1
00:00:00,000 --> 00:00:02,880
‫یه جیزی رو برداشتم که نباید برمی‌داشتم.
‫یه نامه‌ی خصوصی از هری رو کش رفتم.

2
00:00:02,920 --> 00:00:05,000
‫این راز کوچولو بین خودمون بمونه.

3
00:00:05,040 --> 00:00:07,160
‫شکایت‌هایی درباره‌ی این مدرسه به دستم رسیده،

4
00:00:07,200 --> 00:00:09,840
‫- از طرف کی؟
‫- این موضوع محرمانه‌ست، خانم.

5
00:00:09,880 --> 00:00:11,720
‫آدمِ مناسبت بالاخره پیدا می‌شه، عزیزم.

6
00:00:11,760 --> 00:00:14,120
‫جو که سر کاره، هری هم دانشگاه می‌ره،

7
00:00:14,160 --> 00:00:15,720
‫اگه ازدواج نکنم چی‌کار کنم؟

8
00:00:15,760 --> 00:00:18,240
‫همش فکر می‌کنم اگه آزاد بودیم چه حسی داشت.

9
00:00:18,280 --> 00:00:19,480
‫منم تصورش می‌کنم، بتسی.

10
00:00:19,520 --> 00:00:21,960
‫کار این مدرسه تمومه.

11
00:00:22,000 --> 00:00:25,040
‫دستِ بعدی برنده رو مشخص می‌کنه،
‫برنده همه‌چی رو می‌بره.

12
00:00:25,080 --> 00:00:26,640
‫چی؟ فکر می‌کردم بردیم!

13
00:00:26,680 --> 00:00:29,960
‫ای وای... تالار هاردیکر رو باختی.

14
00:00:30,960 --> 00:00:40,960
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

15
00:01:03,960 --> 00:01:05,520
‫حیف شد واقعاً.

16
00:01:05,560 --> 00:01:09,120
‫انصاف نیست یه آدم عوضی بتونه مدرسه رو تعطیل کنه.

17
00:01:09,160 --> 00:01:13,840
‫آره، ولی الکی جو راه انداخته
‫و کشیش و هیئت‌مدیره رو پر کرده.

18
00:01:15,600 --> 00:01:18,040
‫همه دلشون برای اینجا تنگ می‌شه.

19
00:01:18,080 --> 00:01:19,080
‫از جمله خودِ من.

20
00:01:20,840 --> 00:01:22,480
‫می‌دونم.

21
00:01:22,520 --> 00:01:24,800
‫صبح بخیر، ماری، بتسی.

22
00:01:24,840 --> 00:01:29,120
‫بانو اما، حالتون چطوره؟
‫شنیدم میگرن گرفته بودید، ناراحت شدم.

23
00:01:29,160 --> 00:01:32,600
‫- خداروشکر دیگه تموم شد.
‫- خداروشکر.

24
00:01:32,640 --> 00:01:34,840
‫اومدم کتاب‌هام رو بردارم.

25
00:01:34,880 --> 00:01:38,160
‫- فکر کنم اینا مال شما باشن.
‫- ممنون.

26
00:01:38,200 --> 00:01:42,440
‫راستش می‌خواستم بابت کمک‌هاتون
‫توی کلاس‌ها تشکر کنم،

27
00:01:42,480 --> 00:01:44,600
‫هم برای من خیلی ارزش داشت، هم برای خانم‌ها.

28
00:01:44,640 --> 00:01:47,920
‫کاش مگی رو می‌دیدید، چقدر قشنگ روخونی کرد!

29
00:01:47,960 --> 00:01:49,560
‫خوشحالم این رو می‌شنوم.

30
00:01:52,400 --> 00:01:54,640
‫خب... راستش...

31
00:01:54,680 --> 00:01:57,080
‫من... من...

32
00:01:59,160 --> 00:02:02,040
‫از درس دادن خیلی لذت می‌برم،

33
00:02:02,080 --> 00:02:04,600
‫و متأسفم که کار به اینجا کشید.

34
00:02:04,640 --> 00:02:06,240
‫آره.

35
00:02:06,280 --> 00:02:09,920
‫آره، وقتی اون رو دیدم خونم به جوش اومد،
‫[انتخابات هیئت مدیره‌ی مدرسه]

36
00:02:09,960 --> 00:02:11,680
‫دلم می‌خواد حرفم رو بزنم،

37
00:02:11,720 --> 00:02:14,360
‫بهشون بگم درس و مشق فقط مال بچه‌ها نیست.

38
00:02:14,400 --> 00:02:17,560
‫چرا بزرگ‌ترهایی که جا موندن
‫نباید همین فرصت رو داشته باشن؟

39
00:02:17,600 --> 00:02:19,400
‫شاید واقعاً باید حرفت رو بزنی.

40
00:02:19,440 --> 00:02:22,080
‫هر کسی می‌تونه کاندید بشه.

41
00:02:22,120 --> 00:02:23,760
‫حتی یه زن؟

42
00:02:25,320 --> 00:02:27,360
‫حتی یه زن.

43
00:02:38,000 --> 00:02:40,640
‫- صبح بخیر.
‫- بانو هانسن.

44
00:02:40,680 --> 00:02:43,040
‫خیلی خوش اومدید.

45
00:02:43,080 --> 00:02:47,560
‫می‌خوام با خانم هاردیکر و مادرش صحبت کنم.

46
00:02:48,840 --> 00:02:51,960
‫بانو هانسن، چه سعادتی!

47
00:02:52,000 --> 00:02:56,000
‫- چه کمکی می‌تونم بهتون بکنم؟
‫- اومدم طلبم رو بگیرم.

48
00:02:57,160 --> 00:03:00,600
‫ببخشید، متوجه نمی‌شم.

49
00:03:00,640 --> 00:03:02,080
‫بگو واقعیت نداره، «ما».

50
00:03:02,120 --> 00:03:03,800
‫بگو سرِ خونه شرط‌بندی نکردی!

51
00:03:03,840 --> 00:03:06,080
‫شرط‌ها بالا بود، باید ضمانت می‌ذاشتیم.

52
00:03:06,120 --> 00:03:08,960
‫آخه عقلت کجا رفته بود؟ زده به سرت؟

53
00:03:09,000 --> 00:03:11,760
‫- من خوب می‌دونم چطور این اتفاق افتاده.
‫- خب، بگو ببینم!

54
00:03:11,800 --> 00:03:14,960
‫می‌خواستی به این افاده‌ای‌ها نشون بدی
‫کی از همه زرنگ‌تره،

55
00:03:15,000 --> 00:03:17,200
‫مطمئن هم بودی که می‌بری،

56
00:03:17,240 --> 00:03:18,840
‫واسه همین وقتی ورق برگشت،

57
00:03:18,880 --> 00:03:20,960
‫غرور بی‌جات نذاشت کوتاه بیای،

58
00:03:21,000 --> 00:03:23,240
‫حتی به قیمت نابود کردنِ کل خونواده!

59
00:03:23,280 --> 00:03:26,280
‫- که اینطور؟
‫- اعتراف کن، «ما»، بهت رودست زدن!

60
00:03:27,320 --> 00:03:29,600
‫نبینم بدونِ من باهاش حرف بزنی!

61
00:03:31,240 --> 00:03:35,880
‫می‌بینم که در جریان باختِ فاجعه‌بارتون

62
00:03:35,920 --> 00:03:38,280
‫سر میز شرط‌بندی هستید، خانم هاردیکر.

63
00:03:39,600 --> 00:03:44,280
‫مادرم واقعاً بی‌عقلی کرده، این قضیه...

64
00:03:44,320 --> 00:03:46,240
‫واقعاً شوکه‌کننده بود.

65
00:03:46,280 --> 00:03:49,960
‫عواقبش برای خونواده‌تون خیلی سنگینه.

66
00:03:50,000 --> 00:03:54,400
‫بله، واسه همین امیدوار بودم با توجه به شرایط،

67
00:03:54,440 --> 00:03:57,520
‫و اینکه این فقط یه بازی دوستانه بین چند تا بانو بوده

68
00:03:57,560 --> 00:04:00,600
‫و برای بهتر شدن روابط خونواده‌هامونه،
‫یه جوری با هم کنار بیایم.

69
00:04:01,760 --> 00:04:04,560
‫- بدهی رو ببخشم؟
‫- بله.

70
00:04:04,600 --> 00:04:05,720
‫ابداً.

71
00:04:05,760 --> 00:04:13,320
‫برام عجیبه که فکر می‌کنید
‫شرافت و قول‌وقرار بین زن‌ها انقدر آبکیه.

72
00:04:13,360 --> 00:04:17,800
‫معلومه که این‌طور نیست،
‫من دارم از... گذشت و انسانیت حرف می‌زنم.

73
00:04:17,840 --> 00:04:20,720
‫قوانین رو من تعیین نکردم، خانم هاردیکر.

74
00:04:20,760 --> 00:04:22,520
‫نه، ولی لازم بود زیر پا بذاریدشون!

75
00:04:22,560 --> 00:04:26,720
‫- جفتمون می‌خواستیم ببریم.
‫- چی داری می‌گی، «ما»؟

76
00:04:31,920 --> 00:04:34,880
‫سفته‌تون.

77
00:04:40,480 --> 00:04:42,000
‫سندِ خونه.

78
00:04:45,000 --> 00:04:47,480
‫اها.

79
00:04:47,520 --> 00:04:49,320
‫اصلاً هم پشیمون نیستی.

