1
00:00:05,000 --> 00:00:13,408
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

2
00:00:13,458 --> 00:00:16,791
‫«ترجمه از محمد سید»

3
00:00:16,833 --> 00:00:20,616
‫مجلس اعیان یکی از قدیمی‌ترین نهادهای دنیاست.

4
00:00:20,666 --> 00:00:23,200
‫بعضیا می‌گن دهن‌کجی به دموکراسیِ امروزیه.

5
00:00:23,250 --> 00:00:24,166
‫[قسمت چهارم: نمای کلی]

6
00:00:24,208 --> 00:00:27,616
‫بعضیا هم می‌گن این اجتماعِ نخبه‌های کاربلد،

7
00:00:27,666 --> 00:00:30,750
‫که تغییرات و نوسانات افکار عمومی
‫روشون تأثیری نمی‌ذاره،

8
00:00:30,791 --> 00:00:34,708
‫تنها چیزی هستن که نمی‌ذارن
‫کشور به قعر پرتگاه سقوط کنه.

9
00:00:35,458 --> 00:00:39,000
‫حوصلۀ درس تاریخ ندارم، دیکی.
‫برو سر اصل مطلب.

10
00:00:39,041 --> 00:00:41,250
‫صحیح. باشه.

11
00:00:41,958 --> 00:00:43,450
‫موضوع اصلی اینه که

12
00:00:43,500 --> 00:00:47,666
‫لایحۀ جرم‌زدایی از ماری‌جوآنا
‫قراره جمعه تعیین‌تکلیف بشه.

13
00:00:48,166 --> 00:00:50,283
‫اگه تعداد موافقین بیشتر باشه

14
00:00:50,333 --> 00:00:51,491
‫لایحه تصویب می‌شه،

15
00:00:51,541 --> 00:00:55,575
‫و می‌شه چند گرم از این ماری‌جوآناهای باکیفیت رو

16
00:00:55,625 --> 00:00:59,491
‫تا آخر همین امسال،
‫از هر کدوم از هزارتا فروشگاهِ معتبری که

17
00:00:59,541 --> 00:01:00,950
‫در سطح شهر هستن، خرید.

18
00:01:01,000 --> 00:01:03,116
‫ولی اگه تعداد مخالفین بیشتر باشه

19
00:01:03,166 --> 00:01:06,283
‫لایحه پس فرستاده می‌شه به مجلس عوام،

20
00:01:06,333 --> 00:01:09,033
‫و اونجا کم‌کم خاک می‌خوره و از بین می‌ره؛

21
00:01:09,083 --> 00:01:11,833
‫عینِ پیرزنی که یه گوشۀ خونه افتاده و جون نداره.

22
00:01:14,125 --> 00:01:17,575
‫اگه تعصبات حزبی رو در نظر بگیریم،
‫مجلس تقریباً نصف‌نصفه،

23
00:01:17,625 --> 00:01:21,450
‫یعنی هر کی اشرافیِ موروثیِ بی‌طرف رو دستش بگیره،

24
00:01:21,500 --> 00:01:24,208
‫عملاً کنترل این لایحه دستشه.

25
00:01:24,250 --> 00:01:26,658
‫و به لطف کار حساب‌شده و ظریفِ

26
00:01:26,708 --> 00:01:30,116
‫بچه‌ها توی دو هفتۀ گذشته،
‫به نظرم می‌تونیم به خودمون مطمئن باشیم.

27
00:01:30,166 --> 00:01:32,083
‫خب پس حله دیگه، نه؟

28
00:01:32,875 --> 00:01:33,916
‫کار تمومه.

29
00:01:36,333 --> 00:01:38,083
‫هفتۀ دیگه همین‌موقع،

30
00:01:38,916 --> 00:01:40,791
‫فاتحه‌ش به کل خونده شده.

31
00:01:41,125 --> 00:01:43,541
‫ازت می‌خوایم بذاری لایحه تصویب بشه.

32
00:01:44,000 --> 00:01:46,158
‫ما همین الان به بابات گفتیم ردش می‌کنیم!

33
00:01:46,208 --> 00:01:47,416
‫نگران اون نباش.

34
00:01:47,458 --> 00:01:51,408
‫تو باید تمرکزت رو بذاری روی اینکه
‫چطور رفقات رو قانع کنی ۱۸۰ درجه بچرخن.

35
00:01:51,458 --> 00:01:53,158
‫از چی حرف می‌زنید؟

36
00:01:53,208 --> 00:01:54,283
‫می‌دونیم خواستۀ بزرگیه،

37
00:01:54,333 --> 00:01:57,408
‫ولی با توجه به رابطۀ متقابلی که با هم داریم،

38
00:01:57,458 --> 00:02:00,741
‫گفتیم شاید این‌بار بتونی برامون سنگ‌تموم بذاری.

39
00:02:00,791 --> 00:02:05,033
‫خواهشاً فکر نکنید قدردانِ کارهایی که برام کردین نیستم.

40
00:02:05,083 --> 00:02:05,950
‫دیگه هیچی نگو.

41
00:02:06,000 --> 00:02:06,991
‫خیالت راحت باشه،

42
00:02:07,041 --> 00:02:10,866
‫توی این مدت یه کلمه هم از دسته‌گلی
‫که به آب دادی به کسی نگفتیم.

43
00:02:10,916 --> 00:02:11,916
‫حتی یه کلمه.

44
00:02:13,125 --> 00:02:15,125
‫نمی‌گم این کار رو نمی‌کنم، ولی...

45
00:02:15,875 --> 00:02:16,750
‫ای وای.

46
00:02:19,750 --> 00:02:21,158
‫بذارین توضیح بدم. خب...

47
00:02:21,208 --> 00:02:26,375
‫سس قرمز داریم، سس قهوه‌ای، نمک و فلفل، و خردل.

48
00:02:26,416 --> 00:02:28,616
‫حالا محافظه‌کارها که عمراً حمایت کنن.
‫[مخالفین]

49
00:02:28,666 --> 00:02:29,375
‫[نقشۀ بابی]

50
00:02:29,416 --> 00:02:30,741
‫ولی حزب کارگر حمایت می‌کنه.
‫[موافقین]

51
00:02:30,791 --> 00:02:34,416
‫لیبرال‌ها هم کم‌وبیش نصف‌نصف تقسیم شدن.
‫[نقشۀ ادی و سوزی]

52
00:02:34,458 --> 00:02:36,741
‫بخش اعظم اشرافیانِ موروثی هم

53
00:02:36,791 --> 00:02:41,000
‫دنبال پول می‌رن، ولی بااین‌حال احتمالاً هنوز

54
00:02:41,041 --> 00:02:42,541
‫۲۰تا رأی کم داریم.

55
00:02:43,041 --> 00:02:45,833
‫خب توی این تمثیل، خردل کی می‌شه، دیکی؟

56
00:02:46,916 --> 00:02:50,366
‫علاوه بر لردهایی که عضو مجلس اعیان هستن،

57
00:02:50,416 --> 00:02:54,200
‫۲۶تا هم «لرد روحانی» داریم.

58
00:02:54,250 --> 00:02:58,658
‫اگه با هم باشن،
‫جبهه‌ای می‌سازن که کار رو برامون درمیاره.

59
00:02:58,708 --> 00:03:02,491
‫ولی یه مانعِ اساسی هست که باید برطرف بشه؛

60
00:03:02,541 --> 00:03:05,916
‫اونم در قالب اسقفِ ساسکس.

61
00:03:06,416 --> 00:03:07,916
‫درد این اسقف چیه حالا؟

62
00:03:07,958 --> 00:03:13,825
‫حامیِ سرسختِ مبارزه با بلای خانمان‌سوزِ موادمخدره.

63
00:03:13,875 --> 00:03:17,166
‫ولی شاید بشه...

64
00:03:17,208 --> 00:03:19,375
‫راهی به درون قلبش پیدا کرد.

65
00:03:20,500 --> 00:03:23,033
‫پای یه پسر ناخلف در میونه.

66
00:03:23,083 --> 00:03:27,250
‫هوم. خب، اسقف رو بسپر به ما.

67
00:03:28,291 --> 00:03:30,325
‫می‌دونی عیسی وقتی کاسب‌ها رو

68
00:03:30,375 --> 00:03:32,116
‫از معبد بیرون کرد بهشون چی گفت؟

69
00:03:32,166 --> 00:03:34,741
‫بهشون گفت: «مکتوب است که

70
00:03:34,791 --> 00:03:37,241
‫خانۀ من خانۀ عبادت خوانده خواهد شد...»

71
00:03:37,291 --> 00:03:40,250
‫«اما شما آن را لانۀ دزدان کرده‌اید.»

72
00:03:41,041 --> 00:03:42,833
‫کاملاً باهاتون موافقم.

73
00:03:42,875 --> 00:03:46,583
‫نباید باور مردم به خداوند رو
‫وسیله‌ای برای سود شخصی کرد.

74
00:03:46,625 --> 00:03:48,166
‫- تازه‌واردین؟
‫- بله.

75
00:03:48,250 --> 00:03:50,075
‫همین دو هفته پیش با رأی موافق اومدم.

76
00:03:50,125 --> 00:03:51,408
‫موروثی!

77
00:03:51,458 --> 00:03:53,408
‫این روزها خیلی نادره.

78
00:03:53,458 --> 00:03:55,700
‫نه به نادریِ اسقف‌ها.

79
00:03:55,750 --> 00:03:58,750
‫می‌خواستم دربارۀ لایحۀ پیش‌رو باهاتون صحبت کنم.

80
00:03:59,583 --> 00:04:03,241
‫شنیدم با لرد هاثورن خیلی صمیمی هستین.

81
00:04:03,291 --> 00:04:05,200
‫باید بگم خیلی بلندپروازید

82
00:04:05,250 --> 00:04:08,325
‫که همین اوایل مسیر شغلی‌تون،
‫حامیِ یه لایحه شدین.

83
00:04:08,375 --> 00:04:09,575
‫راستش من باور دارم

84
00:04:09,625 --> 00:04:12,158
‫که قانونی کردن ماری‌جوآنا مزایای اقتصادی

85
00:04:12,208 --> 00:04:13,491
‫و اجتماعیِ زیادی داره.

86
00:04:13,541 --> 00:04:15,708
‫این مادۀ مخدر، دروازۀ اعتیاده، عالی‌جناب.

87
00:04:16,208 --> 00:04:18,200
‫تا حالا کمپ‌های ترک اعتیاد رفتین

88
00:04:18,250 --> 00:04:20,283
‫و آدمایی رو که زندگی‌شون تباه شده دیدین؟

89
00:04:20,333 --> 00:04:23,158
‫بله، رفتم. اتفاقاً برادرم همین الان توی یکی‌شونه.

90
00:04:23,208 --> 00:04:26,075
‫انگیزه‌تون همینه؟ جنبۀ شخصیِ ماجرا؟

91
00:04:26,125 --> 00:04:30,541
‫یا فقط یه روایت داستانیه
‫که باهاش رأی جمع کنین و بقیه رو خام کنین؟

92
00:04:32,791 --> 00:04:37,825
‫خب، برای کسی که چنین ایمان عمیقی داره،
‫خیلی بدبین و بدگمان هستین.

93
00:04:37,875 --> 00:04:41,533
‫شما هم خیلی ساده‌لوحید
‫اگه فکر می‌کنید می‌تونید کلیسای انگلستان رو

94
00:04:41,583 --> 00:04:43,408
‫به حمایت از این جرم‌زدایی راضی کنید.

95
00:04:43,458 --> 00:04:46,750
‫من فقط اومدم تا ببینم راهی هست
‫که بتونیم به هم کمک کنیم یا نه.

96
00:04:48,875 --> 00:04:50,708
‫می‌خواستم دربارۀ پسرتون باهاتون حرف بزنم.

97
00:04:52,833 --> 00:04:54,033
‫ببخشید، چی گفتین؟

98
00:04:54,083 --> 00:04:57,408
‫اسکار. شنیدم خودش رو درگیر یه دردسری کرده.

99
00:04:57,458 --> 00:04:59,450
‫به نظرم این جلسه دیگه تمومه.

100
00:04:59,500 --> 00:05:01,950
‫عجله نکنین. لطفاً فقط حرف‌هامو بشنوین.

101
00:05:02,000 --> 00:05:04,533
‫پسرم هیچ ربطی به این موضوع نداره.

102
00:05:04,583 --> 00:05:06,408
‫این رو می‌دونم، ولی اینم می‌دونم که

103
00:05:06,458 --> 00:05:08,958
‫برای تصویب این لایحه به کمکتون نیاز دارم.

104
00:05:09,458 --> 00:05:12,116
‫و فکر کنم بتونم کمکش کنم دردسرهاش رو پشت سر بذاره.

105
00:05:12,166 --> 00:05:13,000
‫پس خواهش می‌کنم،

106
00:05:14,291 --> 00:05:15,708
‫بهم بگید چی شده.

107
00:05:18,541 --> 00:05:21,075
‫پسرم آدم خیلی سرسخت و مصممیه.

108
00:05:21,125 --> 00:05:22,791
‫تو کارِ املاکه.

109
00:05:23,041 --> 00:05:23,658
‫[اسکار ثورن]

110
00:05:23,708 --> 00:05:27,408
‫تا همین چند ماه پیش، همه‌چیز خیلی خوب پیش می‌رفت.
‫[فعال در حوزۀ ساخت‌وساز]

111
00:05:27,458 --> 00:05:30,125
‫وارد یه پروژۀ عمرانیِ جدید شد.

112
00:05:30,625 --> 00:05:34,366
‫آخرش از یه مشت نزول‌خورِ بدنام پول قرض کرد

113
00:05:34,416 --> 00:05:37,875
‫تا یه عمارت زشت و مزخرف رو نزدیک «اسکت» بخره.

114
00:05:38,541 --> 00:05:42,791
‫سه هفتۀ پیش بهم زنگ زد و پول خواست
‫تا بدهیِ اونا رو صاف کنه.

115
00:05:43,708 --> 00:05:45,116
‫هر چی داشتم بهش دادم،

116
00:05:45,166 --> 00:05:48,116
‫ولی یه هفته بعد دوباره زنگ زد و بازم پول خواست.

