1
00:00:19,291 --> 00:00:21,375
‫«ترجمه از کیارش»

2
00:00:22,375 --> 00:00:32,375
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

3
00:00:39,333 --> 00:00:40,250
‫وای!

4
00:00:49,375 --> 00:00:50,333
‫چی؟

5
00:00:52,458 --> 00:00:55,083
‫- گوش کن چی می‌گم.
‫- آشغال عوضی، خفه شو!

6
00:03:15,666 --> 00:03:19,583
‫[ضرب‌در رو دنبال کن]

7
00:04:27,166 --> 00:04:28,491
‫چی گفتی؟

8
00:04:28,541 --> 00:04:31,208
‫دوباره بگو. چی گفتی؟

9
00:04:31,958 --> 00:04:36,491
‫پای مسئله بزرگ‌تر وسطه.

10
00:04:36,541 --> 00:04:39,366
‫خودم به خدمتت می‌رسم...
‫می‌خوام دوباره بشنوم.

11
00:04:39,416 --> 00:04:42,241
‫وقتی این چاقو رو از پشتم در آوردم.

12
00:04:42,291 --> 00:04:44,283
‫آخه فقط صدای خس‌خس می‌شنوم!

13
00:04:44,333 --> 00:04:46,866
‫این مار کثیف!

14
00:04:46,916 --> 00:04:51,083
‫خفه شو! هیچی نگو کثافت!
‫مار کثیف!

15
00:04:56,708 --> 00:04:58,375
‫ببخشید بی‌خبر اومدم.

16
00:04:58,875 --> 00:05:00,541
‫فقط کافیه درخواست کنی ادی.

17
00:05:04,791 --> 00:05:06,833
‫دستور من به تو واضح بود.

18
00:05:08,333 --> 00:05:10,500
‫تو بهم خیانت کردی آشغال.

19
00:05:12,500 --> 00:05:13,750
‫عالی‌جناب.

20
00:05:48,541 --> 00:05:49,375
‫آقا؟

21
00:05:50,833 --> 00:05:52,375
‫آقا، حالتون خوبه؟

22
00:05:54,333 --> 00:05:56,000
‫بهتره آمبولانس خبر کنیم.

23
00:06:08,541 --> 00:06:16,000
‫[قسمت پنج:]
‫[یک جاده حومه‌ای در حوالی بیزینگ‌استوک]

24
00:06:22,916 --> 00:06:30,625
‫[پرو، دره کوکایین]

25
00:06:46,625 --> 00:06:49,375
‫آهای، باز کنین،
‫واسه آقای وارگاس مهمون آوردم.

26
00:06:49,791 --> 00:06:51,875
‫آروم باش رائول، منم، هکتور.

27
00:06:51,916 --> 00:06:53,041
‫لطفا دروازه رو باز کن!

28
00:06:53,333 --> 00:06:54,208
‫من رائول نیستم!

29
00:06:54,250 --> 00:06:56,250
‫ولی در رو برات باز می‌کنم هکتور...

30
00:06:56,833 --> 00:06:58,325
‫«به زبان اسپانیایی»

31
00:06:58,375 --> 00:07:00,741
‫هر بار اسم این بدبخت رو اشتباه می‌گم.
‫عه.

32
00:07:00,791 --> 00:07:02,416
‫می‌تونین اون نقاب‌ها رو بردارین. رسیدیم.

33
00:07:03,250 --> 00:07:05,833
‫آقای وارگاس این روزها
‫امنیتش رو خیلی جدی می‌گیره.

34
00:07:06,333 --> 00:07:07,708
‫بذارین طرز کارمون رو نشونتون بدم.

35
00:07:08,458 --> 00:07:09,625
‫زود باش. راه بیفت!

36
00:07:14,666 --> 00:07:16,416
‫وای خانم!

37
00:07:16,791 --> 00:07:18,825
‫با اون چکمه تو جنگل گیر می‌کنی.

38
00:07:18,875 --> 00:07:20,083
‫آروم باش پدرو.

39
00:07:20,125 --> 00:07:20,708
‫آروم باش.

40
00:07:20,750 --> 00:07:21,666
‫بیا ببینم.

41
00:07:22,416 --> 00:07:24,291
‫همین‌جا رخ می‌ده.

42
00:07:25,541 --> 00:07:27,958
‫تو همین دره پونزده‌تا مزرعه این‌شکلی داریم.

43
00:07:28,625 --> 00:07:32,583
‫ولی خفنیش به این نیست.
‫بذارین محل جادوگری رو نشونتون بدم. بیاین.

44
00:07:33,875 --> 00:07:37,700
‫اول برگ‌ها رو برمی‌داریم.
‫خردشون می‌کنیم تا خمیر بشن.

45
00:07:37,750 --> 00:07:40,491
‫خمیرش رو برمی‌داریم
‫و با یه‌کم گازوییل خشکش می‌کنیم.

46
00:07:40,541 --> 00:07:42,000
‫این آشغال باقی می‌مونه.

47
00:07:42,500 --> 00:07:43,958
‫این مایع کثیف.

48
00:07:44,791 --> 00:07:48,116
‫ولی بعدش یه‌کم از این اضافه می‌کنیم.
‫آمونیاک جادویی.

49
00:07:48,166 --> 00:07:50,241
‫حالا فقط کافیه همون رو بپزیم...

50
00:07:50,291 --> 00:07:53,116
‫تا یه بسته کوکایین فوق اعلا داشته باشیم.

51
00:07:53,166 --> 00:07:54,783
‫همه این‌ها خیلی جالبه هکتور،

52
00:07:54,833 --> 00:07:57,283
‫ولی ما اومدیم راجع به جابه‌جایی پودر
‫با وارگاس صحبت کنیم.

53
00:07:57,333 --> 00:07:58,658
‫نیومدیم درس شیمی بدی.

54
00:07:58,708 --> 00:07:59,958
‫راست می‌گی، من عذر می‌خوام.

55
00:08:03,750 --> 00:08:05,333
‫بفرمایین. بریم.

56
00:08:09,833 --> 00:08:10,500
‫کارلوس،

57
00:08:10,666 --> 00:08:11,541
‫«به زبان اسپانیایی»

58
00:08:15,375 --> 00:08:16,333
‫جو گرین.

59
00:08:19,625 --> 00:08:22,000
‫خوشحالم که بالاخره می‌بینمت.

60
00:08:23,125 --> 00:08:25,708
‫- ایشون هم باید خانم گلس باشن.
‫- سوزی.

61
00:08:26,833 --> 00:08:29,041
‫ایشون همکارم آرتوروئه.

62
00:08:30,875 --> 00:08:32,000
‫خوش اومدین.

63
00:08:38,250 --> 00:08:42,408
‫حس می‌کنم خیلی وقته درگیر این ماجرایی جویی.

64
00:08:42,458 --> 00:08:45,075
‫تو میامی برامون کار می‌کنی، درسته؟

65
00:08:45,125 --> 00:08:46,450
‫آره بابا. پنج ساله.

66
00:08:46,500 --> 00:08:47,491
‫جو حرف نداره.

67
00:08:47,541 --> 00:08:50,250
‫قابل اعتماد و قابل اطمینانه.
‫تحت فشار خونسرده.

68
00:08:50,333 --> 00:08:51,200
‫به خدا قسم...

69
00:08:51,250 --> 00:08:53,625
‫- حاضرم براش تیر بخورم.
‫- عجب.

70
00:08:54,125 --> 00:08:56,075
‫خوب شد فهمیدم.

71
00:08:56,125 --> 00:08:58,116
‫ثابت کرده می‌شه بهش اعتماد کرد.

72
00:08:58,166 --> 00:09:01,458
‫حالا از بریتانیا حامی پیدا کرده
‫و آماده تعهد دائمیه.

73
00:09:02,375 --> 00:09:04,208
‫هکتور همه‌چی رو می‌دونه!

74
00:09:04,750 --> 00:09:07,083
‫تو کل کسب‌وکارشون نقش داره.

75
00:09:09,708 --> 00:09:12,041
‫تو فکر چه‌جور تعهدی بودی؟

76
00:09:13,708 --> 00:09:15,158
‫ماهی دویست کیلو.

77
00:09:15,208 --> 00:09:16,158
‫هه!

78
00:09:16,208 --> 00:09:17,291
‫وای.

79
00:09:20,666 --> 00:09:22,533
‫مسئولیت بزرگیه.

80
00:09:22,583 --> 00:09:24,616
‫واسه همین تک و تنها نیومدم اینجا.

81
00:09:24,666 --> 00:09:25,908
‫علاوه بر تأمین...

82
00:09:25,958 --> 00:09:29,200
‫پول زیادی که واسه شروع کار لازمه،

83
00:09:29,250 --> 00:09:31,791
‫من به یه شبکه آماده هم دسترسی دارم.

84
00:09:32,833 --> 00:09:37,166
‫من فقط از کار شما تعریف شنیدم خانم گلس.

85
00:09:37,666 --> 00:09:42,333
‫ولی کوکایین خیلی با ماری‌جوآنا فرق داره.

86
00:09:42,916 --> 00:09:45,658
‫من تمایزهای این دو محصول رو درک می‌کنم،

87
00:09:45,708 --> 00:09:48,741
‫اما لجستیک جابه‌جایی و پخشش...

88
00:09:48,791 --> 00:09:49,825
‫فرقی نداره.

89
00:09:49,875 --> 00:09:52,166
‫یعنی می‌تونیم کیلویی چهار هزار بهتون بدیم.

90
00:09:54,000 --> 00:09:57,250
‫من کاملا مطمئنم
‫می‌تونیم موفق بشیم آقای وارگاس.

91
00:09:57,833 --> 00:10:00,575
‫از هر نظر بررسیش کردم
‫و مو لای درزش نمی‌ره.

92
00:10:00,625 --> 00:10:03,741
‫با زیرساخت، تجربه، استعداد...

93
00:10:03,791 --> 00:10:07,375
‫و رفتار حرفه‌ای سوزی
‫و دانش من از این بازی،

94
00:10:08,208 --> 00:10:09,500
‫این کار اصلا خطرناک نیست.

95
00:10:10,250 --> 00:10:12,958
‫فقط یه فرصت خارق‌العاده است.

96
00:10:17,125 --> 00:10:18,791
‫یه‌کم وقت می‌خوام،

97
00:10:19,291 --> 00:10:21,166
‫احتمالا یکی دو هفته...

98
00:10:21,833 --> 00:10:23,625
‫تا به پیشنهادتون فکر کنم...

99
00:10:24,625 --> 00:10:26,241
‫و بعدش تماس می‌گیریم.

100
00:10:26,291 --> 00:10:27,491
‫هوم.

101
00:10:27,541 --> 00:10:28,375
‫هکتور!

102
00:10:29,166 --> 00:10:30,458
‫«به زبان اسپانیایی»

103
00:10:31,291 --> 00:10:33,916
‫[پرو، بارانکو]

104
00:10:35,791 --> 00:10:37,250
‫امروز حرف نداشتی.

105
00:10:37,916 --> 00:10:39,291
‫کاملا بی‌باک بودی.

106
00:10:39,791 --> 00:10:41,950
‫قلب من چنان تند می‌زد
‫که اصلا عقلم کار نمی‌کرد.

107
00:10:42,000 --> 00:10:44,916
‫ولی تو خیلی راحت...
‫راحت تو چشمش زل زده بودی.

