1
00:00:00,000 --> 00:00:03,720
‫خانم هاردیکر اصلاً صلاحیت تدریس نداره.

2
00:00:03,760 --> 00:00:07,560
‫کلاس درسش رسماً شده محل بی‌اخلاقی.

3
00:00:07,600 --> 00:00:10,280
‫به بابات درباره‌ی سرمایه‌گذاری
‫روی دستگاه کنسرو‌سازی نگفتی؟

4
00:00:10,320 --> 00:00:12,800
‫- می‌خوام غافلگیرش کنم.
‫- لایزا هاردیکر، با من ازدواج می‌کنی؟

5
00:00:12,840 --> 00:00:14,480
‫این مرد زیادی خوبه که واقعی باشه.

6
00:00:14,520 --> 00:00:15,880
‫«آرتورِ عزیز،

7
00:00:15,920 --> 00:00:19,400
‫اسرار این نامه باید تا همیشه بین خودمون بمونه.

8
00:00:19,440 --> 00:00:21,520
‫خودشه. فرصت‌مون همین الانه.

9
00:00:21,560 --> 00:00:24,000
‫حالا خودمون رو برای حمله آماده می‌کنیم.

10
00:00:24,040 --> 00:00:26,280
‫سروان بلک‌وود ثروت خانوادگی رو به باد داده.

11
00:00:26,320 --> 00:00:27,800
‫تو فقط یه دروغگویی!

12
00:00:27,840 --> 00:00:30,400
‫هیچ‌کس با خانواده‌ی هاردیکر درنمی‌افته! هیچ‌کس!

13
00:00:31,400 --> 00:00:41,400
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

14
00:01:09,840 --> 00:01:11,800
‫اونا رو برام بذارید پشت گاری، لطفاً.

15
00:01:11,840 --> 00:01:12,840
‫- چشم، خانم.
‫- خانم.

16
00:01:12,880 --> 00:01:16,480
‫می‌دونید که اهل غر زدن نیستم،
‫ولی کلاً دو روز وقت داریم

17
00:01:16,520 --> 00:01:20,000
‫تا این جشن برداشت محصول رو راه بندازیم،
‫همین الانشم حسابی دست‌تنهائیم.

18
00:01:20,040 --> 00:01:22,520
‫خانم درایدن، به کشیش قول دادم کمک کنم.

19
00:01:22,560 --> 00:01:24,000
‫لایزا هم باید یه جوری سرگرم بشه،

20
00:01:24,040 --> 00:01:26,440
‫بعد از اینکه اون بلک‌وودِ احمق دلش رو شکست.

21
00:01:28,080 --> 00:01:30,320
‫نه، نه. این‌طوری خوب نیست.

22
00:01:30,360 --> 00:01:33,520
‫شاید از اون سیب‌ها برای مسابقه‌ی گرفتن سیب
‫استفاده کنیم و بعدش...

23
00:01:33,560 --> 00:01:35,600
‫با یه خرده تزیینات، خوشگلش کنیم و...

24
00:01:35,640 --> 00:01:37,960
‫لایزا، جای تو بودم زیاد به ظاهرش فکر نمی‌کردم.

25
00:01:38,000 --> 00:01:39,600
‫بیا روی اصل قضیه تمرکز کنیم.

26
00:01:39,640 --> 00:01:41,720
‫باید سالن اجتماعات دهکده رو برای فردا آماده کنیم.

27
00:01:41,760 --> 00:01:43,480
‫صحنه رو داریم برای اجرا،

28
00:01:43,520 --> 00:01:44,960
‫میزها رو هم برای مسابقه.

29
00:01:45,000 --> 00:01:47,520
‫برای شعرخوانی داوطلبی پیدا کردی؟

30
00:01:49,160 --> 00:01:51,280
‫راستش... من...

31
00:01:51,320 --> 00:01:53,240
‫داور مسابقه‌ی چشیدن چی؟

32
00:01:53,280 --> 00:01:55,280
‫- هنوز نه!
‫- لایزا!

33
00:01:55,320 --> 00:01:57,760
‫لایزا، می‌دونم ناراحتی.

34
00:01:57,800 --> 00:01:59,200
‫مامان، حالم خوبه!

35
00:01:59,240 --> 00:02:02,440
‫باشه. باشه.

36
00:02:02,480 --> 00:02:03,560
‫نگران نباش.

37
00:02:04,720 --> 00:02:08,000
‫می‌گیم شاگردهای خودمون شعر بخونن.

38
00:02:08,040 --> 00:02:10,120
‫مگی.

39
00:02:10,160 --> 00:02:12,000
‫مگی، لطفاً؟

40
00:02:12,040 --> 00:02:14,360
‫خواهش می‌کنم. ببین، برای مدرسه خوبه.

41
00:02:14,400 --> 00:02:15,560
‫برای خودتم خوبه.

42
00:02:15,600 --> 00:02:17,960
‫فکر کن یه روزی بخوای
‫زندگی تشکیل بدی و خونه‌دار بشی.

43
00:02:18,000 --> 00:02:20,280
‫اداره کردن خونه خیلی بیشتر از کتاب خوندن کار می‌بره.

44
00:02:22,640 --> 00:02:26,520
‫- خیلی خب، انجامش میدم.
‫- عالیه!

45
00:02:26,560 --> 00:02:27,920
‫امشب به بقیه هم می‌گم.

46
00:02:27,960 --> 00:02:30,440
‫آها، آقای بیزلی، براتون مقدوره داوریِ...

47
00:02:30,480 --> 00:02:32,280
‫مسابقه‌ی چشیدن رو به عهده بگیرید؟

48
00:02:32,320 --> 00:02:36,560
‫متأسفانه تعارض منافع پیش میاد، خانم.

49
00:02:36,600 --> 00:02:38,640
‫شربت آقطیِ من چهار سال پشت سر هم برنده شده،

50
00:02:38,680 --> 00:02:40,800
‫می‌خوام بار پنجم هم برنده بشم.

51
00:02:40,840 --> 00:02:43,160
‫- درسته.
‫- خب، پس خانم درایدن چی؟

52
00:02:43,200 --> 00:02:46,080
‫مگه نگفتید سرتون حسابی شلوغه؟

53
00:02:48,040 --> 00:02:50,960
‫خب، به‌خاطر روحیه‌ی همیاری،

54
00:02:51,000 --> 00:02:54,280
‫خوشحال می‌شم در امر داوری کمک کنم.

55
00:02:54,320 --> 00:02:57,680
‫خب، اینم از این. همه‌چیز رو بی‌دردسر
‫و تر و تمیز راه می‌ندازیم.

56
00:03:01,760 --> 00:03:03,600
‫به افتخارش.

57
00:03:07,120 --> 00:03:08,120
‫اوه...

58
00:03:08,160 --> 00:03:10,360
‫- اوه!
‫- اوه!

59
00:03:12,120 --> 00:03:13,360
‫ترشه.

60
00:03:13,400 --> 00:03:17,520
‫می‌دونم، آره، ولی مردم نوشیدنی تند دوست دارن.

61
00:03:17,560 --> 00:03:19,960
‫این شربت ریواسه، جرجی. آبلیمو نیست که!

62
00:03:21,400 --> 00:03:22,680
‫آره، راست می‌گی.

63
00:03:22,720 --> 00:03:23,960
‫فکر کردم شاید بتونم باهاش

64
00:03:24,000 --> 00:03:26,680
‫توی مسابقه‌ی جشن برداشت شرکت کنم.

65
00:03:26,720 --> 00:03:29,400
‫بازم شروع کردم، یه ایده‌ی مسخره‌ی دیگه!

66
00:03:29,440 --> 00:03:30,880
‫دیگه بسه.

67
00:03:30,920 --> 00:03:32,720
‫تقریباً درست شده.

68
00:03:32,760 --> 00:03:36,040
‫فقط... فقط یکم شکر بیشتری می‌خواد.

69
00:03:36,080 --> 00:03:37,960
‫فکر می‌کنی شانس برنده شدن داره؟

70
00:03:38,000 --> 00:03:39,560
‫حسابی غوغا می‌کنی!

71
00:03:39,600 --> 00:03:41,560
‫موافقم.

72
00:03:41,600 --> 00:03:43,280
‫- تا ریسک نکنی به جایی نمی‌رسی، نه؟
‫- هوم!

73
00:03:43,320 --> 00:03:45,920
‫آره.

74
00:03:45,960 --> 00:03:47,840
‫حالا بریم دنبال شکر.

75
00:03:49,680 --> 00:03:54,560
‫امیدوار بودم قبل از رفتنت ببینمت.

76
00:03:54,600 --> 00:03:59,080
‫فکر کنم با یه افتضاح اجتماعی روبه‌رو شدم.

77
00:03:59,120 --> 00:04:00,800
‫- جدی؟
‫- راستش...

78
00:04:00,840 --> 00:04:05,880
‫اسم خواهرهای دِوون به گوشت خورده، درسته؟

79
00:04:05,920 --> 00:04:09,240
‫بی‌نهایت ثروتمند و کارت‌بازهای سرشناس.

80
00:04:09,280 --> 00:04:10,920
‫اصلاً نشنیدم. اهل همین‌طرفان؟

81
00:04:10,960 --> 00:04:14,000
‫نه بابا. دارن از یورکشایر رد می‌شن

82
00:04:14,040 --> 00:04:16,960
‫و تازه، درخواست بازی بریج هم دارن.

83
00:04:17,000 --> 00:04:21,880
‫خواستم به اِما بگم،
‫اما اصلاً با هم همخونی نداریم.

84
00:04:21,920 --> 00:04:23,720
‫باید دوباره بگی چی گفتی، عزیزم.

85
00:04:24,080 --> 00:04:25,680
‫همخونی نداشتن.

86
00:04:26,600 --> 00:04:31,840
‫اصطلاحیه که وقتی یارها توی بریج
‫زبون هم رو نمی‌فهمن، به کارش می‌برن.

87
00:04:31,880 --> 00:04:33,880
‫آهان! خب، من که هیچ‌وقت همچین مشکلی نداشتم.

88
00:04:33,920 --> 00:04:39,160
‫چندین بار تا یه قدمیِ بردن اون زنا رسیدم.

89
00:04:39,200 --> 00:04:42,440
‫و می‌دونم با یه یار مناسب، می‌تونم ببرم.

90
00:04:42,480 --> 00:04:47,320
‫حالا من و تو، عجب تیمی می‌شیم!

91
00:04:48,080 --> 00:04:49,360
‫خب، قبلاً چطوری شکستت دادن؟

92
00:04:49,400 --> 00:04:52,600
‫لحظه‌ی آخر شرط‌ها رو بالا بردن،

93
00:04:52,640 --> 00:04:53,720
‫و بقیه رو از بازی بیرون انداختن.

94
00:04:53,760 --> 00:04:55,560
‫عجب هفت‌خط‌هایی‌ان!

95
00:04:55,600 --> 00:04:57,040
‫سرِ تو نمی‌تونن از این حقه‌ها پیاده کنن.

