1
00:00:00,000 --> 00:00:03,240
من آرتور لوئیس هستم و حدس می‌زنم
شما باید آقا هاردیکر باشین‏.‏

2
00:00:03,280 --> 00:00:05,680
هرچی زودتر قبول کنید که
این کلاس منه‏،‏

3
00:00:05,720 --> 00:00:08,000
همون‌قدر زودتر ممکنه
واقعاً چیزی یاد بگیرین‏.‏

4
00:00:08,040 --> 00:00:09,680
لطفاً یه فرصت بهش بده‏.‏ نرو‏.‏

5
00:00:09,720 --> 00:00:13,880
مگه لایزا در مورد نیت‌های
واقعیش بهت دروغ نگفت؟

6
00:00:13,920 --> 00:00:17,240
یه دوست واقعی این‌طوری
رفتار می‌کنه؟

7
00:00:17,280 --> 00:00:19,760
چرا داری از مادربزرگت درباره
سروان بلک‌وود می‌پرسی؟

8
00:00:19,800 --> 00:00:21,270
ازتون می‌خوام به ایده‌های
دیگه هم فکر کنید‏.‏

9
00:00:21,320 --> 00:00:23,120
اگه سود نکنیم‏،‏
چطوری می‌تونیم کمک کنیم؟

10
00:00:23,160 --> 00:00:25,560
دیگه از خانم هریس خبری نیست‏.‏
من می‌خوام معلم بشم‏.‏

11
00:00:25,600 --> 00:00:28,120
‫- حالت خوبه؟
‫- من‏.‏‏.‏‏.‏

12
00:00:28,160 --> 00:00:30,120
سم‏!‏

13
00:00:31,120 --> 00:00:41,120
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

14
00:01:18,680 --> 00:01:21,080
‏40 درجه‏.‏
تبش هنوز داره بالا می‌ره‏.‏

15
00:01:21,120 --> 00:01:23,800
هر کاری کردم تا بیارمش پایین‏،‏
ولی حتی آب هم نمی‌خوره‏.‏

16
00:01:23,840 --> 00:01:25,680
بله‏،‏ خب‏،‏
توی این مرحله طبیعیه‏.‏

17
00:01:25,720 --> 00:01:27,880
مرحله؟ مرحله چی؟

18
00:01:31,560 --> 00:01:34,080
متأسفم که این رو می‌گم‏،‏
خانم هاردیکر‏،‏

19
00:01:34,120 --> 00:01:35,680
ولی تقریباً مطمئنم که
آنفولانزای روسی گرفته‏.‏

20
00:01:35,720 --> 00:01:37,160
چی؟

21
00:01:37,200 --> 00:01:40,880
چند روز آینده که تب به اوج
خودش می‌رسه‏،‏ خیلی حیاتیه‏.‏

22
00:01:41,560 --> 00:01:45,000
اگه ریه‌اش عفونت کنه‏،‏
ممکنه سرفه کنه و خون بالا بیاره‏.‏

23
00:01:45,040 --> 00:01:48,120
باید دمای بدنش رو پایین نگه دارید‏.‏
بهش مایعات زیاد بدین‏.‏

24
00:01:48,160 --> 00:01:51,600
و خانم هاردیکر‏،‏
این بیماری به‌شدت واگیر داره‏.‏

25
00:01:51,640 --> 00:01:53,680
می‌تونه کشنده باشه‏.‏

26
00:01:53,720 --> 00:01:57,880
اگه کسی نیازی نیست اینجا باشه‏،‏
بفرستینش بره‏.‏

27
00:01:57,920 --> 00:02:01,440
عجله کنید‏.‏ درسته‏.‏
وسایلتون رو جمع کنید و برید‏.‏

28
00:02:01,520 --> 00:02:04,680
‫- منم باید برم؟
‫- دستور دکتر بود‏.‏

29
00:02:04,720 --> 00:02:07,360
بی‌رحم نباشین‏،‏ خانم درایدن‏.‏
من نمی‌خوام پیش مامانم بمونم‏.‏

30
00:02:07,400 --> 00:02:11,720
می‌دونم‏،‏ ولی این برای محافظت از خودته‏.‏
حالا برو وسایلت رو جمع کن‏.‏

31
00:02:17,800 --> 00:02:20,120
باید بریم‏.‏ دستور دکتره‏.‏

32
00:02:23,640 --> 00:02:25,080
بیا دیگه‏.‏

33
00:02:26,400 --> 00:02:27,520
سریع‏.‏

34
00:02:33,040 --> 00:02:34,360
این چیه؟

35
00:02:34,440 --> 00:02:37,840
می‌دونستم سرتون شلوغ نظارت
روی تخلیه کردن اینجاست‏،‏

36
00:02:37,880 --> 00:02:42,160
برای همین از اسمیت خواستم
به وسایل شخصی‌تون رسیدگی کنه‏.‏

37
00:02:42,200 --> 00:02:45,680
من پست خودم رو ترک نمی‌کنم‏.‏

38
00:02:45,720 --> 00:02:48,080
ناخدا با کشتیش غرق می‌شه‏.‏

39
00:02:48,120 --> 00:02:50,240
فقط در صورتی که
کشتی در حال غرق شدن باشه‏.‏

40
00:02:50,280 --> 00:02:55,080
تا اون موقع‏،‏ باید ازتون محافظت بشه‏.‏
خانم هاردیکر اصرار کرد‏.‏

41
00:02:55,800 --> 00:02:59,560
‫- خب‏،‏ خودم باهاش صحبت می‌کنم‏.‏
‫- اون شما رو نمی‌بینه‏.‏

42
00:02:59,600 --> 00:03:01,880
باید ببینه‏.‏
من سرپرست کارکنانش هستم‏.‏

43
00:03:01,920 --> 00:03:06,200
مریض‌خونه‌ها به خانه‌دار نیاز دارن‏،‏
نه سرپیشخدمت‏.‏

44
00:03:06,240 --> 00:03:08,240
علاوه بر این‏.‏‏.‏‏.‏

45
00:03:10,160 --> 00:03:12,120
شما خانواده دارید‏.‏

46
00:03:22,160 --> 00:03:27,040
پدرت حالش خیلی بده‏.‏
نیاز به استراحت مطلق و آرامش داره‏.‏

47
00:03:27,080 --> 00:03:29,600
می‌دونم همه خدمتکارها
رو فرستادی رفتن‏،‏

48
00:03:29,640 --> 00:03:31,600
ولی هنوز می‌تونیم ببینیمش‏،‏
مگه نه؟

49
00:03:31,640 --> 00:03:33,200
نه‏،‏ هنوز نه‏،‏ عزیزم‏.‏

50
00:03:33,240 --> 00:03:35,840
دکتر میسون می‌گه ممکنه
واگیردار باشه‏.‏

51
00:03:35,880 --> 00:03:37,560
تشخیص دقیقش چی بود؟

52
00:03:38,760 --> 00:03:40,320
خستگی مفرط‏.‏

53
00:03:40,360 --> 00:03:43,240
‫- یه‌کم هم تب‏.‏
‫- چه جور تبی؟

54
00:03:43,280 --> 00:03:44,440
خب‏،‏ اون هنوز معاینه‏.‏‏.‏‏.‏

55
00:03:44,520 --> 00:03:46,000
کاملش رو انجام نداده‏،‏
ولی هر چی که هست‏،‏

56
00:03:46,040 --> 00:03:47,400
نمی‌خوایم پخش بشه‏.‏

57
00:03:47,440 --> 00:03:50,520
پس فعلاً‏،‏
فقط می‌خوام همه توی خونه بمونن‏.‏‏.‏‏.‏

58
00:03:50,560 --> 00:03:52,280
تا خیالمون راحت باشه‏.‏

59
00:03:52,320 --> 00:03:54,640
‫- پس کی قراره از بابا مراقبت کنه؟
‫- من‏.‏

60
00:03:54,680 --> 00:03:57,120
منظورم اینه که با کمک
خانم درایدن از پسش برمیام‏.‏

61
00:03:57,160 --> 00:04:00,880
‫- خانم درایدن؟
‫- بله‏.‏ اون تجربه داره‏.‏

62
00:04:00,920 --> 00:04:03,000
توی آخرین بیماری سر ویلیام‏،‏
ازش پرستاری کرد‏.‏

63
00:04:03,040 --> 00:04:05,360
‫- خب‏،‏ پس تعجبی نداره که یهو مُرد.‏
‫- ‫"ما‫".‏‏.‏‏.‏

64
00:04:05,440 --> 00:04:08,120
خب‏،‏ ترجیح می‌دی با کی توی اتاق
بیمار گیر بیفتی‏،‏ اون یا من؟

65
00:04:08,160 --> 00:04:10,520
من می‌خوام با کسی اونجا باشم
که تمام مدت بحث نکنه‏.‏

66
00:04:10,560 --> 00:04:13,120
من تمام مدت بحث نمی‌کنم‏.‏

67
00:04:18,760 --> 00:04:23,720
خوبه‏.‏ حالا کاری رو که بهتون گفتم
انجام بدید.‏ مثل همیشه به کارهاتون برسید.‏

68
00:04:23,760 --> 00:04:27,360
پدرتون یکی-دو روزه
مثل روز اولش خوب می‌شه‏.‏

69
00:04:27,400 --> 00:04:29,880
خودتون می‌بینید.‏
همه چیز روبه‌راه می‌شه‏.‏

70
00:04:36,240 --> 00:04:39,160
مامانت گفت فعلاً دوروبرش
آفتابی نشین‏.‏‏

71
00:04:39,200 --> 00:04:41,360
اگه حال بابام بدتر از چیزی
باشه که اون می‌گه چی؟

72
00:04:41,440 --> 00:04:43,720
‫- اگه اون نتونه‏.‏‏.‏‏.‏
‫- بس کن‏.‏

73
00:04:45,120 --> 00:04:46,680
نباید این‌طوری فکر کنی‏.‏

74
00:04:46,720 --> 00:04:49,760
هر اتفاقی بیفته‏،‏
ما همدیگه رو داریم‏،‏ مگه نه؟

75
00:04:49,800 --> 00:04:52,720
‫- ما سه نفر‏.‏
‫- آره‏.‏

76
00:04:52,760 --> 00:04:54,240
من می‌رم مغازه‏.‏

77
00:04:55,680 --> 00:04:57,240
می‌رم کالوم رو ببینم‏.‏

78
00:04:57,280 --> 00:04:58,880
سلامم رو بهش برسون‏.‏

79
00:05:03,880 --> 00:05:07,600
سرت رو گرم نگه دار‏،‏ جو‏.‏
این‌طوری می‌تونی به پدرت کمک کنی‏.‏