108
00:10:45,500 --> 00:10:49,241
‫خب، به هر حال، وارگاس هم
‫عین بقیه تاجرهاست.

109
00:10:49,291 --> 00:10:52,075
‫تا وقتی به نظرش قابل اطمینان باشیم
‫و بتونیم براش پول در بیاریم،

110
00:10:52,125 --> 00:10:53,875
‫اصلا جای ترس نداره.

111
00:10:55,500 --> 00:10:57,450
‫مطمئنی می‌خوای این کار رو بکنی سوزی؟

112
00:10:57,500 --> 00:10:59,833
‫اگه بابات بفهمه، جفتمون رو می‌کشه.

113
00:11:00,333 --> 00:11:02,575
‫خب، شاید تو رو نکشه.

114
00:11:02,625 --> 00:11:05,833
‫وای، خیالت راحت باشه جوزف.
‫جفتمون تو دردسر می‌افتیم.

115
00:11:07,791 --> 00:11:09,041
‫دوک در چه حاله؟

116
00:11:09,875 --> 00:11:10,791
‫نمی‌دونم.

117
00:11:12,041 --> 00:11:13,408
‫شنیدم داره بهتر می‌شه.

118
00:11:13,458 --> 00:11:14,625
‫باهاش حرف نزدی؟

119
00:11:15,708 --> 00:11:17,991
‫باهاش تماس گرفتم. جواب نمی‌ده.

120
00:11:18,041 --> 00:11:21,241
‫ولی شنیدم دو پاش و یه بازوش شکسته،

121
00:11:21,291 --> 00:11:23,416
‫جراحات شدیدی برداشته،
‫ریه‌اش مجروح شده...

122
00:11:23,958 --> 00:11:25,791
‫و پنج شش انگشتش شکستن.

123
00:11:26,291 --> 00:11:28,866
‫در کل، وضعش خیلی خرابه.

124
00:11:28,916 --> 00:11:32,333
‫دلیل این کارت که اون نیست، مگه نه؟
‫نمی‌خوای دماغ بابات رو بسوزونی؟

125
00:11:33,750 --> 00:11:34,833
‫نه جوجو.

126
00:11:35,333 --> 00:11:38,075
‫به‌خاطر چال گونه جذاب،
‫شوخ‌طبعی زیبا...

127
00:11:38,125 --> 00:11:42,041
‫و شخصیت لطیف تو این کار رو می‌کنم.

128
00:11:42,875 --> 00:11:45,208
‫خیلی خرسند شدم،
‫ولی باز جوابم رو ندادی.

129
00:11:46,208 --> 00:11:47,250
‫چیکار می‌کنی؟

130
00:11:48,250 --> 00:11:49,991
‫- بیا.
‫- نه. من نمیام وسط.

131
00:11:50,041 --> 00:11:51,241
‫خودت که می‌دونی.

132
00:11:51,291 --> 00:11:53,416
‫من جواب منفی قبول نمی‌کنم سوزی گلس.

133
00:11:56,583 --> 00:11:59,083
‫آها، خب، داره خدمه رو می‌ترسونه مامان.

134
00:11:59,666 --> 00:12:02,200
‫دیزی و ابیگیل
‫بعد از اون سانحه تنگ نوشیدنی...

135
00:12:02,250 --> 00:12:05,366
‫قبول نمی‌کنن پاشون رو تو این اتاق بذارن.
‫مگه نه آقای لارنس؟

136
00:12:05,416 --> 00:12:07,791
‫اون‌ها به وظایف دیگه‌ای مشغول شدن.

137
00:12:08,291 --> 00:12:12,000
‫ادی خیلی سختی کشیده
‫و باید بهش وقت بدیم.

138
00:12:12,583 --> 00:12:15,616
‫به نظرم باید شکایت کنه.
‫جدی می‌گم.

139
00:12:15,666 --> 00:12:18,908
‫ایجاد جراحت وخیم
‫با رانندگی بی‌احتیاط جرم محسوب می‌شه.

140
00:12:18,958 --> 00:12:21,825
‫ادی به وضوح گفته نمی‌خواد پیگیری کنه.

141
00:12:21,875 --> 00:12:24,000
‫حداقل باید حق بیمه‌اش رو بگیره.

142
00:12:25,208 --> 00:12:28,616
‫هنوز نمی‌فهمم چطور یه فورد موندئو
‫این‌قدر آسیب وارد می‌کنه.

143
00:12:28,666 --> 00:12:31,158
‫ننی، واقعا به نظرم باید بی‌خیالش بشی.

144
00:12:31,208 --> 00:12:35,033
‫راستش، ادی خوشش نمیاد
‫راجع به... تصادفش حرف بزنه...

145
00:12:35,083 --> 00:12:39,208
‫و فقط کافیه بهش زمان بدیم
‫و مزاحمش نشیم.

146
00:12:40,000 --> 00:12:41,833
‫ممنون آقای لارنس، لطف می‌کنی؟

147
00:12:42,416 --> 00:12:43,875
‫من متأسفم، ولی...

148
00:12:44,375 --> 00:12:47,416
‫ادی هر وقت آمادگی داشت
‫برمی‌گرده پیشمون.

149
00:13:03,000 --> 00:13:04,458
‫بندیکت تخم‌مرغ آوردم عالی‌جناب.

150
00:13:12,333 --> 00:13:14,500
‫مایلین پرده‌ها رو کنار بکشم؟

151
00:13:17,083 --> 00:13:19,041
‫- آقای لارنس؟
‫- بله قربان؟

152
00:13:20,250 --> 00:13:21,208
‫بزن به چاک.

153
00:13:21,791 --> 00:13:23,000
‫به روی چشم آقا.

154
00:13:43,875 --> 00:13:46,208
‫سلام بلا.

155
00:13:49,583 --> 00:13:52,575
‫خب، بیمار چطوره بانوی من؟

156
00:13:52,625 --> 00:13:55,741
‫هوم. خب، داره بهبود پیدا می‌کنه،
‫خدا رو شکر.

157
00:13:55,791 --> 00:13:56,700
‫خیلی‌خب.

158
00:13:56,750 --> 00:14:01,741
‫ولی متأسفانه هنوز با کسی دیدار نمی‌کنه.

159
00:14:01,791 --> 00:14:04,625
‫چند هفته است با هیچ‌کس صحبت نکرده.

160
00:14:05,125 --> 00:14:08,283
‫من نگرانیتون رو می‌فهمم
‫و درک می‌کنم بانو سابرینا.

161
00:14:08,333 --> 00:14:12,583
‫ولی اگه واسه شما فرقی نداره،
‫خیلی ممنون می‌شم الان برم ببینمش.

162
00:14:15,875 --> 00:14:16,791
‫سعی می‌کنیم.

163
00:14:49,291 --> 00:14:51,250
‫می‌دونم نمی‌خوای کسی رو ببینی.

164
00:14:56,500 --> 00:14:59,750
‫ولی من فقط از روی مهر و محبت نیومدم اینجا.

165
00:15:01,500 --> 00:15:03,333
‫پیغامی برات آوردم.

166
00:15:08,583 --> 00:15:09,750
‫چه پیغامی؟

167
00:15:11,333 --> 00:15:12,833
‫از طرف مارکوئه.

168
00:15:14,375 --> 00:15:15,833
‫پولش رو می‌خواد ادی.

169
00:15:17,125 --> 00:15:18,458
‫شصت میلیونی که روی نقشه...

170
00:15:18,500 --> 00:15:20,791
‫قانونی‌سازی ماری‌جوآنات
‫سرمایه‌گذاری کرده بود.

171
00:15:22,583 --> 00:15:25,166
‫گفت اگه تا آخر ماه به دستش نرسه،

172
00:15:26,000 --> 00:15:27,791
‫عواقب داره.

173
00:15:40,625 --> 00:15:41,791
‫من می‌تونم کمکت کنم.

174
00:15:42,291 --> 00:15:44,583
‫طرف پدرمه. به حرفم گوش می‌ده.

175
00:15:46,250 --> 00:15:48,866
‫می‌تونم بهش بگم زمان بیشتری لازم داری
‫یا هرچی لازم داری بهش بگم.

176
00:15:48,916 --> 00:15:49,833
‫نه.

177
00:15:51,833 --> 00:15:53,416
‫بهش بگو پولش رو بهش می‌دم.

178
00:16:03,250 --> 00:16:05,791
‫مرگ کل زندگیم من رو دنبال کرده.

179
00:16:09,000 --> 00:16:11,958
‫وقتی خیلی کم سن و سال بودم
‫والدینم با سقوط هواپیما مردن.

180
00:16:14,333 --> 00:16:16,625
‫داداش کوچک‌ترم خودکشی کرد.

181
00:16:20,666 --> 00:16:22,750
‫ولی وقتی فهمیدم چی به سر تو اومده...

182
00:16:27,375 --> 00:16:29,458
‫حسی بهم دست داد
‫که تا حالا نداده بود.

183
00:16:30,541 --> 00:16:31,625
‫چه حسی؟

184
00:16:37,125 --> 00:16:38,250
‫عشق.

185
00:16:47,041 --> 00:16:50,041
‫متوجهم الان تو دلت واسه این جایی نیست،

186
00:16:52,083 --> 00:16:54,416
‫ولی با خودم گفتم مهمه که خودت بدونی.

187
00:17:07,125 --> 00:17:08,125
‫بلا.

188
00:17:14,625 --> 00:17:15,666
‫ممنون.

189
00:17:53,583 --> 00:17:56,450
‫سلام. سلام، سلام. خواهر سوزی.
‫بیا اینجا.

190
00:17:56,500 --> 00:17:58,033
‫چاکی، چند وقتی ندیده بودمت.

191
00:17:58,083 --> 00:18:00,700
‫- این عوضی خوش‌تیپ باید جو باشه.
‫- چاکی.

192
00:18:00,750 --> 00:18:02,408
‫- چطوری داداش؟
‫- خوبم.

193
00:18:02,458 --> 00:18:04,408
‫می‌خوام یه چیزی نشونتون بدم.

194
00:18:04,458 --> 00:18:06,033
‫می‌دونم منتظر خبر از پرویی،

195
00:18:06,083 --> 00:18:09,825
‫ولی من خیلی مشتاق احتمالات
‫همکاری بیشترم.

196
00:18:09,875 --> 00:18:11,825
‫خب، جریان از این قراره عوضی خوش‌تیپ.

197
00:18:11,875 --> 00:18:14,575
‫اینجا اولش یه مرکز پول‌شویی عادی بود،

198
00:18:14,625 --> 00:18:15,825
‫ولی بعدش به ذهنم خطور کرد.

199
00:18:15,875 --> 00:18:18,241
‫اگه غذای ژاپنی و طعم پاکستانی رو...

200
00:18:18,291 --> 00:18:20,325
‫با همدیگه ترکیب کنی چی می‌شه؟

201
00:18:20,375 --> 00:18:23,241
‫من بهتون می‌گم چی می‌شه.
‫«ژاپستانی» می‌شه.

202
00:18:23,291 --> 00:18:24,575
‫نژادپرستانه جلوه می‌کنه. ولی نیست.

203
00:18:24,625 --> 00:18:26,741
‫فقط ترکیب دو فرهنگ و دو غذاست.

204
00:18:26,791 --> 00:18:29,991
‫به نظرم اگه درست عمل کنیم،
‫تو کل شهرهای بزرگ از لندن...

