1
00:00:59,916 --> 00:01:02,416
‫غم آخرت باشه، ادواردو.

2
00:01:06,833 --> 00:01:10,541
‫[قسمت هشتم: سرش رو برام بیارید]

3
00:01:16,458 --> 00:01:20,333
‫در حال حاضر به سه‌تا باتری ماشین وصلی،

4
00:01:20,833 --> 00:01:23,583
‫که اونا هم به یه دستگاه فنس برقی وصل شدن.

5
00:01:24,083 --> 00:01:26,700
‫از همونایی که برای کنترل کردنِ گاو و گوسفند...

6
00:01:26,750 --> 00:01:29,166
‫و از این‌جور چیزا...

7
00:01:29,708 --> 00:01:31,083
‫استفاده می‌شه.

8
00:01:31,583 --> 00:01:35,708
‫۵۰ هزار ولت برق که مستقیم وصله به بدنت.

9
00:01:36,541 --> 00:01:38,041
‫خب، حالا تصمیمت چیه؟

10
00:01:48,500 --> 00:01:51,250
‫- فقط بگو کی فرستادتت.
‫- به‌خدا نمی‌دونم!

11
00:01:52,333 --> 00:01:55,541
‫- کی؟
‫- روحمم خبر نداره کی رئیسم رو اجیر کرده.

12
00:01:56,583 --> 00:01:58,700
‫بابی بوده، نه؟ بگو.

13
00:01:58,750 --> 00:02:00,908
‫بنال! کارِ بابی گلس بوده، مگه نه؟

14
00:02:00,958 --> 00:02:02,416
‫بابی بود... بابی گلس بود!

15
00:02:08,416 --> 00:02:12,291
‫«ترجمه از محمد سید و کیارش»

16
00:02:13,291 --> 00:02:23,291
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

17
00:02:35,625 --> 00:02:38,333
‫کسی که مدنظرمونه کارش خیلی درسته.

18
00:02:39,458 --> 00:02:43,250
‫همه‌چیز هماهنگ شده.
‫تا آخر امروز هر چی لازم داشته باشه به دستش می‌رسه.

19
00:02:44,625 --> 00:02:46,166
‫نگران نباش، ادواردو.

20
00:02:46,791 --> 00:02:49,916
‫فردا همین‌موقع، بابی گلس توی جهنمه.

21
00:03:22,375 --> 00:03:23,541
‫روبه‌راهی؟

22
00:04:04,291 --> 00:04:05,583
‫[گلس‌ناکل]

23
00:04:05,625 --> 00:04:10,283
‫خب، قضیۀ این تیراندازی نصفه‌شب
‫توی جنگل باستانیِ ویلتشر چیه؟

24
00:04:10,333 --> 00:04:13,450
‫راستش خودمون اونجا نبودیم
‫که صحنه رو از نزدیک ببینیم.

25
00:04:13,500 --> 00:04:17,625
‫چندتا از بچه‌هامون رفته بودن بیرون،
‫نصف‌شبی توی محوطۀ پرواز داشتن سیگار می‌کشیدن.

26
00:04:18,000 --> 00:04:20,333
‫یکی از طرح‌های جدید رفاه کارکنانه.

27
00:04:20,750 --> 00:04:23,458
‫که یهو صدای تیراندازی شنیدن.

28
00:04:24,583 --> 00:04:25,750
‫اونم خیلی زیاد.

29
00:04:26,250 --> 00:04:28,241
‫صدا از سمت جنگل مِلک دوک می‌اومد.

30
00:04:28,291 --> 00:04:30,616
‫دو نفر از بچه‌ها رو فرستادم سرک بکشن،

31
00:04:30,666 --> 00:04:32,791
‫که یه مشت از اینا پیدا کردن.

32
00:04:33,625 --> 00:04:36,866
‫پوکه‌های ۹ میلی‌متری و دوتا کالیبر ۴۳.
‫جنگل قشنگ میدان جنگ بوده.

33
00:04:36,916 --> 00:04:39,458
‫رد ترمز و خون بود،
‫ولی جنازه‌ای نبود.

34
00:04:39,791 --> 00:04:42,283
‫خیلی‌خب. چیزهایی که می‌دونیم ایناست:

35
00:04:42,333 --> 00:04:45,750
‫درست همون شبی
‫که هواپیمای بلا روی هوا منفجر می‌شه،

36
00:04:46,250 --> 00:04:48,908
‫یه عده توی مِلک دوک یه خروار تیر خالی می‌کنن.

37
00:04:48,958 --> 00:04:50,458
‫اونم با پرواز برمی‌گرده خونه.

38
00:04:50,791 --> 00:04:53,283
‫ولی آفتابی نمی‌شه،
‫جواب تلفنش رو نمی‌ده،

39
00:04:53,333 --> 00:04:54,833
‫و حاضر نیست باهامون حرف بزنه.

40
00:04:55,125 --> 00:04:57,200
‫شاید بد نباشه یه سر بهش بزنی.

41
00:04:57,250 --> 00:04:58,750
‫یعنی بری ببینی حالش چطوره.

42
00:04:59,333 --> 00:05:01,116
‫گفتنش راحته، جیمی.

43
00:05:01,166 --> 00:05:02,908
‫توی عروسی یه حرف‌هایی زده شد که جالب نبود.

44
00:05:02,958 --> 00:05:04,458
‫بابا طرف دوکه، آبجی.

45
00:05:04,750 --> 00:05:07,000
‫همیشه برات وقت داره، سوسو.

46
00:05:07,291 --> 00:05:08,366
‫شک نکن.

47
00:05:08,416 --> 00:05:11,625
‫اعتماد یه فضیلت اخلاقیه
‫که این روزها بدجوری نایاب شده.

48
00:05:13,125 --> 00:05:14,250
‫شانسم رو امتحان می‌کنم.

49
00:05:19,625 --> 00:05:22,158
‫- آه...
‫- ببخشید معطل شدی.

50
00:05:22,208 --> 00:05:23,916
‫نه، خواهش می‌کنم.

51
00:05:24,750 --> 00:05:25,991
‫پات چطوره؟

52
00:05:26,041 --> 00:05:27,666
‫داره خوب می‌شه، ممنون.

53
00:05:29,666 --> 00:05:31,125
‫بذار کمکت...

54
00:05:32,541 --> 00:05:33,750
‫ممنون.

55
00:05:39,958 --> 00:05:42,291
‫من و تو خیلی وقته همدیگه رو می‌شناسیم.

56
00:05:43,916 --> 00:05:45,708
‫درک می‌کنم که مجبور بودی

57
00:05:46,000 --> 00:05:48,750
‫کسب‌وکار خلافت رو ازم پنهان کنی.

58
00:05:49,125 --> 00:05:53,625
‫ولی این راهی که تو پیش گرفتی...
‫نمی‌دونم چطور و چرا به اینجا کشیده شدی.

59
00:05:54,125 --> 00:05:56,916
‫راستش اصلاً هم نمی‌خوام بدونم.

60
00:05:57,208 --> 00:06:00,000
‫ریسکی به‌همراه داره که اصلاً قابل‌قبول نیست.

61
00:06:00,750 --> 00:06:02,208
‫خیلی برام عزیزی، ادی.

62
00:06:02,416 --> 00:06:05,958
‫ولی اولویت من پسرم و مادرشه،
‫اینکه مطمئن بشم در امن و امانن.

63
00:06:06,791 --> 00:06:07,666
‫معلومه.

64
00:06:08,333 --> 00:06:11,166
‫برای همین امروز صبح با اعلی‌حضرت صحبت کردم.

65
00:06:11,666 --> 00:06:15,116
‫توی مِلک ساندرینگهام یه کلبه هست
‫که فعلاً خالی افتاده.

66
00:06:15,166 --> 00:06:17,700
‫منطقۀ پروازممنوعه، با حفاظت گارد سلطنتی.

67
00:06:17,750 --> 00:06:19,916
‫گفت تا هر وقت بخوایم
‫می‌تونیم ازش استفاده کنیم.

68
00:06:19,958 --> 00:06:22,783
‫خیلی‌خب، بعد قضیه رو چطوری براش مطرح کردی؟

69
00:06:22,833 --> 00:06:26,450
‫یه بهونۀ مناسب جور کردم؛
‫گفتم می‌خوام به محل کارم نزدیک‌تر باشم.

70
00:06:26,500 --> 00:06:27,375
‫خوبه.

71
00:06:30,833 --> 00:06:32,450
‫حواست هست که

72
00:06:32,500 --> 00:06:34,458
‫خانواده‌ت همین‌جا هم کاملاً در امانن؟

73
00:06:35,791 --> 00:06:38,741
‫نمی‌دونی چقدر به فاجعه نزدیک بودیم؛
‫نزدیک بود تارکوین رو بدزدن.

