1
00:01:02,166 --> 00:01:08,166
‫[برو دنبال علامت ضربدر]

2
00:01:09,166 --> 00:01:19,166
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

3
00:01:29,166 --> 00:01:32,166
‫[سه ماه قبل]

4
00:01:51,166 --> 00:01:52,458
‫صبح بخیر، عالی‌جناب.

5
00:01:54,833 --> 00:01:56,825
‫- جفری.
‫- از منظره لذت می‌برید؟

6
00:01:56,875 --> 00:01:57,750
‫هوم.

7
00:01:59,083 --> 00:02:01,200
‫نباید به زودی برگردید خونه، قربان؟

8
00:02:01,250 --> 00:02:03,708
‫کم‌کم مهمون‌هاتون برای صبحونه
‫میان پایین.

9
00:02:04,208 --> 00:02:07,833
‫منم دوست دارم ساعت نُه و نیم یه
‫صحبت تیمی درباره شکار داشته باشیم.

10
00:02:09,291 --> 00:02:13,375
‫چهارصد سال پیش، این ملک تا جایی
‫که چشم کار می‌کرد ادامه داشت.

11
00:02:14,083 --> 00:02:16,416
‫از هر جهت. تا برسه به ساحل.

12
00:02:17,791 --> 00:02:18,791
‫ولی هی کوچیک‌تر شده.

13
00:02:20,125 --> 00:02:24,158
‫سال به سال. نسل به نسل.

14
00:02:24,208 --> 00:02:26,041
‫اول عذرخواهی کردن.

15
00:02:26,875 --> 00:02:28,375
‫بعدش شرمنده شدن.

16
00:02:30,416 --> 00:02:31,958
‫بعد کوچیک‌تر شد.

17
00:02:33,875 --> 00:02:34,958
‫شبیه فاسد شدن می‌مونه.

18
00:02:37,916 --> 00:02:39,250
‫ملک رو پس می‌خوام، جفری.

19
00:02:43,333 --> 00:02:44,666
‫همه‌ش رو پس می‌خوام.

20
00:02:48,041 --> 00:02:52,041
‫[قسمت اول: مسیر به سمت پادشاهی]

21
00:02:54,333 --> 00:02:56,408
‫پس این فرودگاه رو خریدیم؟

22
00:02:56,458 --> 00:02:58,366
‫ما نه. عالی‌جناب خریده.

23
00:02:58,416 --> 00:03:00,208
‫از طریق یه شرکت کاغذی.

24
00:03:00,708 --> 00:03:01,741
‫یه مزرعه ماری‌جوآنای

25
00:03:01,791 --> 00:03:03,916
‫ده هزار متر مربعی زیر فرودگاه قرار داره.

26
00:03:04,416 --> 00:03:06,083
‫بهترین سرپوش برای توزیع.

27
00:03:06,583 --> 00:03:08,866
‫زیر فرودگاه مواد رو می‌کاری.
‫تو فرودگاه بار می‌زنیش.

28
00:03:08,916 --> 00:03:12,283
‫و از طریق هواپیما یا جاده به هر جای
‫کشور که بخوای توزیع می‌کنیش.

29
00:03:12,333 --> 00:03:14,825
‫نمایش هوایی، رستوران و فروشگاه
‫سوغات هم داریم.

30
00:03:14,875 --> 00:03:16,708
‫بهترین روش ممکن برای پول‌شویی.

31
00:03:17,833 --> 00:03:19,491
‫نوشیدنی، قربان؟

32
00:03:19,541 --> 00:03:21,575
‫مثل اینکه روز شکار رو زودتر
‫شروع می‌کنن.

33
00:03:21,625 --> 00:03:24,500
‫در اون صورت، به قول محلی‌ها، ممنون.

34
00:03:25,083 --> 00:03:26,041
‫خانم؟

35
00:03:28,833 --> 00:03:29,791
‫می‌دونی چیه؟

36
00:03:30,541 --> 00:03:32,991
‫شاید بابا درباره دوک درست می‌گفته.

37
00:03:33,041 --> 00:03:34,450
‫[۱۸۵۸ متر مربع]
‫یه ایده جالب بود که کار ما تو

38
00:03:34,500 --> 00:03:35,950
‫ایتالیا رو شبیه‌سازی کنه.

39
00:03:36,000 --> 00:03:39,158
‫[۹۲۹ متر مربع]
‫کاشت و رشد موادمون زیر عمارت‌های اشرافی.

40
00:03:39,208 --> 00:03:40,450
‫[۱٬۳۹۴ متر مربع]
‫در ضمن، اینم از

41
00:03:40,500 --> 00:03:43,533
‫آشنای ایتالیاییمون، که قراره ما رو
‫وارد بازار اروپا کنه.

42
00:03:43,583 --> 00:03:46,083
‫کارمون رو بین‌المللی کردیم و داریم
‫به نتیجه می‌رسیم.

43
00:03:46,583 --> 00:03:47,991
‫هواپیماهای اسپیت‌فایر به چه
‫دردی می‌خورن؟

44
00:03:48,041 --> 00:03:50,916
‫آدم هیچوقت خبر نداره کِی قراره
‫جنگ بشه، جک.

45
00:03:57,291 --> 00:04:00,125
‫من رو از این هواپیمای کوفتی پیاده کنید.
‫خدای من!

46
00:04:01,500 --> 00:04:03,991
‫دفعه بعدی یه خلبان واقعی میاریم، خب؟

47
00:04:04,041 --> 00:04:05,866
‫دفعه بعدی تا لندن پیاده برو.

48
00:04:05,916 --> 00:04:08,375
‫عوضی. حالم بد شد.

49
00:04:10,000 --> 00:04:12,000
‫صبح بخیر، آقای مالدینی.

50
00:04:12,583 --> 00:04:15,375
‫- صبح بخیر.
‫- کیفتون رو بدید من بیارم.

51
00:04:16,833 --> 00:04:17,916
‫[فرانچسکو مالدینی، شریک کاری جدید ایتالیایی]
‫فرانچسکو.

52
00:04:18,541 --> 00:04:21,666
‫- صبح بخیر، فرانچسکو.
‫- می‌تونی کیکو صدام کنی.

53
00:04:22,375 --> 00:04:23,208
‫کیکو.

54
00:04:25,750 --> 00:04:28,450
‫لطفاً بیاید دنبالم، بلنکت وسایلتون رو میاره.

55
00:04:28,500 --> 00:04:30,875
‫تا دروازه‌های کلیسای سن پیترو هم
‫میام دنبالت.

56
00:04:31,375 --> 00:04:34,241
‫نگران نباش، فرانچسکو.
‫خودم کیف‌ها رو میارم.

57
00:04:34,291 --> 00:04:35,458
‫سلام، سوزی!

58
00:04:36,958 --> 00:04:38,366
‫سوزی، سوزی، سوزی.

59
00:04:38,416 --> 00:04:39,866
‫خوشحالم می‌بینمت.

60
00:04:39,916 --> 00:04:43,491
‫ببین، یه مشکلی در ارتباط با
‫توافق کاریمون پیش اومده.

61
00:04:43,541 --> 00:04:46,075
‫باید درباره‌ش صحبت کنیم.

62
00:04:46,125 --> 00:04:48,625
‫بذارش برای بعد.
‫فعلاً یه مقدار دیرمون شده.

63
00:04:49,833 --> 00:04:53,033
‫- کنتس، خیلی زیبا شدی.
‫- ممنون، خانم گلس.

64
00:04:53,083 --> 00:04:53,958
‫بریم؟

65
00:04:54,000 --> 00:04:54,875
‫[کنتس ایزابلا سورانزا دپارما، ملقب به بلا]

66
00:04:55,000 --> 00:04:56,791
‫- لوس بازی درنیار.
‫- خفه شو.

67
00:05:01,916 --> 00:05:04,283
‫امروز دلتون خوراک کجری نمی‌خواست،
‫لرد هاثورن؟

68
00:05:04,333 --> 00:05:05,450
‫نه.

69
00:05:05,500 --> 00:05:08,158
‫[کجری، غذای آنگلو-ایندین مخصوص قرن نوزده،]
‫با اینکه بدم نمیاد برای صبحونه کاری بخورم،

70
00:05:08,208 --> 00:05:09,950
‫[ترکیبی از برنج، ماهی، تخم‌مرغ و کاری]
‫هیچی برام جای شاه‌ماهی دودی رو نمی‌گیره.

71
00:05:10,000 --> 00:05:11,700
‫هوم. می‌بینم که با خواهرزاده‌م
‫آشنا شدید.

72
00:05:11,750 --> 00:05:14,291
‫بله. فسقلی بامزه.

73
00:05:14,875 --> 00:05:16,041
‫خبری از پدر بچه نشد؟

74
00:05:16,708 --> 00:05:18,116
‫امیدوارم برای شام بهمون ملحق بشه.

75
00:05:18,166 --> 00:05:20,991
‫خیلی خوبه که کار می‌کنه تا
‫خرج زندگیتون رو دربیاره،

76
00:05:21,041 --> 00:05:23,200
‫ولی درست مثل ادیه.
‫زیادی کار می‌کنه.

77
00:05:23,250 --> 00:05:25,500
‫از کی تا حالا روز شکار شده
‫کار کردن، مادر؟

78
00:05:25,916 --> 00:05:27,291
‫صبح همگی بخیر.

79
00:05:27,375 --> 00:05:30,666
‫دیر کردیم.
‫ولی برای صبحونه دیر نکردیم.

80
00:05:33,125 --> 00:05:34,000
‫ادی.

81
00:05:34,791 --> 00:05:35,866
‫ادواردو.

82
00:05:35,916 --> 00:05:37,200
‫اد خله.

83
00:05:37,250 --> 00:05:38,325
‫چطوری، رفیق؟

84
00:05:38,375 --> 00:05:40,408
‫- سلام.
‫- مشتاق دیدار. بیا بغلم.

85
00:05:40,458 --> 00:05:42,783
‫اوه.

86
00:05:42,833 --> 00:05:44,533
‫واقعاً متاسفم،

87
00:05:44,583 --> 00:05:48,241
‫ولی خلبان ما تصمیم گرفت بزنه
‫تو دل طوفان.

88
00:05:48,291 --> 00:05:49,875
‫نمی‌دونم چطوری نفهمیدیم چشم طوفان کجاست.

89
00:05:51,791 --> 00:05:53,158
‫خب، حالا که رسیدید.

90
00:05:53,208 --> 00:05:55,700
‫طوفانی در کار نبود.
‫داره خودش رو لوس می‌کنه.

91
00:05:55,750 --> 00:05:57,241
‫هنوز افتخار آشنایی همدیگه رو نداشتیم.

92
00:05:57,291 --> 00:05:59,325
‫خیلی رسمی صحبت می‌کنی.
‫به خدا عاشق این پسرم.

93
00:05:59,375 --> 00:06:02,158
‫ایشون عشق منه،
‫کنتس ایزابلا سورانزا دپارما.

94
00:06:02,208 --> 00:06:04,041
‫- خوشبختم.
‫- عالی‌جناب.

95
00:06:05,583 --> 00:06:07,166
‫- بفرمایید خواهش می‌کنم.
‫- ممنون.

96
00:06:09,708 --> 00:06:10,575
‫سلام.

97
00:06:10,625 --> 00:06:14,125
‫شما کجایِ این پازل اشرافی
‫قرار دارید؟

98
00:06:14,750 --> 00:06:17,783
‫ما زیاد مهم نیستیم.
‫نماینده طبقه کارگریم.

99
00:06:17,833 --> 00:06:19,575
‫اوه، چقدر مدرن.

100
00:06:19,625 --> 00:06:22,658
‫خب، در این حد بگم که جفتتون
‫بسیار شیک هستید.

101
00:06:22,708 --> 00:06:24,783
‫دنیای جدید و جسوریه، عالی‌جناب.

102
00:06:24,833 --> 00:06:27,658
‫اوه، چه لهجه جالبی.
‫میشه حرفت رو تکرار کنی؟

103
00:06:27,708 --> 00:06:29,416
‫به ما ملحق شو، برادر.

104
00:06:30,041 --> 00:06:33,366
‫مچم رو گرفتی. حالا من رو نبر.
‫بفرمایید.

105
00:06:33,416 --> 00:06:35,208
‫بگم مودبانه صحبت کنن، قربان؟

106
00:06:35,708 --> 00:06:36,825
‫اونجوری خیلی بچه مثبت به حساب میایم.

107
00:06:36,875 --> 00:06:38,783
‫اه، داشتم فکر می‌کردم

108
00:06:38,833 --> 00:06:43,458
‫شاید بتونیم بیشتر با سوزی صحبت کنیم،

109
00:06:44,000 --> 00:06:45,658
‫قبل از اینکه شکار شروع بشه.

110
00:06:45,708 --> 00:06:48,208
‫چیز خاصی نیست، می‌دونی؟
‫یه مقدار صحبت درباره کسب و کار.

111
00:06:50,833 --> 00:06:52,083
‫بمونه برای بعد.

112
00:06:52,625 --> 00:06:54,658
‫جف دوست داره تا ساعت نُه و نیم
‫سر جامون قرار بگیریم،

113
00:06:54,708 --> 00:06:57,541
‫ما هم دلمون نمی‌خواد ناامیدش کنیم، نه؟

114
00:06:59,250 --> 00:07:02,125
‫نگران نباش، کیکو. کل صبح وقت هست.

115
00:07:04,625 --> 00:07:05,625
‫آره.

116
00:07:07,041 --> 00:07:07,825
‫خیلی خب.

117
00:07:07,875 --> 00:07:12,825
‫انگلیسی‌ها چطوری برای صبحونه کاری
‫و ماهی می‌خورن؟ آخه کاری و ماهی!

118
00:07:12,875 --> 00:07:14,375
‫حال بهم زنه.

119
00:07:15,125 --> 00:07:17,408
‫مضطربه، سوزان. نگران کننده‌ست.

120
00:07:17,458 --> 00:07:19,208
‫دردِ کیکو چیه؟

121
00:07:19,708 --> 00:07:21,000
‫هنوز مشخص نیست.

122
00:07:21,583 --> 00:07:23,375
‫مطمئنم چیز مثبتی نیست.

