1
00:00:05,458 --> 00:00:10,458
‫«ترجمه از تورج پاکاری»

2
00:00:13,458 --> 00:00:18,083
‫این کلیسای جامع تقریبا هزار ساله
‫که اینجا پابرجا مونده،

3
00:00:18,583 --> 00:00:24,041
‫تقریبا به اندازه‌ای که خانواده تو
‫نام خانوادگیش رو حفظ کرده.

4
00:00:24,625 --> 00:00:26,450
‫عموما پذیرفته شده

5
00:00:26,500 --> 00:00:29,825
‫که بشر از زمان ساخت این کلیساهای جامع قرون وسطی،

6
00:00:29,875 --> 00:00:33,750
‫هیچ پیشرفت معماری نداشته.

7
00:00:34,250 --> 00:00:37,783
‫جاه‌طلبی‌های ما کوته‌بینانه شدن.

8
00:00:37,833 --> 00:00:43,700
‫اشتیاق انسان برای متحد شدن با خدا کم‌رنگ شده.

9
00:00:43,750 --> 00:00:45,866
‫خداوند کوتاهی کرد،

10
00:00:45,916 --> 00:00:48,533
‫یا انسان کوتاهی کرد.

11
00:00:48,583 --> 00:00:53,041
‫آزمایش شکست خورده.

12
00:00:55,166 --> 00:00:57,833
‫کی گفته آزمایش شکست خورده، آقای جانستون؟

13
00:00:58,375 --> 00:01:01,000
‫هرگز تا کارت تموم نشده
‫به یه احمق نشونش نده.

14
00:01:02,500 --> 00:01:04,083
‫می‌دونی چرا

15
00:01:05,083 --> 00:01:10,116
‫پادشاه موقع مراسم تاج‌گذاری، گوی و عصای سلطنتی رو
‫در دست می‌گیره؟

16
00:01:10,166 --> 00:01:13,991
‫خب، به همون دلیلی که روی این کلیسای جامع
‫یه مناره...

17
00:01:14,041 --> 00:01:15,625
‫و زیرش شبستان وجود داره.

18
00:01:16,125 --> 00:01:20,541
‫مناره و عصا نماد مردانگی،
‫و گوی نماد زنانگی هست.

19
00:01:21,041 --> 00:01:23,125
‫دادن و گرفتن.

20
00:01:23,625 --> 00:01:26,708
‫خورشید و ماه.
‫مثبت و منفی.

21
00:01:27,333 --> 00:01:31,866
‫چوب بیسبال و توپ. بطری و لیوان.
‫مرد و زن.

22
00:01:31,916 --> 00:01:35,408
‫الگویی که جلو روی همه پنهان شده،
‫اما فقط معدود افرادی متوجهش می‌شن.

23
00:01:35,458 --> 00:01:39,075
‫معماران کلاسیک،
‫تمام جایگاه‌های قدرت رو

24
00:01:39,125 --> 00:01:43,075
‫همراه با سقف گنبددار و یک ستون،
‫مناره یا برج مخروطی بنا می‌کردن.

25
00:01:43,125 --> 00:01:47,908
‫تاج نماد آشتی دادن آگاهانه‌ی

26
00:01:47,958 --> 00:01:50,908
‫این دو نیروی متضاده.

27
00:01:50,958 --> 00:01:54,450
‫اشتباه مردم اینه که فکر می‌کنن پادشاه یه مَرده،
‫نه یه نماد.

28
00:01:54,500 --> 00:01:56,991
‫اون تجسم...

29
00:01:57,041 --> 00:02:00,783
‫تلاش انسان برای رسیدن به تکامل هست.

30
00:02:00,833 --> 00:02:04,158
‫این همیشه نیت پنهانی فرمانروا بوده.

31
00:02:04,208 --> 00:02:07,408
‫پیوند دادن این دو نیروی جدا از هم...

32
00:02:07,458 --> 00:02:09,416
‫برای رسیدن به قدرتی بزرگ‌تر.

33
00:02:10,583 --> 00:02:13,283
‫منظورت از این حرف‌ها چیه، آقای جانستون؟

34
00:02:13,333 --> 00:02:15,458
‫و توی این کلیسای جامع چیکار می‌کنیم؟

35
00:02:17,458 --> 00:02:18,416
‫تو درباره‌ی...

36
00:02:19,000 --> 00:02:23,083
‫این پوست‌نوشته گوسفندی که اینجاست
‫چی می‌دونی؟

37
00:02:23,916 --> 00:02:25,575
‫خب، این منشور کبیره،

38
00:02:25,625 --> 00:02:29,366
‫به احتمال زیاد یکی از مهم‌ترین اسناد قانون اساسی
‫در تمام تاریخ هست.

39
00:02:29,416 --> 00:02:32,950
‫همون‌طور که پادشاه عصای معنوی هست،

40
00:02:33,000 --> 00:02:35,866
‫این سند هم همون گوی مادی هست.

41
00:02:35,916 --> 00:02:39,116
‫جد تو یکی از 25 بارون‌هایی بود

42
00:02:39,166 --> 00:02:42,241
‫که پادشاه رو مجبور کردن
‫این سند رو امضا کنه.

43
00:02:42,291 --> 00:02:43,408
‫خودم می‌دونم.

44
00:02:43,458 --> 00:02:49,500
‫دی‌ان‌ای تو در سنگ بنای تمدن غرب حک شده.

45
00:02:50,291 --> 00:02:54,116
‫یه پادشاه واقعی می‌تونست تعادل از دست رفته رو
‫دوباره پیدا کنه.

46
00:02:54,166 --> 00:02:56,541
‫به نقل از خودت، عالی‌جناب

47
00:02:57,083 --> 00:03:01,833
‫"هرگز تا کارت تموم نشده
‫به یه احمق نشونش نده".

48
00:03:02,875 --> 00:03:04,333
‫چیزی که این کشور نیاز داره

49
00:03:04,833 --> 00:03:05,958
‫یه پادشاهه...

50
00:03:06,583 --> 00:03:09,208
‫که لایق چنین تاجی باشه.

51
00:03:10,291 --> 00:03:12,200
‫جد تو زهر بود.

52
00:03:12,250 --> 00:03:14,075
‫تو پادزهرش هستی.

53
00:03:14,125 --> 00:03:16,616
‫فرق بین کثافت و کود مرغوب چیه؟

54
00:03:16,666 --> 00:03:18,616
‫جوابش شمایی، عالی‌جناب.

55
00:03:18,666 --> 00:03:23,366
‫شما این قابلیت منحصر به فرد رو داری
‫تا یه چیز زهرآگین رو

56
00:03:23,416 --> 00:03:26,291
‫به یه امر الهی تبدیل کنی.

57
00:03:26,791 --> 00:03:30,083
‫حق انتخاب بین قضاوت

58
00:03:30,583 --> 00:03:31,700
‫و رحمت رو داری.

59
00:03:31,750 --> 00:03:35,200
‫یه مرد بی‌خطر، مرد کاملی نیست.

60
00:03:35,250 --> 00:03:40,791
‫یه مرد کامل، مرد خطرناکیه که
‫توانایی کنترل قضاوتش رو داره.

61
00:03:41,750 --> 00:03:45,666
‫نباید مهربانی شما رو با ضعف اشتباه بگیرن.

62
00:03:47,916 --> 00:03:49,291
‫سوال اینجاست که...

63
00:03:51,958 --> 00:03:54,583
‫آیا چالش رو قبول می‌کنی؟

64
00:03:55,583 --> 00:04:05,583
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

65
00:04:07,125 --> 00:04:08,750
‫خداوند حافظ پادشاه باشد!

66
00:04:27,000 --> 00:04:29,541
‫[میلان، ایتالیا]

67
00:04:39,250 --> 00:04:40,783
‫- ادواردو.
‫- سلام.

68
00:04:40,833 --> 00:04:41,833
‫- صبح بخیر.
‫- صبح بخیر.

69
00:04:44,166 --> 00:04:45,000
‫اسپرسو؟

70
00:04:45,583 --> 00:04:46,908
‫عه...

71
00:04:46,958 --> 00:04:49,908
‫یکی واسه منم بیار.
‫پروازت چطور بود؟

72
00:04:49,958 --> 00:04:52,533
‫خوب بود.
‫از در خونه تا فرود دو ساعت و نیم طول کشید.

73
00:04:52,583 --> 00:04:54,991
‫مشخصه تو مردی هستی که دوست داری
‫سریع جابجا بشی.

74
00:04:55,041 --> 00:04:57,158
‫خب، ممنونم که بعد از دیدار قبلی‌مون

75
00:04:57,208 --> 00:04:59,375
‫قبول کردی اینقدر زود
‫همدیگه رو ملاقات کنیم.

76
00:05:01,250 --> 00:05:02,616
‫توجه‌ام پیش توئه.

77
00:05:02,666 --> 00:05:05,158
‫می‌خوام درباره لایحه جرم‌زدایی ماری‌جوآنا صحبت کنم

78
00:05:05,208 --> 00:05:07,866
‫که الان داره توی پارلمان وست‌مینستر بررسی میشه.

79
00:05:07,916 --> 00:05:10,208
‫فکر می‌کنی که می‌تونی جلوی تصویب شدنش رو بگیری؟

80
00:05:14,250 --> 00:05:19,075
‫آه، این آنجلیکاست.
‫از سال 1996 مشاور منه.

81
00:05:19,125 --> 00:05:19,958
‫صحیح.

82
00:05:20,916 --> 00:05:22,083
‫حال شما؟

83
00:05:24,750 --> 00:05:27,291
‫بابی گلس مصممه که لایحه رو لغو کنه.

84
00:05:28,000 --> 00:05:29,791
‫به نظر من کارش اشتباهه.

85
00:05:30,583 --> 00:05:32,158
‫ببین چه اتفاقی در آمریکا افتاد.

86
00:05:32,208 --> 00:05:36,575
‫ماری‌جوآنای قانونی شده یه صنعت جدید بوجود آورد
‫که سالانه 40 میلیارد دلار درآمد داره

87
00:05:36,625 --> 00:05:39,458
‫بدون تاثیر گذاشتنش روی بازار غیرقانونی.

88
00:05:39,958 --> 00:05:42,791
‫به جای لغو کردن لایحه،
‫به نظرم بذاریم تصویب بشه و...

89
00:05:43,291 --> 00:05:47,158
‫از جایگاه منحصر بفردمون در بازار استفاده کنیم
‫تا بازار قانونی رو به دست بگیریم.

90
00:05:47,208 --> 00:05:49,791
‫هیچکس بهتر از ما
‫با این کسب و کار آشنا نیست.

91
00:05:50,416 --> 00:05:51,450
‫با تشکیلات درست،

92
00:05:51,500 --> 00:05:54,416
‫میشه کامل مهارت‌هامون در بازار غیرقانونی
‫رو منتقل کرد.

93
00:05:55,083 --> 00:05:56,866
‫بابی گلس موافق نیست؟

94
00:05:56,916 --> 00:06:01,075
‫خب، فکر می‌کنه با این کار
‫غاز تخم طلامون رو می‌کشیم.

95
00:06:01,125 --> 00:06:04,283
‫و تو فکر می‌کنی، "چرا وقتی میشه دوتا غاز داشت
‫باید به یکی قناعت کرد"؟

96
00:06:04,333 --> 00:06:05,375
‫دقیقا.

97
00:06:05,875 --> 00:06:08,783
‫ولی برای اینکه بازار قانونی رو به دست بگیرم،

98
00:06:08,833 --> 00:06:10,783
‫به سرمایه زیادی نیاز دارم

99
00:06:10,833 --> 00:06:13,491
‫که بتونم قبل از تصویب شدن لایحه در بریتانیا

100
00:06:13,541 --> 00:06:15,950
‫زیرساخت‌های قانونی رو بنا کنم.

101
00:06:16,000 --> 00:06:18,958
‫منظورت سرمایه‌ای در چه حد و اندازه‌ست؟

102
00:06:21,208 --> 00:06:23,250
‫50 تا 60 میلیون یورو.

103
00:06:23,916 --> 00:06:26,666
‫با اینقدر سرمایه،
‫سالانه پنجاه درصد از کل درآمد ناخالص رو می‌گیری.

104
00:06:27,166 --> 00:06:29,541
‫وظیفه‌ی من اینه که مطمئن بشم
‫لایحه تصویب میشه.

105
00:06:30,166 --> 00:06:32,166
‫وظیفه‌ی تو پرداخت هزینه زیرساخت‌هاست.