74
00:06:38,791 --> 00:06:39,875
‫ننی.

75
00:06:41,416 --> 00:06:44,366
‫هالستد خونۀ اجدادی ماست.

76
00:06:44,416 --> 00:06:47,325
‫ما بیشتر از ۷۰۰ ساله که اینجا زندگی می‌کنیم.

77
00:06:47,375 --> 00:06:50,166
‫واقعاً فکر می‌کنی من ولش می‌کنم؟

78
00:06:51,750 --> 00:06:54,250
‫ببینم، نظر شارلوت چیه؟

79
00:06:57,083 --> 00:07:00,866
‫اون باهام موافقه؛ اگه نبود که تو الان اینجا نبودی.
‫تو هم ازم می‌خوای...

80
00:07:00,916 --> 00:07:03,075
‫خدا می‌دونه چرا اصرار داره بمونه.

81
00:07:03,125 --> 00:07:06,658
‫لابد به‌خاطر یه حس وفاداریِ خانوادگیِ بیجا

82
00:07:06,708 --> 00:07:08,366
‫که توی دی‌ان‌ای‌ش حک شده.

83
00:07:08,416 --> 00:07:10,916
‫خب، شاید بهتر باشه تو هم به حرفش گوش بدی، ننی.

84
00:07:11,958 --> 00:07:13,333
‫همیشه حق با مادره.

85
00:07:14,791 --> 00:07:17,166
‫نه توی این قضیه.

86
00:07:23,083 --> 00:07:24,125
‫متأسفم ننی،

87
00:07:25,000 --> 00:07:26,500
‫ولی فقط وقتی می‌ری

88
00:07:27,500 --> 00:07:29,291
‫که من بگم می‌تونی بری.

89
00:07:33,958 --> 00:07:35,125
‫ببخشید، قربان.

90
00:07:35,791 --> 00:07:38,166
‫یه ماشین دمِ گیتِ شمالیه.

91
00:07:38,208 --> 00:07:39,875
‫سوزی گلس اومده.

92
00:07:40,750 --> 00:07:42,875
‫بگم راهش بدن بیاد بالا؟

93
00:07:44,166 --> 00:07:47,033
‫- به اندی بگو موقعِ خروج، میام سوزی رو می‌بینم.
‫- بسیار خب.

94
00:07:47,083 --> 00:07:49,041
‫ولش کن، جفری،

95
00:07:49,416 --> 00:07:50,541
‫خودم بهش می‌گم.

96
00:08:19,041 --> 00:08:20,291
‫خوبی، اندی؟

97
00:08:21,833 --> 00:08:22,666
‫سوزی.

98
00:08:44,875 --> 00:08:46,416
‫ماجرای بلا رو شنیدم.

99
00:08:49,625 --> 00:08:50,791
‫تسلیت عرض می‌کنم.

100
00:08:55,375 --> 00:08:56,750
‫بیا بریم قدم بزنیم.

101
00:09:28,291 --> 00:09:29,416
‫چی شد؟

102
00:09:30,750 --> 00:09:32,166
‫خب، خودت می‌دونی چی شد.

103
00:09:32,541 --> 00:09:33,875
‫من فقط قضیۀ بلا رو می‌دونم.

104
00:09:34,375 --> 00:09:35,958
‫از بقیه‌ش هیچ خبری ندارم.

105
00:09:38,916 --> 00:09:41,875
‫کار کی بوده ادی؟
‫بیا بریم روزگارش رو سیاه کنیم.

106
00:09:42,833 --> 00:09:44,583
‫می‌دونم کار بابات بوده.

107
00:09:49,000 --> 00:09:51,083
‫سؤال اینه که تو هم دست داشتی یا نه؟

108
00:09:56,875 --> 00:09:58,583
‫بذار یه سؤالی ازت بپرسم، ادی.

109
00:09:59,666 --> 00:10:01,791
‫اون آدمت که اون بالاست،
‫منو نشونه گرفته؟

110
00:10:14,333 --> 00:10:16,666
‫اگه کار ما بود، الان اینجا روبه‌روت بودم؟

111
00:10:17,708 --> 00:10:20,741
‫این کار چی عایدم می‌شه؟
‫اصلاً به نفع کی بود که...

112
00:10:20,791 --> 00:10:23,208
‫دیگه به من دروغ تحویل نده!

113
00:10:29,208 --> 00:10:30,666
‫ادی، گوش کن چی می‌گم.

114
00:10:31,666 --> 00:10:33,783
‫حتی خودمم اولش فکر کردم کار بابام بوده.

115
00:10:33,833 --> 00:10:36,000
‫- کار بابی بوده، مطمئنم.
‫- نه.

116
00:10:37,250 --> 00:10:38,250
‫چرا نه؟

117
00:10:39,333 --> 00:10:40,708
‫اون قراردادت رو خرید.

118
00:10:42,375 --> 00:10:46,083
‫همون صد میلیونی که به عمو استن بدهکاری؛
‫درست صبح روز عروسی‌ت.

119
00:10:46,625 --> 00:10:48,125
‫الان صاحب بدهی تو اونه.

120
00:10:49,333 --> 00:10:50,575
‫اصلاً از این موضوع خوشم نمیاد،

121
00:10:50,625 --> 00:10:53,166
‫چون معنی‌ش اینه که
‫تو رو بیشتر از من قبول داره، ولی...

122
00:10:54,625 --> 00:10:56,783
‫برای بابام هیچ نفعی توی کشتن تو نیست

123
00:10:56,833 --> 00:10:59,833
‫به‌علاوۀ اینکه هیچ علاقه‌ای نداره
‫۱۰۰ میلیون پوند رو به باد بده.

124
00:11:00,500 --> 00:11:02,333
‫چی چرت‌وپرت می‌گی؟ چرا باید همچین کاری بکنه؟

125
00:11:02,375 --> 00:11:05,291
‫نمی‌دونم، خب؟
‫روحمم خبر نداره؛ ولی...

126
00:11:06,416 --> 00:11:09,991
‫فارغ از خصومت‌هایی که
‫شاید تو و بابام قبلاً داشتین،

127
00:11:10,041 --> 00:11:15,333
‫در حال حاضر صد میلیون دلیل وجود داره
‫که تو رو زنده نگه داره.

128
00:11:18,125 --> 00:11:19,208
‫توی چشمام نگاه کن.

129
00:11:24,375 --> 00:11:27,458
‫کار ما نبوده، فهمیدی؟
‫من همچین کاری باهات نکردم.

130
00:11:53,291 --> 00:11:55,166
‫می‌خوام یه چیزی نشونت بدم.

131
00:12:01,000 --> 00:12:02,408
‫از کجا پیداش کردی؟

132
00:12:02,458 --> 00:12:03,541
‫توی جنگل.

133
00:12:04,041 --> 00:12:05,000
‫مُرده؟

134
00:12:05,750 --> 00:12:08,791
‫امیدوارم نمُرده باشه.
‫جفری، بیدارش کن لطفاً.

135
00:12:17,916 --> 00:12:21,958
‫اگه می‌خواین منو بکُشین، همین الان بکشین.
‫فقط دوباره به بدنم برق وصل نکنین.

136
00:12:23,833 --> 00:12:27,075
‫من... فقط یه سربازم.
‫اجیرم کردن یه کاری رو انجام بدم.

137
00:12:27,125 --> 00:12:29,250
‫روحمم از وجود هیچ بچه‌ای خبر نداشت.

138
00:12:29,458 --> 00:12:31,458
‫ولی می‌دونی کی فرستادتت، مگه نه؟

139
00:12:34,875 --> 00:12:36,333
‫آه... بابی گلس.

140
00:12:39,791 --> 00:12:41,125
‫بگو ببینم، سرباز،

141
00:12:41,625 --> 00:12:44,791
‫رسمه که قبل از عملیات، خودِ کارفرما رو ببینی؟

142
00:12:45,541 --> 00:12:49,708
‫نه، معمولاً نه... ولی...
‫ولی این‌دفعه دیدمش.

143
00:12:50,583 --> 00:12:52,916
‫- دیدیش؟
‫- آره، دیدمش. خودشو دیدم.

144
00:12:53,208 --> 00:12:55,575
‫دور و بریاش چی؟ اونا هم بودن؟

145
00:12:55,625 --> 00:13:00,291
‫یه دختری داره به اسم سوزی گلس.
‫اونم دیدی؟

146
00:13:03,291 --> 00:13:05,541
‫هر چی می‌خواد بدونه رو بهش بگو.

147
00:13:06,875 --> 00:13:09,241
‫آخه نمی‌دونم... نمی‌تونم بگم.