80
00:04:49,360 --> 00:04:52,680
‫خونواده‌ی شما داشتن توی توهم زندگی می‌کردن،

81
00:04:52,720 --> 00:04:54,960
‫باید این حباب شکسته می‌شد.

82
00:04:55,000 --> 00:04:56,400
‫چه توهمی مثلاً؟

83
00:04:56,440 --> 00:05:00,040
‫اینکه پولِ بادآورده با خودش اصالت میاره،

84
00:05:00,080 --> 00:05:06,640
‫در صورتی که اصالت به نسل‌ها خون پاک
‫و تربیت خانوادگی نیاز داره،

85
00:05:06,680 --> 00:05:11,720
‫ویژگی‌هایی که خونواده‌هایی
‫که نسل‌اندرنسل ماهی پاک می‌کردن،

86
00:05:11,760 --> 00:05:13,520
‫عمراً خوابش رو هم نمی‌بینن.

87
00:05:13,560 --> 00:05:16,040
‫بفرما، کینه و عقده‌ت زد بالا!

88
00:05:16,080 --> 00:05:19,840
‫ایملدا تله گذاشته بود تا حتماً ببازیم.

89
00:05:19,880 --> 00:05:22,120
‫مار هفت‌خطیه، ماری.

90
00:05:22,160 --> 00:05:23,840
‫هوم.

91
00:05:23,880 --> 00:05:26,400
‫می‌دونی، آدم‌هایی مثل شماها خیلی دوروان،

92
00:05:26,440 --> 00:05:28,680
‫از فقرا و کارگرها بدتون میاد،

93
00:05:28,720 --> 00:05:31,440
‫ولی زندگی خودتون لنگِ ماست.

94
00:05:31,480 --> 00:05:34,880
‫نه اصلاً، اشتباه متوجه شدی،

95
00:05:34,920 --> 00:05:38,680
‫من یه ماهی‌فروش ماهر رو تحسین می‌کنم،

96
00:05:38,720 --> 00:05:42,240
‫درست مثل یه دودکش‌پاک‌کن خوب.

97
00:05:42,280 --> 00:05:46,920
‫اگه توی جایگاه خودتون می‌موندید،
‫هیچ‌کدوم از این بلاها سرتون نمی‌اومد.

98
00:05:46,960 --> 00:05:51,880
‫نه، نه، ما زندگی داریم، نه یه جایگاه!

99
00:05:51,920 --> 00:05:57,760
‫دقیقاً همین طرز فکرتونه
‫که باعث میشه یه خطر برای جامعه به حساب بیاید.

100
00:05:57,800 --> 00:06:02,960
‫من از همون اول هم فهمیده بودم خونواده‌تون...

101
00:06:03,000 --> 00:06:05,200
‫چه بلندپروازی‌های خطرناکی داره.

102
00:06:08,440 --> 00:06:11,080
‫انجمن ملی حراست...

103
00:06:11,120 --> 00:06:14,240
‫- کارِ تو بود!
‫- هوم.

104
00:06:14,280 --> 00:06:19,320
‫آقای بالفور خیلی سریع نگرانیم رو درک کرد.

105
00:06:19,360 --> 00:06:23,280
‫همین الان از خونه‌ی من برو بیرون.

106
00:06:24,520 --> 00:06:28,360
‫ولی اینجا دیگه خونه‌ی شما نیست، درسته؟

107
00:06:35,120 --> 00:06:37,040
‫بهتره یه نگاه به سند بندازی.

108
00:06:46,800 --> 00:06:49,560
‫کلبه‌ی فور ویندز؟

109
00:06:51,200 --> 00:06:54,480
‫من رو چی فرض کردی؟
‫تو تالار رو شرط بستی!

110
00:06:54,520 --> 00:06:58,680
‫من سرِ خونه‌مون توی یورکشایر شرط بستم،
‫مسئله اینجاست که ما دو تا خونه داریم

111
00:06:58,720 --> 00:07:01,360
‫تالار هاردیکر و کلبه‌ی فور ویندز،

112
00:07:01,400 --> 00:07:02,960
‫خونه‌ی قدیمیمون توی روستا.

113
00:07:03,000 --> 00:07:04,640
‫ولی می‌تونی به خواهران دوون بگی

114
00:07:04,680 --> 00:07:07,160
‫که از کلبه خیلی خوب نگهداری شده،

115
00:07:07,200 --> 00:07:12,040
‫مستأجرهاش هم قرارداد دارن...
‫مادام‌العمر!

116
00:07:17,520 --> 00:07:19,440
‫درِب خروج اونجاست.

117
00:07:20,640 --> 00:07:22,200
‫روز خوش.

118
00:07:31,280 --> 00:07:34,160
‫وای، خدایا!

119
00:07:35,480 --> 00:07:37,720
‫می‌تونستی بگی از اولش نقشه داشتی!

120
00:07:37,760 --> 00:07:40,160
‫خب علیاحضرت باید فکر می‌کرد باختیم

121
00:07:40,200 --> 00:07:41,480
‫تا خودِ واقعیش رو نشون بده.

122
00:07:41,520 --> 00:07:46,360
‫تازه، بعد از اون حمله‌ی بی‌دلیلت،
‫اصلاً حوصله نداشتم.

123
00:07:46,400 --> 00:07:49,200
‫بی‌دلیل؟!

124
00:07:57,600 --> 00:07:59,840
‫فقط قیافه‌ش!

125
00:08:18,200 --> 00:08:20,400
‫از این طرف، لطفاً.

126
00:08:20,440 --> 00:08:21,880
‫چه خبره؟

127
00:08:21,920 --> 00:08:23,520
‫یه نامه پیدا کردم.

128
00:08:25,760 --> 00:08:27,680
‫یعنی از طرف کیه؟

129
00:08:29,840 --> 00:08:31,320
‫آقای کالدول.

130
00:08:33,280 --> 00:08:35,160
‫بگو چی شده دیگه!

131
00:08:35,200 --> 00:08:38,160
‫دعوت شدم آکسفورد واسه مصاحبه‌ی ورودی!

132
00:08:38,200 --> 00:08:40,440
‫آفرین، هری، واقعاً حقت بود!

133
00:08:40,480 --> 00:08:43,520
‫- باورم نمی‌شه!
‫- قضیه چیه؟

134
00:08:43,560 --> 00:08:46,400
‫از طرف استاد قدیمی آقای لوئیس توی کالج پمبروکه.

135
00:08:46,440 --> 00:08:49,520
‫خب: «آقای هاردیکر عزیز،

136
00:08:49,560 --> 00:08:54,240
‫خواندن مقاله‌های پرشور و استدلال‌های محکم شما
‫بسیار لذت‌بخش بود.

137
00:08:54,280 --> 00:08:56,840
‫باور آقای لوئیس به نبوغ و نوآوری ذهن شما

138
00:08:56,880 --> 00:08:58,360
‫در کارهاتون کاملاً به اثبات رسید،

139
00:08:58,400 --> 00:09:00,040
‫و صمیمانه از شما دعوت می‌کنم

140
00:09:00,080 --> 00:09:02,720
‫برای مصاحبه‌ی پذیرش در کالج پمبروک به آکسفورد بیایید.»

141
00:09:02,760 --> 00:09:06,840
‫وای عزیزم، چه خبر فوق‌العاده‌ای! آفرین!

142
00:09:06,880 --> 00:09:08,960
‫تبریک می‌گم، پسرم.

143
00:09:09,000 --> 00:09:10,520
‫همه‌ش رو مدیون آقای لوئیسم.

144
00:09:10,560 --> 00:09:13,000
‫چرت نگو، زحمت خودت بوده، هری.

145
00:09:17,040 --> 00:09:18,680
‫اینا رو تو از لایزا خواستی بکشه؟

146
00:09:18,720 --> 00:09:22,280
‫- نه، ولی قشنگن، مگه نه؟
‫- آره.

147
00:09:23,720 --> 00:09:26,040
‫ذهن خلاقی داره.

148
00:09:26,080 --> 00:09:28,640
‫نگرانشم، سم.

149
00:09:28,680 --> 00:09:30,400
‫دل‌شکستگیش رو فراموش می‌کنه.

150
00:09:30,440 --> 00:09:33,080
‫نه، بحث از دست دادن اون عوضی نیست،

151
00:09:33,120 --> 00:09:35,080
‫بیشتر به‌خاطر خلائیه که بعد از رفتنش حس می‌کنه.

152
00:09:35,120 --> 00:09:36,520
‫اینکه خواستگار دیگه‌ای نداره؟

153
00:09:36,560 --> 00:09:38,880
‫ماری، اون از همه‌ی اون آدم‌های آویزون بدش می‌اومد.

154
00:09:38,920 --> 00:09:41,280
‫آره، همین‌طوره،

155
00:09:41,320 --> 00:09:43,520
‫ولی داره برادرهاش رو می‌بینه،

156
00:09:43,560 --> 00:09:45,800
‫می‌بینه هرکدوم سرگرم کار و هدف خودشونن

157
00:09:45,840 --> 00:09:48,400
‫و اونم دلش یه هدف توی زندگی می‌خواد.

158
00:09:50,000 --> 00:09:54,760
‫هوم، فقط باید از استعدادهاش درست استفاده کنه.

