫جفری، بالا پیش بقیه.
‫بقیه این پایین موضع بگیرین.

133
00:10:01,250 --> 00:10:02,625
‫مسلسل من کو؟

134
00:10:32,875 --> 00:10:33,875
‫الو؟

135
00:10:39,791 --> 00:10:41,875
‫گور باباش.

136
00:10:44,125 --> 00:10:46,750
‫می‌دونین چرا کبوترها رو خیلی دوست دارم؟

137
00:10:48,250 --> 00:10:52,416
‫اونا نماد توازن انسان و طبیعت هستن.

138
00:10:54,541 --> 00:10:58,000
‫حتی قبل اینکه نوح به خشکی برسه،

139
00:10:59,500 --> 00:11:01,750
‫انسان و پرنده با هم همکاری می‌کردن.

140
00:11:05,125 --> 00:11:07,750
‫تا حالا در مورد شر آمی شنیدین؟

141
00:11:10,791 --> 00:11:12,666
‫خب، آخرین سال جنگ جهانی دوم،

142
00:11:12,750 --> 00:11:15,791
‫پونصد تا سرباز فرانسوی
‫پشت خط دشمن گیر افتادن.

143
00:11:15,875 --> 00:11:17,916
‫خودی‌ها اونا رو بمبارون می‌کردن.

144
00:11:18,916 --> 00:11:22,250
‫یه سرگرد یه کبوتر رو واسه کمک فرستاد.

145
00:11:22,375 --> 00:11:24,791
‫سینه‌ی این کبوتر تیر خورد،

146
00:11:26,250 --> 00:11:29,625
‫یه چشمش رو از دست داد،
‫پاش به مویی آویزون بود.

147
00:11:30,791 --> 00:11:33,750
‫ولی اون تا پایگاه رفت،

148
00:11:33,791 --> 00:11:36,375
‫پیغام رو رسوند و نیروها نجات داده شدن.

149
00:11:36,875 --> 00:11:38,375
‫به خاطر اون کبوتر.

150
00:11:39,875 --> 00:11:43,291
‫فرانسوی‌ها به اون کبوتر مدال شجاعت دادن.

151
00:11:44,625 --> 00:11:47,250
‫ببینین، کبوترها ارزش‌هایی دارن.

152
00:11:47,375 --> 00:11:48,416
‫وفاداری.

153
00:11:49,125 --> 00:11:50,166
‫شجاعت.

154
00:11:51,041 --> 00:11:52,125
‫شرافت.

155
00:11:55,125 --> 00:11:57,666
‫می‌خوام کدورت‌ها

156
00:11:57,750 --> 00:11:58,875
‫و اختلافات‌تون رو کنار بذارین.

157
00:11:59,875 --> 00:12:01,666
‫پند داستان اینه که

158
00:12:02,250 --> 00:12:04,875
‫باید سختی‌ها رو تحمل کنین
‫و سرزنش‌ها رو بپذیرین،

159
00:12:05,500 --> 00:12:07,750
‫همش به خاطر آینده.

160
00:12:09,875 --> 00:12:12,500
‫می‌خوام شما دو تا شر آمی من باشین،

161
00:12:13,250 --> 00:12:15,125
‫چون نمی‌تونم دیگه ترتیب

162
00:12:15,166 --> 00:12:17,375
‫مسخره‌بازی‌ای مثل امروز صبح رو بدم.

163
00:12:18,875 --> 00:12:22,500
‫کسی دلش نمی‌خواد اون لیورپولی دیوونه

164
00:12:22,625 --> 00:12:25,500
‫با یه مشت عوضی بیاد سراغش.

165
00:12:29,750 --> 00:12:31,666
‫من به آقای دیکسون گفتم

166
00:12:31,750 --> 00:12:33,750
‫که اگه برگرده خونه،

167
00:12:34,375 --> 00:12:35,625
‫براش جبران می‌کنم.

168
00:12:38,541 --> 00:12:40,166
‫پس حالا، ادی،

169
00:12:40,875 --> 00:12:42,500
‫تو هم باید برای من جبران کنی.

170
00:12:44,791 --> 00:12:46,375
‫بتمرگین.

171
00:12:57,250 --> 00:12:59,250
‫مثل سروکله زدن با دو تا بچه می‌مونه.

172
00:13:04,875 --> 00:13:06,916
‫داشتم وضعیتم رو بررسی می‌کردم.

173
00:13:07,416 --> 00:13:09,041
‫به این نتیجه رسیدم

174
00:13:10,875 --> 00:13:12,666
‫که دیگه نیستم و کاری ندارم.

175
00:13:13,250 --> 00:13:14,625
‫جک خوب میشه،

176
00:13:15,125 --> 00:13:16,500
‫ولی من اینو یه نشونه می‌بینم.

177
00:13:16,541 --> 00:13:18,791
‫به اصطلاح یه نمود الهی.

178
00:13:19,500 --> 00:13:22,125
‫پس کسب‌ و کار رو می‌فروشم.

179
00:13:25,125 --> 00:13:26,125
‫به همین سادگی.

180
00:13:28,625 --> 00:13:30,375
‫پس معامله‌مون چی میشه؟

181
00:13:30,500 --> 00:13:31,625
‫من می‌خوام بکشم کنار.

182
00:13:31,666 --> 00:13:35,625
‫نمی‌خوام از پرورش ماریجوآنا
‫وارد تولید کلی متامفتامین بشم.

183
00:13:35,750 --> 00:13:39,875
‫آره، درک می‌کنم و سر حرفم می‌مونم.

184
00:13:40,416 --> 00:13:41,500
‫می‌دونی؟

185
00:13:43,125 --> 00:13:46,500
‫می‌دونی دقیقا داری کاری رو می‌کنی
‫که آقای جانستون می‌خواد؟

186
00:13:46,541 --> 00:13:48,500
‫آقای جانستون هیچی در مورد

187
00:13:48,625 --> 00:13:50,541
‫جزئیات ماجرا نمی‌دونه.

188
00:13:50,625 --> 00:13:53,500
‫پس نه، اصلا واسم مهم نیست کی چی میگه.

189
00:13:54,000 --> 00:13:55,250
‫به‌خصوص اون پلشت.

190
00:13:56,250 --> 00:13:59,916
‫حالا به بالاترین پیشنهاد می‌فروشم،

191
00:14:00,000 --> 00:14:03,541
‫و پیشنهادهای بالای ۱۵۰ میلیون رو قبول می‌کنم.

192
00:14:03,625 --> 00:14:06,166
‫تمام پیشنهادات باید تا آخر هفته به دستم برسه.

