1
00:00:01,000 --> 00:00:05,960
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫مترجم: «رومینا»

2
00:00:06,960 --> 00:00:11,880
‫(بخش اول)

3
00:00:12,880 --> 00:00:22,880
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

4
00:00:56,080 --> 00:00:57,840
‫- اُی!
‫- ببخشید.

5
00:01:19,160 --> 00:01:20,120
‫سلام.

6
00:01:53,600 --> 00:01:55,360
‫خوب، هال...

7
00:01:59,920 --> 00:02:02,000
‫ساعت چند است، مرد جوان؟

8
00:02:02,120 --> 00:02:05,360
‫اهریمنی چون تو را چه به ساعت؟

9
00:02:06,000 --> 00:02:09,280
‫مگر این که ساعت ها جام نوشیدنی و
‫دقایق گوشت خروس باشند...

10
00:02:09,400 --> 00:02:12,840
‫...و زمان سنج ها چشمان زنان ولگرد و
‫عقربه ها تابلوی استراحتگاه ها...

11
00:02:12,960 --> 00:02:17,200
‫...و خود خورشید مبارک، دختری
‫زیبا و دلربا در جامه ای ابریشمی!

12
00:02:17,680 --> 00:02:19,760
‫اربابم، مورتیمر شریف،

13
00:02:19,880 --> 00:02:24,480
‫هدایت افراد هرفوردشر برای جنگیدن
‫مقابل گلندور وحشی و ناهنجار...

14
00:02:24,600 --> 00:02:27,440
‫...به دستان خشن آن مرد ولزی افتاد.

15
00:02:28,320 --> 00:02:30,200
‫هزاران نفر از افرادش
‫سلاخی شدند.

16
00:02:31,080 --> 00:02:34,520
‫زنان ولزی جسد بی جانش را چنان
‫کوفته و بی شرمانه و هیولاوار...

17
00:02:34,640 --> 00:02:38,080
‫...از ریخت انداخته بودند که بی خجالت
‫نمی توان بازگو کرد یا از آن سخن گفت...

18
00:02:38,840 --> 00:02:41,720
‫پس ظاهراً جزر و مد این نزاع...

19
00:02:41,840 --> 00:02:44,440
‫...ارتباط ما با سرزمین مقدس را
‫متوقف می کند.

20
00:02:44,680 --> 00:02:47,600
‫این در کنار چیزهای
‫دیگر، سرور بخشنده من،

21
00:02:48,800 --> 00:02:50,560
‫چرا که اخبار ناخوشایند و
‫نامساعد بیشتری...

22
00:02:50,680 --> 00:02:53,240
‫...از شمال می رسد که
‫چنین می گوید:

23
00:02:53,480 --> 00:02:57,680
‫دلیر بی پروای آن جا، هری
‫پرسی جوان، و داگلاس شجاع،

24
00:02:57,800 --> 00:03:00,520
‫اسکاتلندی همیشه دلاور، در
‫هولمدن ملاقات کردند و...

25
00:03:00,640 --> 00:03:03,560
‫...و ساعتی غم انگیز و
‫خونین را به جنگیدن پرداختند.

26
00:03:05,680 --> 00:03:07,480
‫با قضاوت از روی شلیک اسلحه هایشان...

27
00:03:07,600 --> 00:03:09,400
‫...پیغام رسانی که این خبر را...

28
00:03:09,680 --> 00:03:13,360
‫...به دست ما رسانده، در اوج درگیری ها
‫صحنه جنگ را ترک کرده و بنابراین...

29
00:03:13,480 --> 00:03:15,080
‫...از چگونگی پایان آن مطمئن نیست.

30
00:03:15,200 --> 00:03:19,960
‫این جا یک دوست حقیقیِ
‫عزیز و کوشا حضور دارد...

31
00:03:22,000 --> 00:03:26,000
‫سر والتر بلانت، برای ما
‫اخبار خوشی آورده ست.

32
00:03:26,560 --> 00:03:30,480
‫ارل داگلاس شکست خورده است!

33
00:03:31,080 --> 00:03:35,160
‫سر والتر شاهد بوده که
‫ده هزار اسکاتلندی جسور...

34
00:03:35,960 --> 00:03:39,000
‫...و بیست و دو شوالیه
‫در خون خودشان غلت زدند.

35
00:03:41,000 --> 00:03:45,600
‫از بین اسیران، بی پروا
‫چه کسانی را گرفته...

36
00:03:45,720 --> 00:03:50,480
‫موردیک، ارل فایف،
‫ارل های اتول،

37
00:03:50,600 --> 00:03:55,200
‫موری، انگوس و منتیت.
‫عجب غنیمت شایان تمجیدی، نه؟

38
00:03:55,400 --> 00:03:59,080
‫پاداشی عالی، این طور
‫نیست، پسرعمو؟

39
00:03:59,200 --> 00:04:02,000
‫پیروزی ای که حتی یک شاهزاده
‫به آن می بالد!

40
00:04:03,160 --> 00:04:04,720
‫بله.

41
00:04:05,920 --> 00:04:09,240
‫این حرف تو مرا اندوهگین و
‫غرق گناه حسادت ورزی می کند...

42
00:04:09,360 --> 00:04:13,280
‫...چرا که لُرد نورتامبرلند پدری شد که
‫صاحب نعمت فرزند پسر گشته،

43
00:04:14,640 --> 00:04:19,040
‫در حالی که من، با دیدن
‫ستایش و تحسین او...

44
00:04:19,720 --> 00:04:24,360
‫...لکه ننگ و یاغی گری بر
‫پیشانی هری جوان خود می بینم.

45
00:04:28,640 --> 00:04:33,480
‫آه، اگر می شد ثابت کرد که
‫پری شب گردی جای فرزاندان...

46
00:04:33,600 --> 00:04:36,520
‫...پوشیده در قنداق ما را
‫عوض کرده و...

47
00:04:37,720 --> 00:04:42,600
‫...نام فرزند مرا پرسی و فرزند
‫او را پلانتاژنه گذاشته،

48
00:04:45,840 --> 00:04:51,040
‫من هری او را می داشتم و
‫او مال مرا.

49
00:04:52,920 --> 00:04:55,160
‫اما از تو می پرسم، دوست
‫عزیزم، هنگامی که...

50
00:04:55,320 --> 00:04:58,240
‫...تو پادشاه شوی، چوبه دار
‫به پا خواهد شد؟

51
00:04:58,360 --> 00:05:01,120
‫هنگامی که پادشاه شدی،
‫دزدان را حلق آویز نکن.

52
00:05:01,240 --> 00:05:03,040
‫من نمی کنم، تو خواهی کرد.

53
00:05:05,800 --> 00:05:09,480
‫من؟ خداوندا! به خدا قسم
‫قاضی شریفی خواهم شد.

54
00:05:09,880 --> 00:05:11,040
‫از همین حالا اشتباه قضاوت می کنی.

55
00:05:11,160 --> 00:05:13,680
‫یعنی، تو باید دزدان را
‫به دار آویزی...

56
00:05:13,800 --> 00:05:15,920
‫...و جلادی کم نظیر شوی.

57
00:05:17,640 --> 00:05:24,160
‫بسیار خوب، هال، بسیار خوب.
‫این همان قدر با روحیات من در تطابق است...

58
00:05:25,080 --> 00:05:28,360
‫- همم.
‫- ...که صبر کردن در دادگاه.

59
00:05:29,720 --> 00:05:32,000
‫اما التماس می کنم که دیگر مرا
‫با غرور و تمسخر آزار نده.

60
00:05:34,160 --> 00:05:36,240
‫به درگاه خدا دعا می کنم که من و
‫تو را به جایی هدایت کند...

61
00:05:36,360 --> 00:05:38,520
‫- ...که بتوانیم خوش نام باشیم.
‫- همم.

62
00:05:38,640 --> 00:05:40,880
‫آن روز در خیابان، یکی از
‫لردهای مسن شورا...

63
00:05:41,000 --> 00:05:44,440
‫- ...به من درباره تو سرکوفت زد.
‫- همم.

64
00:05:46,200 --> 00:05:50,480
‫اما من او را بازداشتم...اگرچه او عاقلانه
‫سخن می گفت، من او را بازداشتم.

65
00:05:51,200 --> 00:05:55,240
‫اما اون عاقلانه سخن می گفت...و در خیابان.

66
00:05:55,760 --> 00:06:01,560
‫کار درستی کردی، چرا که عقل و خرد در
‫خیابان بیداد می کند و هیچ کس شنوا نیست.

67
00:06:04,120 --> 00:06:06,920
‫اُه...بگذار فکر کنم.

68
00:06:12,560 --> 00:06:14,880
‫خب، پسرعمو، نظر تو درباره...

69
00:06:15,000 --> 00:06:21,640
‫...غرور این پرسی جوان چیست؟ مابین اسیرانی که
‫در ماجراجویی خویش غافلگیر کرده و...

70
00:06:21,760 --> 00:06:25,960
‫...برای استفاده شخصی خود نگاه
‫می دارد، به من می گوید...

71
00:06:26,080 --> 00:06:31,760
‫...که من هیچ یک را نخواهم داشت،
‫جز موردیک، ارل فایف.

72
00:06:33,800 --> 00:06:38,480
‫این ها آموزه های عمویش هستند،
‫ووستر. از هر جهت بدخواه شماست.

73
00:06:40,040 --> 00:06:43,800
‫همین باعث می شود که حماقت کند و
‫جوانی را سپری در برابر بزرگی شما قرار دهد.

74
00:06:44,680 --> 00:06:47,000
‫خوب، در این مورد او را
‫بازخواست خواهیم کرد.

75
00:06:47,440 --> 00:06:51,600
‫تو آسیب بسیاری به من رسانده ای،
‫هال. خداوند از این بابت تو را ببخشد.

76
00:06:51,720 --> 00:06:56,800
‫قبل از شناختن تو، هال، من هیچ نمی دانستم
‫و حالا، اگر حقیقت را به زبان بیاورم،

77
00:06:57,120 --> 00:06:59,600
‫- فرق چندانی با اشرار ندارم.
‫- همم.

78
00:07:01,200 --> 00:07:05,400
‫باید زندگی این چنینی را کنار
‫بگذارم و به خدا قسم این کار را می کنم.

79
00:07:05,800 --> 00:07:09,240
‫- و اگر نگذارم، شرورم.
‫- فردا از کجا کیسه پولی برداریم، جک؟

80
00:07:14,280 --> 00:07:17,720
‫هر جا که تو امر کنی، مرد
‫جوان، من خواهم رفت.

81
00:07:17,840 --> 00:07:20,240
‫و اگر نرفتم، مرا شرور بخوان و
‫به سخره بگیر.

82
00:07:20,360 --> 00:07:23,680
‫تغییر رویه خوبی در زندگی تو
‫می بینم، از دعا به کیسه دزدی.

83
00:07:23,800 --> 00:07:28,720
‫خوب، هال، من در تعطیلات هستم، هال،
‫کار کردن یک مرد در تعطیلات گناه نیست.

84
00:07:28,840 --> 00:07:31,800
‫آه، پوینز!

85
00:07:31,920 --> 00:07:34,680
‫هی، صبح بخیر! روز خوش، دوست من.

86
00:07:35,400 --> 00:07:41,120
‫حال سِر جان شربت و شکرخوار چه
‫طور است؟ فردا صبح تا ساعت چهار،

87
00:07:41,880 --> 00:07:45,160
‫مسافرانی با پیشکش هایی گران بها
‫به کنتربری می روند،

88
00:07:45,280 --> 00:07:47,520
‫و تاجرانی به لندن می تازند.

89
00:07:47,640 --> 00:07:52,440
‫اگر شما هم بروید، کیسه هایتان را
‫پر از طلا خواهم کرد.

90
00:07:54,200 --> 00:07:56,200
‫اگر نروید، به خانه برگردید و
‫خود را حلق آویز کنید.

91
00:07:56,320 --> 00:07:59,800
‫بدان، یدوارد، اگر من به خانه برگردم و
‫نروم، تو را برای رفتن دار خواهم زد.

92
00:08:00,080 --> 00:08:02,960
‫واقعا، دوست من؟

93
00:08:03,440 --> 00:08:04,680
‫هال، تو هم خواهی آمد؟

94
00:08:05,000 --> 00:08:07,080
‫من دزدی کنم؟ من دزد باشم؟
‫خیر، غیرممکن است.

95
00:08:07,200 --> 00:08:09,680
‫پس نه صداقت سرت می شود و
‫نه مردانگی و رفاقت،

96
00:08:09,800 --> 00:08:12,800
‫و اگر جرئت نکنی برای 10 شیلینگ
‫بجنگی، خون اصیلی در رگ هایت جریان ندارد!

97
00:08:12,920 --> 00:08:15,720
‫پس یک بار در زندگی
‫دیوانگی خواهم کرد.

98
00:08:15,960 --> 00:08:18,320
‫- گل گفتی.
‫- خوب، هر چه بادا باد، من به خانه می روم.

99
00:08:18,440 --> 00:08:20,760
‫خدا شاهد است، روزی که تو
‫پادشاه شوی، من خیانت خواهم کرد!

100
00:08:20,880 --> 00:08:22,440
‫اهمیتی نمی دهم.

101
00:08:22,560 --> 00:08:26,760
‫برای این ماجراجویی چنان دلایلی برایش
‫می آورم که به آمدن راضی شود.

102
00:08:27,840 --> 00:08:32,440
‫خوب، خداوند به تو توانایی
‫قانع کردن و به او...

103
00:08:33,080 --> 00:08:35,800
‫...گوش شنوا عطا کند.

104
00:08:35,920 --> 00:08:39,960
‫بدرود، دوست خوبم.

105
00:08:46,320 --> 00:08:50,680
‫حالا...سرور بزرگ و عزیزم،
‫فردا همراه ما بتاز.

106
00:08:50,800 --> 00:08:53,040
‫من نقشه ای دارم که به تنهایی در
‫اجرای آن ناتوانم.

107
00:08:53,160 --> 00:08:57,200
‫فالستف، باردولف و پیتو از این افراد
‫دزدی می کنند. من و تو آن جا نخواهیم بود.

108
00:08:57,320 --> 00:08:59,360
‫هنگامی که مال را برداشتند،

109
00:08:59,480 --> 00:09:03,240
‫اگر من و تو از آنان ندزدیدیم،
‫سر من را از گردنم جدا کنید.

110
00:09:04,480 --> 00:09:07,200
‫بله، اما احتمالا آن ها ما را از
‫ظاهرمان می شناسند،

111
00:09:07,320 --> 00:09:09,080
‫و تک تک ویژگی های دیگری که داریم.

112
00:09:09,200 --> 00:09:12,600
‫من شنل های کرباس برای پوشاندن
‫لباس های شناخته شده مان دارم.

113
00:09:12,720 --> 00:09:15,280
‫آری، اما غارت آنان برای
‫ما سخت خواهد بود.

114
00:09:15,400 --> 00:09:18,760
‫خوب، می دانم که دو نفر از آنان از
‫هر بزدلی بزدل تر هستند،

115
00:09:18,880 --> 00:09:22,920
‫و اگر سومین نفر هم از آن چه منطقی بداند بیشتر
‫مبارزه کند، من سلاحم را می اندازم و تسلیم می شوم.

116
00:09:23,040 --> 00:09:27,680
‫زیبایی این نقشه در دروغ های
‫افسارگسیخته ایست...

117
00:09:27,800 --> 00:09:30,440
‫...که همین یاغی سرکش هنگام
‫ملاقات شاممان به ما خواهد گفت.

118
00:09:34,800 --> 00:09:38,240
‫تمام ملزومات را برایمان فراهم کن و
‫فردا شب همین جا با من ملاقات کن.

119
00:09:38,360 --> 00:09:40,640
‫- بدرود.
‫- بدرود، سرورم.

120
00:09:51,800 --> 00:09:55,400
‫من همه شما را می شناسم و تا مدتی،

121
00:09:55,520 --> 00:09:58,040
‫در برابر بطالتتان سکوت خواهم کرد،

122
00:10:00,800 --> 00:10:03,200
‫در این جا، من به سان
‫خورشید خواهم بود...

123
00:10:04,440 --> 00:10:09,400
‫...که به ابرهای دون مایه و واگیردار اجازه
‫می دهد زیباییش را از جهان دریغ کنند...

124
00:10:10,480 --> 00:10:15,680
‫...تا هنگامی که مایل بود دوباره خودش
‫باشد، با در هم شکستن بخارِ زشت و کریهی که...

125
00:10:15,800 --> 00:10:18,680
‫...به ظاهر خفه اش کرده بودند، دوباره
‫خواسته شود و مورد تحسین واقع گردد.

126
00:10:19,560 --> 00:10:24,280
‫اگر تمام سال به فراغت می گذشت،
‫تفریح به اندازه کار طاقت فرسا می شد.

127
00:10:25,960 --> 00:10:29,040
‫اما اگر به ندرت فرا برسد،
‫آرزوی رسیدنش را داریم،

128
00:10:30,280 --> 00:10:33,000
‫و هیچ چیز بیش از اتفاقات
‫نادر خوشایند نیست!

129
00:10:34,720 --> 00:10:38,880
‫پس هنگامی که این لاابالی گری را کناری
‫گذارم و بدهی ای که گردنم نیست را بپردازم،

130
00:10:40,040 --> 00:10:43,040
‫ناگهان انسان بهتری خواهم بود،

131
00:10:43,160 --> 00:10:47,320
‫چه بسیار افرادی که ناامید خواهم کرد.

132
00:10:47,960 --> 00:10:50,040
‫و مانند فلزی براق بر زمین خاکستری،

133
00:10:50,920 --> 00:10:56,680
‫درخشش اصلاحاتم قصوراتم را می پوشانند، بهتر جلوه
‫می کنند و چشمان بیشتری را به خود خیره می کنند...

134
00:10:57,320 --> 00:11:00,160
‫...هنگامی که در برابر گذشته
‫تاریکم قرار گیرند.

135
00:11:01,320 --> 00:11:05,720
‫چنان یاغی گری می کنم که
‫یاغی گری چون هنر جلوه کند...

136
00:11:07,160 --> 00:11:10,000
‫...و خود را در زمانی که کمترین
‫انتظار را دارند، تبرئه می کنم.

137
00:11:13,600 --> 00:11:17,240
‫من بسیار خون سرد و آرام بوده ام،

138
00:11:18,240 --> 00:11:22,920
‫و میلی به پاسخ خشمگینانه
‫دادن نداشته ام.

139
00:11:24,440 --> 00:11:28,520
‫به همین علت، شما از صبوری
‫من سوءاستفاده کرده اید.

140
00:11:29,360 --> 00:11:30,920
‫اما مطمئن باشید،

141
00:11:31,480 --> 00:11:34,560
‫از هم اکنون، ترجیح می دهم
‫خودم باشم،

142
00:11:34,680 --> 00:11:39,040
‫قدرتمند و موجب وحشت...تا
‫این که مثل همیشه...

143
00:11:39,160 --> 00:11:41,280
‫...به ملایمت روغن و نرمی پر باشم و...

144
00:11:41,400 --> 00:11:44,320
‫...به همین ترتیب، احترامی که
‫افراد قدرتمند به...

145
00:11:44,440 --> 00:11:48,160
‫...دیگر افراد قدرتمند می گذارند را
‫از دست بدهم.

146
00:11:48,280 --> 00:11:51,480
‫سرورم، خاندان ما...

147
00:11:51,600 --> 00:11:54,840
‫...اصلا لایق سوختن از خشم و
‫قدرت شما نیست،

148
00:11:55,880 --> 00:11:58,200
‫خصوصا که همین دستان
‫ما بوده که...

149
00:11:58,320 --> 00:12:00,400
‫- ...شما را به این قدرت رسانده.
‫- سرورم...

150
00:12:00,520 --> 00:12:06,760
‫ووستر، مرخص شو، چرا که در
‫چشمانت خطر و نافرمانی می بینم.

151
00:12:07,320 --> 00:12:10,080
‫- سرورم...
‫- حضورت در این جا...

152
00:12:10,200 --> 00:12:15,200
‫...بیش از حد جسورانه و مغرورانه ست و
‫یک پادشاه هرگز نباید اخم کردنِ...

153
00:12:15,320 --> 00:12:18,160
‫...خدمتگزاری را تحمل کند!

154
00:12:18,280 --> 00:12:21,600
‫به نفع توست که جمع ما را ترک کنی.