205
00:18:30,041 --> 00:18:33,366
‫تا برادفورد یه شعبه از این‌ها می‌زنیم.

206
00:18:33,416 --> 00:18:37,450
‫هدفم حدود دویست رستورانه.
‫اشباع کامل بازار!

207
00:18:37,500 --> 00:18:39,866
‫می‌تونیم ده برابر پول‌شویی کنیم.

208
00:18:39,916 --> 00:18:41,741
‫واسه همین باید برنامه‌ریزی کنیم.

209
00:18:41,791 --> 00:18:44,366
‫آخه وقت بالمون رو باز کنیم،
‫پرواز می‌کنیم.

210
00:18:44,416 --> 00:18:45,500
‫بصیرت رو حال می‌کنین؟

211
00:18:48,625 --> 00:18:49,666
‫بفرمایین.

212
00:18:55,875 --> 00:18:57,200
‫ایشون سرآشپزمون مودیه.

213
00:18:57,250 --> 00:18:59,616
‫- خانم سوزی.
‫- وای، کارش حرف نداره. اینجا رو باشین.

214
00:18:59,666 --> 00:19:01,750
‫- سرعت خرد کردنت رو نشونشون بده.
‫- آره. تماشا کنین.

215
00:19:02,625 --> 00:19:03,666
‫ایول.

216
00:19:05,416 --> 00:19:08,575
‫من بهترین سرآشپز ژاپستانی این کشورم.

217
00:19:08,625 --> 00:19:09,750
‫فقط خودتی.

218
00:19:11,500 --> 00:19:12,500
‫رسیدیم.

219
00:19:13,083 --> 00:19:16,325
‫تا اینجا قانونیه.
‫اینجا جنون‌آمیزه. هر کاری بخواین می‌کنین.

220
00:19:16,375 --> 00:19:18,166
‫اون گوشه جکوزی بذار،
‫مامان‌بزرگت رو دعوت کن.

221
00:19:18,208 --> 00:19:18,950
‫اصلا برام مهم نیست.

222
00:19:19,000 --> 00:19:22,033
‫خب، همین که از آمریکای جنوبی تأیید کنن،

223
00:19:22,083 --> 00:19:23,125
‫می‌تونیم شروع کنیم.

224
00:19:25,500 --> 00:19:26,625
‫نظرت چیه؟

225
00:19:27,291 --> 00:19:28,250
‫خوشت میاد؟

226
00:19:29,291 --> 00:19:30,500
‫خیلی خوشم میاد.

227
00:19:31,750 --> 00:19:33,875
‫خیلی خوشگل شدی عزیزم.

228
00:19:34,916 --> 00:19:37,500
‫انگار استراحت کردی.

229
00:19:38,541 --> 00:19:40,458
‫حتما تعطیلات قشنگی بود.

230
00:19:40,958 --> 00:19:44,875
‫آره. دو هفته آفتاب گرفتن
‫خیلی واسه دخترها مفیده.

231
00:19:46,083 --> 00:19:47,666
‫آره، گمون کنم مفیده.

232
00:19:52,375 --> 00:19:54,500
‫می‌خوای گوشتت رو چه‌جوری بپزم؟

233
00:19:57,291 --> 00:19:58,416
‫متوسط باشه بابا.

234
00:19:59,708 --> 00:20:00,583
‫خیلی‌خب.

235
00:20:04,208 --> 00:20:06,083
‫تو...

236
00:20:06,583 --> 00:20:08,125
‫از دوک خبری نداری؟

237
00:20:09,000 --> 00:20:09,916
‫نه.

238
00:20:11,416 --> 00:20:14,450
‫با احتساب بلایی که سرش آوردی،
‫انتظار نداشتم خبری بشنوم.

239
00:20:14,500 --> 00:20:15,333
‫خب...

240
00:20:15,833 --> 00:20:17,958
‫خب، چاره‌ای نداشتم، مگه نه؟

241
00:20:18,875 --> 00:20:20,916
‫ولی تو ردیفی، مگه نه؟

242
00:20:21,625 --> 00:20:22,500
‫معلومه که ردیفم.

243
00:20:23,083 --> 00:20:26,375
‫مهمه که اصلا دچار سوتفاهم نشیم.

244
00:20:28,083 --> 00:20:28,916
‫من مجبور بودم...

245
00:20:29,875 --> 00:20:31,458
‫اون کار رو بکنم.

246
00:20:34,500 --> 00:20:35,458
‫درک می‌کنم.

247
00:20:37,916 --> 00:20:39,291
‫من رو که می‌شناسی.

248
00:20:40,416 --> 00:20:41,916
‫هیچ‌وقت نمی‌خوام کینه به دل بگیرم.

249
00:20:43,250 --> 00:20:44,458
‫آره.

250
00:20:51,958 --> 00:20:55,450
‫در راستای مبلغ سرمایه‌گذاری آقای مورتی...

251
00:20:55,500 --> 00:20:58,208
‫از طریق شرکت‌های فرعی متعددش،

252
00:20:58,708 --> 00:21:02,375
‫پول شما هنوز بیش از ده میلیون پوند
‫کسری داره.

253
00:21:02,875 --> 00:21:08,075
‫متأسفانه، پنجاه‌تای دیگه در
‫سرمایه‌گذاری‌های متعدد دیگه است...

254
00:21:08,125 --> 00:21:12,041
‫و جبرانش وقت خیلی زیادی می‌بره.

255
00:21:12,875 --> 00:21:15,241
‫چقدر طول می‌کشه؟

256
00:21:15,291 --> 00:21:18,791
‫سه تا شش ماه.

257
00:21:19,916 --> 00:21:22,083
‫من اون‌قدر وقت ندارم احمد.

258
00:21:23,458 --> 00:21:28,366
‫مسلما می‌تونین پولی که در حال حاضر
‫بابت معاوضه...

259
00:21:28,416 --> 00:21:32,658
‫تو ملکی که قبول کرده بودین
‫کنار گذاشته شده رو خرج کنین.

260
00:21:32,708 --> 00:21:36,700
‫اگه اون قراردادها رو فسخ کنین،
‫سی میلیون آزاد می‌کنین.

261
00:21:36,750 --> 00:21:38,625
‫نه. چنین کاری نمی‌کنم.

262
00:21:39,208 --> 00:21:43,033
‫ولی همچنان سری هنگفتی خواهید داشت...

263
00:21:43,083 --> 00:21:47,583
‫و هیچ راه روشنی واسه بازپرداخت
‫کامل شصت میلیون ندارین.

264
00:21:48,083 --> 00:21:50,616
‫حاضر نیستین اموالتون رو بفروشین.

265
00:21:50,666 --> 00:21:53,408
‫از سرمایه‌گذاری‌های آینده‌تون
‫کنار نمی‌کشین.

266
00:21:53,458 --> 00:21:55,533
‫هیچ پولی دستتون رو نمی‌گیره...

267
00:21:55,583 --> 00:21:59,658
‫و مخارج کنونیتون سالی پنج میلیونه.

268
00:21:59,708 --> 00:22:03,116
‫اگه من بخوام از توی کلاه
‫خرگوش در بیارم،

269
00:22:03,166 --> 00:22:06,416
‫باید از اول یه خرگوشی تو کلاه باشه.

270
00:22:22,041 --> 00:22:23,333
‫دیگه می‌تونی بری احمد.

271
00:22:27,541 --> 00:22:31,491
‫خب... یه عالمه متخصص اومدن و رفتن.

272
00:22:31,541 --> 00:22:37,158
‫متخصصان اعصاب، چشم‌پزشک‌ها،
‫فیزیوتراپ‌ها، روا‌ن‌شناس‌ها.

273
00:22:37,208 --> 00:22:38,741
‫تمومی نداره.

274
00:22:38,791 --> 00:22:41,158
‫ولی گمون کنم باید ممنون باشیم.

275
00:22:41,208 --> 00:22:43,541
‫می‌تونست خیلی بدتر باشه.

276
00:22:46,125 --> 00:22:47,250
‫خب، حال خودت چطوره؟

277
00:22:49,291 --> 00:22:50,875
‫خب...

278
00:22:51,375 --> 00:22:52,666
‫من چیزیم نیست.

279
00:22:53,583 --> 00:22:55,916
‫من...

280
00:22:56,916 --> 00:22:58,833
‫کاملا خوبم.

281
00:22:59,458 --> 00:23:00,916
‫وای خدا.

282
00:23:03,500 --> 00:23:05,491
‫- دیدی چی به سرش آوردن؟
‫- بیا.

283
00:23:05,541 --> 00:23:07,866
‫دیدی چه بلایی...

284
00:23:07,916 --> 00:23:09,583
‫سر پسر خوشگلم آوردن؟

285
00:23:10,083 --> 00:23:11,875
‫وای جفری.

286
00:23:12,666 --> 00:23:14,158
‫ولی هنوز پیشمونه.

287
00:23:14,208 --> 00:23:15,500
‫همین مهمه.

288
00:23:16,583 --> 00:23:17,875
‫این دفعه.

289
00:23:19,041 --> 00:23:20,250
‫ولی دفعه بعد چی؟

290
00:23:22,833 --> 00:23:25,208
‫این‌جوری قوی‌تر می‌شه.
‫فقط بهش وقت بده.

291
00:23:26,708 --> 00:23:29,625
‫می‌دونم جسمش خوب می‌شه.

292
00:23:31,166 --> 00:23:32,375
‫ولی بعدش چی؟

293
00:23:32,916 --> 00:23:34,541
‫تصمیمش با خودشه.

294
00:23:35,458 --> 00:23:37,583
‫من از همین می‌ترسم جف.

295
00:23:38,125 --> 00:23:41,416
‫من می‌شناسمش.
‫تو هم می‌شناسیش.

296
00:23:42,750 --> 00:23:45,041
‫می‌شه لطفا از طرف من
‫باهاش صحبت کنی؟

297
00:23:48,791 --> 00:23:50,541
‫به حرف تو گوش می‌ده.

298
00:23:51,875 --> 00:23:55,833
‫تو زیاد حرف نمی‌زنی،
‫ولی وقتی می‌زنی، همه گوش می‌دن.

299
00:23:56,458 --> 00:23:58,375
‫خوشحالم که می‌بینم
‫سالم و سلامتیت عالی‌جناب.

300
00:24:01,041 --> 00:24:03,708
‫تو نباید الان قرقاول‌ها رو بیرون کنی؟

301
00:24:04,916 --> 00:24:06,833
‫نگهبان حواسش هست.

302
00:24:08,583 --> 00:24:09,500
‫اجازه هست؟

303
00:24:19,916 --> 00:24:21,666
‫من در شرایط شما بودم.

304
00:24:24,250 --> 00:24:26,083
‫راستش، دو سه باری بودم.

305
00:24:29,750 --> 00:24:31,333
‫حالتون رو درک می‌کنم.

306
00:24:34,541 --> 00:24:36,666
‫دقیقا چه حالی دارم جفری؟

307
00:24:39,250 --> 00:24:40,333
‫آسیب دیدین.

308
00:24:41,333 --> 00:24:42,875
‫عصبانی‌این.

309
00:24:44,833 --> 00:24:47,083
‫ولی اگه با بابی گلس در بیفتین،

310
00:24:48,500 --> 00:24:50,375
‫سوزی میاد سراغتون.