193
00:14:09,250 --> 00:14:10,500
‫فقط ازت می‌خوام

194
00:14:11,250 --> 00:14:14,291
‫با سوزی همکاری کنی
‫و مطمئن بشی بهترین پیشنهاد گیرش بیاد.

195
00:14:16,875 --> 00:14:18,125
‫و دقیقا چرا من؟

196
00:14:18,750 --> 00:14:20,000
‫کاملا مشخصه

197
00:14:20,041 --> 00:14:23,000
‫شما دو تا به خوبی با هم کار می‌کنین.

198
00:14:33,625 --> 00:14:35,291
‫چرا اونجا چیزی نگفتی؟

199
00:14:35,791 --> 00:14:37,875
‫سال‌هاست داری عملیات رو اداره می‌کنی.

200
00:14:37,916 --> 00:14:39,875
‫می‌خوای بذاری بفروشه و از دستش بدی؟

201
00:14:39,916 --> 00:14:42,250
‫من یه کارمندم، ادی. درست مثل تو.

202
00:14:42,291 --> 00:14:45,416
‫منظورت چیه؟ اون باباته.
‫حتی نظرت رو نپرسید.

203
00:14:45,500 --> 00:14:47,125
‫نظر تو رو هم نپرسید.

204
00:14:47,666 --> 00:14:50,625
‫تو منو دور زدی، ادی.
‫نه یه بار، بلکه ۲ بار.

205
00:14:51,250 --> 00:14:54,500
‫خب، به نظرم میشه بگیم
‫جفت‌مون اشتباه محاسباتی کردیم،

206
00:14:54,625 --> 00:14:56,750
‫حداقل چیزیه که میشه گفت،
‫ولی بحث کاریه، سوزان.

207
00:14:56,791 --> 00:14:59,000
‫ولی نهایتا به خواست میلت رسیدی، نه؟

208
00:14:59,041 --> 00:15:01,375
‫بابا داره می‌فروشه و تو داری خارج میشی.

209
00:15:01,500 --> 00:15:02,500
‫ تو چی؟

210
00:15:03,625 --> 00:15:05,416
‫یه خرده واسه بازنشسته شدن جوونی.

211
00:15:06,500 --> 00:15:08,075
‫چیزهای بدتری نسبت به

212
00:15:08,125 --> 00:15:10,625
‫ده ساعت خواب و بینگو در روز چهارشنبه
‫واسه روح به ذهنم می‌رسه.

213
00:15:10,750 --> 00:15:11,750
‫کاملا.

214
00:15:12,500 --> 00:15:13,875
‫اون تصمیمش رو گرفته.

215
00:15:14,000 --> 00:15:16,291
‫بیا فقط کاری که میگه رو بکنیم و خلاص.

216
00:15:20,416 --> 00:15:21,416
‫من علنا گفتم

217
00:15:21,500 --> 00:15:24,375
‫می‌خوام تشکیلات بابات رو دست بگیرم.

218
00:15:24,500 --> 00:15:27,125
‫می‌دونم که

219
00:15:27,166 --> 00:15:29,500
‫طی چند ماه گذشته

220
00:15:29,541 --> 00:15:31,250
‫با اختلالات زیادی مواجه شده.

221
00:15:31,291 --> 00:15:34,666
‫محصولات گم شدن.
‫خطوط ارتباطی مسدود شدن‌. دعوا شده.

222
00:15:34,750 --> 00:15:35,750
‫همم.

223
00:15:36,541 --> 00:15:38,666
‫ما می‌دونیم شما پشت تمام این قضایا هستی.

224
00:15:39,250 --> 00:15:41,291
‫ولی وقتی بحث برادرم وسط بود
‫زیاده‌روی کردی.

225
00:15:41,750 --> 00:15:45,125
‫شما رویکرد اولیه‌ی منو پس زدی.

226
00:15:46,625 --> 00:15:50,375
‫باید شما و بابات رو مجاب می‌کردم
‫که جدی هستم.

227
00:15:50,500 --> 00:15:55,041
‫حالا آماده‌ام که در مورد

228
00:15:55,125 --> 00:15:58,416
‫تغییر مالکیت بی‌دردسر مذاکره کنم،

229
00:15:58,500 --> 00:16:00,041
‫ولی باید بدونی که

230
00:16:00,125 --> 00:16:02,500
‫من دارم از موضع قدرت

231
00:16:02,625 --> 00:16:05,125
‫این کار رو می‌کنم.

232
00:16:05,250 --> 00:16:06,916
‫خانم‌ گلس،

233
00:16:07,000 --> 00:16:08,875
‫چیزی که ظاهرا نمی‌دونی

234
00:16:08,916 --> 00:16:11,625
‫اینه که یکی از کارکنانت

235
00:16:11,750 --> 00:16:14,250
‫آدرس ۱۲ مزرعه رو بهم داده.

236
00:16:14,875 --> 00:16:15,875
‫متاسفانه نه.

237
00:16:16,000 --> 00:16:19,625
‫لیستی که من به آقای استیونز دادم
‫فی الواقع الکی بود.

238
00:16:19,750 --> 00:16:21,250
‫- الو؟
‫- بعد از ظهر به خیر.

239
00:16:21,791 --> 00:16:26,541
‫دارم با مارکس بیورسبروک صحبت می‌کنم؟

240
00:16:26,625 --> 00:16:27,625
‫خودمم.

241
00:16:27,750 --> 00:16:29,750
‫- بارون ناتون؟
‫- سلام.

242
00:16:29,875 --> 00:16:31,125
‫ویسکانت بولینگ؟

243
00:16:31,166 --> 00:16:32,375
‫خودمم.

244
00:16:32,416 --> 00:16:35,000
‫اوه خدای من. دارم از این کار لذت می‌برم.

245
00:16:35,041 --> 00:16:36,041
‫صبر کن.

246
00:16:36,916 --> 00:16:39,416
‫بعد از ظهر به خیر. زنگ زدم

247
00:16:39,500 --> 00:16:43,750
‫راجع به رابطه‌ی کاری‌تون
‫با آقای رابرت گلس صحبت کنم.

248
00:16:43,791 --> 00:16:46,291
‫بله، بفرمایین. با کی صحبت می‌کنم؟

249
00:16:49,250 --> 00:16:52,000
‫فکر می‌کردم تایید شده.

250
00:16:52,541 --> 00:16:53,625
‫نه.

251
00:16:53,750 --> 00:16:56,791
‫شما فریب خوردی، آقای جانستون.

252
00:16:57,375 --> 00:17:01,416
‫باید اعتراف کنم وقتی دیدم
‫با هم اومدین سوپرایز شدم.

253
00:17:02,625 --> 00:17:03,875
‫چرا نظرت عوض شد؟

254
00:17:03,916 --> 00:17:05,541
‫به نظر نقطه‌ی عطف میومد.