117
00:05:48,166 --> 00:05:49,541
‫بهش گفتم نه.

118
00:05:50,166 --> 00:05:51,583
‫خیلی نگرانم.

119
00:05:52,166 --> 00:05:54,083
‫از اون‌موقع تا حالا ندیدمش.

120
00:05:54,583 --> 00:05:56,666
‫زنگ بهش می‌زنم جواب نمی‌ده.

121
00:05:56,708 --> 00:05:58,241
‫خب، شاید باورتون نشه

122
00:05:58,291 --> 00:06:01,833
‫ولی قبلاً توی حل‌وفصل چنین مشکلاتی
‫موفق بودیم.

123
00:06:02,625 --> 00:06:05,200
‫نظرتون چیه بار شما رو من به دوش بکشم،

124
00:06:05,250 --> 00:06:07,416
‫و اگه موفق شدم،

125
00:06:07,916 --> 00:06:09,750
‫شما هم بار من رو سبک کنین؟

126
00:06:11,375 --> 00:06:13,666
‫[یه عمارت زشت و مزخرف]
‫[نزدیک «اسکت»]

127
00:06:13,833 --> 00:06:16,200
‫اسقف مطمئنه اگه پسره پول رو جور نکنه،

128
00:06:16,250 --> 00:06:17,991
‫تاوانِ بدی پس می‌ده.

129
00:06:18,041 --> 00:06:20,666
‫پس باید بفهمیم طلبکار کیه

130
00:06:20,708 --> 00:06:22,575
‫و ببینیم می‌شه یه‌جوری بدهی رو صاف کرد یا نه.

131
00:06:22,625 --> 00:06:25,500
‫بعدش، اگه پسره رو نجات بدیم،
‫اونم رأی‌ها رو برامون ردیف می‌کنه.

132
00:06:29,166 --> 00:06:32,700
‫- پس دردسر اسقف تبدیل به مأموریت شد؟
‫- ظاهراً که همین‌طوره.

133
00:06:32,750 --> 00:06:34,041
‫سلام، نگهبان هستم.

134
00:06:34,833 --> 00:06:37,541
‫دنبال اسکار ثورن می‌گردیم. می‌خوایم باهاش گپ بزنیم.

135
00:06:38,291 --> 00:06:40,333
‫لبخند بزن اِدی، جلوی دوربینیم.

136
00:06:43,125 --> 00:06:44,541
‫[هلی‌شات امنیتی شماره ۳]

137
00:07:03,916 --> 00:07:06,208
‫[اصلان]
‫[سرپرست تیم امنیتی]

138
00:07:08,375 --> 00:07:09,700
‫امری داشتین؟

139
00:07:09,750 --> 00:07:12,708
‫دنبال اون آقایی هستیم که اینجا رو خریده.
‫هستش؟

140
00:07:13,666 --> 00:07:14,950
‫خب، حتی اگه می‌دونستم،

141
00:07:15,000 --> 00:07:16,375
‫که می‌دونم،

142
00:07:16,875 --> 00:07:17,991
‫بهتون نمی‌گفتم.

143
00:07:18,041 --> 00:07:20,200
‫آخه این خارج از حیطۀ وظایفمه.

144
00:07:20,250 --> 00:07:22,616
‫حیطۀ وظایف من، حفاظت از این مکانه.

145
00:07:22,666 --> 00:07:25,408
‫هر چی خارج از اینجا باشه، جزوِ...

146
00:07:25,458 --> 00:07:27,283
‫- حیطۀ وظایفت نیست؟
‫- آره.

147
00:07:27,333 --> 00:07:30,416
‫- پنج هزارتا می‌دیم تا ببینیمش، چطوره؟
‫- ده هزارتا بده، خودم می‌برمت پیشش.

148
00:07:32,500 --> 00:07:33,658
‫بفرمایین داخل.

149
00:07:33,708 --> 00:07:35,658
‫البته الان فعلاً فقط اسکلتش مونده،

150
00:07:35,708 --> 00:07:38,325
‫ولی قشنگ معلومه پتانسیل بالایی داره.

151
00:07:38,375 --> 00:07:40,950
‫بچۀ زرنگیه این اسکار. کلّه‌ش خوب کار می‌کنه.

152
00:07:41,000 --> 00:07:45,116
‫راستش از همون وقتی که نقشۀ اینجا رو کشیدن،
‫مدیریتش با من بوده.

153
00:07:45,166 --> 00:07:48,450
‫رئیس تیم امنیتی‌ام، می‌گیرین چی می‌گم؟
‫حالا این تیکه‌ش جالبه:

154
00:07:48,500 --> 00:07:51,408
‫به‌جای حقوق، از سهامِ همین عمارت برداشتم.

155
00:07:51,458 --> 00:07:53,083
‫خیلی‌خب، رسیدیم. همین‌جاست.

156
00:07:54,125 --> 00:07:56,000
‫شما دوتا اصلاً می‌دونین

157
00:07:56,041 --> 00:07:59,041
‫یک‌چهارم از یک درصدِ ۲۰۰ میلیون چقدر می‌شه؟

158
00:07:59,625 --> 00:08:01,791
‫آره، ۵۰۰ هزار پوند.

159
00:08:03,291 --> 00:08:04,291
‫این نظر شماست!

160
00:08:05,333 --> 00:08:08,075
‫من دیگه بیشتر از این جلو نمیام.
‫نمی‌تونم از این خط رد بشم،

161
00:08:08,125 --> 00:08:10,158
‫تضاد منافع ایجاد می‌کنه.

162
00:08:10,208 --> 00:08:12,958
‫پس اگه می‌شه رد کن بیاد.

163
00:08:15,750 --> 00:08:16,958
‫حتماً.

164
00:08:17,666 --> 00:08:19,041
‫- ممنون.
‫- هوم.

165
00:08:21,125 --> 00:08:22,500
‫اون‌تو چه خبره؟

166
00:08:26,125 --> 00:08:27,000
‫اوه!

167
00:08:49,625 --> 00:08:50,750
‫اسکار!

168
00:08:52,666 --> 00:08:53,950
‫شماها کدوم خرایی هستین؟

169
00:08:54,000 --> 00:08:56,158
‫مادرت ما رو فرستاده. خیلی نگرانت شده.

170
00:08:56,208 --> 00:08:59,875
‫- چطور اومدین داخل؟
‫- اسکار، اومدیم کمکت کنیم.

171
00:09:00,375 --> 00:09:03,208
‫البته، شاید چندتا سؤال هم داشته باشیم.

172
00:09:03,791 --> 00:09:06,208
‫اینجا رو ۱۰۰ میلیون بهم پیشنهاد دادن.

173
00:09:08,125 --> 00:09:09,291
‫می‌دونم، معرکه‌ست.

174
00:09:09,875 --> 00:09:15,250
‫بیشتر از ۳۰۰۰ متر مربع بنا توی ۵ هکتار زمین،
‫اونم با یه دریاچۀ اختصاصی.

175
00:09:16,291 --> 00:09:18,741
‫- پول رو از کی قرض کردی؟
‫- پَت گالاگر.

176
00:09:18,791 --> 00:09:20,083
‫اون یه...

177
00:09:20,291 --> 00:09:22,991
‫پروموتر خرپول مبارزات ایرلندیه،

178
00:09:23,041 --> 00:09:25,783
‫دنبال این بود که ریسک سرمایه‌گذاریش رو تقسیم کنه.

179
00:09:25,833 --> 00:09:27,116
‫- پَت رو می‌شناسیم؟
‫- می‌شناسیم.

180
00:09:27,166 --> 00:09:30,950
‫یه کوکائین‌فروش خرپول ایرلندیه
‫که شده پروموتر مبارزه.

181
00:09:31,000 --> 00:09:33,283
‫شک ندارم دنبال پول‌شویی بوده.

182
00:09:33,333 --> 00:09:36,033
‫- چقدر بهش بدهکاری؟
‫- ۵۰ میلیون.

183
00:09:36,083 --> 00:09:38,033
‫فقط ۲۰تا دیگه برای نوسازی می‌خواستم،

184
00:09:38,083 --> 00:09:39,533
‫ولی یهو زد زیرش،

185
00:09:39,583 --> 00:09:42,375
‫گفت پولش رو با سودش پس می‌خواد.

186
00:09:42,916 --> 00:09:45,575
‫بدونِ اطلاع قبلی!
‫بهش گفتم: «من این‌همه پول ندارم،

187
00:09:45,625 --> 00:09:48,075
‫مگر اینکه اینجا رو بفروشم، یه‌کم وقت بده.»

188
00:09:48,125 --> 00:09:49,083
‫نظرت چیه؟

189
00:09:50,208 --> 00:09:53,041
‫به نظرم اسکار نیاز به رضایت‌نامۀ پَت گالاگر داره.

190
00:10:12,083 --> 00:10:14,083
‫[پَت گالاگر]
‫[پروموترِ مبارزه]

191
00:10:14,500 --> 00:10:15,583
‫آقایون.

192
00:10:16,583 --> 00:10:17,666
‫اول شما.

193
00:10:18,166 --> 00:10:20,666
‫- حالت ایستادنت عالیه، پاتریک.
‫- سلام، سوزی.

194
00:10:31,375 --> 00:10:34,158
‫جامعه رو از روی شیوۀ ادارۀ زندان‌هاش می‌شه قضاوت کرد.

195
00:10:34,208 --> 00:10:38,158
‫ایمان، عدالت، کرامت انسانی،

196
00:10:38,208 --> 00:10:40,533
‫همه‌شون توی نحوۀ برخورد ما با مجرم‌ها بازتاب دارن.

197
00:10:40,583 --> 00:10:43,116
‫آخرش برای بابات چند سال بریدن؟

198
00:10:43,166 --> 00:10:45,875
‫تا جایی که یادمه، ۶ سال از ۱۰ سالش رو گذرونده.

199
00:10:45,916 --> 00:10:48,241
‫اگه پسر خوبی باشه، سال دیگه باید آزاد بشه.

200
00:10:48,291 --> 00:10:51,283
‫ده سال برای دستکاری در حساب‌وکتاب مالیاتی!

201
00:10:51,333 --> 00:10:53,458
‫یه‌سری شرایط هم بود
‫که بهش تخفیف دادن.

202
00:10:54,125 --> 00:10:56,950
‫خب، می‌تونیم کل روز دربارۀ
‫سیستم کیفری بریتانیا صحبت کنیم،

203
00:10:57,000 --> 00:10:59,541
‫ولی ما اومدیم تا دربارۀ یه آشنای مشترک حرف بزنیم.

204
00:11:00,041 --> 00:11:01,083
‫اسکار ثورن.

205
00:11:02,250 --> 00:11:05,533
‫اسکار ثورن؟ برای چی می‌خواین
‫به یه فرصت‌طلبِ مفلوک مثل اون کمک کنین؟

206
00:11:05,583 --> 00:11:09,375
‫اِدی همکار مادرشه، توی کاخ وست‌مینستر.

207
00:11:10,333 --> 00:11:11,916
‫- آها، همون اسقفه.
‫- آره.

208
00:11:12,125 --> 00:11:15,075
‫همه عاشق اسقف‌ان. دومین مهرۀ خوبِ روی صفحه.
‫(اسقف در شطرنج همان فیل است)

209
00:11:15,125 --> 00:11:16,575
‫نیازی نبود زحمت بکشید بیاید.

210
00:11:16,625 --> 00:11:20,241
‫اخیراً قبول کردم از سود بدهیِ اسکار بگذرم،

211
00:11:20,291 --> 00:11:22,583
‫به شرطی که یه کاری برام انجام بده.

212
00:11:22,791 --> 00:11:24,658
‫هر چقدر وقت بخوای بهت می‌دم،

213
00:11:24,708 --> 00:11:26,700
‫فقط کافیه بری یه پرنده رو برام تحویل بگیری.

214
00:11:26,750 --> 00:11:28,283
‫پرنده؟ چه... چه پرنده‌ای؟

215
00:11:28,333 --> 00:11:31,125
‫- خب، پرنده رو برای چی می‌خواست؟
‫- هر پرنده‌ای نه.

216
00:11:31,166 --> 00:11:31,833
‫[شاهینِ بالابانِ سفید]

217
00:11:31,875 --> 00:11:34,700
‫یه شاهینِ بالابانِ سفید، به ارزش یک میلیون پوند.

218
00:11:34,750 --> 00:11:37,125
‫توی خاورمیانه باهاشون مسابقه می‌دن،
‫خیلی هم خواهان داره.

219
00:11:38,250 --> 00:11:40,458
‫یه رسم دیرینه که نسل‌به‌نسل منتقل شده.

220
00:11:40,750 --> 00:11:43,833
‫چیزی که به‌عنوان سنت بادیه‌نشین‌ها شروع شد،
‫حالا تبدیل به بیزینس بزرگی شده.

221
00:11:44,125 --> 00:11:46,000
‫گِرَمش از طلا هم گرون‌تره.

222
00:11:47,416 --> 00:11:50,991
‫این پرنده‌ها با ماشین‌های لوکس
‫جا‌به‌جا می‌شن، با هواپیما پرواز می‌کنن،

223
00:11:51,041 --> 00:11:52,783
‫حتی پاسپورت اختصاصی دارن.

224
00:11:52,833 --> 00:11:55,791
‫هیچ نماد و نشانی باکلاس‌تر از
‫یه شاهین اصیل نیست.

225
00:11:56,375 --> 00:12:00,866
‫ولی ویژگی اون پرندۀ به‌خصوص این بود که نر بود؛
‫مناسب برای تولیدمثل.

226
00:12:00,916 --> 00:12:05,033
‫مادرش سه سال پشت‌سرهم
‫برندۀ جام ملک عبدالعزیز شده بود.

227
00:12:05,083 --> 00:12:08,200
‫رگ و ریشۀ پدریش هم به دهۀ ۱۹۷۰ می‌رسه.

228
00:12:08,250 --> 00:12:09,241
‫شاید بشه گفت

229
00:12:09,291 --> 00:12:12,991
‫بهترین شاهین مخصوص تولیدمثلی بود
‫که دنیا تا حالا به خودش دیده.