148
00:13:09,291 --> 00:13:11,450
‫- چون من اصلاً... نه!
‫- جفری.

149
00:13:11,500 --> 00:13:13,408
‫سوزی گلس، آره، دیدمش!

150
00:13:13,458 --> 00:13:15,325
‫دیدمش. به‌خدا قسم دیدمش!

151
00:13:15,375 --> 00:13:17,166
‫دیدمش. به جون خودم دیدمش!

152
00:13:17,875 --> 00:13:21,625
‫دیدمش، دیدمش. دختر خیلی خوبیه.
‫خنده‌های باحالی داره.

153
00:13:28,291 --> 00:13:32,533
‫عالی‌جناب. امیدوارم ماه‌عسلتون رو
‫به‌خاطر من به‌هم نزده باشین.

154
00:13:32,583 --> 00:13:33,916
‫ماه‌عسل تموم شد.

155
00:13:34,416 --> 00:13:38,333
‫فقط می‌خوام به یه سؤال خیلی ساده جواب بدین؛
‫با بله یا خیر.

156
00:13:38,916 --> 00:13:43,791
‫خب، هرچند من اصولاً میونه‌ای
‫با این ساده‌سازی‌های دوگزینه‌ای ندارم،

157
00:13:44,291 --> 00:13:46,908
‫ولی الزام و اضطرار خاصی رو
‫توی صداتون حس می‌کنم،

158
00:13:46,958 --> 00:13:49,075
‫بنابراین با کمال میل همکاری می‌کنم.

159
00:13:49,125 --> 00:13:53,041
‫روز عروسی‌م، بدهی من رو به بابی فروختین؟

160
00:13:54,541 --> 00:13:55,625
‫در یک کلام...

161
00:13:56,541 --> 00:13:57,458
‫بله.

162
00:14:07,666 --> 00:14:09,291
‫یکی داره می‌ره سراغ بابی.

163
00:14:24,208 --> 00:14:25,866
‫مارکو، باید عملیات رو لغو کنیم.

164
00:14:25,916 --> 00:14:28,283
‫- ادی، قضیه چیه؟
‫- کار بابی نبوده.

165
00:14:28,333 --> 00:14:30,083
‫باید به آدمت بگی دست نگه داره.

166
00:14:30,375 --> 00:14:31,666
‫گوش کن ادواردو.

167
00:14:31,708 --> 00:14:35,000
‫اون یارو وقتی مأموریت بگیره،
‫دیگه هیچ‌جوره نمی‌شه کنسلش کرد.

168
00:14:37,625 --> 00:14:40,950
‫داره می‌ره سمت سونای خودش،
‫ولی نمی‌تونم با نگهبان‌ها ارتباط برقرار کنم.

169
00:14:41,000 --> 00:14:43,458
‫می‌تونم بفرستمت داخل.
‫بعد از اون دیگه فقط خودتی و خودت.

170
00:14:46,666 --> 00:14:47,750
‫صبر کن!

171
00:14:50,375 --> 00:14:51,283
‫[زندان لی‌هیل]

172
00:14:51,333 --> 00:14:53,208
‫تک‌نفره و پشت سر هم لطفاً.

173
00:14:56,708 --> 00:14:58,291
‫جلوتون رو نگاه کنین!

174
00:15:36,666 --> 00:15:39,750
‫بیا اینجا پسرم. اون تیزی رو رد کن بیاد!

175
00:15:44,166 --> 00:15:45,708
‫روز به خیر،

176
00:15:46,208 --> 00:15:47,208
‫آشغال.

177
00:16:08,583 --> 00:16:09,708
‫عجب بساطیه.

178
00:16:21,291 --> 00:16:23,458
‫خیلی وقت بود که...

179
00:16:25,375 --> 00:16:26,916
‫همچین کاری نکرده بودم.

180
00:16:30,875 --> 00:16:32,291
‫محض اطلاعت بگم...

181
00:16:34,375 --> 00:16:35,625
‫تو صاحب من نیستی.

182
00:17:06,958 --> 00:17:08,741
‫بفرما بابا، مثل روز اولش شد.

183
00:17:08,791 --> 00:17:11,366
‫حیف که در مورد طرف مقابل
‫نمی‌شه همچین حرفی زد.

184
00:17:11,416 --> 00:17:13,875
‫آره خب، ولی تنهایی که این غلط رو نکرد، ها؟

185
00:17:14,291 --> 00:17:17,166
‫حتماً یکی کمکش کرده
‫تا اون اسلحۀ لعنتی رو بیاره تو.

186
00:17:17,833 --> 00:17:19,325
‫نگهبان‌ها کجا بودن؟

187
00:17:19,375 --> 00:17:20,908
‫پس این جرجی کدوم گوری بود؟

188
00:17:20,958 --> 00:17:25,325
‫نگران جرجی نباش، با ما صاف و صادقه.
‫با یه کلک کثیف سرش رو گرم کرده بودن.

189
00:17:25,375 --> 00:17:27,825
‫با رئیس زندان صحبت کردم؛
‫داره اوضاع رو مرتب می‌کنه.

190
00:17:27,875 --> 00:17:30,325
‫خب بهتره سریع‌تر یه تکونی به خودش بده،

191
00:17:30,375 --> 00:17:32,875
‫وگرنه دیگه از پاکت‌های پول خبری نیست.

192
00:17:34,291 --> 00:17:36,333
‫- تو چرا این‌طوری هستی؟
‫- چطوری؟

193
00:17:37,458 --> 00:17:40,533
‫تیزی فرو کردن به هم‌بندی‌ها،
‫رشوه دادن به مسئول‌های زندان،

194
00:17:40,583 --> 00:17:44,616
‫ریختن یه خروار پول به پای مردی که
‫همین الان آدم فرستاده بود تا دخلت رو بیاره!

195
00:17:44,666 --> 00:17:47,791
‫نه، نه، نه... ببین، دوک آدم بی‌قید‌وبندی نیست.

196
00:17:48,291 --> 00:17:51,291
‫فکر کنم فقط یه‌کم دست‌کم گرفتمش،
‫همین.

197
00:17:52,166 --> 00:17:53,333
‫کله‌ش خیلی داغه، بابا.

198
00:17:54,708 --> 00:17:55,991
‫زنش مُرده.

199
00:17:56,041 --> 00:17:57,833
‫آره، اینو درک می‌کنم.

200
00:17:58,333 --> 00:18:01,575
‫ولی از دیدِ سرمایه‌گذاری،
‫سهم بی‌نهایت متزلزل و خطرناکیه.

201
00:18:01,625 --> 00:18:03,791
‫نه عزیزم، من دارم توی کف قیمت می‌خرم.

202
00:18:04,416 --> 00:18:07,408
‫ببین، داره به‌عنوان یه انسان رشد می‌کنه.

203
00:18:07,458 --> 00:18:11,908
‫درست جلوی چشم‌های خودمون
‫داره دگرگون و متحول می‌شه.

204
00:18:11,958 --> 00:18:15,541
‫می‌دونی، حس می‌کنم پتانسیل بالایی داره.

205
00:18:15,583 --> 00:18:18,575
‫چی؟ یعنی اینکه جفت پاهاش رو شکستی
‫و ولش کردی تا سینه‌خیز از توی جنگل برگرده

206
00:18:18,625 --> 00:18:21,166
‫مثلاً بخشی از سیر و سلوک معنویش بوده؟

207
00:18:21,583 --> 00:18:22,533
‫آره.

208
00:18:22,583 --> 00:18:25,200
‫اگه به یه موجود غیرقابل‌پیش‌بینی تبدیل بشه چی؟

209
00:18:25,250 --> 00:18:26,416
‫مثلاً چطور؟

210
00:18:26,583 --> 00:18:29,208
‫چه‌می‌دونم. که نشه کنترلش کرد.

211
00:18:31,458 --> 00:18:32,625
‫ما بهش نیاز داریم.

212
00:18:33,625 --> 00:18:35,708
‫اونم بدجوری به ما احتیاج داره.

213
00:18:43,166 --> 00:18:45,458
‫ممنون که اومدین دیدنم، آقای جانستون.

214
00:18:46,083 --> 00:18:49,708
‫وقتی پای تلفن حرف زدیم،
‫فشار و گرفتگی رو توی صداتون حس کردم.

215
00:18:49,916 --> 00:18:54,333
‫تسلیت می‌گم، عالی‌جناب.
‫از داغی که دیدید باخبر نبودم.

216
00:18:54,541 --> 00:18:56,708
‫امیدوارم غم آخرتون باشه.

217
00:18:58,166 --> 00:18:59,375
‫می‌خورید؟

218
00:19:00,208 --> 00:19:02,116
‫نه، همون چایی‌م رو می‌خورم.