106
00:06:33,791 --> 00:06:36,158
‫گمون کنم مردی در جایگاه شما

107
00:06:36,208 --> 00:06:40,033
‫باید افراد بانفوذ زیادی رو بشناسه
‫که سرمایه‌دار هستن.

108
00:06:40,083 --> 00:06:43,291
‫من به مردی نیاز دارم که
‫مهارت‌های لازم رو داشته باشه.

109
00:06:43,875 --> 00:06:47,708
‫کسی که انگیزه و جاه‌طلبی داشته باشه.

110
00:06:49,125 --> 00:06:53,200
‫و داری نقشه همه اینا رو
‫بدون اجازه بابی گلس می‌ریزی؟

111
00:06:53,250 --> 00:06:56,283
‫بدون اطلاعش.
‫تا وقتی که دیگه خیلی دیر شده باشه و نتونه جلوش رو بگیره،

112
00:06:56,333 --> 00:06:58,741
‫که اون موقع دیگه می‌فهمه چقدر چیز خوبیه.

113
00:06:58,791 --> 00:07:01,991
‫اگه اجازه ندادن، بعدش طلب بخشش کن.

114
00:07:02,041 --> 00:07:05,291
‫با اینقدر پولی که قراره در بیاریم
‫میشه بخشش زیادی خرید، آقای مورتی.

115
00:07:06,333 --> 00:07:09,116
‫من 50 درصد از سودم رو با بابی گلس سهیم می‌شم.

116
00:07:09,166 --> 00:07:11,291
‫اون نگرانی منه، نه شما.

117
00:07:12,208 --> 00:07:14,200
‫من وقت می‌خوام که بهش فکر کنم.

118
00:07:14,250 --> 00:07:17,450
‫تو باید اون لایحه رو به تصویب برسونی، ادی.

119
00:07:17,500 --> 00:07:18,458
‫البته.

120
00:07:19,125 --> 00:07:20,125
‫ممنون.

121
00:07:26,000 --> 00:07:27,916
‫آه، به شیوه انگلیسی.

122
00:07:31,583 --> 00:07:32,875
‫قبل از اینکه بری،

123
00:07:33,666 --> 00:07:35,450
‫باید یه لطفی ازت بخوام.

124
00:07:35,500 --> 00:07:38,416
‫چندتا از شریک‌هامون از خاورِ دور،

125
00:07:39,000 --> 00:07:41,075
‫با یه مشکلی در لندن نیاز به کمک دارن.

126
00:07:41,125 --> 00:07:42,791
‫خب، چه جور مشکلی؟

127
00:07:43,375 --> 00:07:45,333
‫مشکلی که باید حل بشه.

128
00:07:47,291 --> 00:07:49,750
‫در رابطه با مردی به اسم آقای تاکاشی هست.

129
00:07:51,041 --> 00:07:52,658
‫بعدا جزئیات رو بهت میگم.

130
00:07:52,708 --> 00:07:55,666
‫ممنون می‌شم همکاری کنی، ادی.

131
00:07:58,083 --> 00:07:59,875
‫برای نشون دادن حسن نیت،

132
00:08:01,041 --> 00:08:02,416
‫با کمال میل قبولت می‌کنم.

133
00:08:15,250 --> 00:08:18,158
‫دقیقا یه شبگردی با لرد هاثورن
‫شامل چه چیزهایی میشه؟

134
00:08:18,208 --> 00:08:20,575
‫جزئیات دقیق اینکه یه شبگردی در شب
‫شامل چه چیزهایی میشه

135
00:08:20,625 --> 00:08:22,450
‫تفسیرپذیر هست.

136
00:08:22,500 --> 00:08:24,700
‫قطعا انتظار یه غذا رو داری.

137
00:08:24,750 --> 00:08:28,825
‫بعدش ممکنه انتظار رفتن به مکان دیگه‌ای رو داشته باشی.
‫کافه‌ای جایی.

138
00:08:28,875 --> 00:08:32,283
‫ولی مهم‌تر از تعداد مکان‌هایی که ممکنه بری

139
00:08:32,333 --> 00:08:34,491
‫روحیه‌ای هست که امشب به خودت می‌گیری،

140
00:08:34,541 --> 00:08:37,658
‫که مشخص می‌کنه یه شبگردی در شهر
در نظر گرفته میشه،

141
00:08:37,708 --> 00:08:39,366
‫یا اینکه صرفا دوتا مرد دارن نوشیدنی می‌خورن.

142
00:08:39,416 --> 00:08:41,041
‫مشکوک می‌زنه، خواهر عزیزم.

143
00:08:41,541 --> 00:08:43,866
‫این روحیه‌ای که سعی داری توصیف کنی

144
00:08:43,916 --> 00:08:45,283
‫رو دقیق شرح بده.

145
00:08:45,333 --> 00:08:47,783
‫شاد. شنگول.

146
00:08:47,833 --> 00:08:49,450
‫پسرخاله‌طور رفتار کنی.
‫صبر کن.

147
00:08:49,500 --> 00:08:51,908
‫قبل از اینکه شلوارت رو خراب کنی،
‫منظورم معنی قدیمی کلمه‌ست.

148
00:08:51,958 --> 00:08:54,491
‫میشه بهم یادآوری کنی که چرا
‫من باید این کارو انجام بدم؟

149
00:08:54,541 --> 00:08:56,408
‫تو ذاتا کاریزماتیک هستی، جک.

150
00:08:56,458 --> 00:08:58,491
‫و لرد هاثورن تنها شخصیه که می‌تونه

151
00:08:58,541 --> 00:09:00,283
‫دوک رو وارد مجلس اعیان کنه،

152
00:09:00,333 --> 00:09:02,783
‫که برای نقشه بابا
‫واسه لغو کردن لایحه ضروریه.

153
00:09:02,833 --> 00:09:05,241
‫با این تفاصیل، جناب لرد بهم اطمینان داد...

154
00:09:05,291 --> 00:09:08,700
‫که قصد نداره مجبورت کنه کاری رو انجام بدی
‫که باهاش راحت نیستی.

155
00:09:08,750 --> 00:09:10,000
‫صرفا قراره باهم غذا بخورین.

156
00:09:10,583 --> 00:09:14,500
‫ولی اگه خواستی زیادی پسرخاله بشی،
‫مطمئنم خوشحال میشه.

157
00:09:15,250 --> 00:09:17,250
‫از کجا معلوم.
‫شاید بهت خوش گذشت.

158
00:09:21,125 --> 00:09:23,491
‫من همیشه از بی‌مهرگان خوراکی...

159
00:09:23,541 --> 00:09:26,833
‫لذت زیادی بردم.

160
00:09:28,708 --> 00:09:30,166
‫یخ خرد شده.

161
00:09:31,416 --> 00:09:33,000
‫گنج درخشانی

162
00:09:33,625 --> 00:09:36,200
‫که روی صدفی آهکی سرو میشه.

163
00:09:36,250 --> 00:09:39,366
‫احساس لغزنده‌ای که موقع پایین رفتن از گلوت
‫بهت دست میده.

164
00:09:39,416 --> 00:09:44,325
‫تو می‌جوئیش یا ترجیح میدی قورتش بدی؟

165
00:09:44,375 --> 00:09:45,866
‫خب، به صدف‌ها بستگی داره.

166
00:09:45,916 --> 00:09:48,700
‫وقتی اینقدر تازه باشن،
‫باید یه خرده بجوئیشون.

167
00:09:48,750 --> 00:09:49,750
‫مطمئن بشی مرده باشن.

168
00:09:50,375 --> 00:09:54,750
‫اوه. شگفت‌انگیزه که چطور
‫حتی در چنین فضای بافرهنگی...

169
00:09:55,250 --> 00:09:57,291
‫غرایز حیوانی خودشون رو نشون میدن.

170
00:09:59,291 --> 00:10:00,958
‫یه چیزی رو بهم بگو، جک.

171
00:10:01,875 --> 00:10:05,450
‫اگه قرار بود یه حیوان باشی،
‫کدوم حیوان می‌شدی؟

172
00:10:05,500 --> 00:10:08,075
‫خب، بابا همیشه میگه که
‫من مثل یه سگ مبارزه می‌کنم.

173
00:10:08,125 --> 00:10:10,200
‫ولی به نظرم یه تعریفه.

174
00:10:10,250 --> 00:10:14,083
‫اوه، تو در زنجیره غذایی
‫خیلی بالاتر از اینی.

175
00:10:16,750 --> 00:10:18,583
‫شاید یه شیر.

176
00:10:19,500 --> 00:10:21,083
‫یا شایدم ولورین.

177
00:10:25,458 --> 00:10:27,950
‫من همیشه خودم رو یه روباه می‌دونستم.

178
00:10:28,000 --> 00:10:31,083
‫آخه من زیرک و مکارم.

179
00:10:32,000 --> 00:10:34,041
‫و پشمالو هم هستم.

180
00:10:35,541 --> 00:10:36,541
‫گوش کن، ریچارد.

181
00:10:37,041 --> 00:10:38,950
‫من مشکلی با این حرفا ندارم،

182
00:10:39,000 --> 00:10:40,991
‫ولی قرار نیست زیردست کسی بشم.

183
00:10:41,041 --> 00:10:44,075
‫اوه، جک، جک، جک.

184
00:10:44,125 --> 00:10:46,958
‫به نظرم تو کاملا اشتباه برداشت کردی.

185
00:10:47,833 --> 00:10:48,908
‫من...

186
00:10:48,958 --> 00:10:50,450
‫مشکلی با بازی کردن این بازی ندارم

187
00:10:50,500 --> 00:10:52,783
‫و اگه خوشحال میشی،
‫یکمم باهات راه میام.

188
00:10:52,833 --> 00:10:56,283
‫ولی کارگرن؟
‫عمرا .

189
00:10:56,333 --> 00:11:00,333
‫نه اینکه مشکلی باهاش داشته باشم.
‫فقط خوشم نمیاد، همین.

190
00:11:02,708 --> 00:11:04,583
‫از چی خوشت میاد؟

191
00:11:06,958 --> 00:11:10,416
‫چیزهای معمولی.

192
00:11:10,958 --> 00:11:12,291
‫کلا اهل این چیزهام.

193
00:11:12,875 --> 00:11:13,750
‫هوم.

194
00:11:16,875 --> 00:11:19,408
در بین این چیزهای معمولی
مورد به خصوصی مد نظر داری؟

195
00:11:19,458 --> 00:11:21,916
‫قضیه اینه که، من آدم ایرادگیری‌ام.

196
00:11:22,416 --> 00:11:25,700
‫مشکل اینجاست که غرورم زیاده.

197
00:11:25,750 --> 00:11:28,208
‫هوم. مثلا چقدره؟

198
00:11:28,708 --> 00:11:31,375
‫نمی‌خوام خودنمایی کنم،
‫ولی...

199
00:11:32,083 --> 00:11:35,416
.چنان غرورم زیاده که خودمم شوکه شدم

200
00:11:37,666 --> 00:11:39,500
‫تو منو کنجکاو خودت کردی، جک.

201
00:11:40,333 --> 00:11:42,125
‫دوست دارم یکم بهتر بشناسمت.

202
00:11:42,791 --> 00:11:46,708
‫با خودم گفتم شاید بتونیم بعد از شام
‫به یه مهمونی بریم.

203
00:11:47,250 --> 00:11:49,708
‫پیش آدم‌هایی که به نظرم خوشت میاد.

204
00:11:52,666 --> 00:11:54,125
‫خیلی‌خب، عالی‌جناب.

205
00:11:54,625 --> 00:11:58,000
‫من تا یک ساعت دیگه در اختیارت هستم...
‫کم و بیش.

206
00:12:07,250 --> 00:12:08,491
‫عمارت هالستید، بفرمایید.

207
00:12:08,541 --> 00:12:10,825
‫سلام.
‫میشه لطفا با جناب دوک صحبت کنم؟

208
00:12:10,875 --> 00:12:12,616
‫بگم کی تماس گرفته؟

209
00:12:12,666 --> 00:12:15,541
‫اوه، لرولد.
‫به این زودی فراموشم کردی؟

210
00:12:16,208 --> 00:12:19,616
‫خیلی ببخشید، ارباب فردریک.
‫صداتون رو به جا نیاوردم.

211
00:12:19,666 --> 00:12:22,491
‫اشکال نداره، کهنه رفیق.
‫من مدتیه که نبودم.

212
00:12:22,541 --> 00:12:26,533
‫- خواهرتون می‌خوان باهاتون صحبت کنن، قربان.
‫- نه، نه، نمی‌خوام...