80
00:05:07,640 --> 00:05:09,440
آره‏.‏

81
00:05:17,280 --> 00:05:19,240
وقتشه که ایلیاد
رو شروع کنیم‏.‏

82
00:05:19,280 --> 00:05:21,320
فکر کنم از داستانش
خوشت بیاد‏.‏

83
00:05:21,360 --> 00:05:23,280
می‌دونی که مجبور نیستی بمونی؟

84
00:05:23,320 --> 00:05:26,800
من به خانواده‌ات تعهد دادم‏.‏
ولی تو حقیقت رو نمی‌دونی‏.‏

85
00:05:29,560 --> 00:05:33,240
قبل از اینکه دکتر میسون بره‏،‏
جلوش رو گرفتم‏.‏

86
00:05:34,560 --> 00:05:37,560
‫- مجبورش کردم بهم بگه‏.‏‏.‏‏.‏
‫- آنفولانزای روسی‏.‏

87
00:05:37,800 --> 00:05:39,320
پس خودت می‌دونی‏.‏

88
00:05:39,360 --> 00:05:43,240
مادرت ازم خواست برم‏.‏
ولی من اصرار کردم که بمونم‏.‏

89
00:05:43,280 --> 00:05:44,920
ولی اگه فقط بهمون می‌گفت‏.‏‏.‏‏.‏

90
00:05:45,000 --> 00:05:47,040
اون‌وقت مجبور می‌شد
نگران همه شما باشه‏.‏

91
00:05:47,080 --> 00:05:50,760
این‌طوری می‌تونه تمام تمرکزش رو
روی مراقبت از پدرت بذاره‏.‏

92
00:06:17,040 --> 00:06:21,000
همون‌طور که هومر می‌گه‏،‏
کالون کاکون؛ زیبایی هولناک‏.‏

93
00:06:22,400 --> 00:06:26,640
‫- امروز هنوز درس داریم؟
‫- حرف مامان رو شنیدی‏.‏

94
00:06:28,080 --> 00:06:30,280
باید مثل همیشه
به کارامون برسیم‏.‏

95
00:06:31,160 --> 00:06:32,560
حوصله‌ام سر رفته‏،‏ هری‏.‏

96
00:06:34,720 --> 00:06:37,200
داستان‌های شرلوک هلمز
رو خوندی؟

97
00:06:37,240 --> 00:06:39,720
باید بخونی‏.‏ فوق‌العاده‌ هستن.‏

98
00:06:41,240 --> 00:06:43,920
می‌دونی که من فقط یونانی و
لاتین نمی‌خونم‏.‏

99
00:06:45,680 --> 00:06:49,200
‏"‏نشان چهار تن‏"‏
رو امتحان کن‏.‏

100
00:06:49,240 --> 00:06:52,080
پر از دسیسه و ماجراهای
بین‌المللیه‏.‏‏.‏‏.‏

101
00:06:52,120 --> 00:06:54,440
باندهای تبهکاری و
پیام‌های مرموز‏.‏

102
00:06:54,520 --> 00:06:56,280
اوه‏.‏

103
00:06:57,080 --> 00:07:00,240
نه‏،‏ نه‏،‏ نه‏،‏ نه‏،‏ نه‏،‏ نه‏.‏
بذار باشه‏،‏ عزیزم‏.‏

104
00:07:00,280 --> 00:07:02,240
این به نفس کشیدنت
کمک می‌کنه‏.‏

105
00:07:04,200 --> 00:07:06,120
حالت خوبه.‏

106
00:07:06,160 --> 00:07:08,080
بیا‏،‏ این رو بهش بده‏.‏

107
00:07:08,120 --> 00:07:12,400
‫"ما‫".‏‏.‏‏.‏ داری چی‌کار می‌کنی؟
بهت گفتم توی این اتاق نیای‏.‏

108
00:07:12,480 --> 00:07:15,680
می‌دونم‏.‏ ولی می‌خواستم براش
یه داروی درست‌وحسابی بیارم‏.‏

109
00:07:15,720 --> 00:07:18,200
قاصدک‏،‏ بومادران‏،‏
گیاهان صحرایی و سداب‏.‏

110
00:07:18,240 --> 00:07:20,360
هر چیزی که برای پایین آوردن
تب نیاز داری‏.‏

111
00:07:20,440 --> 00:07:23,000
این نسخه‌های قدیمی پیرزن‌ها
کمکی به این بیماری نمی‌کنه‏.‏ نه؟

112
00:07:23,040 --> 00:07:25,840
خب‏،‏ پس بهتره بهم بگی چیه‏.‏

113
00:07:25,880 --> 00:07:29,240
دروغ گفتن به بچه‌ها یه چیزه‏،‏
ولی به من دروغ نگو‏.‏

114
00:07:29,280 --> 00:07:32,080
تا حقیقت رو بهم نگی
از اینجا نمی‌رم‏.‏

115
00:07:35,200 --> 00:07:36,920
آنفولانزای روسیه‏.‏

116
00:07:40,120 --> 00:07:42,200
درسته‏.‏

117
00:07:42,240 --> 00:07:44,120
خب‏،‏ پس به کمک من نیاز داری‏.‏

118
00:07:44,160 --> 00:07:47,760
نه‏،‏ نیازی نیست‏.‏ دکتر میسون تمام
داروهایی رو که نیاز داریم بهمون داده‏.‏

119
00:07:47,800 --> 00:07:49,390
گنه‌گنه و
توپ بخار کربولیک داریم‏.‏

120
00:07:49,440 --> 00:07:52,240
اون‌ها پول دور ریختنه‏.‏
فقط یه‌کم از این بهش بده‏.‏

121
00:07:52,280 --> 00:07:54,720
لطفاً‏،‏ فقط دور بمون‏.‏

122
00:07:56,000 --> 00:07:57,680
خواهش می‌کنم‏.‏

123
00:07:58,720 --> 00:08:00,600
نمی‌تونم تو رو هم
از دست بدم‏.‏

124
00:08:05,280 --> 00:08:06,560
باشه‏.‏

125
00:08:39,880 --> 00:08:41,720
آقای بیزلی؟

126
00:08:43,240 --> 00:08:45,280
خانم درایدن؟

127
00:08:45,320 --> 00:08:47,640
کسی خونه هست؟

128
00:08:48,760 --> 00:08:51,880
‫- اینجا چی‌کار می‌کنی؟
‫- اومدم لایزا رو ببینم‏.‏

129
00:08:51,920 --> 00:08:54,320
خب‏،‏ نمی‌تونی‏.‏
ما توی قرنطینه‌ایم‏.‏

130
00:08:55,600 --> 00:08:58,760
قرنطینه؟ چرا؟

131
00:08:58,800 --> 00:09:02,240
به تو ربطی نداره‏.‏
راهت رو بکش و برو‏.‏

132
00:09:02,280 --> 00:09:05,120
نه‏،‏ من نمی‌رم‏.‏

133
00:09:05,160 --> 00:09:07,640
تا وقتی که بهم
توضیح ندی نمی‌رم‏.‏

134
00:09:07,680 --> 00:09:10,360
خیلی خب‏،‏ خانم افاده‌ای‏.‏

135
00:09:10,400 --> 00:09:14,240
اگه خیلی مشتاقی بدونی‏،‏
آنفولانزای روسیه‏.‏

136
00:09:15,440 --> 00:09:17,440
فهمیدی؟

137
00:09:17,520 --> 00:09:18,920
حالا برو پی کارت‏!‏

138
00:09:27,880 --> 00:09:31,360
[فروشگاه هاردیکر]

139
00:09:37,120 --> 00:09:40,360
‫- صبح بخیر‏،‏ کالوم‏.‏
‫- جو‏.‏ حال سم و دوشیزه لایزا چطوره؟

140
00:09:40,400 --> 00:09:43,560
‫- و بقیه چطور؟
‫- تو هم همون‌قدری می‌دونی که من می‌دونم‏.‏

141
00:09:43,600 --> 00:09:46,240
ولی من اینجام‏.‏
دارم مطمئن می‌شم که همه‌چیز روبه‌راهه‏.‏

142
00:09:46,280 --> 00:09:48,160
خب‏،‏
می‌بینی که همه حساب‌کتاب‌ها به‌روزه‏.‏

143
00:09:48,200 --> 00:09:50,360
اوه‏،‏
و این‌ها هم برای بررسی پدرته‏.‏‏.‏‏.‏

144
00:09:50,440 --> 00:09:51,800
البته وقتی که
حالش بهتر بشه‏.‏

145
00:09:51,840 --> 00:09:53,920
بیشترشون بروشورهای
تبلیغاتی‌ هستن،‏

146
00:09:54,000 --> 00:09:57,840
ولی چند تا موضوع
نگران‌کننده هم هست‏.‏

147
00:09:58,920 --> 00:10:02,280
اینجا نوشته که ما داریم شاه‌ماهی
کپک‌زده می‌فروشیم‏.‏

148
00:10:02,320 --> 00:10:04,720
بله‏،‏ چند تا نامه
در این مورد داشتیم‏.‏

149
00:10:04,760 --> 00:10:05,880
دارم بررسیش می‌کنم‏.‏

150
00:10:05,920 --> 00:10:08,080
نه‏.‏ نیازی نیست‏.‏ من‏.‏‏.‏‏.‏
خودم به این رسیدگی می‌کنم‏.‏

151
00:10:08,120 --> 00:10:09,760
اوه‏.‏‏.‏‏.‏

152
00:10:11,320 --> 00:10:13,000
خیلی خب‏.‏

153
00:10:18,920 --> 00:10:22,120
[ثبت اختراع کارت‌رایت]
[دستگاه کنسروسازی]

154
00:10:25,840 --> 00:10:27,400
[انقلابی در صنعت خرده‌فروشی]

155
00:10:27,440 --> 00:10:31,000
[بهترین و موثرترین ماشین]

156
00:10:36,240 --> 00:10:38,960
آقای هاردیکر
آنفولانزای روسی گرفته‏.‏

157
00:10:39,000 --> 00:10:40,880
اون‌ها توی قرنطینه‌ هستن.‏

158
00:10:40,920 --> 00:10:43,400
شنیدم خیلی واگیر داره‏.‏

159
00:10:43,440 --> 00:10:47,600
می‌تونه خیلی سریع پخش بشه‏.‏‏.‏‏.‏
توی طبقه‌های خاصی از جامعه‏.‏