219
00:19:02,166 --> 00:19:05,950
‫خب، ببخشید اگه کیفیت چاییِ من چندان تعریفی نداره؛
‫یکی به پیشخدمتم شلیک کرده.

220
00:19:06,000 --> 00:19:09,491
‫اتفاق ناگواریه،
‫ولی چایی‌تون واقعاً عالیه.

221
00:19:09,541 --> 00:19:10,408
‫ممنون.

222
00:19:10,458 --> 00:19:12,875
‫و حتماً متوجه تیم حفاظتی من هم شدین.

223
00:19:13,666 --> 00:19:16,250
‫انگار فعلاً از زمین و زمان برام می‌باره.

224
00:19:17,666 --> 00:19:20,825
‫بهتر بود بهتون می‌گفتم
‫که قصد دارم بدهی‌تون رو به بابی گلس بفروشم.

225
00:19:20,875 --> 00:19:22,616
‫بله، بهتر بود می‌گفتین.

226
00:19:22,666 --> 00:19:24,333
‫عذر می‌خوام که انقدر بدموقع شد.

227
00:19:30,375 --> 00:19:31,666
‫می‌دونید که

228
00:19:32,166 --> 00:19:35,283
‫قرار بود پولتون رو با سودش برگردونم؟

229
00:19:35,333 --> 00:19:37,708
‫خب، در این مورد اصلاً شکی نبود.

230
00:19:38,916 --> 00:19:40,791
‫بذارید دلیلم رو توضیح بدم.

231
00:19:41,458 --> 00:19:43,491
‫وقتی عیسی به دلِ بیابان زد،

232
00:19:43,541 --> 00:19:47,625
‫و چهل روز و چهل شب در انزوا روزه گرفت،

233
00:19:47,916 --> 00:19:50,291
‫سه بار توسط شیطان آزمایش شد.

234
00:19:51,291 --> 00:19:54,908
‫آزمایش اول،
‫وسوسۀ عیسی برای رفع گرسنگی‌ش بود

235
00:19:54,958 --> 00:19:58,616
‫و با استفاده از قدرت درونی‌ش
‫که تبدیل سنگ به نان بود، انجام شد.

236
00:19:58,666 --> 00:20:00,366
‫امتناع اون از به‌کارگیری این قدرت،

237
00:20:00,416 --> 00:20:03,825
‫نمادی بود از ترجیح دادنِ معنویت بر مادیات.

238
00:20:03,875 --> 00:20:06,241
‫دقیقاً مثل شما، عالی‌جناب.

239
00:20:06,291 --> 00:20:07,408
‫به شما هم...

240
00:20:07,458 --> 00:20:11,950
‫ منافع ظاهریِ گرفتنِ پول بابی گلس پیشنهاد شد،
‫ولی ردش کردید.

241
00:20:12,000 --> 00:20:14,450
‫و امور رو خودتون به دست گرفتید.

242
00:20:14,500 --> 00:20:18,533
‫در وسوسۀ دوم،
‫شیطان به عیسی اصرار کرد

243
00:20:18,583 --> 00:20:23,000
‫که خودش رو از بالای معبد پرت کنه
‫تا خداوند ملزوم به مداخله بشه.

244
00:20:23,500 --> 00:20:25,291
‫اما عیسی تصمیم گرفت به خودش تکیه کنه،

245
00:20:25,875 --> 00:20:30,450
‫چون می‌دونست نیروی معنوی درونش
‫اون رو از این بیابان بی‌آب‌وعلف عبور می‌ده.

246
00:20:30,500 --> 00:20:34,241
‫درست مثل شما که
‫تصمیم گرفتید راه خودتون رو بسازید

247
00:20:34,291 --> 00:20:39,791
‫و از زیر چتر امن و همیشگیِ بابی گلس
‫پا به دلِ ناشناخته‌ها گذاشتید.

248
00:20:40,375 --> 00:20:44,575
‫آزمون نهایی، اون چیزیه که هنوز باهاش روبه‌رو نشدید.

249
00:20:44,625 --> 00:20:47,325
‫شیطان وعدۀ تمام دنیا و هر چی که توی اونه رو به عیسی داد

250
00:20:47,375 --> 00:20:50,116
‫به‌شرطی که جلوش زانو بزنه و
‫فقط از اون پیروی کنه.

251
00:20:50,166 --> 00:20:53,908
‫بدهی‌تون به بابی، شما رو مجبور به یه انتخاب می‌کنه:

252
00:20:53,958 --> 00:20:56,408
‫تسلیم شدن جلوی یه قدرت بیرونی،

253
00:20:56,458 --> 00:20:59,908
‫یا تبدیل شدن به قدرتی مستقل و متکی‌به‌خود.

254
00:20:59,958 --> 00:21:01,708
‫عیسی شیطان رو رد کرد

255
00:21:02,208 --> 00:21:05,450
‫و به‌عنوان شاهِ شاهان از بیابان بیرون اومد

256
00:21:05,500 --> 00:21:08,658
‫و آماده بود تا بشریت رو رستگار کنه.

257
00:21:08,708 --> 00:21:11,283
‫من دنبال رستگار کردن هیچ‌کس نیستم، آقای جانستون.

258
00:21:11,333 --> 00:21:13,658
‫من فقط می‌خوام بفهمم کی زنم رو کشته.

259
00:21:13,708 --> 00:21:16,241
‫و خواهید فهمید.

260
00:21:16,291 --> 00:21:20,366
‫عالی‌جناب، الماس زیر فشار شکل می‌گیره،

261
00:21:20,416 --> 00:21:23,200
‫و پادشاهان، راه فرار از هرج‌ومرج هستند.

262
00:21:23,250 --> 00:21:25,291
‫علت اینکه بدهی‌تون رو فروختم

263
00:21:25,791 --> 00:21:29,666
‫این بود که هنوز با وسوسه‌های درونتون روبه‌رو نشدید،

264
00:21:30,166 --> 00:21:33,458
‫یعنی همون شکی که
‫به قدرت خودتون برای رسیدن به اوج دارید.

265
00:21:33,958 --> 00:21:37,366
‫من هیچ‌وقت دنبال پول مفت و سریع نبودم؛

266
00:21:37,416 --> 00:21:41,250
‫از اولش هم اهداف بلندمدتی داشتم، عالی‌جناب.

267
00:21:42,916 --> 00:21:44,541
‫ممنون که وقت گذاشتید.

268
00:21:45,666 --> 00:21:47,375
‫کارهای دیگه‌ای دارم که باید بهشون برسم.

269
00:21:48,083 --> 00:21:49,200
‫خواهش می‌کنم.

270
00:21:49,250 --> 00:21:50,750
‫به قول یه مردِ بزرگ:

271
00:21:51,791 --> 00:21:55,125
‫«وقتی داری از جهنم عبور می‌کنی، به راه خودت ادامه بده.»
‫(وینستون چرچیل)

272
00:22:11,416 --> 00:22:12,791
‫عمارت هالستد، بفرمایید.

273
00:22:13,000 --> 00:22:15,916
‫سلام مامان، منم... فردی‌ام.

274
00:22:17,166 --> 00:22:18,625
‫فردی عزیزم.

275
00:22:22,333 --> 00:22:23,583
‫چطوری؟

276
00:22:24,208 --> 00:22:29,583
‫خوبم، واقعاً... یعنی حالم...
‫حالم واقعاً خوبه، عالی‌ام. فقط...

277
00:22:30,791 --> 00:22:35,116
‫دیشب یه خوابِ نگران‌کننده دیدم،

278
00:22:35,166 --> 00:22:39,041
‫و خب، خواستم یه زنگ بزنم ببینم همه روبه‌راهن یا نه.

279
00:22:40,666 --> 00:22:41,666
‫آممم...

280
00:22:44,166 --> 00:22:46,750
‫آره عزیزم، همگی خوبیم.

281
00:22:48,916 --> 00:22:49,750
‫واقعاً؟

282
00:22:50,833 --> 00:22:52,666
‫چه خوب... آممم...

283
00:22:53,750 --> 00:22:56,250
‫ولی مطمئنی؟ آخه خیلی... چیز بود...

284
00:22:57,166 --> 00:22:59,200
‫خوابم بی‌نهایت واضح و واقعی بود.

285
00:22:59,250 --> 00:23:01,708
‫راستش بیشتر شبیه کابوس بود، و خب...

286
00:23:03,041 --> 00:23:04,041
‫نمی‌دونم والا.

287
00:23:06,541 --> 00:23:08,208
‫خب، آممم...

288
00:23:10,666 --> 00:23:12,916
‫همسر ادی، بلا...

289
00:23:14,083 --> 00:23:17,041
‫یه حادثۀ خیلی بد براش پیش اومد.