213
00:12:26,583 --> 00:12:27,575
‫فردوارد؟

214
00:12:27,625 --> 00:12:29,991
‫- چارلز.
‫- چه عجب.

215
00:12:30,041 --> 00:12:33,783
‫دیگه داشتم فکر می‌کردم که غزل خداحافظی رو خوندی.

216
00:12:33,833 --> 00:12:36,825
‫"غزل خداحافظی" رو خوب اومدی، چاکلز.

217
00:12:36,875 --> 00:12:38,291
‫باشه. خب...

218
00:12:39,083 --> 00:12:40,533
‫چطوری؟ حالت خوبه؟

219
00:12:40,583 --> 00:12:42,450
‫یه خرده خسته و ضعیفم.

220
00:12:42,500 --> 00:12:45,825
‫ولی خب، کرم ابریشم فروتن هم همینطور بود
‫و ببین به کجا رسید.

221
00:12:45,875 --> 00:12:47,208
‫کِی میای خونه؟

222
00:12:47,958 --> 00:12:51,408
‫اوه، بستگی داره.
‫واسه همین هم امیدوار بودم با ادی حرف بزنم.

223
00:12:51,458 --> 00:12:55,000
‫باشه.
‫خب، حداقل میشه بیایم ببینیمت یا...؟

224
00:12:56,750 --> 00:12:58,000
‫هوم، شاید.

225
00:12:58,500 --> 00:13:01,700
‫باشه. خب...
‫خب، چطوره فردا با مامانی بیایم؟

226
00:13:01,750 --> 00:13:05,208
‫باید بهت هشدار بدم، شارلوت
‫من یه خرده فرق کردم.

227
00:13:05,833 --> 00:13:09,658
‫از لحاظ استعاری میگم.
‫منظورم این نیست که دست و پای اضافه در آوردم.

228
00:13:09,708 --> 00:13:11,291
‫باشه.

229
00:13:11,791 --> 00:13:15,541
‫- خب، پس می‌بینیمت.
‫- هوم، امیدوارم.

230
00:13:16,958 --> 00:13:18,866
‫نمیشه گفت به صداش می‌خورد عالی باشه،

231
00:13:18,916 --> 00:13:21,666
‫ولی به نظر ناراحت یا اینطوری نمیومد.

232
00:13:22,500 --> 00:13:24,000
‫توصیفش سخته.

233
00:13:25,083 --> 00:13:27,625
‫هم‌معنی "بهترین نیست"،
‫شش حرفی.

234
00:13:28,125 --> 00:13:29,741
‫هوم. ستون دوم.

235
00:13:29,791 --> 00:13:33,166
‫اگه آماده برقراری ارتباط باشه،
‫پس مشخصه که نشونه خوبیه.

236
00:13:33,666 --> 00:13:34,950
‫ولی نباید عجله کنیم.

237
00:13:35,000 --> 00:13:36,791
‫- هوم.
‫- کاملا درسته.

238
00:13:37,291 --> 00:13:40,158
‫دوباره یه جرعه نوشیدنی بخوره،
‫برمی‌گرده سر خونه‌ی اولش.

239
00:13:40,208 --> 00:13:43,033
‫فردی اصلا اونقدرهام اعتیاد نداشت، ننی.

240
00:13:43,083 --> 00:13:44,325
‫اون کور شد، مامان.

241
00:13:44,375 --> 00:13:48,458
‫عزیزم، کور نشد.
‫فقط شنیده بود که چشمش غژغژ کرده.

242
00:13:49,791 --> 00:13:51,325
‫چطور چشم آدم غژغژ می‌کنه؟

243
00:13:51,375 --> 00:13:54,741
‫میشه گفت آدم باید اونقدر زیاد کوکائین بزنه
‫که اینطوری بشه.

244
00:13:54,791 --> 00:13:57,616
‫- شاید بتونیم با خودمون برش گردونیم خونه.
‫- نه، چاکلز.

245
00:13:57,666 --> 00:13:59,741
‫حالا چون به خودش جرات داد ارتباط برقرار کنه،

246
00:13:59,791 --> 00:14:00,950
‫دلیل نمیشه که فردی آماده باشه.

247
00:14:01,000 --> 00:14:03,866
‫بیا چیزی که داره جواب میده
‫رو خراب نکنیم.

248
00:14:03,916 --> 00:14:05,908
‫"یه هیولای دریایی رو مسلح می‌کنه".

249
00:14:05,958 --> 00:14:09,866
‫عزیزم، شاید بهتره باهام بیای.
‫به نظرم فردی خیلی دوست داره ببینت.

250
00:14:09,916 --> 00:14:10,908
‫با "ت" شروع میشه.

251
00:14:10,958 --> 00:14:12,408
‫اگه می‌تونستم میومدم، مادر.

252
00:14:12,458 --> 00:14:15,125
‫ولی همونطور که می‌دونی،
‫فعلا یکم سرم شلوغه.

253
00:14:16,000 --> 00:14:18,041
‫- ببخشید.
‫- نُه حرفی.

254
00:14:18,666 --> 00:14:19,833
‫شاخک.

255
00:14:20,541 --> 00:14:21,541
‫ممنون، عزیزم.

256
00:14:23,666 --> 00:14:26,866
‫پس مورتی دقیقا چه لطفی ازت می‌خواد؟

257
00:14:26,916 --> 00:14:29,991
‫دنبال یه حسابدار می‌گردن
‫که تو کارهای حسابداریش

258
00:14:30,041 --> 00:14:31,083
‫یه خرده زیادی خلاق بوده.

259
00:14:31,583 --> 00:14:33,283
‫آدرس وکیلش رو گیر آوردن،

260
00:14:33,333 --> 00:14:36,158
‫که اون می‌دونه در برنامه حفاظت از شاهد
‫کجا نگهش داشتن.

261
00:14:36,208 --> 00:14:38,166
‫و وقتی حسابدار رو پیدا کردیم چی؟

262
00:14:39,041 --> 00:14:39,875
‫خب،

263
00:14:41,000 --> 00:14:42,583
‫اجازه می‌دیم کاری که لازم می‌دونن
‫رو انجام بدن.

264
00:14:43,583 --> 00:14:46,200
‫کار تو اینه که آدم‌شون،
‫آقای تاکاشی رو...

265
00:14:46,250 --> 00:14:49,166
‫از نقطه الف به نقطه ب ببری
‫و بعدش به نقطه پ.

266
00:14:49,666 --> 00:14:51,158
‫لازم نیست ما دستمون رو کثیف کنیم.

267
00:14:51,208 --> 00:14:54,866
‫با توجه به تخصص افراد خانم گلس

268
00:14:54,916 --> 00:14:55,916
‫بهتر نیست این کار رو به اونا بسپاریم؟

269
00:14:57,125 --> 00:15:00,375
‫هوم.
‫این یکی یه خرده مخفیانه‌ست.

270
00:15:02,583 --> 00:15:03,666
‫متوجه شدم، قربان.

271
00:15:04,625 --> 00:15:08,166
‫اگه با این کار راحت نیستی، جفری
‫کاملا درک می‌کنم.

272
00:15:09,875 --> 00:15:11,083
‫به هیچ‌وجه، قربان.

273
00:15:11,833 --> 00:15:13,666
‫من هرکاری برای شما و این خانواده می‌کنم.

274
00:15:16,125 --> 00:15:18,583
‫آفرین پسر خوب، وینستون.
‫باریکلا پسر. باریکلا.

275
00:15:20,916 --> 00:15:22,333
‫آقای تاکاشی؟

276
00:15:26,125 --> 00:15:27,583
‫پس اینو بله در نظر می‌گیرم.

277
00:15:28,875 --> 00:15:30,083
‫میشه چمدونت رو بگیرم؟

278
00:15:30,666 --> 00:15:32,208
‫که بذارمش توی لندروور؟

279
00:15:33,833 --> 00:15:34,666
‫آره.

280
00:15:41,333 --> 00:15:42,791
‫من جفری سیکامب هستم.

281
00:15:43,833 --> 00:15:45,166
‫قراره راننده‌ات باشم.

282
00:15:45,875 --> 00:15:47,083
‫مقصد؟

283
00:15:48,666 --> 00:15:49,916
‫کجا قراره بریم؟

284
00:15:55,375 --> 00:15:57,158
‫لینکلنز این فیلدز.

285
00:15:57,208 --> 00:15:58,750
‫[برو به دفتر وکیل در لینکلنز این فیلدز]

286
00:16:05,541 --> 00:16:07,708
‫لعنتی، قراره روز طولانی‌ای باشه.

287
00:16:21,666 --> 00:16:25,666
‫خب، آدم‌ها تو مهمونی‌های لرد هاثورن چیکار می‌کنن؟

288
00:16:27,208 --> 00:16:28,825
‫خیلی امروزیه، بابا.

289
00:16:28,875 --> 00:16:30,666
‫- تو خوشت نمیاد.
‫- درسته.

290
00:16:31,583 --> 00:16:33,408
‫چی می‌خواست؟
‫باهاش بگردی؟

291
00:16:33,458 --> 00:16:34,291
‫آره.

292
00:16:34,791 --> 00:16:36,241
‫حالا گشتی؟

293
00:16:36,291 --> 00:16:38,533
‫اگه با یکم گشتن حل می‌شد

294
00:16:38,583 --> 00:16:39,658
‫قبول می‌کردم.

295
00:16:39,708 --> 00:16:41,991
‫ولی نگران چیز دیگه‌ای بودم.

296
00:16:42,041 --> 00:16:44,408
‫خوشحالم که می‌بینم
‫هنوز به اصول خودت پایبندی.

297
00:16:44,458 --> 00:16:46,616
‫به خاطر همین، میگه که شرایط معامله انجام نشده.

298
00:16:46,666 --> 00:16:48,991
‫خب، انجام شده.
‫اون رفت بیرون.

299
00:16:49,041 --> 00:16:51,866
‫- نه، میگه متعهد نبوده.
‫- مگه به بیرون رفتن متعهد نبودی؟

300
00:16:51,916 --> 00:16:54,033
‫به بیرون رفتن متعهد بودم،
‫ولی به داخل رفتن نه.

301
00:16:54,083 --> 00:16:55,366
‫من دیگه حرفی ندارم.

302
00:16:55,416 --> 00:16:59,991
‫در نتیجه لرد هاثورن خواسته که برای جبران
‫مقدار پول رو افزایش بدیم.

303
00:17:00,041 --> 00:17:02,241
‫و با توجه به کمبود وقت...

304
00:17:02,291 --> 00:17:04,491
‫فکر می‌کنیم بهتره چیزی که می‌خواد رو بهش بدیم.

305
00:17:04,541 --> 00:17:06,075
‫کدوم کمبود وقت؟

306
00:17:06,125 --> 00:17:09,408
‫بابی، رأی‌گیری برای تعیین اینکه
‫چه کسی عضو مجلس اعیان جدید باشه...

307
00:17:09,458 --> 00:17:10,533
‫آخر همین هفته‌ست.

308
00:17:10,583 --> 00:17:12,866
‫با کمک لرد هاثورن،
‫منو وارد مجلس اعیان می‌کنیم

309
00:17:12,916 --> 00:17:16,208
‫که اونجا کنترل لایحه جرم‌زدایی ماری‌جوآنا
‫دست من می‌افته.

310
00:17:18,500 --> 00:17:19,625
‫چقدر خواسته؟

311
00:17:20,125 --> 00:17:21,250
‫150 هزارتا.

312
00:17:22,125 --> 00:17:23,250
‫این...

313
00:17:23,791 --> 00:17:25,833
‫پنج برابر مبلغ اولیه‌ست.

314
00:17:26,333 --> 00:17:29,750
‫ما باید اصول‌مون رو به خاطر داشته باشیم.

315
00:17:30,375 --> 00:17:34,325
‫جک کاری که باید می‌کرد رو کرد.
‫جک به وظایفش عمل کرد.

316
00:17:34,375 --> 00:17:36,875
‫ببین، 150تا سر این قضیه هیچی نیست.

317
00:17:37,375 --> 00:17:39,166
‫ممکن بود 2 میلیون بهش بدیم.

318
00:17:39,916 --> 00:17:43,000
‫- بیا اجازه ندیم که اصول سر راه این معامله قرار بگیره.
‫- بله؟

319
00:17:44,875 --> 00:17:46,625
‫می‌خوای دوباره بگی؟

320
00:17:49,125 --> 00:17:51,458
‫- فکر کنم شنیدی چی گفتم، بابی.
‫- آره، شنیدم.