160
00:10:47,640 --> 00:10:50,080
خوشبختانه به‌ندرت
سراغ آدم‌هایی مثل ما میاد‏.‏

161
00:10:50,120 --> 00:10:53,400
خب‏،‏ الان که اومده‏.‏
لایزا دوست منه‏،‏

162
00:10:53,480 --> 00:10:55,520
و اگه کاری از دستم بربیاد تا
بهش کمک کنم‏،‏ حتماً انجام می‌دم‏.‏

163
00:10:55,560 --> 00:10:58,840
کاملاً موافقم‏،‏ عزیزم‏.‏

164
00:10:58,880 --> 00:11:03,040
باید یه سبد هدیه برای
آقای هاردیکر بیچاره بفرستیم‏.‏

165
00:11:03,080 --> 00:11:05,320
یه‌کم عصاره گوشت خوب‏.‏‏.‏‏.‏

166
00:11:05,360 --> 00:11:10,120
و یه‌کم شربت تقویتی
تا جون بگیره‏.‏

167
00:11:10,160 --> 00:11:11,920
بله‏،‏ مادربزرگ‏.‏

168
00:11:15,440 --> 00:11:16,840
آنفولانزای روسی‏.‏

169
00:11:16,880 --> 00:11:19,920
‫- موضوع وحشتناکیه‏‏.‏
‫- ولی برای ما یه فرصته‏.‏

170
00:11:20,000 --> 00:11:22,360
مامان‏،‏
الان اصلاً وقتش نیست‏.‏

171
00:11:22,440 --> 00:11:26,320
‫- آقای هاردیکر ممکنه بمیره‏.‏
‫- اوه‏،‏ اون جون سالم به در می‌بره‏.‏

172
00:11:26,360 --> 00:11:30,200
دهقان‌های ایرلندی جان‌سختن‏.‏

173
00:11:30,240 --> 00:11:34,080
ولی حالا که هاردیکرها
توی قرنطینه‌ان‏،‏

174
00:11:34,120 --> 00:11:38,480
زنش نمی‌تونه توی
مدرسه کوچیکش درس بده‏.‏

175
00:11:38,520 --> 00:11:40,120
بله‏.‏ خب که چی؟

176
00:11:40,160 --> 00:11:43,520
خب‏،‏
ما به عنوان بانوهای تحصیل‌کرده‏،‏

177
00:11:43,560 --> 00:11:48,520
وظیفه داریم که
نادان‌ها رو آگاه کنیم‏.‏

178
00:11:48,560 --> 00:11:50,240
واقعاً؟

179
00:12:00,720 --> 00:12:03,680
‫- چند تا ملحفه تمیز‏،‏ خانم‏.‏
‫- اوه‏.‏ ممنون‏.‏

180
00:12:03,720 --> 00:12:06,390
‫- و این هم برای شما رسیده‏.‏
‫- چیه؟

181
00:12:06,440 --> 00:12:09,720
‫- یه نامه از بانو فیتزهربرت‏.‏
‫- چی می‌خواد؟

182
00:12:09,760 --> 00:12:13,760
بازش کنید‏،‏ خانم درایدن‏.‏
من وقت این کارها رو ندارم‏،‏ عزیزم‏.‏

183
00:12:16,840 --> 00:12:20,560
اون پیشنهاد داده که توی
کلاس‌های شبانه‌تون کمک کنه‏.‏

184
00:12:20,600 --> 00:12:23,040
قبول می‌کنین؟

185
00:12:23,080 --> 00:12:27,640
بانو اِما به کارگرهای اسکله درس بده؟
نه‏.‏ نه‏،‏ فکر نمی‌کنم‏.‏

186
00:12:27,680 --> 00:12:32,000
ولی‏.‏‏.‏‏.‏ شاید بتسی
از این کمک استقبال کنه‏.‏

187
00:12:32,040 --> 00:12:36,240
ببین‏،‏ من باید برگردم پیش سم‏.‏
فقط‏.‏‏.‏‏.‏ اوه‏،‏ فقط‏.‏‏.‏‏.‏

188
00:12:36,280 --> 00:12:39,640
اوه‏،‏ فقط به بتسی بگو هر کاری رو
که فکر می‌کنه درسته انجام بده‏.‏

189
00:12:39,680 --> 00:12:42,920
‫- بسیار خب‏،‏ خانم‏.‏
‫- ممنون‏.‏

190
00:12:52,000 --> 00:12:53,200
ببخشید‏.‏

191
00:12:56,640 --> 00:12:58,760
بیا‏،‏ کمکت می‌کنم‏.‏

192
00:13:21,600 --> 00:13:22,680
سم‏.‏

193
00:13:24,680 --> 00:13:26,360
سم؟

194
00:13:27,840 --> 00:13:31,240
سم؟ سم؟

195
00:13:42,720 --> 00:13:45,360
‫- سم؟ سم؟
‫- چی شده؟

196
00:13:45,440 --> 00:13:47,200
‫- اون رفته‏.‏
‫- اوه‏،‏ خدای من‏.‏

197
00:13:47,240 --> 00:13:49,320
نه‏!‏ ببخشید‏.‏ منظورم اون‌طوری نبود‏.‏
غیبش زده‏.‏

198
00:13:49,360 --> 00:13:51,720
‫- کجا می‌تونه باشه؟
‫- نمی‌دونم‏.‏ کمکم کن پیداش کنم‏.‏

199
00:13:51,760 --> 00:13:53,120
سم؟

200
00:13:55,320 --> 00:13:56,760
سم؟‏!‏

201
00:14:01,920 --> 00:14:04,720
اوه‏،‏ سم‏.‏ اینجایی که‏.‏

202
00:14:06,320 --> 00:14:07,680
داری چی‌کار می‌کنی؟

203
00:14:07,720 --> 00:14:10,320
هی بهش می‌گفتم
اون جرثقیل لعنتی جلوش رو گرفته‏.‏

204
00:14:10,360 --> 00:14:12,040
چی؟

205
00:14:13,560 --> 00:14:16,400
قلبم خوبه‏.‏
به جو بگو فردا برمی‌گردم سر کار‏.‏

206
00:14:17,720 --> 00:14:20,640
جو رفته‏،‏ عزیزم‏.‏ منم‏،‏ ماری‏.‏

207
00:14:20,680 --> 00:14:23,680
‫- به ماری درباره پول چیزی نگو‏.‏
‫- کدوم پول؟

208
00:14:24,320 --> 00:14:28,040
نه‏،‏ سم‏.‏ خواهش می‌کنم‏.‏ خواهش می‌کنم‏.‏
داری هذیون می‌گی‏.‏

209
00:14:28,080 --> 00:14:31,240
باید استراحت کنی‏،‏ عزیزم‏.‏
باید بری توی تخت‏.‏ ‫"ما‫"!‏

210
00:14:31,280 --> 00:14:36,520
سم‏!‏ سم‏.‏ بیا.‏ دیرمون می‌شه‏.‏

211
00:14:36,560 --> 00:14:38,960
‫- دیر؟
‫- دیر برای شیفت کاریت‏.‏

212
00:14:39,000 --> 00:14:41,880
زود باش.‏ خودت می‌دونی جو چطوریه‏.‏
بیا بریم‏.‏

213
00:14:42,000 --> 00:14:44,840
همینه‏.‏ زود باش‏،‏ عجله کن‏.‏

214
00:14:46,600 --> 00:14:48,360
بیا.‏ از این طرف‏.‏

215
00:14:48,400 --> 00:14:52,520
‫- باید برم اسکله‏.‏‏.‏‏.‏
‫- مامان‏،‏ چی شده؟

216
00:14:54,640 --> 00:14:56,440
بابات فقط گیج شده‏.‏

217
00:14:56,520 --> 00:14:58,760
به خاطر تب شدید بی‌حال شده‏.‏

218
00:15:10,400 --> 00:15:14,800
می‌بینم که مسئولیت‌هات
رو جدی گرفتی‏.‏

219
00:15:14,840 --> 00:15:17,360
اولین کلاسم امروز غروبه‏.‏

220
00:15:17,400 --> 00:15:19,800
چیز خیلی پیشرفته‌ای نیست‏.‏

221
00:15:19,840 --> 00:15:23,560
تحصیلات زیاد برای
طبقه پایین جامعه خوب نیست‏.‏

222
00:15:23,600 --> 00:15:27,400
باعث می‌شه بهانه‌گیر
و گستاخ بشن‏.‏

223
00:15:27,440 --> 00:15:30,680
پس چرا اصرار کردی که
بهشون درس بدم؟

224
00:15:30,720 --> 00:15:35,360
عزیزم‏،‏ من دارم تو رو می‌فرستم
توی دل دشمن‏.‏

225
00:15:35,400 --> 00:15:40,080
نه به عنوان یه مبلغ مذهبی‏.‏‏.‏‏.‏
بلکه به عنوان یه جاسوس‏.‏

226
00:15:40,120 --> 00:15:42,640
جوری می‌گی که خیلی زشت
به نظر می‌رسه‏.‏

227
00:15:42,680 --> 00:15:46,480
باید با این کارگرها و
ماهی پاک‌کن‌ها دوست بشی‏،‏

228
00:15:46,520 --> 00:15:48,560
و کاری کنی که بهت
اعتماد کنن‏.‏

229
00:15:48,600 --> 00:15:55,600
و بعدش یه رسوایی برام پیدا کنی
که هاردیکرها رو نابود کنه‏.‏

230
00:15:55,640 --> 00:15:59,000
‫- اگه چیزی نباشه چی؟
‫- اوه‏،‏ مسخره‌بازی درنیار‏.‏

231
00:15:59,040 --> 00:16:02,520
هر خانواده‌ای رازهای
خودش رو داره‏.‏

232
00:16:02,560 --> 00:16:05,920
مخصوصاً خانواده‌ای
مثل اون‌ها‏.‏

233
00:16:07,960 --> 00:16:11,080
می‌بینی که بهترین لیموها
در واقع توی سیسیل هستن‏.‏