311
00:24:50,958 --> 00:24:54,000
‫باید آماده باشین ترتیب اون رو هم بدین.

312
00:24:59,666 --> 00:25:01,375
‫می‌دونی چرا من رو نکشت؟

313
00:25:03,125 --> 00:25:04,916
‫به نظرش خطرناک نبودم.

314
00:25:06,041 --> 00:25:08,875
‫همه هر از گاهی کتک می‌خورن.

315
00:25:09,500 --> 00:25:12,375
‫چه‌جوری زمین خوردنتون مهم نیست.

316
00:25:25,916 --> 00:25:29,791
‫مهمون داریم، این همه راه
‫از آمریکای جنوبی تا اینجا پرواز کرده.

317
00:25:31,291 --> 00:25:33,033
‫سلام سوزانیتا.

318
00:25:33,083 --> 00:25:35,033
‫هکتور، خیلی از خونه دور شدی.

319
00:25:35,083 --> 00:25:39,250
‫می‌خواستم شخصا خبر خوش رو بهت بدم.
‫جواب آقای وارگاس مثبته.

320
00:25:40,583 --> 00:25:43,083
‫- یعنی ردیفیم؟
‫- شک نکن که ردیفیم.

321
00:25:44,416 --> 00:25:48,158
‫پدرم از بچگی خطرات بازی برش رو...

322
00:25:48,208 --> 00:25:49,208
‫برام تعریف کرده بود.

323
00:25:50,041 --> 00:25:53,950
‫از نظر اون، شکاف بین مواد درجه یک
‫و درجه دو خیلی عظیم بود...

324
00:25:54,000 --> 00:25:55,783
‫و اصلا نمی‌شد ازش رد شد.

325
00:25:55,833 --> 00:25:56,958
‫منطقش این بود...

326
00:25:57,750 --> 00:26:00,700
‫که کوکایین‌فروش‌ها
‫عین حیوانات وحشی‌ان،

327
00:26:00,750 --> 00:26:01,908
‫توانایی هر کاری رو دارن...

328
00:26:01,958 --> 00:26:05,416
‫و همیشه دنبال نابودی حتمی خودشونن.

329
00:26:06,333 --> 00:26:09,200
‫به هر حال، دلیل نمی‌شه
‫زیرساخت پخشی...

330
00:26:09,250 --> 00:26:12,075
‫که طی بیست سال اخیر
‫واسه ماری‌جوآنا ساخته،

331
00:26:12,125 --> 00:26:14,375
‫کاملا مناسب کوکایین نباشه.

332
00:26:14,958 --> 00:26:19,533
‫زیرساختی که می‌تونیم با کمک
‫چند دوست قدیمی ازش بهره ببریم.

333
00:26:19,583 --> 00:26:22,575
‫چاکی، جو، با جی‌پی و خانواده آشنا بشین.

334
00:26:22,625 --> 00:26:25,033
‫چطورین بچه‌ها؟
‫جای خیلی قشنگیه.

335
00:26:25,083 --> 00:26:25,866
‫- آماده‌این؟
‫- نوش جان!

336
00:26:25,916 --> 00:26:29,375
‫البته تمام اشخاص باید کاملا
‫در خفا عمل کنن.

337
00:26:30,458 --> 00:26:33,200
‫اقدامات دوک در راستای ایجاد
‫جریان درآمد هنگفت جدید...

338
00:26:33,250 --> 00:26:35,533
‫به هر حال توجه پدرم رو جلب می‌کرد،

339
00:26:35,583 --> 00:26:38,241
‫یعنی همیشه باید رضایتش رو می‌گرفتن.

340
00:26:38,291 --> 00:26:41,000
‫موهبتی که خودش حاضر نبود عطا کنه.

341
00:26:42,041 --> 00:26:45,333
‫اما ما فقط داریم از عملیات قبلی خودش
‫استفاده می‌کنیم.

342
00:26:45,916 --> 00:26:49,458
‫تا وقتی پدرم خبردار نشه،
‫لازم نیست نگران باشه.

343
00:26:49,958 --> 00:26:52,533
‫این‌جوری پول‌شویی نمی‌کنن سوز.
‫باید آروم عمل کنی.

344
00:26:52,583 --> 00:26:54,116
‫پول خیلی زیادی داره میاد.

345
00:26:54,166 --> 00:26:56,991
‫به نظرم می‌تونیم این مشکل رو حل کنیم.
‫مگه نه سوز؟

346
00:26:57,041 --> 00:26:59,333
‫آره. درجا بهش رسیدگی می‌کنیم.

347
00:27:02,083 --> 00:27:04,908
‫حقیقت از این قراره که چیزی
‫که پدرم بصیرت جلوه می‌داد،

348
00:27:04,958 --> 00:27:08,783
‫در واقع نقابی برای عدم بلندپروازی بود
‫که به مرور زمان...

349
00:27:08,833 --> 00:27:12,333
‫به درختی همیشه سرسبز تبدیلش کرد
‫که هیچی زیرش رشد نمی‌کرد.

350
00:27:15,333 --> 00:27:17,750
‫بی‌نهایت احتمالات پدیدار می‌شن،

351
00:27:19,041 --> 00:27:19,575
‫چیکار کنه.

352
00:27:19,625 --> 00:27:20,875
‫چیکار کنه.

353
00:27:26,229 --> 00:27:36,229
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

354
00:27:41,583 --> 00:27:44,991
‫قبلا چند صد سال طول می‌کشید
‫و چند هزار نفر لازم بود...

355
00:27:45,041 --> 00:27:46,450
‫تا یه کلیسای جامع بسازن...

356
00:27:46,500 --> 00:27:49,075
‫و اعتماد داشتن خدا بهشون گوش می‌ده.

357
00:27:49,125 --> 00:27:53,866
‫ساخت این سازه عظیم دهه ۱۹۶۰
‫دو سال طول کشید و صد تن نیرو برد.

358
00:27:53,916 --> 00:27:55,075
‫دلیلش...

359
00:27:55,125 --> 00:27:59,700
‫محدودیت‌هاییه که با حذف اطمینان پیش میاد.

360
00:27:59,750 --> 00:28:01,375
‫می‌خوام سوالی ازت بپرسم.

361
00:28:01,875 --> 00:28:05,241
‫علاوه بر احساسات
‫غم و پشیمونی...

362
00:28:05,291 --> 00:28:07,033
‫که حتما باهاشون درگیر بودی،

363
00:28:07,083 --> 00:28:09,575
‫اصلا پیش نیومد...

364
00:28:09,625 --> 00:28:13,833
‫حس رهایی بهت دست بده؟

365
00:28:14,625 --> 00:28:17,166
‫نه آقای جانستون.
‫به هیچ وجه.

366
00:28:18,041 --> 00:28:21,075
‫تا خودت رو کنار نذاری،

367
00:28:21,125 --> 00:28:24,250
‫نمی‌تونی هویت واقعیت رو تجربه کنی.

368
00:28:26,291 --> 00:28:28,825
‫مشکل اینجاست که واسه من،

369
00:28:28,875 --> 00:28:31,875
‫روند از بین رفتن مزیت‌هام...

370
00:28:32,708 --> 00:28:35,241
‫باعث شده در شرایط عجیبی قرار بگیرم...

371
00:28:35,291 --> 00:28:37,033
‫که نیازمند راه‌حل سریعه،

372
00:28:37,083 --> 00:28:38,408
‫واسه همین...

373
00:28:38,458 --> 00:28:42,250
‫واسه همین مایلم ملکم رو ضمانت بذارم
‫و صد میلیون استرلینگ وام بگیرم.

374
00:28:43,041 --> 00:28:45,000
‫همون رقمی که روز آشناییمون
‫بهت پیشنهاد دادم.

375
00:28:46,583 --> 00:28:47,908
‫حتما دست سرنوشته.

376
00:28:47,958 --> 00:28:51,200
‫اگه نتونم وامم رو یه‌ساله
‫با پونزده‌درصد سود پس بدم،

377
00:28:51,250 --> 00:28:53,741
‫ملکم و زمینش مال شماست.

378
00:28:53,791 --> 00:28:56,200
‫اگه قبول کنم، قصد داری
‫با این پول چیکار کنی؟

379
00:28:56,250 --> 00:28:58,291
‫بدهی‌هام رو بدم
‫و دوباره سرمایه جمع کنم.

380
00:29:00,375 --> 00:29:03,500
‫شما با سنگ لندن آشنایی دارین عالی‌جناب؟

381
00:29:05,625 --> 00:29:09,283
‫آره، از مکان‌های تاریخی خیابان کنونه.

382
00:29:09,333 --> 00:29:11,533
‫فراتر از مکان تاریخی عادیه،

383
00:29:11,583 --> 00:29:15,366
‫افسانه‌های می‌گن بروتوس اون رو
‫به جزایر بریتانیا آورده بود،

384
00:29:15,416 --> 00:29:18,700
‫همونی که می‌گن ۱۱۱۵ سال پیش از میلاد
‫مؤسس بریتانیا بود.

385
00:29:18,750 --> 00:29:21,825
‫تا وقتی سنگ بروتوس در امان باشه...

386
00:29:21,875 --> 00:29:25,116
‫- لندن پیشرفت می‌کنه.
‫- هوم.

387
00:29:25,166 --> 00:29:29,200
‫تاریخچه اون و خودت
‫از امپراتوری روم قدیمی‌تره.

388
00:29:29,250 --> 00:29:31,741
‫طبق افسانه،
‫با تروآیی‌ها رسیده بود...

389
00:29:31,791 --> 00:29:35,158
‫و هزار و دویست سال پیش از میلاد
‫وارد جزایر بریتانیا شد.

390
00:29:35,208 --> 00:29:37,450
‫واسه همین سنگ رو اینجا گذاشتن،

391
00:29:37,500 --> 00:29:40,875
‫عین چراغی سحرآمیز
‫که تا هزاران سال روشن باشه.

392
00:29:41,416 --> 00:29:44,033
‫خب، داستان قشنگیه.

393
00:29:44,083 --> 00:29:48,408
‫من معتقدم تو نواده مستقیم پادشاه پریام،

394
00:29:48,458 --> 00:29:49,991
‫آخرین پادشاه تروآ هستی.

395
00:29:50,041 --> 00:29:54,616
‫ریشه اجداد اشرافیت خیلی قدیمی‌تر
‫از تصوراتته...

396
00:29:54,666 --> 00:29:56,325
‫و تا یونانیان باستان ادامه داره.

397
00:29:56,375 --> 00:29:58,950
‫احتمالا اجدادم رو یه‌کم دست‌بالا گرفتی.

398
00:29:59,000 --> 00:30:00,125
‫خیلی لطف داری.

399
00:30:00,708 --> 00:30:03,958
‫ولی من نیومدم اینجا درس تاریخ بگیرم.
‫اومد یه رقم بگم.

400
00:30:04,458 --> 00:30:08,083
‫من وامتون رو بهتون می‌دم لرد هورنیمان،
‫دوک هالستید.

401
00:30:08,583 --> 00:30:10,916
‫به استیونز می‌گم
‫سریع قراردادش رو تنظیم کنه.

402
00:30:11,791 --> 00:30:14,625
‫نه چون می‌خوام ملک اشرافیتون رو
‫تصاحب کنم،

403
00:30:15,125 --> 00:30:19,750
‫بلکه چون مایلم شاهد شکوفایی
‫پتانسیل کاملتون باشم.