321
00:17:51,958 --> 00:17:54,116
‫و این حرفت منو آزار میده.

322
00:17:54,166 --> 00:17:57,366
‫آخه ببین، ما با اصولمون بازی نمی‌کنیم.

323
00:17:57,416 --> 00:18:00,325
‫این آدم‌ها نمی‌دونن با کی طرفن.

324
00:18:00,375 --> 00:18:03,408
‫بنابراین مبلغی که توافق کرده بودیم
‫رو بهشون می‌دیم.

325
00:18:03,458 --> 00:18:07,158
‫حالا، برو یه اسلحه روی میز جلوشون بذار

326
00:18:07,208 --> 00:18:09,541
‫و ببین چطور وا میدن.

327
00:18:12,125 --> 00:18:15,541
‫اگه هم کمک خواستی، خبرم کن.

328
00:18:24,583 --> 00:18:27,875
‫من دیگه یه قرون هم به اون یارو اشراف‌زاده نمیدم.

329
00:18:29,458 --> 00:18:30,833
‫کلیدها، لطفا.

330
00:18:32,583 --> 00:18:33,783
‫میرم ماشین رو بیارم.

331
00:18:33,833 --> 00:18:36,325
‫چطوره از صندوق اضطراری
‫پول لرد هاثورن رو بدیم؟

332
00:18:36,375 --> 00:18:38,241
‫اگه بابا بفهمه خوشش نمیاد.

333
00:18:38,291 --> 00:18:41,575
‫اگه بفهمه.
‫تا زمانی که تصمیم بگیریم بهش بگیم، لازم نیست بدونه.

334
00:18:41,625 --> 00:18:43,283
‫که اون موقع به خاطر ابتکار عمل‌مون
‫ازمون تشکر می‌کنه.

335
00:18:43,333 --> 00:18:44,866
‫خودتم مثل من خوب می‌دونی،

336
00:18:44,916 --> 00:18:47,825
‫که اگه سر هر چیزی بدون اطلاعش کاری انجام بدیم،
‫روی خوشی نشون نمیده.

337
00:18:47,875 --> 00:18:49,283
‫اگه بفهمه، سو.

338
00:18:49,333 --> 00:18:52,116
‫امروز فاز شیطنت‌آمیزی گرفتی، ادوارد.

339
00:18:52,166 --> 00:18:54,708
‫خب، فقط سعی دارم راه‌حلی برای مشکل پیدا کنم.

340
00:18:55,416 --> 00:18:56,750
‫چطوره با همدیگه باهاش حرف بزنیم؟

341
00:18:58,875 --> 00:19:00,741
‫مگه اینکه کاری داشته باشی.

342
00:19:00,791 --> 00:19:02,158
‫نه، جفه.

343
00:19:02,208 --> 00:19:03,333
‫نذار من مزاحمت بشم.

344
00:19:04,500 --> 00:19:06,416
‫کارش با مسئولیت جدیدش چطوره؟
‫- [مشکلی با وکیل پیش اومده]
‫- [کمک نیاز داری؟]

345
00:19:06,458 --> 00:19:08,325
‫حتما دو نقش داشتن براش سخته.
‫[بله، لطفا]

346
00:19:08,375 --> 00:19:11,408
‫بیا فقط بگیم که آدم خیلی توانایی هست.

347
00:19:11,458 --> 00:19:14,616
‫ببین، شاید بهتر باشه این کارو تنهایی انجام بدی.

348
00:19:14,666 --> 00:19:16,450
‫اگه قرار باشه لرد هاثورن رو زور کنیم،

349
00:19:16,500 --> 00:19:19,408
‫شاید جلوی یه زن بهتر واکنش نشون بده.

350
00:19:19,458 --> 00:19:21,616
‫مشتی آهنین با دستکش بریونی.

351
00:19:21,666 --> 00:19:23,450
‫که اینطوری تو هم وقت می‌کنی

352
00:19:23,500 --> 00:19:26,875
‫تا مشکل پنهانیت رو
‫با شکاربان توانات حل کنی.

353
00:19:27,541 --> 00:19:28,375
‫دقیقا.

354
00:19:29,958 --> 00:19:30,791
‫خدافظ.

355
00:19:32,916 --> 00:19:36,741
‫خیلی‌خب. جک، اگه قراره تو رانندگی کنی،
‫یادت باشه که ماشینه، نه موشک.

356
00:19:36,791 --> 00:19:39,250
‫جات پیش من امنه، خواهر عزیزم.
‫کمربندت رو ببند.

357
00:19:42,375 --> 00:19:43,291
‫جک!

358
00:19:46,458 --> 00:19:48,325
‫چه کیف قشنگی.

359
00:19:48,375 --> 00:19:51,491
‫می‌بینم که علاقه‌ زیادی به چاپلوسی داری، خانم گلس.

360
00:19:51,541 --> 00:19:54,575
‫با وجود کیف شیک شنل،

361
00:19:54,625 --> 00:19:58,783
‫من نه گول می‌خورم، نه می‌ترسم،
‫نه تهدید می‌شم.

362
00:19:58,833 --> 00:20:00,325
‫من تهدیدت نمی‌کنم.

363
00:20:00,375 --> 00:20:03,291
‫صرفا دارم موقعیت رو در چارچوب خودش قرار میدم.

364
00:20:04,000 --> 00:20:06,283
‫دوست دارم با ادی حرف بزنم.
‫اون کجاست؟

365
00:20:06,333 --> 00:20:08,075
‫- سرش شلوغه.
‫- مشغول چه کاریه؟

366
00:20:08,125 --> 00:20:12,158
‫شکار، ماهیگیری، شمردن تعداد کبوترهای توی کبوتر خانه‌اش.
‫چه می‌دونم.

367
00:20:12,208 --> 00:20:16,075
‫30 هزارتا به علاوه یه شبگردی با برادرم در شهر
‫توافق ما بود.

368
00:20:16,125 --> 00:20:18,908
‫حالا متوجه‌ام که با وجود تمام تلاش‌هاش،

369
00:20:18,958 --> 00:20:21,866
‫جک کاری که تو حس می‌کنی لازم بود
‫رو انجام نداد.

370
00:20:21,916 --> 00:20:24,533
‫اگه نتونی بگی مشکل چی بوده،
‫دیگه حرفی نمی‌مونه.

371
00:20:24,583 --> 00:20:25,583
‫اون...

372
00:20:26,541 --> 00:20:28,116
‫به شبمون متعهد نبود.

373
00:20:28,166 --> 00:20:29,575
‫اون برده کسی نمیشه، عالی‌جناب.

374
00:20:29,625 --> 00:20:34,366
‫البته که شما هم همینطور.
‫هرگز قرار نبود جک چنین کاری کنه.

375
00:20:34,416 --> 00:20:36,541
‫منم همچین چیزی رو نخواستم.

376
00:20:37,041 --> 00:20:39,825
‫من یه شبگردی در شهر می‌خواستم،

377
00:20:39,875 --> 00:20:42,533
‫که همونطور که توضیح دادم
‫نتونست پاش وایسه.

378
00:20:42,583 --> 00:20:45,575
‫تا حالا توی این کره خاکی
‫هیچکس به اندازه برادر من جک

379
00:20:45,625 --> 00:20:46,825
‫آدمی وجود نداشته که برعکس خواسته‌های شما باشه.

380
00:20:46,875 --> 00:20:48,533
‫اون مثل یه سگ نر وحشی می‌مونه.

381
00:20:48,583 --> 00:20:51,450
‫که از سر تا پاش بوی مردونگی میده.

382
00:20:51,500 --> 00:20:54,450
‫حالا اگه می‌خوای یکی با این خواسته‌هات موافقت کنه،

383
00:20:54,500 --> 00:20:57,533
‫توصیه می‌کنم چشم‌هات رو ببندی
‫و تصورش رو بکنی.

384
00:20:57,583 --> 00:20:59,283
‫اوه، این چیزی نیست که می‌خوام، عزیز جان.

385
00:20:59,333 --> 00:21:01,200
‫من دیگه حرفی ندارم.

386
00:21:01,250 --> 00:21:04,200
‫بهت میگم چیکار می‌کنم.
‫با اون کیف شیک که 30 هزار پوند

387
00:21:04,250 --> 00:21:07,783
‫پول نقد توشه تنهات می‌ذارم
‫تا بتونی هرچقدر از چیزی که می‌خوای رو بخری.

388
00:21:07,833 --> 00:21:10,416
‫و می‌تونی به گزینه‌هات هم فکر کنی.
‫فردا حرف می‌زنیم.

389
00:21:26,458 --> 00:21:27,491
‫جفری.

390
00:21:27,541 --> 00:21:29,158
‫ببخشید مزاحم‌تون شدم، عالی‌جناب.

391
00:21:29,208 --> 00:21:31,408
‫همونطور که گفته بودین
‫با وکیل صحبت کردیم.

392
00:21:31,458 --> 00:21:32,783
‫آدرس حسابدار رو گرفتین؟

393
00:21:32,833 --> 00:21:34,166
‫بیشتر از یک ساعت پیش.

394
00:21:34,666 --> 00:21:38,658
‫ولی به نظر میاد که دوست ژاپنی‌مون
‫اشتیاق زیادی داره.

395
00:21:38,708 --> 00:21:40,325
‫حرفت رو رک بزن، جفری.

396
00:21:40,375 --> 00:21:43,250
‫ما چیزی که به خاطرش اومدیم رو گرفتیم،
‫ولی هنوز داره بیچاره رو شکنجه می‌کنه.

397
00:21:48,458 --> 00:21:52,416
‫ما آدرس حسابدار رو گرفتیم.
‫خودم می‌برمت پیشش. بریم.

398
00:21:56,875 --> 00:21:59,408
‫کارم هنوز تموم نشده.

399
00:21:59,458 --> 00:22:01,083
‫نه، کارمون تموم شده.

400
00:22:02,333 --> 00:22:03,291
‫راه بیفت.

401
00:22:05,666 --> 00:22:08,333
‫کارم هنوز تموم نشده.

402
00:22:10,083 --> 00:22:12,033
‫کار تموم شد.

403
00:22:12,083 --> 00:22:14,250
‫این کار ما نیست.

404
00:22:17,458 --> 00:22:18,791
‫کار تموم شد.

405
00:22:21,708 --> 00:22:22,541
‫خوبه.

406
00:22:31,333 --> 00:22:32,166
‫لعنتی.

407
00:22:33,166 --> 00:22:34,500
‫این یه مشکله، جفری.

408
00:22:37,583 --> 00:22:41,533
‫ادی، اوضاع با آشنای مشترک‌مون
‫چطور پیش میره؟

409
00:22:41,583 --> 00:22:43,625
‫عه، بخوام خیلی ملایم بگم...

410
00:22:44,458 --> 00:22:46,741
‫شیوه کاریش یه خرده زیادی تنده.

411
00:22:46,791 --> 00:22:49,491
‫- بله، ولی آدرس رو گرفتین؟
‫- آره، آدرس رو گرفتیم.

412
00:22:49,541 --> 00:22:52,166
‫حسابدار یه خونه در کسل کومب اجاره کرده.

413
00:22:52,750 --> 00:22:55,416
‫بذار یه چیزی رو کاملا واضح بگم.

414
00:22:55,916 --> 00:22:58,116
‫هدف ما یه هیولاست.

415
00:22:58,166 --> 00:23:00,533
‫ضروریه که این حسابدار ناپدید بشه.

416
00:23:00,583 --> 00:23:01,958
‫توافق ما سر یه جسد بود.

417
00:23:02,000 --> 00:23:08,908
‫همین الانش هم یه جسد روی دستمونه.
‫بله، اگه روش‌های کاری دوست ژاپنی‌مون
‫به نظر کمی تند میاد،

418
00:23:08,958 --> 00:23:10,825
‫دلیل خوبی داره.

419
00:23:10,875 --> 00:23:11,958
‫باشه؟

420
00:23:13,791 --> 00:23:14,875
‫پس بگو ببینم،

421
00:23:16,000 --> 00:23:17,750
‫مشکل داره یا نه؟

422
00:23:18,375 --> 00:23:19,541
‫بله یا نه؟

423
00:23:23,041 --> 00:23:24,166
‫مشکلی نیست.

424
00:23:24,875 --> 00:23:25,950
‫خیلی ممنون، ادواردو.

425
00:23:26,000 --> 00:23:27,000
‫خواهش می‌کنم.

426
00:23:30,958 --> 00:23:31,875
‫بریم.