234
00:16:11,120 --> 00:16:13,040
هری‏!‏

235
00:16:14,600 --> 00:16:16,200
بابا رو دیدی؟

236
00:16:16,240 --> 00:16:18,840
توی اتاق مطالعه پیداش کردن‏.‏
خیلی گیج بود‏.‏

237
00:16:18,880 --> 00:16:23,320
فکر می‌کرد برگشته به اسکله‏.‏
هری‏،‏ چش شده؟

238
00:16:25,920 --> 00:16:29,080
مامان که بهت گفت‏.‏
فقط یه تبه‏.‏

239
00:16:32,880 --> 00:16:34,840
ولی تو بیشتر می‌دونی‏،‏
مگه نه؟

240
00:16:35,920 --> 00:16:37,040
نه‏.‏

241
00:16:37,080 --> 00:16:42,080
داری دروغ می‌گی‏.‏
فقط بهم بگو چه خبره‏،‏ هری‏.‏

242
00:16:42,120 --> 00:16:43,760
دقیقاً بهت می‌گم چه خبره‏.‏

243
00:16:43,800 --> 00:16:45,520
دارم سعی می‌کنم درس بخونم و
توی آکسفورد قبول بشم‏،‏

244
00:16:45,560 --> 00:16:47,240
و تو داری مانع کارم می‌شی‏.‏

245
00:16:50,240 --> 00:16:54,120
خیلی خب‏.‏
تو یونانیت رو بخون‏.‏

246
00:16:54,160 --> 00:16:58,720
برو آکسفورد‏.‏
چون انگار فقط همین برات مهمه‏.‏

247
00:17:15,280 --> 00:17:18,280
[فروشگاه هاردیکر]

248
00:17:23,400 --> 00:17:26,360
آقای سلبی‏.‏
از شرکت کنسروسازی کارت‌رایت؟

249
00:17:26,400 --> 00:17:28,680
آقای هاردیکر‏.‏

250
00:17:28,720 --> 00:17:30,840
ممنون که توی این فرصت کم
باهام ملاقات کردید‏.‏

251
00:17:30,880 --> 00:17:32,800
درست به‌موقع بهم رسیدید‏.‏

252
00:17:32,840 --> 00:17:35,040
فردا برمی‌گردم به آمریکا‏.‏

253
00:17:35,080 --> 00:17:36,920
لهجه‌تون جوریه که انگار
اهل همین اطرافید‏.‏

254
00:17:37,000 --> 00:17:38,760
متولد و بزرگ‌شده یورکشایر‏.‏

255
00:17:38,800 --> 00:17:41,680
توی دنیای جدید فرصت‌های
بیشتری هست‏.‏

256
00:17:41,720 --> 00:17:44,600
اونجا کارها رو فقط به روش‌های قدیمی
و همیشگی انجام نمی‌دیم‏.‏

257
00:17:44,640 --> 00:17:46,720
راه‌هایی پیدا می‌کنیم
تا بهتر انجامشون بدیم‏.‏

258
00:17:46,760 --> 00:17:49,160
البته نیازی نیست این رو
به شما بگم‏،‏ مگه نه؟

259
00:17:49,200 --> 00:17:51,120
به تمام کارهایی که
انجام دادید نگاه کنید‏.‏

260
00:17:51,160 --> 00:17:53,760
شاه‌ماهی هاردیکر‏.‏
فروشگاه‌های هاردیکر‏.‏

261
00:17:53,800 --> 00:17:56,000
اوه‏،‏ خب‏،‏
بیشتر کار بابام بود‏.‏

262
00:17:57,160 --> 00:18:00,560
ولی من هم از اول
توی این کار بودم‏،‏ واسه همین‏.‏‏.‏‏.‏

263
00:18:00,600 --> 00:18:06,120
متوجهم‏.‏ و آقای هاردیکر بزرگ
امروز حضور دارن؟

264
00:18:06,160 --> 00:18:09,880
نه‏.‏ ولی من هستم‏،‏
پس می‌تونید با من معامله کنید‏.‏

265
00:18:09,920 --> 00:18:11,080
قصد بی‌احترامی ندارم‏،‏

266
00:18:11,120 --> 00:18:13,880
ولی در حال حاضر ما فقط همین یه دستگاه رو
توی انگلستان داریم‏.‏‏.‏‏.‏

267
00:18:13,920 --> 00:18:18,440
و کلی قرار ملاقات با خریداران
احتمالی دیگه‏.‏ متوجهید که؟

268
00:18:22,680 --> 00:18:25,440
کنسلشون کنید‏.‏ من می‌خرمش‏.‏

269
00:18:27,160 --> 00:18:29,160
من کاملاً جدی‌ام‏،‏ آقای سلبی‏.‏

270
00:18:29,200 --> 00:18:32,640
همین الان 50 درصدش رو
پیش‌پرداخت می‌دم‏.‏ نقدی‏.‏

271
00:18:36,320 --> 00:18:39,640
‫- مامان‏،‏ می‌تونم بیام توی اتاق؟
‫- نه‏.‏

272
00:18:39,680 --> 00:18:42,440
نه‏،‏ نمی‌تونی‏،‏ لایزا‏.‏

273
00:18:42,480 --> 00:18:46,240
خواهش می‌کنم‏،‏ مامان‏.‏
باید بابا رو ببینم‏.‏ خواهش می‌کنم‏.‏

274
00:18:46,280 --> 00:18:48,280
نمی‌شه‏.‏ ما نمی‌دونیم
این بیماری چطوری سرایت می‌کنه‏.‏

275
00:18:48,320 --> 00:18:50,800
‫- بعضی از پزشک‌ها می‌گن از هوا منتقل می‌شه‏.‏
‫- چه بیماری؟

276
00:18:50,840 --> 00:18:53,040
چرا بهم نمی‌گی
چه اتفاقی افتاده؟

277
00:18:53,120 --> 00:18:57,640
من فقط‏.‏‏.‏‏.‏ فقط می‌دونم که قرار نیست
از هر دوی شما پرستاری کنم‏.‏

278
00:18:57,680 --> 00:19:00,960
پس فقط برو طبقه پایین‏.‏ زود باش.‏
کاری که بهت گفته شده رو انجام بده‏.‏

279
00:19:01,040 --> 00:19:04,920
‫- لایزا‏،‏ برو‏!‏
‫- خیلی خب‏،‏ دارم می‌رم‏.‏

280
00:19:13,640 --> 00:19:14,960
خانم هاردیکر‏.‏‏.‏‏.‏

281
00:19:16,360 --> 00:19:19,760
‫- بله؟
‫- با اجازه‌تون؟

282
00:19:29,920 --> 00:19:31,960
وظیفه منه که صحبت کنم‏.‏

283
00:19:32,000 --> 00:19:35,800
نه به عنوان خانه‌دار شما‏،‏
بلکه به عنوان یه زن‏.‏

284
00:19:35,840 --> 00:19:38,320
خب‏،‏ بگو پس‏.‏ بشنویم‏.‏

285
00:19:40,480 --> 00:19:45,280
گاهی اوقات‏،‏
توی تاریک‌ترین لحظاتمون‏.‏‏.‏‏.‏

286
00:19:47,960 --> 00:19:51,880
مجبور می‌شیم تصمیماتی بگیریم که
دیگه قابل‌برگشت نیستن‏.‏

287
00:19:53,320 --> 00:19:56,040
حتی اگه انتخاب‌هامون
تا ابد عذابمون بدن‏.‏

288
00:19:59,280 --> 00:20:01,680
می‌دونم چی داری می‌گی‏،‏
خانم درایدن‏.‏

289
00:20:03,080 --> 00:20:05,760
ولی اینجا هیچ پشیمونی
در کار نیست.‏

290
00:20:06,320 --> 00:20:09,000
سم وقتی حالش خوب بشه‏،‏
بچه‌هاش رو می‌بینه‏.‏

291
00:20:11,240 --> 00:20:13,320
بسیار خب‏،‏ خانم هاردیکر‏.‏

292
00:20:13,360 --> 00:20:17,120
حالا برید و یه‌کم استراحت کنید‏.‏
من اینجا رو اداره می‌کنم‏.‏

293
00:20:18,520 --> 00:20:19,960
بله‏،‏ خانم‏.‏

294
00:20:38,120 --> 00:20:41,480
‏"‏دوشیزه هاردیکر عزیز‏،‏
صمیمانه متأسف شدم‏.‏‏.‏‏.‏

295
00:20:41,520 --> 00:20:44,000
از شنیدن خبر بیماری
آقای هاردیکر‏،‏

296
00:20:44,080 --> 00:20:46,400
و می‌خواستم بدونم آیا کمکی
از دست من برمیاد یا نه‏.‏

297
00:20:46,440 --> 00:20:49,520
با همدردی فراوان‏،‏
سروان ادوارد بلک‌وود‏.‏‏"‏

298
00:20:49,880 --> 00:20:52,880
[ماجراجویی‌های شرلوک هولمز]

299
00:20:58,680 --> 00:21:00,320
‏"‏سروان بلک‌وود عزیز‏،‏

300
00:21:00,360 --> 00:21:03,400
ما داریم سعی می‌کنم شجاعانه
با این مشکل روبه‌رو بشیم‏.‏‏.‏‏.‏

301
00:21:03,440 --> 00:21:06,920
و دعا می‌کنیم که پدرم به‌زودی خطر
رو پشت سر بذاره‏.‏

302
00:21:06,960 --> 00:21:09,520
دکتر فردا ظهر
معاینه‌اش می‌کنه‏.‏

303
00:21:13,320 --> 00:21:17,440
با سپاس فراوان‏.‏‏.‏‏.‏
لایزا هاردیکر‏.‏‏"‏

304
00:21:23,720 --> 00:21:27,720
یالا همگی‏،‏
بیاید به بانو فیتزهربرت خوش‌آمد بگیم‏.‏

305
00:21:31,480 --> 00:21:36,800
ممنون‏،‏ بتی‏.‏
عصر بخیر‏،‏ خانم‌ها و آقایان‏.‏

306
00:21:36,840 --> 00:21:39,400
حالش خوبه؟

307
00:21:39,440 --> 00:21:41,240
چش شده؟

308
00:21:41,280 --> 00:21:43,600
اگه نگران این هستید‏،‏
آنفولانزای روسی نیست‏.‏

309
00:21:43,640 --> 00:21:46,480
پس چیه؟
حدس من اینه که فقط گرسنگی باشه‏.‏

310
00:21:46,520 --> 00:21:48,400
گرسنگی؟
اون شیش تا بچه کوچیک داره‏.‏

311
00:21:48,440 --> 00:21:50,120
خودش نمی‌خوره
تا اون‌ها رو سیر کنه‏.‏

312
00:21:50,160 --> 00:21:52,120
اوه‏.‏ متوجهم‏.‏

313
00:21:52,160 --> 00:21:57,360
خب‏.‏‏.‏‏.‏ از هیچ‌کس نمی‌شه انتظار داشت
با شکم خالی چیزی یاد بگیره‏.‏