290
00:23:17,333 --> 00:23:20,375
‫و... از دست دادیمش.

291
00:23:21,458 --> 00:23:23,250
‫اون مُرده، فردی.

292
00:23:26,958 --> 00:23:29,083
‫- جفری.
‫- جانم؟

293
00:23:29,791 --> 00:23:31,700
‫از این یارو حرفی کشیدیم بیرون؟

294
00:23:31,750 --> 00:23:33,666
‫بله عالی‌جناب، بالأخره حرف زده.

295
00:23:34,250 --> 00:23:36,366
‫ظاهراً سیاست تنبیه خیلی جواب نداد،

296
00:23:36,416 --> 00:23:38,575
‫برای همین رفتیم سراغ روش تشویق،

297
00:23:38,625 --> 00:23:40,875
‫که نتایج خیلی خوبی هم داده.

298
00:23:41,166 --> 00:23:44,833
‫می‌گه یه شماره داره که اگه مشکلی پیش اومد
‫پیغام بده.

299
00:23:45,416 --> 00:23:47,533
‫از وقتی که کل تیمش به دست یه شکاربان

300
00:23:47,583 --> 00:23:49,875
‫و یکی از اعضای گارد سلطنتی تارومار شدن،
‫باهاشون حرف زده؟

301
00:23:50,541 --> 00:23:51,825
‫ظاهراً نه.

302
00:23:51,875 --> 00:23:54,750
‫پس تا جایی که کارفرما خبر داره،
‫عملیات هنوز شکست نخورده.

303
00:23:54,958 --> 00:23:56,375
‫ولی شکست خورده، قربان.

304
00:23:57,333 --> 00:23:59,208
‫خب، از کجا می‌دونه؟ بیا بریم.

305
00:24:07,625 --> 00:24:09,208
‫براوو هستم، فرمانده تیم.

306
00:24:12,666 --> 00:24:13,958
‫آسمون آفتابیه.

307
00:24:15,583 --> 00:24:18,583
‫البته ازت دلخورم ها!
‫ما رو فرستادی وسط جهنم.

308
00:24:20,166 --> 00:24:21,583
‫منتظرمون بودن.

309
00:24:22,916 --> 00:24:24,208
‫کل تیم رو کشتن.

310
00:24:25,916 --> 00:24:28,458
‫ولی من پناه گرفتم و بعداً برگشتم.

311
00:24:30,000 --> 00:24:31,875
‫الان محموله دست منه.

312
00:24:32,083 --> 00:24:33,250
‫همون بچه.

313
00:24:34,333 --> 00:24:37,200
‫ولی برای تحویل دادنش،
‫باید با کل پول بیای سر قرار.

314
00:24:37,250 --> 00:24:38,458
‫سهم تک‌تک بچه‌ها.

315
00:24:40,125 --> 00:24:42,791
‫تمام همکارهام مُردن؛
‫به یه قرون کمتر راضی نمی‌شم.

316
00:24:51,750 --> 00:24:53,500
‫حالا اگه باورش بشه، اون‌وقت...

317
00:24:55,083 --> 00:24:56,666
‫می‌ذارید من برم، نه؟

318
00:24:59,541 --> 00:25:00,666
‫اگه نقشه‌ت بگیره.

319
00:25:11,708 --> 00:25:14,000
‫[مخاطب ناشناس: بی‌صبرانه منتظرِ دیدنتم]

320
00:25:18,083 --> 00:25:19,791
‫باورش شد.

321
00:25:21,708 --> 00:25:24,541
‫خدا رو هزار مرتبه شکر.

322
00:25:24,583 --> 00:25:26,708
‫[مخاطب ناشناس: البته بیشتر مشتاقِ دیدنِ جسدت هستم]

323
00:25:36,125 --> 00:25:37,583
‫قرارمون هنوز سر جاشه؟

324
00:25:44,125 --> 00:25:45,991
‫ببخشید کثیف‌کاری شد، جفری.

325
00:25:46,041 --> 00:25:48,416
‫اصلاً نگران نباشید قربان،
‫تمیزش می‌کنم.

326
00:25:53,125 --> 00:25:55,125
‫[گلس‌ناکل]

327
00:25:56,625 --> 00:25:58,616
‫می‌دونم داری عذاب می‌کشی، ادی.

328
00:25:58,666 --> 00:26:01,625
‫تبعات این عذاب هم اینه که
‫الان نمی‌تونی درست فکر کنی.

329
00:26:02,125 --> 00:26:04,916
‫داری جایی دنبال راه‌حل می‌گردی
‫که اصلاً راه‌حلی وجود نداره.

330
00:26:05,416 --> 00:26:06,833
‫نقشه‌ت چی بود اصلاً؟

331
00:26:07,708 --> 00:26:08,991
‫اینکه یه تیم کارکشته

332
00:26:09,041 --> 00:26:12,325
‫از کهنه‌سربازهای نظامی رو
‫بکشونی توی تله‌ای که خودت چیدی؟

333
00:26:12,375 --> 00:26:15,666
‫فکر کردی این جونورهای هفت‌خط و جنگ‌دیده

334
00:26:15,708 --> 00:26:20,416
‫با یه تیکه پنیر وسوسه‌انگیز
‫توی تابلوترین تلۀ ممکن، رکب می‌خورن؟

335
00:26:20,916 --> 00:26:25,000
‫تله‌ای که یه مشت خلافکار و
‫یه تک‌تیرانداز سابقِ ارتش، زیر نظر دارنش؟

336
00:26:25,208 --> 00:26:27,416
‫درکت می‌کنم ادی، واقعاً درکت می‌کنم.

337
00:26:27,708 --> 00:26:29,416
‫ولی این نقشه از اولشم قرار نبود بگیره.

338
00:26:30,250 --> 00:26:31,616
‫حتی اگه سر و کله‌شون پیدا هم می‌شد،

339
00:26:31,666 --> 00:26:34,166
‫دستت رو می‌خوندن
‫و متناسب با اون عمل می‌کردن.

340
00:26:38,708 --> 00:26:40,000
‫بعدش چی؟

341
00:26:42,791 --> 00:26:45,583
‫می‌خوای خیابون‌های لندن رو
‫بکنی میدان جنگ اوکراین؟

342
00:26:48,416 --> 00:26:52,750
‫که فقط این آشوب و خودویرانگری که
‫مثل خوره افتاده به جونت رو تشدید کنی؟

343
00:26:57,291 --> 00:26:58,958
‫یکی باید تقاص پس بده، سوزی.

344
00:26:59,458 --> 00:27:01,083
‫تا الان ده‌تا از نیروهاشون کشته شدن.

345
00:27:08,250 --> 00:27:11,075
‫واقعیت اینه که اونا خیلی محتاط‌تر از این حرف‌هان
‫که دم به تله بدن،

346
00:27:11,125 --> 00:27:14,541
‫مخصوصاً بعد از اون شکست سنگینی
‫که توی عملیات قبلی خوردن.

347
00:27:15,291 --> 00:27:18,116
‫می‌دونم دنبال انتقامی،
‫کمکت هم می‌کنم بهش برسی.

348
00:27:18,166 --> 00:27:20,375
‫- ولی باید یه‌کم آروم بگیری.
‫- باشه.

349
00:27:22,166 --> 00:27:23,458
‫دیگه بسه.

350
00:27:32,541 --> 00:27:33,916
‫پیداش می‌کنیم، ادی.

351
00:27:37,208 --> 00:27:38,208
‫با همدیگه.

352
00:27:42,791 --> 00:27:43,791
‫بریم.

353
00:27:53,125 --> 00:27:55,958
‫چاکلز. داشتم می‌اومدم سراغت.

354
00:27:57,666 --> 00:28:01,450
‫ادی، من و ننی داریم می‌ریم ساندرینگهام.

355
00:28:01,500 --> 00:28:03,416
‫ازش خواهش کردم بمونه، ولی...

356
00:28:04,500 --> 00:28:05,791
‫اصلاً گوش نمی‌ده.

357
00:28:09,375 --> 00:28:11,250
‫فقط برای یکی دو هفته‌ست.

358
00:28:15,250 --> 00:28:16,166
‫که این‌طور.

359
00:28:18,500 --> 00:28:20,791
‫فهمیدی کی پشت همۀ این قضایا بوده؟

360
00:28:25,041 --> 00:28:25,958
‫هنوز نه.

361
00:28:29,291 --> 00:28:31,041
‫پیداش می‌کنی بالأخره، مگه نه؟

362
00:28:33,125 --> 00:28:33,958
‫آره.

363
00:28:35,833 --> 00:28:37,166
‫و وقتی پیداش کردی،

364
00:28:39,125 --> 00:28:40,750
‫کاری می‌کنی تقاص پس بده؟

365
00:28:47,791 --> 00:28:48,958
‫بیا ببینم.