159
00:09:59,040 --> 00:10:03,440
‫این تابلوها رو کجا بذارم، قربان؟
‫بفرستمشون مغازه؟

160
00:10:04,520 --> 00:10:06,680
‫فعلاً بذاریدشون توی اتاق کار، خانم درایتون.

161
00:10:06,720 --> 00:10:07,880
‫لایزا این دور و براست؟

162
00:10:07,920 --> 00:10:10,600
‫- فکر کنم بالا باشن، قربان.
‫- ممنون.

163
00:10:14,200 --> 00:10:16,160
‫تق‌تق! شنیدم دنبالم می‌گشتی.

164
00:10:16,200 --> 00:10:18,120
‫لایزا، بیا تو، بشین.

165
00:10:19,280 --> 00:10:21,240
‫اون تابلوها رو برای جشن برداشت محصول کشیدم.

166
00:10:21,280 --> 00:10:22,600
‫می‌دونم،

167
00:10:22,640 --> 00:10:24,200
‫خیلی ازشون خوشم اومد.

168
00:10:25,440 --> 00:10:27,360
‫اینا چطور؟

169
00:10:27,400 --> 00:10:29,840
‫اینا فقط چند تا ایده برای قوطی‌های کنسروه.

170
00:10:31,600 --> 00:10:33,680
‫مرباهای «ما» روی هوا دارن فروش می‌رن.

171
00:10:33,720 --> 00:10:36,840
‫آره واقعاً! چند روزه یه بند داره پز می‌ده.

172
00:10:36,880 --> 00:10:40,480
‫یه بخشیش هم هنرِ توئه،
‫برندِ خودمون خیلی محبوب شده.

173
00:10:40,520 --> 00:10:43,160
‫خب، شاید بتونیم بقیه‌ی جنس‌ها رو هم همین‌طوری بفروشیم.

174
00:10:43,200 --> 00:10:45,080
‫حرف درستیه،

175
00:10:45,120 --> 00:10:46,920
‫ولی بسته‌بندی کار می‌بره،

176
00:10:46,960 --> 00:10:49,360
‫- چرا باید به خودمون زحمت بدیم؟
‫- برای اینکه واسطه‌ها حذف بشن،

177
00:10:49,400 --> 00:10:52,920
‫از کجا معلوم جنس آشغال به خوردمون نده؟

178
00:10:52,960 --> 00:10:55,920
‫حداقل اگه با برند خودمون باشه،
‫خیالمون از کیفیتش راحته.

179
00:10:58,160 --> 00:11:00,760
‫خب قضیه چیه بابا؟
‫چرا اینا رو از من می‌پرسی؟

180
00:11:00,800 --> 00:11:03,760
‫دارم ایده‌های تازه رو بررسی می‌کنم
‫تا کارمون رو گسترش بدیم.

181
00:11:05,920 --> 00:11:07,440
‫بعد از ایده‌های من خوشت اومده؟

182
00:11:07,480 --> 00:11:09,040
‫آره، خیلی خوشم اومده.

183
00:11:09,080 --> 00:11:12,080
‫وای، ایول!

184
00:11:12,120 --> 00:11:14,600
‫- بذار این یکی رو هم نشونت بدم.
‫- اوهوم.

185
00:11:23,080 --> 00:11:25,440
‫آرتورِ عزیزم،

186
00:11:25,480 --> 00:11:30,040
‫من اخیراً خیلی دلم می‌خواد باهات صمیمی‌تر باشم.

187
00:11:42,960 --> 00:11:46,520
‫- خب، تیم‌ها مثل دفعه‌ی قبل باشن.
‫- دخترا علیه پسرا.

188
00:11:47,800 --> 00:11:50,560
‫این مصاحبه‌ی آکسفورد حسابی نگرانم کرده،

189
00:11:50,600 --> 00:11:52,920
‫آخه چطوری براش آماده بشم، آرتور؟

190
00:11:52,960 --> 00:11:55,720
‫- نوبت توئه، هری.
‫- آقای کالدول ممکنه هر چیزی بپرسه.

191
00:11:55,760 --> 00:11:56,760
‫نگران نباش،

192
00:11:56,800 --> 00:11:59,960
‫احتمال اینکه کالدول بپرسه گوشت خوک بهتره یا گوساله،

193
00:12:00,000 --> 00:12:02,040
‫خیلی بیشتر از اینه که بپرسه هملت بهتره یا اتلو!

194
00:12:02,080 --> 00:12:03,480
‫هری، ضربه‌ت رو بزن.

195
00:12:03,520 --> 00:12:05,280
‫شبیه مصاحبه‌ی خودم توی کمبریجه،

196
00:12:05,320 --> 00:12:07,480
‫با یه استادِ عجیب‌وغریب افتاده بودم

197
00:12:07,520 --> 00:12:10,440
‫که کل طول مصاحبه وسواسی مگس می‌کشت!

198
00:12:10,480 --> 00:12:12,040
‫خب، بازی می‌کنیم یا نه؟

199
00:12:12,080 --> 00:12:14,600
‫آخه همه که خاطرات عجیب‌وغریب از مصاحبه ندارن.

200
00:12:14,640 --> 00:12:17,320
‫- اتفاقاً من یکی دارم!
‫- تعریف کن ببینیم.

201
00:12:18,400 --> 00:12:20,640
‫خب، مصاحبه که نبود دقیقاً،

202
00:12:20,680 --> 00:12:23,200
‫فقط با بابام بود، ولی...

203
00:12:23,240 --> 00:12:25,560
‫از ایده‌م برای برند هاردیکر خوشش اومد،

204
00:12:25,600 --> 00:12:29,000
‫- همین‌طور از طرح‌هایی که زده بودم.
‫- لایزا، این فوق‌العاده‌ست!

205
00:12:29,040 --> 00:12:30,760
‫البته اصلاً تعجب نکردم.

206
00:12:32,240 --> 00:12:35,920
‫شوخی می‌کنی؟ چرا بابا باید درباره‌ی کار با تو حرف بزنه؟

207
00:12:37,880 --> 00:12:41,160
‫تقصیر من چیه؟
‫خودمم به اندازه‌ی تو جا خوردم.

208
00:12:41,200 --> 00:12:43,960
‫نه، فقط حس می‌کنم...

209
00:12:44,000 --> 00:12:46,960
‫منم باید یه نقشی می‌داشتم، همین.

210
00:12:48,920 --> 00:12:51,360
‫بانو اما می‌گه زن‌ها هم می‌تونن کاندید بشن.

211
00:12:51,400 --> 00:12:53,560
‫ماری، باید اون ماجرا رو فراموش کنی و بی‌خیال بشی.

212
00:12:53,600 --> 00:12:55,520
‫این دقیقاً همون بی‌خیال شدنه.

213
00:12:55,560 --> 00:12:58,680
‫- با کاندید شدن توی انجمن مدرسه؟
‫- آره، جایی که همه‌چیز رو تعیین می‌کنن.

214
00:12:58,720 --> 00:13:00,960
‫چرا می‌خوای الکی برای خودت دردسر درست کنی؟

215
00:13:01,000 --> 00:13:04,800
‫سم، اگه خودمون از نیازهای جامعه‌مون دفاع نکنیم،
‫کی این کار رو می‌کنه؟

216
00:13:09,160 --> 00:13:12,200
‫ببخشید، بانو هانسن برگشتن.

217
00:13:12,240 --> 00:13:14,040
‫- چی؟
‫- فکر کنم معلومه که سرمون شلوغه!

218
00:13:14,080 --> 00:13:16,040
‫گفت این دفعه واسه چی اومده؟

219
00:13:16,080 --> 00:13:19,160
‫ظاهراً کار فوری‌ای دارن.

220
00:13:24,360 --> 00:13:27,400
‫سرمون شلوغه، بانو هانسن،
‫اگه ممکنه زودتر برید سر اصل مطلب.

221
00:13:27,440 --> 00:13:30,280
‫یه نامه‌ی رسواکننده به دستم رسیده،

222
00:13:30,320 --> 00:13:33,800
‫در مورد همه یه سری اسرار توش هست.

223
00:13:33,840 --> 00:13:35,440
‫به ما چه ربطی داره؟

224
00:13:35,480 --> 00:13:38,360
‫پسر کوچیک‌تون اون رو نوشته.

225
00:13:38,400 --> 00:13:40,680
‫چطور جرئت می‌کنی به هری تهمت بزنی؟

226
00:13:40,720 --> 00:13:42,280
‫خب، نشونش بده ببینیم.

227
00:13:43,280 --> 00:13:45,360
‫نامه توی جای امنیه.

228
00:13:45,400 --> 00:13:48,240
‫فکر کنم حرف دیگه‌ای نمونده باشه، البته دوباره!

229
00:13:48,280 --> 00:13:51,640
‫بذارید پسرتون تأیید یا تکذیبش کنه.

230
00:13:55,040 --> 00:13:57,560
‫بیزلی، لطفاً برو هری رو صدا کن.

231
00:13:59,160 --> 00:14:01,880
‫قبل از اینکه از این خونه پات رو بذاری بیرون،
‫باید از پسرم عذرخواهی کنی.

232
00:14:01,920 --> 00:14:03,560
‫خواهیم دید.

233
00:14:11,280 --> 00:14:14,560
‫ببخشید، پسرم، ولی بانو هانسن ادعا می‌کنه

234
00:14:14,600 --> 00:14:17,480
‫که تو یه سری اسرار رو توی یه نامه نوشتی.