230
00:12:13,041 --> 00:12:16,033
‫اینکه مجبور شدم از
‫اسکار بخوام بره تحویلش بگیره

231
00:12:16,083 --> 00:12:19,408
‫فقط برای این بود که ممنوع‌الخروجم؛
‫بخشی از شرایط وثیقه‌مه.

232
00:12:19,458 --> 00:12:21,491
‫آخر همین ماه باید برم دادگاه.

233
00:12:21,541 --> 00:12:25,700
‫وکیلم می‌گه اوضاع پرونده به‌شدّت وخیم و داغونه.

234
00:12:25,750 --> 00:12:29,208
‫- تا حالا اسم شیخ خالد سلیمان رو شنیدین؟
‫- بله.

235
00:12:29,916 --> 00:12:32,033
‫باباش سومین مرد ثروتمند خلیجه.

236
00:12:32,083 --> 00:12:33,616
‫خب، اگه دنبال اینی که

237
00:12:33,666 --> 00:12:36,825
‫خودت رو توی دل یکی از اعضای
‫خاندان سلطنتی خاورمیانه جا کنی،

238
00:12:36,875 --> 00:12:38,166
‫شاید ما بتونیم کمکت کنیم.

239
00:12:38,208 --> 00:12:41,458
‫ما اونجا یه آشنا داریم
‫که می‌تونه برات پارتی‌بازی کنه.

240
00:12:41,500 --> 00:12:45,366
‫نه، خودم ترتیب پارتی‌بازی رو دادم.
‫اون پرنده گنج منه.

241
00:12:45,416 --> 00:12:46,783
‫به‌محض اینکه تحویل شیخ بدمش،

242
00:12:46,833 --> 00:12:49,533
‫بهم ویزا می‌ده برم توی خاورمیانه زندگی کنم.

243
00:12:49,583 --> 00:12:50,575
‫و یه چیزی رو بهتون بگم:

244
00:12:50,625 --> 00:12:54,866
‫ترجیح می‌دم روزهام رو با تماشای
‫ساختنِ شهرها وسط کویر بگذرونم،

245
00:12:54,916 --> 00:12:58,033
‫تا اینکه بخوام با بابای تو هم‌سلولی بشم

246
00:12:58,083 --> 00:12:59,875
‫و توی زندانِ اعلی‌حضرت آب‌خنک بخورم.

247
00:13:00,375 --> 00:13:01,958
‫ظاهراً یه مشکلی...

248
00:13:02,000 --> 00:13:04,616
‫توی سفارشی که بهش سپردی از طرفت بخره، هست.

249
00:13:04,666 --> 00:13:05,741
‫چه‌جور مشکلی؟

250
00:13:05,791 --> 00:13:08,033
‫توی یه حراجی توی آمریکا گذاشته بودنش.

251
00:13:08,083 --> 00:13:11,408
‫یه بلیت گرفتم و رفتم اونجا تا پرندۀ کوفتی رو بخرم.

252
00:13:11,458 --> 00:13:14,366
‫همین‌که سوار هواپیما شدم برگردم،

253
00:13:14,416 --> 00:13:16,616
‫یه فکری افتاد توی سرم.

254
00:13:16,666 --> 00:13:18,741
‫اگه این پرنده‌ها این‌همه می‌ارزن...

255
00:13:18,791 --> 00:13:19,825
‫چرا خودم تکثیرشون نکنم؟

256
00:13:19,875 --> 00:13:22,783
‫همین که برگشتم انگلیس، هر چی پول داشتم رو خرج کردم

257
00:13:22,833 --> 00:13:25,083
‫و تا تونستم شاهینِ ماده خریدم.

258
00:13:25,125 --> 00:13:29,991
‫شاهینِ پَت رو هم آوردم اینجا و
‫منتظر موندم روال طبیعیِ کارها طی بشه.

259
00:13:30,041 --> 00:13:31,625
‫ولی نشد که بشه.

260
00:13:32,500 --> 00:13:34,866
‫اتفاقی که افتاد این بود که
‫شاهینِ پَت غیبش زده،

261
00:13:34,916 --> 00:13:38,616
‫چون این کثافت‌ها درسته بلعیدنش!

262
00:13:38,666 --> 00:13:42,958
‫خب، به نظر میاد... یه جا گمش کرده.

263
00:13:45,541 --> 00:13:48,283
‫مگه می‌شه یه شاهین به اون گندگی رو گم کرد؟!

264
00:13:48,333 --> 00:13:52,583
‫سؤال کاملاً بجاییه. ولی متأسفانه
‫ما هم هنوز جوابشو نمی‌دونیم.

265
00:13:53,916 --> 00:13:56,958
‫اگه می‌خواین به اسکار کمک کنین،
‫کمکش کنین اون پرنده رو پیدا کنه.

266
00:13:57,958 --> 00:13:59,950
‫اگه تا آخر هفته پیداش نکنه،

267
00:14:00,000 --> 00:14:03,000
‫به خدا قسم خودم می‌کشمش.

268
00:14:07,000 --> 00:14:09,125
‫من که قراره سه‌تا حبس ابد بخورم،

269
00:14:10,125 --> 00:14:11,791
‫اینم روش، می‌شه چهار‌تا!

270
00:14:14,791 --> 00:14:16,416
‫هوی، حواست رو جمع کن!

271
00:14:16,583 --> 00:14:18,583
‫[مجتمع مسکونیِ «بروک‌برن»]

272
00:14:22,416 --> 00:14:23,116
‫[بهای دموکراسی]

273
00:14:23,166 --> 00:14:25,291
‫اینم پولت، دیکی.
‫نصفش توی این کیف، نصفش توی اون یکی.

274
00:14:25,791 --> 00:14:27,375
‫ممنونم، آقای جک.

275
00:14:28,416 --> 00:14:29,658
‫می‌مونی یه نوشیدنی با هم بزنیم؟

276
00:14:29,708 --> 00:14:32,458
‫- نه، باید برگردم.
‫- حیف شد.

277
00:14:32,958 --> 00:14:34,291
‫پس باشه برای یه وقت دیگه.

278
00:14:34,791 --> 00:14:36,075
‫همه‌چیز روبه‌راهه؟

279
00:14:36,125 --> 00:14:38,616
‫همه‌چیز بی‌نقص و عالیه، ممنون که پرسیدی.

280
00:14:38,666 --> 00:14:41,325
‫لردها همگی مثل بچه‌های خوب به صف شدن.

281
00:14:41,375 --> 00:14:45,408
‫امشب هم برای چندتا از مهره‌های اصلی
‫یه شام کاری تدارک دیدیم.

282
00:14:45,458 --> 00:14:47,283
‫کارها کاملاً افتاده رو غلتک.

283
00:14:47,333 --> 00:14:49,125
‫خوبه. فقط خواستم مطمئن بشم.

284
00:14:50,000 --> 00:14:52,708
‫فقط سخته که...

285
00:14:53,583 --> 00:14:57,875
‫وقتی دستت به خون آلوده‌ست،
‫از بقیه بخوای بهت اعتماد کنن.

286
00:14:59,083 --> 00:15:00,741
‫بهتره زیاد بهش فکر نکنی.

287
00:15:00,791 --> 00:15:01,875
‫تصورم اینه که

288
00:15:02,583 --> 00:15:04,500
‫صداها کم‌کم ضعیف‌تر می‌شن...

289
00:15:06,541 --> 00:15:07,408
‫به مرور زمان.

290
00:15:07,458 --> 00:15:09,033
‫طبق تجربۀ تو همین‌طوره؟

291
00:15:09,083 --> 00:15:10,333
‫کدوم صداها، دیکی؟

292
00:15:11,000 --> 00:15:13,375
‫صدای اونایی که کشتی‌شون.

293
00:15:13,875 --> 00:15:15,200
‫راستش رو بهم بگو، جک.

294
00:15:15,250 --> 00:15:18,416
‫تا حالا جون چند نفر رو گرفتی؟

295
00:15:19,833 --> 00:15:21,491
‫چیزی نیست که خیلی بخوام بهش فکر کنم.

296
00:15:21,541 --> 00:15:23,283
‫من و تو عضو یه انجمن هستیم،

297
00:15:23,333 --> 00:15:26,375
‫یه انجمن خاص و مخفیانه که
‫هیچ‌وقت نمی‌شه ازش بیرون رفت.

298
00:15:29,000 --> 00:15:31,666
‫فقط تمرکزت رو بذار روی اینکه این چند روز رو بگذرونی.

299
00:15:33,500 --> 00:15:36,083
‫آره، نه درسته، کاملاً درست می‌گی.

300
00:15:37,208 --> 00:15:39,750
‫وقتی لایحه تصویب بشه، اوضاع فرق می‌کنه.

301
00:15:42,500 --> 00:15:44,000
‫ولی ما که می‌خوایم ردش کنیم.

302
00:15:45,250 --> 00:15:46,791
‫نمی‌ذاریم تصویب بشه.

303
00:15:47,125 --> 00:15:48,700
‫آره، ردش کنیم.

304
00:15:48,750 --> 00:15:52,125
‫آره، معلومه. منظورم... منظورم همون بود. زبونم نچرخید.

305
00:15:53,208 --> 00:15:54,166
‫صحیح.

306
00:15:56,125 --> 00:15:57,500
‫سرتو بالا بگیر، دیکی.

307
00:15:58,541 --> 00:16:00,666
‫تا چشم به هم بزنی، همه‌چی تموم شده.

308
00:16:12,916 --> 00:16:14,250
‫[بلا]
‫[موبایل]

309
00:16:15,416 --> 00:16:18,033
‫- جواب نمی‌دی؟
‫- نه، بعداً خودم بهش زنگ می‌زنم.

310
00:16:18,083 --> 00:16:20,325
‫تماس کاریه، ممکنه خیلی مهم باشه.

311
00:16:20,375 --> 00:16:23,575
‫می‌تونم انگشتام رو بکنم توی گوشم که راحت حرف بزنی.

312
00:16:23,625 --> 00:16:26,916
‫می‌دونی، آخه حس می‌کنم یه جرقه‌هایی
‫بین‌تون زده شده.

313
00:16:27,458 --> 00:16:28,166
‫[بلا]
‫[موبایل]

314
00:16:28,208 --> 00:16:31,825
‫عه، حیف شد. به نظرت برای چی زنگ زده بود؟

315
00:16:31,875 --> 00:16:34,033
‫فکر کنم برای کار، سوزان.

316
00:16:34,083 --> 00:16:36,750
‫- راستش... برای بعداً یه قرار گذاشته بودیم.
‫- به‌به!

317
00:16:37,333 --> 00:16:40,241
‫- تنهایی می‌ری سر قرار؟
‫- اگه تو هم بیای خیلی خوشحال می‌شم.

318
00:16:40,291 --> 00:16:42,916
‫نه نگران نباش، نمی‌خوام مزاحم خلوت‌تون بشم.

319
00:16:42,958 --> 00:16:44,658
‫بگذریم؛ خودم برنامه دارم.

320
00:16:44,708 --> 00:16:46,000
‫آره دیگه می‌دونم.

321
00:16:47,291 --> 00:16:49,166
‫هوم، ول‌کن نیست انگار.
‫[ایزابلا سورانزا]

322
00:16:49,750 --> 00:16:50,658
‫سلام، بلا.

323
00:16:50,708 --> 00:16:52,825
‫سلام، سوزانا. امروز دارم میام لندن،

324
00:16:52,875 --> 00:16:56,991
‫و سه‌تا عمارت جدید دارم که
‫می‌خواستم جزئیاتشون رو بهت نشون بدم.

325
00:16:57,041 --> 00:16:58,366
‫شاهکارن!

326
00:16:58,416 --> 00:16:59,783
‫امشب وقت داری؟

327
00:16:59,833 --> 00:17:01,616
‫متأسفانه نه.

328
00:17:01,666 --> 00:17:04,366
‫از قبل برنامه دارم. بهتره به اِدی زنگ بزنی.

329
00:17:04,416 --> 00:17:05,950
‫بهش زنگ زدم ولی جواب نداد.

330
00:17:06,000 --> 00:17:09,033
‫مطمئنم قصد نداشته بهت بی‌محلی کنه،
‫احتمالاً داره ناز می‌کنه!

331
00:17:09,083 --> 00:17:11,741
‫- هوم.
‫- شوخی نکن سوزی.

332
00:17:11,791 --> 00:17:13,700
‫من وظایف جدیدم رو خیلی جدی گرفتم،

333
00:17:13,750 --> 00:17:16,450
‫و مارکو دوست داره چیزهایی
‫که آماده کردم رو در اسرع وقت نشونتون بدم.

334
00:17:16,500 --> 00:17:21,158
‫یه پیشنهادی دارم. الان بهش می‌رسم.
‫یه لحظه صبر کن. اِدی! بِلائه.

335
00:17:21,208 --> 00:17:24,575
‫می‌پرسه امشب می‌تونی
‫برای یه جلسۀ کاری ببینی‌ش یا نه.

336
00:17:24,625 --> 00:17:27,908
‫عالیه. بگو ساعت ۸ شب، آدرس رو براش پیامک می‌کنم.

337
00:17:27,958 --> 00:17:30,533
‫- شنیدی؟
‫- ساعت هشت، بله.

338
00:17:30,583 --> 00:17:33,450
‫سوار هواپیما می‌شم و تا دو ساعت دیگه پیشتونم.

339
00:17:33,500 --> 00:17:35,033
‫تو هم می‌تونی بیای سوزی؟

340
00:17:35,083 --> 00:17:38,283
‫نه، همون‌طور که گفتم گرفتارم،
‫ولی به شما دوتا حسابی خوش بگذره.

341
00:17:38,333 --> 00:17:40,200
‫اونم با خودت بیار تا ببینیمش.

342
00:17:40,250 --> 00:17:42,916
‫دقیقاً. جو رو هم با خودت بیار
‫تا ما هم ببینیمش.

343
00:17:43,416 --> 00:17:45,666
‫باشه پس اونم میارم.