155
00:12:21,800 --> 00:12:27,120
‫اگر به تو و مشورتت نیاز داشته
‫باشیم، خبرت می کنیم.

156
00:12:27,240 --> 00:12:31,040
‫تو در شُرف سخن گفتن بودی.

157
00:12:32,600 --> 00:12:34,400
‫آری، سرورم.

158
00:12:35,920 --> 00:12:38,800
‫آن اسیرانی که حضرت عالی
‫دنبالشان بودید،

159
00:12:38,920 --> 00:12:41,560
‫همان ها که هری پرسی
‫این جا در هولمدن گرفتشان،

160
00:12:42,120 --> 00:12:44,920
‫چنان که او می گوید،
‫به خاطر غیظ از شما...

161
00:12:45,400 --> 00:12:48,840
‫- ...دریغ نشده بودند.
‫- خوب...

162
00:12:48,960 --> 00:12:53,440
‫یا حسادت مردم و یا گمان اشتباه...

163
00:12:53,560 --> 00:12:56,600
‫...این تقصیر را به گردن
‫دارند، نه پسر من.

164
00:12:57,240 --> 00:13:00,920
‫- سرورم، من هیچ اسیری را نگه نداشتم!
‫- هیس!

165
00:13:03,320 --> 00:13:08,480
‫اما به یاد دارم که در پایان جنگ که
‫خسته از زحمت بسیار و خشم بودم،

166
00:13:08,600 --> 00:13:11,520
‫نفس نفس زنان و بی حال،
‫تکیه بر شمشیرم زده بودم،

167
00:13:11,640 --> 00:13:15,080
‫لردی وارد شد، پاکیزه و
‫خوش پوش،

168
00:13:15,200 --> 00:13:18,240
‫بانشاط مثل یک داماد و
‫با ریش تازه تراشیده شده،

169
00:13:18,360 --> 00:13:20,760
‫مثل زمین شخم زده ای
‫پدیدار شد.

170
00:13:20,880 --> 00:13:24,240
‫با کلماتی قلنبه سلنبه از من
‫بازجویی کرد.

171
00:13:25,040 --> 00:13:29,120
‫از طرف حضرت عالی از من
‫اسیرانم را خواست.

172
00:13:30,520 --> 00:13:32,840
‫من هم که از سرمازدگی
‫زخم هایم در عذاب بودم،

173
00:13:32,960 --> 00:13:35,480
‫و حال این نادان مزاحمم می شد،

174
00:13:36,200 --> 00:13:40,160
‫از شدت اندوه و بی صبریم،
‫به او سرسری جواب دادم.

175
00:13:40,280 --> 00:13:43,120
‫یادم نیست که گفتم می تواند
‫آنان را ببرد یا خیر،

176
00:13:43,880 --> 00:13:46,200
‫چرا که مرا دیوانه کرده بود!

177
00:13:46,320 --> 00:13:49,520
‫دیدن درخشش و عطر خوش او،

178
00:13:50,000 --> 00:13:52,600
‫و حرف زدنش از اسلحه ها
‫و جنگ و زخم ها...

179
00:13:52,720 --> 00:13:55,600
‫....مانند زنان نازک نارنجی...
‫خدای بزرگ!

180
00:13:57,640 --> 00:14:00,240
‫و این که به من می گفت
‫بهترین چیز روی زمین...

181
00:14:00,360 --> 00:14:03,520
‫...برای کبودی پوست،
‫پیه نهنگ است!

182
00:14:03,640 --> 00:14:07,920
‫و اگر همین اسلحه های اهریمنی
‫نبودند، خود نیز سرباز می شد.

183
00:14:12,760 --> 00:14:18,280
‫من پاسخ این صحبت بی ربط از
‫بدیهیات او را غیرمستقیم دادم،

184
00:14:19,560 --> 00:14:23,680
‫و التماستان می کنم، اجازه ندهید
‫حرف او باعث این تصور گردد که...

185
00:14:23,800 --> 00:14:26,400
‫...من علاقه ای به حضرت عالی ندارم.

186
00:14:29,000 --> 00:14:31,320
‫سرور مهربانم، با توجه به شرایط...

187
00:14:31,440 --> 00:14:35,040
‫...هر حرفی که لُرد هری پرسی به چنین
‫فردی، در چنان جایی،

188
00:14:35,160 --> 00:14:37,600
‫در چنان زمانی می گفت و
‫بازگو می کرد،

189
00:14:37,720 --> 00:14:41,120
‫دیگر نباید سخنی از آن به میان آورده
‫شود که مایه زیان یا توبیخ وی گردد،

190
00:14:41,240 --> 00:14:44,360
‫چرا که حرفی که در آن
‫زمان زده را حال پس می گیرد.

191
00:14:45,480 --> 00:14:47,920
‫لیک هم چنان اسیران را
‫نگه می دارد،

192
00:14:48,040 --> 00:14:52,320
‫اما با شرط و شروطی که من باید
‫به شخصه برآورده کنم.

193
00:14:52,440 --> 00:14:55,240
‫برای شوهرخواهرش، مورتیمر نادان.

194
00:14:59,280 --> 00:15:00,480
‫همم.

195
00:15:09,760 --> 00:15:12,360
‫بگذارید در کوه های لم یزرع
‫گرسنگی بکشد.

196
00:15:13,320 --> 00:15:15,040
‫من هیچ گاه مردی را دوست
‫خویش نمی پندارم...

197
00:15:15,160 --> 00:15:19,480
‫...که حتی یک پنی از من برای
‫بازگرداندن مورتیمر خائن به خانه طلب کند.

198
00:15:19,600 --> 00:15:21,720
‫- مورتیمر خائن؟
‫- آقا!

199
00:15:25,760 --> 00:15:30,440
‫او هیچ گاه متزلزل نشد، سرورم،
‫مگر تصادفاً در جنگ!

200
00:15:31,200 --> 00:15:34,640
‫- برای اثبات حقیقت داشتنش...
‫- دیگر نمی خواهم حرفی از مورتیمر بشنوم!

201
00:15:35,560 --> 00:15:37,760
‫اسیرانت را در اسرع
‫وقت برایم بفرست...

202
00:15:37,880 --> 00:15:41,760
‫...وگرنه از من حرفی خواهی شنید که
‫از آن خشنود نخواهی شد.

203
00:15:42,640 --> 00:15:46,560
‫لرد نورتامبرلند، به تو و پسرت
‫اجازه مرخص شدن می دهم.

204
00:15:58,840 --> 00:16:01,840
‫اسیرانتان را برای ما
‫بفرستید، وگرنه خبری خواهید شنید.

205
00:16:06,640 --> 00:16:08,760
‫و حتی اگه خود اهریمن
‫آید و برایشان فریاد زند،

206
00:16:08,880 --> 00:16:10,560
‫من آنان را نمی فرستم!

207
00:16:13,240 --> 00:16:16,360
‫سراغش می روم و به او چنین
‫می گویم تا آرام شوم،

208
00:16:16,480 --> 00:16:18,880
‫اگرچه ممکن است سرم را
‫از دست بدهم.

209
00:16:19,080 --> 00:16:21,040
‫تو را چه شده که غرق خشمی؟

210
00:16:22,160 --> 00:16:26,480
‫بمان و مدتی بایست.
‫عمویت آمد.

211
00:16:27,320 --> 00:16:29,160
‫حرف از مورتیمر؟

212
00:16:29,360 --> 00:16:34,160
‫لعنت بر شیطان، البته که از او حرف می زنم!
‫و لعنت بر من اگر به او ملحق نشوم!

213
00:16:34,280 --> 00:16:36,680
‫برادر، شاه برادرزاده ات را
‫دیوانه کرده ست.

214
00:16:36,800 --> 00:16:38,920
‫بعد از رفتن من، چه کسی
‫این بلوا را به پا کرد؟

215
00:16:39,040 --> 00:16:43,600
‫قطعا همه اسیران من را می خواهد و
‫وقتی دوباره از او خواستم برادر زنم را...

216
00:16:43,720 --> 00:16:46,120
‫...آزاد کند، رنگ از رخسارش پرید،

217
00:16:46,240 --> 00:16:48,320
‫و نگاهی مرگبار به من انداخت.

218
00:16:48,440 --> 00:16:50,760
‫حتی اشاره به اسم مورتیمر
‫وی را به لرزه می اندازد!

219
00:16:50,880 --> 00:16:55,520
‫نمی توانم سرزنشش کنم. مگر ریچارد مرحوم
‫وی را نفر بعدی در وراثت تاج و تخت اعلام نکرده بود؟

220
00:16:55,640 --> 00:16:57,280
‫کرده بود. من اعلامیه را شنیدم.

221
00:16:57,400 --> 00:16:59,040
‫پس نمی توانم پسرعموی
‫پادشاهش را سرزنش کنم...

222
00:16:59,160 --> 00:17:02,120
‫...که می خواست در کوهستانی
‫لم یزرع گرسنگی بکشد!

223
00:17:02,240 --> 00:17:05,760
‫اما می خواهید شمایی که تاج بر
‫سر این مرد فراموشکار نهادید...

224
00:17:05,880 --> 00:17:09,160
‫...فریب داده شوید و دور انداخته شوید؟

225
00:17:09,320 --> 00:17:12,360
‫دیگر چیزی نگو.

226
00:17:20,120 --> 00:17:22,600
‫حال، دفتر اسرارم را باز می کنم...

227
00:17:22,720 --> 00:17:27,160
‫...و برای تو حکایتی عمیق و مخوف می خوانم که
‫درخور خشم حق جویانه ات باشد.

228
00:17:27,280 --> 00:17:30,760
‫خطر هر چه که باشد و هر جا
‫در کمین باشد،

229
00:17:30,880 --> 00:17:35,520
‫تمام چیزی که اهمیت دارد،
‫شرافت تقلاست.

230
00:17:35,640 --> 00:17:37,680
‫خیال پردازی درباره این استثمار
‫قهرمانانه...

231
00:17:37,800 --> 00:17:39,800
‫...دارد امان از او می برد.

232
00:17:39,920 --> 00:17:41,960
‫خدا شاهد است، به نظر من
‫راحت تر بود که بپریم...

233
00:17:42,080 --> 00:17:44,440
‫...تا شرافت را از رخ بی رنگ و
‫روی ماه برداریم.

234
00:17:45,400 --> 00:17:47,440
‫او دنیایی را می بیند که ساخته
‫تخیلاتش است،

235
00:17:47,560 --> 00:17:49,880
‫اما نه آن دنیایی که باید
‫به آن توجه کند.

236
00:17:50,000 --> 00:17:53,520
‫- عمو، لحظه ای به من گوش بده.
‫- معذرت می خواهم.

237
00:17:54,000 --> 00:17:56,000
‫اسکاتلندی هایی که به اسیری گرفته ای...

238
00:17:56,120 --> 00:18:00,600
‫همه را نگه می دارم. خدا شاهد
‫است، او حتی یک اسکاتلندی هم نخواهد داشت.

239
00:18:00,720 --> 00:18:03,200
‫باز شروع کردی و به عرایض من
‫گوش ندادی.

240
00:18:03,320 --> 00:18:06,320
‫- زندانیان را نگه خواهی داشته.
‫- البته، بدون شک!

241
00:18:06,440 --> 00:18:10,640
‫- گوش بده، عمو، لطفا.
‫- از هم اکنون، هیچ چیز فرا نخواهم گرفت...

242
00:18:10,760 --> 00:18:13,440
‫...جز این که چه طور این
‫پادشاه نمک نشناس و شاهزاده...

243
00:18:13,560 --> 00:18:16,400
‫....فرومایه ولز را به خشم آورم!

244
00:18:16,520 --> 00:18:20,040
‫بدرود، پمو. زمانی که خلق
‫بهتری برای گوش دادن داشتی، صحبت می کنیم.

245
00:18:20,440 --> 00:18:25,560
‫عجب احمقِ بی صبر و زودجوشی
‫هستی که مانند زنان حرّافی می کنی،

246
00:18:25,680 --> 00:18:29,680
‫- گوشت با هیچ زبانی جز زبان خودت نیست.
‫- به نظرم، کافیست.

247
00:18:40,320 --> 00:18:43,200
‫پس نزد اسیران اسکاتلندیت برگرد.

248
00:18:43,640 --> 00:18:45,880
‫بدون خون بها، آزادشان کن،

249
00:18:46,440 --> 00:18:50,440
‫و با دوستی با پسر داگلاس در
‫اسکاتلند به قدرت برس.

250
00:18:50,560 --> 00:18:53,760
‫شما، سرورم. هنگامی که
‫پسرتان در اسکاتلند مشغول است،

251
00:18:53,880 --> 00:18:58,320
‫مخفیانه با اسقف اعظم یورک، آن
‫مرد شریف و محبوب، لرد اسکروپ...

252
00:18:58,440 --> 00:19:01,520
‫...متحد خواهید شد.

253
00:19:02,440 --> 00:19:06,520
‫بر اساس حدس و گمان خودم سخن
‫نمی گویم، بلکه مطمئنم همه چیز...

254
00:19:06,640 --> 00:19:09,520
‫...فکر و برنامه ریزی و
‫آماده سازی شده است.

255
00:19:09,640 --> 00:19:13,880
‫حسش می کنم! به جانم قسم که
‫خوب پیش خواهد رفت!

256
00:19:14,000 --> 00:19:17,040
‫تو حتی قبل از شروع شکار،
‫سگ هایت را آزاد کردی.

257
00:19:17,160 --> 00:19:20,160
‫خوب، غیرممکن است که
‫این نقشه عالی عمل نکند.

258
00:19:20,280 --> 00:19:24,200
‫و بعد، سپاه یورک و اسکاتلند
‫به مورتیمر ملحق می گردند، نه؟

259
00:19:33,280 --> 00:19:35,360
‫بیایید! مخفی شوید، مخفی شوید!

260
00:19:38,440 --> 00:19:42,960
‫پوینز! پوینز، لعنت به تو! پوینز!

261
00:19:43,080 --> 00:19:48,120
‫ساکت، حقه باز چاق!

262
00:19:48,240 --> 00:19:49,640
‫پوینز!

263
00:19:49,760 --> 00:19:54,040
‫اسبش را دزدیدم و حال مثل
‫مخمل فرسوده اذیت شده است!

264
00:19:55,040 --> 00:19:57,800
‫لعنت بر هر دوی شما!
‫باردولف! پیتو!

265
00:20:00,720 --> 00:20:03,520
‫اسبم را به من بدهید.

266
00:20:04,080 --> 00:20:06,360
‫دغل ها! اسبم را به من بدهید و
‫به درک واصل شوید!

267
00:20:07,320 --> 00:20:13,040
‫نقاب هایتان را بپوشید! پول
‫پادشاه در حال انتقال از تپه...

268
00:20:13,160 --> 00:20:15,680
‫...به خزانه پادشاه است!

269
00:20:15,800 --> 00:20:18,120
‫دروغ می گویی، حقه باز.
‫به استراحتگاه پادشاه می رود.

270
00:20:18,240 --> 00:20:21,000
‫- این قدری هست که همه ما ثروتمند شویم!
‫- یا به دار آویخته شویم!

271
00:20:21,560 --> 00:20:26,960
‫حال، آقایان، به امید پایانی خوش!
‫هر کس سر کار خودش!

272
00:20:54,520 --> 00:20:57,160
‫پسرک اسب های ما را تا
‫پایین تپه می برد.

273
00:20:58,480 --> 00:21:03,480
‫ما قدم می زنیم تا کمی به
‫پاهایمان نرمش دهیم.

274
00:21:09,120 --> 00:21:10,640
‫حالا آماده اند.

275
00:21:31,920 --> 00:21:35,880
‫بیایید، آقایان، بگذارید قبل از سپیده دم
‫غنیمت ها را تقسیم کنیم و بتازیم.

276
00:21:37,400 --> 00:21:40,880
‫اگر شاهزاده و پوینز جور بزدلیشان را
‫نکشند، دنیا عدالت ندارد.

277
00:21:41,560 --> 00:21:44,800
‫جنمِ پوینز از یک اردک وحشی بیش نیست!

278
00:21:48,360 --> 00:21:51,400
‫رحم کنید! رحم کنید!
‫رحم کنید!

279
00:21:52,160 --> 00:21:54,640
‫رحم کنید!

280
00:22:02,000 --> 00:22:03,760
‫چه قدر راحت!

281
00:22:12,960 --> 00:22:16,800
‫- اگر خنده ام نگرفته بود، دلم برایش می سوخت.
‫- همم.

282
00:22:25,400 --> 00:22:27,360
‫«من به خاطر علاقه ای که به
‫خاندان شما دارم،

283
00:22:27,480 --> 00:22:29,240
‫از آن جا بودن، خشنود می گشتم.»

284
00:22:30,680 --> 00:22:33,400
‫خشنود می گشت؟ پس
‫چرا این طور نیست؟

285
00:22:34,520 --> 00:22:37,160
‫به خاطر علاقه ای که به
‫خاندان ما دارد؟

286
00:22:37,640 --> 00:22:41,520
‫مشخصا به آغلش بیشتر از
‫خاندان ما علاقه دارد.

287
00:22:42,120 --> 00:22:44,640
‫«نقشه شما خطرناک است.»

288
00:22:45,600 --> 00:22:50,720
‫خوب، این که مشخص است. سرما
‫خودن، خوابیدن یا نوشیدن هم خطرناک است،

289
00:22:51,360 --> 00:22:56,680
‫اما از من بشنوید، سرور نادانم، از این
‫خارزار خطر گل امنیت می چینیم.

290
00:22:57,240 --> 00:22:58,120
‫این چه نادانیست؟

291
00:22:58,240 --> 00:23:02,440
‫نقشه ما بهترین نقشه ایست که می توان
‫کشید، متحدانمان حقیقی و ثابت قدمند.

292
00:23:02,840 --> 00:23:06,800
‫- هِی! گیلیامز با نامه های من رفت؟
‫- بله، سرورم، یک ساعت پیش.

293
00:23:07,360 --> 00:23:09,400
‫سرورم، همین حالا یک اسب را آورد.

294
00:23:09,600 --> 00:23:12,680
‫- کدام اسب؟ اسبی قهوه ای با گوش بریده، درست است؟
‫- بله، سرورم.

295
00:23:12,800 --> 00:23:14,600
‫آن اسب قهوه ای، تخت سلطنت
‫من خواهد بود!

296
00:23:15,080 --> 00:23:18,800
‫- به باتلر بگو در مراتع او را بگرداند.
‫- گوش کنید، سرورم.

297
00:23:18,920 --> 00:23:20,080
‫چه شده، بانوی من؟

298
00:23:20,200 --> 00:23:24,040
‫- چه شما را به هیجان آورده است؟
‫- اسبم، عشق من، اسبم.

299
00:23:24,160 --> 00:23:25,960
‫کافیست، دیوانه نادان!

300
00:23:26,080 --> 00:23:28,960
‫حتی یک راسو هم به اندازه
‫تو زودجوش نیست!

301
00:23:29,360 --> 00:23:32,240
‫قسم می خورم که خواهم فهمید چه
‫در سر داری، هری، خواهم فهمید!

302
00:23:32,360 --> 00:23:36,240
‫از این می ترسم که برادرم مورتیمر
‫در جهت رسیدن به سلطنت از تو...

303
00:23:36,360 --> 00:23:40,440
‫- ...کمک خواسته، اما اگر بروی...
‫- پیاده رفتن چنین راه بلندی مرا خسته می کند، عشق من.

304
00:23:40,560 --> 00:23:44,960
‫ای طوطی کوچک، راست و درست
‫جوابم سوالی که می پرسم را بده.

305
00:23:45,360 --> 00:23:47,680
‫قسم می خورم اگر همه چیز را
‫بدون دروغ تعریف نکنی،

306
00:23:47,800 --> 00:23:50,520
‫- انگشت کوچکت را می شکنم، هری!
‫- دور شو!

307
00:23:50,640 --> 00:23:54,440
‫دور شو، ای حرّاف! عشق؟
‫من عاشق تو نیستم.

308
00:23:54,560 --> 00:24:00,200
‫حتی اهمیتی به تو نمی دهم، کیت.
‫الان، زمان عروسک بازی و عاشق پیشگی نیست.

309
00:24:00,800 --> 00:24:02,800
‫باید بینی خونین و سر شکسته
‫داشته باشیم...

310
00:24:02,920 --> 00:24:06,680
‫...و پخششان هم بکنیم!
‫محض رضای خدا، اسبم!