427
00:23:42,958 --> 00:23:45,366
‫اون روز رو یادته که من و جک
‫اون دوچرخه‌های کوهستانی رو دزدیدیم؟

428
00:23:45,416 --> 00:23:48,741
‫اون پسرهای اهل ایسلینگتون
‫با لباس‌های شیک،

429
00:23:48,791 --> 00:23:50,950
‫و هیکل فوق عضلانی اومدن،
‫همه‌جور تهدیدی می‌کردن،

430
00:23:51,000 --> 00:23:54,825
‫و بعد تو، سوزی گلس،
‫پدرشون رو در آوردی، مگه نه؟

431
00:23:54,875 --> 00:23:57,625
‫ممکنه باهاشون چشم تو چشم شده باشم.
‫ولی جربزه نداشتن.

432
00:23:58,208 --> 00:24:00,575
‫بهای غم‌انگیز استروئید استفاده کردن همینه.

433
00:24:00,625 --> 00:24:01,825
‫بعدش بهت علاقه پیدا کردم.

434
00:24:01,875 --> 00:24:05,533
‫چون جلوی چندتا نوجوون استروئیدزن وایسادم؟
‫گمشو، جو.

435
00:24:05,583 --> 00:24:08,075
‫نه. نه، معلومه که قبلش هم بهت علاقه داشتم.

436
00:24:08,125 --> 00:24:09,908
‫تو خوشگل بودی.

437
00:24:09,958 --> 00:24:10,833
‫هنوزم هستی.

438
00:24:11,416 --> 00:24:13,908
‫نه، به خاطر این بود که هیچ شیطنتی
‫توی کَتت نمی‌رفت.

439
00:24:13,958 --> 00:24:15,283
‫هنوزم نمیره.

440
00:24:15,333 --> 00:24:18,450
‫پس دقیقا این رابطه‌ی بین تو و دوک چیه؟

441
00:24:18,500 --> 00:24:19,491
‫رابطه کاری.

442
00:24:19,541 --> 00:24:21,658
‫ترکیب سازگاریه، موافق نیستی؟

443
00:24:21,708 --> 00:24:24,075
‫تو و عالی‌جناب؟

444
00:24:24,125 --> 00:24:25,616
‫این یه پارادوکسه، جو.

445
00:24:25,666 --> 00:24:27,283
‫پارادوکس با کنایه نسبت داره.

446
00:24:27,333 --> 00:24:29,950
‫کنایه‌ هم با تناقض تاثیر متقابل داره.

447
00:24:30,000 --> 00:24:31,450
‫واقعا می‌خوای این بازی رو باهام بکنی؟

448
00:24:31,500 --> 00:24:33,708
‫من هر بازی‌ای که تو بخوای می‌کنم،
‫سوزی گلس.

449
00:24:36,041 --> 00:24:37,116
‫ممنون، جو.

450
00:24:37,166 --> 00:24:41,158
‫نخود هر آشی می‌شی، تو همه‌چیز دخالت می‌کنی،
‫تو کار دیگران سرک می‌کشی.

451
00:24:41,208 --> 00:24:42,916
‫چی تو سرته، بیگ‌جی؟

452
00:24:43,416 --> 00:24:46,700
‫بهتره تا توی دام نیفتادی
‫عقب بکشی.

453
00:24:46,750 --> 00:24:48,783
‫بهت میگم چرا دارم می‌پرسم.

454
00:24:48,833 --> 00:24:51,541
‫میگم شاید بهتره که وقتت رو
‫در یه بازی دیگه صرف کنی.

455
00:24:53,000 --> 00:24:55,075
‫بازی دیگه؟
‫چی میگی واسه خودت؟

456
00:24:55,125 --> 00:24:56,575
‫پول بیشتر.

457
00:24:56,625 --> 00:24:57,908
‫حجم کمتر.

458
00:24:57,958 --> 00:24:59,408
‫حاشیه سود بیشتر.

459
00:24:59,458 --> 00:25:01,616
‫و بابات هم بهت دستور نمیده.

460
00:25:01,666 --> 00:25:03,408
‫آدم با جربزه‌ای مثل تو کم گیر میاد.

461
00:25:03,458 --> 00:25:05,616
‫تو مهارت و تجربه داری.

462
00:25:05,666 --> 00:25:06,575
‫آینده‌نگری.

463
00:25:06,625 --> 00:25:10,991
‫با اینکه شک ندارم میشه پول زیادی
‫از کوکائین در آورد،

464
00:25:11,041 --> 00:25:13,783
‫بازم ریسکش یکم بیشتر از چیزیه که دوست دارم.

465
00:25:13,833 --> 00:25:15,658
‫از کِی تا حالا سوزی گلس
‫از ارتفاع می‌ترسه؟

466
00:25:15,708 --> 00:25:18,158
‫مسئله ارتفاع نیست.
‫بی‌ثبات بودنشه.

467
00:25:18,208 --> 00:25:21,950
‫مسئله دلال‌های کوکائین آمریکای جنوبیه.
‫اونا عاشق پازل‌های جسدی هستن.

468
00:25:22,000 --> 00:25:24,825
‫فامیل‌هاشون رو تیکه تیکه می‌کنن،

469
00:25:24,875 --> 00:25:27,791
‫می‌ذارنشون توی کیسه‌های پلاستیکی
‫و توی بیابان‌ها چال می‌کنن.

470
00:25:28,541 --> 00:25:30,575
‫و بعد دوباره اون تیکه‌ها رو

471
00:25:30,625 --> 00:25:33,116
‫مثل یه نسخه جهان سومی از هامپتی دامپتی
‫سرهم می‌کنن.

472
00:25:33,166 --> 00:25:36,583
‫نه، باشه مال خودت، جو.
‫من دشت‌های سرسبز انگلیس رو دوست دارم.

473
00:25:37,083 --> 00:25:38,366
‫من دوست دارم اینو بدونم...

474
00:25:38,416 --> 00:25:40,866
‫که چون دوست داشتی خوش بگذرونیم
‫گفتی بریم بیرون،

475
00:25:40,916 --> 00:25:43,500
‫یا به خاطر این بود که می‌خواستی بدونی
‫نظرم راجع‌به تغییر شغل چیه؟

476
00:25:44,916 --> 00:25:46,333
‫نمیشه هر دوش باشه؟

477
00:25:49,166 --> 00:25:50,125
‫به به!

478
00:25:50,916 --> 00:25:54,408
‫- باید کفش‌هام رو در بیارم؟
‫- هرطور راحتی.

479
00:25:54,458 --> 00:25:57,833
‫- بالاخره که باید راحت باشم، مگه نه؟
‫- پسره‌ی خنگول.

480
00:26:04,916 --> 00:26:07,075
‫در جایگاه من نیست که چیزی بگم، قربان.

481
00:26:07,125 --> 00:26:10,325
‫به نظر میاد در هر صورت قراره بگی،
‫پس چرا نمیگی؟

482
00:26:10,375 --> 00:26:12,583
‫این مسیری که توش قرار گرفتی

483
00:26:13,583 --> 00:26:15,833
‫که عمارت رو به شکوه سابقش برگردونین،

484
00:26:16,333 --> 00:26:18,625
‫به نظر میاد بهای سنگینی داره.

485
00:26:20,458 --> 00:26:24,291
‫ما سال‌ها در باغ‌وحش زندگی می‌کردیم
‫و کوچیک‌تر می‌شدیم.

486
00:26:25,166 --> 00:26:27,125
‫حالا داریم در جنگل زندگی می‌کنیم
‫و بزرگ‌تر می‌شیم.

487
00:26:30,208 --> 00:26:32,833
‫و بله، این بهایی داره.

488
00:27:02,000 --> 00:27:03,283
‫هنوز بیداری، آقای لارنس؟

489
00:27:03,333 --> 00:27:06,950
‫سر موقع میرم بخوابم، قربان.
‫می‌خواین قبل از رفتن براتون نوشیدنی بیارم؟

490
00:27:07,000 --> 00:27:10,616
‫بله. یه لیوان از نوشیدنی مکالان 76 بیار توی اتاقم.
‫متشکر.

491
00:27:10,666 --> 00:27:13,325
‫به روی چشم، قربان.
‫یه خانم اومده شما رو ببینه.

492
00:27:13,375 --> 00:27:16,033
‫- در اتاق کارتون منتظره.
‫- اوه.

493
00:27:16,083 --> 00:27:18,958
‫کنتسا ایزابلا سورانزا دپارما هستن.

494
00:27:25,666 --> 00:27:26,741
‫کنتسا.

495
00:27:26,791 --> 00:27:28,000
‫عصر بخیر، ادواردو.

496
00:27:28,500 --> 00:27:30,083
‫ببخشید که بی‌خبر اومدم.

497
00:27:31,041 --> 00:27:32,458
‫بهت تسلیت میگم.

498
00:27:33,750 --> 00:27:34,750
‫ممنون.

499
00:27:35,458 --> 00:27:37,866
‫چون دیروقته، خیلی وقتت رو نمی‌گیرم.

500
00:27:37,916 --> 00:27:40,083
‫ولی از روی احترام،
‫می‌خواستم رو در رو باهات حرف بزنم.

501
00:27:41,500 --> 00:27:44,866
‫دیگه مهم نیست که عشقم
‫چطور و چرا کشته شد.

502
00:27:44,916 --> 00:27:46,375
‫اون در دیگه بسته شده.

503
00:27:47,375 --> 00:27:50,041
‫حالا که مرده، نقشش هم باهاش از بین رفته.

504
00:27:53,916 --> 00:27:58,533
‫ولی من با مارکو مورتی صحبت کردم
‫و ازم خواست که جای کیکو رو بگیرم.

505
00:27:58,583 --> 00:28:01,325
‫پس من می‌شم واسطه‌ی بین تو و مارکو

506
00:28:01,375 --> 00:28:04,750
‫تا مطمئن بشم که هیچ اختلافی
‫بین سازمان اون و تو وجود نیاد.

507
00:28:07,791 --> 00:28:09,083
‫بابت وقتت ممنونم.

508
00:28:16,666 --> 00:28:19,625
‫و اگه امکانش هست،
‫توصیه شخصی‌تری هم برات دارم،

509
00:28:20,541 --> 00:28:22,625
‫به نظر میاد نیاز به استراحت داری.

510
00:28:25,333 --> 00:28:26,166
‫کنتسا.

511
00:28:27,291 --> 00:28:29,750
‫اگه می‌خوای با حسن نیت پیش بریم...

512
00:28:32,958 --> 00:28:34,916
‫بهتره به مسئله بوتیچلی بپردازی.

513
00:28:35,750 --> 00:28:38,000
‫بابی هنوز ۱۶ میلیون کسری داره.

514
00:28:38,541 --> 00:28:39,708
‫بسپارش به خودم.

515
00:28:42,208 --> 00:28:43,125
‫شب بخیر.

516
00:28:44,833 --> 00:28:45,791
‫شب بخیر.

517
00:28:49,333 --> 00:28:52,116
‫- صبح بخیر، جف.
‫- صبح بخیر، بانوی من.

518
00:28:52,166 --> 00:28:54,366
‫مثل همیشه صبح زود بیدار شدی.

519
00:28:54,416 --> 00:28:56,333
‫- بهترین بخش روزه.
‫- آره.

520
00:28:56,833 --> 00:28:59,116
‫داشتم دنبال عالی‌جناب می‌گشتم.
‫همینجاست؟

521
00:28:59,166 --> 00:29:01,450
‫خب، باید به زودی بیاد پایین.

522
00:29:01,500 --> 00:29:04,366
‫خیلی شیک شدین.
‫جای خاصی می‌رین؟

523
00:29:04,416 --> 00:29:07,250
‫راستش، داریم می‌ریم دیدن فردی.

524
00:29:07,833 --> 00:29:11,075
‫و خب، خیلی خوب میشه که دوباره ببینیمش.

525
00:29:11,125 --> 00:29:13,700
‫حتما سختی‌هایی که کشیده
‫براش راحت نگذشته.

526
00:29:13,750 --> 00:29:17,333
‫ولی به نظر میاد که واقعا داره
‫شرایط رو پشت سر می‌ذاره.

527
00:29:18,125 --> 00:29:19,333
‫خوشحالم اینو می‌شنوم.

528
00:29:20,750 --> 00:29:21,833
‫فقط...