96
00:04:57,080 --> 00:04:59,360
‫خب، منم هیچ‌چیز رو بیشتر از خالی کردنِ
‫جیب آدم‌های پولدار دوست ندارم،

97
00:04:59,400 --> 00:05:02,080
‫اما یه همچین بازی‌ای، هوم...

98
00:05:02,120 --> 00:05:04,120
‫پای اعتبار من در میونه.

99
00:05:04,160 --> 00:05:08,240
‫اگه فکر نمی‌کردم می‌بریم،
‫اصلاً بهت رو نمی‌انداختم.

100
00:05:11,080 --> 00:05:12,200
‫خیلی خب.

101
00:05:12,240 --> 00:05:16,000
‫باید سر دربیارم این قضیه‌ی همخونی چیه،
‫ولی باشه، قبوله.

102
00:05:16,040 --> 00:05:17,520
‫روی منم حساب کن.

103
00:05:17,560 --> 00:05:21,000
‫آفرین!

104
00:05:35,000 --> 00:05:37,160
‫خب، این همه پنهان‌کاری واسه چیه؟

105
00:05:37,200 --> 00:05:38,560
‫یه سورپرایز برات دارم.

106
00:05:39,600 --> 00:05:40,600
‫راستش...

107
00:05:47,960 --> 00:05:50,280
‫[دستگاه‌های کنسروسازی کارت‌رایت]

108
00:05:52,360 --> 00:05:54,640
‫- دستگاه کنسرو‌سازی؟
‫- آره.

109
00:05:54,680 --> 00:05:56,760
‫توی فروش یه سری از جنس‌ها به مشکل خورده بودیم،

110
00:05:56,800 --> 00:05:59,720
‫و این دستگاه تضمین می‌کنه
‫ماندگاری‌شون بیشتر بشه.

111
00:06:01,800 --> 00:06:03,360
‫خب، کجاست؟

112
00:06:05,320 --> 00:06:06,400
‫هنوز نرسیده.

113
00:06:07,320 --> 00:06:10,760
‫- قرار بود ساعت ده تحویل بدن، نه؟
‫- دیر کردن.

114
00:06:12,960 --> 00:06:14,800
‫ولی الان‌هاست که برسه، پس...

115
00:06:16,920 --> 00:06:17,960
‫امیدوارم.

116
00:06:26,000 --> 00:06:29,600
‫عزیزم، سر ناهار جات خالی بود.

117
00:06:29,640 --> 00:06:31,760
‫چیزی شده؟

118
00:06:31,800 --> 00:06:33,600
‫اون چی بود؟

119
00:06:37,880 --> 00:06:39,760
‫چیزی رو برداشتم که نباید برمی‌داشتم.

120
00:06:40,360 --> 00:06:42,360
‫یه نامه از طرف یکی از هاردیکرها بود.

121
00:06:42,960 --> 00:06:44,280
‫هری.

122
00:06:45,880 --> 00:06:47,800
‫خوندیش؟

123
00:06:47,840 --> 00:06:49,680
‫نه، قسم می‌خورم نخوندم.

124
00:06:54,440 --> 00:06:58,120
‫خب، حل کردن این که کاری نداره.

125
00:06:58,160 --> 00:07:00,600
‫نامه‌ها گم می‌شن دیگه.

126
00:07:00,640 --> 00:07:05,280
‫فرستنده هم اگه لازم باشه یکی دیگه می‌نویسه.

127
00:07:05,320 --> 00:07:06,960
‫نباید سعی کنم پسش بدم؟

128
00:07:08,040 --> 00:07:09,440
‫شاید.

129
00:07:09,480 --> 00:07:11,680
‫اما فکر کن اگه مچت رو بگیرن چی؟

130
00:07:11,720 --> 00:07:14,600
‫می‌تونی کارت رو توجیه کنی؟

131
00:07:14,640 --> 00:07:20,920
‫نه. بهترین کار برای تو و هاردیکرها
‫اینه که از بینش ببری.

132
00:07:37,520 --> 00:07:39,040
‫اینم از این.

133
00:07:39,080 --> 00:07:43,120
‫این راز کوچولو بین خودمون بمونه.

134
00:08:08,040 --> 00:08:09,720
‫حواست کجاست، هری؟

135
00:08:13,600 --> 00:08:16,920
‫- امروز حواست پرته.
‫- نامه‌م رو پس می‌خوام.

136
00:08:17,360 --> 00:08:18,600
‫کدوم نامه؟

137
00:08:19,280 --> 00:08:20,560
‫نامه‌ی من.

138
00:08:23,520 --> 00:08:24,600
‫دستت نرسید؟

139
00:08:24,640 --> 00:08:26,880
‫نه. مگه چی بود توش؟

140
00:08:26,920 --> 00:08:30,240
‫نرسید؟ جدی می‌گی؟

141
00:08:30,280 --> 00:08:35,720
‫فهرست جدید کتاب‌هایی بود
‫که روش کار می‌کردم.

142
00:08:35,760 --> 00:08:39,200
‫ذوق‌زده شدم و از زیر درِ اتاقت انداختمش تو.

143
00:08:39,240 --> 00:08:42,480
‫فکر کردم شاید از کتاب‌هایی که پیشنهاد دادم خوشت نیومده.

144
00:08:42,520 --> 00:08:45,040
‫باید زودتر می‌گفتی.

145
00:08:45,080 --> 00:08:48,400
‫خب، دوباره لیست رو بنویس،
‫در اولین فرصت سفارششون می‌دم.

146
00:08:48,960 --> 00:08:50,840
‫مطمئنم از این انتخاب‌ها خوشم میاد.

147
00:08:51,600 --> 00:08:54,400
‫شاید یکی از خدمتکارها موقع تمیزکاری
‫اشتباهی برش داشته.

148
00:09:00,960 --> 00:09:03,720
‫ببین، قطعاً قرار بود امروز تحویل داده بشه.

149
00:09:06,440 --> 00:09:08,680
‫خیلی خب، بهشون بگو بابت هر روزی
‫که دیر کنن تخفیف می‌خوایم،

150
00:09:08,720 --> 00:09:11,160
‫و تا اون موقع یه شاهی هم بهشون نمی‌دیم.

151
00:09:12,280 --> 00:09:13,800
‫قبلاً پولش رو دادیم.

152
00:09:15,280 --> 00:09:16,280
‫چی؟

153
00:09:16,320 --> 00:09:18,720
‫نصفش پیش‌پرداخت بود، نصفش موقع تحویل.

154
00:09:20,720 --> 00:09:22,800
‫ببین بابا، ما همه‌چیز رو دوبار چک کردیم.

155
00:09:22,840 --> 00:09:26,520
‫- لازم نیست نگران باشی.
‫- دفترشون توی لیدزه.

156
00:09:26,560 --> 00:09:28,760
‫خودم می‌رم اونجا،
‫مسئله رو حل‌وفصل می‌کنم.

157
00:09:28,800 --> 00:09:29,840
‫ممنون، کالوم.

158
00:09:40,600 --> 00:09:44,280
‫یادتون نره، جشن برداشت محصول دو روز دیگه‌ست،

159
00:09:44,320 --> 00:09:48,160
‫پس اگه کسی می‌تونه شعر بخونه،
‫بعد از کلاس با من صحبت کنه.

160
00:09:48,200 --> 00:09:49,760
‫می‌ترسم کلمه‌ها رو قاطی کنم.

161
00:09:49,800 --> 00:09:51,640
‫اصلاً جای نگرانی نیست، مگی.

162
00:09:51,680 --> 00:09:54,840
‫آره، کاملاً از پسش برمیای. فقط استرس داری، عزیزم.

163
00:09:54,880 --> 00:09:57,240
‫درست مثل تمرین‌هامون، روی شعر علامت می‌ذارم.

164
00:09:57,280 --> 00:09:59,560
‫فردا می‌فرستمش تالار هاردیکر.

165
00:09:59,600 --> 00:10:02,680
‫شما هم میاین جشن دیگه، بانو اِما؟

166
00:10:03,480 --> 00:10:04,840
‫فکر کنم بتونم بیام.

167
00:10:05,680 --> 00:10:06,360
‫عالیه.

168
00:10:06,400 --> 00:10:08,600
‫مگی، جایی می‌ایستم که جلوی چشمت باشم.

169
00:10:13,400 --> 00:10:17,120
‫وسط درسیم، آقای...

170
00:10:17,160 --> 00:10:21,400
‫آقای بارتولومیو بالفور، از «انجمن ملی حراست».

171
00:10:21,440 --> 00:10:24,480
‫- ببخشید، از کجا؟
‫- شنیدید چی گفتم.

172
00:10:24,520 --> 00:10:27,400
‫شکایت‌هایی درباره‌ی این مدرسه به دستم رسیده،

173
00:10:27,440 --> 00:10:31,560
‫و قبل از رفتن به یورک،
‫باید چندتا مسئله رو روشن کنم.

174
00:10:31,600 --> 00:10:34,520
‫- شکایت؟
‫- بله.

175
00:10:34,560 --> 00:10:36,920
‫- درباره‌ی روش تدریستون.
‫- از طرف کی؟

176
00:10:36,960 --> 00:10:39,480
‫این موضوع محرمانه‌ست، خانم.

177
00:10:39,520 --> 00:10:42,040
‫گوش کنید، اگه مشکلی هست
‫که می‌خواین درباره‌ش صحبت کنید،

178
00:10:42,080 --> 00:10:43,600
‫می‌تونیم یه وقتی رو هماهنگ کنیم.

179
00:10:43,640 --> 00:10:46,960
‫نه، لازم نکرده. این مسئله رو
‫مستقیماً با شوهرتون در میون می‌ذارم.

180
00:10:48,080 --> 00:10:51,640
‫این مدرسه رو من راه انداختم،
‫طرف حسابتون منم!

181
00:10:54,600 --> 00:10:57,120
‫می‌دونید، فکر می‌کردم

182
00:10:57,160 --> 00:11:01,520
‫نگرانی‌ها درباره‌ی شما
‫شاید اتهاماتی ساختگی باشن.

183
00:11:01,560 --> 00:11:03,760
‫ولی ظاهراً اشتباه می‌کردم.

184
00:11:03,800 --> 00:11:06,480
‫به آقای هاردیکر بگید منتظرم باشه.

185
00:11:09,000 --> 00:11:10,960
‫باید حواست رو جمع کنی، ماری.

186
00:11:11,000 --> 00:11:13,240
‫بارتولومیو بالفور آدم با‌نفوذیه.

187
00:11:35,800 --> 00:11:37,920
‫اوه! آره.

188
00:11:38,680 --> 00:11:39,640
‫چنگی به دل نمی‌زنن.

189
00:11:40,000 --> 00:11:42,000
‫خیلی هم عالین، لایزا.

190
00:11:42,360 --> 00:11:45,440
‫خیلی خب، ببریمشون سالن اجتماعات
‫و توی چیدمان کمک کنیم.

191
00:11:45,760 --> 00:11:47,600
‫ولی فکر می‌کردم قرار بود خوش بگذره.

192
00:11:47,880 --> 00:11:50,680
‫خوش هم می‌گذره،
‫اول باید کارها رو راه بندازیم.

193
00:11:54,840 --> 00:11:56,400
‫می‌دونم دلت شکسته.