123
00:07:23,958 --> 00:07:25,741
‫می‌دونم ازش خوشت نمیاد، ادی،

124
00:07:25,791 --> 00:07:28,116
‫ولی کمکمون کرد جای پامون رو
‫تو ایتالیا محکم کنیم،

125
00:07:28,166 --> 00:07:31,116
‫قلمرویی که تو هر گوشه‌ش هیولاها
‫کمین کردن.

126
00:07:31,166 --> 00:07:33,408
‫نباید زحماتش رو دست کم بگیریم.

127
00:07:33,458 --> 00:07:36,158
‫وظیفه کارچاق‌کن‌ها حل کردن مشکلاته،
‫نه مشکل درست کردن.

128
00:07:36,208 --> 00:07:39,200
‫من که میگم فعلاً قضاوتش نکنیم.

129
00:07:39,250 --> 00:07:42,783
‫این وسط می‌تونی تمرکزت رو بذاری
‫روی گیر آوردن یه لقب اشرافی،

130
00:07:42,833 --> 00:07:44,333
‫درست طبق درخواست پدرم.

131
00:07:44,916 --> 00:07:46,625
‫لرد هاثورن رو بسپر به من.

132
00:07:53,750 --> 00:07:56,075
‫امیدوارم امروز زیاد کار نداشته باشیم.

133
00:07:56,125 --> 00:07:58,158
‫نه. هدف از روزهای شکار هیچوقت
‫خود شکار نیست، سوزان.

134
00:07:58,208 --> 00:07:59,533
‫هدف توافق کردنه.

135
00:07:59,583 --> 00:08:02,575
‫یه عذر موجه برای ادغام شدن گروه‌های
‫ناجوره.

136
00:08:02,625 --> 00:08:05,333
‫برخلاف اون چیزی که همه فکر می‌کنن،
‫هر چقدر سرمون شلوغ‌تر بشه بهتره.

137
00:08:05,833 --> 00:08:08,991
‫مردم هشت هزار کیلومتر سفر می‌کنن که
‫خودشون رو به شکار تو ییلاقات انگلیسی برسونن،

138
00:08:09,041 --> 00:08:10,658
‫و به دلیل عجیبی،

139
00:08:10,708 --> 00:08:13,158
‫وقتی اسلحه تو دستشون باشه بیشتر
‫از همیشه آماده‌ی توافق کردن هستن.

140
00:08:13,208 --> 00:08:14,158
‫هوم.

141
00:08:14,208 --> 00:08:17,075
‫- درباره دوستت برام بگو.
‫- از عایشه خوشت میاد.

142
00:08:17,125 --> 00:08:19,116
‫دختر باهوشیه. بلند پروازه.

143
00:08:19,166 --> 00:08:21,950
‫حواسش به خودش و تمام اطرافیانش هست.

144
00:08:22,000 --> 00:08:25,200
‫پنج سال پیش رفت خاورمیانه تو
‫یه بیمارستان کار کنه.

145
00:08:25,250 --> 00:08:27,700
‫و الان یه جا تو میز سلطنتی‌ها
‫برای خودش پیدا کرده.

146
00:08:27,750 --> 00:08:29,541
‫آینده تو خاورمیانه‌ست، سوزی.

147
00:08:30,375 --> 00:08:32,658
‫هر دو هفته یه دنیای جدید اونجا می‌سازن.

148
00:08:32,708 --> 00:08:35,625
‫آره، می‌فهمم چرا گفتی بیاد اینجا.
‫از جاه‌طلبیت خوشم میاد.

149
00:08:36,500 --> 00:08:38,916
‫سلام، عزیزم. چطوری؟

150
00:08:39,625 --> 00:08:41,658
‫- ایشون دوکه.
‫- حال شما؟

151
00:08:41,708 --> 00:08:44,083
‫ممنون. لطف کردید دعوتمون کردید.

152
00:08:44,666 --> 00:08:48,741
‫ایشون عالی‌جناب شاهزاد امیر بن
‫عبدالله الحدیدیه.

153
00:08:48,791 --> 00:08:49,625
‫خب.

154
00:08:50,291 --> 00:08:51,783
‫صبح بخیر، شیخ امیر.

155
00:08:51,833 --> 00:08:54,866
‫عالی‌جناب. ممنون که ما رو به
‫خونه زیباتون دعوت کردید.

156
00:08:54,916 --> 00:08:55,783
‫خواهش می‌کنم.

157
00:08:55,833 --> 00:08:57,825
‫- یه هدیه کوچیک براتون آوردم.
‫- اوه.

158
00:08:57,875 --> 00:09:00,658
‫بطری سه لیتری از نوشیدنی پتروس ۲۰۰۹.
‫چقدر دست و دلباز.

159
00:09:00,708 --> 00:09:03,491
‫چرا حس می‌کنم یه مقدار زیاده‌روی کردی؟

160
00:09:03,541 --> 00:09:04,783
‫خیلی مرد نازنینیه.

161
00:09:04,833 --> 00:09:07,783
‫وارث دومه.
‫عاشق خوش گذرونیه.

162
00:09:07,833 --> 00:09:11,491
‫و پولش از...
‫خب، در این حد بگم که خیلی پولداره.

163
00:09:11,541 --> 00:09:13,158
‫زیاده‌روی رو بیخیال.

164
00:09:13,208 --> 00:09:15,500
‫هیچوقت نگفته بودی دوک
‫شبیه بازیگرهاست.

165
00:09:15,583 --> 00:09:19,033
‫ببخشید لهجه‌م زیاد خوب نیست.
‫خیلی وقته نیومدم اون طرفا.

166
00:09:19,083 --> 00:09:20,825
‫از کجا یاد گرفتید؟

167
00:09:20,875 --> 00:09:24,125
‫- عربی هم صحبت می‌کنه؟
‫- هر لحظه بهتر میشه.

168
00:09:24,208 --> 00:09:26,700
‫تو آکسفورد که الهیات می‌خوندم...

169
00:09:26,750 --> 00:09:29,783
‫در ارتباط باهاش درس عربی هم برداشتم.

170
00:09:29,833 --> 00:09:30,708
‫عالیه!

171
00:09:31,583 --> 00:09:33,541
‫با خانم سوزی گلس آشنا بشید.

172
00:09:34,083 --> 00:09:35,166
‫همسرتون؟

173
00:09:36,500 --> 00:09:37,625
‫همسر کاری.

174
00:09:38,125 --> 00:09:40,250
‫امیر، باید یه اسلحه بهت بدیم.

175
00:09:43,875 --> 00:09:47,533
‫چرا اینقدر زیادن؟
‫و چرا فقط دو لوله دارن؟

176
00:09:47,583 --> 00:09:49,333
‫که پرنده‌ها فرصت کنن فرار کنن، قربان.

177
00:09:50,583 --> 00:09:53,791
‫- بهترینش کدومه؟
‫- بهترین؟ یا تاثیرگذارترین؟

178
00:09:54,625 --> 00:09:55,458
‫جفتش.

179
00:09:56,500 --> 00:10:00,033
‫اسلحه آمریکایی، بریتانیایی و
‫آمریکایی داریم.

180
00:10:00,083 --> 00:10:03,416
‫ولی اگه دنبال میراث و اعتبار هستید،

181
00:10:03,916 --> 00:10:06,083
‫اسلحه برتای ایتالیایی رو بهتون
‫پیشنهاد می‌کنم، قربان.

182
00:10:07,458 --> 00:10:09,208
‫دوتایی شکار می‌کنن.

183
00:10:10,125 --> 00:10:12,283
‫پونصد ساله که دارن این اسلحه‌ها
‫رو تولید می‌کنن.

184
00:10:12,333 --> 00:10:14,500
‫قدیمی‌ترین اسلحه‌سازهای جهانن.

185
00:10:15,000 --> 00:10:16,750
‫حک روشون رو می‌بینید؟

186
00:10:17,333 --> 00:10:21,250
‫دو سال طول کشید تا یه مرد ایتالیایی
‫این نقش زیبا رو حک کنه.

187
00:10:24,000 --> 00:10:25,000
‫باشکوهه.

188
00:10:25,500 --> 00:10:27,491
‫تو مبارزات شیکاگو به هیچ دردی نمی‌خوره،

189
00:10:27,541 --> 00:10:30,875
‫ولی درست مناسب دشت‌های انگلیسیه.

190
00:10:35,708 --> 00:10:39,208
‫- حس می‌کنم ذوق کردم.
‫- واکنش درستیه، قربان.

191
00:10:40,791 --> 00:10:43,200
‫اینجا رو. چقدر بهت میاد.

192
00:10:43,250 --> 00:10:45,283
‫اسلحه انتخابی جیمز باند.

193
00:10:45,333 --> 00:10:47,533
‫مگه اسلحه جیمز باند والتر پی‌پی‌کی نبود؟

194
00:10:47,583 --> 00:10:49,741
‫نه، تو رمان اصلیش اون نبود.

195
00:10:49,791 --> 00:10:52,041
‫به نظرم با اون برتاها خیلی خوب
‫می‌تونی شکار کنی، امیر.

196
00:10:52,958 --> 00:10:53,875
‫جفری.

197
00:10:56,083 --> 00:10:59,866
‫حواست هست که به لرد هاثورن
‫خوش بگذره دیگه؟

198
00:10:59,916 --> 00:11:02,200
‫کاری می‌کنم امروز رو یادش نره.

199
00:11:02,250 --> 00:11:04,616
‫- خوبه.
‫- چیز خاصی براش سراغ دارید، قربان؟

200
00:11:04,666 --> 00:11:05,958
‫البته، جفری.

201
00:11:07,125 --> 00:11:08,666
‫- بهترین اسلحه ممکن.
‫- اوه!

202
00:11:09,791 --> 00:11:12,875
‫- اسلحه هالند اند هالند لرد مانموث، قربان؟
‫- دقیقاً.

203
00:11:13,875 --> 00:11:14,875
‫- چه مرد خوش‌شانسی.
‫- هوم.

204
00:11:15,750 --> 00:11:17,791
‫منم جاش بودم همین رو انتخاب می‌کردم،
‫قربان.

205
00:11:27,083 --> 00:11:30,408
‫جف، جف، جف. ببخشید.
‫نمی‌خوام برم رو مخت،

206
00:11:30,458 --> 00:11:33,450
‫ولی، می‌دونی، با اینکه از مهمات‌گذارم
‫خوشم میاد،

207
00:11:33,500 --> 00:11:37,750
‫دلم می‌خواد اون خوشگلِ اِسِکسی
‫اسلحه‌م رو پر کنه.

208
00:11:38,250 --> 00:11:41,450
‫- هماهنگش می‌کنم.
‫- ایول! باشه، ممنون. ایول.

209
00:11:41,500 --> 00:11:43,125
‫لطفاً مودبانه‌تر صحبت کنید.

210
00:11:44,833 --> 00:11:47,875
‫شما مهمون عالی‌جناب هستید و
‫ما مهمون خانم هم داریم.

211
00:11:48,666 --> 00:11:50,625
‫- یه پیشنهاد ساده بود.
‫- باشه.

212
00:11:51,666 --> 00:11:52,875
‫خب دوستان.

213
00:11:53,416 --> 00:11:55,666
‫شماره‌تون ته لیوان ثبت شده.

214
00:11:56,166 --> 00:11:58,000
‫که میشه شماره محدوده امروزتون.

215
00:11:58,583 --> 00:12:00,783
‫- عالی‌جناب؟
‫- نوش جان.

216
00:12:00,833 --> 00:12:02,325
‫- نوش جان.
‫- نوش جان.

217
00:12:02,375 --> 00:12:03,416
‫مهمات‌گذارها؟

218
00:12:17,583 --> 00:12:18,500
‫شلیک خوبی بود، قربان.

219
00:12:40,833 --> 00:12:42,408
‫نمی‌دونم چرا نمی‌خوره به هدف.

220
00:12:42,458 --> 00:12:45,158
‫نگران نباشید، قربان.
‫مطمئنم شلیک بعدیتون می‌خوره به هدف.

221
00:12:45,208 --> 00:12:47,783
‫کارت خوبه‌ها، جک.

222
00:12:47,833 --> 00:12:51,125
‫اگه راضی هستید پس انعام خوبی
‫بهم بدید، قربان.

223
00:12:52,625 --> 00:12:54,491
‫حداقل سعی کن به یکیشون
‫بزنی، مادر.

224
00:12:54,541 --> 00:12:56,991
‫عزیزم، از وقتی از دانشگاه دراومدی

225
00:12:57,041 --> 00:12:58,958
‫خیلی خون‌خوار شدی.

226
00:13:00,291 --> 00:13:01,333
‫چهل.

227
00:13:01,833 --> 00:13:05,408
‫- عایشه! یکی از اینا رو می‌خوام.
‫- از کدوم‌ها؟

228
00:13:05,458 --> 00:13:08,375
‫- یکی از اینا!
‫- پس بهشون می‌رسی.

229
00:13:09,791 --> 00:13:11,000
‫نکبت دندون‌گرد.

230
00:13:15,916 --> 00:13:16,833
‫ممنون.

231
00:13:21,625 --> 00:13:22,625
‫ممنون، قربان.

232
00:13:24,333 --> 00:13:26,075
‫خیلی زیبا شلیک می‌کنی، بلا.

233
00:13:26,125 --> 00:13:28,291
‫ممنون. شما هم همینطور.

234
00:13:32,458 --> 00:13:35,450
‫جک، کارت فوق‌العاده بود.

235
00:13:35,500 --> 00:13:37,000
‫واقعاً کنارت راحت بودم.

236
00:13:37,583 --> 00:13:40,875
‫ببین چی میگم، میای شیطنت کنیم
‫و یه لیوان دیگه بنوشیم؟

237
00:13:41,458 --> 00:13:45,491
‫- ذهنم رو خوندید، عالی‌جناب.
‫- ممنون، جک.

238
00:13:45,541 --> 00:13:46,575
‫ادی! ادی.

239
00:13:46,625 --> 00:13:49,408
‫نمی‌دونی چقدر دوستت دارم.
‫بذار بشمرم به چند روش.

240
00:13:49,458 --> 00:13:51,283
‫چقدر خوش گذشت.

241
00:13:51,333 --> 00:13:54,158
‫پرنده‌ها دسته دسته میومدن سمت من.

242
00:13:54,208 --> 00:13:58,116
‫کارتون عالی بود، لرد هاثورن.
‫خیلی تیزبینید.

243
00:13:58,166 --> 00:14:00,950
‫به نظر خودمم خوب شلیک کردم.