235
00:14:18,680 --> 00:14:20,880
‫چطور به دست شما رسیده؟

236
00:14:20,920 --> 00:14:23,680
‫به نظرم این موضوع ربطی به ماجرا نداره.

237
00:14:25,040 --> 00:14:27,440
‫نامه رو برای کی نوشتی، پسرم؟

238
00:14:32,880 --> 00:14:34,400
‫آقای لوئیس.

239
00:14:34,440 --> 00:14:37,080
‫خب، پس یه جور تکلیف درسی بوده؟

240
00:14:37,120 --> 00:14:40,320
‫باید بدونیم تا سر دربیاریم چی شده، عزیزم.

241
00:14:41,480 --> 00:14:46,160
‫یه نامه‌ی شخصی بود...
‫برای تشکر کردن.

242
00:14:46,200 --> 00:14:52,000
‫بیشتر شبیه درد و دل و برملا کردن اسرار همه بود،

243
00:14:52,040 --> 00:14:54,840
‫نامه بوی عطر تو رو می‌ده.

244
00:14:54,880 --> 00:14:56,720
‫شما حق نداشتید بدزدیدش!

245
00:14:56,760 --> 00:15:00,520
‫تو هم نباید انقدر در مورد آدم‌های دیگه دهن‌لق باشی.

246
00:15:00,560 --> 00:15:03,680
‫این نقضِ آشکار قانونه!

247
00:15:03,720 --> 00:15:05,800
‫- کافیه!
‫- هری...

248
00:15:05,840 --> 00:15:08,560
‫بیا... با من بیا.

249
00:15:10,240 --> 00:15:12,000
‫چیزی نیست.

250
00:15:19,840 --> 00:15:22,480
‫دقیقاً چی می‌خوای؟

251
00:15:24,400 --> 00:15:29,720
‫اینکه خونواده‌تون برای همیشه این خونه رو ترک کنن.

252
00:15:29,760 --> 00:15:33,360
‫اگه قبول نکنید، نامه رو می‌دم دست قاضی

253
00:15:33,400 --> 00:15:36,240
‫تا قانون مسیر خودش رو بره.

254
00:15:36,280 --> 00:15:38,040
‫حاضری با یه نامه‌ی خصوصی...

255
00:15:38,080 --> 00:15:41,720
‫از یه پسر سردرگم ۱۸ ساله به دادگاه بکشونیش؟

256
00:15:46,080 --> 00:15:48,640
‫چاره‌ی دیگه‌ای برام نذاشتید.

257
00:15:57,800 --> 00:16:02,400
‫یه جوری نامه‌ی من افتاده دست بانو هانسن،
‫همونی که گم شده بود.

258
00:16:02,440 --> 00:16:05,320
‫- لیست کتاب‌ها؟
‫- آره.

259
00:16:05,360 --> 00:16:08,960
‫فقط، همه‌چیز رو بهت نگفته بودم، آرتور.

260
00:16:11,400 --> 00:16:15,360
‫راستش بیشتر... شخصی بود.

261
00:16:16,960 --> 00:16:21,000
‫می‌خواستم بابت همه‌ی چیزهایی
‫که بهم یاد دادی تشکر کنم و خب...

262
00:16:25,280 --> 00:16:26,800
‫ادامه بده.

263
00:16:28,280 --> 00:16:33,160
‫بانو هانسن خیلی حقه‌بازه، اصلاً نمی‌دونم
‫چطور به دستش رسیده.

264
00:16:33,200 --> 00:16:35,320
‫فکر می‌کنی توی این خونه جاسوس داره؟

265
00:16:35,360 --> 00:16:37,280
‫لطفاً بگو توی اون نامه چی نوشتی، هری.

266
00:16:42,480 --> 00:16:44,280
‫قضاوتت نمی‌کنم،

267
00:16:45,880 --> 00:16:48,880
‫ولی متن اون نامه ممکنه خیلی تعیین‌کننده باشه.

268
00:16:51,080 --> 00:16:52,920
‫ناراحتی‌هام رو گفتم...

269
00:16:52,960 --> 00:16:54,720
‫نسبت به چی؟

270
00:16:58,360 --> 00:16:59,600
‫آدم‌های توی خونه.

271
00:17:03,120 --> 00:17:06,320
‫یعنی واقعاً تهدیدش رو عملی می‌کنه؟

272
00:17:06,360 --> 00:17:08,440
‫توی چشم‌های اون زن جنون موج می‌زد،

273
00:17:08,480 --> 00:17:10,040
‫معلومه که پاش برسه عملیش می‌کنه.

274
00:17:10,080 --> 00:17:13,080
‫ببین، خونواده‌ی ما روزهای سخت زیادی رو پشت سر گذاشته،

275
00:17:13,120 --> 00:17:15,600
‫یه جوری این یکی رو هم از سر می‌گذرونیم.

276
00:17:15,640 --> 00:17:19,160
‫آره، ولی هری چی؟
‫ماری، اون کم‌سن و حساسه،

277
00:17:19,200 --> 00:17:21,920
‫اگه پای قانون بیاد وسط،
‫معلوم نیست چه بلایی سرمون بیاد.

278
00:17:21,960 --> 00:17:24,280
‫- این پسر پیش خودش چی فکر کرده؟
‫- فکر نکرده بوده، سم،

279
00:17:24,320 --> 00:17:26,720
‫از روی احساساتش عمل کرده، عزیزم.

280
00:17:26,760 --> 00:17:29,640
‫بعید نیست خودِ ایملدا نامه رو عطر زده باشه.

281
00:17:29,680 --> 00:17:31,640
‫شرط می‌بندم یه نامه‌ی درد دل و تشکر بوده

282
00:17:31,680 --> 00:17:32,840
‫که توی ذهنش زیادی شلوغش کرده،

283
00:17:32,880 --> 00:17:34,640
‫از بس شعر می‌خونه این‌طوری شده.

284
00:17:34,680 --> 00:17:36,920
‫- تو رو خدا!
‫- تو رو خدا چی؟

285
00:17:36,960 --> 00:17:38,920
‫با نامه‌ی به آقای لوئیس آبروی همه رو به خطر انداخته.

286
00:17:40,680 --> 00:17:43,120
‫بفرما، بالاخره گفتیم.

287
00:17:43,160 --> 00:17:45,400
‫زمین هم از حرکت واینستاد.

288
00:17:47,200 --> 00:17:49,400
‫- باید یه هوایی بخورم.
‫- نه،

289
00:17:49,440 --> 00:17:52,880
‫جفت‌تون باید فکرتون رو جمع‌وجور کنید.

290
00:17:52,920 --> 00:17:55,760
‫ایملدا رسماً به خونواده‌مون اعلان جنگ کرده،

291
00:17:55,800 --> 00:17:59,240
‫ما هم باید یه نقشه بکشیم
‫تا هری‌مون نیفته گوشه‌ی زندان.

292
00:18:12,040 --> 00:18:16,800
‫قصد دارم فوراً برم آقا،
‫این‌طوری هم به نفع خودمه هم هری.

293
00:18:16,840 --> 00:18:20,880
‫- باید تا می‌تونیم این قضیه رو مدیریت کنیم.
‫- واقعاً نظرت چیه؟

294
00:18:20,920 --> 00:18:22,760
‫اون نامه چقدر می‌تونه خطرناک باشه؟

295
00:18:22,800 --> 00:18:25,800
‫از نظر قانونی، همه‌چیز به برداشت قاضی بستگی داره،

296
00:18:25,840 --> 00:18:29,680
‫بعضی از قاضی‌ها به این پرونده‌ها ورود می‌کنن
‫و بعضی‌ها ازش فاصله می‌گیرن.

297
00:18:29,720 --> 00:18:31,720
‫پس پای شانس هم در میونه.

298
00:18:31,760 --> 00:18:34,120
‫چه کسانی می‌تونن روشون تاثیر بذارن؟

299
00:18:34,160 --> 00:18:37,120
‫- آدم‌هایی مثل بانو هانسن؟
‫- دقیقاً.

300
00:18:37,160 --> 00:18:41,040
‫حتی یه قاضی شریف هم ممکنه تحت فشار قرار بگیره اگه...

301
00:18:41,080 --> 00:18:43,760
‫آدم‌های بانفوذ صداشون دربیاد.

302
00:18:46,600 --> 00:18:48,880
‫در جریان پرونده‌ی اسکار وایلد که هستید؟

303
00:18:51,000 --> 00:18:55,120
‫قوانین جدید با کوچک‌ترین ایما و اشاره‌ای
‫می‌تونن حکم پیگرد قانونی بدن.

304
00:19:01,400 --> 00:19:04,960
‫بالاخره هاردیکرها رفتنی شدن.

305
00:19:05,000 --> 00:19:09,040
‫هیچ رسوایی‌ای بالاتر از قانون نیست.

306
00:19:09,080 --> 00:19:12,200
‫داری معماطور حرف می‌زنی مامان،
‫چه رسوایی‌ای؟

307
00:19:12,240 --> 00:19:15,760
‫هری هاردیکر. نامه‌ش رو خوندم.

308
00:19:15,800 --> 00:19:22,080
‫کی فکرش رو می‌کرد این‌همه از اسرار کاری
‫خانواده‌شون خبر داشته باشه و دهن لق باشه؟

309
00:19:22,120 --> 00:19:25,560
‫تو نمی‌تونستی نامه‌ش رو بخونی، سوزوندیش!