194
00:11:56,440 --> 00:11:58,120
‫اصلاً هم دلم نشکسته!

195
00:11:59,320 --> 00:12:01,160
‫خوشحالم که پیش اون دروغگو نیستم.

196
00:12:01,720 --> 00:12:04,520
‫اینکه ادوارد دروغ گفت،
‫چیزی از احساسی که داشتی کم نمی‌کنه.

197
00:12:04,560 --> 00:12:06,000
‫تو چی می‌دونی آخه، مامان؟

198
00:12:07,400 --> 00:12:08,920
‫ادوارد برام مهم نیست.

199
00:12:08,960 --> 00:12:11,800
‫این جشن مسخره‌ی برداشت هم برام مهم نیست.

200
00:12:28,000 --> 00:12:31,840
‫دیروز اعضای «انجمن حراست» رفتن سراغ مدرسه.

201
00:12:31,880 --> 00:12:36,280
‫خوشحالم که بالاخره بارتولومیو
‫رفت ته‌وتوش رو دربیاره.

202
00:12:36,320 --> 00:12:37,440
‫دقیقاً.

203
00:12:38,840 --> 00:12:42,400
‫دست‌کم دیگه مجبور نیستی
‫توی اون کلاس‌های فجیع تدریس کنی.

204
00:12:42,440 --> 00:12:46,840
‫بارتولومیو به محض اینکه ببینه
‫خانم هاردیکر واقعاً چه جور آدمیه،

205
00:12:46,880 --> 00:12:48,760
‫بساطش رو جمع می‌کنه.

206
00:12:48,800 --> 00:12:52,320
‫نمی‌خوام اسم خانواده‌ی فیتزهربرت وسط بیاد.

207
00:12:52,360 --> 00:12:57,560
‫وقتی اون مدرسه رسوایی به بار بیاره،
‫باید پاتو بکشی کنار.

208
00:12:57,600 --> 00:13:01,800
‫ولی اون شاگردها هیچ کار اشتباهی نکردن.

209
00:13:02,880 --> 00:13:06,320
‫امیدوارم من رو مقصرِ این وضع ندونی.

210
00:13:06,360 --> 00:13:10,640
‫من فقط اطلاعاتی رو که خودت دادی منتقل کردم.

211
00:13:12,680 --> 00:13:17,240
‫نکنه کم‌کم داره از هم‌صحبتی باهاش خوشت میاد، اِما؟

212
00:13:17,280 --> 00:13:19,520
‫- معلومه که نه.
‫- خوبه.

213
00:13:19,560 --> 00:13:22,680
‫نقشه‌ی خودم راه افتاده.

214
00:13:22,720 --> 00:13:27,280
‫تا فردا، کار هاردیکرها تمومه.

215
00:13:27,320 --> 00:13:32,240
‫تنها کاری که باید بکنی
‫اینه که ازشون دور بمونی.

216
00:13:32,280 --> 00:13:34,320
‫شیرفهم شد؟

217
00:13:35,080 --> 00:13:36,280
‫کاملاً، مامان.

218
00:13:37,800 --> 00:13:40,160
‫اِما می‌گفت این انجمن یه جور گشت اخلاقیه،

219
00:13:40,200 --> 00:13:43,880
‫ولی می‌خوام بدونم کی شکایت کرده.

220
00:13:43,920 --> 00:13:47,310
‫- شاید شوهر فرنی بوده.
‫- به هر حال ته‌وتوش رو درمیارم.

221
00:13:47,360 --> 00:13:49,200
‫به نظر میاد یارو فقط داره وظیفه‌ش رو انجام میده.

222
00:13:49,240 --> 00:13:50,360
‫تو به این می‌گی وظیفه؟

223
00:13:50,400 --> 00:13:52,000
‫با توهین کردن بهش که از شرش خلاص نمی‌شیم.

224
00:13:52,040 --> 00:13:54,400
‫خب، پس پیشنهاد می‌کنی چه کار کنیم؟

225
00:13:54,440 --> 00:13:56,400
‫هیچ‌کاری نمی‌کنیم. اون داره میاد منو ببینه.

226
00:13:56,440 --> 00:13:57,960
‫این مدرسه‌ی منه،

227
00:13:58,000 --> 00:14:00,360
‫خیلی راحت می‌تونم بهش بفهمونم که فضولی بهش نیومده.

228
00:14:00,400 --> 00:14:02,160
‫تو جوش آوردی، اونم کاملاً جدیه.

229
00:14:02,200 --> 00:14:04,680
‫این‌طوری عمراً به توافق برسین.

230
00:14:04,720 --> 00:14:07,760
‫کی گفته باید باهاش توافق کنم؟

231
00:14:11,400 --> 00:14:13,120
‫قربان، آقای بالفور اومدن.

232
00:14:13,160 --> 00:14:15,160
‫ممنون، بیزلی.

233
00:14:17,120 --> 00:14:19,280
‫باید بکشیش سمت خودت تا قضیه جمع بشه،

234
00:14:19,320 --> 00:14:21,280
‫اگه لازمه، یکم هندونه بذار زیر بغلش.

235
00:14:21,320 --> 00:14:23,000
‫بذار خیال کنه این نبرد رو برده.

236
00:14:23,040 --> 00:14:24,880
‫این‌طوری برنده‌ی نهایی تو میشی.

237
00:14:32,160 --> 00:14:33,280
‫براتون یه نوشیدنی بریزم؟

238
00:14:33,320 --> 00:14:37,120
‫زیاد خوردن، چشم آدم‌های خوب رو
‫روی فسادی که توش غرق شدن می‌بنده.

239
00:14:41,320 --> 00:14:43,480
‫چه کمکی از دستم برمیاد، آقای بالفور؟

240
00:14:43,520 --> 00:14:46,360
‫نگرانی‌هایی درباره‌ی کلاس‌های همسرتون مطرح شده.

241
00:14:46,400 --> 00:14:48,240
‫فقط دارن سواد یاد می‌گیرن.

242
00:14:48,280 --> 00:14:49,560
‫مشکلی توش نمی‌بینم.

243
00:14:49,600 --> 00:14:52,800
‫از من خواستن بیام این مدرسه رو ارزیابی کنم،

244
00:14:52,840 --> 00:14:58,680
‫و وظیفه‌م ریشه‌کن کردن فساد و بی‌بندوباریه.

245
00:14:58,720 --> 00:15:01,760
‫اما حالا نگرانی‌های دیگه‌ای هم دارم.

246
00:15:02,080 --> 00:15:07,120
‫همسر شما، قربان، اصلاً خلق‌وخوی معلمی رو نداره.

247
00:15:10,560 --> 00:15:15,720
‫آموزش و مذهب، ستون‌های جامعه‌ی ما هستن.

248
00:15:16,760 --> 00:15:19,200
‫اگه همسرتون بخواد مسخره‌شون کنه،

249
00:15:19,240 --> 00:15:21,040
‫برای هیچ‌کدومتون خوب تموم نمی‌شه.

250
00:15:21,080 --> 00:15:22,760
‫ماری این کار رو خیلی جدی می‌گیره.

251
00:15:22,800 --> 00:15:26,240
‫بی‌خیال، آقای هاردیکر!
‫شما باهوش‌تر از این حرف‌هایید.

252
00:15:26,280 --> 00:15:27,880
‫شما یه کاسبید.

253
00:15:27,920 --> 00:15:31,480
‫مغازه‌هاتون به مشتری‌ها وابسته‌ن‌، مگه نه؟

254
00:15:31,920 --> 00:15:34,920
‫خب، وقتی شایعه‌ها بپیچه،

255
00:15:34,960 --> 00:15:38,520
‫این مدرسه نه تنها وجهه‌ی همسرتون رو خراب می‌کنه،

256
00:15:38,560 --> 00:15:40,280
‫بلکه روی کسب‌وکارتون هم اثر می‌ذاره.

257
00:15:42,200 --> 00:15:44,160
‫- دارید تهدید می‌کنید؟
‫- خیر، قربان.

258
00:15:44,320 --> 00:15:45,760
‫این اتمام‌حجته.

259
00:15:46,920 --> 00:15:49,000
‫همسر شما معلم نیست، آقای هاردیکر.

260
00:15:49,040 --> 00:15:51,560
‫بهش بگید دست از درس دادن بکشه،

261
00:15:51,600 --> 00:15:55,720
‫وگرنه چاره‌ای برام نمی‌مونه
‫جز اینکه مدرسه رو تعطیل کنم.

262
00:15:57,080 --> 00:15:58,080
‫- خانم.
‫- بله؟

263
00:15:58,120 --> 00:16:01,040
‫سریعاً توی سالن اجتماعات دهکده بهتون نیاز دارن.

264
00:16:01,080 --> 00:16:04,000
‫- حتماً یه راه حلی براش وجود داره.
‫- آقای بالفور!

265
00:16:04,040 --> 00:16:07,800
‫آقای بالفور، فکر کنم دیروز بد پیش رفتیم،

266
00:16:07,840 --> 00:16:09,400
‫و خیلی خوشحال می‌شم دعوتتون کنم

267
00:16:09,440 --> 00:16:11,560
‫به جشن برداشت محصولِ فردا.

268
00:16:11,600 --> 00:16:13,680
‫درک می‌کنم که نگرانی‌هایی دارید...

269
00:16:13,720 --> 00:16:16,520
‫جشن برداشت محصول مال قشر کارگره، نه قشر مرفه.

270
00:16:16,560 --> 00:16:19,360
‫بله، ولی یه جور...
‫یه جور جشن برای کل دهکده‌ست.

271
00:16:19,400 --> 00:16:21,280
‫غذا هم هست،

272
00:16:21,320 --> 00:16:22,960
‫بچه‌ها هم قراره شعر بخونن،

273
00:16:23,000 --> 00:16:25,200
‫اون‌وقت فایده‌ی مدرسه رو به چشم می‌بینید.

274
00:16:25,240 --> 00:16:27,280
‫ببینید، یه ماه پیش الفبا رو هم به زور می‌خوندن.

275
00:16:27,320 --> 00:16:29,920
‫حالا دارن جلوی یه سالن پر از جمعیت شعر می‌خونن.

276
00:16:29,960 --> 00:16:31,720
‫من هر چی که باید می‌دیدم رو، دیدم.

277
00:16:31,760 --> 00:16:33,560
‫توصیه‌م رو به شوهرتون گفتم.

278
00:16:33,600 --> 00:16:35,640
‫خواهش می‌کنم، آقای بالفور.

279
00:16:35,680 --> 00:16:39,000
‫دیروز بهتون بی‌احترامی کردم و از این بابت عذر می‌خوام.

280
00:16:39,040 --> 00:16:41,960
‫ولی اگه فردا بیاین، می‌بینید دنبال چی هستم.

281
00:16:42,000 --> 00:16:44,680
‫این مدرسه به هر حمایتی که بشه، نیاز داره.

282
00:16:44,720 --> 00:16:46,440
‫می‌خوام پیشرفتم رو نشونتون بدم،

283
00:16:46,480 --> 00:16:49,640
‫و نشونتون بدم که نگرانیِ بقیه بی‌اساس و بیخوده.