344
00:17:45,708 --> 00:17:46,291
‫عالیه.

345
00:17:46,333 --> 00:17:47,708
‫- خداحافظ.
‫- خداحافظ، بلا.

346
00:17:48,000 --> 00:17:49,866
‫خب، نظرت عوض شد انگار.

347
00:17:49,916 --> 00:17:51,783
‫راستش دیدم روی نشان خانوادگیِ سورانزا

348
00:17:51,833 --> 00:17:54,991
‫یه سپر هست که دو طرفش دوتا شاهین ایستادن.

349
00:17:55,041 --> 00:17:57,125
‫مشخصه که ورزش محبوب خانوادگی‌شونه.

350
00:17:57,625 --> 00:18:00,750
‫شاید مهارتش از اجدادشون بهشون رسیده باشه.

351
00:18:01,625 --> 00:18:05,083
‫اگه نتونیم شاهین رو پیدا کنیم،
‫شاید بلا سر شام بتونه یه کمکی بهمون بکنه.

352
00:18:07,166 --> 00:18:09,283
‫- خوبی، بابا؟
‫- کجایی؟

353
00:18:09,333 --> 00:18:11,416
‫توی چند جبهه دارم می‌جنگم. کاری داشتی؟

354
00:18:12,000 --> 00:18:14,500
‫راستش یه‌کم نگرانِ لرد هاثورنم.

355
00:18:15,125 --> 00:18:16,083
‫چطور مگه؟

356
00:18:16,583 --> 00:18:18,200
‫جک، چرا نگرانیم؟

357
00:18:18,250 --> 00:18:20,491
‫یه‌کم شُل و وِل می‌زد، همین.

358
00:18:20,541 --> 00:18:23,450
‫سرش خیلی شلوغه و ذهنش درگیره؛
‫باید لردهای مختلف رو خر کنه،

359
00:18:23,500 --> 00:18:26,791
‫و مطمئن بشه طبق خواستۀ شما
‫لایحه رو کلاً وتو کنن و بندازن دور.

360
00:18:26,833 --> 00:18:28,916
‫ولی نگران نباش، کارش درسته.

361
00:18:29,250 --> 00:18:30,833
‫مسئله‌ای نیست که بخوای بهم بگی؟

362
00:18:32,333 --> 00:18:33,783
‫تا جایی که من خبر دارم، نه.

363
00:18:33,833 --> 00:18:35,125
‫خب پس...

364
00:18:35,416 --> 00:18:38,158
‫پس می‌ذارم به کارت برسی.

365
00:18:38,208 --> 00:18:40,200
‫خیلی‌خب، بعداً باهات صحبت می‌کنم.

366
00:18:40,250 --> 00:18:41,625
‫آره، فعلاً خداحافظ، عزیزم.

367
00:18:44,416 --> 00:18:46,033
‫کاری هست بخوای برات بکنم، بابا؟

368
00:18:46,083 --> 00:18:49,375
‫آره، به جان ارگان‌کش بگو یه زنگ بهم بزنه.

369
00:19:02,916 --> 00:19:04,500
‫اوضاع با بابات روبه‌راهه؟

370
00:19:05,166 --> 00:19:06,908
‫نمی‌دونم، لحنش عجیب بود.

371
00:19:06,958 --> 00:19:10,208
‫هوم. خب این روزها کاملاً طبیعیه، سوزان.

372
00:19:17,416 --> 00:19:18,408
‫اصلان!

373
00:19:18,458 --> 00:19:19,991
‫بله، آقا آزی.

374
00:19:20,041 --> 00:19:21,666
‫این دوستام می‌خوان یه چیزی ازت بپرسن.

375
00:19:22,833 --> 00:19:25,416
‫ببخشید. اون وامونده رو ببر کنار! هی، پبلز!

376
00:19:25,916 --> 00:19:27,908
‫فکر می‌کنیم توی این ملک دزدی شده.

377
00:19:27,958 --> 00:19:30,283
‫می‌خوایم دوربین‌های مداربسته و هلی‌شات رو چک کنیم.

378
00:19:30,333 --> 00:19:32,000
‫خیلی‌خب، ویدئوها رو بهشون نشون بده.

379
00:19:32,166 --> 00:19:34,416
‫- دنبالم بیاید.
‫- هوم.

380
00:19:36,041 --> 00:19:38,833
‫- یه صحبتی با هم بکنیم؟
‫- باشه، موردی نداره.

381
00:19:39,041 --> 00:19:41,750
‫شاید برای شماها اهمیت چندانی نداشته باشه، ولی خب،

382
00:19:42,125 --> 00:19:45,408
‫توی عمرم نگهبان ۵۷تا ملک بودم،

383
00:19:45,458 --> 00:19:48,458
‫حتی یه مورد سرقت هم نداشتیم.
‫این برام خیلی ارزش داره.

384
00:19:49,125 --> 00:19:50,708
‫اسم من اصلان‌ـه.

385
00:19:51,500 --> 00:19:55,166
‫هم‌نامِ اون شیر بزرگِ توی فیلم‌ها.
‫(مثلاً در فیلم نارنیا)

386
00:19:56,041 --> 00:19:58,000
‫این اسم برام اهمیت خاصی داره.

387
00:19:58,500 --> 00:19:59,958
‫به کارم افتخار می‌کنم.

388
00:20:00,916 --> 00:20:04,375
‫توی اون ویدئوها چیزی دستگیرمون نمی‌شه، درسته اصلان؟

389
00:20:04,750 --> 00:20:08,250
‫- همون‌طور که گفتم، من یه شیرم.
‫- هوم.

390
00:20:09,041 --> 00:20:09,875
‫ببین،

391
00:20:10,541 --> 00:20:13,791
‫جفتمون خوب می‌دونیم که شریک تجاری‌ت...

392
00:20:13,916 --> 00:20:18,200
‫کاملاً توانایی این رو داره
‫که یکی از این پرنده‌ها رو گم‌وگور کنه.

393
00:20:18,250 --> 00:20:21,033
‫البته مراقبت از این حیوون‌ها جزو حیطۀ وظایف تو نیست،

394
00:20:21,083 --> 00:20:24,500
‫ولی اگه یکی از این پرنده‌ها غیبش زده باشه،

395
00:20:25,208 --> 00:20:28,458
‫مسلماً تو بهترین گزینه برای پیدا کردنِ پرندۀ مذکور هستی.

396
00:20:30,000 --> 00:20:32,333
‫حس می‌کنم یه درک متقابلی بینمونه.

397
00:20:32,375 --> 00:20:36,700
‫من روی آقا آزی و این ملک سرمایه‌گذاری سنگینی کردم،

398
00:20:36,750 --> 00:20:38,616
‫و باید قبول کرد که این اواخر،

399
00:20:38,666 --> 00:20:42,125
‫تقریباً بدجوری قفلی زده روی این پرنده‌ها.

400
00:20:42,583 --> 00:20:44,491
‫لازمه اولویت‌هاش رو درست کنه،

401
00:20:44,541 --> 00:20:47,208
‫تمرکزش رو بذاره روی فروش اینجا تا منم به سهمم برسم.

402
00:20:47,708 --> 00:20:48,791
‫در همین راستا،

403
00:20:49,916 --> 00:20:52,416
‫شاید یکی از موانعِ تمرکزش رو از سر راه برداشته باشم.

404
00:20:52,916 --> 00:20:53,875
‫متوجه شدم.

405
00:20:54,375 --> 00:20:59,116
‫معلومه که تاجر فوق‌العاده زرنگ و باهوشی هستی، اصلان.

406
00:20:59,166 --> 00:21:01,116
‫و شک ندارم یه حدس‌هایی می‌زنی

407
00:21:01,166 --> 00:21:03,875
‫که مردم حاضرن چقدر پای این پرنده‌ها پول بدن.

408
00:21:05,125 --> 00:21:07,616
‫شاید یه حدس‌های کوچیکی داشته باشم.

409
00:21:07,666 --> 00:21:11,500
‫و پیدا کردن مشتری هم برای این
‫پرنده‌ها کار به‌شدّت سختیه.

410
00:21:12,083 --> 00:21:13,125
‫ولی اصلان...

411
00:21:16,125 --> 00:21:17,500
‫من همون مشتری‌ام.

412
00:21:18,083 --> 00:21:20,958
‫و حاضرم به قیمت روز بازار،
‫پول این شاهین بالابان رو بدم.

413
00:21:23,750 --> 00:21:24,750
‫دنبالم بیا.

414
00:21:27,250 --> 00:21:30,116
‫ببخشید، این خراب‌شده خیلی بزرگه.

415
00:21:30,166 --> 00:21:31,866
‫چندتا پاگرد دیگه بیشتر نمونده.

416
00:21:31,916 --> 00:21:33,250
‫- هوف.
‫- اوهوم.

417
00:21:35,416 --> 00:21:37,950
‫بهت روراست می‌گم، چون آدم روراستی‌ام:

418
00:21:38,000 --> 00:21:39,283
‫پرنده رو خودم کِش رفتم.

419
00:21:39,333 --> 00:21:41,575
‫نمی‌دونم چیِ این لجن انقدر خاصه.

420
00:21:41,625 --> 00:21:44,658
‫فقط یه جا کِز می‌کنه،
‫می‌خوره، می‌خوابه، خرابکاری می‌کنه.

421
00:21:44,708 --> 00:21:47,666
‫پرنده‌ای که من دوست دارم طوطیه؛
‫حداقل می‌تونی باهاش کل‌کل کنی.

422
00:21:52,583 --> 00:21:53,750
‫این دیگه چه کوفتیه؟

423
00:21:54,875 --> 00:21:56,125
‫خب، یه اسکناس ده‌پوندیه.

424
00:21:57,291 --> 00:21:59,875
‫اِدی، این پرنده یک میلیون پوند می‌ارزه!

425
00:22:00,458 --> 00:22:01,366
‫حق با توئه.

426
00:22:01,416 --> 00:22:04,583
‫حالا شاید می‌تونستی یک میلیون پوند

427
00:22:04,625 --> 00:22:06,825
‫از شیخ خالد سلیمان به جیب بزنی،
‫اونم به این خاطر که

428
00:22:06,875 --> 00:22:10,825
‫خودش و هم‌وطناش کشته‌مردهٔ مسابقات شاهین‌ان؛

429
00:22:10,875 --> 00:22:12,916
‫شاید حتی دو میلیون گیرت می‌اومد.

430
00:22:13,541 --> 00:22:15,250
‫ولی اون اینجا نیست، مگه نه؟

431
00:22:16,375 --> 00:22:17,208
‫من اینجام.

432
00:22:17,791 --> 00:22:20,533
‫و قیمتش پیش کسی که می‌دونه تو یه دزدِ بی‌همه‌چیز هستی

433
00:22:20,583 --> 00:22:23,491
‫و عرضۀ انجام تنها کاری
‫که براش استخدام شدی رو نداری،

434
00:22:23,541 --> 00:22:26,916
‫یعنی دزدی نکردن از کارفرمات...

435
00:22:28,416 --> 00:22:29,875
‫خب، دقیقاً ده پونده.

436
00:22:30,875 --> 00:22:34,783
‫پس اگه می‌خوای اون صفر ممیز بیست‌وپنج
‫درصدِ باارزشت رو نگه داری،

437
00:22:34,833 --> 00:22:37,125
‫پیشنهاد می‌کنم این پول رو بگیری

438
00:22:37,666 --> 00:22:39,666
‫و پرنده رو پس بدی به اسکار.

439
00:22:44,041 --> 00:22:46,575
‫خیلی‌خب، دیگه ادامه ندین.
‫پرنده رو پیدا کردیم.

440
00:22:46,625 --> 00:22:48,250
‫- خدا رو شکر!
‫- هوم.

441
00:22:49,083 --> 00:22:51,908
‫پیشنهاد می‌کنم مستقیم ببریمش پیش پَت. من ماشینو میارم.

442
00:22:51,958 --> 00:22:53,866
‫- ایدۀ فوق‌العاده‌ایه، سروان.
‫- کجا بود حالا؟

443
00:22:53,916 --> 00:22:54,958
‫خب،

444
00:22:55,541 --> 00:22:57,375
‫رفته بود یه هوایی بخوره، مگه نه؟

445
00:22:59,583 --> 00:23:00,833
‫صبر کن ببینم.

446
00:23:01,666 --> 00:23:02,783
‫چشم‌بندش کو؟

447
00:23:02,833 --> 00:23:04,616
‫درش آوردم، قیافه‌ش مسخره شده بود.

448
00:23:04,666 --> 00:23:07,666
‫همگی آروم باشین و اصلاً از جاتون تکون نخورین.

449
00:23:08,666 --> 00:23:11,116
‫این حیوون‌ها شکارچی رأس هرم‌ان.

450
00:23:11,166 --> 00:23:13,116
‫چشم‌بند باید روی چشماش باشه.

451
00:23:13,166 --> 00:23:15,658
‫کوچیک‌ترین خطری حس کنه، می‌پره می‌ره.

452
00:23:15,708 --> 00:23:18,575
‫نمی‌دونستم! من از پرنده‌ها هیچی حالیم نیست.

453
00:23:18,625 --> 00:23:20,283
‫چشم‌بند پرنده رو بذار لطفاً.

454
00:23:20,333 --> 00:23:25,291
‫یه ثانیه مهلت بده! دارم چشم‌بند کوفتی رو
‫از جیبم درمیارم.

455
00:23:30,208 --> 00:23:34,541
‫پبلزِ احمق، نذار اون هلی‌شات بیاد نزدیکمون، کودن!

456
00:23:36,666 --> 00:23:38,700
‫نقشۀ دوم یا برنامۀ جایگزینی چیزی داریم؟

457
00:23:38,750 --> 00:23:42,116
‫نه! بدون اون پرنده، ۲۶تا رأی کم میاریم،

458
00:23:42,166 --> 00:23:44,825
‫تلاشمون برای لابی‌گری توی مجلس اعیان به باد می‌ره،

459
00:23:44,875 --> 00:23:48,158
‫و من می‌مونم و ۶۰ میلیون بدهی
‫به رئیس باند مافیاییِ ایتالیایی!