310
00:19:25,600 --> 00:19:27,960
‫پاکت‌نامه رو سوزوندم، عزیزم،

311
00:19:28,000 --> 00:19:30,760
‫نه اون نامه‌ی زننده‌ی داخلش رو.

312
00:19:30,800 --> 00:19:33,680
‫لطفاً یکی بگه اینجا چه خبره؟

313
00:19:34,840 --> 00:19:37,160
‫من نامه‌ی خصوصی هری رو کش رفتم،

314
00:19:37,200 --> 00:19:40,400
‫عذاب وجدان داشتم، واسه همین نخوندمش،

315
00:19:40,440 --> 00:19:44,240
‫وقتی به مادربزرگ اعتراف کردم،
‫پیشنهاد داد از بین ببریمش

316
00:19:44,280 --> 00:19:46,080
‫تا دست نااهل نیفته.

317
00:19:46,120 --> 00:19:48,920
‫دقیقاً، افتاد دست خودم.

318
00:19:52,760 --> 00:19:54,520
‫من بهت اعتماد کرده بودم.

319
00:20:05,000 --> 00:20:09,280
‫یه نامه‌ی دزدی ممکنه آدلا رو با اتهام سرقت روبه‌رو کنه.

320
00:20:09,320 --> 00:20:12,600
‫کارش کاملاً موجه بود،

321
00:20:12,640 --> 00:20:16,720
‫اونم با توجه به محتوای محرمانه‌ی اون نامه.

322
00:20:18,280 --> 00:20:22,120
‫مامان، فکر کنم آبروی خودمون هم به باد بره،

323
00:20:22,160 --> 00:20:25,560
‫ما با هاردیکرها رفت‌وآمد داریم.

324
00:20:25,600 --> 00:20:29,320
‫اصلاً سر درنمیارم چی باعث شد انقدر تند بری.

325
00:20:29,360 --> 00:20:35,080
‫شرف و آبرو اِما. آبروی خونواده.

326
00:20:45,600 --> 00:20:48,920
‫- خوبی، بابا؟
‫- آره، چطور؟

327
00:20:48,960 --> 00:20:52,000
‫خواستم ببینم روبه‌راهی یا نه.

328
00:20:55,320 --> 00:20:57,680
‫آره، خوبم.

329
00:20:57,720 --> 00:21:00,000
‫برق داره اذیت می‌کنه.

330
00:21:00,040 --> 00:21:01,560
‫همیشه یه جای کار می‌لنگه.

331
00:21:02,960 --> 00:21:05,640
‫شاید ما هم توی کلبه سیم‌کشی برق راه انداختیم،

332
00:21:05,680 --> 00:21:09,160
‫یه سر بیا پیشمون، بتسی خیلی خوشحال می‌شه.

333
00:21:10,640 --> 00:21:11,760
‫چی؟

334
00:21:11,800 --> 00:21:13,560
‫دارم دعوتت می‌کنم بیای خونمون، بابا،

335
00:21:13,600 --> 00:21:15,600
‫خوشحال می‌شم باهات گپ بزنم،

336
00:21:15,640 --> 00:21:18,200
‫شنیدم لایزا هم ایده‌هایی برای کار و کاسبی داره.

337
00:21:18,240 --> 00:21:21,680
‫امروز نه، جو. راستش...

338
00:21:21,720 --> 00:21:23,160
‫الان وقتش نیست،

339
00:21:23,200 --> 00:21:25,280
‫فکرم حسابی درگیره.

340
00:21:38,600 --> 00:21:39,920
‫بیا تو، هری.

341
00:21:59,240 --> 00:22:01,600
‫نمی‌فهمم چرا می‌خوای بری.

342
00:22:01,640 --> 00:22:03,120
‫چون این‌طوری به نفع توئه.

343
00:22:03,160 --> 00:22:04,720
‫نه، اصلاً هم این‌طور نیست!

344
00:22:04,760 --> 00:22:07,920
‫پس من با کی حرف بزنم؟

345
00:22:07,960 --> 00:22:10,320
‫تو کمکم می‌کنی سر از کار دنیا دربیارم.

346
00:22:10,360 --> 00:22:12,040
‫تو خونواده‌ی خوبی داری، هری.

347
00:22:13,400 --> 00:22:15,680
‫اونا مثل تو من رو درک نمی‌کنن،

348
00:22:15,720 --> 00:22:18,080
‫تازه الان آبروشون رو هم بردم.

349
00:22:19,320 --> 00:22:20,920
‫چه بلایی قراره سرم بیاد؟

350
00:22:22,040 --> 00:22:23,760
‫می‌رم زندان؟

351
00:22:23,800 --> 00:22:26,840
‫نذار فکر و خیال دورت برداره.

352
00:22:26,880 --> 00:22:29,440
‫قدم‌به‌قدم پیش می‌ریم، باشه؟

353
00:22:32,640 --> 00:22:34,800
‫دیگه حتی خودم رو هم نمی‌شناسم.

354
00:22:34,840 --> 00:22:36,600
‫چرا، می‌شناسی.

355
00:22:38,200 --> 00:22:40,320
‫تو هری هاردیکری،

356
00:22:41,960 --> 00:22:45,960
‫و داری به سمت یه زندگی پربار
‫و درخشان قدم برمی‌داری.

357
00:22:47,520 --> 00:22:49,600
‫الان که اصلاً چنین حسی ندارم.

358
00:22:49,640 --> 00:22:51,520
‫امیدت رو از دست نده.

359
00:22:51,560 --> 00:22:57,400
‫یاد بگیر عاقلانه رفتار کنی و
‫بدون که توی آکسفورد دنیای جدیدی به روت باز می‌شه.

360
00:22:57,440 --> 00:23:00,320
‫منم با خودت ببر، آرتور.

361
00:23:02,040 --> 00:23:03,920
‫نمی‌تونم، هری.

362
00:23:06,480 --> 00:23:08,000
‫متأسفم.

363
00:23:09,680 --> 00:23:11,800
‫همه‌چیز درست می‌شه،

364
00:23:13,520 --> 00:23:14,880
‫بهت قول می‌دم.

365
00:23:30,720 --> 00:23:32,720
‫چطور تونست همچین کاری بکنه؟

366
00:23:32,760 --> 00:23:35,720
‫از من سوءاستفاده کرد تا با هاردیکرها وارد جنگ بشه.

367
00:23:35,760 --> 00:23:37,640
‫خیلی متأسفم، آدلا.

368
00:23:38,760 --> 00:23:40,200
‫از تو هم سوءاستفاده کرد.

369
00:23:41,560 --> 00:23:44,640
‫- برات مهمه اصلاً؟
‫- اون همیشه همین بوده،

370
00:23:44,680 --> 00:23:48,640
‫همیشه همین رفتارش رو دیدم،
‫ولی آره، برام مهمه.

371
00:23:50,640 --> 00:23:53,160
‫باید یه کاری بکنیم،

372
00:23:53,200 --> 00:23:56,040
‫نابود کردن زندگی هری بی‌رحمانه‌ست.

373
00:23:56,080 --> 00:23:58,280
‫هیچ‌وقت خودم رو نمی‌بخشم.

374
00:23:58,320 --> 00:24:01,880
‫سعی کردم باهاش منطقی حرف بزنم،
‫ولی بی‌فایده بود،

375
00:24:01,920 --> 00:24:03,760
‫کاری از دستمون برنمیاد جلوش رو بگیریم.

376
00:24:05,080 --> 00:24:07,920
‫کاری از دست‌مون برنمیاد،
‫یا خودمون می‌خوایم دست‌روی‌دست بذاریم؟

377
00:24:24,520 --> 00:24:34,520
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

378
00:24:51,120 --> 00:24:52,760
‫پسر گل من.

379
00:24:55,000 --> 00:24:57,880
‫تا حالا بهت گفتم مهربون‌ترین قلب دنیا رو داری...

380
00:24:59,400 --> 00:25:03,080
‫و لبخندی داری که کل کشور رو روشن می‌کنه...

381
00:25:06,240 --> 00:25:09,440
‫و روحت پاک‌تر از هر کسیه که تا حالا دیدم؟

382
00:25:12,760 --> 00:25:15,480
‫حتی یک بار هم خودت رو قربانی ندیدی...

383
00:25:17,120 --> 00:25:21,160
‫و به‌خاطر سختی‌هایی که کشیدی
‫دیگران رو مقصر ندونستی.

384
00:25:24,640 --> 00:25:28,880
‫من توی تک‌تک روزهای زندگیت بهت افتخار کردم.

385
00:25:47,600 --> 00:25:49,600
‫خونواده‌ت دوستت دارن، هری،

386
00:25:51,680 --> 00:25:54,280
‫و هر کاری که بکنی...

387
00:25:54,320 --> 00:25:56,720
‫و هر اتفاقی که بیفته، این رو تغییر نمی‌ده.

388
00:26:20,840 --> 00:26:23,160
‫سلام، خانم هاردیکر.

389
00:26:23,200 --> 00:26:24,720
‫می‌خوام هری رو ببینم، لطفاً.

390
00:26:24,760 --> 00:26:26,680
‫نه.

391
00:26:26,720 --> 00:26:30,320
‫نه، امروز مهمان قبول نمی‌کنه،
‫بهتره تشریفتون رو ببرید.

392
00:26:30,360 --> 00:26:32,480
‫خواهش می‌کنم،

393
00:26:32,520 --> 00:26:34,080
‫واقعاً باید ببینمش.

394
00:26:35,880 --> 00:26:37,800
‫همه‌ش تقصیر منه.