255
00:17:06,166 --> 00:17:07,375
‫پس منم نظرم عوض شد.

256
00:17:07,416 --> 00:17:09,625
‫چی باعث شده فکر کنین
‫به تجارت علف علاقه دارم؟

257
00:17:10,166 --> 00:17:13,750
‫می‌دونیم توی آمریکای جنوبی ارتباطات خوبی داری.

258
00:17:13,875 --> 00:17:16,375
‫چیزی که گیرشون میاد یه تجارت خوبه

259
00:17:16,416 --> 00:17:19,125
‫که در حال حاضر ۵۰ درصد بازار بریتانیا رو کنترل می‌کنه.

260
00:17:19,250 --> 00:17:21,875
‫اگه توی بریتانیا اجباری واسه قانونی‌سازی بشه،

261
00:17:21,916 --> 00:17:24,166
‫برخی از پیشرفته‌ترین مجموعه‌های توزیع

262
00:17:24,250 --> 00:17:26,500
‫و تولید در غرب اروپا گیرت میاد.

263
00:17:27,375 --> 00:17:28,375
‫کمک‌تون کنم؟

264
00:17:28,750 --> 00:17:30,375
‫می‌تونم با روس‌ها ارتباط‌تون بدم،

265
00:17:30,500 --> 00:17:32,000
‫ولی یه نصیحت...

266
00:17:32,125 --> 00:17:34,291
‫اونا خیلی سفت و سخت می‌گیرن.

267
00:17:34,375 --> 00:17:37,875
‫اگه جوکی بگی که نفهمن
‫از پنجره پرتت می‌کنن بیرون.

268
00:17:38,000 --> 00:17:40,166
‫سوال اینه پشتوانه‌ی مناسب دارن؟

269
00:17:40,250 --> 00:17:43,000
‫خدایا، چند صد میلیون واسه این روس‌ها پولی نیست.

270
00:17:43,125 --> 00:17:45,250
‫اونا خیلی خرپولن.

271
00:17:45,375 --> 00:17:48,750
‫می‌دونین که من شوخی نمی‌کنم.
‫به چشم خودتون دیدین، ها؟

272
00:17:50,250 --> 00:17:51,250
‫همکارانم

273
00:17:52,125 --> 00:17:53,125
‫خطرناک‌تر از من هستن.

274
00:17:53,166 --> 00:17:54,166
‫اوه.

275
00:17:55,125 --> 00:17:57,500
‫خب، ما حاضریم ریسک کنیم.

276
00:17:58,125 --> 00:18:00,166
‫و ماجرایی که بین ما اتفاق افتاد...

277
00:18:00,250 --> 00:18:01,916
‫بهترین اتفاقی بود که برام افتاد.

278
00:18:02,916 --> 00:18:03,750
‫ببینین،

279
00:18:03,875 --> 00:18:07,250
‫تا وقتی کتک درستی نخوری، هیچی نمی‌دونی.

280
00:18:07,291 --> 00:18:10,166
‫ولی وقتی می‌فهمی فقط قدرت مهمه،

281
00:18:10,916 --> 00:18:12,291
‫دنیا به روت باز میشه.

282
00:18:12,375 --> 00:18:14,625
‫چون قدرت واسه تصاحب دم دسته.

283
00:18:14,666 --> 00:18:17,541
‫و علی رغم تاکتیک‌های انتحاریت،

284
00:18:17,625 --> 00:18:20,625
‫بابام هنوزم می‌خواد
‫کسب‌ و کار رو بهت بفروشه،

285
00:18:20,750 --> 00:18:23,625
‫ولی فقط به شرطی که بیشتر از بقیه پول بدی.

286
00:18:24,125 --> 00:18:26,041
‫این توضیحی واسه حضور پرنده‌ست؟

287
00:18:26,750 --> 00:18:31,375
‫بابام واسه مکاتبات تجاری روش قدیمی رو می‌پسنده‌.

288
00:18:31,416 --> 00:18:33,541
‫می‌خواد تمام پیشنهادات به صورت کتبی

289
00:18:33,625 --> 00:18:36,125
‫تا آخر هفته توسط پرنده‌ها تحویل داده بشه.

290
00:18:36,625 --> 00:18:38,750
‫ایمیل یا تماس تلفنی چه عیبی داره؟

291
00:18:38,791 --> 00:18:41,166
‫وقتی پیشنهاد برنده رو دادی
‫می‌تونی از بابی بپرسی.

292
00:18:45,500 --> 00:18:46,500
‫بعد از ظهر به خیر.

293
00:18:48,625 --> 00:18:51,791
‫راستی از پرنده خیلی خوشم اومد. خنده‌داره.

294
00:19:00,750 --> 00:19:03,500
‫گمونم رسما تعاملات تجاری‌مون خاتمه پیدا کرد.

295
00:19:03,541 --> 00:19:04,541
‫هممم.

296
00:19:05,041 --> 00:19:06,625
‫هنوز چند تا پرنده‌ی دیگه مونده.

297
00:19:07,125 --> 00:19:09,541
‫بهتره آزادشون کنیم. راه‌شون رو به خونه پیدا می‌کنن.

298
00:19:10,916 --> 00:19:12,000
‫کبوترهای بیچاره، ها؟

299
00:19:13,166 --> 00:19:14,166
‫موفق باشی.

300
00:19:14,750 --> 00:19:15,750
‫موفق باشی.

301
00:19:21,375 --> 00:19:23,000
‫احساسی بود، سروان.

302
00:19:34,125 --> 00:19:37,166
‫مامان، فکر می‌کنی حال جف خوبه؟

303
00:19:37,250 --> 00:19:39,625
‫از وقتی برگشتم رفتارش عجیب بوده.

304
00:19:39,750 --> 00:19:43,000
‫خب، اون همیشه بهت علاقه داشته.

305
00:19:43,125 --> 00:19:45,375
‫خب، من باشم خیلی جدی نمی‌گیرم.

306
00:19:48,000 --> 00:19:50,625
‫ببین، اینم ادی! سلام.

307
00:19:50,666 --> 00:19:51,750
‫صبح به خیر.

308
00:19:51,791 --> 00:19:53,625
‫اگه دنبال کبوترت می‌گردی،

309
00:19:53,750 --> 00:19:56,250
‫دیدم فردی اونو برداشت و رفت.

310
00:19:56,291 --> 00:19:58,875
‫عالیه. باید برم دنبالش. ممنون که خبر دادی.

311
00:20:00,750 --> 00:20:02,250
‫مطمئنی همه چی خوبه؟

312
00:20:02,375 --> 00:20:04,416
‫بله، مادر. همه چی خوبه.