460
00:23:48,208 --> 00:23:50,916
‫هیچ برنامۀ جایگزینی در کار نیست!

461
00:23:52,708 --> 00:23:55,541
‫شکلات می‌خوای؟ فکر کنم قندت افتاده.

462
00:23:56,250 --> 00:23:57,825
‫کارم خیلی بیشتر از این حرف‌ها گیره.

463
00:23:57,875 --> 00:23:59,666
‫من می‌گم بریم شام بخوریم.

464
00:24:03,875 --> 00:24:06,575
‫خلاصه، پیراهنم رو درآورده بودم،
‫همه هم اونجا بودن.

465
00:24:06,625 --> 00:24:09,075
‫- همه؟
‫- سس سیر از مچم می‌چکید!

466
00:24:09,125 --> 00:24:11,791
‫توی چشماش که نگاه کردم،
‫دیدم اونم فهمیده.

467
00:24:13,000 --> 00:24:15,416
‫نگفته بودی نامزدت انقدر شیطونه!

468
00:24:15,458 --> 00:24:16,875
‫تازه کجاشو دیدی!

469
00:24:16,916 --> 00:24:20,033
‫قدیما بهش می‌گفتن «جو پنگوئنه»،
‫بس‌که برف (کوکائین) رد و بدل می‌کرده.

470
00:24:20,083 --> 00:24:21,700
‫- جو پنگوئنه.
‫- جو پنگوئنه، عجب!

471
00:24:21,750 --> 00:24:23,241
‫برای همین رفتی آمریکا؟

472
00:24:23,291 --> 00:24:24,700
‫میامی! آخه از آفتابش خوشم میاد.

473
00:24:24,750 --> 00:24:27,416
‫- آها. این «آفتاب»...
‫- آفتاب.

474
00:24:27,458 --> 00:24:29,416
‫کنایه از همون کوکائینه؟

475
00:24:31,000 --> 00:24:32,950
‫اگه باشه هم، اولین باریه که دارم می‌شنوم.

476
00:24:33,000 --> 00:24:36,491
‫همه‌رقمه‌ش رو شنیده بودم؛
‫بنگ‌بنگ، نوشیدنیِ دماغی، گردباد.

477
00:24:36,541 --> 00:24:38,791
‫عزیزم... عزیزم، فکر کنم داشت شوخی می‌کرد.

478
00:24:39,708 --> 00:24:40,416
‫آهان.

479
00:24:40,458 --> 00:24:41,750
‫خانم‌ها، آقایون.

480
00:24:42,375 --> 00:24:44,450
‫ما این رو سفارش نداده بودیم.

481
00:24:44,500 --> 00:24:47,325
‫هدیه‌ست قربان، از طرف آقایونِ میز روبه‌رویی.

482
00:24:47,375 --> 00:24:49,658
‫- آهای!
‫- خوبین؟

483
00:24:49,708 --> 00:24:51,741
‫آهان، که این‌طور.
‫خب، خیلی لطف دارن،

484
00:24:51,791 --> 00:24:53,033
‫ولی لطفاً نریزیدش.

485
00:24:53,083 --> 00:24:55,750
‫و تا از خجالت نمُردیم
‫این فشفشه‌ها رو خاموش کنید.

486
00:24:55,958 --> 00:24:57,125
‫اونا رو می‌شناسیم؟

487
00:24:57,166 --> 00:25:00,325
‫آره، پالِ دراز و فرانکِ بی‌اعصاب.
‫حدود ۱۵ سالی می‌شه ندیدمشون.

488
00:25:00,375 --> 00:25:01,575
‫دارن مسخره‌مون می‌کنن.

489
00:25:01,625 --> 00:25:03,991
‫خب، جو، بیا نذاریم اونا

490
00:25:04,041 --> 00:25:06,700
‫این شبِ به این قشنگی رو خراب کنن.

491
00:25:06,750 --> 00:25:09,700
‫فکر خوبیه. پیشنهاد می‌کنم
‫لطفشون رو چند برابر جبران کنیم.

492
00:25:09,750 --> 00:25:12,033
‫- مثلاً یه بطری نوشیدنی گرون‌قیمت.
‫- با فشفشه‌های دوبل!

493
00:25:12,083 --> 00:25:12,991
‫فکر خوبیه.

494
00:25:13,041 --> 00:25:16,375
‫اگه برای اونا نوشیدنی گرون‌قیمت سفارش می‌دی،
‫باید برای خودمونم بگیری.

495
00:25:16,416 --> 00:25:17,450
‫می‌گیرم.

496
00:25:17,500 --> 00:25:19,533
‫پاشو بریم، سوزی.
‫میای با هم بریم سرویس؟

497
00:25:19,583 --> 00:25:20,416
‫بریم.

498
00:25:25,958 --> 00:25:27,533
‫- باز شروع شد.
‫- ای بابا!

499
00:25:27,583 --> 00:25:29,166
‫چطوری جو، چه خبرا؟

500
00:25:29,666 --> 00:25:31,083
‫رفیقت کیه؟

501
00:25:32,333 --> 00:25:33,950
‫ادوارد هورنیمان هستم، خوشوقتم.

502
00:25:34,000 --> 00:25:36,450
‫و بابت کادوی نورانی‌تون هم ممنون،

503
00:25:36,500 --> 00:25:39,283
‫کل رستوران لذت بردن!

504
00:25:39,333 --> 00:25:42,125
‫آره، خیلی هم عالی. من فرانکم، اونم پالِ درازه.

505
00:25:42,625 --> 00:25:43,575
‫خوشوقتم.

506
00:25:43,625 --> 00:25:46,075
‫چطوری جو؟ چند سالی می‌شه ندیدمت،
‫کجا بودی تا حالا؟

507
00:25:46,125 --> 00:25:48,491
‫- آمریکا.
‫- به گمونم بارت رو حسابی بستی.

508
00:25:48,541 --> 00:25:50,991
‫بد نبود سرِ سفره‌ای که پهن بود، ما رو هم دعوت می‌کردی.

509
00:25:51,041 --> 00:25:54,033
‫ولی یه‌خرده کمتر از اون غذاهای آمریکایی بخور، پسر.

510
00:25:54,083 --> 00:25:55,950
‫قدیما بهش می‌گفتیم «جو خوش‌قیافه».

511
00:25:56,000 --> 00:25:58,575
‫خوش‌تیپِ عوضی. زیادی خوش‌تیپ بود!

512
00:25:58,625 --> 00:26:01,991
‫آینه‌های ماشین برای قیافه‌ش غش و ضعف می‌رفتن!

513
00:26:02,041 --> 00:26:03,875
‫حالا هیکلت رو نگاه کن!

514
00:26:04,166 --> 00:26:06,366
‫اگه اومدی اینجا دلقک‌بازی دربیاری،
‫دلقک خوبی هم نیستی!

515
00:26:06,416 --> 00:26:07,325
‫آروم بگیر بابا.

516
00:26:07,375 --> 00:26:09,416
‫خودت گمشو سر میز خودت و آروم بگیر!

517
00:26:10,166 --> 00:26:11,750
‫چت شده، جو؟

518
00:26:12,250 --> 00:26:16,000
‫قدیما جوِ شوخ‌وشنگ بودی،
‫جوِ شاد، جوِ بی‌خیالِ روزگار.

519
00:26:16,041 --> 00:26:18,500
‫اگه بتمرگی سر میز خودت، منم شاد می‌شم.

520
00:26:18,541 --> 00:26:21,666
‫- اعصاب منو به‌هم نریز.
‫- باشه بابا، داشت سربه‌سرت می‌ذاشت.

521
00:26:22,291 --> 00:26:24,541
‫ای بابا، یه‌کم زیاده‌روی نکردی داداش؟

522
00:26:25,041 --> 00:26:27,158
‫کمربندت دیگه جا نداره، شکمت زده بیرون.

523
00:26:27,208 --> 00:26:29,075
‫تو نگران شکم من نباش.

524
00:26:29,125 --> 00:26:31,366
‫نگران این باش که با ترس و لرز
‫گورتو گم کنی سر میز خودت.

525
00:26:31,416 --> 00:26:33,666
‫- ببینم می‌خوای چی‌کار کنی.
‫- خیلی‌خب، خیلی‌خب، خیلی‌خب.

526
00:26:34,166 --> 00:26:37,408
‫مشخصه که خاطرات مشترکِ قشنگی دارین
‫و کلی حرف هست که باید بزنین،

527
00:26:37,458 --> 00:26:41,575
‫ولی جسارتاً پیشنهاد می‌کنم
‫بذارینش برای یه موقعیت مناسب‌تر.

528
00:26:41,625 --> 00:26:44,125
‫جوزف، می‌شه بشینی لطفاً؟

529
00:26:45,083 --> 00:26:47,866
‫و فرانک، نظرت چیه برگردی سر میز خودت؟

530
00:26:47,916 --> 00:26:52,908
‫برای جبران محبت‌تون،
‫یه بطری نوشیدنی گرون‌قیمت براتون فرستادیم.

531
00:26:52,958 --> 00:26:54,875
‫خوشحالم امشب اومدی بیرون.

532
00:26:55,375 --> 00:26:57,783
‫گاهی خوبه کار رو با تفریح قاتی کنی.

533
00:26:57,833 --> 00:27:00,875
‫خب، من معمولاً سعی می‌کنم
‫این دوتا رو از هم جدا نگه دارم.

534
00:27:02,666 --> 00:27:04,666
‫و هیچ‌وقت وسوسه نشدی

535
00:27:05,458 --> 00:27:07,541
‫برای اِدی استثنا قائل بشی؟

536
00:27:08,916 --> 00:27:11,991
‫نه، ما توی کار با هم عالی پیش می‌ریم.
‫چیزی که توی این حیطۀ کاری خیلی نادره.

537
00:27:12,041 --> 00:27:13,791
‫هیچ‌وقت کاری نمی‌کنم که گند بخوره توش.

538
00:27:14,875 --> 00:27:16,116
‫یاد بگیر، جو.

539
00:27:16,166 --> 00:27:17,958
‫این می‌گن یه آدمِ باتربیت.

540
00:27:20,625 --> 00:27:22,916
‫کلمۀ قشنگی به کار بردی: «جبران».

541
00:27:25,125 --> 00:27:26,325
‫درازِ بی‌خاصیت.

542
00:27:26,375 --> 00:27:27,333
‫پخمۀ عوضی.

543
00:27:27,833 --> 00:27:30,500
‫ببخشید اِدی. انگار اصلاً تغییری نکرده.

544
00:27:33,875 --> 00:27:36,750
‫ولی اعتراف می‌کنم، جذابیت‌های خودشم داره.

545
00:27:37,625 --> 00:27:39,041
‫شما زوج خوبی هستین،

546
00:27:39,958 --> 00:27:41,158
‫تو و جو.

547
00:27:41,208 --> 00:27:43,041
‫وقتی کنارشی خوشحال‌تر به نظر می‌رسی.

548
00:27:43,583 --> 00:27:44,875
‫خیلی خوبه.

549
00:27:45,708 --> 00:27:47,333
‫گاهی همه‌مون به خوشحال بودن نیاز داریم.

550
00:27:48,333 --> 00:27:50,833
‫خب، اگه نمی‌تونی خوشبخت باشی، حداقل خوشحال باش!

551
00:27:53,000 --> 00:27:53,916
‫اومدن.

552
00:27:54,916 --> 00:27:55,991
‫- سلام.
‫- سلام.

553
00:27:56,041 --> 00:27:57,708
‫- همه‌چی مرتبه؟
‫- مرتبه.

554
00:27:59,083 --> 00:28:01,533
‫- سوزی ماجرای پرندۀ گمشده رو بهم گفت.
‫- خوبه.

555
00:28:01,583 --> 00:28:03,583
‫- می‌دونی جنسیتش چیه؟
‫- آره، نَره.

556
00:28:04,083 --> 00:28:07,533
‫خب، پس باید یه متخصص پیدا کنین
‫تا ماده‌ای رو که باهاش جفت شده پیدا کنه.

557
00:28:07,583 --> 00:28:09,950
‫- صحیح.
‫- موجودات فوق‌العاده رمانتیکی هستن.

558
00:28:10,000 --> 00:28:12,533
‫- صدای اون، نره رو برمی‌گردونه.
‫- خب، می‌تونی کمکمون کنی؟

559
00:28:12,583 --> 00:28:15,158
‫بالأخره یه چیزی از مهارت‌های خانواده‌ت
‫به تو هم رسیده دیگه.

560
00:28:15,208 --> 00:28:17,283
‫خیلی‌خب، پرنده رو پیدا می‌کنم. همین الان بریم.

561
00:28:17,333 --> 00:28:18,200
‫- الان؟
‫- الان.

562
00:28:18,250 --> 00:28:19,408
‫- چی؟!
‫- راه بیفتین.

563
00:28:19,458 --> 00:28:21,950
‫فکر کنم گوشی‌م سر میز جا موند. دم در می‌بینمتون.

564
00:28:22,000 --> 00:28:23,583
‫باشه، من حساب می‌کنم.

565
00:28:28,500 --> 00:28:30,875
‫درازِ بی‌همه‌چیز!

566
00:28:31,041 --> 00:28:32,616
‫فقط داشت شوخی می‌کرد!
‫تو رو خدا ولش کن!

567
00:28:32,666 --> 00:28:35,325
‫- به پلیس زنگ نزنید!
‫- چه غلطی کردی تو؟!

568
00:28:35,375 --> 00:28:37,116
‫هیچی، زود باش بریم.

569
00:28:37,166 --> 00:28:38,325
‫لوکاس!

570
00:28:38,375 --> 00:28:40,500
‫اِیوری رو صدا کن و زنگ بزن پلیس.

571
00:28:40,541 --> 00:28:42,616
‫گوش کن چی می‌گم، اصلاً نیازی نیست به پلیس زنگ بزنین.

572
00:28:42,666 --> 00:28:46,116
‫خب؟ حتماً جعبۀ کمک‌های اولیه دارین،
‫فقط باید جلوی خون‌ریزی رو بگیرین.