284
00:16:50,120 --> 00:16:51,080
‫بسیار خب.

285
00:16:51,120 --> 00:16:54,120
‫خود منم مایلم این ماجرا هر چه سریع‌تر فیصله پیدا کنه.

286
00:16:54,160 --> 00:16:58,720
‫اگه بتونید ثابت کنید روش تدریستون مؤثره،

287
00:16:58,960 --> 00:17:01,040
‫دیگه با کمال میل کاری به کارتون ندارم.

288
00:17:01,080 --> 00:17:02,080
‫واقعاً ممنونم، آقا.

289
00:17:02,120 --> 00:17:04,000
‫خیلی ممنون.

290
00:17:04,360 --> 00:17:06,120
‫خدایا!

291
00:17:06,160 --> 00:17:07,520
‫- ماری...
‫- خانم.

292
00:17:07,560 --> 00:17:12,360
‫اگه همین الان تصمیم نگیرید،
‫اصلاً جشن برداشتی در کار نخواهد بود.

293
00:17:12,600 --> 00:17:15,640
‫- خیلی خب، مشکل چیه؟
‫- لطفاً همراهم بیاین، خانم.

294
00:17:22,160 --> 00:17:23,240
‫خب؟

295
00:17:24,560 --> 00:17:25,880
‫دفترشون خالی بود.

296
00:17:29,680 --> 00:17:32,520
‫- آدرس جدیدی ازشون گرفتی؟
‫- دارم سعی می‌کنم پیدا کنم.

297
00:17:34,920 --> 00:17:37,040
‫کالوم، حتماً یه توضیحی براش هست.

298
00:17:38,120 --> 00:17:40,080
‫اون آمریکایی‌هایی که باهاشون حرف می‌زدی چی؟

299
00:17:40,120 --> 00:17:41,640
‫دارم پرس‌وجو می‌کنم، ولی...

300
00:17:43,240 --> 00:17:45,800
‫می‌ترسم مجبور بشیم پلیس رو هم در جریان بذاریم.

301
00:17:47,680 --> 00:17:49,200
‫آخه واسه چی باید این کارو بکنیم؟

302
00:17:50,280 --> 00:17:51,800
‫تا گزارش بدیم پولمون رو دزدیدن.

303
00:17:51,840 --> 00:17:55,600
‫جو، فکر کنم اینا صددرصد کلاهبردار بودن.

304
00:17:58,720 --> 00:18:01,560
‫نه. می‌شه اون نوشیدنی‌ها رو قایم کنی اون گوشه، عزیزم؟

305
00:18:01,600 --> 00:18:03,320
‫ولی بازی بزرگیه‌ها.

306
00:18:03,360 --> 00:18:06,960
‫توی بازی بریج، فهمیدن تصمیم یار از واجباته.

307
00:18:07,000 --> 00:18:09,600
‫- همخونی نداشتن می‌تونه بازی رو نابود کنه.
‫- درسته.

308
00:18:10,960 --> 00:18:12,880
‫دعوت شدن آدم باعث افتخاره.

309
00:18:12,920 --> 00:18:17,560
‫نشونه‌ی استعداد تو و معلمته.

310
00:18:17,600 --> 00:18:22,400
‫باشه، ولی قبل از اینکه قبول کنم
‫باید ببینم با هم همخونی داریم یا نه.

311
00:18:24,080 --> 00:18:26,160
‫پس با بانو هانسن تمرین کن.

312
00:18:26,200 --> 00:18:28,240
‫می‌تونی دستِ یارت رو بخونی؟

313
00:18:28,280 --> 00:18:31,280
‫درباره‌ی کارت‌هایی که داره چی بهت می‌فهمونه؟

314
00:18:31,320 --> 00:18:34,160
‫پیشنهادهایی که می‌ده چی رو برات لو میدن؟

315
00:18:34,200 --> 00:18:36,040
‫یعنی بفهمم چه کارت‌هایی داره؟

316
00:18:36,080 --> 00:18:40,080
‫باید حواست باشه. نمی‌تونه با اشاره
‫به یه کارت خاص علامت بده.

317
00:18:40,120 --> 00:18:44,000
‫اون تقلب به حساب میاد. ولی می‌تونه
‫به قوی یا ضعیف بودن دستش اشاره کنه.

318
00:18:44,040 --> 00:18:47,160
‫آهان، منظورت مثل نشانه‌های پوکره؟

319
00:18:47,600 --> 00:18:51,160
‫نه. بریج یه بازی محترمانه‌ست.

320
00:18:51,200 --> 00:18:52,640
‫کارت، کارته دیگه، خانم درایدن،

321
00:18:52,680 --> 00:18:54,240
‫حالا هر اسم دهن‌پرکنی که می‌خوای روش بذار.

322
00:18:54,280 --> 00:18:55,920
‫- خب...
‫- خیلی خب، من باید تمرین کنم.

323
00:18:55,960 --> 00:18:56,960
‫چی...؟

324
00:18:58,960 --> 00:19:00,240
‫من تسلیمم.

325
00:19:03,160 --> 00:19:04,960
‫ببین، خودم می‌تونم برای بابات توضیح بدم

326
00:19:05,000 --> 00:19:06,760
‫که این قضیه چقدر نقشه‌ی حساب‌شده‌ای بوده.

327
00:19:06,800 --> 00:19:08,760
‫اصلاً براش مهم نیست، کال.

328
00:19:09,160 --> 00:19:11,120
‫مخصوصاً وقتی بفهمه که حتی
‫دستگاه کنسرو‌سازی رو ندیده بودم.

329
00:19:11,160 --> 00:19:12,840
‫جو، این اتفاق ممکنه برای هر کسی بیفته.

330
00:19:12,880 --> 00:19:14,960
‫نه، اشتباه از خودم بود.

331
00:19:15,000 --> 00:19:16,840
‫خودم باید بهش بگم.

332
00:19:20,160 --> 00:19:30,160
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

333
00:19:33,480 --> 00:19:34,760
‫ببخشید، من...

334
00:19:34,800 --> 00:19:37,240
‫می‌خواستم اینجا منتظر جو بمونم.
‫می‌رم یه جای دیگه.

335
00:19:37,280 --> 00:19:38,920
‫نه، راحـت باش. من می‌رم.

336
00:19:39,320 --> 00:19:41,040
‫حالت خوبه، لایزا؟

337
00:19:41,080 --> 00:19:43,920
‫کاش همه دست از پرسیدن این سوال برمی‌داشتن.

338
00:19:44,200 --> 00:19:46,320
‫بهتر بود تنهام می‌ذاشتی.

339
00:19:49,520 --> 00:19:51,120
‫تو لیاقتت اینه با کسی باشی که...

340
00:19:51,160 --> 00:19:53,640
‫همه واسه من علامه دهر شدن که چی لایقمه!

341
00:19:54,240 --> 00:19:56,560
‫کالوم، می‌تونستی بیای صاف به خودم بگی،

342
00:19:56,600 --> 00:19:58,480
‫نه اینکه کل خونواده‌م رو بکشی وسط.

343
00:19:58,520 --> 00:20:00,440
‫فکر کردم درست نیست
‫مستقیماً از طرف من مطرح بشه.

344
00:20:00,480 --> 00:20:02,240
‫پس اصلاً چرا دخالت کردی؟

345
00:20:02,280 --> 00:20:03,480
‫معذرت می‌خوام!

346
00:20:05,840 --> 00:20:07,960
‫به جو بگو بعداً باهاش حرف می‌زنم.

347
00:20:09,680 --> 00:20:10,800
‫روزتون بخیر، دوشیزه لایزا.

348
00:20:24,160 --> 00:20:27,600
‫من بودم که به کالوم گفتم
‫آمار اون بلک‌وودِ هفت‌خط رو دربیاره.

349
00:20:29,040 --> 00:20:31,360
‫اگه قراره از دست کسی عصبانی باشی،
‫از دست من باش.

350
00:20:31,400 --> 00:20:34,680
‫از دست خودم عصبانی‌ام
‫که این‌قدر ساده‌لوح و احمق بودم.

351
00:20:37,240 --> 00:20:39,200
‫بلک‌وود یه احمقه.

352
00:20:39,240 --> 00:20:40,880
‫این رو هیچ‌وقت یادت نره.

353
00:20:43,600 --> 00:20:47,000
‫توی زندگی کارهای خیلی بهتری هست
‫تا شوهر کردن و سر و کله زدن با مردا.

354
00:20:47,040 --> 00:20:48,120
‫نه؟

355
00:20:51,440 --> 00:20:53,560
‫از بانو فیتزهربرت خبری نشد؟

356
00:20:53,600 --> 00:20:54,600
‫نه. چطور مگه؟

357
00:20:54,640 --> 00:20:57,280
‫بهم گفت روی شعرم علامت می‌ذاره،
‫ولی به دستم نرسیده.

358
00:20:57,320 --> 00:20:59,200
‫شاید سرش شلوغ شده، عزیزم.

359
00:21:00,240 --> 00:21:02,160
‫فردا میاد اینجا؟

360
00:21:02,200 --> 00:21:03,920
‫نمی‌دونم.

361
00:21:03,960 --> 00:21:06,320
‫مطمئنم بانو اِما دست رد به سینه‌مون نمی‌زنه.

362
00:21:06,360 --> 00:21:08,240
‫خودم کمکت می‌کنم تمرین کنی.
‫یه لحظه صبر کن ببینم.

363
00:21:08,280 --> 00:21:10,600
‫- اونا باید برن دم در.
‫- چشم، خانم.

364
00:21:10,640 --> 00:21:13,840
‫مسئله‌ای نیست، خانم.
‫می‌تونم خودم تنهایی تمرین کنم.

365
00:21:14,960 --> 00:21:15,920
‫شعرت همینه؟

366
00:21:17,760 --> 00:21:20,840
‫خیلی خب، بیا.
‫همین الان با هم تمرین می‌کنیم.

367
00:21:20,880 --> 00:21:23,360
‫- بیا.
‫- ممنون، خانم هاردیکر.

368
00:21:25,600 --> 00:21:29,200
‫«بیایید، ای شکرگزاران، بیایید...»

369
00:21:29,440 --> 00:21:30,720
‫چطور گذاشتی همچین اتفاقی بیفته؟

370
00:21:32,240 --> 00:21:34,600
‫نقشه‌شون خیلی حساب‌شده بود.

371
00:21:34,640 --> 00:21:35,840
‫کالوم خودش همینو گفت.

372
00:21:35,880 --> 00:21:37,680
‫مغازه‌ها تازه داشتن سر و سامون می‌گرفتن.

373
00:21:38,040 --> 00:21:40,160
‫هنوز نتونستیم بخشی از جنس‌هامون رو آب کنیم.

374
00:21:40,200 --> 00:21:42,960
‫اون‌وقت تو یه خروار پولی رو که نداریم

375
00:21:43,000 --> 00:21:45,280
‫خرج دستگاهی می‌کنی که حتی به چشم ندیدیش؟

376
00:21:45,320 --> 00:21:48,200
‫دنیا داره به سرعت جلو می‌ره،
‫این رو خودت گفتی!

377
00:21:48,240 --> 00:21:50,360
‫همه‌ی تلاشم اینه که این مغازه‌ها راه بیفتن.