313
00:20:06,250 --> 00:20:08,250
‫- کدوم طرفی رفت؟
‫- اون طرفی، عزیزم.

314
00:20:08,375 --> 00:20:09,375
‫صحیح.

315
00:20:21,625 --> 00:20:23,375
‫یالا، میچ، بخور.

316
00:20:23,875 --> 00:20:25,916
‫خواهش می‌کنم. قوی و بزرگ میشی.

317
00:20:26,000 --> 00:20:27,250
‫با کی حرف می‌زنی، فردی؟

318
00:20:27,291 --> 00:20:30,041
‫چی؟ هیچ کس. فکر نکنم... چی؟

319
00:20:30,125 --> 00:20:31,416
‫آره، فکر نکنم من...

320
00:20:33,041 --> 00:20:33,875
‫اون پرنده رو بده من.

321
00:20:34,000 --> 00:20:36,875
‫فقط یه کبوتره، خب؟
‫فقط یه کبوتر کوچولو، ادی.

322
00:20:36,916 --> 00:20:38,416
‫می‌دونم چی می‌خوای بگی.

323
00:20:38,500 --> 00:20:41,375
‫کلی آدم‌های پولدار صف کشیدن.

324
00:20:41,416 --> 00:20:43,625
‫ولی منم پول زیادی جمع کردم.

325
00:20:43,750 --> 00:20:46,250
‫- بدهی حساب نمیشه.
‫- باشه. نیازی نیست بزنی تو پرم.

326
00:20:46,375 --> 00:20:47,875
‫می‌خوام اینو بگم.

327
00:20:48,000 --> 00:20:50,250
‫این ۲ ماه گذشته داشتم تماشات می‌کردم.

328
00:20:50,375 --> 00:20:54,541
‫نحوه‌ی عملکردت رو تماشا کردم
‫و همه‌ی کارهای خلاف رو یاد گرفتم...

329
00:20:54,625 --> 00:20:55,875
‫گوش کن. خب؟

330
00:20:56,625 --> 00:20:57,575
‫کارمون تمومه.

331
00:20:57,625 --> 00:21:00,541
‫بازی بسه. بدهی بسه. خلاص.

332
00:21:00,625 --> 00:21:03,875
‫می‌فهمم قضیه چیه. آره.
‫تو حسودیت میشه. می‌خوای مانع نشم.

333
00:21:04,375 --> 00:21:06,625
‫به نظرم تو می‌خواستی
‫من مانعت نشم، فردی.

334
00:21:07,875 --> 00:21:10,500
‫باشه. خب... درسته.

335
00:21:10,541 --> 00:21:12,125
‫احتمالا حقمه.

336
00:21:13,666 --> 00:21:15,375
‫- ولی...
‫- من کبوتر رو می‌برم، فردی.

337
00:21:18,541 --> 00:21:20,041
‫میچ رو بهت نمیدم، اد.

338
00:21:23,625 --> 00:21:25,375
‫تو به درد این کار نمی‌خوردی، فردی.

339
00:21:26,041 --> 00:21:27,041
‫هیچ کدوم‌مون به دردش نمی‌خوردیم.

340
00:21:36,250 --> 00:21:39,000
‫اولین باری که بابا ما رو برد شکار آهو یادته؟

341
00:21:39,500 --> 00:21:42,125
‫نه. نه راستش.

342
00:21:43,416 --> 00:21:44,916
‫با هم آهوها رو زیر نظر گرفتیم،

343
00:21:45,000 --> 00:21:47,541
‫و بعد بابا گذاشت من شلیک کنم.

344
00:21:48,041 --> 00:21:50,625
‫و زدمش. من زدمش.

345
00:21:52,000 --> 00:21:54,250
‫و اون بهم افتخار می‌کرد.

346
00:21:56,791 --> 00:21:58,250
‫و بعد رفتیم جلو...

347
00:22:00,625 --> 00:22:02,000
‫و اون هنوز داشت نفس می‌کشید...

348
00:22:04,416 --> 00:22:05,416
‫نتونستم خلاصش کنم.

349
00:22:07,250 --> 00:22:08,916
‫خب، تو بچه بودی، فردی.

350
00:22:14,750 --> 00:22:16,000
‫تو از من کوچیک‌تر بودی.

351
00:22:17,750 --> 00:22:19,166
‫بابا چاقو رو بهت داد،

352
00:22:19,250 --> 00:22:22,291
‫و تو گلوی اونو راحت بریدی.

353
00:22:26,875 --> 00:22:27,875
‫آره.

354
00:22:39,250 --> 00:22:41,000
‫اینو می‌خوام بگم، ادوارد.

355
00:22:42,416 --> 00:22:43,416
‫شاید حق با تو باشه.

356
00:22:45,000 --> 00:22:47,166
‫شاید من به درد این کار نمی‌خورم.

357
00:22:48,500 --> 00:22:49,500
‫ولی تو...

358
00:22:52,250 --> 00:22:53,666
‫تو واسه این کار زاده شدی.

359
00:22:57,250 --> 00:22:58,500
‫مراقب میچ باش.

360
00:23:17,541 --> 00:23:19,625
‫ببخشید مزاحم شدم، عالی‌جناب،

361
00:23:20,291 --> 00:23:21,666
‫ولی خوبین؟

362
00:23:22,625 --> 00:23:26,166
‫به نظر خلوت کردین.

363
00:23:29,291 --> 00:23:30,750
‫الان نه، ممنون، جیمی.

364
00:23:32,166 --> 00:23:33,916
‫باشه. ببخشید.

365
00:23:44,625 --> 00:23:47,041
‫می‌خوام چند تا قرارداد تنظیم کنی.

366
00:23:47,625 --> 00:23:50,541
‫نمی‌خوام قانونا الزام‌آور باشه،
‫ولی می‌خوام شروط به خصوصی

367
00:23:50,625 --> 00:23:53,250
‫واسه پیمان مالی طرفین وضع کنم.

368
00:23:54,375 --> 00:23:58,791
‫واقع‌بینانه بگیم حدودا ۲۰۰ میلیون
‫لازم داریم که شانسی داشته باشیم.

369
00:24:01,791 --> 00:24:04,741
‫منبع بیشترین درصد ۱۲ تا ارباب دیگه هستن.

370
00:24:04,791 --> 00:24:08,625
‫اگه بتونم متقاعدشون کنم نفری ۱۰ درصد بذارن،
‫خوب می‌تونیم پیش بریم.

371
00:24:12,416 --> 00:24:15,500
‫بعد میریم سراغ دوستان‌مون در حوزه‌ی سفر.

372
00:24:15,541 --> 00:24:17,666
‫اونا الان به خاطر کارشون در صادرات و واردات

373
00:24:17,750 --> 00:24:20,750
‫بودجه‌ی زیادی دارن.