244
00:14:01,000 --> 00:14:02,408
‫درسته.

245
00:14:02,458 --> 00:14:04,741
‫امسال تابستون میری اسکاتلند؟

246
00:14:04,791 --> 00:14:06,325
‫اگه می‌رفتی خیلی خوب میشد.

247
00:14:06,375 --> 00:14:08,283
‫همه سر قدرت با هم درگیرن.

248
00:14:08,333 --> 00:14:11,533
‫هوم، بله. شنیدم لرد برملینگام فوت کردن.

249
00:14:11,583 --> 00:14:13,750
‫- شوکه نشدی؟
‫- چرا.

250
00:14:14,250 --> 00:14:16,575
‫قراره دنبال کسی بگردید که جای
‫ایشون رو بگیره؟

251
00:14:16,625 --> 00:14:20,166
‫خیلی کم پیش میاد که موقعیت یه
‫اشرافی موروثی باز بشه.

252
00:14:20,958 --> 00:14:22,166
‫نمی‌دونید به کی قراره برسه؟

253
00:14:25,833 --> 00:14:28,666
‫آخر هفته قراره یه لیست کوتاه رو
‫آماده کنیم.

254
00:14:29,833 --> 00:14:33,991
‫می‌دونید، من و شما باید قبل
‫از شام یه لیوان بنوشیم.

255
00:14:34,041 --> 00:14:36,916
‫من همیشه از ساز و کار داخلی
‫پارلمان خوشم میومد.

256
00:14:38,625 --> 00:14:39,708
‫جدی؟

257
00:14:40,208 --> 00:14:41,333
‫هوم.

258
00:14:43,000 --> 00:14:46,166
‫خب. این پرنده‌ها که قرار نیست
‫خودکشی کنن.

259
00:14:54,916 --> 00:14:58,450
‫من نمی‌فهمم چطوری به همه پرنده‌ها
‫شلیک می‌کنه!

260
00:14:58,500 --> 00:15:02,458
‫حالا به همه پرنده‌ها شلیک نکنید.
‫دارید این ایتالییه رو ضایع می‌کنید.

261
00:15:03,250 --> 00:15:06,325
‫- مشکلیه، جفری؟
‫- من که مشکلی ندارم، ولی بهش بر می‌خوره.

262
00:15:06,375 --> 00:15:10,083
‫اوه. خب، موقع شمردنشون دروغ میگیم، جف.

263
00:15:11,458 --> 00:15:13,416
‫کار و بار ما خوبه، نه؟

264
00:15:13,958 --> 00:15:15,825
‫پارسال همین موقع هیچی نداشتیم.

265
00:15:15,875 --> 00:15:19,116
‫ولی از وقتی اون مزرعه کوچیک رو

266
00:15:19,166 --> 00:15:21,541
‫[۴۶۴۵ متر مربع]
‫زیر ملک عمارت کنتس باز کردیم، خدای من!

267
00:15:22,291 --> 00:15:23,833
‫واقعاً گل کاشتید.

268
00:15:24,750 --> 00:15:26,741
‫شش مزرعه دیگه تو کمتر از یک سال.

269
00:15:26,791 --> 00:15:29,116
‫گفتی یه مشکلی پیش اومده.
‫خب چرا نمیگی چه مشکلی؟

270
00:15:29,166 --> 00:15:33,583
‫آره. یه مشکل اساسی.
‫مشکل مارکو مورتیه.

271
00:15:34,250 --> 00:15:35,500
‫ببخشید، بله؟

272
00:15:37,291 --> 00:15:38,166
‫مارکو مورتی؟

273
00:15:39,833 --> 00:15:41,875
‫مورتی چه ربطی به داستان داره؟

274
00:15:42,541 --> 00:15:44,116
‫باید باهاش صحبت کنیم.

275
00:15:44,166 --> 00:15:47,458
‫ما با تو صحبت می‌کنیم که مجبور نباشیم
‫با رئیس رئیس‌ها هم‌صحبت بشیم.

276
00:15:49,041 --> 00:15:51,450
‫می‌دونم، ولی یه مقدار فضولی کرد.

277
00:15:51,500 --> 00:15:54,866
‫فهمید داریم زیر عمارت کنتس
‫ماری‌جوآنا پرورش می‌دیم.

278
00:15:54,916 --> 00:15:58,408
‫مارکو پدرخوندشه.
‫از اول هم قرار بود بفهمه.

279
00:15:58,458 --> 00:16:02,541
‫و الان هم سهم می‌خواد. وگرنه
‫نابودش می‌کنه.

280
00:16:02,958 --> 00:16:05,450
‫[مارکو مورتی، پدرخوانده اصلی،
‫رئیس رئیس‌ها]

281
00:16:05,500 --> 00:16:07,575
‫وایسا، وایسا. همه چی با هم
‫قاطی شده، کیکو.

282
00:16:07,625 --> 00:16:09,833
‫ما رو انداختی تو دهن شیر.

283
00:16:10,416 --> 00:16:12,575
‫گفتی نمی‌ذاری مارکو بو ببره که.

284
00:16:12,625 --> 00:16:15,200
‫پس آقای با ثبات چی شد؟
‫آقای قابل اطمینان چی شد؟

285
00:16:15,250 --> 00:16:18,616
‫ایتالیاست دیگه.
‫همه چی یه سورپرایزه، خب؟

286
00:16:18,666 --> 00:16:21,575
‫واسه همین من رو استخدام کردید. خب؟
‫که بتونم جلوی بحران رو بگیرم.

287
00:16:21,625 --> 00:16:24,033
‫چقدر می‌خوای که جلوی بحران رو بگیری؟

288
00:16:24,083 --> 00:16:24,916
‫مثلاً،

289
00:16:26,250 --> 00:16:27,283
‫سالی چهل‌تا؟

290
00:16:27,333 --> 00:16:28,166
‫چهل چی؟

291
00:16:28,666 --> 00:16:32,575
‫چهل لیره؟ چهل چشمک؟ چهل شلاق؟
‫چهل شب تو بیابون؟

292
00:16:32,625 --> 00:16:34,158
‫چهل چی، کیکو؟

293
00:16:34,208 --> 00:16:36,658
‫چهل میلیون یورو دیگه.

294
00:16:36,708 --> 00:16:39,241
‫- خیلی خب، بسه دیگه.
‫- خیلی خب، وایسید، وایسید.

295
00:16:39,291 --> 00:16:43,533
‫باشه. خیلی خب. می‌دونید،
‫چهل غیرقابل قبوله.

296
00:16:43,583 --> 00:16:45,658
‫- هوم.
‫- ولی واسه همین به من پول می‌دید دیگه.

297
00:16:45,708 --> 00:16:47,908
‫یه... راه‌حل دارم.

298
00:16:47,958 --> 00:16:50,283
‫خب، مشکل خیلی بزرگیه، فرانچسکو،

299
00:16:50,333 --> 00:16:53,033
‫بهتره راه‌حل داشته باشی.

300
00:16:53,083 --> 00:16:58,000
‫خب، چقدر با آثار بوتیچلی آشنایید؟

301
00:16:59,583 --> 00:17:01,575
‫[نقاشی مریم عذرا و کودک بر تخت نشسته بوتیچلی]
‫یکی از نقاشی‌های کوچیکش

302
00:17:01,625 --> 00:17:03,500
‫قراره تو یه خانه حراج تو لندن برای
‫فروش گذاشته بشه.

303
00:17:04,250 --> 00:17:05,958
‫مارکو خیلی اون نقاشی رو دوست داره.

304
00:17:06,000 --> 00:17:07,658
‫[قیمت رزرو: شش میلیون یورو]
‫درخواست خیلی بزرگیه.

305
00:17:07,708 --> 00:17:10,791
‫اگه بعدش به اون چیزی که می‌خوایم
‫برسیم شش میلیون زیاد به حساب نمیاد.

306
00:17:11,291 --> 00:17:13,908
‫مارکو مورتی تشکیلات خطرناکی داره.

307
00:17:13,958 --> 00:17:16,908
‫اخاذی، ربایش، شکنجه،
‫هر چی بگی.

308
00:17:16,958 --> 00:17:19,616
‫و حمایت همه جانبه‌ی دولت و
‫کلیسا رو هم دارن.

309
00:17:19,666 --> 00:17:21,791
‫ببین، من که قدرت مارکو مورتی رو
‫زیر سوال نمی‌برم.

310
00:17:23,041 --> 00:17:25,200
‫متوجه پیچیدگی

311
00:17:25,250 --> 00:17:27,783
‫خرید نقاشی هنرمند رنسانسی مورد
‫علاقه‌ش هستم.

312
00:17:27,833 --> 00:17:33,866
‫ولی برام سواله که آیا کیکو بهترین
‫راه ممکن برای دسترسی داشتن بهشه یا نه.

313
00:17:33,916 --> 00:17:37,000
‫می‌دونم ازش خوشت نمیاد.
‫من کمتر از تو ازش خوشم میاد.

314
00:17:37,500 --> 00:17:40,416
‫ولی باید طرف خودمون نگهش داریم.
‫حداقل به صورت کوتاه مدت.

315
00:17:40,916 --> 00:17:43,500
‫بگذریم، نیاز نیست آدم همه همکارهاش
‫رو دوست داشته باشه که.

316
00:17:46,791 --> 00:17:48,083
‫می‌دونم از کی خوشت میاد.

317
00:17:49,708 --> 00:17:53,366
‫- یعنی چی؟
‫- یعنی هر جور که می‌خوای فکر کن.

318
00:17:53,416 --> 00:17:55,791
‫ده دقیقه دیگه شروع می‌کنیم، دوستان.
‫ده دقیقه.

319
00:18:01,791 --> 00:18:04,000
‫لعنتی، حتی به یکیشون هم نمی‌خوره.
‫عالیه.

320
00:18:07,000 --> 00:18:09,375
‫چه خاکی تو سرم بریزم؟

321
00:18:11,041 --> 00:18:12,208
‫ممنون.

322
00:18:15,958 --> 00:18:17,041
‫اوه!

323
00:18:18,041 --> 00:18:20,950
‫- چرا هی به اونور نگاه می‌کنی؟
‫- چی؟

324
00:18:21,000 --> 00:18:23,158
‫دوک رو میگم. هی بهش زل میزنی.

325
00:18:23,208 --> 00:18:26,200
‫با اون چیکار دارم، دارم شلیک می‌کنم.

326
00:18:26,250 --> 00:18:28,283
‫هر دفعه باید گند بزنی تو حال من!

327
00:18:28,333 --> 00:18:29,708
‫چرا همیشه اینقدر حسودی می‌کنی؟

328
00:18:31,875 --> 00:18:32,791
‫شبیه گیاه‌خوارها شلیک می‌کنی.

329
00:18:35,458 --> 00:18:36,541
‫کیکو!

330
00:18:37,750 --> 00:18:38,616
‫کیکو!

331
00:18:38,666 --> 00:18:41,583
‫دست نگه دارید!

332
00:18:43,375 --> 00:18:45,825
‫کیکو. کیکو؟

333
00:18:45,875 --> 00:18:47,241
‫مُرده؟

334
00:18:47,291 --> 00:18:49,450
‫هوم. خوب میشه.

335
00:18:49,500 --> 00:18:52,408
‫یه کبک خورد تو سرش.
‫معمولاً وزنشون کسی رو نمی‌کشه.

336
00:18:52,458 --> 00:18:55,916
‫- «معمولاً؟»
‫- چه حیف.

337
00:18:56,208 --> 00:18:58,916
‫کیکو؟ کیکو؟

338
00:19:01,291 --> 00:19:03,825
‫یارو خیلی احمقه.
‫نباید نقاشی رو بخریم.

339
00:19:03,875 --> 00:19:06,450
‫اگه شانس بیاری از این حمله هوایی
‫جون سالم به در نمی‌بره.

340
00:19:06,500 --> 00:19:09,283
‫- مرغ سعی کرد من رو بکشه.
‫- حواست رو بده به لرد هاثورن.

341
00:19:09,333 --> 00:19:11,908
‫طرف یه لرد ورشکسته‌ست و عمارتش
‫داره فرو می‌ریزه.

342
00:19:11,958 --> 00:19:13,083
‫فکر نکنم کار سختی باشه.

343
00:19:18,041 --> 00:19:18,916
‫هوم.

344
00:19:21,458 --> 00:19:24,116
‫می‌دونم شبیه پیرمردهای به درد نخورم،

345
00:19:24,166 --> 00:19:26,833
‫ولی وقتی یکی می‌خواد دلم رو به دست بیاره
‫می‌فهمم.

346
00:19:27,708 --> 00:19:31,125
‫پرنده‌ها، غذا، نوشیدنی پتروس.

347
00:19:31,625 --> 00:19:32,575
‫می‌فهمم.

348
00:19:32,625 --> 00:19:35,616
‫و واقعاً ازت ممنونم، ادی. جدی میگم.

349
00:19:35,666 --> 00:19:37,750
‫ولی... می‌دونم داری چیکار می‌کنی.

350
00:19:38,375 --> 00:19:39,791
‫داری نرمم می‌کنی.

351
00:19:40,625 --> 00:19:43,083
‫داری دلم رو به دست میاری.

352
00:19:43,583 --> 00:19:47,416
‫امیدواری حمایتت کنم که بتونی
‫یه اشرافی موروثی بشی.

353
00:19:48,541 --> 00:19:50,666
‫خب، شما مرد مهمی هستید،
‫لرد هاثورن.

354
00:19:51,500 --> 00:19:56,041
‫درستش هم اینه که اونجوری که
‫لازمه ازتون پذیرایی کنم.

355
00:19:56,916 --> 00:19:59,708
‫و دلیل اینکه دنبال این مقامی

356
00:20:00,333 --> 00:20:03,575
‫اینه که می‌خوای یه تاثیر تو
‫قانون‌گذاری

357
00:20:03,625 --> 00:20:06,958
‫مربوط به پیشنهاد جرم‌زدایی از
‫ماری‌جوآنا داشته باشی.

358
00:20:08,625 --> 00:20:10,041
‫چرا این قضیه باید برام مهم باشه؟

359
00:20:10,541 --> 00:20:12,200
‫نمی‌دونم، ادی.

360
00:20:12,250 --> 00:20:14,991
‫دلیلت هر چی که هست،
‫به من ربطی نداره.