404
00:30:19,958 --> 00:30:21,625
‫[چاکی]

405
00:30:23,250 --> 00:30:25,533
‫صبح به خیر چاکی.
‫چه کاری از دستم بر میاد؟

406
00:30:25,583 --> 00:30:27,366
‫خوبی سوزان؟ یه سوال جزئی دارم.

407
00:30:27,416 --> 00:30:31,250
‫می‌شه درخواست کنم خودت
‫و اون عوضی خوش‌تیپ خیلی سریع بیاین اینجا؟

408
00:30:32,000 --> 00:30:35,241
‫یه‌کم سخت می‌شه. امروز داریم
‫دور خودمون می‌چرخیم. نمی‌شه بعدا بیایم؟

409
00:30:35,291 --> 00:30:38,083
‫نه، نمی‌شه بعدا بیاین، نه.
‫ممنون می‌شم همین الان بیاین اینجا.

410
00:30:39,166 --> 00:30:40,908
‫ببینم می‌تونم برنامه‌ام رو تغییر بدم یا نه.

411
00:30:40,958 --> 00:30:43,575
‫تغییرش بده.
‫نیم‌ساعت دیگه می‌بینمت. ممنون.

412
00:30:43,625 --> 00:30:45,333
‫طبق نقشه پیش بریم، خب؟

413
00:30:47,000 --> 00:30:49,325
‫سلام، نمی‌خواستم زود بیدارت کنم.

414
00:30:49,375 --> 00:30:51,408
‫آها، خب، نظر چاکی فرق داشت.

415
00:30:51,458 --> 00:30:53,575
‫اتفاقی افتاده که خیلی عجله داره.

416
00:30:53,625 --> 00:30:56,283
‫گمون نکنم مشکلش کیفیت پخت باشه،
‫ولی از کجا معلوم.

417
00:30:56,333 --> 00:30:58,116
‫نمی‌خواست جزئیاتش رو بگه.

418
00:30:58,166 --> 00:30:59,950
‫احتمالا مجبور بشم این یکی رو
‫به خودت بسپارم.

419
00:31:00,000 --> 00:31:02,533
‫باید قبل از دیدار با جی‌پی به دو سه‌تا کار
‫تو شهر برسم.

420
00:31:02,583 --> 00:31:03,166
‫- همه‌چی مرتبه؟
‫- آره. آره.

421
00:31:03,250 --> 00:31:05,375
‫همه‌چی کاملا مرتبه.

422
00:31:06,250 --> 00:31:08,125
‫وقتی کارت با چاکی تموم شد
‫بهم زنگ بزن.

423
00:31:09,791 --> 00:31:10,700
‫جو کجاست؟

424
00:31:10,750 --> 00:31:13,041
‫سر جو شلوغه. همه‌چی مرتبه؟

425
00:31:13,541 --> 00:31:16,875
‫نه، نه راستش.
‫هنوز مشکل دارم.

426
00:31:19,750 --> 00:31:23,541
‫واسه همین بهش می‌گن چاقوی سرآشپز رفیق!

427
00:31:24,875 --> 00:31:26,750
‫سلام خانم گلس.

428
00:31:27,333 --> 00:31:28,875
‫صبح به خیر آرتورو.

429
00:31:29,666 --> 00:31:33,375
‫نمی‌دونستم میای پیشمون.
‫باید بهم می‌گفتی اومدی اینجا.

430
00:31:36,000 --> 00:31:37,658
‫چرا باید می‌گفتم؟

431
00:31:37,708 --> 00:31:41,666
‫خب، مردم وقتی می‌خوان جلسه کاری بذارن
‫همین کار رو می‌کنن.

432
00:31:42,375 --> 00:31:43,625
‫هماهنگ می‌کنن.

433
00:31:44,166 --> 00:31:46,950
‫- حالت خوبه مودی؟
‫- خوبم خانم سوزی.

434
00:31:47,000 --> 00:31:48,075
‫کاملا خوبم.

435
00:31:48,125 --> 00:31:51,491
‫نه، مودی خوبه. مامان‌بزرگش عضو طالبان بود.
‫خیلی گردن‌کلفته، خلاصه...

436
00:31:51,541 --> 00:31:52,450
‫- آره.
‫- آره.

437
00:31:52,500 --> 00:31:53,741
‫چطوره بشینیم...

438
00:31:53,791 --> 00:31:58,041
‫و عین حرفه‌ای راجع به مشکلت
‫صحبت کنیم، هوم؟

439
00:31:58,875 --> 00:32:01,541
‫می‌خوای بدونی مشکلم چیه؟

440
00:32:03,083 --> 00:32:04,500
‫- برونو.
‫- هوم.

441
00:32:04,666 --> 00:32:05,708
‫چشم رئیس.

442
00:32:06,708 --> 00:32:10,250
‫محصول ما منحصر به فرده.

443
00:32:10,916 --> 00:32:14,041
‫هم با کیفیتش
‫و هم با مشخصات شیمیایی...

444
00:32:14,541 --> 00:32:17,491
‫مخصوص خودمون
‫راحت شناسایی می‌شه.

445
00:32:17,541 --> 00:32:19,458
‫هوم.

446
00:32:20,166 --> 00:32:21,041
‫چه عالی.

447
00:32:21,541 --> 00:32:24,458
‫پس وقتی شنیدیم اینجا داره
‫زنجیره محصولمون باز می‌شه،

448
00:32:26,458 --> 00:32:28,041
‫اومدیم تحقیق کنیم.

449
00:32:30,125 --> 00:32:31,333
‫الان هم اینجاییم.

450
00:32:42,291 --> 00:32:43,450
‫اون‌ها واسه من کار می‌کنن.

451
00:32:43,500 --> 00:32:46,200
‫داشتن محصول ما رو می‌فروختن.

452
00:32:46,250 --> 00:32:47,333
‫نه.

453
00:32:48,125 --> 00:32:49,741
‫محصول شما بود.

454
00:32:49,791 --> 00:32:53,875
‫بعدش ما کلی پول بابتش دادیم
‫و محصول خودمون شد.

455
00:32:54,916 --> 00:32:56,541
‫ببین چی می‌گه.

456
00:32:57,708 --> 00:32:59,200
‫اصلا چنین اتفاقی نیفتاده.

457
00:32:59,250 --> 00:33:00,791
‫آقای وارگاس...

458
00:33:01,791 --> 00:33:02,958
‫گفت نه.

459
00:33:04,791 --> 00:33:06,750
‫هکتور اومد شخصا بهمون گفت.

460
00:33:07,458 --> 00:33:09,041
‫ما پول چهارصد کیلو رو دادیم.

461
00:33:10,083 --> 00:33:12,408
‫آخرین بار که دیدیش کی بود؟

462
00:33:12,458 --> 00:33:14,625
‫وقتی پول اولین محموله رو دادیم.

463
00:33:15,583 --> 00:33:19,208
‫ببینین، اگه مشکلی دارین،
‫پیشنهاد می‌کنم با هکتور راجع بهش صحبت کنین.

464
00:33:20,750 --> 00:33:22,625
‫بذار خودم نگران هکتور باشم.

465
00:33:25,458 --> 00:33:26,708
‫جو کجاست؟

466
00:33:27,666 --> 00:33:28,750
‫جو سرش شلوغه.

467
00:33:32,125 --> 00:33:33,291
‫بهش زنگ بزن.

468
00:33:35,791 --> 00:33:38,958
‫چطوره به آقای وارگاس زنگ بزنیم؟
‫مطمئنم می‌تونیم حلش کنیم.

469
00:33:43,291 --> 00:33:45,958
‫آقای وارگاس از شرایط آگاهه.

470
00:33:48,541 --> 00:33:50,250
‫تو به جو زنگ بزن.

471
00:33:51,458 --> 00:33:53,625
‫بهش بگو همین الان بیاد اینجا.

472
00:33:55,791 --> 00:33:57,625
‫ای بابا، به اون عوضی زنگ بزن دیگه.

473
00:34:04,583 --> 00:34:05,450
‫خوبی عزیزم؟

474
00:34:05,500 --> 00:34:09,875
‫تو خوبی عزیزم؟ من و چاکی ممنون می‌شیم
‫بصیرتت رو باهامون در میون بذاری.

475
00:34:10,375 --> 00:34:11,991
‫لطف می‌کنی زود تن لشت رو بیاری اینجا؟

476
00:34:12,041 --> 00:34:14,866
‫وای، نمی‌دونم. دستم یه‌کم بنده.
‫چطور، چی شده؟

477
00:34:14,916 --> 00:34:16,458
‫نمی‌تونم پشت تلفن بگم.

478
00:34:16,958 --> 00:34:19,291
‫ولی مسئله خاصی نیست.
‫فقط یه گپ جزئیه.

479
00:34:20,083 --> 00:34:21,366
‫منظورت از گپ جزئی چیه.

480
00:34:21,416 --> 00:34:23,708
‫فقط بیا دیگه، باشه؟

481
00:34:26,041 --> 00:34:27,875
‫خیلی‌خب سوز، باشه. من...

482
00:34:28,375 --> 00:34:29,741
‫من یه ساعت دیگه اونجام.

483
00:34:29,791 --> 00:34:30,666
‫عالیه.

484
00:34:41,500 --> 00:34:42,916
‫از دیدنت خوشحال شدم.

485
00:34:43,416 --> 00:34:44,991
‫سرحالی.

486
00:34:45,041 --> 00:34:47,950
‫وای... با احتساب شرایط.

487
00:34:48,000 --> 00:34:49,958
‫آره، خب، ممنون.

488
00:34:50,541 --> 00:34:51,500
‫راستی...

489
00:34:52,750 --> 00:34:54,000
‫شرمنده که روسیاهت کردم.

490
00:34:55,416 --> 00:34:57,916
‫ذات گمانه‌زنی همینه دیگه.

491
00:34:58,708 --> 00:35:03,666
‫گاهی بلندپروازی نتیجه می‌ده.
‫گاهی... زمین می‌خوره.

492
00:35:05,458 --> 00:35:08,991
‫ببین، درک می‌کنم که نتونی شصت میلیون رو
‫فقط پای گمانه‌زنی بنویسی.

493
00:35:09,041 --> 00:35:09,875
‫هوم.

494
00:35:10,541 --> 00:35:14,000
‫ولی چطوره به‌جای پس دادن پول،
‫کار بهتری کنیم؟

495
00:35:14,750 --> 00:35:15,991
‫اوهوم.

496
00:35:16,041 --> 00:35:19,783
‫اون شصت میلیون رو با چهل میلیون
‫از طرف خودم سرمایه‌گذاری می‌کنیم.

497
00:35:19,833 --> 00:35:23,333
‫پونزده مزرعه سراسر قاره
‫طی سه سال.

498
00:35:24,083 --> 00:35:25,866
‫دنبال تلافی نیستم.

499
00:35:25,916 --> 00:35:27,833
‫می‌خوام زمین بازی رو هموار کنم.

500
00:35:28,666 --> 00:35:30,500
‫تو حرکت بزرگی کردی ادی.

501
00:35:32,666 --> 00:35:33,791
‫اما شکست خوردی.

502
00:35:36,666 --> 00:35:38,000
‫حرف می‌پیچه.

503
00:35:38,791 --> 00:35:42,666
‫اعتبار لکه‌دار می‌شه.
‫می‌دونی الان باید چیکار کنی؟

504
00:35:44,541 --> 00:35:46,583
‫عقب‌نشینی کن...