374
00:24:24,000 --> 00:24:27,291
‫من خیلی وقته می‌خوام
‫از زیر چتر خانواده‌ی گلس خارج بشم.

375
00:24:28,125 --> 00:24:30,416
‫حالا خودم با پیشنهاد وارد میشم،
‫به جای اینکه خارج بشم.

376
00:24:30,500 --> 00:24:33,625
‫خب، اینجوری یه صندلی سر میز گیرت میاد،

377
00:24:34,250 --> 00:24:38,125
‫ولی هنوزم خیلی کمتر از چیزی که می‌خوای داری.

378
00:24:39,000 --> 00:24:40,125
‫اگه اوضاع خوب پیش بره،

379
00:24:40,166 --> 00:24:43,541
‫می‌تونی ۲۵ میلیون جور کنی،

380
00:24:43,625 --> 00:24:46,291
‫به علاوه‌ی ۱۰ میلیون وام از مامانت.

381
00:24:46,375 --> 00:24:49,791
‫مجبور شدم تمام سهامم
‫و خونه‌ی مامان رو بفروشم.

382
00:24:50,375 --> 00:24:53,791
‫- ممنون، مامان.
‫- هنوزم ۱۵ تا کم داری.

383
00:24:53,875 --> 00:24:54,875
‫هممم.

384
00:24:56,416 --> 00:24:59,500
‫- صحیح...
‫- خب، سوزی گلس چی؟

385
00:25:00,041 --> 00:25:02,750
‫مشخصا بدون اون نمی‌تونی
‫کسب و کار رو اداره کنی.

386
00:25:03,875 --> 00:25:04,916
‫اون علاقه‌ای نداره.

387
00:25:05,416 --> 00:25:07,166
‫نمی‌فهمم چرا نشه.

388
00:25:07,875 --> 00:25:12,041
‫یعنی میگم تا جایی که من فهمیدم،
‫سال‌ها اون اداره‌ی عملیات رو بر عهده داشته.

389
00:25:12,125 --> 00:25:13,750
‫یه جورایی پیچیده‌ست، مادر.

390
00:25:15,125 --> 00:25:18,666
‫یعنی باید برم سراغ یه پیشنهاد بدتر.

391
00:25:28,500 --> 00:25:29,500
‫سلام، هنری.

392
00:25:31,875 --> 00:25:33,625
‫- یه لیوان چای لطفا.
‫- الان میارم.

393
00:25:34,125 --> 00:25:37,375
‫خب، یه خرده به نظر حالت خرابه.
‫باید بری پیش دکتر.

394
00:25:38,541 --> 00:25:41,500
‫جراحات من معمولا

395
00:25:41,541 --> 00:25:43,916
‫به سوالاتی ختم میشن که نمی‌خوام جواب بدم.

396
00:25:44,000 --> 00:25:48,500
‫بد شد حامیت نتونست
‫یه پزشک مهربون برات پیدا کنه.

397
00:25:49,416 --> 00:25:51,041
‫گرچه طبق چیزی که شنیدم،

398
00:25:51,125 --> 00:25:53,541
‫ارتباطات تجاریت با دوست آمریکایی‌مون

399
00:25:54,041 --> 00:25:55,125
‫از اون موقع خاتمه پیدا کرده.

400
00:25:56,875 --> 00:25:58,500
‫- بفرما، عزیزم.
‫- ممنون.

401
00:25:59,666 --> 00:26:01,041
‫مشخصا به خوبی اطلاع داری.

402
00:26:02,000 --> 00:26:03,875
‫من صاف ۱۵ تا به سوزی دادم،

403
00:26:03,916 --> 00:26:06,625
‫و ۱۵ تا دیگه هم واسه جک
‫واسه اینکه معذرت خواهی کنم،

404
00:26:06,750 --> 00:26:09,541
‫ولی هنوزم نمی‌دونم از دردسر خارج شدم یا نه.

405
00:26:09,625 --> 00:26:11,416
‫خب باهام چیکار داری؟

406
00:26:12,166 --> 00:26:14,416
‫می‌دونی که چیکار کردی. می‌تونی برگردی.

407
00:26:14,500 --> 00:26:15,750
‫توجیه‌پذیر نیست.

408
00:26:15,875 --> 00:26:19,500
‫اومدم ببینم راهی دارم
‫بختت رو تغییر بدم یا نه.

409
00:26:19,541 --> 00:26:20,625
‫اوه جدی؟

410
00:26:20,750 --> 00:26:22,416
‫می‌تونم از این هچل خلاصت کنم.

411
00:26:22,500 --> 00:26:24,875
‫ولی ۱۵ تا دیگه برات آب می‌خوره.

412
00:26:25,375 --> 00:26:28,000
‫علاوه بر این، چند تا کار دیگه هم هست
‫که باید انجام بشه.

413
00:26:29,916 --> 00:26:31,416
‫چی تو فکرته، ادی؟

414
00:26:34,000 --> 00:26:36,000
‫اون چطوره؟

415
00:26:36,041 --> 00:26:37,125
‫خیلی می‌خوابه.

416
00:26:38,166 --> 00:26:39,166
‫ولی رو به بهبوده.

417
00:26:40,666 --> 00:26:41,666
‫تو چطوری؟

418
00:26:42,375 --> 00:26:43,625
‫راستش نمی‌دونم.

419
00:26:44,750 --> 00:26:46,625
‫یه جورایی فعلا تمرکزم روی اونه.

420
00:26:47,250 --> 00:26:48,750
‫حتما خیلی با هم صمیمی هستین.

421
00:26:49,500 --> 00:26:52,625
‫وقتی مامان‌مون فوت شد اون ۱۰ سالش بود.

422
00:26:53,250 --> 00:26:56,500
‫خب، این مسئولیت بزرگی واسه یه بچه‌ست.

423
00:26:58,125 --> 00:26:59,500
‫هرگز مثل بار اضافی نبود‌.

424
00:27:00,375 --> 00:27:01,750
‫من عاشق مراقبت از جک‌ بودم.

425
00:27:02,791 --> 00:27:04,375
‫عاشق اداره‌ی کسب و کارم.

426
00:27:06,250 --> 00:27:07,625
‫می‌دونم بابات

427
00:27:08,916 --> 00:27:11,166
‫قصد داره تشکیلات رو بفروشه،

428
00:27:11,250 --> 00:27:14,041
‫و تو احتمالا داری بررسی می‌کنی که چیکار کنی.

429
00:27:15,125 --> 00:27:17,500
‫پس بهت توصیه می‌کنم

430
00:27:17,541 --> 00:27:19,166
‫به حرف هیچ کس گوش نده،

431
00:27:19,250 --> 00:27:22,791
‫از همه کمتر پسرم، و به‌خصوص بابات.