529
00:29:22,750 --> 00:29:23,666
‫اوه جف،

530
00:29:24,250 --> 00:29:27,908
‫احتمالا فکر می‌کنی که من یه پیرزن خیلی خودخواهم،

531
00:29:27,958 --> 00:29:29,908
‫ولی فکر اومدنش به خونه

532
00:29:29,958 --> 00:29:33,250
‫داره وجودم رو پر از وحشت می‌کنه.

533
00:29:34,708 --> 00:29:36,041
‫خودخواه نیستین.

534
00:29:36,625 --> 00:29:39,083
‫شما یکی از وظیفه‌شناس‌ترین

535
00:29:40,041 --> 00:29:41,625
‫و شریف‌ترین زن‌هایی هستین

536
00:29:42,541 --> 00:29:45,166
‫که تا حالا شانس دیدنش رو داشتم.

537
00:29:49,208 --> 00:29:53,700
‫من دیگه واقعا باید برم.
‫الاناست که شارلوت و تارکوین آماده بشن.

538
00:29:53,750 --> 00:29:55,250
‫بسیارخب، بانوی من.

539
00:30:02,166 --> 00:30:05,991
‫سر راه می‌ریم دنبال آقای تاکاشی.
‫مشغول غلات صبحانه خوردنه.

540
00:30:06,041 --> 00:30:08,166
‫خوبه.
‫میرم اینو جواب بدم، جفری.

541
00:30:10,583 --> 00:30:14,616
‫صبح بخیر، سوزان.
‫تونستی مسائل رو با لرد هاثورن حل کنی؟

542
00:30:14,666 --> 00:30:16,825
‫نه.
‫امروز صبح بهم پیام داد

543
00:30:16,875 --> 00:30:19,283
‫که بگه هنوز راضی نشده.

544
00:30:19,333 --> 00:30:23,158
‫می‌خواستم ببینم می‌تونی کمک کنی،
‫مثل دوتا والامقام باهاش حرف بزنی،

545
00:30:23,208 --> 00:30:26,491
‫مثل دوتا اشراف‌زاده،
‫البته اگه خیلی سرت شلوغ نیست.

546
00:30:26,541 --> 00:30:29,241
‫متاسفانه امروز صبح نمی‌تونم.

547
00:30:29,291 --> 00:30:30,991
‫ولی خوشحال میشی که بشنوی...

548
00:30:31,041 --> 00:30:32,908
‫کنتسا ارتباط برقرار کرد.

549
00:30:32,958 --> 00:30:36,200
‫مارکو مورتی قصد داره از الان به بعد
‫از اون به عنوان رابطش استفاده کنه.

550
00:30:36,250 --> 00:30:39,791
‫و می‌خوان 16 میلیونی که خرج بوتیچلی کردین
‫رو بهتون پس بدن.

551
00:30:40,958 --> 00:30:43,283
‫به نظرت چرا بلا اول به جای اینکه بیاد پیش من
‫اومده پیش تو؟

552
00:30:43,333 --> 00:30:46,283
‫شاید می‌خواسته صحبت والامقامی داشته باشیم،

553
00:30:46,333 --> 00:30:47,916
‫مثل دوتا اشراف‌زاده.

554
00:30:48,416 --> 00:30:50,616
‫یا شایدم به خاطر اینه که عمارت من
‫باند فرود داره.

555
00:30:50,666 --> 00:30:53,158
‫در هر صورت،
‫مطمئنم که باهات ارتباط برقرار می‌کنه.

556
00:30:53,208 --> 00:30:54,500
‫مطمئنم همینطوره.

557
00:30:55,000 --> 00:30:56,000
‫پس خدافظ.

558
00:30:57,291 --> 00:30:59,375
‫گابریلا، چقدر سریع می‌تونی حرکت کنی؟

559
00:31:08,125 --> 00:31:10,708
‫خدای من، چه غم‌انگیزه.

560
00:31:11,333 --> 00:31:14,700
‫جاهای بدتری هم به ذهنم می‌رسه
‫که آدم 6 ماه توش حبس باشه.

561
00:31:14,750 --> 00:31:17,833
‫می‌دونم که مدتی می‌گذره،
‫ولی مشکلی پیش نمیاد.

562
00:31:18,750 --> 00:31:19,958
‫خوب عمل می‌کنی.

563
00:31:21,333 --> 00:31:22,333
‫بفرما برو.

564
00:31:22,833 --> 00:31:23,991
‫- سلام.
‫- خیلی‌خب، بچه‌ها...

565
00:31:24,041 --> 00:31:25,200
‫بیاین یکم فردی رو تنها بذاریم.

566
00:31:25,250 --> 00:31:28,208
‫خدای من، عزیزم.

567
00:31:29,916 --> 00:31:31,833
‫به نظر سرحال میای.

568
00:31:32,333 --> 00:31:34,041
‫سلام، فردی.

569
00:31:34,583 --> 00:31:35,575
‫خیلی وقته ندیده بودمت.

570
00:31:35,625 --> 00:31:37,291
‫واقعا خیلی می‌گذره، مگه نه؟

571
00:31:38,166 --> 00:31:39,666
‫مدت زیادی گذشته.

572
00:31:41,333 --> 00:31:42,916
‫بیاین. بیاین بغلم.

573
00:31:50,125 --> 00:31:51,208
‫اوه، ایناهاش.

574
00:31:52,000 --> 00:31:54,125
‫تیم کوچولو.

575
00:31:55,625 --> 00:31:56,575
‫- تیم؟
‫- تارکوین.

576
00:31:56,625 --> 00:31:57,325
‫- تارکوین.
‫- آره.

577
00:31:57,375 --> 00:31:58,075
‫تارکوین...

578
00:31:58,125 --> 00:32:00,325
‫اسم فوق‌العاده قشنگیه.
‫چطور بچه‌ایه؟

579
00:32:00,375 --> 00:32:03,666
‫بیشتر اوقات عذاب‌آوره.

580
00:32:04,291 --> 00:32:05,541
‫خیلی دوست دارم بغلش کنم.

581
00:32:07,500 --> 00:32:08,500
‫آره، حتما.

582
00:32:09,083 --> 00:32:11,708
‫آره.
‫فقط باشه وقتی که بیدار شد.

583
00:32:13,166 --> 00:32:14,666
‫شاید بیدار نشد.

584
00:32:16,375 --> 00:32:17,333
‫ببخشید؟

585
00:32:18,375 --> 00:32:20,866
‫شاید چون اینجا آرامش‌بخشه
‫خواب بمونه.

586
00:32:20,916 --> 00:32:23,750
‫چون...
‫خب، اینجا به نظر من که آرامش‌بخشه.

587
00:32:24,791 --> 00:32:27,833
‫[مخفیگاه حسابدار، کسل کومب]

588
00:32:43,000 --> 00:32:46,116
‫تازه به یه خونه روستایی رسیدن.
‫سه‌تاشون پیاده شدن.

589
00:32:46,166 --> 00:32:49,908
‫دوک، شکاربان
‫و یه یارویی که به نظر ژاپنی میاد.

590
00:32:49,958 --> 00:32:51,908
‫تو مرد ژاپنی‌ای می‌شناسی؟

591
00:32:51,958 --> 00:32:53,208
‫آشپز بابا؟

592
00:32:53,708 --> 00:32:55,825
‫حواست رو جمع کن
‫و ما رو در جریان بذار.

593
00:32:55,875 --> 00:32:57,700
‫چرا دوک رو زیر نظر گرفتیم؟

594
00:32:57,750 --> 00:32:59,575
‫از دور و بر ایتالیایی‌ها پلکیدنش خوشم نمیاد.

595
00:32:59,625 --> 00:33:01,075
‫زیادی گرم گرفتن.

596
00:33:01,125 --> 00:33:03,241
‫اخیرا یکم داره پاش رو از گلیمش درازتر می‌کنه.

597
00:33:03,291 --> 00:33:05,291
‫نه زیاد.
‫فقط هر از گاهی یه خرده.

598
00:33:05,958 --> 00:33:09,166
‫فعلا فقط یه غریزه زنونه‌ست، داداش جکی.

599
00:33:09,791 --> 00:33:11,583
‫ولی این غریزه رو دست‌کم نمی‌گیرم.

600
00:33:12,083 --> 00:33:13,491
‫خبر خوب اینه که،

601
00:33:13,541 --> 00:33:17,541
‫من به یه چیزی پی بردم که
‫دوست دارم بهتون بگم.

602
00:33:18,166 --> 00:33:21,166
‫چیز بزرگیه.
‫ممکنه یکم شوکه بشین.

603
00:33:21,666 --> 00:33:23,241
‫ولی...

604
00:33:23,291 --> 00:33:25,208
‫من...

605
00:33:26,125 --> 00:33:27,000
‫از نو متولد شدم.

606
00:33:28,125 --> 00:33:29,375
‫از لحاظ روحی میگم.

607
00:33:31,000 --> 00:33:33,250
‫خانواده‌ همه‌چیز منه.

608
00:33:33,750 --> 00:33:36,958
‫من اون برادر بزرگه‌ای که باید می‌بودم نبودم.

609
00:33:37,958 --> 00:33:39,533
‫من کنارت نبودم.

610
00:33:39,583 --> 00:33:41,408
‫اون همه سال،

611
00:33:41,458 --> 00:33:44,875
‫عین جاروبرقیِ هنری
‫مدام کوکائین بالا می‌کِشیدم.

612
00:33:45,583 --> 00:33:47,658
‫ولی الان می‌خوام کنارت باشم.

613
00:33:47,708 --> 00:33:48,875
‫برای تو و...

614
00:33:51,458 --> 00:33:52,825
‫پسر تازه متولد شده‌ات.

615
00:33:52,875 --> 00:33:54,991
‫خب، این...

616
00:33:55,041 --> 00:33:56,908
‫مامانی، من تو و بابا رو ناامید کردم.

617
00:33:56,958 --> 00:34:00,325
‫در قبال مسئولیت‌هام کوتاهی کردم،

618
00:34:00,375 --> 00:34:02,700
‫و می‌فهمم که بابا حق داشت

619
00:34:02,750 --> 00:34:06,700
‫که همه‌چیز...
‫همه‌چیز رو برای ادوارد به ارث بذاره.

620
00:34:06,750 --> 00:34:07,833
‫نه، جدی میگم.

621
00:34:08,333 --> 00:34:09,333
‫حق داشت.

622
00:34:09,958 --> 00:34:11,125
‫و...

623
00:34:12,541 --> 00:34:13,450
‫من خوشحالم.

624
00:34:13,500 --> 00:34:16,500
‫واقعا سپاسگزارم که این کارو کرد.

625
00:34:17,458 --> 00:34:19,958
‫چون همه اینا منو به اینجا رسوند.

626
00:34:20,583 --> 00:34:23,375
‫با این اوصاف، فکر می‌کنم آماده‌ام

627
00:34:24,250 --> 00:34:25,833
‫که بیام خونه.

628
00:34:27,375 --> 00:34:29,408
‫اگه شما هم می‌خواین بیام.

629
00:34:29,458 --> 00:34:30,325
‫- بله!
‫- آره.

630
00:34:30,375 --> 00:34:32,450
‫- وای خدا، معلومه.
‫- دوباره راهم می‌دین؟

631
00:34:32,500 --> 00:34:33,908
‫- می‌خوایم بیای خونه.
‫- عالیه.

632
00:34:33,958 --> 00:34:35,325
‫- می‌خوایم، عزیزم.
‫- عالیه.

633
00:34:35,375 --> 00:34:38,991
‫فکر می‌کنم مهمه که در چنین مسائلی
‫عجله نکنیم.

634
00:34:39,041 --> 00:34:40,783
‫من عجله نمی‌کنم.
‫خیلی بهش فکر کردم.

635
00:34:40,833 --> 00:34:43,241
‫- راستش ساکم رو جمع کردم.
‫- بله. خب، امروز که نه.

636
00:34:43,291 --> 00:34:46,033
‫- تو ماشین جا نداریم.
‫- ماشین جا نداره.

637
00:34:46,083 --> 00:34:48,116
‫- چون من سگ‌ها و تارکوین رو آوردم.
‫- توی یه ماشین 4 در 4؟

638
00:34:48,166 --> 00:34:49,083
‫باشه.

639
00:34:52,458 --> 00:34:53,575
‫یه فنجون چای می‌خواین؟

640
00:34:53,625 --> 00:34:56,616
‫- فقط برو! زود باش.
‫- خب، بدون گوشیم که نمیشه، مامان.

641
00:34:56,666 --> 00:34:58,250
‫می‌تونن بعدا بفرستنش!