366
00:28:53,875 --> 00:28:55,291
‫مراقب خودت باش.

367
00:28:58,250 --> 00:29:00,208
‫تو هم هوای پسرخونده‌م رو داشته باش.

368
00:29:02,125 --> 00:29:03,791
‫نه ادی، جدی می‌گم.

369
00:29:05,291 --> 00:29:06,625
‫این ماجراها...

370
00:29:07,666 --> 00:29:09,041
‫همه‌ش موقتیه.

371
00:29:10,416 --> 00:29:11,750
‫من برمی‌گردم.

372
00:29:14,708 --> 00:29:16,083
‫من ترسی ندارم.

373
00:29:19,583 --> 00:29:20,875
‫پشتتم.

374
00:29:32,750 --> 00:29:36,166
‫رفتنِ چارلی و ننی به ساندرینگهام واقعاً غم‌انگیزه.

375
00:29:39,291 --> 00:29:41,325
‫بعد از این‌همه مصیبت و بدبختی،

376
00:29:41,375 --> 00:29:45,375
‫حقشونه یه‌کم آرامش داشته باشن.

377
00:29:47,666 --> 00:29:49,158
‫محوطه‌ش رو هم که نگو، وای خدا...

378
00:29:49,208 --> 00:29:53,416
‫خیلی قشنگه. می‌دونی،
‫باید حتماً یه سر بهشون بزنیم.

379
00:29:55,500 --> 00:29:58,000
‫- فردی امروز زنگ زد.
‫- اوهوم.

380
00:29:58,500 --> 00:30:00,791
‫- بهش گفتم چه اتفاقی افتاده.
‫- هوم.

381
00:30:01,291 --> 00:30:03,625
‫حس کردم سرِ این قضیه خیلی داغون و به‌هم‌ریخته‌ست.

382
00:30:07,416 --> 00:30:08,333
‫چی؟

383
00:30:08,958 --> 00:30:10,583
‫- چی گفتی؟
‫- چی؟

384
00:30:11,166 --> 00:30:14,083
‫گفتم حس کردم سرِ این قضیه خیلی داغون و به‌هم‌ریخته‌ست.

385
00:30:17,375 --> 00:30:18,500
‫برای چی زنگ زده بود؟

386
00:30:19,375 --> 00:30:20,625
‫اون که معمولاً زنگ نمی‌زنه.

387
00:30:21,833 --> 00:30:23,450
‫راستش یه‌کم عجیب و ترسناک بود.

388
00:30:23,500 --> 00:30:26,200
‫گفت یه خوابی دیده و می‌خواست بدونه

389
00:30:26,250 --> 00:30:28,825
‫اتفاق بدی برای تارکوین افتاده یا نه.

390
00:30:28,875 --> 00:30:29,875
‫دقیقاً چی گفت؟

391
00:30:32,666 --> 00:30:36,583
‫فقط گفت یه خوابی دیده
‫که خیلی هم واقعی به نظر می‌رسیده.

392
00:30:38,625 --> 00:30:41,125
‫می‌خواست مطمئن بشه حال همه خوبه.

393
00:30:42,833 --> 00:30:44,625
‫تو هم بهش گفتی خوبیم؟

394
00:30:45,791 --> 00:30:48,500
‫- آره.
‫- عین کلماتی رو که گفتی بهم بگو.

395
00:30:49,083 --> 00:30:51,450
‫گفتم یه اتفاقی افتاده،
‫ولی حال همه‌مون خوبه.

396
00:30:51,500 --> 00:30:53,283
‫خب، البته به‌جز بلا.

397
00:30:53,333 --> 00:30:55,616
‫می‌خوام کاملاً دقیق و روشن بگی، مادر.

398
00:30:55,666 --> 00:30:59,041
‫بهش گفتی حال تارکوین خوبه؟

399
00:31:00,500 --> 00:31:01,791
‫آره، گفتم.

400
00:31:08,916 --> 00:31:09,958
‫عروسی کجاست؟

401
00:31:11,125 --> 00:31:11,908
‫دریاچۀ ماجوره.

402
00:31:11,958 --> 00:31:13,783
‫چه عالی. ماه‌عسل کجا؟

403
00:31:13,833 --> 00:31:16,541
‫چندتا دریاچه اون‌ورتر، سمت شمال.

404
00:31:16,583 --> 00:31:18,541
‫بلا اصرار داره با هواپیمای آب‌نشین بریم.

405
00:31:18,875 --> 00:31:21,041
‫کنتس پرندۀ ایتالیایی!

406
00:31:31,083 --> 00:31:32,250
‫و اینو یادت نره:

407
00:31:33,458 --> 00:31:36,333
‫عیسو در آخر یعقوب رو بخشید، ادوارد.

408
00:31:36,833 --> 00:31:39,708
‫ولی فقط بعد از مبارزه با فرشتۀ خداوند،
‫این بخشش اتفاق افتاد.

409
00:31:51,583 --> 00:31:54,533
‫«تا کِی قصد داری در خواب خوش باشی، کاهل؟»

410
00:31:54,583 --> 00:31:57,325
‫«چه زمان از خوابِ خود برمی‌خیزی؟»

411
00:31:57,375 --> 00:32:04,033
‫«می‌گویی: اندکی خواب، اندکی چُرت،
‫و اندکی اتلاف وقت برای استراحت»

412
00:32:04,083 --> 00:32:07,783
‫«اما فقر چون رهگذری بر تو بتازد»

413
00:32:07,833 --> 00:32:10,416
‫«و نیازمندی، چون مَردی مسلّح به سراغت آید.»

414
00:32:10,708 --> 00:32:11,875
‫کار فردی بوده.

415
00:32:13,208 --> 00:32:15,625
‫واقعاً فکر می‌کنی دست به همچین کار وحشتناکی می‌زنه؟

416
00:32:17,791 --> 00:32:19,208
‫خودش به‌تنهایی نه.

417
00:32:21,333 --> 00:32:23,991
‫«انسان شریر و بدکار
‫با سخنان فریبنده راه می‌رود»

418
00:32:24,041 --> 00:32:27,325
‫«با چشمانش چشمک می‌زند،
‫با پاهایش اشاره می‌کند»

419
00:32:27,375 --> 00:32:28,825
‫«و با انگشتانش علامت می‌دهد»

420
00:32:28,875 --> 00:32:31,158
‫«پیوسته در دلش نقشۀ شوم می‌کشد»

421
00:32:31,208 --> 00:32:33,783
‫«پس ناگاه مصیبت بر او نازل خواهد شد»

422
00:32:33,833 --> 00:32:36,408
‫«ناگهان درهم شکسته می‌شود و درمانی نخواهد یافت.»

423
00:32:36,458 --> 00:32:39,783
‫ای برادران، از چنین گناه هولناکی توبه کنید،

424
00:32:39,833 --> 00:32:42,408
‫تا مشمول برکات بی‌پایانِ

425
00:32:42,458 --> 00:32:44,533
‫خداوند متعال، قادر مطلق، شوید.

426
00:32:44,583 --> 00:32:47,416
‫- آمین.
‫- آمین.

427
00:32:48,833 --> 00:32:49,750
‫مکسی.

428
00:32:53,625 --> 00:32:54,500
‫خب.

429
00:32:55,166 --> 00:32:58,750
‫همین الان یکی از تولیدکننده‌های بزرگ «پِرو»
‫با ما تماس گرفت.

430
00:32:58,958 --> 00:33:01,700
‫فردا میاد انگلیس و می‌خواد باهات جلسه بذاره.

431
00:33:01,750 --> 00:33:03,200
‫منظورت از «بزرگ» در چه حده؟

432
00:33:03,250 --> 00:33:06,075
‫در حد و اندازۀ کارلوس وارگاس!

433
00:33:06,125 --> 00:33:09,116
‫«و کلام خداوند بر من نازل شد که...»

434
00:33:09,166 --> 00:33:11,783
‫کارلوس وارگاس چی از جون ما می‌خواد؟

435
00:33:11,833 --> 00:33:13,866
‫می‌گن تعریفت رو خیلی شنیده.

436
00:33:13,916 --> 00:33:15,991
‫استعلام گرفتیم، قطعاً خودشه.

437
00:33:16,041 --> 00:33:17,500
‫«آیا قضاوت خواهی کرد؟»

438
00:33:18,541 --> 00:33:21,166
‫«آیا این شهر خونین را قضاوت خواهی کرد؟»

439
00:33:21,375 --> 00:33:23,041
‫هماهنگ کن، ارول.

440
00:33:23,416 --> 00:33:25,125
‫ولی حواس‌مون کاملاً جمع باشه.