361
00:20:15,041 --> 00:20:18,116
‫نه، چیزی که برام مهمه قیمتیه که
‫فکر می‌کنی می‌تونی باهاش من رو بخری،

362
00:20:18,166 --> 00:20:19,833
‫پس بیا دیگه وقت تلف نکنیم.

363
00:20:22,541 --> 00:20:24,075
‫چه رقمی تو ذهنتون بود؟

364
00:20:24,125 --> 00:20:27,325
‫طرف یه لرد ورشکسته‌ست و عمارتش
‫داره فرو می‌ریزه. فکر نکنم کار سختی باشه.

365
00:20:27,375 --> 00:20:29,325
‫[قیمت یک لرد ورشکسته]
‫می‌خوای با چه رقمی شروع کنی؟ دو میلیون؟

366
00:20:29,375 --> 00:20:31,283
‫نه بابا. مثلاً صد هزار پوند.

367
00:20:31,333 --> 00:20:32,666
‫مسخره بازی درنیار.

368
00:20:34,208 --> 00:20:36,333
‫پنجاه هزار پوند؟

369
00:20:37,750 --> 00:20:40,700
‫باورت نمیشه دیوان‌سالارها حاضرن
‫واسه پول نقد چیکار کنن.

370
00:20:40,750 --> 00:20:43,375
‫اگه توافق رو جوش بدی،
‫غذای بعدی مهمون من.

371
00:20:45,083 --> 00:20:48,575
‫متاسفانه از پسش برنمیام،
‫لرد هاثورن.

372
00:20:48,625 --> 00:20:51,575
‫از بقیه پتروس لذت ببرید.

373
00:20:51,625 --> 00:20:52,458
‫سی و پنج هزار پوند.

374
00:20:55,583 --> 00:20:56,491
‫بیست و پنج هزار.

375
00:20:56,541 --> 00:20:57,625
‫سی.

376
00:21:00,916 --> 00:21:02,625
‫[پولی که تو جیب موند: ۱۹۷۰۰۰۰ پوند]

377
00:21:02,875 --> 00:21:06,325
‫در این صورت به حمایتتون از
‫نامزد شدنم به عنوان یه اشرافی موروثی نیاز دارم،

378
00:21:06,375 --> 00:21:08,491
‫به علاوه حمایت بقیه نماینده‌ها،

379
00:21:08,541 --> 00:21:12,033
‫که اگه مودبانه ازشون درخواست کنید
‫حرف شما رو قبول می‌کنن،

380
00:21:12,083 --> 00:21:16,158
‫و می‌تونم به عضویت مجلس اعیان دربیام.

381
00:21:16,208 --> 00:21:17,991
‫[حمایت تو و دوستانت: کرسی من در مجلس]
‫کمک‌های دیگه‌ای که در ارتباط

382
00:21:18,041 --> 00:21:20,533
‫با نفوذم در زمینه یه قانون‌گذاری
‫خاص بهش نیاز دارم،

383
00:21:20,583 --> 00:21:24,208
‫[قانونی کردن ماری‌جوآنا]
‫به صورت موردی درباره‌ش صحبت می‌کنیم.

384
00:21:27,541 --> 00:21:29,583
‫منطقی به نظر میاد.

385
00:21:31,333 --> 00:21:36,500
‫اوه، یه شرط دیگه هم دارم.

386
00:21:37,083 --> 00:21:38,416
‫چی؟

387
00:21:39,000 --> 00:21:39,833
‫جک.

388
00:21:43,125 --> 00:21:44,575
‫اه، جک؟

389
00:21:44,625 --> 00:21:46,000
‫جک مهمات‌گذار اسلحه.

390
00:21:46,500 --> 00:21:47,950
‫به یه برده جدید نیاز دارم.

391
00:21:48,000 --> 00:21:50,958
‫بسیار خب. چرا؟

392
00:21:51,666 --> 00:21:53,708
میخوام یه سری هارو برام گوشمالی بده

393
00:21:54,791 --> 00:21:56,750
‫[سی هزار پوند به علاوه جک]
‫خب، مطمئنم می‌تونیم به توافق برسیم.

394
00:21:56,791 --> 00:21:57,708
‫هوم.

395
00:21:59,916 --> 00:22:01,075
‫شب بخیر.

396
00:22:01,125 --> 00:22:03,000
‫شمارش امروز، قربان.

397
00:22:03,583 --> 00:22:07,041
‫صد و بیست کبک، دو کبوتر جنگلی،

398
00:22:07,666 --> 00:22:09,416
‫و یک تاجر ایتالیایی.

399
00:22:09,916 --> 00:22:11,283
‫خبر بد اینه که،

400
00:22:11,333 --> 00:22:15,708
‫با نود و چهار شلیک و مقداری پر،
‫عالی‌جناب آخر شدن.

401
00:22:16,291 --> 00:22:18,450
‫تقصیر استادمه، جفری.

402
00:22:18,500 --> 00:22:20,741
‫باهاش صحبت می‌کنم، قربان.

403
00:22:20,791 --> 00:22:21,866
‫خبر خوب اینه که،

404
00:22:21,916 --> 00:22:24,700
‫بانوی من آبروی خانواده‌شون رو
‫حفظ کردن.

405
00:22:24,750 --> 00:22:28,491
‫پشت سر هم به ده پرنده شلیک کردن،
‫و خوش لباس‌ترین آدم توی دشت بودن.

406
00:22:28,541 --> 00:22:29,916
‫- گل گفتی.
‫- ممنون.

407
00:22:31,583 --> 00:22:34,708
‫عالی‌جناب، بانوی من،
‫خانم‌ها و آقایون.

408
00:22:39,375 --> 00:22:43,250
‫می‌خوام به افتخار

409
00:22:44,375 --> 00:22:46,950
‫ادواردو، میزبان دست و دلبازمون بنوشیم.

410
00:22:47,000 --> 00:22:50,533
‫فوق‌العاده‌ست که به انگلیس دعوت بشیم

411
00:22:50,583 --> 00:22:57,291
‫و در این سنت قدیمی و دیدگاه‌های
‫الهام‌بخشی که برای

412
00:22:58,291 --> 00:22:59,541
‫یه آینده درخشان داری شریک بشیم.

413
00:23:02,250 --> 00:23:03,333
‫به افتخار عالی‌جناب.

414
00:23:03,416 --> 00:23:04,541
‫نوش جان.

415
00:23:05,791 --> 00:23:07,125
‫- خب، بریم؟
‫- بریم.

416
00:23:09,541 --> 00:23:11,241
‫چرا ننوشیدی؟

417
00:23:11,291 --> 00:23:14,533
‫اه. درست نیست آدم به افتخار
‫خودش بنوشه، نه؟

418
00:23:14,583 --> 00:23:16,158
‫ما که همین الانش هم رسم رو شکستیم.

419
00:23:16,208 --> 00:23:19,616
‫چیزی نمیشه که قبل از نشستنمون یکی
‫به افتخارمون صحبت کنه.

420
00:23:19,666 --> 00:23:21,366
‫به نظر شما کیکو گستاخه؟

421
00:23:21,416 --> 00:23:24,366
‫لرد هاثورن فقط داشتن به تفاوت‌های

422
00:23:24,416 --> 00:23:26,625
‫بین سنت‌های ایتالیایی و انگلیسی
‫اشاره می‌کردن، نه؟

423
00:23:30,166 --> 00:23:31,366
‫رفتارهای زشتی داره.

424
00:23:31,416 --> 00:23:33,750
‫به نظرم شکاربان اشتباه کرد.

425
00:23:34,250 --> 00:23:36,991
‫اگه به من بود، می‌گفتم خوش لباس‌ترین
‫آدم جمع شمایی.

426
00:23:37,041 --> 00:23:40,325
‫کیکو فکر می‌کنه خیلی باکلاسیه که
‫برای تولدم یه شیر خط‌دار بهم هدیه بده.

427
00:23:40,375 --> 00:23:42,291
‫- منظورت ببره؟
‫- هر چی.

428
00:23:43,125 --> 00:23:45,741
‫- سابرینا جان. اجازه میدید؟
‫- البته.

429
00:23:45,791 --> 00:23:49,116
‫- عایشه، بهم ملحق میشی؟
‫- اومدم.

430
00:23:49,166 --> 00:23:51,500
‫امروز نتونستی زیاد پرنده شکار
‫کنی، نه، کیکو؟

431
00:23:53,375 --> 00:23:55,500
‫- چطور با هم آشنا شدید؟
‫- تو یه مهمونی.

432
00:23:56,166 --> 00:23:57,575
‫داشت مواد می‌فروخت.

433
00:23:57,625 --> 00:24:00,200
‫خب، حداقل نحوه آشناییتون کلیشه‌ای نبود.
‫شما خریدار بودی؟

434
00:24:00,250 --> 00:24:01,500
‫نه بابا.

435
00:24:02,916 --> 00:24:06,875
‫می‌دونم فکر می‌کنی دست و پا چلفتی
‫و آماتوره، ولی جاه ‎طلبه.

436
00:24:07,375 --> 00:24:08,950
‫خصوصیتی که برام جذابه.

437
00:24:09,000 --> 00:24:09,958
‫هوم.

438
00:24:10,958 --> 00:24:13,541
‫کم‌کم داره از دست و پا چلفتی بودن درمیاد.

439
00:24:14,041 --> 00:24:18,166
‫انگار شما بهش احساس عدم اعتماد
‫به نفس میدی، واسه همین عصبی میشه.

440
00:24:19,666 --> 00:24:22,616
‫تو چی، ادی؟
‫جاه‌طلبی و آرزوت چیه؟

441
00:24:22,666 --> 00:24:23,708
‫آرزوی من؟

442
00:24:24,291 --> 00:24:27,491
‫خب، از کجا می‌دونی یه اشراف‌زاده‌ی
‫به درد نخور نیستم

443
00:24:27,541 --> 00:24:29,458
‫که حاضره اموراتش رو از طریق
‫املاک باقی‌مونده‌ش بگذرونه؟

444
00:24:30,583 --> 00:24:33,000
‫چون به هیچ عنوان به درد نخور
‫به نظر نمیای، عالی‌جناب.

445
00:24:34,916 --> 00:24:37,700
‫خب، داری فرض رو بر آدم حسابی
‫بودنم می‌ذاری.

446
00:24:37,750 --> 00:24:38,958
‫آره.

447
00:25:00,166 --> 00:25:01,541
‫ببخشید، کمکی از دستم برمیاد؟

448
00:25:06,750 --> 00:25:07,875
‫نمی‌دونم.

449
00:25:08,625 --> 00:25:09,583
‫برمیاد؟

450
00:25:10,166 --> 00:25:11,416
‫گم شدید؟

451
00:25:12,958 --> 00:25:15,583
‫بله. فکر کنم دارم خواب می‌بینم.

452
00:25:17,000 --> 00:25:19,458
‫این زیباترین ماشینیه که تا حالا دیدم.

453
00:25:23,208 --> 00:25:23,616
‫بسیار خب.

454
00:25:23,666 --> 00:25:28,533
‫جایی نمیرم تا بگی این ماشین
‫زیبا واسه کیه.

455
00:25:28,583 --> 00:25:31,833
‫ولی بعدش مشخص شد طرف یه
‫هنرمند اهل کورینت بود.

456
00:25:33,125 --> 00:25:34,583
‫شما رو می‌شناسم.

457
00:25:36,000 --> 00:25:38,408
‫می‌دونید چند عدد مارک شش دراپ‌هد کوپه

458
00:25:38,458 --> 00:25:40,075
‫توسط شرکت فرنی تولید شد؟

459
00:25:40,125 --> 00:25:41,825
‫ام...

460
00:25:41,875 --> 00:25:43,875
‫- یه چندتا؟
‫- هجده‌تا.

461
00:25:44,375 --> 00:25:47,125
‫حالتون چطوره، لرد هاثورن؟
‫من ننی آسانتی هستم.

462
00:25:47,750 --> 00:25:49,116
‫ولی می‌تونید همون ننی صدام کنید.

463
00:25:49,166 --> 00:25:51,825
‫ماشینتون یه جواهره. جدی میگم.

464
00:25:51,875 --> 00:25:53,783
‫ممنون، ننی.

465
00:25:53,833 --> 00:25:56,325
‫پس فردا برو باهاش یه دور بزن.

466
00:25:56,375 --> 00:25:58,708
‫نمی‌تونم. نباید این کار رو بکنم.

467
00:26:00,083 --> 00:26:01,166
‫ولی باید این کار رو بکنم.

468
00:26:03,166 --> 00:26:04,541
‫کجا با هم آشنا شدید؟

469
00:26:05,291 --> 00:26:07,783
‫ننی یه سرباز برجسته‌ست.

470
00:26:07,833 --> 00:26:11,616
‫بابت شجاعت بی‌نظیرش در مبارزه
‫مدال صلیب نظامی رو بهش دادن.

471
00:26:11,666 --> 00:26:13,825
‫تو مراسم رقص افسران سندهرست
‫با هم آشنا شدن.

472
00:26:13,875 --> 00:26:16,791
‫- من و ننی با هم فارغ‌التحصیل شدیم.
‫- من همراه ادی بودم.

473
00:26:18,250 --> 00:26:20,541
‫نوشیدنی مدل ۹۵، قربان. همونی
‫که دوست دارید.

474
00:26:21,041 --> 00:26:25,283
‫ممنون، آقای لارنس. لطف کن
‫بگو کتم رو اتو بزنن.

475
00:26:25,333 --> 00:26:26,658
‫چشم.

476
00:26:26,708 --> 00:26:28,783
‫باید به فکر بچه باشی، ادوارد.

477
00:26:28,833 --> 00:26:31,616
‫تو که نمی‌خوای عمارتتون بیفته
‫دست برادرت.

478
00:26:31,666 --> 00:26:34,166
‫- راستی کجاست؟
‫- داره درمان میشه.

479
00:26:34,958 --> 00:26:36,958
‫اوه، از چه سمی؟

480
00:26:37,583 --> 00:26:40,875
‫اینقدر تعدادشون زیاده که نمیشه
‫سر شام درباره‌شون صحبت کرد.

481
00:26:50,541 --> 00:26:53,408
‫خب، مردم فکر می‌کنن اون
‫فقط مراقب اسب‌هاست.

482
00:26:53,458 --> 00:26:58,250
‫ولی در واقع، مهتر پادشاه آجودانشه.