314
00:21:57,400 --> 00:22:00,960
هی تو‏.‏ تو برای خانم هاردیکر
کار می‌کنی‏،‏ مگه نه؟

315
00:22:01,000 --> 00:22:03,480
بله‏،‏ بانو‏.‏ من مگی هستم‏.‏

316
00:22:03,560 --> 00:22:07,240
خب پس‏،‏ مگی‏،‏ برو و برای این خانم
یه چیزی برای خوردن بیار‏.‏

317
00:22:09,600 --> 00:22:12,800
پس بقیه ما چی‏،‏ ها؟

318
00:22:14,600 --> 00:22:17,880
کس دیگه‌ای هم هست که
از گرسنگی در حال غش کردن باشه؟

319
00:22:19,280 --> 00:22:22,840
هیچ‌کس؟ خوبه‏.‏

320
00:22:24,000 --> 00:22:25,880
پس پیشنهاد می‌کنم شروع کنیم‏.‏

321
00:22:28,320 --> 00:22:30,600
بیاید با یه‌کم روخوانی
شروع کنیم‏.‏

322
00:22:42,840 --> 00:22:43,960
سم؟

323
00:22:51,120 --> 00:22:52,400
سم؟

324
00:22:55,680 --> 00:22:58,800
سم‏!‏ سم‏.‏

325
00:22:58,840 --> 00:23:02,400
سم‏،‏ خواهش می‌کنم‏.‏‏.‏‏.‏ سم‏!‏

326
00:23:02,440 --> 00:23:06,760
اوه‏،‏ خدایا شکرت‏!‏
سرفه کن‏،‏ حالت خوبه‏.‏

327
00:23:06,800 --> 00:23:07,880
حالت خوبه‏.‏

328
00:23:10,880 --> 00:23:14,640
خانم درایدن‏!‏ خانم درایدن‏!‏

329
00:23:24,920 --> 00:23:28,800
‫- خانم هاردیکر‏.‏‏.‏‏.‏
‫- داره توی تب می‌سوزه‏.‏ و نگاه کنید‏.‏

330
00:23:30,440 --> 00:23:32,600
باید دمای بدنش رو
بیاریم پایین‏.‏

331
00:23:32,640 --> 00:23:35,360
نه‏،‏ یخ‌ها آب شدن‏.‏
صاف نگهش دار‏.‏

332
00:23:35,400 --> 00:23:36,880
می‌رم یه‌کم دیگه بیارم‏.‏

333
00:23:38,000 --> 00:23:39,800
اوه‏،‏ سم‏.‏

334
00:23:39,840 --> 00:23:41,400
سم‏.‏ خواهش می‌کنم‏.‏

335
00:23:42,840 --> 00:23:46,720
من تو رو می‌شناسم‏.‏ می‌دونم که
می‌تونی این بیماری رو شکست بدی‏.‏

336
00:24:16,480 --> 00:24:22,000
صبح بخیر‏.‏ فکر می‌کردم همه شماها
توی خونه قرنطینه شدید‏.‏

337
00:24:22,040 --> 00:24:23,640
خب‏،‏
هوای تازه هیچ‌وقت ضرر نداره‏،‏

338
00:24:23,680 --> 00:24:26,480
و من نیاز داشتم
بیام بیرون تا ذهنم آزاد بشه‏.‏

339
00:24:26,520 --> 00:24:29,240
‫- باهام قدم بزن‏.‏
‫- راه بیفت‏.‏

340
00:24:32,040 --> 00:24:34,280
خب‏،‏ سم چطوره؟

341
00:24:34,320 --> 00:24:36,120
با تمام وجودش داره
با این بیماری می‌جنگه‏.‏

342
00:24:36,160 --> 00:24:38,560
ولی ماری نمی‌ذاره
حتی بهش نزدیک بشم‏.‏

343
00:24:38,680 --> 00:24:41,120
به هر حال‏،‏
ریواس‌ها خوب به نظر می‌رسن‏.‏

344
00:24:41,160 --> 00:24:43,240
اوه‏،‏ واقعاً دارن رشد می‌کنن‏.‏

345
00:24:43,280 --> 00:24:46,640
برای یک بار هم که شده توی زندگیم‏،‏
بالاخره یه کار درست انجام دادم‏.‏

346
00:24:46,680 --> 00:24:49,040
تو خیلی خودت رو
دست‌کم می‌گیری‏.‏

347
00:24:49,120 --> 00:24:51,480
یادت باشه‏،‏ تو همون کسی بودی که
آدلا رو.‏‏.‏‏.‏

348
00:24:51,520 --> 00:24:53,840
از ازدواج با اون آدم
بدقیافه نچسب‏ نجات داد.‏

349
00:24:54,840 --> 00:24:58,880
اِما هر روز بهم یادآوری می‌کنه که
چطور زندگی همه‌مون رو خراب کردم‏.‏

350
00:24:58,920 --> 00:25:01,990
‫- دوباره‏.‏
‏‫- "‏دوباره‏"‏؟ منظورت از دوباره چیه؟

351
00:25:02,040 --> 00:25:05,400
ولی بیا روراست باشیم‏،‏
من خیلی وقت‌ها ناامیدش کردم‏.‏

352
00:25:05,440 --> 00:25:08,800
‫- چطور؟
‫- سرمایه‌گذاری‌هام شکست خوردن‏.‏

353
00:25:08,840 --> 00:25:11,800
نتونستم جهیزیه آدلا
رو جور کنم‏.‏‏.‏‏.‏

354
00:25:11,840 --> 00:25:14,600
تا اینکه البته ایملدا
با مهربانی پیشنهاد کمک داد‏.‏

355
00:25:14,640 --> 00:25:15,960
لطف بزرگی کرد‏.‏

356
00:25:16,000 --> 00:25:19,000
نه‏،‏ این کار وظیفه من بود‏.‏
من مَردم‏.‏

357
00:25:19,080 --> 00:25:21,200
من باید نان‌آور خانواده باشم‏.‏

358
00:25:22,560 --> 00:25:24,840
نان‌آور بودن فقط به پول نیست‏.‏

359
00:25:24,880 --> 00:25:27,720
‫- برای اِما که هست‏.‏
‫- از این بابت مطمئنی؟

360
00:25:27,760 --> 00:25:31,160
می‌دونی‏،‏ گاهی اوقات تمام چیزی که
یه نفر نیاز داره‏،‏ یه گوش شنواست‏.‏‏.‏‏.‏

361
00:25:31,200 --> 00:25:35,440
و یه‌کم توجه‏،‏ حتی اگه خودشون
فکر کنن نیازی بهش ندارن‏.‏

362
00:25:35,480 --> 00:25:38,760
حالا که حرفش شد‏،‏
من باید برگردم‏.‏

363
00:25:41,360 --> 00:25:45,200
زود باش،‏ تینی‏!‏
اون سگ لعنتی کجاست؟

364
00:26:00,080 --> 00:26:10,080
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

365
00:26:24,960 --> 00:26:27,840
‫- سروان بلک‌وود‏.‏
‫- دوشیزه هاردیکر‏.‏

366
00:26:27,880 --> 00:26:29,800
‫- پیامم رو متوجه شدید‏.‏
‫- البته‏.‏

367
00:26:29,840 --> 00:26:32,480
‫- چه اتفاقی افتاده؟ کمک لازم دارید؟
‫- نه‏،‏ نه‏.‏

368
00:26:32,520 --> 00:26:36,360
فقط‏.‏‏.‏‏.‏ خب‏،‏
قضیه درباره بابامه‏.‏

369
00:26:36,400 --> 00:26:37,720
فکر کنم‏.‏‏.‏‏.‏

370
00:26:39,320 --> 00:26:40,880
فکر کنم اون ممکنه‏.‏‏.‏‏.‏

371
00:26:41,920 --> 00:26:43,400
ممکنه در حال مرگ باشه‏.‏

372
00:26:43,440 --> 00:26:46,960
قطعاً این‌طور نیست‏.‏
پدر شما مرد جوونیه‏.‏ اون قویه‏.‏

373
00:26:47,000 --> 00:26:48,640
می‌دونم‏.‏‏.‏‏.‏

374
00:26:48,680 --> 00:26:52,120
ولی هیچ‌کس چیزی بهم نمی‌گه‏.‏
فقط مدام دروغ می‌گن‏.‏

375
00:26:52,160 --> 00:26:54,880
و نمی‌دونم کجا باید برم
یا به کی می‌تونم‏.‏‏.‏‏.‏

376
00:26:54,920 --> 00:26:57,000
فقط همه‌اش احساس‏.‏‏.‏‏.‏

377
00:26:57,040 --> 00:27:00,160
‫- احساس می‌کنم خیلی‏.‏‏.‏‏.‏
‫- تنهایی‏.‏

378
00:27:05,120 --> 00:27:06,960
خب‏،‏ من الان اینجام‏.‏

379
00:27:08,800 --> 00:27:12,480
شاید بتونم حواستون رو پرت کنم‏،‏
حداقل برای یه مدت کوتاه‏.‏

380
00:27:14,280 --> 00:27:18,480
‫- ‫"ما‫"،‏ بهت گفتم‏،‏ نباید اینجا باشی‏.‏
‫- نمی‌خوام چیزی بشنوم‏.‏

381
00:27:18,520 --> 00:27:22,120
اون نیاز به استراحت داره‏،‏ تو هم همین‌طور‏.‏
همین الان برو توی تخت‏.‏

382
00:27:22,160 --> 00:27:25,280
خوابم نمی‌بره‏.‏ اگه چیزی لازم داشت‏،‏
من اینجام‏.‏

383
00:27:35,200 --> 00:27:38,720
غذاهای کنسروی‏.‏
این جواب تمام مشکلاتمونه‏.‏

384
00:27:38,760 --> 00:27:40,640
نه کپک می‌زنه‏،‏
نه شکایتی در کاره و نه هدر می‌ره‏.‏

385
00:27:40,680 --> 00:27:43,440
مخالف نیستم‏،‏ ولی ما می‌تونیم قوطی‌های
کنسرو رو به صورت عمده بخریم‏.‏

386
00:27:43,480 --> 00:27:45,040
نیازی نیست خودمون
تولیدش کنیم‏.‏

387
00:27:45,120 --> 00:27:47,520
نه‏،‏ نه‏.‏
ولی این‌طوری واسطه‌ها رو حذف می‌کنیم‏.‏