432
00:27:23,541 --> 00:27:28,625
‫ولی اگه می‌خوای از تجربیات زیاد من بهره ببری،

433
00:27:28,666 --> 00:27:33,125
‫میگم احتمالش زیاده
‫از کارهایی که نکردی پشیمون بشی

434
00:27:33,166 --> 00:27:34,750
‫تا کارهایی که کردی.

435
00:27:36,875 --> 00:27:40,625
‫بگو ببینم، می‌ترسی من چیکار نکنم؟

436
00:27:42,000 --> 00:27:44,250
‫پس من کارهای عملی رو اداره می‌کنم،

437
00:27:45,750 --> 00:27:47,125
‫تو ترتیب ارباب‌ها رو میدی،

438
00:27:47,250 --> 00:27:49,125
‫و بعد این یارو جی‌پی

439
00:27:49,166 --> 00:27:50,875
‫کار توزیع رو انجام میده؟

440
00:27:50,916 --> 00:27:54,875
‫دقیقا. با اون ۱۵ تایی که میدی
‫توی مالکیت و شراکت سهیم میشی.

441
00:27:55,625 --> 00:27:57,625
‫به نظرت بابی گلس با ۲۰۰ تا راضی میشه؟

442
00:27:57,750 --> 00:27:59,375
‫این عددیه که توی ذهنمه، بله.

443
00:28:00,000 --> 00:28:02,541
‫وقتی معامله انجام بشه،
‫اون از بازی خارج میشه.

444
00:28:03,625 --> 00:28:05,000
‫عمو استن چی؟

445
00:28:07,875 --> 00:28:10,125
‫شنیدم ممکنه حساب‌هاش مشکل داشته باشه.

446
00:28:21,375 --> 00:28:23,125
‫مامانت رو توی بیمارستان دیدم.

447
00:28:26,500 --> 00:28:29,250
‫تو خیلی تناقض داری، مگه نه، ادی؟

448
00:28:30,416 --> 00:28:31,416
‫شاید.

449
00:28:36,375 --> 00:28:38,625
‫من بین ابرها مغز اون لیورپولی رو می‌بینم؟

450
00:28:57,458 --> 00:28:58,541
‫می‌دونی این یعنی چی؟

451
00:29:01,583 --> 00:29:03,208
‫بدون خطر نیست.

452
00:29:05,333 --> 00:29:06,625
‫شعار خانوادگی ماست.

453
00:29:07,583 --> 00:29:08,625
‫"بدون خطر نیست."

454
00:29:10,708 --> 00:29:11,833
‫منو به فکر فرو برد.

455
00:29:13,625 --> 00:29:17,500
‫توی زندگی چیزهای باارزش بدون خطر به دست نمیاد.

456
00:29:19,333 --> 00:29:20,458
‫ببین، من متوجه شدم

457
00:29:21,583 --> 00:29:24,208
‫خانواده‌ام نسل‌هاست این کار رو می‌کنه.

458
00:29:25,000 --> 00:29:27,958
‫زندگی در باغ وحش،
‫ولی شکار در جنگل.

459
00:29:29,083 --> 00:29:32,208
‫چیز جدیدی نیست.
‫اینم یه چرخش دیگه‌ست.

460
00:29:32,333 --> 00:29:34,250
‫ما مقدار زیادی جور کردیم.

461
00:29:34,333 --> 00:29:36,500
‫ولی می‌دونی دیگه، رقابت زیاده.

462
00:29:37,458 --> 00:29:41,125
‫سرمایه بیشتر باشه بدمون نمیاد. اگه علاقه داری.

463
00:29:43,500 --> 00:29:47,458
‫بابام دهه‌ی هفتاد تجارت علف رو شروع کرد.
‫تقریبا نیم قرن قبل.

464
00:29:48,458 --> 00:29:51,125
‫با تلاش تونست واسه خودش امپراتوری بسازه.

465
00:29:51,208 --> 00:29:53,000
‫بزرگ‌ترین تشکیلات در بریتانیا.

466
00:29:54,333 --> 00:29:55,500
‫ولی راستش

467
00:29:56,250 --> 00:29:57,875
‫اون حواسش پرت شده.

468
00:29:59,208 --> 00:30:01,458
‫مثل غازی که تخم طلا میذاره.

469
00:30:01,583 --> 00:30:03,791
‫تا وقتی تخم میومد، اون مشکلی نداشت.

470
00:30:04,250 --> 00:30:07,833
‫هر بار باهاش در مورد
‫گسترش کار صحبت می‌کردم،

471
00:30:08,375 --> 00:30:09,458
‫اون علاقه‌ای نداشت.

472
00:30:11,500 --> 00:30:15,000
‫و ببین ظرف چند ماه
‫چه دستاوردی با هم داشتیم.

473
00:30:15,958 --> 00:30:17,833
‫اگه ۳۵ تا بذاری، شریک برابر میشیم.

474
00:30:18,333 --> 00:30:19,458
‫می‌خوای شریک بشیم؟

475
00:30:20,875 --> 00:30:21,875
‫هممم.

476
00:30:22,333 --> 00:30:25,333
‫ولی باید در مورد هنری کالینز صحبت کنیم.

477
00:30:25,375 --> 00:30:28,208
‫من یه بار بهش فرجه دادم. دوباره نمیشه.

478
00:30:29,625 --> 00:30:30,625
‫قابل درکه.

479
00:30:31,458 --> 00:30:33,583
‫ولی به نظرم باید توقعات‌مون رو میزون کنیم.

480
00:30:33,708 --> 00:30:35,083
‫حداقل در کوتاه مدت.

481
00:30:44,250 --> 00:30:47,458
‫اگه می‌خوای همچین کاری بکنی
‫حتما خیلی اعتماد به نفس داری.

482
00:30:52,125 --> 00:30:53,125
‫زیاد.

483
00:31:17,625 --> 00:31:18,708
‫شارلوت.

484
00:31:34,583 --> 00:31:35,583
‫بفرستش بره.

485
00:31:44,000 --> 00:31:45,375
‫- آماده‌ای؟
‫- برو بریم.

486
00:31:47,958 --> 00:31:49,000
‫در اختیار توئه، جفری.

487
00:31:58,583 --> 00:32:01,125
‫پسر خوب، ها؟

488
00:32:02,208 --> 00:32:03,458
‫خسته‌ای، ها؟

489
00:32:04,208 --> 00:32:06,125
‫آره، برو غذا بخور، یالا.

490
00:32:07,833 --> 00:32:08,833
‫اه.

491
00:32:13,458 --> 00:32:15,375
‫خب، این رقم گنده‌ایه.