311
00:24:12,880 --> 00:24:14,880
‫چیست، کیت؟

312
00:24:15,400 --> 00:24:17,280
‫همم؟

313
00:24:17,400 --> 00:24:19,000
‫از من چه می خواهی؟

314
00:24:19,120 --> 00:24:22,960
‫عاشق من نیستی؟ واقعا
‫عاشق من نیستی؟

315
00:24:24,240 --> 00:24:28,040
‫خوب، پس نباش. حال که تو مرا دوست نداری،
‫خودم هم خودم را دوست نخواهم داشت.

316
00:24:29,240 --> 00:24:30,960
‫تو عاشق من نیستی؟

317
00:24:32,880 --> 00:24:36,960
‫- جداً، به من بگو منظورت همین بود یا شوخی می کردی.
‫- بیا...مرا بدرقه می کنی؟

318
00:24:37,080 --> 00:24:40,280
‫و وقتی سوار بر اسبم شوم، قسم می خورم
‫تا ابد دوستت خواهم داشت.

319
00:24:40,400 --> 00:24:43,440
‫اما گوش کن، کیت، از حالا به بعد
‫نمی گذارم از من بازجویی کنی که...

320
00:24:43,560 --> 00:24:47,800
‫...به کجا می روم و چرا. کاری که
‫باید انجام بدهم را انجام خواهم داد،

321
00:24:47,920 --> 00:24:51,280
‫و در نهایت، امشب باید
‫تو را ترک کنم، کیت عزیز.

322
00:24:51,400 --> 00:24:55,560
‫می دانم که خردمندی، اما خرد تو از نقشت
‫به عنوان همسر هری پرسی تجاوز نمی کند.

323
00:24:55,680 --> 00:25:00,240
‫شاید بتوانی راز نگه داری، اما
‫باز هم یک زنی و حتی در رازداری...

324
00:25:00,360 --> 00:25:04,480
‫...هیچ زنی مانند تو نیست، چرا که
‫باور دارم چیزی که ندانی را نمی توانی فاش کنی!

325
00:25:23,280 --> 00:25:25,640
‫کجا بودی، هال؟

326
00:25:27,200 --> 00:25:31,680
‫با سه یا چهار سر به هوا، بین
‫سه یا چهار بشکه نوشیدنی.

327
00:25:31,800 --> 00:25:33,960
‫من با این سه پیش خدمت
‫دوست شده ام...

328
00:25:34,080 --> 00:25:36,120
‫...و می توانم به اسم کوچکشان
‫صدا بزنمشان،

329
00:25:36,240 --> 00:25:39,200
‫«تام»، «دیک» و «فرانسیس».

330
00:25:44,920 --> 00:25:48,080
‫ظرف یک ربع ساعت چنان
‫همراه نوشیدن خوبی شدم...

331
00:25:48,760 --> 00:25:51,120
‫...که می توانم با هر مردی در
‫هر محیطی بنوشم!

332
00:25:53,320 --> 00:25:55,160
‫- بیا.
‫- خوب، هی!

333
00:25:57,080 --> 00:25:59,880
‫- خودت را به دار آویز!
‫- اما نِد عزیز،

334
00:26:00,000 --> 00:26:05,120
‫برای شیرین کردن اسم ند، به
‫اندازه یک پنی شکر به تو می دهم...

335
00:26:05,760 --> 00:26:09,080
‫...که همین حالا یک شاگرد
‫پیش خدمت به من داد...

336
00:26:09,440 --> 00:26:13,240
‫...که تا حالا حتی یک کلمه انگلیسی در عمرش
‫سخن نگفته بود جز «یک ثانیه! یک ثانیه، قربان!»

337
00:26:13,360 --> 00:26:18,720
‫ند، برای گذران زمان تا
‫وقتی فالستف برسد،

338
00:26:19,680 --> 00:26:22,360
‫در یکی از اتاق ها پنهان شو تا من از
‫شاگرد پیش خدمت کوچک بپرسم...

339
00:26:22,480 --> 00:26:26,160
‫...چرا به من شکر داده. تو هم
‫یک سره نامش را صدا بزن، «فرانسیس!»،

340
00:26:26,720 --> 00:26:30,520
‫که نتواند چیزی بگوید
‫جز «یک ثانیه!»

341
00:26:32,760 --> 00:26:33,760
‫فرانسیس!

342
00:26:33,880 --> 00:26:36,040
‫- بی نقصی!
‫- یک ثانیه، یک ثانیه، قربان!

343
00:26:38,280 --> 00:26:40,320
‫- فرانسیس!
‫- یک ثانیه، یک ثانیه، قربان.

344
00:26:40,440 --> 00:26:42,000
‫- بیا این جا، فرانسیس.
‫- سرورم؟

345
00:26:42,120 --> 00:26:44,400
‫چند سال دیگر شاگردی
‫داری، فرانسیس؟

346
00:26:44,800 --> 00:26:45,760
‫اُه، آم...

347
00:26:46,560 --> 00:26:49,320
‫در واقع،

348
00:26:49,440 --> 00:26:53,120
‫پنج سال که یعنی...

349
00:26:53,240 --> 00:26:55,400
‫- فرانسیس!
‫- یک ثانیه، یک ثانیه، قربان.

350
00:26:55,640 --> 00:26:57,800
‫پنج سال؟ زمان زیادی برای
‫به هم کوفتن جام نوشیدنیست.

351
00:26:57,920 --> 00:27:00,840
‫اما فرانسیس، به قدری
‫شجاعت داری...

352
00:27:00,960 --> 00:27:03,880
‫...که در قراردادت نقش بزدل را
‫بازی کنی و از آن فرار کنی؟

353
00:27:04,000 --> 00:27:06,440
‫لرد، قربان، به تمام کتاب های
‫انگلستان قسم می خورم...

354
00:27:06,560 --> 00:27:08,160
‫- فرانسیس!
‫- یک ثانیه، قربان!

355
00:27:08,280 --> 00:27:10,920
‫چند سال سن داری، فرانسیس؟

356
00:27:11,040 --> 00:27:12,720
‫بگذارید فکر کنم...

357
00:27:12,840 --> 00:27:15,360
‫- در پایان سپتامبر بعدی، من...
‫- فرانسیس!

358
00:27:15,480 --> 00:27:19,040
‫- یک ثانیه، قربان! یک لحظه صبر کنید، سرورم!
‫- نه، به من گوش بده، فرانسیس.

359
00:27:19,160 --> 00:27:22,600
‫شکری که به من دادی، یک
‫پنی می ارزید، مگر نه؟

360
00:27:22,720 --> 00:27:26,400
‫- اُه، لرد، قربان، اگر دو پنی هم بود به شما می دادم.
‫- بابتش به تو هزار پوند می دهم.

361
00:27:30,200 --> 00:27:32,760
‫هر وقت خواستی طلبش کن و
‫مال تو خواهد بود.

362
00:27:32,880 --> 00:27:35,960
‫- فرانسیس!
‫- یک ثانیه، یک ثانیه!

363
00:27:36,520 --> 00:27:41,240
‫یک ثانیه، فرانسیس؟ نه، فرانسیس، اما
‫فردا، فرانسیس، یا پنجشنبه، فرانسیس،

364
00:27:41,360 --> 00:27:45,200
‫- هر وقت بخواهی، فرانسیس. اما فرانسیس...
‫- سرورم؟

365
00:27:45,320 --> 00:27:47,760
‫حاضری از این مرد دزدی کنی؟
‫مردی با کت چرمی،

366
00:27:48,320 --> 00:27:51,640
‫دکمه های بلورین، موی کوتاه،
‫انگشتر عقیق، جوراب های تیره،

367
00:27:51,760 --> 00:27:54,400
‫کمربند نواری، چرب زبان و
‫کیسه چرم اسپانیایی...

368
00:27:54,640 --> 00:27:55,920
‫اُه، سرورم، منظورتان کیست؟

369
00:27:56,040 --> 00:27:57,600
‫- فرانسیس!
‫- فرانسیس!

370
00:27:58,680 --> 00:28:01,520
‫بجنب، بی عرضه! نمی شنوی که
‫صدایت می زنند؟

371
00:28:01,640 --> 00:28:05,640
‫چنین فراخوانی را می شنوی و هم چنان
‫معطل ایستاده ای؟ به مهمانان داخل برس!

372
00:28:05,760 --> 00:28:07,120
‫- سرورم.
‫- همم؟

373
00:28:07,640 --> 00:28:11,960
‫سر جان پیر با شش تای دیگر دم
‫در است. اجازه ورودشان را بدهم؟

374
00:28:14,000 --> 00:28:15,960
‫در را باز کن.

375
00:28:23,160 --> 00:28:25,000
‫یک ثانیه، یک ثانیه، قربان.

376
00:28:27,000 --> 00:28:30,640
‫- ساعت چند است، فرانسیس؟
‫- یک ثانیه، یک ثانیه، قربان.

377
00:28:37,080 --> 00:28:41,160
‫من هنوز مانند پرسی، بی پروای
‫شمال، نشده ام.

378
00:28:41,280 --> 00:28:45,320
‫اوست که شش یا هفت دوجین
‫اسکاتلندی را قبل از صبحانه می کشد،

379
00:28:45,680 --> 00:28:50,760
‫دستانش را شسته و به همسرش می گوید:
‫«گور پدر این زندگی کسل کننده! باید کار کنم.»

380
00:28:51,840 --> 00:28:55,560
‫همسرش می گوید: «اُه، هری عزیزم،
‫امروز چند نفر را کشته ای؟»

381
00:28:55,680 --> 00:28:58,480
‫یک ساعت بعد، او پاسخ
‫می دهد: «حدودا چهارده نفر.»

382
00:28:59,320 --> 00:29:02,480
‫- هاها!
‫- خوش آمدی، جک. کجا بودی؟

383
00:29:03,680 --> 00:29:09,080
‫نفرین بر تمام بزدلان! و همین طور
‫انتقام! آمین.

384
00:29:10,200 --> 00:29:13,120
‫یک جام نوشیدنی به من بده، پسرک.
‫نفرین بر تمام بزدلان!

385
00:29:13,360 --> 00:29:14,520
‫یک جام نوشیدنی به من
‫بده، پست فطرت!

386
00:29:16,880 --> 00:29:19,560
‫در این دنیا صداقت نمانده؟

387
00:29:20,440 --> 00:29:24,400
‫بجنب، جک پیر. دیگر بمیر.

388
00:29:24,520 --> 00:29:28,120
‫اگر مردی، جوان مردی از چهره
‫زمین زدوده نشده باشد،

389
00:29:28,240 --> 00:29:29,920
‫من هم یک شاه ماهی لاغرم!

390
00:29:31,280 --> 00:29:34,800
‫در سراسر انگلستان فقط سه مرد خوب
‫باقی مانده اند که به دار آویخته نشده اند...

391
00:29:35,680 --> 00:29:40,920
‫...و یکی از آن ها چاق است و دارد
‫پیر می شود. عجب دنیای بدی.

392
00:29:41,600 --> 00:29:43,280
‫هنوز هم می گویم،
‫نفرین بر بزدلان!

393
00:29:43,920 --> 00:29:46,600
‫چه تو را آزرده، کیسه پشمی؟

394
00:29:47,440 --> 00:29:49,560
‫پسر یک پادشاه؟ تو،
‫شاهزاده ولز؟

395
00:29:50,680 --> 00:29:52,480
‫مردک چاق، چه شده؟

396
00:29:52,840 --> 00:29:54,960
‫آیا تو یک بزدل نیستی؟ جوابم را
‫بده. و همین طور پوینز؟

397
00:29:55,080 --> 00:29:58,680
‫لعنت، مردک چاق! اگر مرا بزدل
‫صدا کنی، تو را چاقو می زنم.

398
00:29:58,800 --> 00:30:02,080
‫من تو را بزدل صدا کنم؟ صد سال
‫سیاه تو را چنین نمی خوانم.

399
00:30:02,400 --> 00:30:05,000
‫اما 1000 پوند می دادم که با
‫سرعت تو بدوم.

400
00:30:05,320 --> 00:30:09,040
‫- چه خبر است، چه شده؟
‫- چه شده؟

401
00:30:09,880 --> 00:30:14,040
‫سه نفر از ما امروز صبح
‫1000 پوند دزدیدیم.

402
00:30:16,320 --> 00:30:18,760
‫- خوب، کجاست، جک؟ کجاست؟
‫- کجاست؟

403
00:30:18,880 --> 00:30:23,120
‫از ما دزدیده شد! صد مرد
‫در برابر ما بودند!

404
00:30:23,240 --> 00:30:26,440
‫- صد مرد؟
‫- معجزه بود که توانستم بگریزم.

405
00:30:27,760 --> 00:30:30,520
‫هشت بار از میان لباسم به من
‫چاقو زدند،

406
00:30:32,200 --> 00:30:35,800
‫چهار بار از میان شلوارم، سپرم
‫پوشیده از سوراخ شده.

407
00:30:37,600 --> 00:30:40,680
‫شمشیرم مانند ارّه آهن بر
‫می برید.

408
00:30:41,520 --> 00:30:44,760
‫شاهد باشید!

409
00:30:46,360 --> 00:30:47,480
‫لعنت بر تمام بزدلان!

410
00:30:47,600 --> 00:30:50,640
‫بگویید، آقایان، چه طور بود؟

411
00:30:51,360 --> 00:30:56,120
‫- ما سه نفر به دوازده...
‫- حداقل شانزده، سروران.

412
00:30:56,440 --> 00:30:58,680
‫- و آن ها را بستیم.
‫- نه، نه، بسته نبودند.

413
00:30:58,800 --> 00:31:00,760
‫ای احمق، آن ها را بستیم،
‫تک تکشان را.

414
00:31:00,880 --> 00:31:06,280
‫هنگام تقسیم پول، شش یا هفت
‫مرد تازه نفس به ما حمله کردند...

415
00:31:06,400 --> 00:31:09,760
‫...و دیگران را باز کردند و
‫بعد بقیه از راه رسیدند.

416
00:31:10,080 --> 00:31:12,280
‫- با همه آن ها جنگیدی؟
‫- همه؟

417
00:31:12,400 --> 00:31:14,480
‫خوب، نمی دانم منظور تو
‫از «همه» چیست، اما...

418
00:31:14,600 --> 00:31:19,720
‫...اگر با پنجاه نفرشان نجنگیده
‫باشم، کمتر از مشتی تُرب هستم!

419
00:31:19,840 --> 00:31:23,280
‫- خدا را دعا کن که برخیشان را نکشته باشی!
‫- کار از دعا گذشته است.

420
00:31:24,080 --> 00:31:25,520
‫دوتایشان را بد آزردم.

421
00:31:25,640 --> 00:31:28,840
‫مطمئنم خدمت دو نفرشان را رسیدم،
‫دو نفری که شنل کرباس به تن داشتند.

422
00:31:28,960 --> 00:31:33,400
‫از من بشنو، هال، اگر دروغ گفتم،
‫تف به روی من بینداز و مرا اسب بخوان.

423
00:31:33,720 --> 00:31:36,440
‫چهار یاغی در شنل های کرباس
‫به من تاختند.

424
00:31:36,560 --> 00:31:39,440
‫چهار؟ همین حالا گفتی دو نفر.

425
00:31:40,200 --> 00:31:42,320
‫- چهار نفر، هال. گفتم چهار.
‫- بله، بله، گفت چهار.

426
00:31:42,440 --> 00:31:45,280
‫این چهار نفر همه جلو آمدند، غالبا
‫به من حمله ور شدند.

427
00:31:45,400 --> 00:31:49,600
‫من آرامش خود را حفظ کردم، اما با پسرم
‫ضربات هر هفت نفرشان را گرفتم.

428
00:31:49,720 --> 00:31:52,480
‫هفت؟

429
00:31:52,600 --> 00:31:55,320
‫همین حالا چهار نفر
‫بیشتر نبودند.

430
00:31:56,280 --> 00:31:58,800
‫- در جامه کرباس؟
‫- بله، بله، چهار نفر با شنل کرباس.

431
00:31:58,920 --> 00:32:01,200
‫- هفت نفر.
‫- خدایا!

432
00:32:01,320 --> 00:32:03,880
‫به حال خود بگذارش، تا ثانیه ای
‫دیگر بیشتر خواهد شد!

433
00:32:04,640 --> 00:32:07,520
‫- گوشت با من است، هال؟
‫- بله، گوشم با توست، جک.

434
00:32:07,800 --> 00:32:10,400
‫همین کار را کن چرا که
‫شنیدنی است!

435
00:32:10,840 --> 00:32:13,560
‫- این نُه کرباس پوشی که به شما گفتم...
‫- دوتای دیگر اضافه کرد!

436
00:32:13,680 --> 00:32:15,680
‫- ...با شکستن نوک شمشیرهایشان...
‫- کمربندشان افتاد.

437
00:32:15,800 --> 00:32:16,840
‫...پا به فرار گذاشتند.

438
00:32:16,960 --> 00:32:19,600
‫اما من از نزدیک تعقیبشان کردم و
‫با دست و پا به جانشان افتادم...

439
00:32:19,720 --> 00:32:22,720
‫...و بدون هیچ زحمتی، خدمت
‫هفت تا از یازده تایشان را رسیدم.

440
00:32:23,440 --> 00:32:26,400
‫باورنکردنیست! یازده مرد
‫کرباس پوش از دو مرد ایجاد گشتند!

441
00:32:26,720 --> 00:32:29,000
‫اما از اقبال بد،

442
00:32:29,480 --> 00:32:35,320
‫سه عوضی بی شرف در لباس سبزرنگ
‫از پشت به من حمله ور شدند.

443
00:32:35,440 --> 00:32:38,480
‫هال، چنان تاریک بود که نمی توانستی
‫دستت را پیش روی خود ببینی!

444
00:32:39,200 --> 00:32:44,640
‫این دروغ ها مانند پدری که آنان را
‫می زاید، به بزرگی کوهند!

445
00:32:46,160 --> 00:32:51,040
‫ای مردک فربه بی مغز، ای
‫احمق کم عقل،

446
00:32:51,160 --> 00:32:55,200
‫ای خوک چرب و نفرت انگیزِ ولگرد.

447
00:32:55,320 --> 00:32:58,400
‫دیوانه شدی؟ دیوانه شده اید؟
‫مگر حقیقت غیر از این است؟

448
00:32:58,520 --> 00:33:01,440
‫تو چه طور می توانستی از
‫سبزپوش بودن این مردان باخبر باشی...

449
00:33:01,560 --> 00:33:04,360
‫...اگر به قدری تاریک بود که
‫نمی توانستی دست خود را ببینی؟

450
00:33:06,120 --> 00:33:08,200
‫بفرما، دلایلت را به ما بگو.
‫چه پاسخی داری؟

451
00:33:08,320 --> 00:33:12,000
‫- دلیلت را بیاور، جک، دلیلت!
‫- صرفا چون تو فرمانم می دهی؟

452
00:33:12,280 --> 00:33:14,960
‫لعنت بر شیطان، حتی اگر بر هر دستگاه
‫شکنجه ای که در جهان هست شکنجه می شدم،

453
00:33:15,080 --> 00:33:16,320
‫به فرمان تو پاسخ نمی دادم!

454
00:33:16,920 --> 00:33:21,200
‫من دیگر چنین گناهی را گردن
‫نمی گیرم. این بزدل سرخ رو...

455
00:33:21,520 --> 00:33:23,400
‫...که وزنش تشک را می خواباند،

456
00:33:23,680 --> 00:33:29,200
‫این کمر-اسب-شکن، این
‫تپه بزرگ گوشت...

457
00:33:29,320 --> 00:33:32,120
‫لعنت، ای مترسک!

458
00:33:33,160 --> 00:33:38,040
‫زبان خشک گاو، پشت گاو،
‫ماهی نمک سودِ...

459
00:33:38,480 --> 00:33:40,600
‫کاش نفس داشتم که تو را
‫هر آن چه هستی توصیف کنم.

460
00:33:40,960 --> 00:33:46,000
‫ای نخ خیاطی، پوسته توخالی،
‫شمشیر قد علم کرده...

461
00:33:47,200 --> 00:33:51,400
‫خوب، خوب، مدتی نفس بکش و بعد ادامه
‫بده، اما این حرف را از من بشنو.

462
00:33:52,000 --> 00:33:53,280
‫گوش بده، جک.

463
00:33:54,880 --> 00:33:56,600
‫ما دو نفر...