395
00:26:39,440 --> 00:26:41,640
‫نخوندمش، هری، قول می‌دم نخوندمش،

396
00:26:41,680 --> 00:26:43,280
‫هیچ‌وقت هم علیه خودت ازش استفاده نمی‌کردم.

397
00:26:43,320 --> 00:26:45,120
‫پس چرا دزدیدیش؟

398
00:26:46,640 --> 00:26:48,440
‫شاید...

399
00:26:49,680 --> 00:26:53,120
‫حسودیم می‌شد که تو و لایزا و جو...

400
00:26:53,160 --> 00:26:56,120
‫همه‌تون هدف‌های خودتون رو دارید.

401
00:26:57,880 --> 00:27:00,320
‫فکر کنم غرورم جریحه‌دار شده بود،

402
00:27:01,720 --> 00:27:05,120
‫- مادربزرگم هم ازش سوءاستفاده کرد.
‫- تا زندگی من رو نابود کنه.

403
00:27:07,760 --> 00:27:09,360
‫خیلی شرمنده‌م، هری.

404
00:27:11,000 --> 00:27:14,960
‫هم از خودم خجالت می‌کشم، هم از خونواده‌م.

405
00:27:16,960 --> 00:27:18,840
‫می‌تونی من رو ببخشی؟

406
00:27:22,800 --> 00:27:24,320
‫نمی‌دونم.

407
00:27:27,680 --> 00:27:29,720
‫می‌خوام کمکت کنم.

408
00:27:29,760 --> 00:27:31,880
‫کاری از دست تو برنمیاد، آدلا،

409
00:27:33,080 --> 00:27:35,480
‫آبروم رفته.

410
00:27:37,400 --> 00:27:39,240
‫یه فکری به سرم زده.

411
00:27:41,960 --> 00:27:44,400
‫کسی شربت میل داره؟

412
00:27:44,440 --> 00:27:47,240
‫- نه، ممنون.
‫- آره.

413
00:27:49,080 --> 00:27:54,600
‫آدلا، چهره‌ت چقدر محشر شده.

414
00:27:54,640 --> 00:27:56,960
‫یه اتفاق فوق‌العاده افتاده،

415
00:27:58,000 --> 00:28:00,000
‫نامزد کردم!

416
00:28:01,160 --> 00:28:03,520
‫چه عالی!

417
00:28:05,280 --> 00:28:06,800
‫می‌تونم بپرسم با کی؟

418
00:28:06,840 --> 00:28:09,040
‫بیا تو، عزیزم.

419
00:28:14,840 --> 00:28:17,480
‫من و هری ماه‌هاست خاطرخواه همدیگه‌ایم،

420
00:28:17,520 --> 00:28:22,000
‫امروز هم پیشنهاد ازدواجش رو قبول کردم،

421
00:28:22,040 --> 00:28:23,600
‫هیچ‌وقت انقدر خوشحال نبودیم.

422
00:28:25,000 --> 00:28:29,520
‫یا شست‌وشوی مغزیت دادن،

423
00:28:29,560 --> 00:28:32,120
‫یا دارن ازت باج می‌گیرن، آدلا!

424
00:28:32,160 --> 00:28:36,520
‫هری هاردیکر یه دهن لق مجرمه!

425
00:28:37,680 --> 00:28:39,640
‫سخت در اشتباهید،

426
00:28:39,680 --> 00:28:43,280
‫هری یکی از شریف‌ترین جوون‌هاییه که تا حالا دیدم.

427
00:28:43,320 --> 00:28:46,040
‫این مسخره‌بازی بسه دیگه! جرج!

428
00:28:46,080 --> 00:28:49,800
‫باید جلوی این... وصلت رو بگیری!

429
00:28:50,880 --> 00:28:53,520
‫اگه این دو تا جوون راضی باشن، منم راضیم.

430
00:28:54,760 --> 00:28:57,480
‫پیوند دو خونواده،

431
00:28:57,520 --> 00:28:59,960
‫- هر دو با شأن و مرتبه‌ای یکسان...
‫- هیس!

432
00:29:00,000 --> 00:29:01,440
‫اِما!

433
00:29:01,480 --> 00:29:04,720
‫همه‌چیز داره خیلی سریع پیش می‌ره، باید فکر کنم.

434
00:29:04,760 --> 00:29:07,880
‫مامان، لطفاً نگاهم کن،

435
00:29:09,800 --> 00:29:12,760
‫این ازدواج برام یه دنیا ارزش داره،

436
00:29:12,800 --> 00:29:14,640
‫از ته دلم همینو می‌خوام.

437
00:29:17,720 --> 00:29:20,000
‫می‌خوام با مادرم خصوصی صحبت کنم.

438
00:29:20,040 --> 00:29:24,520
‫بله... بیاید بریم بیرون، موافقید؟

439
00:29:37,320 --> 00:29:39,240
‫می‌تونم نامه‌ی هری رو ببینم؟

440
00:29:48,280 --> 00:29:52,760
‫خوشحالم بالاخره عقل یکی توی این خونه سر جاش اومد.

441
00:29:52,800 --> 00:29:55,080
‫منم همین‌طور،

442
00:29:55,120 --> 00:29:59,040
‫صلاح هم در همینه...
‫همون‌طور که خودت می‌بینی.

443
00:30:01,560 --> 00:30:04,720
‫تنها چیزی که می‌بینم اینه که زندگی من رو زهر کردی

444
00:30:04,760 --> 00:30:08,280
‫و بین من و خونواده‌م فاصله انداختی،

445
00:30:08,320 --> 00:30:10,680
‫این ماجرا هم همین‌جا تموم می‌شه.

446
00:30:15,840 --> 00:30:18,480
‫شاید پیش خودت فکر کنی اومدی آدلا رو نجات بدی،

447
00:30:19,720 --> 00:30:23,200
‫ولی تو ذره‌ای به نوه‌ت محبت نداری...

448
00:30:23,240 --> 00:30:25,280
‫به منم نداری.

449
00:30:40,040 --> 00:30:41,840
‫این مال توئه، هری.

450
00:30:41,880 --> 00:30:44,400
‫ممنونم، بانو اما.

451
00:30:47,800 --> 00:30:51,920
‫همین الان از خونه‌ی من می‌ری بیرون،

452
00:30:53,280 --> 00:30:56,200
‫اون جهیزیه‌ی زهرآگینت رو هم با خودت می‌بری!

453
00:30:59,400 --> 00:31:04,520
‫تنها چیزی که برای ما ارزش داره،
‫آرامش خاطر دخترمونه.

454
00:31:40,360 --> 00:31:42,360
‫یه کلمه، دو بخش.

455
00:31:42,400 --> 00:31:44,360
‫ایست.

456
00:31:45,720 --> 00:31:48,360
‫توقف...

457
00:31:48,400 --> 00:31:51,200
‫دست... شست...

458
00:31:52,280 --> 00:31:55,280
‫شبیه... «دست، شست»...

459
00:31:55,320 --> 00:31:57,160
‫دست، شست... دست، شست...

460
00:31:57,200 --> 00:31:59,120
‫یالا دیگه، کالوم!

461
00:31:59,160 --> 00:32:01,520
‫- پنج ثانیه مونده!
‫- دوباره بگو!

462
00:32:01,560 --> 00:32:03,880
‫- دست، شست... عمارت... عمارت!
‫- وقت تمومه!

463
00:32:03,920 --> 00:32:05,960
‫وقت تمومه!

464
00:32:06,000 --> 00:32:08,760
‫«خوش‌تیپ» بود، خنگِ بی‌عقل!
‫[شباهت واژگان انگلیسی]

465
00:32:08,800 --> 00:32:10,880
‫حیف اون دانشگاه که تو رفتی!

466
00:32:10,920 --> 00:32:12,960
‫عقل توی کله‌ت نیست به خدا!

467
00:32:13,000 --> 00:32:15,680
‫ولی خدایی بی‌عقلِ خوش‌تیپیه، نه؟

468
00:32:15,720 --> 00:32:17,560
‫اوه!

469
00:32:17,600 --> 00:32:19,560
‫حالا این چیه دیگه؟ سنگ قبره؟!

470
00:32:19,600 --> 00:32:21,440
‫با این چیزها شوخی نکن.

471
00:32:21,480 --> 00:32:23,600
‫راستش حدس «ما» زیاد هم دور نبود،

472
00:32:23,640 --> 00:32:26,720
‫نه، سنگ قبر نیست،

473
00:32:26,760 --> 00:32:30,640
‫ولی از وقتی مریض شدم خیلی به آینده فکر کردم،

474
00:32:30,680 --> 00:32:34,080
‫به اینکه چطور بعد از من آسایش شماها تضمین بشه.

475
00:32:35,360 --> 00:32:37,120
‫و به این نتیجه رسیدم

476
00:32:37,160 --> 00:32:41,120
‫همون چیزی که این خونواده رو سرپا نگه داشته،
‫به کسب‌وکارمون رو هم رونق می‌ده،

477
00:32:44,360 --> 00:32:46,360
‫همدلی و همکاری.

478
00:32:46,400 --> 00:32:50,400
‫واسه همین، جو... و لایزا،

479
00:32:50,440 --> 00:32:52,840
‫می‌خوام دوتایی با هم کسب‌وکار رو بچرخونید،

480
00:32:52,880 --> 00:32:55,960
‫از استعدادهای هر دوتون استفاده کنید
‫تا یه میراث مشترک بسازید.