573
00:28:46,166 --> 00:28:48,450
‫اینم بابت دردسری که براتون درست شد.

574
00:28:48,500 --> 00:28:51,666
‫این‌طوری به صلاح همه‌ست،
‫مخصوصاً اعتبار رستورانتون.

575
00:28:53,916 --> 00:28:55,125
‫شاید یه‌کم یخ هم لازم باشه.

576
00:29:02,208 --> 00:29:04,500
‫خیلی به هم میان، نه؟ سوزی و جو.

577
00:29:06,416 --> 00:29:07,291
‫آره.

578
00:29:08,375 --> 00:29:09,416
‫ظاهراً همین‌طوره.

579
00:29:18,583 --> 00:29:21,458
‫- اسکار، این بالا!
‫- سلام.

580
00:29:21,750 --> 00:29:23,450
‫- اینا کی‌ان؟
‫- اومدن کمک کنن.

581
00:29:23,500 --> 00:29:24,991
‫ایشون کنتسِ منطقۀ فابری هستن.

582
00:29:25,041 --> 00:29:28,200
‫ظاهراً پدربزرگش بزرگ‌ترین شاهین‌بازِ کل ایتالیا بوده.

583
00:29:28,250 --> 00:29:30,658
‫- می‌شه صدای آهنگ رو یه‌ذره کم کنی؟
‫- نه، نه،

584
00:29:30,708 --> 00:29:33,533
‫فکر کنم برای شاهین‌ها حکم لالایی رو داره، مگه نه؟

585
00:29:33,583 --> 00:29:34,708
‫حق با اونه.

586
00:29:35,416 --> 00:29:37,375
‫این پرنده‌ها عاشق اُپرای ایتالیایی‌ان.

587
00:29:37,416 --> 00:29:41,283
‫ببینین، چیزی که باید بدونین اینه
‫که شاهین‌ها بی‌نهایت رمانتیک‌ان؛

588
00:29:41,333 --> 00:29:43,450
‫وقتی جفت پیدا می‌کنن،
‫تا آخر عمر با همون جفت می‌مونن.

589
00:29:43,500 --> 00:29:46,200
‫و دقیقاً از همین راه می‌خوایم
‫پرندۀ گمشده‌تون رو پیدا کنیم.

590
00:29:46,250 --> 00:29:48,166
‫اسکار، چندتا شاهین داری؟

591
00:29:48,750 --> 00:29:49,908
‫۵۰تا.

592
00:29:49,958 --> 00:29:52,416
‫- همگی ماده‌ان؟
‫- درسته.

593
00:29:53,166 --> 00:29:56,658
‫فقط یکی‌شون جفتِ این پرندۀ گمشده‌ست. کدوم یکیه؟

594
00:29:56,708 --> 00:29:58,000
‫نمی‌دونم والا.

595
00:29:58,041 --> 00:30:02,616
‫خب پس باید ته‌وتوش رو دربیاریم.
‫چون اگه اونو پیدا کنیم، نره هم پیدا می‌شه.

596
00:30:02,666 --> 00:30:05,791
‫بچه‌ها، لازم نیست وایستید تماشا کنین،
‫به‌محض اینکه پیداش کردیم خبرتون می‌کنیم.

597
00:30:06,750 --> 00:30:09,325
‫ولی گفته باشم؛ ممکنه طول بکشه.

598
00:30:09,375 --> 00:30:10,375
‫ممنون.

599
00:30:12,416 --> 00:30:13,908
‫- هوم.
‫- کیه؟

600
00:30:13,958 --> 00:30:14,958
‫هاثورنه.

601
00:30:15,458 --> 00:30:16,325
‫الو، دیکی.

602
00:30:16,375 --> 00:30:18,866
‫مگه الان نباید برامون
‫مشغولِ چرب‌زبونی برای لردها باشی؟

603
00:30:18,916 --> 00:30:21,833
‫شرمنده. من... از پسش برنمیام، سوزی.

604
00:30:23,583 --> 00:30:24,991
‫نمی‌تونم باهاشون روبه‌رو بشم.

605
00:30:25,041 --> 00:30:26,333
‫ای خدا، چه گرفتاری شدیم.

606
00:30:27,541 --> 00:30:28,958
‫مشکل چیه حالا؟

607
00:30:29,000 --> 00:30:30,958
‫این آدما فکر می‌کنن من مَرد باشرفی‌ام،

608
00:30:31,250 --> 00:30:33,408
‫منِ واقعی رو نمی‌شناسن.

609
00:30:33,458 --> 00:30:35,125
‫نمی‌دونن چه غلطی کردم.

610
00:30:36,041 --> 00:30:38,241
‫من یه قاتلم، سوزی.

611
00:30:38,291 --> 00:30:40,875
‫- چند وقته تو کارِ ماری‌جوآنایی؟
‫- هوم.

612
00:30:41,708 --> 00:30:43,200
‫الان یکی دو سالی می‌شه.

613
00:30:43,250 --> 00:30:45,575
‫- سودش خوبه؟
‫- بالا و پایین داره.

614
00:30:45,625 --> 00:30:50,458
‫هوم. نظرت دربارۀ بابای سوزی چیه؟ «بابِ کله‌خراب».

615
00:30:52,375 --> 00:30:54,125
‫الان شد سه‌تا، جوزف.

616
00:30:54,958 --> 00:30:56,033
‫سه‌تا چی؟

617
00:30:56,083 --> 00:30:57,708
‫چهارمی هم بپرس.

618
00:30:57,958 --> 00:30:58,916
‫سؤال!

619
00:31:02,416 --> 00:31:05,408
‫خب می‌دونی، ذهن کنجکاوی دارم؛ دست خودم نیست.

620
00:31:05,458 --> 00:31:07,908
‫همه‌مون کارهایی کردیم که بهشون افتخار نمی‌کنیم.

621
00:31:07,958 --> 00:31:10,200
‫نذار مانعِ انجام کاری بشه که باید بکنی.

622
00:31:10,250 --> 00:31:12,625
‫ولی من جون یه آدم رو گرفتم!

623
00:31:13,125 --> 00:31:17,825
‫وقتی چنین کار شنیعی کردم
‫چطور توی چشم بقیۀ لردها نگاه کنم؟

624
00:31:17,875 --> 00:31:20,408
‫داره نابودم می‌کنه، خواب ندارم.

625
00:31:20,458 --> 00:31:23,241
‫دیکی، بذار همین‌جا حرفتو قطع کنم، باشه؟

626
00:31:23,291 --> 00:31:26,075
‫برات یه خبری دارم، یه خبر مهم.

627
00:31:26,125 --> 00:31:26,958
‫هوم؟

628
00:31:28,375 --> 00:31:29,625
‫کار تو نبوده.

629
00:31:30,458 --> 00:31:32,291
‫- هان؟
‫- چیزخورت کرده بودن.

630
00:31:33,125 --> 00:31:36,291
‫اون جنازه رو گذاشتن کنارت
‫تا فکر کنی خودت کشتی‌ش.

631
00:31:38,041 --> 00:31:39,750
‫همه‌چیز رو خودمون ترتیب داده بودیم.

632
00:31:48,791 --> 00:31:51,166
‫ولی... چرا؟

633
00:31:51,750 --> 00:31:53,250
‫برای اینکه حرف‌شنوتر بشی،

634
00:31:53,750 --> 00:31:56,041
‫تا هر کاری لازم بود برامون بکنی.

635
00:31:56,833 --> 00:31:58,750
‫بذار یه سؤالی ازت بپرسم:

636
00:31:59,250 --> 00:32:03,458
‫تو همیشه سرِ یه شام معمولی
‫با خودت «برتا ام۹» میاری؟

637
00:32:04,250 --> 00:32:05,825
‫رفتارم ناراحتت کرده؟

638
00:32:05,875 --> 00:32:07,250
‫نه، ناراحتم نکرده.

639
00:32:08,416 --> 00:32:10,125
‫فقط به نظرم یه‌کم دور از ادب بود.

640
00:32:10,500 --> 00:32:13,875
‫خب مشکلِ ما عوام همینه دیگه، عالی‌جناب.

641
00:32:13,916 --> 00:32:15,325
‫ما رو نمی‌شه هیچ‌جا برد.

642
00:32:15,375 --> 00:32:17,583
‫اتفاقاً هر کسی رو می‌شه هر جایی برد.

643
00:32:17,791 --> 00:32:20,000
‫به شرطی که درست رفتار کنه.

644
00:32:20,375 --> 00:32:22,533
‫حالا درسته که قاتل نیستی،

645
00:32:22,583 --> 00:32:24,825
‫ولی هنوز یه عالمه مدرک هست

646
00:32:24,875 --> 00:32:26,575
‫که می‌تونه تو رو به این قتل مرتبط کنه.

647
00:32:26,625 --> 00:32:30,033
‫پس پیشنهاد می‌کنم انقدر به حال خودت غصه نخوری،

648
00:32:30,083 --> 00:32:32,000
‫خودتو جمع‌وجور کنی،

649
00:32:32,750 --> 00:32:36,041
‫و دست‌به‌کار بشی
‫تا اون لردها رو برای تصویب لایحه راضی کنی.

650
00:32:37,541 --> 00:32:40,083
‫می‌تونستی سیاستمدارِ معرکه‌ای بشی.

651
00:32:41,208 --> 00:32:42,166
‫ممنون.

652
00:32:42,791 --> 00:32:44,875
‫ولی فکر کردی الان چی‌ام، دیکی؟

653
00:32:48,250 --> 00:32:51,083
‫می‌خوای با این حرفا به چی برسی اِدی؟ هوم؟

654
00:32:53,875 --> 00:32:56,458
‫من و سوزی...

655
00:33:00,333 --> 00:33:01,750
‫بذار این‌طوری بگم:

656
00:33:03,208 --> 00:33:07,125
‫من خیلی خیلی هوای سوزی رو دارم.

657
00:33:09,000 --> 00:33:10,583
‫یه‌خرده دودل شده.

658
00:33:12,000 --> 00:33:12,991
‫عذاب‌وجدان گرفته؟

659
00:33:13,041 --> 00:33:15,908
‫آره، دقیقاً درست توصیفش کردی.

660
00:33:15,958 --> 00:33:19,200
‫مطمئنم خیلی زود می‌تونه خودشو جمع‌وجور کنه.

661
00:33:19,250 --> 00:33:22,208
‫هوم، آره. بریم یه هوایی بخوریم؟

662
00:33:39,750 --> 00:33:41,333
‫♪ می‌خوام کنار هم باشین ♪

663
00:33:47,750 --> 00:33:49,458
‫♪ می‌خوام کنار هم باشین... ♪

664
00:33:55,375 --> 00:33:58,616
‫آقایان، شب خوش.
‫ببخشید که معطلتون کردم.

665
00:33:58,666 --> 00:34:00,250
‫عوضی!

666
00:34:03,750 --> 00:34:07,458
‫♪ دست به دست همدیگه بدین ♪

667
00:34:08,083 --> 00:34:09,708
‫♪ می‌خوام کنار هم باشین ♪

668
00:34:12,125 --> 00:34:13,041
‫♪ می‌خوام کنار هم... ♪

669
00:34:13,625 --> 00:34:15,908
‫- فکر کنم پیداش کردیم.
‫- بفرما!

670
00:34:15,958 --> 00:34:17,583
‫فوق‌العاده بود.

671
00:34:17,666 --> 00:34:19,208
‫خب، ببینیم چی‌کار می‌تونه بکنه.

672
00:34:20,958 --> 00:34:24,416
‫داره جفتش رو صدا می‌زنه. میاد پیشش، حالا می‌بینید.

673
00:34:25,916 --> 00:34:27,366
‫نظرت چیه، اِدی؟

674
00:34:27,416 --> 00:34:30,833
‫می‌کِشتش سمت خودش،
‫یا اون‌یکی با پرواز کردن، زیادی داره خوش می‌گذرونه؟

675
00:34:31,750 --> 00:34:33,500
‫باید ببینیم چی می‌شه، مگه نه؟

676
00:34:42,500 --> 00:34:43,075
‫اوه.

677
00:34:43,125 --> 00:34:44,408
‫- خودشه؟
‫- آره.

678
00:34:44,458 --> 00:34:45,991
‫- یه چیزی دارم می‌بینم.
‫- اون؟

679
00:34:46,041 --> 00:34:47,708
‫- می‌بینی‌ش؟
‫- خودشه؟

680
00:34:49,041 --> 00:34:49,916
‫بیا، پپه!

681
00:34:50,875 --> 00:34:51,875
‫یالا!

682
00:34:53,208 --> 00:34:54,700
‫- همینه، پسرم!
‫- بیا!

683
00:34:54,750 --> 00:34:56,950
‫- بیا! همینه!
‫- یالا، پپه.

684
00:34:57,000 --> 00:34:58,500
‫- زود باش دیگه!
‫- بیا!

685
00:34:58,541 --> 00:34:59,666
‫ایول!

686
00:34:59,708 --> 00:35:02,916
‫ای جانم، کله‌پوکِ خنگ. بیا اینجا.

687
00:35:03,958 --> 00:35:06,575
‫دیدی؟ بعد می‌گن عشق و عاشقی مُرده.

688
00:35:06,625 --> 00:35:09,166
‫- عزیزم، می‌شه دیگه بریم خونه؟
‫- حتماً.

689
00:35:10,041 --> 00:35:13,250
‫کجا قایم شده بودی؟ عیبی نداره، اشکالی نداره.

690
00:35:13,833 --> 00:35:16,616
‫راستش خطر از بیخ گوشمون گذشت.
‫ممنونم.

691
00:35:16,666 --> 00:35:17,791
‫خواهش می‌کنم.

692
00:35:18,000 --> 00:35:20,708
‫کم‌کم دارم به این نتیجه می‌رسم که
‫کاری نیست از پسش برنیای.

693
00:35:21,333 --> 00:35:22,916
‫من اصلاً ناز نمی‌کنم،

694
00:35:23,500 --> 00:35:25,200
‫فقط کافیه بخوای، اِدی.