505
00:35:46,708 --> 00:35:49,250
‫بازسازی کن...

506
00:35:49,500 --> 00:35:50,825
‫تکامل پیدا کن.

507
00:35:50,875 --> 00:35:53,833
‫من دقیقا قصد دارم همین کار رو بکنم مارکو.

508
00:35:54,541 --> 00:35:57,075
‫آره، ولی باید اعتماد بقیه رو جلب کنی.

509
00:35:57,125 --> 00:35:58,666
‫این یعنی چی؟

510
00:36:00,041 --> 00:36:01,825
‫- داری کنارم می‌زنی؟
‫- نه، نه، نه، نه.

511
00:36:01,875 --> 00:36:04,408
‫فقط الان، به نظرم آماده نیستی.

512
00:36:04,458 --> 00:36:05,783
‫- نه، من آماده‌ام.
‫- نه.

513
00:36:05,833 --> 00:36:07,783
‫هستم. اون موقع بار سنگینی روی دوشم بود.

514
00:36:07,833 --> 00:36:10,075
‫الان از همکاری‌های قبلیم آزاد شدم.

515
00:36:10,125 --> 00:36:11,583
‫اون‌ها جلوم رو گرفته بودن.

516
00:36:13,458 --> 00:36:16,000
‫آره، شاید آزاد شد باشی، ولی تنهایی.

517
00:36:16,541 --> 00:36:18,283
‫ادی، تو تنهایی.

518
00:36:18,333 --> 00:36:22,958
‫تو دنیایی که می‌خوای توش فعالیت کنی
‫هیچ ریشه‌ای نداری.

519
00:36:23,458 --> 00:36:24,666
‫متوجهی؟

520
00:36:25,250 --> 00:36:26,325
‫آها.

521
00:36:26,375 --> 00:36:27,333
‫هوم؟

522
00:36:34,125 --> 00:36:35,000
‫قبوله.

523
00:36:36,958 --> 00:36:39,083
‫پول تا آخر نمایش تو حسابته.

524
00:36:40,208 --> 00:36:41,750
‫معلومه.

525
00:36:59,125 --> 00:37:02,700
‫وقتی پول واریز شد بهم خبر بده.
‫می‌تونیم واریزشون کنیم.

526
00:37:02,750 --> 00:37:06,700
‫تراکنش باید به اسم استنلی جانستون
‫با ت باشه.

527
00:37:06,750 --> 00:37:08,958
‫آره، درسته. ممنون احمد.

528
00:37:12,416 --> 00:37:14,741
‫- ای بابا.
‫- بذار ردیفش کنم.

529
00:37:14,791 --> 00:37:17,541
‫آهای، اون نارنجیه رو در بیار...
‫وای، برو بابا.

530
00:37:21,375 --> 00:37:23,491
‫- چرا خیابون رو بستین؟
‫- ببخشید آقا.

531
00:37:23,541 --> 00:37:26,158
‫- جریان چیه؟
‫- این‌ها رو جمع کنین.

532
00:37:26,208 --> 00:37:28,283
‫- ما فقط کارمون رو می‌کنیم.
‫- امان از دستتون.

533
00:37:28,333 --> 00:37:29,366
‫من حق و حقوقی دارم.

534
00:37:29,416 --> 00:37:31,408
‫باید این مزخرفات رو از سر راه بردارین.

535
00:37:31,458 --> 00:37:34,700
‫- داریم مسیر دوچرخه سواری می‌سازیم.
‫- وای، بگیم تقصیر دوچرخه‌سوارهاست.

536
00:37:34,750 --> 00:37:38,791
‫آره، درسته. برو ببینم. زود باش!
‫زندگیم رو نابود کرده.

537
00:38:15,708 --> 00:38:20,458
‫اون سنگ عین چراغی سحرآمیزه
‫که هزاران سال می‌درخشه.

538
00:38:22,208 --> 00:38:24,950
‫تروآیی‌ها فقط اون سنگ رو
‫اینجا نذاشتن ادی.

539
00:38:25,000 --> 00:38:26,833
‫بعضی‌هاشون موندن.

540
00:38:28,250 --> 00:38:31,616
‫من معتقدم تو نواده مستقیم...

541
00:38:31,666 --> 00:38:34,041
‫پادشاه پریام، آخرین پادشاه تروآ هستی.

542
00:38:35,875 --> 00:38:40,450
‫دی‌ان‌ای تو در شالوده فرهنگ غربی
‫نهادینه شده.

543
00:38:40,500 --> 00:38:42,575
‫وقتی شندیم چه بلایی سرت آوردن...

544
00:38:42,625 --> 00:38:45,116
‫- تکامل پیدا کن ادی.
‫- حسی بهم دست داد که سابقه نداشت.

545
00:38:45,166 --> 00:38:47,950
‫- راست می‌گه‌ها.
‫- عشق.

546
00:38:48,000 --> 00:38:49,783
‫هیچ‌وقت نمی‌تونه عین سابق بشه.

547
00:38:49,833 --> 00:38:52,333
‫هیچ‌وقت تا کارت تموم نشده...

548
00:38:55,458 --> 00:38:57,208
‫به احمق‌ها نشونش نده.

549
00:38:57,916 --> 00:39:00,166
‫- راه بیفت کثافت.
‫- پنج دقیقه.

550
00:39:01,041 --> 00:39:04,533
‫- خیلی بی‌شعوری.
‫- من بی‌شعورم؟ من بی‌شعورم؟

551
00:39:04,583 --> 00:39:06,833
‫- شنیدی چی گفتی؟
‫- نه، شنیدم خودم چی گفتم.

552
00:39:19,250 --> 00:39:20,958
‫رفقا!

553
00:39:22,250 --> 00:39:25,083
‫دیدین؟ اومد. جای نگرانی نیست.

554
00:39:25,958 --> 00:39:29,491
‫سوز، تو رو نمی‌دونم،
‫ولی من دوست ندارم امروز بمیرم.

555
00:39:29,541 --> 00:39:32,825
‫هیچ‌کس نمی‌میره چاکی.
‫همه‌چی مرتبه.

556
00:39:32,875 --> 00:39:36,450
‫یه کلاه‌برداری بزرگ
‫یا مسخره‌بازی عظیمه.

557
00:39:36,500 --> 00:39:38,950
‫سوز، در هر دو حالت،

558
00:39:39,000 --> 00:39:40,875
‫ممکنه بمیریم.

559
00:39:42,166 --> 00:39:43,116
‫ردیف می‌شه.

560
00:39:43,166 --> 00:39:45,000
‫چرا این‌قدر خونسردی آشغال؟

561
00:39:46,666 --> 00:39:48,700
‫اصلا می‌دونی اینجا چه خبره سوز؟

562
00:39:48,750 --> 00:39:52,408
‫ظاهرا در ارتباطمون با دوستمون هکتور
‫مشکلی پیش اومده.

563
00:39:52,458 --> 00:39:54,908
‫معلوم شد جنس اصلا
‫مال ما نبوده که بفروشیم.

564
00:39:54,958 --> 00:39:56,658
‫نه. نه، خیلی مسخر است.

565
00:39:56,708 --> 00:39:58,125
‫- هکتور چنین کاری نمی‌کنه.
‫- آهای.

566
00:40:01,666 --> 00:40:02,541
‫بگیر بشین.

567
00:40:05,875 --> 00:40:06,833
‫تو.

568
00:40:17,916 --> 00:40:20,116
‫الان می‌گم چیکار می‌کنم.
‫یه چای کرک خفن دم می‌کنم.

569
00:40:20,166 --> 00:40:22,991
‫چای می‌خورین؟
‫براتون چای میارم. باشه؟ چای؟

570
00:40:23,041 --> 00:40:24,000
‫چای نمی‌خوایم.

571
00:40:25,000 --> 00:40:27,075
‫تو هم جایی نمی‌ری رفیق.

572
00:40:27,125 --> 00:40:28,125
‫آنخل.

573
00:40:32,500 --> 00:40:34,666
‫چند سوال ازت دارم جو.

574
00:40:35,250 --> 00:40:39,241
‫امیدوارم جواب‌های مورد نیازم رو بدی
‫تا بتونیم ادامه بدیم.

575
00:40:39,291 --> 00:40:40,541
‫باشه، من هم امیدوارم.

576
00:40:41,250 --> 00:40:43,541
‫کل این کوکایین رو از هکتور خریدین، درسته؟

577
00:40:44,375 --> 00:40:45,291
‫آها.

578
00:40:46,125 --> 00:40:47,375
‫بقیه‌اش کجاست؟

579
00:40:49,000 --> 00:40:50,500
‫فروختیمش.

580
00:40:51,708 --> 00:40:53,166
‫کلی پول در آوردین؟

581
00:40:53,750 --> 00:40:55,250
‫آره، آره، فروشمون بد نبود.

582
00:40:55,750 --> 00:40:57,458
‫پولش الان کجاست؟

583
00:40:59,666 --> 00:41:01,366
‫پول خودمونه آرتورو.

584
00:41:01,416 --> 00:41:03,125
‫کوکایین مال شما نبود.

585
00:41:03,625 --> 00:41:05,333
‫پس پولش هم...

586
00:41:06,125 --> 00:41:07,541
‫مال شما نیست.

587
00:41:11,000 --> 00:41:13,791
‫باید بهم بگی پولش کجاست آشغال.

588
00:41:14,583 --> 00:41:17,750
‫وگرنه مشکل درست می‌شه.

589
00:41:18,791 --> 00:41:19,916
‫واسه خودت.

590
00:41:21,541 --> 00:41:22,875
‫واسه همراهانت.

591
00:41:24,458 --> 00:41:27,241
‫- عه، عه، عه! آروم باش بابا!
‫- این چه وضعشه؟

592
00:41:27,291 --> 00:41:32,166
‫گوش کن، گوش کن، خب؟ پول، خب؟
‫پول تو خونه منه. خب؟

593
00:41:33,000 --> 00:41:35,916
‫ولی می‌تونم چیزی بهت بدم
‫که خیلی بیش از پول دنبالشی.

594
00:41:36,500 --> 00:41:37,500
‫خب؟

595
00:41:38,000 --> 00:41:38,833
‫هکتور.

596
00:41:40,125 --> 00:41:42,333
‫همونی که خودش کوکایین رو
‫ازتون دزدیده بود.

597
00:41:44,458 --> 00:41:46,700
‫- کجاست؟
‫- امروز صبح باهاش صحبت کردم!

598
00:41:46,750 --> 00:41:48,991
‫خب؟ الان داره میاد خونه من.

599
00:41:49,041 --> 00:41:50,158
‫من پیشنهاد می‌کنم، خب...؟

600
00:41:50,208 --> 00:41:52,250
‫من پیشنهاد می‌کنم من و شما...

601
00:41:52,916 --> 00:41:54,875
‫بریم اونجا ببینیمش تا بتونیم...

602
00:41:55,750 --> 00:41:57,875
‫کل این ماجرا رو ردیف کنیم، خب؟

603
00:42:01,375 --> 00:42:03,250
‫خیلی‌خب.

604
00:42:04,125 --> 00:42:04,958
‫خوب رفتار کنین.

605
00:42:07,250 --> 00:42:08,833
‫این عوضی‌ها!