378
00:21:50,400 --> 00:21:52,320
‫واقعاً؟ با جنس تلنبار کردن توشون؟

379
00:21:52,360 --> 00:21:54,320
‫- به تنوع جنس نیاز داشتیم.
‫- با فروختن ماهی گندیده؟!

380
00:21:54,360 --> 00:21:57,120
‫توی مغازه‌ی شاو سال‌ها همین کارو می‌کردیم
‫و هیچ‌کس هم مریض نشد.

381
00:21:57,160 --> 00:21:58,920
‫- حالا هم دستگاه کنسرو‌سازی، جو!
‫- آره.

382
00:21:58,960 --> 00:22:01,120
‫به آدم‌های اشتباهی اعتماد کردم،
‫ولی ایده‌ش خوب بود.

383
00:22:01,160 --> 00:22:02,760
‫هنوزم نمی‌تونی مسئولیتش رو قبول کنی.

384
00:22:02,800 --> 00:22:06,120
‫- دارم سعی می‌کنم، ولی تو نمی‌ذاری.
‫- من هر فرصتی که می‌شد رو بهت دادم.

385
00:22:06,160 --> 00:22:09,280
‫از همون روزی که این کار رو دادی بهم،
‫مدام موی دماغم شدی!

386
00:22:10,640 --> 00:22:12,680
‫اگه بهم اعتماد نداری،
‫پس اصلاً واسه چی گفتی انجامش بدم؟

387
00:22:12,720 --> 00:22:14,960
‫فقط به این خاطر اون کار رو بهت دادم
‫چون نمی‌خواستم بذاری بری.

388
00:22:23,040 --> 00:22:24,280
‫منظورم این نبود. جو...

389
00:22:25,720 --> 00:22:28,800
‫می‌دونم منظورت چی بود.

390
00:22:33,320 --> 00:22:34,560
‫لعنت بهش!

391
00:22:50,880 --> 00:22:52,160
‫بازم بریج؟

392
00:22:52,200 --> 00:22:54,600
‫هوم. بعداً با ایملدا تمرین دارم.

393
00:22:54,640 --> 00:22:57,320
‫خب، فکر کنم باید خیالم راحت بشه

394
00:22:57,360 --> 00:22:59,320
‫که توی کافه نیستی و سر پوکر شرط نمی‌بندی.

395
00:23:00,720 --> 00:23:02,600
‫بالاخره ازت یه خانم باوقار می‌سازیم.

396
00:23:05,920 --> 00:23:07,080
‫هوم.

397
00:23:08,200 --> 00:23:09,920
‫نگران لایزام.

398
00:23:11,520 --> 00:23:12,640
‫اونم خوب می‌شه.

399
00:23:13,680 --> 00:23:16,480
‫فقط کاش این‌قدر لجبازی نمی‌کرد
‫و می‌ذاشت کمکش کنم.

400
00:23:16,960 --> 00:23:19,760
‫هوم! این من رو یاد یکی انداخت.

401
00:23:22,160 --> 00:23:24,880
‫نگرانم که همه‌ی راه‌ها رو دارم اشتباه می‌رم.

402
00:23:24,920 --> 00:23:27,160
‫چی، قضیه‌ی لایزا یا ماجرای مدرسه؟

403
00:23:27,960 --> 00:23:28,960
‫جفتش.

404
00:23:29,320 --> 00:23:30,520
‫به حست اعتماد کن.

405
00:23:30,560 --> 00:23:33,760
‫آره، ولی تا الان همین حسم منو انداخته توی دردسر.

406
00:23:34,280 --> 00:23:37,960
‫خب، تغییر همیشه یکم دردسر درست می‌کنه.

407
00:23:39,720 --> 00:23:40,760
‫می‌دونم.

408
00:23:42,200 --> 00:23:43,320
‫چی شده؟

409
00:23:45,320 --> 00:23:46,840
‫جو، با من حرف بزن.

410
00:23:48,120 --> 00:23:50,520
‫اون دستگاه کنسرو‌سازی که خریدم؟

411
00:23:50,560 --> 00:23:51,800
‫کلاهبرداری بود.

412
00:23:53,320 --> 00:23:54,360
‫پول رو به باد دادم.

413
00:23:55,640 --> 00:23:56,920
‫متأسفم، عزیزم.

414
00:23:58,360 --> 00:24:01,200
‫یه ناامیدیِ دیگه که به لیست خرابکاری‌هام
‫پیش بابا اضافه شد.

415
00:24:01,240 --> 00:24:03,560
‫اشتباه برای همه پیش میاد.

416
00:24:03,600 --> 00:24:05,760
‫ولی اون مسئولیت کار رو سپرد به تو،
‫اینو یادت نره.

417
00:24:05,800 --> 00:24:08,440
‫آره، اونم فقط از ترس اینکه مبادا
‫کلاً کار رو ول کنم برم.

418
00:24:08,480 --> 00:24:11,600
‫بتسی، اون منو در حد گردوندن این کسب‌وکار نمی‌بینه.

419
00:24:11,640 --> 00:24:13,040
‫خودش اینو گفت؟

420
00:24:14,800 --> 00:24:16,200
‫نمی‌دونم اصلاً واسه چی زور می‌زنم.

421
00:24:18,680 --> 00:24:21,520
‫آدم‌ها توی عصبانیت همینطوری یه حرفی می‌زنن.

422
00:24:21,560 --> 00:24:23,120
‫باید خدا رو شکر کنه که تو رو داره.

423
00:24:24,520 --> 00:24:28,760
‫اگه این رو نمی‌بینه،
‫شاید وقتش باشه یه تغییری ایجاد کنیم.

424
00:24:31,840 --> 00:24:33,760
‫بی‌بی گشنیز.

425
00:24:34,480 --> 00:24:36,200
‫یه دست دیگه به نفع ما.

426
00:24:36,520 --> 00:24:38,760
‫خب معلومه با این دست‌فرمون بازی رو می‌بریم.

427
00:24:38,800 --> 00:24:40,920
‫نه، فقط بردن مهم نیست.

428
00:24:40,960 --> 00:24:42,920
‫داریم قلق همدیگه رو یاد می‌گیریم.

429
00:24:42,960 --> 00:24:45,440
‫چندتا از نشانه‌هات رو خوندم.

430
00:24:45,480 --> 00:24:47,600
‫برو بابا! من هیچی رو لو ندادم.

431
00:24:48,240 --> 00:24:51,160
‫روی صندلیت به سمت چپ لم می‌دی،

432
00:24:51,200 --> 00:24:53,920
‫وقت‌هایی که شرطی می‌بندی
‫که مطمئن نیستی می‌بریم یا نه.

433
00:24:54,360 --> 00:24:55,520
‫صندلیش ناهمواره!

434
00:24:55,560 --> 00:25:00,280
‫وقتی هم کارت‌های بدی بهت می‌افته،
‫ابروت رو می‌خارونی.

435
00:25:00,520 --> 00:25:02,120
‫باید بری پیش چشم‌پزشک.

436
00:25:02,160 --> 00:25:04,480
‫توهین نیست که،

437
00:25:04,520 --> 00:25:07,400
‫به‌خاطر همینه که این‌قدر با هم خوب هماهنگ شدیم.

438
00:25:07,960 --> 00:25:10,960
‫خیلی خب. وقت‌هایی که دستت خوبه،

439
00:25:11,000 --> 00:25:13,160
‫انگشت کوچیکت رو می‌ذاری لبه‌ی کارت.

440
00:25:13,200 --> 00:25:16,440
‫هروقتم خشت داری،
‫دست می‌زنی به سنجاق سینه‌ت.

441
00:25:16,480 --> 00:25:19,760
‫دیدی؟ داره جواب میده!

442
00:25:19,800 --> 00:25:21,360
‫همخونیِ عالی!

443
00:25:22,840 --> 00:25:24,720
‫- خشت.
‫- آره.

444
00:25:24,760 --> 00:25:27,720
‫ولی وقتی با دستِ روباز تمرین می‌کنیم،
‫از کجا مطمئن باشیم؟

445
00:25:28,360 --> 00:25:31,120
‫پس بیا درست و حسابی بازی کنیم.

446
00:25:31,160 --> 00:25:35,080
‫برَند، لطفاً برو لرد و بانو فیتزهربرت رو صدا بزن.

447
00:25:35,120 --> 00:25:36,400
‫چشم، خانم.

448
00:25:37,760 --> 00:25:41,320
‫عجیب نیست این‌همه آدم با مدرسه مشکل دارن؟

449
00:25:41,800 --> 00:25:45,120
‫انگار از روز اول،
‫فقط پشت سر هم براش مشکل پیش اومده.

450
00:25:45,160 --> 00:25:48,680
‫معلم‌ها چشم دیدنش رو ندارن،
‫شوهرها هم خوششون نمیاد.

451
00:25:48,720 --> 00:25:50,480
‫فقط امیدوار باش بالفور تحت تأثیر قرار بگیره،

452
00:25:50,520 --> 00:25:52,080
‫وگرنه شاید مجبور بشی بکشی کنار.

453
00:25:52,120 --> 00:25:53,960
‫جدی که نمی‌گی؟

454
00:25:54,000 --> 00:25:56,440
‫ماری، اون انجمن می‌تونه
‫آبروی خونوادگیمون رو ببره،

455
00:25:56,480 --> 00:25:58,440
‫ضرر سنگینی که به کسب‌وکار می‌زنه به کنار.

456
00:25:58,480 --> 00:26:00,320
‫- مسخره‌بازی درنیار.
‫- ساده‌لوح نباش!

457
00:26:00,360 --> 00:26:02,000
‫باید به فکر امنیت خونواده باشیم.

458
00:26:02,040 --> 00:26:03,560
‫داری آبرومون رو به خطر می‌ندازی.

459
00:26:03,600 --> 00:26:05,240
‫جو داره پولی رو که نداریم دور می‌ریزه.

460
00:26:05,280 --> 00:26:06,760
‫این بحث واقعاً سرِ خونواده‌ست، سم؟

461
00:26:06,800 --> 00:26:09,160
‫چون بیشتر شبیه حساب‌کتابِ کاسبی به نظر می‌رسه.

462
00:26:09,200 --> 00:26:10,600
‫کاسبی هم بخشی از این خونواده‌ست.

463
00:26:10,640 --> 00:26:12,760
‫نمی‌گم مغازه‌ها مهم نیستن،

464
00:26:12,800 --> 00:26:15,320
‫اما مدرسه و بچه‌هامون هم به همون اندازه مهمن.

465
00:26:15,360 --> 00:26:17,120
‫بالفور باهات لج افتاده.

466
00:26:17,160 --> 00:26:18,880
‫اگه کوتاه نیای، ممکنه همه‌چیز رو ببازیم.

467
00:26:21,520 --> 00:26:25,480
‫من پای کاری که شروع کردم می‌ایستم
‫و تا تهش می‌رم.

468
00:26:25,520 --> 00:26:27,920
‫قرار نیست همه‌ی جنگ‌ها رو ببریم، ماری.

469
00:26:29,160 --> 00:26:30,760
‫ولی تلاشمون رو که می‌تونیم بکنیم.