483
00:26:58,833 --> 00:27:02,491
‫میشه گفت ننی دست راست
‫پادشاه انگلستانه.

484
00:27:02,541 --> 00:27:04,583
‫به رئیسم نگو.
‫وگرنه سعی می‌کنه استخدامش کنه.

485
00:27:05,625 --> 00:27:09,666
‫پادشاه انگلیسی از هر چی خوشش بیاد،
‫اونم همون رو می‌خواد.

486
00:27:13,041 --> 00:27:14,991
‫خب، مطمئنم خیلی خوب...

487
00:27:15,041 --> 00:27:16,450
‫نوشیدنی. لیوانم رو پر کن.

488
00:27:16,500 --> 00:27:19,991
‫میشه یه لیوان جدید براتون بریزم؟
‫یه نوشیدنی جدیده. الان داریم موتون رو سرو می‌کنیم.

489
00:27:20,041 --> 00:27:21,625
‫- منم...
‫- بله.

490
00:27:22,250 --> 00:27:26,491
‫- نوشیدنی ماستو چی شد؟
‫- متاسفانه تموم شد. این مال سال ۱۹۸۹ـه.

491
00:27:26,541 --> 00:27:27,408
‫اه.

492
00:27:27,458 --> 00:27:32,625
‫بله. نگران نباشید،
‫کپک نزده.

493
00:27:43,791 --> 00:27:44,625
‫درسته.

494
00:28:08,208 --> 00:28:09,458
‫نوشیدنی خراب شده.

495
00:28:12,458 --> 00:28:13,500
‫آقای لارنس.

496
00:28:14,250 --> 00:28:15,825
‫می‌دونستید

497
00:28:15,875 --> 00:28:20,575
‫یه بار پدرشوهرم شش بطری متوالی
‫برامون فرستاد؟

498
00:28:20,625 --> 00:28:26,200
‫ولی مشخص شد سکته کرده و
‫حس چشاییش رو از دست داده.

499
00:28:26,250 --> 00:28:28,950
‫خب، چند روز بعدش حس چشاییش برگشت،

500
00:28:29,000 --> 00:28:32,791
‫ولی بیست هزار پوند رو تلف کرده بود.

501
00:28:34,166 --> 00:28:37,166
‫شاید تو هم سکته کردی، کیکو.
‫چی فکر می‌کنی؟

502
00:28:37,666 --> 00:28:38,666
‫درسته.

503
00:28:40,000 --> 00:28:41,083
‫نوشیدنی خراب شده.

504
00:28:43,291 --> 00:28:45,166
‫میای بریم یه نوشیدنی دیگه انتخاب کنیم؟

505
00:28:48,833 --> 00:28:51,125
‫هیچکدومشون ایتالیایی نیستن.

506
00:28:52,416 --> 00:28:55,875
‫خب، اگه می‌خوای می‌تونم بفرستم
‫یه بطری بارولو ریسروا بیارن.

507
00:28:56,375 --> 00:28:59,625
‫مگر اینکه فکر کنی یه مقدار سنگینه.

508
00:29:01,041 --> 00:29:02,950
‫از نوشیدنی ایتالیایی خوشت نمیاد، ها؟

509
00:29:03,000 --> 00:29:05,783
‫اتفاقاً برعکس.
‫به نظرم ماستو عالی بود.

510
00:29:05,833 --> 00:29:08,283
‫ولی وقتی گفتی «سنگین» قیافه‌ت
‫تو هم رفت.

511
00:29:08,333 --> 00:29:11,533
‫انگار فکر می‌کنی نوشیدنی ایتالیایی
‫اندازه نوشیدنی فرانسوی خوب نیست.

512
00:29:11,583 --> 00:29:14,541
‫همه می‌دونن نوشیدنی فرانسوی از
‫ایتالیایی بهتره.

513
00:29:15,041 --> 00:29:16,533
‫ایتالیایی‌ها سعی می‌کنن

514
00:29:16,583 --> 00:29:19,583
‫کاری که فرانسوی‌ها هشتصد ساله دارن
‫به صورت موفقیت‌آمیز انجام میدن رو تقلید کنن.

515
00:29:21,041 --> 00:29:21,916
‫«تقلید کنن؟»

516
00:29:24,166 --> 00:29:25,333
‫مثل میمون‌ها؟

517
00:29:26,250 --> 00:29:29,208
‫پس فکر می‌کنی بارولا ریسروا
‫نوشیدنی میمون‌هاست؟

518
00:29:29,708 --> 00:29:30,950
‫خب، من که همچین چیزی نگفتم.

519
00:29:31,000 --> 00:29:33,366
‫ببخشید، رفیق، ولی همین رو گفتی.

520
00:29:33,416 --> 00:29:39,666
‫فکر می‌کنی نوشیدنی ایتالیایی با کیفیت نیست
‫و فقط میمون‌ها می‌تونن بنوشنش.

521
00:29:40,541 --> 00:29:42,075
‫خب، شاید حق با تو باشه.

522
00:29:42,125 --> 00:29:45,250
‫من فقط میگم ایتالیایی‌ها بودن که
‫این مدل نوشیدنی رو خلق کردن.

523
00:29:45,833 --> 00:29:48,783
‫فرانسوی‌ها هنوز آدم نشده بودن

524
00:29:48,833 --> 00:29:52,408
‫که رومی‌ها اومدن و فرآیند ساخت
‫نوشیدنی رو یادشون دادن.

525
00:29:52,458 --> 00:29:56,583
‫اگه ما نبودیم الان فرانسوی‌ها از
‫تشنگی مُرده بودن.

526
00:29:57,875 --> 00:29:58,958
‫چه جالب.

527
00:30:00,083 --> 00:30:01,958
‫نوشیدنی خراب نشده بود، کیکو.

528
00:30:04,083 --> 00:30:06,616
‫خودت هم می‌دونی که بهترین
‫نوشیدنی شب بود.

529
00:30:06,666 --> 00:30:10,041
‫- داری قضاوت من رو زیر سوال می‌بری؟
‫- آره.

530
00:30:11,166 --> 00:30:12,283
‫نوشیدنی خراب نشده بود.

531
00:30:12,333 --> 00:30:15,500
‫وقتی من بگم خرابه، یعنی خرابه.

532
00:30:16,583 --> 00:30:21,500
‫من ایتالیایی هستم، و نسل من می‌رسه
‫به میکل‌آنژ.

533
00:30:22,958 --> 00:30:26,283
‫پس دوباره می‌پرسم، داری قضاوت
‫من رو زیر سوال می‌بری؟

534
00:30:26,333 --> 00:30:28,158
‫قضاوت تو به هیچ دردی نمی‌خوره.

535
00:30:28,208 --> 00:30:31,741
‫واسه تولد عشق زندگیت یه ببر هدیه خریدی.

536
00:30:31,791 --> 00:30:35,083
‫و من اگه جات بودم پای
‫قدمت دودمانم رو وسط نمی‌کشیدم.

537
00:30:35,958 --> 00:30:37,791
‫یعنی داری میگی خون یه رعیت
‫تو رگ‌های منه؟

538
00:30:39,458 --> 00:30:40,791
‫اوه، کیکو،

539
00:30:41,458 --> 00:30:46,916
‫اگه رعیت یا اشراف‌زاده بودی یه چیزی،
‫ولی هیچکدومش نیستی.

540
00:30:47,791 --> 00:30:50,625
‫درست تو مرداب معمولی بودن
‫به دنیا اومدی.

541
00:30:51,125 --> 00:30:54,075
‫پسر احمق یه دلال ماشین‌های دست دومی

542
00:30:54,125 --> 00:30:59,208
‫که پولش رو از طریق فروختن چندتا فیات ۵۰۰
‫تو حومه تورین به دست آورده.

543
00:31:03,791 --> 00:31:07,791
‫گور بابای تو و کل اجدادت.

544
00:31:22,583 --> 00:31:24,250
‫مراقب باش، کیکو.

545
00:31:25,833 --> 00:31:27,833
‫شب بخیر.

546
00:31:29,166 --> 00:31:32,075
‫♪ اوه، پسرم دستیار یه سرملوان بود ♪

547
00:31:32,125 --> 00:31:36,083
‫♪ می‌تونست سوت بزنه ♪
‫♪ ولی هیچوقت سرعت رو مشخص نمی‌کرد ♪

548
00:31:36,583 --> 00:31:39,116
‫♪ وقتی یاد مادرش میفتاد ♪

549
00:31:39,166 --> 00:31:42,833
‫♪ یه کلمه از حرفاش رو هم نمی‌تونستی بفهمی ♪

550
00:31:47,500 --> 00:31:49,866
‫♪ خب، تیم بدون پا برگشت ♪

551
00:31:49,916 --> 00:31:54,041
‫♪ و به جای پا، دوتا قلاب چوبی داشت ♪

552
00:31:54,625 --> 00:31:57,241
‫♪ خب، گذر کردن از دریا ♪

553
00:31:57,291 --> 00:31:59,291
‫♪ باعث شد از زانو به پایین رو از دست بدی؟ ♪

554
00:32:02,583 --> 00:32:03,583
‫دوک اومد.

555
00:32:07,666 --> 00:32:09,700
‫وقتی پرنده‌ها رو گذاشتی تو
‫ماشین لرد هاثورن،

556
00:32:09,750 --> 00:32:11,583
‫حواست باشه که چندتا پرنده خاکستری
‫رو هم براش بذاری.

557
00:32:12,125 --> 00:32:13,416
‫اینم بذار.

558
00:32:14,000 --> 00:32:15,741
‫پتروس سه لیتری؟

559
00:32:15,791 --> 00:32:17,241
‫برگ برنده‌ست.

560
00:32:17,291 --> 00:32:18,666
‫حلش می‌کنم.

561
00:32:19,416 --> 00:32:20,750
‫عجله نکن، جف.

562
00:32:22,041 --> 00:32:24,333
‫♪ وقتی دو پام رو جا گذاشتم ♪

563
00:32:26,666 --> 00:32:27,950
‫♪ یه دفعه یه... ♪

564
00:32:28,000 --> 00:32:30,283
‫مشکلاتت رو با ایتالیاییه حل کردی؟

565
00:32:30,333 --> 00:32:31,666
‫یارو فاجعه‌ست، سوزی.

566
00:32:32,166 --> 00:32:34,200
‫- به قضیه بوتیچلی هم مشکوکم.
‫- هوم.

567
00:32:34,250 --> 00:32:37,491
‫فقط از زبون اون شنیدیم که
‫نقشه با موفقیت به پایان می‌رسه.

568
00:32:37,541 --> 00:32:41,658
‫می‌دونم نمی‌خوای نقاشی بوتیچلی رو بخری.
‫به هر حال باید با پدرم صحبت کنیم.

569
00:32:41,708 --> 00:32:42,541
‫هوم.

570
00:32:43,708 --> 00:32:45,583
‫لرد هاثورن چی شد؟

571
00:32:47,166 --> 00:32:50,000
‫- خب، یه رقم بهمون داد.
‫- باید غذا مهمونت کنم؟

572
00:32:50,708 --> 00:32:52,500
‫فقط یه هشدار باید بهت بدم.

573
00:32:53,083 --> 00:32:54,125
‫- هشدار؟
‫- هوم.

574
00:32:54,625 --> 00:32:56,750
‫گیر داده که جک رو به بردگی بگیره.

575
00:32:57,333 --> 00:32:59,325
‫آها، واسه چی؟

576
00:32:59,375 --> 00:33:00,791
‫از باب انسان‌شناسانه.

577
00:33:01,666 --> 00:33:02,950
‫یعنی چی؟

578
00:33:03,000 --> 00:33:03,833
‫خب،

579
00:33:04,833 --> 00:33:08,200
‫می‌خواد جلوی چشمش باشه،
‫درباره‌ش مطالعه کنه،

580
00:33:08,250 --> 00:33:10,333
‫و می‌دونی،

581
00:33:10,833 --> 00:33:12,241
‫ازش کار بکشه.

582
00:33:12,291 --> 00:33:13,500
‫هوم.

583
00:33:14,666 --> 00:33:16,158
‫فکر نکنم مشکلی باشه.

584
00:33:16,208 --> 00:33:17,991
‫خودت به پدرم بگو

585
00:33:18,041 --> 00:33:20,458
‫که پسرش باید به یه اشراف‌زاده خدمت کنه.

586
00:33:22,458 --> 00:33:23,791
‫بسپرش به من.

587
00:33:32,250 --> 00:33:34,833
‫تا حالا درباره افسانه بانیک
‫چیزی شنیدی؟

588
00:33:35,916 --> 00:33:36,750
‫آره.

589
00:33:37,833 --> 00:33:39,033
‫روح دگرپیکری

590
00:33:39,083 --> 00:33:42,541
‫که مدام به حمام‌های بخار
‫شمال اروپا رفت و آمد داشته.

591
00:33:42,625 --> 00:33:46,166
‫داستان میگه که بانیک...

592
00:33:47,000 --> 00:33:49,750
‫یه جور روح شروره.

593
00:33:50,916 --> 00:33:57,833
‫گاهی اوقات به شکل یه مرد کوچیک ظاهر میشه
‫که داره به ریشش دست میزنه و پیپ می‌کشه.

594
00:33:58,333 --> 00:34:00,616
‫ولی حواست باشه

595
00:34:00,666 --> 00:34:03,958
‫ارواح دیگه‌ای رو دعوت نکنی.

596
00:34:04,625 --> 00:34:09,783
‫وقتی ازش مشورت می‌خوای،
‫باید هزینه‌ش رو هم پرداخت کنی.

597
00:34:09,833 --> 00:34:11,583
‫وگرنه

598
00:34:12,083 --> 00:34:14,166
‫هر غلطی ممکنه بکنه.

599
00:34:15,375 --> 00:34:16,666
‫خوشبختانه،

600
00:34:17,625 --> 00:34:18,750
‫یه سری

601
00:34:19,750 --> 00:34:23,408
‫تشریفات دیگه‌ای هستن که می‌تونی
‫از طریقشون بانیک رو راضی کنی.