695
00:35:25,250 --> 00:35:26,916
‫♪ می‌خوام کنار هم باشین ♪

696
00:35:29,083 --> 00:35:31,333
‫♪ دست به دست همدیگه بدین ♪

697
00:35:31,750 --> 00:35:34,333
‫[صحبت به زبان عربی]

698
00:35:34,375 --> 00:35:37,658
‫این بالابانِ زیبا نشانۀ دوستیِ من

699
00:35:37,708 --> 00:35:39,408
‫و احترامیه که برای شما،

700
00:35:39,458 --> 00:35:41,833
‫شیخ خالد سلیمان، و خانواده‌تون قائلم.

701
00:35:41,875 --> 00:35:43,625
‫موجود فوق‌العاده‌ایه.

702
00:35:44,125 --> 00:35:46,533
‫بی‌نهایت سپاسگزارم، آقای گالاگر.

703
00:35:46,583 --> 00:35:50,166
‫مشتاقم ببینم چطور توی کشورتون باهاش مسابقه می‌دین.

704
00:35:50,666 --> 00:35:52,958
‫حالا به‌وقتش. عالی‌جناب.

705
00:35:53,958 --> 00:35:54,791
‫هوم.

706
00:35:58,750 --> 00:36:00,250
‫خوشحالم از آشنایی‌ت، اِدی.

707
00:36:00,291 --> 00:36:01,125
‫سلام علیکم.

708
00:36:01,166 --> 00:36:02,375
‫علیکم السلام.

709
00:36:02,416 --> 00:36:03,916
‫بفرما، بشین.

710
00:36:05,833 --> 00:36:08,541
‫مسلماً پیشمون می‌مونی تا
‫نمایشِ پروازش رو تماشا کنی.

711
00:36:08,958 --> 00:36:11,583
‫بله حتماً! دشت‌های انگلستان در مقایسه با...

712
00:36:11,791 --> 00:36:14,375
‫منظرۀ پرواز یه شاهین
‫بر فراز تل‌ماسه‌های صحرای عرب، هیچی نیست.

713
00:36:14,750 --> 00:36:17,541
‫ماشالا، عربی‌ت هم خیلی خوبه.

714
00:36:17,583 --> 00:36:18,500
‫ممنون.

715
00:36:18,541 --> 00:36:20,991
‫متأسفانه وقتی اونجا بودم
‫خیلی فرصت نداشتم تا تقویتش کنم.

716
00:36:21,041 --> 00:36:23,458
‫چطوری انقدر به اون زبون مسلطه؟

717
00:36:23,958 --> 00:36:25,541
‫اون همه‌فن‌حریفه، پاتریک.

718
00:36:26,041 --> 00:36:28,908
‫یه زبان‌شناس زبردست با هیکلِ خلافکارها،

719
00:36:28,958 --> 00:36:31,416
‫تازه شجرۀ خانوادگی‌ش هم
‫به قدیمی‌ترین اشراف انگلستان می‌رسه.

720
00:36:31,666 --> 00:36:33,533
‫یه سؤال دارم که با زبان عربی ازت می‌پرسم.

721
00:36:33,583 --> 00:36:35,750
‫نظرت در مورد دوست ایرلندی‌مون چیه؟

722
00:36:36,958 --> 00:36:38,375
‫باید جلوش محتاط باشی.

723
00:36:38,416 --> 00:36:40,075
‫ولی می‌تونه به دردت بخوره.

724
00:36:40,125 --> 00:36:43,208
‫شاید برای این کار، گزینۀ مناسبی نباشه
‫ولی برای یه کار دیگه مفیده.

725
00:36:43,250 --> 00:36:44,875
‫احتیاط که واجبه.

726
00:36:45,166 --> 00:36:47,791
‫باید مراقب باشم. واقعاً واجبه.

727
00:36:48,833 --> 00:36:52,916
‫بهش ویزایی که انقدر برای گرفتنش مشتاقه رو می‌دم.
‫ولی فقط یه ویزای یکساله.

728
00:36:54,208 --> 00:36:56,458
‫آخه ببین، ما می‌خوایم فقط بهترین‌ها بیان توی کشورمون.

729
00:36:56,500 --> 00:36:58,375
‫آدمایی که به فرهنگ اهمیت می‌دن.

730
00:36:58,416 --> 00:37:00,158
‫آدمایی که به میراث اهمیت می‌دن.

731
00:37:00,208 --> 00:37:02,166
‫آدمایی مثل شما...

732
00:37:02,250 --> 00:37:03,333
‫عالی‌جناب.

733
00:37:04,083 --> 00:37:05,700
‫به افتخار بهترین اتفاق‌ها،

734
00:37:05,750 --> 00:37:06,958
‫قربان.

735
00:37:08,083 --> 00:37:10,375
‫[صحبت به زبان عربی]

736
00:37:20,666 --> 00:37:24,491
‫می‌خواستم اسکار ثورن رو بهتون معرفی کنم،
‫پسر اسقفِ ساسکس.

737
00:37:24,541 --> 00:37:27,958
‫منم مثل شما کلکسیون بزرگی از شاهین‌ها دارم.

738
00:37:28,000 --> 00:37:29,158
‫شاهین؟

739
00:37:29,208 --> 00:37:34,158
‫در کنار یه مجموعۀ بزرگ از املاکِ لاکچری.

740
00:37:34,208 --> 00:37:35,666
‫دنبالم بیا،
‫بریم یه‌کم گپ بزنیم.

741
00:37:36,583 --> 00:37:38,458
‫بیا، بیا. بریم حرف بزنیم. خب...

742
00:37:38,875 --> 00:37:42,158
‫عجب! نمی‌دونم چی بهش گفتی،
‫ولی حتماً خوب تونستی قانعش کنی.

743
00:37:42,208 --> 00:37:45,625
‫خب، مشخصه که ایشون دقیقاً می‌دونه چی می‌خواد.

744
00:37:46,000 --> 00:37:47,700
‫خیلی هم مطمئن نباش.

745
00:37:47,750 --> 00:37:51,083
‫انگار رفیقت داره اون خونه رو ۲۵۰تا بهش قالب می‌کنه!

746
00:37:51,125 --> 00:37:53,491
‫ای خدا! دست‌مریزاد، عایشه.

747
00:37:53,541 --> 00:37:55,208
‫همیشه در خدمتم.

748
00:37:56,416 --> 00:37:58,908
‫در آینده هر کمکی خواستی، می‌دونی کجا پیدام کنی.

749
00:37:58,958 --> 00:37:59,833
‫حتماً.

750
00:38:07,125 --> 00:38:09,533
‫صبح بخیر دیکی. دیشب چطور بود؟

751
00:38:09,583 --> 00:38:11,958
‫مهمونی شام یه موفقیت چشمگیر بود.

752
00:38:12,000 --> 00:38:15,750
‫همه موافقت کردن رأی بدن تا لایحه تصویب بشه.

753
00:38:16,250 --> 00:38:19,741
‫خوشحالم اینو می‌شنوم.
‫خوبه که دودلی و تردیدت برطرف شد.

754
00:38:19,791 --> 00:38:22,491
‫این وسط، اسکار هم برمی‌گرده پیش مادر عزیزش،

755
00:38:22,541 --> 00:38:26,783
‫تا اونم سرِ وقت،
‫۲۶تا رأیی رو که می‌تونه برگردونه رو بهمون بده.

756
00:38:26,833 --> 00:38:28,450
‫بعدش دیگه کاملاً قطعیه

757
00:38:28,500 --> 00:38:33,708
‫که نقشۀ شومتون به همون نتیجه‌ای که می‌خواین می‌رسه.

758
00:38:34,208 --> 00:38:40,200
‫ولی قبل از اینکه ادامه بدیم،
‫یکی دوتا نکته هست که می‌خوام مطرح کنم.

759
00:38:40,250 --> 00:38:44,075
‫ببخشید اگه دیشب رفتار من

760
00:38:44,125 --> 00:38:47,250
‫حواس‌پرتیِ بی‌موردی ایجاد کرد.

761
00:38:47,458 --> 00:38:48,958
‫ولی واقعیت اینه که

762
00:38:49,000 --> 00:38:52,666
‫من همیشه خودم رو آدمی کاملاً آلوده و...

763
00:38:53,166 --> 00:38:56,041
‫موجودی شرم‌آور و بی‌اخلاق می‌دونستم.

764
00:38:56,541 --> 00:39:01,125
‫ولی ماجرای دیشب،
‫به قول تو همون دودل شدنم،

765
00:39:01,458 --> 00:39:05,291
‫باعث شد در مورد همه‌چیز تجدیدنظر کنم.

766
00:39:06,708 --> 00:39:12,750
‫ببین، از قرار معلوم
‫یه خط قرمزهایی هست که ازشون رد نمی‌شم، مثلاً...

767
00:39:13,416 --> 00:39:15,291
‫گرفتنِ جون یه آدم.

768
00:39:16,333 --> 00:39:19,333
‫و این قضیه باعث شد بفهمم

769
00:39:19,875 --> 00:39:25,625
‫بین جایگاهی که من و تو ایستادیم،
‫یه شکافِ عمیق وجود داره.

770
00:39:26,541 --> 00:39:29,833
‫پس من کمک می‌کنم این لایحه به قانون تبدیل بشه

771
00:39:30,125 --> 00:39:31,825
‫ولی بعد از اون،

772
00:39:31,875 --> 00:39:35,375
‫دیگه هیچ‌وقت نمی‌خوام اون ریختِ کثیفت رو ببینم.

773
00:39:36,375 --> 00:39:39,750
‫قلبت سیاهه، سوزی گلس.

774
00:39:40,250 --> 00:39:43,000
‫روحت مسمومه.

775
00:39:43,958 --> 00:39:45,791
‫یه روزی میاد که...

776
00:39:47,166 --> 00:39:49,700
‫توی زندگی‌ت هیچی نمی‌مونه...

777
00:39:49,750 --> 00:39:51,791
‫جز تنهاییِ مطلق.

778
00:39:52,291 --> 00:39:53,916
‫لیاقت بیشتر از این هم نداری.

779
00:39:55,708 --> 00:39:58,750
‫چون یه عوضیِ به تمام معنایی.

780
00:40:06,666 --> 00:40:09,666
‫♪ وقتی منو به خودت نزدیک می‌کنی ♪

781
00:40:10,166 --> 00:40:13,083
‫♪ عزیزم، تو بهترینی ♪

782
00:40:14,875 --> 00:40:16,616
‫قربان، برای ماساژتون آماده‌اید؟

783
00:40:16,666 --> 00:40:18,041
‫ممنون، گلدیس.

784
00:40:18,083 --> 00:40:20,325
‫اگه فرمایشی نیست، تنهاتون بذارم.

785
00:40:20,375 --> 00:40:22,950
‫آره، امشب دیگه کاری باهات ندارم.
‫ممنون عزیز.

786
00:40:23,000 --> 00:40:24,333
‫شب بخیر قربان.

787
00:40:26,333 --> 00:40:28,958
‫تو تازه‌واردی. خوآن چی شد؟

788
00:40:29,875 --> 00:40:31,533
‫حالِ خوآن امروز زیاد خوب نیست.

789
00:40:31,583 --> 00:40:33,458
‫ای بابا، حیف شد.

790
00:40:34,541 --> 00:40:36,533
‫خوب بلد بود چطور ماساژم بده.

791
00:40:36,583 --> 00:40:38,625
‫قلق من دستش اومده بود.

792
00:40:38,833 --> 00:40:40,833
‫امیدوارم مشکل جدی‌ای براش پیش نیومده باشه.

793
00:40:41,208 --> 00:40:44,291
‫حال خوآن خوبه. منم کارم رو خیلی سریع یاد می‌گیرم.

794
00:40:45,125 --> 00:40:46,416
‫خب، خیالم راحت شد.

795
00:40:47,458 --> 00:40:49,125
‫اسمت چیه حالا؟

796
00:40:49,416 --> 00:40:51,333
‫اسمم جان ارگان‌کش‌ـه.

797
00:40:51,916 --> 00:40:53,375
‫چه اسم جالبی!

798
00:40:53,416 --> 00:40:54,825
‫♪ از اولش قسمت همین بود... ♪

799
00:40:54,875 --> 00:40:56,325
‫رأی‌گیری شروع شد.

800
00:40:56,375 --> 00:40:59,700
‫کسانی که با لایحۀ جرم‌زدایی
‫از ماری‌جوآنا موافق هستند،

801
00:40:59,750 --> 00:41:02,125
‫لطفاً به سالن موافقین بروند.

802
00:41:02,416 --> 00:41:04,083
‫کسانی که مخالف هستند،

803
00:41:04,125 --> 00:41:06,666
‫لطفاً به سالن مخالفین تشریف ببرند.

804
00:41:08,708 --> 00:41:12,200
‫امروز یک رأی‌گیری تاریخی
‫برای قانونی شدنِ ماری‌جوآنا برگزار می‌شود.

805
00:41:12,250 --> 00:41:15,283
‫کنشگرها معتقدند ماری‌جوآنا باید
‫قانونی و در دسترس عموم باشد...

806
00:41:15,333 --> 00:41:18,533
‫صنعت ماری‌جوآنا می‌تواند ۱۵ میلیارد پوند

807
00:41:18,583 --> 00:41:19,700
‫به اقتصاد بریتانیا تزریق کند.

808
00:41:19,750 --> 00:41:21,741
‫مالیاتش رو بگیرید، قانونی‌ش کنید، تموم شد رفت!

809
00:41:21,791 --> 00:41:23,741
‫این دروازۀ اعتیاده، به همین سادگی. فقط بگین نه!

810
00:41:23,791 --> 00:41:25,575
‫ادامۀ اخبار بعد از پیش‌بینی هوا...

811
00:41:25,625 --> 00:41:27,658
‫کجایی دیکی؟ دارن رأی می‌دن!

812
00:41:27,708 --> 00:41:30,575
‫می‌خوام اینجا باشی
‫تا مطمئن شیم همه‌چی طبق نقشه پیش می‌ره.

813
00:41:30,625 --> 00:41:31,500
‫[سالن موافقین]

814
00:41:32,208 --> 00:41:33,041
‫عصر بخیر.