441
00:33:26,375 --> 00:33:28,583
‫«تا زمان ما نیز فرا رسد.»

442
00:33:33,166 --> 00:33:37,833
‫[انبار گمرکیِ فرودگاه هیترو]

443
00:34:01,041 --> 00:34:02,083
‫از این‌طرف.

444
00:34:06,125 --> 00:34:07,500
‫عجب جای تاریکیه.

445
00:34:09,458 --> 00:34:10,791
‫خیلی تاریکه.

446
00:34:37,833 --> 00:34:40,166
‫فقط شما دو نفر. بقیه همین‌جا می‌مونن.

447
00:35:03,166 --> 00:35:07,833
‫آقای وارگاس، مایۀ افتخارمه که
‫ورودتون به انگلیس رو خوشامد بگم.

448
00:35:08,541 --> 00:35:11,375
‫از دیدنتون خوشحالم، آقای دیکسون.

449
00:35:13,083 --> 00:35:16,825
‫البته در واقع، ما الان توی انگلیس نیستیم.

450
00:35:16,875 --> 00:35:19,283
‫اینجا یه انبار گمرکیه.

451
00:35:19,333 --> 00:35:21,333
‫یه منطقۀ بی‌طرف.

452
00:35:21,500 --> 00:35:25,333
‫چون کالاها بدون نیاز به پرداخت گمرک
‫می‌تونن اینجا انبار بشن.

453
00:35:26,000 --> 00:35:27,458
‫هر نوع کالایی.

454
00:35:28,041 --> 00:35:29,533
‫لابد به دردتون می‌خوره.

455
00:35:29,583 --> 00:35:31,000
‫قطعاً همین‌طوره.

456
00:35:31,708 --> 00:35:34,375
‫ممنونم که قبول زحمت کردید و اومدید.

457
00:35:34,875 --> 00:35:36,950
‫حیطۀ کاری ما خیلی جدیه،

458
00:35:37,000 --> 00:35:39,658
‫توی دنیای بی‌رحمی هم فعالیت می‌کنیم،

459
00:35:39,708 --> 00:35:42,291
‫برای همین خوبه آدم طرف حسابش رو از نزدیک ببینه.

460
00:35:42,500 --> 00:35:45,708
‫تعریف شما رو زیاد شنیدم، آقای وارگاس.

461
00:35:48,958 --> 00:35:52,200
‫منم یه چیزهایی در مورد تو شنیدم، جان.

462
00:35:52,250 --> 00:35:54,458
‫که بعضیاشون چندان جالب نیستن.

463
00:35:58,333 --> 00:35:59,958
‫مثلاً...

464
00:36:02,875 --> 00:36:04,458
‫مثلاً چی؟

465
00:36:06,250 --> 00:36:09,783
‫سقوط هواپیما، کشته شدنِ همسر،

466
00:36:09,833 --> 00:36:12,916
‫دزدیدنِ یه بچۀ یک‌ساله.

467
00:36:18,916 --> 00:36:21,791
‫مشکلی پیش اومده، آقای وارگاس؟

468
00:36:28,541 --> 00:36:29,625
‫بله.

469
00:36:31,041 --> 00:36:32,416
‫یه مشکلی داریم.

470
00:37:17,791 --> 00:37:20,458
‫- ممنون، آقای وارگاس.
‫- خواهش می‌کنم.

471
00:37:20,750 --> 00:37:24,366
‫ادی، فکر کنم اینجا یه سوءتفاهمی پیش اومده داداش.

472
00:37:24,416 --> 00:37:26,408
‫- لطفاً بشین، ارول.
‫- ببین ادی...

473
00:37:26,458 --> 00:37:28,791
‫نمی‌دونم فکر کردی ما چی‌کار کردیم، ولی...

474
00:37:33,125 --> 00:37:34,541
‫بهت گفتم بشین!

475
00:37:37,625 --> 00:37:41,208
‫خب دیگه، من و کارلوس تنهاتون می‌ذاریم.
‫چیز دیگه‌ای لازم نداری؟

476
00:37:42,250 --> 00:37:43,166
‫ممنون.

477
00:37:50,666 --> 00:37:54,708
‫اولین باری نیست که جلوی چشمم
‫یه برادر پرپر می‌شه.

478
00:37:55,291 --> 00:37:56,833
‫چرا این کار رو کردی، جان؟

479
00:38:00,958 --> 00:38:03,500
‫داستان یعقوب و عیسو رو شنیدی؟

480
00:38:04,625 --> 00:38:08,658
‫یعقوب حق نخست‌زادگیِ عیسو رو دزدید،
‫درست همون‌طور که تو برادرم رو ازم دزدیدی.

481
00:38:08,708 --> 00:38:11,958
‫این حرف‌ها برام جذابیتی نداره.
‫می‌خوام بدونم چرا زنم رو کشتی.

482
00:38:12,583 --> 00:38:15,541
‫یعقوب قبل از اینکه سرنوشتش محقق بشه،

483
00:38:15,750 --> 00:38:19,450
‫مجبور شد با فرشتۀ خداوند مبارزه کنه.

484
00:38:19,500 --> 00:38:21,333
‫تو فرشتۀ خداوند نیستی.

485
00:38:21,833 --> 00:38:25,833
‫تو فقط یه فروشندۀ کوکائینِ لیورپولی هستی
‫که توهم خودبزرگ‌بینی داره.

486
00:38:26,541 --> 00:38:28,291
‫اشتباهت همینه دیگه.

487
00:38:28,666 --> 00:38:31,833
‫ببین، من داشتم کار خِیر می‌کردم.
‫مسئله‌ی شخصی نبود.

488
00:38:32,041 --> 00:38:34,375
‫ولی برای من کاملاً شخصی تموم شد.

489
00:38:36,375 --> 00:38:40,000
‫چیزی که باید بفهمی اینه که من یه برادر داشتم،

490
00:38:41,125 --> 00:38:42,375
‫ولی از دستش دادم.

491
00:38:44,125 --> 00:38:46,250
‫بعدش خدا فردی رو گذاشت سر راهم

492
00:38:46,958 --> 00:38:49,750
‫تا چیزی رو که ازم گرفته شده بود
‫بهم پس بده.

493
00:38:51,333 --> 00:38:55,791
‫بعد هم نوبت من شد که به فردی کمک کنم
‫چیزی که ازش دزدیده شده بود رو پس بگیره.

494
00:39:00,208 --> 00:39:01,875
‫پس قضیه این بوده.

495
00:39:02,166 --> 00:39:05,083
‫عمارت و این عنوان.

496
00:39:06,083 --> 00:39:07,833
‫و امپراتوریِ موادمخدر.

497
00:39:09,250 --> 00:39:10,583
‫اون طفل معصوم چی پس؟

498
00:39:12,208 --> 00:39:14,458
‫ما هیچ‌وقت قصد نداشتیم به اون بچه آسیبی بزنیم.

499
00:39:14,625 --> 00:39:17,666
‫فقط می‌خواستیم مطمئن بشیم
‫که این ارثیه به اون نمی‌رسه.

500
00:39:17,875 --> 00:39:21,583
‫دو نفر از اعضای اجتماع ما
‫اخیراً بچه‌شون رو از دست داده بودن،

501
00:39:22,083 --> 00:39:24,783
‫روزگار بی‌رحم، بچه‌شون رو ازشون دزدیده بود.

502
00:39:24,833 --> 00:39:28,283
‫اونا می‌تونستن یه کانون پر از محبت
‫برای اون کوچولو فراهم کنن،

503
00:39:28,333 --> 00:39:31,575
‫دور از این اختلاف و دشمنیِ تلخ بین تو و برادرت.

504
00:39:31,625 --> 00:39:34,616
‫هیچ اختلافی در کار نبود؛
‫برادر من یه معتاده.

505
00:39:34,666 --> 00:39:36,366
‫عقلش درست کار نمی‌کنه.

506
00:39:36,416 --> 00:39:39,791
‫اتفاقاً همه‌چیز رو خیلی روشن‌تر از تو می‌بینه، ادی.

507
00:39:40,333 --> 00:39:42,208
‫سیر تا پیاز ماجرا رو برام تعریف کرد.

508
00:39:42,708 --> 00:39:44,408
‫همه‌چی در اصل باید مال اون می‌شد.

509
00:39:44,458 --> 00:39:45,916
‫منظورت از «مال اون»،

510
00:39:46,666 --> 00:39:47,708
‫«مال خودته»!

511
00:39:48,166 --> 00:39:49,416
‫منظورم از «مال اون»،

512
00:39:50,208 --> 00:39:51,541
‫مال خداست!