464
00:33:56,720 --> 00:33:59,920
‫...شما سه نفر را دیدیم که
‫به دو نفر حمله کردید.

465
00:34:00,400 --> 00:34:03,240
‫حال گوش بده که چه طور سادگی
‫این ماجرا تو را شرمنده می کند.

466
00:34:03,480 --> 00:34:06,280
‫بعد ما دو نفر به شما سه
‫نفر حمله کردیم،

467
00:34:06,880 --> 00:34:11,920
‫و فالستف، تو مثل برق و باد گریختی،

468
00:34:12,720 --> 00:34:16,960
‫با سرعت و چابکی گاوی که
‫از کشتار می گریزد،

469
00:34:17,120 --> 00:34:22,000
‫و فریاد زدی و طلب گذشت کردی و
‫باز هم فریاد زدی.

470
00:34:22,560 --> 00:34:27,720
‫عجب دون مایه ای هستی که شمشیر
‫خود را خراشیدی و گفتی در جنگ چنین شده!

471
00:34:29,120 --> 00:34:30,520
‫هیس، هیس!

472
00:34:33,720 --> 00:34:36,080
‫حال چه حقه ای می توانی بیابی...

473
00:34:36,200 --> 00:34:38,520
‫...که تو را از این شرمندگی
‫روشن و آشکار پنهان سازد؟

474
00:34:39,640 --> 00:34:44,000
‫بگو تا بشنویم، جک.
‫حال چه حقه ای داری؟

475
00:34:51,080 --> 00:34:55,560
‫خدا شاهد است، از اول می دانستم
‫کار توست، چنان که من پدرت باشم!

476
00:35:01,000 --> 00:35:06,400
‫آیا درست بود که وارث سلطنت را بکشم؟
‫آیا باید به شاهزاده حقیقی حمله می کردم؟

477
00:35:06,520 --> 00:35:10,960
‫می دانید که من به اندازه هرکول شجاعم،
‫اما انسان باید به غریزه اش اعتماد کند.

478
00:35:11,080 --> 00:35:13,680
‫شیر شاهزاده حقیقی را
‫لمس نخواهد کرد.

479
00:35:18,200 --> 00:35:19,400
‫یا مسیح!

480
00:35:20,920 --> 00:35:24,720
‫غریزه کم چیزی نیست و من
‫بر اساس غریزه بزدل بودم.

481
00:35:25,360 --> 00:35:28,280
‫اما خدا شاهد است، دوستان،
‫خوشحالم که پول دست شماست.

482
00:35:28,400 --> 00:35:30,080
‫شاهزاده من،

483
00:35:30,200 --> 00:35:33,040
‫یکی از اشراف زادگان درباری دم
‫در منتظر صحبت با شماست.

484
00:35:33,680 --> 00:35:35,200
‫می گوید از طرف پدرتان آمده.

485
00:35:35,760 --> 00:35:37,320
‫قدری پول به او بده و
‫نزد مادرم...

486
00:35:37,440 --> 00:35:38,520
‫...او را بفرست.

487
00:35:38,640 --> 00:35:42,000
‫- چگونه مردیست؟
‫- پیرمرد است.

488
00:35:42,440 --> 00:35:45,400
‫- یک پیرمرد نیمه شب بیرون از تخت چه می کند؟
‫- من پاسخش دهم؟

489
00:35:45,520 --> 00:35:47,960
‫- بله، لطفا بده، ند.
‫- من او را دست به سر می کنم.

490
00:35:48,080 --> 00:35:52,560
‫حال، آقایان، قسم که
‫خوب جنگیدید.

491
00:35:52,680 --> 00:35:57,960
‫شما هم چون شیر هستید!
‫غریزی فرار کردید...

492
00:35:58,080 --> 00:36:00,160
‫...که شاهزاده حقیقی را
‫لمس نکنید.

493
00:36:00,280 --> 00:36:06,160
‫- البته که نه! نه.
‫- من وقتی فرار دیگران را دیدم، گریختم.

494
00:36:10,240 --> 00:36:13,200
‫شمشیر فالستف چگونه
‫این جور خراشیده شده؟

495
00:36:13,320 --> 00:36:18,200
‫خوب، او با خنجرش
‫آن را خط انداخت.

496
00:36:18,320 --> 00:36:23,640
‫به ما گفت که با علف نوک تیز
‫بینیمان را قلقلک دهیم...

497
00:36:23,760 --> 00:36:28,120
‫...که باعث خون ریزیشان شویم و
‫بعد، لباسمان را به آن آغشته کنیم.

498
00:36:29,760 --> 00:36:33,840
‫از شنیدن روش های دیوانه وار
‫او، خون به رخم دوید!

499
00:36:33,960 --> 00:36:36,040
‫ای دروغگو!

500
00:36:36,160 --> 00:36:39,600
‫تو هجده سال پیش جامی
‫نوشیدنی دزدیدی...

501
00:36:39,720 --> 00:36:42,160
‫...و از آن روز، همیشه
‫رویی سرخ داری!

502
00:36:44,480 --> 00:36:49,840
‫آقایان، دوستان، پسرها، خوش گذرانی را
‫شروع کنیم؟

503
00:36:51,520 --> 00:36:55,680
‫اخبار شومی رسیده! سر جان بریسی
‫از طرف پدرتان این جا بود.

504
00:36:56,320 --> 00:36:59,120
‫ارل ووستر امشب دزدیده شده.

505
00:37:00,320 --> 00:37:02,080
‫ریش پدر از اندوه این خبر
‫سفید گشته.

506
00:37:16,280 --> 00:37:19,480
‫بداهه نمایش اجرا کنیم؟

507
00:37:22,400 --> 00:37:26,320
‫فردا که نزد پدر خویش می روی،
‫فرزند وحشتناکی خواهی بود.

508
00:37:27,280 --> 00:37:29,080
‫اگر علاقه ای به من داری،
‫پاسخت را تمرین کن.

509
00:37:42,080 --> 00:37:47,600
‫تو تظاهر کن پدر من هستی و از من
‫درباره جزئیات زندگیم سوال بپرس.

510
00:37:52,160 --> 00:37:53,960
‫شروع کنم؟

511
00:37:57,320 --> 00:37:59,240
‫عالیست.

512
00:38:01,400 --> 00:38:04,160
‫این صندلی تخت سلطنتم خواهد بود.

513
00:38:06,360 --> 00:38:08,640
‫این شمشیر عصای سلطنتیم.

514
00:38:12,840 --> 00:38:15,520
‫و این کوسن، تاج من.

515
00:38:15,640 --> 00:38:19,280
‫جامی نوشیدنی به من دهید تا
‫چشمانم سرخ جلوه کنند،

516
00:38:20,040 --> 00:38:23,080
‫که جوری جلوه کند انگار گریسته ام،
‫چرا که باید با احساس سخن گویم.

517
00:38:24,960 --> 00:38:26,280
‫بیایید.

518
00:38:47,600 --> 00:38:50,560
‫کنار بایستید، درباریان.

519
00:38:52,040 --> 00:38:57,040
‫هری! هم در عجبم که زمانت را
‫کجا سپری می کنی...

520
00:38:57,640 --> 00:39:00,320
‫...و هم این که با چه کسی!

521
00:39:03,080 --> 00:39:06,400
‫اُه، خداوندا، چه خوب
‫تظاهر می کند...

522
00:39:08,640 --> 00:39:12,000
‫محض رضای خدا، آقایان،
‫ملکه من را از این جا ببرید،

523
00:39:12,400 --> 00:39:15,240
‫چرا که چشم های او غریق
‫سیل اشک گشته.

524
00:39:16,280 --> 00:39:22,040
‫خدایا، به اندازه بازیگرهای مسخره
‫حرفه ای خوب نقش بازی می کند!

525
00:39:23,120 --> 00:39:25,680
‫ساکت، بطری نوشیدنی!

526
00:39:30,560 --> 00:39:34,160
‫می دانم که تو پسر منی، تا حدی
‫چون مادرت چنین می گوید،

527
00:39:34,280 --> 00:39:38,720
‫و تا حدی نظر خودم، اما غالبا
‫درخشش شرورانه چشمانت...

528
00:39:38,840 --> 00:39:42,360
‫...و قیافه احمقانه ای که به خود می گیری
‫مرا مطمئن می سازند.

529
00:39:42,480 --> 00:39:45,720
‫اگر تو به راستی پسر من باشی،
‫حرف من چنین است:

530
00:39:47,400 --> 00:39:51,360
‫چرا با این که پسر منی، مردم
‫این قدر به تو اشاره می کنند؟

531
00:39:54,040 --> 00:39:56,040
‫هری، چیزی وجود دارد...

532
00:39:56,600 --> 00:40:01,560
‫...که اسم آن را بسیار شنیده ای و بسیار
‫کسانی آن را می شناسند...به نام قیر!

533
00:40:02,720 --> 00:40:06,920
‫این قیر، آن چنان که نویسندگان
‫باستانی می نویسند، آلاینده اند.

534
00:40:07,680 --> 00:40:10,880
‫همراهانی که با آنان معاشرت
‫می کنی نیز چنین هستند!

535
00:40:11,040 --> 00:40:12,840
‫اوه!

536
00:40:14,120 --> 00:40:19,080
‫و با این حال، مردی درستکار هست که
‫بسیار در کنار تو دیده ام،

537
00:40:19,200 --> 00:40:20,960
‫اما از نام او بی خبرم.

538
00:40:21,520 --> 00:40:23,840
‫چگونه مردی، اعلی حضرت؟

539
00:40:24,080 --> 00:40:28,600
‫مردی خوب و فربه و چاق.

540
00:40:29,480 --> 00:40:32,920
‫ظاهری بشاش، چهره ای زیبا و
‫رفتاری شرافتمندانه.

541
00:40:33,040 --> 00:40:37,960
‫و فکر می کنم سن وی حدودا
‫پنجاه سال باشد؟

542
00:40:38,160 --> 00:40:44,760
‫خداوندا، شاید نزدیک تر به شصت سال!
‫حالا به یاد آوردمش! نام او نیست جز...

543
00:40:45,160 --> 00:40:48,040
‫فالستف!

544
00:40:48,560 --> 00:40:52,280
‫اگر آن مرد، مرد بدنهادی باشد،
‫مرا فریب داده است.

545
00:40:52,400 --> 00:40:54,960
‫چون هری، من در ظاهر او
‫درستکاری می بینم!

546
00:40:56,840 --> 00:40:59,720
‫او را نزد خود نگه دار،
‫اما دیگران را...

547
00:41:01,800 --> 00:41:02,840
‫...طرد کن.

548
00:41:08,760 --> 00:41:10,120
‫به خیال خود شاهانه سخن می گویی؟

549
00:41:14,240 --> 00:41:17,040
‫تو نقش من را بازی کن و من
‫نقش پدرم را.

550
00:41:22,200 --> 00:41:23,680
‫مرا براندازی می کنی؟

551
00:41:25,760 --> 00:41:27,480
‫اوه!

552
00:41:46,680 --> 00:41:51,000
‫خوب، من حاضرم.

553
00:41:52,040 --> 00:41:56,760
‫و من این جا ایستاده م.
‫همگی ما را قضاوت کنید.

554
00:42:10,520 --> 00:42:14,600
‫حال، هری، از کجا آمده ای؟

555
00:42:14,720 --> 00:42:17,320
‫سرور بزرگوارم،
‫از ایست چیپ.

556
00:42:21,240 --> 00:42:24,040
‫شکایاتی جدی از تو شنیده ام.

557
00:42:24,160 --> 00:42:26,280
‫به خدا قسم، سرورم،
‫دروغی بیش نیستند!

558
00:42:26,400 --> 00:42:28,760
‫اهریمنی تو را تسخیر کرده...

559
00:42:29,320 --> 00:42:33,480
‫...که در ظاهر پیرمردی چاق
‫جلوه می کند.

560
00:42:36,720 --> 00:42:38,960
‫چندین و چند همراه داری.

561
00:42:39,720 --> 00:42:43,760
‫چرا با آن خمره نوشیدنی
‫معاشرت می کنی؟

562
00:42:44,480 --> 00:42:47,360
‫آن بشکه آرد هیولاصفت،

563
00:42:47,600 --> 00:42:50,160
‫آن کیسه متورم طاعون،

564
00:42:50,280 --> 00:42:54,080
‫آن جام بزرگ نوشیدنی،

565
00:42:54,200 --> 00:42:56,400
‫کیسه پر از دل و روده،

566
00:42:56,520 --> 00:42:58,440
‫آن گاو بریان جشن منینگتری،

567
00:42:58,760 --> 00:43:03,240
‫آن خاکستری موی ناهنجار، پدر
‫جنایت، سالخورده پوچ؟

568
00:43:04,240 --> 00:43:07,400
‫اون جز برای چشیدن...

569
00:43:07,520 --> 00:43:10,080
‫...و نوشیدن شربت به چه
‫درد می خورد؟

570
00:43:10,360 --> 00:43:13,000
‫جز برای کشتن و خوردن
‫خروس، به چه کار می آید؟

571
00:43:13,120 --> 00:43:17,120
‫غیر از نقشه کشیدن در چه زیرک است؟
‫غیر از جنایت برای چه نقشه می کشد؟

572
00:43:17,320 --> 00:43:22,720
‫غیر از همیشه، کی جنایت می کند؟
‫غیر از هیچ وقت، کی ارزشی دارد؟

573
00:43:24,040 --> 00:43:27,160
‫کاش اعلی حضرت مرا راهنمایی
‫بفرمایند. منظور شما کیست؟

574
00:43:34,720 --> 00:43:38,280
‫جنایت کار نفرت انگیزی که
‫مایه تباهی جوانان است...

575
00:43:38,840 --> 00:43:41,520
‫فالستف!

576
00:43:42,520 --> 00:43:45,440
‫- سرورم، من آن مرد را می شناسم!
‫- می دانم!

577
00:43:45,960 --> 00:43:49,040
‫اما نمی توانید وادارم کنید که بگویم...

578
00:43:49,160 --> 00:43:51,000
‫...قصور او از من بیشتر است.

579
00:43:51,440 --> 00:43:54,280
‫بله، سالخورده است که متأسفانه
‫موی سپیدش شاهد این هستند،

580
00:43:54,760 --> 00:43:57,520
‫اما این که بلانسبت،

581
00:43:57,960 --> 00:44:01,160
‫ولگرد است را کاملا
‫تکذیب می کنم!

582
00:44:01,600 --> 00:44:05,520
‫اگر تقصیر گردن شربت و شکر باشد،
‫خدا به همه ما کمک کند.

583
00:44:07,160 --> 00:44:11,880
‫اگر پیر و خوش بودن گناه است،
‫پیرمردان زیادی را می شناسم که به جهنم می روند.

584
00:44:12,000 --> 00:44:17,000
‫اگه چاق بودن یعنی منفور بودن، پس
‫باید به هفت گاو لاغر فرعون عشق بورزیم!

585
00:44:17,280 --> 00:44:18,520
‫نه، سرور مهربانم،

586
00:44:20,280 --> 00:44:23,640
‫پیتو و باردولف را
‫طرد کنید،

587
00:44:23,760 --> 00:44:26,400
‫پوینز را طرد کنید،

588
00:44:29,960 --> 00:44:32,080
‫اما برای جک فالستف عزیز،

589
00:44:33,320 --> 00:44:37,360
‫جک فالستف مهربان،
‫جک فالستف صادق،

590
00:44:37,480 --> 00:44:39,240
‫جک فالستف دلیر،

591
00:44:39,360 --> 00:44:43,800
‫و چون جک فالستف پیر هم هست،
‫این بر دلیری او می افزاید،

592
00:44:44,360 --> 00:44:47,160
‫او را از همراهی هری خود
‫باز ندارید.

593
00:44:49,760 --> 00:44:52,440
‫او را از همراهی هری خود
‫باز ندارید.

594
00:44:56,840 --> 00:44:59,080
‫اگر جک فربه را
‫طرد کنید،

595
00:45:01,280 --> 00:45:03,240
‫گویی تمام دنیا را
‫طرد کرده اید.

596
00:45:21,120 --> 00:45:22,880
‫می کنم.

597
00:45:25,040 --> 00:45:26,240
‫می کنم.

598
00:45:26,360 --> 00:45:29,000
‫سرورم! سرورم! سرورم!

599
00:45:29,840 --> 00:45:33,000
‫داروغه با وحشتناک ترین گروه
‫دیدبان ها پشت در هستند.

600
00:45:34,760 --> 00:45:39,680
‫بگذارید نمایش را تمام کنیم! چه بسیار
‫حرف باید از طرف فالستف بزنم!

601
00:45:44,880 --> 00:45:48,240
‫- بیایید! بیایید!
‫- سرورم، سرورم، سرورم!

602
00:45:48,360 --> 00:45:51,480
‫برای گشتن خانه آمده اند.

603
00:45:57,840 --> 00:46:00,400
‫پنهان شو. به امید چهره ای
‫صادق و وجدانی آسوده!

604
00:46:00,520 --> 00:46:02,480
‫هر دو را داشته ام اما
‫منقضی گشته اند!

605
00:46:02,600 --> 00:46:04,600
‫- و به همین دلیل پنهان می شوم.
‫- باز کنید!

606
00:46:05,160 --> 00:46:06,200
‫بله، سرورم.

607
00:46:08,480 --> 00:46:09,720
‫در را باز کنید!
‫باز کنید!

608
00:46:19,080 --> 00:46:21,360
‫اول، مرا ببخشید، سرورم.

609
00:46:22,520 --> 00:46:26,120
‫چندی از مردم جنایت کارانی را
‫تا این جا تعقیب کردند.

610
00:46:27,440 --> 00:46:31,440
‫مردی چاق و پر از چربی.
‫به چربی کره!

611
00:46:35,240 --> 00:46:37,320
‫بله، سرورم.

612
00:46:38,640 --> 00:46:40,600
‫شاید چنین باشد.

613
00:46:41,520 --> 00:46:45,040
‫اگه او از این آقایان دزدی کرده
‫باشد، باید پاسخگو باشد.

614
00:46:46,760 --> 00:46:48,040
‫پس بدرود.

615
00:46:51,800 --> 00:46:53,800
‫شب بخیر، سرور شریفم.

616
00:46:56,200 --> 00:46:58,200
‫فکر می کنم «صبح» بخیر
‫باشد، این طور نیست؟

617
00:47:01,360 --> 00:47:04,720
‫درست است، سرورم، فکر
‫می کنم ساعت دوست.

618
00:47:53,200 --> 00:47:55,480
‫ببین چه عمیق نفس می کشد!

619
00:47:56,520 --> 00:47:58,280
‫جیب هایش را بگرد.

620
00:48:19,480 --> 00:48:21,600
‫چیزی جز کاغذ در آن
‫نیست، سرورم.

621
00:48:22,040 --> 00:48:24,440
‫پس بگذار ببینیم چه در آن هاست.
‫بخوانشان.

622
00:48:34,800 --> 00:48:40,120
‫اول، یک خروس، دو شیلینگ و دو پنس.
‫دوم، سس، چهار پنس.

623
00:48:40,600 --> 00:48:44,480
‫سوم، نوشیدنی، دو گالن،

624
00:48:45,000 --> 00:48:46,800
‫پنج شیلینگ و هشت پنس.

625
00:48:46,920 --> 00:48:51,360
‫چهارم، ماهی آنچوی و نوشیدنی بعد
‫از شام، دو شیلینگ و شش پنس.

626
00:48:51,840 --> 00:48:53,920
‫پنجم، نان، نیم پنی.

627
00:48:54,280 --> 00:49:01,640
‫وحشتناک است! تنها نیم پنی نان در
‫برابر این همه نوشیدنی!

628
00:49:05,440 --> 00:49:08,720
‫هر چیز دیگری که یافتی، نگه دار.
‫موقع دیگری آن ها را خواهیم خواند.

629
00:49:08,840 --> 00:49:13,000
‫بگذار تا روز بخوابد.
‫من به دربار می روم.

630
00:49:15,640 --> 00:49:19,800
‫همه باید به جنگ برویم.
‫پس صبح بخیر، ند.

631
00:49:23,520 --> 00:49:25,480
‫صبح بخیر، سرورم.

632
00:49:47,200 --> 00:49:57,200
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

633
00:50:18,920 --> 00:50:20,880
‫آقایان، ما را تنها بگذارید.

634
00:50:22,080 --> 00:50:25,080
‫شاهزاده ولز و من باید
‫خصوصی صحبت کنیم.