606
00:42:09,166 --> 00:42:10,575
‫«به زبان اسپانیایی»

607
00:42:10,625 --> 00:42:13,041
‫اصلا نمی‌دونن خودشون رو
‫درگیر چه کاری کردن.

608
00:42:13,166 --> 00:42:14,708
‫بذار بکشمشون رئیس.

609
00:42:17,000 --> 00:42:18,375
‫تو اینجا بمون.

610
00:42:20,541 --> 00:42:21,583
‫اون می‌ره خونه‌اش.

611
00:42:23,166 --> 00:42:26,241
‫آنخل. برونو.

612
00:42:26,291 --> 00:42:28,083
‫شما هکتور رو بگردونین.

613
00:42:29,583 --> 00:42:31,666
‫تو خونه‌اش رو بلدی، مگه نه؟

614
00:42:33,000 --> 00:42:34,458
‫آره، من خونه‌اش رو بلدم.

615
00:42:49,708 --> 00:42:52,500
‫اگه هکتور اونجا نبود، دختره رو بکش.

616
00:43:07,291 --> 00:43:11,075
‫ببخشید، عیبی نداره یکیتون
‫این رو امضا کنه؟

617
00:43:11,125 --> 00:43:12,791
‫آخه امروز یه‌کم عجله دارم.

618
00:43:19,125 --> 00:43:21,658
‫پیک‌های اینجا رو ببین آنخل!

619
00:43:21,708 --> 00:43:23,250
‫بجنب برونو!

620
00:43:33,083 --> 00:43:35,208
‫آهای رفیق، این‌ها رو کجا بذارم؟

621
00:43:57,750 --> 00:43:59,708
‫اینجا چه خبره سوزی؟

622
00:44:00,916 --> 00:44:02,916
‫سوال دوازده میلیون پوندی همینه، مگه نه؟

623
00:44:07,416 --> 00:44:10,700
‫سوز، باید بهم بگی جریان چیه.

624
00:44:10,750 --> 00:44:12,416
‫می‌گم. وقتی فهمیدم می‌گم.

625
00:44:12,916 --> 00:44:16,408
‫فعلا باید اون اجساد رو بذارین یه‌جایی
‫که هیچ‌کس هیچ‌وقت پیداشون نکنه.

626
00:44:16,458 --> 00:44:18,416
‫نباید هیچ‌کدوم این چیزها رو
‫به بابا بگی.

627
00:44:20,291 --> 00:44:23,083
‫خیلی‌خب، ببین، این ماجرا
‫تحت کنترلته یا نه؟

628
00:44:25,000 --> 00:44:26,125
‫تحت کنترلمه.

629
00:44:30,791 --> 00:44:32,408
‫به نظر من این‌جوریه، خب؟

630
00:44:32,458 --> 00:44:35,033
‫یا آرتورو داشت حرکت می‌زد...

631
00:44:35,083 --> 00:44:37,616
‫تا ما و هکتور رو کنار بزنه
‫و بتونه بریتانیا رو کنترل کنه،

632
00:44:37,666 --> 00:44:40,958
‫یا هکتور از اولش داشت بهمون دروغ می‌گفت.

633
00:44:42,500 --> 00:44:45,575
‫- باید با هکتور صحبت کنیم.
‫- چند روزه باهاش حرف نزدم.

634
00:44:45,625 --> 00:44:47,491
‫تو که گفتی امروز صبح بهش زنگ زدی.

635
00:44:47,541 --> 00:44:50,783
‫الکی گفتم، می‌خواستم جدا بشن
‫تا بتونیم شکستشون بدیم.

636
00:44:50,833 --> 00:44:53,241
‫باید با وارگاس صحبت کنیم.
‫شرایط رو توضیح بدیم.

637
00:44:53,291 --> 00:44:55,616
‫واقعا خیال کردی بعد از این کارمون
‫به حرفمون گوش می‌ده؟

638
00:44:55,666 --> 00:44:57,625
‫سوزی، باید ناپدید بشیم...

639
00:44:58,333 --> 00:44:59,750
‫تا بفهمیم چیکار کنیم.

640
00:45:00,250 --> 00:45:01,908
‫وارگاس میاد سراغمون.

641
00:45:01,958 --> 00:45:04,416
‫کار این‌ها همینه.
‫این‌ها همین‌جوری‌ان.

642
00:45:06,000 --> 00:45:07,166
‫ببین...

643
00:45:10,000 --> 00:45:12,000
‫من نمی‌ذارم هیچ بلایی سرت بیاد.

644
00:45:13,416 --> 00:45:14,625
‫سوزی، من عاشقتم.

645
00:45:15,833 --> 00:45:17,250
‫ما هوای هم رو داریم، خب؟

646
00:45:18,958 --> 00:45:20,075
‫بهت می‌گم چیکار می‌کنیم.

647
00:45:20,125 --> 00:45:22,783
‫پول رو بر می‌داریم،
‫گورمون رو از اینجا گم می‌کنیم.

648
00:45:22,833 --> 00:45:25,583
‫می‌تونیم هر جایی بریم.
‫تنریفه، تایلند، تیمبوکتو.

649
00:45:28,708 --> 00:45:30,500
‫خیلی‌خب...

650
00:45:31,458 --> 00:45:33,541
‫می‌تونم از فرودگاه دوک هواپیما جور کنم.

651
00:45:34,041 --> 00:45:38,325
‫خوبه. باشه. من پول رو از خونه برمی‌دارم.
‫تو الماس‌ها رو بردار.

652
00:45:38,375 --> 00:45:41,075
‫هرچی تونستی تو یه چمدون کوچک بریز.
‫بارمون سبک باشه.

653
00:45:41,125 --> 00:45:42,208
‫چقدر سبک؟

654
00:45:45,958 --> 00:45:47,875
‫ممکنه تا ابد طول نکشه، ولی...

655
00:45:49,541 --> 00:45:50,625
‫ممکنه بکشه.

656
00:46:02,750 --> 00:46:03,750
‫تا دیروقت کار می‌کنی؟

657
00:46:05,750 --> 00:46:08,250
‫بلنکت، از قدیم گفتن
‫فقط کار کن و بازی نکن.

658
00:46:08,750 --> 00:46:10,583
‫رفیقت تونست باهات حرف بزنه؟

659
00:46:11,083 --> 00:46:12,491
‫کدوم رفیق رو می‌گی؟

660
00:46:12,541 --> 00:46:15,533
‫اهل آمریکای جنوبی بود.
‫موهاش چرب بود.

661
00:46:15,583 --> 00:46:16,783
‫هکتور؟

662
00:46:16,833 --> 00:46:18,041
‫خودشه.

663
00:46:18,750 --> 00:46:20,866
‫امروز صبح اومده بود و کارت داشت.

664
00:46:20,916 --> 00:46:23,875
‫انگار یه‌کم عصبی بود،
‫راستش خیلی هم نشئه بود.

665
00:46:24,375 --> 00:46:26,708
‫- سلام. همه‌چی مرتبه؟
‫- آره.

666
00:46:27,333 --> 00:46:30,700
‫باک هواپیما پره، ساکم رو بستم،
‫از محل کار زدم بیرون.

667
00:46:30,750 --> 00:46:31,958
‫آفرین عزیزم.

668
00:46:32,583 --> 00:46:34,325
‫تونستی با هکتور صحبت کنی؟

669
00:46:34,375 --> 00:46:37,950
‫نه. براش چندتا پیغام گذاشتم،
‫ولی هنوز بهم زنگ نزده.

670
00:46:38,000 --> 00:46:39,166
‫کدوم گوریه؟

671
00:46:39,416 --> 00:46:40,241
‫مهم نیست سوزی.

672
00:46:40,291 --> 00:46:43,333
‫فقط همین مهمه که ما امشب
‫با همدیگه سوار اون هواپیما بشیم.

673
00:46:46,000 --> 00:46:46,833
‫خیلی‌خب.

674
00:46:47,750 --> 00:46:49,083
‫تو فرودگاه می‌بینمت.

675
00:47:01,625 --> 00:47:03,750
‫ساکت کجاست سوزی؟

676
00:47:05,833 --> 00:47:07,583
‫من سوار هواپیما نمی‌شم جو.

677
00:47:10,125 --> 00:47:11,125
‫منظورت چیه؟

678
00:47:12,625 --> 00:47:13,916
‫تو تنهایی پرواز می‌کنی.

679
00:47:14,500 --> 00:47:16,658
‫مقصدش هم تیمبوکتو نیست.

680
00:47:16,708 --> 00:47:18,575
‫تو رو می‌بره مادرید،

681
00:47:18,625 --> 00:47:21,325
‫اونجا گروهی از همکاران آقای وارگاس...

682
00:47:21,375 --> 00:47:24,616
‫می‌بیننت و می‌برنت پرو، لیما.

683
00:47:24,666 --> 00:47:27,741
‫چرا باید چنین کاری بکنم؟

684
00:47:27,791 --> 00:47:29,583
‫چون چاره‌ای نداری.

685
00:47:33,458 --> 00:47:36,950
‫راستش، من به کسی که اشتباه می‌کنه
‫احترام می‌ذارم.

686
00:47:37,000 --> 00:47:39,875
‫تصمیمات بد همیشه درست عمل نمی‌کنن.

687
00:47:40,666 --> 00:47:43,583
‫ولی نمی‌تونم به دروغگو احترام بذارم.

688
00:47:44,166 --> 00:47:46,791
‫آخه از اون به بعد، هرچی
‫از دهن طرف در بیاد رو...

689
00:47:46,833 --> 00:47:47,700
‫زیر سوال می‌برم.

690
00:47:47,750 --> 00:47:48,783
‫من چه دروغی گفتم؟

691
00:47:48,833 --> 00:47:50,700
‫تو از اولش داشتی دروغ می‌گفتی.

692
00:47:50,750 --> 00:47:53,116
‫- می‌دونستی قراره اونجا باشم؟
‫- سوزی!

693
00:47:53,166 --> 00:47:54,366
‫تو مزایده؟

694
00:47:54,416 --> 00:47:56,825
‫فقط منتظر بودی نظر من رو جلب کنی؟

695
00:47:56,875 --> 00:47:59,366
‫نه سوزی، به خدا قسم.
‫اون اتفاقی بود.

696
00:47:59,416 --> 00:48:01,408
‫باز هم درو می‌گی.

697
00:48:01,458 --> 00:48:03,575
‫جواب آقای وارگاس مثبته.

698
00:48:03,625 --> 00:48:04,700
‫اصلا قبول نکرد بود.

699
00:48:04,750 --> 00:48:07,458
‫- جوابش منفی بود.
‫- وارگاس درخواستمون رو رد کرد.

700
00:48:08,250 --> 00:48:10,450
‫واسه همین تو و هکتور دورش زدین.

701
00:48:10,500 --> 00:48:12,700
‫هکتور؟ هکتور با ما دشمنه.

702
00:48:12,750 --> 00:48:14,083
‫این هم یه دروغ دیگه است.

703
00:48:14,875 --> 00:48:16,825
‫گفتی جواب تماس‌هات رو نمی‌ده.

704
00:48:16,875 --> 00:48:18,366
‫ولی اومده بود دنبالت.

705
00:48:18,416 --> 00:48:20,575
‫اهل آمریکای جنوبی بود.
‫موهاش چرب بود.

706
00:48:20,625 --> 00:48:22,158
‫همین امروز صبح.