513
00:39:54,500 --> 00:39:58,616
‫تو هم معتادی، جان،
‫منتها نشئگیِ تو باعث شده فکر کنی

514
00:39:58,666 --> 00:40:01,208
‫داری برای خالق کل این کائنات کار می‌کنی.

515
00:40:03,416 --> 00:40:06,541
‫به ندای قلبت رجوع کن، ادی.

516
00:40:08,125 --> 00:40:10,833
‫اگه می‌تونی بهم بگو این خواست خدا نبوده.

517
00:40:13,250 --> 00:40:15,083
‫می‌خوای ببینی توی قلبم چی می‌گذره؟

518
00:40:17,416 --> 00:40:19,208
‫از این حرفت مطمئنی؟

519
00:40:45,791 --> 00:40:47,375
‫- سلام ادی.
‫- ممنون.

520
00:40:47,875 --> 00:40:48,791
‫تموم شد؟

521
00:40:51,083 --> 00:40:52,083
‫هنوز نه.

522
00:40:52,583 --> 00:40:54,500
‫اگه بخوای، از اینجا به بعدش رو ما دست می‌گیریم.

523
00:40:55,000 --> 00:40:57,991
‫اینکه خودت مستقیماً وارد ماجرا نشی،
‫مزایای خودش رو داره.

524
00:40:58,041 --> 00:41:00,708
‫نه، یه برنامۀ دیگه براش دارم.

525
00:41:08,875 --> 00:41:11,575
‫«ای خداوندی که برای هر مقصودی در زیر آسمان،

526
00:41:11,625 --> 00:41:13,833
‫زمانی معین فرموده‌ای،

527
00:41:14,416 --> 00:41:19,041
‫فریادِ ما را برای آن‌که قلبش به تباهی آلوده گشته بشنو،

528
00:41:19,708 --> 00:41:24,333
‫و او را به صلح رهنمون ساز،
‫همانند آشتیِ میان یعقوب و عیسو.»

529
00:41:32,583 --> 00:41:35,708
‫عزیزم گوش کن چی می‌گم،
‫چون فقط یه‌بار این حرف رو می‌زنم:

530
00:41:36,291 --> 00:41:40,291
‫فردی هر غلطی هم کرده باشه،
‫بازم برادرته.

531
00:41:41,166 --> 00:41:44,916
‫می‌دونم اون... روحیۀ آسیب‌پذیری داره.

532
00:41:45,666 --> 00:41:47,208
‫همیشه همین‌طور بوده.

533
00:41:48,541 --> 00:41:51,333
‫خدایا، اصلاً دلم نمی‌خواد
‫دست به کاری بزنی که بعداً پشیمون بشی.

534
00:41:56,166 --> 00:41:57,541
‫وای، پسر نازنینم.

535
00:42:08,625 --> 00:42:10,833
‫می‌فهمم چی کشیدی.

536
00:42:12,125 --> 00:42:14,500
‫خیلی دوستت دارم.

537
00:42:16,625 --> 00:42:18,666
‫ولی الان سر یه دوراهی قرار گرفتی.

538
00:42:19,250 --> 00:42:24,208
‫یه راهش به این ختم می‌شه که همه‌چیزت رو ببازی،
‫حتی شرافت خودت رو.

539
00:42:24,958 --> 00:42:26,750
‫خیلی متأسفم، داداش قشنگم.

540
00:42:28,541 --> 00:42:32,416
‫توی اون یکی مسیر،
‫خانواده‌ت برات باقی می‌مونه.

541
00:42:33,333 --> 00:42:35,208
‫خب، کدوم راه رو انتخاب می‌کنی، ادی؟ هوم؟

542
00:42:35,708 --> 00:42:36,875
‫انتقام؟

543
00:42:37,666 --> 00:42:38,791
‫یا بخشش؟

544
00:42:40,916 --> 00:42:43,625
‫- بریم داخل یه چایی بخوریم؟
‫- نه، نه.

545
00:42:44,166 --> 00:42:47,958
‫ترجیح می‌دم یه‌کم قدم بزنم.
‫می‌دونی، اول باید برم یه هوایی بخورم.

546
00:42:48,500 --> 00:42:51,408
‫- کاری رو که لازمه انجام می‌دم.
‫- نه.

547
00:42:51,458 --> 00:42:53,991
‫من مادرتم،
‫و تو کاری رو می‌کنی که درسته.

548
00:42:54,041 --> 00:42:55,416
‫چی درسته؟

549
00:42:56,791 --> 00:43:01,083
‫واقعاً توقع داری
‫با وجود کاری که کرده ببخشمش؟

550
00:43:02,208 --> 00:43:03,908
‫چی بگم والا. من که اینجا حالم خوب بوده.

551
00:43:03,958 --> 00:43:06,458
‫کل این مِلک قبلاً مال عموی جرج چهارم بوده.

552
00:43:11,875 --> 00:43:13,583
‫دیگه اصلاً نمی‌شناسمت، ادی.

553
00:43:23,708 --> 00:43:24,708
‫خوبی؟

554
00:43:28,833 --> 00:43:30,708
‫می‌دونم چی‌کار کردی، فردی.

555
00:43:34,791 --> 00:43:35,625
‫نه...

556
00:43:36,666 --> 00:43:39,158
‫یعنی چی رو می‌دونی؟
‫داری از چی... منظورت چیه؟

557
00:43:39,208 --> 00:43:41,791
‫می‌دونم چی‌کار کردی.

558
00:43:42,083 --> 00:43:43,866
‫ادی، قبلاً هم از این بحث‌ها داشتیم.

559
00:43:43,916 --> 00:43:46,783
‫هر چی که شده،
‫قسم می‌خورم این‌دفعه اصلاً کار من نبوده.

560
00:43:46,833 --> 00:43:48,866
‫من همین‌جا بودم، همین‌جا بودم.

561
00:43:48,916 --> 00:43:51,575
‫می‌دونم قدیما داداش خیلی خوبی برات نبودم،

562
00:43:51,625 --> 00:43:53,958
‫ولی هر چی که...
‫اصلاً مگه چی می‌دونی؟ چی؟

563
00:43:57,541 --> 00:43:58,750
‫ادوارد، من...

564
00:43:59,666 --> 00:44:00,875
‫لعنت بهت!

565
00:44:02,916 --> 00:44:04,958
‫ای خدا، ادی!

566
00:44:08,291 --> 00:44:09,408
‫زنِ من!

567
00:44:09,458 --> 00:44:11,500
‫زنِ بی‌گناه من!

568
00:44:13,125 --> 00:44:14,241
‫آخ، لعنتی!

569
00:44:14,291 --> 00:44:16,241
‫پاشو ببینم! پاشو!

570
00:44:16,291 --> 00:44:18,083
‫برو گمشو!

571
00:44:24,416 --> 00:44:26,791
‫از ته دل ازت متنفرم!

572
00:44:32,041 --> 00:44:32,950
‫لعنتی!

573
00:44:33,000 --> 00:44:35,000
‫زنِ من!

574
00:44:39,750 --> 00:44:41,533
‫پاشو ببینم مردک!

575
00:44:41,583 --> 00:44:42,908
‫بس کن، ادوارد!

576
00:44:42,958 --> 00:44:45,158
‫بیا اینجا! پاشو!

577
00:44:45,208 --> 00:44:46,158
‫بیا اینجا!

578
00:44:46,208 --> 00:44:48,291
‫بیا! بیا ببینم!

579
00:45:04,083 --> 00:45:05,000
‫آه...

580
00:45:07,708 --> 00:45:09,625
‫وای نه، نه، نه...

581
00:45:13,958 --> 00:45:16,625
‫یا خدا، خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم،
‫خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم...

582
00:45:16,666 --> 00:45:20,075
‫نمی‌خوام بمیرم، ادی.
‫نمی‌خوام بمیرم، نمی‌خوام.

583
00:45:20,125 --> 00:45:21,958
‫یکی باید تاوان پس بده، فردی.

584
00:45:23,083 --> 00:45:24,158
‫یکی باید بمیره.

585
00:45:24,208 --> 00:45:28,500
‫وای نه، تو رو خدا، من نمی‌خوام بمیرم!
‫نمی‌خوام بمیرم!

586
00:45:46,500 --> 00:45:47,658
‫- عه، نه...
‫- یالا.

587
00:45:47,708 --> 00:45:48,666
‫نه...

588
00:45:57,916 --> 00:45:58,958
‫آه!

589
00:46:00,416 --> 00:46:02,750
‫نه... نه، نه، نه...

590
00:46:57,708 --> 00:46:58,958
‫آفرین، فردی.

591
00:47:17,166 --> 00:47:21,833
‫«ترجمه از محمد سید و کیارش»

592
00:47:23,833 --> 00:47:33,833
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M