481
00:32:56,000 --> 00:32:57,400
‫هری، تو رو هم شریک می‌کردم،

482
00:32:57,440 --> 00:32:59,280
‫ولی دلت پیش رفتن به دانشگاهه،

483
00:32:59,320 --> 00:33:03,600
‫پس... «هاردیکر و خونواده».

484
00:33:03,640 --> 00:33:05,680
‫به افتخارش!

485
00:33:06,840 --> 00:33:08,080
‫آره، خیلی عالیه.

486
00:33:16,640 --> 00:33:18,640
‫پس «هاردیکر و پسران» چی می‌شه؟

487
00:33:21,480 --> 00:33:23,880
‫همیشه می‌گفتی این رسم روزگاره،

488
00:33:23,920 --> 00:33:26,360
‫پس چرا هرچی براش جون کندم رو
‫داری ازم می‌گیری؟

489
00:33:28,120 --> 00:33:30,520
‫- این‌طوری به نفع هر دوتونه، جو.
‫- به نفع من که نیست!

490
00:33:31,720 --> 00:33:34,480
‫من نمی‌خوام قاطی این تصورات عجیب‌غریبت از آینده بشم.

491
00:33:37,600 --> 00:33:39,000
‫من دیگه نیستم.

492
00:33:42,840 --> 00:33:44,960
‫- بتسی، لطفاً نرو.
‫- باید پیش جو باشم.

493
00:33:54,720 --> 00:33:56,440
‫اشتباه کردم، ماری؟

494
00:33:58,440 --> 00:34:02,280
‫به نظرم عجله کردی، خیلی هم جسورانه بود،

495
00:34:04,320 --> 00:34:06,200
‫ولی نه، فکر نمی‌کنم اشتباه کرده باشی.

496
00:34:07,280 --> 00:34:09,280
‫جو فقط یه کم زمان می‌خواد، عزیزم.

497
00:34:12,320 --> 00:34:15,560
‫- خانم.
‫- ممنون.

498
00:34:19,960 --> 00:34:21,520
‫ممنونم.

499
00:34:25,120 --> 00:34:27,800
‫یه عذرخواهی بهت بدهکارم، ماری.

500
00:34:30,160 --> 00:34:32,480
‫خونواده‌ت به‌خاطر ما خیلی عذاب کشیدن،

501
00:34:32,520 --> 00:34:34,920
‫و از ته دل بابتش متأسفم.

502
00:34:36,080 --> 00:34:37,480
‫ممنونم،

503
00:34:39,080 --> 00:34:41,600
‫ولی تو مقصر کارهای مادرت نبودی.

504
00:34:42,800 --> 00:34:44,200
‫می‌تونستم محکم‌تر جلوش بایستم.

505
00:34:44,240 --> 00:34:47,840
‫اینکه مادر خودت رو بیرون کنی، شجاعت می‌خواد.

506
00:34:49,200 --> 00:34:53,440
‫از آدلا و... تو یاد گرفتم.

507
00:34:55,040 --> 00:34:57,160
‫راستش...

508
00:34:57,200 --> 00:35:01,080
‫اگه مایلی، ماری...

509
00:35:02,680 --> 00:35:05,440
‫امیدوار بودم بتونیم با هم دوست باشیم.

510
00:35:12,200 --> 00:35:16,000
‫خیلی هم خوشحال می‌شم، اِما.

511
00:35:17,520 --> 00:35:20,880
‫خب... یه چیزی برات آوردم.

512
00:35:22,200 --> 00:35:25,400
‫می‌دونستم دلت می‌خواست
‫توی انتخابات نامزد بشی،

513
00:35:25,440 --> 00:35:27,280
‫واسه همین کاندیدت کردم.

514
00:35:31,760 --> 00:35:34,880
‫خیلی لطف کردی، ممنونم،

515
00:35:36,120 --> 00:35:37,920
‫ولی انتخابات که امروزه!

516
00:35:37,960 --> 00:35:40,480
‫من تبلیغات نکردم، فکر نکنم رأی بیارم.

517
00:35:40,520 --> 00:35:42,560
‫انقدرها هم مطمئن نباش،

518
00:35:42,600 --> 00:35:45,520
‫شاید بهتر باشه بری با چشم‌های خودت ببینی.

519
00:36:03,640 --> 00:36:05,120
‫جمعیت خوبی جمع شده، نه؟

520
00:36:06,400 --> 00:36:08,200
‫نمی‌دونم چی بگم،

521
00:36:08,240 --> 00:36:10,360
‫منظورم اینه که، این حتماً خیلی زحمت داشته.

522
00:36:10,400 --> 00:36:12,080
‫اصلاً زحمتی نداشت، خانم هاردیکر،

523
00:36:12,120 --> 00:36:14,040
‫همین که زن‌ها فهمیدن کاندید شدید،

524
00:36:14,080 --> 00:36:15,840
‫خودشون به همدیگه خبر دادن.

525
00:36:17,960 --> 00:36:19,160
‫ممنونم.

526
00:36:24,520 --> 00:36:26,120
‫تبریک می‌گم، آدلا.

527
00:36:26,160 --> 00:36:29,240
‫گرچه حدس می‌زنم نامزدی‌تون خیلی طولانی بشه!

528
00:36:29,280 --> 00:36:32,880
‫آره خب، من و هری اصلاً عجله‌ای نداریم.

529
00:36:32,920 --> 00:36:34,800
‫ممنون که هری رو نجات دادی،

530
00:36:35,920 --> 00:36:37,640
‫واقعاً یه دنیا برامون ارزش داره.

531
00:36:37,680 --> 00:36:40,080
‫کمترین کاری بود که از دستم برمی‌اومد.

532
00:36:42,240 --> 00:36:45,360
‫لایزا، بابت اتفاقی که بین تو و ادوارد افتاد متأسفم.

533
00:36:45,400 --> 00:36:47,240
‫ممنون،

534
00:36:48,480 --> 00:36:50,280
‫دیگه هرچی بود تموم شد و رفت.

535
00:36:50,320 --> 00:36:52,440
‫- سلام، آقای بیزلی.
‫- شب بخیر.

536
00:36:52,480 --> 00:36:54,310
‫- شب همگی بخیر.
‫- شب بخیر.

537
00:36:54,360 --> 00:36:55,520
‫شب بخیر جو.

538
00:36:55,560 --> 00:36:57,360
‫شب بخیر.

539
00:36:57,400 --> 00:36:59,760
‫خب، بذار اون رو برات بیارم.

540
00:37:00,920 --> 00:37:02,280
‫ممنون، مامان.

541
00:37:06,080 --> 00:37:07,280
‫چطوری، پسرم؟

542
00:37:07,320 --> 00:37:10,720
‫خوبم، فقط کاش یه مدت این خونواده
‫دست از ماجراجویی برداره.

543
00:37:10,760 --> 00:37:12,080
‫آخ گفتی، شدیداً موافقم!

544
00:37:15,160 --> 00:37:18,400
‫دیدی؟ حال‌شون حسابی خوبه،
‫بهت چی گفته بودم؟

545
00:37:18,440 --> 00:37:20,640
‫اوه.

546
00:37:21,760 --> 00:37:24,720
‫حالا که این آخر هفته همش خبرهای مهم داشتیم،

547
00:37:24,760 --> 00:37:26,760
‫من و بتسی هم یه خبری داریم.

548
00:37:26,800 --> 00:37:28,600
‫باز داری بچه‌دار می‌شی؟

549
00:37:30,520 --> 00:37:32,240
‫ساکت، جو می‌خواد حرف بزنه.

550
00:37:32,280 --> 00:37:36,200
‫نه، نطق نیست. «ما»،
‫تو هم کلاً اشتباه متوجه شدی.

551
00:37:37,480 --> 00:37:39,720
‫ما داشتیم درباره‌ی آینده‌مون حرف می‌زدیم...

552
00:37:41,120 --> 00:37:43,480
‫و یه تصمیمی گرفتیم.

553
00:37:43,520 --> 00:37:44,920
‫تغییر بزرگیه،

554
00:37:47,640 --> 00:37:50,000
‫ولی برامون هیجان‌انگیزه.

555
00:37:50,040 --> 00:37:53,400
‫من و بتسی... داریم می‌ریم آمریکا.

556
00:37:55,600 --> 00:37:57,960
‫تا فصل تازه‌ای رو توی زندگیمون شروع کنیم،

557
00:37:58,000 --> 00:38:01,560
‫همه هم می‌دونن که من چقدر عاشق همه‌چیز آمریکام.

558
00:38:01,600 --> 00:38:03,920
‫مگه آمریکا چی داره که من برات فراهم نکردم؟

559
00:38:06,680 --> 00:38:09,480
‫اگه از فرصتی که داری استفاده کنی،
‫خیلی بیشتر یاد می‌گیری جو.

560
00:38:09,520 --> 00:38:11,800
‫نه، من این‌طوری فکر نمی‌کنم،

561
00:38:11,840 --> 00:38:14,200
‫اینم مشورت نیست، بابا، دارم خبرش رو می‌دم.

562
00:38:14,240 --> 00:38:16,640
‫این تصمیم به نفع همه‌ست،
‫مخصوصاً خودت.

563
00:38:16,680 --> 00:38:18,080
‫نه، بدتر می‌شه!

564
00:38:22,320 --> 00:38:24,120
‫فقط انقدر لجبازی که نمی‌فهمی!