602
00:34:23,458 --> 00:34:26,083
‫این تشریفات

603
00:34:26,583 --> 00:34:28,700
‫از خفه کردن یه مرغ پر سیاه

604
00:34:28,750 --> 00:34:32,283
‫و دفن کردن جنازه پردارش زیر
‫حمام بخارت شروع میشن،

605
00:34:32,333 --> 00:34:33,916
‫یا اینکه می‌تونی

606
00:34:34,583 --> 00:34:38,250
‫وقتی کارت تو حمام بخار تموم شد
‫یه شاخه درخت صنوبر بهش بدی

607
00:34:38,833 --> 00:34:40,375
‫و ازش تشکر کنی.

608
00:34:41,041 --> 00:34:43,416
‫ولی حتماً باید هزینه رو پرداخت کنی.

609
00:34:44,416 --> 00:34:47,741
‫بانیک تو یه فوایدی داره.

610
00:34:47,791 --> 00:34:50,000
‫خب، می‌تونه آینده رو ببینه.

611
00:34:52,750 --> 00:34:54,166
‫الان نشونت میدم چطوری.

612
00:34:55,541 --> 00:34:58,075
‫پشت به کوره وایسا،

613
00:34:58,125 --> 00:35:00,875
‫و درش رو نصفه و نیمه باز بذار.

614
00:35:01,541 --> 00:35:05,366
‫حالا از بانیک هر سوالی می‌خوای بپرس،

615
00:35:05,416 --> 00:35:10,908
‫ولی بانیک مستقیم جوابت رو نمیده.

616
00:35:10,958 --> 00:35:13,583
‫نمی‌تونه صحبت کنه.
‫فقط می‌تونه لمس کنه.

617
00:35:14,458 --> 00:35:15,950
‫اگه خوش یمن باشه،

618
00:35:16,000 --> 00:35:19,791
‫حس می‌کنی که دست کوچولوش
‫یه ضربه به پشتت میزنه.

619
00:35:20,458 --> 00:35:22,291
‫ولی اگه شوم باشه،

620
00:35:22,791 --> 00:35:25,791
‫با چنگال‌های تیزش تو رو می‌خراشه.

621
00:35:28,583 --> 00:35:33,700
‫درباره اومدن رئیس مافیا، مارکو مورتی

622
00:35:33,750 --> 00:35:35,866
‫و قضیه نقاشی ازش پرسیدم.

623
00:35:35,916 --> 00:35:39,583
‫صحیح. حالا این بانیک دقیقاً
‫چی گفت، بابی؟

624
00:35:41,708 --> 00:35:44,666
‫نقاشی بوتیچلی رو برای مارکو مورتی بخرم؟

625
00:35:51,166 --> 00:35:54,916
‫بانیک یه کوچولو شونه‌هام رو ماساژ داد.

626
00:35:55,625 --> 00:35:58,825
‫- هوم.
‫- پس باید نقاشی رو بخری.

627
00:35:58,875 --> 00:36:00,200
‫خب، من از این می‌ترسم

628
00:36:00,250 --> 00:36:04,450
‫که علی‌رغم موفقیت اولیه‌مون
‫تو ایتالیا،

629
00:36:04,500 --> 00:36:07,200
‫کیکو گیج و غیرقابل اطمینان باقی بمونه.

630
00:36:07,250 --> 00:36:09,700
‫ولی اگه کار ما و مورتی رو
‫راه بندازه،

631
00:36:09,750 --> 00:36:11,658
‫پس کار رو انجام میده دیگه.

632
00:36:11,708 --> 00:36:14,083
‫اون نقاشی کوفتی رو براش بخر!

633
00:36:14,666 --> 00:36:17,375
‫بانیک حرفش رو زد، خب؟

634
00:36:18,875 --> 00:36:20,408
‫فهمیدم.

635
00:36:20,458 --> 00:36:22,958
‫خب پس، بریم یه قهوه بخوریم.

636
00:36:24,291 --> 00:36:25,825
‫- جرجی؟
‫- بله، قربان؟

637
00:36:25,875 --> 00:36:29,616
‫با مارزوکو یه پیکولو اسپرسو برام
‫درست کن. بذارش تو حمام بخار.

638
00:36:29,666 --> 00:36:32,000
‫- چشم. الان آماده‌ش می‌کنم، رئیس.
‫- عالیه.

639
00:36:37,166 --> 00:36:40,033
‫می‌دونم از کیکو زیاد مطمئن نیستی،

640
00:36:40,083 --> 00:36:41,875
‫ولی خب کارهای میدانی رو انجام میده.

641
00:36:42,625 --> 00:36:44,916
‫سر این ماجرا باهاش همکاری کن.

642
00:36:45,500 --> 00:36:47,866
‫- چشم، بابا. نگران نباش.
‫- اوهوم.

643
00:36:47,916 --> 00:36:50,908
‫خب، نقشه اصلی چطوره؟ وارد کردن
‫دوک به مجلس اعیان؟

644
00:36:50,958 --> 00:36:53,658
‫همین که ماجرای جک و لرد هاثورن
‫رو حل کنیم...

645
00:36:53,708 --> 00:36:56,616
‫مطمئنیم که می‌تونیم ردیفش کنیم.

646
00:36:56,666 --> 00:36:58,200
‫طرف رابط مناسبیه.

647
00:36:58,250 --> 00:36:59,458
‫خوبه.

648
00:37:00,083 --> 00:37:01,375
‫تو اون مجلس بهت نیاز دارم.

649
00:37:01,958 --> 00:37:03,158
‫باید جلوی این لایحه رو بگیریم.

650
00:37:03,208 --> 00:37:05,741
‫بدون اما و اگر.

651
00:37:05,791 --> 00:37:08,625
‫اینجا خیلی سرده.

652
00:37:10,166 --> 00:37:13,825
‫من برم داخل پیکولو اسپرسوم رو بخورم.

653
00:37:13,875 --> 00:37:16,283
‫- من رو در جریان قرار بدید.
‫- البته.

654
00:37:16,333 --> 00:37:17,583
‫دوستت دارم، عزیزم.

655
00:37:22,750 --> 00:37:24,533
‫داره بدتر میشه، سوزان.

656
00:37:24,583 --> 00:37:27,158
‫نه. داره اعصابت رو خرد می‌کنه.
‫داره بهش خوش می‌گذره.

657
00:37:27,208 --> 00:37:30,325
‫داره بر اساس توصیه یه موجود افسانه‌ای
‫تصمیماتش رو می‌گیره.

658
00:37:30,375 --> 00:37:32,283
‫گفتم که، داره خوش می‌گذره.

659
00:37:32,333 --> 00:37:33,575
‫خانم‌ها و آقایون،

660
00:37:33,625 --> 00:37:36,200
‫حضور شما رو در بومانت برای
‫مزایده امروز خوش‌آمد میگم،

661
00:37:36,250 --> 00:37:39,616
‫که توسط اثر یه استاد به تمام معنا،

662
00:37:39,666 --> 00:37:42,866
‫یعنی نقاشی مریم عذرا و کودک بر
‫تخت نشسته‌ی بوتیچلی آغاز میشه.

663
00:37:42,916 --> 00:37:45,533
‫صاحب‌های قبلیش شامل پادشاه فیلیپ دوم
‫از اسپانیا،

664
00:37:45,583 --> 00:37:48,625
‫دوک اورلئان و لوئی پانزدهم بودن.

665
00:37:49,250 --> 00:37:51,750
‫- در حال حاضر یک...
‫- سوزی!

666
00:37:52,708 --> 00:37:53,408
‫مشتاق دیدار.

667
00:37:53,458 --> 00:37:54,158
این ادیه.

668
00:37:54,208 --> 00:37:55,825
‫- جو گرین.
‫- خوشبختم.

669
00:37:55,875 --> 00:37:57,950
‫- به دنیای هنر علاقمندید؟
‫- امروز بله.

670
00:37:58,000 --> 00:38:00,825
‫- چرا اومدی انگلیس؟
‫- اومدم چندتا نقاشی بفروشم.

671
00:38:00,875 --> 00:38:03,658
‫- نمی‌دونستم کلکسیونری.
‫- راه آسونی واسه پول درآوردنه.

672
00:38:03,708 --> 00:38:06,158
‫همینجوری شروع کردم و الان بهش
‫علاقمند شدم.

673
00:38:06,208 --> 00:38:08,741
‫امیدوارم سر نقاشی بوتیچلی با هم
‫رقابت نکنیم.

674
00:38:08,791 --> 00:38:10,616
‫نه. نگران نباشید.

675
00:38:10,666 --> 00:38:12,825
‫من اهل آثار اوایل رنسانس نیستم.

676
00:38:12,875 --> 00:38:14,250
‫- درسته.
‫- داداشت چطوره؟

677
00:38:15,041 --> 00:38:18,908
‫- خوبه. بیرونه. برو بهش سلام بده.
‫- باشه، حتماً.

678
00:38:18,958 --> 00:38:20,116
‫بابات چی؟

679
00:38:20,166 --> 00:38:21,575
‫شش سال از حکم ده سالش رو گذرونده.

680
00:38:21,625 --> 00:38:23,866
‫به نظر میاد قراره بابت خوش رفتاری
‫آزادش کنن.

681
00:38:23,916 --> 00:38:25,700
‫حکمش واسه یه پرونده مواد
‫زیاد عادلانه نبود، نه؟

682
00:38:25,750 --> 00:38:28,533
‫به خاطر مواد دستگیر نشد.
‫حکمش واسه اظهارنامه‌های مالیاتیش بود.

683
00:38:28,583 --> 00:38:29,825
‫مالیات به کسی امون نمیده.

684
00:38:29,875 --> 00:38:32,041
‫- سلامم رو بهش برسون.
‫- هوم.

685
00:38:32,750 --> 00:38:34,700
‫شماره‌ت هنوز همون قبلیه؟

686
00:38:34,750 --> 00:38:36,158
‫زنگ بزن تا بفهمی.

687
00:38:36,208 --> 00:38:37,625
‫باشه، شاید زنگ بزنم.

688
00:38:38,125 --> 00:38:39,875
‫شاید منتظر باشم.

689
00:38:41,625 --> 00:38:42,708
‫ادوارد.

690
00:38:44,208 --> 00:38:46,908
‫چه تجدید دیدار احساساتی بود.

691
00:38:46,958 --> 00:38:48,208
‫چی؟

692
00:38:48,791 --> 00:38:51,500
‫خب، مشخصه یه چیزی بینتون بوده.

693
00:38:52,083 --> 00:38:54,625
‫- نیاز نیست درباره‌ش صحبت کنیم.
‫- الان صد در صد باید درباره‌ش صحبت کنیم.

694
00:38:55,375 --> 00:38:57,908
‫- جوون خوش قیافه‌ایه.
‫- ول کن.

695
00:38:57,958 --> 00:38:59,866
‫- ازش خوشت میاد؟
‫- ادی!

696
00:38:59,916 --> 00:39:01,325
‫اگه همه حاضرن،

697
00:39:01,375 --> 00:39:05,616
‫مزایده رو با این اثر بی‌نظیر
‫بوتیچلی

698
00:39:05,666 --> 00:39:06,908
‫که سمت چپ من می‌بینید،

699
00:39:06,958 --> 00:39:09,291
‫مریم عذرا و کودک بر تخت نشسته
‫شروع می‌کنیم.

700
00:39:10,500 --> 00:39:12,083
‫خب، خانم‌ها و آقایون،

701
00:39:12,875 --> 00:39:15,325
‫مزایده‌ی امروز رو با دو میلیون پوند
‫شروع می‌کنیم.

702
00:39:15,375 --> 00:39:17,241
‫به نظرم ازت خوشش میاد.

703
00:39:17,291 --> 00:39:19,075
‫- دو میلیون پوند. ممنونم.
‫- بیخیال شو.

704
00:39:19,125 --> 00:39:20,866
‫- دو و نیم میلیون.
‫- براش جذابی.

705
00:39:20,916 --> 00:39:21,575
‫ بسه.

706
00:39:21,625 --> 00:39:23,325
‫سه میلیون پوند؟

707
00:39:23,375 --> 00:39:25,491
‫- صد در صد بهت زنگ میزنه.
‫- گفتم بسه.

708
00:39:25,541 --> 00:39:28,116
‫خب، شاید خوشحال بشی.
‫چون خیلی وقت بود ندیده بودیش.

709
00:39:28,166 --> 00:39:29,908
‫نگران من نباش.
‫از زندگیم راضیم.

710
00:39:29,958 --> 00:39:32,450
‫- فقط میگم انگار یه جاذبه بینتون بود.
‫- اوه.

711
00:39:32,500 --> 00:39:35,366
‫چهار میلیون پوند. ممنون، قربان.
‫در چهار میلیون پوند.

712
00:39:35,416 --> 00:39:37,283
‫- پنج میلیون پوند. ممنون، خانم.
‫- حسودیت شده؟

713
00:39:37,333 --> 00:39:40,283
‫- چهار و نیم میلیون.
‫- دستت رو ببر بالا، دختر خانم.

714
00:39:40,333 --> 00:39:44,241
‫پنج میلیون این جلو.
‫با شما هستم، خانم. پنج و نیم میلیون.

715
00:39:44,291 --> 00:39:47,333
‫شش میلیون پوند.

716
00:39:47,916 --> 00:39:49,408
‫شش میلیون.

717
00:39:49,458 --> 00:39:50,783
‫رقابت داره حساس میشه، سوزان.

718
00:39:50,833 --> 00:39:52,950
‫خودم می‌دونم.

719
00:39:53,000 --> 00:39:55,408
‫هفت میلیون. خانم، شما گفتید
‫هفت میلیون.

720
00:39:55,458 --> 00:39:57,533
‫این صحنه نمایش توئه.
‫از خدامه هوات رو داشته باشم.

721
00:39:57,583 --> 00:39:59,575
‫- ممنون.
‫- نُه میلیون پوند.

722
00:39:59,625 --> 00:40:02,700
‫امیدوارم نذاری روحیه اهل رقابتت
‫کنترلت کنه.

723
00:40:02,750 --> 00:40:04,783
‫نُه میلیون. بله، خانم، نُه میلیون.

724
00:40:04,833 --> 00:40:06,575
‫- ده میلیون، قربان.
‫- بسه دیگه!

725
00:40:06,625 --> 00:40:08,866
‫ده میلیون.
‫بله خانم، ده میلیون.

726
00:40:08,916 --> 00:40:11,700
‫- طلسم شدی، سوزی.
‫- یازده میلیون. ممنون.

727
00:40:11,750 --> 00:40:13,291
‫اصلاً کمکم نمی‌کنی.