388
00:27:47,600 --> 00:27:50,040
صرفه‌جویی بیشتر برای مشتری‌هامون‏،‏
و سود بیشتر برای خودمون‏.‏

389
00:27:50,120 --> 00:27:51,520
ایده خوبیه‏،‏
ولی نباید عجله‏ کنیم‏.‏‏.‏‏.‏

390
00:27:51,600 --> 00:27:53,120
این یه شرکت ناشناخته‌ست‏.‏

391
00:27:53,160 --> 00:27:56,360
خب‏،‏ من از قبل نصفش رو
پیش‌پرداخت دادم‏.‏ نقدی‏.‏

392
00:27:56,400 --> 00:27:59,680
کالوم‏،‏ مجبور بودم‏.‏
وگرنه معامله رو از دست می‌دادم‏.‏

393
00:27:59,720 --> 00:28:02,280
جو‏،‏ این کار‏.‏‏.‏‏.‏ بی‌ملاحظگیه‏.‏

394
00:28:02,320 --> 00:28:04,240
مشکل این کشور همینه‏.‏

395
00:28:04,280 --> 00:28:05,640
کارها رو به همون
روشی انجام می‌دن که‏.‏‏.‏‏.‏

396
00:28:05,680 --> 00:28:07,480
همیشه انجام می‌شده‏.‏
ولی من فرقم دارم‏.‏

397
00:28:07,520 --> 00:28:08,800
من مثل بابامم‏.‏
من آینده‌نگری دارم‏.‏

398
00:28:08,840 --> 00:28:10,760
اگه فکر می‌کنی این کار پدرت رو
تحت تأثیر قرار می‌ده‏.‏‏.‏‏.‏

399
00:28:10,800 --> 00:28:13,240
من این کار رو برای اون نمی‌کنم‏.‏
دارم برای پسرم انجامش می‌دم‏.‏

400
00:28:13,280 --> 00:28:17,400
دارم آینده رو می‌سازم‏.‏
دنیا داره با سرعت حرکت می‌کنه‏،‏ کالوم‏.‏

401
00:28:17,440 --> 00:28:20,200
یا باید باهاش حرکت کنیم
یا اینکه عقب می‌افتیم‏.‏

402
00:28:20,240 --> 00:28:22,440
خودت می‌دونی که
بیش از حد توانمون هزینه کردیم‏،‏

403
00:28:22,480 --> 00:28:25,040
و مغازه‌ها هنوز خیلی مونده
تا به سوددهی برسن‏.‏

404
00:28:25,120 --> 00:28:28,640
پس بیا امیدوار باشیم که
آینده‌نگریت درست از آب دربیاد‏.‏

405
00:28:42,000 --> 00:28:45,680
زن‌ها و مردها همیشه این‌قدر
نزدیک به هم می‌شینن؟

406
00:28:45,720 --> 00:28:49,240
چرا‏،‏ نباید بشینن؟ اگه بخواید
می‌تونیم جاشون رو تغییر بدیم‏.‏‏.‏‏.‏

407
00:28:49,280 --> 00:28:54,800
اوه‏،‏ نه‏.‏ من می‌خوام همه‌چیز رو دقیقاً
همون‌طوری انجام بدم که خانم هاردیکر انجام می‌ده‏.‏

408
00:29:00,280 --> 00:29:01,840
مگی‏.‏

409
00:29:04,800 --> 00:29:07,120
اون یادداشت رو بلند بخون‏.‏

410
00:29:10,320 --> 00:29:13,280
خب‏،‏ چته دختر؟
زبونت رو موش خورده؟

411
00:29:13,320 --> 00:29:16,360
اگه اون تونسته بنویسدش‏،‏
تو هم می‌تونی بخونیش‏.‏

412
00:29:17,160 --> 00:29:20,160
بلند بخونش‏!‏

413
00:29:20,200 --> 00:29:23,720
نمی‌تونم‏.‏ من فقط خنگم‏،‏ همین‏.‏

414
00:29:23,760 --> 00:29:25,680
همون‌طور که مامان می‌گه‏.‏

415
00:29:25,720 --> 00:29:28,440
و اون راست می‌گه‏.‏
پس می‌تونی کلاست رو بذاری دم کوزه.‏‏.‏‏.‏

416
00:29:28,480 --> 00:29:31,560
‫- مگی‏!‏
‫- به خودت جرئت نده از این اتاق بری بیرون‏.‏

417
00:29:31,600 --> 00:29:33,760
بقیه‌تون می‌تونید یه استراحت
درست‌وحسابی بکنید‏.‏‏.‏‏.‏

418
00:29:33,800 --> 00:29:34,920
تا من با مگی صحبت کنم‏.‏

419
00:29:34,960 --> 00:29:37,840
بیاید‏.‏ شنیدید چی گفت‏.‏
بیاید بریم‏.‏

420
00:29:53,040 --> 00:29:55,400
چرا بلند نخوندیش؟

421
00:29:55,440 --> 00:29:57,280
نمی‌تونستم‏.‏

422
00:29:57,320 --> 00:30:00,280
نمی‌تونستی یا نمی‌خواستی؟

423
00:30:03,320 --> 00:30:05,000
شما متوجه نمی‌شید‏.‏

424
00:30:06,680 --> 00:30:09,840
من تلاش می‌کنم‏.‏‏.‏‏.‏
کلی تلاش می‌کنم‏.‏‏.‏‏.‏

425
00:30:11,120 --> 00:30:13,800
اما حروف رو‏،‏
نمی‌تونم توی ذهنم نگه دارم‏.‏

426
00:30:13,840 --> 00:30:16,480
من فقط خنگم‏،‏ همین‏.‏

427
00:30:17,600 --> 00:30:18,920
خب‏.‏‏.‏‏.‏

428
00:30:21,360 --> 00:30:23,320
تو خنگ نیستی‏.‏

429
00:30:23,360 --> 00:30:25,040
تو فقط به آموزش نیاز داری‏.‏

430
00:30:26,120 --> 00:30:28,240
باور دارم که تلاش می‌کنی‏.‏

431
00:30:28,280 --> 00:30:29,800
و می‌خوام بهت کمک کنم‏.‏

432
00:30:32,160 --> 00:30:33,360
به یک شرط‏.‏

433
00:30:34,880 --> 00:30:38,280
دیگه هیچ‌وقت‏،‏ به هیچ‌وجه
نباید به حرف مادرت گوش کنی‏.‏

434
00:30:40,240 --> 00:30:44,400
توی اسکله با همه خونواده‌ام‏.‏
و یه دوست صمیمی داشتم‏.‏

435
00:30:45,880 --> 00:30:49,400
ممنون‏.‏

436
00:30:49,440 --> 00:30:53,320
بهترین‌ها واقعاً اون بالا هستن‏.‏
طبق تجربه من.‏

437
00:30:57,480 --> 00:31:00,600
وقتی توی سودان بودم‏،‏
هیچی نداشتم‏.‏

438
00:31:05,680 --> 00:31:08,240
اوه‏،‏ آفرین‏!‏
نشانه‌گیری عالی بود‏.‏

439
00:31:08,280 --> 00:31:12,720
‫- خوشحالم که فقط یه سیب بود‏.‏
‫- منم همین‌طور‏.‏

440
00:31:26,320 --> 00:31:28,400
یه رازی رو بهت می‌گم‏.‏

441
00:31:31,480 --> 00:31:35,080
من هیچ‌وقت از شلیک کردن
به هیچ موجود زنده‌ای لذت نمی‌برم‏.‏

442
00:31:35,240 --> 00:31:37,840
‫- اما تو یه سربازی‏.‏
‫- به انتخاب خودم نبود‏.‏

443
00:31:38,680 --> 00:31:40,880
این یه رسمه
واسه پسر دوم خانواده‏.‏

444
00:31:44,000 --> 00:31:45,880
خب‏،‏ منم پسر دوم بودم‏.‏

445
00:31:48,920 --> 00:31:50,320
نمی‌دونم‏.‏

446
00:31:54,320 --> 00:31:56,680
توی سودان بودم
که این خبر رو شنیدم‏.‏

447
00:31:58,360 --> 00:32:03,200
برادرم فوت کرد.‏ حتی نتونستم
توی مراسم خاکسپاریش شرکت کنم‏.‏

448
00:32:04,000 --> 00:32:07,320
فقط باید خودت رو قوی نگه داری و
به جنگیدن ادامه بدی‏.‏

449
00:32:07,440 --> 00:32:11,080
یهو شدم وارث خانواده‏.‏
بارون آینده‏.‏ پولدار شده بودم‏.‏

450
00:32:12,880 --> 00:32:16,000
توی این دنیا همه‌چیز داشتم که
به‌خاطرش زندگی کنم‏.‏

451
00:32:16,080 --> 00:32:18,600
به‌جز کسی که
بیشتر از همه برام عزیز بود‏.‏

452
00:32:18,640 --> 00:32:20,280
سروان بلک‌وود‏.‏

453
00:32:20,320 --> 00:32:24,040
‫- ادوارد‏ صدام کن،‏ لطفاً.‏
‫- ادوارد‏.‏

454
00:32:24,120 --> 00:32:27,960
دقیقاً می‌دونم چه حسی داری‏.‏
قول می‌دم که درکت می‌کنم‏.‏

455
00:32:30,600 --> 00:32:33,760
کاش کاری از دستم برمی‌اومد
تا همه‌چیز رو درست کنم‏.‏

456
00:32:34,240 --> 00:32:38,280
توی این دنیا فقط یه چیز هست
که واقعاً می‌خوام‏،‏ دوشیزه هاردیکر‏.‏

457
00:32:38,320 --> 00:32:40,120
لایزا‏ صدام کن.‏

458
00:32:41,280 --> 00:32:42,720
لایزا‏.‏

459
00:32:45,000 --> 00:32:48,160
دوست دارم بقیه عمرم رو
با تو بگذرونم‏.‏

460
00:32:49,680 --> 00:32:53,480
نباید درباره این چیزها حرف می‌زدم‏.‏
بی‌جاست‏.‏ نابخشودنیه‏.‏