470
00:26:36,160 --> 00:26:38,520
‫یازده دست، و اینم از پایان بازی!

471
00:26:38,560 --> 00:26:40,280
‫- اوه!
‫- ای وای.

472
00:26:40,320 --> 00:26:42,560
‫فکر کنم برای امشب دیگه کاملاً کافی باشه.

473
00:26:42,600 --> 00:26:45,520
‫- جرج.
‫- آخ، بله، بله.

474
00:26:45,560 --> 00:26:47,320
‫شب همگی بخیر.

475
00:26:47,360 --> 00:26:49,600
‫- شب بخیر.
‫- شب همگی بخیر.

476
00:26:52,320 --> 00:26:56,360
‫- بفرما، خیالت راحت شد؟
‫- کارمون واقعاً درسته، شک نکن!

477
00:26:56,400 --> 00:27:01,920
‫- لحظه‌شماری می‌کنم قیافه‌شون رو موقع باخت ببینم.
‫- آره.

478
00:27:01,960 --> 00:27:04,960
‫جایی رو هدف می‌گیریم که بیشترین درد رو داره،
‫غرور و جیبشون!

479
00:27:05,000 --> 00:27:06,000
‫اوه.

480
00:27:06,040 --> 00:27:10,200
‫حالا که صحبت از جیب شد،
‫تو چی به عنوان وثیقه میاری؟

481
00:27:10,720 --> 00:27:11,680
‫وثیقه؟

482
00:27:11,720 --> 00:27:15,160
‫خب، توی بازی‌هایی در این سطح طبیعیه.

483
00:27:15,200 --> 00:27:16,600
‫مثلاً چه جور وثیقه‌ای؟

484
00:27:16,640 --> 00:27:23,280
‫من یاقوت میارم، اما اگه جواهرات قیمتی نباشه،

485
00:27:23,320 --> 00:27:29,880
‫سندِ ملکی مثل تالار هاردیکر هم کفایت می‌کنه.

486
00:27:29,920 --> 00:27:33,080
‫همون چیزهای همیشگی دیگه.

487
00:27:33,120 --> 00:27:35,760
‫باشه، همون چیزهای همیشگی.

488
00:27:35,800 --> 00:27:41,320
‫البته اگه وسعت نمی‌رسه،
‫خوشحال می‌شم...

489
00:27:41,360 --> 00:27:43,760
‫وثیقه‌ی جفتمون رو من بذارم.

490
00:27:43,800 --> 00:27:46,640
‫هاردیکرها کاملاً از پسش برمیان!

491
00:27:48,200 --> 00:27:51,240
‫فردا با وثیقه همین‌جا حاضر می‌شم.

492
00:27:51,280 --> 00:27:53,840
‫عالیه!

493
00:27:54,320 --> 00:27:58,040
‫عزیزم، آماده‌ای؟ نمی‌خوایم دیر برسیم که.

494
00:28:02,480 --> 00:28:04,160
‫برای جشن برداشت محصول آماده‌ای؟

495
00:28:07,560 --> 00:28:10,600
‫میگرن وحشتناکی گرفتم،
‫فکر نکنم بتونم از پسش بربیام.

496
00:28:10,640 --> 00:28:13,560
‫ماری خودش باید دست‌تنها
‫کارهای شاگردها رو هماهنگ کنه.

497
00:28:13,600 --> 00:28:14,760
‫البته.

498
00:28:15,840 --> 00:28:17,560
‫همون بهتر که نباشی و باختم رو نبینی.

499
00:28:18,680 --> 00:28:20,640
‫مطمئنم عالی پیش می‌ری جرج.

500
00:28:22,080 --> 00:28:23,320
‫آره.

501
00:28:23,560 --> 00:28:26,920
‫لطفاً از طرف من
‫از خانم هاردیکر حسابی عذرخواهی کن.

502
00:28:26,960 --> 00:28:28,160
‫حتماً.

503
00:28:28,280 --> 00:28:31,000
‫- بهتره استراحت کنی تا خوب بشی، عزیزم.
‫- هوم.

504
00:29:00,320 --> 00:29:02,480
‫سلام! خوبی؟

505
00:29:02,520 --> 00:29:04,280
‫- سلام خانم‌ها. از دیدنتون خوشحالم.
‫- سلام.

506
00:29:04,320 --> 00:29:06,600
‫خیلی خوشحالم اومدید.
‫یادتون نره ترشی هم بخرید.

507
00:29:06,640 --> 00:29:07,640
‫حتماً.

508
00:29:07,680 --> 00:29:09,400
‫نون‌های شما هم که همیشه حرف نداره.

509
00:29:09,440 --> 00:29:10,760
‫- ممنون.
‫- دستپخت شما هم عالیه.

510
00:29:10,800 --> 00:29:14,120
‫- ممنون، خانم هاردیکر.
‫- عالی به نظر میاد!

511
00:29:15,960 --> 00:29:17,600
‫- آقای بیزلی.
‫- خانم.

512
00:29:17,640 --> 00:29:19,600
‫- بی‌صبرانه منتظرم امتحانش کنم.
‫- سلام، خانم هاردیکر.

513
00:29:19,640 --> 00:29:21,840
‫- جرج.
‫- بفرمایید، تعارف نکنید، بخورید.

514
00:29:21,880 --> 00:29:24,560
‫حتماً. تعریف شربت ریواستون رو زیاد شنیدم.

515
00:29:24,600 --> 00:29:26,160
‫هر موقع راحت بودید، خانم.

516
00:29:26,200 --> 00:29:28,160
‫خانم هندرسون، هیچ‌وقت ناامیدمون نمی‌کنی.

517
00:29:28,200 --> 00:29:31,200
‫- ممنون، خانم.
‫- همه‌چیز مرتبه؟

518
00:29:31,240 --> 00:29:34,320
‫- کم‌کم داره ردیف می‌شه، خانم.
‫- خوبه، بسیار خوب.

519
00:29:34,360 --> 00:29:36,840
‫به‌به، خوراک گوشت!

520
00:29:36,880 --> 00:29:38,240
‫عجب بوی محشری میده.

521
00:29:40,000 --> 00:29:41,880
‫بده من، بذار منم امتحان کنم.

522
00:29:41,920 --> 00:29:43,880
‫اینم از این. آخیش!

523
00:29:43,920 --> 00:29:46,160
‫به جشن برداشت محصول هاردیکر خوش اومدید.

524
00:29:46,200 --> 00:29:49,120
‫حالا یه چیزی رو باید بهت نشون بدم. بیا.

525
00:29:50,640 --> 00:29:52,280
‫بابت دیروز معذرت می‌خوام.

526
00:29:52,320 --> 00:29:54,360
‫نه، نباید وقتی ناراحت بودی بهت پیله می‌کردم.

527
00:29:54,400 --> 00:29:55,960
‫- ناراحت نیستم.
‫- خیلی خب!

528
00:29:57,120 --> 00:29:58,920
‫- ببین.
‫- آب‌نبات لیمویی!

529
00:29:58,960 --> 00:30:02,760
‫آره. هیچ جشن برداشت محصولی
‫بدون اینا خوب برگزار نمی‌شه.

530
00:30:04,040 --> 00:30:07,800
‫گوش کن عزیزم، آدمِ درست بالاخره پیدا می‌شه،

531
00:30:07,840 --> 00:30:10,280
‫یکی که بتونی بهش اعتماد کنی.

532
00:30:10,320 --> 00:30:11,920
‫اگه پیدا نشد چی؟

533
00:30:12,480 --> 00:30:14,600
‫- منظورت چیه؟
‫- جو که سر کاره،

534
00:30:14,640 --> 00:30:18,640
‫هری هم دانشگاه میره.
‫من اگه ازدواج نکنم چی‌کار کنم؟

535
00:30:19,440 --> 00:30:23,240
‫با ادوارد، دست‌کم یه آینده‌ای جلوی روم می‌دیدم.

536
00:30:23,680 --> 00:30:25,480
‫اصلاً منصفانه نیست.

537
00:30:26,560 --> 00:30:28,360
‫می‌دونم.

538
00:30:28,400 --> 00:30:29,960
‫می‌دونم عزیزم، متأسفم.

539
00:30:32,240 --> 00:30:33,400
‫متأسفم.

540
00:30:34,640 --> 00:30:36,400
‫حسابی کلافه‌ام.

541
00:30:36,720 --> 00:30:39,000
‫کلی رویا دارم، بتسی.

542
00:30:39,400 --> 00:30:41,040
‫خودت می‌دونی.

543
00:30:41,080 --> 00:30:43,280
‫ولی وقتی مدام موی دماغم می‌شه،
‫هیچ کاری از پیش نمی‌برم.

544
00:30:43,320 --> 00:30:46,280
‫همش گیر دادی به اینکه رضایت اون رو جلب کنی.

545
00:30:46,480 --> 00:30:48,240
‫منم رویا دارم، جو.

546
00:30:48,280 --> 00:30:51,600
‫می‌دونی همه‌شون با چی شروع می‌شن؟
‫با خونواده‌مون.

547
00:30:52,200 --> 00:30:55,640
‫تو، من، ساموئل کوچولو.

548
00:30:55,960 --> 00:30:57,640
‫مدام با خودم فکر می‌کنم

549
00:30:57,680 --> 00:31:00,560
‫چه حس خوبی داشت اگه خودمون
‫زندگی‌ای رو که می‌خواستیم می‌ساختیم.

550
00:31:00,600 --> 00:31:02,560
‫می‌دونم، منم بهش فکر می‌کنم، بتسی.

551
00:31:06,920 --> 00:31:08,320
‫اما می‌دونی معنیش چی می‌شه.

552
00:31:15,920 --> 00:31:17,840
‫آقای بالفور، ممنون که تشریف آوردید.

553
00:31:18,240 --> 00:31:19,800
‫آقای هاردیکر، باعث افتخاره.

554
00:31:21,080 --> 00:31:22,320
‫خانم هاردیکر.

555
00:31:24,600 --> 00:31:29,000
‫خب، پس این انجمن حراست...

556
00:31:30,280 --> 00:31:32,800
‫- «انجمن ملی حراست».
‫- درسته.

557
00:31:32,840 --> 00:31:35,960
‫البته، «انجمن ملی حراست».

558
00:31:36,000 --> 00:31:37,440
‫دقیقاً کارش چیه؟

559
00:31:37,480 --> 00:31:39,880
‫یه انجمن خودجوش و مردمیه.

560
00:31:39,920 --> 00:31:41,760
‫راستش مثل یه رسالته.

561
00:31:42,040 --> 00:31:45,800
‫ما برای خیر و صلاح عموم،
‫اصول اخلاقی رو حفظ می‌کنیم.

562
00:31:45,960 --> 00:31:48,560
‫چه کار پسندیده‌ای.

563
00:31:48,600 --> 00:31:52,520
‫پس خودتون، خودتون رو منصوب می‌کنید
‫و بعد تصمیم می‌گیرید چی اخلاقیه و چی نیست.

564
00:31:52,560 --> 00:31:54,840
‫- بله.
‫- و مدرسه‌ها رو هم شامل می‌شه.