642
00:35:03,083 --> 00:35:04,866
‫- خدافظ، عزیزم!
‫- خدافظ! خدافظ، فردی!

643
00:35:04,916 --> 00:35:06,200
‫- خدافظ!
‫- خدافظ!

644
00:35:06,250 --> 00:35:08,166
‫- بای بای.
‫- خدافظ، بای بای!

645
00:35:08,708 --> 00:35:12,083
‫متوجه تعداد زیاد صلیب‌ها شدی؟

646
00:35:15,000 --> 00:35:16,333
‫به همراه چیزهای دیگه.

647
00:35:16,875 --> 00:35:20,416
‫اینجا خیلی عجیب می‌زنه.

648
00:35:47,916 --> 00:35:49,041
‫خوبی، بلا؟

649
00:35:50,583 --> 00:35:51,616
‫تمرین می‌کنی؟

650
00:35:51,666 --> 00:35:53,750
‫امروز فقط برای کار اومدم، آقای جک.

651
00:35:54,583 --> 00:35:55,791
‫توی دفتره.

652
00:35:57,083 --> 00:35:58,083
‫ممنون.

653
00:35:58,958 --> 00:36:00,208
‫- هی، تو خیلی خوش اندامی.
‫- هی!

654
00:36:08,041 --> 00:36:09,041
‫مرسی.

655
00:36:10,458 --> 00:36:14,575
‫چه جای معرکه‌ای برای دفتر کاره.
‫جو خیلی مردونه‌ای داره.

656
00:36:14,625 --> 00:36:16,991
‫میشه تستسترون رو مزه کرد.

657
00:36:17,041 --> 00:36:20,700
‫با اینحال تو مثل گل رزی در بین یه مشت خار
‫اینجا نشستی.

658
00:36:20,750 --> 00:36:24,658
‫دوست دارم فکر کنم که ظرافت‌های زنانه‌ام
‫یه‌جور تعادل ایجاد می‌کنن.

659
00:36:24,708 --> 00:36:25,833
‫چه کمکی ازم برمیاد؟

660
00:36:34,125 --> 00:36:35,583
‫برای دست‌بوسی اومدم.

661
00:36:36,625 --> 00:36:39,533
‫گمون کنم ادواردو خبر هیجان‌انگیز منو بهت گفته

662
00:36:39,583 --> 00:36:43,158
‫که قراره واسطه‌ی بین شما و مارکو باشم.

663
00:36:43,208 --> 00:36:45,875
‫آره، گفت که باهاش ارتباط برقرار کردی.

664
00:36:46,625 --> 00:36:48,825
‫من مشتاقم که باهم کار کنیم.

665
00:36:48,875 --> 00:36:52,866
‫و پدرم هم بابت بازپرداخت مسئله بوتیچلی
‫خیلی سپاسگزار بود.

666
00:36:52,916 --> 00:36:54,208
‫خوشحالم.

667
00:36:55,041 --> 00:36:58,791
‫و امیدوارم که منجر به یه رابطه کاری جدید بشه.

668
00:36:59,666 --> 00:37:01,408
‫ولی من در این دنیا تازه‌کارم، سوزی.

669
00:37:01,458 --> 00:37:04,833
‫من فقط زندگی شیرین یه اشراف‌زاده
‫رو تجربه کردم.

670
00:37:05,333 --> 00:37:07,125
‫به همین خاطر می‌خواستم باهات حرف بزنم.

671
00:37:07,625 --> 00:37:09,450
‫تا ببینم که منو زیر پر و بالت می‌گیری.

672
00:37:09,500 --> 00:37:11,375
‫من باید خیلی چیزها رو یاد بگیرم.

673
00:37:11,958 --> 00:37:14,575
‫مطمئنم هرچی که نیاز داشته باشی
‫رو خیلی سریع یاد می‌گیری.

674
00:37:14,625 --> 00:37:15,875
‫مثل ادواردو؟

675
00:37:16,375 --> 00:37:17,750
‫می‌دونم که اون یه سرباز بود.

676
00:37:18,250 --> 00:37:22,458
‫ولی اونم مثل من زندگی راحت و بی‌معنی
‫و سرشار از خوش‌گذرونی داشت.

677
00:37:22,958 --> 00:37:25,333
‫ولی با راهنمایی تو،
‫به یه آدم خیلی فراتر از اینا تبدیل شد.

678
00:37:27,916 --> 00:37:30,700
‫مطمئنم که وقتی بین این دو دنیا جابجا میشی

679
00:37:30,750 --> 00:37:32,908
‫ادی الگوی خیلی خوبی برات میشه.

680
00:37:32,958 --> 00:37:35,450
‫تنها چیزی که ممکنه الان اضافه کنم
‫اینه که...

681
00:37:35,500 --> 00:37:37,658
‫اگه یه وقت در وضعیتی قرار داشتی

682
00:37:37,708 --> 00:37:40,658
‫که نیاز بود مقدار پولی رو به پدرم برگردونی،

683
00:37:40,708 --> 00:37:44,041
‫بهتره اول با من حرف بزنی،
‫نه ادی.

684
00:37:45,250 --> 00:37:47,333
‫سلسله مراتب.
‫مسئله اینه.

685
00:37:49,250 --> 00:37:50,166
‫البته.

686
00:37:50,791 --> 00:37:53,075
‫به محض اینکه تو میگی،
‫خیلی به نظر تابلو میاد.

687
00:37:53,125 --> 00:37:54,000
‫هوم.

688
00:37:57,458 --> 00:37:58,625
‫ممنون، سوزانا.

689
00:37:59,208 --> 00:38:00,241
‫می‌بینی؟

690
00:38:00,291 --> 00:38:02,000
‫همین اول کار داری بهم یاد میدی.

691
00:38:03,083 --> 00:38:04,583
‫و بابت قهوه هم ممنون.

692
00:38:27,833 --> 00:38:28,833
‫اومد.

693
00:38:36,333 --> 00:38:38,166
‫فکر کنم یه مشکلی داریم، جفری.

694
00:38:41,291 --> 00:38:43,200
‫کارمون تمومه.
‫با خانواده‌اش اومده.

695
00:38:43,250 --> 00:38:45,158
‫بریم. وسایلت رو جمع کن.

696
00:38:45,208 --> 00:38:46,500
‫گوشی.

697
00:38:50,291 --> 00:38:52,625
‫زن، بچه، تمومه.

698
00:38:55,666 --> 00:38:56,500
‫مشکلی نیست.

699
00:39:02,958 --> 00:39:04,666
‫داری چیکار می‌کنی؟

700
00:39:08,541 --> 00:39:11,033
‫- همه‌شون باید بمیرن.
‫- نه، نه، نه.

701
00:39:11,083 --> 00:39:13,325
‫اون همراه زن و بچه‌هاشه.

702
00:39:13,375 --> 00:39:14,958
‫یه روز دیگه انجامش می‌دیم.

703
00:39:15,541 --> 00:39:16,416
‫باشه؟

704
00:39:30,916 --> 00:39:33,291
‫چطوره شما دوتا برین بالا
‫و اتاقتون رو انتخاب کنین؟

705
00:39:34,208 --> 00:39:35,625
‫خب، می‌تونست بدتر باشه.

706
00:39:47,916 --> 00:39:48,908
‫- خوبه؟
‫- آره.

707
00:39:48,958 --> 00:39:49,875
‫بذارش زمین.

708
00:39:55,500 --> 00:39:56,791
‫صدا رو شنیدی؟

709
00:39:57,625 --> 00:39:58,750
‫آره، نگران نباش.

710
00:40:17,125 --> 00:40:18,541
‫در رو پشت سرت ببند.

711
00:40:24,500 --> 00:40:25,875
‫یه موش توی آشپزخونه‌ست.

712
00:40:26,583 --> 00:40:29,658
‫باید به زنت بگی که
‫وقتی به حساب موش می‌رسی،

713
00:40:29,708 --> 00:40:31,283
‫بچه‌ها رو برداره

714
00:40:31,333 --> 00:40:32,916
‫و برگردن تو ماشین.

715
00:40:35,791 --> 00:40:37,208
‫اگه می‌فهمی چی میگم
‫بگو بله.

716
00:40:38,750 --> 00:40:39,666
‫بله.

717
00:40:40,416 --> 00:40:41,666
‫می‌فهمم.

718
00:40:42,166 --> 00:40:45,125
‫ممکنه زنت بخواد باهاش بری،
‫ولی همچین اتفاقی نمی‌افته.

719
00:40:46,000 --> 00:40:47,075
‫حواسم بهت هست.

720
00:40:47,125 --> 00:40:49,875
‫با جون خانواده‌ات بازی نکن.

721
00:40:51,375 --> 00:40:55,950
‫اون فقط باید بچه‌ها رو سوار ماشین کنه
‫و برن توی شهر بستنی بگیرن.

722
00:40:56,000 --> 00:40:57,791
‫تو هم یک ساعت دیگه میری پیشش.

723
00:40:59,500 --> 00:41:01,666
‫وقتی به حساب موش رسیدم؟

724
00:41:04,750 --> 00:41:05,750
‫دقیقا.

725
00:41:09,125 --> 00:41:10,125
‫برو.

726
00:41:28,375 --> 00:41:30,866
‫- امیدوارم طعم آدامس بادکنکی داشته باشن.
‫- بستنی.

727
00:41:30,916 --> 00:41:32,541
‫من با طعم کوکی می‌خوام.

728
00:41:34,791 --> 00:41:35,791
‫لعنتی.

729
00:41:40,333 --> 00:41:44,500
‫می‌خوای موش رو چیکار کنی؟
‫بکشیش یا توی باغچه ولش کنی؟

730
00:41:46,000 --> 00:41:47,125
‫بکشمش.

731
00:41:49,916 --> 00:41:51,000
‫واقعا موش هست، مگه نه؟

732
00:42:02,166 --> 00:42:03,875
‫لعنتی. خدایا.

733
00:42:23,541 --> 00:42:25,583
‫می‌خواین من ترتیب این یکی رو بدم، قربان؟

734
00:42:26,166 --> 00:42:28,708
‫نه ممنون، جفری.
‫خودم انجامش میدم.

735
00:42:46,375 --> 00:42:47,325
‫لطفا بگیر بشین.

736
00:42:47,375 --> 00:42:48,500
‫باشه.

737
00:42:49,916 --> 00:42:53,375
‫میشه... میشه...
‫میشه لطفا یه لیوان آب بخورم؟

738
00:42:55,166 --> 00:42:56,500
‫اشکال نداره؟

739
00:43:06,041 --> 00:43:07,125
‫بله، حتما.

740
00:43:19,416 --> 00:43:20,375
‫بشین.

741
00:43:33,333 --> 00:43:35,833
‫اولین باری که بابا
‫ما رو برد گوزن شکار کنیم رو یادته؟

742
00:43:36,375 --> 00:43:37,333
‫یادت میاد؟

743
00:43:39,083 --> 00:43:40,700
‫همه باهم واسه گوزن کمین زدیم،

744
00:43:40,750 --> 00:43:43,708
‫و بعد گذاشت من شلیک کنم.

745
00:43:44,833 --> 00:43:48,541
‫اگه بگم من کاملا بی‌گناهم
‫فرقی می‌کنه؟

746
00:43:49,416 --> 00:43:51,375
‫و زدمش.
‫من زدمش.

747
00:43:52,083 --> 00:43:53,408
‫و اون خیلی افتخار می‌کرد.

748
00:43:53,458 --> 00:43:55,033
‫من خلافکار نیستم.

749
00:43:55,083 --> 00:43:57,291
‫فقط یه حسابدارم.

750
00:43:58,250 --> 00:43:59,791
‫و بعد که نزدیکتر شدیم،

751
00:44:00,833 --> 00:44:02,291
‫و هنوز داشت نفس می‌کشید،

752
00:44:03,625 --> 00:44:04,833
‫نتونستم کارش رو تموم کنم.

753
00:44:08,958 --> 00:44:10,166
‫یا خدا.

754
00:44:11,041 --> 00:44:12,575
‫تو کوچیکتر از من بودی.

755
00:44:12,625 --> 00:44:14,208
‫بابا چاقو رو داد دست تو،

756
00:44:15,791 --> 00:44:18,908
‫و تو طوری گلوش رو بردی
‫که انگار هیچ تاثیری روت نداشت.

757
00:44:18,958 --> 00:44:21,783
‫نه. نه. نه.
‫من هیچوقت واسه اونا کار نمی‌کردم.

758
00:44:21,833 --> 00:44:24,366
‫رئیسم کار می‌کرد. لطفا. لطفا.
‫نه، نه، نه.