461
00:32:55,800 --> 00:32:57,720
بخشیده شدی‏.‏

462
00:33:21,920 --> 00:33:25,160
‫- ممنون‏.‏
‫- چی شده؟

463
00:33:26,280 --> 00:33:28,400
دوباره تو رو راه ندادن؟

464
00:33:28,440 --> 00:33:30,400
نه‏.‏ حتی به خونه هم نرسیدم‏.‏

465
00:33:30,440 --> 00:33:32,480
چی شده؟ اتفاقی افتاده؟

466
00:33:33,720 --> 00:33:36,600
اوه‏،‏ بیا.‏
به مامان‌بزرگ بگو‏.‏

467
00:33:38,080 --> 00:33:41,840
من لایزا و ادوارد بلک‌وود رو
با هم توی جنگل دیدم‏.‏

468
00:33:43,280 --> 00:33:45,080
تنها؟

469
00:33:46,480 --> 00:33:50,800
‫- اما به کسی نگو‏.‏
‫- نه‏،‏ نه‏،‏ معلومه که نمی‌گم‏.‏

470
00:33:51,920 --> 00:33:55,880
اما اگه این قضیه لو بره‏.‏‏.‏‏.‏
آبروی لایزا می‌ره‏.‏

471
00:33:57,040 --> 00:34:00,560
مگر اینکه‏،‏ البته‏،‏
با هم نامزد باشن‏.‏

472
00:34:00,600 --> 00:34:02,960
نمی‌تونه باشه‏.‏
اگه بود به من می‌گفت‏.‏

473
00:34:03,000 --> 00:34:04,800
بله‏،‏ البته‏.‏

474
00:34:06,040 --> 00:34:10,920
هرچی باشه‏.‏‏.‏‏.‏
تو صمیمی‌ترین دوستشی‏.‏

475
00:34:17,560 --> 00:34:20,560
نامه عاشقانه‌ات به مگی‏.‏

476
00:34:20,600 --> 00:34:22,600
تلاش بدی نبود‏.‏

477
00:34:22,640 --> 00:34:24,560
اما باید املات رو
بهتر کنی‏.‏‏.‏‏.‏

478
00:34:24,600 --> 00:34:27,240
اگه واقعاً می‌خوای روی
دخترهای جوون تأثیر بذاری‏.‏

479
00:34:27,280 --> 00:34:29,880
هیس‏.‏

480
00:34:36,200 --> 00:34:38,280
این رو امتحان کن‏.‏

481
00:34:43,440 --> 00:34:49,120
این‌طوری می‌تونی در آن واحد
روی یک کلمه تمرکز کنی‏.‏

482
00:34:49,160 --> 00:34:51,200
بخش‌بخش بخونش‏.‏

483
00:34:52,880 --> 00:34:56,520
ا.‏‏.‏‏.‏ و.‏‏.‏‏.‏ اونجا‏.‏

484
00:34:56,560 --> 00:34:58,680
خوبه‏.‏ ادامه بده‏.‏

485
00:35:00,240 --> 00:35:05,400
اونجا‏.‏‏.‏‏.‏ ب‏.‏‏.‏‏.‏ و‏.‏‏.‏‏.‏ د‏.‏

486
00:35:05,440 --> 00:35:08,720
بود‏.‏ بود‏.‏

487
00:35:08,760 --> 00:35:10,760
اونجا بود‏.‏

488
00:35:11,920 --> 00:35:13,400
آفرین دختر خوب‏.‏

489
00:35:15,400 --> 00:35:19,040
‏"‏پسرم‏.‏ چرا داری گریه می‌کنی؟

490
00:35:19,080 --> 00:35:22,120
‏چرا غم و اندوه
وجودت رو گرفته؟‏"‏

491
00:35:22,160 --> 00:35:26,440
خیلی خوبه‏.‏
پس آشیل‏،‏ اون جنگجوی بزرگ‏،‏

492
00:35:26,480 --> 00:35:30,040
به‌خاطر دوستش پاتروکلوس‏،‏
غرق در غم و اندوه می‌شه‏.‏

493
00:35:30,080 --> 00:35:34,200
‫- فکر می‌کنی این باعث می‌شه کمتر قهرمان باشه؟
‫- نه‏.‏

494
00:35:35,960 --> 00:35:38,040
این قضیه اون رو
واقعی‌تر می‌کنه‏.‏

495
00:35:38,080 --> 00:35:41,440
و برای همینه که این داستان قرن‌هاست
داره بازگو می‌شه‏.‏

496
00:35:43,040 --> 00:35:47,520
این داستان تجربیات انسانی مشترک
همه‌مون رو به یادمون میاره‏.‏

497
00:35:49,960 --> 00:35:53,680
‫- می‌دونم داری سعی می‌کنی چی‌کار کنی‏.‏
‫- معلومه که می‌دونی‏.‏

498
00:35:53,720 --> 00:35:56,440
تو قلب خیلی حساسی داری‏.‏

499
00:35:58,080 --> 00:35:59,800
و اشکالی نداره که بترسی‏.‏

500
00:36:07,560 --> 00:36:09,400
حتی نمی‌تونم بهش فکر کنم‏.‏

501
00:36:12,760 --> 00:36:15,400
اگه بابا بمیره‏،‏ من‏.‏‏.‏‏.‏

502
00:36:15,440 --> 00:36:17,360
تو یه خانواده
دوست‌داشتنی داری‏.‏

503
00:36:17,400 --> 00:36:22,520
شما مراقب همدیگه هستید‏.‏
الان اینه که اهمیت داره‏.‏

504
00:36:25,720 --> 00:36:27,600
من می‌رم لایزا رو پیدا کنم‏.‏

505
00:36:44,200 --> 00:36:47,080
‫"ما‫".‏ حالش چطوره؟

506
00:36:48,280 --> 00:36:49,920
تبش قطع شده‏.‏

507
00:36:53,240 --> 00:36:55,240
حتماً اثر اون
بومادران بوده‏.‏

508
00:36:57,960 --> 00:37:00,680
حالا که استراحت کردی‏،‏
بهتر به نظر می‌رسی‏.‏

509
00:37:01,680 --> 00:37:05,400
هیچ‌وقت اون رو این‌طوری ندیده بودم‏.‏
این‌قدر ضعیف‏.‏

510
00:37:07,960 --> 00:37:11,280
خودش رو با اون کار لعنتی مغازه
حسابی خسته کرده‏.‏

511
00:37:11,360 --> 00:37:15,880
‫- همیشه کارهای زیادی روی دوشش می‌ذاره‏.‏
‫- تظاهر نکن خودت فرقی باهاش داری‏.‏

512
00:37:16,000 --> 00:37:19,320
کی ما رو از اسکله بیرون کشید و
آورد توی این خونه‏،‏ هان؟

513
00:37:20,760 --> 00:37:23,560
سعی نکن جلوش رو بگیری که
دنیا رو تغییر نده‏.‏

514
00:37:24,920 --> 00:37:27,960
اونم مثل خودت
دست خودش نیست‏.‏

515
00:37:29,440 --> 00:37:30,720
به حرف مادرت گوش کن‏.‏

516
00:37:52,680 --> 00:37:53,920
کجا بودی؟

517
00:37:53,960 --> 00:37:56,360
‫- داشتم قدم می‌زدم‏.‏
‫- تنهایی؟‏!‏

518
00:37:56,400 --> 00:37:59,040
کسی رو نداشتم که باهام بیاد‏،‏
مگه نه؟

519
00:37:59,120 --> 00:38:04,280
می‌دونم‏.‏ لایزا‏،‏
می‌شه لطفاً با هم حرف بزنیم؟

520
00:38:05,360 --> 00:38:08,000
‫- درباره چی؟
‫- بابا‏.‏

521
00:38:09,880 --> 00:38:12,920
‫- چه اتفاقی براش افتاده؟
‫- هیچی‏.‏

522
00:38:12,960 --> 00:38:17,320
فقط فکر کردم باید بدونی‏.‏‏.‏‏.‏
آنفولانزای روسیه‏.‏

523
00:38:18,040 --> 00:38:21,920
مجبور کردم دکتر میسون بهم بگه‏.‏
باید بهت می‌گفتم‏،‏ اما‏.‏‏.‏‏.‏

524
00:38:21,960 --> 00:38:25,320
اشکالی نداره‏.‏
فقط داشتی سعی می‌کردی ازم محافظت کنی‏.‏

525
00:38:25,360 --> 00:38:28,840
راستش‏،‏ فکر کنم داشتم سعی می‌کردم
از خودم محافظت کنم‏.‏

526
00:38:30,480 --> 00:38:34,200
نمی‌خواستم واقعی باشه‏.‏
خیلی متأسفم‏.‏

527
00:38:35,680 --> 00:38:37,560
اشکالی نداره‏.‏

528
00:38:43,040 --> 00:38:44,640
من می‌ترسم‏.‏

529
00:38:44,680 --> 00:38:47,840
می‌دونم‏.‏ منم همین‌طور‏.‏

530
00:38:49,920 --> 00:38:51,400
اوه‏،‏ اینجایید که‏.‏

531
00:38:51,440 --> 00:38:53,800
مامان؟ حالش خوبه؟

532
00:38:53,840 --> 00:38:55,480
نشسته و داره غذا می‌خوره‏.‏

533
00:38:55,520 --> 00:38:59,520
دکتر می‌گه حالش خوب می‌شه‏.‏
بیاید اینجا‏.‏

534
00:38:59,560 --> 00:39:02,160
کامل کامل خوب می‌شه‏.‏

535
00:39:10,400 --> 00:39:12,920
معلم بزرگ برگشت‏.‏

536
00:39:12,960 --> 00:39:15,720
امیدوارم خروارها دانش و حکمت
بهشون یاد داده باشی؟

537
00:39:15,760 --> 00:39:18,120
‫- مسخره‌بازی درنیار‏،‏ جرج‏.‏
‫- درنمیارم‏.‏

538
00:39:18,160 --> 00:39:20,800
به نظرم فوق‌العاده‌ست که شغل جدیدی
واسه خودت پیدا کردی‏.‏