565
00:31:54,880 --> 00:31:58,960
‫هر چیزی که شهروندها رو در معرض مطالب غیراخلاقی

566
00:31:59,000 --> 00:32:01,760
‫یا افکار ساختارشکن قرار بده.

567
00:32:01,800 --> 00:32:03,080
‫بهتون اطمینان می‌دم، آقای بالفور،

568
00:32:03,120 --> 00:32:06,040
‫توی مدرسه‌ی ما اصلاً از این خبرا نیست.

569
00:32:06,080 --> 00:32:08,520
‫ما معمولاً با اداره‌ی آموزش همکاری می‌کنیم،

570
00:32:08,560 --> 00:32:13,240
‫که معلم‌های رسمی و نیروهای آموزش‌دیده داره.

571
00:32:14,120 --> 00:32:16,480
‫این سازوکاری که شما راه انداختید فرق داره.

572
00:32:16,600 --> 00:32:18,600
‫- اولین بار نیست که همچین کاری انجام میشه.
‫- درسته.

573
00:32:18,640 --> 00:32:21,960
‫دقیقاً. من فقط هر کمکی از دستم بربیاد انجام میدم.

574
00:32:22,000 --> 00:32:25,960
‫این کلاس واقعاً داره کار مفیدی می‌کنه، آقای بالفور.

575
00:32:26,000 --> 00:32:28,360
‫- نیتتون قشنگه، خانم هاردیکر.
‫- ممنون.

576
00:32:28,400 --> 00:32:30,400
‫ولی اجازه بدید من در این باره قضاوت کنم.

577
00:32:34,400 --> 00:32:37,920
‫بانو آگاتا و بانو کارولاین.

578
00:32:37,960 --> 00:32:40,160
‫خیلی خوش اومدید.

579
00:32:40,200 --> 00:32:42,920
‫موافقید اول تکلیف حساب‌کتاب‌ها رو روشن کنیم؟

580
00:32:44,480 --> 00:32:45,480
‫وثیقه.

581
00:32:46,200 --> 00:32:49,960
‫یاقوت‌های نایاب من از برمه.

582
00:32:52,800 --> 00:32:55,960
‫سندِ خونه‌م در کورن‌وال.

583
00:32:56,000 --> 00:32:57,200
‫و مال من در ویندزور.

584
00:32:58,520 --> 00:33:00,320
‫و مال من در یورکشایر.

585
00:33:03,280 --> 00:33:04,840
‫بسیار خب.

586
00:33:06,160 --> 00:33:07,240
‫شروع کنیم.

587
00:33:20,640 --> 00:33:22,760
‫نفر سوم.

588
00:33:24,960 --> 00:33:26,240
‫آفرین.

589
00:33:33,360 --> 00:33:35,400
‫نفر دوم.

590
00:33:36,520 --> 00:33:37,520
‫عالیه!

591
00:33:40,600 --> 00:33:43,000
‫به دل نگیرید، لرد فیتزهربرت.

592
00:33:44,120 --> 00:33:47,280
‫و جایزه‌ی اول...

593
00:33:49,040 --> 00:33:50,920
‫می‌رسه به این نوشیدنیِ بی‌نظیر...

594
00:33:50,960 --> 00:33:53,080
‫شربت ریواس!

595
00:33:55,280 --> 00:33:56,480
‫- جرج!
‫- آفرین!

596
00:34:00,200 --> 00:34:02,720
‫توی پاییز حسابی نوشیدنیِ می‌چسبه.

597
00:34:04,280 --> 00:34:06,520
‫- تبریک می‌گم.
‫- خیلی ممنون.

598
00:34:06,560 --> 00:34:09,400
‫- دست‌مریزاد، جرج.
‫- ممنون.

599
00:34:17,280 --> 00:34:20,160
‫هرکی دو دست از سه دست رو ببره برنده‌ست، قبوله؟

600
00:34:20,200 --> 00:34:21,600
‫کاملاً.

601
00:34:23,480 --> 00:34:25,960
‫کلاً دو دست لازمه تا با خاک یکسانشون کنیم.

602
00:34:26,000 --> 00:34:27,400
‫به خودت خیلی مطمئنی؟

603
00:34:27,920 --> 00:34:30,240
‫اولش همیشه اعتمادبه‌نفس دارن.

604
00:34:31,320 --> 00:34:33,880
‫شروع: یک دل.

605
00:34:34,960 --> 00:34:36,120
‫پاس.

606
00:34:36,360 --> 00:34:39,200
‫- دو دل.
‫- پاس.

607
00:34:39,240 --> 00:34:41,000
‫چهار دل.

608
00:34:41,480 --> 00:34:45,920
‫پاس.

609
00:34:47,280 --> 00:34:49,520
‫- می‌تونم شروع کنم؟
‫- بفرمایید.

610
00:35:05,280 --> 00:35:08,640
‫سلام به همگی. سلام.
‫یه لحظه توجه بفرمایید.

611
00:35:08,680 --> 00:35:10,640
‫ممنونم.

612
00:35:10,680 --> 00:35:13,160
‫امیدوارم از این جشن لذت ببرید.

613
00:35:13,200 --> 00:35:15,800
‫حالا می‌خوام از چندتا از شاگردهامون دعوت کنم

614
00:35:15,840 --> 00:35:18,120
‫تا برامون شعر برداشت محصول بخونن،

615
00:35:18,160 --> 00:35:21,360
‫پس بیاید با همدیگه بهشون خوشامد بگیم.

616
00:35:21,400 --> 00:35:24,880
‫لطفاً مگی رو تشویق کنید بیاد روی صحنه.

617
00:35:28,480 --> 00:35:30,120
‫فکر کنم خوشتون بیاد.

618
00:35:57,600 --> 00:35:58,920
‫ببخشید، نمی‌تونم.

619
00:36:11,400 --> 00:36:13,000
‫اینم از اولین بردمون.

620
00:36:13,040 --> 00:36:14,560
‫یازده دست.

621
00:36:14,600 --> 00:36:17,400
‫گفتم که، بدجوری توی دردسر افتادید!

622
00:36:17,440 --> 00:36:20,080
‫- آماده‌ی دست دوم هستید؟
‫- صددرصد.

623
00:36:23,000 --> 00:36:25,560
‫بتسی! بتسی، برو اون بالا!

624
00:36:25,600 --> 00:36:26,840
‫برو دیگه.

625
00:36:30,120 --> 00:36:31,360
‫ای وای.

626
00:36:33,680 --> 00:36:36,000
‫«بیایید، ای شکرگزاران، بیایید.»

627
00:36:38,200 --> 00:36:41,200
‫«بیایید، ای شکرگزاران، بیایید،

628
00:36:41,240 --> 00:36:43,840
‫سرود جشن برداشت سر دهید،

629
00:36:44,560 --> 00:36:46,960
‫همه‌چیز به سلامت گرد آمده،

630
00:36:47,560 --> 00:36:50,400
‫پیش از آنکه طوفان‌های زمستان آغاز شود.

631
00:36:50,440 --> 00:36:55,800
‫آفریدگارمان روزیِ ما را می‌رساند
‫و نیازهایمان را برآورده می‌سازد.

632
00:36:56,840 --> 00:36:59,520
‫بیایید، به معبد پروردگار بیایید،

633
00:36:59,560 --> 00:37:02,160
‫سرود جشن برداشت سر دهید،

634
00:37:03,360 --> 00:37:06,200
‫که جهان یکسر مزرعه‌ی پروردگار است،

635
00:37:06,240 --> 00:37:09,200
‫و میوه‌اش ستایشی‌ست تقدیم به او.

636
00:37:09,240 --> 00:37:12,080
‫گندم و علف‌های هرز با هم کاشته شده‌اند،

637
00:37:12,120 --> 00:37:14,720
‫تا مایه‌ی شادی یا اندوه شوند.

638
00:37:15,920 --> 00:37:18,560
‫نخست جوانه و سپس سنبل،

639
00:37:18,600 --> 00:37:21,360
‫و آنگاه خوشه‌ی پربار پدیدار خواهد گشت.»

640
00:37:25,480 --> 00:37:27,120
‫آفرین.

641
00:37:45,520 --> 00:37:49,120
‫ده دست. این دست مال ماست.

642
00:37:49,160 --> 00:37:50,720
‫هنوزم به خودتون مطمئنی؟

643
00:37:52,080 --> 00:37:54,120
‫هنوز دست آخر مونده.

644
00:37:54,160 --> 00:37:55,720
‫برنده همه‌چیز رو می‌بره.

645
00:38:02,720 --> 00:38:06,200
‫[طعم یورکشایر]

646
00:38:07,840 --> 00:38:10,520
‫- جو اینجاست؟
‫- باز چی شده؟

647
00:38:10,560 --> 00:38:12,200
‫نه، نه، خبرهای خوبی دارم.

648
00:38:12,240 --> 00:38:14,680
‫شرکتی که دستگاه کنسرو‌سازی رو
‫ازش خریدیم تماس گرفت.

649
00:38:14,720 --> 00:38:16,520
‫- پس کلاهبرداری در کار نبوده؟
‫- نه.

650
00:38:16,560 --> 00:38:19,640
‫بعضی از کارگرهاشون آنفولانزای روسی گرفته بودن،

651
00:38:19,680 --> 00:38:21,120
‫اونم درست وسط اسباب‌کشی دفترشون.

652
00:38:23,200 --> 00:38:26,200
‫خیلی بد شد، ولی دستگاه هفته‌ی بعد می‌رسه.

653
00:38:31,360 --> 00:38:34,560
‫به جو بگو بهش یه عذرخواهی بدهکارم،
‫ولی بازم کارش بدون فکر بود.

654
00:38:36,000 --> 00:38:38,960
‫- خب؟
‫- روز فوق‌العاده‌ای بود، خانم هاردیکر.

655
00:38:39,000 --> 00:38:42,320
‫- کارتون محشر بود.
‫- ممنون، قربان.

656
00:38:42,360 --> 00:38:45,240
‫اصلاً درک نمی‌کنم چرا همه این‌قدر نگران بودن.

657
00:38:45,280 --> 00:38:48,320
‫شاگردهاتون یه شعر رو هم به زور می‌خونن.

658
00:38:50,320 --> 00:38:51,880
‫چی فرمودید؟!

659
00:38:51,920 --> 00:38:54,800
‫بار اولی که دیدمتون،
‫راستش یکم نگران شدم.

660
00:38:54,840 --> 00:38:58,520
‫زنی که خودش سواد چندانی نداره،
‫بخواد به بقیه درس بده.

661
00:38:58,560 --> 00:38:59,680
‫یه لحظه صبر کنید ببینم...

662
00:38:59,720 --> 00:39:02,440
‫نه سم، بذار آقای بالفور نظرش رو بگه.

663
00:39:02,480 --> 00:39:04,040
‫منظورم اینه که...

664
00:39:04,080 --> 00:39:07,360
‫می‌بینم شما هم درست عین بقیه‌ی زن‌های هم‌تیپ خودتونید.

665
00:39:07,400 --> 00:39:11,320
‫حوصله‌تون سر رفته، پول زیادی دارید،
‫یه هوسی زد به سرتون.