635
00:50:29,080 --> 00:50:30,880
‫نه، شما بمانید.

636
00:50:49,520 --> 00:50:53,680
‫نمی دانم که آیا خدا چنین مقدر کرده که
‫به خاطر ناخشنود ساختن او یا...

637
00:50:53,800 --> 00:50:58,760
‫...جرمی که به هر شکل مرتکب شده ام،
‫هم خون مرا برای انتقام و سوزاندن و...

638
00:50:58,880 --> 00:51:02,040
‫...مجازاتم به تنبیه بدل کرده یا نه.
‫در غیر این صورت،

639
00:51:02,160 --> 00:51:05,440
‫چرا چنین علایق افراطی و خواری،

640
00:51:05,560 --> 00:51:09,200
‫چنین اعمال زشت و رکیک و نادرستی،

641
00:51:09,320 --> 00:51:14,240
‫چنین خوش گذرانی های پراسرافی و
‫چنین همراهان بی ادب گرد تویی که...

642
00:51:14,360 --> 00:51:16,840
‫...عظمت در خونت جریان دارد آمده اند...

643
00:51:17,600 --> 00:51:19,680
‫...و خود را هم سطح توی
‫شاهزاده می دانند؟

644
00:51:19,800 --> 00:51:24,640
‫- پس، لطفا اعلی حضرت...
‫- با رفتار ناپسندت جایگاهت را در شورای من از دست دادی،

645
00:51:24,760 --> 00:51:27,680
‫که برادر کوچکترت آن را
‫پر کرده است...

646
00:51:27,800 --> 00:51:32,720
‫...و تقریبا برای درباریان و شاهزاده های
‫هم خون من بیگانه هستی.

647
00:51:35,640 --> 00:51:40,840
‫امید جوانی تو حالا از بین رفته
‫است و هر مردی حالا...

648
00:51:40,960 --> 00:51:43,560
‫...سقوط تو را پیش بینی می کند.

649
00:51:45,720 --> 00:51:52,160
‫اگر من این چنین خود را آشکار کرده بودم،
‫این چنین مفت و مجانی با همگان هم صحبت می شدم،

650
00:51:52,280 --> 00:51:58,880
‫نظر مردمی که کمک کردند به تاج و تخت برسم، از
‫من برمیگشت و مطرود می ماندم.

651
00:51:59,560 --> 00:52:02,920
‫مردی بی آوازه و بی آینده.

652
00:52:03,640 --> 00:52:06,240
‫اما چون به ندرت دیده می شدم

653
00:52:08,080 --> 00:52:11,000
‫مردم مانند ستاره دنباله دار
‫مبهوتم می گشتند.

654
00:52:11,920 --> 00:52:15,400
‫مردان به فرزندانشان می گفتند:
‫«ایشان هستند!»

655
00:52:16,640 --> 00:52:20,600
‫و بعد، از بهشت دلپذیرتر
‫جلوه می کردم و...

656
00:52:21,680 --> 00:52:24,000
‫...خود را غرق چنان
‫تواضعی می کردم که...

657
00:52:25,120 --> 00:52:28,760
‫...وفاداری را از قلب و فریاد و
‫درود را از دهانشان...

658
00:52:28,880 --> 00:52:31,720
‫...چون گل می چیدم.

659
00:52:34,200 --> 00:52:40,040
‫پادشاه ریچارد مسخره، مقام سلطنتی
‫خود را با معاشرت با دلقک های کوته بین...

660
00:52:40,920 --> 00:52:45,760
‫...و کندذهنان و احمق ها تنزل داد و
‫خود را وقف محبوبیت کرد!

661
00:52:49,120 --> 00:52:51,520
‫پس وقتی فرصت دیده شدن داشت،

662
00:52:52,040 --> 00:52:56,960
‫به سان دیدن کوکو در ژوئن، معمولی
‫شده بود...شنیده می شد اما شمرده نمی شد.

663
00:52:58,720 --> 00:53:01,400
‫و تو نیز در همین مسیر
‫قرار داری، هری.

664
00:53:01,520 --> 00:53:04,880
‫چرا که تو برتری شاهزادگی خود را
‫با هم صحبت با اراذل از دست داده ای.

665
00:53:05,000 --> 00:53:09,600
‫هیچ چشمی نیست که از دیدن تو خسته
‫نشده باشد، غیر از چشم من،

666
00:53:11,080 --> 00:53:13,040
‫که مایل به بیشتر دیدن تو بوده است.

667
00:53:13,160 --> 00:53:18,280
‫حال هم علی رغم میل باطنی من
‫با اشک خود را کور می گردانند.

668
00:53:21,080 --> 00:53:26,680
‫از این پس، سرور بسیار مهربانم،
‫بیشتر خودم خواهم بود.

669
00:53:32,960 --> 00:53:36,160
‫به چشم دنیا، در این لحظه
‫تو شبیه ریچاد می نمایی...

670
00:53:36,280 --> 00:53:39,160
‫...هنگامی که من از فرانسه به
‫ریونسپور پا گذاشتم،

671
00:53:39,720 --> 00:53:42,680
‫و هم اکنون پرسی همان گونه
‫که من بودم است!

672
00:53:44,880 --> 00:53:49,800
‫او علایق نسبت به تاج و تخت محق تر است
‫از تویی که سایه ای بیش از وراثت نیستی.

673
00:53:51,920 --> 00:53:57,840
‫چرا که بدون ادعایی بر سلطنت و حتی چیزی
‫شبیه به آن، میادین سرزمین را پر از سرباز کرده،

674
00:53:58,600 --> 00:54:00,960
‫و با این که با تو تفاوت سنی ندارد،

675
00:54:01,080 --> 00:54:06,320
‫لردهای باسابقه و راهبان را به نبردهای
‫خونین و جنگ های سخت هدایت می کند.

676
00:54:06,440 --> 00:54:09,440
‫با این حال سه بار
‫این «بی پروا»،

677
00:54:09,880 --> 00:54:13,280
‫این ایزد جنگ در جامه کودکان،

678
00:54:13,400 --> 00:54:19,320
‫این جنگجوی نوپا، داگلاس را
‫شکست داده و یک بار هم وی را گرفته،

679
00:54:19,440 --> 00:54:23,880
‫آزادش کرده و با او متحد شده تا
‫آتش شورش را شعله ورتر کند...

680
00:54:24,000 --> 00:54:26,920
‫...و آرامش و امنیت سلطنت
‫ما را بر هم بزند.

681
00:54:31,760 --> 00:54:34,600
‫اما چرا چنین اخباری را
‫به تو می گویم؟

682
00:54:35,920 --> 00:54:37,120
‫همم؟

683
00:54:37,240 --> 00:54:40,000
‫چرا، هری، من از دشمنانم
‫برای تو می گویم...

684
00:54:42,520 --> 00:54:45,640
‫...که عزیزترین و خطرناک ترین
‫دشمن منی؟

685
00:54:47,040 --> 00:54:50,200
‫با ترس منفعت طلبانه ات و
‫رفتار مبتذلت،

686
00:54:50,320 --> 00:54:55,040
‫غافلگیر نمی شدم اگر مرا ترک می کردی تا
‫زیر پرچم پرسی به جنگ بروی.

687
00:54:55,520 --> 00:55:00,280
‫چنین فکر نکنید!
‫چنین نخواهد شد.

688
00:55:01,080 --> 00:55:03,640
‫با شکست پرسی، خودم را
‫از همه چیز تبرئه می کنم...

689
00:55:03,760 --> 00:55:09,520
‫...و بعد از آن روز پیروزمندانه، با جسارت نزد
‫شما می آیم و می گویمتان که به راستی پسر شما هستم...

690
00:55:09,640 --> 00:55:12,200
‫...و همین روز، هر گاه که برسد،

691
00:55:12,320 --> 00:55:18,920
‫روزی می شود که همان فرزند شریف و
‫مشهور، بی پروای جوانمرد، شوالیه ستوده شده،

692
00:55:19,040 --> 00:55:21,320
‫و پسر مطرود شما را  ملاقات می کنند.

693
00:55:23,760 --> 00:55:27,000
‫بعد، این جوان شمالی را
‫مجبور می کنم که...

694
00:55:27,120 --> 00:55:31,320
‫...فتوحات خودش را با حقارت های
‫من معاوضه کند.

695
00:55:36,560 --> 00:55:39,480
‫به خدا قسم می خورم و
‫قول می دهم،

696
00:55:41,160 --> 00:55:46,120
‫و اگر کوچک ترین بخشی از این عهد را
‫بشکنم، صدها هزار بار می میرم.

697
00:55:54,280 --> 00:55:56,880
‫صدها هزار شورشی در این
‫ماجرا می میرند.

698
00:56:15,400 --> 00:56:18,760
‫پس کاملا به تو اعتماد می کنم و
‫مسئولیت فرماندهی را...

699
00:56:22,400 --> 00:56:24,360
‫...به تو می سپارم.

700
00:56:42,080 --> 00:56:46,640
‫لرد مورتیمر و پسرعمو گلندور!
‫می نشینید؟ و عمو ووستر...

701
00:56:46,760 --> 00:56:51,880
‫- آه! لعنت، نقشه را فراموش کردم.
‫- نه، این جاست.

702
00:56:52,960 --> 00:56:56,640
‫بنشین، پسرعمو پرسی، بنشین،
‫پسرعموی خوبم، بی پروا،

703
00:56:57,680 --> 00:56:59,720
‫چرا که حتی شاه هنری
‫هم از شنیدن این اسم...

704
00:56:59,840 --> 00:57:03,800
‫...رنگ از رخش می پرد!

705
00:57:03,920 --> 00:57:06,560
‫و آه کشان دعا می کند زودتر
‫راهی بهشت شوی!

706
00:57:06,680 --> 00:57:09,240
‫و هر گاه که اسم اُون گلدور را
‫می شنود...تو هم راهی جهنم!

707
00:57:09,920 --> 00:57:11,360
‫او را مقصر نمی دانم.

708
00:57:11,480 --> 00:57:16,320
‫در روز تولد من پایه و اساس زمین
‫مانند یک بزدل به خود لرزید!

709
00:57:16,720 --> 00:57:18,800
‫اگر خودت هرگز به دنیا نمی آمدی،

710
00:57:18,920 --> 00:57:22,240
‫و گربه مادرت همان روز می زایید،
‫باز هم چنین می شد.

711
00:57:22,800 --> 00:57:25,360
‫من می گویم وقتی من به دنیا
‫آمدم، زمین لرزید.

712
00:57:25,480 --> 00:57:29,680
‫و من می گویم اگر زمین از ترس تو
‫لرزیده باشد، من با وی مخالفم!

713
00:57:29,960 --> 00:57:32,880
‫آسمان ها سراسر آتش بودند!
‫زمین لرزید.

714
00:57:33,000 --> 00:57:36,000
‫اُه، پس زمین از دیدن آتش
‫در آسمان به خود لرزید،

715
00:57:36,400 --> 00:57:38,240
‫و نه ترس از تولد تو.

716
00:57:38,760 --> 00:57:41,680
‫پسرعمو، من این توهین ها را
‫از طرف هر کسی تحمل نمی کنم!

717
00:57:41,800 --> 00:57:43,360
‫اجازه بده دوباره به تو بگویم،

718
00:57:43,480 --> 00:57:47,200
‫که در زمان تولد من آسمان
‫پر از ستاره های دنباله دار بود،

719
00:57:47,320 --> 00:57:48,640
‫بزها از کوهستان گریختند،

720
00:57:48,760 --> 00:57:51,680
‫و حیوانات روی زمین های وحشت زده
‫به طرز عجیبی می رمیدند.

721
00:57:52,440 --> 00:57:55,440
‫تمام این نشانه ها مرا
‫خارق العاده می سازند...

722
00:57:55,560 --> 00:58:00,280
‫...و تمام دوران های زندگی من نشان
‫می دهند که من هم سطح عوام نیستم!

723
00:58:00,400 --> 00:58:03,800
‫به نظر من هیچ کس از تو بهتر
‫یاوه نمی گوید! به صرف شام می روم.

724
00:58:05,520 --> 00:58:08,680
‫آرام، پسرعمو پرسی،
‫او را به خشم می آوری!

725
00:58:08,800 --> 00:58:10,840
‫من می توانم از اقیانوس عمیق و
‫پهناور ارواح را فرا بخوانم!

726
00:58:10,960 --> 00:58:14,920
‫خوب، من یا هر کس دیگری هم می تواند
‫چنین کند، اما با فراخوان تو حاضر هم می شوند؟

727
00:58:15,120 --> 00:58:17,520
‫پسرعمو، می توانم به تو یاد
‫بدهم که به اهریمن هم فرمانروایی کنی.

728
00:58:17,640 --> 00:58:19,840
‫و پسرعمو، می توانم به تو یاد
‫بدهم که اهریمن را شرمنده کنی،

729
00:58:19,960 --> 00:58:22,320
‫با گفتن حقیقت...حقیقت را
‫بگو و اهریمن را شرمنده ساز!

730
00:58:22,880 --> 00:58:26,080
‫کافیست، کافیست، دیگر چنین
‫صحبت بی حاصلی نخواهیم داشت.

731
00:58:26,200 --> 00:58:29,000
‫شاه هنری تا کنون سه بار
‫به جنگ سپاه من آمده است.

732
00:58:29,160 --> 00:58:32,200
‫هر سه بار او را ناموفق و از آب و هوا
‫شکست خورده پس فرستادم.

733
00:58:32,920 --> 00:58:38,840
‫پس فرستادن بدون موفقیت و با آب و هوای
‫نامساعد! چه طور توانست از تب کردن اجتناب کند؟

734
00:58:41,000 --> 00:58:43,240
‫بیا، این هم نقشه.

735
00:58:43,440 --> 00:58:47,200
‫آیا بر اساس توافق سه طرفه مان
‫باید قلمروها را تقسیم کنیم؟

736
00:58:47,320 --> 00:58:51,640
‫معاون اسقف آن را به مساوات
‫به سه قسمت تقسیم کرده است.

737
00:58:51,760 --> 00:58:53,360
‫همم.

738
00:58:54,400 --> 00:58:59,200
‫به نظر من، سهم من در برتن
‫از سهم هر یک از شما کمتر است.

739
00:58:59,960 --> 00:59:04,600
‫می بینید که چگونه این رودخانه وارد می شود و مرا
‫از بهترین بخش زمین هایم جدا می سازد؟

740
00:59:04,720 --> 00:59:09,400
‫نباید چنان هم شود که مرا از منطقه
‫غنی این جا محروم سازد.

741
00:59:10,360 --> 00:59:15,000
‫نباید؟ اما چنین می شود، باید بشود،
‫می بینی که شده.

742
00:59:15,120 --> 00:59:17,200
‫تغییری در آن ایجاد نمی کنم.

743
00:59:17,320 --> 00:59:20,400
‫- نمی کنی؟
‫- نه، تو هم نباید چنین کنی.

744
00:59:20,560 --> 00:59:23,280
‫- و چه کسی جلوی مرا می گیرد؟
‫- من.

745
00:59:23,840 --> 00:59:27,200
‫پس به ولزی بگو که
‫نفهمم چه می گویی.

746
00:59:28,160 --> 00:59:31,520
‫من می توانم به خوبی تو انگلیسی
‫صحبت کنم، لرد،

747
00:59:32,240 --> 00:59:34,360
‫چرا که در دربار انگلستان
‫آموزش دیده ام،

748
00:59:34,480 --> 00:59:39,040
‫آن جا، اگرچه جوان بودم، ترانه های
‫بسیاری برای چنگ ساختم...

749
00:59:39,160 --> 00:59:42,760
‫...و زبان را به زیور موسیقی مزین کردم،
‫ویژگی ای که هرگز در تو دیده نشده.

750
00:59:43,240 --> 00:59:46,280
‫درست است...و با تمام وجود
‫از این بابت خرسندم!

751
00:59:46,880 --> 00:59:48,760
‫ترجیح می دهم بچه گربه ای
‫باشم و میومیو کنم...

752
00:59:48,880 --> 00:59:50,800
‫...تا این که آوازه خوان دربار باشم.

753
00:59:50,920 --> 00:59:56,120
‫- بسیار خوب، مسیر ترنت را عوض کن.
‫- برایم اهمیتی ندارد.

754
00:59:58,400 --> 00:59:59,560
‫آماده رفتنیم؟

755
01:00:03,280 --> 01:00:10,200
‫مهتاب روشن است، می توانید شبانه سفر
‫کنید. خبر رفتنتان را به همسرانتان می دهم.

756
01:00:20,080 --> 01:00:24,640
‫می ترسم دخترم دیوانه شود،
‫چرا که بسیار مورتیمرش را دوست می دارد.

757
01:00:36,480 --> 01:00:39,840
‫لعنت، پسرعمو پرسی، ببین چگونه
‫پدرزن مرا به خشم می آوری!

758
01:00:39,960 --> 01:00:45,680
‫دست من نیست! گاهی اوقات مرا
‫عصبانی می کند، با داستان مور و موش کور،

759
01:00:45,800 --> 01:00:50,160
‫مرلین رویاپرداز و پیشگویی هایش و
‫اژدها و ماهی بی باله...

760
01:00:50,280 --> 01:00:54,200
‫اما در واقع، او مرد
‫لایقیست!

761
01:00:54,800 --> 01:00:57,320
‫بگذار به تو بگویم، پسرعمو،
‫هیچ مردی وجود ندارد...

762
01:00:57,440 --> 01:01:02,440
‫...که چنین او را آزرده باشد و بدون
‫چشیدن تنبیه و مجازات گریخته باشد!

763
01:01:03,360 --> 01:01:05,800
‫تمنا می کنم که این قدر
‫چنین نکنی.

764
01:01:05,920 --> 01:01:08,720
‫سرورم، شما واقعا بیش از
‫حد خودرأی هستید،

765
01:01:08,840 --> 01:01:12,480
‫و از زمانی که رسیدید، هر کاری کردید
‫تا صبر او را لبریز گردانید...

766
01:01:12,960 --> 01:01:15,120
‫سرورم، باید یاد بگیرید که
‫این قصور را اصلاح کنید.

767
01:01:15,240 --> 01:01:19,240
‫خوب، من درس گرفتم! باشد که
‫با رفتار درست به موفقیت برسی!

768
01:01:33,360 --> 01:01:38,360
‫این بداقبالی مرا به خشم می آورد. همسرم انگلیسی
‫صحبت نمی کند و من هم ولزی!

769
01:01:39,480 --> 01:01:41,880
‫دخترم گریه می کند. نمی خواهد
‫از تو جدا شود.

770
01:01:42,240 --> 01:01:45,560
‫می خواهد سرباز باشد و
‫به جنگ بیاید.

771
01:01:45,880 --> 01:01:47,800
‫پدرزن، بگویید که او و
‫لیدی پرسی...

772
01:01:47,920 --> 01:01:50,040
‫...به زودی پشت سر ما
‫روانه خواهند شد!

773
01:02:07,280 --> 01:02:09,120
‫مستأصل است.

774
01:02:12,040 --> 01:02:14,600
‫از چهره ات درکت می کنم.
‫اشک های ولزی زیبایی...

775
01:02:22,120 --> 01:02:24,840
‫از تو می خواهد روی زمین
‫دراز بکشی...

776
01:02:25,880 --> 01:02:28,520
‫...و سرت را کنارش
‫زمین گذاری،

777
01:02:28,880 --> 01:02:34,480
‫و او ترانه ای که می پسندی برایت
‫بخواند و پلک های تو را با خواب ببندد.

778
01:02:36,400 --> 01:02:42,160
‫با کمال میل می نشینم و به آوازش گوش می دهم.
‫در انتهایش، به گمانم اسنادمان آماده شده باشند.

779
01:02:42,520 --> 01:02:45,640
‫همین کار را بکن. نوازنده هایی که
‫برای شما می نوازند،

780
01:02:45,760 --> 01:02:48,000
‫از این جا فاصله کمی دارند و
‫در هوا معلقند...

781
01:02:48,120 --> 01:02:50,160
‫...و فورا این جا خواهند بود!

782
01:02:59,160 --> 01:03:00,640
‫بنشینید و لذت ببرید.

783
01:03:12,240 --> 01:03:15,280
‫کیت، تو در استراحت
‫بسیار ماهری!

784
01:03:15,440 --> 01:03:18,720
‫سریع بیا که بتوانم در کنار
‫تو استراحت کنم.