728
00:40:13,375 --> 00:40:14,791
‫یازده میلیون پوند برای مزایده.

729
00:40:17,291 --> 00:40:20,783
‫دوازده میلیون پوند. ممنون.
‫پیشنهاد دوازده میلیون پوندی داریم.

730
00:40:20,833 --> 00:40:22,908
‫دوازده میلیون پوند.

731
00:40:22,958 --> 00:40:24,491
‫سیزده؟

732
00:40:24,541 --> 00:40:26,366
‫سیزده میلیون پوند. ممنون.

733
00:40:26,416 --> 00:40:28,416
‫سیزده میلیون با شما. علیه شما، آقا.

734
00:40:29,583 --> 00:40:31,241
‫- زنگ بزن.
‫- مزایده رسید به سیزده میلیون.

735
00:40:31,291 --> 00:40:33,116
‫بله خانم. پیشنهاد چهارده میلیون پوندی؟

736
00:40:33,166 --> 00:40:35,083
‫بابا، رسید به سیزده میلیون.

737
00:40:35,791 --> 00:40:37,575
‫خب، اون نقاشی رو باید بخری.

738
00:40:37,625 --> 00:40:39,325
‫به همکاری ایتالیایی‌ها نیاز داریم.

739
00:40:39,375 --> 00:40:41,950
‫اگه دنبال اون شاهکار هستن،
‫پس بخرش.

740
00:40:42,000 --> 00:40:45,325
‫- چهارده میلیون پوند؟ چهارده میلیون.
‫- قرار بود شش میلیون باشه.

741
00:40:45,375 --> 00:40:47,791
‫اصلاً نمی‌دونم چرا داریم درباره‌ش
‫صحبت می‌کنیم.

742
00:40:48,625 --> 00:40:49,700
‫بانیک گفت بخرش.

743
00:40:49,750 --> 00:40:51,700
‫- خدای من!
‫- بابا، رسید به چهارده میلیون.

744
00:40:51,750 --> 00:40:53,450
‫- سوزی.
‫- دارم سعی می‌کنم ریلکس کنم.

745
00:40:53,500 --> 00:40:54,991
‫الان بهم استرس دادی.

746
00:40:55,041 --> 00:40:56,700
‫اون نقاشی کوفتی رو بخر!

747
00:40:56,750 --> 00:40:59,366
‫- شد چهارده میلیون.
‫- احمق‌ها!

748
00:40:59,416 --> 00:41:01,408
‫- فکر کردم قیمتش شش میلیونه.
‫- باید بخریمش.

749
00:41:01,458 --> 00:41:03,158
‫پونزده میلیون. ممنون.

750
00:41:03,208 --> 00:41:05,908
‫- رسیدیم به پونزده میلیون. کسی...
‫- پونزده میلیون و نیم.

751
00:41:05,958 --> 00:41:08,991
‫- پونزده میلیون و نیم. ممنون، قربان.
‫- سوزی، گولش رو نخور.

752
00:41:09,041 --> 00:41:10,241
‫با شما هستم.

753
00:41:10,291 --> 00:41:12,125
‫- پیشنهاد شونزده میلیون پوندی؟
‫- سوزان.

754
00:41:14,083 --> 00:41:15,616
‫یک بار.

755
00:41:15,666 --> 00:41:17,708
‫دو بار.

756
00:41:18,875 --> 00:41:19,750
‫سوزان.

757
00:41:20,708 --> 00:41:24,541
‫شونزده میلیون برای نقاشی بوتیچلی.

758
00:41:25,041 --> 00:41:26,166
‫شونزده میلیون و نیم، قربان؟

759
00:41:26,750 --> 00:41:29,833
‫آخرین هشدار. شونزده میلیون پوند.

760
00:41:31,333 --> 00:41:33,241
‫به قیمت شونزده میلیون پوند به خانم
‫فروخته شد. خیلی ممنون، خانم.

761
00:41:33,291 --> 00:41:34,708
‫خب، خوب پیش رفت.

762
00:41:35,458 --> 00:41:38,666
‫می‌دونم خواهش بزرگیه، ولی اینقدر
‫عوضی بازی درنیار.

763
00:41:44,916 --> 00:41:46,658
‫ادی. خبرهای خوبی داری؟

764
00:41:46,708 --> 00:41:49,666
‫طبق توافقمون نقاشی رو گرفتیم.
‫می‌خوایم به صورت حضوری بدیمش به مارکو.

765
00:41:50,666 --> 00:41:52,241
‫مارکو سرش شلوغه.

766
00:41:52,291 --> 00:41:54,666
‫شبیه اینه که بخوای پاپ رو
‫از نزدیک ببینی.

767
00:41:56,333 --> 00:42:00,408
‫کیکو، شونزده میلیون پوند سر یه نقاشی
‫شش میلیون پوندی پول خرج کردیم.

768
00:42:00,458 --> 00:42:01,783
‫[نقاشی شونزده میلیون پوندی]
‫اون جلسه کوفتی رو برامون جور کن.

769
00:42:01,833 --> 00:42:03,783
‫باشه. حله.

770
00:42:03,833 --> 00:42:06,158
‫باهاش صحبت می‌کنم، خب؟
‫بهت خبر میدم.

771
00:42:06,208 --> 00:42:07,708
‫باشه، هماهنگ کن.

772
00:42:08,375 --> 00:42:09,958
‫- سوزی!
‫- لعنتی!

773
00:42:12,666 --> 00:42:16,241
‫♪ اوه، پسرم دستیار یه سرملوان بود ♪
‫♪ می‌تونست سوت بزنه ولی... ♪

774
00:42:16,291 --> 00:42:17,541
‫جک! نقاشی!

775
00:42:18,541 --> 00:42:19,666
‫گندش بزنه!

776
00:42:20,416 --> 00:42:21,908
‫جک، بشینید تو ماشین!

777
00:42:21,958 --> 00:42:23,166
‫- لعنتی!
‫- بشین!

778
00:42:29,583 --> 00:42:30,500
‫آشغال!

779
00:42:32,000 --> 00:42:33,908
‫برو، برو، برو! لعنتی!

780
00:42:33,958 --> 00:42:35,700
‫♪ اوه، زیادی نوشیده بودی یا ♪
‫♪ کور بودی... ♪

781
00:42:35,750 --> 00:42:36,866
‫هنذفریت رو بذار، جک.

782
00:42:36,916 --> 00:42:39,291
‫♪ ...از زانو به پایین رو از دست بدی؟ ♪

783
00:42:39,875 --> 00:42:42,200
‫♪ ای وای، افسوس ♪
‫♪ ولی تو یه جوون احمق بودی... ♪

784
00:42:42,250 --> 00:42:44,916
‫نمی‌تونیم اون نقاشی کوفتی رو
‫از دست بدیم، جفری.

785
00:42:49,666 --> 00:42:52,200
‫از پله‌های جنوبی برو، ببین می‌تونی
‫ازشون جلو بزنی یا نه.

786
00:42:52,250 --> 00:42:53,458
‫خیابون بوکانن.

787
00:42:54,458 --> 00:42:57,875
‫دارن میرن سمت خیابون بوکانن.
‫برو سمت راست، ما سعی می‌کنیم جلوشون رو بگیریم.

788
00:42:58,541 --> 00:43:04,750
‫♪ وقتی دو پام رو جا گذاشتم نه زیادی ♪
‫♪ نوشیده بودم و نه کور بودم... ♪

789
00:43:06,000 --> 00:43:06,833
‫گمشو!

790
00:43:08,083 --> 00:43:09,541
‫بپیچید چپ، ادی.

791
00:43:12,750 --> 00:43:14,083
‫یکیشون ناقص شد!

792
00:43:18,125 --> 00:43:19,833
‫بپیچید چپ. از خیابون لوئر رابرت
‫میان‌بر بزنید.

793
00:43:25,833 --> 00:43:26,791
‫بدو، جک.

794
00:43:28,791 --> 00:43:32,033
‫یه خیابون فرعی سمت راستته.
‫شاید بتونی جلوشون رو بگیری.

795
00:43:32,083 --> 00:43:33,491
‫♪ حالا از اقیانوس خشمگین رد میشم ♪

796
00:43:33,541 --> 00:43:36,583
‫♪ به سمت ناپلئون بناپارت و ♪
‫♪ ملکه اسپانیا... ♪

797
00:43:38,833 --> 00:43:40,658
‫دوتا تلف شدن، دوتا موندن.

798
00:43:40,708 --> 00:43:42,625
‫♪ پاهای بچه‌م رو ازش گرفتن ♪

799
00:43:48,416 --> 00:43:50,958
‫به همه رسیدیم، جز اونی که
‫نقاشی همراهشه!

800
00:43:56,083 --> 00:43:57,333
‫بیا اینجا!

801
00:44:00,833 --> 00:44:03,250
‫ده ثانیه وقت داری یه اسم بدی
‫و راضیم کنی.

802
00:44:03,916 --> 00:44:04,908
‫وگرنه چی میشه؟

803
00:44:04,958 --> 00:44:07,875
‫می‌خوای چیکار کنی؟
‫بیا برو بابا، عوضی خرپول.

804
00:44:09,458 --> 00:44:12,083
‫وایسا، چی... کثافت!

805
00:44:12,750 --> 00:44:15,958
‫آره. زر مفت نزن، بچه پررو.

806
00:44:16,750 --> 00:44:20,366
‫ببینید چی میگم، نظرت چیه اسم
‫طرف رو بدی،

807
00:44:20,416 --> 00:44:22,125
‫و نیاز نباشه به جون هم بیفتید؟

808
00:44:35,708 --> 00:44:38,208
‫عجب دست‌خط وحشتناکی.
‫این «پی» هست یا «بی؟»

809
00:44:39,416 --> 00:44:40,950
‫- بی...
‫- پس...

810
00:44:41,000 --> 00:44:42,208
‫رابرت بروکس؟

811
00:44:42,875 --> 00:44:43,825
‫بله؟

812
00:44:43,875 --> 00:44:45,158
‫دلال معروف آثار هنری؟

813
00:44:45,208 --> 00:44:48,166
‫- بله، خودمم.
‫- میشه با هم صحبت کنیم؟

814
00:44:51,958 --> 00:44:54,783
‫می‌دونیم چندتا لات رو استخدام کردی
‫که نقاشی رو بدزدن.

815
00:44:54,833 --> 00:44:57,158
‫من دلال آثار هنری هستم.
‫شخصیت منفی که نیستم.

816
00:44:57,208 --> 00:44:58,783
‫چیزی که نمی‌فهمم،

817
00:44:58,833 --> 00:45:00,908
‫اینه که اگه قصد داشتی نقاشی رو بدزدی،

818
00:45:00,958 --> 00:45:02,583
‫اصلاً چرا هی قیمت رو می‌بردی بالاتر؟

819
00:45:03,250 --> 00:45:05,491
‫به خدا قسم کار من نبود.

820
00:45:05,541 --> 00:45:07,416
‫داشتم از طرف یه خریدار معروف
‫اون کار رو می‌کردم.

821
00:45:10,000 --> 00:45:11,750
‫- خوبی، آبجی؟
‫- جک.

822
00:45:12,500 --> 00:45:13,791
‫این کیه؟

823
00:45:15,250 --> 00:45:16,958
‫میگم این کیه؟

824
00:45:25,916 --> 00:45:27,083
‫میشه با هم صحبت کنیم؟

825
00:45:32,000 --> 00:45:34,408
‫- این اینجا چیکار می‌کنه؟
‫- تقصیر من نیست.

826
00:45:34,458 --> 00:45:38,450
‫دوک گفت بیارمش.
‫بگذریم، دنبال نتیجه بودی دیگه؟

827
00:45:38,500 --> 00:45:41,450
‫نتیجه می‌خواستم.
‫نه یه جنازه‌ی داغون.

828
00:45:41,500 --> 00:45:44,458
‫آخرین کسی که این یارو به کبدش
‫مشت زد مُرد.

829
00:45:44,958 --> 00:45:46,958
‫می‌خواید به جان ارگان‌کش معرفیش کنم؟

830
00:45:47,458 --> 00:45:49,375
‫داریم درباره‌ش صحبت می‌کنیم، عزیزم.

831
00:45:52,666 --> 00:45:54,200
‫می‌خوای با جان ارگان‌کش آشنا بشی؟

832
00:45:54,250 --> 00:45:57,041
‫نمی‌دونم. جان ارگان‌کش کیه؟

833
00:45:58,916 --> 00:46:00,950
‫جان ارگان‌کشه دیگه.

834
00:46:01,000 --> 00:46:02,616
‫می‌دونی، جان خوشش میاد خودش رو
‫به صورت سوم شخص خطاب کنه،

835
00:46:02,666 --> 00:46:04,458
‫دیگه می‌ذارم خودت بفهمی چرا
‫اسمش جان ارگان‌کشه.

836
00:46:04,958 --> 00:46:06,741
‫کوتاه بخوام بگم، جان بلده به
‫نتیجه برسه.

837
00:46:06,791 --> 00:46:08,083
‫جان ارگان‌کش کدوم خریه؟

838
00:46:11,541 --> 00:46:13,075
‫تعارف نمی‌کنم.

839
00:46:13,125 --> 00:46:17,250
‫جان بیشتر یه راه‌حل نهایی برای
‫یه مشکل موقتیه.

840
00:46:19,541 --> 00:46:22,908
‫کافیه یه مشت بهت بزنه و غرق میشی.
‫ولی از درون.

841
00:46:22,958 --> 00:46:26,458
‫اینجوری وقت داریم اطلاعاتی که
‫می‌خوایم رو از زیر زبونت بیرون بکشیم.

842
00:46:27,125 --> 00:46:29,200
‫کسی دلش نمی‌خواد اینقدر وحشتناک

843
00:46:29,250 --> 00:46:31,625
‫بمیره.

844
00:46:36,750 --> 00:46:38,666
‫باشه! لعنتی، باشه!

845
00:46:39,291 --> 00:46:43,208
‫ایده من نبود. من فقط...
‫داشتم در حق دوستم یه لطف می‌کردم.

846
00:46:43,791 --> 00:46:45,458
‫دوستت کیه، رابرت؟

847
00:46:48,166 --> 00:46:49,408
‫اسمش چیه؟

848
00:46:49,458 --> 00:46:51,041
‫اوه. یه ایتالیایی از خود راضی.

849
00:46:53,333 --> 00:46:54,750
‫اسمش جینو دبمبیه.