492
00:32:18,958 --> 00:32:19,958
‫جف؟

493
00:32:21,583 --> 00:32:22,833
‫بله، خانم شارلوت؟

494
00:32:26,833 --> 00:32:29,375
‫من داشتم خیلی

495
00:32:30,333 --> 00:32:32,208
‫به بچگیم فکر می‌کردم.

496
00:32:35,083 --> 00:32:36,083
‫متوجه شدم...

497
00:32:38,000 --> 00:32:40,125
‫اساسا هر چی بلدم تو یادم دادی.

498
00:32:42,250 --> 00:32:44,458
‫اون همه باری که رفتیم توی جنگل کمپ زدیم.

499
00:32:45,625 --> 00:32:50,583
‫و آتیش درست کردن
‫و اسب سواری رو تو یادم دادی.

500
00:32:51,208 --> 00:32:52,375
‫و همینطور ماهیگیری.

501
00:32:56,458 --> 00:32:57,458
‫همیشه کنارم بودی.

502
00:32:58,583 --> 00:32:59,583
‫مگه نه؟

503
00:33:00,708 --> 00:33:02,458
‫من فقط نگهبان حیوانات هستم، شارلوت.

504
00:33:05,875 --> 00:33:06,875
‫مطمئنی؟

505
00:33:09,583 --> 00:33:12,625
‫چون گاهی برام سوال میشه، و...

506
00:33:14,583 --> 00:33:15,833
‫اینجوری خیلی منطقی میشه.

507
00:33:21,083 --> 00:33:23,458
‫خب... بگذریم...

508
00:33:30,250 --> 00:33:31,375
‫شارلوت.

509
00:33:38,458 --> 00:33:40,083
‫نمی‌خواستم خجالت بکشی.

510
00:33:44,625 --> 00:33:46,083
‫من هرگز خجالت نمی‌کشم.

511
00:33:47,750 --> 00:33:51,208
‫تو تحسین‌برانگیزترین مردی هستی که می‌شناسم.

512
00:34:07,875 --> 00:34:09,250
‫چهار تا پیشنهاد اومده.

513
00:34:10,000 --> 00:34:11,083
‫روی میزه.

514
00:34:11,583 --> 00:34:14,000
‫همه بالاتر از چیزی که می‌خوام. احسنت.

515
00:34:14,958 --> 00:34:18,458
‫و دیدم اسم شما هم روی یکی از اینا هست.

516
00:34:18,500 --> 00:34:21,125
‫این غیر منتظره‌ست.

517
00:34:21,958 --> 00:34:26,333
‫خب، می‌خوام بگم من این پیشنهادات رو

518
00:34:26,458 --> 00:34:28,708
‫براساس منافعی که دارن بررسی می‌کنم.

519
00:34:29,750 --> 00:34:31,625
‫- البته‌.
‫- عالیه.

520
00:34:32,125 --> 00:34:35,208
‫ولی پیشنهاد کی برنده شد؟

521
00:34:35,333 --> 00:34:37,583
‫متاسفانه به این سادگی نیست، مادر.

522
00:34:37,625 --> 00:34:39,708
‫همونطور که می‌دونین، رقابت شدید بود،

523
00:34:39,750 --> 00:34:42,333
‫و ما قطعا بالاترین پیشنهاد نبودیم.

524
00:34:42,375 --> 00:34:43,458
‫پس کی برد؟

525
00:34:44,083 --> 00:34:45,083
‫عمو استن.

526
00:34:45,583 --> 00:34:49,333
‫اعتراف می‌کنم، مطمئن بودم پیشنهادم خیلی خوبه.

527
00:34:49,458 --> 00:34:51,208
‫خوشحالم آخرش همه چی ردیف شد.

528
00:34:53,708 --> 00:34:55,458
‫آقای استیونز میره بانک

529
00:34:55,583 --> 00:34:59,500
‫و ترتیب انتقال پول
‫به هر حسابی که آقای گلس بگه رو میده.

530
00:35:00,208 --> 00:35:03,125
‫اون می‌خواست پول زیادی واسه کسب و کار بده،
‫پس آقای گلس

531
00:35:03,208 --> 00:35:04,833
‫مشتاق بود پیشنهاد رو قبول کنه.

532
00:35:05,875 --> 00:35:07,250
‫حس می‌کنم سوء ظن داری، مادر،

533
00:35:07,958 --> 00:35:09,083
‫و حق هم داری.

534
00:35:09,208 --> 00:35:11,583
‫راستش من هنری کالینز رو فعال کردم،

535
00:35:11,708 --> 00:35:15,208
‫که حسابدارش از کارهای غیرقانونی
‫آقای جانستون خبر داشت.

536
00:35:15,333 --> 00:35:17,033
‫ممنون‌ که به این سرعت باهام ملاقات کردین.

537
00:35:17,083 --> 00:35:18,500
‫خواهش می‌کنم، آقای استیونز.

538
00:35:19,583 --> 00:35:21,708
‫کارهای غیرقانونیش،
‫که منظورم سوابق مالیاتیشه،

539
00:35:21,833 --> 00:35:24,083
‫به پلیس مربوطه در اداره‌ی

540
00:35:24,125 --> 00:35:26,458
‫گمرک و درآمد سلطنتی تحویل داده شد.

541
00:35:32,375 --> 00:35:33,708
‫که منجر به بازداشت عمو استن

542
00:35:33,750 --> 00:35:37,333
‫به خاطر چندین فقره فرار مالیاتی شد
‫و دارایی‌هاش مسدود شد،

543
00:35:37,458 --> 00:35:39,833
‫و نتونست خرید رو تکمیل کنه.

544
00:35:40,583 --> 00:35:43,333
‫ولی اگه عمو استن از ماجرا خارج شده،

545
00:35:43,375 --> 00:35:46,875
‫به این معنی نیست که
‫پیت اسپنسر-فوربز برنده شده؟

546
00:35:46,958 --> 00:35:48,083
‫من اینو به مرسی گفتم.

547
00:35:50,958 --> 00:35:52,000
‫پیت چسبناک.

548
00:35:54,708 --> 00:35:56,208
‫پیشنهاد تو دوم شد.

549
00:35:56,333 --> 00:35:59,833
‫- نگران نباش، مادر. اون نبرد.
‫- فکر کردم الان گفتی برد.

550
00:35:59,875 --> 00:36:01,083
‫من به مرسی گفتم اون برد.

551
00:36:01,708 --> 00:36:03,958
‫شرکام دارن از بوگاتا میان.

552
00:36:04,083 --> 00:36:06,250
‫گفتم اونا جواب منفی رو قبول نمی‌کنن.