785
01:03:28,800 --> 01:03:32,040
‫ترجیح می دهم واق واق سگم
‫به ایرلندی را بشنوم.

786
01:03:55,240 --> 01:03:57,480
‫کیت...

787
01:04:26,920 --> 01:04:28,840
‫باردولف،

788
01:04:30,600 --> 01:04:33,440
‫آیا از آخرین دزدیمان
‫شکسته تر نشده ام؟

789
01:04:34,120 --> 01:04:35,920
‫تحلیل نرفته ام؟

790
01:04:37,760 --> 01:04:43,280
‫پوستم مانند جامه پیرزنی از
‫تنم آویزان است.

791
01:04:48,560 --> 01:04:51,440
‫خوب، توبه خواهم کرد.

792
01:04:51,560 --> 01:04:55,680
‫به زودی حالم رو به زوال خواهد رفت و
‫آن گاه توان توبه کردن نخواهم داشت.

793
01:04:58,840 --> 01:05:04,200
‫اگر نمای داخل کلیسا از خاطرم
‫نرفته باشد، مرد نیستم!

794
01:05:06,960 --> 01:05:08,920
‫داخل کلیسا...

795
01:05:14,120 --> 01:05:17,720
‫هم صحبت ها، چنین هم صحبت های
‫فرومایه ای مرا به فنا خواهند داد.

796
01:05:18,360 --> 01:05:21,800
‫سر جان، اگر این چنین گلایه کنی،
‫زیاد عمر نخواهی کرد!

797
01:05:24,400 --> 01:05:26,560
‫همین طور است.

798
01:05:34,560 --> 01:05:37,200
‫زود باشید، برایم ترانه ای شاد
‫بخوانید، خشنودم سازید.

799
01:05:44,080 --> 01:05:48,360
‫من به عنوان یک مرد، به قدر کافی
‫درستکار بوده ام.

800
01:05:48,480 --> 01:05:51,720
‫کم ناسزا گفتم، حدودا هفت بار
‫در هفته شرط بندی کردم،

801
01:05:52,760 --> 01:05:57,520
‫- هر چهار روز یک بار با یکی بنشینم.
‫- به مدت یک ساعت.

802
01:05:57,640 --> 01:05:59,400
‫از هر چهار بار، سه بار پولی که
‫قرض گرفتم را پس دادم.

803
01:05:59,520 --> 01:06:04,160
‫خوب و در چارچوب اخلاق زندگی کردم و
‫حالا نه نظمی برایم مانده و نه چارچوبی.

804
01:06:04,280 --> 01:06:07,560
‫خوب، تو چنان فربهی، سر جان،

805
01:06:07,680 --> 01:06:11,040
‫که در هیچ چارچوبی نمی گنجی!

806
01:06:12,160 --> 01:06:15,600
‫یا هیچ چارچوب معمولی ای،
‫سر جان!

807
01:06:16,400 --> 01:06:19,320
‫تو قیافه ات را اصلاح کن و
‫من زندگیم را!

808
01:06:20,400 --> 01:06:25,560
‫خوب، سر جان، قیافه من که
‫آسیبی به تو نرسانده.

809
01:06:31,240 --> 01:06:35,120
‫یک نوشیدنی خوب، وظیفه ای
‫دوگانه دارد.

810
01:06:35,240 --> 01:06:40,160
‫به مغز من راه می یابد و آن را از تمام افکار
‫کسل کننده و احمقانه و مزاحمی که در آنند...

811
01:06:40,280 --> 01:06:43,040
‫...خلاص می سازد و فورا
‫هوش به آن می بخشد،

812
01:06:43,160 --> 01:06:46,240
‫پر از اشکال آتشین و دلچسب که
‫سپس تحویل صدای من می گردند،

813
01:06:46,360 --> 01:06:47,960
‫و بر زبان تبدیل به حاضرجوابی
‫بی نظیر می شوند.

814
01:06:50,000 --> 01:06:52,920
‫دومین ویژگی یک نوشیدنی عالی...

815
01:06:55,160 --> 01:06:59,000
‫...گرم کردن خونیست که قبل از
‫نوشیدن سرد و آرام بوده،

816
01:06:59,120 --> 01:07:04,000
‫و جگر را سفید و بی رنگ تر می کرده،
‫که نشانه بزدلی و ترسوییست.

817
01:07:04,120 --> 01:07:08,600
‫اما نوشیدنی آن را گرم می کند و به جریان
‫می اندازد، از احشا به سمت اندام ها.

818
01:07:11,120 --> 01:07:14,680
‫صورت را درخشان می سازد،

819
01:07:15,560 --> 01:07:19,200
‫که مانند فانوسی به دیگر اجزای
‫این قلمرو هشدار می دهد!

820
01:07:19,320 --> 01:07:22,880
‫به بازو و دیگر رعیت های حیاتی
‫و اراذل داخلی...

821
01:07:23,000 --> 01:07:27,720
‫...که همه مطیع کاپیتانشان «قلب» باشند که
‫از پیروانش نیرو می گیرد و بزرگ می شود،

822
01:07:27,840 --> 01:07:30,680
‫و هر کار شجاعانه ای را
‫محقق سازند.

823
01:07:37,120 --> 01:07:38,920
‫و این شجاعت از نوشیدنی نشئت می گیرد.

824
01:07:39,040 --> 01:07:43,680
‫پس مهارت در کار با سلاح بدون نوشیدنی
‫هیچ است، چرا که نوشیدنی به کار می اندازدش.

825
01:07:46,680 --> 01:07:50,400
‫و شاهزاده هری به همین صورت
‫دلیر گشته است،

826
01:07:51,400 --> 01:07:55,240
‫چرا که خونِ سردی که از پدرش به ارث
‫برد را پرورش داد،

827
01:07:55,360 --> 01:07:58,640
‫مانند زمین لم یزرع و بی آب و علفی
‫از آن مراقبت کرد و کودش داد و شخمش زد،

828
01:07:58,760 --> 01:08:03,720
‫و بدین سان با نوشیدن بسیار بسیار
‫نوشیدنی خوب و قدرتمند...

829
01:08:03,840 --> 01:08:06,480
‫...چنین خونگرم و دلیر شده است.

830
01:08:11,440 --> 01:08:15,560
‫اگر هزار پسر داشتم، اولین اصل
‫انسانی ای که به آن ها می آموختم...

831
01:08:15,680 --> 01:08:22,320
‫...این می شد که از شربت های ضعیف
‫بپرهیزند و به نوشیدنی قوی عادت کنند.

832
01:08:22,440 --> 01:08:24,680
‫فهمیدی که چه کسی جیب های
‫مرا زده است؟

833
01:08:24,800 --> 01:08:29,080
‫خوب، سر جان، نظر خودتان چیست، سر جان؟
‫فکر می کنین من در خانه ام دزد نگه می دارم؟

834
01:08:29,400 --> 01:08:32,320
‫گشتم و پرس و جو کردم،
‫شوهرم هم همین طور،

835
01:08:32,840 --> 01:08:36,200
‫نفر به نفر، پسر به پسر،
‫خدمتکار به خدمتکار،

836
01:08:36,320 --> 01:08:38,720
‫قبلا هیچ کس حتی یک تار
‫مو در خانه من گم نکرده بود.

837
01:08:38,840 --> 01:08:41,840
‫قسم می خورم جیب مرا زده اند.
‫برو به جهنم، زن، برو به جهنم.

838
01:08:41,960 --> 01:08:44,160
‫من؟ نه، با تو مخالفم!

839
01:08:44,280 --> 01:08:46,960
‫خداوندا، تا کنون در خانه خودم
‫این چنین خطاب نشده بودم!

840
01:08:47,080 --> 01:08:48,360
‫برو، به اندازه کافی تو را
‫می شناسم.

841
01:08:49,720 --> 01:08:54,000
‫نه، سر جان، تو مرا نمی شناسی، سر جان.
‫من تو را می شناسم، سر جان.

842
01:08:54,120 --> 01:08:58,160
‫تو به من پول بدهکاری، سر جان و حالا
‫دعوا راه انداخته ای که با حقه از من دریغش کنی.

843
01:08:58,280 --> 01:09:01,600
‫تو به این جا پول بدهکاری، سر جان،
‫برای خورد و خوراک و نوشیدنیت،

844
01:09:01,720 --> 01:09:04,000
‫به علاوه پولی که به تو قرض
‫داده ام، بیست و چهار پوند!

845
01:09:04,600 --> 01:09:08,600
‫- او هم در آن نقش داشت، بگذار او بپردازد!
‫- او؟ افسوس که او آه در بساط ندارد.

846
01:09:09,000 --> 01:09:12,480
‫کجا ندارد؟ چهره اش را ببین.
‫تعریفت از ثروتمند چیست؟

847
01:09:12,960 --> 01:09:16,960
‫بگذار از بینی و گونه هایش سکه
‫بگیرند، من یک پنی هم نمی پردازم.

848
01:09:17,600 --> 01:09:21,440
‫نمی توانم در مسافرخانه خودم بدون این که
‫جیبم را بزنند، استراحت کنم؟

849
01:09:22,160 --> 01:09:24,520
‫انگشتر مهر پدربزرگم را هم از
‫دست دادم که 40 مارک می ارزید.

850
01:09:25,040 --> 01:09:29,560
‫خداوندا، شنیده ام که شاهزاده چندین و
‫چند بار به او گفت آن انگشتر مسی بوده.

851
01:09:29,680 --> 01:09:34,360
‫چه؟ شاهزاده عوضی و موذیست!
‫لعنت، اگر این جا بود و چنین می گفت،

852
01:09:34,480 --> 01:09:37,360
‫مانند سگ ادبش می کردم.

853
01:09:37,480 --> 01:09:38,840
‫سلام، مرد جوان!

854
01:09:40,040 --> 01:09:44,240
‫- پسر جان، همگی شروع به حرکت کنیم؟
‫- سرورم، التماس می کنم به من گوش کنید.

855
01:09:44,360 --> 01:09:46,720
‫- چه شده، خانم کوئیکلی؟
‫- سرور مهربانم، به من گوش کنید.

856
01:09:46,840 --> 01:09:49,360
‫- لطفا، او را رها کنید و به من گوش کنید.
‫- تو چه می گویی، جک؟

857
01:09:49,480 --> 01:09:53,280
‫آن شب این جا به خواب رفتم و
‫جیبم را زدند.

858
01:09:53,400 --> 01:09:55,840
‫- چه گم کردی، جک؟
‫- باور می کنی، هال،

859
01:09:55,960 --> 01:10:00,440
‫سه یا چهار رسید قرض چهل پوندی و
‫انگشتر مُهر پدربزرگم.

860
01:10:00,560 --> 01:10:01,960
‫آشغال هایی که بیش از
‫هشت پنی نمی ارزیدند.

861
01:10:02,080 --> 01:10:04,960
‫من هم چنین به او گفتم، سرورم و
‫گفتم حضرت عالی چنین فرمودید،

862
01:10:05,080 --> 01:10:10,480
‫و سرورم، او از شما بدگویی می کند،
‫همان طور که از مرد بددهانی چون او انتظار می رود!

863
01:10:10,600 --> 01:10:13,600
‫- و گفت شما را ادب می کند!
‫- چه؟ عجب!

864
01:10:13,720 --> 01:10:16,240
‫اگر نگفته باشد، من نه زنم و نه
‫صادق و نه وفادار!

865
01:10:16,360 --> 01:10:21,680
تو خیلی وفاداری
‫ولگرد! برو، اِی...برو!

866
01:10:23,600 --> 01:10:25,400
‫اِی چه؟ اِی چه؟

867
01:10:25,920 --> 01:10:28,480
‫اِی چه؟ اِی چیزی که از آن
‫بر خدا پناه ببریم!

868
01:10:29,040 --> 01:10:32,320
‫محض اطلاعت، من چیزی نیستم که
‫از آن به خدا پناه ببری!

869
01:10:32,440 --> 01:10:35,360
‫من همسر یک مرد درستکارم و
‫اگر شوالیه بودن تو را کنار گذاریم،

870
01:10:35,480 --> 01:10:37,000
‫بسیار حیوان صفتی که این طور
‫خطابم می کنی!

871
01:10:37,320 --> 01:10:40,160
‫اگر زن بودن تو را کنار گذاریم،
‫چیزی جز حیوان نیستی!

872
01:10:40,280 --> 01:10:42,440
‫بگو چه حیوانی، حیوان صفت؟

873
01:10:42,560 --> 01:10:44,680
‫چه حیوانی؟ خوب...سمور آبی!

874
01:10:46,200 --> 01:10:48,560
‫سمور آبی، سر جان؟
‫چرا سمور آبی؟

875
01:10:49,080 --> 01:10:52,880
‫خوب، اون نه ماهیست و نه خشکی زی
‫و آدم می ماند که کجا جایش دهد!

876
01:10:54,200 --> 01:10:58,520
‫تو مرد بی انصافی هستی که چنین می گویی.
‫تو یا هر مردی جایگاه مرا می داند،

877
01:10:58,640 --> 01:11:00,040
‫حیوان صفت!

878
01:11:00,640 --> 01:11:04,680
‫حرفت حقیقت است، خانم کوئیکلی، او
‫واقعا به شما توهین کرده است!

879
01:11:04,800 --> 01:11:09,360
‫به شما نیز، سرورم، آن روز گفت که
‫به او هزار پوند بدهکارید.

880
01:11:10,520 --> 01:11:15,720
‫- مردک! من به تو هزار پوند بدهکارم؟
‫- هزار پوند، یک میلیون.

881
01:11:15,840 --> 01:11:18,080
‫عشق تو یک میلیون می ارزد.
‫تو عشقت را به من بدهکاری.

882
01:11:18,200 --> 01:11:23,120
‫نه، سرورم، او شما را عوضی
‫خطاب کرد و گفت ادبتان می کند.

883
01:11:25,360 --> 01:11:27,160
‫من کردم، باردولف؟

884
01:11:28,720 --> 01:11:31,360
‫بله، سر جان، تو گفتی.

885
01:11:34,120 --> 01:11:37,880
‫- آری، اگر می گفت انگشترم مسی است!
‫- می گویم مسی است.

886
01:11:39,200 --> 01:11:40,960
‫حالا پای حرفت خواهی ایستاد؟

887
01:11:41,080 --> 01:11:44,680
‫هال، آگاه باش که اگر مردی
‫عادی بودی، چنین جرئتی می کردم.

888
01:11:44,800 --> 01:11:49,440
‫اما چون شاهزاده ای، از تو به
‫اندازه غرش توله شیری می ترسم.

889
01:11:50,760 --> 01:11:53,000
‫و چرا خود شیر نه؟

890
01:11:53,120 --> 01:11:54,960
‫خوب، از شاه باید به عنوان
‫شیر ترسید.

891
01:11:55,080 --> 01:11:57,000
‫تصور می کنی که از تو همان قدر
‫می ترسم که از پدرت؟

892
01:11:57,800 --> 01:12:00,840
‫مردک، در سینه تو جایی
‫برای قابل اعتماد بودن،

893
01:12:00,960 --> 01:12:05,920
‫صداقت یا گفتن حقیقت نیست،
‫سراسر پر از دل و روده و احشاست.

894
01:12:06,040 --> 01:12:09,040
‫به زنی راست گو تهمت
‫جیب بری از خویش می زنی؟

895
01:12:09,720 --> 01:12:14,600
‫ای عوضی حقه باز و خیره سر، اگر
‫چیزی در جیب تو بوده باشد،

896
01:12:14,720 --> 01:12:17,960
‫غیر از رسید مسافرخانه،
‫نشانی چند زن،

897
01:12:18,080 --> 01:12:21,960
‫و شکلاتی به ارزش یک پنی که
‫نیرو به تو دهد، خدا لعنتم کند!

898
01:12:22,640 --> 01:12:24,480
‫خجالت نمی کشی؟

899
01:12:26,800 --> 01:12:30,160
‫تو آگاهی که آدم در بی گناهی سقوط کرد،

900
01:12:30,640 --> 01:12:33,800
‫جک فالستف بیچاره در دوران
‫خباثت چه باید بکند؟

901
01:12:35,000 --> 01:12:38,920
‫می بینی که من از مردان دیگر فربه ترم و
‫به تبع بیشتر خطا می کنم.

902
01:12:40,440 --> 01:12:41,400
‫آه.

903
01:12:44,040 --> 01:12:46,560
‫پس اعتراف می کنی که
‫جیب مرا زدی؟

904
01:12:50,440 --> 01:12:52,600
‫این چنین به نظر می آید.

905
01:13:01,520 --> 01:13:05,720
‫برو شام حاضر کن. شوهرت را دوست بدار،
‫مراقب خدمتکارانت باش، به مهمانانت رسیدگی کن.

906
01:13:05,840 --> 01:13:09,360
‫می بینی که من مرد بسیار
‫منطقی ای هستم.

907
01:13:09,480 --> 01:13:13,480
‫می بینی که هنوز آرامم.
‫حال، بجنب و برو.

908
01:13:19,640 --> 01:13:22,120
‫خوب، هال، اخبار محاکمه.

909
01:13:24,600 --> 01:13:27,440
‫برای سرقت، چه طور جواب بدهم؟

910
01:13:32,640 --> 01:13:36,200
‫اُه، دوست عزیزم، هم چنان
‫فرشته نگهبان تو هستم.

911
01:13:37,280 --> 01:13:39,120
‫- پول باز پس داده شده.
‫- ها؟

912
01:13:39,880 --> 01:13:43,880
‫اُه، از پس دادن پول خوشم نمی آید.
‫زحمت دو برابر است!

913
01:13:44,000 --> 01:13:46,920
‫من پدرم دوباره دوستان خوب
‫هم شده ایم و می توانم هر کار بکنم.

914
01:13:47,040 --> 01:13:48,760
‫پس در اولین فرصت از
‫خزانه دزدی کن!

915
01:13:48,880 --> 01:13:51,640
‫- چنین کنید، سرورم.
‫- جک، تو را به کاپیتانی پیاده نظامی برگزیده ام.

916
01:13:51,760 --> 01:13:53,200
‫- کاش سواره نظام بود!
‫- باردولف.

917
01:13:53,320 --> 01:13:56,280
‫- سرورم؟
‫- برو این نامه را به لرد جانِ لنکستر برسان.

918
01:13:58,600 --> 01:14:00,800
‫برای برادرم جان.
‫این برای لرد وستمورلند.

919
01:14:00,920 --> 01:14:04,080
‫برو، پوینز، سوار اسب.
‫سوار اسب!

920
01:14:04,200 --> 01:14:06,840
‫چرا که من تو باید 48 کیلومتر
‫بتازیم و به وقت شام برگردیم این جا.

921
01:14:06,960 --> 01:14:12,080
‫جک، فردا ساعت دو بعد از ظهر
‫مرا در تمپل هال ملاقات کن.

922
01:14:12,200 --> 01:14:16,400
‫سرزمین آتش گرفته است و
‫پرسی در قله ایستاده!

923
01:14:16,520 --> 01:14:19,280
‫و یا آن ها از بین می روند یا ما!

924
01:14:26,600 --> 01:14:28,040
‫چه حرف های بی نظیری...

925
01:14:31,520 --> 01:14:33,120
‫چه دنیای خارق العاده ای...

926
01:14:43,200 --> 01:14:46,440
‫باردولف، خودت را به
‫کاونتری برسان.

927
01:14:47,480 --> 01:14:49,480
‫یک بطری نوشیدنی برایم بگیر.

928
01:14:49,600 --> 01:14:52,720
‫- برایش پول به من می دهید، کاپیتان؟
‫- از جیب خودت بده.

929
01:14:54,760 --> 01:14:56,760
‫من سکه ای ندارم.

930
01:14:59,040 --> 01:15:02,040
‫به نائبم پیتو بگو در مرز شهر
‫مرا ملاقات کند.

931
01:15:03,440 --> 01:15:06,000
‫بله، کاپیتان.

932
01:15:07,720 --> 01:15:09,480
‫بدرود.

933
01:15:14,800 --> 01:15:20,080
‫اگر از سربازانم خجالت زده نباشم،
‫ماهی نمک سودی بیش نیستم!

934
01:15:21,960 --> 01:15:24,480
‫من از جایگاهم بسیار
‫سوءاستفاده کرده ام،

935
01:15:24,600 --> 01:15:30,080
‫در ازای به خدمت گرفتن 150 سرباز،
‫بالغ بر سیصد پوند از خزانه گرفته ام.