539
00:39:20,840 --> 00:39:23,000
و‏.‏‏.‏‏.‏ منم همین‌طور‏.‏

540
00:39:24,360 --> 00:39:27,800
‫- این چیه؟
‫- ریواس‏.‏ خودم پرورش دادم‏.‏

541
00:39:27,840 --> 00:39:30,760
و اینم واسه توئه‏،‏ عزیزم‏.‏‏.‏‏.‏

542
00:39:30,800 --> 00:39:33,800
تا تلاش جدیدت رو
بهت تبریک بگم‏.‏

543
00:39:33,840 --> 00:39:36,160
گل دادن مرسوم‌تره‏،‏ جرج‏.‏

544
00:39:36,200 --> 00:39:39,320
اوه‏،‏ خب‏،‏ بی‌خیال‏.‏
برگردیم سر کارمون‏.‏

545
00:39:39,360 --> 00:39:41,840
کار کشاورز هیچ‌وقت
تموم نمی‌شه‏.‏

546
00:39:43,400 --> 00:39:45,320
ایملدا‏!‏

547
00:39:50,080 --> 00:39:53,880
‫- این دیگه چیه؟
‫- ریواسه‏،‏ مادر‏.‏

548
00:39:55,960 --> 00:39:59,480
چقدر بی‌کلاس‏.‏ خب‏.‏‏.‏‏.‏

549
00:40:01,200 --> 00:40:02,560
چی دستگیرت شد؟

550
00:40:04,080 --> 00:40:08,000
خب‏،‏ اختلاط زیادی
بین زن و مرد وجود داشت‏.‏

551
00:40:08,080 --> 00:40:13,120
که قطعاً منجر
به افکار ناپاک می‌شه‏.‏

552
00:40:15,400 --> 00:40:18,240
و نامه‌نگاری‌های
بسیار وحشتناک‏.‏

553
00:40:18,280 --> 00:40:24,720
عالیه‏.‏ بارتولومیو بالفور
خیلی تحت تأثیر قرار می‌گیره‏.‏

554
00:40:24,760 --> 00:40:26,800
فوراً بهش نامه می‌نویسم‏.‏‏.‏‏.‏

555
00:40:26,840 --> 00:40:29,720
توی انجمن ملی مراقبت‏.‏‏.‏‏.‏

556
00:40:29,760 --> 00:40:31,520
تا بتونه اقدام کنه‏.‏

557
00:40:33,040 --> 00:40:35,240
کارت عالی بود‏،‏ عزیزم‏.‏

558
00:40:44,280 --> 00:40:46,440
فکر می‌کردم آخر خطه‏.‏

559
00:40:46,480 --> 00:40:49,960
خب من این‌طور فکر نمی‌کردم‏،‏
حتی یه لحظه‏.‏

560
00:40:51,160 --> 00:40:53,040
دروغگو‏.‏

561
00:40:57,520 --> 00:40:59,920
سم‏،‏ وقتی که‏.‏‏.‏‏.‏

562
00:40:59,960 --> 00:41:02,960
وقتی حالت با اون تب شدید بد بود‏،‏
یه چیزی گفتی‏.‏

563
00:41:04,760 --> 00:41:08,400
چی؟
‏"‏به ماری درباره پول چیزی نگو‏.‏‏"‏

564
00:41:10,840 --> 00:41:13,520
منظورت از اون حرف چی بود؟

565
00:41:16,720 --> 00:41:20,960
مغازه‌ها‏.‏ درآمدها اون‌قدری
نبود که امیدوار بودیم‏.‏

566
00:41:21,000 --> 00:41:22,720
خب‏،‏
بالاخره هزینه‌هاشون رو درمیارن‏.‏

567
00:41:22,760 --> 00:41:27,120
بله‏،‏ اما ماری‏،‏
جو مسئولشه و به مشکل خورده‏.‏

568
00:41:27,160 --> 00:41:31,240
مجبور شدم سرمایه‌گذاری‌های دیگه رو
بفروشم تا سرپا نگهشون دارم‏.‏

569
00:41:31,880 --> 00:41:33,520
صبر کن‏.‏

570
00:41:35,360 --> 00:41:38,880
‫- بدون مشورت با من فروختیشون؟
‫- نمی‌خواستم نگرانت کنم‏.‏

571
00:41:38,920 --> 00:41:42,200
‫- ببین آخرش چی شد‏.‏
‫- متأسفم‏.‏

572
00:41:42,240 --> 00:41:44,440
می‌بینم‏.‏

573
00:41:44,480 --> 00:41:47,160
وقتی بهتر شدی
درباره‌اش صحبت می‌کنیم‏.‏

574
00:41:49,360 --> 00:41:51,320
جو‏،‏ کالوم اینجاست‏.‏

575
00:41:52,680 --> 00:41:54,200
درباره بابا شنیدی؟

576
00:41:54,240 --> 00:41:57,640
دارم می‌رم ببینمش‏.‏
اما اول می‌خواستم با تو صحبت کنم‏.‏

577
00:41:57,920 --> 00:42:00,800
‫- درباره دستگاه کنسرو سازیه؟
‫- بله‏.‏

578
00:42:02,000 --> 00:42:05,160
خب‏،‏ از رابط‌هام توی
آمریکا خبرهایی شنیدم‏.‏‏.‏‏.‏

579
00:42:05,200 --> 00:42:09,600
و گزارش‌هایی از شرکت‌های دیگه‌ای که از
دستگاه‌های کارت‌رایت استفاده می‌کنن گرفتم‏.‏

580
00:42:09,680 --> 00:42:10,800
درسته‏.‏

581
00:42:11,160 --> 00:42:13,240
همه‌شون سودشون رو
افزایش دادن‏.‏

582
00:42:13,280 --> 00:42:16,040
دستگاه‌های کارت‌رایت
قابل‌اعتماد و کارآمد هستن‏.‏

583
00:42:16,120 --> 00:42:19,960
و تو معامله رو
با یه قیمت عالی جوش دادی‏.‏

584
00:42:20,000 --> 00:42:22,880
‫- پس‏.‏‏.‏‏.‏
‫- پس آفرین‏،‏ جو‏.‏

585
00:42:25,920 --> 00:42:29,120
‫- تو واقعاً پسر بابات هستی‏.‏
‫- آره‏.‏ ممنون‏.‏

586
00:42:32,640 --> 00:42:37,160
‫- مطمئنی به اندازه کافی حالت خوبه؟
‫- اوه‏،‏ من کاملاً قبراق و سرحالم‏.‏

587
00:42:37,200 --> 00:42:41,440
اما قبل از اینکه همه‌شون
بیان تو‏.‏‏.‏‏.‏

588
00:42:43,360 --> 00:42:46,120
‫- باید درباره جو صحبت کنیم‏.‏
‫- چرا؟

589
00:42:46,160 --> 00:42:48,320
اون هنوز آماده نیست‏،‏ ماری‏.‏

590
00:42:48,360 --> 00:42:52,640
منظورم اینه که ایده‌های بزرگی داره‏،‏
اما نمی‌دونه چه چیزهایی رو بلد نیست‏.‏

591
00:42:52,680 --> 00:42:56,520
و‏.‏‏.‏‏.‏ عجول و بی‌پرواست‏.‏

592
00:42:56,560 --> 00:42:58,120
اوه‏،‏
جوون‌ها همه‌شون همین‌طورن‏.‏

593
00:42:58,160 --> 00:43:01,000
آره‏،‏ اما اون فقط یه جوون معمولی نیست‏.‏
اون پسر منه‏.‏

594
00:43:01,040 --> 00:43:02,800
این تنها دلیلیه که
توی اون کاره‏.‏

595
00:43:02,840 --> 00:43:04,920
خب‏،‏ کار درستی کردی‏.‏
بهش یه فرصت دادی‏.‏

596
00:43:04,960 --> 00:43:07,280
و یه روز اونم همین کار رو
واسه ساموئل جوون می‌کنه‏.‏

597
00:43:07,400 --> 00:43:09,520
آره‏،‏ اما چیزهای زیادی
به این بستگی داره‏.‏

598
00:43:09,560 --> 00:43:11,760
شاید مجبور بشم جلوش
رو بگیرم‏،‏ ماری‏.‏

599
00:43:11,800 --> 00:43:14,480
باید مطمئن بشم که
شکست نمی‌خوره‏.‏

600
00:43:16,280 --> 00:43:19,720
خیلی خب‏.‏ بهت اعتماد دارم‏.‏

601
00:43:19,760 --> 00:43:24,320
اما گوش کن‏.‏‏.‏‏.‏
دیگه هیچ رازی بینمون نباشه‏،‏ شنیدی؟

602
00:43:25,840 --> 00:43:28,480
نه‏.‏ دیگه هیچ رازی نیست‏.‏

603
00:43:28,560 --> 00:43:30,680
سلام‏،‏ بابا‏.‏

604
00:43:30,720 --> 00:43:32,440
معلومه که حالت بهتر شده‏.‏

605
00:43:36,360 --> 00:43:38,120
خوبی؟

606
00:43:38,160 --> 00:43:39,880
اینجا تعارف نداریم‏.‏
بفرما بشین‏.‏

607
00:43:39,960 --> 00:43:42,320
اوه‏،‏
من که دارم از گرسنگی می‌میرم‏.‏

608
00:43:42,360 --> 00:43:45,640
خب‏.‏‏.‏‏.‏ بگو ببینم‏،‏
چی رو از دست دادم؟

609
00:43:53,600 --> 00:43:55,800
من نقشه خودم رو
به جریان انداختم‏.‏

610
00:43:55,840 --> 00:43:58,960
تنها کاری که باید بکنی اینه که
خودت رو بکشی کنار‏.‏

611
00:43:59,000 --> 00:44:01,280
این‌ها توی سالن رقص
خیلی قشنگ می‌شن‏.‏

612
00:44:02,480 --> 00:44:04,760
لایزا هاردیکر‏،‏
با من ازدواج می‌کنی؟

613
00:44:05,480 --> 00:44:08,160
‫- هی‏،‏ از اینجا نرو!‏
‫- چرا بهم اعتماد نمی‌کنی؟

614
00:44:08,200 --> 00:44:11,480
چون به هر چیزی که تا حالا بهم گفتی
اعتماد کردم‏.‏ ولی هیچ‌وقت کافی نبوده‏.‏

615
00:44:11,520 --> 00:44:13,760
اون کلاً همین‌طوریه‏.‏
این تنها چیزیه که تا حالا ازش دیدم‏.‏

616
00:44:13,800 --> 00:44:16,120
باید یه کاری بکنیم‏.‏
برای جلوگیری ازش دستمون بسته‌ست‏.‏

617
00:44:16,160 --> 00:44:18,280
واقعاً ناتوانیم‏،‏
یا خودمون این‌طور انتخاب کردیم؟

618
00:44:18,320 --> 00:44:22,120
هیچ‌کس با هاردیکرها درنمی‌فته‏!‏
هیچ‌کس‏!‏

619
00:44:23,760 --> 00:44:28,760
‫«مترجم‏:‏ فائزه افشارزاده‫»

620
00:44:30,760 --> 00:44:40,760
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M