565
00:38:26,320 --> 00:38:29,520
‫هی، همینطوری ولم نکن بری.

566
00:38:42,760 --> 00:38:47,560
‫من مهم‌ترین تصمیم زندگیم رو گفتم،
‫اون‌وقت تو رات رو می‌کشی می‌ری!

567
00:38:47,600 --> 00:38:49,200
‫دستت درد نکنه واقعاً، عجب حمایتی!

568
00:38:49,240 --> 00:38:52,120
‫چون این دقیقاً همون جوگیر شدن‌های همیشگیته!

569
00:38:52,160 --> 00:38:55,800
‫باز یه تصمیم یهویی و تند دیگه،
‫اونم بدون هیچ مشورتی، جو.

570
00:38:55,840 --> 00:38:58,880
‫آره، یهوییه،

571
00:38:58,920 --> 00:39:01,200
‫ولی می‌دونی دیگه چیه؟

572
00:39:01,240 --> 00:39:05,840
‫برای من درست‌ترین تصمیم ممکنه،
‫از ته دلم باورش دارم،

573
00:39:05,880 --> 00:39:10,000
‫مشورت هم کردم... با زنم!

574
00:39:10,040 --> 00:39:13,000
‫چرا اول نمی‌ذاری ایده‌ام پیش بره ببینی چی می‌شه؟

575
00:39:13,040 --> 00:39:14,120
‫یه فرصت بهش بده،

576
00:39:14,160 --> 00:39:16,840
‫قبل از اینکه همه‌چیز و همه‌کس رو
‫پشت سرت بذاری و بری.

577
00:39:19,280 --> 00:39:21,160
‫چرا بهم اعتماد نداری؟

578
00:39:21,200 --> 00:39:23,360
‫چون همیشه به هر چی که گفتی اعتماد کردم،

579
00:39:23,400 --> 00:39:24,720
‫ولی هیچ‌وقت برات کافی نبود.

580
00:39:24,760 --> 00:39:27,840
‫چون من تو نیستم، هیچ‌وقت هم مثل تو نمی‌شم!

581
00:39:29,320 --> 00:39:32,360
‫خودم رو کشتم تا به چشمت بیام
‫و پیشم احترام داشته باشی

582
00:39:34,480 --> 00:39:36,560
‫دیگه وقتشه برای خودم ارزش قائل بشم.

583
00:39:41,440 --> 00:39:44,880
‫من وارد کار خونوادگی نمی‌شم،
‫نمی‌خوام به قیمت رفتن همیشگی جو تموم بشه.

584
00:39:44,920 --> 00:39:47,360
‫خدا نکنه، همیشگی که نیست!

585
00:39:47,400 --> 00:39:50,280
‫هیچ‌کس این رو نمی‌خواست، لایزا،

586
00:39:50,320 --> 00:39:53,920
‫ولی تو نباید جلوی خودت رو بگیری
‫تا برادرت جلو بیفته.

587
00:39:53,960 --> 00:39:56,120
‫خب شاید اصلاً دلم نخواد.

588
00:39:58,840 --> 00:40:02,280
‫ولی من شنیدم چطور ایده‌هات رو برای بابات توضیح می‌دادی،

589
00:40:03,400 --> 00:40:05,040
‫برق ذوق رو توی چشم‌هات دیدم

590
00:40:05,080 --> 00:40:06,880
‫وقتی جلوی همه اون خبر رو اعلام کرد.

591
00:40:08,080 --> 00:40:10,080
‫تو خودت هم دلت می‌خواد، لایزا،

592
00:40:10,120 --> 00:40:12,520
‫مطمئنم کارت واقعاً عالی می‌شه.

593
00:40:13,600 --> 00:40:16,560
‫ولی نمی‌تونم بار رفتن جو رو به دوش بکشم، مامان،

594
00:40:16,600 --> 00:40:19,920
‫- انصاف نیست.
‫- نه، نیست،

595
00:40:19,960 --> 00:40:21,880
‫ولی تو از پسش برمیای،

596
00:40:21,920 --> 00:40:23,680
‫باید هم بربیای،

597
00:40:23,720 --> 00:40:28,240
‫چون تنها راه پیشرفت زن‌ها همینه،

598
00:40:28,280 --> 00:40:30,360
‫باید براش تلاش کنیم،

599
00:40:30,400 --> 00:40:33,640
‫بارها... و بارها.

600
00:40:38,240 --> 00:40:40,360
‫حس می‌کنم باختم،

601
00:40:41,800 --> 00:40:43,920
‫مخصوصاً از طرف خودم.

602
00:40:43,960 --> 00:40:48,520
‫گاهی انقدر شبیه همین
‫که همدیگه رو درست درک نمی‌کنید.

603
00:40:48,560 --> 00:40:50,000
‫ظاهراً که همین‌طوره.

604
00:40:52,080 --> 00:40:54,280
‫ببین، منم از این خبر خوشحال نیستم، سم،

605
00:40:55,680 --> 00:40:58,120
‫ولی قیافه‌ی جو رو وقتی واسه شام اومد دیدی؟

606
00:40:58,160 --> 00:41:02,640
‫یه آرامش و سبکی‌ای توی نگاهش بود
‫که تا حالا ندیده بودم.

607
00:41:03,920 --> 00:41:05,680
‫آره،

608
00:41:07,040 --> 00:41:09,080
‫راست می‌گی،

609
00:41:09,120 --> 00:41:11,400
‫- اعتمادبه‌نفس هم داشت.
‫- هوم.

610
00:41:12,720 --> 00:41:14,680
‫دیگه نظرش عوض نمی‌شه، ماری،

611
00:41:16,080 --> 00:41:20,240
‫می‌ره... خیلی زود هم می‌ره.

612
00:41:22,480 --> 00:41:26,000
‫رفتن اون رو با رفتن خودت مقایسه نکن، سم.

613
00:41:27,440 --> 00:41:30,280
‫جو از خونواده‌ش فرار نمی‌کنه،

614
00:41:30,320 --> 00:41:33,640
‫داره می‌ره تا روی پای خودش بایسته.

615
00:41:36,080 --> 00:41:37,920
‫فقط امیدوارم یه روزی برگردن.

616
00:41:52,240 --> 00:41:55,600
‫عرق نعنا و پودر دندون‌درد برای بچه هست،

617
00:41:55,640 --> 00:41:59,600
‫- آبنبات نعنایی و شیرین‌بیان هم برای خودت.
‫- ممنون.

618
00:41:59,640 --> 00:42:01,480
‫خیلی دلم براتون تنگ می‌شه.

619
00:42:01,520 --> 00:42:04,480
‫مراقب خودت باش، بتسی.

620
00:42:06,480 --> 00:42:07,480
‫ممنونم.

621
00:42:07,520 --> 00:42:09,440
‫- زود برمی‌گردم.
‫- باشه.

622
00:42:17,040 --> 00:42:20,440
‫- عالی پیش می‌ری، لایزا،
‫- دیوونه‌وار دلم برات تنگ می‌شه.

623
00:42:28,520 --> 00:42:31,800
‫رفیق خیلی خوبی بودی، کال،
‫نمی‌دونم چطوری ازت تشکر کنم.

624
00:42:31,840 --> 00:42:33,400
‫منتظرم از آمریکا برام تعریف کنی!

625
00:42:35,960 --> 00:42:39,960
‫توی آکسفورد حسابی بترکون، رفیق،
‫خیلی برات خوشحالم.

626
00:42:40,000 --> 00:42:41,600
‫اول باید قبولم کنن.

627
00:42:41,640 --> 00:42:43,960
‫قبول می‌شی، لیاقتش رو داری.

628
00:42:50,680 --> 00:42:52,440
‫ما رو فراموش نکنیا،

629
00:42:52,480 --> 00:42:55,520
‫هر دو هفته یه بار منتظر نامه‌تم.

630
00:42:55,560 --> 00:42:56,560
‫قول می‌دم.

631
00:42:58,320 --> 00:42:59,400
‫اوه.

632
00:43:00,720 --> 00:43:04,760
‫دنیا رو تسخیر کن،
‫نشون‌شون بده چند مرده حلاجی!

633
00:43:08,040 --> 00:43:09,360
‫دوستت دارم.

634
00:43:16,120 --> 00:43:18,520
‫این یانکی‌ها رو سر جاشون بشونیا،
‫شنیدی چی گفتم؟

635
00:43:18,560 --> 00:43:19,960
‫تمام تلاشم رو می‌کنم، «ما».

636
00:43:33,600 --> 00:43:36,000
‫خیلی بهت افتخار می‌کنم.

637
00:43:54,640 --> 00:43:56,000
‫راه بیفت!

638
00:44:14,960 --> 00:44:18,280
‫اولیش پر کشید و رفت، بعدی هم هریه.

639
00:44:18,320 --> 00:44:21,200
‫- مطمئنم به‌زودی راهی آکسفورد می‌شه.
‫- هوم.

640
00:44:21,240 --> 00:44:24,320
‫لایزا هم که شریک جدیدته توی کار.

641
00:44:24,360 --> 00:44:27,520
‫تنها چیزی که همیشگیه تغییر کردنه،
‫مگه این‌طوری نمی‌گن؟

642
00:44:27,560 --> 00:44:31,680
‫هوم، یه فصل تموم می‌شه
‫و یه فصل تازه شروع می‌شه.

643
00:44:33,680 --> 00:44:43,680
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M