936
01:15:32,080 --> 01:15:34,760
‫تنها صاحب ملکان مرفه
‫را به خدمت گرفته ام،

937
01:15:38,400 --> 01:15:43,000
‫جمعی از بزدلان نازپرورده که ترجیح می دهند
‫به اهریمن گوش کنند تا صدای رژه نظامی.

938
01:15:43,840 --> 01:15:46,240
‫آن ها برای خدمت آمده اند...

939
01:15:46,720 --> 01:15:53,160
‫...و حالا، سپاه من سراسر تبهکارانی چون
‫لازاروس در آن نقاشیست،

940
01:15:54,560 --> 01:15:57,920
‫نابودکنندگان آرامش و صلح
‫طولانی مدت جهان.

941
01:15:58,840 --> 01:16:01,920
‫مرد دیوانه ای مرا در جاده
‫ملاقات کرد و به من گفت...

942
01:16:02,040 --> 01:16:05,760
‫...که انگار چوبه دار را خالی کرده ام و
‫اجساد را به خدمت گرفته ام.

943
01:16:06,800 --> 01:16:10,960
‫هنگام پیاده روی، پاهای این خلافکاران از هم
‫فاصله دارد، گویی که زنجیر به آن ها آویخته.

944
01:16:11,160 --> 01:16:14,600
‫البته که اغلبشان را از زندان
‫بیرون آورده ام.

945
01:16:14,720 --> 01:16:16,680
‫چه خبر، جک متورم؟

946
01:16:17,520 --> 01:16:21,400
‫هال! سلام، پسرک دیوانه!
‫در واریک شر چه می کنی؟

947
01:16:22,360 --> 01:16:24,160
‫سرورم، لرد وستمورلند،
‫تمنا می کنم ببخشید،

948
01:16:24,280 --> 01:16:26,200
‫فکر می کردم حضرت عالی
‫به شروزبری رسیده باشید.

949
01:16:26,320 --> 01:16:29,160
‫درست است، سر جان، الان باید
‫آن جا باشم...و تو نیز!

950
01:16:29,960 --> 01:16:32,600
‫سپاه من از قبل آن جاست. پادشاه
‫منتظر همه ماست.

951
01:16:33,040 --> 01:16:34,320
‫باید تمام شب در سفر باشیم.

952
01:16:34,440 --> 01:16:38,120
‫نگران من نباشید، من مثل گربه ای که
‫در پی دزدی خامه است، تمرکز دارم.

953
01:16:38,520 --> 01:16:43,680
‫الحق که خامه دزدی، چرا که این
‫دزدی تو را تبدیل به کَره کرده است!

954
01:16:45,400 --> 01:16:49,280
‫به من بگو، جک، آنان سربازان که هستند؟

955
01:16:49,400 --> 01:16:53,560
‫- من، هال، من.
‫- تاکنون چنین لشکر شکست خورده ای ندیده بودم!

956
01:16:54,360 --> 01:16:57,240
‫فقط برای فدا شدن هستند،
‫فقط برای فدا شدن جلوی توپ ها.

957
01:16:57,360 --> 01:17:01,520
‫آن ها هم مانند افراد قوی تر گورهای جمعی را
‫پر می کنند. افراد معمولیند، معمولی.

958
01:17:01,640 --> 01:17:02,760
‫بله، اما سر جان، به نظر من...

959
01:17:02,880 --> 01:17:06,000
‫...آن ها به شدت فقیر و لاغر به نظر
‫می آیند و بیش از حد به گدا شباهت دارند!

960
01:17:07,120 --> 01:17:10,000
‫درباره فقرشان...نمی دانم
‫این از کجا آمده،

961
01:17:10,120 --> 01:17:13,760
‫اما درباره لاغریشان...مطمئنا
‫این را از من نیاموخته اند!

962
01:17:13,880 --> 01:17:17,800
‫مردک، عجله کن. پرسی
‫در میدان است.

963
01:17:36,280 --> 01:17:38,840
‫گل گفتی، اسکاتلندی شریف من!

964
01:17:38,960 --> 01:17:44,440
‫خدا شاهد است که تملق در توان من نیست،
‫اما تو جایی در قلب من داری که هیچ کس دیگر ندارد.

965
01:17:44,840 --> 01:17:48,600
‫مجبورم کن حرفم را ثابت
‫کنم، امتحانم کن، سرورم!

966
01:17:48,720 --> 01:17:51,960
‫- تو سلطان شرافتی.
‫- جز تشکر از تو نتوانم.

967
01:17:55,080 --> 01:17:56,720
‫این نامه ها از طرف
‫پدرتان رسیده اند.

968
01:17:56,840 --> 01:18:00,240
‫- چرا خودش نیامده؟
‫- نمی تواند بیاید، سرورم، شدیدا بیمار است.

969
01:18:00,360 --> 01:18:02,760
‫لعنت! چه طور فرصت
‫می کند در چنین زمانِ...

970
01:18:02,880 --> 01:18:05,080
‫...حساسی بیمار شود؟ چه کسی
‫سپاهش را رهبری می کند؟

971
01:18:05,600 --> 01:18:09,000
‫نامه اش حامل افکار اوست،
‫نه من، سرورم.

972
01:18:09,120 --> 01:18:13,640
‫الان بیمار شده؟ الان از پا در آمده؟
‫بیماریش بر کل...

973
01:18:13,760 --> 01:18:15,920
‫...کار ما تأثیر می گذارد.

974
01:18:22,840 --> 01:18:24,640
‫باز هم کاش پدرت این جا بود.

975
01:18:25,040 --> 01:18:27,360
‫نبود پدرت، پرده ای را
‫کنار می زند،

976
01:18:27,480 --> 01:18:30,200
‫به نادان ها وحشتی را نشان می دهد که
‫پیش از این خوابش را هم نمی دیدند.

977
01:18:30,320 --> 01:18:33,400
‫زیادی شاخ و برگش دادی. من
‫به غیابش این طور فکر می کنم:

978
01:18:34,000 --> 01:18:37,120
‫باعث می شود اقدام ما حتی بیش از
‫زمان حضور ارل جسورانه جلوه کند!

979
01:18:37,240 --> 01:18:41,480
‫در اسکاتلند، از کلمه ای تحت عنوان
‫«وحشت» سخن رانده نمی شود!

980
01:18:47,640 --> 01:18:50,520
‫پسرعمویم، ورنون!
‫صمیمانه به تو خوشامد می گویم!

981
01:18:51,520 --> 01:18:56,440
‫شخص پادشاه به راه افتاده است،
‫با تدارکات قدرتمند و مقتدر.

982
01:18:56,560 --> 01:19:02,960
‫مشکلی نیست. دیگر چه؟ پسرش کجاست؟
‫شاهزاده بی احتیاط و سر به هوای ولز،

983
01:19:03,080 --> 01:19:05,600
‫که دنیا را هیچ پنداشت و
‫به هیچ چیز اهمیت نداد؟

984
01:19:05,720 --> 01:19:10,920
‫من هری جوان را دیدم که کلاه خود بر سر، زره
‫بر تن و سلاح های قدرتمند به همراه داشت.

985
01:19:12,080 --> 01:19:14,800
‫مثل مرکوری بالدار از زمین برخاست...
‫(ایزد یونانی)

986
01:19:15,200 --> 01:19:17,600
‫کافیست، کافیست!

987
01:19:19,440 --> 01:19:21,920
‫قیامت نزدیک است.

988
01:19:22,800 --> 01:19:27,680
‫اگر بمیریم، خوشحال می میریم!

989
01:19:40,080 --> 01:19:44,120
‫چرا بی آن که بخواهد، چنین
‫مشتاق به جبران برایش هستم؟

990
01:19:45,280 --> 01:19:49,520
‫خوب، مهم نیست، شرافت
‫مرا وا می دارد.

991
01:19:51,640 --> 01:19:55,400
‫آری، اما اگر شرافت مرا
‫وارد به مُردن کند چه؟

992
01:19:56,760 --> 01:20:00,720
‫شرافت می تواند پای شکسته را درمان
‫کند؟ خیر. دست شکسته را؟ خیر.

993
01:20:01,480 --> 01:20:04,360
‫یا درد زخمی را از من بگیرد؟ خیر.

994
01:20:05,640 --> 01:20:08,960
‫پس شرافت مهارتی در جراحی
‫ندارد؟ خیر.

995
01:20:11,360 --> 01:20:14,520
‫شرافت چیست؟
‫یک کلمه.

996
01:20:16,080 --> 01:20:19,120
‫در کلمه «شرافت» چه هست؟
‫شرافت چیست؟

997
01:20:21,480 --> 01:20:24,920
‫هوا. عجب معامله ای!

998
01:20:26,440 --> 01:20:29,160
‫که آن را دارد؟ آن کس که
‫چهارشنبه جان باخت.

999
01:20:29,800 --> 01:20:35,280
‫حسش می کند؟ خیر. آن را
‫می شنود؟ خیر. پس حس شدنی نیست.

1000
01:20:36,320 --> 01:20:40,280
‫بله، برای مردگان...اما در کنار
‫زندگان باقی نمی ماند؟

1001
01:20:41,360 --> 01:20:45,840
‫خیر. چرا؟ افترا چنین
‫اجازه ای نمی دهد.

1002
01:20:47,280 --> 01:20:51,800
‫پس من آن را نخواهم داشت.
‫شرافت چیزی جز سنگ قبر نیست.

1003
01:20:54,160 --> 01:20:56,120
‫و این چنین آزمون من
‫پایان می یابد.

1004
01:21:32,160 --> 01:21:34,240
‫- امشب با او می جنگیم.
‫- امکان پذیر نیست.

1005
01:21:34,360 --> 01:21:37,000
‫- این گونه به او برتری می دهید.
‫- به هیچ وجه!

1006
01:21:37,120 --> 01:21:40,360
‫- چرا چنین می گویی؟ مگر او منتظر پشتیبانی نیست؟
‫- ما نیز هستیم!

1007
01:21:40,480 --> 01:21:42,440
‫رسیدن پشتیبانی او قطعیست،
‫برای ما نیست.

1008
01:21:42,560 --> 01:21:45,080
‫پسرعموی خوبم، از من
‫بشنو، امشب حمله نکن.

1009
01:21:45,200 --> 01:21:47,480
‫- نکنید، سرورم.
‫- تو خوب مشاوره نمی دهی!

1010
01:21:47,880 --> 01:21:50,560
‫از ترس و دلسردی این گونه می گویی.

1011
01:21:51,040 --> 01:21:55,600
‫به من افترا نزن، داگلاس.
‫به جان خودم قسم می خورم،

1012
01:21:55,720 --> 01:21:58,640
‫فردا در نبرد خواهیم دید که
‫کدام یک از ما می ترسد!

1013
01:21:58,960 --> 01:22:00,600
‫- آری، یا امشب.
‫- کافیست!

1014
01:22:00,840 --> 01:22:06,440
‫- من می گویم امشب.
‫- این گونه نمی شود. در عجبم که...

1015
01:22:06,560 --> 01:22:08,680
‫...چه طور با این همه توانایی
‫رهبری عالی،

1016
01:22:09,080 --> 01:22:13,280
‫نمی توانید پیش بینی کنید که با
‫چه موانعی مواجه هستیم.

1017
01:22:13,400 --> 01:22:16,560
‫پسرعموی من هنوز با
‫اسب هایش از راه نرسیده!

1018
01:22:16,680 --> 01:22:18,800
‫عمو ووسترت همین امروز
‫از راه رسید.

1019
01:22:18,920 --> 01:22:23,560
‫و حالا شجاعت و دلاوریشان خوابیده و حتی یک اسب هم
‫نیست که یک چهارم توان طبیعیش را داشته باشد!

1020
01:22:23,680 --> 01:22:27,240
‫- اسب های دشمن هم چنیند!
‫- تعداد سربازان شاه از ما بیشتر است.

1021
01:22:27,360 --> 01:22:30,360
‫محض رضای خدا، پسرعمو،
‫تا رسیدن همه حرکت نکن.

1022
01:22:31,280 --> 01:22:32,960
‫بگذارید رد شود.

1023
01:22:41,120 --> 01:22:43,160
‫با پیشنهادات سخاوتمندانه ای
‫از طرف پادشاه آمده ام.

1024
01:22:44,200 --> 01:22:49,560
‫سر والتر بلانت، خوش آمدی.
‫ای کاش طرف ما بودی و نه دشمنان.

1025
01:22:50,120 --> 01:22:52,600
‫خدا جایگاه من را همین
‫گونه حفظ کند،

1026
01:22:52,720 --> 01:22:57,200
‫مادامی که پا از مرزهای وفاداری و انجام وظیفه
‫درازتر کردی و در مقابل پادشاه منتخب ایستادی.

1027
01:22:59,080 --> 01:23:05,160
‫اما اصل مطلب...پادشاه مرا فرستاده که
‫از شکایات شما خبردار شوم و ببینم...

1028
01:23:05,280 --> 01:23:09,920
‫...چرا در زمان صلح، چنین جنگ و
‫خشونتی راه می اندازید.

1029
01:23:10,040 --> 01:23:13,040
‫اگر پادشاه به هر شکلی کارهای
‫خوب شما را از قلم انداخته است،

1030
01:23:13,160 --> 01:23:15,360
‫از شما می خواهد که خواسته تان را
‫به زبان آورید و با نهایت سرعت...

1031
01:23:15,480 --> 01:23:17,760
‫...آن چه که می خواهید و مضاف
‫بر آن را محقق سازد،

1032
01:23:18,400 --> 01:23:23,640
‫و شما و هر آن که گمراهش کرده اید
‫را عفو کامل کند.

1033
01:23:24,400 --> 01:23:31,320
‫پادشاه لطف دارد. همه ما از قول هایی که
‫شاه می دهد و چگونه عملیشان می کند خبر داریم!

1034
01:23:31,560 --> 01:23:35,760
‫من و عمو و پدرم به او
‫سلطنتش را دادیم،

1035
01:23:36,600 --> 01:23:42,480
‫آن هم وقتی که تنها 26 نفر پشت خود
‫داشت و محبوب نبود و جایگاهی نداشت،

1036
01:23:42,600 --> 01:23:48,480
‫یک مجرم رهاشده و فقیر که دزدانه به خانه
‫برمیگشت و پدرم در ساحل از او استقبال کرد.

1037
01:23:48,600 --> 01:23:52,200
‫و هنگامی که به خدا قسم خورد و عهد
‫بست که فقط برای دوک لنکستر بودن بازگشته.

1038
01:23:52,320 --> 01:23:57,640
‫پدرم، با دلرحمی و دلسوزانه، قسم خورد که
‫او را یاری می کند و چنین هم کرد!

1039
01:23:58,520 --> 01:24:02,280
‫وقتی لردها و بارون های سرزمین
‫هواداری پدرم از او را دیدند،

1040
01:24:02,400 --> 01:24:05,080
‫یکی یکی زانو زدند.

1041
01:24:05,560 --> 01:24:08,160
‫خیلی زود، متوجه قدرت خود گردید.

1042
01:24:08,280 --> 01:24:11,000
‫عهدی که با پدرم بسته بود را
‫زیر پا گذاشت،

1043
01:24:11,120 --> 01:24:13,520
‫لازم دید که قوانین اشتباه
‫کشورش را اصلاح کند...

1044
01:24:14,320 --> 01:24:18,400
‫...و با این ظاهر، این نقاب عدالت،

1045
01:24:18,520 --> 01:24:20,280
‫قلب همه را از آن خود کرد...

1046
01:24:20,400 --> 01:24:22,240
‫برای شنیدن این ها نیامده ام.

1047
01:24:22,360 --> 01:24:24,320
‫پس می روم سر اصل مطلب.

1048
01:24:24,440 --> 01:24:28,960
‫کمی بعد، پادشاه را براندازی کرد.
‫بعدتر هم جان او را گرفت...

1049
01:24:29,080 --> 01:24:33,960
‫و بلافاصله، مالیات کشور را افزایش داد و
‫از فتوحاتم برای شرمنده کردنم استفاده کرد،

1050
01:24:34,080 --> 01:24:35,840
‫سعی کرد مرا با جاسوسان
‫به دام اندازد،

1051
01:24:36,480 --> 01:24:42,000
‫عمویم را از شورایش بیرون انداخت و در
‫خشم خود، پدرم را از دربار طرد کرد،

1052
01:24:42,120 --> 01:24:45,400
‫عهدشکنی پشت عهدشکنی،
‫خطا پشت خطا.

1053
01:24:45,520 --> 01:24:49,440
‫و در نتیجه، ما را واداشت که این
‫ارتش را برای امنیت خود بر پا کنیم،

1054
01:24:50,640 --> 01:24:53,600
‫و به محق سطنت بودنش شک کنیم،

1055
01:24:53,720 --> 01:24:57,240
‫سلطنتی که سست تر از آنست که
‫دوام آورد.

1056
01:25:02,560 --> 01:25:05,200
‫این پاسخ را به پادشاه
‫بازگردانم؟

1057
01:25:08,280 --> 01:25:12,960
‫خیر، سر والتر، مدتی
‫عقب نشینی می کنیم...

1058
01:25:13,080 --> 01:25:16,360
‫...و صبح اول وقت، عمویم
‫خواسته های ما را نزدش می آورد.

1059
01:25:18,000 --> 01:25:19,800
‫پس بدرود.

1060
01:25:24,240 --> 01:25:26,400
‫ای کاش بخشندگی و عشق را می پذیرفتی.

1061
01:25:27,160 --> 01:25:29,320
‫شاید چنین شود.

1062
01:25:29,960 --> 01:25:31,520
‫دعا می کنم بپذیرید.

1063
01:25:48,000 --> 01:25:51,200
‫خورشید با چه روی خونینی...

1064
01:25:51,320 --> 01:25:55,400
‫...بالای تپه پهناور می تابد.
‫رنگ از رخ روز رفته است،

1065
01:25:55,520 --> 01:25:58,000
‫گویی از ترس خشم خورشید!

1066
01:25:59,000 --> 01:26:02,320
‫باد جنوبی برای اعلام همین موضوع
‫ترومپت می نوازد.

1067
01:26:02,440 --> 01:26:04,720
‫پیش گویی می کند که روز
‫طوفانی و بادی ای باشد.

1068
01:26:05,840 --> 01:26:08,760
‫پس بگذار هوادار بازندگان باشد،

1069
01:26:09,480 --> 01:26:12,400
‫چرا که هیچ چیز به چشم
‫برندگان نامساعد نمی آید.

1070
01:26:14,000 --> 01:26:14,960
‫آه.

1071
01:26:20,600 --> 01:26:25,080
‫سلام، لرد ووستر.
‫درست نیست که...

1072
01:26:25,200 --> 01:26:28,160
‫...من و تو در شرایط فعلی
‫یک دیگر را ملاقات می کنیم.

1073
01:26:29,320 --> 01:26:32,920
‫شما به اعتماد ما خیانت کرده اید،

1074
01:26:33,040 --> 01:26:36,760
‫و ما را وادار کردید که جامه
‫راحتمان را از تن کنده...

1075
01:26:36,880 --> 01:26:40,640
‫...و دست و پایمان را بین فولاد
‫سخت له کنیم.

1076
01:26:41,800 --> 01:26:43,320
‫این درست نیست، لرد.

1077
01:26:44,000 --> 01:26:48,760
‫سرورم، اعتراض می کنم. من برای
‫دشمنی در پی این روز نبوده ام.

1078
01:26:49,120 --> 01:26:51,640
‫در پیش نبوده ای؟
‫پس چگونه فرا رسید؟

1079
01:26:52,040 --> 01:26:54,520
‫شورش پیش روی او بود و
‫او پیدایش کرد!

1080
01:26:55,040 --> 01:26:57,080
‫ساکت، حرّاف! ساکت.

1081
01:26:57,440 --> 01:27:00,200
‫باید به شما یادآور شوم، سرورم،

1082
01:27:00,440 --> 01:27:03,200
‫ما اولین و عزیزترین
‫دوستان شما بودیم.

1083
01:27:03,320 --> 01:27:06,520
‫برگرداندن شما به خانه کار من،
‫برادرم و پسرش بود...

1084
01:27:06,880 --> 01:27:10,240
‫...که جسورانه با خطرات آن زمان
‫مواجه گشتیم،

1085
01:27:10,360 --> 01:27:12,760
‫اما در مدتی کوتاه،

1086
01:27:12,880 --> 01:27:17,120
‫چنان سیل عظمتی بر شما بارید که
‫به راحتی تحت تأثیر قرار گرفتید و...