759
00:44:24,416 --> 00:44:27,158
‫چیزی که این کشور نیاز داره
‫یه پادشاهه...

760
00:44:27,208 --> 00:44:32,033
‫که لایق چنین تاجی باشه.
‫ببخشید، یه سوال دارم.
‫یه سوال.

761
00:44:32,083 --> 00:44:33,958
‫من به درد این کار نمی‌خورم.

762
00:44:35,208 --> 00:44:36,075
‫ولی تو؟

763
00:44:36,125 --> 00:44:37,866
‫تو براش به دنیا اومدی.

764
00:44:37,916 --> 00:44:42,575
‫شما این قابلیت منحصر به فرد رو داری
‫تا یه چیز زهرآگین رو

765
00:44:42,625 --> 00:44:44,950
‫به یه امر الهی تبدیل کنی.

766
00:44:45,000 --> 00:44:46,325
‫تو بچه داری؟

767
00:44:46,375 --> 00:44:51,166
‫حق انتخاب بین قضاوت
‫و رحمت رو داری.

768
00:44:52,500 --> 00:44:56,208
‫نباید مهربانی شما رو
‫با ضعف اشتباه بگیرن.

769
00:44:57,166 --> 00:44:58,583
‫سوال اینجاست که...

770
00:45:00,125 --> 00:45:01,041
‫آیا حاضری...

771
00:45:02,000 --> 00:45:02,833
‫بکُشی؟

772
00:45:03,875 --> 00:45:05,533
‫الان خدا کجاست؟

773
00:45:05,583 --> 00:45:06,958
‫ای بابا.

774
00:45:35,666 --> 00:45:37,833
‫بهتره تمیزکاری کنیم
‫و از اینجا بریم، قربان.

775
00:45:39,125 --> 00:45:40,041
‫درسته.

776
00:45:55,375 --> 00:45:57,033
‫عصر بخیر، سروان.

777
00:45:57,083 --> 00:46:00,291
‫به نظر میاد روز ناجوری داشتی.
‫دوست داری تعریف کنی؟

778
00:46:01,958 --> 00:46:04,075
‫چطوره بریم داخل و با صرف یه فنجون چای
‫راجع‌بهش حرف بزنیم؟

779
00:46:04,125 --> 00:46:05,241
‫نه، بیا بیخیال چای بشیم

780
00:46:05,291 --> 00:46:07,833
‫و برسیم به اونجاش که بهم بگی
‫چرا یه جسد پشت ماشینته.

781
00:46:11,000 --> 00:46:12,125
‫می‌خوای انکارش کنی؟

782
00:46:15,583 --> 00:46:16,500
‫جفری؟

783
00:46:19,416 --> 00:46:21,158
‫من نقشه‌ای برای این جسد دارم.

784
00:46:21,208 --> 00:46:23,950
‫جایگاهت رو در سلسله مراتب
‫بهت یادآوری کنم؟

785
00:46:24,000 --> 00:46:26,158
‫تو با ما کار می‌کنی،
‫نه جدا از ما،

786
00:46:26,208 --> 00:46:28,408
‫و در نهایت، رئیس بابامه.

787
00:46:28,458 --> 00:46:29,950
‫بهتره اینو فراموش نکنی.

788
00:46:30,000 --> 00:46:31,833
‫خودم کاملا از سلسله مراتب مطلع هستم، سوزان.

789
00:46:32,416 --> 00:46:33,283
‫اون کیه؟

790
00:46:33,333 --> 00:46:35,491
‫یه توضیح طولانی و پیچیده داره

791
00:46:35,541 --> 00:46:37,583
‫که به موقعش کامل بهت میگم.

792
00:46:38,083 --> 00:46:39,083
‫لطفا نقشه رو شرح بده.

793
00:46:40,000 --> 00:46:43,700
‫نقشه اینکه با استفاده از این جسد
‫سر لرد هاثورن رو زیر بیاریم

794
00:46:43,750 --> 00:46:46,083
‫که اینطوری جایگاهم رو در مجلس اعیان
‫به دست میاریم.

795
00:46:47,958 --> 00:46:50,658
‫اول، یکی از افرادت رو می‌فرستیم

796
00:46:50,708 --> 00:46:52,916
‫که تو یکی از مهمونی‌های مجللِ آخر هفته‌اش
‫بهش نزدیک بشه.

797
00:46:54,000 --> 00:46:55,616
‫به لندن خوش اومدی.

798
00:46:55,666 --> 00:46:59,125
‫وقتی لیوان نوشیدنیش رو کنار گذاشت،
‫یه قرص خواب می‌ندازیم داخلش.

799
00:47:01,333 --> 00:47:03,541
‫و صبح فرداش که بیدار شد...

800
00:47:04,125 --> 00:47:05,500
‫با سورپرایز محشری روبرو میشه.

801
00:47:12,458 --> 00:47:13,958
‫وای، خدای من.
‫چه اتفاقی افتاده؟

802
00:47:17,208 --> 00:47:20,125
‫لرد هاثورن، امروز صبح در چه حالی؟

803
00:47:21,333 --> 00:47:23,791
‫اوه، چه بد.
‫کجایی؟

804
00:47:24,416 --> 00:47:25,616
‫خوب شد بهم زنگ زدی.

805
00:47:25,666 --> 00:47:28,575
‫ما با صاحب‌های اونجا آشنا هستیم،

806
00:47:28,625 --> 00:47:30,700
‫پس قطعا کمکی از دستم برمیاد.

807
00:47:30,750 --> 00:47:32,825
‫و از شانس خوبت، همین نزدیکی هستیم.

808
00:47:32,875 --> 00:47:35,000
‫همونجا بمون.

809
00:47:38,916 --> 00:47:40,500
عجب مهمونی‌ای بوده.

810
00:47:41,000 --> 00:47:42,825
‫اصلا نمی‌دونم چه اتفاقی افتاده.

811
00:47:42,875 --> 00:47:46,541
‫نگران نباش، دیکی.
‫مطمئنم که می‌تونیم یه راهی برای حل کردنش پیدا کنیم.

812
00:47:47,250 --> 00:47:50,041
‫- همه‌چیز درست میشه، مگه نه ادی؟
‫- دقیقا.

813
00:47:55,291 --> 00:47:57,575
‫پس تو قصد داری
‫بذاری لایحه تصویب بشه،

814
00:47:57,625 --> 00:47:59,116
‫ماری‌جوآنا جرم‌زدایی بشه،

815
00:47:59,166 --> 00:48:01,533
‫و پدر عزیزم رو کفری کنی...

816
00:48:01,583 --> 00:48:03,408
‫اونم به خاطر چی،
‫چون می‌خوای وارد کار قانونی بشی؟

817
00:48:03,458 --> 00:48:05,908
‫ربطی به قانونی یا غیرقانونی بودنش نداره، سوزی.

818
00:48:05,958 --> 00:48:08,575
‫مسئله اینه که همه چی رو با هم میخوایم

819
00:48:08,625 --> 00:48:11,283
‫ببین، با حمایت لرد هاثورن،
‫اجازه می‌دیم لایحه تصویب بشه.

820
00:48:11,333 --> 00:48:14,116
‫پس در عین حال،
‫در یه شرکت قانونی سرمایه‌گذاری می‌کنیم

821
00:48:14,166 --> 00:48:16,450
‫که برای فروش ماری‌جوآنای غیرقانونی‌مون

822
00:48:16,500 --> 00:48:19,116
‫وارد یه بازار قانونی می‌کنیم،
‫هزینه مقررات شامل‌مون نمیشه،

823
00:48:19,166 --> 00:48:23,125
‫ارزون‌تر از رقیب‌هامون می‌فروشیم
‫و می‌شیم فروشنده اصلی ماری‌جوآنا.

824
00:48:23,750 --> 00:48:25,408
‫مشکل اصلی چی؟

825
00:48:25,458 --> 00:48:27,325
‫پدرم می‌خواد لایحه کامل رد بشه.

826
00:48:27,375 --> 00:48:29,116
‫پدرت متوجه نمیشه.

827
00:48:29,166 --> 00:48:31,116
‫متوجه بشه یا نه،
‫خوشش نمیاد یهو غافلگیر بشه.

828
00:48:31,166 --> 00:48:33,491
‫پس صبر می‌کنیم تا کار از کار گذشته باشه...

829
00:48:33,541 --> 00:48:35,533
‫و لحظه‌مون رو با دقت زیاد انتخاب می‌کنیم.

830
00:48:35,583 --> 00:48:36,458
‫می‌کنیم؟

831
00:48:37,500 --> 00:48:38,458
‫بله، ما.

832
00:48:38,958 --> 00:48:42,041
‫از اولش می‌خواستم بهت بگم.
‫فقط می‌خواستم مطمئن بشم که از پسش برمیام.

833
00:48:43,041 --> 00:48:45,750
‫- و مطمئنی که می‌تونی؟
‫- خب، تو که باشی آره.

834
00:48:47,416 --> 00:48:49,541
‫پس بهتره خیلی با دقت بهش فکر کنم.

835
00:48:50,208 --> 00:48:51,208
‫همینطوره.

836
00:48:58,666 --> 00:49:02,250
‫من دوباره متولد شدم.

837
00:49:03,500 --> 00:49:06,491
‫فکر می‌کنم آماده‌ام که بیام خونه.

838
00:49:06,541 --> 00:49:07,866
‫دکترها چی گفتن؟

839
00:49:07,916 --> 00:49:09,991
‫اینجا دکتر نداره، مامان.
‫بیمارستان که نیست.

840
00:49:10,041 --> 00:49:12,291
‫یه مرکز توانبخشی معنویـه.

841
00:49:13,250 --> 00:49:19,450
‫بنده ادوارد هورنیمان، دوک هالستید،
‫به خداوند متعال قسم می‌خورم

842
00:49:19,500 --> 00:49:21,075
‫که وفادار بمانم

843
00:49:21,125 --> 00:49:24,325
‫و مطابق قانون
‫یار و یاور واقعی

844
00:49:24,375 --> 00:49:26,000
‫سرورم پادشاه،

845
00:49:26,666 --> 00:49:28,166
‫جانشین و وارثان ایشان باشم،

846
00:49:29,375 --> 00:49:30,616
‫با توکل به خدا.

847
00:49:30,666 --> 00:49:32,325
‫حامیت فکر می‌کنه آماده هستی؟

848
00:49:32,375 --> 00:49:33,250
‫آه.

849
00:49:34,000 --> 00:49:35,125
‫خب،

850
00:49:36,375 --> 00:49:38,125
‫اون آدم جالبیه.

851
00:49:42,083 --> 00:49:45,416
‫خودش هم یه جورایی بد فهمیده شده.
‫مرد خیلی باهوشیه.

852
00:49:52,208 --> 00:49:53,833
‫با توکل به خدا.

853
00:50:01,083 --> 00:50:03,166
‫واسه چی دعا می‌کنی، فردی؟

854
00:50:04,875 --> 00:50:06,041
‫برای راهنمایی.

855
00:50:07,208 --> 00:50:10,125
‫و حس می‌کنی که راهنمایی رو گرفتی؟

856
00:50:13,416 --> 00:50:14,625
‫نمی‌دونم.

857
00:50:17,333 --> 00:50:18,458
‫نمی‌دونم.

858
00:50:25,250 --> 00:50:26,666
‫اون داره گوش میده.

859
00:50:28,916 --> 00:50:31,375
‫من وقتی برادرم رو از دست دادم
‫به درگاهش دعا کردم.

860
00:50:32,750 --> 00:50:34,833
‫و جواب دعاهام رو داد.

861
00:50:36,416 --> 00:50:38,750
‫چون الان تو رو دارم.

862
00:50:41,125 --> 00:50:45,500
‫تو داری برای فقدان خودت دعا می‌کنی،
‫بابت چیزی که ازت گرفته شده.

863
00:50:46,666 --> 00:50:48,166
‫و من اینجا...

864
00:50:48,875 --> 00:50:51,333
‫دقیقا کنار توئم.

865
00:50:52,708 --> 00:50:55,041
‫چون ما دیگه برادر هستیم.

866
00:50:56,625 --> 00:50:58,000
‫و با همدیگه،

867
00:50:59,458 --> 00:51:03,533
‫مطمئن می‌شیم چیزی که حق توئه
‫رو پس بگیریم.

868
00:51:03,583 --> 00:51:08,583
‫«ترجمه از تورج پاکاری»

869
00:51:10,583 --> 00:51:20,583
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M