815
00:41:33,208 --> 00:41:35,208
‫[سالن مخالفین]

816
00:41:37,958 --> 00:41:38,908
‫خوبه.

817
00:41:38,958 --> 00:41:42,783
‫سرکار خانم، طبق صحبتی که کردیم
‫قرار بود این‌طرفی رأی بدین.

818
00:41:42,833 --> 00:41:45,291
‫اِدی، اتفاقاً همین الان داشتیم
‫دربارۀ همین حرف می‌زدیم.

819
00:41:45,791 --> 00:41:49,241
‫ببین، من بابت کمکی که به اسکار کردی خیلی ممنونم،

820
00:41:49,291 --> 00:41:52,325
‫ولی متأسفانه نظرمون خیلی یهویی عوض شد.

821
00:41:52,375 --> 00:41:53,991
‫منظورتون چیه نظرتون عوض شد؟!

822
00:41:54,041 --> 00:41:58,533
‫پلیس گزارش داده که لرد ریچارد هاثورن فوت کرده.

823
00:41:58,583 --> 00:42:01,291
‫همه‌مون دیکی رو دوست داشتیم، ولی...

824
00:42:02,333 --> 00:42:05,533
‫و ایشان از مدافعان سرسختِ موضوعات گوناگونی بود،

825
00:42:05,583 --> 00:42:09,458
‫یکی از این موضوعات، متوقف‌کردنِ لایحۀ پیشنهادی
‫برای جرم‌زدایی از ماری‌جوآنا بود.

826
00:42:14,041 --> 00:42:15,500
‫نه، نه، نه، نه، نه، نه!

827
00:42:15,541 --> 00:42:16,958
‫[مرگ غم‌انگیز لرد بر اثر سقوط]

828
00:42:17,000 --> 00:42:17,875
‫لعنتی!

829
00:42:20,583 --> 00:42:22,116
‫همین الان توی اخبار دیدم.

830
00:42:22,166 --> 00:42:24,783
‫از پنجره افتاده پایین. ظاهراً سکته کرده.

831
00:42:24,833 --> 00:42:27,366
‫سکته نکرده!
‫کسی که پشت این قضیه بوده، فکر همه‌جاش رو کرده

832
00:42:27,416 --> 00:42:29,950
‫و جوری چیده که
‫تک‌تکِ مهره‌های اصلی مجلس اعیان

833
00:42:30,000 --> 00:42:33,616
‫بفهمن اگه برعکس رأی بدن،
‫همین بلا سر خودشونم میاد.

834
00:42:33,666 --> 00:42:34,533
‫مشخصه که جوابم داده.

835
00:42:34,583 --> 00:42:35,583
‫به فنا رفتیم.

836
00:42:36,666 --> 00:42:37,950
‫یه لحظه، پشت خطی دارم.

837
00:42:38,000 --> 00:42:38,875
‫صبر کن!

838
00:42:39,666 --> 00:42:41,375
‫چیه بلنکت؟ کار دارم.

839
00:42:43,708 --> 00:42:46,033
‫- بیا بریم دفتر.
‫- چرا؟

840
00:42:46,083 --> 00:42:48,000
‫نمی‌دونم، بلنکت گفت فوریه.

841
00:42:48,500 --> 00:42:51,616
‫قانون‌گذاران، لایحۀ قانونی شدنِ
‫ماری‌جوآنای تفریحی را رد کردند.

842
00:42:51,666 --> 00:42:55,250
‫مجلس اعیان تصمیمش را گرفت؛
‫این نتیجه بر خلاف انتظار عموم مردم بود.

843
00:42:56,875 --> 00:42:59,491
‫اِدی! اینجا چه خبره؟

844
00:42:59,541 --> 00:43:01,658
‫بهم گفتی همه‌چیز تحت کنترلته.

845
00:43:01,708 --> 00:43:05,408
‫گفتی لردها هوای تو رو دارن و پُشتت رو خالی نمی‌کنن!

846
00:43:05,458 --> 00:43:07,783
‫حالا ببین چی شد: تو پشتمو خالی کردی!

847
00:43:07,833 --> 00:43:09,575
‫- می‌دونم!
‫- پشتمو خالی کردی!

848
00:43:09,625 --> 00:43:10,783
‫یکی جفتمون رو به فنا داد!

849
00:43:10,833 --> 00:43:12,166
‫پشتمو خالی کردی!

850
00:43:37,250 --> 00:43:38,116
‫بشینید.

851
00:43:38,166 --> 00:43:42,125
‫می‌رم سر اصل مطلب؛ قبل از خاموشی باید برگردم توی بند.

852
00:43:42,625 --> 00:43:44,866
‫خودتم می‌دونی نیازی نبود لرد هاثورن رو بکُشی، بابا.

853
00:43:44,916 --> 00:43:49,825
‫خب، خونِ اون به گردن من نیست، چاره‌ای برام نذاشتین.

854
00:43:49,875 --> 00:43:52,783
‫و با یه حرکت تمیز، هر چی ساخته بودیم

855
00:43:52,833 --> 00:43:54,491
‫مثل یه قصر شِنی فرو ریخت.

856
00:43:54,541 --> 00:43:57,033
‫صرفاً لرد هاثورن کشته نشده،

857
00:43:57,083 --> 00:44:00,166
‫لایحۀ جرم‌زدایی از ماری‌جوآنا
‫هم همراه اون به باد رفت.

858
00:44:00,208 --> 00:44:02,866
‫من بهتون دستور صریح دادم.

859
00:44:02,916 --> 00:44:05,075
‫شما از دستورم سرپیچی کردین.

860
00:44:05,125 --> 00:44:06,783
‫رسماً بهم خیانت کردین!

861
00:44:06,833 --> 00:44:11,325
‫هر کاری که کردیم، فقط و فقط به نفع تشکیلاتمون بود.

862
00:44:11,375 --> 00:44:12,833
‫بذار یه چیزی رو بهت بگم.

863
00:44:13,250 --> 00:44:16,750
‫هر وقت نظرت رو خواستم،
‫خودم بهت می‌گم دهنت رو باز کنی.

864
00:44:18,375 --> 00:44:24,200
‫همین چند وقت پیش بود که
‫زل زدی توی چشمام و گفتی یه ژنرال می‌بینی.

865
00:44:24,250 --> 00:44:29,250
‫و یه ژنرال به فرمانده کل گزارش می‌ده؛
‫حالا من اینجا همون فرمانده کل هستم.

866
00:44:29,750 --> 00:44:32,616
‫اصلاً نمی‌دونم چرا دارم اینو بهت می‌گم،
‫خودت باید اینو خوب بدونی!

867
00:44:32,666 --> 00:44:35,158
‫بابی، مشکل اینجاست که گوش نمی‌دی.

868
00:44:35,208 --> 00:44:37,333
‫من کفِ کوچه و خیابونم
‫ولی تو افتادی گوشۀ زندان.

869
00:44:37,375 --> 00:44:39,450
‫از این امکان برخوردار نیستی
‫که نمای کلی رو ببینی.

870
00:44:39,500 --> 00:44:43,791
‫از یه مشت... چطور بگم...
‫از یه مشت موجود خیالی مشاوره می‌گیری.

871
00:44:45,625 --> 00:44:47,116
‫نمای کلی؟!

872
00:44:47,166 --> 00:44:52,541
‫خب، وظیفۀ فرمانده کل همینه که نمای کلی رو ببینه!

873
00:44:53,041 --> 00:44:56,783
‫و این نما انقدر بزرگه
‫که دهنت باز می‌مونه!

874
00:44:56,833 --> 00:45:01,158
‫اینکه از کی مشورت بگیرم کاملاً با حساب‌وکتابه،

875
00:45:01,208 --> 00:45:02,825
‫ولی تو اینو نمی‌فهمی،

876
00:45:02,875 --> 00:45:06,908
‫چون همون نمای کلیِ کوفتی رو نداری!

877
00:45:06,958 --> 00:45:08,208
‫بی‌خیال، بابا.

878
00:45:09,458 --> 00:45:11,208
‫قبول کن دیگه.

879
00:45:12,958 --> 00:45:14,866
‫بعضی وقتا رفتارت عین دیوونه‌های زنجیریه!

880
00:45:14,916 --> 00:45:15,958
‫چی گفتی؟!

881
00:45:16,958 --> 00:45:18,208
‫خیانت‌کار!

882
00:45:18,833 --> 00:45:23,450
‫خنجری رو که بهم زدی از پشتم بکشم بیرون،
‫حساب تو یکی رو هم می‌رسم!

883
00:45:23,500 --> 00:45:25,375
‫- منظور خاصی نداشتم...
‫- خودم می‌دونم قضیه چیه!

884
00:45:25,416 --> 00:45:29,866
‫این... این مارِ هفت‌خط تو رو علیه من شورونده!

885
00:45:29,916 --> 00:45:32,241
‫- دخترِ خودمو!
‫- اصلاً ماجرا این نیست...

886
00:45:32,291 --> 00:45:33,783
‫چرا، دقیقاً همینه!

887
00:45:33,833 --> 00:45:38,783
‫تو خامِ این مارِ خوش‌خط‌وخال شدی!

888
00:45:38,833 --> 00:45:40,283
‫- هیپنوتیزمت کرده!
‫- هر کاری کردیم...

889
00:45:40,333 --> 00:45:42,283
‫خفه‌خون بگیر!

890
00:45:42,333 --> 00:45:43,833
‫خفه شو!

891
00:45:44,333 --> 00:45:47,833
‫یه کلمه هم زر نزن، مارِ موذی!

892
00:45:48,833 --> 00:45:51,283
‫بهتره با من این‌طوری حرف نزنی، بابی.

893
00:45:51,333 --> 00:45:52,500
‫چی گفتی؟

894
00:45:53,291 --> 00:45:54,458
‫شنیدی چی گفتم.

895
00:45:54,500 --> 00:45:57,616
‫شنیدم؟! تنها چیزی که می‌شنوم فس‌فسِ ماره!

896
00:45:57,666 --> 00:46:01,375
‫غلط می‌کنی با من این‌جوری حرف بزنی!

897
00:46:11,458 --> 00:46:13,583
‫بفرما، تحویل بگیر.

898
00:46:14,083 --> 00:46:15,041
‫خوب شد؟

899
00:46:17,750 --> 00:46:19,458
‫خوبه می‌بینم که...

900
00:46:20,333 --> 00:46:22,291
‫برای خودت دل‌وجرئت پیدا کردی.

901
00:46:28,875 --> 00:46:29,916
‫نه؟

902
00:46:30,916 --> 00:46:33,166
‫پرورشش دادی، نه؟ جیگردار شدی.

903
00:46:37,875 --> 00:46:41,000
‫حق با اونه، می‌دونی؟
‫کاملاً حق با اونه. منظورم اینه که...

904
00:46:42,583 --> 00:46:44,825
‫اون دیگه هیچ‌وقت اون آدم سابق نمی‌شه.

905
00:46:44,875 --> 00:46:46,000
‫و ما هم باید...

906
00:46:46,666 --> 00:46:51,000
‫اون‌طور که لایقشه باهاش رفتار کنیم.

907
00:46:52,458 --> 00:46:54,041
‫خیلی‌خب، ولی گوش کنین:

908
00:46:54,083 --> 00:46:56,125
‫بیاید پروندۀ این ماجرا رو ببندیم و خب...

909
00:46:56,625 --> 00:46:58,625
‫کلی چیز هست که باید بهش فکر کنیم، مگه نه؟

910
00:47:01,000 --> 00:47:02,916
‫و سرِ فرصت،

911
00:47:03,791 --> 00:47:07,875
‫برات توضیح می‌دم که نمای کلی چیه.

912
00:47:12,541 --> 00:47:13,458
‫تو نه.

913
00:47:40,583 --> 00:47:41,750
‫خب، ببین...

914
00:47:42,250 --> 00:47:43,583
‫قابل درکه.

915
00:47:44,083 --> 00:47:45,866
‫آخه طرف خیلی خوش‌تیپه.

916
00:47:45,916 --> 00:47:47,283
‫اصلاً قضیه این نبود.

917
00:47:47,333 --> 00:47:48,416
‫نبوده؟

918
00:47:49,791 --> 00:47:53,416
‫به هر حال، نمی‌خوام دیگه ببینی‌ش.
‫تا وقتی که من بهت بگم.

919
00:47:56,000 --> 00:47:58,250
‫ببین، کاری که قراره بکنی اینه که...

920
00:47:59,250 --> 00:48:01,158
‫یه مرخصی طولانی‌مدت بری.

921
00:48:01,208 --> 00:48:02,458
‫می‌ری سفر.

922
00:48:03,250 --> 00:48:04,666
‫می‌ری استراحت می‌کنی.

923
00:48:05,333 --> 00:48:08,916
‫برات بلیت بیزینس‌کلاس به باهاما گرفتم.

924
00:48:18,041 --> 00:48:19,616
‫می‌خواستم فرست‌کلاس بگیرم،

925
00:48:19,666 --> 00:48:22,041
‫ولی با خودم گفتم:
‫«ولش کن، دخترِ حرف‌گوش‌کنی نبودی.»

926
00:48:22,833 --> 00:48:24,125
‫دو هفته.

927
00:48:24,791 --> 00:48:27,791
‫بعدش می‌تونی... آره خب، برمی‌گردی،

928
00:48:28,291 --> 00:48:30,958
‫سرحال و قبراق، و اون‌وقت...

929
00:48:31,541 --> 00:48:33,041
‫کار رو از سر می‌گیریم.

930
00:48:34,625 --> 00:48:35,625
‫باشه بابا.

931
00:48:37,416 --> 00:48:38,833
‫دختر خوب خودمی.

932
00:48:41,625 --> 00:48:42,875
‫تکلیف دوک چی می‌شه؟

933
00:48:45,250 --> 00:48:47,125
‫نگران دوک نباش.

934
00:48:48,833 --> 00:48:50,416
‫خودم حسابش رو می‌رسم.

935
00:49:10,625 --> 00:49:16,125
‫«ترجمه از محمد سید»

936
00:49:18,125 --> 00:49:28,125
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M