553
00:36:06,333 --> 00:36:08,625
‫خب، خارج کردن پول از روسیه خیلی سخته،

554
00:36:08,708 --> 00:36:09,750
‫همونطور که می‌تونی تصور کنی،

555
00:36:09,833 --> 00:36:12,833
‫که اینجوری یه فرصت

556
00:36:12,958 --> 00:36:14,083
‫واسه تو باقی می‌مونه.

557
00:36:14,708 --> 00:36:16,208
‫این پیت چسبناک رو کجا پیدا کنم؟

558
00:36:16,250 --> 00:36:20,083
‫مرسی از طرف مافوق‌هاش
‫در آمریکای جنوبی خیلی تحت فشار بود.

559
00:36:33,958 --> 00:36:36,458
‫خودش دست به کار شد که قضیه رو حل کنه.

560
00:36:40,708 --> 00:36:42,208
‫هنری کالینز دوباره پا پیش گذاشت

561
00:36:42,250 --> 00:36:43,125
‫که به اون رسیدگی کنه.

562
00:36:47,000 --> 00:36:50,083
‫خب، خوشحالم به اون زن بیچاره رسیدگی می‌کنه.

563
00:36:50,125 --> 00:36:51,458
‫- اوه...
‫- ببخشید.

564
00:36:51,500 --> 00:36:53,958
‫هنری کالینز همونی نبود که
‫مبارزه رو دستکاری کرد؟

565
00:36:54,000 --> 00:36:55,083
‫خودشه.

566
00:36:55,125 --> 00:36:57,875
‫اوه، عزیزم، بگو با اون کار نمی‌کنی.

567
00:36:57,958 --> 00:36:59,750
‫هنری کالینز.

568
00:37:00,458 --> 00:37:01,750
‫نگران هنری کالینز نباش.

569
00:37:02,333 --> 00:37:05,083
‫اون مستأصل بود،
‫پس من واسه تمیزکاری ازش استفاده کردم.

570
00:37:05,208 --> 00:37:07,833
‫پونزده میلیون. طبق حرفی که زدیم.

571
00:37:09,583 --> 00:37:10,833
‫بفرما بشین، هنری.

572
00:37:17,208 --> 00:37:18,208
‫هممم.

573
00:37:21,750 --> 00:37:25,083
‫اینکه گفتم کسب و کارم رو می‌فروشم
‫واسه این بود که

574
00:37:25,125 --> 00:37:26,125
‫شما رو بیدار کنم.

575
00:37:27,083 --> 00:37:28,958
‫قرار نیست عملیات رو بخرین.

576
00:37:29,500 --> 00:37:30,875
‫توش سرمایه‌گذاری می‌کنین.

577
00:37:30,958 --> 00:37:33,708
‫پس با هم می‌تونیم سودمون رو بیشتر کنیم.

578
00:37:34,500 --> 00:37:36,958
‫پس گمونم بازنشسته نمیشی، بابا.

579
00:37:37,000 --> 00:37:38,000
‫ها؟

580
00:37:38,083 --> 00:37:39,625
‫عمرا.

581
00:37:40,458 --> 00:37:44,208
‫ولی باید می‌دونستم شما دو تا حاضرین
‫به صورت جدی وارد بازی بشین.

582
00:37:44,708 --> 00:37:45,500
‫هممم.

583
00:37:45,583 --> 00:37:48,333
‫مسئولیت‌های مشترک مزایای خودش رو داره.

584
00:37:50,250 --> 00:37:52,708
‫و فوائد استمرار

585
00:37:53,958 --> 00:37:55,833
‫بسیار زیاده.

586
00:37:56,458 --> 00:38:00,208
‫ادی، تو سربازی. نجیب‌زاده هستی.

587
00:38:00,333 --> 00:38:03,583
‫ولی من مردی رو می‌بینم
‫که توسط عناوین تعریف نمیشه.

588
00:38:03,708 --> 00:38:05,083
‫یا بهشون محدود نمیشه.

589
00:38:05,833 --> 00:38:07,083
‫پس قرارمون ردیفه.

590
00:38:09,958 --> 00:38:13,708
‫دویست و سی و پنج میلیون پوند.

591
00:38:14,458 --> 00:38:17,333
‫حالا یه هدفی داری.

592
00:38:19,458 --> 00:38:21,750
‫تو واسه دستور گرفتن زاده نشدی.

593
00:38:21,833 --> 00:38:23,458
‫زاده شدی که دستور بدی.

594
00:38:23,500 --> 00:38:26,333
‫واسه اینکه امپراتوری بسازی و گسترش بدی.

595
00:38:26,375 --> 00:38:29,708
‫من یه سروان نمی‌بینم.
‫یه ژنرال می‌بینم.

596
00:38:32,458 --> 00:38:34,833
‫نباید این کار رو می‌کردی.

597
00:38:43,708 --> 00:38:44,958
‫می‌خوای تو انجامش بدی؟

598
00:38:45,833 --> 00:38:46,958
‫این درخواسته؟

599
00:38:47,083 --> 00:38:49,333
‫نه. مجبور نیستی.

600
00:38:50,458 --> 00:38:51,875
‫فکر کردم شاید بخوای.

601
00:38:53,125 --> 00:38:55,583
‫می‌دونی، به عنوان بخشی از "سفر"ت.

602
00:39:15,208 --> 00:39:17,208
‫[سه ماه بعد]

603
00:39:17,333 --> 00:39:18,958
‫سس زیاد نریز، سرآشپز.

604
00:39:22,333 --> 00:39:23,333
‫نگران نباش.

605
00:39:23,375 --> 00:39:25,708
‫یعنی میگم، وقتی به زندان عادت کنی
‫اونقدر هم بد نیست.

606
00:39:25,833 --> 00:39:28,458
‫کلی می‌تونی بخوابی، دائم می‌تونی ورزش کنی،

607
00:39:28,500 --> 00:39:31,250
‫و زیاد کسی مزاحمت نمیشه.

608
00:39:32,208 --> 00:39:34,958
‫و حالا که آقای کاوازاکی عفو مشروطش رو از دست داده،

609
00:39:35,083 --> 00:39:38,583
‫می‌تونم حداقل تا یه سال دیگه
‫کیفیت غذا رو تضمین کنم.

610
00:39:39,875 --> 00:39:41,125
‫عالیه.

611
00:39:44,583 --> 00:39:46,208
‫بدتر از اینم میشه برای آدم پیش بیاد.

612
00:39:46,708 --> 00:39:47,833
‫هممم.

613
00:39:47,958 --> 00:39:51,125
‫مثل یه جنتلمن واقعی حرف می‌زنی.

614
00:39:52,208 --> 00:39:57,208
W W W . M O V I E S H O . C O M

615
00:39:59,208 --> 00:40:09,208
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M