850
00:46:59,708 --> 00:47:03,866
‫این که ممکن نیست جینو دبمبی باشه؟

851
00:47:03,916 --> 00:47:07,000
‫چرا، خودشه. خودشه.

852
00:47:19,375 --> 00:47:22,458
‫[ایتالیا، دریاچه ماجوره]

853
00:47:35,666 --> 00:47:38,666
‫[عمارت کنتس ایزابلا]

854
00:47:51,375 --> 00:47:52,541
‫سلام؟

855
00:47:53,541 --> 00:47:57,200
‫صبح بخیر. ارباب برای جلسه‌تون دیر می‌رسن.

856
00:47:57,250 --> 00:48:01,250
‫تا ایشون بیان، براتون کامپاری بیارم
‫میل کنید؟ تا منتظرید؟

857
00:48:01,416 --> 00:48:03,283
‫هوم. میگن وقتی میای دریاچه ماجوره،
‫مثل خودشون زندگی کن.

858
00:48:03,333 --> 00:48:04,333
‫ممنون.

859
00:48:06,666 --> 00:48:08,458
‫- چه منظره زیبایی.
‫- هوم.

860
00:48:09,541 --> 00:48:11,575
‫کار و خوش‌گذرونی رو با هم قاطی نکن، سروان.

861
00:48:11,625 --> 00:48:14,408
‫نه. فقط داشتم مناظر رو تحسین می‌کردم.

862
00:48:14,458 --> 00:48:17,158
‫نه، داشتی فکر می‌کردی صبحونه

863
00:48:17,208 --> 00:48:19,875
‫تو همچین جایی بعد از گذروندن یک
‫شب با کنتس چه حسی داره.

864
00:48:21,166 --> 00:48:23,833
‫بگو ببینم، از چی خوشت میاد؟
‫برند لباس فلور دمر؟

865
00:48:24,541 --> 00:48:27,200
‫ست یک رنگ؟ قرمز تیره؟

866
00:48:27,250 --> 00:48:28,833
‫یا شاید هم کرمی و سفید؟

867
00:48:29,333 --> 00:48:31,658
‫تو فکر یه چیز تو جسورانه‌تر بودم.

868
00:48:31,708 --> 00:48:34,083
‫لا پرلا. مشکی. روبدوشامبر.

869
00:48:34,583 --> 00:48:37,041
‫ابریشم کلاسیک.
‫پارچه شفاف.

870
00:48:38,208 --> 00:48:42,033
‫- چقدر با جزئیات، ادوارد.
‫- خب، من سلیقه خاصی دارم، سوزان.

871
00:48:42,083 --> 00:48:44,158
‫چطوری می‌خوای از رسیدن به چیزی
‫که می‌خوای مطمئن بشی؟

872
00:48:44,208 --> 00:48:46,575
‫خب، من سروانم دیگه.

873
00:48:46,625 --> 00:48:48,083
‫به دستور دادن عادت دارم.

874
00:48:49,166 --> 00:48:52,541
‫مطمئنم اونم حرف گوش کنه.

875
00:48:55,625 --> 00:48:56,708
‫داره میاد، عالی‌جناب.

876
00:48:56,791 --> 00:48:57,625
‫ادی.

877
00:48:58,458 --> 00:48:59,958
‫- صبح بخیر.
‫- صبح بخیر. سوزی.

878
00:49:00,791 --> 00:49:03,416
‫ببخشید دیر کردم.

879
00:49:04,083 --> 00:49:07,916
‫ولی... کارکنانم ازتون پذیرایی کردن؟

880
00:49:08,500 --> 00:49:10,616
‫آره. ممنون، کیکو.

881
00:49:10,666 --> 00:49:12,825
‫عشق زیبات، بلا کجاست؟

882
00:49:12,875 --> 00:49:17,616
‫اه، امشب مونت‌کارلوئه.
‫فردا میره پاریس.

883
00:49:17,666 --> 00:49:19,741
‫می‌دونین، صاحب‌خونه‌ایه که هیچوقت
‫خونه نیست.

884
00:49:19,791 --> 00:49:23,041
‫آقای مورتی کجاست؟

885
00:49:24,125 --> 00:49:26,783
‫می‌دونی، ادی، نمی‌تونه خودش رو برسونه.

886
00:49:26,833 --> 00:49:29,325
‫- مثل عشقم، اونم سرش شلوغه.
‫- اه.

887
00:49:29,375 --> 00:49:31,908
‫چه دیدار سختی.

888
00:49:31,958 --> 00:49:33,575
‫نتیجه زحماتمون اونجاست.

889
00:49:33,625 --> 00:49:36,666
‫مطمئن باشید از خرج کردن این
‫پول پشیمون نمیشید. مارکو عاشقش میشه.

890
00:49:37,416 --> 00:49:39,833
‫همین دیشب گفت چقدر عاشق بوتیچلیه.

891
00:49:40,500 --> 00:49:43,416
‫درباره فروخته شدنش شنیده و ناراحته
‫که نخریدتش.

892
00:49:44,166 --> 00:49:47,825
‫خوبه. حیف که خودش نمی‌تونه
‫اینجا باشه.

893
00:49:47,875 --> 00:49:48,708
‫می‌دونم.

894
00:49:49,208 --> 00:49:51,916
‫ولی ادی، رفیق، ببین.

895
00:49:52,666 --> 00:49:56,450
‫اگه می‌خوای می‌تونی نقاشی رو بذاری
‫همینجا بمونه.

896
00:49:56,500 --> 00:49:58,116
‫هدیه بی‌نظیرتون رو می‌رسونم دستش.

897
00:49:58,166 --> 00:50:00,241
‫فکر کنم ترجیح میدیم خودمون
‫نقاشی رو به مارکو تحویل بدیم.

898
00:50:00,291 --> 00:50:01,916
‫حالا که اینقدر پاش پول خرج کردیم.

899
00:50:02,791 --> 00:50:04,708
‫خب، سرش شلوغه.

900
00:50:05,250 --> 00:50:08,908
‫می‌دونین، من بلدم چطوری براش
‫زبون بریزم.

901
00:50:08,958 --> 00:50:11,200
‫لحظه درست رو انتخاب کنم.

902
00:50:11,250 --> 00:50:14,375
‫اونم خیلی سریع راضی میشه.

903
00:50:16,750 --> 00:50:19,533
‫اصلاً دعوتش نکردی بیاد، مگه نه، کیکو؟

904
00:50:19,583 --> 00:50:22,750
‫یا دوست داری جینو دبمبی صدات کنیم؟

905
00:50:29,000 --> 00:50:32,241
‫من... ببخشید، ولی مشکلی هست؟

906
00:50:32,291 --> 00:50:34,166
‫آره، مشکل داریم.

907
00:50:35,083 --> 00:50:36,533
‫می‌دونیم نقاشی واسه خودته.

908
00:50:36,583 --> 00:50:39,241
‫می‌دونیم از قصد قیمتش رو بردی بالا.

909
00:50:39,291 --> 00:50:42,033
‫و یه مشت بچه رو استخدام کردی
‫که وقتی خریدیمیش از ما بدزدنش

910
00:50:42,083 --> 00:50:44,825
‫که هیچوقت فرصت نکنیم تحویل
‫مارکو بدیمش.

911
00:50:44,875 --> 00:50:49,283
‫خوشبختانه، پیمان‌کارهای فرعیت هم
‫مثل خودت غیرقابل اطمینان از آب دراومدن.

912
00:50:49,333 --> 00:50:53,241
‫زیرآبت رو زدن چون کل پروسه
‫رو از خودت درآوردی.

913
00:50:53,291 --> 00:50:57,875
‫حالا دوست داری چیکار کنیم، کیکو؟

914
00:51:02,208 --> 00:51:03,083
‫خیلی خب.

915
00:51:08,583 --> 00:51:11,575
‫فکر کردید می‌تونید به من دستور بدید؟

916
00:51:11,625 --> 00:51:13,458
‫یه مشت موادفروش؟

917
00:51:14,166 --> 00:51:15,450
‫می‌خواید با من در بیفتید؟

918
00:51:15,500 --> 00:51:17,500
‫یا با یه مشت مافیا؟

919
00:51:18,500 --> 00:51:22,033
‫نظرت چیه از مارکو بپرسیم
‫تو دقیقاً واسه مافیا چیکار می‌کنی؟

920
00:51:22,083 --> 00:51:24,291
‫اون وقت چطوری، ادی؟

921
00:51:25,583 --> 00:51:28,033
‫خب، خودمون ازش می‌پرسیم.

922
00:51:28,083 --> 00:51:30,616
‫خودشه دیگه، نه؟

923
00:51:30,666 --> 00:51:32,125
‫- آره فکر کنم.
‫- هوم.

924
00:51:33,958 --> 00:51:38,450
‫ببین، چون بهش زنگ نزدی، ما باهاش
‫تماس گرفتیم. و همه چی رو براش تعریف کردیم.

925
00:51:38,500 --> 00:51:42,125
‫و حق با توئه.
‫خیلی بابت نقاشی هیجان‌زده‌ست.

926
00:51:43,250 --> 00:51:44,791
‫مثل اینکه اولین باریه که داستانش رو می‌شنوه.

927
00:51:48,416 --> 00:51:49,291
‫گندش بزنه.

928
00:51:50,291 --> 00:51:54,291
‫مارکو، باید باهات صحبت کنم.
‫مارکو، گوش کن.

929
00:51:59,625 --> 00:52:01,866
‫سعی کردم بهت زنگ بزنم...

930
00:52:01,916 --> 00:52:06,325
‫ساکت. حرف نزن.
‫بذار بزرگترها صحبت کنن.

931
00:52:06,375 --> 00:52:07,583
‫اونور وایسا.

932
00:52:09,583 --> 00:52:10,583
‫باید تنهایی باهات...

933
00:52:15,250 --> 00:52:17,991
‫ادی، خوشبختم.
‫ممنون که زنگ زدی.

934
00:52:18,041 --> 00:52:20,033
‫متاسفم که مجبور شدیم تو همچین
‫شرایطی همدیگه رو ببینیم.

935
00:52:20,083 --> 00:52:24,450
‫چطوری مشکلمون رو حل کنیم؟

936
00:52:24,500 --> 00:52:25,666
‫آقای مورتی،

937
00:52:26,333 --> 00:52:28,575
‫اینجا کشور شماست، با قوانین شما.

938
00:52:28,625 --> 00:52:32,875
‫مطمئنم بهترین آدم برای تصمیم‌گیری
‫خودتون هستید.

939
00:52:32,916 --> 00:52:37,408
‫خیلی لطف داری.
‫ولی تجربه به من ثابت کرده،

940
00:52:37,458 --> 00:52:41,708
‫آدم‌ها همیشه مهربونی رو با
‫ضعف اشتباه می‌گیرن.

941
00:52:44,166 --> 00:52:46,750
‫کیکو، تو مثل مار می‌مونی.

942
00:52:47,333 --> 00:52:50,125
‫قیافه‌ت قشنگه.
‫ولی نمیشه بهت دست زد.

943
00:52:50,708 --> 00:52:53,958
‫برام دردناکه چون دخترخونده‌م
‫هم ناراحت میشه.

944
00:52:54,708 --> 00:52:57,750
‫به نظرم نمی‌دونی جات تو زنجیره غذایی کجاست.

945
00:52:58,666 --> 00:52:59,541
‫پس،

946
00:53:00,833 --> 00:53:02,083
‫بهت نشون میدم.

947
00:53:18,083 --> 00:53:22,083
‫- در رو براش باز کنم؟
‫- زوده.

948
00:53:22,833 --> 00:53:25,291
‫کیکو هیچوقت... کارهاش سر و ته نداشتن.

949
00:53:26,333 --> 00:53:28,250
‫شاید همین بهترین پایان ممکن
‫براش باشه.

950
00:53:28,750 --> 00:53:32,825
‫از الان به بعد، می‌تونیم با هم
‫به توافق برسیم.

951
00:53:32,875 --> 00:53:35,533
‫- راضی هستید دیگه؟
‫- البته.

952
00:53:35,583 --> 00:53:37,991
‫عملیاتی که

953
00:53:38,041 --> 00:53:43,491
‫داخل محوطه ملک دخترخونده‌م
‫شروع کردین،

954
00:53:43,541 --> 00:53:46,200
‫درست شنیدم که بازم همچین
‫عملیات‌هایی دارید؟

955
00:53:46,250 --> 00:53:47,866
‫خب، راستش،

956
00:53:47,916 --> 00:53:51,408
‫ما مشتاقیم که بقیه عملیات‌هامون
‫رو تو جنوب آغاز کنیم،

957
00:53:51,458 --> 00:53:56,908
‫با گذشت زمان و با کسی که
‫قابل اعتماد باشه.

958
00:53:56,958 --> 00:54:00,125
‫اوف. ما تو جنوب می‌تونیم کمکتون کنیم.

959
00:54:02,625 --> 00:54:05,366
‫ماهی پنج میلیون برای محافظت
‫و حمایتتون چطوره؟

960
00:54:05,416 --> 00:54:14,416
‫[پنج میلیون پوند، در ازای حمایت و
‫محافظت مارکو]

961
00:54:14,458 --> 00:54:16,125
‫ممنون.

962
00:54:24,791 --> 00:54:27,625
‫انزو! فندک بیار!

963
00:54:33,833 --> 00:54:34,866
‫پونزده.

964
00:54:34,916 --> 00:54:37,916
‫[پونزده میلیون پوند، در ازای حمایت و
‫محافظت مارکو]

965
00:54:42,125 --> 00:54:43,166
‫هفت و نیم میلیون.

966
00:54:47,291 --> 00:54:48,125
‫ده میلیون.

967
00:54:51,208 --> 00:54:54,083
‫قابل اعتماده؟

968
00:54:57,666 --> 00:54:59,083
‫نه حرف من، نه حرف تو.

969
00:55:15,958 --> 00:55:17,950
‫مشتاق همکاری باهاتون هستم.

970
00:55:18,000 --> 00:55:20,375
‫دوک قابل اعتماده؟

971
00:55:23,375 --> 00:55:24,375
‫همچنین.

972
00:55:39,833 --> 00:55:42,791
‫انزو! در رو باز کن.

973
00:56:02,833 --> 00:56:03,791
‫که اینطور.

974
00:56:05,791 --> 00:56:15,791
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M