666
00:39:11,360 --> 00:39:14,160
‫شک دارم اصلاً این مدرسه تا زمستون دووم بیاره،

667
00:39:14,200 --> 00:39:16,240
‫قبل از اینکه شما برید سراغ یه سرگرمیِ دیگه.

668
00:39:16,280 --> 00:39:19,320
‫با این حال، چندتا پیشنهاد دارم
‫که مایلم مطرح کنم...

669
00:39:19,360 --> 00:39:21,680
‫این مدرسه سرگرمی نیست!

670
00:39:21,720 --> 00:39:23,400
‫- فکر کنم خودش اینو خوب می‌دونه.
‫- نه، نه، نه!

671
00:39:23,440 --> 00:39:25,880
‫چرا باید جلوی یکی مثل این سر خم کنیم؟

672
00:39:25,920 --> 00:39:27,960
‫یارو اصلاً نمی‌دونه داره راجع به چی حرف می‌زنه!

673
00:39:28,000 --> 00:39:29,440
‫چطور جرئت می‌کنید!

674
00:39:29,480 --> 00:39:32,880
‫نه، تو چطور جرئت می‌کنی ما رو قضاوت کنی؟!

675
00:39:32,920 --> 00:39:34,680
‫این مدرسه داره اوضاع رو عوض می‌کنه.

676
00:39:34,720 --> 00:39:36,960
‫سواد داشتن یعنی قدرت.

677
00:39:37,000 --> 00:39:38,480
‫به شاگردهای ما جرئت حرف زدن میده،

678
00:39:38,520 --> 00:39:40,320
‫جرئت اینکه جلوی صاحب‌خونه‌ها بایستن،

679
00:39:40,360 --> 00:39:43,280
‫جلوی کارفرماهاشون،
‫اصلاً حتی جلوی شوهرهای خودشون قد علم کنن!

680
00:39:44,080 --> 00:39:47,080
‫آقای هاردیکر، اجازه می‌دید
‫همسرتون این‌طوری با من حرف بزنه؟

681
00:39:47,120 --> 00:39:48,120
‫اجازه؟!

682
00:39:48,160 --> 00:39:51,480
‫آره، چون تمام زورتون سر همینه،
‫مگه نه آقای بالفور؟

683
00:39:52,120 --> 00:39:52,920
‫سرِ «اجازه دادن»!

684
00:39:54,280 --> 00:39:57,680
‫دارید با دم شیر بازی می‌کنید.

685
00:39:57,720 --> 00:40:00,080
‫پس لابد دارم یه کاری رو درست انجام می‌دم.

686
00:40:00,120 --> 00:40:02,520
‫همسرم بیراه نمی‌گه، آقای بالفور.

687
00:40:02,880 --> 00:40:04,360
‫شاگردها رو که خودتون دیدید.

688
00:40:04,400 --> 00:40:07,120
‫بحث سر ایجاد تغییره، مگه مهم‌تر از اینم داریم؟

689
00:40:07,160 --> 00:40:10,880
‫من می‌تونم این مدرسه رو تعطیل کنم
‫و حتماً هم می‌کنم.

690
00:40:10,920 --> 00:40:13,000
‫هر کاری از دستت برمیاد بکن.

691
00:40:13,040 --> 00:40:15,640
‫ولی اگه مردم سواد بخوان،
‫بالاخره می‌رن دنبالش.

692
00:40:15,680 --> 00:40:18,120
‫اگه قراره کسی به اهالیِ اینجا آموزش بده،

693
00:40:18,160 --> 00:40:20,400
‫باید از راه اصولیش باشه.

694
00:40:20,440 --> 00:40:22,720
‫با اداره‌ی آموزش تماس می‌گیرم

695
00:40:22,760 --> 00:40:25,160
‫و می‌خوام فوراً مداخله کنن.

696
00:40:26,440 --> 00:40:29,280
‫کار این مدرسه تمومه.

697
00:40:29,320 --> 00:40:30,520
‫روزتون بخیر.

698
00:40:37,000 --> 00:40:38,600
‫بیاید بازی رو هیجان‌انگیزتر کنیم.

699
00:40:40,760 --> 00:40:42,360
‫شرط رو ببریم بالا؟

700
00:40:48,320 --> 00:40:50,240
‫می‌خوای سرِ وثیقه‌ها بازی کنی؟

701
00:40:50,280 --> 00:40:52,240
‫نکنه از وسعت خارجه؟

702
00:40:54,000 --> 00:40:56,510
‫مثل همیشه.

703
00:40:56,560 --> 00:40:58,760
‫دستتون خالیه،

704
00:40:58,800 --> 00:41:01,840
‫و امید دارید با بالا بردن مبلغ،

705
00:41:01,880 --> 00:41:05,360
‫ما جا بزنیم و دست از اول شروع بشه.

706
00:41:05,400 --> 00:41:07,800
‫می‌تونیم همین‌جا بی‌خیال بشیم.

707
00:41:07,840 --> 00:41:09,680
‫هرکدوممون یه دست بردیم.

708
00:41:14,280 --> 00:41:15,640
‫صبر کنید ببینم.

709
00:41:15,680 --> 00:41:17,760
‫ما بازی سوم رو شروع کردیم.

710
00:41:18,920 --> 00:41:20,920
‫کارت‌ها پخش شدن.

711
00:41:20,960 --> 00:41:22,320
‫اگه مطمئنید می‌برید،

712
00:41:22,360 --> 00:41:24,600
‫پس نباید مشکلی با بالا بردن شرط داشته باشید.

713
00:41:25,080 --> 00:41:27,160
‫تنها راه دیگه‌ش اینه که تسلیم بشید.

714
00:41:45,680 --> 00:41:46,880
‫بازی کنیم.

715
00:41:51,520 --> 00:41:54,200
‫با افتخار و پیروزی برگشتم!

716
00:41:54,240 --> 00:41:57,040
‫کمپرس! اون کمپرس رو زود بده به من!

717
00:41:57,080 --> 00:41:58,880
‫آخیش، آره!

718
00:42:00,720 --> 00:42:03,120
‫غنایم جنگی مال برنده‌ست!

719
00:42:03,160 --> 00:42:04,800
‫بابا، بردی!

720
00:42:04,840 --> 00:42:08,000
‫آفرین، جرج!

721
00:42:08,040 --> 00:42:09,920
‫- همه‌مون باید مزه‌ش کنیم.
‫- بله، حتماً.

722
00:42:09,960 --> 00:42:13,560
‫- شعرخوانی چطور پیش رفت؟
‫- شاگردا عالی بودن.

723
00:42:13,600 --> 00:42:15,160
‫مگی چی؟

724
00:42:15,200 --> 00:42:18,200
‫- فوق‌العاده بود.
‫- خدا رو شکر.

725
00:42:18,240 --> 00:42:19,320
‫ولی...

726
00:42:20,440 --> 00:42:23,720
‫شنیدم که می‌گفتن قراره مدرسه رو تخته کنن.

727
00:42:25,560 --> 00:42:26,560
‫متأسفم، عزیزم.

728
00:42:26,600 --> 00:42:29,200
‫می‌دونم چقدر درس دادن توی اونجا رو دوست داشتی.

729
00:42:30,560 --> 00:42:32,360
‫بابا، شربت رو بیار اینجا.

730
00:42:38,920 --> 00:42:40,200
‫متأسفم، ماری.

731
00:42:40,240 --> 00:42:43,000
‫کاری از دست من برمیاد؟

732
00:42:43,040 --> 00:42:46,080
‫نه، حق با تو بود.

733
00:42:46,120 --> 00:42:47,880
‫توی بعضی جنگ‌ها نمی‌شه برنده شد.

734
00:42:49,320 --> 00:42:51,680
‫خیلی استرس داشتم.
‫همه‌جا دارن درباره‌ی تو حرف می‌زنن.

735
00:42:53,680 --> 00:42:55,800
‫چی بهشون بگم آخه؟

736
00:42:55,840 --> 00:42:58,400
‫بهشون می‌گی هر کاری از دستت برمیومد رو انجام دادی.

737
00:43:01,360 --> 00:43:03,680
‫گاهی وقتا اوضاع اون‌جوری که می‌خوایم پیش نمی‌ره.

738
00:43:03,720 --> 00:43:05,720
‫- خودتم اینو خوب می‌دونی.
‫- آره.

739
00:43:05,760 --> 00:43:06,760
‫هوم؟

740
00:43:12,680 --> 00:43:15,880
‫شش دست مال ما.

741
00:43:18,720 --> 00:43:20,640
‫ما هم شش دست بردیم.

742
00:43:20,680 --> 00:43:23,000
‫دست بعدی برنده رو مشخص می‌کنه.

743
00:43:25,880 --> 00:43:27,120
‫نوبت بازی منه.

744
00:43:46,320 --> 00:43:49,120
‫این دست مال ماست، بازی رو هم بردیم!

745
00:43:50,160 --> 00:43:53,200
‫چی؟ نه... فکر می‌کردم بردیم.

746
00:43:53,240 --> 00:43:55,040
‫فکر می‌کردم سرباز خشت دست توئه!

747
00:43:56,920 --> 00:43:58,520
‫ای وای.

748
00:43:58,560 --> 00:44:01,160
‫تالار هاردیکر رو باختی.

749
00:44:04,560 --> 00:44:06,600
‫اومدم طلبم رو بگیرم.

750
00:44:06,640 --> 00:44:08,200
‫خونه رو سرِ کارت‌بازی شرط نبستی که؟

751
00:44:08,240 --> 00:44:09,760
‫مدرک وثیقه لازم بود.

752
00:44:09,800 --> 00:44:12,080
‫- دلم می‌خواد منم نظرم رو بگم.
‫- شاید بهتر باشه بگی.

753
00:44:12,120 --> 00:44:15,160
‫- همه حق دارن توی اون انتخابات نامزد بشن.
‫- حتی یه زن؟

754
00:44:15,200 --> 00:44:16,720
‫فقط دارم راه‌های جدیدی رو...

755
00:44:16,760 --> 00:44:18,720
‫- برای گسترش دادن کسب‌وکار بررسی می‌کنم.
‫- و از ایده‌ی من خوشت اومده؟

756
00:44:18,760 --> 00:44:20,440
‫- آره. آره، خوشم اومده.
‫- لعنتی!

757
00:44:20,480 --> 00:44:22,320
‫چرا داری هرچی رو که براش جون کندم ازم می‌گیری؟

758
00:44:22,360 --> 00:44:25,000
‫نمی‌خوام بخشی از این چشم‌اندازِ
‫عجیب‌وغریبت برای آینده باشم.

759
00:44:25,040 --> 00:44:28,160
‫یه نامه‌ی رسواکننده به دستم رسیده.

760
00:44:28,200 --> 00:44:30,560
‫پسر کوچیکتون نوشته بودش.

761
00:44:30,600 --> 00:44:32,040
‫از کجا به دستش آوردی؟

762
00:44:32,080 --> 00:44:34,480
‫- باید یه خاکی به سرمون بریزیم،
‫- هیچ‌جوره نمی‌تونیم جلوش رو بگیریم.

763
00:44:36,480 --> 00:44:46,480
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M