1087
01:27:17,840 --> 01:27:20,160
‫...عهدتان با ما در دانکستر را
‫فراموش کردید،

1088
01:27:20,560 --> 01:27:25,440
‫و ما شما را تغذیه کردیم و شما از ما
‫استفاده کردید، مانند فاخته ای بی رحم...

1089
01:27:25,560 --> 01:27:28,080
‫...که از گنجشک سوءاستفاده می کند...

1090
01:27:40,920 --> 01:27:42,160
‫به برادرزاده ات بگو...

1091
01:27:42,280 --> 01:27:44,280
‫...که شاهزاده ولز در کنار
‫تمام دنیا...

1092
01:27:44,400 --> 01:27:48,040
‫...هنری پرسی را تحسین می کند.
‫فکر نمی کنم مردی از او...

1093
01:27:48,160 --> 01:27:51,200
‫...شجاع تر یا جسورتر هم اکنون
‫زنده باشد.

1094
01:27:52,320 --> 01:27:56,560
‫درباره خودم هم...شاید
‫از شرمندگی چنین می گویم،

1095
01:27:56,680 --> 01:28:00,400
‫اما من مسئولیت هایم را
‫پشت گوش انداختم.

1096
01:28:00,520 --> 01:28:03,400
‫اما به هر حال در پیشگاه
‫اعلی حضرت، پدرم،

1097
01:28:04,440 --> 01:28:11,120
‫برای جلوگیری از تلفات بین طرفین، حاضرم اقبالم را
‫در یک مبارزه تک به تک با او امتحان کنم.

1098
01:28:15,240 --> 01:28:20,640
‫ما عاشق مردممان هستیم،
‫حتی آنان که پسرعمویت...

1099
01:28:20,760 --> 01:28:24,400
‫...گمراه کرده است،

1100
01:28:24,520 --> 01:28:28,080
‫اما اگر پیشنهاد سخاوتمندانه ما را بپذیرند،

1101
01:28:28,720 --> 01:28:32,320
‫هم او، هم تو، آنان، تک تک افراد...

1102
01:28:32,440 --> 01:28:35,560
‫...دوباره دوست من خواهند
‫بود...و دوست او.

1103
01:28:39,160 --> 01:28:42,720
‫پیشنهاد ما منصفانه است.
‫توصیه می کنم بپذیرید.

1104
01:28:51,800 --> 01:28:53,680
‫سر جان خودم شرط می بندم که
‫قبول نخواهد کرد.

1105
01:28:54,920 --> 01:28:55,880
‫خوب،

1106
01:28:57,160 --> 01:28:59,000
‫خدا یارمان،

1107
01:29:00,360 --> 01:29:03,280
‫چرا که هدف ما عدالت است!

1108
01:29:05,880 --> 01:29:10,440
‫سر ریچارد، پسرعموی من نباید از
‫پیشنهاد سخاوتمندانه و مهربان شاه خبردار گردد.

1109
01:29:10,560 --> 01:29:13,880
‫- اما باید بداند!
‫- در این صورت کار همه ما تمام است!

1110
01:29:14,000 --> 01:29:19,360
‫ممکن نیست، امکان ندارد که پادشاه پای
‫قولش مبنی بر دوستی با ما بماند.

1111
01:29:19,480 --> 01:29:22,720
‫شاید خطای پسرعموی من
‫فراموش گردد...

1112
01:29:22,840 --> 01:29:27,200
‫چرا که بهانه اش جوانی و
‫زودجوشی خواهد بود.

1113
01:29:27,320 --> 01:29:30,440
‫اما تمام اشتباهات او به گردن
‫من و پدرش خواهد افتاد.

1114
01:29:32,320 --> 01:29:37,720
‫ما او را شوراندیم و یاد دادیم از پادشاه
‫خشمگین باشد و بهایش را خواهیم پرداخت.

1115
01:29:37,840 --> 01:29:41,040
‫هر چه خواستی به او بگو.
‫من هم چنان خواهم گفت.

1116
01:29:47,520 --> 01:29:54,480
‫هال، اگر مرا در میدان نبرد دیدی، این گونه
‫کنارم بایست، نشانه دوستی است.

1117
01:29:54,840 --> 01:30:01,040
‫تنها یک غول می تواند چنین دوستی
‫برای تو باشد. دعایت را بخوان و بدرود گوی.

1118
01:30:01,160 --> 01:30:04,000
‫ای کاش وقت خواب بود، هال،
‫و همه چیز مرتب بود.

1119
01:30:08,880 --> 01:30:12,960
‫- تو به خدا یک مرگ بدهکاری!
‫- هنوز وقتش نرسیده!

1120
01:30:14,240 --> 01:30:16,480
‫اصلا دوست ندارم قبل از زمان
‫موعود این بها را بپردازم!

1121
01:30:27,760 --> 01:30:32,200
‫- عمو! چه خبر؟
‫- پادشاه به زودی با تو وارد جنگ می شود.

1122
01:30:32,320 --> 01:30:36,520
‫- ظاهرا هیچ بخشندگی ای در شاه نیست.
‫- تو که خدای نکرده التماس نکردی؟

1123
01:30:36,840 --> 01:30:39,000
‫شاهزاده ولز در مقابل شاه
‫پا پیش گذاشت...

1124
01:30:39,440 --> 01:30:41,680
‫...و تو را به مبارزه تک به تک
‫دعوت کرد، پسرعمو.

1125
01:30:42,080 --> 01:30:44,840
‫لحن دعوتش چگونه بود؟
‫به نظر تحقیرآمیز می نمود؟

1126
01:30:44,960 --> 01:30:49,680
‫به جان خودم سوگند که خیر. تا کنون ندیده بودم
‫کسی متواضعانه تر دیگری را به چالش بکشد.

1127
01:30:50,200 --> 01:30:53,400
‫پسرعمو، فکر می کنم فریب
‫حماقت او را خورده ای.

1128
01:30:56,480 --> 01:30:59,560
‫آماده باشید، سریع تر آماده شوید!

1129
01:30:59,680 --> 01:31:03,600
‫و آقایان، سربازان، دوستان...

1130
01:31:03,720 --> 01:31:08,520
‫لحظه ای به کاری که باید بکنید فکر کنید
‫چرا که به من استعداد چرب زبانی و...

1131
01:31:08,640 --> 01:31:11,520
‫...روحیه دادن
‫داده نشده!

1132
01:31:12,000 --> 01:31:14,960
‫هر کس تمام تلاشش را بکند!

1133
01:31:17,000 --> 01:31:19,840
‫یک هری در برابر هری دیگر،
‫اسب در برابر اسب،

1134
01:31:20,600 --> 01:31:24,920
‫به هم می تازیم و جدا نمی شویم تا
‫وقتی یکی از ما جان ببازد!

1135
01:32:29,120 --> 01:32:30,520
‫تو که هستی؟

1136
01:32:33,000 --> 01:32:36,320
‫سر والتر بلانت.
‫این هم افتخار تو.

1137
01:32:41,760 --> 01:32:46,880
‫- من مثل سرب مذاب داغ و سنگینم!
‫- شمشیرت را به من بده!

1138
01:32:47,000 --> 01:32:49,840
‫پس خدا گلوله سربی را از من دور نگه دارد،
‫وزنی مضاف بر دل و روده خودم لازم ندارم!

1139
01:32:49,960 --> 01:32:52,800
‫چرا معطل ایستاده ای؟
‫شمشیرت را به من بده.

1140
01:32:52,920 --> 01:32:54,920
‫هال، التماس می کنم، به من
‫وقت نفس کشیدن بده.

1141
01:32:55,400 --> 01:32:58,600
‫تاکنون هیچ کس به اندازه
‫امروز من قهرمانانه نجنگیده!

1142
01:32:58,720 --> 01:33:00,920
‫خدمت پرسی رسیدم،
‫کارش را ساختم.

1143
01:33:01,040 --> 01:33:05,280
‫او زنده است و در پی کشتن توست.
‫لطفا، شمشیرت را به من بده.

1144
01:33:05,400 --> 01:33:08,520
‫نه، هال، به خدا قسم می خورم! اگر
‫پرسی زنده باشد، شمشمیر مرا نخواهی داشت...

1145
01:33:08,640 --> 01:33:11,440
‫- ...اما تفنگم را بگیر.
‫- بده به من.

1146
01:33:11,560 --> 01:33:14,280
‫- در جلد قرار دارد؟
‫- بله، هال، داغ است، داغ است.

1147
01:33:14,400 --> 01:33:16,600
‫آن سلاح یک شهر را
‫غرق می کند!

1148
01:33:16,720 --> 01:33:20,360
‫الان وقت شوخی و مزاح است؟

1149
01:33:49,040 --> 01:33:50,400
‫هری!

1150
01:33:51,040 --> 01:33:53,480
‫هری، عقب نشینی کن!
‫بیش از حد خون از دست دادی.

1151
01:33:53,600 --> 01:33:56,920
‫- لرد جان لنکستر، با او برو.
‫- من نه، سرورم، مگر این که من هم خون ریزی کنم!

1152
01:33:57,440 --> 01:34:03,200
‫التماس می کنم، اعلی حضرت، پیشروی کنید
‫که مبادا عقب نشینی شما مایه دلسردی ارتشتان گردد!

1153
01:34:03,320 --> 01:34:05,520
‫چنین می کنم. او را به
‫خیمه اش ببرید.

1154
01:34:06,480 --> 01:34:08,400
‫به پیش! فقط...

1155
01:35:32,920 --> 01:35:37,280
‫اگر اشتباه نکرده باشم، تو
‫هری مونماوتی.

1156
01:35:39,240 --> 01:35:41,720
‫جوری سخن می گویی که انگار
‫نام خود را انکار می کنم.

1157
01:35:42,320 --> 01:35:43,920
‫نام من هری پرسیست.

1158
01:35:44,280 --> 01:35:47,320
‫پس دارم شورشی شجاعی
‫با این اسم را می بینم.

1159
01:35:48,040 --> 01:35:54,000
‫من شاهزاده ولزم و پرسی، دیگر فکر
‫نکن می توانی در عظمت من شریک باشی!

1160
01:35:55,000 --> 01:35:58,440
‫در یک مدار جای دو ستاره نیست.

1161
01:35:59,120 --> 01:36:00,960
‫گل گفتی، هال.

1162
01:36:24,480 --> 01:36:27,640
‫عجل یکی از ما فرا رسیده است،

1163
01:36:27,760 --> 01:36:30,440
‫فقط ای کاش شهرت تو در جنگاوری
‫به پای من می رسید!

1164
01:36:31,040 --> 01:36:33,840
‫آوازه ام وقتی از تو جدا
‫گردم، فراتر خواهد رفت...

1165
01:36:34,800 --> 01:36:40,120
‫...و از تمام گل های افتخار روی کلاه خودت
‫برای سر خودم تاج گلی خواهم ساخت!

1166
01:36:40,240 --> 01:36:42,360
‫دیگر نمی توانم غرور تو را
‫تحمل کنم.

1167
01:37:31,360 --> 01:37:35,800
‫هری، تو جوانی مرا از
‫من دزدیده ای.

1168
01:37:41,560 --> 01:37:43,320
‫پرسی،

1169
01:37:44,720 --> 01:37:47,160
‫تو...

1170
01:37:47,280 --> 01:37:49,280
‫...خاک می شوی...

1171
01:37:49,400 --> 01:37:52,560
‫...و خوراکِ...

1172
01:37:56,640 --> 01:38:00,120
‫خوراک کرم ها، پرسی شجاع.

1173
01:38:04,240 --> 01:38:06,400
‫خدا نگه دار، شجاع دل.

1174
01:38:12,520 --> 01:38:16,760
‫ببین جاه طلبی بدخواهانه
‫چه به روز تو آورد،

1175
01:38:19,200 --> 01:38:23,080
‫وقتی در این جسم جان بود،

1176
01:38:23,200 --> 01:38:26,360
‫یک سرزمین برای نگاه داشتنش
‫بیش از حد کوچک بود،

1177
01:38:27,360 --> 01:38:29,120
‫و حالا...

1178
01:38:30,680 --> 01:38:33,520
‫...دو قدم از رنجورترین
‫زمین ها هم...

1179
01:38:33,640 --> 01:38:35,600
‫...جای کافی دارد.

1180
01:38:41,080 --> 01:38:42,480
‫بدرود.

1181
01:39:09,520 --> 01:39:11,800
‫دوست قدیمی،

1182
01:39:14,960 --> 01:39:17,800
‫این همه گوشت نمی توانست
‫کمی جان در خود نگه دارد؟

1183
01:39:21,120 --> 01:39:23,680
‫ترجیح می دادم سرباز بهتری را
‫از دست بدهم تا تو.

1184
01:39:26,200 --> 01:39:28,040
‫جک بیچاره،

1185
01:39:34,400 --> 01:39:35,800
‫بدرود.

1186
01:39:42,840 --> 01:39:45,440
‫به زودی تو را خلاص می کنم،

1187
01:39:47,080 --> 01:39:49,920
‫تا آن زمان، در خون خودت...

1188
01:39:51,160 --> 01:39:53,880
‫...کنار پرسی شریف بمان.

1189
01:40:12,960 --> 01:40:14,720
‫خلاص؟

1190
01:40:16,640 --> 01:40:21,680
‫اگر امروز مرا خلاص کنی، اجازه می دهم
‫فردا مرا نمک سود کنی و بخوری.

1191
01:40:24,440 --> 01:40:28,000
‫شجاعت غالبا احتیاط است،

1192
01:40:29,920 --> 01:40:32,840
‫که با همان بخش غالب،
‫من جان خود را نجات داده ام!

1193
01:40:39,840 --> 01:40:43,800
‫لعنت، اگرچه این پرسی حیرت انگیز
‫مُرده است، از او می ترسم.

1194
01:40:47,000 --> 01:40:49,840
‫اگر او هم تظاهر کرده باشد و
‫از جا برخیزد چه؟

1195
01:40:50,480 --> 01:40:54,280
‫می ترسم که او بازیگر
‫بهتری از آب در بیاید.

1196
01:40:56,440 --> 01:41:02,200
‫بنابراین، از مرگش اطمینان حاصل
‫می کنم و قسم می خورم او را کشته ام.

1197
01:41:04,600 --> 01:41:06,960
‫چرا نتواند درست مثل من
‫از جا برخیزد؟

1198
01:41:16,560 --> 01:41:19,080
‫فقط شاهدی عینی می تواند
‫جلوی مرا بگیرد،

1199
01:41:21,920 --> 01:41:24,120
‫و هیچ کس مرا نمی بیند.

1200
01:41:24,240 --> 01:41:28,200
‫بنابراین، مردک، با زخمی جدید...

1201
01:41:38,520 --> 01:41:40,760
‫...تو با من می آیی.

1202
01:41:55,280 --> 01:41:57,560
‫ووستر بدسگال،

1203
01:41:58,520 --> 01:42:02,880
‫مگر برای همه شما بخشندگی و عفو و
‫عشق به ارمغان نیاوردیم؟

1204
01:42:03,000 --> 01:42:06,320
‫اگر درستکارانه حقیقت مذاکرات
‫بین سپاهمان را گزارش می دادی،

1205
01:42:06,440 --> 01:42:11,400
‫ارلی شریف و بسیاری دیگر
‫هم اکنون زنده می بودند.

1206
01:42:13,120 --> 01:42:17,040
‫برای امنیت خودم وادار
‫به این کار شدم!

1207
01:42:18,400 --> 01:42:20,280
‫ووستر را اعدام کنید.

1208
01:42:22,280 --> 01:42:24,480
‫ورنون را هم همین طور.

1209
01:42:27,800 --> 01:42:30,600
‫درباره دیگر شورشیان، تصمیم خواهیم گرفت.

1210
01:42:39,080 --> 01:42:41,880
‫- مگر به من نگفتی این مرد چاق مرده؟
‫- ها؟

1211
01:42:47,320 --> 01:42:50,360
‫گفتم. خودم دیدم که مُرده!

1212
01:42:52,360 --> 01:42:55,920
‫زنده ای؟ آن چه که به نظر
‫می آید نیستی.

1213
01:42:56,040 --> 01:43:01,480
‫الحق که این طور است، من کس دیگری نیستم،
‫اما اگر جک فالستف نباشم، مرد نیستم!

1214
01:43:04,960 --> 01:43:07,920
‫آن هم پرسی.

1215
01:43:10,760 --> 01:43:16,920
‫اگر پدرت به من افتخاری ببخشد که هیچ،
‫اما اگر نبخشد، خودش پرسی بعدی را بکشد!

1216
01:43:18,480 --> 01:43:22,000
‫در پی ارل یا دوک شدن
‫هستم، مطمئن باشید.

1217
01:43:25,160 --> 01:43:27,440
‫چرا...

1218
01:43:27,560 --> 01:43:31,920
‫من شخصا پرسی را کشتم و
‫دیدم که تو مُرده بودی!

1219
01:43:33,280 --> 01:43:37,720
‫واقعا؟ خدایا، خدایا، مردم
‫چه دروغگو شده اند!

1220
01:43:39,240 --> 01:43:42,760
‫قبول می کنم که زمین افتاده بودم و
‫نفس کم آورده بودم و او نیز به همین صورت،

1221
01:43:42,880 --> 01:43:47,720
‫اما هر دو در یک لحظه بلند شدیم و
‫یک ساعت با هم جنگیدیم.

1222
01:43:50,040 --> 01:43:51,880
‫اگر باورم می کنید که هیچ.

1223
01:43:52,000 --> 01:43:56,640
‫اگر نه، باشد که آنان که شجاعت را پاداش
‫می دهند، غرق در عذاب وجدان گردند.

1224
01:44:00,080 --> 01:44:03,480
‫به جانم قسم می خورم، من
‫این زخم را به پایش زدم.

1225
01:44:05,080 --> 01:44:06,400
‫اگر این مرد زنده بود و
‫تکذیب می کرد،

1226
01:44:06,520 --> 01:44:09,480
‫لعنت، با شمشیرم کارش را می ساختم!

1227
01:44:10,600 --> 01:44:13,640
‫این عجیب ترین داستانیست که
‫تاکنون شنیده ام.

1228
01:44:17,000 --> 01:44:19,840
‫برادر جان، این فرد هم
‫عجیب ترین انسان است.

1229
01:44:37,080 --> 01:44:39,040
‫بیا.

1230
01:44:39,360 --> 01:44:42,520
‫بارت را شرافتمندانه پشتت بکش.

1231
01:44:43,600 --> 01:44:48,120
‫اگر دروغ به تو کمکی می کند،
‫کاری که از من ساخته است...

1232
01:44:49,280 --> 01:44:52,200
‫...این است که آن را به زیباترین
‫سخنان مزین کنم!

1233
01:44:55,240 --> 01:44:59,360
‫بیا، برادر، بیا تا به بالای تپه برویم...

1234
01:45:01,280 --> 01:45:04,280
‫...و ببینیم کدام دوستان زنده و
‫کدامین مُرده اند.

1235
01:45:07,480 --> 01:45:10,560
‫در اولین نبردت، شجاعانه
‫خودت را ثابت کردی.

1236
01:45:21,280 --> 01:45:25,040
‫من هم دنبال شما می آیم،
‫برای پاداش.

1237
01:45:27,760 --> 01:45:30,320
‫خدا آن که مرا پاداش
‫می دهد، پاداش دهد.

1238
01:45:32,320 --> 01:45:35,480
‫اگر به جلال و جبروت
‫برسم، لاغرتر می شوم...

1239
01:45:35,600 --> 01:45:39,160
‫...چرا که پرهیز می کنم و
‫نوشیدن را کناری می گذارم.

1240
01:45:40,560 --> 01:45:45,120
‫و آن جور که یک مرد اصیل
‫می باید، پاک زندگی می کنم.

1241
01:46:05,760 --> 01:46:07,720
‫میدان نبرد در چه حال است؟

1242
01:46:09,760 --> 01:46:14,280
‫پیروزی از آن ماست!

1243
01:46:17,880 --> 01:46:21,200
‫شورش همیشه چنین به پایان می رسد!

1244
01:46:31,320 --> 01:46:33,280
‫«شورش»...

1245
01:46:35,040 --> 01:46:37,760
‫...اگر نبردی به سان نبرد امروزمان را ببیند،

1246
01:46:39,080 --> 01:46:43,280
‫در این سرزمین از بین
‫خواهد رفت!

1247
01:46:45,280 --> 01:46:55,280
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M