707
00:48:22,208 --> 00:48:24,366
‫باید قبل از دیدار با جی‌پی
‫به دو سه تا کار تو شهر برسم.

708
00:48:24,416 --> 00:48:27,658
‫وقتی گفتی نمی‌تونی باهام بیای رستوران چاکی،
‫در واقع درست گفتی،

709
00:48:27,708 --> 00:48:30,783
‫ولی بعدش که هکتور کلا ناپدید شد،

710
00:48:30,833 --> 00:48:33,658
‫با خودم گفتم نیازمند تحقیقات مضاعفه.

711
00:48:33,708 --> 00:48:37,250
‫گمون کنم فهمید وارگاس
‫به جفتتون شک کرده.

712
00:48:38,250 --> 00:48:40,491
‫واسه همین هکتور رو کشتی
‫تا رد خودت رو چاک کنی.

713
00:48:40,541 --> 00:48:42,000
‫ببین سوزی، خیلی‌خب...

714
00:48:44,750 --> 00:48:45,666
‫سوزی.

715
00:48:47,791 --> 00:48:49,416
‫کل کارهای من واسه خودمون بود.

716
00:48:50,416 --> 00:48:53,458
‫کاش می‌تونستم باور کنم جو.
‫جدی می‌گم.

717
00:48:54,583 --> 00:48:57,166
‫ولی همون‌طور که گفتم، تو دروغگویی.

718
00:48:59,541 --> 00:49:01,708
‫وقتی بهت گفتم عاشقتم دروغ نگفتم.

719
00:49:03,625 --> 00:49:06,125
‫تو پرو خیلی به درد نمی‌خوره، مگه نه؟

720
00:49:12,000 --> 00:49:13,583
‫سوزی، مجبور نیستی این کار رو بکنی.

721
00:49:14,208 --> 00:49:16,375
‫من و تو هنوز می‌تونیم
‫کنار هم باشیم.

722
00:49:17,708 --> 00:49:19,166
‫احساساتی شدم جو.

723
00:49:19,708 --> 00:49:21,666
‫خودم می‌تونم راه برم، خب؟

724
00:49:32,500 --> 00:49:34,541
‫- خانم گلس.
‫- تو راهه.

725
00:49:35,125 --> 00:49:38,325
‫چند وقت بود دنبال رفع این نشتی بودم.

726
00:49:38,375 --> 00:49:42,283
‫الان که انجام شده،
‫تو وفاداریت رو ثابت کردی،

727
00:49:42,333 --> 00:49:43,750
‫احتمالا...

728
00:49:44,625 --> 00:49:49,366
‫بتونیم بشینیم و راجع به فرصت‌های آینده
‫صحبت کنیم.

729
00:49:49,416 --> 00:49:51,125
‫تاریخش رو ثبت کنیم.

730
00:49:52,041 --> 00:49:53,000
‫خیلی‌خب.

731
00:50:16,958 --> 00:50:19,666
‫- امیدوارم مزاحم نشده باشم.
‫- به هیچ وجه.

732
00:50:20,375 --> 00:50:23,458
‫- غافلگیری خوش‌آیندیه.
‫- همچنین.

733
00:50:23,958 --> 00:50:26,958
‫- جای قشنگی می‌ری؟
‫- به سفر مهمی می‌رم.

734
00:50:28,000 --> 00:50:30,375
‫من رو که می‌شناسی،
‫این روزها استراحت می‌کنم.

735
00:50:31,083 --> 00:50:33,666
‫با احتساب همه‌چی، سرحالی.

736
00:50:35,583 --> 00:50:36,583
‫ممنون.

737
00:50:38,541 --> 00:50:40,833
‫بابت اختلاف خودت و بابام متأسفم.

738
00:50:41,583 --> 00:50:43,575
‫خیال می‌کردم یه تنبیه جزئی کافی باشه،

739
00:50:43,625 --> 00:50:46,708
‫ولی خودت که می‌دونی
‫وقتی عصبانی می‌شه چه‌جوری می‌شه.

740
00:50:48,583 --> 00:50:51,125
‫الان مهم نیست. گذشته‌ها گذشته.

741
00:50:52,875 --> 00:50:56,041
‫ولی حس می‌کنم خوب می‌دونم
‫این روزها چی می‌خوام.

742
00:50:56,541 --> 00:50:57,541
‫چی؟

743
00:51:00,250 --> 00:51:01,250
‫همه‌چی.

744
00:51:03,041 --> 00:51:03,916
‫قشنگ گفتی.

745
00:51:06,625 --> 00:51:09,075
‫واقعا تونستی نیمه پر لیوان رو ببینی...

746
00:51:09,125 --> 00:51:12,458
‫و اکثر آدم‌ها در چنین شرایطی کم می‌آودن.

747
00:51:15,041 --> 00:51:19,333
‫آدم باید خودش رو کنار بذاره
‫تا رازش واقعیش رو درک کنه.

748
00:51:20,500 --> 00:51:21,908
‫وقتی همه‌چی رو از دست بده،

749
00:51:21,958 --> 00:51:26,708
‫می‌فهمه چیزهایی که داشت
‫زودگذر و ناپایدار بودن.

750
00:51:28,666 --> 00:51:30,750
‫از اولش هم اصلا مال خودش نبودن.

751
00:51:31,916 --> 00:51:34,750
‫- کم‌کم داری من رو می‌ترسونی ادی.
‫- ترسناک نیست.

752
00:51:37,000 --> 00:51:39,041
‫من نگرانتم سوزان.

753
00:51:40,458 --> 00:51:41,916
‫چرا نگرانمی؟

754
00:51:42,666 --> 00:51:45,866
‫چون احساسات افسارگسیخته دارم؟

755
00:51:45,916 --> 00:51:47,825
‫بیش از حد مادی‌گرام؟

756
00:51:47,875 --> 00:51:50,125
‫تعادل کارما ندارم؟

757
00:51:53,458 --> 00:51:54,416
‫غمگینی.

758
00:51:57,250 --> 00:51:59,041
‫می‌خواستم این کلمه رو بگم.

759
00:52:00,750 --> 00:52:01,583
‫غمگینی.

760
00:52:08,000 --> 00:52:09,666
‫نگران من نباش ادی.

761
00:52:10,291 --> 00:52:11,541
‫من چیزیم نمی‌شه.

762
00:52:13,958 --> 00:52:15,791
‫برو. از پروازت جا می‌مونی.

763
00:52:18,833 --> 00:52:19,708
‫باشه.

764
00:52:21,791 --> 00:52:22,958
‫در تماس باش.

765
00:53:19,375 --> 00:53:21,166
‫انتظارش رو نداشتم.

766
00:53:22,208 --> 00:53:24,000
‫چی شده که این افتخار نصیبم شده؟

767
00:53:25,833 --> 00:53:27,375
‫با خودم گفتم می‌تونیم یه گپی بزنیم.

768
00:53:30,375 --> 00:53:31,750
‫انگار جدی هستی.

769
00:53:32,750 --> 00:53:33,783
‫تو دردسر افتادم؟

770
00:53:33,833 --> 00:53:35,791
‫نه، نیفتادی.

771
00:53:36,875 --> 00:53:37,958
‫ممکنه من افتاده باشم.

772
00:53:40,541 --> 00:53:41,616
‫آنتونیو.

773
00:53:41,666 --> 00:53:43,791
‫دو نوشیدنی؟

774
00:53:46,583 --> 00:53:49,625
‫می‌خواستم یه داستان برات بگم بلا.

775
00:53:51,041 --> 00:53:51,950
‫طاقت بیار،

776
00:53:52,000 --> 00:53:54,791
‫آخه احتمال کمی هست
‫که پایانش خوش باشه.

777
00:53:57,250 --> 00:53:58,625
‫روزی روزگاری، مردی بود...

778
00:53:59,750 --> 00:54:01,041
‫که اشتباهی کرد.

779
00:54:02,916 --> 00:54:05,125
‫بهای اون اشتباه محاسباتی...

780
00:54:05,791 --> 00:54:06,916
‫مجازات سنگینی بود.

781
00:54:08,333 --> 00:54:10,450
‫به خودش اومد و دید
‫تو یه قبر کم‌عمقه،

782
00:54:10,500 --> 00:54:13,500
‫دورش هم پر از تاریکی و پوچیه.

783
00:54:14,000 --> 00:54:15,666
‫دردش خیلی زیاد بود.

784
00:54:16,458 --> 00:54:18,741
‫پاهاش شکسته بودن،
‫جسمش داغون بود...

785
00:54:18,791 --> 00:54:21,783
‫و هر حرکتی عذابی که توش غرق بود رو...

786
00:54:21,833 --> 00:54:24,250
‫بیش از پیش تشدید می‌کرد.

787
00:54:27,375 --> 00:54:28,458
‫ممنون آنتونیو.

788
00:54:31,041 --> 00:54:34,291
‫تنها صدایی که می‌شنید،
‫بهش می‌گفت عمرش به سر اومده.

789
00:54:35,333 --> 00:54:36,750
‫بازی تموم شده بود.

790
00:54:37,500 --> 00:54:38,750
‫زنگ به صدا در اومده بود.

791
00:54:40,458 --> 00:54:43,375
‫با بستن چشمش،
‫سرنوشتش رو پذیرفت.

792
00:54:43,916 --> 00:54:46,666
‫جرقه‌ای نورانی پدیدار شد،

793
00:54:47,166 --> 00:54:50,208
‫پیرامون خودآگاهش در تلألو بود.

794
00:54:51,416 --> 00:54:53,500
‫اون جرقه قصد خاصی داشت.

795
00:54:55,083 --> 00:54:57,833
‫یه پیغام بهش رسوند.

796
00:54:58,916 --> 00:55:00,041
‫«دنبالم کن.»

797
00:55:01,458 --> 00:55:02,583
‫اون هم دنبالش کرد.

798
00:55:04,250 --> 00:55:08,908
‫بعد از دو شب و پنج کیلومتر
‫خس و خاشاک و خار،

799
00:55:08,958 --> 00:55:14,416
‫دید به یکی از جاده‌های حومه‌ای
‫حوالی بیزینگ‌استوک رسیده و...

800
00:55:15,333 --> 00:55:16,458
‫و نجات پیدا کرد.

801
00:55:22,916 --> 00:55:24,083
‫چرا مکث کردی؟

802
00:55:27,125 --> 00:55:28,958
‫اجازه دادم تو داستان رو تموم کنی.

803
00:55:31,750 --> 00:55:33,958
‫من از کجا بدونم داستان
‫چه‌جوری تموم می‌شه؟

804
00:55:37,250 --> 00:55:38,833
‫چون تو اونجا بودی بلا.

805
00:55:40,583 --> 00:55:42,000
‫تو در اون سفر بودی.

806
00:55:43,416 --> 00:55:44,833
‫در تمام قدم‌ها حضور داشتی.

807
00:55:48,208 --> 00:55:49,666
‫من جونم رو مدیون توئم.

808
00:55:54,083 --> 00:55:54,916
‫الان...

809
00:55:56,166 --> 00:55:57,041
‫الان هم...

810
00:56:00,375 --> 00:56:01,666
‫تو باید بهم جواب بدی.

811
00:56:28,291 --> 00:56:29,708
‫جوابم مثبته.

812
00:56:55,583 --> 00:56:58,000
‫«ترجمه از کیارش»

813
00:57:00,000 --> 00:57:10,000
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M